مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر
سوالات:
- چه زمانی فهمیدید “کار کردن روی باورهای توحیدی”، می تواند سرعت موفقیت را بیش از هر عامل دیگر افزایش دهد؟
- آیا مهاجرت به آمریکا از همان اول هدف واضح شما بود یا به تدریج این هدف برای شما واضح شد و به سمت آن هدایت شدید؟ چه قدم هایی برای تحقق این هدف برداشتید؟
- برای مهاجرت به یک مکان بهتر، چه باورهایی ساخته اید؟
- شما برای حرکت در مسیر خواسته، چگونه به خودتان انگیزه می دهید؟
- آیا جمله تاکیدی خاصی وجود دارد که با تکرار آن بتوان به یک خواسته خاص رسید؟
- آیا راهی وجود دارد که به سرعت باورها را تغییر داد؟
سرفصل آگاهی های این قسمت شامل:
- توحید (فقط روی خداوند حساب کردن و قدرت را به او دادن)، سرعت موفقیت را به سرعت بالا می برد چون در این حالت فکری، از نظر فرکانسی نه تنها خلاق ترین فرکانس ها را به جهان ارسال می کنی بلکه درباره خواسته خود، کمترین مقاومت، کمترین ترمز و بیشترین اطمینان قلبی را داری.
- سرراست ترین و روان ترین مسیر رسیدن به خواسته، مسیری است که بر قانون تکامل منطبق است؛
- رعایت قانون تکامل نه تنها مسیر را لذت بخش می کند بلکه نتایج را نیز پایدار می کند
- اگر فرایند تکاملی رسیدن به خواسته را طی کنی، نه تنها به آن خواسته می رسی، بلکه مسیر هم برایت لذت بخش است
- تغییر باورها،یک فرایند پیوسته از کنترل ورودی های ذهن است که آرام آرام عادت های سازنده ای در شما می سازد و آن عادت های سازنده، مانع برگشتن شما به مسیر قبلی می شوند؛
- هیچ تکنیکی وجود ندارد که بتوان به عنوان میانبری برای دور زدن فرایند تکاملی تغییر باورها، از آن استفاده کرد؛
می توانید درباره تجربه های شخصی خود بنویسید که با “تمرکز بر باورهای توحیدی” و “رعایت قانون تکامل”، هم از مسیر لذت بردهاید و هم نتیجه پایدارتری گرفتهاید.
منتظر خواندن تجربیات تاثیرگذارتان هستیم
منابع کامل درباره نکات کلیدی این قسمت:
دوره 12 قدم:، دوره ای است که آموزش های تک تک قدم ها و جلسات آن، بر مبنای “درک و اجرای قانون تکامل”، طراحی شده است.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر162MB22 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | مهاجرت از مدار فعلی به مدار بالاتر21MB22 دقیقه














سلام استاد عیدتون مبارک
سوالی داشتم من هرموقع در مورد توحید صحبت میکنم با بقیه بعدش فوق العاده معجزه میبینم ،
از آنجا که اولش معجزه میدیدم و بعد متوجه این موضوع شدم نمیتونم بگم چون باورم اینه که درمورد توحید صحبت کنم معجزه میبینم این باور بهم ثابت میشه
چون من اول بدون هیچ انتظار و باوری درمورد توحید صحبت میکردم و بعد معجزه میدیدم و بعد و به مرور اعتقاد پیدا کردم به این موضوع
آیا این هم یک قانون هست؟
من مطمعنم که موفقیت شما بخاطر توحیدی بودنتون که به مرور ایجاد شده هست و همینطور بخاطر ترویج توحید
آیا این درسته؟ و اگه ترویج توحید باعث موفقیت میشود و یک قانون هست لطفا به بقیه دوستان هم بگید که اگه تا حدودی به درک توحید رسیده باشند سعی کنند توحید را ترویج بدهند
چون من هر بار درموردش به بقیه گفتم بدون استثنا معجزه دیدم
و هیچ جوری نمیتونم بگم اتفاقی بوده و فکر میکنم این یک قانونه نه یک باور
لطفا در این مورد هم توضیح بدید ممنووووووونم
و اینکه در صورت امکان شرایطی را فراهم کنید که دوستان که پست میگذارند تا ی مدت محدود مثلا 24 ساعت بتوانند پست که گذاشتند را ویرایش کنند چون خیلی وقتا میشه که افراد اشتباه تایپی دارند یا چیزی مینویسند که بعدش پشیمان میشند و دوست دارند امکان ویرایش وجود داشته باشه
حداقل میشه تا چند ساعتی که هنوز اون مطلب مورد تایید قرار نگرفته این امکان فراهم بشه
سپاس فراوان
سلام آقای عباس منش
راستش من میدونم همه چیز به باوره اما نمیدونم چرا هنوز باور ندارم که با گفتن جملات تاکیدی یک موضوع را میتوانم به باور قلبی تبدیل کنم
آیا واقعا گفتن جملات تاکیدی میتواند یک موضوع را به باور قلبی تبدیل کرد؟
و در صورت امکان اگر روش های دیگری هم برای باور سازی وجود دارد به طور خلاصه بگید (باور توحیدی)
من واسه کارم کلی تبلیغ کردم اما نتیجه مورد نظرم حاصل نشد
و دلیلش این بود که من فکر میکردم تبلیغ هست که میتونه منو موفق کنه و این شرکه
اما نمیدونم با شرک هایی که دارم و خودم جدیدا به طور واضح متوجهشون میشم چکار کنم؟
سپاس از اینکه پیام رسان و دست خداوند هستید
سلام انشالله که استاد هم جواب بدن این سوال رو چون ما الکی در ی سری چیزها که اصل نیست وسواس فکری داریم
من طبق چیزی که میدونم و از صحبت های خود استاد در قانون آفرینش هست صلاه ریشش صلو هست یعنی توجه کردن و صلاه در قران یعنی توجه کردن به خداوند، من از زندگی شخصی استاد خبر ندارم اما فکر میکنم نمازی که ما به عنوان نماز میشناسیم را استاد اجباری و واجب بودنی درش نمیبینن و همین که توجهشون به خداوند هست همواره در حال نماز هستند و من گمان نمیکنم که به شکلی که الان نماز خوانده میشه نماز بخونند و اگر بخوانند هم با دیدگاهی که حتما باید پنج بار خونده بشه و… گمون نکنم بخونند ، اصل مهم توحیدی بودن هست البته من خودم گاهی نماز به شیوه معمول را هم میخونم و با اینکه نمیتونم موقع خوندن به زبان عربی هم زمان معنیش را در ذهنم تداعی کنم و این اذیتم میکنه اما بعد تمام شدن نماز چشم هام را میبندم و کمی سکوت را هم تجربه میکنم و بعد ی آرامش فوق العاده ای را تجربه میکنم و به عبارت دیگه مراقبه میکنم هدف نماز رسیدن به آرامش هست چون در آرامش هست که ما با خداوند در هماهنگی هستیم و اتفاقات خوب را تجربه میکنیم وقتی بدونیم اصل رسیدن به آرامش از طریق توجه کردن به خداوند هست چه تفاوتی داره که به شیوه شیعه نماز بخونیم یا به شیوه اهل سنت یا به شیوه مسیحی ها یا مراقبه کردن اصل اینه که توجه کردن به خدا و مراقبه سطح ارتعاشی ما را میبره بالا و هرکس طبق اعتقادات خودش به هر شیوه که دلش قرص تره و بهش آرامش میده میتونه نمازش را بخونه ، اصل توحیدی بودن و رسیدن به آرامش هست و چگونگی خوندن و… هیچ اهمیت نداره البته اگه کسی مثل من از بچگی در خانواده مذهبی بزرگ شده باشه زمان میبره تا تعصباتش بشکنه و به مرحله ای برسه و به طور کامل از این وسواس های فکری رها بشه
در کل اگه کسی با روزه و نماز که در رسم ما هست به آرامش برسه خیلی عالیه و انجام دادنش اون را به سعادت میرسونه اما اگه بهش آرامش نده و فکر کنه خدا مثل یک آدم منتظره که ببینه کی نماز میخونه و کی نمیخونه و مجازاتش کنه اگه تاثیر منفی نداشته باشه تاثیر مثبت هم ندارد چون جهان طبق قانونمندی عمل میکنه و اون قانون طبق ارتعاش هست و ارتعاش ما رو احساس ما تعیین میکنه
افکار و ورودی ها به مرور تبدیل به باور میشوند و افکار غالب ذهن ما رو ایجاد میکنند و اون افکار هم احساس ما رو مشخص میکند و اون احساس ارتعاش ما هست و سرنوشت ما رو تعیین میکند
سلام داداشم انشالله که استاد جواب بدن اما حسی بهم گفت که منم به این سوال پاسخ بدهم و قطعا خودتون چنین ارتعاشی فرستادید که حس کردم حتما باید جوابی برای این سوال بدهم
البته لازمه بارها و بارها بخونیدش چون جدا از سوالاتی که کردید میخواهم توضحیتاتی کلیدی هم بدهم که خیلی سریعتر به خاسته هایتان برسید
اول در مورد رابطه باور ، احساس ، توجه و…
ببینید چیزی که احساس ما را ایجاد میکند افکار غالب ما هست شما همواره افکاری در ذهنتان به طور خودکار تکرار میشه و این افکار در شما احساس ایجاد میکند و این احساس همان ارتعاش شما هست
نکته بعد اینکه افکاری که بخاطر ورودی هامون بارها و بارها تکرار میشوند به مرور تبدیل به باور و اعتقادات ما میشوند
و این باور و ورودی ها هست که افکار غالب ما و در نتیجه احساس ما که همون ارتعاش ما هست را مشخص میکنه
توجه همه چیزه چون ریشه افکار غالب که در ذهنتان مرور میشه از توجه شما هست
و اون افکار احساس شما را ایجاد میکنند که همان ارتعاش شما هست
توجه مکرر به یک موضوع = تشیکل باور به آرامی = مشخص کننده افکار غالب شما = احساس شما = ارتعاش شما = سرنوشت شما = افراد و شرایط و موقعیت های خوب یا بد بسته به نوع ارتعاش که فرستادید
و منظور از توجه هم افکار ، صحبت کردن ، شنیدن ، دیدن ،مطالعه و تجسم هست
اما اگر میخواهید خیلی خیلی سریعتر به نتیجه برسید طبق اصول زیر روی باورهای توحیدیتون کار کنید چون فوق العاده قدرتمند هست
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشید
@ M:
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم
باز میگم
?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود
پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند
و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست
و این موضوع با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه
و اینکه اصل را بچسبید نه فرعیات رو
اصول مهم این هاست
توحیدی بودن
باور به قدرت خداوند
احساس خوشبختی و رضایت بخاطر داشته های فعلی(احساس شکرگزاری)
احساس لیاقت هست
توجه روی نکات مثبت و حذف ورودی های نا مناسب
من خودم عید 96 با استاد آشنا شدم در فایل چگونه درآمد خود را چند برابر کنیم گفتن تلویزیون را حذف کنید روز بعدش تلویزیون را با میزش گذاشتم سر خیابون و سریع بردنش
البته من با مادرم زندگی میکنم و مادرمم زیاد اهل تلویزیون نبود و شما این کارا نکنید اما به هیچ عنوان نگاه نکنید
شبکه های اجتماعی کانال های غیر موففیتی را کاملا حذف کنید و…
از نتایجم این بود که قبلا هر شب قلب درد میگرفتم و مرتب سیگار میکشیدم و کاملا ناامید بودم اما الان شکر خدا ی مغازه اجاره کردم و انشالله بتونم توحیدی تر بشم و بیشتر رشد کنم
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم
خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العامین من همواره احساس خوشبختی میکنم
ثروتمند شدن معنوین ترین کار دنیاست
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم
شاد و موفق ثروتمند باشید
سلام استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و از توحید و نتایجی که ازش گرفتم بگم چون هر بار از توحید به کسی گفتم و ترویجش دادم
بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم
دوست من خدا هیچ چیز و تکلیفی از ما نمیخواهد مگر بخاطر خودمان و اینطور واسه خودم میبینم که خدا از هر پدر و مادری مهربون تره و خاستش تنها خوشبختی و سعادتمندی ما هست
و خداوند از سعادتمندی و خوشبختی ما خوشحال میشود و برای سعادتمند شدن هم باید با قوانین هماهنگ شد
و راه هماهنگی با قوانین و سعادتمند شدن این ها هست
1-اصلی ترین موضوع توحیدی بودن هست چون وقتی باشه بقیه چیزهای لازم که در پایین گفتم هم اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود
2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)
3-ایمان به قدرتش
4- احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که بهمون داده
5-آگاهی از جایگاهی که داریم و احساس خوشبختی و غرور بخاطر جایگاهمان (ما جزیی از خداوند هستیم خداوند از روح خودش در ما دمیده و ما را جانشین خود بروی زمین قرار داده )
6-احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که بهمون داده (احساس شکرگزاری)
7-باور به فراوانی نعمت هایش
8-توجه روی خاسته ها و زیبایی ها
9-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)
از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و… و… و…
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد
یاد آوری مجدد
?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
?ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود
پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند
و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست
و این موضوع یعنی پاداش و مجازات با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه
و جزیی از طبیعت و قانون مندی هست که خداوند بر این جهان حاکم کرده و به گونه ای نیست که خدا از کسی عصبانی بشه و مجازات کنه و چون وضع کننده قوانین طبیعت را خداوند طراحی کرده همواره پاداش دادن و مجازات را به خودش نسبت داده و در واقع گفته من خود همین سیستم هستم
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم
خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است
(این واسه ثروت هست و و مثلا اگه روابط خوب بخواهم میگویم خداوند مالک و صاحب تمام روابط زیباست و مقدر کرده که من عالی ترین روابط را داشته باشم یا هرچیز دیگه فقط کلمات عوض میشن
و لازمه که بعد این جمله از خودمان بپرسیم خدا کیست و در جواب بگوییم خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی هست که تمام قدرت ها و ثروت ها و…
از آن اوست تا حس کنیم چه کسی مقدر کرده تا به اون خاسته برسیم و احساس غرور کنیم و به یقین بیشتر برسیم که قطعا به خاسته خود میرسیم
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العامین من همواره احساس خوشبختی میکنم
ثروتمند شدن معنوین ترین کار دنیاست
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم
بعضی از نتایج من
من نزدیکای عید 96 با عباس منش که پیام رسان خدا و دستی از دستان خداست آشنا شدم اما قبلش
شبا تا صبح برای فرار از فکر سیگار میکشیدم
قلب درد شدید میگرفتم
نفس تنگی داشتم و در گلو احساس خفگی میکردم
هیچ امیدی نمیدیدم فکر میکردم هیچ راهی نیست
باور این بود که برای خوشبخت بودن باید در یک خانواده خوب به دنیا میومدم و الان دیگه باید تا آخر عمر بدبخت باشم
همش میگفتم اگه مادرم نبود که دق کنه خیلی خوب میشد که میمردم
آرزو میکردم که هم خودم هم مادرم هم زمان بمیریم چون اون موقع باورم این بود که اگه فقط خودم میمردم مادرم دق میکرد
بعدش از خدا خواستم که یا بمیرم یا راهی جلو پام بگذارم و کمکم کنه
بهم این باور را داده بودن که یا باید خدا را انتخاب کنی یا ثروت رو و دوتاش با هم نمیشه
الان هم شرایطم بهتر شده و هم خدا را بهتر قبل دارم و همواره داره کمکم میکنه ?
البته ی جاهایی هم فراموشکار بودم و نتیجش را دیدم اما باز هدایم کرده
بعد هدایتم اول رفتم پیک موتوری کار کردم تا ی سرمایه جور کنم
بعد رفتم کشک میخریدم و بسته بندی میکردم میفروختم بعد نمیخریدن چون سیب سلامت نداشت بعد ی نفر پیدا شد که مجوزش را بهم داد
بعدش فهمیدم که اون ها که میخرم و به عنوان کشک میفروشم کشک واقعی نیست و آرد و نشاسته است بعد گفتم بیخیال آرد و نشاسته که مهم نی
بعد ی مدت فهمیدم درش اسید میریزن که کپک نزنه
از بعدش دیگه به این کار سرد شدم و گفتم خدایا من ی کاری میخوام که خدمت کنم و جنسم با ارزش باشه لطفا کمکم کن
بعد خیلی معجزه وار به فروش لباس زنانه هدایت شدم
بعدم خیلی معجزه وار مغازه اجاره کردم
بعدشم پول میدادم در کانال ها تبلیغ میگذاشتم صاحب خود کانال ها میگفتن چطوریه که اینقدر عضو میاند کانالت ؟
ما همین قدر هزینه میدیم برای ی کانال که ده هزار تا عضو واقعی داره نهایتا 80 نفر میاند ما از تو را گذاشتیم و 350 نفر اومدن
و من میفهمیدم که دلیلش چیه
الان بیش از 1300 عضو واقعی دارم
و خاستم اینه که ی روزی بیش از 2 میلیون نفر بشن
و این تعداد که تا الان اومدن اندازه توحیدی بودن من و اندازه که قدرتش را باور داشتم بوده اگه بیشتر توحیدی بشم و بیشتر قدرتش را باور کنم بیشتر و بیشتر و بیشتر میشن
و در کل هرجا توحیدی بودم معجزش را دیدم
و امیدوارم بتونم توحیدی تر بشم و بیشتر قدرت خدا را باور کنم بیشتر احساس لیاقت کنم و بخاطر داشته هام بیشتر احساس خوشبختی کنم تا نتایج عالی تری ببینم
امیدوارم خدا بیشتر هدایتم کنه و اونجاها که شرک دارم و خودم متوجش میشم بعدش حل بشه و امیدوارم خدا همه ما را به راه راست به راهی که به آنها نعمت داده مثل سلیمان و ابراهیم که همه چیز را باهم داشتند هدایت کنه
سلام دوست من استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و در جواب سوال اولتون از توحید بگم چون هر بار درمورد توحید صبحبت کردم و ترویجش دادم
بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم
دوست من اصلی ترین چیز در قران این هاست
1-توحیدی بودن و پرهیز از شرک
هست و وقتی توحید باشه بقیه چیزهای لازم که در پایین گفتم هم اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود
در قران سوره نسا آیه 48 گفته شده تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هست و کمتر از اون را خداوند طبق قانونمندی حاکم میبخشد(در مورد بخشش بقیه گناهان از یشاُ استفاده شده یعنی طبق مشیت و قانونمندی اما در ترجمه ها اشتباه گفتند هر که را بخواهد و اشار به مشیت نکردند)
2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)
3-ایمان به قدرتش
4-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)
از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید
گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و… و… و…
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد
یاد آوری مجدد
?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
?ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود
پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند
و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست
و این موضوع یعنی پاداش و مجازات با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه
و جزیی از طبیعت و قانون مندی هست که خداوند بر این جهان حاکم کرده و به گونه ای نیست که خدا از کسی عصبانی بشه و مجازات کنه و چون وضع کننده قوانین طبیعت را خداوند طراحی کرده همواره پاداش دادن و مجازات را به خودش نسبت داده و در واقع گفته من خود همین سیستم هستم
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم
خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است
(این واسه ثروت هست و و مثلا اگه روابط خوب بخواهم میگویم خداوند مالک و صاحب تمام روابط زیباست و مقدر کرده که من عالی ترین روابط را داشته باشم یا هرچیز دیگه فقط کلمات عوض میشن
و لازمه که بعد این جمله از خودمان بپرسیم خدا کیست و در جواب بگوییم خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی هست که تمام قدرت ها و ثروت ها و…
از آن اوست تا حس کنیم چه کسی مقدر کرده تا به اون خاسته برسیم و احساس غرور کنیم و به یقین بیشتر برسیم که قطعا به خاسته خود میرسیم
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم
سلام دوست من استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و در جواب سوالتون از توحید بگم چون هر بار درمورد توحید صبحبت کردم و ترویجش دادم
بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم
دوست من اصلی ترین باورهایی که هرکس داشته باشه سرعت رشدش را هزاران برابر میکنه این هاست??
1-توحیدی بودن و پرهیز از شرک
هست و وقتی توحید باشه بقیه چیزهای لازم که در پایین گفتم هم اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود
در قران سوره نسا آیه 48 گفته شده تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هست و کمتر از اون را خداوند طبق قانونمندی حاکم میبخشد(در مورد بخشش بقیه گناهان از یشاُ استفاده شده یعنی طبق مشیت و قانونمندی اما در ترجمه ها اشتباه گفتند هر که را بخواهد و اشار به مشیت نکردند)
2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)
3-ایمان به قدرت خداوند
4-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)
5- ایمان به فروانی
6-احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که داریم (احساس شکرگزاری)
از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید
گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و… و… و…
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد
یاد آوری مجدد
?توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
?کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
?یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
?ساز و کار قوانین جهان به گونه ای هست که هرکس به میزان شرک داشتن و توحیدی بودنش پاداش یا مجازات میشود
پاداش همان قرار گیری در مداری هست که با افراد و شرایط و اتفاقات و ایده و… مواجه میشوید که شما را به خاسته هایتان برساند
و مجازات ضربه خوردن از شرایط و اتفاقات و… هست
و این موضوع یعنی پاداش و مجازات با قانون مندی و اتوماتیک وار انجام میشه
و جزیی از طبیعت و قانون مندی هست که خداوند بر این جهان حاکم کرده و به گونه ای نیست که خدا از کسی عصبانی بشه و مجازات کنه و چون وضع کننده قوانین طبیعت را خداوند طراحی کرده همواره پاداش دادن و مجازات را به خودش نسبت داده و در واقع گفته من خود همین سیستم هستم
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ثروت هاست و من تنها از خداوند ثروت میخواهم
خداوند مقدر کرده که من ثروتمند باشم و تمام درهای رحمتش را بروی من گشوده است
(این واسه ثروت هست و و مثلا اگه روابط خوب بخواهم میگویم خداوند مالک و صاحب تمام روابط زیباست و مقدر کرده که من عالی ترین روابط را داشته باشم یا هرچیز دیگه فقط کلمات عوض میشن
و لازمه که بعد این جمله از خودمان بپرسیم خدا کیست و در جواب بگوییم خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی هست که تمام قدرت ها و ثروت ها و…
از آن اوست تا حس کنیم چه کسی مقدر کرده تا به اون خاسته برسیم و احساس غرور کنیم و به یقین بیشتر برسیم که قطعا به خاسته خود میرسیم
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم و لایق این هستم که مثل خداوند ثروتمند باشم
خداوند مقدر کرده که من توحیدی باشم
خداوند مقدر کرده که من همواره بیشتر و بیشتر قدرتش را باور کنم
ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست
ثروتمند شدن آسونترین کار دنیاست
اگه این باورها را ایجاد کنیم به هزاران برابر بیشتر از آنچه میخواهیم میرسیم
سلام دوست من استاد در کانال تلگرام یک پیام گذاشتند که اعضا هم به سوالات بی پاسخ جواب دهند و من تصمیم گرفتم از این فرصت استفاده کنم و در جواب سوالتون از توحید بگم چون هر بار درمورد توحید صبحبت کردم و ترویجش دادم
بعدش به طور معجزه وار جریانی از ثروت و خوشبختی و معنویت و همه چیز وارد زنگیم شده و بارها و بارها ازش معجره دیدم
دوست من اصلی ترین موضوعات در معنویت که ویژگی استاد هست این هاست البته توحید اصلی ترینش هست چون توحید باشد بقیش اتوماتیک وار در ما ایجاد میشود
1-توحیدی بودن و پرهیز از شرک
در قران سوره نسا آیه 48 گفته شده تنها گناهی که بخشیده نمیشه شرک هست و کمتر از اون را خداوند طبق قانونمندی حاکم میبخشد(در مورد بخشش بقیه گناهان از یشاُ استفاده شده یعنی طبق مشیت و قانونمندی اما در ترجمه ها اشتباه گفتند هر که را بخواهد و اشار به مشیت نکردند)
2-ایمان به ربوبیت خداوند(یعنی ایمان به اینکه صاحب و مالک تمام چیزها خداوند است تمام قدرت ها از آن خداوند است و…)
3-ایمان به قدرت خداوند
4-نماز( ریشه صلاه صلو هست و صلاه یعنی توجه به خدا و ما باید همواره توجهتون به خدا باشه هرچی بیشتر باشه سعادتمندتر میشویم و هیچ الزامی در این نیست که حتما به روش مرسوم به خدا توجه کرد و هرکس میتواند به روشی که به او آرامش بیشتری میدهد نماز بخواند)
5-احساس خوشبختی بخاطر نعمت هایی که داریم (احساس شکرگزاری)
از میان این ها توحید که اصلی ترین موضوع هست نیاز به توضیخات بیشتر دارد
توحید = یکتا پرستی
پرستش = قدرت دادن
پرستش بت = قدرت دادن به بت
پرستش خدا = قدرت دادن به خدا
اما توحید و شرک در بت و خدا خلاصه نمیشه
به مثال های زیر توجه کنید تا بهتر متوجه شرک بشوید
مثال هایی از شرک که کمک میکند متوجه میزان توحیدی بودنمان بشویم
شرک یعنی مهم بودن نظر دیگران
شرک یعنی نیاز به تایید دیگران چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و یک انسان توحیدی به هیچ چیز و هیچکس به جز خداوند قدرت نمیدهد
شرک یعنی خجالت کشیدن از دیگران خجالت هم قدرت دادن به غیر خداوند هست
شرک یعنی ترسیدن از هرکسی به جز خداوند مثلا اگر کمربند یا کلاه ایمنی را از ترس پلیس استفاده کنیم شرک هست این به این معنا نیست که کمربند یا کلاه ایمنی استفاده نکنیم اما استفاده کردن آن درصورتی جایز هست که بخاطر حفظ سلامتی باشد نه ترس از کسی به غیر خدا و جالب اینکه اگر کسی توحیدی باشد اگر تمام افراد جهان متحد شوند که به او آسیب یا زیان برسانند نمیتوانند
شرک یعنی بزرگ دیدن یک سری افراد
یا مهم بودن نظر افراد به گونه ای که یا طبق نظر اون ها کاری که میدانیم درست هست را انجام ندهیم یا اگر هم انجام دهیم احساس کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم که به خاطر حرف آنها از کاری که میدانستیم درست هست چشم پوشی نکردیم
شرک یعنی اینکه به غیر خدا قدرت بدیم مثلا فکر کنیم دیگران یا دولت ها یا هرچیزی و هرکسی به جز خداوند میتواند در زندگى ما تاثیر مثبت یا منفی داشته باشد
شرک یعنی انتظار کمک یا محبت از دیگران چون دیگران هیچ کمکی بهت نمیکنند مگر به اندازه توحیدی بودنت که اون کمک هم از طرف اون اشخاص نیست بلکه پاداش میزان توحیدی بودن هست و هرچه بیشتر توحیدی باشیم و کمتر شرک داشته باشیم افراد بیشتری به خدمت ما درمیاند
شرک یعنی حسرت خوردن چون در این حالت یک افرادی را بت کردیم و فکر میکنیم اون ها چیزی دارند که ما ازش محروم هستیم و این یعنی قدرت دادن به غیر خدا
شرک یعنی احساس بد چون بدون استثنا وقتی توجه روی ناخواسته ها هست احساسمون خوب نیست و در این حالت به اون ناخواسته ها قدرت دادیم
شرک یعنی احساس اینکه خانواده یا کشور که در آن زندگی میکنیم یا دولت ، داشتن سرمایه و کلا هرکسی یا هرچیزی به جز خداوند میتواند در زندگی ما تاثیر مثبت یا منفی بگذارد
باور به چشم زخم هم شرک هست چون قدرت دادن به غیر خداوند هست و بخاطر همین افرادی که در فرهنگی به دنیا آمده اند که به چشم زخم باور دارند مرتب بلا سرشان می آید
مهم بودن یک خاسته هم شرک هست یعنی اگر کسی احساس کند که تا به خاسته مورد نظرش نرسد شاد نیست و نمیتواند احساس خوشبختی کند به آن خاسته قدرت داده
اگر احساس کنیم که ما میخواهیم راه درست را برویم اما شیطان نمیگذارد به شیطان قدرت داده ایم و یک فرد توحیدی میداند که یدالله فوق ایدیهم یعنی قدرت خداوند بالاترین قدرت هاست …
اگر خیال کنیم که خودمان باید جواب یک مسئله در زندگی را بدست آوریم به ذهن خودمان قدرت دادیم و شرک هست
اگر وقتی ایده ای می آید
گمان کنیم که آن ایده را ذهن پر از ایراد خودمان کشف کرده شرک هست
اگر کسی به ما کمک کند و گمان کنیم آن شخص به ما کمک کرده شرک هست چون میزان کمک دیگران به ما به اندازه توحیدی بودنمان هست و به هر چه بیشتر توحیدیتر باشیم افراد و شرایط و… بیشتری به خدمت ما درمی آیند
حتی اگر احساس کنیم یک استاد که آموزش میدهد فرد خاصی هست یا نسبت به او تعصب داشته باشیم شرک هست چون اون استاد پاداش ما بخاطر توحید بودنمان هست
و… و… و…
و در کل همه را باید از طرف خدا بدونیم و مرتب این موضوع را به خودمان یادآوری کنیم و اینقدر یادآوری کنیم که جزیی از وجودمان شود و اتوماتیک وار افکار غالبمان حتی در خواب هایمان هم توحید موضوع اصلی باشد
یاد آوری مجدد
توحیدی بودن یعنی یکتا پرست بودن
کلمه پرستش به معنای قدرت دادن هست
یکتاپرست بودن یعنی به هیچکس و هیچ چیز به جز خدا قدرت ندادن
بعضی از جملات من که هر بار روش کار کردم معجزه دیدم این هاست
خداوند صاحب ومالک تمام ….. است و من تنها از خداوند …… میخواهم
(در جای خالی خاستم را میگم)
من کیستم؟ من جانشین و عزیز دل خداوند هستم کسی که خداوند تمام آنچه در آسمان ها و زمین است را رام و گوش به فرمان من قرار داده
خدا کیست ؟ خداوند صاحب و مالک و فرمانروای تمام جهان هستی است کسی که همه چیز و تمام قدرت ها از آن اوست
من تنها به خداوند قدرت میدهم و تنها از او یاری میجویم
به لطف رب العالمین من جانشین و عزیز دل خداوند هستم
خداوند مقدر کرده که من توحیدی باشم
خداوند مقدر کرده که من همواره بیشتر و بیشتر قدرتش را باور کنم
من ایمان دارم که خداوند به همه وحی میکند
من لایق این هستم که خداوند به من وحی کند
خداوند همواره جواب سوالاتم را به من میگوید و مرا به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت داده مثل ابراهیم و سلیمان و عباس منش هدایت میکند