مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه














سلام استاد مهربانم
استاد بازم دست پر اومدم ،با کلی کشفیات جدید ????
استاد برای چندمین بار نشستم کتاب روباهایی که رویاها نیستند رو خوندم.6ساعت فقط فصل 3و4 ش که 64صفحه در مورد احساسات بود زمان برد. استااااااااد چقدر من ازش نکااات جدیدی یاد گرفتم که اصن باور نمیشددددم چیز خاصی توش پیدا کنم. با توجه به اینکه نصف محصولات شمارو دارم !!!
از پریشب تا الان من همش داشتم خودمو واکاوی میکردم و به یک سری از اشتباهات جدیدم پی بردم که جواب سوالاتی که تو این مسابقه ازتون پرسیدم رو گرفتم. که امروز با خوندن کتاب رویاهااااا پاسخهام کاملتر شد.
من این پاسخهارو مینویسم برای دوستانی که دارن تکامل سایر دوستان رو دنبال میکنن.
1٫ در مورد اولین چیزی که نوشته بود که من خیلی به قانون چسبیدمو باید رهاش کنم، اتفاقا مشکل من چسبیدن زیاد به قانون نبود.دوستان فکر نکنن زیاد دارم تمرینااات رو انجام میدم !!
+مشکلم من اینه که حدود 500تا باور ساختم و داشتم زور میزدم همزمان روی همشون کار کنم و نمیشد. اما نمیرسیدم ! اما شما خودتون بارها و بارها گفتید حتی کار کردن روی باورهاتون بصورت تمرکزی باشهه. باید با تمام وجود روی پاشنه اشیلتون کار کنید بعدش برید سراغ بعدی.
حالا شما فرض کن 500تا باور در مورد خودمو خدا و ادما و سلامتی و ثروت و ازدواج و… نوشتم که همشون باورهای اشتباهم بودن.البته دوستان نگران نشید لازم نیس اینهمه باور اشتباه پیدا کنید بعضی باورها رو با چندتا جمله مختلف نوشتم. ????
+مشکل بعدیم این بود چون تمرکز نداشتم به تمرینات شکرگزاریو صحبت کردنو نوشتن و تجسم رو قاطی کرده بوده و به هیچ کدوم نمیرسیدم. یعنی واقعااا وقت نمیزااااااااااااااااااااشتم.
+مشکل من این بود با تمرکز و حواس جمعی روی خودمو خواسته هام یا بحث ثروت کار نمیکردم. 80درصد توجه و انرژی من روی گذشته بود که حالا تو ادامه میگم به چه راه حلی رسیدم.
+بخاطر همین مشکل من شوروشوقمو از دست داده بودم و احساسم خوب نبود در اکثر مواقع. نصفشو خشمگین بودم نصفشوو بی حوصله.
+چون ی برنامه خیلی شلوغ پلوغ واسه خودم ریخته بودم که فلان موقع باید فلان کارو کنی،بخصوص در مورد بسته روان شناسی ثروت، اما همش میگفتم خب دیگه الان دیر شده نمیرسم که به همش. از فردا از فردا !!!
بله دوستان عزیز باید اعتراف کنم که با اینهمه اگاهی هایی که دارم، من فقط تو توهم کار کردن روی خودم بودم و در تعجب که پس نتایج کوووو
البته بگممممم من مدام دارم کار میکنم از صب تاشب. فایل میبینم. مینویسم. فکر میکنم. دارم رو خودم کار میکنم ولی اصل داستان که بالا در موردشون حرف زدمو انجام نمیدادم.
ی مشکلمم اینه خیلی فک کنم سخت میگرم و ذهنم خیلی پیچیدست?
2٫در مورد سوالی که پرسیدم تو جهان بینی توحیدی که گفتین رسیدن اگاهانه به احساس خوب بهتر از احساس خوب همینجوری هست، متوجه نکتش شدم. فکر میکنم نکتش در “تمرکز و توجه” هست. طبق قانون توجه و تمرکز که میگه بسته به شدت و نوع احساسی که بهمون دست میده، همون جنس رو به زندگیمون دعوت میکنیم، وقتی اگاهانه داریم احساسمون رو خوب میکنیم درواقع داریم روی خواسته هامون (منظور فقط اهداف نیستند. منظور چیزای خواستنی و دوس داشتنی هستند. چه اونایی که داریم و چه اونایی که دوس داریم داشته باشیم) توجه و تمرکز میکنیم و در نتیجه اتفاقاتی رو به زندگیمون دعوت میکنیم که باعث احساس خوب بیشتر در ما بشه.
پس خیلی مهمه که اگاهانه احساسمون رو خوب کنیم.
3٫ در مورد صلاح و مصحلت که پرسیده بودم تو همین کتاب رویاها جوابمو گرفتم. در مورد خواسته هایی که دوس داریم داشته باشیم یا وقتی میخواهیم اقدام و عملی برای کاری کنیم، اصلا نباید فکر کنیم که خدا میخواد نمیخواد به صلاح هست نیست. چون این باعث میشه اصلا حرکتی نکنیم. اما وقتی که با باورهای درست و ب ایمان و یقین کاریو انجام دادیم ولی به نتیجه مطلوب نرسیدیم اون وقت باید:
+اول باید فکر کنیم ایا باور اشتباهی در من هست یا نه. اگر بود که بگیم خدراوشکر پیداش کردم درستش میکنم دفعه بعد نتیجه میگیرم.
+اما اگر باور اشتباهی نداشتم یا نتونستیم پیداش کنیم، ازووووووونجایی که تنها وظیفه ما اینه که احساسمون رو خووووب نگهداریم و از زاویه ای به اون موضوع نگاه کنیم که بهمون حس خوبی بده. اون موقع میتوینم بگیم که : حتماا خیری بوده. قراره بهترش اتفاق بیفته. یعنی این خیر و حکمت داشتن فقططط موقعی که میخواهیم با نگاه و نگرشی متفاوت به موضوع نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده کارایی داره. و به هیچ وجه قبل از شروع کاری یا در مورد خواسته ای که برامون ایجاد نشده نباید بکارش ببریم.چون ما خودمون خالق زندگیمون هستیم.
نکته ای هم که در مورد نشانه ها گفتم که بعضی جاها مثال زدین که گفتم شاید نشونست که انجام ندم در واقع نوعی الهام و هدایت درونی هستند که اگر کسی به منبع وصل باشه میتونه تشخیصش بده.
4٫ مورد بعدی که پرسیده بودم در مورد بخشش:
داشتم فکر میکردم اگر اتفاقی میفته که دوست نداریم و هیچ جوره نمیتونیم هضمش کنیم چرااا باید خودمون رو بکشیم که بپذیریم؟ مگه داستان این نیست که ما واقعیتهارو خلق میکنیم؟ مگه داستان این نیست که جهان به باورهای من واکنش نشون میده؟مگه داستان این نیست که طوری بهش نگاه کنیم که بهمون احساس خوبی بده؟
حالا که داستان اینه من میام اینجوری فکر میکنم: اون چیزی که من دیدم و تجربه کردم همه چیز نبود و چیزای دیگه ای هم بودن که من ندیدم و این باعث شد اشتباه کنم. اره. من این باورو میسازم. چون بهم حس خوبی میده. چون باورهامو نسبت ب ادما خراب نمیکنه. چون باعث میشه ارامش داشته باشم. حس خوب داشته باشم. حالا اگر جهان واکنشی هم نشون داد و باور منو تایید کرد که دیگه نور علی نور. که البته طبق اون چیزی که تو جهان هولوگرافیک خوندم که : جهان ی سوپ انرژی جاریه و هرجور نگاش کنی اونجوری شکل میگره، اصلا بعید هم نیست که اونچه که ما دیدیم و تو ذهنمون ساختیم طور دیگه ای بوده باشه.(گاهیم میریم به دیگران تعریف میکنیم و اوناهم هی باور مارو تایید میکنن و از روی نوع نگاه و تفکرشون که از روی تجربه شخصیشون صورت گرفته واس ما نسخه هم میپیچنن و حالمون رو بدتر میکنن!!!). بهترین کارش اینه که به هیچکی تعریف نکنیم که بقیه بخوان مارو قضاوت کنن. تو ذهنمون اونجوری بسازیم که دوست داریم بوده باشه. اینجوری رها میشیم و راحت زندگیمون رو میکنیم.
من فکر میکردم برای اینکه بزرگ وقوی باشم باید بپذیرم و بگم عیبی نداره و ببخشم!!
نه اقا جان. من خیلیم مهربون و بخشنده هستم اما میخوام تو این موضوع واقعیت چیز دیگه ای باشه و جهان متفاوت بهم واکنش نشون بده. اصلااا نمیخوام جهانم واکنش خاصی نشون بده. حتی اگر توهمههه دوس دارم تو این توهم باشم و حس و حال و لحظه های خودمو با منطقی فکر کردن خراب نکنم.
ولی استاد دوس دارم در مورد شادی درونی و احساس خوب بازم بیشتر صحبت کنید. در مورد خودتون بگید. در مورد احساسات درونی خودتون. در مورد لحظات تنهایی خودتون .بخصوص بعداز جدایی از همسرتون که ایا اصلا فکرا و خاطره هاش میومد و چه میکردین؟تکامل توی ازدواج چطوری اتفاق میفته؟ ببعی های زیاد؟???
در مورد ثروت
+بزرگترین دلیلی که بعضیا دیرنتیجه میگیرن یا بعضیا زود نتیجه میگرن چیه؟
در مورد خودم که به این نکته رسیدم که تمرکز و توجه و انرژی من روی پول وثروت کامل معطوف نبوده. اگر هم بوده بازم در جهت بودن و شدن نبوده در جهت نبودن بوده. حس میکنم توجه و تمرکز درونی من که زیادم ازش خبر نداشتم بخاطر ذهن شلوغم، روی این بوده که الان پول ندارم. الان بدهی دارم. الن کار ندارم.
حس میکنم در مورد بقیه هم همینطوره که با اینکه فرمالیته دارن تمرنیاتو انجام میدن و حتی شاید احساسشو ن خوب باشه اما در درووووووون و در اعماق ذهنشون تمرکز روی نداشتن و نبودن پول و مشکلات هست. و انصافااا خیلی باید حواس جمع بود تا اینو تحت کنترل دربیاری.
+استاد دوس دارم در مورد سایر بیزنسهاتون بگید. در مرود افرادی یگین که تو همین سایت هستن و به اندازه شما پیشرفت کردن. این دوستان زیاد فعال نیستن. میخوام برامون باور ساخته بشه که فقط شما نبودین کسای دیگه هم که از اموزشهای شما استفاده کردن حداقل به اندازه شما پیشرفت کردن.
+از بیزنسهاتون لطفا بگین. حس میکنم این باور برای بعضی مث من ایجاد شده که استاد چون تواینکار بوده خیلی رشد کرده . البته میدونم خیلیا تواین حوزه هستن و انگشت کوچیکه شما هم نمیشن . ن از نظر سطح اموزشی ن اوضاع زندگی و مالیشون. میخوام این باور در ما تقویت شه که میشه از جاهای مختلف درامد داشته باشیم. گاهی ته ذهنم میگه این کار خاص بوده یا شما خاص بودین!
استاد جونی ممنون میشم جواب این سوالاتم بدین. دوستون دارم ??
من برم اشتباهاتمو برطرف کنم. پیشرفت مالی کنم. پول پولی بشم. ببعی دار بشم.
بعد میام از نتایجم میگم
سلام دریا خانوم دوست عزیزم منم با این سوال شما موافقم:
استاد جون لطفا افرادی رو که نتایج خیلی بزرگی گرفتن معرفی کنین
درمورد همسرتون بگین آیا شما و ایشون دلتنگ نمیشین؟ پسرتون دلتنگی نمی کنه؟ و اینکه چطور که شما انقدر با هم هماهنگ بودین ناهماهنگ شدین (توی دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها در مورد هماهنگیتون صحبت کردین)؟
سلام و درود به شما
بسیار ممنون بابت توضیحات خوب و ریشه ای و مثبتتون مثل همیشه???
سلام به استاد عزیزم
من از اواخر تابستان پارسال با سایت شما آشنا شدم من و همسرم اول با فایل های رایگان شروع کردیم خیلی رومون تاثیر مثبت داشت حالمون واقعا دگرگون شده بود بعد دوره قانون آفرینش را تهیه کردیم فوق العاده بود واقعا هر روز حالمون بهتر و بهتر میشد بعد دوره ثروت 3را تهیه کردیم چون ما فروشگاه لباس داریم احساس کردم برامون عالی خواهد بود.واقعا العان خیلی چیزا برام دیگه بزرگ و دور از دسترس نیست احساس میکنم آدم دیگه ای شدم در ضمن درآمدم هم با گوش کردن ثروت3افزایش پیدا کرد حدود 200میلیون فروش بیشتر نسبت به سال قبل داشتیم دیگه همه کارها را سپردم به خدا وفقط همه چیز و همه کس را دستان خداوند میبینم مشتریهای مغازه ام را که از من خرید میکنند را دست خداوند میدانم .هیچ سوالی به ذهنم نمیرسه که از استاد عزیزم بپرسم ولی چون تا العان هیچ کامنتی نگذاشته ام دوست داشتم چند خطی براتون بنویسم درپایان از استاد عزیزم سپاسگزارم که زندگی من و همسرم و فرزندم را متحول کردید انشالله ما هم یک روز بیایم آمریکا واز نزدیک شما را ملاقات کنیم یکی از زیباترین اهداف من مهاجرت به آمریکاست.
سلام بر استاد نازنین،
بخاطر طرح این مصاحبه خیلی از شما ممنونم
چیزای زیادی تو این مدت از شما یاد گرفتتم اما خب برای من هم پیش اومده که دوست داشته باشم چیزهایی از شما بدونم، هر چند منکر این نیستم که شما قسمتای زیادی از زندگیتون رو توی محصولات تعریف می کنید. یادمه اولین بار که توی فایل شکرگذاری در مورد امریکا صحبت کردید، من تا قبل صحبتای شما از حس خوبی نسبت به این کشور نداشتم اما با حرفهای شما تصمیم گرفتم نیمه پر لیوان رو هم ببینم و از اون زمان به نقاط قوت و امتیازهایی که امریکا داره توجه میکنم تا جایی که تو لیست هدفهام مهاجرت به امریکا شده یکی از گزینه هام. حتی از وکیل وقت مشاوره هم گرفتم و خودمم در حال تحقیق هستم. روی باورام کار میکنم و مطمینم میتونم برم اگرم نشد قطعا خداوند گزینه های عالی تری رو به من نشون میده. خیلی دلم میخواست از شما بپرسم شما با چه ویزایی رفتین؟ از طریق سرمایه گذاری؟ و اینکه شما الان فقط حق اقامت دارین یا شهروند شدین و اگر فعلا حق اقامت دارین میتونین و خودتونم میخواید به شهروندی تبدیلش کنید یا نه و اینکه کلا برنامه خودتون در مورد ادامه زندگی در امریکا چطور هست؟ با تشکر از شما استاد مهربان.
سلام.
من زهرا هستم زهرایی ک 168 روزه متولدشده .
168 روزه ک احساسش ب جهان خوبه
168روزه ک احساس لذت میکنه از بودنش توی این دنیا
168روزه ک حالشو سعی میکنه ک خوب نگه داره کنترل کنه خودشو از خودش از خدای خودش از همه چی همه چی هممممممممه چی لذت ببره.
168 روزه ک آرومم حس میکنم همه چی برام دست یافتنی شده دیگه نگران نیستم ک اگه نشه چی اگه بشه چی هزارتا اگه دیگه
168 روزه ک دیگه مهم نیست مردم چی میگن .
وای ک چقدر بزرگ شدم چقدر عالیم.من ک اول راهم اینم این حس ناب رو دارم شما اقا سید الان چ لذتی داری.چ عشقی داری.
داشتم نگاه میکردم نظرات این بخشو دیدم 168 روزه ک اینجام .فکرکردم دیدم چقد عوض شدم چقدر خدارو دوست دارم چقدر حال دلم خوبه
چقدر خوبه ک بدونی خداچقدر دوست داره چقدر خوبه ک جواب سوالات بی جوابتو بعد 24سال زندگی بگیری چقدر خوبه ک خدای خودتو باشناخت بشناسی ن با الگو برداری های کور کورانه ک فقط تورو درو و دورتر میکنه از خودت از یگانگی الله از هدف اصلی زندگی ک لذت بردنه .چقدر خوبه ک بدونی همیشه ودرهر ثانیه ثانیه زندگیت خدا کنارته و مورد هدایت وحمایتشی.
واااای ک ج لدتی داره وقتی ایاکنعبد و ایاک کنستعین رو میگی باتمام وجود درکش کنی واشک شوق بریزی از گفتنش وقتی میگی اهدناصراط المستقیم غیر مغضوب والاضالین تک تک سلول های بدنت از شدت سپاس گزاری این همه هدایت ک تا الان بودو نمیدیدیش ولی الان میبینیش زوق زوق میشن
سید حسین عباس منش خدا ب واسطه تو دلمو وجودمو هدایت کرد ب بیکران وبینهایت شور وعشق
الهی ک حال دلت همیشه و روز ب روز بیشتر از عشق الله بشه
تبریک میگم دوست گلم بابت این ایمان قوی و نگاه مثبت و توحیدیت
امیدوارم هر روز شادتر و موفق تر باشی ?
سپاس گزارم دوست عزیزم
درود بر بانی خلق این فضای آگاهی دهنده و پر از انرژی مثبت و همه دوستان عزیزی که در این جمع بینظیر حضور دارند.
در ابتدا سپاس گزار تک تک عزیزانی هستم که وقت ارزشمندشان را صرف خواندن و یا پاسخ به نوشته من می¬کنند. من در ادامه مهم ترین سوالاتی که تمایل دارم نظر آقای عباس منش را جویا شوم مطرح میکنم. البته به دنبال پاسخ آنها در تعدادی از فایل ها و همچنین بخش عقل کل بوده ام. اما جوابی که با همه وجود درک کنم و پذیرای آن باشم نیافتم.
1- من خداوند را به عنوان خالق جهان هستی و قدرتی لایتناهی و قادر به همه چیز باور دارم. اینکه خداوند انرژی است و جهانی که آفریده است قوانینی ثابت و همیشگی دارد و بهترین دیدگاه برای درک این قوانین دیدگاه سیستمی است، کاملا قابل درک است و جز این نیست. اما در برخی از نظرات میخواندم که همه چیز در جهان انرژی است و ما زیر مجموعه ای از این انرژی که خدا نام دارد هستیم. یا گفته می شود که ما جزئی از خدا هستیم. خداوند کل است و ما جزئی از آن. این تعریف، خدا و کائنات و سیستم جهان هستی را یکی میداند. اما از دیدگاه من خداوند خالق است و هر چیزی غیر از آن مخلوق او. خداوند نمیتواند با مخلوق خود یکی باشد. خداوند سراسر خیر و نیکی است و منفی هایی مانند وجود فرکانس منفی نمیتواند جزئی از وجود خدا باشد. خداوند نمیتواند کلی باشد که تشکیل دهنده آن اجزاء آن هستند. چنین خدایی که وجودش نیازمند اجزاء اش است،چطور می تواند بر همه امور توانا باشد؟ از نظر من خداوند انرژی است که این کل یا سیستم یا جهان را آفریده است و بر طبق قوانینی بر آن احاطه کامل دارد و اداره میکند. آیا دیدگاه من درست است؟ بهترین تعریفی که کمک میکند تا برداشت های متناقضی نشود چیست؟ (من فایل های خدا را بهتر بشناسیم را چندین بار گوش داده ام.)
2- معنی درست شفاعت چیست؟ من تا اینجا درک کرده ام که انسان برای ارتباط با خدا نیاز به هیچ شفیع و واسطی ندارد. این نعمتی است که خداوند به ما داده است. به راستی چه نعمتی از این بالاتر که هر انسانی ورای از جایگاهش و اعمالش این فرصت را دارد که مستقیما خدا را ملاقات کند! اما گویی خداوند به همین نعمت بسنده نکرده است و شفیعانی را بر ما قرار داده است که مسیر را بر ما هموار میکنند و سرعت و کیفیت این ارتباط را بیشتر. در قرآن نیز از شفاعت و شفیعان و شفاعت شوندگان صحبت شده است. میدانیم که هیچ شفاعتی بدون اذن خداوند صورت نمی گیرد و هیچ کس جز به اذن خدا نمیتواند شفیع باشد. همچنین شفاعت شونده باید ویژگی هایی داشته باشد که با ادبیات قوانین آفرینش چنین معنی میشود که باید در مدار درست قرار داشته باشد و لا غیر. این ها همه به معنی آن است که شفاعت به معنای بر هم زدن قوانین ثابت جهان نیست. اما معنای درست این شفاعت چیست؟ و ما با فرض داشتن ویژگی های لازم شفاعت شونده، چطور میتوانیم از آن بهره مند شویم؟ آیا شفیع صرفا به معنای الگویی است که در نزدیک ترین فرکانس به خداوند قرار دارد و در واقعی آیینه ای از اوست؟ و راه او راهی تضمینی و صراط مستقیم است؟ یا نه علاوه بر این، شفیع میتواند واسطه ای باشد برای رسیدن انسان به خواسته هایش یا رسیدن به خدا؟ اگر چنین است این وساطت چطور باید باشد که نه به معنای شرک به خداوند تلقی شود و نه بر خلاف قوانین آفرینش باشد؟
3- دعا برای دیگران و در واقع اثر آن بر طبق قوانین جهان چطور توضیح داده میشود؟و چطور باید دعا کرد؟ منظور من کمک به دیگران یا داشتن خواسته ای از خداوند که مربوط به فردی غیر از خود ما هست (مثلا آرزو مادری برای ازدواج فرزندش جدای از خواسته و باور خود فرزند) نیست. بلکه وقتی از صمیم قلب آرزوی سعادت و نیکی و ثروت و … برای دیگران میکنیم این آرزوو اثر آن بر طبق چه قانونی و چطور تفسیر می شود؟ جدای از اینکه آن فرد در آن فرکانس باشد یا نباشد چه کمکی به او میکند؟ برای مثال چرا اولیا خداوند همیشه برای هدایت امت خود دعا میکردند.
بی صبرانه منتظر نظرات ارزشمند و آگاهی دهنده شما هستم.
به نام خدا
با توجه به درکی که از خالق پیدا کردم دوست داشتم در نوبه خودم پاسخی در خور سوالات خوب شما بدهم تا از نکات موجود در پاسخ بهره مند بشیم
1- درسته جزئی وجود نداره و دوستانی که از این کلمات استفاده میکنند ( شاید هم خود بنده استفاده کرده باشم در گذشته که آگاهی کمتری داشتم ) اشتباه لغوی مرتکب میشوند . خداوند همه چیز است ، ظاهر و باطن ، اول و آخر ، پدید آورنده هر آنچیزی که میتواند موجودیت داشته باشد خداوند است ، چون خداوند به موجودیت معنا میدهد ، ما هم از خداوندیم
به اسامی خداوند دقت کنید : ظاهر ، باطن ، رزاق ، وهاب ، جبیب ، شافی ، مهمین ، سمیع ، و ….
چه قدرتی میتواند این همه صفت داشته باشد ( 1001 صفت در دعای جوشن کبیر ) جز اینکه خودش تمام این صفات باشد ؟ و چگونه میتواند تمام این صفات باشد جز اینکه خود پدید آورنده این صفات باشد ؟ مخلق به معنی خلق شده است ، و از آنجایی که ما نمیتوانیم هیچ چیز را جدای از خدا بدانیم ( جزء و کل ) یعنی اینکه مخلقو جزئی از آفرینش خداوند و جدای آن باشد ، به این نتیجه میرسیم که آن مخلوق از خود خداوند به وجود آمده . هم ظاهر و هم باطن
اگر خداوند را همه چیز ببینیم تمام سوالات پاسخ داده میشود ، تمام معجزات
خداوند تک تک ذرات عالم است ، خداوند همان عصایی است که تبدیل به اژدها میشود یا همان دریایی که میشکافد یا همان آتشی که به گلستان تبدیل میشود . اما این اتفاق چه زمانی می افتد ؟ زمانی که توحیدی باشیم و فقط خودش را باور کنیم
فرکانس منفی ، در نبود درک خداوند به وجود می آید . خدا آنجاست اما درک آن آنجا نیست . یعنی یک فرد به شدت منفی، خودش ظاهر و باطن از خداوند است ، اما ذهنش از روحش ( همان خدا ) فاصله گرفته و هر زمان که اراده کند دوباره با همان خدایی که آنجا هست ارتباط میگیرید . ( برای همین 100 بار اگر توبه شکستی باز آزا )
2 – با درک همه چیز خدا متوجه میشویم که چیزی جدای خدا وجود ندارد که بیاید و شفاعت مارا بکند ! در آیات شفاعت در قرآن هم هیچ اسمی از هیچ فردی برده نشده که مثلا فلان پیامبر شفاعت میکند . این چیزهایی که میدانیم فقط حاصل شنیده های ما از اطرافیان است که نقل حدیث میکنند . و صحت آن مشخص نیست
لازم است این حقیقت را بدانید که ما در همین جهان مادی در برزخ و آخرت خود هستیم و بعد از مرگ پا به جهان جدیدی نمیگزاریم . بر اساس شواهد قرآنی تنها پرده ها از جلوی چشمان ما برداشته میشود و ما واقعیت آنچه در دنیا ساخته بودیم را میبینیم .
پس اگر در فرکانس بد بمیریم ، در ادامه نیز در فرکانس بد خواهیم بود ( جهنم ) اگر در فرکانس خوب بمیریم در ادامه در فرکانس خوب هستیم ( بهشت ) . شفاعت یعنی یکی شدن ( جفت شدن ) ، و با توجه به آیات قرآنی و شرایط شفاعت شوندگان و اینکه جز به اذن خداوند کسی شفاعت نمیشود ، نتیجه این است که با اراده خداوند ، شخصی که شرایط شفاعت را داشته باشد ، میتواند توبه کند و در فرکانس بهتری قرار بگیرد. نه اینکه خدا یه طرف باشد و ائمه معصومین یه طرف و به شکل داوری و ریش گرو گذاری خدا قبول کند و کسی شفاعت کسی را بکند !!!
3 – با توجه به قانون ، اگر ما در حالت پذیرش درخواست خود باشیم ، درخواست ما اجابت میشود . حال درخواست ما متعلق به خودمان باشد یا متعلق به دیگران . من درخواستی مبنی بر سلامتی مادرم دارم (دعا میکنم ) احساس من نسبت به درخواستم بسیار خوب است ، تزرع و ناله و التماس نمیکنم ، وقتی در چنین حالتی باشی جهان به درخواست تو پاسخ میدهد و شرایطی ایجاد میشود که آن فرد هم نسبت به خودش احساس خوبی پیدا کند ، تا بر اثر قرار گرفتن در فرکانس خوب ، حالش بهتر شود
البته واقعا دعا برای هر کسی تاثیر ندارن . یعنی هر چقدر هم برای یک مشرک یا کافر دعا کنی ، تا خود آن فرد واقعا سیستم ذهنی و باوری خود را تغییر ندهد فایده ای ندارد .
در نهایت تاثیر دعا به خود ما بازشگت داده میشود
این پاسخ ها ، آگاهی های فعلی بنده هست ، طبیعی است که شاید کمو کاستی داشته باشد . و ما مبرا از اشتباه نیستم و حقیقت را فقط خدا میداند
موفق باشید
سید کاظم فلاح عالی هستی
شما عزیز دلی .
در مورد خداوند اسماء هستند نه صفات . فکرمیکنم خطبه اول نهج البلاغه تفاوت را توضیح دادند. صفت میتواند جدای از موصوف باشد و به هر موصوفی تعلق بگیرند اسماء الهی ذاتی و تنها مخصوص خداوند هستند
دوست عزیز ممنون از پاسخ شما. به نظر میرسد اساس دیدگاه من و شما یکسان است و فقط طرز بیان و نوشتار کمی متفاوت است و باعث میشود برداشت متفاوتی شود. با خواندن نظر شما چند نکته به ذهنم میرسد که عرض میکنم:
1- کامل بودن خداوند و دارای همه صفات بودن مفهومی متمایز از همه چیز بودن است. به نظر من بهتر است بجای اینکه گفته شود خداوند همه چیز است (هم دریا است و هم آتش و هم معجزه و ..)، بگوییم وجود هرآنچه که افریده شده است از خدا نشأت میگیرد. برای واضح شدن منظورم مثالی میزنم. ورودی های یک سیستم دیجیتال را در نظر بگیرید از هر نوعی میتواند باشد. صوت، تصویر، فیلم و … اما این ورودی ها در نهایت برای پردازش تبدیل میشوند به دو عدد صفر و یک. صوت و تصویر از هم متفاوت هستند اما هر دو از جنس صفر و یک هستند. از طرفی نمیتوان گفت که صفر و یک هم صوت است و هم تصویر. صفر و یک فقط و فقط صفر و یک است و در واقع هر کدام یک مفهوم واحد هستند. صوت و تصویر نیز قابل تعریف بر اساس این مفهوم هستند نه این که خود آن باشند.
خداوند یک انرژی واحد است. انرژی کامل و بی نقص است که مخلوقاتش را از جنس خود آفریده است. یعنی همه چیز در نهایت تبدیل میشود به انرژی از جنس خدا. پس مخلوقات از “جنس” خدا هستند و نه از خود او و مخلوق از خالق جداست.
2- شفاعت وجود دارد و در قرآن از شفاعت، شفاعت کننده و شفاعت شونده صحبت شده است. من با بیان تطبیق شفاعت با قوانین حاکم بر جهان آفرینش در سوالم. همین گفته شما رو تایید میکنم که شفاعت به معنای پادرمیانی فردی خاص نیست! و صرفا ابزاری برای رفتن به بهشت و جهنم هم به حساب نمی آید. در واقع با رد کردن این مفهوم برای شفاعت معنای اصلی آن برای من سوال شده است. همانطور که برای مثال معجزه بر خلاف قوانین نیست ولی وجود دارد شفاعت هم باید معنایی داشته باشد. پس این سوال همچنان به قوت حود باقی است که طبق قوانین، شفاعت به چه معناست.
3- طبق قوانین، هیچ کس جز خود ما نمیتواند شرایط مارا تغییر دهد. مثالی که در مورد سلامتی مادر زدید با مثال دعا برای هدایت کافر یا مشرک یکسان است. اگر مادر شما هم در فرکانس صحیحی نباشد دعای شما نمیتواند شرایط او را تغییر دهد. بنابراین با پذیرش این اصل که فقط خودمان میتوانیم تغییر ایجاد کنیم. اثر دعا بر دیگری ( و نه بازگشتش به خود ما) چطور تفسیر میشود؟
باز هم ازشما ممنونم.
در مورد سوال اولتان با توجه به ایننکه 2 سال است آموزشهای استاد را دنبال میکنم و با تفکر و تفحص در قرآن آگاهی و درکم به لطف خدا بالا رفته ، همچنان نظر خودم را دارم . چون نظر استاد هم همین است .
در مورد سوال سوم ، هم نظر خودم را دارم .
پاسختان اینچنین است که :
بله ما نمیتونیم بر روی زندگی دیگران تغییر ایجاد کنیم ، اما درخواست ما پاسخ داده میشود
و فرکانس افراد هم فرق میکند
فرق داره من برای فردی در فرکانس مثلا 0 دعا کنم تا فردی در فرکانس – 10
علاوه بر اینکه وقتی دعا میکنی احساس خوب داری ، و خوبی برای دیگران میخواهی ، و این انرژی شما بر انرژی افراد دیگر تاثیر دارد
برای مثال اگر دوست شما خیلی عصبانی باشد و شما خیلی خونسر و خوشحال و خندان در کنار او باشی و با او صحبت کنی او هم کم کم آرام میشود
موفق باشید
سلام
خیلی ممنون
سوال دومتون واقعا برای منم سواله
از اقای فلاح هم ممنونم، اما فکز نمیکنم شفع فقط به معنی جفت شدن باشه، چون آیات قرآن میگن “هیچکسی” نمیتونه شفاعت کنه مگر به اذن خودش…
به نام او، که هرچه دارم از اوست
جناب استاد عباس منش عزیز، سلام و درود فراوان به شما و تیم محترم بازرگانی فروش و پشتیبانی شما که بسیار خوش حس هستند و مشخصا از تفکرات و راهکارهای شما بصورت کامل پیروی کردند. ممنون از تیم بسیار مهربانتون.
من حدود دوماه است که عضو گروه شما شدم و هنوز دستاورد قابل ارائه ای نیافتم، ولی نشانه های فراوانی دریافت کردم.
بدینوسیله مایلم به عرض برسانم که همسر بنده شما را به من معرفی کردند و من بسیار ممنون ایشان هستم. ما کم و بیش با هم در مورد مسائل مطرح شده در فایلهای شما صحبت میکنیم و بحث میکنیم و نتایج جالبی میگیریم.
به این نتیجه رسیدیم که تمام قوانینی که جنابعالی ارائه میفرمائید، حتی نیاز به آموزش ندارد و کاملا در حال اجراست. حالا هر کسی این قوانین را فراگرفته باشد میتواند در مسیر آنها امیال خود را شکل دهد.
در اینجا میخواستم مثالی از زندگی خودم را بیان کنم که حتی با ندانستن این قوانین، چگونه انجام شد.
من با داشتن مدرک لیسانس مکانیک جامدات از دانشگاه آزاد فارغ تحصیل سال 1374، پس از اتمام تحصیل و گذراندن خدمت سربازی مشغول کار در یکی از کارخانجات ایران خودرو شدم. جالبه که بدونین بدون پارتی و حتی اعلام نیاز ایران خودرو به پرسنل در آن زمان، چون اصولا عادت به تلف کردن وقت نبودم و دوره کارآموزی را در ایران خودرو فعالانه بدون )جیم زدن( گذرانده بودم، به شکل معجزه آسائی شخص مدیرعامل با من مصاحبه کرد و من در اداره تعمیرات ماشین آلات ابزار مشغول به کار شدم. با پشتکار و تلف نکردن وقت با مدتی کم، به سمت رییس اداره تعمیرات ماشین آلات منصوب شدم. بدلیل خوب بودن زبان انگلیسی، به دستور رییس هیات مدیره، با حفظ سمت، مسئول بررسی و تایید فنی خرید کلیه ماشین آلات و ادوات طرح توسعه عظیم شرکت شدم. در نتیجه تمام سفرهای خارجی جهت ملاقات با سازندگان ماشین آلات و تستهای لازم جهت تحویل ماشین آلات خریداری شده در سایت سازندگان خارجی، و گذراندن آموزش دوره تعمیرات ماشین آلات در کارخانه سازندگان همچنین مسئول پروژه نصب ماشین آلات در کارخانه ایران خودرو توسط نصابهایی خارجی شدم.
همینطور که ملاحظه میفرمائید، دوره تکامل کامل و کاملتر میشد تا ……
برای خریدن یک سری ماشین آلات حساس، طبق بررسی های فنی کامل بعمل آمده، مجاب شده بودم که از کشور آلمان خریداری گردد. مدیریت شرکت )بجز رییس هیات مدیره ( با نظر من مخالف بودند که این اختلاف به دلایلی بود. نظر آنها سازنده کره جنوبیی بود که همه در ایران میشناسیم. من بدون اطلاع از قوانین عالم، فقط به خاطر اینکه صادق بودم و هرگز کار غیر قانونی را قبول نمیکردم، حاضر به تائید نظر مدیریت نشدم و موجب عصبانیت شدید مدیریت شدم. من واقعا از نظر فنی مخالف شرکت کره ای بودم چون مصر بودند که ماشین آلاتی شبیه نیاز ما را ساخته اند و آماده حمل است که این امر در سیستم خرید خیلی حائز اهمیت است، ولی من با بررسی اسناد و جلسات متعدد دریافته بودم که کاملا دروغ میگویند و میخواهند قرارداد را ببندند و بعدا به روشهائی نامعمول و تائیدیه مدیریت، تازه ساخت را شروع کنند.
مدیر شرکت کره ای طی جلسه ای خصوصی با من طبق عرف شرکتهای سازنده به من هدیه ای داد. یک ساعت و از من پرسید زنانه میخواهم یا مردانه، من زنانه را برای همسرم پیشنهاد دادم و بعد از تقدیم آن به همسرم هردو خیلی خیلی خوشحال شدیم و حس خیلی خوبی داشتیم. همسر من چند روز بعد از دوستانش شنید که این ساعتی که دستش است، ساعتی قیمتی و عملا جواهر است. این بود که ما یه مقدار به فکر فرو رفتیم ولی زیاد درگیرش نشدیم تا اینکه یک روز درحال پیاده روی با همسرم، هردو صدائی شنیدیم ولی توجه نکردیم. وقتی به منزل رسیدیم همسرم متوجه شد که ساعت از دستش باز شده و به زمین افتاده، که هردویمان یاد آن صدای عجیب افتادیم و بسیار ناراحت شدیم و جالبه که تمام راهی که آمده بودیم را برگشتیم و تمام باغچه های خیابان و پیاده روها را گشتیم ولی پیدایش نکردیم. هردو خیلی ناراحت بودیم.
این شد که اولین ضربه به ما وارد شد که این هدیه مال ما نیوده و بایستی از زندگیمان بیرون میرفته. خدا را شکر.

بعد از چند روز، اواسط بهمن ماه، مدیریت شرکت به من گفت میبایستی ماشین آلات کره ای را تائید کنم اگر نه )به قول خودشون صفر و یک( باید شرکت را ترک کنم. او پیشنهاد عجیبی به من داد، یکسال و نیم زندگی در سئول با همسرم به سمت مدیر ساخت ماشین ابزار مورد بحث، خانه رایگان در سئول در آن مدت، دریافت دستمزد از آن شرکت کره ای، روزی 50 دلار حق ماموریت رئسای ایران خودرو، واریز حقوق خودم در ایران. واقعا نمیدانم چرا و چگونه سست نشدم و گفتم باید فکر کنم. او بسیار ناراحت و عصبانی شد و من را در مقابل کار انجام شده گذاشت. به همه مدیران و رئسای ایران خودرو طی نامه ای رسمی من را بعنوان مسئول پروژه ساخت در کره جنوبی معرفی کرد و روزانه از مدیران مختلف ایران خودرو، نامه ها و تماسهای تبریک دریافت میکردم.
این شد که بیشتر مصمم به ترک آنجا شدم. باورم نمیشه، دو روز بعد، بدون اینکه حتی دوستان نزدیکم از این ماجرا و جنگ درونی من مطلع باشند، یکی از کارمندهایم که دختری جوان بود، به من یک کتاب هدیه داد. من هیچ وقت دلیل آنکار را جویا نشدم. کتاب “چه کسی پنیر من را جابجا کرد” بود که من تا آن زمان نخوانده بودم و اصلا اطلاعی از آن نداشتم.
پس از خواندن کتاب، حس عجیبی در من فوران کرد و من را در تصمیمم، یعنی ترک آن کارخانه مصمم تر کرد.
به یکی از دوستانم که مشاور یکی از شرکتهای طراحی خودرو و ساخت تجهیزات خودرو بود زنگ زدم و گفتم که دنبال کار هستم. او به من مدیریت تعمیرات کارخانه ای که مشاور مدیر عامل آنجا بود را کرد، ولی من گفتم کلا از صنعت خودرو میخواهم بیرون بیایم.
سه روز بعد، دقیقا سه روز بعد با من تماس گرفت و گفت بسیار عجیبه، او یک آگهی انگلیسی چاپ شده در روزنامه همشهری را یکسال و نیم قبل پر کرده و ارسال کرده بوده و درست سه روز بعداز تماس من با او ، به او زنگ زدند و تقاضای مصاحبه کردندو او پس از مصاحبه قبول شد ولی بدلیل اینکه در شرف مهاجرت به کانادا بود، نتوانسته بود کار تمام وقت انتخاب کند. خانمی که با او مصاحبه کرده بود، بعد از رد شغل توسط دوست من از او خواسته بود آیا از دوستانش کسی دنبال کار هست یانه که دوست من گفته بود نه.
جناب عباس منش! شما سالهای 1379-1380 را بخاطر میاورید که بیکاری غوغا میکرد، در نتیجه اگر من کارم را ترک میکردم هرگز به راحتی کاری پیدا نمیکردم. جالب تر اینکه، با آنهمه درخواست شغل، چرا آن خانم به دوست من میگوید آیا از دوستانت کسی دنبال کار هست یا نه.
بگذریم
دوست من در حال خروج از آن شرکت یاد مذاکره تلفنی سه روز قبل با من میافتد و برمیگردد و به آن خانم من را معرفی میکند و آن خانم روز پنجشنبه را برای مصاحبه با من هماهنگ کرد.
من هم روز پنجشنبه در آنجا حاضر شدم و مصاحبه را قبول شدم. پشت سر آن بدون اینکه اطلاعی به همکارانم و مدیریت شرکت بدهم، تا آخر اسفند سال 1379 مشغول به کار بودم و از آنجائیکه قرارداد بیشتر پرسنل، منجمله من موقت بود، سال 1380 مشغول کار جدید شدم و فقط بدلیل شخصی، نه قانونی، یکماه پاره وقت در محل کار قبلی حاضر میشدم و کارهایم را تحویل دادم. آنها برای من ماشین میفرستادند تهران نزدیک محل کار جدیدم و من را شب پس از اتمام کار با ماشین به منزل برمیگرداندند.
جالب توجه اینکه، همان دختر جوانی که کتاب را به من هدیه داده بود، به سمت قبلی من منصوب شده بود و من تمام کارهای خودم را به او تحویل دادم.
از آن روز تا الان، در شرکتی که توسط دوستم معرفی شدم مشغول کار هستم )بیشتر از 17سال( و بعنوان مدیر عامل یکی از زیر مجموعه های آن انجام وظیفه میکنم. خداونده مهربان و بخشنده را سپاسگزارم.
میدونم داستان بالا بیشتر شبیه قصه هاست، ولی تمام آن مستند و خوشبختانه تمام همکاران قبل و دوست من خدا را شکر سلامت هستند.

نتیجه ای که من میگیرم این است که:
قوانین در حال اجرا هستند، چه آنها را بلد باشیم چه نباشیم. ولی در صورت بلد بودن آنها، براحتی میتوانیم امیال خود را بر آن کشتیی سوار کنیم که در حال حرکت و سمت حرکتش درست به سمت نیل به آرزوهای ماست.
خداوند شما را سلامت دارد و باز هم بسیار از همسر خودم که شما که مانند گنجینه ای هستید را به من معرفی کرد، سپاسگزار هستم. به آرزوی آرامش امید ابراهیمی زاده 29 خرداد 1397
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام ،من از خداوند هدایت خواستم واو گفت قسمت از کجا شروع کنم سایت را باز کنم وگفت از فایلهای مصاحبه با استاد شروع کن ،وقتی متن را خواندم فهمیدم این دقیقا همان چیزی بوده که از خداوند درخواست کرده بودم واو پاسخم را سریع وعالی داد ،خدایا شکرت ، من میخواستم باورهای قدرتمند کننده را پیدا کنم اصل را قانون را واز خداوند میخواهم این کار را بر من اسان کند وکمکم کند بتوانم ان را به پایان برسانم ،وبه من شناخت وودرک وعمل به اگاهی های این فایل ها را عطا کند .
ناگفته نماند چند روز هست که من هدایت شدم به این فایلهاودیروز تمامشون را گوش دادم یکسره وباخودم میگفتم کجا بودند اینها وچرا تابحال نشنیده بودم ،والبته کمی مقاومت داشتم برای شروع نوشتن ،نمیدانستم چه باید بنویسم ولی یاد گرفته ام از خداوند هدایت بخواهم واوهم خیلی قشنگ در فایلی که درپایین صفحه اصلی امروز گذاشته شده بود به نام (یک خبر خوب درمورد دوره راهنمایی عملی دستیابی به ارزوها )جوابم را در مقاله خانم شایسته داد ،اول ازهمه درود بر شما خانم شایسته با مقاله بینظیر وبا ارزشی که در اون فایل نوشتید ،دقیقا راه حل رو به من گفت وخدارا سپاسگزارم که هدایتم کرد واین شد که شروع کردم به نوشتن .توکل برخدای مهربان .
۱.شناخت ساز وکار جهان ودرک وعمل به شیوه ان تغییری وسیع در نتایج زندگی تو ایجاد میکند .
۲.اگر باورهای ما تغییر کند زندگی ما تغییر میکند ،عزم راسخ برای این کار داشته باش .(استاد بارها وبارها گفتن که اگه زندگیت با قبل هیچ تغییری نکرده یعنی هنوز همون باورهای قبلی رو داری ،خداروشکر که من تغییراتی در زندگیم داشتم واین یعنی دارم درست کار میکنم ،یکی از بزرگترین نتایجی که گرفتم خرید دوره عزت نفس بوده وفراهم شدن پولش واز خدا میخوام بتونم خیلی خوب روی این دوره کار کنم وخودمو از نو بسازم ،هرچند که تا الان که چند جلسه کار کردم تغییر زیادی رو در خودم دیدم وحتی در اطرافم )در واقع برای بدست اوردن میوه باید ریشه ها را بسازیم که همان اصل واساس قوانین است .
۳.اصل واساس قانون یکی است ،تفاوت در نگاه تو به ان اصل ،برداشت تو از ان اصل ومیزان جدیت تو در اجرای ان اصل به عنوان اولویت زندگی است .(این اولویت کلمه ای که در اون مقاله خانم شایسته هم بود ،وهمین باعث شد که من درک جدیدی از کلمه اولویت داشته باشم ،این کلمه خیلی خیلی مهم که من بی تفاوت از کنارش گذشته بودم حالا با هدایت خداوند شد یک اصل مهم برای من که باید توجه ویژه ای بهش داشته باشم ،اولویت یعنی اینکه مهمترین کار زندگی من باید شناخت، درک وعمل به اصل باشه ، باید اول اصل رو بشناسم بعد به درک برسم وبعد به اون عمل کنم .اینقدر این اگاهی ناب وزیباست که میخواهم ان کلمات خانم شایسته را عینا اینجا کپی کنم
(( اگر برای رویایت وقت نداری یعنی، اولویتهای اشتباهی در ذهنت داری. یعنی مهمترین زمان زندگی تو صرف انجام کارهای کم اهمیتی میشود که نتایج بسیار بسیار کم ارزش و ناپایداری میآفریند.
پس اگر به دنبال حل ریشهای این معظل هستی باید خروج از این چرخهی معیوب را از همین جا شروع کنی و تعهدی غیر قابل مذاکره برای درک داستان باورها و نقش مهمِ «باورهای قدرتمندکننده ساختن» به جای «دوندگیهای همیشگی بیحاصل » و اصل دانستنِ این موضوع به راه بیندازی.
زیرا تا وقتی اولویتهای تو به گونهای است که «کمترین و بیارزشترین زمان، تمرکز، هزینه و انرژیِ وجودت به رویاهایت اختصاص داده شده»، یعنی باورهای محدودکننده آنچنان ذهنت را برنامهریزی کرده اند و در دست گرفتهاند و عواملی بیارزش را اصل دانسته است که فرصتی برای تمرکز بر اصل نمیماند. تمرکزی که تو را وارد مدار خواستههایت میکند، آنها را جزئی از تجربه زندگیات میکند و با این شواهد و مدارک ملموس، تشخیص اصل از فرع را هر بار برایت راحتتر میکند.
تا آنجا که در مسیر خلقِ آگاهانهی خواستههایت نه تنها کمبود وقت نداری، بلکه برای همهی تجربههایت به اندازهی کافی زمان، انرژی، تمرکز، پول، تن سالم، ذهن باز و خاطر آرام و… داری.))
اگاهی این مقاله باعث شد من توان وانگیزه لازم رو برای نوشتن یعنی اقدام عملی برای پیدا کردن باورهای قدرتمند کننده بردارم .
۴.شروع فایل که البته من صوتی اون گوش دادم ،با احساس سپاسگزاری استاد ،تحسین همه چیز وذکر فراوانی نعمتها شروع میشود ،ومن در خیالم میتوانم تصویر پرادایس را ببینم وان همه نعمت وفراوانی وشکرگزار خداوند باشم که مرا با این مکان واین شیوه زندگی اشنا کرد .
۵.استفاده از نعمتهای خداوند یعنی سپاسگزاری یعنی باور به اینکه فراوانی هست ،یعنی لذت بردن از نعمت وبدست اوردن احساس خوب ،یعنی باور به اینکه خداوند همه چیز را در زمین واسمان مسخر ما نموده وبرای ما افریده است .
۶.تحسین نعمتهای خداوند ،در این فایل تحسین دام ،تعریفی که از گوشتشون شد
واینکه چقدر سود زیادی در چریدن وکود دادنشون هست .
۷. فراوانی ها وقتی می ایند که نگاه وباور تو عوض شده باشد ،تو به فراوانی اعتقاد داشته باشی ،تحسینش کنی ومدام تکرارش کنی وبه دنبال پیدا کردنش در جهان هستی باشی .
۸.فرکانس طبیعت باعث ایجاد احساس خوب میشه واین احساس اون قدر قوی هست که تو به خودت وبه خدای خودت نزدیک میشی .بودن در طبیعت یعنی دیدن زیبایی ها دیدن ساز وکار جهان دیدن دست خدا در اداره ومدیریت جهان که مستقیم در مقابل دیدگان ما قرار میگیره .
۸.از افرادی که به موفقیت رسیده اند سوالهای خوب بپرسید تا بتوانید ایده وباورهای خوب را پیدا کنید ،خدایا شکرت برای این فایل واین امکان که برای ما فراهم شده تا از استاد عزیز سوال بپرسیم .ممنون استاد برای این فایل ارزشمند .
۹.در انجام کارها به خدای مهربان اعتماد کنید ،او همه کارها را مدیریت میکند (تجربه خیلی خیلی دلنشینی که من ازین اعتماد به خداوند دارم در رانندگی هست ،تجربه ای که باعث شده من معجزه خداوند رو دراین اعتماد کردن ببینم ،وچه حال خوبیه خدایا شکرت وچقدر باعث شده که من ایمانم به خداوند زیاد بشه و در کارهای دیگه با دل وجرات تر ومطمئن تر به خداوند اعتماد کنم وکارم رو به دستش بسپرم ،افوض امری الی الله ان الله بصیر بالعباد )
۱۰.تحسین میکنم صاحب قبلی رو که خودش این دریاچه بزرگ رو درست کرده واین توانایی انسان رو نشون میده واینکه این ادم از نعمتهایی که خداونددر اختیارش قرار داده درست استفاده کرده .
۱۱. دیدن فراوانی در داشتن گوسفند وگفتن وتکرار این فراوانی وحتی درخواست جدید که چهار قلو برامون بیاره .
۱۲.تکرار سودهایی که لطف خداوند شامل حال ما کرده .
۱۳.خدایا خودت درستش کن ،قانون اینه تو درخواست میکنی میگی خدایا من میخوام اینقدر وقت صرف بعی بعی ها نکنم ،خداوند هم راهشو میگه حالا تنها کار تو اینه که به انچه قلبت میگه عمل کنی ومعجزه شو ببینی .(یه چیزی که من یاد گرفتم اینه که فرزندانم رو به خدا بسپارم واز خدا بخوام که خودش کاری کنه که اونها کارهای خودشون رو انجام بدن واینطوری هم فکر من وهم جسم من ازاین بابت ازادتر شده ،وواقعا دارم میبینم که خدا چقدر بهتر از من اونها رو داره رشد وپرورش میده )
۱۴.گوش کردن به احساس به انچه قلبت میگوید به جای منطق وانچه از دیگران شنیده ایم .
۱۵.وقتی کارها را به خداوند میسپاریم میبینیم چقدر ساده وراحت انجام میشود .
۱۶.خداوند خواسته های مارو خیلی راحت وبدیهی واسان انجام میدهد اگر اجازه بدهیم که کارها رو برای ما انجام بدهد ،اجازه بدهیم که هدایتمان کند ،اجازه بدهیم که درها را برای ما باز کند ،اجازه بدهیم که کمکمان کند ،چون ما باید این اجازه رو بدهیم .
خدایا شکرت ،چقدر انرژی گرفتم ،وچقدر احساس خوبی دارم .دو چیز خیلی مهمه این فایل برای من :
۱. اولویت زندگیمو رو اصل بذارم ووقتمو انرژیمو وتمرکزمو جای درستی مصرف کنم جایی که میدونم منو به جلو میبره واز خدا هدایت بخوام که این مسیر برای من هموار ومستقیم تر بشه .
۲.کارهامو بدست خداوند بسپرم واجازه بدم که هدایتم کنه وبهش اعتماد کنم .
خدایا باورهای قدرتمند کننده رو به من بشناسون واونها رو برای من واضح واسان گردان .چون دونستن این باورها باعث تغییر زندگی من میشه .خدایا شکرت ،وممنونم استادعزیز وخانم شایسته مهربان .در پناه خداوند شاد سالم وخوشبخت باشید .
سلام
نوش جانتون هم این هوای خوب هم این خوراکیهای خوب ووووو
سیستمی عمل کنیم عالی است مثل خدا
جریان آب زیباست و بی نهایت زیبا همه چیز پر انرژی و خالص و ناب
باورهای قدرتمند با سوالات خوب و قدرتمند ایجاد میشود
با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن
هر چه به خدا نزدیکتر شویم احساس آرامش بیشتری داریم و بیشتر الهامات را دریافت می کنیم و درک میکنیم
آدم بیفته در جاده موفقیت فقط موفقیت و موفقیت
این حس این حسی عجب حسی ناب است هر چه بیشتر با خدا باشیم هر چه بیشتر به خدا نزدیکتر شویم این حس ناب را بیشتر دریافت می کنیم.
می دانم که همیشه بهترینها در هر چیزی برای شماست
just do it now
ب نام الله مهربان هدایتگرم ب
ثروت شادی سلامتی
سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته
و سلام ب هم دوستانم
خدایا شکرت در مسیر درست هستم و ب این فایل زیبا هدایت شدم
خدایا شکرت در زمان مکان مناسب هستم و میتونم بشیم و با ازادی زمان فایل با عشق ببینم و روی خودم کار کنم
فایل نشونه های من
و این بهشت زیبا
دریای زیبا فضای سبز زیبا اسمون صاف زمین تمیز اب صاف زلال و فراونی حیوانات و فراوانی سرسبزی چقد بز گوسفندا زیبا و خوشرنگ بودن واقعن همش سوده فقط نعمت
واقعن سپاسگزاری ب ما هم یاد دادید و چقد موقع سپاسگزاری حال خوب و احساس خوب دارم
گوشت طبیعی اصلن فوق العادس
=وقتی نگاهمون عوض بشه فراوانی و نعمت در زندگیمون جاری میشه
=در همه کارها میشه ب خدا اعتماد کرد و همه کارهارو خدا ب اسانی انجام میده
=اجازه بدیم خداوند هدایتمون کنه
=درخواست ها خیلی راحت دارن اجابت میشن
سوال چی بپرسم چیزی ب ذهن نمیرسه ولی شاید بپرسم چن تا ملک دارید کلن
اینقد سوالا جوابا کامل در حرفاتون سوالی نمیمونه فقط باید عمل کرد
در زندگی شخصیتونم اینقد خاص هستین شما همه چیز معلوم با سفرنامه ها
و چقد خوب همه کارارو ب خدا بسپاریم اصل عالی این کار واحساس خوب میده معنای امروز هدایت من ب این فایل این بود
آرزوی سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم براتون را
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
سیستم انسان بر اساس باورها شکل گرفته و در واقع هر باوری در مورد هر چیزی داشته باشیم ،از همان جنس وارد زندگی ما میشه.
باورها افکار تکرار شونده ای هستند که زیاد تکرار شده اند و تبدیل به رفتار ما شده اند.
باورها از ورودیها می آیند،از چیزهایی که توجه میکنیم،پس وقتی توجه و ورودیهای خودمون رو کنترل میکنیم باورهامون تغییر میکنه.
البته که با تکامل همراهه،باورها یک شب ایجاد نشده که یک شبه از بین بره.پس قانون تکامل همیشه یادمون باشه.
ما چطوری به هدف هامون میرسیم، اول درخواست میدیم و بعد بلافاصله اجابت میشه یعنی درخواست میدیم و اون چیزی که میخواهیم رو بدست میاریم.
اما مشکل در دریافت که حضور نداریم.اینجا مسئله کنترل ذهن خیلی مهمه.یعنی باید باورهای درست و هم جهت با خواسته داشته باشیم.
شیطان با کلیه توانش میاد که مانع بزاره برای خواسته و اینجا باید هشیار باشیم و به اصل توجه داشته باشیم.
قدرت فقط در دستان رب العالمین است و خدا هم این قدرت رو به انسان داده که در بازه عمرش بیاد خلق کنه
خلق کنه هر چی رو که میخاد.پس قدرت در دست خودمونه و اینو باید درک کنیم و بعد از درک حرکت کنیم.
به میزانی که ایمان به رب العالمین داریم ،به همون میزان کارهامون پیش میره و نتیجه میگیریم.
پس نتایج یعنی ایمان،یعنی باور.پس میتونیم به نتیجه نگاه کنیم و عیار ایمان شخص رو متوجه بشیم.
خودشناسی هم میتونه بازوی مچ گیری از ذهن باشه و در واقع خنثی کنه عملکرد اتومات شیطان رو و بعد با باورها عملکرد جایگزین توحیدی را اتومات کنیم.
خب باید کمی شجاعت و جسارت نشون داد و حرکت کرد.تو حرکت اتفاقات خوب می افته…
سپاسگزار استاد هستم