مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»


سوال:

تفاوت بین «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن در برابر مسائل» چیست؟


مفاهیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:

  • به شناخت حقیقتی رسیدن درباره تنها نیرویی که من را خلق کرده و هدایت مرا نیز به عهده گرفته است؛
  • تسلیم بودن یعنی اجازه دادن به خداوند که مرا هدایت کند؛
  • واضح ترین نشانه تسلیم بودن در برابر هدایت های خداوند؛
  • چگونه به نقطه تسلیم بودن دربرابر خداوند نزدیک تر شویم؛
  • نتیجه تسلیم بودن دربرابر خداوند؛
  • مفهوم عملی «الا بذکر الله تطمئن القلوب»؛
  • معنای تسلیم بودن در برابر خداوند؛
  • نشانه های “تسلیم بودن دربرابر خداوند”؛
  • فرایند تکاملی ساختن ویژگی “تسلیم بودن دربرابر خداوند” را درک کن؛
  • باورهایی که لازمه تسلیم شدن در برابر خداوند است؛
  • ارتباط میان تسلیم بودن در برابر خداوند و “روان شدن چرخ زندگی”؛
  • نشانه های رفتاری فرد متوکل؛
  • به جای نگرانی درباره مسائل پیش رو، کنجکاو باش درباره اینکه: چه راهکاری می توانم برای حل این مسئله پیدا کنم و از این “بازی کنجکاوانه”، لذت ببر؛ 
  • به جای تسلیم شدن در برابر مسائل، با توکل بر خداوند، آنها را چالشی ببین برای بروز توانایی های درونی ات؛

تمرین برای دانشجویان پروژه “مهاجرت به مدار بالاتر”

تجربیاتی را به یاد بیاورید و در بخش نظرات این قسمت بنویسید که:

به جای تسلیم شدن در برابر هر شکلی از مسائل و مشکلات، تصمیم گرفتید روی هدایت های خداوند حساب کنید و با اینکه ایده ی کاملی از حل آن مسئله نداشتید، اولین قدم را با این جنس از توکل بر داشتید که: “خدایم با من است و قطعا من را هدایت خواهد کرد”. سپس هدایت ها یکی پس از دیگری آمد. حتی از جاهایی که هرگز فکرش را نمی کردید. در نهایت نه تنها آن مسئله حل شد بلکه ایمانی در شخصیت شما ساخته شده که: توانایی روبرو شدن با مسائل، جسارت برای حل آنها و رشد دادن ظرف وجودتان از این طریق را به شما می آموزد. ایمانی که هر بار به شما این اطمینان را می دهد: اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است.

منتظر خواندن تجربیات پندآموزتان هستیم.


منابع کامل درباره محتوای این قسمت:

«تسلیم بودن در برابر خداوند» یا «تسلیم شدن در برابر مسائل»!

تفاوت میان مفهوم “تسلیم” در دو جمله بالا، از زمین تا آسمان است. تفاوت میان «امید با ناامیدی»، تفاوت میان «آرامش با نگرانی»، تفاوت میان «توحید با شرک» و تفاوت میان «آسان شدن برای آسانی هابا «آسان شدن برای سختی ها» است.

تسلیم بودن در برابر خداوند، پشتوانه می خواهد و این پشتوانه فقط با شناخت واقعی خداوند و رابطه ی دائمی ای که هر کدام از ما با این نیرو داریم، ساخته می شود. نیروی که “صاحب قدرت بی نهایت + بخشندگی بی حساب” است. فقط و تنها فقط با درک این ترکیب درباره خداوند یعنی” “صاحب قدرت بی نهایت + بخشندگی بی حساب”، باعث می شود که به معنای واقعی کلمه خداوند را کافی بدانیم، بر او توکل کنیم و به معنای واقعی کلمه تسلیم هدایت های این نیرو بشویم.

منابع مهمی که به من کمک می کند تا هر بار خداوند را بهتر بشناسم و ویژگی تسلیم بودن در برابر این نیرو را در شخصیت خود بروزرسانی کنم شامل:

جلسه 9 و 10 از دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها: این دو جلسه مفهوم حقیقی خداوند را به ما می شناساند و چگونگی اتصال به این نیرو را به ما یاد می دهد؛

جلسه دوم از دوره روانشناسی ثروت 3: آگاهی های این جلسه در یک کلام، مبانی “توکل بر خداوند” و “تسلیم بودن در برابر این نیرو” است. مفهومی که اجرای آن ما را روی شانه های خداوند می نشاند و چرخ زندگی مان را در تمام جنبه ها روان می کند؛

و تمام جلسات قرآنی در دوره 12 قدم:

آگاهی های جلسات قرآنی 12 قدم، فضایی است برای تعقل در قوانین زندگی و شناختن فکر خداوند. فضایی است برای درک صحیح و آگاهانه‌ی انرژ‌‌ی‌‌ خالق و هدایتگری که آن را خدا نامیده ایم و درک رابطه دائمی ای که با این نیرو داریم و این رابطه مهم ترین رابطه زنگی ماست.
این فضا به ما کمک می کند تا با شناخت واقعی خداوند و قوانین این نیرو برای خوشختی، اصل را از فرع تشخیص دهیم. این تشخیص باعث می شود انرژی خلق کننده ای که از خداوند به ارث برده ایم، بر مسائل حاشیه ای و بیهوده هدر نرود و صرف خلق شرایط دلخواهی شود که همیشه آرزوی تجربه اش را داشته ایم . نتیجه اجرای این آگاهیها پکیجی به نام خوشبختی است که‌، شامل سلامتی‌، استقلال مالی و آزادی زمانی و مکانی‌، روابط عاشقانه و در یک کلام، رسیدن به رضایت قلبی از زندگی است.

تکرار آگاهی های منابع فوق، ایمانی فعال در وجودمان می سازد که نه تنها به نجواهای ذهن فرصت ناامید کردن و نگران شدن را نمی دهد بلکه قلب مان را همواره برای دریافت هدایت های خداوند باز نگه می دارد. به اندازه ای که این آگاهی ها را تکرار می کنیم و به یاد می آوریم به همان اندازه، تسلیم هدایت های خداوند هستیم، به همان اندازه آرامش قلبی داریم و به همان اندازه شامل وعده “لا خوف علیهم و لاهم یحزنون” خداوند می شویم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم دستجردی» در این صفحه: 4
  1. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    به نام رب العالمین هدایتگرم سلام.

    قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّـهُ یُنْشِئُ النَّشْأَهَ الْآخِرَهَ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ

    بگو «بگردید در زمین، پس بنگرید چگونه آغاز کرد آفرینش را، آنگاه خدا پدید می‌آورد آفرینش واپسین را، همانا خدا بر هر چیزی تواناست عنکبوت – 20

    ===========================================

    خداجونم متشکرم، متشکرم برای این که به هر چیز و هر کاری توانا هستی. خوش حالم و سپاس گزارم از این که انقدر دقیق جهان را آفریدی و مسخر ما کردی تا به راحتی در آن زندگی کنیم یارب هدایتمان کن بیش‌از اکنون تسلیم تو باشیم و عمل کنیم به آنچه که می‌گویی چرا که تو خیر مطلقی و هر خطا و اشتباهی هست از جانب ماست. از ماست که بر ماست.

    الحمدالله رب العالمین.

    الرحمان الرحیم. مالک یوم الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. الصراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لاالظالین

    ============================================

    کجا‌ها به جای تسلیم شدن در برابر مشکلات تسلیم رب شدی؟

    همین چند وقت پیش بود صبح بلند شدم دیدم گلو درد دارم با هدایت رب از خودش خواستم حالم رو خوب کند قدم به قدم گفت چی بخورم چی نخورم گلو دردم بهتر و بهتر شد حتی صدام هم خروسی بود شب رفتم مهمونی اصلا خبری از آن صدا خروسی نبود یک گرفتگی ریز بود.

    دیگه هیچ علامتی از سرماخوردگی نداشتم بدون دکتر رفتن خوب شدم.

    هم زمانی زیبایی که اتفاق افتاد با مطالعه قرآن آرامش عجیبی گرفتم و گلوم رو سپردمش به خودش، چون خودش چیره هست به همه نتیجه هم واضحه، بعد از 5 روز کامل خوب خوب بودم. خداجونم دمت گرم.

    یکی دیگه برای دومین بار می‌خواستم حلوا درست کنم مقدار شکر و روغن و آردش از سری قبل تجربه شد یادگرفتم اما آب رو کم ریخته بودم برای همین شیرَه‌اش آن طور که باید نبود به لطف هدایتش آب جوش ریختم مقداری داخل آردی که سرخ شده بود نتیجه حلوام برای اولین بار خیلی خوب شد. این سری هم مقدار آبی که برای شیره باید ریخته بشه دستم آمد.

    تو همین هفته می‌خواستم غذا درست کنم هم برای مامان مجزا هم برای خودمان زمان هم در ظاهر کافی نبود از طرفی شعله گاز‌ها بگیر نگیر داره به جز دوتاش مانده بودم چی کار کنم یه حسی گفت آن یکی شعله رو روشن کن شعله‌ای که هیچ جوره نه روشن میشه اگرم بشه روشن نمی‌ماند کار خدا گفتم باشه خیلی راحت روشن شد و سرتایمم که غذا پخته بود و داشت آبش تمام می‌شد خاموش شد. چقدرم آن روز غذا‌هام عالی شد بود خدایا شکرت.

    مریم یادت باشه تو کارهای این چنینی هم ربی هست که هدایتت می‌کند قدم به قدم پس به جای تسلیم بودن در برابر مشکلات درربرابر رب تسلیم باش، باهوش آن که بگه خدایا من هیچی نمی‌دانم ریش و قیچی دست خودت بعد آن وقت می‌بینی به چه راه حل‌ها و ایده‌هایی هدایت می‌شی که ظرف وجودت را بزرگ‌تر می‌کند تو را متوکل‌تر می‌کند. همین توکل‌های کوچولو کوچولو در کارها به رب باعث میشه وقتی به مسائل بزرگ‌تر برخوردی با ایمان به دلش بری و بگی طوری نیست؛ خودش حلش می‌کند. خودش این بازی رو بلده و قواعد بازی رو یهتر از من می‌داند خودش راهنماییم می‌کند.

    مثل بازی آنلاین منچ که همه می‌گند شانسی اما شانسی نیست همه چی به این که چقدر آرامی و متوکلی بستگی دارد. بوده زمان‌هایی که چند دفعه مهرم رفت بیرون با خودم گفتم خدا خودش درست می‌کند. خیر هست و آخر هم برنده اول من بودم پشت سر هم چهار تا شیش می‌آوردم یا همان اول بازی شیش می‌آوردم و شروع می‌کردم اما بقیه در حال تاس انداختن برای شیش اوردن بودن یا فردی که همه رو میزد مهره من نزد یا جوری مهره‌هام جلو می‌رفت که هیچ کس نمی‌رسید بهش که بخواهد بزنتش. برعکس زمان‌هایی که ترسیدم و نگران شدم با این که در حال برد بودم به راحتی باختم.

    منچ بازی برام حکم تمرین اعتماد به رب و دیدن نتیجه را پیدا کرد. خداجونم متشکرم از چه چیزها که قوانین جهان را بهم یاد می‌دهی به حقیقت روزی دهنده به غیر الحساب هستی. ما به خدا اعتماد داریم . عاشق این باور هستم.

    الحمدالله کما هو اَهلَهو.

    یارب سعادت و ثروت و آرامش و سلامتی دنیا و آخرت نسیبمان کن. آسانمان کن برای آسانی‌ها.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    به نام، نامی دوست که هرچه داریم از اوست سلام.

    نشانه‌های تسلیم رب بودن:

    1. وقتی به مشکلی بخوری، نمی‌ترسی و خیالت راحت هست، چرا که باور داری به این که خدا.

    صاحب قدرت بی نهایت + بخشندگی بی حساب

    2. هر چی بیشتر تسلیم باشی. زندگی لذت بخش‌تری داری، احساس خوب بیشتر و بیشتری از امیدواری، عشق و نشاط و شوروشوق و…. بیشتری تجربه می‌کنی.

    قلب‌ها تنها باذکر نام الله آرام می‌گیرد

    تسلیم شدن در برابر مشکلات:

    اضطراب و یاس و ناامیدی به همراه دارد. حالت بد هست، انگار به ته خط رسیدی و نمی‌دانی باید چکار کنی، نه راه پس می‌بینی مقابلت، نه راه پیش.

    برای حل کردن مسائل به چشم یک بازی نگاه کن. مسائل باعث میشه بزرگ‌تر بشی و رشد کنی. به این چشم نگاه کن. این نگاه که مسائل یک صد که اومده تا مانع رشد و پیشرفتت بشه، یک نگاه به شدت اشتباه هست.

    یادت باشه با حل مسائل رشد می‌کنی و بزرگ میشه با حل نکردنش کوچک باقی می‌مانی.

    به هیچ کس و هیچ چیز باج نده. نگو اگر بره یا ان‌کار بکند، یا فلان اتفاق بیافته من بدبخت می‌شم. این نگاه شرک هست و نتایج بسیار بدی به همراه دارد.

    تمرین گام 12 پروژه رفتن به مدار بالاتر:

    همین چند وقت پیش که شرایط کشور در حالت جنگی بود و نت ها قطع شده بود و جامعه در ترس بود. شب رو در آرامش می‌خوابیدم یا دو شب اول با اونو بازی کردن و گشتن در سایت سپری می‌کردم . ذهنم رو به این طریق جهت دهی می‌کردم، مدام به زیبایی‌هایی که اطرافم بود توجه می‌کردم با این که شب تا صبح اخبار بود اما من آرام بودم چون تمرکزم روی زیبایی جنگ و محیط اطرافم و این که رب هدایت می‌کند بود.

    این کنترل ذهن برام یک تضاد سخت بود که تو اون شرایط باید از عهداش برمی‌آمد.

    این توکل باعث شد هفته دوم هدایت بشم به سمت بیرون از شهر و زمانی که حملات صورت گرفته بود من دورباشم، و اون موج انفجار و ترس و وحشتی که همسایه‌ها و بقیه تجربه کرده بودن. تجربه نکنم.

    این نگاه که خدا بهترین حافظ و نگهدارم هست. او من رو هدایت می‌کند در زمان و مکان مناسب باشم و تنها باید احساسم رو خوب نگه دارم. این نیز بگذرد بهم کمک کرده بود.

    الان هم آرامش ذهن داشته باشم و خیالم راحت باشه برعکس بقیه که همچنان در ترس و اضطراب به سر می‌برند.

    مریم یادت باشه تسلیم بودن در برابر رب، نیاز دارد به ایمان و شناخت رب، نیاز دارد به تکامل. نمی‌شه انتظار داشته باشی در تک تک مسائل این گونه فکر کنی، رفتار کنی، البته که به نسبتی که این جوری عمل کنی به همان نسبت ایمانت قوی‌تر میشه، با به یادآوردن لحظه‌هایی که به خدا جونم اعتماد کردی و ورق برگشت باعث می‌شی ایمانت تقویت و این نگرش در تو پر رنگ‌تر بشه. حالت بهتر بشه، نگاه 0 و 1 به تو کمکی نمی‌کند بلکه باعث میشه خودت رو سرزنش کنی و حالت بد و بدتر و از مسیر دور بشی؛ تا همین جا هم که این نگرش و رفتار در تو ساخته شده بهت تبریک می‌گم و برات ایستاده دست می‌زنم. فتبارک الله احسن الخالقین. دوست دارم بنده دوست داشتنی ربی جونم.

    در پناه رب العالمین بیش از پیش آسان شوید برای آسانی ها .

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    به نام خالق هدایتگر سلام به خانواده‌ عزیزم در اینجا

    تسلیم بودن در برابر مسائل یا تسلیم بودن در برابر خدا؟

    استاد تک تک فایل های پروژه به مدار بالاتر هر کدوم تا این جا با یک همزمانی برای من همراه بود که من باید در زندگیم اجراش می‌کردم.

    با گام 9 که درمورد کسب و کار مورد علاقه بود هدایت شدم به سمت یک آگهی استخدام خانه بازی ، هدفم این بود که من به مربیگری علاقه دارم برای کودکان یا نه خیلی نشانه ها بود در این زمینه ، مثلا دندونی بچه دختر خالم رفتم و یه دونه ،دختر دارند هرکدومشون ، این بچه‌ها مثل همیشه کلی تحویلم گرفتن و از اومدنم ذوق کردن یکی 6 ساله و اون یکی 2 ساله یا رفتم برای ساعت هایی از گیتا 2 ساله مراقبت کردم و کلی بازی کردیم و خوش گذشت.

    دوباره یزد رفتم با بچه‌های عمه‌ام بازی کردم و مَغول بودم. چیزی که خیلی دوست دارم این تاثیری که روی بچه‌ها می‌زارم. بارها شده مامان‌هاشون یه چی گفتن گوش نکردن یا نتوانستن ارامشان کنند اما خیلی راحت حرف من رو گوش کردن و اون کار انجام دادند یا این که آرام شدند. خیلی کیف می‌کنم و لذت می‌برم وقتی می.بینم تا این حد روی بچه‌ها تاثیر میزارم یا این که بچه ها باهام سریع صمیمی و دوست می‌شوند.

    خلاصه این هارو به تازگی متوجه شدم این که انقدر دوست دارم با بچه‌ها باشم. اما امروز دودل بودم برم برای مصاحبه یانه با گوش کردن این فایل به خصوص اون قسمت که می‌گید آخیش سپردم به خدا راحت شدم ،خیلی احساسم خوب شد و تصمیم گرفتم به جای تسلیم شدن دربرابر مدیریت زمان و هندل کرد ن کار و دانشگاه با‌هم دربرابر خدا تسلیم باشم و به خودم و آدم هایی که مخالف اند نشان بدهم می‌توانم و از پسش برمیام خدا فقط می‌داند چقدر اعتماد به نفسم بالا می‌رود چقدر چیز یادمی‌گیرم و چه ساعت های خوبی سپری می‌کنم هنوز موافقت 100 درصدی خانواده‌ رو ندارم اما خوب فهمیدم به خاطر باورهام هست. به خاطر این که زمان و کار همه رو مهم می‌دونم اما زمان و کار خودم رو نه نمی‌دونم بازهم میرم یا نه و چقدر می‌توانم تسلیم خدا باشم و نتایج رو در این زمینه ببینم اما به هر حال خوش حالم از این که انقدر امروز با اعتماد به بنفس بودم و پر انرژی و انقدر قشنگ با بچه‌ها ارتباط گرفتم.خدایا بی‌نهایت برای امروزرسپاس گزارم برای هدایتم به سمت آرامش و تسلیم بودن متشکرم یارب العالمین . خوب می‌دونم هرچی بشه همان خوبه هست و بس.

    استاد راستی این بنده خدا مدیریت اونجا آدم خیلی سخت گیری هست برای ثبت نام و دنبال فردی با سابقه بود اما من هیچ سابقه‌ای نداشتم و به لطف الله در برخورد اول پشت تلفن کلی از به قول خودش سر زبون دار بودن من خوشش آمده بود خلاصه نمی‌دانم چه جوری ولی خدا راه رو برای نشستن محبتم در قلب آدم ها برام باز کرد امروز، همین کاری که همیشه می‌کند اما امروز قشنگ دیدم و حسش کردم، خداجونم دمت گرم، راستی من مسیر بلد نبودم و گیج شدم از هرکی می‌پرسیدم یه جای دیگه آدرس می‌داد به گوگل مپ هم نگاه کردم آدرس جای دیگه بود مثل این که دوتا مرکز اسم‌هاشون شبیه به هم هست ولی با فاصله یک ساعته از هم قرار دارندبه صورت پیاده. برای همین گیجشده بودم تا اسنپ گرفتم

    با هدایت الله اسنپی فردی بود که اونجا رو مثل کف دستش می‌شناخت گفتم بهش من آدرس نمی.دونم و اشتباه زدم خواندم براش خودش برد مارو دقیقا جلو خانه بازی پیاده کرد چقدر هم آدم خوش برخوردی بود.

    و یکی دیگه از مواردی که نمی‌دونستم باید چی‌کار کنم این بود که پدر‌بزرگم خونه ماست و باید ازش نگهداری کنیم بنده خدا آلزایمر دارد کار خدا امروز تعطیل شد مدارس و دانشگاه و اداره جات پس مادرم خونه بود و من توانستم به مصاحبه برم.

    خلاصه که قدم به قدم با تسلیم بودن و سپردن کارها به خودش تا اینجا مسیر رو اومدم و اگه از این جلوتر نرم مطمئنم به خاطر باورهای خودم هست و با تغییرش می‌توانم شرایطم رو تغییر بدهم و این حرف شما رو آویزه گوشم کردم که به خودم سخت نگیرم چرا که تسلیم شدن هم نیاز داره تکاملش طی بشه نیاز داره به شنیدن یک سری از قصه‌ها و کارکردن روی یک سری از باورها.

    امروز فهمیدم من توانایی خیلی خوبی در صحبت کردن و ارتباط با دیگران به دست آوردم که این نتیجه مترو رفتن ‌و تلاش برای حرف زدن با افراد غریبه در مترو هست، قبلا نمی‌دانستم چه جوری سر صحبت رو باز کنم اما الان دیدم برخلاف گذشته چقدر راحت با مادر ها و بچه ها سر صحبت رو باز می‌کنم و حرف می‌زنم هنوز جای تمرین دارم چون زیاد نمی‌توانم مکالمه رو ادامه بدهم اما تا همین جا هم برای من یک موفقیت به حساب می‌آید خدایا شکرت.

    .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    مریم دستجردی گفته:
    مدت عضویت: 2102 روز

    به نام رب سلام .

    استاد سری قبل که این فایل گوش کردم و از نوع رابطه شما باخبر شدم ذهنم مقاومت داشت اما حرف شما درسته نسبت به حساب نکردن روی رابطه همه ما از بچگی یکی از رویاهامون ازدواج با کسی که دوست مان داره و حاضر برای ما هرکاری بکنه نسبت به ما متعد باشه و همیشه پیش ما باشه همیشه همه کار بکنه برای ما و ماهم براش همه کار بکنیم و باور داریم باید در برگه ثبت بشه تا پیش ما باشه یه جورایی می ترسیم از تنهایی از این که بعد از رفتنش چی کار کنیم و حرف مردم یا بهتر بگم خانواده رو باید چی کار کنیم ؟ حتی وقتی وارد رابطه ای میشیم هم میترسیم این رابطه به انتها نرسه ، همه ما دنبال ارامشیم . امنیت . عشق و محبت که فکر میکنیم اگه سند ازدواج باشه بدست میاریم همون حساب کردن روی ازدواج و کلی اتفاقات ناگوار و دعوا که با داشتن این باور وارد رابطه بشیم خدا می دونه که می افته

    چقدر خوب میشه بدون شرک وارد رابطه شد ، مریم جان واقعا شجاعت و جسارت بالایی می خواد برای داشتن چنین رابطه ای ان هم در ایران که همراه شدن شما با استاد خودش نشان از باور های توحیدی شما دارد واین بسیار قابل تحسین است

    و چه زیبا با استاد روابطی سر شار از ارامش و عشق ساخته اید فارغ از قیل و قال های مردم

    این حجم از هماهنگی و حال خوب بین شما واقعا بی نظیر و برایم بسیار شگفت انگیز است این شکل رابطه که ترس از ان وجود دارد می تواند تا کنون به این زیبایی ادامه داشته باشد و در هر لحظه کیفیت ان بیشتر و بیشتر شود این که فارغ از هیچ امضا و سندی به خود به قلب خود اعتماد و اطمینان دارید نشان از ارزش مند دانستن خود است و واقعا زیبا است .

    مریم جان استاد عزیز امیدوارم ان گونه که دوست دارید در عشق و ارامش غرق در باور های توحیدی درست مثل اکنون در کنار هم به زیبایی زندگی کنید .🌸🌸

    من عاشق رابطه هایی هستم که افراد در کنار احترام و صمیمیت و ازادی و عشقی که بهم میدهند با هم به زیبایی زندگی می کنند و به سمت اهدافشان حرکت می کنند تا رشد کنند پیشرفت کنند و قوی بشند در کنار هم .

    یکی از خواسته هام هم همین انقدر مثل مریم جون باورها م درست و توحیدی باشه که با عزت نفس کامل با ارامش و توکل به رب ازدواج کنم با عشق همراه با ازادی رهایی این که با همسرم باشم بدون این که نگران بودن و نبودن در کنارم باشم و لحظات شادی رو در کنار هم داشته باشیم

    در پناه الله شاد و پیروز و ثروتمند و سعادتمند و سلامت باشید در دنیا و اخرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: