مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    246MB
    24 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»
    22MB
    24 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1663 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 483 روز

    به نام خداوند مهربون و همیشه همراه

    سلام به استاد عزیز و دوست‌داشتنی‌ام، به خانوم نازنین و شایسته‌ام، و به همه‌ی دوستان خوبم توی سایت

    گاهی توی مسیر زندگی، یه جایی می‌رسی که باید محکم و استوار باشی و با تمام وجود ادامه بدی. اما خب، کیه که نگه دلش گاهی نلرزه؟ منم مثل خیلی از شماها، بعضی وقتا دلشوره و نگرانی میاد سراغم. مخصوصاً الان که دوباره همون حس‌های قدیمی اومدن توی دلم.

    با خودم گفتم برم سراغ سایت، از خدا بخوام یه نشونه بهم بده. و آیا جوابی واضحتر و قشنگتر از از این فایل هم بود توی سایت برای من..!!!؟؟ انگار خدا خودش گفت: «نگران نباش، من اینجام.»

    واقعاً اگه بعد از این همه نشونه و راهنمایی هنوز هم دلم بلرزه و نگران باشم، دیگه از بی‌ایمانی من نیست؟؟!!!

    خدای عزیزم! من دورت بگردم. من همیشه بهت گفتم که تسلیمتم. هر چی تو بخوای، همون میشه. من تمام و کمال توکل کردم بهت. توی این مسیر پرپیچ و خم، فقط هدایت توئه که می‌تونه منو به خواسته‌هام برسونه.

    وقتی یاد تو توی قلبمه، همون موقع‌ست که آروم می‌گیرم. اون وسوسه‌ها و نجواهای شیطانی که می‌خوان امیدمو ازم بگیرن، با یادت از بین میرن.

    خدایا! خودت می‌دونی که من چقدر تلاش کردم ومیکنم که ایمانم رو محکم نگه دارم. هر بار که احساس ضعف کردم، باز برگشتم به سمت تو. توی این دو سه ماهی که هر روز با دلشوره‌های وحشتناک دست و پنجه نرم می‌کردم، همیشه با نشونه‌هات و هدایتی که از طریق سایت استاد عباسمنش بهم دادی، آرومم کردی.

    خدای قشنگم، تو همیشه پناهم بودی. هر بار که بهت توکل کردم، تو هم نشون دادی که کنارمی. توی هر گره‌ای که توی زندگیم افتاد، با قدرت تو باز شد.

    حالا هم دوباره با همه‌ی وجودم می‌گم که بهت اعتماد دارم. می‌دونم که این مسیر، با حضور تو پر از نور و آرامشه.

    خدایا، دورت بگردم. من فقط به تو پناه می‌برم. همیشه کنارم باش.

    واقعاً ازت ممنونم که بهم این نعمت بزرگِ «امید و آرزو» رو دادی. همین امید، مثل یه چراغ روشن، همیشه توی تاریکی‌های زندگیم بهم راه رو نشون می‌ده.

    امید مثل یه نسیم خنک توی گرمای سخت زندگیه. هر وقت کم میارم، بازم این امید بهم انرژی می‌ده و بهم می‌گه که آینده روشنه و باید به راهم ادامه بدم.

    خدایا، ازت می‌خوام که همیشه این شعله‌ی امید رو توی دلم روشن نگه داری. چون باهاش می‌تونم جلوی سختی‌ها و مشکلات وایستم و محکم به راهم ادامه بدم.

    وقتی امید توی دلم زنده باشه، انگار قوی‌تر می‌شم. می‌تونم از چالش‌ها رد بشم و با شجاعت و صبر برای رسیدن به آرزوهام بجنگم. هر وقت می‌خوام کم بیارم، بازم این امید بهم کمک می‌کنه که تسلیم نشم و با دل و جون برای آینده‌م تلاش کنم.

    خدای خوبم! ازت ممنونم که همیشه این حس قشنگِ امید رو بهم هدیه دادی. ازت می‌خوام که توی مسیر رسیدن به هدفام پشتم باشی و تا همیشه این نور امید رو توی قلبم زنده نگه داری.

    خدایا، بهم آرامش و صبر بده تا با کمک امیدی که بهم دادی، به سمت یه آینده‌ی روشن و پر از خوشبختی قدم بردارم. کمکم کن که با تکیه به توانایی‌هام، هم برای خودم و هم برای اطرافیانم یه زندگی پر از شادی و معنی بسازم.

    مرسی که همیشه کنارمی!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    بهمن جمعی گفته:
    مدت عضویت: 3304 روز

    سلام خدمت استاد ، از خداوند و استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم که با شهامت برای هدایت ما از هیچ چیز مضایقه نمی کند.

    متاسفانه برخی از دوستان صحبتهای استاد را اینطور برداشت کردند که آره ما میتونیم امروز با این فرد باشیم و اگه دلمون رو زد فردا با یه فرد دیگه مثل داستان پسری که درخواست فندک کرده بود.

    در واقع استاد دو نگرش اساسی را به ما یاد داد

    نگرش اول: نگرش اول اینکه آنقدر قوی باشیم و آنقدر با خودمون در صلح باشیم و انقدر تکیمون بر پردوردگار باشد که اگر یه روزی یه فردی به هر دلیلی خواست رابطه همسری فرزندی و شریکی و همکاری و هر رابطه ای را ترک کنم ما ضربه نبینیم و نشکنیم و به شادی بتونیم زندگیمون رو ادامه بدیم و به خاطر داشتن همچین رو حیه ای و شخصیتی ، پاداش بزرگی از قوانین کایناتی که پروردگار وضع کرده بگیریم .

    نگرش دوم: و بطور مقابل اگر روزی به این نتیجه رسیدیم که حضور یه فردی(همسر فرزند شریک همکار و هر کس دیگری) موجب میشود که شغلمان و یا روابط خانوادگی مان به نابودی کشیده شود و یا مطلوبیت کافی را نداشته باشیم و زندگی دو روزه دنیا به فنا برود ما بتوانیم به راحتی آن فرد را کنار بزاریم ولی بسیاری از افراد بدلیل عذاب وجدان و احساس گناه و دلسوزی و ترحم و خود را جای خدا گداشتن و باورهای غلط از خود گذشتکی و مسئولیت و گذشت و غیره، زندگی خودشان و آن فرد را به نابودی کامل میکشند و در نهایت هم پس از اینکه بطور کامل زندگی خودشان را نابود کردن با درگیری و یا بالاخره با مرگ این جدایی اتفاق می افتد.

    من با توجه به تجربیات بی شماری که قبلا داشتم و در نهایت به این نگرش استاد رسیده بودم خواستم نظراتم را برای دوستان بنویسم که شاید راه گشای برخی دوستان باشد.

    با تشکر از همه دوستان وآرزوی موفقیتهای بیشتر در مسیر زندگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مرضیه جعفری گفته:
    مدت عضویت: 3243 روز

    سلام و هزاران سلام به همه دوستان

    تجربیاتی را به یاد بیاورید و در بخش نظرات این قسمت بنویسید که:

    به جای تسلیم شدن در برابر هر شکلی از مسائل و مشکلات، تصمیم گرفتید روی هدایت های خداوند حساب کنید و با اینکه ایده ی کاملی از حل آن مسئله نداشتید، اولین قدم را با این جنس از توکل بر داشتید که: “خدایم با من است و قطعا من را هدایت خواهد کرد”. سپس هدایت ها یکی پس از دیگری آمد. حتی از جاهایی که هرگز فکرش را نمی کردید. در نهایت نه تنها آن مسئله حل شد بلکه ایمانی در شخصیت شما ساخته شده که: توانایی روبرو شدن با مسائل، جسارت برای حل آنها و رشد دادن ظرف وجودتان از این طریق را به شما می آموزد. ایمانی که هر بار به شما این اطمینان را می دهد: اگر روی خداوند حساب کنم، قطعا خداوند برایم کافی است.

    یادمه روزهای اولی که اومده بودیم مغازه جدید شهر جدید و همه چیز کاملا ناشناخته و متفاوت بود و ما می‌دیدیم که چقدر همکاران فروش عالی دارند چقدر مغازه هاشون پر هست و ما در برابر اونها چقدر کوچک هستیم هنوز چقدر روی اعتماد به نفس ما تاثیر گذاشته بود تا جایی که تا یک هفته شد که ما دشت نمی‌گرفتیم.و عشقم بشدت حالش خراب بود و تصمیم گرفته بود که برگردیم به جای قبلی اما من بواسطه کار کردن روی دوره های استاد یکم قویتر بودم و یادمه بهشون گفتم شما فردا نمی‌خواد بری من میرم شما بشین یکم استراحت کن یه فضایی به خودت بده با این نگاه که من باید این مسأله رو حل کنم.

    فردای اون روز رفتم غوغا نکردم ولی فروختم و شب اومدم خونه قشنگ بهشون یادمه که گفتم محمد جان این مغازه و این لوکیشنی که ما هستیم راحت میتونیم روزی 20 میلیون تومان دخل بزنیم چرا؟ چون اون روز خوب نگاه میکردم به همکارا و با خودم میگفتم اگر برای اونا میشه چرا برای ما نمیشه جا و مکان که یکیه تفاوت فقط در خود کم بینی ماست این باید حل بشه درست بشه و همیشه ایشون می‌گند اون شب وقتی اون حرف رو زدی من یادم اومد اصلا برای چی اومدم اینجا دنبال چه هدفی بودم و غول فروشنده درونش بیدار شد و خدا رو شکر از اون روز به بعد روند خیلی عالی شد.

    یا زمانی که ایشون رفته بودند سفر 22 روزه به چین و من تو این بیست و دو روز تنهای تنها بودم مغازه بود خونه بود تایم زیادی مغازه از من می‌گرفت خستم میکرد و یه جورایی باید خوب پول می‌ساختم حواله میزدم براشون از طرفی مغازه خیلی پر نبود من دست تنهام بودم تله مقایسه با همکاران هم بود به چند روزی اوضاع خراب شد و یک شب حسابی فریاد زدم تا تخلیه بشم و بخودم گفتم این یه چالشه یه فرصته خودت و توانایی‌هات رو بخودت ثابت کنی نشون بدی کی هستی و چقدر توانایی داری کم نیار به خدا توکل کن کاری به بقیه نداشته باش سرت تو کار خودت باشه حال خودت رو خوب نگه دار کنترل کن ذهنت رو و با حال خوب ادامه بده و زمانی که ایشون برگشتند چقدر تحسینم کردند و گفت باورم نمیشه تو این22 روز 190 میلیون فروختی با قیمتهای خوب و اونو من بعنوان یک چالشی که اومده رشدم بده نگاهش کردم و سربلندم بیرون اومدم.

    و خیلی چیزهای دیگه که خدا رو شکر بخاطر همین روحیه عاشق حل مسأله بودن و استقبال از چالش‌ها فقط به این خاطر که دوست دارم ازشون آجری برای بالا رفتن و رشد خودم بسازم تا حالا خوب عمل کردم و میتونم نمره قابل قبولی بخودم تو این زمینه بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    لیلا چ گفته:
    مدت عضویت: 3403 روز

    استاد عزیز شما بینظیرید کسانی در کنار شما تا ابد می ماند که هم فرکانس شما باشه ،شما با صداقتتون خیلی درسها در زندگی میلیونها نفر دادید و تاثیر گذار بودید.تا ده سال بعد و صد سال بعد شما برای من بینظیر خواهید بود خوشحالم در مدار استاد بزرگی چون شما هستم .من فردی بودم همیشه در مشکلاتو بی پولی زندگی می کردم الان بعد از ٢ سال صاحب خونه شدم و پروژه های بزرگتر و با افراد موفقتر در ارتباطم.خدایم را شاکرم که شما رو سر راهم قرار داد.با ارزوی خوشبختی ابدی،سلامتی شادی ثروت براتون از ته دلم ارزو می کنم.????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      Blue moon گفته:
      مدت عضویت: 2269 روز

      سلام استاد عزیزم

      من چون سن کمی دارم مقاومت خیلی کمتری نسبت به اگاهیهایی که شما به من انتقال میدهید دارم .

      سبک زندگی شما تنها به خودتان مربوط است و کسی نباید دخالت کند و کسی مجبور نیست که حتما از آنها پیروی کند هرکس به دنبال آگاهیی هایی میرود که خودش آنهارا انتخاب میکند. شما در بیشتر فایلها گفتید که این حرف ها برای همه نیست و همه مجبور به پیروی از آنها نیستند .

      اما من اگاهانه و از صمیم قلبم تصمیم گرفتم که از اگاهی های شما بدون مقاومت استفاده کنم و سپاسگزار شما و خداوندی که دستی مانند شما را در سرراهم قرار داده است باشم . من از این دیدگاه شما نسبت به روابط بسیار لذت بردم و آن را تایید میکنم . اما یک سوال دارم که دلیل این سوال من تنها و تنها استفاده از پاسخ شما در آینده ی خودم است نه سرک کشیدن در زندگی خصوصی شما . استاد ایا محرم بودن یا نبودن در زندگی مهم است؟ایا واجب است که در زندگی مشترک حتما آیاتی به عنوان سیقه یا عقد خوانده شود ؟میشود لطفا در این باره توضیح بیشتری دهید؟ آیا شما به شریک زندگیتان محرمید؟ استاد من تنها میخواهم از اگاهیی های شما استفاده کنم منتظر پاسخ شما هستم

      در پناه الله یکتا شادو پیروزو سلامت در دنیا و اخرت باشیم

      دخترک خوشبخت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    رزا گفته:
    مدت عضویت: 1585 روز

    به نام خدایی که مهربان تراز حدتصورماست…

    سلام به استادعزیزم و دوستان گلم امیدوارم حالتون عالی باشه

    چه قدرررر پرادایس زیباست چه قدر رویاییه

    اونجایی که گفتین تسلیم کسیه که ….بعدش یه نفس عمیق کشیدین منم باهاتون نفس کشیدم

    منم هوای خوب پرادایس رو حسش کردم

    واقعا که پرادایس خودِ بهشته

    خدایاشکرت بابت بودن این بهشت زیبا

    .

    .

    .

    این فایل نشانه من بود ولی نه نشانه امروزم

    چندروز پیش از خدواند نشانه خواستم و از طریق مرا به سوی نشانه ام هدایت کن به این فایل هدایت شدم و نصف فایل رو دیدم و دیگه ندیدم و گفتم چندروز دیگه حتما میبینمش

    و امروز در بهترین زمان و مکان ممکن باید این فایل رو میدیدم

    نمیدونم تا حالا برای شما دوستان عزیزم همچین چیزی پیش اومده که به فایلی هدایت بشین و بعد چندروز اون فایل رو ببینید و متوجه بشید دقیقا باید امروز میدیدین دقیقا زمانی که واقعا آماده دیدنش بودین

    واقعا هرلحظه ردپای قانون رو توی زندگیم میبینم

    و خداروشکر میکنم بابت قوانین ثابت جهان هستی بابت این قوانین بدون تغییر

    خدایاشکرت

    و اما سوال این قسمت

    تفاوت تسلیم شدن در برابر خداوند و تسلیم شدن در برابر مشکلات ؟؟؟

    تسلیم بودن در برابر خدواند به این معناست که من ایمان دارم یک نیرویی برتر از کل نیروهای جهان داره من رو هدایت میکنه و اگر توکل کنم و خودمو بسپارم بهش و ازش کمک بخوام اگه باور و ایمان بهش داشته باشم اون منو هدایت میکنه

    تسلیم بودن دربرابر خداوند یعنی اجازه دادن به خداوند که پاسخ دهد به درخواست ما

    تسلیم یعنی کسی که حالش خوبه چون به خدا اعتماد داره

    تسلیم بودن بدون شک احساس خوب و احساس آرامش و احساس اطمینان قلبی میاره

    الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

    همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد

    دیدید بعضی وقتا زیادی روی یه شخصی حساب میکنیم؟؟؟چی میشه؟؟؟

    من اینطوریم که خدا سریع پَس کله ای رو بهم میزنه یعنی سریعععععع

    دیدید بعضی وقتا یه شخصی رو اون قدررررر دوست داریم یا بهش وابسته هستیم که فکر می‌کنیم اگه بره زندگیمون نابود میشه؟؟؟

    وقتی رفت چیشد؟؟؟زندگیمون نابود شد؟؟؟

    نه تنها زندگیمون نابود نشد بلکه با رفتن اون شخص درهایی جدیدی تو زندگیمون باز شد

    مسیرهای جدید که فکرشم نمی‌کردیم

    باعث میشه خودمونو خیلی بهتر از قبل بشناسیم

    برای خودمون بیشتر ارزش قائل بشیم

    هرکسی در زندگی ما دستی از دستان خداست

    اگه رفت یه دست دیگه ای هست که بیاد

    به بزرگی خداوند ایمان داشته باشیم

    خداوند برای ما بهترینا رو میخواد

    خداوند فقط خیر مطلقه

    هرخیری به ما میرسه از طرف خداست و هر شری به ما میرسه از طرف خودمونه

    خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم

    تسلیم شدن در برابر مشکلات یعنی در برابر مشکلات و تضاد های زندگی تسلیم شدن

    به مسائل جوری نگاه کنیم که این مسائل دارن مارو به چالش میکشن تا ما بزرگ بشیم پیشرفت کنیم به موفقیت برسیم

    تضادهایی که بهشون برمی‌خوریم چیزای بدی نیستن اونا مسائلی هستن که اگه حلشون کنیم بزرگ میشیم

    استادجان چه قدررر این روحیه شما حل کردن مسائل رو دوست دارم

    میرید تو دل تضادها و ترس هاتون برای اینکه ببینید آیا میتونید این تضاد رو حلش کنید آیا از پَسش برمیاین

    و من خیلی خیلی تحسینتون میکنم استادجان

    چه قدرررررررررر توی داستانی تعریف کردید خوب عمل کردید چه قدررررر شما الگوی خوبی هستین برای ما

    تنها راه مقابله باترس رفتن تو دل اون ترسه

    درواقع همین کار باعث میشه اعتماد به نفس خوبی از رفتن تو دل اون ترس به دست بیاریم و همین اعتماد به نفس باعث میشه توی کارهای بعدی هم موفق تر عمل کنیم

    ازتون بی نهایت سپاسگذارم استادجان

    در پناه الله شاد و تندرست باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      فاطمه رستاخیز گفته:
      مدت عضویت: 1655 روز

      سلام به دوست عزیزم

      دختر من عاشق کامنت ها و حس بسیار انرژی مثبت پشت نوشته هات هستم انگار واقعا از پشت صفحه گوشیم میتونم لبخند و حس خوبت رو درک کنم و چقدر خوشحالم که به کامنت زیبات هدایت شدم

      چقدر به نکات خوبی اشاره کرده بودی و من صمیمانه تحسینت میکنم

      به چشم دیدم زمان هایی که هدایت میخوایم وقتی تو مدارش باشیم خداوند به بهترین شکل ممکن هدایتمون میکنه و همیشه دربهترین زمان و مکان ممکن هست

      دیدگاه قشنگت:

      امروز در بهترین زمان و مکان ممکن باید این فایل رو میدیدم

      و ایه فوق العاده

      الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

      همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد

      واقعا ادم باید همیشه مسیر تکاملش رو طی کنه تا بتونه فقط یکم از وجودش رو درک کنه و بشناسه

      منم خودم جاهایی بوده که روی بقیه حساب کردم و نتیجه اش فقط ناامید شدن خودم بوده و نه چیز دیگه

      و چقدر باورهای زیبایی درمورد مسائل و مشکلات نوشته بودی که باعث شد من هم دوباره و دوباره از اول بخوام وجود خودمو بررسی کنم

      سپاسگزارم از کامنت ارزشمندت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سپیده منصوری گفته:
    مدت عضویت: 1267 روز

    به نام یگانه قدرت جهان هستی

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد عزیزم،بانو شایسته جان و همه همسفران عزیزم در سفر روز شمار تحول زندگی من

    روز پنجاه و پنجم از سفرم به درون

    فایل: مصاحبه با استاد،قسمت 6

    ————————————————–

    استاد نازنینم هر چه آموزشهای شما رو بیشتر گوش میدم، و سعی در تمرین و عمل کردن بهشون دارم بیشتر متوجه میشم که یک نخ نامرئی بسیار محکم شیرازه تمام مطالب و آموزشهای شما رو به هم وصل کرده و اون چیزی نیست جز« توحید»

    در جای جای زندگی شما عطر خوش توحید رو میشه استشمام کرد

    من عاشق این نگاه توحیدی شما و اینهمه حس رهایی و آزادیتون هستم از هرکس و هر چیزی.

    برای من بهترین الگو در اجرای اصل و اساس خوشبختی « توحید» فقط شما هستید و مریم جان و بس.

    و ترجیح میدم به جای پرداختن به حواشی که دانستن و ندانستنش در رشد شخصی من و زندگی من هیچ اثری ندارد،از نردبان توحید هر روز با آگاهی بیشتری بالاتر برم و به خورشید خوشبختی و عشق و رهایی و آرامش نزدیکتر بشم و زندگی را در تمام ابعاد عالی اش تجربه کنم..

    همه تلاش شما در این سایت اینه که ما متوجه بشیم اصل چیه و فرع چیه؟! خدارا شکر میکنم که در مداری هستم که در کلمه به کلمه صحبتهای شما فقط دنبال اصل میگردم و اینکه،، چه چیزی باعث شد شما اینچنین قدرتمندانه سبک شخصیتون رو انتخاب کنید و عمل کنید بدون نگرانی از عدم تایید دیگران؟؟!! ..حتی اگر آن شخص مادر شما باشند..

    من عاشق اینهمه قدرت هستم

    اینهمه بی نیازی به آدمها

    اینکه میدونید اگر همه این آدمها با هم ریزش کنند خداوندی که اینها رو آورده میتونه جمعی هم مدار تر دور شما جمع کنه..و کاملا مشخصه در این چند سالی که از این فایل میگذره چقدر آدم دیگه در سایت شما ثبت نام کردن و از آموزشهای هدیه و محصولات شما دارن استفاده میکنند ،از جمله خودم و همسر جانم و خواهر عزیزم و این نتیجه ایمان شما است

    و این نتیجه سپردن زندگیتان به یگانه معبود جهان هستی است،تنها قدرت جهان ،خدای بی همتا

    خدارا شکررررررررررررررر

    خدارا هزاران مرتبه شکررررر که در مداری هستم که می پذیرم بدون مقاومت

    من در کنار شما و قدم به قدم با شما می آموزم که اصل یعنی:

    روی هیچ کسی به جز خدا حساب نکنیم

    روی هیچ چیزززز به جز خدا حساب نکنیم

    مهمترین رابطه ما با خداست

    ماندگار ترین رابطه،رابطه ما با خداست

    بهترین احساس،، رهایی و آزادی است

    آزادی از هر جنس…. مالی،مکانی،زمانی و حتما که عاطفی

    حتما که ثبت شناسنامه ای و تعیین مهریه و کلی قول و قرار باعث خوشبختی و ماندگاری یک زندگی نیست که چه زندگی ها با وجود کلی قول و قرار محکم و مهریه های سنگین باز هم از هم پاشیده شده..

    عشق بی توقع عامل خوشبختی است،دلبستگی بدون وابستگی عامل خوشبختی در رابطه عاشقانه است

    و دوستی و احترام بدون وابستگی عامل موفقیت در کسب و کار و روابط اجتماعیمون است

    و این نگاه از رشد شخصیتیمون میاد..

    از احساس ارزشمندیمون و نگاه توحیدی که اعتبار هر آنچه که داریم فقط از خداست و هر کس و هر چیزی از زندگیم بره حتما همون خدا بهترش رو بهمون میده

    وقتی میدونیم هر چه که در این دنیا داریم نهایتا فقط تا آخر زندگیمون در این دنیا همراه ما هست و تنها کسی که از ازل با ما بوده و تا ابد خواهد بود فقط خداست , دیگر نداشتن هر چیز و هر کسی( به هر دلیلی) که امروز داریم و فردا ممکنه نداشته باشیم چه اهمیتی دارد؟

    این نگاه ،آرامش بخش است

    این نگاه باعث میشود امروز از امکاناتی که داریم نهایت لذت رو ببریم و نگران فردا و فردا ها نباشیم

    این نگاه باعث میشود امروز از شخصی که در کنارمان هست نهایت عشق را ببریم بدون نگرانی نبودنش

    چون طبق قوانین جهان اگر هم مدار باشیم و در مسیر درست تا ابد با هم می مانیم و اگر نه؛ حتما که در جایی از مسیر ریل قطار زندگی امان از هم جدا میشود و……

    اگر این نگاه را تمرین کنیم دیگر سعی بر نگه داشتن چیزی نمیکنیم که این نشتی انرژی است..

    مامان عزیزم اونقدر به برادر من وابسته بود که شرایط به گونه ای پیش رفت که ایشون نمیتونن حتی به راحتی به مامانم زنگ بزنن یا بر عکس … چون برادرم هم به شدت ترس کات کردن یک رابطه ی بیمار رو دارن و برای نگه داشتن این رابطه به هر طریقی ،حاضرن حتی مادرشون هم نبینند..

    این عشق است؟؟ کجای دنیا به این میگن؟؟!!!

    چه اهمیتی دارد که دونفر چگونه در کنار هم هستند

    مهم اینه که هر مدلی که با هم هستیم مایه رشد و آرامش و خوشبختی همدیگه باشیم نه بر عکس

    استاد عزیزم قطعا وقتی شما در زمینه مالی خیلی از ما مدارتون بالاتر هست در زمینه باور روابط و توحید و عشق و رهایی هم مدارتون از ما بالاتر است و حتما که هر چی میگذره صحت و دلیل درستی رفتار و باورهای شمارو بهتر درک میکنیم..

    من و همسرم از جنس رابطه شما درس میگیریم.بی توقع بودن،همکاری کردن با عشق،آزاد بودن در انتخاب غذا یا نوع پخت حتی تخم مرغ،اینکه شما چند ماه به تنهایی برید سفر و مریم جان بمونن پارادایس در نهایت عشق و ارزشمندی،من و همسرم آگاهانه از نوع رابطه شما درس میآموزیم که نردبان رشد همدیگه باشیم نه غل و زنجیر به پای هم..داریم تمرین میکنیم دلبستگی بدون وابستگی رو..خیییلی خوب رشد کردیم و زندگیمون خیییییلی فرق کرده با قبل از آشنایی با شما..

    «اصل» جنس رابطه دوستانه و محترمانه شماست بدون وابستگی و توقع , دیگه چه اهمیتی داره که در دل ثبت شده باشد یا در شناسنامه..که قطعا مهر دل محکم تر است و قرار شناسنامه ای بدون قرار دلی، پشیزی نمی ارزد..واقعا سعی دارم در خیلی از موارد آگاهانه از رفتارهای مریم جان به عنوان یک خانم الگو بگیرم و خیلی در زیباتر شدن رابطه ام با همسرم و آرامشم در زندگی تاثیر داشته.

    اینقدر اصل ارزشمند در رفتار و رابطه شما هست که اصلا مهم نیست که جنس بودن شما با هم از چه جنس است..اصلا به من چه ربطی داره..من درسم رو میگیرم از بخشی که کمک میکنه به رشدم و بقیه اش زندگی شخصی شماست.میگذرم تا فرصت رشد را از دست ندهم که اینها همان پیچکها و علف هرزهایی هستند که مانع رشد و حرکت ما میشوند.

    استاد عزیزم من با دوره عزت نفس دارم یاد میگیرم که حرف مردم واسم اهمیت نداشته باشه..خیلی هنوز جای کار دارم ولی تغییر هم داشتم..

    ی جاهایی که از ترس حرف مردم میخوام ی کاری رو انجام ندم صدای شما تو گوشم می پیچه که میگید: بی ارزش ترین چیز در جهان حرف مردم،اصلا مردم کین؟؟ مردم‌ چه تاثیری تو زندگی شما دارن؟!

    و باعث میشه همون موقع اونکارو انجام بدم و با تکرار واسم خیلی راحتتر هم شده.

    این تاثیر گذاری شما در من یا خیلی از دوستانم در سایت به دلیل عملگرایی شماست،شما در تمام زندگیتون تک تک آموزشهاتون رو دارید عمل میکنید،،ما شاهد هستیم در سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا

    خلاصه که عاشقتونم و خدارا برای وجود پر از برکت و صداقتتون سپاسگزارم

    و ممنونم از مریم عزیزم که اینقدر با خودشون در صلح هستند که شما اینچنین از عملشون به قوانین تعریف میکنید

    حتما که لایق با هم بودن هستید

    عشقتون پایدار

    بوووووووووووووووس به هر دوتون

    همسفران عزیزم ممنونم که هستید و ممنونم برای کامنتهای آموزنده و ارزشمندتون و ممنونم که با من همراه بودید

    دوستتون داااااااااارم

    در پناه خدای خوبیها روز و روزگارتون عاااااالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    به نام تنها فرمانروایی هستی

    روز 157

    سلام به استاد عزیزم مریم جان عززیز و دوستان خوبم

    تسلیم بودن در برابر قدرت جهان هستی این که مالک همه چیز خدا را بدانی و فقط به خدا توکل کنی ایمان داشته باشی و امید و توکل خود را فقط روی یک قدرت بمانی همه چیز خود به خود برایت انجام می شود درهای بسته برویت باز می شود قلب ها را برایت نرم می کند همه جهان را به تسخیرت در می آورد فقط باید توکل کنی و ایمانت را نشان بدی

    خداوند فقط همین یک چیز را از ما می خواهد و دیگر اصلا چیزی نمی خواهد

    خداوند را هزاران مرتبه شکر بابت این که من را در این سایف عضو کرد تا در جمع یکتا پرستان عالم هستی باشم و فقط از او کمک و یاری بخواهم

    خدایا شکرت بابت همه چیز خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      دختر خدا گفته:
      مدت عضویت: 1131 روز

      سلام به فواد عزیز

      امیدوارم عالی باشی :)

      حال و احوالم نورانیه و موزیک نور سینا ساعی پلیه ،کلیک کردم روی ایتم مرا به سوی نشانه ام هدایت کن و هدایت شدم ب این فایل

      هنوز فایل رو ندیدم و دوس داشتم کامنتا رو بخونم ک چشمم خورد ب اسم قشنگتون :)

      این تیکه از کلامتون رو میذارم ک برای هممون مرور بشه :

      تسلیم بودن در برابر قدرت جهان هستی این که مالک همه چیز خدا را بدانی و فقط به خدا توکل کنی ایمان داشته باشی و امید و توکل خود را فقط روی یک قدرت بذاری،همه چیز خود به خود برایت انجام می شود،درهای بسته برویت باز می شود،قلب ها را برایت نرم می کند،همه جهان را به تسخیرت در می آورد،فقط باید توکل کنی و ایمانت را نشان بدهی

      الله من خوشبخت منم ک تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فواد بنیادی گفته:
        مدت عضویت: 1157 روز

        سلام به فاطمه جان خوشگل و زیبا

        خدا را شکر که حالت عالیه امید وارم همیشه عالی نورانی باشی

        خییلی سپاسگزارم از این که این تیکه نیاز دارم و باید هر روز با خودم تکرار کنم را برایم نوشتید سپاسگزارم ازت

        و باید تیکه را هر روز هر روز تکرار کنم

        در پناه خدا همیشه همین طور شاد در انرژی و ثروتمند باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      وحید حیدری گفته:
      مدت عضویت: 721 روز

      سلام دوست عزیز………

      کامنت ها رو خوندم

      رسیدم کامنت شما نکته…….

      عالیییییییی که بهش اشاره کردی

      که خداوند از ما فقط

      بندگی میخوا د ولا غیر

      خیلی حساس دلسوزی من نسبت

      به خدا رو داشت

      که میگه بیاید طرف من

      و فقط نگاه مک کنید

      ودر مسیر من ثابت قدم

      باشید شما را به هرآنچه که

      بخواید میرسانم

      دیه راحت تر ازن چیزی هست

      ممنون از کامنت عالیتون..

      تسلیم بودن در برابر قدرت جهان هستی این که مالک همه چیز خدا را بدانی و فقط به خدا توکل کنی ایمان داشته باشی و امید و توکل خود را فقط روی یک قدرت بمانی همه چیز خود به خود برایت انجام می شود درهای بسته برویت باز می شود قلب ها را برایت نرم می کند همه جهان را به تسخیرت در می آورد فقط باید توکل کنی و ایمانت را نشان بدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    محسن روزبه گفته:
    مدت عضویت: 3108 روز

    سلام و درود

    تسلیم بودن یعنی خدایا من به تنهایی و بدون کمک تو کاری نمیتونم کنم و تو هستی که به من قدرت میدی و هدایت میکنی،دقیقا مثل حضرت یوسف زمانی که از شهر فرار میکرد و نگران بود در اون حال که نمی دانست چیکار کند گفت خدایا من را ببخش یعنی تسلیم شد که کاری به تنهایی از دستش بر نمیاد و به هر خیری که بر من بفرستی نیازمندم ،یعنی در واقع زمانیکه حضرت موسی تسلیم شد درها بر رویش باز شد که بعد هدایت شد به سر چاه و بعد داستان دختران شعیب اتفاق افتاد و بعد ازدواج با دختر حضرت شعیب و شغل که چوپانی بود

    معنی تسلیم بودن یعنی این

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم

    خدایا شکرت

    خدایا من باور دارم که همه چیزو به موقع درست میشود

    و تو ارامش بخش منی و همواره ه ایتم میکنی و من یکی از بهترین دستان تو هستم برای گسترش جهان هستی و تو عاشق منی و منم لایق دوست داشتن تو و لایق خوشبختی و سلامتی و ثروت مادی هستم

    خدای من خدای معجزه هاست و او در زندگیم معجزه میکند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    حوری باختری گفته:
    مدت عضویت: 2004 روز

    رو هیچکس وهیچ چیز غیر از خدا حساب نکن

    به نام ربّ؛ تنها قدرت جهانیان

    سلام

    قبل از هرچیز یه داستانی رو یادم اومد که مصداق داستانی هست که استاد تعریف کرد از اون پیرمرده تو اتوبوس که خالی از لطف نیست بگم😉

    یکروز یک نفر پارچه میخره که بده به خیاط براش لباس بدوزه و بعد که پارچه رو می بره پیش خیاط پارچه رو میده و میگه میخوام لباسم اینطوری باشه اونطوری باشه، نکنه یقه اش را باز بدوزی، جیبش را کوچیک ندوزی ، نکنه قدّش رو کوتاه کنی، نکنه تنگ بدوزی، نکنه پارچه را خراب کنی ، نکنه ،،، نکنه،،،، همینطور صداش هم اوج میگرفت. و دیگه آخرش با داد و بیداد و عصبانیت گفت: اَه، اصلا نمیخوام ، پارچه مو بده برم بابا نخواستم!!!! 🤦‍♀️ 😅😅😅

    و درسته این داستانها مثل لطیفه هست ولی در واقعیت هم هستند همچین آدم هایی که قصاص قبل از جنایت میکنند!

    بریم سراغ باقی صحبت ها.

    قبلا من این فایل رو ، بدون هیچ پیش زمینه ای شنیدم و درهای جدیدی از این نوع نگرش را همچین نگاه توحیدی و عدم وابستگی به انسانها را برام باز کرد.

    خوب یادمه، تقریبا یک سال پیش ، که از طریق یک کانال تلگرام با فایلهای رایگان استاد آشنا شده بودم و فایلهای یک تا ۵ که قبل از این قسمت بود را گوش نکرده بودم و اصلا اسم فایل رو هم نمیدونستم که مصاحبه با استاد هست.

    فقط همین فایل را اون روز دانلود کردم و گوش کردم.

    یادمه تا چند روز فقط به آگاهیهای بزرگی که استاد دراین قسمت درمورد توحید میده فکر میکردم و حیرت زده بودم

    و باز هم خوب یادمه که اون روزها حالم از لحاظ روحی خوب نبود اما این فایل اصلا حال منو دگرگون کرده بود.

    انگار به من گفته شده بود که این فایل مال توست و این تویی که نباید وابسته ی انسانها باشی و الان وقتشه که بدونی که حتی به نزدیکترین شخص زندگیت حتی به فرزندت هم نباید وابسته باشی و حال خوب تو نباید وابسته به حال خوب فرزندت باشه!

    و باید تنها و تنها به یک قدرت عظیم که جهانی بهش تکیه کرده تکیه کرد!

    چقدر این دیدگاه استاد را دوست داشتم. چقدر این دیدگاه میتونه انسان رو بسازه و رابطه رو براساس عشق بنا کنه.

    چقدر این دیدگاه، میتونه روابط رو اتفاقا پایدار کنه، چیزی که دیگران خلافش رو قبول دارند!

    کاش من هم بتونم انقدر ایمانم قوی باشه و یادم نره که به هیچکس و هیچ چیزی جز خدا نباید تکیه نکنم

    کاش من هم بتونم انقدر مومن باشم که هر شخصی رو باهر عنوان و رابطه ای، دستی از دستان خدا بدونم و فقط به او تکیه کنم.

    کاش نگاهم فقط به الله باشه و

    تنها به او دل ببندم!

    کاش بدونم که چقدر عاشقمه و بیشتر از همه هوامو داره.

    به امید خودش

    که با خیال راحت

    میشه روش حساب کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1863 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربان

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز پنجاه وپنجم، روزشمار تحول زندگی من!

    استاد جانم، این فایل شمارو من چندین بار گوش کردم و واقعا تک تک مطالبی رو که عنوان کردید در مورد روابط صدر در صد قبول دارم..

    وامروز که روزشمار تحول زندگی من این فایل بود، میخوام در مورد دوتا رابطه ی متفاوتی که تجربه کردم و نتیجش مهر تاییدی بر گفته های شماست رو اینجا کامنت کنم انشالله که برای دوستانم هم مفید باشه…

    همین امروز تویکی از کامنتهام گفتم که بعد فوت همسرم، حدودا دوسال واندی بعد که من توی استانه ی 30 سالگیم بودم،با داشتن یه پسر 8 ساله، بعد اینکه تصمیم گرفتم واقعا به تنهاییم پایان بدم از خداوند خواستم شخصی رو به عنوان دوست ونه همسر وارد زندگیم کنه واین اتفاق افتاد، وشخصی که وارد زندگیم شد مجرد بود وتجربه ازدواج نداشت،اما بسیار عاقل ودانا و البته به معنای واقعی یه مرد کامل بود که حمایت خانوادش رو بر عهده داشت،وکسی بود که حداقل یکسال دورادور میشناختمشون اما حتی اسمشون رو نمی دونستم، به هر حال باب آشنایی شد و من ازشون خواستم برای ادامه رابطه محرم بشیم که به اعتقاد اونموقعه من گناهی نکرده باشیم، وایشون نه از جنبه مذهبیش بلکه به خاطر اینکه مدرک ثبتی وسندی داشته باشیم به خواسته من احترام گذاشتند، استاد جان فقط می تونم بگم این آقا یه فرشته به تمام معنا، بسیار باشخصییت فهمیده و ارام بود، وبسیار بسیار توی دورانیکه باهم بودیم درکنار هم رشد کردیم، وعشقی فرا زمینی رو باهم تجربه کردیم، باهم خرید میرفتیم، مسافرت میرفتیم، کارهایی که از دستمون برمیومد برای هم انجام میدادیم همه اش از روی عشق، حتی ایشون عادت داشتند ساعت 11 شب گوشیشون رو خاموش میکردند ومیخوابیدن و من همراه پسرم منزل خودمون بودیم یعنی از 11 شب تا 9 صبح فردا حتی یه پیام هم بین ما رد وبدل نمیشد، وقتی پیش خانواده هامون بودیم حتی تلفنی باهم حرف نمیزدیم،به نوع پوشش هم کاری نداشتیم، هیچ وابستگی بینمون نبود، ولی تعهدی قلبی وعمیق بین مابود ودلبستگی، توی مسائل مالی باهم تفاهم وتوافق داشتیم وایشون باعشق در حدتوانشون منو ساپورت میکردن ومن هم خودم شاغل بودم و مستقل، و از روز اول قرار گذاشته بودیم که هر کدوم خواست جدا بشه ومسیر زندگی خودش رو بره ، طرف مقابل باعشق بپذیره…خلاصه که حتی یکبار هم توی اون دوسال بین ما دعوا وبحثی جدی پیش نیومد که حتی بخوایم یه شبانه روز قهر کنیم حتی…

    نسبت بهم احساس عشق داشتیم نه وظیفه،همدیگرو همونطور که بودیم پذیرفته بودیم بیشتر از هم یاد میگرفتیم تا از هم ایراد بگیریم، وهیچوقت همدیگرو توشرایط نادلخواه واجبار برای کاری یا چیزی قرار نمیدادیم..

    از یه جایی به بعد من تصمیم گرفتم که تنها باشم تا بتونم برای زندگی خودم تصمیم بگیرم که ازدواج کنم و…

    وایشون هم پذیرفت واز هم جدا شدیم، خب بهم عادت کرده بودیم یه چند وقتی سخت گذشت بهمون ولی به خاطر اینکه هر کدوم میخواستیم مسیر تازه ای رو بریم قبول کردیم که راهمون جدا بشه…

    حدودا دوسال از اون موضوع گذشت ومن تصمیم گرفتم ازدواج دائم داشته باشم اونم به خاطر ترس از اینده وپیری وکوری وتنهایی و…

    ترس از شرایط مالی واینکه باید یه مرد بالای سرم باشه حمایتم کنه و اصرار خانواده و دوستان که ازدواج کن وسرو سامون بگیر بلاخره منم تسلیم شدمو از خدا خواستم شرایطش رو برام اوکی کنه…

    واز اونجا که خداوند هیچ مخالفتی با خواسته های ما نداره ودر هر فرکانسی قرار بگیریم از جنس همون افکار وباورها وتوجهات رو جذب می کنیم خیلی زود با همسر دومم آشنا شدم

    جالبه که ماتوچندماهی که نامزد بودیم ایشون خیلی سعی میکرد خود واقعیش رو پنهون کنه و خیلی تظاهر میکرد که آروم هست اما من متوجه عصبی بودن و خسیس بودن و…ایشون شده بودم حتی 10 جلسه مشاوره رفتیم ومشاور مدام میگفت ایشون شرایط سختی رو گذروندن، ضربه عاطفی خوردن، فرزندشون مریضه، واین عصبی بودن و..‌طبیعیه، خلاصه ما ازدواج کردیم وعروسی و بریم توخونه ایشون زندگی کنیم، خداشاهده از همون هفته ی اول ایشون بنارو گذاشت روی ناسازگاری با پسر من ومن، بعد شروع کرد به طرز پوشش من گیر دادن، بعدگفت حق نداری دیگه با کساییکه قبل ازدواجمون رفت وامد میکردی بری وبیاین!! هم میگفت تو وظیفه داری برای بچه ی من مادری کنی،پسرت دیگه بزرگ شده فقط باید به منو بچم رسیدگی کنی، پسرت خیلی ناراحته بره پیش خانواده پدرش!!! اصلا یه وضعی، حرفهایی میزد کارهایی میکرد که من شاخ در میاوردم، هرشب کلی قرص میخورد و توهم میزد، یه روز عاشق بود یه روز فارغ…من نه تنها مادر بچش و زنش بودم توقع داشت مادرشم باشم! توقعاتی وانتظاراتی ازم داشت که خودم از خودم نداشتم!

    خودشون بادوستاشون میرفتن بیرون تادیر وقت انوقت پسرشون که مریض بود بیمارهموفیلی بود ونیاز به مراقبت شدید داشت رو میذاشتن پیش من واگه بچه میخورد زمین دیگه روزگار من سیاه بود…

    من فکر میکردم انقدر پخته و سرد وگرم چشیده ام، انقدر پراز عشق ومحبتم که حتما کاری میکنم این مرد وبچش حس خوشبختی رو تجربه کنند، بعد دیدم نه بابا ایشون بشکه ته خالی هستند هرچی عشق ومحبت واز خودگذشتگی و…دارم از تهش خالی میشه وباز خالیه خالیه!!! چون فقط گیرنده بود نه دهنده!!

    وجون من خودم رو تنها کامل نمی دیدم که همچین فردی رو جذب کرده بودم…

    بماند که چقدر من وپسرم تواون 3 سال زندگی مشترک زوری، ( ترس از طلاق وحرف مردم و دوباره از صفر شروع کردن و …) آسیب دیدیم.. ویکسال ونیم هم طول کشید تا ایشون طلاق بدن منو..

    اینهارو نگفتم که حس بد ومنفی بدم به شما دوستای عزیزم، اینهارو نگفتم که بگم قربانی شدم، نگفتم که بگم آی ببینید ازدواج دائم چقدر بدو سخته، بگم ازدواج مجدد یعنی مصیبت…

    اینهارو گفتم که بگم من هم تجربه ی رابطه ی دوستی وعاشقانه ی بدون ثبت شناسنامه ومهریه رو تجربه کردم و بهترین دوران زندگیم اون دوسال بوده…

    وهم تجربه ازدواجی رو داشتم که از روی ترس ، و تردید ویه جورایی اجبار، حرف مردم وفشار جامعه وسنت ها و….بوده…

    اینهارو گفتم که بگم به قول استاد عزیزمون رابطه باشه چند روز اصلا باشه یک ساعت، ولی انقدر پراز عشق دوطرفه ورها از وابستگی واز روی احساس قلبی باشه که تا اخر عمر یادش میفتی حس خوب داشته باشی…

    بخدا قسم که بعد طلاقم از مادرم گرفته تا خاله و دوست وآشنا وخانمهای فامیل گفتن که بخدا ماهیچکدوم از زندگیمون ورابطه ای که با شوهرامون داریم راضی نیستیم واز ترس ابرو وبچه هامون موندیم توی زندگیمون!!!

    حالا چرا این اتفاق میفته اونم بیشتر تو کشور ما، خصوصا شهرستانها؟

    ما گرفتار یه سری سنتهای دست وپاگیر شدیم، ماگرفتار باورهای پوچ شدیم، مردها وزنهای ما خالی از خدا هستند، خالی از مهر ومحبت، خالی از عشق…مثل گذشته ی من، از سر نیاز وترس و قضاوت وحرف مردم میرن ازدواج میکنن یا یه رابطه ی دربو داغون رو به قیمت داغون کردن خودشون و فنا دادن عمرو جونیشون تحمل میکنند…

    فقط 10 درصد زن ومردهای جامعه ما اطراف من حداقل دارن باعشق کنار هم زندگی میکنن،و90 درصد از روی اجبار!!!!

    کسیکه به خودشناسی نسبی هم رسیده باشه کسیکه معنی عشق رو بفهمه، کسیکه درک کنه اصلا چرا اومده به این دنیا، کسیکه محبت ومهر رو نعمت ببینه، کسیکه بودن در کنار کسی رو رحمت ولطف خدا بدونه، بدون شک جهان عشقی بی همتا نسیبش میکنه…

    کسیکه دنبال این نیست طرف بیاد نیازهاشو برطرف کنه، بیاد مدام قربون صدقش بره، بیاد که اونو به آرزوهای بچگی و به آرزوهای دور ودرازش برسونه، بیاد که در کنارش به اسم ورسم وشهرت وثروت برسه…

    کسیکه به این درک رسیده که بودن در کنار جنس مخالف یه نعمت الهی هست براش از طرف خداوند تا به عشق، ارامش وشادی برسه، اون شخص خوشبخت واقعی هست، کسیکه با خودش در صلح هست وجز مهر و عشق چیزی در وجودش نیست ومیدونه که جهان مثل آینه عمل میکنه…

    اصلا این شخص سر راهش آدم بد قرار نمیگیره، وارد رابطه ی بد نمیشه، چون جهان وقوانین بی نقصش وقانون فرکانس ها بی نقص عمل میکنه…

    من تو رابطه ی دوستیم با اون شخص همه چیز داشتم حتی لبریز عشق ومحبت بودم، وفقط میخواستم کسی باشه اون عشق رو بهش هدیه بدم و همونم شد..

    اما توی ازدواجم دنبال عشق و پول و امنیت و تعهد و راضی کردن خانواده و دوست وآشنا و البته دنبال به جا اوردن سنت و قوانین بودم!!!

    مهر تو شناسنامه، مهریه، حق وحقوق، زیر یه سقف بودن دائم…زندگی کردن تا وقت پیری ومردن!!!

    حاصل چی شد؟ همه چیز دیدم تو ازدواجم جز امنیت وارامش وعشق و تعهد و وفاداری و مهریه و حق وحقوق و حتی اونچیزی که داشتمم از دست دادم …

    خداوندمی فرماید زن وشوهر مایه ارامش هم هستند، مثل لباس که زینت انسان هست…زن وشوهر جامعه ولباس هم هستند! مثل یک روح در دو بدن…

    دیگه خداوند چطوری بیاد بگه که آقا جان قرار بوده زن ومرد، در کنار هم به آرامش وعشق برسند و به واسطه ی عشقی پاک تولید مثلی عاشقانه وپاک هم داشته باشند!!

    اونکه امنیت میده منم، اونکه ثروت وشهرت و خوشبختی و امنیت و…میده منم، از من بخواه، نشون بده لایق دریافتش هستی من بهترین عشق رو تقدیمت میکنم اصلا جاری وساری میشم توی طرف مقابلت که هروقت مهربونی وعشقش رو دیدی یا عظمت وبزرگی من بیفتی…

    وتواین دو روز زندگی این دنیایی تواین مسیر که میرسه به مرگ و زندگی دوباره، مکمل هم یار هم مونس هم ویاری دهنده هم باشید برای رسیدن به یکتاپرستی به انسانیت به پاکی به درستی …

    خلاصه که آقا جان صلاح مملکت خویش خسروان دانند، هرکسی نسبت به درکی که داره از جهان وزندگی وخودش،وتجربه هایی که از سر گذرونده یا هنوز نگذرونده، سبک شخصی خودش رو داره..

    به قول شما استاد عزیزم نتیجه باید با آدم صحبت کنه، اگه نتیجه یه تصمیم یا عملکردی خوب هست وعالی، پس اون تصمیم و اون سبک درست هست، والسلام …‌

    انشالله که همیشه یادمون بمونه این دنیا محل گذره و ما وهمه ی آدمها رهگذریم فقط یه تایمی اومدیم تا در کنارهم باصلح وصفا وعشق وارامش زندگی کنیم…چه یک ساعت ، چه یکسال، چه یک عمر…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      پاکیزه بارکزی گفته:
      مدت عضویت: 1117 روز

      سلاممممم مینا عزیزم

      دوست خوب و هم فرکانسی عزیزم

      خداوند را صدهزار مرتبه سپاسگذار هستم چینین دوستانی فهمیده و دانایی دارم

      مینا عزیزم چقدررررررر من دوست تان دارم چقدررررر عالی هستین

      شما یک خانم قهرمان و عالی هستین چقدر کمنت های تان با عشق میخوانم چقدر در زنده گی درس ها را خوب یاد گرفتید راستی هم بین انسان های موفق و عالی و انسان ناموفق چقدر تفاوت هست

      عزیزم شاید این عشق خداوند به شما باشد که بعد از خواندن پیام تان خواستم با شور شوق کمنت بنویسم برایتان و تحسین تان کنم

      که این قدر شجاع و عال هستین

      درس های زنده گی را به خوبی سپری کردین و یاد گرفتین میدانم دوست عزیزم هر روز عالی عالی میشوین یک لحظه شما را در او شرایطی که بودین با خانم های که من میشناسم مقایسه کردم چقدر عالی و مقتدر عمل کردین آفرین آفرین خواهر ناز من

      الهی که در پناه تنها فرمانروایی جهان همرایی پسر شرین تان شاد سالم خوشبخت ثروتمند سعادتمند در دنیا و اخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سیده مینا سیدپور گفته:
        مدت عضویت: 1863 روز

        به نام خداوند بخشنده ی مهربان

        سلام به استادعزیزم ومریم بانوی مهربانم

        وسلامی گرم به شما دوست عزیزم

        ممنونم بابت لطفی که بهم دارید..

        چقدر خوشحال شدم وقتی دیدم با اینکه تایم کمی هست که وارد سایت شدید کامنتها رو میخونید وحتی کامنت میذارید، واین نشون میده در فرکانس جذب آگاهی بالایی هستید دوست خوبم..

        انشالله حالا که خداوند دستمون رو گرفته وآورده توی مسیر خیروخوبی، تا ابد رهامون نکنه وکمکمون کنه هرلحظه وهمیشه در این مسیر ثابت قدم باشیم

        دوست عزیزم، قشنگم براتون بهترینهارو از خداوند خواستارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: