مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی حیدری گفته:
    مدت عضویت: 2810 روز

    با سلام خدمت شما استاد بزرگوار و همچنین گروه صمیمی عباسمنش، بنده ماههاست با شما آشنا شده ام و از همه محصولات رایگان استفاده نموده ام و خیلی خیلی در زندگی من هم از نظر مالی و هم از نظر معنوی تاثیر گذاشته است/ فقط من درست مفهوم تمرین و تکرار و تکرار را متوجه نشده ام، منظورم اینه خود استاد موقع شروع کارشان چگونه تمرین میکردن و روزی چند ساعت؟ مثلا من که حس میکنم عبارات تاکیدی تاثیر خوبی روی من دارد می باید باورهای قدرتمند کننده رو به صورت عبارت دربیاورم و یا ضبط کنم ودر روز بارها بارها آنرا تکرار کنم؟؟ یا خود استاد در یکی از صحبتها فرمودند که جاهایی از صحبتهای من که باورهای قدرتمند کننده دارد را بارها بارها تکرار کنید، آیا درست متوجه شدم؟؟لطفا راهنمایی ام کنید و بفرمائید حدودا چند ساعت در روز و تا چند روز تمرین میتوان یکی از باورهای مخرب را با باور خوب جایگزین کرد/ آیا استاد الان در روز تمرین دارند؟ واگر دارند به چه صورت؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سامان امینی گفته:
      مدت عضویت: 3004 روز

      سلام دوست عزیزم احساس کردم این لیاقت رو دارم بتونم این بحث تکرار رو براتون توضیح بدم من کسی بودم که چندین سال قبل چندین صفحه از یکی از دفتر هامو با جمله .. خدا کمکم کن … پر کرده بودم من در آن زمان به یه سری داروها اعتیاد شدید و طولانی پیدا کرده بودم و فقط این نبود زندگی و اعتبار کار و همه ثروتی رو که جمع کرده بودم داشتم به تدریج از دست میدادم و اینطورم شد البته این شروع ماجرا بود به جایی رسیدم که مرگ هم داشت بهم چشمک میزد و چیزهای غیر عادی میدیدم و غرور هم اجازه نمیداد از دیگران کمک بگیرم تنها امیدم یک خواب و یا یک الهام بود و هر چی بیشتر میرفتم پایین اون تنها امیدم بیشتر دیده میشد و بیشتر میدیدمش ولی باور نداشتم از جانب خدا باشه ..البته یه اصول کلی تو زندگیم داشتم و اونم این بوده هیچ وقت به خودم اجازه ندادم به خدا ایراد بگیرم با وجود اینکه دور و برم همیشه بود تا قبل تغییر و شروع هدایتم .. جهلی که داشتم و اینهمه راهمو دور و دراز کرد احساس کاذب یاد گرفتن بود احساس بلد بودن بودن احساس اینکه من میدانم ببینید تکرار کردن شروع درک ها و احساسات بهتر نسبت به یه موضوع ویا موضوع های مختلفی میباشد همونجوری که صفحه های زیادی از دفترمو با ..خدا کمکم کن پر کردم و خدا تو هر زمینه ای که خودم اجازه بدهم بلافاصله کمکم میکند و باوری که از این تکرار به من داد این بود که خدا کمکم میکنه و درست میشه و به جایی رسیدم تو بدترین شرایط ممکن تاکیید میکنم تو بد ترین شرایط ممکن ایمانمو به این کلمه که درست میشه و خدا کمکم میکنه نشون دادم و جواب گرفتم حتی فراتر انتظار… ببینید مثلا اوایل تو درکم بود که خدا کمک میکنه ولی باورم سطحی بود و میگفتم خوب که چی همه میدونیم خدا کمک میکنه ولی یه جورایی دور میدیدم و هرچه بیشتر و بیشتر و بیشتر تکرارش کردم و نوشتم و دارم مینویسم نتایج نزدیکتر و نزدیکتر و نزدیکتر میشه و به جایی میرسی که خدا در کار در زندگی در نحوه ارتباط در چگونه احساس آرامشتو حفظ کنی در اینکه کدوم حرف قانون ثابته و میتونی بپذیریش کدوم راه کدوم حرف به رشد بیشتر به تکامل بیشتر نیاز داره و یا اصلا اشتباهه و یا گمراهه کمکت میکنه ….

      اینکه اینجا هستیم و در کنار افراد این خانواده خیلی خیلی خیلی اتفاق بزرگیه و بهمون یاد آوری میکنه ما میتونیم کارهای بزرگ و دور از ذهن انجام بدهیم چون در مسیر هدایت الهی قرار داریم و هدف اصلی زندگی هم همینه …. براتون بهترینارو آرزومندم و منتظر خبرهای خوبتون میمونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      سمیه روزبه گفته:
      مدت عضویت: 2211 روز

      با سلام

      وقتی بخواهید در این راه هدایت و کامل شدن موفق باشید، تجربه و احساس من به من ثابت کرده است که روز و شب شما حتی حین کار باید به وویس ها گوش بدید بدون برنامه ریزی قبلی.

      یعنی از هر فرصتی استفاده کنید تا وجود شما همفرکانس با فکر و زندگی جدید شما باشد.من زمانی که چند ساعت مثلا 3 ساعت بگذردر و مطالعه نداشته باشم کلی سوال و اگر پیش میآید و باعث دودلی و اون آرامش رو از دست میدم ولی وقتی شبانه روز پای درسم هستم نه تنها خسته نمیشوم، هم به یادگیری و واقف بودنم اضافه شده و به اوج فرکانس و امید و باور میرسم که آن را با هیچ چیزی عوض نمیکنم.

      دائمی باشید زمان و مکان برایتان محدودیت ایجاد نکند.

      با آرزوی بهترین ها

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سعاد گفته:
    مدت عضویت: 2819 روز

    سلام استاد Ngs A:

    سلام استاد عباس منش عزیزم

    خیلی خوشحال میشم ک بدونم پیاممو حتما خودتون میخونید

    چند ماهی بود ک روزهای بسیار تلخی رو سپری میکردم

    بابت اتفاقات ناباورانه ایی ک در زندگیم افتاده بود

    چیزهایی ک به خوبی میدونستم خودم جذبش کردم

    از چند سال پیش این آگاهی بهم رسیده بود ک دنیا یکسری قوانین داره ک خدا خلقشون کرده… هرکس طبق اون قوانین پیش بره خوشبخته و هرکسی ک خلاف عمل کنه نتیجه خوب نمیگیره … بنابراین بدبختی و خوشبختی ما دست خودمون هست نه خداوند…

    اما مشکل بزرگی ک وجود داشت این بود ک نمیدونستم این قوانینی ک بهشون ایمان پیدا کردم چیا هستن؟؟ و چه روندی دارند؟؟ و چطور باید ازشون استفاده کرد؟؟…

    ک خوشبختانه در تاریکترین لحظات زندگی ام ک فقط مرگ رو راه چاره مشکلاتم میدیدم… استاد عباس منش رو در جستجوهای بی هدفم در اینترنت ک مدام بدنبال ی گمشده بودم ک خودمم نمیدونستم چی هست، ….بطور اتفاقی پیدا کردم

    ترجمه قرآن رو میخوندم ک حالم عوض بشه، تصمیم گرفته بودم کلاس های تفسیره قرآن برم و بهم ثابت بشه دنیا کم ارزش تر از این هست ک بخواد با غصه و غم تموم شه… ک خدا در اوج نا امیدی ام بهم نظر کرد و استادو سرراهم قرار داد تا ب چیزی ک بدنبالش بودم راحتتر دست پیدا کنم..

    تو دورانی ک حالم مساعد نبود و دنبال چیزی میگشتم ک حالمو خوب کنه…

    چند بار قران رو با ترجمه خونده بودم اما خیلی متوجه نشدم

    ب مشاوره های مختلف مراجعه کردم از مذهبی و غیرمذهبی… اما اقناع نشدم

    چندین دعای مختلف رو خوندم و مرور کردم اما آرام نشدم

    تو سایت های مختلف میگشتم و دلم میخواست ی نامه به خوده خوده خدا بنویسم و ازش مستقیم علت اتفاقات زندگی ام رو بپرسم بدون هیچ گله و شکایتی… فقط میخواستم بدونم و آگاه شم

    نامه نوشتن ب فرشتگان رو امتحان کردم ک متوجه شدم شرکه…دست برداشتم

    با دوستام و آدم های مختلف حرف میزدم تا شاید تخلیه شم و حالم خوب شه

    اما هرکدوم از این کارها رو ک انجام دادم، حالم بهتر نشد…

    تا اینکه ی شب مثل تمام شب هام تو این چندماه، ک حالم بشدت بد بود

    تصمیم گرفتم برم حرم امام رضا(ع)

    تا صبح اونجا موندم و گریه کردم و از خدا خواستم از این سرگشتکی نجاتم بده…

    از این دعوای عقل و احساس نجاتم بده و دلمو آروم کنه

    تا اینکه استاد عباس منش رو خدا بهم هدیه داد…

    چیزی ک مدت ها بدنبالش بودم رو پیدا کردم

    احساس آرامش، شناخت دقیق قوانینی ک بهشون از قبل ایمان داشتم، امید به زندگی، دوست داشتن خودم و دیگران…

    با استاد به جواب سوالهایی رسیدم ک اگر خودم میخواستم دنبالشون برم شاید سالها طول میکشید

    اما ایشان تمام زحمات چند سال شان را به راحتی در اختیارم قرار دادند…

    خدایا سپاسگذارم…. ازت ممنونم!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نگین نگین گفته:
      مدت عضویت: 2418 روز

      با سلام

      من هم یه مدت به فرشته ها نامه مینوشتم، که البته جواب هم داد، ولی بعد از یه مدت خسته شدم، در مورد شرک بودن این مسئله خدمتتون بگم که منم همین حس رو داشتم واسه همین مینوشتم: فرشته ممنونم که از خدا خواستی تا فلان چیزو به من بده، و در آخر هم خدارو شکر میکردم،همین تضاد حدود ۱۳ سال پیش در رابطه با امام ها و درخواست از اونا برام پیش اومده بود که استاد درس دین و زندگی تو دانشگاه بهم گفت ما اماما رو واسطه قرار میدیدم تا اونا از خدا بخوان و اینکه مردم از خود امام چیزی رو میخوان اشتباهه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    آیدا مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2550 روز

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر بابت اینکه من به این فایل هدایت شدم

    استاد جان

    انگار یک باری از دوش من برداشته شد با دیدن این فایل و ممنونم از شما که اینقدر خالصانه شالوده تجربیاتتون رو در اختیار ما قرار میدید و ما دیگه فقط لازمه که تصمیم بگیریم که با توجه به نتایج ،راه شما رو پیش بگیریم یا خیر و این بزرگترین نعمت فرصت برای من هست که به این خانواده صمیمی هدایت شدم.

    از خدای بزرگ براتون تندرستی وپیروزی و آرامش و عشق آرزو میکنم

    پایدار باشید کنار همدیگه

    (پ.ن: این فایل رو من با هدایت خدا “از مرا به سوی نشانه ام هدایت کن” دیدم)

    کار درست تر از خدای خودم ندیدم اصن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    کمال سلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    سلام بر استاد بی نظیرم استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربان

    من خواستم در مورد فایل جلسه پنجم و همچنین فایل توضیحات تکمیلی جلسه پنجم مصاحبه با استاد عباسمنش برداشت خودم رو در تایید و تکمیل فرمایشات استاد عباسمنش بگم و امیدوارم استاد و سایر بچه های سایت مطالعه کنند و ممنون میشم اگه نظری هم دارند برام یادداشت کنند و مطمئنم به اشتراک گذاشتن نظراتمون به روند رشد و تقویت باورها و تقلیل اشتباهات خیلی کمک میکنه .

    با این مقدمه میرم سراغ اصل مطلب ،

    همونطور که دوستان خانواده صمیمی عباسمنش تو فایل جلسه پنجم و فایل تکمیلی جلسه مذکور از سری فایل های بسیار ارزشمند « مصاحبه با استاد عباسمنش » ملاحظه کردند موضوع صحبت در خصوص نگرش به ازدواج و نحوه رابطه افراد بود و به نظر می رسید که برخی دوستان بدلیل نا آگاهی یا باورهای اشتباه درمورد بحث ازدواج و زناشویی در ایران انتقادهایی به روش رابطه عاشقانه مبتنی بر علاقه و تفاهم متقابل بدون داشتن هر گونه وابستگی استاد با خانم شایسته داشتند که من این موضوع را بعد از دیدن این دو فایل متوجه شدم و جهت جلوگیری از اطناب کلام و با توجه به اینکه در اینجا نمیتونم بطور کامل همه مطالبم را بیارم به ذکر چند نکته در خصوص آسیب شناسی ازدواج در جامعه ایران اکتفا می کنم :

    ۱- اولا ما نباید در مورد دیگران قضاوت و پیش داوری کنیم و در جایگاهی نیستیم که بگیم فقط روش ما تو ایران درسته و همه جای دنیا روابط غلطه ، در حالیکه میشه گفت رسوم ازدواج و زناشویی تو ایران تقریبا منحصر به فرده کشور ماست وسراسر پر از باورها و قوانین اشتباه می باشد.

    ۲- همان گونه که خود استاد هم فرمودند صرفا مکتوب شدن پیوند بین زن و مرد ضامن تداوم اون رابطه نیست و چه بسیار مواردی رو دیدیم که حتی وجود مهریه های سنگین مانع از جدایی روابطی که مشکل داشته ، نشده است.

    ۳- آمارها ثابت کرده که بر خلاف تصور عمومی درصد طلاق در کشورهای پیشرفته مانند آمریکا بسیار پایین تر از کشور ماست و من دلیل این امر را شناخت خوب طرفین از یکدیگر قبل از رسمی شدن رابطه می دونم ، در اون جوامع در اکثر موارد زن و مرد مدتها بدون چشمداشت و توقع از همدیگه و صرفا به قصد آشنایی و بررسی متقابل و شناخت از هم ارتباطات معقول و منطقی دارند و وقتی دو طرف به این نتیجه مشترک رسیدند که برای باهم بودن و زندگی مشترک ، به اصطلاح ما به درد همدیگه میخورند زندگی شون را زیر یه سقف شروع می کنند و سالها با عشق و محبت و بدون وابستگی و در کمال لذت با هم زندگی می کنند و دلبسته همدیگه هستند و حتی برخی از افراد مشهور اون جوامع بعد از داشتن چند فرزند هم هنوز رابطه خودشون رو رسمی نکردند و این امر هیچ اختلالی در مهر و عطوفت بین اونها ایجاد نکرده است و این موضوع در عمل ثابت میکنه که مهمترین فاکتورها شناخت ، تناسب ، علاقه و تفاهم بین طرفینه.

    ۴- تو اون جوامع که ما اغلب فقط یاد گرفتیم بدون اطلاع کافی ازشون انتقاد کنیم تازمانیکه که زن و مرد بدون ثبت در دفترخونه ، با هم زیر یه سقف زندگی میکنند نسبت به هم یه تعهد اخلاقی دارند و به ندرت پیش میاد که به هم خیانت کنند ، چیزی که متاسفانه در جامعه ما به وفور وجود داره و به هیچ عنوان نمیشه این موضوع را انکار کرد و اخیرا آقای دکتر بهنام اوحدی که سکسولوژیست هستند و سالها در ایران فعالیت دارند و به خانواده ها در مورد مشکلات زناشویی مشاوره میدن ، در مصاحبه شون اذعان داشتند که طبق مطالعات انجام شده متاسفانه آمار روابط فرازناشویی در ایران در مردان بالای ۶۵ و در زنان بالای ۴۵ درصد است و این آمار در اروپا و آمریکا بسیار پایین تر است.

    ۵- اگه به شلوغی راهرو دادگاههای خانواده و آمار پرونده های طلاق تو ایران یه سری بزنید متوجه میشید که درصد طلاق نیز در ایران طبق آماررسمی بالاخص در دو دهه گذشته از متوسط جهانی و کشورهای توسعه یافته بالاتر بوده است و طبق دیدگاه کارشناسان قسمتی از این آمار ریشه در نا آگاهی زوجین و باورهای اشتباه سنتی جامعه ایران دارد.

    ۶- اگه برخی کاربران خصوصا خانمهای محترم معتقدند که مهریه های کلان باعث پیشگیری از طلاق و پابست نمودن مرد به زندگی یا تامین حق و حقوق زن پس از طلاق احتمالی میشه باید بگم که اولا مهریه بالا به هیچ عنوان تضمین کننده سعادت وخوشبختی در زندگی مشترک و یا تداوم یک زندگی ناسالم نیست و ثانیا اگه بخوان مرد رو متعهد به پرداخت حق و حقوق زن پس از طلاق احتمالی کنند میتونند قانونی وضع کنند که چه مرد و چه زن مکلف باشند پس از جدایی تمام دارایی و ثروتی را که در طول زندگی مشترک کسب کرده اند را قانونا با هم نصف کنند چون هر دو شون با هم اون دارایی رو بدست آوردند

    نه اینکه یه مهریه سنگین اعمال بشه و بعدش وضع طوری بشه که زندانها پر بشه از افرادی که نتونستند از پس مهریه های آنچنانی بربیان.

    ۶- در هیچ کجای دین و مذهب ما و سیرت پیامبر و ائمه وضع نمودن مهریه سنگین مجاز نبوده و ملامت شده است .

    ۷- برخی خانواده ها سر مهریه چنان سختگیری میکنند که انگار که میخان دختر خود را به فروش برسونند و خانواده پسر نیز متقابلا توقعات زیادی دارند و این برخورد طرفین فقط باعث سخت تر شدن شرایط سنت پسندیده ازدواج شده است و سن ازدواج را بالا برده است .

    ۸- وقتی شرایط پیوند زناشویی با دامن زدن به باورهای غلط پیشگفته سخت می شود و سن ازدواج بالا می رود باعث بالا رفتن فساد در جامعه مثل خیانت و تن فروشی می شود که قطعا دلیل کمتربودن این موضوعات در جوامع غربی همین امر است که در آنجا این سختگیری ها سرراه ازدواج جوانان وجود ندارد و به قول معروف وقتی دو طرف همدیگه رو می پسندند «گل راضی ، بلبل راضی ، گور پدر ناراضی» رو رعایت میکنن و مسائل فوق در حدی که تو ایران دخیل میشه توی جاهای دیگه تعیین کننده سعادت و خوشبختی زوجین نیست.

    ۹- من طبق آموزه های استاد میدونم که نباید تمرکزم را رو نکات منفی بگذارم ولی اگه در مورد نقل قول آمارها تردید دارید شمارا به فایلهای دکتربهنام اوحدی ارجاع میدم و خودتون برین ببینید که به قول ایشون زیر پوست شهر چه خبره…

    ۱۰- روش استاد عباسمنش که در کشورهای دیگر خصوصا جوامع پیشرفته غربی بسیار مرسوم است این حسن بزرگ را دارد که تا زمانیکه طرفین با هم زندگی می کنند از زندگی مشترک خود نهایت لذت را می برن و از لحاظ اخلاقی هم زندگی سالمتری دارند و و کمتر نظر دیگران را در زندگی خود دخیل می کنند و خود این حسن ها اغلب باعث تداوم رابطه تا آخر عمر میشه ، زندگی که سراسر سرشار از همبستگی و عطوفت و عشق ومحبت است بدون وابستگی و محدودیت و اینقدرکه در بین هموطنان ما حساسیت بیجا در این مورد هست در اون کشورها وجود نداره و اگه بدون پیش داوری و تعصب به این موضوع فکر کنیم خواهیم فهمید که این روش بسیار کاملتر و مناسب تر از روش جاری در کشور ماست و جامعه ما هم ناگزیر به حرکت به همان سمت و سو خواهد بود.

    ۱۱- در بسیاری از زندگی های مشترک در ایران بدلیل عواقب جدایی و ترس از حرف مردم و هزاران آسیب دیگر زوجین ناگزیر از ادامه رابطه بدون هیچگونه عشق و آرامشی هستند و به اصطلاح روانشناسان طلاق عاطفی دارند که نوع رسوم زناشویی در ایران باعث این مسائل می باشد حال آنکه در روش استاد چنین مسائلی وجود نخواهد داشت و در صورت تصمیم طرفین بر خاتمه دادن رابطه بدون نیاز به توضیح دلایل مختلف و بدون بروز آثار سوء طلاق رابطه خاتمه داده می شود.

    ۱۲- من فکر میکنم که بالاخره تو ایران عزیز ما هم از یه روزی باید ضمن آسیب شناسی و ریشه یابی مشکلات موجود در امر ازدواج وزناشویی ، این تغییرات تو رسوم و باورها و قوانین ازدواج اعمال بشه و به استاد عزیزم جناب عباسمنش پیشنهاد میدم این موضوع را دستمایه ضبط فایلهای مربوطه برای شروع این رسالت بزرگ قرار بدن.

    ۱۳- از استاد عزیز و دوستان سایت تقاضا دارم نظرات خودشون را برای هم اندیشی بیشتر بگذارند.

    ممنون از اینکه حوصله به خرج دادید و مطالبم را مطالعه کردید.

    انشالله در آینده در آمریکا با شما عزیزان هم فرکانس دیدار داشته باشم.

    با تشکر ، کمال سلطانی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    فرزانه علیان گفته:
    مدت عضویت: 2134 روز

    به نام خدایی که تنها خالق و مالک من است..

    سلام

    خداروشکر برای آگاهی هایی که دارم کسب میکنم🌹

    خداروشکر که متعهدانه در این مسیر الهی با هدایت خدای مهربانم حرکت میکنم 🌹

    خداروشکر که ایمانم رو دارم با طی شدن تکاملم عملی میکنم🌹

    میریم سراغ نکات الهی و ارزشمند این فایل:

    🔸️تفاوت تسلیم بودن در برابر مشکلات و تسلیم بودن در برابر خداوند در چه چیزی است؟

    تسلیم بودن در برابر خداوند یعنی فقط او را پرستیدن

    یعنی فقط از او درخواست کردن

    یعنی خیالمون راحت باشه از این بابت که در زمان و مکان مناسب، خواسته ای که ازش کردیم رو بصورت کاملن طبیعی و البته بدیهی اجابت میکنه

    یعنی نگران و دلواپس اجابت خواسته هامون نشدن

    یعنی نترسیدن از هیچ چیزی

    یعنی فقط و فقط خودمون رو به او سپردن

    یعنی فقط به او اعتماد و ایمان کامل و راسخ داشتن

    یعنی او را باور داشتن

    یعنی رها بودن و سخت نگرفتن

    یعنی حال و احساس خوب داشتن

    یعنی زندگی به سبک توحید و یکتاپرستی

    یعنی به دور از هرگونه شرک کوچیک یا بزرگ

    البته نکته ی حائز اهمیت در این هست که تسلیم خداوند شدن پروسه ای طولانی مدت و تا ابد هست که باید روی خودمون کارکنیم تا بشیم تسلیم محض او…

    تسلیم محض او بودن زمان میبره و نیاز به روند تکاملی داره که باید طی بشه چون یک شبه و به یکباره اتفاق نمیفته

    شاید یکم سخت باشه که فقط توی زندگی به اون ایمان داشت و از هرگونه شرکی دوری کرد، اما غیر ممکن نیست و شدنیه

    وقتی تسلیمش بشی آرامش وجودت و زندگیت رو فرا میگیره

    وقتی تسلیمش بشی احساس امید داری و میدونی یکی هست که فقط میتونی به خودش توکل کنی

    و در یک کلام وقتی تسلیمش بشی حالت خوب میشه و بدنبالش اتفاقات خوب یکی یکی توی زندگیت پدیدار میشن

    لاجرم پدیدارمیشن

    چون قانون این رو میگه که: حال خوب اتفاقات خوب رو بدنبال داره

    پس چه خوبه که اتفاقات خوب از احساس خوبی باشه که از تسلیم به خدا و ایمانش سرچشمه میگیره

    خدایاشکرت❤

    🔹️تسلیم نبودن در برابر مشکلات

    مشکلات زندگی در واقع مشکل نیستن مسائلی هستن که آگاهانه میشه حلشون کرد

    وقتی در مسیر درست حرکت کنی مسائلی در زندگیت بوجود میان که قادر به حلشون هستی و وقتی موفق به این کار بشی به رشد و پیشرفت خودت کمک کردی

    ♦️پس حل مسائل = رشد و ترقی

    حتی باعث ایجاد خواسته های بیشتر و بهتری هم در ذهن میشن.. در واقع همون تضادهایی هستن که علاوه بر ایجاد خواسته های جدید، موجب رشد و پیشرفت خواهند شد. وقتی حلشون کنیم قدرتمون برای حل مسائلِ دیگه بیشتر میشه و تواناتر خواهیم شد

    پس مسائل زندگی رو میشه با نگاه کنجکاوی حل کرد انگار که داری یک بازی فکری رو به پایان میرسونی و تمام تلاشت رو میکنی که ازش برنده بیرون بیای

    وقتی اون بازی رو میبری، توانایی ات بیشتر میشه برای سری بعدی که میخوای بازی کنی و باعث افزایش عزت نفس و خود باوری نسبت به خودت میشه

    مسائل زندگی هم دقیقن همین هارو بدنبال خواهند داشت

    پس باید با دید باز و‌گسترده و البته مثبت بهشون نگاه کرد. دید مثبت با دید احمقانه که بخوای برای خودت اون موضوع رو توجیه کنی فرق میکنه البته❗

    دید احمقانه یعنی اون موضوع رو ظاهرن به نفع خودت تمومش کنی و انگار که بخوای قانون رو دور بزنی…❗

    درس گرفتن از مسئله ای هم که پیش اومده یه طرف قضیه هست که بازهم به پیشرفتمون کمک میکنه و مارو به چالش میکشونه و باعث افزایش تجاربمون میشه نسبت به چیزهای مختلف.

    بنابراین نباید از حل مسائل زندگی بترسیم و در برابرشون تسلیم بشیم. باید باهاشون رو به رو شیم. چون با حل اونها در نهایت به خودمون کمک میکنیم و سود میرسونیم. با حل نکردنشون هم به خودمون ضرر میزنیم و زمینه ای که برای پیشرفتمون بوجود اومده رو از بین خواهیم برد!

    وقتی دربرابرشون تسلیم بشیم ضعفمون افزایش پیدامیکنه و مانع رسیدن به اهداف و خواسته هامون خواهیم شد.

    ⭐مسائل و تضادهای زندگی ارزشمند هستن و در همه ی اونها موهبت های بزرگی نهفته ست.

    برای همین هست که توصیه ی اکثر افراد موفق تسلیم نشدن در برابر مشکلات زندگی است.

    سیدجان سپاس بینهایت برای این فایلهای ارزشمند و حرفهای بینظیری که میزنید

    عاشقتونم💗

    خدایا شکرت💙

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2376 روز

    نسلام . من از بچگی محبت ندیدم و حتی تا الان عاشق هیچ انسانی(به شکل رابطه ی شخصی) نشدم . ادم هارو خیلی خیلی دوست دارم ول رابطه ی عاشقانه ای مثل رابطم با خداوند نداشتم … تا اینکه یک روز ی اتفاقاتی افتاد به تضاد های بزرگی خوردم و خدارو پیدا کردم و عاشقش شدم ‌و برای اولین بار طعم عشق رو چشیدم .. بعد از این رابطه خیلی پیشرفت کردم ولی همیشه خدا رو تو اولویت قرار دادم و به قدری عشق خدا در وجودم شعله ور بود که تحمل این عشق گاهی اوقات برام واقعاً سخت بود.

    .

    وقتی توی فصل ۵ کتاب رویاهایی که رویا نیستند فهمیدم خدا با استاد عباسمنش صحبت کرده .. نزدیک ی روز در حال گریه زاری بودم به این خاطر دوس داشتم با خدا صحبت کنم و عشقمو بهش ابراز کنم و خدارو تجربه کنم. ‌ دوس داشتم نوکرش باشم . دیونش باشم ‌. صادقانه دوسش داشته باشم .

    .

    باور کنید من تمام حرفهام راسته و دوست دارم از تجربم استفاده کنید

    .

    خدا خیلی منو امتحان کرد شایدم میخواست خودمو به خودم نشون بده . خیلی تو این امتحان سربلند بودم .خیلی

    تا جایی پیش رفتم که جونم رو به معنای واقعی کلمه در خطر انداختم

    .

    خدا از رطریق الهامات و نشونه ها منو هدایت میکرد و امتحانم میکرد

    .

    منو با اخراج از شغل مورد علاقم

    .

    خدا منو با بدهکاری

    .

    خدا منو با رابطه ی عاشقانه

    .

    خدا منو با گشنگی زیاد

    .

    خدا منوبا دادن همه چیز زندگیم همچی به معنای واقعی کلمه هرچیزی که ساخته بودم با تلاشم

    .

    خدا منو با کارهای خطرناک زیاد

    .

    خدا منو با آدم کُشتن(خراب کردن پل پشت سر)

    .

    خدا منو با فدا کردن جون خودم امتحان کرد

    .

    من نمیدونم و خدا میدونه ولی فکر کنم توی همشون سربلند شدم و تا اینکه وارد مرحله ای شدم که واقعن نمی تونستم و به قدری شرایط برای ذهنم سخت بود که کم‌ اوردم و اونجا شرک ورزیدم و یک چیز بیرونی رو خدا ترجیح دادم

    .

    به قدری عشق و احساس خوب داشتم که بعضی اوقات فکر میکردم توی بهشتن ولی با این شرک تمام عشق و تمام احساس خوب رفت و مدارم سقوط کرد و خدا خودم رو به خودم نشون داد.. خدا با اینکار قصد تنبیه منو نداشت بلکه بهم لطف کرد عاشقشم و دس بوسشم. خواست بهم درس لازم رو بده .. خدا بی نیاز مطلقه بهم هیچ نیازی نداره . این منم که گدای رحمتشم و در مقابل عظمتش و شکوهش هیچی نیستم

    .

    بعد از شرک افسردگی و احساس گناه من رو در برگرفت و خدا یک سیلی محکم بهم زد که بیدارم کنه ولی دوباره بلند شدم و شروع کردم و بزرگترین درسی که گرفتم این بود:

    .

    🚫توی تمام ابعاد زندگیم مهمترین رابطه من رابطه با اشیاء و ادمها و خانواده و هرچیزی نیست بلکه مهترین رابطم باید رابطه با خداس و این رابطه همه چیز رو برای من فراهم میکنه

    .

    تنها وظیفه زندگی من قویتر کردن رابطم با خداس و بقیه چیزها خود به خود به صورت متبرک گونه ای برام رقم میخورن

    .

    الان دارم تلاش میکنم شرک وجودم رو پاک کنم و این درسی که خدا بهم داد رو یاد بگیرم و توی تمام زندگیم این اصل رو محکم بچسبم

    .

    خیلی از خدا سوال پرسیدم چیکار کنم که دوباره همون عشق تورو تجربه کنم و نمیدونستم مشکل من اینه ولی امروز هدایت شدم به این چیزا:(و فهمیدم مشکلم این بوده ، شرک ورزیدن)

    .

    هدایت شدم به:

    .

    ۱.فصل ۳ کتاب رویاهایی که رویا نیستند (در مورد احساس خوب و درمورد رابطه با خدا حرف میزنه)

    .

    ۲.کلیپ کادو تولد استاد عبامنش(در مورد رابطش با خدا صحبت میکنه)

    .

    ۳.و الان این مصاحبه که کپشنش در مورد اصل اول زندگیش در مورد رابطش با خدا صحبت میکنه

    .

    .

    دوستان اگر واقعن دوست دارید تو زندگیتون خوشبخت بشید و به درجات بالا زندگی دست پیدا کنید به معنای واقعی کلمه مهمترین چیز زندگیتون باید رابطتتون با خدا باشه این رابطه رو محکم بنا کنید و حاضر باشید همه چیزتون رو اگه لازم شد فداش کنید و خود به خود همه چیز به صورت معجزه گونه ای درست میشه

    .

    درسی که من گرفتم:

    .

    تمام زندگیم و داشته هام و حتی جونم یک طرف

    .

    و رابطم با خدا (یعنی فقط روی خدا حساب باز کنم یعنی فقط روی فرکانس هام و درونم حساب باز کنم) و متعهد بودن به این اصل یک طرف

    .

    .

    اگر این اصل رو رعایت نکردید زیاد از خودتون و جهان برای موفقیت انتظار نداشته باشید.این یک قانون بلا تغییره

    .

    بنظرم دلیل موفقیت عباسمنش همین رابطس . این رابطه بهش کمک کرده که توانایی بالقوه درونش رو بالفعل کنه ..اصلی که همه ادمها فراموشش کردن و در دنیای بیرون غوطه ور شدن

    .

    شرک ورزیدن تو شرایط سخت مثل بازی مار و پله میمونه که دو قدمی پیروزی و موفقیت مار نیشت میزنه و از اون بالا سقوط میکنی پایین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    افسانه نوشادی گفته:
    مدت عضویت: 2173 روز

    سلام

    نکات مهم این فایل

    _هیچ وقت از هیچ کس در ذهنم بت نسازم و بزرگ نکنم کسی را در ذهنم که اگر باوری متضاد با باور های من داشت بهم بریزم و چیزهایی هم که قبلا از او یاد گرفتم را هم کلا نادیده بگیرم>>دیدگاههای هیچ کس را به خود شخص پیوند نزنم

    _دیگران را بدون قید و شرط دوست داشته باشم>> چه مطابق باورهای من رفتار کنند چه رفتاری متفاوت از باورهای من داشته باشند

    _به سبک شخصی دیگران احترام میگذارم>>اگر قانون را درک کرده باشم

    _اگر فردی باورها و دیدگاههای من را قبول ندارد >> تفاوت باورها و مدارها را بپذیرم

    _اگر من باورهای کسی را دوست ندارم بحث نکنم درموردش به نکات مثبت آن فرد توجه کنم اگر نکته ی مثبتی نداشت اعراض کنم

    _سعی کنم همیشه نسبت به خودم سخت گیر باشم و تا وقتی نسبت به چیزی یقین پیدا نکردم آن را بازگو نکنم

    _من اگر اشتباه کنم قطعا نتیجه هم اشتباه است و اگر نتیجه درست است پس آن باور درست است

    و همیشه روی بهتر کردن باورهایم کار کنم

    _خودم را با تمام نقاط قوت و ظعف ام بپذیرم>>عزت نفس

    _بیس روابطم بر اساس عشق احترام وآزادی باشد(باورهای خوب در راوبط-> هماهنگی با

    روح خودم ، توجه به نکات مثبت فرد و سپاسگزاری برای زحماتی که میکشد)

    _به هیچکس و هیچ چیز وابسته نباشم در زندگی ام…>> ذهن و روحم را هماهنگ کنم

    _روی ایمانم به خداوند کار کنم ، رابطه ام را با خدا قویتر کنم خدایی که همیشه با من است تا خوشبختی واقعی را در زندگیم تجربه کنم

    _ باورهایم را درست کنم و من هدایت میشوم به افراد هم فرکانس خودم

    _هیچ تضمینی در روابط وجود ندارد که ما همیشه تا ابد باهم باشیم در لحظه زندگی کنیم فردا ممکنه هر اتفاقی بیفتد مثل مرگ،تغییر باورها و غیره…

    _در روابط اگر کسی به من عشق می‌ورزد این خدای من است که از این طریق به من عشق میورزد

    _همیشه دنبال اصل باشم نه فرعیات>>اصل این فایل ایجاد باور توحیدی است که روی هیچکس و هیچ چیز غیر از خدا حساب نکنم (حتی رابطه)>>شرک نداشتن👈واقعا استاد را تحسین میکنم به خاطر این باور توحیدی که دارند.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    1234 گفته:
    مدت عضویت: 2536 روز

    به نام خداوندی که چالشها وتضادها را آفرید تا ما بزرگتر و الهی تر ومعتمد به نفس تر باشیم.

    جلسه بیست ویکم مصاحبه به استاد:

    تاکید ودرس بزرگ این فایل روی چگونگی نگاه کردن به تضادها وچگونگی رویارویی با آنهاست.

    خدایا چقدر زیبا استاد داره این مطالب ارزشمند رو توضیح میده و از رازهای زندگی وهستی شناسی وخدا شناسی وخودشناسی با زبانی ساده ومکانهایی زیبا با ما سخن میگه وصدای زیبا وزبان رسای خداوند شده برای ما.

    تسلیم در برابر خداوند یعنی اینکه اجازه بدیم که خداوند ما رو به خواسته هامون برسونه.

    واز علامتهای تسلیم خدا بودن : رهای رهای بودن, حال و احساس خوب داشتن,آرامش,لذت ,امید,شادی توول, عشق وسلامتی و…است.

    از نشانه های تسلیم خدا نبودن: ترس, تردید,نگرانی, شرک ,توصل به غیرخدا,عدم آرامش و…است.

    استاد عزیز به عنوان یادآوری اهرم رنج ولذت برای ما همیشه از دورانهای تنگنا وتنگدستی ومریضی ومشکلاتی صحبت میکنه که تونسته حالش رو خوب نگه داره والان هم به زبان تصاویر دستاوردهاشو به ما نشون میده که باز هم حالش عالیه.ومیگه منم این دورانها رو گذروندم وحال خوب رو میشه در هر شرایطی داشت.انگار میگه که حال خوب یک انتخابه وشما هم به عنوان نوجودی مختار میتونی اونو انتخاب کنی .الهی بینهایت شکر

    چه جالب اشاره میکنه که من هیچ وقت از کارهای خلاقانه خسته نمیشم اما کارهای تکراری وروتین وبسته که جای خلاقیت ندارن من رو خسته میکنن, چون خلاقیت یعنی رشد یعنی رهایی واجازه دادن به خداوند که ما رو هدایت کنه.

    یک فرد با ایمان واقعا نمیتونه به کسی باج بده حتی اگر یک اتفاق به ظاهر وحشتناک در انتظارش باشه ,چون با توجه به علمی که به قانون تضاد وچالشها داره میدونه این تضاد وچالش ولو باظاهر وحشتناکش کوله باری از رشد وارتقا وتجربه وایمان ومول وثروت وسلامتی وعشق وایده رو با خودشون دارن, وقتی همچین دیدگاهی به تضادها داشته باشیم یقینا در یک مقطعی خدا رو بابت هر تضادی که در گذشته داشتیم یا الان داریم خدا رو شکر میکنیم.بینهایت شکرگزارم که رویارویی با مشکلات ومسائل وتضادهای وکاستیهای زندگی فقط احتیاج به یک بینش صحیح ومهارت میخواد تا به راحتی وبا ایمان وتوکل به خداوند بتونیم ازشون رد بشیم وحتی تبدیل به بازی وسرگرمی بشن برامون.الهی شکر

    توفیق در این چالشها وتضادهاست که ایمان واراده وتوحید ما رو قویتر میکنه واعتماد به نفس بیشتری بهمون میده.

    مشکلی نیست که آسان نشود

    مرد آن است که هراسان نشود

    ودرآخر استاد میکنم به تعریف بسیار زیبایی که استاد از چالشهای زندگی میکنه:

    چالشها فقط چیزهایی هستن که اگر حلشون کنیم بزرگتر وثروتمندتر وسالمتر والهی تر میشویم.

    🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠🌠

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مینا _ از اتاقم تافلوریدا گفته:
    مدت عضویت: 2538 روز

    سلام به رهروان راه حقیقت

    روزشمار تحول زندگی من روز پنجاه و پنج

    استاد عزیزم فایلهای مصاحبه هم مثل همه ی فایلهاتون سراسر نکته هستند.

    چقد عالیه که برای ثروتمند شدن لازم نیست حتما موقعیتمون رو عوض کنیم تا پول وارد زندگیمون بشه .

    استاد یکی از زیباترین اموزشهای شما همین بحث ترمز هاست چقد عالیه وقتی ترمزهامونو پیدا میکنیم و پامون رو از روش برمیداریم و اتفاقات رخ میدن .

    استاد من برای اولین بار بود که به مرحله ای رسیدم که توی یک اتفاق تلخ  درونمو شاد نگه داشتم و خیلی زود اوضاع عوض شد طوریکه شکه شدم که چقد خوبه که انقد روی خورم کار کردم که نتایجم خیلی زود هویدا میشن خدایاشکرت

    همیشه تعبیرهاتون از خدا رو خیلی دوست دارم و از شنیدنشون سیر نمیشم و چقد خوبه که خدا رو با چه صفتی زوم کنی همون صفت در زندگیت هویدا میشه و به قول دوستمون اقای محمدحسین باید ذکر اون صفت رو بکنیم.

    استاد بحث دیگه ای که به میان میاد رهاییه که من واقعا خوب درکش میکنم و قشنگ فرق ارزوهای رخ داده و نداده رو با رهاییم نسبت به اون موضوع میتونم تشخیص بدم

    و شما از این لحاظ برنده اید که توی بندرعباس هم شاد و سرحال بودید و تونستید شرایط خوب رو جذب کنید برعکس من که باوجودیکه میدونم  درست چیه ولی اشتباه رفتار میکنم متاسفانه و به طرز عجیبی همه چی منو هل میده به سمت شاد بودن خندیدن خوشحال بودن

    استاد منم عاشق شغلیم که زمانش در دست خودم باشه حتی نصف شبم عشق کشید پاشم کار کنم

    وقتی از قرآن میگید قلبم پر میشکه واقعا وقتی قران میخوندم قلبم سراسر ارامش بود کاش زودتر از این وضعیت بیرون بیام و همه چی بره یر جای خودش تا برای قران خوندن زمان بگذارم ان شالله .

    ممنون از توضیحات فوق العاده تون

    از اتاقم تا فلوریدا راهی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: