مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













خدایا شکرت و صد هزار مرتبه شکرت چگونه سپاسگزاری کنم از این مسیر زیبایی که مرا در آن قرار دادهای ,چگونه برای این همه نعمت مراتب قدردانی ،بندگی و عبودیت خودم را به درگاهت تقدیم کنم
خدایا شکرت هر بار درخواست وجواب سوالم را روشنتر و شفافتر از قبل آشکار میکنی.
در فهم معنی تسلیم سردرگم بودم.ترس، عدم شجاعت در برخورد با مشکلات،تنبلی، سخت بودن درخواست را با تسلیم بودن در برابر خدا قاطی کرده بودم.
پروردگار عزیزم مولای من نعمت واقعی را به آن بندهای عطا کرده ای که اهل تفکر باشد اهل تعمق باشد
بنده ای که مرزها را بشناسد مرز تسلیم نشدن در برابر سختی ها و تسلیم محض بودن در برابر خدا .
تشخیص این مرز یعنی همه چیز. نباید در برابر مشکلات تسلیم شد اما در برابر خدا باید تسلیم محض بود جمله ساده است اما فهمیدنش و درک کردنش از دست بندگان با ایمان و عمل صالح بر می آید.
همان مرزی است که بندگان تو آن را به اشتباه میگیرند در مسیر افراط و تفریط قرار میگیرند و بعد هم تقصیر را به گردن تو می اندازند که من تسلیم بودم اما خدا برایم نخواست
نه تو تسلیم نبودی تو تسلیم در برابر مشکلات بودی
تو سرخم فرود آوردی در برابر مشکلاتی که خدا در پیش پایت گذاشت برای آنکه قویتر شوی برای آنکه خواسته جدید در تو متولد شود برای آنکه مسیرت را اصلاح کنی تو باید بفهمی که تسلیم در برابر خدا و تسلیم در برابر سختیها و مشکلات دو مسیر متفاوتند
هر کدام مرزی دارند این مرز را باید تشخیص دهی اگر میخواهم نتیجه خوب بگیرم اگر میخواهم مزه لذت تسلیم در برابر پروردگار تمام وجوم را سرشار از طعم خوش ایمان کند
با آنکه سالهاست هر روز زمزمه میکنم که در برابر خدا تسلیمم اما اعتراف میکنم تشخیص ندادم و خیلی اوقات دربرابر سختیها و مشکلات تسلیم بودم نه در برابر خدا
مثلا وقتی که تصمیم گرفتم بدلیل عدم علاقه ، محیط کار خودم را عوض کنم خیلی با این مسئله درگیر بودم که چه باید بکنم من فقط خواسته ام را تقدیم درگاه الهی کنم ودیگرهیچ حرکتی نکنم یا آنکه درخواستم را به مقام بالاتر بگویم و از افرادی که نفوذ دارند تقاضا کنم
گاهی خودم را سرزنش میکردم که این خارج از مسیر تسلیم است تو داری در مقابل بندگان خدا دست و پا می زنی
اما حالا میبینم نه باید تلاش میکردم اما در تلاشم هیچ بندهای را صاحب قدرت ندانم و همواره به یاد داشته باشم که هر کاری به دست پر قدرت پروردگارم انجام میشود حتی آن کاری که علی الظاهر توسط بندگان خدا انجام شده است و تسلیم هم در اینجا معنی اش این بود که این پیگیریها را با آرامش با اطمینان قلبی با واگذاری نتیجه به خدا انجام دهم خودم را از نگرانی و از استرس و از شرک دور کنم و باور کنم که نتیجه هرچه باشد همان خواست خداست و صلاح من است.
آری باید مرزها را تشخیص داد باید از افتادن در دام اشتباه خودداری کرد نباید در برابر مشکلات کوتاه آمد اما در برابر خدا هرچه فروتن و خاشع باشی باز هم کم است
معیار تشخیص چیست چگونه بفهمم کجا باید تسلیم بود کجا نباید تسلیم بود ؟
معیار احساس من است وقتی در برابر مشکلات تسلیم نیستم و در پی حل آنها هستم و در حال پیگیری هستم در حال تلاش هستم اما احساسم خوب است نگران نیستم و توقع قلبی از دیگران ندارم و تلاش و پیگیریها را با آرامش انجام میدهم و نگران نتیجه نیستم و نتیجه را به خدا واگذار کرده ام یعنی من در مسیر درست هستم از امروز باید این آینه راه من باشد انفعال بی حرکتی تنبلی و نزدن به دل مشکلات و سختیها با صراط تسلیم بودن در برابر خدا خیلی فاصله دارد باید حواسم جمع باشد اشتباه نکنم و بعد هم تقصیر را به گردن خدا بیندازم
با سلام خدمت استاد جان و خانم شایسته عزیز و تشکر برای تمام زحماتی که برای ما می کشند
و این آگاهی های ناب جهان هستی
خدارو شکر من یه تایم از زندگیم بخاطر شرایط بدی که داشتم داشتم تسلیم مشکلات می شدم می گفتم فلانی که به فلان موقعیت رسیده پدرش داشته یا رانت داشته یا ….ولی از یه جایی گفتم این که نمیشه چون پدر من این کاره بوده منم باید باشم نه قبول نمی کنم و شروع کردم و آرام آرام اتفاقات شروع به تغییر کرد راحت هم نبود چون باید بها پرداخت می شد و یاد می گرفتم و به تضاد ها می خوردم تا خودم و خدا رو و اون جنس صحبت کردن باهام رو می فهمیدم و هدایت می شدم و حالا که دارم به گذشته خودم فکر می کنم به این درکی که الان به جهان برسم هیچ راهی نداشت بغیر از کتاب های الکترونیک هیچ محصولی هم هنوز نتوانستم بخرم ولی داخل فایل های دانلودی راهم رو فهمیدم و بلد شدم شکر خدا و یه مثال هم بزنم وقتی می خوای کاری رو یاد بگیری مثلا در مکانیکی روز اول که شاگردی پیش یه استاد کار که کل ماشین رو بلد نیستی اصلا نحوه آچار دست گرفتن رو بلد نیستی باز می کنی پیچ اضاف میاری یا کم یا جای پیچ و مهرهارو اشتباه می بندی اینقدر به حرفای استاد باید گوش کنی و عمل کنی تا یاد بگیری قوانین زندگی هم همینه ما که از روز اول نمی دونستیم جهان قانون داره الان تازه داریم یاد می گیریم هر چقدر روی خودمون کار کنیم و عمل کنیم یاد می گیریم و عجله عجله عجله نکنیم و بذاریم تکاملمون طی بشه بخدا می رسیم به هر آنچه می خواهیم خودمون رو با هدفی که داریم هم جهت کنیم و بذاریم جهان کارش رو بکنه خدایی که ما داریم مالک کل کیهان هست اصلا خودشه حالا که همه چیه خودشه ما می خوایم از این انرژی چه چیزی رو برای خودمون برداشت کنیم و شکل بدیم به شکل ثروت رابطه عالی سلامتی و ….
پس اعتماد کنیم بهش و دس و پاش رو با افکار قدیمی خودمون نبندیم بذاریم کارش رو بکنه به هر آنچه که می خوایم می رسیم
در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام خدای مهربان و هدایتگر
سلام به استاد عزیزم ومریم جان دوستان هم مداریم
خدا را شکر بابت این فایل های زیبا
گام 11تسلیم شدن در برابر خداوند یا تسیلم شدن در برابر مشکلات
چقدر زیبا ،چقدر زیبا
ما باید همیشه تسلیم باشیم در برابر خداوند متعال
ونشانه اش آرامش قلبی
ولی نباید در برابر مشکلات تسلیم شد وباید راهکاری پیدا کنیم و خداوند کمک میکنه به ما
تمرین برای دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”
تجربیاتی را به یاد بیاورید و در بخش نظرات این قسمت بنویسید که:
به جای تسلیم شدن در برابر هر شکلی از مسائل و مشکلات، تصمیم گرفتید روی هدایت های خداوند حساب کنید و با اینکه ایده ی کاملی از حل آن مسئله نداشتید، اولین قدم را با این جنس از توکل بر داشتید که: “خدایم با من است و قطعا من را هدایت خواهد کرد”. سپس هدایت ها یکی پس از دیگری آمد. حتی از جاهایی که هرگز فکرش را نمی کردید. در نهایت نه تنها آن مسئله حل شد بلکه ایمانی در شخصیت شما ساخته شده که: توانایی روبرو شدن با مسائل، جسارت برای حل آنها و رشد دادن ظرف وجودتان از این طریق را به شما می آموزد. ایمانی که هر بار به شما این اطمینان را می دهد: اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است
تجربه من در کارم در مرکز ماساژ م :
من به خاطر اینکه هم مربی یوگا بودم وهم مرکز ماساژ داشتم وهم خونه وزندگی و بچه
خیلی سرم شلوغ بود تو مرکز ماساژ ،به خدا گفتم ،خدایا یه کسی بفرست برام که بیاد کمکم کنه به غیر از منشیم وخداوند کسی رو برام فرستاد و کمکم میکرد وبعد از مدتی یک نفر اومد چند ماهی بود ولی از کارش ناراضی بودم خودش بهونه آورد و دیگه نیومد.تا اینکه یه نفر دیگه اومد و کار و شروع کرد و مدتی پیش من کار کرد و کارش هم خوب بود تا اینکه گفت حقوقم زیاد کن ،من فقط بعد از ظهر ها میام وبهونه های دیگه و….
منم اولش مقاومت کردم ولی بعد از مدتی دیگه بهش زنگ نزدم خودش پشیمون شد و گفت هر چی باشه میام من احتیاج دارم به پول وسعی کردم خودم بیشتر کار پیش ببرم .دوست داشتم مشتری هام راضی باشن…
واین تجربه من بود در ماساژ
وبرای کلاس های یوگام ،که در مساجد و پایگاه ها بود دادم به شاگردم و فقط سالن و پارک من به عهده گرفتم
که بتونم به مشق های پسرم و زندگیم برسم .
وتوکل بر خدا
با وجود اینکه خیلی از چیزها را شاگردهام یاد گرفتن از من متوجه میشدم خیلی وقت ها دارن منو دور میزنن ولی به خودم گفتم ،من مسیر درست میرم ،خدا بزرگه .
وتوکل کردم به خدا
ممنون استاد جون
در پناه خدا
وتوکل کردم به خدا
به نام خداوند مهربان وهدایتگر
سلام
تسلیم در برابر خداوند
الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ (3) بقره
(متّقین) کسانى هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پاى مى دارند و از آنچه به آنان روزى داده ایم، انفاق مى کنند.
این فایل یکی از بهترین و ارزشمندترین فایل های رایگان استاد عباسمنش هست ، و البته راز موفقیت استاد در همین موضوع هست یعنی هرجا که توحیدی عمل کرده ، موفقیت حاصل شده و درهای موفقیت و برکت بسوی او باز شده .
تسلیم بودن در برابر خداوند، یعنی اینکه بطور غیرمنتظره با چالش بزرگ مواجه بشی ولی تو آرام باشی ، ساکت باشی، و همچنان در احساس خوب بمانی ، چرا، ؟؟؟
چون ایمان به غیب داری چون ایمانی داری نیروی هست برتر که تو بهش اعتماد داری که حتما کمک خواهد کرد، یعتی ایمان به غیب داشتن، و دراین صورت هست که آرامش می آد و احساس خوب حفظ میشه .
هربار که به خدا توکل می کنیم و طبق قانون کمک را دریافت می کنیم ایمان ما به خداوند قویتر میشه ، و بیشتر مشتاق تر میشیم از این نیرو استفاده کنیم.
علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس
سلام
جلسه دوازدهم مهاجرت به مدار بالاتر
. تسلیم بودن در برابر خدا یعنی من ایمان دارم یک نیرویی برتر از کل جهان، من رو خلق کرده و من رو هدایت میکنه به شرطی که بهش توکل کنم، ازش درخواست کمک کنم، بهش ایمان و باور داشته باشم، اون من و به مسیرها و شرایط و آدم های درست هدایت میکنه.
*(روز چهارشنبه 20 فروردین 1404 با مبینا رفتیم فرودگاه کرمانشاه و ایستگاه قطار. خیلی حس خوبی بود اولین قدم برای تغییر و متفاوت بودن امسال نسبت به سال های گذشته رو برداشتم. خداروشکر که در مدارش بودم و چقدر برام بدیهی شد بودن تو اون فضا. انشاءالله به زودی برام باورپذیر باشه که سوار هواپیما بشم خدایا من از تو میخوام چطوریش رو نمیدونم ولی من از تو میخوام که هدایتم کنی به زندگی مستقل به شغلی که همش تو هواپیما و سفر و در حال رفت و آمد باشم. شغلی که پتانسیل درونی من و آشکار کنه. خدایا من ازت میخوام که هدایتم کنی که خونه مستقل خودم رو با تمام امکانات داشته باشم. خدایا من ازت میخوام با آدم های خوب و با لول در ارتباط باشم. خدایا من ازت میخوام از لحاظ مالی بی نیاز بشم. خدایا من ازت میخوام که بتونم باورهام رو درست کنم. خدایا من خواستم و اینجا هم ثبت کردم میدونم که هدایتم میکنی. فقط امیدوارم به الهاماتم عمل کنم. من به هر خیری که از سمت تو میاد، به شدت نیازمندم.)🪂🪂
.تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ بده به خواسته های ما. هر کدام از احساس های نگرانی، ترس، شرک یعنی تسلیم نیستیم. تسلیم کسیه که حالش خوبه چون اعتماد داره به خدا. چون میدونه وقتی خودش رو رها میکنه، میپره بغل خدا.
.این تسلیم بودن، استقامت، توکل و ادامه دادن میخواد اما هر چی که بیشتر سعی کنی، بیشتر نتیجه میگیری.
.تسلیم در برابر مشکلات نشدن یعنی اگه مشکلی پیش میاد، میگی من به کسی وابسته نیستم و برای بودن اون آدم و پروژه، به کسی باج نمیدم. این بره، خداوند بهتر از این رو میاره برام. من فقط به خدا وابسته م. این آدم بره خدا که نمیره اون همیشه هست.
.مشکل و تضاد که برات پیش میاد، به نگاه بازی و حل معما بهش نگاه کن. به خودت بگو ببینم میتونم این مسئله رو حل کنم.
.مسائل زندگیت رو با این نگاه مثبت که من میخوام مثل بازی حلش کنم، حل کن. به مسائل طوری نگاه کن که بذاره به چالش ت بکشه تا بزرگ بشی و کلی اعتماد به نفست بالاتر بره.
.تضادها و چالش هایی که بهش برمیخوری، چیزهای بدی نیست. مسائلیه که اگه حلش کنی، بزرگتر میشی، ثروتمندتر میشی، رشد میکنی. اگه حلش نکنی کوچیک میمونی. اگه این کار رو انجام بدی، برای مسائل دیگه میتونی ازش استفاده کنی.
سلام
گام 12 پروژه مهاجرت به مدار بالاتر:
برداشت من از این فایل این بود که ما همه به خداوند نیاز داریم و قدرت مطلق جهان هستی در دستان خداونده ، خداست که سرپرست ماست ، خداست که ما رو هدایت میکنه و تمام امور رو در دست داره و تنها وقتی که من صد در صد زندگیم رو بسپرم بهش میتونم با خیال راحت زندگی کنم البته شاید هیچ وقت نشه که ما تمام و کمال تسلیم خداوند باشیم اما همین که در مسیر باشیم و هر بار سعی کنیم بهتر عمل کنیم و قدم برداریم خدا هزاران برابر ما قدم بر میداره و راه رو هموار میکنه. یه نکته دیگه این بود که کسی که شرک داره؛ میترسه ، عجله داره ، فکر میکنه دیگه فرصت نیست و به کمبود ها فکر میکنه، ناراحت و غمیگنه و… نمیشه گفت که اون آدم تسلیم خداست. چون وقتی این باورهای محدود کننده هست یعنی باور به خدا توی وجود ما کمتره که داریم به این مسائل فکر میکنیم و بهشون اهمیت میدیم.
من یک سال و خورده ای هست که دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم و سعی میکنم بهش عمل کنم ولی همیشه سختم بود که روزه های زمان دار 3-4 روزه بگیرم اما این دفعه به خدا گفتم من نمیتونم، من واقعا تسلیمم، من عاجزم، تو میتونی. و خیلی راحت شدم از وقتی این هارو توی ذهنم مرور کردم و الان روز دوم روزه هستم و هیچی به جز آب نخوردم توی این دو روز ، قبلا امکان نداشت که من به این راحتی برسم به روز دوم و خیالم راحت باشه، همیشه تو سرم پر از فکر غذا و پرخوری و وعده ی بعدیم بود اما فهمیدم اینم یه نوع شرکه که من قدرت رو بدم به غذا و اشتهام! چون تو ذهن من این بود که من وقتی فکر لعزش و خوردن و تقلب بیاد سراغم دیگه هیچ اراده ای از خودم ندارم چون غذا و فکرش از قدرت من خیلی خیلی بیشتره و عین یه هیولا میاد و کل ذهنمو پر میکنه از طعم و مزه و لذت خوردن و اون لحظه من هیچ تصمیمی نمیتونم بگیرم و این غذاست که برای من تصمیم میگیره. خب اینم شرک به خداست وقتی من به غذا قدرت میدم معلومه که هر بار تو ذهنم بزرگ تر میشه و مقابله باهاش دشوار تر، پس من اومدم این شرک رو در وجودم شناسایی کردم و دارم هر بار که با غذا مواجه شدم بهتر عمل میکنم که این نشونه های باور های توحیدی منه و از خدا میخوام هدایتم کنه به راه آسون. من باید آسون به هدفام برسم، وظیفه ام رو هم دارم به خوبی انجام میدم که حال خوب داشتنه و بقیه اش سهم خداست. خودت باید انقدر به من از نعمت هات بدی که بی نیاز بشم باید بهم ثروت و سلامتی و روابط عالی و موقعیت ها و فرصت های عالی بدی چون تو بخشنده ترینی، تو وهابی، تو رزاقی. خدا تو باید منو آسون کنی برای آسونی ها.
…..
بخش بعدی هم که درباره ی تجربه استاد با چالش دوره های تندخوانیشون بود خیلی به من کمک کرد چون یه چالشی هم برای من پیش اومده این چند وقته و با این تجربه استاد تونستم جزء به جزء چالش خودم رو با باور “الخیر فی ما وقع” تو ذهنم مرور کنم و آروم شم و بگم من قراره با حل کردن این مسئله بزرگ تر شم ، اگه ازش فرار کنم همینطور کوچولو می مونم ولی من به دنبال نعمت های بیشترم پس توکل میکنم و قدم برمیدارم ، مثل یه بازی بهش نگاه میکنم که از مسیرش قراره کلی درس بگیرم. همین
خدایا شکرت
ممنونم استاد و تیم عزیز سایت
به نام خداوند بخشنده و مهربانم به نام خداوند روزی رسانم خدایا من حل تمام مسائلم را به تو میسپارم
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم
تفاوت بین تسلیم بودن در برابر خداوند و
تسلیم بودن در برابر مسائل به نظر من در اینکه
وقتی تسلیم خداوند میشی از قدرت خداوند قدرت میگیری و به راحتی و با ایمان مسائل را بهش میسپاری و نتیجه مثبت میبینی
اما وقتی تسلیم مسائل میشی ذهن نجواهاش بلند میشود و تو را ضعیف و دلسرد و ناامید میکند و مسائل ات حل نمیشود که هیچ گره هم میخورد
پس بهتر ست که در براب قدرت و عظمت خداوند تسلیم بودنمون رو اعلام کنیم و بگیم خدایا من ناتوانم تو قدرته مطلقی پس با قدرتت بیا به زندگی و کسب و کارم
و چقدر شیرین میشود نتیجه این تسلیم بودن و ایمان و اعتماد داشتن به خدای مهربان
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای تمام روشناییها در زندگیم
در پناه خداوند مهربان باشین
به نام هو خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه مهاجرت به مدار بالاتر _ گام دوازده 12 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این گام دوازدهم، که در رابطه با موضوع : ” تفاوت « تسلیم بودن دربرابر خداوند » با « تسلیم شدن دربرابر مسائل » ” هست، چندین بار این فایل رو گوش کردم، و نکات و آگاهیهای جدیدی رو ازش دریافت کردم، اما این بار میخوام با گوش کردن مجدد این فایل، هم آگاهیهای جدید و متفاوتی ازش دریافت کنم، و هم اینکه این بار از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که بتونم به بهترین شکل ممکن ردپام رو به ثبت برسونم.
همون اول فایل متوجه شدم، که تفاوت ” تسلیم ” بین این دو تا جمله، از زمین تا آسمون هست، داخل سایت اینها نوشته بود، اما میخوام بازم برای خودم بنویسم که به درک بالاتری از این موضوع برسم : تفاوت میان این دو جمله تفاوت میان « امید با ناامیدی »، تفاوت میان « آرامش با نگرانی »، تفاوت میان « توحید با شرک » و تفاوت میان « آسان شدن برای آسانی ها » با « آسان شدن برای سختی ها » است، و این جملات هر چند که کوتاه بودن، اما چقدر مفهوم عمیق و عظیمی درونش وجود داره، و مورد بعدی اینکه، این پشتوانه که برای تسلیم بودن در برابر خداوند لازم هست رو هم بیشتر و بیشتر درک کردم، با اینکه چندین بار این متن رو مطالعه کردم و فایل رو هم گوش کردم، اما الآن که برای چندمین بار هم هست ازش دارم آگاهیهای بیشتری استخراج میکنم، و به درکهای بالاتری میرسیم. این پشتوانه که لازم هست برای تسلیم بودن ما در برابر خداوند، فقط با شناخت واقعی خداوند و از طریق رابطه دائمی که هر کدوم از ما با این نیرو داریم ساخته میشه.
خداوند مهربونی که صاحب و مالک همه چیزه و از همه چیز قدرتمندتر هست در کل کائنات و جهان هستی، و هیچ نیرویی بالاتر از اون هو نیست، که هم صاحب قدرت بینهایت هست، و هم بخشندگی بی حساب هم داره، به قول استاد فقط و تنها فقط با درک این ترکیب و این نوع درک از خداوند، باعث میشه که به معنای واقعی کلمه خداوند رو کافی بدونیم، و به اون توکل کنیم، و به معنای واقعی کلمه تسلیم هدایتهای این نیرو بشیم.
تسلیم بودن در مقابل خداوند به این معنی هست که ما ایمان داریم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان، که در واقع جهان رو هم خلق کرده و به قول خود خداوند داره هدایتش هم میکنه، اون نیرو من رو هم هدایت میکنه، همون نیرویی که من رو خلق کرده اگر که توکل کنم بهش، و اگر خودم رو بسپارم بهش، اگر ازش درخواست کمک کنم، اگر باورش داشته باشم، اگر ایمان بهش داشته باشم، همین نیرو من رو به مسیرهای درست هدایت میکنه، این نیرو آدمهای درست، شرایط درست، موقعیتهای درست رو وارد زندگی من میکنه، و در مسیر زندگی من قرار میده.
تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ دهد به درخواستهای ما، چون خیلی از موقع ما یه سری چیزهایی رو از خداوند میخوایم اما تسلیم نیستیم و در واقع شرک میورزیم، که شرک هم میشه: همون نگران بودن، ناراحت بودن، ترسیدن، غصه خوردن، هر کدوم از این احساسهای شرک ورزیدن، غصه خوردن، نگران بودن، ترسیدن، در واقع همه اینها به این معنی هست که ما تسلیم نیستیم !.
تسلیم کسیِ که خودش رو میسپاره به خداوند، مثل بچهای که خودش رو میسپره به پدر یا مادرش و خیالش هم راحته، تسلیم کسیِ که حالش خوبه، _ چرا حالش خوبه ؟! + چون اعتماد داره به خداوند، چون میدونه وقتی خودش رو رها میکنه و میپره بغل خداوند، تسلیم کسیِ که میتونه اینجوری فکر کنه، ما اگر سعی کنیم به این نقطه نزدیک بشیم کار بزرگی رو داریم انجام میدیم، و هر چقدر که این کار رو بیشتر انجام بدیم، عادیتر میشه برامون، راحتتر میشه برامون تسلیم خداوند بودن، و اینها زمان میبره، اینها یه مسیر تکاملی میخواد، اینها استقامت میخواد، باور میخواد، تکرار میخواد، تمرین میخواد، ولی هر چقدر که بیشتر سعی کنیم، طبیعتاً بیشتر از زندگیمون هم لذت میبریم، اما نکتهای هم که باید بهش توجه داشته باشیم اینه که تسلیم بودن بدون شک احساس خوب و احساس آرامش رو در وجود ما به وجود میاره.
به قول قرآن کریم که میفرماید : الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ « سوره رعد _ آیه 28 » : « آنها کسانى هستند که ایمان آوردهاند، و دلهایشان به یاد خدا مطمئن ( و آرام ) است؛ آگاه باشید، تنها با یاد خدا دلها آرامش مىیابد ».
این اطمینان به معناى سکون و آرامش است، و اطمینان داشتن به چیزى عبارتست از اینکه ، انسان با آن، دلگرم و خاطر جمع شود.
و اینکه احساس آرامش قلبی میاورد، این نشونه تسلیم بودن در برابر خداوند هست، نشونهش همون آرامشِ هست، احساس خوب، احساس شادی، احساس لذت، احساس امید، احساس توکل، و در واقع ما هر چی احساس خوب میشناسیم زمانی اتفاق میفته که ما تسلیم خداوند هستیم، نشونهش اینه، که این کار تمرین میخواد، شنیدن یه سری داستانها رو میخواد، و داستانهای قرآنی هم که خیلی به ما کمک میکنن برای اینکه بهتر بتونیم تسلیم بشیم.
توکل اونجایی خودش رو نشون میده، در شرایطی که ما میپذیریم که به کسی وابسته نیستیم، ما به خدا وابستهایم، اگر که هر اتفاقی هم بیفته، خدای ما که جایی نرفته، خدا هستش و کارها رو برامون انجام میده، و وقتی هم که ما ادامه میدیم در مسیر درست درها برامون باز میشن.
اگر ما به مسائل و یا حتی تضادهایی برخورد میکنیم، باید به دید مثبت بهشون نگاه کنیم، و این مسائل رو به عنوان یک بازی بهشون نگاه کنیم، و حلشون کنیم، و بعدش میبینیم که چقدر سادهتر این مسائل حل میشن، و این چرخ زندگی روانتر میچرخه، در تمام زندگیمون ما باید توکل داشته باشیم به خداوند و توحید، و اینکه هیچوقت به کسی باج ندیم، خدا منبع رزق و روزی ماست، هر کسی اومد توی زندگی ما در واقع دستی از دستان خداوند هست، حتی اگر رفت هم یه دست دیگهای هست که بیاد، در واقع خداوند بینهایت دست داره.
مورد بعدی هم اینکه، باید به مسائل طوری نگاه کنیم که، این مسائل دارن ما رو به چالش میکشن برای اینکه ما بزرگ بشیم، برای اینکه ما پیشرفت کنیم. اینها چیزهای بدی نیست، اینها مسائلی هست که اگر حلشون کنیم بزرگ میشیم، ثروتمند میشیم، رشد میکنیم، اما اگر حلشون نکنیم کوچولو میمونیم، و حتی زمانی هم که ما این مسائل رو حل میکنیم بعدش خیلی موفقیت ایجاد میکنه برای ما، و خیلی هم اعتماد به نفسمون بالاتر میره، و این اعتماد به نفسی که ما در خودمون ایجاد کردیم ادامه دار هست خب، و این مسائلی که حل میکنیم و راه حلش رو پیدا میکنیم تا ابد میتونیم ازش استفاده کنیم برای مسائل بعدی خب، بخاطر همین هست که باید مسائل زندگی رو به عنوان بازی نگاه کنیم، به عنوان یه معما، یه پازل، نگاه کنیم بهش، و اینجوریه که میتونیم از این مسیر به سلامت عبور کنیم.
تمرین :
در رابطه با تمرین این گام و این فایل، همونطور که من داخل پروفایل و داستان هدایتم هم حتی نوشتم این موضوع رو و بهش پرداختم، من یه زمانی خیلی به اصطلاح تلاش اشتباه میکردم، یعنی فکر میکردم همش باید با بدو بدو و با عجله رسیدن و با اقساط و چکی خریدن و قرض کردن و … کار کنم درسته و این یعنی تلاش، اما بعد از مدتی که تضادها نمایان شدن دیدم که اینقدر این مسیر اینقدر اشتباهه که هر چقدر توش دست و پا بزنی بیشتر میشه، و بعد از شروع کردن به دریافت آگاهیها و فایلهای شما، از یه جایی به بعد دیگه تصمیم گرفتم طبق قانون عمل کنم، و دیگه عجله نکنم، و در واقع تسلیم و هم جهت با جریان خداوند باشم، قصهش خیلی طولانیه اما همین رو کوتاه گفتم، که از اون زمان به بعد تازه من فهمیدم چی به چیه، و حتی اینکه قانون تکامل چقدر مهمه و …، و اینکه باید من تسلیم باشم و هم جهت باشم با جریان خداوند، چقدر تاثیر داره در دست شدن خود به خودی اتفاقات و کارها و شرایط توسط خود خداوند، و من هم چقدر آرومتر هستم از اون زمان که توکل کردم و این آگاهیهای توحیدی رو در زندگیم اجرا کردم و هر لحظه هم تمام سعی و تلاشم بر این هست که این قوانین الهی رو در زندگیم بیشتر به اجرا بزارم ، دیگه از اون زمان به بعد هم روی هدایتها و زمان بندی خدا خیلی بیشتر حساب میکنم، حتی زمانهایی هم که ایدهای برای درست کردن مسائل ندارم با توکل به خدام حرکت میکنم، و میبینیم که درها باز میشن، ایدهها، و افراد، موقعیتها، شرایط، توسط دستان بینهایت خدام در مسیرم قرار میگیره. و در هر گام و گام بعدی انگار هدایتها و ایدهها و مسیرها بهم الهام میشه، حتی یه سری اتفاقات و مسائلی هم که به هیچ وجه و به هیچ عنوان اصلا هیچ ایده و راهکاری برای درست کردنشون نداشتم، بعدش با توکل کردن به خدام و با داشتن ایمانم دیدم که از جایی که حتی فکرش رو هم نمیکردم توسط دستان بینهایت خدا و حتی بدون دخالت من و خود به خود اون موضوع حل شد خداروشکر، و بعد از اینکه اینها درست شدن، حتی برای مسائل بعدی هم با ایمانی که درونم ساختم، بلکه حتی برای رو به رو شدن با موارد بعدی هم شجاعت و ایمان بیشتری دارم، به قول استاد این ایمان ایمانی هست که هر بار به ما این اطمینان رو میده که اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است، و واقعا هم همینطوره، اینقدر که من با خدام روز به روز دارم بیشتر رفیق میشم و این ارتباطمون هم روز به روز داره بیشتر میشه خداروشکر، طوری که همیشه در همه موارد از خودش هدایت میخوام، و هو هم به بهترین شکل ممکن من رو هدایت میکنه، و خیلی اتفاقات دیگه هم خداوند برام درست کرد که اینجا دیگه طولانی میشه و ننوشتمشون، میتونم هزاران مورد که در زندگیم در همین چند وقت اتفاق افتاده و درست شده توسط خداوند رو بنویسم، اما نمونهای که گفتم یه موردی بود که اصل کلام رو رسوند.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم ، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم ، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم ، انشالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد ، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من ، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار ، سپاسگزارم ازتون ، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم .
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 06 دی 1404
به نام خداوند یکتا
سلام دوستان و استاد عزیز و روشنگر
شما دستی از دستان خداوند هستید برای روشنگری راه کسانی که درخواست روشن شدن مسیرشون رو از خداوند داشتند .
حدود 9 ماهی بود که ذهنم درگیر این موضوع وابستگی بود که وابستگی دور از قانون جهان هستی و یکتاپرستیه .
خداوند به ما فرصت زندگی داده بعنوان یک انسان منفرد و منفرد از این لحاظ که برای تصمیم گیری و تجربه زندگی محتاج و وابسته به دیگران نباشیم و بخاطر خوش آمد دیگران مسیر خودمون رو تغییر ندیم و از راه اصلی که روحمون به اون خاطر برای تجربه اش به این دنیای زمینی اومده منحرف نشیم .
شاید دور از عقل باشه اما وقتی متوجه شدم چندین بار به همسرم پیشنهاد دادم که بیا جدا بشیم و بعد کنار هم زندگی کنیم و عشق واقعی رو تجربه کنیم نه اینکه از روی اجبار و یه سری قید و بندها زندگی کنیم . توضیح دادم که در اینصورت دیگه بخاطر وظیفه کاری نمی کنیم بلکه بخاطر عشق و علاقه و لذت خودمون بهم مهربانی میکنیم . اما خوب ایشون یه سری ترس ها داشتن که قبول نکردن و هنوز هم در بند حرف مردمه که بفهمند چنین و چنان می شود.
شاید افرادی که وابسته نباشند در ابتدا انسانهای سردی بنظر برسند اما در قرآن هم که ببینیم حضرت ابراهیم یکتا پرست برای کشتن نفس درونش از وابستگی ها گذشت تا تونست به هدفش برسه و لقب خلیل اله رو بگیره .
متاسفانه اکثریت انسانها با هدایتگری شیطان با کمک ذهن درگیر جسم و لذاتش شدند و روح و مسئولیتش به فراموشی سپرده شده و روح شده مایه ترس و وحشت برای فیلم های وحشتناک ساختن .
البته خود من هم مستثنی نیستم و البته به لطف خدا دارم کم کم متوجه اصل زندگی میشوم .
منبع خدایی بودن ما روحمان است که روح وابسته نیست و می تونیم با آموزه های استاد یاد بگیریم که کم کم این وابستگی ها رو کنار بذاریم .
هر وقت یاد حضرت ابراهیم میوفتم از بزرگی مقام ایشون ناخودآگاه گریه میکنم و میفهمم انسان می تونه به چه مرتبه ای برسه اونم با شجاعت و ایمان و باور و توکل به خدا .
استاد تبریک می گم که در این مسیر شجاعت دارید و تغییر می کنید و از نگاه های مردم دست کشیدید و خدا رو در نظر دارید .
سلامت باشید
ماهدواسع خیلی زیبا بیان کردین
خیلی خوب گفتین استفاده کردم
و تشکر میکنم از تمامی دوستانی که مطلب میزازن
تشکر میکنم دوستانوعزیز با این مطالب با ارزش
ازهمه به خصوص استاد
سپاس گزارم
ممنون از شما دوست خوبم
سلام به استاد گلم
من خیلی وقته نظری نمینویسم و فایل هاتونو دانلود و تمرین و عمل میکنم و خدارو شکر تا الان هم از لحاظ مالی بسیار بسیار پیشرفت کردم هم …..
راستش این سری یه حسی بهم گفت نظرتو بفرست…اخه من دقیقا تو موقعیتی هستم که شما راجبش صحبت کردین (رابطه با همسر)
من حدود 1 سال پیش به همسرم گفتم که تا هرروز باهم اوکی بودیم ادامه میدیم و هروز ازم خسته شدی بگو که خیلی راحت جدا بشیم..واقعیتش گفتنش خیلی برام راحت بود ولی تا دو هفته پیش که به دلیل یه سری مسائل باهم مشکل خورده بودیم تصمیم گرفتیم که من حق طلاقو به طرف مقابلم بدم..روزی عجیبی بود از این ور یه حسی بهم میگفت اینکارو نکن به بعدش فکر کن و یه حسی میگفت این کارو بکن و منتظر نتیجه خوبش باش..بلاخره ترسمو کنار گذاشتم و اینکارو انجام دادم
از اون روز همسرم میگفت بریم مشاوره و من گفتم من نیازی نمیبینم ولی گفتم اگه خودت دوست داری برو..ایشون جلساه های مشاوررو دارن طی میکنن و جالبه بهشون گفتن که به جای اینکه بخوای طرف مقابلتو تغییر بدی اول باید خودتو بشناسی (دقیقا حرفایی که قبلا استاد گفته بود و قبلا ایشون سعی در عوض کردن من داشتن و..)
خلاصه الان حس خیلی خوبی دارم و رابطمون بهتر شده اگه قرار باشه جدا شیم بدون هیچ محدودیتی میشیم و بنظرم این روش یعنی زندگی لذت بخش.زندگی بدون محدودیت.زندگی بدون گیر دادن.این خود خود ارامشه..ممنونم ازت استاد بخاطر حرف های ارزشمندتون