مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    162MB
    22 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
    21MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

3488 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Jasmin گفته:
    مدت عضویت: 2199 روز

    فایل مصاحبه قسمت یک فقط پونزده دقیقه بود منم باخودم فک کردم پونزده دقیقه اس دیگه خیلی سریع تموم میشه

    قبلااین فایلوگوش کرده بودم ولی هیچ وقت نت برداری نکرده بودم

    جدیدا به این نتیجه رسیدم که نوشتن ذهن آدمو مرتب ترمیکنه

    برای همین تودفترم نوشتم که آقا عباس منش این حرفاروکه میزنه ازاین حرف زدنش من میتونم ببینم چطوری به جهان نگاه میکنه

    وقتی دیدم اینقدباشورواشتیاق درمورد طبیعت حرف میزنه ومیگه حالش تو طبیعت خوب میشه فهمیدم خوب ماادما نیازداریم به طبیعت ویه جزوی ازش هستیم این میشع یه نوع رفتارکه خوب منم باید به نیازم به طبیعت احترام بزارم واین نیازو ارضا کنم

    بعد دیدم استاد چقدرباشوروخوشحالی میگه جای شماخالی

    باخودم گفتم خوب خیلی اخلاق قشنگیه آدم دلش بخاد بقیه توی خوشی هاش شریک بشن منم ازاین به بعد وقتی جایی بودم به بقیه میگم جاتون خالی بهشون حس اونجابودنومیدم

    بعدش دیدم استاد ازکلمه بی نهایت وفراوان استفاده کردگفتم خوب اینم یه نوع فکر دیگه

    پس استاد داره همه جنبه های فراوانی روتوی زندگیش پیدامیکنه

    بعدش دیدم استاداز ببعیاش میگه واینکه مدیریتشون روسپرده دست خدا

    گفتم خداااا من کدوم جنبه اززندگیمو بایدبسپرم به تو؟ کدوم جنبه اش نیازبه مدیریت توداره بعددیدم همه چیش ازسرتاتهش نیازداره گفتم خوب بیا فقط یه جنبه روانتخاب کن و تواون جنبه که نتیجه هارودیدی بعدبرای سایرجنبه هاهم اضافه کن

    بعددیدم استادمیگه ازادمای خوب سوالای خوب بپرسین

    من دیدم عههه چه جالب

    اتفاقامن دلم میخاد بدونم فلانی چطوری رفته خارج پس میتونم ازش بپرسم که چه فکرهایی داشته موقع برخوردباتضاداش به چیافک میکرده

    بعددیدم استادمیگه چک کردن ایمیلها ازمن وقت زیادی میگیره من گفتم به نظرت کدوم جنبه ازفضای مجازی وقتمو زیاد تلف میکنه

    فهمیدم که برای فلان اپ وفلان اپ خیلی وقت میزارم خوب اینارم فقط دوسه باردرروز چک میکنم

    بعدش دیدم استادمیگه ببعیاش علاوه براینکه گوشت وشیرمیدن وغیره..

    کارای دیگه ام میکنن چمن کات میکنن اگرچه این مصداق توکل و باورفراوانی هست ونتیجه این دوتاس

    اما باخودم گفتم چه خوب منم میتونم ازاین به بعد سعی کنم برای وسیله هام یادارایی هام کاربردهایی علاوه برکاربرداصلی پیداکنم

    خلاصه ماجرااینکه من شروع کردم به نوشتن قبلا میگفتم خوب صحبتای خوبیه

    الان من میگم نوع نگاه خوبیه.. نوع فک کردن خوبیه.. نوع نتیجه گیری خوبیه.. نوع تصمیم گیری خوبیه.. نوع عمل کردن خوبیه که صبرنمیکنه وکاری که خدابهش میگه روانجام میده.. نوع ابرازاحساسات خوبیه.. ونوع زندگی کردن درست وخوبیه..

    ینی اینباردارم یادمیگیرم مثل شما فک کنم نگاه کنم عمل کنم..

    این فرق داره با اینکه صرفاگوش کنم وگوش کنم وگوش کنم

    راستی الان دیگه به عنوان استاد قبولتون دارم

    اینم صادقانه چون قبلا به عنوان یه فردموفق میدیدم ویمگفتم خوب آدم موفقی هست ارزش داره حرفاش

    اماالان میگم استادین ینی کسی که میتونه الگوی من بشه میدونم که نارااحت نمیشین استاد چون ازاین حرفازیادشنیدین

    منم خوب برام سخته طول میکشه یکیوقبول کنم کامل

    ولی اگه قبول کنم اونوخت سختم بیخیال میشم

    😉😉

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3193 روز

    سلام

    اولین قسمت مصاحبه با استاد

    اول از همه اشاره کنم به این فراوانی جهان هستی و فراوانی ثروت، اینکه سالی 2-3 هزار دلار برای کات کردن چمن های پرادایس داده نمیشه به این دلیل که توی حیوون نگه داری میشه و این خودش نمود بارز فراوانیه، علاوه بر این ، یه عالمه تخم مرغ و محصولات هم میدن، زیبایی هم میدن، احساس خوب هم میدن…

    و این نمود فراوانیه….

    و به قول شما باید اعتماد کرد به خدا و سپرد به اون

    کل این حیوونای پرادایس برای مدتهای زیاد توسط خدا اداره و نگهداری میشد و خیلی هم خوب بود نتیجه ش

    استاد اگه میشه سریال زندگی در بهشت رو ادامه بدید و حالا که تمرکزی میخواید توی پرادایس زندگی کنید، گاو و گوسفند رو دوباره با قدرت برگردونید چون خیلی زیبا هستن و لذت بخش تر میشه….

    قبلا چندتا گاو داشتید…

    و بازم نمود فراوانی….اینکه بزهاتون دوقلوزا هستن اکثرشون و اینکه بجای دوتا سینه، چهارتا سینه دارن….یعنی فراوانی تمام زندگی شمارو گرفته استاد…

    و این درس رو هم داشت که خیلی از درخواست های ما توسط خدا اجابت شده اما ترس های ما و تردید های ما و نگاه منطقی ما باعث میشه که نتونیم دریافت کنیم جواب رو….

    مثل همون داستانی که شما هی میخواستید بزها و گوسفند ها خودشون مدیریت بشن و شما نخواید هی بهشون برسید ولی مقاومت داشتید تو اینکه در قفس رو باز کنید و رهاشون کنید…

    و ما باید اجازه بدیم که هدایتمون کنه…ما هستیم که این اجازه رو میدیم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    گوهر ناب گفته:
    مدت عضویت: 1029 روز

    پروژه مهاجرت به مدار بالاتر،خداروشکر که من در فرکانسی هستم که تونستم این پروژه رو شروع کنم و از همین گام اول می‌خوام تعهد بدم که هر روز برای این پروژه وقت بگذارم و رد پا هم به جا بذارم،و اما آگاهی های این گام تجربه من از رعایت قانون تکامل اول یه تجربه از عدم رعایت قانون میگم من قبلا به علت کمال گرایی که داشتم و توقعات بالا از خودم و بقیه باعث میشد زود دل سرد بشم و خیلی از کارها رو رها کنم،مثل وقتی که میخواستم دخترمو از پوشک بگیرم عدم رعایت قانون باعث شدهم خودم و هم دختر طفل معصوم اذیت بشه، و اما مثال از رعایت قانون تکامل مثل یادگیری آموزش شنا،مثل همین پروژه خانه تکانی ذهن،مثل جابجا کردم محل کارم که ابتدا برام پر از استرس بود ولی با رعایت قانون تکامل و کنترل ذهن بهش غلبه کردم و پیروز شدم و مهم ترین درسی که برای من داشت این بود که وقتی تونستم به راحتی به این ها غلبه کنم پس میتونم کارهای دیگه ای که همیشه به خاطر ترسها به خصوص مقاومت در برابر تغییرات عقب انداختم شجاعتش رو پیدا کنم که یکی یکی شروع کنم.نکات این جلسه که کلیدی بودن توحید، توحید یعنی فقط روی خدا حساب باز کنی و قدرتو فقط به اون بدی و از همه بگیری،اینجوری اگه در فرکانس توحید قرار بگیری خلاق ترین فرکانسارو به جهان ارسال می‌کنی و در زمینه خواسته کمترین مقاومت و ترمز رو داری و نیز بیشترین اطمینان قلبی رو خواهی داشت،و نکته کلیدی دوم تکامل،تکامل یعنی هیچی یهویی اتفاق نمیفته،بلکه گام به گام اتفاق میفته، یهو نمیشه هنوز الفبا یاد نگرفتی خواندن نوشتن یاد بگیری،ولی اگه ما آگاهانه درک کنیم که هر چیزی و هر کاری نیاز به تکامل داره هم مسیر برای ما لذت بخش میشه و هم نتایج پایدار میشن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    الهه بهروز گفته:
    مدت عضویت: 570 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی پایان و مهربانیش همیشگی است…

    سلام مجدد به مریم جان و استاد و دوستان عزیزم

    امروز گام اول رو گوش دادم و خواستم این نکات رو برای خودم و دوستان بازگو کنم…

    اینجا استاد میگه همچی باورهاست و من میگم صد درصد درسته … برای خودم من یه باور بد داشتم فکر میکردم برای به دست اوردن یه چیزی خیلی باید جون بکنم … مثلا وقتی میخواستم خونه بخرم با اینکه فرکانس هام عالی بود و به راحت ترین شکل ممکن و به صورت معجزه آسا تونستم خونه بخرم … توی شرایطی که به هر کس گفتم میخوام خونه بخرم به قول استاد منو مسخره کردن که توکه هیچ پولی نداری و….

    ولی به صورت معجزه آسا … خدا انگار دنیارو هماهنگ کرده بود با من … قیمت خونه ها قیمت طلا و کسی که خونه رو ازش خریدم به صورت شگفت انگیز با من کنار اومد و من تونستم خونه بخرم ….همه چی عالی بود هاااا دقیقاً خونه اون معیار هایی رو داشت که من میخواستم و ارزو میکردم …

    اما اون باور لعنتی همش توی ذهنم عذابم میداد که خیلی خونه رو راحت تونستی بگیری نکنه یه مشکلی باشه نکنه سرت کلاه گذاشته باشن نکنه پولت از دستت بره نکنه مسخرت بکنن خلاصه اینکه ین فکر منو خیلی اذیت کرد در حالی که هیچ مشکلی نبودا من داشتم خودمو اذیت می‌کردم نتیجه اش این شد که یکم برای کارای اداریش اذیت شدم اونم فقط فقط به خاطر ذهن مریض من بود و باور اشتباهی که داشتم

    الان خدا را شکر متوجه این موضوع شدم و همیشه با خودم تکرار می‌کنم که همه چیز به راحت‌ترین شکل ممکن برای من اتفاق می‌افته خدا رو خیلی شکر می‌کنم بابت این آگاهی

    من از وقتی این باور رو با خودم تکرار می‌کنم واقعاً برای من همه چیز راحت و سریع پیش میاد و وقتی که یه چیزی رو می‌خوام خیلی راحت خدا همه چی رو برای من استاپ می‌کنه شرایط رو مطابق میل من پیش می‌بره تا من به اون خواستم برسم ….

    من اینو واقعاً از صمیم قلبم درک کردم به این نتیجه رسیدم اگر یک چیز رو می‌خوام که نمی‌شه حتماً حتماً تکاملشو طی نکردم و واقعاً به این یقین دارم نگاه می‌کنم ببینم خب حالا که نمی‌شه باید چیکار کنم که اون تکامل طی بشه اولین گامی که می‌تونم بردارم رو انجام میدم و واقعاً برای من جواب داده اولین چیز اینه که ترسمونو بذاریم کنار توکل کنیم به خدا و ایمان داشته باشیم که خدا ما را هدایت می‌کنه منم توی این راه اومدم تا دقیقاً همین باورهامو بهبود بدم و بهترش کنم خدا را شاکرم که من رو دوباره توی این مسیر گذاشت تا بتونم بهتر و بهتر بشم از خدا می‌خوام همه ما رو هدایت کنه و هدایتگر ما باشه این صحبت‌ها رو فقط برای این زدم که خودم یادم نره که کجا بودم چه چیزی رو تجربه کردم بعد از تغییر باورهام به چه چیزهایی می‌رسم

    امیدوارم که برای شما هم مفید باشه

    موفق و مؤید باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    نسترن پامیر گفته:
    مدت عضویت: 3477 روز

    سوال بعدی:

    چه باوری در مورد آموزش زبان انگلیسی ساختید که به راحتی بتونید یاد بگیرید و الان که در کشورهای دیگه زندگی می کنید مشکلی از نظر لهجه و اصطلاحات و ارتباط برقرار کردن نداشته باشید….توی فایل هاتون قبلا گفته بودید که برای یاد گرفتن زبان بهتون گفته بودند آفریقا برید بعدش با چه باوری به مسیر دیگه ای هدایت شدید؟

    خیلی دوست دارم بدونم چطور تونستید در زبان انگلیسی مهارت پیدا کنید؟

    مطمئنم این سوال خیلی از دوستانی هستش که قصد مهاجرت دارند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      Ramin گفته:
      مدت عضویت: 3582 روز

      سلام دوست عزیز

      من فکر می کنم که چیزی که در یادگیری زبان جدید و یا هر چیز جدید دیگر نقش مهمی دارد انگیزه و نیاز که از یک باور قوی نشات گرفته مثلا شما اگر سرگذشت عباس برزگر (بوم گردشگر) رو بخوانید میبینید ایشون با سه کلاس سواد فارسی هم براحتی با توریستها به زبانهای مختلف صحبت میکند هم مجوز بوم گردشگری از میراث فرهنگی گرفته. در صورتیکه هزاران نفر با مدرک دکترا و زبان فول هنوز نتونستن یک همچین کاری بکنند وقتی باور درست بشه همه چی خود بخود درست می شه چون انگیزش هم بوجود می یاد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4005 روز

      سلام دوست عزیز.

      من هم خودم در زبان انگلیسی بسیار مشتاق هستم.

      عشق به یادگیری مهمترین چیز است از کودکی عاشق زبان بودم. چیزهایی آموختم که استادانم از آن متعجب بودند که چطور من آنها را بلدم.

      به زور نمیشود زبان آموخت با عشق خود به خود می آموزید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    علیرضا برزگرزاده گفته:
    مدت عضویت: 3204 روز

    سلام یک سوال فوقالعاده مهم دارم اونم اینکه استاد وقتی از نظر مالی رو خودت کار میکردی و پیشرفت چندانی برات حاصل نشده بود هی بهت نمیگفتن که آهااا شاید حکمت خدا نباشه میلیاردر بشی موفق بشی به خواستت برسی شاید خیر و صلاحت تو اونه .کلا برای از بین بردن همچین باورهایی چه راهکاری ارائه می دین و دلایلتون چیه؟؟؟؟

    دوستان خواهشا به سوالم ستاره بدین تا استاد جواب بده خیلی برام مهمه ممنون میشم کمکم کنین به جواب سوالم برسم یاریم کنین این مدل حرفا خیلی اذیتم کرده منو به مدار پایین تر و احساس بد آورده???????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    مرجان پورحسین و محمد انوری گفته:
    مدت عضویت: 2419 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیزم،مریم جان خواستنی و مایک دوست داشتنی

    و سلام تک تک دوستانم که رباینده ی زیبایی های جهانید?

    من تو این مدتی که عضو سایت شما هستم دقیقا واسه تک تک فایلهایی که روزانه دانلود می کنم و گوششون میدم هم هدایت میشم

    اوایل به طور پراکنده میرفتم سراغ فایلها و گوششون میدادم ولی از زمانیکه تمامی فصلهای کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو خریداری کردم و همزمان تک تک فایلهای سفر به دور آمریکا رو هم میدیدم همراه خوندن این کتاب فوق العاده،از طریق فایلهای سفر که مدام مریم جان از هدایت خداوند صحبت میکردن توش و اینکه وقتی مطمئنی که همیشه در بهترین زمان و بهترین مکانی چقدددر خداجون قشنگ همه جوره تو رو به عالی ترین شکل ممکن هدایتت میکنه

    من باورم دراین مورد قدرتمند تر شد،راستش من قبل از آشنایی با سایت شما که اونم داستانش تقریبا مفصل و کاملا به همین شکل هدایتی بوده که حتما بعد براتون تو قسمت چگونگی آشناییم با سایت می نویسم باید بگم چیزی که با خوندن کتاب قدرت راندا برن یاد گرفته بودم و انجامش دادم،این بود که برای خودم یک نماد عشق تعیین کردم و به خودم گفتم هر زمان در بالاترین فرکانس ممکن بودم و در مسیر تحقق سرنوشتم، این نمادم رو باید ببینم و با دیدنش مطمئن باشم امروز هم دارم درست عمل میکنم و اون نماد دوست داشتنی ام پروانه است??

    اوایل که شروع به تغییر باورهام کرده بودم این نماد رو خیلی کم می دیدم، ولی با این حال کللللی ذوق میکردم و از خدا جون سپاسگزاری بابت نشانه اش

    ولی اگه فکر میکنید که من هنوز گاهی اوقات فقط نمادم رو می بینم باید بگم سخخخت در اشتباهید?

    چون روزی نیست که این نمادم رو نبینم

    و یا فقط کافی بگم نماد عشقم کو؟

    بعد به خودم میگم هست،هست!

    بعد کلی پروانه ی قشنگ تو حیاطمون روی گلا،روی درختا و تو آسمون می بینم،گاهی اوقات تو خیابون امتحانش میکنم همینطور میپرسم،بعد یهو می بینم پروانه،خدااایااا??

    به خودم میگم ببین مرجان فقط کافیه به هوش کیهان و این سیستم هوشمند اعتماد کنی?

    استاد عباسمنش و مریم جان عزیزم من حتی با دیدن فایلهای سفر به دور آمریکا تون که باغ پروانه ها رفته بودید و یا اونجایی که واسه اسب سواری رفتید و از بین کلی پروانه عبور میکردید از شوق زیاد و انتقال این همه حس ناب اشک میریختم و اشک میریختم

    و خدا جون رو شکر میگفتم بابت این هممممه قشنگی و حس و حال و انرژی های ناب و پاکی که همیشه و به همه شکل در دسترس ان

    من با اینکه خودم همه اش سه ماه با خانواده ی عباسمنش آشنا شدم و دو ماه عضو سایتم و تمامی فایلهای رایگانی که هست نشده کاملا گوش بدم،اما دقیقا،یه یک ماهی میشد که یه صدایی تو قلبم منو سوق داد به اینکه هر کسی تو خونواده و دوستات که فکر میکنی آمادگی دریافت این آگاهیها رو دارن این فایلها رو به شکلی باهاشون به اشتراک بذار و من هم به این ندای درونیم گوش دادم و اینکارو کردم و یه کانال شخصی زدم با سه عضو که از دیروز داره تعدادش میشه 5 تا عضو

    اسمش رو هم گذاشتم ربایندگان زیبایی ها?

    البته من فایلهاتون رو گوش میدم،نت برداری میکنم و بعد pdf و توی کانال به اشتراکش میذارم و وقتی باز هم همون ندای قلبیم بهم میگه الآن دیگه عزیزانم ذهنشون آماده تر یا به قول شما ظرف درونیشون بزرگتر شده اونموقع فایلهاتون رو براشون میذارم و هر روز دوستام از آرامش و حس خوبی که روز به روز داره توشون بیشتر و بیشتر میشه میان میگن و من بسیااار ازین بابت خوشحالم که میتونم با کسب همین اندازه از آگاهی به عنوان دستی از دستای خداوند به زیباتر و قشنگتر زندگی کردن عزیزانم کمک کنم و این آگاهیهام رو بیشتر و بیشتر مرور کنم و به کار ببرم

    نتایجی هم که من تا همین لحظه با تنها خوندن کتابهای شما و گوش دادن به فایلهای رایگان سایت که اونم کامل نشده هنوز و هر روز دارم تک تک شون رو دانلود میکنم و سعی میکنم بهشون عمل می کنم و ظرف وجودیم رو بزرگتر کنم،به دست آوردم

    اولیش سلامتی

    من پارسال همین موقع مدام سرما میخوردم و آلرژی فصلی اذیتم میکرد ولی الآن تو این مدت از اون علائم هیچ خبری نیست،هیچ خبری

    دومیش شرکت در کلاسی که دو سال و نیم دلم میخواست که توش شرکت کنم که باورهای مخرب و بیمارگونه ام مانع اش بود ولی همین باور قدرتمند کننده هدایت باعث شد من به سمت اون کلاس هدایت شم و قضیه ی جور شدن پولش هم که مفصل،دیگه اینجا نمیگم که نوشته ام از اینی که هست طولانی تر نشه?

    سومی اش ارتباطاتم با دوستام،با خونواده ام که چقددررر عالی شده و حتی تو ارتباطات عاطفی، من که بسیار به مشکل میخوردم ولی الآن و این لحظه یکی از بهترین شریکهای عاطفی رو دارم در کنار خودم،ما هنوز با هم ازدواج نکردیم،ولی واقعا یه وقتایی میشه که گاها ازش 10 روز هم بی خبرم و پیامی یا خبری بین مون رد و بدل نمیشه ولی باز هم اون ندای درونی منو به آرامش دعوت میکنه و همه اش یه صدایی بهم میگه بذار روند تکاملت رو طی کنی،بهم اعتماد کن و بذار هر چیزی در بهترین زمان خودش اتفاق بیافته و من با عزت و سربلندی هر چه تمااام تر تو رو به خواسته ات میرسونم،این عشق و دوست داشتن آدمها رو بدون اینکه بخوام ذره ای بهشون وابسته باشم رو بسسسیاااار دوست دارم بسسسیااار

    و از هممممه مهمتر آرامشی که در درونم مدام جاری و این جمله که هر روز شروع روزم باهاش

    که من هیچ ارتباطی با من گذشته ام ندارم و هر لحظه و هر لحظه در حال هدایت شدنم و خدا جون از طریق قلبم باهام حرف میزنه و منو هدایت و راهنماییم میکنه به هر آننننچه زیبایی در جهانه،اونم در تمامی جنبه های زندگیم

    خدایا سپاسگزارم،سپاسگزارم،سپاسگزارم

    دوستتون دارممم با تمااام قلبم????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مرجان پورحسین و محمد انوری گفته:
      مدت عضویت: 2419 روز

      سلام عزیز مهربان

      خیلی خیلی سپاسگزارم از دعای قشنگتون در حقم و من هم با تمام قلبم برای شما هدایت قدم به قدم به سمت کاااااملترین و زیباترین زیباییهایی که میشه در هر جنبه از زندگی تجربه اش کرد،چه در دنیا و چه در آخرت رو خواهانم

      شما باعث شدی من باز هم مروری بر کامنت چند ماه پیشم داشته باشم،سپاسگزارم دوست همفرکانسی عزیزم😊

      فقط کافی متعهد باشیم به مسیری که روزی قدم اولش رو برداشتیم

      من روزی که این کامنت رو نوشتم

      اون موقع ها فقط فایلهای استاد رو گوش میدادم و کتابهاشون رو میخوندم

      و البته خیلی کم میتونستم آگاهی های درونش رو درک کنم و به مرحله ی عمل برسونم،به قول استاد ظرف درونم همون قدر گنجایش داشت برای درک و پذیرش،بیشتر یه شنونده بودم

      و نتیجه هم به اندازه ی درک من از اون آگاهی ها و عمل بهشون بود

      ولی حالا همه چیز خیلی قشنگتر شده

      چون من یک ماه بعدش،دقیقا در ماه آذر،باز هم با هدایت پرودگار قدرتمندم هدایت شدم به نوشتن

      یعنی هر روز وقتی تضادی در هر جنبه از زندگیم پیش میومد بلافاصله میومدم روی کاغذ می نوشتم:الآن حست راجع به این موضوع چیه؟

      که قطعا اون حس،حس خوبی نبود که من بهش میگفتم صدای ذهن و نجواهای شیطان

      بعد بلافاصله از قلبم که باور کرده بودم این جایگاهی که خدا باهام حرف میزنه،میخواستم بهم بگه چیکار کنم بهتره

      و قلبمم شروع میکرد به راهنمایی کردن و گفتن یه سری راهکار که من تند تند مقابل همون صدای ذهن مینوشتم که اینجوری کم کم حسم بهتر و بهتر میشد و بعد همونموقع یا چند وقت بعدش به راه حل اون مسئله ام میرسیدم

      و پیدا کردن راه حل هر مسئله چنان بهت اعتماد به نفس و قدرت میده که اصلا نگران مسیری که توشی نیستی حل این تضادها میشه یکی از لذت‌های هر روزت

      چون وقتی یه مسئله ای رو ریشه ای حلش میکنی دیگه اون هیچ وقت تکرار نمیشه و تو خیالت بابتش راحت و سبکبال تری

      و الآن هم خیلی از جنبه های زندگیم سروسامون بههههتری گرفته اند به کمک همین رفع ناخالصی آگاهی هایی که،همیشه درونمون هست ولی فراموششون کردیم

      و امروز در قدمی ام که وقتی موضوعی پیش میاد که دلخواهم نیست بلافاصله روی کاغذ مینویسم چه چیزی در دنیای درونی من میگذره که حالا این موضوع رو برام پیش آورده،دقیقا فکر میکنم من مقابل یک آینه ام و هر موضوعی که پیش میاد داره خود من رو،خود درونی من رو، بهم نشون میده

      و حتی دائما به خودم یادآور میشم که مرجان

      تویی برابر تو

      تویی برابر تو

      و دائما این شعر رو هم تکرار میکنم،که

      بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست/در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

      و واسه هر جنبه از زندگیم پوشه ای تهیه کردم و از همون ماه آذر هر چیزی که نوشتم رو

      همون صداهای ذهن،و مقابلشون صداهای قلب

      رو،هر چند وقت به چند وقت مرور میکنم و شاید باور نکنید دوباره برای موضوعی که اون موقع وجود داشت و قلبم به اندازه ی درکم بهم راهکار داده بود و حل شده بود از یه زاویه دیگه باوری مخرب و ترمز دیگر رو ازش درک میکنم و اینطوری هم،باورهای قدرتمندم،قدرتمند کننده تر میشن و هم ناخالصی آگاهی هام کم و کمتر

      تمامی اینها رو با شما و تک تک دوستان همفرکانسی نازنینم به اشتراک میذارم که بگم فقط بچه ها باید متعهد باشیم و به هیچ وجه عجله نکنیم و همیشه خودمون و فرکانسها و نتایج مون رو با خود گذشته مون مقایسه کنیم،که با نوشتن خیلی راحت میشه این رو فهمید چون حقیقتا آدم خیلی زود فراموش میکنه که روزی که شروع کرده بود کجا بود و یا در مسیرش چه موضوعات و مسائلی رو داشت که حل شدند و الآن دیگه خبری از اونها نیست

      سعادتمند باشید و سربلند☺🌱🌸

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    سحر بهروزی گفته:
    مدت عضویت: 3367 روز

    بنام فرمانروای جهانیان که هدایت بندگانش رو بر خودش واجب دونسته(ان علینا للهدی)

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر خانم شایسته عزیز

    سلام بر خانواده عباسمنشی

    اونقدر هیجان زده هستم که نمیدونم چی بنویسم از خدا کمک میخوام که بتونم جمله بندی درستی داشته باشم

    سعی میکنم هر آنچه از این فایل برداشت کردم اینجا انتقال بدم

    – باید سعی کنیم هر روز روی خودمان کار کنیم و ورژن بهتری از خودمون بسازیم ، چیزی به نام انسان کامل وجود نداره و همه ما باید همیشه در حال طی کردن تکاملمون با کار کردن روی خودمون باشیم

    – باید قوانین جهان رو کاملا درک کنیم تا بتونیم در مواجهه با مسائل، قادر به حلشون باشیم

    – کار کردن روی باورهای توحیدی باعث تسریع در رسیدن به خواسته ها میشه، قدرت رو از همه بگیریم و به خداوند بدیم و روی هیچ کس به جز خدا حساب نکنیم اونوقته که کن فیکون میشه : این مساله رو من با پوست و استخون درک کردم، هر جا هر کاری رو به خدا واگذار کردم و رها بودم و توی ذهنم دنبال چطوری انجام شدنش نبودم و نخواستم تو ذهنم و نجوای ذهنم راه حل واسش پیدا کنم، طوری کارم انجام شده که اصلا نفهمیدم چی شد که اینجور شد . یه مثال واسه من اوکی شدن ویزای توریستی کانادام هست ، من دوبار اومدم کانادا ، یک بار سال 1397 که بعدش دیگه نشد و اعتبار ویزام تموم شد و ابتدای سال 1403 دوباره درخواست ویزا دادم و باورتون نمیشه توی حساب من حتی به اندازه ای که پول بلیط رفت و برگشت کانادا باشه نبود و میدونین که از شرایط اصلی تمکن مالی و گردش حساب مالی خوبه و همه به من میگفتن بابا امکان نداره کارت درست بشه اما من وقتی درخواستم رو دادم گفتم خدایا من سپردم به تو که مهر تاییدت رو روی ویزای من بزنی و بماندکه چه اتفاقاتی افتاد و چه دستانی اومدن از طرف خدا که در اوج ناباوری دوباره ویزای من تمدید شد و الان استاد عزیزم سه هفته ست که کانادا هستم و در شهر زیبای ونکوور درحالی که روبروم منظره زیبای اقیانوس و آسمون تمیز و ابرهای خوشگلش هستن دارم کامنتم رو مینویسم، از این مثالها خیلی زیاد دارم که هر وقت کمی بخوام دچار شک بشم میشینم و واسه خودم مرور میکنم نمیذارم شیطان ذهنم جولان بده . استاد خدا خیرتون بده که آموزشهای شما تونسته به من کمک کنه واسه رسیدن به خواسته های به نظر دیگران غیر ممکن.

    – بهترین حالت برای رسیدن به خواسته طی کردن تکامل و لذت بردن از مسیر است. اول باید باورها رو درست کنیم و باورها نتایج رو تغییر میده و محیط زندگی ما عوض میشه.

    – اگه همون جایی که هستین لذت ببرید و حال خوبی داشته باشید و زیبایی ها رو ببینید، جهان به پاس سپاسگزاری شما ، شما را به جای بهتری هدایت می کنه،

    – فرکانسهای ما نتایج زندگی ما را رقم میزنند، فرکانسها حاصل باورها و باورها با تکرار افکار ما ایجاد می شوند و این تکرار بخاطر ورودیهای ماست پس خیلی باید مواظب ورودی های ذهنمون باشیم ، امکان نداره اتفاقی در زندگی ما بیفته که ربطی به باورهای ما نداشته باشه.

    – از جایی که هستید لذت ببرید و خودتون رو لایق جاهای بهتر بدونید، نگاه منفی به جهان نداشته باشید و باورهای هم جهت با خواسته بسازید ، لاجرم به خواسته خود هدایت می شوید.

    خدایا شکرت بخاطر شنیدن این فایل باارزش و‌پر محتوا که باعث شد یک بار دیگه به خودم یادآوری کنم که هر وقت کارم رو به امان خدا سپردم خدا امانتدار عالی بوده واسم

    خدایا هزاران بار هم شکر کنم نمیتونم اونجوری که شایسته شکرگزاری تو هست انجام بدم

    از دست و زبان که برآید

    کز عهده شکرش به در آید

    در پناه خدای یکتا همواره شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      روح الله سپهری گفته:
      مدت عضویت: 3207 روز

      سلام دوست عزیز چنین جمله ای در قران وجود ندارد در قران بارها اومده که هراتفاقی براتون پیش میاد چه خوب چه بد به خاطر فرکانسهای شماست ایه های بما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون بما کسبت ایدیهم را در قران سرچ کنید تا مطمئن تر شوید که تمام زندگیتان در دست شماست و خداوند به بندگانش ظلم نمیکند که برای یکی خوبی بنویسد و برای یکی بدی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مجید مهجور گفته:
      مدت عضویت: 3566 روز

      درود بیکران…..

      ممنون از سئوال تامل بر انگیزتون…..به نظر من طبق قوانین ، این ماییم که در هر لحظه سرنوشت خودمون رو خلق میکنیم و هیچ چیزی از قبل نوشته نشده و شب قدر بمانند چشم زخم و استخاره هستند که بستگی به باور ما دارند که اگه باور کنیم چشم زخم و استخاره وجود دارند آنوقت همه چیزو به اونا ربط میدیم….ولی هر روز و هر شب و هر لحظه ما میتوانیم با باورها و توجه به خوبیها سرنوشت خوب رو خلق و مسیرشو هموار کنیم….

      شاد باشید دوست ارزشمندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    سمیه * گفته:
    مدت عضویت: 4124 روز

    استاد من یک سوال دیگه هم داشتم….

    من زیاد از قانون نتیجه گرفتم میدونم خودم خالق شرایط و واقعیتهای زندگی خودم هستم هر روز این رو با خودم تکرار می کنم به شیوه های مختلف تا اینکه به یک باور قوی برام تبدیل بشه در همه ی حوزه های زندگیم .ولی چرا بعضی اوقات این نجواها زورش از ما بیشتر میشه من میدونم الان توجه و افکار و کلامم واقعیتم رو میسازه که برای من در برخی مسایل سرعت تبدیل شدن افکارم به واقعیت خیلی زیادتر شده چرا بعضی اوقات ذهن من چموشی میکنه و اجازه کنترل شدن رو نمیده در صورتی که این واقعیت مسلم رو میدونه که الان نتیجه این افکار به صورت یک شرایط بد به سراغش میاد همینطور که قبلا بارها لذت تجربه خلق شرایط خوب رو داشته چطور لذت تجربه ها رو برای خودمون اونقدر زیاد کنیم که بتونیم کنترل بیشتر نجواها رو در اختیار داشته باشه؟

    استاد عزیزم سپاسگزارم از پاسخگویی شما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      داریوش صالحی گفته:
      مدت عضویت: 3194 روز

      سلام دوستان

      به نظرم باید بر روی ایمانمون نسبت به خداوند خیلی بیشتر از افکارم کار کنیم وقتی با تمام وجود خداوند رو قبول داشته باشیم خود بخود در مدار مثبت قرار میگیریم.وقتی با این همه کار کردن روی فکرمون با کوچکترین مسئله ای بهم میریزیم این نشان دهنده کم ایمانی ما نسبت به خداوند است.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: