مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه













استاد خوبم در ادامه سوالات قبلی :
1- با توجه به اینکه شما از هر نظر نسبت به خیلی از مردم جهان شرایط بهتری در زندگی دارید ، آیا تا به حال پیش آمده در مواجهه با مردم عادی خودتون رو برتر و خفن تر از اونها ببینید و غره بشید ؟ شما گفته بودین که زمانی که نگاه ” خدا همه چیز است ” را داشته باشیم ، عاشق همه مردم هستیم ، همچنین گفتین با وجود نجواهای شیطان و فراموش کار بودن خودمان همیشه این نگاه را داشتن کار بسیار سختی است و روی لبه تیغ هستیم ! باید چه نگاهی داشته باشیم که همیشه افتاده باشیم و با وجود ثروت و شهرت و آگاهی خودمون را برتر نبینیم؟
==========================================
و اما مهمترین سوالم از بین تمام سوالاتم این سواله
==========================================
2- استاد تفاوت نگاه توحیدی شما زمانی که در بندر عباس بودین و تازه به اون حس های ناب رسیده بودین ، با نگاه توحیدیتون در شرایط فعلی چیه ؟ شما گفتین یه جور دیگست ، متفاوت شده حساشم فرق میکنه . از چه نظرها دیدگاهتون و باورتون کامل تر شده ؟ خــیلی دوست دارم بیشتر توضیح بدین
میدونین چقدر عاشقتونم
این سوال واقعا عالـــــیه خیلی پخته و حرفه ای و خاصه ????
استاد درباره تکاملتون در مسیر ایمان و باورتون نسبت به خدا و دریافت الهامات توضیح بدین ممنونم ?
مدت زمان زیادی بود که با گریه و زاری و تزرع از خدا میخواستم تا دختری وارد زندگیم بشه که در کنارش آروم باشم و یه زندگی عاشقانه داشته باشم . یکی از رویاهام بود . حس تنهایی نابودم کرده بود . ضعف در روابطم و صحبت کردنم خوره زندگیم بود . خیلی اوقات حالم از زندگی که داشتم بهم میخورد . انقدر به خودم توهین کرده بودم که باورم شده بود یه موجوه بی فایده و بی ارزشم . سالهای زیادی اینجوری گذشت . همیشه به روابط دیگران نگاه میکردم و از احساس حقارت و بد بختی اشک تو چشمام جمع میشد و سینم تیر میکشید . اصلا هر چی از اون دوران بگم کم گفتم . واقعا برای خودم جهنمی ساخته بودم .
اما همیشه کور سوی آرزویی تهه دلم فریاد میزد که خدایا میشه یه دختر خوب که از من خوشش بیاد ، منم عاشقش بشم وارد زندگیم بشه و بعد به همه خواسته هامم برسم ؟ میشه خدا؟ منم میتونم ؟ میشه موفق باشم؟
گذشت و گذشت . یهو دیدم وسط یه مشت فایل آموزشیم . یکی داره تو گوشم داد میزنه :
خودتو باور کن . تو چه کمبودی داری ؟
اگر میخوای به نیمه گمشدت برسی باید عاشق خودت باشی
باید عزت نفس داشته باشی . باید برای خودت ارزش قائل باشی . باید به خودت احترام بزاری
باید خدای خودتو باور داشته باشی
تو گوشم داد میزد توحــــــــــید توحـــــــید
یهو دیدم 6 ماهه داره تو گوشم داد میزنه
هر جا بودم تو گوشم داد میزد ، پشت موتور ، پشت میز کامپیوتر ، سر کار ، تو مترو ، تو خونه
دیگه واقعا بعضی اواقت به صداش آلرژی میگرفتم و هدفونو با عصبانیت از گوشم میکشیدم . اما دوباره چند ساعت بعد تو گوشم دادو بیداد میکرد
آخه داشتم عاشق میشدم
عاشق خودم
عجیبه ! یکی تو گوشت داد بزنه بعد تو عاشق خودت بشی
دیدم داره از این تنهایی خوشم میاد . دارم برای خودم ارزش قائل میشم . خودمو دوست داشتم دیگه
اصلا دیگه دوست داشتم بشینم تو تنهاییم اون داد بزنه منم گریه کنم
دیدم اگاهیم رفته بالا . خیلی از باورام داره عوض میشه
دیدم پشت موتور زار زار گریه میکنم و سپاسگزاری میکنم . مونده بودم ! خدایا این حرفا ، این احساسات از کجا داره میاد …
خدا رو تو وجودم حس کرده بودم
بازم گذشت و گذشت
3 ماه بعدش …….
تو اومدی تو زندگیم
از همون لحظه اول که دیدمت یه حس خاصی بهت داشتم
یه نجواهایی بهم میگفت نه بابا این دختره هم مثل اونای دیگه . عمرا نشه . نتونی . اصلا تو کجا اون کجا . تو حالا حالا ها باید صبر کنی داداش . این حستم الکیه … اما دیگه اون نجوا به واسطه اون همه دادو بیداد کم شده بود . الان اون داده هی بهم میگفت توکل به خدا همه چی درست میشه .. به موقعش
دیگه آروم بودم . همه چیو سپردم به خدا
گذشت
دیدم یه رابطه کاری شکل گرفت
دیدم چقدر همه چیز راحت داره میره جلو
هی میگفتم این دختره چقدر باهوشه . چقدر کاریه . چقدر منظمه . چقدر خوش قوله . چقدر خوش صحبت و مهربونه . چقدر با من خوب رفتار میکنه
یواش یواش یکم بهت علاقه من شدم
شک داشم . نمیدونسم همون نیمه گمشدمی که داده داشت وعدشو میداد یا نه؟!!
بازم سپردم به خدا
بازم رفتیم جلو . یه رابطه صمیمی تر شکل گرفت . دیدم چقدر همه چی داره راحت پیش میره
اصلا انگار فیلم هندی شده . توام از من خوشت اومده بود
اما هنوز اولش بود … خیلی عشق خاصی در کار نبود
اما همه چی آروم آروم شکل گرفت . از طرفی فیلم هندی بود از طرفی نبود . هیچی یهویی اتفاق نیفتاد . آروم اما سریع و عمیق
یه روز بهت گفتم بیا ببین : این دادرو بزار تو گوشت بزار تو گوش توام داد بزنه
تو گوش توام شروع کرد داد زدن . میگفت توحــــید توحــــید ، باور ، تغییر ، توکل ، ایمان ، توجه به نکات مثبت
توام از داده خوشت اومد
فرکانسمون یکی شد
هدفامون یکی شد
علایقمون یکی بود
تابلو آرزوهامون یکی بود
کسب و کارمون باهم شروع شد
رشدمون شروع شد
قوی شدیم ، باهم خیلی از اهدافمون رو تیک زدیم
باهم خیلی خندیدم و ذوق کردیم و شبای قدر گریه کردیم
شب تا ساعت 2 راجبه قانون حرف میزدیم ! کدوم دختر و پسری ساعت 2 صبح در مورد قانون حرف میزنن خدایی ( خنده )
این رابطه شکل گرفت ، این عشق شروع شد ، هر روز قشنگ تر و عمیق تر و الهی تر از دیروز
با هر درکی از قانون عشق ماهم بیشتر میشد . خیلی عجیبه انگار یه ارتباط رمزآلودی بین بالا رفتن آگاهی 2 نفر در مورد قانون و خدا و بیشتر شدن عشقشون وجود داره
الان اینجام : الان تو تمام رویاهامم. یه آدم خیلی قوی . یه آدم موفق . یه آدم تاثیر گذار . به آدم با ایمان که تمام تلاشش توحیدی بودنشه.
اون کور سوی آرزو الان یه پروژکتوره که کل مسیر زندگیمو تا خود بهشت خدا بعد از مرگم روشن کرده . با تو و اون داده و همه آرزوهامون .
با همون دختر رویایی که میخواستم تو زندگیم باشه
اما تو اون دختر نیستی . تو فراتر از اون خواسته ای هستی که من از خدا داشتم
از ساعت ها صحبت کردن با تو خسته نمیشم
با تو مطمئنم که زندگی رویایی دارم
با تو از تربیت بچه هام مطمئنم
تو صمیمی ترین دوست منی که میتونم در مورد قانون باهاش حرف بزنم
تو مهربون ترین و آروم ترین رفیق منی
تو آگاه ترین دختری هستی که تو زندگیمه
تو وفاداری و مورد اطمینان ، خیالم با تو راحته
تو گنجینه اسرار منی
تو مرهم ناخوش های منی
تو انگیزه و امید حرکت منی
تو دلت پر شده از عشق به خدا و توحید
تو پایه ای برای رسیدن به قله های موفقیت
تو هماهنگی ، من هماهنگم ، وصل شدیم به منبع انرژی
تو خط قرمز های منی
تو زیبایی هستی و زیبایی هستی و زیبایی
تو مهربانی هستی و عشق
با تو آرومم ، با تو خوشبختم ، با تو خوشحالم
تو بهترینِ انسانهایی
تو تجلی خدا در زندگی منی
سیده غزل بهره دار تو رویایی هستی که محقق شد
خدایا سپاسگزارم
—————————————-
سید حسین تو گوشم داد بزن
براتون آروزی خوشبختی میکنم …………..
و یه عالمه آروزهای خوب و با نمک و عاشقانه ……….
شاداب باشید
مرد مهربون و دوست داشتنی من
احساس فوق العاده خوبی که از خوندن این متن زیبات گرفتم واقعا در کلمات قابل وصف نیست ??? به همین خاطر بهت زنگ زدم تا تلفنی باهات این حس خوبمو شیر کنم و ازت تشکر کنم
واقعا داستان کوتاه خیلی قشنگی درباره زندگیمون نوشتی خیلی کامل و خالصانه و پر احساس و دقیق تعریف کردی یه لحظه کل این مدت مثل یک فیلم از جلوی چشمم گذشت همه خوشی ها و خاطرات و اتفافات و تجربه ها و …
از خدای بزرگم سپاسگزارم که زندگیمو با وجود تو نورانی کرد و اجازه داد تا طعم یک رابطه عاشقانه بی نظیر بچشم که ازهمه نظر عالیه
رابطه ای سرشار از عشق خوشی امیدواری ایمان رشد پیشرفت تفاهم هماهنگی همدلی همراهی صداقت معرفت و …
تک تک لحظاتی که کنارت بودم و تک تک قدم هایی که از ابتدای این مسیر باهم گذروندیم، برام مثل یک رویای شیرین و عاشقانه بوده و میدونم که از اینجا به بعد هم لحظاتموم هر روز قشنگتر میشه
همیشه به وجودت و به بودن در کنارت افتخار میکنم و خوشحالم که هستی ?
مطمئنم کنارهم بهترین زندگی رو میسازیم چون لایقشیم
مطمئنم خدایی که تا الان کمک کرده کنارهم این عشق الهی و هماهنگی رو تجربه کنیم خیلی راحت بقیه خواسته هامون هم بهمون میده
تو بهترین و جذاب ترین و جنتلمن ترین و پایه ترین و عزیزترین و باهوش ترین مرد دنیایی برای من ?
بی نهایت شادمانم که همراه تو پا به این سرزمین مقدس عشق و اگاهی و توحید و درک گذاشتم
بخاطر همه کمک ها و راهنمایی هات برای اگاه تر شدنم ممنونم نیمه گمشده من ?
سلام به همه دوستان و استاد خودم
من خیلی وقت هست که با استاد و سایتشون آشنا هستم و مطالب رو پیگیر هستم ولی تا قبل از سال 97 آموزه ها و تمارین رو جدی نمیگرفتم تا اینکه امسال به صورت خیلی قاطعانه شروع به انجام دادن تمارین و گفته های استاد در زندگیم شده ام.
منبع تمام آموزه های استاد کتاب قرآن هست و تمام موفقیت استاد درک بهتر قوانینی بوده که در کتاب قرآن و خداوند گفته است.
سوال هایی که من در مصاحبه از استاد دوست دارم جواب بگیرم این هست که :
1 : چرا خداوند قوانین را در کتاب قرآن قوانین را ساده و روان توضیح نداده است منظور من این هست که چرا قوانین رو به صورت صریح بیان نکرده و باید ما به دنبال ریشه کلمه یا اتصال چند آیه به هم باشیم؟
2 : در سوره ال عمران آیه 7 خداوند قرآن را به دو دسته یعنی محکم و متشابه بیان کرده چگونه فرق بین متشابه و محکم را بفهمیم یا اینکه فقط آیات را به صورت محکم بیان می کرد نه محکم و متشابه؟
3 : در یکی از فایل هاتون گفتین که قرآن یک روح داره یا یک منطق قوی ::یعنی نسبت به هر کس که به آن رجوع میکند و دنبال جواب هاش هست قرآن خودش رو نسبت به باور و طرز فکر فرد نشان میدهد ؟
این سوال ها وقتی من رو درگیر خودش کرد که به دنبال ترجمه و تفسیر واقعی قرآن رفته ام و این همه افراد ترجمه گر و تفسیر کننده اون معنای واقعی از قرآن رو نتوانسته اند مطرح کنند
سلام.دوست خیلی خوب ..دوست داشتم نظرم رو راجع به سوالاتتون بدم
1/ اینکه گفتین چرا خداوند بصورت ساده و روان توضیح نداده قوانین رو .. و همینطور چرا بصورت محکم توضیح نداده و فرق ایات متشابه و غیر متشابه رو چطور بفهمیم؟
دوست داشتم بگم برای کسی که هدایت خودش رو پیداکرده کلید فهم قران داده شده .. مثلا خودتون رو جای استاد بزارین .. ایشون خیلی راحت الان فرق ایات متشابه و غیرمتشابه رو میدونن .. همینطور برای ایشون قوانین خیلی روشن تو قران بیان شدن و چشم وقلب و نگاهشون دقیقا قوانین رو میبینه و پیدا میکنه از ایات قران.
قضیه این نیستش که قوانین ساده بیان بشه تو قران فرقی ایجا میکنه .. ما خیلی وقتها واقعیت و فرصت ها و حقیقت جلوی چشممون هست و نمیبینیمش .. وقتی فرکانست عوض میشه خندت میگیره و میگی چطور من چنین فرصت هایی رو نمیدیدم؟!
حالا اصلا توی حرفای استاد هم همین اتفاق میافته .. خدا میدونه که همه ی افرادی که دوره های استاد رو مثلا دوره ی ثروت رو تهیه کردن همه اذعان دارن که مثلا بار بیست و یکم که اون فایل ها رو گوش میکردن .. قسم میخورن که حرفهایی رو از استاد میشنون و نکاتی رو متوجه میشن که تاالان اصلا متوجهش نبودن با اینکه میدیدنش!
و این بخاطر تغییر فرکانسه.
ما به اندازه ی فرکانسی که داریم و مداری که هستیم از حرف های استاد .. هدایت پروردگار و کلامش که اونهم هدایت پروردگار بوده درک میکنیم.
بهتون قول میدم که خداوند به هر زبان دیگه و به هر روش دیگه ای که قران رو نازل میکرد ، که البته توانایی انجامش رو هم داشت .. نتیجه همون بود و تنها کسانی هدایت رو دریافت میکردن که در فرکانسش قرا میگرفتن.
حالا اگه سوال پیش اومده که خب چطور قوانین بیان شده در قران ولی اون فرکانسش به ما داده نشده که راحت بفهمیم قران رو میخواستم توضیح بدم.
باید بدونیم که خداوند بینهایت هدایتگر هستش .. و هدایت و الهام خودش رو به قلب هرکسی که اون هدایت رو بخواد قرار میده .. و دقیقا همینه .. تاوقتی ما نخوایم که خداوند هدایتمون کنه .. هدایتش رو دریافت نمیکنیم .. و وقتی ما این اجازه رو میدیم که هدایتش رو دریافت کنیم .. و ما میخوایم که هدایت بشیم .. الهامات و هدایت ها .. دقیقا به اندازه ای که ما خواستیم به قلب ما وارد میشن و ما به همون اندازه هدایت خودمون رو از جهان هستی دریافت میکنیم.. چه از قران ، چه از یک درخت ، چه از یک نسیم و یک طلوع خورشید و چه از کلام خدا .. و چه از حرفهای استاد ..
و اگر محدودیتی برای فهم قران هست محدودیت فرکانس ماست .. ما در این لحظه همینقدر از خداوند با باورمون و ایمانمون هدایت درخواست کردیم.
الان استاد توی طبیعت راه میرن و رگه های قوانین رو میبینن.. اینقدر واضح که باور نکردنی هستش .. اینقدر که اصلا باور نمیکنن چطور قبلن ندیدن اونها رو .. و ایشون هم درحال دریافت بیشتر هدایت پروردگار هستن ..
و اینو بدونین که واقعا روح ما توانایی درک دفعی الهام خداوند رو نداره .. اما بتدریج و با طی کردن کمال .. که همون افزایش فرکانسمون هستش .. خداروبیشتر میفهمیم..قران رو بیشتر میفهمیم.. طبیعت رو بیشتر میفهمیم.. و همون قران و طبیعت و حتی وجود خودتون و هرچیزی درطبیعت .. بینهایت ساده و روشن به تو قوانین رو خواهند گفت وقتی ایمانت بیشتر بشه ..
وبازم میگم .. اگه به هر روش دیگه ای هم خدا قران رو نازل میکرد که تواناییشو قطعا داشت .. باز هم ما همونقدری ازش میفهمیدیم که فرکانسمون با فرکانس جهان هستی و خداوند هماهنگ میبود..
واین اساس فهم قوانین و درک خداونده .. و واقعا اگه خداوند قران و کلامش رو دفعی به قلب ما وارد میکرد .. ما ازبین میرفتیم ..و وقاعا چنین درکی درما وجود نداره در ابتدا .. و همه ی این ادراک رو فقط و فقط با بزرگتر شدن ظرفمون و ادراکمون و طی کردن کمال مون و تکاملمون پیدا میکنیم.
جتی خود استاد هم درمسیر کمال هستن.. و بخدا حاضرم قسم بخورم که سال پیش ادراکی که الان داشتن رو ندارن .. و اگه درمسیر هدایتشون باشن سال بعد ادراکشون بارها وبارها بیشتر خواهد شد .. و اینو با اطمینان میگم چون استاد هم بنده ای از بندگان خداوند هستن.
و اگه دلتون میخواد بدونین که چطور از بین اینهمه ادم ، استاد تونستن به این زیبایی هدایتشون رو دریافت کنن و تکاملشون رو تا این لحظه جوری طی کنن که میبینیم.. توصیه میکنم فایل های باورهای توحیدی ایشون رو دانلود کنین و گوش بدین.
توی فایل توحید عملی فکر کنم شماره 3 .. توضیح میدن که در اتفاقی ناگوار وقتی دربندرعباس بودن و در انفجاری که شاید ایشون امکانش بود ازدنیا برن اگه اونروز استعفا نداده بودن .. و اون روزهایی که دوستشون که بجای ایشون شیفت بود توی بیمارستان در اثر سوختگی بودن و نهایتا بعد از چندین روز فوت کردن .. میتونین گوش کنین که استاد گفتن تو اون روزها چقدر توی سجده هاشون اشک ریختن و گریه کردن و از خدا خواستن که هدایتشون بکنه و بهشون بگه چرا زنده موندن و با تمام وجود اونجا هدایت خداوند رو درخواست کردن .. و اینجور بود که توی همون روزها این الهام بهشون شده بوده که میبایست توحید رو تو جهان گسترش بدن .. و ایشون باتمام وجود تصمیم میگیرن که تا وقتی زنده هستن .. توحید واقعی رو تو جهان گسترش بدن و هرروز هم فقط تو همون مسیر قدم برداشتن ..
بخدا دیگه چیزی در عظمت این اتفاق و زیبایی هدایت پروردگار نمیتونم بگم..و الان خودم رو نمیتونم کنترل کنم که گریه نکنم.
اگه ما اینجا هستیم و داریم همینمقدار هدایت و درک از قوانین رو دریافت میکنیم بخاطر این بوده که باتمام وجود اینو در برهه هایی از خداوند خواستیم..
حتی اگه بزبون نیاورده باشیم قلبا و با تمام وجود خواستیم که هدایتمون رو پیدا کنیم.
والا اگه میخوای خودت امتحان کن .. همینارو به اطرافیانت بگو .. همین هدایت اندکی که داریم رو بهشون بگو .. حتی اگه صدهابار بگی و بخوای بزور وادارشون کنی که هدایت بشن بخدا نمیتونی و فقط خودت از مسیر خارج میشی.و این قانون خداونده .. و این به خواست و اختیار ماست که چقدر هدایت بخوایم از خدا ..
وبه همون میزان قران رو میفهمیم .. طبیعت و قوانین رو میفهمیم.. حالا به هرزبانی گفته شده باشه .. به هرشکلی که گفته شده باشه .. و ایمان داشته باش که خدا کلامش رو جوری افریده و بیان کرده که برای هرکسی که هدایت شده باشه به وضوحیه که بچه ی تازه متولد شده مادرشو میفهمه ..واصلا احتیاجی به توضیح نداره بخدا .. انگار بخوای به کسی چیزی رو ثابت کنی که بدیهیه.مثلا بهش ثابت کنی که تو هستی و وجود داری .. اینکه دیگه اثبات نمیخواد .. این خودش اثباته.!
قوانین خداوند .. و کلام خداوند درهمه ی جهان جاری هستش .. و جوری واضح هستش که اگه درفرکانسش باشی نیازی به حتی فکر کردن بهش نداری .. جلوی چشمته و با تمام وجود میفهمیش و درکش میکنی.
باارزوی ایمان بیشتر برای همه مون .. و هدایت بیشتر و بزرگ شدن ظرف ادراکمون برای دریافت و فهم خدا..
سلام وقت تون بخیر. من در مورد سوال اول تون ی چیزی ب ذهنم رسید و اون اینکه خداوند میگه ما قرآن رو آسان بیان کردیم و چندین بار اون رو تکرار می کنه. به نظرم مشکل بیشتر به خاطر زبان فارسی که ب قول استاد گاهی اوقات برای یک کلمه باید ی جمله. ترجمه نوشته بشه، و اینکه استاد میگن ریشه کلمات رو بررسی کنیم اینکه ب درستی معنی شو متوجه بشیم.که معنی اصلی چیه و خداوند خودش کمک می کنه که درک کنیم و بفهمیم، چون هر چی خواسته باشیم بهمون می ده، به امید اینکه پناه الله یکتا مانند ابراهیم یگانه پرست باشبم
سلام دوست گرامی در مورد سوال اول باید بگم خدا قوانینش را در قران ساده و روان گفته برای درک هر چه بیشتر قوانین الهی توصیه میکنم محصول قانون افرینش و فایل رایگان قانون جذب استاد رو تهیه کنید در مورد سوال دوم ایات محکم ام الکتاب هستن و تکرار نشدن و در صورتیکه ایات متشابه در کل قران چندین بار تکرار شدن در مورد سوال سوم هر کس با دید خودش به سوی قران رود قران را همانگونه می بیند یعنی قران هم باعث هدایت هم باعث گمراهی هست البته هدایت و گمراهی انسان تماما مربوط به فرکانسی است که به جهان هستی ارسال میکند مربوط میشود.امیدوارم تونسته باشم جواب شما دوست گرامی رو داده باشم.با امید موفقیت روز افزون شما دوست گرامی
توصیه به خودم: رها باش…و همه چیز رو بسپار به خدا….از سر راه خدا کنار برو…بزار کارش رو بکنه…اینهمه وقت خودت خواستی همه کار هارو انجام بدی…چی شد؟؟؟به خدا اعتماد کن…چرا اینهمه ترس؟چرا اینهمه نگرانی؟چرا اینهمه فکرای مزخرف؟اعتماد کن…رها باش…رهای رهای رها…یه اعتماد بی چون و چرا…خودش درستش میکنه…سرت تو کار خودت باشه..و تلاش کن کارت رو عاااالی انجام بدی و تایید و تشویق دیگران اصلا برات مهم نباشه…کارت رو عالی انجام بده و بقیشو هررر چی که بود بسپار به خدا…با خدا بیشتر حرف بزن بیشتر بسپار بهش بیشتر بهش اعتماد کن….فاصله بگیر از دنیای آدما..فاصله بگیر از شرک..از جلب توجه…از ریا..دروغ…غیبت…فاصله بگیر از هر چی که فاصله میزاره بین تو و اصلت..
تا وصل بشی به اصل تا برات کاری کنه که متحیر بمونی…تا بهت بده هررر چیزی که میخوای رو…تا کنده بشی از دنیای ادمایی که همه چیز رو در دنیای بیرون جست و جو میکنن و شرک میورزن و شرک میورزن…
بیا بیرون از قید و بند ادما و دنیای محدودشون…
خواسته ی من:دلم میخواد انقدددد رها باشم که هیجی نتونه منو زنجیر کنه به خودش…
دلم فاصله میخواد از اون فاصله هایی که استاد عباسمنش داره…انگار داره تو یه دنیای دیگه ای زندگی میکنه…دغدغه های مارو نداره…محدودیت های ذهنی مارو نداره..اصلا انگار یه جایی جدا از همه چیزه که فقط خودشه و یه عااالمه خیال راحت یه عااالمه ارامش…دلم میخواد رها باشم از نگاه های مردم..از هر چیزی که باعث میشه ازادیم خدشه دار بشه…دلم یه رهایی عجیب و غریب ذهنی میخواد..دلم میخواد پر باشم از توکل از ایمان از یقین از ایمان به غیب از توحید..
توحید رهایی میاره قدرت میاره نترسیدن میاره جسارت میاره و انقدددد بهت میبخشه که فاصله میگیری… از همون فاصله ها که من عاشقشونم….
من دلم میخواد زندگی رو در تمام جنبه هاش با تمام وجود زندگی کنم….
دلم میخواد بزرگ بشم تا رها بشم ثروتمند بشم تا رها بشم…عاشق بشم و حالم از این بهتر و بهتر و بهتر بشه…پس باید از سر راه خدا کنار برم تا رها بشم تا پرواز کنم…
الهی شکرت…
سلام به خانم ساناز.لذت بردم از این کامنتی که نوشتین کامنتی که از اعماق وجودتون میاد. اینقد زیبا بود که تمامشو در دفترم نوشتم تا منم بتونم از این دیدکاه و پیامتون استفاده کنم.
این دیگاهی که نوشتین همش توحیدی بود همش رهایی بود همش سبک زندگی اصیل بود همش خوشبختی بود واقعا این یک پیام و کامنتی که نوشتین از مدار توحیدی تون میاد از خودتون میاد ممنونم ازتون
سلام رفیق عباسمنشی…
ممنونم از پیام پر مهرت…
باعث شد دوباره بخونم پیاممو و بشه نشانه ی امروزم….یه مهر تایید واسه اینکه میشود هر چی بخواهی میشود فقط آروم باش فقط رها باش فقط بسپار به خودش…الهی صد هزار مرتبه شکر…
خوشحالم که دیدگاهم براتون تاثیر گذار بود.
از خدای خوبمون براتون بهترینارو آرزو میکنم از اون آرامشا که فاصله بندازه بین شما و دنیای پر از محدودیت و ترس و نگرانیِ بقیه آدم ها.
در پناه خدا.
به نام خدایی که بزرگی و عظمتش کل کیهان و جهان هستی رو فراگرفته
سلام و عرض ادب دارم خدمت استاد عزیزم و مریم جان شایسته و خانواده گرم و صمیمی ام
این روزا خیلی تو تلاطم افتادم چون از شهری که 5،6 سال توش زندگی کردم مهاجرت کردم تهران البته این دومین مهاجرت من هستش که فکر میکنم خداوند داره دستمو میگیره و از منجلاب هایی که توش هستم منو میکشه بالاتر
همه وسایلمو فروختم و فقط با 9 میلیون تومن اومدم تهران و فقط میدونم که خداوند هدایتم میکنه به مسیر های درست. تا الان که پارو نزدم و وا دادم همه چی درست پیش میره ولی واقعا شرایط به ظاهر بدی دارم ونمیدونم این بزرگ با عظمت چه برنامه ای برای من داره. فراز ونشیب های زیادی دارم ولی ته دلم روشنه که خداوند حامی منه و هدایتم میکنه، خداوند مسیر رو برام هموار میکنه، خداوند افراد درست رو سر راهم قرار میده و منو به سمت افراد درست هدایتم میکنه،همون طور که روز اولی که رسیدم منو هدایت کرد با جرأت و جسارت رفتم چند تا دفتر املاک صحبت کردم که میخوام کار کنم و روز دوم شروع به کار کردم و بعد 3 روز یک قرارداد نوشتم درسته مبلغ کمیسیون زیاد نبود که بخوام خونه اجاره کنم ولی این خودش یک نشونه هستش که من باهاتم و حمایتت میکنم
هی ترس ها و استرس ها میاد سراغم ولی دارم سعی میکنم که به خداوند توکل کنم و ایمان داشته باشم بهش، هی چپ و راست داره بهم الهام میشه که نگران نباش، الان که دارم کامنت مینویسم سر کار هستم وبغض کردم و نمیشه گریه کرد جلو خودم رو دارم میگیرم( الله اکبر چه اتفاقاتی افتاد تو همین تایمی که دارم کامنت مینویسم) آخه من تا حالا کامنت ندادم تو سایت این اولین باره، مقاومت داشتم و خداوند بهم گفت برو بنویس اگه دوست نداشتی پاکش کن و هنوز هم معلوم نیست که ارسال کنم به هرحال توکل بخدا پیش میریم
قبل از اینکه بیام تهران از خداوند خواستم که خدایا میخوام از لحظه ای که برسم تهران بهترین ها رو برام رقم بزنی و انصافا خداوند برام کم نذاشته فقط خودم هی استرس دارم و خداوند به ذهنم میندازه که ببین از مهاجرت قبلیت چقدر نتیجه گرفتی ببین از کجا به کجا رسوندمت ببین روزایی رو که زار زار از تنهایی داشتی گریه میکردی یکی رو وارد زندگیت کردم که واقعا داره بهت عشق میورزه ببین که اخلاقت و رفتار ها وعادت های بدت رو چطور تغییر دادم و کمکت کردم به قول استاد: بابا، اینقدر نگرااااااااان نننباش همه چیز درست میشه.بابا، قدرت، عظمت، فرمانروا ، توی کل کیهاااااان و جهان هستی اونه همه چی رو به اون بسپار. نمیدونم دارم به کجا میرم ولی میدونم پایانش خوشه
خیلی دوست دارم بیشتر بنویسم ولی واقعا دیگه نمیتونم جلو خودم رو بگیرم بغضم داره میترکه
برا همتون آرزوی سعادت و خوشبختی در جهان وآخرت دارم
این شعر رو هم این روزا خداوند به ذهنم انداخته که تکرار کنم با خودم
ای تو که پر کرده ای، دنیا را از بهر خویش
پر کن اندر جام من، دُرُّ گهر ها را زپیش
با توکل بخدا کامنتم رو ارسال میکنم
خدا نگهدار همتون
سلام دوست عزیز. ایمان و توکل شما را را تحسین میکنم. مطمئن باش که اتفاقات عالی براتون رقم میخوره. چون خداوند وعده داده که به شجاعان پاداش میده. شجاع کسی یه که پا رو ترسش میزاره و با توکل ب خدا و ایمان و باور درست حرکت میکنه از نقطه امنش و میدونه که خداوند حمایتش میکنه نمیدونه خداوند حواسش بهش هست میدونه خداوند تنهاش نمیزاره .برای چی مم اینقدر دارم مطمئن صحبت میکنم؟ ب آب اینکه یکسال پیش یعنی خرداد 1401 من هم مثل شما با الهامی که از طرف الله مهربان بهم شد مهاجرت کردم به تهران.از نقطه امنم زدم بیرون در حالی که یک میلیون بیشتر پول نداشتم. و خداوند برای من همه چیز،شد. به قول استاد خداوند همه چیز میشود همه کس را، به شرط پاکی دل به شرط ایمان به الله به شرطی که ققط،خودشا باور داشته باشیم. و الان من درآمد من بیشتر شد،شناخت بهتری از خودم پیدا کردم قوی تر شدم آگاه تر شدم و خیلی نعمت های دیگه که تو مستقل شدنم و مهاجرت بدست آوردم. و الانی که دارم این کامنت را مینویسم بهم الهامشده برم ترکیه.و این فایل هدایتی من بود امروز و فهمیدم دوباره باید روی ایمانم و باورهای توحیدی کار کنم تا بتونم دوباره به ترس هام غلبه کنم و باور درست حرکت کنم و نتیجه بگیرم.دوست عزیز مدت زیادی یه که من کلمنت ننوشتم ولی این کامنت شما به قدری در من حس خوب ایجاد کرد که باعث شد این کامنت بنویسم و بهت اطمینان بدم که نگران نباش . همه جی درست میشه ،همه چی خوب پیش میره. یک روز خودت و بقیه برای این تصمیمت تحسینت میکنند.کامنت شما گذشته توحیدی منو برام تداعی کرد ،روزهایی که میخواستم مهاجرت کنم و دستم تو دست خودش بود و بس.نه کسی را میشناختم تو تهران و نه جایی را داشتم و خداوند برام همه چیزشد. برای همین ازت ممنونم که دستی از دستهای الله شدی که منو دوباره به یاد خودم بیاری. بهترین ها را براتون آرزومندم. بدرخشید دوست عزیز.
سلام حمید عزیز
واقعا این کامنت تو خیلی به کار من یکی اومد
کلی باور گرفتم و مخصوصا الهامات خداوند
چون خودم بتازگی مهاجرت کردم به تهران و دقیقا همین حسی که اولش داشتی رو البته با اشتیاق چون من بار دوم هست مهاجرت میکنم به تهران
بهترین هارو برات آرزو دارم واقعا کامنت ت خیلی بدلم نشست
سلام حسن جان
خیلی ممنون ازت بخاطر کامنتی که برام گذاشتی. خداروشکر میکنم هر روز داره اتفاقات بهتر و بهتری میفته برام فقط دارم ادامه میدم به ساختن باورهای درست توی ذهنم خیلی اتفاقات خوبی افتاده برام توی این چند روز انشاالله یا با زبان تصاویر یا کامنت بعدا واسه همه دوستان عزیزم نشر میدم موفقیت هام رو
آرزوی بهترین ها در تمام جنبه های زندگیت دارم حسن جان
سلام بهت حمید گل
خیلی از این وا دادنت خوشم اومد منم چند وقتی هست که دارم رو ذهنم کار میکنم مث استاد و شما تمام چیزی که اینجا و تو این شهر دارم رو رها کنم و مهاجرت کنم به یه شهر بزرگتر
منم مث استاد اینجا شرایطم از هر جهت عالیه از نظر دوستانم خانوادم خونه ای که دارم توش زندگی میکنم
ولی هنوز اون جسارت رو تو خودم تقویت نکردم که مهاجرت کنم ولی قطعا با دیدن انسانهایی مث شما و هم جهت کردن خودم با این افکار به زودی میرم جایی که پیشرفت هست جایی که میشه به نعمت و ثروت بیشتری رسید
آرزوی موفقیت برای تو دارم حمید گل
سلام پریا جان
ممنونم ازت بخاطر پاسخ دادن به کامنتم
من به خودم قول دادم که توی این شرایطی که هستم فقط به زیبایی ها توجه کنم و از این همه نعمت و زیبایی لذت ببرم مثل مهاجرت استاد به تهران
و به خودم گفتم که باید کامنت بعدی که میزارم از نتیجه هام صحبت کنم و بگم که آره من تونستم و با این کارم، هم به خودم خدمت کردم و هم به جهان
با توکل به خدای مهربون دارم روی باور هام کار میکنم تا نتیجه ها سرازیر بشن به سمتم
منم برات آرزوی موفقیت میکنم پریا جان
عاشقتم عاشقتم عاشقتم یعنی استاد عاشقتم ???که اینقدر خوبی
خدا رو صد هزار مرتبه شکر که باهات آشنا شدم آرامش درونی که پیدا کردم رو نمیشه قیمت گذاشت….اصلا قابل وصف نیست تغییرات زندگیم… به یک چیزهایی توی زندگیم رسیدم که میلیاردها میلیارد می ارزه…عباس منش دستت طلا???
سلام بر شما دوست عزیز …
این خیلی عااالیه ک پر از شور و اشتیاق هستید ….
و زندگیتون هر روز پر از عطر خدا و برکته …
بهترینها رو برایتون آرزومندم …
در پناه الله
سلام.
به نظرم یکی از سوالات مهم در نظر من وسایردوستان سوال در مورد نشانه هاس استاد عزیز ممکن دقیق و مفصل توضیح بدید وقتی یه خواسته رو تجسم کردیم یا از هر راه دیگه روش تمرکز کردیم بعدش که نشانه ای در مورد خواستمان دیدیم باید چی کار کنیم میدونم که باید با قدرت وانگیزه بیشتر ادامه بدیم ولی سوالم بیشتر در این مورده که اگه یه مسیر برامون باز شد از طریق اون نشانه دیگه فقط روی اون مسیر خاص که از طریق نشانه باز شده توجه کنیم یا این که نه همچنان بگم من راهشو نمیدونم ولی میدونم که به زود خواسته ام رو به دست میارم سپاسگزارم
بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به شما عزیزانم
نشانه ی من_مصاحبه با استاد قسمت 2
چقدر صداقت تون رو دوست دارم استادعزیزم، چقدر همیشه روی اصل سوار بودین.چقدر هربار فایل های قدیمی تر و فایل های جدیدتون رو میشنوم بیشتر قلبم برای بارها و بارها شنیدن این آگاهی ها مشتاق تر میشه.
ادامه سوالات دوستان از استاد در “مصاحبه با استاد”
اینکه استاد قبل شروع کردن به پاسخ دادن به سوالات چندتا نکته رو گفتن که همین موضوع چقدر درس داره.
1.سوالاتی که پاسخش خیلی طولانی هست و در قالب محصولات در فایل ها اومده رو استاد نمیتونن در مدت کوتاه جواب بدن.
2. سوالاتی که در مورد فلان کتاب یا فلانی بوده که پرسیده شده چرا اینو گفتن؟ جواب قشنگ استاد اینکه من چه میدونم چرا گفتن. چیزهایی که گذشتگان یا فرد دیگه ایی گفته چرا من باید پاسخش رو بدم. و این دسته از سوالاتی که “چرایی بود” که من نگفتم حذف میشه.
3. یکسری سوالات هم حاشیه ایی بود ویا احساس میکنم با غرض ورزی پرسیده شده من جواب نمیدم و اینطوری این دسته از سوالات هم حذف میشن.
^ من انسان کاملی نیستم.من انسانی هستم که هرروز سعی میکنم روی خودم کار کنم و ورژن بهتری رو از خودم آپدیت کنم. کـــار من اینه و نه ادعایی دارم که من یک آدم کاملی هستم یا یک آدم بی نقص هستم، یک آدم پرفکت هستم.نـــه میتونم باشم نه کسی تو جهان بوده، هست و خواهد بود.
در واقع ما انسان ها یک روند تکاملی داریم برای پیشرفت و این انتهایی هم نداره.
چیزی به عنوان انسان کامل از دیدگاه من وجود نداره. پس بنابراین من اشتباهات زیادی داشتم در گذشته و ده سال آینده هم اگر به رفتار الانم نگاه کنم شاید میگفتم اگر این کار رو انجام میدادم بهتر بود.
چیزی که دارم میگم با دیدگاه امروزم دارم میگم.و هر چند که دیدگاه دیروز من باعث شده ب اینجایی که الان هستم برسم.که یعنی دیدگاه بدی نیست. ولی میتونه باز هم بهتر از این هم باشه.
نکته بعدی در مورد دوستانی که اصرار داشتن یک نصیحت بهشون برای کارشون بکنم. من سعی میکنم خیلی چیزا رو کلی بگم. من سعی کردم همیشه قانون رو درک کنم و وقتی که قانون رودرک کنی هر سوالی رو بزاری جواب میده.مثل مسئله ریاضی میمونه. وقتی شما مسئله رو درک کرده باشی مثلا مشتق رو، انتگرال رو درکش کرده باشی. نه اینکه حفظش کرده باشی.
اگر مسئله رو خوب درکش کرد باشی. اگر ممتحن از شما هرجور سئوال رو بپرسه، بالا و پایین کرده باشه شما به راحتی میتونی جواب اون سئوال رو بدی.
^ من سعی کردم اون اصل و اون قانون رو درک کنم و مسائل خودم رو حل کنم. و به دیگران هم یاد بدم که مسائلشون رو با استفاده از قوانین حاکم بر جهان هستی،حل کنن. با قوانین جهان هستی اون قوانینی که تغییر نمیکنه، مسائل خودشون رو حل کنن.
_از چه زمانی فهمیدید که کار کردن روی باورهای توحیدی میتونه سرعت رسیدن شما به موفقیت رو چندبرابر کنه؟
توضیحی تکمیلی درباره نقش باورهای توحیدی در موفقیت
یادم نمیاد از چه زمانی بود. خیلی سال ها پیش بود.
ولی من اینو فهمیدم اگر من قدرت رو از همه ی آدم ها بگیرم و فقط قدرت رو به خداوند بدم. به خداوندی که در وجود منه،در وجود همه هست.و این توانایی ها رو به هممون داده و روی کسی حساب نکنم میتونم خیلی سریع پیشرفت کنم/و میتونم خیلی سریع به خواسته هام برسم.میتونم خیلی سریع از همه لحاظ به موفقیت هایی برسم.
^ ویژگی همه ی آدم های موفق همون ویژگی توحیدی بودن و قدرت رو به عوامل بیرونی ندادن باعث موفق شدن اونا شده.
……….
…………..
سلام به تو دوست ارزشمندم
چقدر زیبا نکات این فایل رو نوشتی، چقدر مرتب و خوانا نوشتی.
چقدردرس ها مرورشد،دمت گرم برای این ردپای زیبایی که با عشق گذاشتی، تحسین میکنمت درسته که تو خوده منی اما خواستم یاد بگیرم که کمتر سخت بگیرم و بیشتر نکات مثبت خودمو ببینم و بتونم خودم جلوی خودم، از خودم تعریف کنم. تعریف واقعی. چقدر این کار برام سخته چقدر زیاد.
واقعا من خیلی زیاد به خودم سخت میگیرم. خیلی زیاد خودمو سخت کردم و اینو به عنوان تمرین و ردپا از خودم نوشتم تا یکم بیشتر با خودم مهربان باشم، بیشتر پیشرفت ها نکات مثبت خودمو ببینم و به یاد بیارم، به اون بخش وجودم بیشتر توجه کنم و توجه ام به خواسته هام که رشد و پیشرفت هست باشه.
من خودم از خودم قراره مهاجرت کنه و فایل و بخش جدیدی که امروز توی سایت اومده با همزمانی های امیر، میگه که فهیمه وقته مهاجرت است از درون…
فهیمه دوست دارم همینجوری که هستی دوست دارم، فهیمه با تمام اشتباه ها و درست هات دوست دارم، فهیمه این که همیشه تلاش کردی تا رشد کنی منو عاشق تر میکنه تا بهت افتخار کنم. آره فهیمه دوست دارم و با یک صلح از درون میخوام به آغوش بگیرمت و بگم دوست ارزشمند من خوشحالم که دارمت و بدون نگران و ترس ها ادامه میدهیم.
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
چه زمانی متوجه شدید که باورهای توحیدی می تواند سرعت دستیابی به خواسته ها را افزایش دهد؟
اگر قدرت را از تمام افراد بگیریم و تنها به خداوندی که در درون ما است دهیم و روی هیچ کسی حساب نکنیم می توانیم بسیار سریع پیشرفت و به خواسته های خود دست یابیم و از همه لحاظ موفقیت کسب کنیم.
مهم ترین اصل در زندگی ما توحید است اگر به زندگی افراد موفق فارغ از دین و مذهبشان نگاه کنیم مشاهده می کنیم ویژگی توحیدی و به عوامل بیرونی قدرت ندادن باعث شده به موفقیت های چشمگیری در تمام زمینه ها دست یابند و سرعت رسیدن به خواسته هایشان را هزاران برابر افزایش دهند.
البته باید بر روی باور های توحیدی خود کار کنیم ابتدا ممکن است ذهن ما در پذیرش آن مشکل داشته باشد اما به تدریج روند رشد ما بهبود می یابد.
آیا خواسته ی شما هنگام سکونت در قم مهاجرت به آمریکا بوده است؟
استاد به مهاجرت به کشور خوب سالها فکر می کردند اما نه آمریکا به کانادا یا استرالیا
انگیزه درونی استاد اینگونه است که اگر کسی به ایشان بگوید کاری را نمی توانید انجام دهید بزرگترین انگیزه برای رشد و پیشرفت را در ایشان ایجاد می کند.بسیاری از کارهایی که استاد انجام داده اند از این باور ناشی می شود
استاد عزیزمان هیچ گاه دوست ندارند در ریل ثابت حرکت کنند تجربیات متفاوت بازدید مکان های جدید کشف خود و جهان پیرامون را دوست دارند و حرکت همواره در درون و وجود ایشان قرار دارد.
زمانی که خواسته ای داریم باید مراحل آن را به صورت تکاملی طی کنیم تا بتوانیم از آن لذت ببریم.
باورهای خود را تغییر دهیم تا به تدریج بتوانیم به مکان بهتر مهاجرت کنیم باید بتوانیم خوشبختی را در هر مکانی تجربه کنیم و تمرکز خود را بر زیبایی های محل زندگی خود بگذاریم زمانی که ذهنیت مناسب از محل سکونت خود داشته باشیم جهان ما را به مکان بهتر و بهتر هدایت خواهد کرد.
برای مهاجرت به آمریکا چه باور یا عبارت تاکیدی داشتید؟
کسانی که باور دارند عبارات تاکیدی عامل موفقیت و تغییر باورهاست کاملا نادرست است هیچ ورد و جادو و هیپنوتیزم و روش کوتاه مدتی وجود ندارد باورها یک شبه به وجود نیامده که یک شبه از بین برود.قوانینی در جهان وجود دارد که نمی توان آن را دور زد یکی از این قوانین قانون تکامل است.
باورها گفتگوهای ذهنی تکرار شونده هستند . ما در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس هستیم که فرکانس ها بازخورد شان اتفاقات نتایج و شرایط زندگی ما است . فرکانس ها با افکار و افکار با باورها و باورها با تکرار ورودی ها دریافت و با کانون توجه ما هزاران و هزار بار در مورد موضوع خاص ایجاد می شوند.
به همین دلیل باورها یک شبه و یک دفعه تغییر نمی کند و اگر هم تغییر کند اگر فرکانس آن ادامه نیابد دوباره مانند سابق خواهد شد.
چه عبارت تاکیدی باعث موفقیت در کنکور می شود؟
هیچ جادویی وجود ندارد باید باورهای درست را تکرار کنیم هر چقدر مشابه آن را در افراد پیدا کنیم باورها زودتر تقویت خواهند شد تمام اتفاقات بدون استثنا توسط افکارمان رقم می خورد افکارمان نتیجه ی باورهای ما است امکان ندارد اتفاقات و شرایطی وارد زندگی ما شود و ربطی به باورهای بنیادین ما نداشته باشد.تکنیک و روش خاصی در کار نیست.
باورهای درست در زمینه ی مهاجرت:
از مکان کنونی خود لذت ببریم
خود را لایق مکان بهتر بدانیم
هیچ نگاه منفی به مهاجرت نداشته باشیم
به موقعیت های جدید نگاه مثبت داشته باشیم
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام هدایت الله
با سلام خدمت خواهر عزیزم مهشید و شیرینی دوست عزیز من توحیدی و فعال سایت
از شما دو خواهر عزیز بسیار بسیار سپاسگزارم بازم مثل همیشه بهترین کامنت ارائه دادی و مثل همیشه انرژی خوبت رو از کامنت زیباتون دریافت کردم
انقدر شما دو خواهر خوب هستید که خوب مینویسید و قانون را با نوشتن کامنت زیباتون به عملکرد خوب و نتایج عالی شما را میتواند برساند برای من واقعاً فوق العاده است که دوستان خوبی مثل شما در این سایت الهی از تجربه خوبشون استفاده میکنم تا مسیر برای من کوتاهتر و سادهتر به آنچه که در خواستههایم میتوانم برسم آن را انجام دهم
برای هر دو بزرگوار دوست داشتنی و مهربان آرزوی سعادت سلامتی ثروت را از خدای خوبم خواستارم و امیدوارم مثل همیشه با قدم های محکمتر و عالیتری در زندگی برداری و به نتایج خوبی برسی
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
به نام خداوند مهربان
سلام آقای روحی عزیز
ممنون از لطف شما و سپاسگذار از محبتی که نسبت به ما دارید. ما هم از خواندن کامنت های شما در هر زمان احساس خوب و آرامش را دریافت و کلامتان را که سر چشمه آن توحیدی بودن وجودتان است را با علاقه و تمرکز پی گیری می کنیم و لذت می بریم در مدار راستی درستی پاکی و صداقت که قرار داشته باشیم لحظات زندگی و قوانین آن بسیار بسیار لذت بخش تر خواهد بود امیدواریم هر روز بیشتر از روز پیش درهای نعمت و ثروت خداوند به روی شما گشوده تر شده و به باورهایی ناب و توحیدی و قوانین الهی بیشتر آگاهی یابید ما همه در یک خانواده بزرگ و الهی هستیم که با شادی .و شکر گذاری سعی در هر چه بهتر تغییر باورها و رسیدن به آزادی زمانی، مکانی و مالی هستیم تا جهان را هم برای خود و هم برای دیگران جای بهتری کرده و باعث گسترش آن شویم
سلامتی، موفقیت، شادی و خوشبختی را از خداوند بزرگ برای شما از صمیم قلب آرزو داریم
خدایا شکرت
سلام استاد روزتون بینظیر
یه سوالی که گاهی اوقات ذهنمو مشغول میکنه اینکه شما کسب کارتون وقتی در نبود شما انجام میشه و خودتون اصلا ایران نیستید این فکر درون کارمندانتون بوجود نمیاد که ما هم چنین چیزی میخواییم ؟،و چرا ما کار بکنیم و صاحب کسب و کار خارج از ایران در حال زندگی و تفریح باشه ؟
سوال بعدی راجب سیستم کسب و کار هست ،شما الان در راس اومور باز هم مهم ترین کارها رو انجام میدید یا کلا کاری انجام نمیدید و نظارت به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به کسب و کارتون دارید و به بعدهای دیگه ی زندگیتون مثل تفریح سفر ارتباطات و … میپردازید ؟
و اینکه ایا کسب و کار گروه تحقیقاتی شما کسب و کار اولتون هست یا کسب کار دیگه در اولویته ؟و ایا اصلا کسب و کار دیگه ای وجود داره؟ و این کسب و کار رو از ابتدا شروع به رشد و موفقیت کردید داشتید یا زمانی که به سرمایه ی مناسبی برای کسب کار دیگتون رسیدید شروع کردید ؟
و ایا شما از ابتدای زندگیتون مسیری که الان طی میکنید رو در حال طی کردن بودید یا اینکه زمانی در زندگیتون تصمیم گرفتید سخران موفقیت باشید ؟ اگر از ابتدا نبوده چه مسایل رو (مثل ترس ،بی پولی و…) پشت سر گذاشتید ؟ و چقدر زمان برده تا در کسب کار جدیدتون به جایی برسید که چنین مسایل ابتدایی در زندگی شما وجود نداشته باشد ؟
استادسلام
من با وجود اینکه اکثر محصولات و دوره های شما رو دارم بعد از دوسال که از آموزش های شما استفاده میکنم دچار یک سردرگمی هستم…
شما در اوایل محصول افرینش میگید که باور ها سازنده زندگی هستند در فصل دوم این محصول روی احساسات مانور دادید و میگید که احساسات بسیار مهم هستند همچنین در جلسه اول فرمودید که توجه همه چیز است، در محصول تند خوانی و هدف گذاری و راهنمای عملی میگید که تمرکز بسیار مهمه همچنین در راهنمای عملی فرمودید که هرچی در ذهنت میسازی شکل میگیره و در بسیاری از فایل های دیگه قانون فرکانس رو توضیح میدید…
استاد بخدا من الان واقعا سردرگمم و نمیدونم چیکار کنم و وقتی میبینم افرادی که به تازگی به گروه پیوستند دارند نتیجه میگیرند ولی من بعد دوسال باوجود استفاده از تمام دوره ها سردرگم هستم و کمتر نتیجه گرفتم، احساس بدی بهم دست میده .
خواهش میکنم ارتباط بین این قوانین رو برام بازگو کنید تا به یک اساس و بیس برسم و از اون استفاده کنم چون الان واقعا نمیدونم روی باور تمرکز کنم یا احساس یا توجه یا فرکانس؟؟؟؟
کدوم یکی از این موارد بیسیک تر و اساسی تر و قدرتش بیشتره که همه این قوانین رو در برمیگیره؟؟؟؟
استاد بی صبرانه منتظر پاسخ هستم.
ممنونم انشالله که در پناه الله یکتا همیشه موحدتر توحیدی تر و سعادتمندتر از همیشه باشید…
سلام داداشم انشالله که استاد جواب بدن اما حسی بهم گفت که منم به این سوال پاسخ بدهم و قطعا خودتون چنین ارتعاشی فرستادید که حس کردم حتما باید جوابی برای این سوال بدهم
البته لازمه بارها و بارها بخونیدش چون جدا از سوالاتی که کردید میخواهم توضحیتاتی کلیدی هم بدهم که خیلی سریعتر به خاسته هایتان برسید
اول در مورد رابطه باور ، احساس ، توجه و…
ببینید چیزی که احساس ما را ایجاد میکند افکار غالب ما هست شما همواره افکاری در ذهنتان به طور خودکار تکرار میشه و این افکار در شما احساس ایجاد میکند و این احساس همان ارتعاش شما هست
نکته بعد اینکه افکاری که بخاطر ورودی هامون بارها و بارها تکرار میشوند به مرور تبدیل به باور و اعتقادات ما میشوند
و این باور و ورودی ها هست که افکار غالب ما و در نتیجه احساس ما که همون ارتعاش ما هست را مشخص میکنه
توجه همه چیزه چون ریشه افکار غالب که در ذهنتان مرور میشه از توجه شما هست
و اون افکار احساس شما را ایجاد میکنند که همان ارتعاش شما هست
توجه مکرر به یک موضوع = تشیکل باور به آرامی = مشخص کننده افکار غالب شما = احساس شما = ارتعاش شما = سرنوشت شما = افراد و شرایط و موقعیت های خوب یا بد بسته به نوع ارتعاش که فرستادید
و منظور از توجه هم افکار ، صحبت کردن ، شنیدن ، دیدن ،مطالعه و تجسم هست
اما اگر میخواهید خیلی خیلی سریعتر به نتیجه برسید طبق اصول زیر روی باورهای توحیدیتون کار کنید چون فوق العاده قدرتمند هست
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشید
@ M:
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم
باز میگم
?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود
پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند
و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست
و این موضوع با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه
و اینکه اصل را بچسبید نه فرعیات رو
اصول مهم این هاست
توحیدی بودن
باور به قدرت خداوند
احساس خوشبختی و رضایت بخاطر داشته های فعلی(احساس شکرگزاری)
احساس لیاقت هست
توجه روی نکات مثبت و حذف ورودی های نا مناسب
من خودم عید 96 با استاد آشنا شدم در فایل چگونه درآمد خود را چند برابر کنیم گفتن تلویزیون را حذف کنید روز بعدش تلویزیون را با میزش گذاشتم سر خیابون و سریع بردنش
البته من با مادرم زندگی میکنم و مادرمم زیاد اهل تلویزیون نبود و شما این کارا نکنید اما به هیچ عنوان نگاه نکنید
شبکه های اجتماعی کانال های غیر موففیتی را کاملا حذف کنید و…
از نتایجم این بود که قبلا هر شب قلب درد میگرفتم و مرتب سیگار میکشیدم و کاملا ناامید بودم اما الان شکر خدا ی مغازه اجاره کردم و انشالله بتونم توحیدی تر بشم و بیشتر رشد کنم
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم
خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العامین من همواره احساس خوشبختی میکنم
ثروتمند شدن معنوین ترین کار دنیاست
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم
شاد و موفق ثروتمند باشید
دوست عزیزم چه پاسخ خوبی داده اید به سوالم من الان این پاسخ را دیدم از راهنمایی فوق العاده شما بی نهایت سپاسگزارم
سلام دوست خوب من
خیلی از خواندن مطالبتان احساس خوبی میگیرم /
همین که به دنبال توحید هستید تشویقی برای ماست/
دوست عزیزم جناب رضا محمدی خیلییییییی ممنونم از باورهای قدرتمند کننده و توضیحات عالی و دقیقتون در مورد توحید و شرک