مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 780 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    گام 12

    تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»

    سوره انعام

    مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ﴿160﴾

    هر کس کار نیکى بیاورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر کس کار بدى بیاورد جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود (160)

    قُلْ إِنَّنِی هَدَانِی رَبِّی إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ دِینًا قِیَمًا مِلَّهَ إِبْرَاهِیمَ حَنِیفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِینَ ﴿161﴾

    بگو آرى پروردگارم مرا به راه راست هدایت کرده است دینى پایدار آیین ابراهیم حق‏گراى و او از مشرکان نبود (161)

    قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿162﴾

    بگو در حقیقت نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من براى خدا پروردگار جهانیان است (162)

    لَا شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ ﴿163﴾

    [که] او را شریکى نیست و بر این [کار] دستور یافته‏ ام و من نخستین مسلمانم (163)

    به شناخت حقیقتی رسیدن درباره تنها نیرویی که من را خلق کرده و هدایت مرا نیز به عهده گرفته است؛

    تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که مرا هدایت کند؛

    واضح ترین نشانه تسلیم بودن در برابر هدایت های خداوند؛

    به جای نگرانی درباره مسائل پیش رو، کنجکاو باش درباره اینکه: چه راهکاری می توانم برای حل این مسئله پیدا کنم و از این “بازی کنجکاوانه”، لذت ببر؛

    به جای تسلیم شدن در برابر مسائل، با توکل بر خداوند، آنها را چالشی ببین برای بروز توانایی های درونی ات؛

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست مالک اصلی تویی عاشقتم جان جانانم سپاسگزارم

    خدایا شکرت برای امروزم که همواره در حال هدایت هستم

    خدایا شکرت که تسلیمم و بدون تو هیچی نیستم

    خدا یا شکرررررررررت که که هر چقدر بیشتر تسلیم تو میشوم و هدایت‌های تو را دنبال میکنم بیشتر پاداش الهی دریافت میکنم و اعتماد و ایمانم قوی تر و بیشتر میشود

    خدایا شکرت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم

    خدایا شکرت که امروز هم تسلیم تو بودم و حرکت کردم و کلی حال خوب و هدایت و حمایت و برکت و فراوانی و رحمت و نعمت و ثروت بهم دادی

    خدا یا شکرررررررررت که بهم یاد دادی منتظر هیچ کسی نمونم

    هر ایده ای اومد اقدام کنم و قدم بردارم تا ایمانم قوی تر شود

    خدایا شکرت که هر چقدر بیشتر به هدایت ها گوش جان میدهم و اعتماد میکنم و آرامش دارم میبینم از طرف توست برای رشد و پیشرفت بیشتر من و اعتماد به نفسم را خودت هر روز بهتر و بیشتر می‌کنی

    خدایا شکرت که امروز هم هر آنچه در تمرین ستاره قطبی ام ازت خواسته بودم و دوست داشتم تجربه کنم تا همین لحظه حتی بیشتر از اونا هم بهم دادی

    خدایا شکرت من تسلیمم بدون تو هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن هر لحظه بندگی کنم تو را و تو خدایی می‌کنی برایم

    حتی اگر بندگی نکنم بازم تو اینقدر بخشنده و مهربان هستی که بینهایت نعمت و ثروت و فراوانی هدیه در اختیارم قرار داده ای

    خدایا شکرت که مرا خالق زندگی خودم کردی

    خدایا شکرت که دارم یاد میگیرم که من با افکار و فرکانس ها و باورهای خودم اتفاقات را خلق میکنم

    هیچ عامل بیرونی قدرتی در زندگی ام ندارد

    مگر من مشرک باشم و قدرت را به غیر تو بدهم

    خدایا شکرت برای کنترل ذهنم برای آرامش وجودم

    خدا یا شکرررررررررت برای تمام نعمتها و داشته ها و ثروت های زندگی ام همه از آن توست

    خدایا شکرت که نزدیک ترین فرکانس به خداوند فرکانس سپاسگزاری است

    خدایا شکرت برای بهبود باورهای توحیدی قدرتمند در وجودم

    خدایا شکرت که وقتی افراد درست شرایط درست اتفاقات خوب موقعیت های عالی در زندگی ام ایجاد میشود یعنی فرکانس های من بهتر و زیباتر و توحید ی تر شده است .

    خدایا شکرت فقط و فقط ازان توست این نعمتها و برکات و لطف و محبت های الهی در زندگی ام این روزها من تسلیمم هیچی نیستم

    خدایا شکرت که هر روز خودمو با تمام اموراتم به دستان قدرتمند تو میسپارم و روحم جون میگیره

    پای حرکت و قدرتم میشوی

    هدایت های آسان و راحت و زیبا برایم میشوی

    آرامش وجودم میشوی

    راحتی خیالم میشوی

    خدایا شکرت برای اعتمادم بهت بعد از تسلیم شدن

    اخییییش

    اللهم اخییییش خودمو سپردم به تو و آرام شدم

    روح الهی در وجودم نورانی شده

    الهی صد هزار مرتبه شکرررررررررت

    خدایا شکرت برای هدایت ها و قدم‌های که بهم گفته میشود و ایمان و باور دارم که فقط یک نیروی خیر حاکم بر جهان وجود دارد که این الهام و ایده را در وجودم روشن کرده

    پس من گام اول را برمیدارم و توکل میکنم و ایمان دارم که گامهای بعدی بعد از قدم اول بهم گفته میشود و راهها هموارتر و زیبایی های مسیرم بیشتر میشود

    خدایا شکرت که همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم

    خدایا شکرت که خواسته های گذشته ام را همین الان دارم زندگی میکنم

    و امروزم که بیشتر لذت میبرم و شاد و خوشحال هستم گذشته به فردای من است . پس امروز را جوری زندگی کنم که فردا برای امروزم حسرت نخورم که چرا به ایده ای که خداوند بهم گفت و من گوش ندادم عمل نکردم

    جامه عمل بپوشانم به هدایت‌های هر لحظه که خداوند بر خودش واجب کرده

    امروز ظهر بهم گفت حرکت کن

    قراربود برای دوتا از مشتری ها محصول بفرستم مغازه هاشون

    دیدم سر ظهره

    و به پسرم گفتم میای این محصولات رو ببری تا سر کوچه تحویل بدی

    پسرم از باشگاه اومده بود و خسته بود گفت نه

    و منم میخواستم تنبلی کنم و بهانه بیاورم

    از یه طرف هم دیدم دارم اجبار میکنم به پسرم ولی خودم دوست دارم محصولات رو تحویل بدم

    یه لحظه گفتم صبر کن ببین ایراد کار کجاست

    دیدم می‌خوام تنبلی کنم و بهانه بیارم که الان ظهره و می‌خوام ناهار آماده کنم

    جسم گفت خودت حرکت کن منتظر هیچ کس نمون

    خودم آماده شدم و وسایل برداشتم و رفتم سر راهم یک پر بود همیشه پر که میبینم نشانه ای از طرف خدا ست که مسیرم درسته

    ذهن می‌گفت الان نونوایی که میخوا بهش محصول بفروشید بسته

    وقتی نشانه ها رو دنبال کردم و توکل کردم و تسلیم خدا شدم و حرکت کردم

    دقیقا در دوتا مغازه در بهترین زمان و بهترین شرایط قرار گرفتم

    همون لحظه فقط خدا را شکر میکردم که در مسیر درست الهی ثابت قدم هستم

    بر ذهنم پیروز شده بودم و حرکت کرده بودم و پاداش الهی دریافت کرده بودم

    خدایا شکرت هر آنچه دارم از آن توست

    چقدر مغازه دارها برام احترام قائل شدن و برام آرزوهای خوب کردن و چقدر احساسم خوب شده بود و احساس مفید بودن داشتم از اینکه میتوانم مسئله ای از جهان را حل کنم و با حل مسئله ثروت خلق کنم .

    خدایا شکرت همه چیز میشوی همه کس را

    به شرط ایمان

    به شرط پاکی روح و طهارت

    به شرط شریک نشدن با ابلیس

    خدایا شکرت من به هر خیری از جانب تو برسد فقیر ترینم

    خدایا شکرت که خودت را بهم بخشیدی

    من باید استمرارم را در این مسیر زیبای الهی پایدارتر کنم .متعهد و ثابت قدم تر باشم

    بیشتر توکل کنم و تسلیم باشم و اعتماد کنم به جریان هدایت الهی

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم.

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    لیلا مولانا گفته:
    مدت عضویت: 2420 روز

    سلام به همه ی عباس منشی های عزیز

    خیلی وقت بود که میخواستم نظرمو راجع به صحبت های استاد در این فایل بگم ولی همش پشت گوش می انداختم و فهمیدم‌علتش اینه که هنوز در مدار مناسب قرار نگرفته م. و بالاخره تصمیم گرفتم تا در سایت، بیشتر فعال باشم.

    راستش از وقتیکه یادم میاد و وارد مسائل ازدواجی شدم، ینی از حدود ۱۸ و ۲۰ سالگی، نظر منم راجع به نوع و محتوای زندگی مشترک، همینی بود که استاد توضیحش دادن. ینی آزادی! ینی عدم وابستگی، ینی عدم محدودیت، ینی تو شوهر و من زن نیستم و ما دو تا دوست خوبیم که اومدیم با هم یه زندگی رو بسازیم، با عشق و تعهد. تعهد، وابستگی و محدودیت نیست. بعضیا فکر میکنن تعهد ینی محدودیت و تا آخر عمر توو یه رابطه ی بد موندن. خیر، تعهد ینی اینکه وقتی من یه نفرو دوس دارم، از سفر رفتن باهاش لذت میبرم، از فیلم دیدن باهاش لذت میبرم، وقتی سر کارم، به ساعت نگاه میکنم که کی برم خونه و پیشش باشم، نه اینکه چجوری دورش بزنم، بپیچونم، فرار کنم، کاش میتونستم با دوستام مجردی برم سفر و چند روزی نبینمش! تعهد ینی حالت توو رابطه با اون خوبه، و اصلا احساس نیاز نمیکنی که جاش رو با مردا و زنهای دیگه یا حتی با دوستات پر کنی. اشتباه برداشت نکنید! منظور من لذت بردن از هم در عین آزادیه. منظورم این نیست که با دوستامون خوش نگذرونیم. اتفاقا این بخشی از همون آزادیه س.

    یه مثال برای تعهد در عین آزادی بزنم: مثلا من یه عقاب رو توی قفس دوس ندارم. من عقاب رو وقتی اون بالهای قدرتمند و شکوهمندش رو باز میکنه و در اوج آسمون پرواز میکنه، دوس دارم. حالا این پرنده ی زیبا و با شکوه رو بندازم توو قفس و نتونه اون بالهای قشنگش رو باز و پرواز کنه، چه قشنگی و زیبایی و لذتی واسه من داره؟ یا اگه تاکسیدرمیش کنم و با بالهای برافراشته ش، دکور خونه ی من بشه، چه فایده ای به حال من داره؟ دو روز میرم از نزدیک وراندازش میکنم ولی بعد کم کم برام عادی میشه و خاک روش میشینه و دیگه نگاهش هم نمیکنم. حالا فرض کن یه عقاب زنده و آزادی هس که واسه خودش میگرده و پرواز میکنه و اوج میگیره و شکار میکنه و هر روز یا هر از گاهی میاد سمت خونه ی من و از دست من غذا میگیره یا روی پرچین خونمون میشینه و من نوازشش میکنم و از ابهت پرهاش و نگاه نافذ چشماش لذت میبرم و بعد دوباره پرواز میکنه و اوج میگیره و من از اوج گرفتنش، در خودم کیف و ذوق میکنم و از نگاه کردنش، لذت میبرم.

    داستان زندگی مشترک، یه همچین داستانیه. البته تفاوت نگاه من با نگاه استاد اینه که من همین محتوا رو میخوام ولی در قالب ازدواج قانونی ثبت شده. چرا؟ چون همونطور که گفتم، محدودیت رو دوس ندارم. دلم میخواد وقتی آدم خودمو پیدا کردم، وقتی با خانواده م هستم، اونم بتونه باشه و مجبور نباشیم چیزی رو حذف یا قایم یا سانسور کنیم، و یا وقتی باهاش مسافرت میرم، بتونیم توو یک اتاق هتل بمونیم و مجبور نشیم جدا جدا اتاق بگیریم. در کل، محدودیت رو دوس ندارم.

    ضمن اینکه به این نتیجه پیش خودم رسیده م که: ازدواج کردن یا نکردن (منظور از لحاظ قانونیه)، تاثیری در خوشبختی یا بدبختی ما نداره. خوشبختی و بدبختی، توو نگاه ماست، نه در عقد محضری یا حتی در ازدواج آزاد (منظور بدون ثبت قانونیه).

    تمام صحبت استاد همینه. ما باید محتوای رابطمون درست باشه، نه لزوما عنوان و قالبش!

    متاسفانه چون غالب پدر و مادرهای ما و الگوهایی که از ازدواج های ثبت شده داریم، محتوای خوبی از زندگی مشترک رو به نمایش نزاشتن، نسل جدید اکثرشون فکر میکنن یه ایرادی در ثبت قانونی و محضری هست و به محض اینکه بخوان ثبتش کنن، همه چی خراب میشه. واسه همینم از ازدواج فراری شده ن! ولی من میگم نوع و کیفیت رابطه، ربطی به ثبت شدن یا نشدنش نداره. اگه تو رابطه و کیفیت متفاوتی میخوای، تو همونجوری زندگی کن و کاری با غالب ازدواجا و بقیه مردم نداشته باش. عموم مردم، همه جای کارشون میلنگه، نه فقط در ازدواج! طرف از رابطه ش با زن یا شوهرش و بچه هاش گله منده ولی سواد عاطفیش در حد یه گنجشک هم نیست. اونقدر تلخ و بیسواد و خشکه در این مورد که با یک کیلو عسل هم نمیشه تحملش کرد. طرف توو کاسبیش هم مشکل داره، اهل تغییر و تلاش و رشد نیست، اصلا نمیدونه هدفش از زندگی چیه و اصلا زندگی چیه. فکر میکنه چند صباحی اومده که یه زندگی سگی داشته باشه و بعد بره.

    من همیشه گفته م: شوهر کردن یا زن گرفتن، با ازدواج کردن و همسر بودن، فرق داره. به معنی و تفاوت این دو خوب توجه کن. به معنای عمیق “همسر” فکر کن.

    تو با فرمول خودت زندگی کن. تو اگه بلدی، محتوای عمیق خودت رو داشته باش. کاری به عموم مردم نداشته باش. عموم مردم اصلا فکر نمیکنن، چه برسه به هدف داشتن و انسان بودن و رشد کردن و این حرفا! من وقتی با این واقعیت روبرو شدم که مردم اصلا فکر نمیکنن، واقعا گیج و مبهوت شده بودم. هنوزم با ناباوری به عموم مردم عادی نگاه میکنم. درک حالات و کاراشون برام سخت و غیر ممکنه.

    واسه همین میگم تو سبک خودتو داشته باش. ازونا الگو نگیر. من بخاطر همین طرز نگاه و البته ترمزهایی که داشتم و دارم، ۳۸ ساله که آدم خودمو پیدا نکرده م و هنوز در کنارش قرار نگرفته م. برای من خیلیییی راحت بود و هنوزم هست که یه زندگی مشترک مثه بقیه داشته باشم ولی من زندگی اونا رو نمیخوام، من محتوای دوستانه و عاشقانه ی خودمو میخوام، البته با ثبت رسمی و قانونی چون من توو ایران زندگی میکنم و این قانون مملکت منه و منم نمیخوام با عدم رعایتش، برای خودم در رابطه، ایجاد محدودیت کنم.

    من همیشه بدنبال شخصی بودم و هستم که عااااااااااااشق کشف خودش و رشد شخصی باشه، مثه خودم. عاشق سفر و مسافرت و طبیعت گردی مثه خودم. عاشق وقت گذاشتن برای خودش و رشدش. عاشق هنر یا حداقل اینکه دوستدار هنر باشه و ستایشش کنه. مثه من عشق و احترام رو یکی بدونه. بابا بخدااااا عشق و احترام یکی هستن!! امکان نداره این دو تا از هم جدا باشن.

    یه عمر کوتاه نیومدم در برابر یه ازدواج معمولی، منظورم با یه آدم معمولی از عموم مردمه. وگرنه الان بچه م دانشگاه بود!! دلم میخواست با اون کسی آشنا و همراه شم که مثه من عاشق رشده، نه اینکه زن بگیره برای رفع نیازهای جنسیش و اینکه یکی غذا جلوش بزاره و خودشو تکثیر و تولید مثل کنه.

    از وقتیکه یادم میاد، دوس نداشتم بچه داشته باشم. و خیلی از موارد هم بابت این موضوع ازم فرار کردن، که البته چه بهتر! چون من هدفم اینجور مردا نبوده و نیست. بچه ها رو دوس دارم و اونا هم رابطه شون با من خیلی خوبه ولی هیچوقت خودم دلم نمیخواست که بچه داشته باشم چون بشدت عاشق اینم که برای خودم و رشدم، وقت بزارم. اونقدر همیشه وقتمو با چیزهای ارزشمند پر کرده م که حاضر نیستم صرفا برای تولید مثل و بعنوان نتیجه ی اجتناب ناپذیر ازدواج، حتما بچه داشته باشم. نه اینکه بچه بد باشه یا با وجود بچه نشه رشد کرد ولی من بیشتر دوس دارم با شریک عاطفی و همسرم، دنیا رو بگردیم و ببینیم و یک عمر راجع به قوانین خدا که استاد در موردشون حرف میزنه، حرف بزنیم و گفتگو کنیم و سعی کنیم روی خودمون اجراشون کنیم و به هم کمک کنیم ترمزهامونو برطرف کنیم و این حرفا. دوس دارم اون روی کار خودش با عشق تمرکز کنه و من روی کار خودم با عشق.

    با روحیه ای که من دارم، میدونم برای هم تموم نمیشیم و یه عمر، حرف برای گفتن داریم و کلی چیزای خوب هست که میتونیم با هم انجامشون بدیم و لذتش رو چند برابر کنیم.

    البته اینا به این معنا نیست که من الان از زندگیم لذت نمیبرم و منتظر یه همچین شخصی هستم که بیاد به من لذت و خوشبختی رو بچشونه. من همین الانش هم خیلی خوب و مفید وقتم رو پر کرده م و دارم از زندگیم لذت میبرم. کلا همیشه دیدگاه های من و نوع نگاه من با تمام اعضای خانواده م که پیرو عرف های جاری جامعه هستن، تفاوت داشته. و همین نگاه باعث شده که من از خودم بپرسم چرا اینجام، به کجا میخوام برم، هدفم چیه، چجوری میتونم راحت تر و خوشحال تر زندگی کنم، چجوری میشه ازین زندگی ای که همه میگن سخت و ناجوانمردانه و بی رحمه، لذت ببرم. همیشه تمرکزم روی چیزای مثبت و لذت ها بوده هرچند هنوز پُرم از افکار منفی ای که خانواده و جامعه در من کاشتن و تمام تلاش من در حال حاضر اینه که این علفای هرز رو مرتب، به محض اینکه بخوان کمی رشد کنن، از بین ببرم.

    من مطمئنم که هرکسی افراد هم فرکانس خودش و شبیه خودش رو جذب میکنه. واسه همین مطمئنم اونی که من از همراه شدن باهاش لذت دو چندان خواهم برد، بزودی وارد مسیر زندگی من میشه و میبینید که ما دو تا چجوری با هم میترکونیم و به همه اثبات میکنیم که مهم، نگاه و افکار ماست، و با همین ازدواج و ثبت قانونی هم میشه خوشبخت و عاشق بود و کیف دنیا رو کرد. مهم، محتواست، نه قالب!

    اینکه استاد میگه وقتی خودتونو تغییر میدید، آدمای دور و برتون هم تغییر میکنن و آدمای نامناسب حذف میشن و آدمای مناسب تو میان رو من چند وقت پیش در مورد یه دوستی تجربه کردم. سالها یه دوست صمیمی داشتم که یک سال پیش بینمون شکراب شد و دوستیمون به پایان رسید. چون دوستی من باهاش بیشتر یه طرفه بود. همیشه من باید بهش میگفتم بریم بیرون و بگردیم و همیشه اون یه بهونه ای پیدا میکرد و نمیومد. من همونطور که گفتم، عاشق گشتن و دیدن و کشف کردنم. بشدت نیاز داشتم یکی باشه که آخر هفته ها با هم بریم پارک یا موزه یا کافی شاپ یا رستورانایی که غذاهای جدیدی رو ارائه میدن. گفتم که عاشق کشف کردن و تجربه کردنم. ولی پایه نداشتم و این موضوع، منو به افسردگی کشونده بود. خلاصه رابطه م با اون دوست صمیمی چند ساله که برای بیرون رفتن و گشتن و لذت بردن، همیشه مقاومت داشت، تموم شد و من همیشه با خودم میگفتم خدایا من یه دوست پایه میخوام که مثه خودم از گشتن و دیدن و بیرون رفتن و سفر و طبیعت گردی لذت ببره و محدودیت از سمت خانواده ش هم نداشته باشه (چون اون دوست قدیمیم داشت). چند ناه بعد از بهم خوردن اون رابطه قدیمی، توو اینستا چشمم به پیج یه دختره خورد که کلی سفر کرده بود و عکسای سفراش رو گذاشته بود. خوشم اومد و کمی هم کنجکاو شدم که چجوری اینهمه مسافرت میره. کارش چیه (منظور مرخصی) و درآمدش چطوره که میتونه تقبل کنه. با اینکه خیلی دخترا و آدمای دیگه ای هم بودن که سفر میرفتن و پیجای اون شکلی داشتن، ولی من جذب این یکی شده بودم و بالاخره دلو به دریا زدم و بهش دایرکت دارم و سوالامو خالصانه پرسیدم. اتفاقا اونم از خلوص حرفام و اینکه اینقدر عاشق سفرم که حاضر شدم بهش پیام بدم و بپرسم، خوشش اومد و خیلی صاف و ساده جوابمو داد و خلاااااااصه، اینجوری شد که با هم دوست شدیم.

    الان ایشون دوست صمیمی بنده و پایه ی سفر کردنام و طبیعت گردی هامه و آخر هفته ها اصلا خونه نمی مونیم و حتما میزنیم بیرون و حتی وسط هفته هم پیاده روی میکنیم.

    با اینکه ایشون دوستای خودشو داره، ولی من شده م دوست صمیمیش و بیشتر وقتشو با من میگذرونه. همش میگه جذب خلوص و صداقتت شدم.

    ایشون، همون دوستیه که من از خدا و کائنات میخواستم: پایه ی بیرون رفتن و سفر، سالم، بسیار مهربون و خوش قلب، بسیار دلسوز، بسیار بخشنده، و یه الگوی بسیار عالی از کسیکه روی پای خودش ایستاد و تمام زندگیش رو خودش ساخت و به کسی متکی نبود.

    حالا من در ابتدای راه هنریم، از تجارب و شخصیت محکم و قوی این دختر، بشدت دارم برخوردار میشم. و وقتی به نحوه آشنائیمون و حضورش در زندگیم فکر میکنم، همیشه انگشت حیرت از کار خدا به دهان میبرم که خدایا چقدر دقییییییییییق نیاز منو شناسایی و برآورده کردی!!! اگه اینا معجزه نیست، پس چیه؟! چرا فکر میکنیم معجزه فقط قرآن و عصای موسی و کشتی نوح بوده؟ چرا فکر میکنیم خدا فقط با محمد و عیسی و موسی و ابراهیم حرف میزده؟ مگه با من حرف نمیزنه؟ مگه با تو حرف نمیزنه؟ واااااااای، چقدر اشتباه فکر میکنیم. معجزات رو میبینیم ولی باور نمیکنیم. حرفاش رو میشنویم ولی باور نداریم. حالا میفهمم چرا مردم عادی بعد از دیدن معجزات پیامبران، باز هم به راه خودشون میرفتن و آدم نمیشدن. حالا میفهمم! چون ما “باور” نداریم! میبینیم ولی باور نمیکنیم. لمس میکنیم ولی باور نمیکنیم.

    وقتی من با افکارم، این دوست خوب رو عینا مطابق با روش زندگی و نوع نگاهم پیدا کردم، چرا باور نداشته باشم که همسر و همراه من هم همینجوری از ناکجاآباد و از هزار راه پنهان، پیداش میشه و خداوند، سریع الپاسخه؟ من مطمئنم که میاد. واسه همینم از زندگیم لذت میبرم تا وقتی که اون اومد، از زندگیمون لذت دو چندان ببریم.

    در پایان، خیلی خوشحالم ازینکه میبینم جوونای امروزی از عرف و محتوای کسل کننده ی گذشته خسته شدن و متوجه یه باگ هایی در روابط دو نفر در نقش شریک زندگی شده ن. ولی در عین حال امیدوارم حالا که متوجه شدن محتوای گذشته غلط بوده یا ایراداتی داشته، کل قضیه رو زیر سوال نبرن یا توو در و دیوار نرن بخاطر اینکه بخوان ازونطرف بیوفتن! امیدوارم درک کنن که هرجوری که اونا هستن، زندگیشون، چه در مجردی و چه در متاهلی، همون شکلی میشه و این در تمام جنبه های زندگیشون، روابط و سلامتی و کار و ثروت، تاثیر گذاره. در نتیجه محتوای خوب داشتن در رابطه، به خودتون بستگی داره، نه به ثبت قانونی و محضری، و نه به ثبت نکردنش.

    نکته رو گرفتین؟

    اون یک درصد مردم دنیا که دنبال رشد و تغییر و لذت بردنن،

    موفق باشید و شاد و راضی

    فعلا….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1456 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    ممنون استاد عزیز هستم که این فایل های ارزشمند را برای ما به اشتراک می گذارند

    خداوند را شاکر هستم که من را در این راه قرار داده است و او همیشه برای من فوق العاده بوده است

    همیشه من را کمک کرده است

    هر چه بیشتر روی خودم و روی باورهای خودم کار کنم بی شک او بهتر و راحت تر به من کمک می کند و من را به جلو

    می برد

    وقتی که از او من کمک بخواهم او من را به راحتی جلو می برد

    او برای من بهترین راه کارها را دارد

    به شرط آنکه بی چون چرا خودم را در آغوش او بسپارم و از او بخواهم که او من را رها کند و من آنوقت بی شک بهترین نتیجه ها را دریافت خواهم کرد

    یادم می آید زمان هایی که دچار مشکل و یک دردسر می شدم به خدای خودم توکل می کردم و از او کمک می گرفتم او برای من همه شرایط را به بهترین شکل ممکن هموار می کرد تا بتوانم به آسانی و حال خوب به هدف خودم برسم

    اما برعکس آن زمانی که روی دیگران حساب باز می کردم و از دستهای دیگران کمک می خواستم آن موقع ها خیلی من دچار چالش و دردسر و گرفتاری می شدم

    همه اینها برای من درس دارد و باید بتوانم به خدای خودم اعتماد داشته باشم

    خدای من در همه حال جواب من را خواهد داد و او برای من بهترین یار و پشتیبان است

    هیچ عامل بیرونی هیچ تاثیری در زندگی من نخواهد داشت

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2116 روز

    به نام، نامی دوست که هرچه داریم از اوست سلام.

    نشانه‌های تسلیم رب بودن:

    1. وقتی به مشکلی بخوری، نمی‌ترسی و خیالت راحت هست، چرا که باور داری به این که خدا.

    صاحب قدرت بی نهایت + بخشندگی بی حساب

    2. هر چی بیشتر تسلیم باشی. زندگی لذت بخش‌تری داری، احساس خوب بیشتر و بیشتری از امیدواری، عشق و نشاط و شوروشوق و…. بیشتری تجربه می‌کنی.

    قلب‌ها تنها باذکر نام الله آرام می‌گیرد

    تسلیم شدن در برابر مشکلات:

    اضطراب و یاس و ناامیدی به همراه دارد. حالت بد هست، انگار به ته خط رسیدی و نمی‌دانی باید چکار کنی، نه راه پس می‌بینی مقابلت، نه راه پیش.

    برای حل کردن مسائل به چشم یک بازی نگاه کن. مسائل باعث میشه بزرگ‌تر بشی و رشد کنی. به این چشم نگاه کن. این نگاه که مسائل یک صد که اومده تا مانع رشد و پیشرفتت بشه، یک نگاه به شدت اشتباه هست.

    یادت باشه با حل مسائل رشد می‌کنی و بزرگ میشه با حل نکردنش کوچک باقی می‌مانی.

    به هیچ کس و هیچ چیز باج نده. نگو اگر بره یا ان‌کار بکند، یا فلان اتفاق بیافته من بدبخت می‌شم. این نگاه شرک هست و نتایج بسیار بدی به همراه دارد.

    تمرین گام 12 پروژه رفتن به مدار بالاتر:

    همین چند وقت پیش که شرایط کشور در حالت جنگی بود و نت ها قطع شده بود و جامعه در ترس بود. شب رو در آرامش می‌خوابیدم یا دو شب اول با اونو بازی کردن و گشتن در سایت سپری می‌کردم . ذهنم رو به این طریق جهت دهی می‌کردم، مدام به زیبایی‌هایی که اطرافم بود توجه می‌کردم با این که شب تا صبح اخبار بود اما من آرام بودم چون تمرکزم روی زیبایی جنگ و محیط اطرافم و این که رب هدایت می‌کند بود.

    این کنترل ذهن برام یک تضاد سخت بود که تو اون شرایط باید از عهداش برمی‌آمد.

    این توکل باعث شد هفته دوم هدایت بشم به سمت بیرون از شهر و زمانی که حملات صورت گرفته بود من دورباشم، و اون موج انفجار و ترس و وحشتی که همسایه‌ها و بقیه تجربه کرده بودن. تجربه نکنم.

    این نگاه که خدا بهترین حافظ و نگهدارم هست. او من رو هدایت می‌کند در زمان و مکان مناسب باشم و تنها باید احساسم رو خوب نگه دارم. این نیز بگذرد بهم کمک کرده بود.

    الان هم آرامش ذهن داشته باشم و خیالم راحت باشه برعکس بقیه که همچنان در ترس و اضطراب به سر می‌برند.

    مریم یادت باشه تسلیم بودن در برابر رب، نیاز دارد به ایمان و شناخت رب، نیاز دارد به تکامل. نمی‌شه انتظار داشته باشی در تک تک مسائل این گونه فکر کنی، رفتار کنی، البته که به نسبتی که این جوری عمل کنی به همان نسبت ایمانت قوی‌تر میشه، با به یادآوردن لحظه‌هایی که به خدا جونم اعتماد کردی و ورق برگشت باعث می‌شی ایمانت تقویت و این نگرش در تو پر رنگ‌تر بشه. حالت بهتر بشه، نگاه 0 و 1 به تو کمکی نمی‌کند بلکه باعث میشه خودت رو سرزنش کنی و حالت بد و بدتر و از مسیر دور بشی؛ تا همین جا هم که این نگرش و رفتار در تو ساخته شده بهت تبریک می‌گم و برات ایستاده دست می‌زنم. فتبارک الله احسن الخالقین. دوست دارم بنده دوست داشتنی ربی جونم.

    در پناه رب العالمین بیش از پیش آسان شوید برای آسانی ها .

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    غزل بانو گفته:
    مدت عضویت: 3365 روز

    سلام استااااااااد جونم

    اخه چیکار میکنی با ما؟؟؟ واقعا انگار خدا اومده بود جلوم نشسته بود میگفت ببین غزل برو ببین میتونی این مشکل رو حل کنی؟ میتونی از پسش بربیای و تسلیمش نشی؟ بعد که تونستی اون وقت بزرگ میشی رشد میکنی. غزل من این تضادهارو فرستادم که با حل کردنش پیشرفت کنی نه اینکه بخوام متوقفت کنم. مطمئن باش اینا میشه پله های رشد تو… یعنی قشنگ حس میکردم این فال برای موقعیت الان من هست که اینارو بشنوم و برم اقدام کنم و تسلیم نشم. این نشانه ها هی دارن میگن رو ترست پا بزار به خدا توکل کن و جلو برو. نترس هیچی نمیشه هرچی بشه برای تو خیره

    واقعا این فایل معرکه بود تک تک جملاتش رو با همه وجودم درک کردم دمتون گرم فوق العاده اید . دم اون خدایی که این حرفارو بر زبان شما جاری میکنه و از این طریق به ما میرسونه خیلی گرررررررررم

    خدایا شکررررررررررررت که من تو این مسیر زیبا هستم و این حرفارو میشنوم و اگاه تر میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1357 روز

    سلام

    55این روز سفرمون هم به زیبایی تجربه کردیم

    زندکی به سبک شخصی

    یکی از مباحث مهم کتاب رویاهایی که رویا نیستند

    چقدر حال میده اونجوری که خودم دوست دارم زندگی کنم،اون سبکی که برگزیدم رو سپری کنم،چه لباسی بپوشم،برخوردم تو خونه چجوری باشه،با بچم متفاوت از جامعه برخورد کنم،با همسرم اونجوری که اکثریت نیستن من رفتار کنم

    استاد من از قبل از اینکه وارد سایت بشم کلا زندگیم و سبکش با بقیه فرق داشت، مثلا ابراز علاقه میکردم به همسرم توی جمع و از خوبی هاش میگفتم،جلو مهمان ها کمکش سفره میچیدم و ظرف میشستم،خیلی ازش تشکر میکردم بخاطر زحماتش،

    بعد اکثریت مردهای فامیل بهم میگفتن برو بابا زن ذلیل،مگه میشه مرد هم اینقد به زنش جلو دیگران ابراز عشق کنه،زشته،مگه میشه مرد جلو مهمان ها ظرف بشوره

    اما من ککم هم نمیگزید،

    و جالبه همیشه همسرم بشون میگفت که واقعا فرشاد زن ذلیل نیست و فقط ما خیلی به هم علاقه داریم و دوست داریم توی کارهای هم مشارکت کنیم ،اما اونا میگفتن تو هم داری تبرئه میکنی و از این داستان ها

    بعد که وارد سایت شدم دیگه این نقطه درونم قوت گرفت و بیشتر به روشی که حال میکنم زندگی کنم،بها دادن،

    مثلا مادرم میگفت پدرت فوت کرده زشته چرا لباس سیاه نمیپوشی،من بهش میگفتن آخه مادر من،اگه با لباس مشکی من پدرم زنده میشه که قطعا این کارو میکنم،بعدشم من دارم برا خودم زندکی میکنم و گور بابای حرف مردم،

    یا این که یه تصمیم میگرفتم و هزار نفر میگفتن که اقا این چه داستانیه تو در میاری،روش زندکی که این نیست،

    منم میگفتم که اگه بخوام به سبک شماها زندگی کنم که کلاهم پس معرکه س،

    خلاصه بگم دمت گرم برا اینکه انتقاد هیچکس برات مهم نیست،

    همین نفراتی کع اومدن انتقاد کردن چند سال دیگه می‌فهمن شما چه کردی و چقد درست بود،

    زنده باشی،

    ما همه یه سبک متفاوت داریم که برای لذت از زندگی باید ازش استفاده کنیم

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2013 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام ب استاد عزیزم ،مریم بانو و دوستان گلم

    این فایل نشانه ی دیروز من بود

    و دقیقا پاسخ سوالم بود

    الهی شکرت بابت حضورم تواین سایت و هدایتم ب این مسیر زیبا

    دیروز صبح ک 15فروردین بود من باید تماسی مبگرفتم برای, شروع کارم تو لاین خیاطی

    قبل اینکه تماس بگیرم هدایت شدم ب پروفایل تلگرام شماره ای ک میخواستم باهاش تماس بگیرم

    خییلی حس خوبی بهم داد

    نوشته بود:

    الا ان یشاالله

    اگر خدا بخواهد میشودسوره کهف قسمتی از آیه 24

    بعد باحس خوب زنگ زدم

    گفتم هراتفاقی بیفته خیره

    خیلی بامحبت جواب احوالپرسی مو داد

    گفت اتفاقا چن دقیق قبل اومدی تو ذهنم

    گفتم بعداظهر باهات تماس بگیرم

    گفت ک برج 2میخوام نیروبگیرم

    منم گفتم خیره ان شالله

    ناراحت نشدم اینو ی نشانه دیدم ک حتما قراره ب کار بهتری هدایت بشم

    و ی بار دیگه هم وقتی میخواستم شروع کنم ک رو دوره مجلسی کار کنم سایت آموزشیم فیلتر شد

    قبل اینکه نشانه ی امروزم و بزنم

    هدایت شدم ب کامنت رضا زارعی عزیز

    ک چند کلمه جلو چشمم بلد شد

    تسلیم بودن

    و تجسم و تصویر سازی

    فهمیدم ک باید تسلیم باشم و رها

    و تجسم کنم چیزی و ک میخوام

    و حسمو خوب نگه دارم بقیه شو بسپرم ب خدا

    و این فایلم نشانه ی روزم شد

    گفتم خدایا شکررت ک اینقددد واضح و روشن داری باهام حرف میزنی

    ک هر اتفاقی میفته هر تضادی ک پیش میاد باعث رشد من میشه

    چقد استادتو تحسین کردم بابت شخصیت قوی ک داره و عملگرا بودنش

    خدایا شکرت بابت دریافت این آگاهی ها

    من اگر آرام باشم و آرامش داشته باشم تسلیم هستم

    ولی اگه ترس داشته باشم و نگران باشم یعنی هنوز ایمان ندارم ب قدرتی ک کل هستی و خلق کرده و داره ب زیباترین شکل ممکن هدایت میکنه

    من امروز فهمیدم ک باید سمت خودمو درست انجام بدم وباورهامو درست کنم

    و توکل کنم ب خدا و عمل کنم ب ایده هایی ک بهم گفته میشه

    خدایا شکرت ک منو خالق زندگی خودم قرار دادی

    خدایا من هیچی نمیدونم

    تو میدونی

    تو هدایتم کن

    بهم بگو

    ب جای من تصمیم بگیر

    خدایا من ب هرخیری ازسمت شما محتاحم و فقیر

    منو تسلیم فرمان خود قرار بده

    ایمانم و قوی کن

    ثابت قدمم کن تواین مسیر

    خدایا من درخواستم وبهت دادم بقیه ش باخودت ک چ کاری و چ موقع باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1456 روز

    سلام به استاد مهربان

    سلام به دوستان خوب خودم

    مصاحبه با استاد واقعا برای من خیلی لذت بخش است

    سوالات دوستان و پاسخ های استاد واقعا لذت بخش هستند

    همیشه می دانم که جهان زیبای ما از ارتعاشات و فرکانس من جواب می دهد

    این بدان معنی است برای من که همیشه باید حس و حال خودم را خوب نگه دارم

    همیشه باید بتوانم از آنچه که در اختیار دارم بتوانم به بهترین حال خوب برای خودم کمک بگیرم

    تسلیم بودن و سپردن خودم به خدای مهربان یکی از بزرگترین باورهای توحیدی است که من باید آنرا یاد بگیرم

    در زندگی خودم از آن استفاده کنم

    همیشه دنبال این باشم که بتوانم به آسانی و راحتی به خدای خودم اطمینان داشته باشم

    نکته عالی استاد به من در این فایل یاد دادند

    تسلیم نشدن در مورد مشکلات

    شانه خالی نکردن

    مشکلات را به عنوان یک بازی برای خودم ببینم که در آن می توانم به راحتی و آسانی برای رشد و پیشرفت خودم کمک بگیرم

    می توانم از مشکلات برای بزرگ شدن خودم کمک بگیرم

    می توانم از این تضاد ها برای خودم یک درس و تجربه بنویسم

    آنوقت است که دایره ظرف و روابط من بزرگتر خواهد شد و من بی شک موفق و موفق تر خواهم شد

    تا قبل از این چقدر افکار من فرق داشته است و همیشه دنبال کار راحت و آسان بودم

    اکنون بی شک من باید همیشه خودم را به چالش بکشم و بی شک من موفق تر خواهم بود

    نکته دیگری این بود که همیشه و همیشه دل به خدای خودم بسپارم و باج به هیچ کس ندهم که اگر فلان کس نباشد من موفق نخواهم شد

    بلکه موفقیت و پیروزی خودم را به خدای خودم نسبت بدهم و از او کمک بخواهم

    ممنونم استاد عزیز

    سپاس از خدای مهربان خودم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2097 روز

    سلام بر همه عزیزان

    روزشمار157 فصل ششم

    تسلیم شدن در برابر خداوند….

    با خواهرم صحبت میکردم با هم هم نظر بودیم که تمام مسیر برمیگرده به دیدگاه توحیدی

    دوره عزت نفس:

    اگه باور کنی نیرویی که داره کل جهان و مدیریت میکنه دستش تو دست توئه اونوقت دیگه خیالت از بابت همه چیز راحته

    دوره ثروت:

    کسی که خدای خودش و باور داره و میدونه که همه چیز تخت اختیار اونه و برگی به اذن اون از زمین نمیفته در نهایت اونه که داره از زندگی لذت میبره

    دوره عشق و مودت:

    هماهنگی ذهن و روح؟ یعنی تو و خدا یکی هستین اگه میخوای به هرچیزی برسی حتی روابطتت به هماهنگی ذهن و روح برس

    این قسمت مصاحبه:

    من ایمان دارم نیروئی برتر منو خلق کرده و من اگه خودمو بهش بسپارم اون منو به مسیر درست هدایت میکنه

    تمام اینها حرفهای استاد بود که تو هر قسمت تو ذهنم اکو میشه و صد البته هزاران جای دیگه تو فایل ها دوره ها و تمامی قسمتهای سایت راجع به نگاه قشنگ توحیدی بارها و بارها صحبت کردن که الان من حضور ذهن ندارم دقیق جملشون و بنویسم و در نهایت همین اصلی که استاد داره به ما اموزش میده از هر مسیری ثروت، سلامتی، روابط، و… همش برمیگرده به نگاه توحیدی و باور توحیدی

    * تسلیم بودن یعنی به خدا اجازه بدی که درست راهنمائی ت کنه

    * تسلیم = عدم شرک و نگرانی و شکرگزاری بابت سپردن خودمون و اون اخیش و نفس راحت کشیدن

    * تسلیم = بپری بغل خداوند بدون نگرانی

    و در نهایت تسلیم بودن یعنی عملکردن (مثال استاد و شاگردانش)

    نکته کلیدی دیگه

    به مسائل و مشکلات جوری نگاه کنید که اونا اومدن تا مارو بزرگتر کنن تا ما با حل اونا تجربیات بیشتری کسب کنیم و بزرگ بشیم و اعتماد به نفسمون بره بالا

    تمام این فایل های هدیه دانلودی ارزشش از محصولات نه تنها کمتر نیست بلکه بیشتره و این نهایت لطف و قدردانی استاد عزیزمه ممنونم ازتون که با عشق مارو تو مسیر درست هدایت میکنید از شما و مریم جان عزیزم

    و خدا رو بار دیگر سپاسگزار این حجم از اگاهی و نعمتها هستم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  10. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 907 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    قدم 157

    سلام به دوستان

    قبل از تماشای این کلیپ ارزشمند مشغول حل کردن یه مسئله کدنویسی بودم و دنبال راهکار میگشتم و فکر میکردم که تونستم مسئله رو حل کنم و موقعی که مسئله رو حل کردم و جواب رو نگاه کردم دیدم چقدر جوابش پیش پا افتاده بود و من از مسیر پیچیده تر حلش کردم و زمان زیادی براش گذاشتم

    این منو به فکر فرو برد و چندتا درس بهم داد

    اول اینکه عجله نکنم و هدف بلندمدت در نظر بگیرم که من میخوام از این مسئله پول بسازم و همینطور هدف اصلی من توانایی حل مسئله هست که یاد بگیرم

    دوم اینکه چرا میخوام روی مغز خودم متکی باشم و کارها رو خودم تنها انجام بدم و از خداوند کمک نگیرم . و مطمئنا خداوند خیلی راه حل اسان به من میده

    سوم اینکه جواب مسئله داخل خودش هست کافیه روش تمرکز کنم و مهم تر از اون خودم رو باور کنم که من میتونم حلش کنم . هرچی باشه من حلش میکنم

    و چقدر جواب خداوند جالب بود که از طریق استاد بیان شد که بهش به عنوان یه بازی یه پازل نگاه کنم و این خیلی حس بهتر و درک بهتر و نگاهی جدید به من داد واقعا درس ارزشمندی هست که خودم رو محک بزنم و به چالش بکشم و چقدر این نگاه لذتبخشه

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: