مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل» - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»246MB24 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | تفاوت «تسلیم بودن دربرابر خداوند» با «تسلیم شدن دربرابر مسائل»22MB24 دقیقه













به نام خدایی که هر روز که میگذره بهتر میشم و بهت نزدیکتر میشم
بهتر میشناسمت راحت تر ازت میخوام وقتی هم درخواستمو میگم باز راحت تر میشم بهت میسپارم آروم ترم
خدایا شکرت سپاسگزارتم
سلام به استادان عشق و معرفت استادان توحیدی و آگاهم
سلام به دوستانی که در کنار هم داریم بهتر میشیم
با کامنتهای زیباشون
استاد بی نهایت ممنونتم که از موقعی این فایل رو دیدم و فهمیدمش ایمانم بیشتر شده به خداوند
اذیت نیستم نجواهای ذهن خاموشه و اجازه بهش نمیدم و خواستهامو میگم بهش سمته خودمو انجام میدم و نتایج میاین
و بعد خواسته دیگه به همین ترتیب خیلی راحتم
استاد عقل کل هم خیلی عالیه
چقدر هر روز چیزهای جدید و ایده های جدید و ترمزهای جدید رو پیدا میکنم خیلی عالیه و به من کمک کرده
خدایا شکرت برای اینکه احساسه لیاقتم بهتر شده
باورهای کمبودم روبه فراوانیه بیشتره
خدایا شکرت شکرت شکرت
هر چی شکر کنم کمه سپاسگزارتم
در پناه خداوند باشین
سلام استاد
خیلی وقت بود اینقدر نخندیده بودم
آخر فایل یعنی اساسی یه حال به همه دادی …….
الحمدلله رب العالمین
سپاس و ستایش پروردگار جهانیان
سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیزم
امروز حالم نسبت به چندروز اخیر بهتره البته احساساتم یویویه یه وقتایی از روز میخوام از ذوق بال در بیارم یه وقتایی از روز اشکام همینجوری میاد ولی نه به شدت 4و 5 روز پیش.
خدایی هیچکس هیچ چیزی اندازه ی خدا تو این مدت هوامو نداشته نه اینکه قبلنا کاری نکرده ولی خوب من مدت یک ماهه خدا رو شناختم و دارم باهاش زندگی میکنم و تو این مدت به نحو احسنت عشقشو بهم نشون داده
حس دختری رو دارم که سالها از مادرش دور بوده و الان یک ماهه تازه کنار هم هستن و دارن باهم زندگی میکنن خوب درسته سالها مهر مادر و داشته ولی اون حس کجا و اینکه الان داره با مادرش نفس میکشه کجا!اون حس کجا و اینکه صبحها با نوازش مادرش بیدار میشه کجا! اون حس اینکه اره مادر دوست داشته کجا اینکه شبها با اغوشش با اوای لالایش خوابش ببره کجا !! اون مهر مادری کجا و اینکه الان اشکاتو خودش پاک میکنه کجا !
استاد الان چند روزه تو یک شرایطی هستم که بقول سعیده شهریاری کنترل ذهن کار حضرت فیله ولی من دلم یه جور خاصی گرمه گرمه چه عرض کنم امید داره به کی؟؟ به هیچکی جز خدا
خدایی که جبران کننده است خدایی که هدایتگر منه به سمت خواسته هام اونم به شکل عزتمندانه و زیبا و در نهایت راحتی .
تسلیم خدا بودن وقتی همه چی گل و بلبله راحترین کار دنیاست که من هم دقیقا وقتی تو شرایط خوب و ایده ال بودم وقتی در لحظه حالم خوب بود واقعا بدون وابستگی به هیچ چیزی همینجوری از خوشحالی اشکم در میومد وقتی سپاسگزار خدا بودم بدون اینکه بخوام با خدا معامله کنم و بی دودو تاچهارتا سپاسگزار بودم و داشتم رو خودم کار میکردم و در یک کلام در مسیر درست بودم خدا بهم گفت چرا خواسته تو بزرگتر نکنی!!بیا و از من یک ازدواج زیبا و توحیدی رو بخواه ..
منم لبیک گفتم و با ایمان بیشتری با حس بهتری روی خودم کار کردم برای این هدف ..و چند روز بعدش یه اتفاقاتی افتاد که به ظاهر پسند من نبود اونجا تسلیم بودن سخت ترین کار بود اونموقع بود درک میکردم شجاعت میخواد ادم کنترل ذهن کنه شجاعت میخواد ادم وقتی هیچی نمیبینه قدم برداره و ادمه ی مسیرشو بره و بگه من تسلیمم” اصلا هیچ کاری نکنه فقط بگه من تسلیمم هم اسون نیست”وقتی ذهنت تو رو به تاریک ترین جاها میکشونه وقتی ذهنت انقدر وراجی میکنه که اشکت در میاد از پا میوفتی و باز به خدا پناه میبری وقتی هیچ دلیل منطقی این وسط نمیبینی که چرا باید همچین اتفاقی بیوفته و .. ولی مهم اینه خدا به اندازه ی اون حرف اون کلمه که میگی جز تو پناهی ندارم به دادم برس ،وقتی میگی من تسلیم توام ،وقتی تو دل اون شرایط در حد توان خودت سعی میکنی اگه شده 5دقیقه کنترل ذهن کنی اونجا خدا خودشو بهم ثابت میکنه میدونی خدا از یه طرف به دل یکی مینداخت برو این نامه رو بده به زهرا و تو کل اون چند صفحه دستنوشته چیزی به غیر از توکل و توحید نگفته بود اینکه ذهنت فقط داره بهت دروغ میگه و همه چی به نفع توعه همه چی درست میشه ،خدا از یه طرف به سعیده بگه این کامنت و برا زهرا بفرس و تو خط به خطش جوری حرف زده بود انگار تو کل زندگی من بوده انقدر دقیق و شفاف بهم امید داده بود بهم وعده ی راست داده بود
خدا از یه طرف به اقا افلاطون بگه الان این پیام و برا زهرا بفرست که تو در بهترین شرایط زندگی هستی این جایگاهی که هستی زیباترینه!!خدا از یه طرف به دخترخاله ام بگه این پیام رو برای زهرا بفرست”او هرشکی را از چشمان آنها پاک خواهد شد،ودیگرمرگ نخواهد بود ؛وماتم وشیون و درد وجود نخواهد داشت، زیرا چیزهای اول سپری شد”
خدا از یه طرف یه کار عاااالی برام جور کنه با حقوقی بیش از 30میلیونی که درخواستشو دادم،به حرمت خوده خدا قسم تو این 5روزه خدا اندازه ی کل جهان حواسش به من بوده به من راهکار داده به من کار عااالی داده به من حرفایی رو زده که کلام هیچ ادمی هیچ کس انقدر به من امید و تسلیم بودن رو نمیداد ..
الانم فقط میخوام رد پایی بزارم برای روزهایی که موفق شدم و به یاد بیارم کجا بودم و چطوری توحیدی عمل کردم
سلام به زهرا خانم دوست و خواهر توحیدی و هم خانواده خوبم.
چقدر تو خوبی…
چقدر خوب از کنار پرتگاه ها رد شدی…
ما از خدا خودشو خواستیم و اونم اجابت کرد …
خیلی جاها میشد براحتی بیخیالش بشیم اما گفتیم من روت حساب کردم و تمام اتفاقات از طرف توهه و میخواد منو به خواسته هام برسونه..
مبارکت باشه زهرا خانم…
این گوهر و صدف توحید و یکتاپرستی مبارکت باشه…
درسته بچه هایی که میان و از در آمدهای بالا و بیزنس موفق میگن بیشتر برامون دستاورد حساب میشه…
ولی این گوهر و این صدف رو با هیچ ثروتی نمیشه مقایسه کرد…
البته که تموم نعمت ها و ثروت ها و سلامتی ها و روابط عالی در این دنیا و جهان آخرت از تلعلع و درخشش این صدف در نهایت نور و زیبایی و آرامش وارد زندگیمون میشه…
خداروشکر…
خدانگهدار.
سلام و درود به بردار عزیزم اقای گنجی امیدوارم در بهترین حالت ممکن باشین در این شرایطی که پیش اومده بود امیدوار بودم که درپست شغلیتون در پناه پروردگار سلامت باشین
و ممنونم ازتون که دستی از خدا بر روی زمین بودین و امنیت را در کشور برقرار میکردین..
دوست عزیزم سپاسگزارم ازتون بابت کامنت بسیار زیباتون که قلبم رو به روی توحید و یکتا پرستی باز کرد با تمام وجودم ازتون سپاسگزارم برای تمام روزهایی که وقت گذاشتین و منو به راه راست هدایت کردین
به دستای پرمهرخدا میسپارمت دوست عزیزم
سلام به همه دوستای عزیزم مخصوصا زهرا جان
امروز وقتی تو اوج شلوغی های ذهنم بودم
ناراحت بودم و دنبال چاره بودم
اومدم بعد از مدت ها تو سایت
دنبال یه فایل مناسب بودم برای دوراهی که سر رابطه ام تو زندگیم دارم
رسیدم به کامنت شما
چقدر برای وضعیت من صدق میکرد
اونجا که گفتین انگار خدا میگفت به زهرا بگو فلان
منم اسمم زهراست گفتم خدای من این نشونه اس برای من
انگار خود شما هم این پیام هارو برای من نوشته بودین از جانب خداوند
سپاسگزار خداوند هستم بابت این راهنمایی
و ممنون از شما بابت کامنت زیباتون
در پناه الله یکتا باشید
زهرا جان دوست عزیزم سلام ،
سلام به روی ماهت و اسم زیبات
زمانیکه خودم این کامنت رو نوشتم 5روز از کنترل ذهنم میگذشت و وقتی کامنت شما برام اومد 50روز از اون روزها گذشته بود و الان 5ماه گذشته و نزدیک به 6ماه رسیده ام و انقدر نتایج بزرگ گرفته ام که خداروشکر نمیدونم از کجا بگم !!
کامنتت در بهترین زمان به دستم رسید کلی قوت قلب گرفتم و با ایمان و شجاعت بیشتری به راهم ادامه دادم
الان خداروشکر در جایگاهی از زندگی قرار گرفته ام
و در مداری از زندگیم هستم که اون روزها حتی فکرشم نمیکردم و به یه حد عظیمی از آرامش و ایمان رسیدم که همه چی هر روز عااالی و عااالی تر میشه
میدونی یه روزهایی هست که با توجه به کانون توجه ای که داری و با شخصیتی که هستی و با این افکاری که تو ذهنت هست ایمان داری ته مسبرت بدبختی مطلقه
چیزی بغیر از پوچی و بی ارزشی نصیبت نمیشه
اما الان به لطف خدا من ایمان دارم روزهای خوب و خوبتر درراهه
پاداشهایی بهم میده که حتی خوابشون هم نمیبینم
و زندگیم جوری دگرگون میشه که نزدیکترین افراد زندگییمم نه منو بشناسن نه دستاوردهامو باور کنن
ایمان دارم عزتی بهم میده که تا حالا تو هیچ الگویی همچین عزتمندی رو ندیده ام
ایمان دارم در آینده ی نزدیک به جایی میرسم که هرکس منو ببینه بدون اینکه لب باز کنم یاد قدرت و بزرگی خدا بیوفته
هرکس منو ببینه قلبش به روی خدا باز بشه
من به این مسیر نیومدم که به کم قانع باشم
من اومدم که بزرگ و زیبا از خدا بخوام من چشمم به دستای بخشنده ی خدا و دارایی بی حد و اندازشه
من از قول خودم هیچی نگفتم
،از قول خدایی این ایمان و دارم که میدونم وهابه میدونم دانای مطلقه میدونم هیچکس اندازه ی خوده خدا نمیخواد من خوشبخت بشم
من از قول خدا دارم با این ایمان و جسارت حرف میزنم چون جز خدا راستگو تر از وعده اش رو نمیشناسم
و میدونی نشانه های روزانه من چیه ؟؟!
فایل شعر خانم پروین اعتصامیه که زندگی یه پیرمرد در مونده رو نقل قول میکنه و دقیقا مشابه زندگی من !! من هم وقتی گندم در کیسه ام بود و خوش و خرم بودم رو به خدا کردم و درخواست ازدواج کردم ..
و میدونی چیشد رابطه ای که بود به یکباره تموم شد و من هم مثل پیرمرد قصه ی پروین از گفته ی خودم پشیمون شدم که این چه دعایی بود کردم !!!همون چیزیه که بود از دستم رفت!!
ولی تو اون حال وحشتناک بد یه حس امنیتی بود نوری بود که نمیشد ندیده اش گرفت تو تمام امواج منفی سرم میدیدمش و بهم دلگرمی میداد و همون نور همون خدا گاهی از ترسی که وجودم رو فرا گرفته بود پوزخند میزد که همه چی امن و امانه دختر چته؟؟!!!!
سریال زندگی در بهشت و نشونه ام میکرد وقتیکه بورانی از آتیشی که استاد و خانم شایسته به پا کرده بودند فرار میکرد بارونی کیلومترها از آتش دور بود و با تاخت فرار میکرد و صاحبانش چقدر به بارونی میخندیدند که بابا این آتیش تازه داره بهشت رو زیباتر میکنه و اصلا ربطی به شما نداره که انقدر ترسیدی!!
و خدا بهم میگفت این اتفاقی که برای شما افتاده و ازش وحشت داری و داری فرار میکنی به همین اندازه خنده داره و بی منطقه
به همین اندازه برای زندگیت پرباره و همین اندازه برات زیبایی داره اگه نترسی و بیای از دیدنش لذت ببری تو اون شرایطی که دور و برم پر از دوستای عباسمنشی بودن قلبم گفت برای خانم شهریاری بنویس و بعد از دو روز کامنت ایشون از راه رسید و من کلام خدا رو دریافت کردم و تا الان و این جایگاهی که هستم ادامه دادم و ادامه خواهم داد ..
زهرای عزیزم اون روزها میخواستم جواب کامنتتون بنویسم بااینحال پشت سرهم نشانه میومد که سکوت کن آیه های حضرت مریم میومد که سکوت کن بزار نتیجه ای که به دست میاری بشه زبان شما
و تا به الان..
امیدوارم که در زمان مناسبی جواب کامنت شما رو داده باشم زهرا جان دوستت دارم و به دستای پرمهرخدا میسپارمت
به نام خدا
سلام بر استاد عباسمنش عزیز،خانم شایسته گُل و دوستان بی نظیرم
با عباسمنش تا خدا فاصله ای نیست
استاد با دیدن این فایل اشکم درومد،از اون اشک هایی که اصلا در نمیاد،چون من آدم احساسی نیستم و کم پیش میاد اشک بریزم،ولی اون قسمتی که گفتید رو آدم ها حساب کردم و آدم ها پشتما خالی کردم،بله منم رو خیلی از آدم ها حساب کردم و بعد دیدم هیچ کسی با من نیست.درد داره بدم درد داره ولی از اون درداست که شیرینه و نتیجه اش میشه رسیدن به خدا و حساب کردن فقط و تنها رو خودش
امیداورم که همه ی آدم ها طعم شیرین این نگاه که قدرت فقط خداست را هر چه زودتر تو زندگیشون بچشن.
روی هیچ کس و هیچ چیز به غیر خدا حساب نکنیم،اون خدایی که ما را به اینجا رسونده،به هر کجایی که میخواهیم هم میتونه برسونه
اگه شما اشتباه می کنید نتیجه اشتباه در میاد،اگه نتیجه درست هست یعنی شما درست عمل می کنید
افرادی که در اثر یک اتفاق خیلی ناراحت میشن، قاطی میکنن فقط احتیاج به زمان دارن تا حالشون بهتر بشه،من خودم تو این شرایط قرار گرفتم شرایط خیلی بَد و همون شرایط خیلی بد منا به این مسیر هدایت کرد
وقتی شما همه چیزتون درست باشه شما هدایت میشید به چیزهای درست
خوب خوبـی را کنـــد جــذب ایـــن بــدان
طیبــات و طیبیـــن بــــــــر وی بخـــــوان
وقتی انسان یک مسیر درست را با قلبش درک میکنه و در اون مسیر حرکت میکنه لاجرم همه اتفاقات عالی پیش خواهد رفت اصلا قانون این خدا و دنیا همینه
دستپخت خانم شایسته که دیگه نه جای حرف میزاره و نه سخن(البته فکر کنم دیگه آشپزی هم یادشون رفته با اومدن دوره قانون سلامتی)
همیشه به این آرامش و راحت بودن خانم شایسته توجه میکنم به اینکه این فرد چقدر فوق العاده اس حالا دیگه نمیدونم کلا خانوادگی این طور هستن یا قانون با خانم شایسته این کار را کرده،و مهم تر از هر چیزی آنقدر قانون را به زیبایی هر چه تمام تر درک کردن و عمل میکنم،بعضی موقع وقتی خانم شایسته تو فایل ها صحبت میکنن ای ول بابا خودت یه پا استادی،سمینار بزار اولین نفر من میام البته سالن وزارت کشور بزارید که جمعیت بیشتری بیاد،یادمه اون موقع که اینستاگرام داشتم رفتم پیچ خانم شایسته محتوای پیجشون 2 تا عکس از دفترشون بود الان یادم نیست محتواش چی بودن و فقط استاد را فالو داشتن،چون منم قبلا خیلی آدمی بودم که از شبکه های اجتماعی استفاده میکردم میگم وقتی این صحنه را دیدم اصلا گفتم محمد این همه استفاده از شبکه ها چه سودی داره برات به غیر از اینکه میخوای جلب توجه کنی الان همه شبکه ها حذف هست و فقط واتس آپ و روبیکا را دارم اونها هم به خاطر امر ضروری هست که اگر جا داشت همون ها را هم حذف میکردم آدم باید متعهد باشه به مسیر اگه میخواد نتیجه بگیره،خود استاد هم که هیچ کسی را فالو نداشتن و جالب بود برام که اکثر اساتید بزرگ موفقیت ایران استاد را فالو کرده بودن و به این نتیجه رسیدم
اگه مسیرت درسته و ایمان داری به این مسیر،پس خودت باش و راهت را با قدرت ادامه بده آدم ها مجبور میشن ازت تبعیت کنن
خدایا هزاران مرتبه شکرت
سلام
سلام مرد خدا
همانطور که توی کامنت قبلی ام گفتم با وابستگی اصلا میانه خوبی ندارم خیلی عالی تحسین کردم روش شما رو استاد عزیز و حقیقتش این بود که جز خواسته های من شد برای ازدواج آینده یا شاید بهتر بگم رابطه ی آینده ام
از این دیدگاه توحیدی خیلی خوشم اومد در روابط (خیلی توی جنبه های دیگر زندگی ام ازش استفاده کردم)ولی نمیدونستم که وابستگی نتیجه حساب کردن روی غیر خداست به خاطر همین بهت گفتم مرد خدا
خیلی از ته دل با تو بودم توی این حوزه و خواهم بود و واقعا با تمام وجودم تمریناتم رو انجام میدم واقعا
برای زندگی خودم هم این باور رو از طرف مقابل میخوام که باشه یعنی از خدا میخوام که این کار رو برای من بکنه و مطمئنم میکنه این کار رو و شاید هم برای هزار و یک دلیل یه خطی روی کاغذ بکشیم و بگیم رسمیت…………………………………………….
از روشت خیلی خوشم اومد و دلیلش این بوده که من نگاه توحیدی رو چند سالی هست با تمام وجودم دارم کار میکنم و با حرف شما اصلا مقاومت نداشتم
نه خواستم تشکر کنم و نه انتقاد این رو مردانه میگم برای دل خودم اومدم و این کامنت رو گذاشتم بخاطر همون چیزی که ما ها رو کنار همدیگر جمع کرده
منم با تمام وجود دوست دارم خوشتیپ ، با مرام ، مرد
استاد عزیز شما که نه از حرفی شوک زده میشین نه ناراحت …… میخاین حرفی بزنم حال کنی
ببین استاد ماها که میریم اسم شخص داخل شناسنامه ثبت میکنیم به خاطر وام ازدواج هستش که بگیریم خخخخخ
اصلان حال میکنیم عروس خانوم حال آخوند بگیره تا 2بار اول بله نگه و حال میکنیم که میگن عروس رفته گل بچینه( ولی داماد اینقد ایمان داره و باور توحیدیش قوی هستش بار سومش به عروس الهام میشه بله رو میگه و داماد خوشحال خوشحال ولابخدا خخخخخ
بعدشم اینکه میبینی زن شوهر یکمی درگیر میشن ،حال میکنن با درگیری کیف داره ، همش به به چه چه هیچ هیجانی نداره و باعث شل شدن مرد میشه،
استاد مثل ما خوش باشین
موفق پیروز سربلند باشید ،
واقعا عالی زیبا و شاد و متفاوت بود دیگاهتون ?????
خ ممنون برای لحظاتی جو رو شاد کردین ????
?????
سلام استاد عزیزم
خیلی خیلی ممنونم بابت این فایل های مصاحبه فوق العاده هستند. یک پکیج کامل موفقیت هست.
بابت این جلسه واقعا ممنونم… کلمه “بازی” اصلا منو دیوونه کرد. چقدر قشنگ میشن مسائل زمانی که ما به شکل یک بازی به آنها نگاه کنیم. جمله رو نوشتم و یه جا گذاشتم که همیشه ببینمش…خدای درونتون میدونه واقعا کی چیو بگه. واقعا خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که با شما هستم. اغلب موارد با فایل های رایگان یک یا چندین تغییر در زندگیم بوجود میارم با توجه به هدایتی که میشم.
مثالتون از این مسئله هم واقعا کمک کننده بود تا بفهمم که چطور باید با مسائل حالا هر شکلی که باشن روبرو بشم. گاهی اوقات بدلیل اینکه قانون رو بد درک کردیم استفاده بد میکنیم.من خودم رو گذاشتم جای شما اگر همچین مشکلی برای من پیش میومد میرفتم سر کلاس با این دیدگاه که این مسئله چیز ناخواسته ای هست پس من باید ازش رو برگردونم به بچه ها میگفتم نیاین سر کلاس و خودم با هر بدبختی که شده پولشونو جور میکردم.
اما الان در مدار خیلی بهتری رسیدم و فهمیدم چطور باید به مسائل نگاه کنم.
خدارو صدهزار مرتبه شکر.
عاشقانه منتظر فایل های بعدی هستم
سلام استاد عزیزم، سلام استاد بی نظیرم! استاد دیگه بعد از اینهمه مدت که عضو سایت هستم، انگار تازه تازه دارم هدایت میشم، همیشه شما در خیلی از فایلها می گفتین که بچه ها کامنت بگذارید و کامنت بچه ها را بخونید و من همیشه با خودم فکر می کردم، وقت نمی کنم و … ولی الان که دارم معجزه ها رو تو زندگیم می بینم دلم می خواد هر روز بیام و از خودم رد پا به جا بگذارم، استاد دلم می خواد با تمام وجودم فریاد بزنم و به همه دوستانی که عضو سایت هستن بگم، بچه ها واقعا گنجینه ای که تو سایت به صورت کاملا، کاملا رایگان هست دست کم نگیرید! من فقط 5 ماهه که دارم از فایلهای رایگان دانلودی استفاده می کنم، و چقدر کیفیت زندگیم عوض شده، چقدر خدا رو شناختم، چقدر آرامش بدست آوردم و چقدر توکلم به خدا زیاد شده، خوب شاید باید تکاملم رو طی می کردم، من با دوره قانون آفرینش با شما آشنا شدم و خودم با خرید دوره کشف قوانین زندگی شروع کردم ولی متاسفانه، متاسفانه تمرین نکردم، دوره زیاد خریدم ولی هربار برای انجام تمرینات سهل انگاری کردم، یا نصفه و نیمه رها کردم، وگرنه منم مثل خیلی از دوستانی که تغییرات اساسی تو زندگیشون ایجاد کردند، منم می تونستم الان بگم به این دستاورد مالی رسیدم، اما الانم دیر نیست و بازهم برای همین گشایشی که تو زندگیم ایجاد شده بسیار بسیار خوشحال و ذوق زده ام، و جالب اینکه از عید که شروع کردم به گوش دادن فایلهای رایگان و فایلهای دسته اجرای توحید در عمل رو یکی یکی گوش کردم، اصلا خودم از اتفاقات معجزه واری که هر روز برام می افته دارم دیوانه میشم اینهمه استاد می گفت، با فایلهای رایگان شروع کنید و من فکر می کردم حتما باید دوره تهیه کنم تا اتفاقی بیافته، نه استاد چنان متعهدانه آموزش میده که واقعا با جون و دل همه چیز رو میگه و اگر کسی بخواد زندگیش رو تغییر بده به راحتی می تونه از همین فایلهای رایگان شروع کنه و من اینو بارها و بارها از کلام خیلی از دوستانی که نتیجه گرفتن و اومدن از نتایجشون گفتن شنیدم، و الان خودم دارم تجربه می کنم، پریروز اومدم کامنت گذاشتم، و گفتم که بارها برای جواب سوالم خدا به دلم انداخت که فقط فایلهای توحیدی رو گوش کنم و فقط به او توکل کنم، دیروز در مناجات با خدا بارها و بارها ازش کمک خواستم و بهش گفتم می خوام فقط و فقط تو مشکلم رو حل کنی و نگذار که به بنده ات متوسل بشم؛ بعد امروز صبح یه دفعه به دلم افتاد که قرآن صوتی گوش کنم، الله اکبر، هنوز وقتی یادش می افتم موهای بدنم سیخ میشه، قربونت برم خدا جونم که اینقدر قشنگ باهامون حرف می زنی، و جواب سوالامون رو میدی!!! جزء 24 قرآن رو گوش کردم، ترجمه فارسی، همینطور که می شنیدم مرتب و مرتب داشت می گفت، به خدا توکل کنید، آنکه توکل می کنه خدا هدایتش می کنه و … بعد در جای دیگه می گفت، وقتی مصیبتی به شما می رسد، خدا را یاد می کنید و وقتی به نعمت می رسید می گویید خودمان به واسطه دانشمان آنرا به دست آوردیم، ( همون شرکی که همیشه استاد ازش یاد می کنه و می گه همیشه باید تسلیم باشی و بگی من نمی دونم تو به من بگو، اگر رو مغز خودت حساب کنی، و بگی خودم، خودم نتیجه اش رو می بینی! ) و اینطور قشنگ خدای مهربان و آمرزنده مرا هدایت کرد و روزم ساخته شد، ظهر که داشتم فکر می کردم، باز یاد حرفهای استاد افتادم که می گه کارها رو به خدا بسپارید و رو دوش خدا بنشینید! با خودم گفتم، زندگی چقدر قشنگ و لذت بخشه، وقتی ازش کمک می خواهی به وضوح باهات حرف می زنه، بهت درست و غلط رو میگه و میگه فقط از من بخواه!!!! استاد، استاد واقعا تمام زندگیم رو مدیون شما هستم چون شما مرا هدایت کردید، اصلا مگه من می دونستم که زندگی می تونه اینقدر قشنگ باشه، اصلا مگه می تونستم صد سال باور کنم که خدا با منم حرف می زنه!؟ اونم اینقدر قشنگ و واضح!!!! همیشه فکر می کردم باید تو خواب بهم گفته بشه، اما امروز صبح در نهایت هوشیاری با کلام خودش باهام حرف زد! خدایا بی نهایت از تو سپاسگزارم، خدایا بی نهایت سپاسگزارم که مرا با استاد عباس منش بی نظیر آشنا کردی، خدایا شکرت، خدایا شکرت…
استاد عزیزم؛ پاینده، سلامت و پر توفیق باشید…. بهترینها از آن شما باد….
به نام خداوند مهربان و بخشنده
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز عالی دیگر الهی شکرت
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
پروژه مهاجرت به مدار بالاتر
گام12
الا بذکر الله تطمئن القلوب
با یاد خداوند است که دلها آرامش پیدا می کند
وختی تسلیم هدایت خداوند می شوی همه چیز به صورت جادویی پیش می رود
خداوند همه کار ها را برایت انجام می دهد از یک راه غیر منطقی راهی که منطق تو قبول نمی کند ولی خداوند پلان اش را چیده فقط ایمان و جسارت می خواهد که انجام بدهی
یادم می آید که وختی در ایران بودم و واقعا به ناتوانی در مقابل خودم رسیده بودم و همانجا به سوی آسمان نگاه مردم شب نوروز 1402 به خدا گفتم خدایا من تا توانم از هر چیزی از تو به من می رسد
من نه در اینجا کسی را دارم و نه کسی را می شناسم
و همین طور در حال صحبت کردن با خدا بودم که یک پسر را دیدم ظاهراً لباس شیرینی پزی را پوشیده بود رفتم پیشش و همین صحبت کردیم بعد همین طور پرسیدم من می خواهم کار کنم هر وی باشه مهم نیست و می خواهم یک اطاق داشته باشم
همین پسر گفت اتفاقا من هم دنبال یک هم اطاقی می گشتم و یک کارگر واقعا من همان طور ماندم و خداوند را سپاس گزاری کردم گفتم خدایا شکرت خدایا شکرت
و بعد همان شب رفتم در اطاق اش خیییلی زمینی خوبی بود برای من که هم بالای خودم کار کنم و بعد درآمد کم بود ولی سپاسگزاری و حس خوب خیییلی زیاد داشتم همین طور می رفتم شهر را میگشتم و عکس برداری می کردم و سپاسگزاری الهی شکرت الهی شکرت
آنجا خیییلی عالی مفهوم هدایت و تسلیم بودن را درک کردم خدایا شکرت
این یک بهش از آن اتفاقات خوب است الهی شکرت
بنام خدا
سلام
نمیدونم قراره چی بشه
از صبح که این فایل رو دیدم دارم فکر میکنم
کلی سوال و پاسخ توی سرم میچرخه
اول یک تجربه بگم از هدایت الله که یکی از بزرگترین چالش ها و موانع ذهنی منو روشن کرد و مسیرمو آسون کرد
از اونجایی که من حدود 3 ساله علاقم رو شناختم که زیر خرباری از باور دفن شده بود
درش حرکت کردم و کم و بیش مهارت و دانش و تمرین و…
اما کم کم به مسابقات فکر میکردم ( ورزش دوچرخه سواری)
از طرفی هم آزادی مکانی و زمانی میخواستم
مثلاً وقتی سریال سفر به دور آمریکا رو میدیدم میگفتم چه حالی میده اونجایی دوچرخه سواری کنی فلان جا فلان کار رو بکنی و…
یعنی برنامه میچیدم که فلان شهرهای آمریکا رو برم دوچرخه سواری کنم چه داخل شهر و چه حومه شهر و…
اما این دو هدف باهم جور در نمیومد:
مسابقات
جهان بینی با دوچرخه سواری
چون مسابقات حرفه ای تو رو داخل چهارچوبی قرار میده که باید طبق اون پیش بری
از خواب و بیدار شدن
تغذیه
مسائل روحی روانی
و…
که من این چهارچوب رو اصلا نمیخواستم
مثلاً من اینجوری ام که هروقت حسم بگه میرم دوچرخه سواری و هرجا حسم بگه میرم نه این طبق برنامه ریزی خاصی باشه …
خلاصه بین دو راهی مونده بودم شاید چند ماه…
تا اینکه یک شب هدایت شدم دوستی رو ببینم که ایشون عاشق مولانا هست و تفسیر میکنه شعر هاشو…
من رفتم بدون اینکه بخوام صحبتی از خودم بکنم یهویی بحث رفت سمت سوالاتی که توی ذهنم هست…
و ایشون از زبان خداوند سوالاتی پرسید که و از اشعار مولانا چیزهایی خوند که من اشک تو چشمام جمع شده بود….
آخه چطور ممکنه این اشعار آنقدر وصف حال من باشه!!!!!
چطور با شعر داره بهم پاسخ میده
من مات و مبهوت به اشعار گوش میدادم ….
تا بلاخره از اون دو راهی یک راه روشن تر شد و دیگری تیره تر میشد
من متوجه شدم که مسابقات رو برای منم منم میخواستم
میخواستم اسمم رو زبونا باشه
میخواستم خلأ هامو باش پر کنم
اون مسیر ذهنم بود نه روحم
روح من ماجراجویی رو میخواست
روح من آزادی در کوهستانها و نگاه به طلوع و غروب رو میخواست که اشک بریزه
هروقت طبق میل روحم دوچرخه سواری کردم برام مثل مدیتیشن بوده مخصوصا وقتی با موزیک بی کلام همراه میشه انگار تو بهشتم و مبهوت زیبایی جهان میشم حتی شده کلییی به خورشید زول زدم و اشک ریختم …
من از این دوراهی در اومدم
این تا به الان بزرگ ترین هدایتی بوده که تجربه کردم چیزی که منو با آرامش زیادی رسوند و از گمراهی درآورد
البته هنوز خیلی شفاف نشدم
یجورایی خیلی درگیر پول بودم و عشقم کمرنگ تر شد نسبت به مسیر علاقم
یعنی یه روزایی باز شک میکنم بهش وقتی ذوق خاصی برای انجامش ندارم
سوال امروزم همین بود که خدایا :
مشکل از چیه
از درون من
با بیرون ( دوچرخه سواری)
یا من مشکل دارم که یه روزایی ذوقش و دارم و یه روزایی خاموشم
یا واقعا اینو دوست ندارم…
باز سر دوراهی ام
حسی میگه حس لیاقتت کمه و حس ارزشمندی نداری
حسی میگه مشکل از بیرونه
البته یه چیزی رو به یاد آوردم
من از بچگی یک ضعفی داشتم:.
هروقت میخواستم مسیری رو برم یا کاری رو انجام بدم ، اگر آدما باهام مخالف بودن دیگه اون مسیر جذابیتی برام نداشت و در اکثر مواقع کمی پیش میرفتم و زودی بیخیالش میشدم و ادامه نمیدادم…
یعنی تا وقتی جماعت تایید میکردم بهم خوش میگذشت و شکی نبود
اما بلعکس که میشد کلی شک نیومد سراغم و صدای درونم گم میشد…
شاید دلیل این دوراهی اخیرم همین باشه که برمیگرده به این شخصیت من
فکر کنم یجورایی احساس تنهایی میکنم وقتی مسیر خودمو میخوام برم و حسم خوب نیست و نمیتونم مثل قبل ازش لذت ببرم
نگاه میکنم به سبک مردم ببینم اونا چه سبکی دارن چطور پیش میرن…
خدایا کمکم کن از این دوراهیی در بیام و هدایتم کن به چیزی که روحم میخواد