این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/abasmaneshsastori.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-14 04:56:532025-10-15 22:07:26دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر »
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سوال 1: واقعا بیاد ندارم موردی که بخوام قبلش تغییر بدم مسیرو معمولا حز گروه افرادی بودم که گذاشتم جهان هستی با قوانینش له و لوردم کنه بعد رفتم سراغ تغییر یعنی یه جورایی مثل شرایط الانم واقعا خودمو به شدت توی وضعیت بدی دیدم بعد روی اوردم به اینکه آره استاد درست میگفت باورهات ایراد داره
سوال 2: من یه کسب و کار دارم سال گذشته رسید به درآمد میانگین 100 میلیون در ماه ولی چون رهاش کرده بودم و عملا کارمندام میچرخوندنش رسید به جایی که ضررده شد و هنوز بعد 6 ماه به اون نقطه اوجی که تجربه کرد حتی نزدیکم نشده
سوال 3: باور محدود کننده ام این بود که نیازی نیست بالای سرکارت باشی کارمندات میچرخونن حتی تو دیگه فقط بخوری و بخوابی و حتی نیازی نیست رضایت مشتریاتم مهم نیست.
باور درست اینه که من وقتی کارمو روزانه و مرتب با دیسپلین انجام بدم و به مشتریم اهمیت بدم و کیفیت کارم رو ببرم بالا مشتریام خودشون برام مشتری میارن و درآمدمم افزایشی میشه.
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم در این سایت مقدس
خداروشکر میکنم که بعد از مدت ها دوباره کامنت میذارم و از استاد سپاسگزارم که این پروژه رو طراحی کردند . البته این مدت داشتم جلسات قانون سلامتی رو مرور میکردم و نت برداری میکردم چون بنظرم برای کسی که از بهار 1401 این شیوه رو شروع کردم و تا الان ادامه دادم، نتایجم راضی کننده نبوده و اتفاقا یه سری از اشتباهاتم رو پیدا کردم . به امید خدا یکم کارم سبک بشه دوباره جلساتش رو از سر میگیرم . من قدم اول رو هم شروع کردم و چقدر در طی همین چند روزی که تمرین ستاره ی قطبی رو انجام دادم نتیجه گرفتم خداروشکر .
واقعا به این پروژه نیاز داشتم خداروشکر که به درخواستم پاسخ داد .در این مداری که هستم تمام نتایج برام عادی شده و دیگه راضیم نمیکنه ولی متاسفانه انگار استاک شدم مخصوصا نتایج مالی و پیشرفتی نمیکردم . من با کار کردن روی این پروژه و قدم ها میخام زندگیم رو در تمام ابعاد عوض کنم و حداقل یه پله بالاتر ببرم، از همه مهم تر عزت نفس و مسائل مالی . خدایا شکرت
نکات فایل :
موضوع اصلی در مورد تغییر اینکه چقدر ما آمادهایم تغییر بدیم خودمون رو و زندگیمون رو، جاهایی که ایراد داره مثل مالی، عاطفی، سلامتی، معنویت .
انسانهارو در بعد تغییر میشه به چهار گروه تقسیم کرد :
گروه اول افرادی که اونقدر تغییر نمیکنند که جهان اونها رو نابود میکنه حالا در بعد مالی،سلامتی، عاطفی مثل معتادی که تغییر نمیکنه و اونقدر ادامه میده که یه روز تو خیابون جنازشو پیدا میکنند .
گروه دوم افرادیکه خیلی دیر تغییر میکنند و اونقدر ادامه میدن که همه چیز رو از دست میدن مثل معتادی که خانواده، پول و سلامتیشو از دست میده و آخر سر هدایتهای خداوند رو دنبال میکنه و پاک میشه البته که مسیر خیلی سخت و بدیه و فرد میتونست خیلی زودتر با دیدن نشانهها جلوش رو بگیره و مسیرش رو عوض کنه و تغییری در روند رفتاری، باوری و فکری خودش ایجاد کنه .
گروه سوم افرادی هستند که با اولین نشانهها با اولین مسائلی که در شرایط مالی، کاری و … میبینند، میگردند ایراد کار رو پیدا میکنند و تغییر رو در آغوش میگیرند .
گروه چهارم افرادی هستند که اصلاً منتظر بلاها، مسائل و تضادها نمیمونند و هر روز به دنبال بهبود شرایط خودشون و زندگی بهتر هستند و بهترین گروه همین گروهه . اینها هر روز دنبال ترمز در باورها و رفتارهای نامناسب خودشون میگردند و مثلاً بررسی میکنند که چطور میتونن بیزینس خودشون رو بهتر کنند اینها افرادی هستند که تضاد خاصی در زندگی شون به وجود نمیاد چون تضادها و مسائل و مشکلات برای این اومدند که ما خودمون رو بهتر کنیم وقتی ما خودمون دنبال بهتر شدن باشیم اصلاً تضاد خاصی سر راهمون قرار نمیگیره چون جهان نیاز نداره که بلا سرمون بیاره تا ما تغییر کنیم چون این تضادها در هر بعد چه عاطفی چه مالی چه سلامتی برای اینکه ما بیدار بشیم و خودمون رو بهبود بدیم و شرایطمون رو بهتر کنیم و درسهامون رو بگیریم حالا اگر یه نفر قبل از این بلاها خودش آگاهانه و داوطلبانه دنبال بهبود باشه عملاً جهان روی قشنگش رو بهش نشون میده .
ترکیب این پروژه با پروژه احساس لیاقت یک ترکیب جادویی میشه . احساس لیاقت باعث میشه که ما حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم که میتونیم اوضاع رو تغییر بدیم و این پروژه به ایمان و احساس لیاقتی که بعد از دوره ی احساس لیاقت به وجود میاد جهت میده . این ترکیب برای خودباوری و بهبود زندگی در تمام جنبهها جادویی عمل میکنه .
دستورالعمل پروژه :
1) پاک کردن فایلهای قبلی و دانلود فایلهای جدید که کیفیت بالاتری داره و اضافات مثل از سلام و احوالپرسی حذف شده .
2) مطالعه ی مطالب و توضیحات هر جلسه
3) کار کردن همزمان روی دوره احساس لیاقت به صورت یک روز در میان با پروژه تغییر .
هدف از این پروژه اینه که قبل از اینکه جهان چکش رو برداره و روی سر ما بکوبه، برای اینکه راهمون رو پیدا کنیم و خودمون رو بهبود بدیم و مسیر رو تغییر بدیم (نه اینکه با ما پدر کشتگی داره) خودمون به دنبال بهبود باشیم حتی برای 5 دقیقه در روز حالا در حوزههای مختلف و گفت و گوهایی که من با اعضای سایت در این باره داشتم بسیار کمک کننده س برای اینکه باور کنیم امکان پذیره که انسان تغییر کنه و میشود که شرایط رو عوض کرد . من خودم در بدترین شرایط مالی شروع به تغییر دادن خودم کردم در تمام جنبهها چه فکری چه رفتاری و بعد جهان من در تمام جنبهها تغییر کرد . من وقتی دیدم در بحث سلامتی داره یه مشکلاتی به وجود میاد برای منی که طی چند سال اخیر یک قرص هم نخوردم مثل خلط گلو، اضافه وزن شدید و … و جهان داشت به من میگفت که یه جای کارت ایراد داره، به صورت بنیادین در دوره قانون سلامتی شیوه زندگیم رو تغییر دادم و کلی وزن کم کردم و چقدر سلامتتر شدم بدون اینکه کار به سکته و جراحی و … برسه . من در همه موضوعات سعی میکنم قبل از اینکه اوضاع سختتر بشه بگردم و ایراد کارم رو پیدا کنم و شروع کنم به تغییر دادن و چقدر خوب میشه که هممون مثل گروه چهارم منتظر نشانهها نباشیم تا دست به تغییر بزنیم . زندگی من در تمام جنبهها هیچ ربطی به گذشتش نداره . من آدمی بودم که از لحاظ مالی هیچی تو زندگیم نداشتم و در طول دوران مدرسه حتی یک جفت کفش نداشتم و در خانواده بسیار فقیر بزرگ شدم ولی تونستم شرایط خودم رو تغییر بدم در جنبههای مختلف . انسان میتونه شرایطش رو تغییر بده مهم نیست که الان تو چه اوضاعی هستی و چه مسائلی داری چه در بحث مالی چه روابط ما توانایی تغییر رو داریم ما درخت نیستیم میتونیم شرایط رو عوض کنیم میلیونها نفر شرایط خودشون رو تغییر دادند و محکوم نبودند به شرایطی که در آن به دنیا آمدند و فضایی که در آن بودند حتی اگر یه جایی از مسیر رو اشتباه رفته باشیم، بازهم میشه اوضاع رو عوض کرد فقط باور کنیم که “من میتونم اوضاع را عوض کنم” که دوره احساس لیاقت این باور رو به وجود میاره به خاطر اینه که میگم ترکیب این پروژه با دوره احساس لیاقت جادوییه چون اول باید باور کنیم که من میتونم اوضاع رو بهتر کنم، اینکه من شرایط مالی یا عاطفی خوبی ندارم قرار نیست ابدی باشه ؛ من یه سری اشتباهات دارم که باید اونها رو بهبود بدم و برطرف کنم و یه سری تغییرات در شخصیتم، در افکارم، در باورهام ایجاد کنم اون وقت شرایط من عوض خواهد شد . قانون اینه که ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم که اتفاقات ما، شرایط، ایدهها و افرادی که وارد زندگی ما میشن رو خلق میکنه، این ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، ما حاکم مطلق سرنوشت خودمون هستیم ما خالق زندگی خودمون هستیم و اگر در زمینه ای اوضاع خوب نیست به این معنی نیست که مجبوریم تحمل کنیم نه ؛ ما میتونیم تغییر بدیم و اوضاع رو بهتر کنیم فقط باور کنیم که میشود شرایط رو تغییر داد و بعد حواسمون جمع باشه برای دیدن نشانهها مثل همان بحث سلامتی که من نشانهها رو دیدم اینکه بدن من بسیار فرسوده شده و همیشه خسته و بیحالم و با خودم گفتم اگر این روند ادامه پیدا کنه حتی اگر نمیرم به علت مریضیهای مختلف باید زجر بکشم و گشتم ایراد کار رو پیدا کردم و ماهها تحقیق کردم در مورد کارکرد بدن و بهش عمل کردم و این تغییراتی که در بدن من ایجاد شد و سالمتر شدم باعث شد کلی آدم از این دوره استفاده کنند و شرایط جسمیشون بهتر بشه .
پس دوره احساس لیاقت این خودباوری و احساس ارزشمندی رو در ما ایجاد میکنه که باور کنیم من ارزشمندم و من لایق زندگی خوب هستم و من میتونم که خودم رو و زندگیم رو تغییر بدم و پروژه تغییر به ما کمک میکنه که زندگی خودمون رو عوض کنیم . اگر ما باهوش باشیم، قبل از اینکه جهان چکش رو برداره خودمون دنبال بهبودی میریم و اصلاً تضاد خاصی به وجود نمیاد و زندگیمون یه مسیر نرم و روانه در واقع چرخهای زندگی روغن کاری شده و به راحتی حرکت میکنه به سمت زیباییهای بیشتر .
* وقتی کامنت دوستان رو مطالعه میکنیم که از شرایط خیلی سخت چه مالی چه عاطفی تغییر کردند و زندگیشون بهتر شده، یک نور امیدی در دل ما زنده میشه و وقتی خودمون از تغییراتی که ایجاد کردیم در گذشته و قراره ایجاد کنیم مینویسیم، میلیونها نفر از آن استفاده میکنند.
* جهان اولش یه دونه آروم میزنه و به ما میگه که در مسیر اشتباه هستی و خودت رو اصلاح کن مثلاً در رابطه عاطفی یه سری بحثها به وجود میاد یا در بحث مالی درآمد داره کم میشه ولی این تضادها همچنان قابل مدیریت هستند و خیلی اوضاع بد نیست اما این مسائل کوچک داره تکرار میشه . وقتی ما خودمون رو تغییر نمیدیم و بهبودی ایجاد نمیکنیم، جهان ضربه دوم رو شدیدتر میزنه و اتفاقات بدتری رو تجربه میکنیم اگر تغییر نکنیم ضربه سوم شدیدتره و … .
مسئله من بر میگرده به دوسال پیش که دیدم همکارم داره ارتقا شغلی میگیره و من نگرفتم
خیلی دنبال پیشرفت بودم و اون موقع قوانین رو هم نمیدونستم چیه. بیشتر وقتا نیمه خالی لیوان رو میدیدم و به دنبال پیشرفت بودم و رفتم پیش مدیرم و پیشنهاد داد که بیا دفتر مرکزی کار کن تو چشمم باشی و پیشرفت کنی و از اونجا که منم باور های محدود کننده داشتم فکر میکردم اگر توی دفتر مرکزی نباشم نمیتونم رشد کنم و رفتم اونجا
هر روز تقریبا 5 ساعت مسیر رفت و برگشتم طول میکشید و با کلی خستگی میرسیدم خونه و همون ماههای اول بود که دیدم بقیه همکارانم که با من بودند ارتقا رتبه گرفتند و فقط من با باورهایی که داشتم ارتقا پیدا نکردم
الان تقریبا یکسال هست که از طریق دستی از دستان خداوند با استاد عباسمنش آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم و هر چقدر بیشتر کار میکنم بیشتر باگ هارو میفهمم چیه و کجاس و در حال اصلاح و ایجاد باورهای مناسب هستم
الان چند ماه هست که دارم مینویسم و شکرگزاری میکنم و تازه دارم میفهمم که چقدر نوشتن تاثیر داره
اینکه من خواستههایی که دارم رو به صورتی که قابل باور و امکانپذیر باشه رو نوشتم و هر روز برای رسیدن بهشون فکر و شکرگزاری میکردم در مورد چیزایی که دارم و بهشون میرسم که یکی از آرزوهام خونه خریدن بود و بهش رسیدم و ایمانم قویتر شد
خیلی دوست داشتم برگردم به محل کار قبلیم که نزدیک خونمون بود و اونم با توجه کردنم به زیباییها و کنترل ذهنم و شکرگزاری تونستم بهش برسم
در نهایت میخواستم اینو بگم که من راحتی و نعمتهای زیادی داشتم و فکر میکردم که راحت نیستم و هیچی ندارم و نمیدیدمشون و راهی برای پیشرفتم نیست البته که تهران رفتنمم تجربه خوبی بود برای حیطه کاری جدیدی که توی این دو سال تجارب زیادی تونستم توش کسب کنم و اگر با دانشی که الان دارم به عقب برگردم باورهای محدود کنندم رو کنار میذاشتم و پرقدرت کارم رو ادامه میدادم و باورهای مناسب ایجاد میکردم و به قوانین جهان هستی عمل میکردم چرا که پیشرفت من در رعایت قوانین جهان هستی و توجه به زیباییها و فراوانیها و کنترل ذهنم هست و باعث میشه که روز به روز رشد و پیشرفت کنم
در نهایت سپاسگزارم از تنها پروردگار آسمانهاو زمین که همیشه کنارمه و داره هدایتم میکنه و حواسش بهم هست
بنام خداوند مهربان سلام و درود خدمت شما استاد عزیز و رهنمای همیشه گی ما و تمام کسانی که در این راه پر برکت تامل میکنند، تفکر میکنند، درک میکنند و حرکت میکنند. خدارا هزاران مرتبه شکر که من توی این فضا هستم و دارم به سوی رشد و تعالی حرکت میکنم.
از خداوند سپاسگزارم که دستان خودش را برای کمک به من فرستاده هست.
توی فایل دستورالعمل پروژه (تغییر را در آغوش بگیر) به خیلی موارد ناب سر خوردم که میخوام اونارو براتون توضیح بدهم.
اولا اینکه من درک کردم که جزو کدام دسته از افراد هستم و من در دسته افراد گروه دوم بودم نظر به نکاتی که در این گروه از افراد هست با من صدق میکند.
و من به خودم قول دادم که جزو افراد گروه چهارم باشم و قبل از اینکه جهان چکشش رو بکوبه تو سرم بلند شوم و تغییر کنم.
چرا باید تغییر کنم؟ استاد توی یک فایلی به اسم چگونه وارد مدار خواسته ها شوم؟ بیان میکنه که ما هیچ وقت متوقف نیستیم اگر داریم تغییر میکنیم و روی خودمون کار میکنیم که رشد کنیم داریم میریم مدار های بالاتر و اگر هم روی خودمان کار نمیکنیم معناش این نیست که متوقف شدیم نه ما داریم حرکت میکنیم اما اینبار به مدار های پایین تر حرکت میکنیم به سمت بدبختی های بیشتر روابط نامناسب بیشتر مریضی ها و غیره..
پس ما باید به این دلیل روی خودمان کار کنیم تا رشد کنیم و به سمت بهترین ها در حرکت باشیم. حالا با این مجبوریت که باید تغییر کنیم چرا بزاریم جهان با چکش تضادش بزنه توی سر ما بریم و خودمون تغییر ایجاد کنیم در شرایطی که همه چی خوب و عالی و بی نقص هست. اما ما چگونه تغییر کنیم؟ از کجا بدانیم که این تغییری که داریم ایجاد میکنیم درست هست؟ بهترین راه این کار درک قوانین هستی، توحید در عمل و ایمان داشتن به الهامات خداوندی میباشد. یعنی ما باید هدایت هارا کنترول کنیم و برای اینکه بتوانیم به خوبی به مسیر زیبای مان حرکت کنیم بدون اینکه دلیل و منطق اون الهام رو بپرسیم باید آن ها را در زندگی مان بدون چون و چرا عمل کنیم تا موفق شویم. البته بحث تکامل هم یادتون نره که باید با تکامل پیش برویم عجله نکنیم. عجله باعث از بین رفتن انرژی ما میشود و این برای فردی که راه طولانی در پیشرو دارد خیلی بد است چراکه مجبور اش میکند تا از مسیر دست بکشه و دوباره از اول شروع کند دو چند سخت تر دو چند پیچیده تر خلاصه کار خیلی سختی خواهد بود.
تضاد اصل زندگی هست همان چیزی است که باعث میشود ما رشد کنیم. اگر ما تضاد هارا موهبت الهی بدانیم و با توکل بر خدای مهربان در مسیر رفع آن قرار بگیریم. تضاد خود به خود حل میشود م برای ما مزایای خیلی زیادی خواهد داشت. حال اگر ما جزو گروه پیشتاز باشیم. یعنی پیش از پیش تصمیم بگیریم. پیش از پیش دست به اقدام بزنیم و پیش از پیش اون مسئله رو حل کرده باشیم دیگر قرار نیست تضادی بوجود بیاید. چرا ما قبل از قبل داریم تضاد های آینده مارا حل میکنیم.
پس باید متوجه باشیم که زندگی خیلی سخت نیست آسان ترین کار دنیا زندگی کردن است. اما زنده بودن هست که خیلی سخت است. چرا وقتی داریم زندگی میکنیم باعث میشویم که تضاد ها قبل از اینکه بیایند حل شده باشند.
اما وقتی زنده هستی بدبختی ها و مسائل بسیار بسیار زیادی بوجود خواهد آمد.
خداوند شمارا خیر نصیب کند استاد که به ما شیوه زندگی کردن را یاد میدهید.
خداوند همه شمارا در پناه خیر و برکت خودش قرار بدهد.
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
1) کارو کسب : در بحث کار و کسب درآمد در حال حاضر حدود 2 سال است که ورودی مالی نداشتم و خانه دار هستم شغل قبلی من حسابداری بوده است و به علت علاقه نداشتن به این شغل استعفا دادم و در حال حاضر هدفم بیزینس آنلاین داشتن و کسب درآمد آنلاین است ، قبل از استعفا از کارم هشدار ونشانه های تغییر را احساس می کردم که این کار مناسب من نیست و وقت تغییر شغل و دنبال کردن علاقه خودم است که در این زمینه چون با قانون آشنا بودم و احساس قلبم و الهامیکه از خداوند دریافت می کردم مرا به سمت تغییر شغل سوق می داد که گوش کردم و خودم را جزو گروه 3 می دانم چون در اوایل کارم با شوق و ذوق در جهت بهبود کیفیت کارم آموزش می دیدم اما در اواخر کار و استعفا متوجه شدم که کار مورد علاقه من نبوده است.
بعد دوسال به خانه اول بازگشتم و به عدم استقلال مالی رسیدم که به تازگی مجدد مجبور به تغییر شدم و هم اکنون در گروه 2 زمانی که به ته خط رسیدم هم اکنون خودم را مجبور به تغییر می دانم و حتما باید کار به جاهای باریک کشیده شود وکلی عزت نفس و اعتماد به نفسم آسیب ببیند تا قدم بردارم و باورهایم را تغییر دهم .
2)روابط: در مبحث روابط مادامی که همه چیز خوب می رود و نرمال است قدمی جهت بهبود شخصیتم بر نمی دارم و حتما تضادی که پیش بیاید و مجبور به تغییر شوم و کلی ناراحتیو چالش را تجربه کنم آنگاه دست به تغییر میزنم بنابراین خودم را جزو گروه 1 می دانم یعنی با فاجعه روبرو شوم تا قدم برای تغییر خودم بردارم .
3)سلامت: در بحث سلامتی نیز تا هشدارهارا گرفتم هم تغذیه و هم ورزش را شروع می کنم و در این بین خودم را جزو گروه 3 می دانم یعنی حتما باید نشانه های هشدار را ببینم تا دست به تغییرات مثبت بزنم.
4)وضعیت مالی: در حال حاضر درآمد صفر اما با پول هایی که به لطف خدا وارد زندگی ام می شود به لطف خدا به درستی مدیریت می کنم و پس انداز می کنم و در حال حاضر آموزش های کسب درامد دیده ام اما مسئله مهم استقلال مالی ام را حل نکرده ام و بسیار از این بابت ضربه و آسیب دیده ام در نتیجه حالا که مجبور به تغییر هستم دست به تغییر زده ام که خودم را در گروه 1 یعنی بسیار مقاوم می بینم .
گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: …………وضعیت مالی است که در گروه 1 هستم . …………………»
گام سوم: طراحی تغییرِ هوشمندانه (از “واکنش” به “کنش”)
چطور می تونم درآمد آنلاین داشته باشم و به راحتی از طریق فضای آنلاین به استقلال مالی برسم ؟!
در حال حاضر با دیدن آموزش ادیت ویدیو و اشتراک گذاری آن در اینستاگرام بدون هیچ سرمایه ای می توانم به استقلال مالی برسم شروع به دیدن فایل های آموزش برای انجام این کار بکنم .
«اولین گام کوچک من: 1 نمونه کار ادیت ویدیو خام زدن »
تا شنبه باید اولین ویدیو ادیت شده من انتشار یابد . به تاریخ 08/10 همینجا تعهد می دهم این کار را شروع کنم .
گام چهارم: بازبینی و ساختن عادتِ بهبود دائمی (تبدیل شدن به یک فرد بهبودجو)
تا هفته دیگر از تغییرات و قدم برداشتن خودم تا 14 ام خواهمنوشت .
من دو روز پیش حس کردم باید یه کاری برای پیشرفت زندگیم انجام بدم در صورتی که الان وضعیت مناسبی دارم اما حس میکردم ثابت هستم و درجا میزنم.پس مثل همیشه اولین کاری که به ذهنم رسید این بود وارد سایت شما بشم و دیدم این پروژه آپلود شده و خیلی خوشحال شدم. شروع کردم گوش دادن و نوشتن تمرین. همین الان این فایل رو گوش دادم و هنوز توی شک فروان هستم. چون من هفته پیش یا دو هفته پیش بود همین فایل رو کامل کامل بدون حتی یک واو کم و زیاد توی خواب دیدم. و الان که داشتم گوش میدادم یادم میومد که توی خواب جمله بعدی چی بود.
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
حوزههای اصلی زندگی:
کار و کسب (شغل و حرفه) ==== گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) ==== گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمیکنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.
سلامت (جسمی و روانی) ===== گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانههای جدی، احساس خطر می کنم و تغییر میکنم.
وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) ======= گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
کار و کسب { شغل و حرفه} :
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب:
آخرین بار زمانی بود که مغازه لباس فروشی داشتم و فروشم به شدت پایین اومده بود و خیلی توی ضرر بودم و بشدت داشتم اذیت میشدم
قبل از اون نشانه های خیلی واضحی بود که حتما باید یک تغییری کنم یا تغییراتی بدم اما خیلی بهش بی توجه بودم و یجورایی غرق در روزمرگی ام شده بودم و فکر میکردم با گذشت زمان خودش درست میشه غافل از اینکه علاوه بر اینکه درست نشد بلکه تا مرز نابودی ام بد تر هم شد….
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب:
متاسفانه طبق الگوهای غلط و باورها و عادت های اشتباه همیشه منتظر میمونم تا توی شغلم به یک نقطه بحرانی برسم و قشنگ طمع نابودی و بدبختی رو بچشم و تازه بعدش بیام دنبال راهکار باشم…!!!! الان که اینو گفتم دقیقا یاد پدرم افتادم که ایشون هم همچین عادتی رو داشت…
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
متاسفانه اصلا و ابدا و به هیچ عنوان وقتی همه چیز خوب و آرومه تحت هیچ شرایطی دنبال بهتر شدن یا یادگیری بیشتر یا قوی تر کردن موقعیت خودم نیستم….!!!!!! و فکر میکنم توی اون موقعیت دیگه همش باید خوش بگذرونم و تا وقتی به مرز نابودی نرسیدم هیچ اقدامی برای شروه هیج تغییری نکنم….!!!! { یعنی واااای بر من که عجب باگ سنگینی رو توی خودم شناسایی کردم…. !!!!! }
روابط { عاطفی خانوادگی دوستان} :
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب :
آخرین بار حدود هشت سال پیش بود که در ارتباط عاطفی ام شکست سنگینی رو تجربه کردم….
قبل از اون نشونه های خیلی واضحی بود که باید توی این زمینه تغییر میکردم و از اونجایی هم که نخواستم تغییری کنم ضربات سنگینی رو بهم وارد کرد و بعد از اون ماجرا دیگه بیخیال رابطه عاطفی شدم …!!! یعنی مقاومت برای تغییر نکردن تا این حد که بیخیالش شدم …!!!!! و بعد از اون شروع کردم به خود تخریبی خودم …..!!!
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب :
این مشکل انقد برای من بحرانی و غیر قابل حل بود و انقدر اذیتم کرد که اصلا برای همیشه بی خیالش شدم….!!!! وهیچ وقت نخواستم از زاویه حل مساله بهش نگاه کنم…با اینکه درونم همیشه خلاعش رو فریاد میزد و من فقط سرکوبش کردم…..!!!! و نتیجه سرکوبش همیشه در رفتارم دیده میشه…..
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
متاسفانه ام چون توی این حوضه بشدت مقاومت برای عدم تغییر دارم….!!!! و اصلا شرایط مساعدی ندارم….
_ سلامت { جسمی و روانی }
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب :
جسمی :من همیشه توی بحث سلامتی توی وضعیت خوبی بودم و قبل از اینکه شرایط جسمیم بخواد وخیم بشه همیشه ورزش مداوم داشتم و هیچ مشکلی توی این زمینه نداشتم
روانی : توی بحث روانی همین الان با چالش بزرگی روبرو هستم و دارم حلش میکنم
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب :
جسمی : چون روتین منظم ورزش کردن دارم خیلی کم پیش اومده که به نقطه بحرانی برسم
روانی : متاسفانه انقد روی خودم کار نمبکنم تا آخرش به نقطه بحرانی و پوچی از درون میرسونتم …!!!
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
جسمی : نه همیشه …!!! اما بعضی اوغات اگر شرایط ذهنی و مالی خوبی داشته باشم
روانی : نه متاسفانه …..!!!! یعنی وقتی همه چیز خوب و آرومه کاملا بیخیال کار کردن روی خودم و باورهام میشم تا جایی که به فروپاشی روانی برسم و مجدد از صفر شروع کنم…..!!! { وااای عجب باگ سنگینی دارم توی این موضوع…..!!!! }
_ وضعیت مالی { درآمد و مدیریت پول }
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب : من همیشه توی بحث درآمد و مدیریت پول مشکل داشتم و دارم
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب : توی اکثر مواقع منتظر بحران و مشکل میشم بعد اقدام میکنم …!!!!!!
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب : اصلا به هیچ عنوان اگه شرایط مالی ام خوب بشه دنبال راهکار برای بهتر شدن نیستم… و فقط ذهنم درگیر بخور بخواب و تنبلی میشه….!!!
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: کسب و کار / وضعیت مالی و مدیریت پول
_«چطور میتوانم در کارم به فردی باکیفیتتر، موثرتر تبدیل شوم و ارزش بیشتری خلق کنم؟»
جواب :
با وارد شدن به اون حوضه خاص و تمرین توی اون حوضه خاص
بیکار نموندن و استفاده از همه منابع فیزیکی و آنلاین و آفلاین برای درک بهتر کار
_«اولین گام کوچک من: ثبت نام در کلاس یادگیری مهارت مورد علاقه ام و مطالعات و تحقیقات زیاد خارج از کلاس برای درک عمیق تر
زمانبندی و تعهد: همین فردا میرم و ثبت نام میکنم و شروع به یادگیری و قوی کردن مهارتم میکنم و از همه منابع آفلاین و آنلاین استفاده مفید میکنم
آخرین باری که قبل از تضاد مسیرم رو اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم نتیجه ماورایی رو در تمام زمینه های زندگیم رو برام داشت…!!!
_حال و احساسم همیشه خوب بود …
_همیشه خیالم از همه چیز راحت بود …
_ارتباطم با خانواده و اطرافیانم عالی شده بود …
_همه کارهام به بهترین شکل ممکن همه جا انجام میشد…
_درآمدم چندین برابر شده بود …
_اعتبارم توی کارم چندین برابر شده بود …
_از لحاظ معنوی و ارتباط با خدا فوق العاده شده بودم …
_یادمه اون موقع ها انقدر که همه چیز برام عالی بود همش به خودم میگفتم که من خوشبخت ترین پسر روی زمینم…
_همه بدهی هام رو صفر کرده بودم و فکرم خیلی آزاد شده بود
_یک ماشین عالی صفر کیلومتر نقدی خریده بودم
_ورزش روتین و منظمم رو میرفتم
_چند صد میلیون پول مازاد توی حسابم داشتم
جواب سئوال 2 :
توی خیلی موارد نشانه های واضح تغییر رو میدیدم اما نمیدونم چرا جدی نمیگرفتم…!!! شاید چون کامل باورش نکرده بودم …!!!
یادمه روی خودم عالی کار میکردم و تغییرات رو میدیدم اما دیگه بعدش ولش میکردم همه چیز رو و دقیقا برمیگشتم به نقطه اول و انقدر این سیکل برام تکرار میشد که دیگه انگیزه ام برای تغییر رو از دست میدادم و همه چیز رو رها میکردم …!!!
و از همونجا میوفتادم توی سیکل شرایط و اتفاقات بد ….!!!
و حالا چه هزینه هایی رو برای فرار از تغییر پرداخت کردم ؟! جوابش واقعا دردناکه …!!!
_بی انگیزگی و بی حوصله گی و خود تخریبی و خود خوری از اینکه بابا من آدم بی اراده و به درد نخوری ام
_وخیم شدن شدید اوضاع مالی و شغلی و رفتن توی بدهکاری و استرس و بی اعتباری
_درگیری رفتاری با همه اطرافیانم و تبدیل شدن به یک آدم افسرده و عصبی و بی اعصاب و روان پرش
_منزوی شدن و قطع ارتباط با همه و محروم شدن از کوچیک ترین لذت های زندگی
جواب سئوال 3 :
فکر کنم جوابش خیلی کمک کننده باشه….
اگر به اون موقعیت برگردم اقدامات جایگزینم و تغییر رفتار و واکنشم :
_اولین اقدامم تمرین صبور بودن و عجول نبودنه
_ لذت بردن از تنهاییم و عدم ارتباط با آدم های سطح پایین به لحاظ انرژی که الگوهای بدی برام میشن
_عمل کردن دقیق تر به تمارینم و بیشتر کار کردن روی خودم
_ کنترل بیشتر و دقیق تر ذهنم / زاویه نگاهم / تایید بیشتر زیبایی ها و ثروت ها و بستن چشمم و گوشم روی نازیبایی ها و تضادها
_رفتن دنبال علاقه مندیم در کنار کار روزمره ام و توسعه تکاملی همون علاقه مندیم با جسارت و باور قوی
_ صبح تا شب گشتن دنبال الگوهای موفق در حوضه علاقه مندیم که ببین شده !!! پس منم میتونم !!!
_ شکر گزاری شبانه و روزانه و ساختن محکم ترین و عالی ترین باورهای توحیدی بصورت مستمر و ادامه دار
_چک آب فرکانسی خودم هم هفته یکبار که ببینم خودم رو از کجا به کجا رسوندم و شاهد تغییراتم باشم تا انگیزه ای بشه برای ادامه راهم که برم جلو…
جواب سئوال 4 :
که فکر کنم تیر خلاصی باشه به همه بی باوری ها و عمل نکردن ها ….!!!!
اینکه چه باور محدود کننده ای باعث میشد که ایجاد تغییر رو به تعویق بندازم باید بگم :
_ باور به اینکه حالا بزار الان بگذره از فردا دیگه همه چیزو تغییر میدم …
_حالا الان حالش رو ندارم بزار بعدا که سروحال شدم یکاریش میکنم …!!!
_باور به اینکه اصلا مگه حالا چقدر تغییر باور روی زندگیم تاثیر داره …!!!!
_باور به اینکه حالا الان خوابم میاد بزار بعدا که بیدار شدم… یا الان کار دارم بزار بعدا که کارمو انجام دادم…یا الان گشنم شده بزار هر وقت غذا خوردم و سیر شدم …
_ یا الان سختمه بزار بعدا که سختم نبود انجامش میدم…!!!
یعنی انگار یه اهرمی توی ذهنم میگه انجامش بده اما یه اهرم قوی تر نمیزاره که انجام بشه و قدرتش از اون یکی اهرمه خیلی قوی تره و همیشه کار خودش رو میکنه و نمیزاره یک قدم هم بردارم …!!! و اصلا انگار یجوری همیشه تحت امر و فرمان اونم !!! انگار همه وجودم شده برده اون و اونه که داره هر لحظه ام رو کنترل میکنه و منو به بدترین جاها و بدترین رفتارها و بدترین واکنش ها وادارم میکنه و انگار من این بردگی رو قبول کردم و مثل یک سرباز خودم رو در اختیارش گذاشتم تا به هرجایی که میخواد منو رو ببره و همیشه هم توی درو دیوار میبره اما بازم کاری از دستم بر نمیاد ….!!!
یعنی یادمه به خودم تعهد داده بودم از صبح تا شب لبخند نباید از روی لبم پاک بشه حتی به غلط… اصلا بزار بگن دیوونه ست… !!!
بعدش هم زمان شروع کردم با صدای خودم باورهای قوی ثروت و عزت نفس رو هم زمان ضبط کردم و دائما صدام توی گوشم بود …!!!
بعدش هم زمان هر چیزی هم توی دوره ها گفته میشد در جا بهشون عمل میکردم از کنترل ذهن تا تایید ثروت ها و زیبایی و …!!!
بعدش هم زمان ورزش کردنم رو مستمر و با انگیزه هر روز انجام میدادم ….!!!!
بعدشم هم زمان الگوهای موفق و پترنها رو دنبال میکردم و تحسین و تایید میکردم !!!!
بعدشم هم زمان کتاب شکرگزاری رو بارها خوندم و شب ها قبل خواب شکرگزاری میکردم و با احساس عالی میخوابیدم و با همون احساس بیدار میشدم…!!!
یک ماه اینجوری بدون هیچ چشم داشتی عمل کردم یعنی اصلا جا نزدم که ای بابا پس کو نتیجه اش !!!!
حالا بماند که نتایج کوچیک رو از همون اولش داشتم میدیدم !!!
اما بعد یک ماه اصلا همه چیز شروع کرد به تغییرات بزرگ و عالی…..یعنی توی یک زمان کوتاه چند ماهه همه بدهی هام پرداخت شد و کلی امکانات برام ایجاد شد و کلی زندگی ام تغییر کرده بود …..
استاد عجب فرمولی و نسخه ای رو با همین چهارتا سئوال برامون پیچیدین !!!!
به طرز عجیبی دلم میخواد از همین الان برگردم به همون مسیری که قبلا رفته بودم !!!!
تمرین جلسه دستور العمل پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد مسیرم را اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم چه بود و چه نتیجه ای داشت؟
آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد مسیرم را اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم رفتار با همسرم بود.یعنی هر چند ماه یک بار با هم یک کَلکَلی داشتیم و معمولا یک روزی از دست هم نا راحت بودیم و دلیلش هم توجه من به نکات منفی اوشون بود.و گاهی اوقات هم به باورها و اعتقادات اوشون بی احترامی می کردم اما دیدم این الگو داره تکرار میشه و تصمیم گرفتم و گفتم اگر می خواهم رابطه ام را با همسرم ادامه دهم باید تغییری در خودم ایجاد کنم و آن هم این بود که تنها دیگر نه تنها به باورها و اعتقادات همسرم بلکه به باور ها و اعتقادات هیچ کس بی احترامی نمی کردمو سعی می کردم که بر نکات مثبت آنها توجه کنم و نتیجه اش این است که از آن وقت دیگر آن کَلکَل ها دیگر تکرار نشد و رفتار و احترام متقابل همسرم به من و با من هم بیشتر شد.
سوال 2:
در چه مواردی نشانه های تغییر را دیدم و جدی نگرفتم؟بعداً دقیقا چه هزینه ای برای فرار از آن تغییر پرداخت کردم؟
در مورد قرض کردن و وام گرفتن نشانه های خداوند این بود که قسط های وام بانکی ام سه چهار ماه روی هم شده بود و در نهایت پرداخت کردم اما بهایی که دادم این شد که از لحاظ مالی به جایی رسیدم که دیگران آنقدر به من پیشنهاد انتشار پیام دادن تا در بین خانواده پدر بزرگهایم دادم تا در حد توانشون کمک کنند تا من خانه ام را جمع کنم حدود 50میلیون تومان جمع شد اما باز هم مشکل حل نشد و من بیشتر احساس بدهکاری می کنم
سوال 3:
اگر به آن موقعیت برگردم چه اقدام جایگزینی انجام می دهم ،چه رفتاری یا واکنشی نشان می دهم؟
اگر به آن زمان بر گردم این ایده را قبول نمی کنم که گلریزان جمع کنم به جای آن تمرکز خودم را روی کارم می گذاشتم و اجازه می ادم تا ثروت به سمت من سرازیر شود.و شتاب نمی کردم .
سوال 4:
به آن موقعیت فکر کن و بنویس چه باور محدود کننده ای باعث می شود که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازم؟
باور هایی مثل اینکه من باید زمان بیشتری و فشرده تر کار کنم تا خودم بتوانم این هزینه ها را جور کنم ، من باید حتما کسب و کار شخصی ام را راه اندازی کنم تا پول وارد زندگی ام شود .حتما باید درگاه پرداختم را فعال کنم تا از این طریق پول وارد حسابم شود و من خرج ساخت و ساز کنم و از این جور باورها که ما بقی را نمی توانم پیدا کنم .
تمرین کلی برای این قسمت از پروژه :
گام اول :شناخت خود و تعیین جایگاه
من اکنون کجا ایستاده ام؟
حوزه های اصلی زندگی :
#کار و کسب:
#روابط(عاطفی، خانوادگی، دوستان)
#سلامت(جسمی و روانی)
#وضعیت مالی (در آمد و مدیریت پول)
2-تحلیل رفتار:
الف:آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدم چه زمانی بود ؟آیا قبل از آن نشانه های هشدار دهنده ای وجود داشت؟که می گفت باید تغییر کنی اما من به انها توجه نکردم؟
پاسخ به سوال الف در زمینه کسب و کار :
همین الآن با چالش روبرو هستم چون هنوز جرات نکردم به طور کلی حرفه قبلی ام را رها کنم و تمرکزم را بگذارم روی کار مورد علاقه ام .آره نشانه هایی مثل عدم تغییر دست مزد نسبت به تورم یا خرج و مخارج.
پاسخ به سوال الف در زمینه روابط:
از 6 سال پیش هر ماه یک بار با همسرم کل کل می کردیم و یک روز از دست هم ناراحت بودیم کم کم سعی کردم خودم را تغییر دهم و با توجه به نکات مثبت و برداشتن توجه ام از نکات منفی الآن 6ماه این الگو تکرار نشده است.
پاسخ به سوال الف در زمینه سلامت :
خیر تا حالا به مشکل بحرانی برخورد نکردم.
پاسخ به سوال الف در زمینه وضعیت مالی:
این وضعیت همچنان باهاش دست و پنجه نرم می کنم چون هنوز سوراخ های سطلم زیاد است یعنی همچنان پولی که به صورت گلریزان جمع کردم و به خودم قول دادم که فقط برای ساختمان خرج کنم ، گاهی وسوسه می شوم که به همان پول دوره ی احساس لیاقت را بخرم در صورتی که از طرف دیگر به خودم قول دادم تا دورا ها را حتما باید با پولی که از طریق کسب و کارم یا بهتر است بگویم بدون قرض و وام بخرم خلاصه هنوز در این زمینه زیاد کار دارم و سوراخ های زیادی در کف ظرفم هست که باید بگیرم.
سوال ب:
آیا معمولا منتظر می مانم تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل ان اقدام کنم؟
پاسخ مربوط به حوزه کار و کسب: از آنجایی که تا حالا مسئله بحرانی را تجربه نکردم . باید بگویم خیر.
پاسخ به سوال مربوط به حوزه روابط: خیر.
پاسخ مربوط به حوزه سلامت: خیر.
سوال ج: آیا در این حوزه حتی زمانی که همه چیز خوب و آ رام است به دنبال راه های بهتر شدن ،یادگیری بیشتر یا قوی تر کردن موقعییت خود هستید؟ بله
امتیاز :
کار و کسب:گروه 3
روابط: گروه 3
سلامت: گروه 3
وضعیت مالی: گروه2
حوزه انتخابی من برای شروع تغییر:
کام سوم: طراحی تغییر هوشمند انه (از واکنش به کنش)
حالا برای حوزه مدیریت مالی میخواهم یک برنامه عملی کوچک اما قدرتمند طراحی کنم.
دستور العمل:
1-تغییر زاویه دید:
سوال پیشرونده :چطور می توانم در این حوزه به یک نسخه بهتر از خودم تبدیل شوم؟حتی اگر الآن اوضاع خوب است چطور می توانم آن را عالی تر کنم؟
چطور می توانم در حوزه وضعیت مالی به یک فرد و یک نسخه بهتر تبدیل شوم؟و ارزش بیشتری خلق کنم؟
تبدیل شدن به نسخهی بهتر خودم در حوزهی مالی یعنی رشد همزمان در سه بُعد:
1. فکر مالی (Money Mindset)
2. مهارتهای مالی (Financial Skills)
3. خلق ارزش و درآمد (Value Creation)
اگه بخواهم مرحله به مرحله پیش برم
1. رشد در طرز فکر مالی
موفقیت مالی از ذهن شروع میشود. برای رشد در این بخش:
باید باور کنم که پول نتیجهی ارزشآفرینی است، نه شانس یا وراثت.
باید هر روز از خودم بپرسم: «من امروز چه ارزشی به دیگران اضافه کردم؟»
2. تسلط بر مهارتهای مالی
برای پیشرفت مالی، باید مثل یک مدیر مالی برای خودم عمل کنم:
بایدبودجهنویسی کنم. باید بدانم هر ماه پولم دقیقاً کجا میرود.
باید پسانداز و سرمایهگذاری را یاد بگیرم. با مبالغ کم شروع کنم ، اما با نظم ادامه بدهم.
باید مدیریت بدهی و جریان نقدی را تمرین کنم.
باید یاد بگیرم پول برایم کار کند (مثلاً از طریق سرمایهگذاری روی خودم و سرمایه گذاری در کسبوکار، یاد گیری مهارت ).
3. خلق ارزش و درآمد بیشتر
برای افزایش درآمد، باید ارزش بیشتری به دیگران بدهم یعنی مسائل بیشتری حل کنم:
روی شغل مورد علاقه ام تمرکز کنم
یک مسئله واقعی از مردم حل کنم. هر چقدر مسئله بزرگتر و حل آن کمیابتر باشد، لاجرم ثروت بیشتری هم به دنبال آن وارد زندگی ام می شود..
4. رشد مستمر و بازنگری
باید هر چند وقت یک مهارت جدید که به کار مورد علاقه ام می آید یاد بگیرم به عنوان ورود به چالش یا ورود به دل نا شناخته ها
می توانم با افراد موفقتر از خودم در ارتباط باشم تا طرز فکر و فرصتهای جدید بگیرم.
این بود از کامنت من به عنوان تمرین من برای جلسه اول این پروژه.
دورود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم و همه ی دوستان همراه
دومین کامنت
با اینکه تا گام پنجم این پروژه کامنت نوشتم ولی احساس کردم دوباره باید یک فلش بک بزنم بسمت عقب و با زاویه ی دیگری به این پروژه تمرکز کنم
امشب برای چندمین بار با خواندن کامنت دوستان دوباره به پاسخگویی سوالات این پروژه دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر » هدایت شدم در واقع مدام مقاومت هایی برای پاسخ این سوالات داشتم ولی الان میخوام جسارت بخرج بدم و به خودم تعهد بدم که که یادم باشه برای تغییرات روی جنبه های مختلف زندگیم نیاز به یک تعهد. و اراده ی محکم تری دارم و حالا که توانستم به آرامش ذهنی خوبی برسم وقته تغییر فرا رسیده و نشونه هاشو با تضادهایی که پیش آمده بود واضح و آشکار شد پس اینبار دیگه نباید به این وضعیت دلخوش باشم و فکر کنم دیگه همه چی حل شده بلکه این آرامش و احساس خوب داره بمن فرصت تغییر باورها مو میده تا این تغییرات را در بیرونم هم خلق کنم چون وقتی اوضاع تغییر کنه یعنی درونم تغییر کرده
جهان بیرونی و درونی ما دو آینه از یک حقیقتاند پس الان زمانش فرا رسیده قبل از آنکه جهان با تضادها بخواد به من یادآوری کنه باید در ذهنم آن تغییرات را بوجود بیارم و میخوام برای همیشه این موضوع حل و انجام بشه
سوال 1: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهٔ ملموسی داشت؟
آخرین برخورد با تضاد همین الان هست یعنی چند تضاد رو پشت سر گذاشتم و در حال حاضر ظاهراً همه چی آرومه و من توانستم با کار کردن روی افکارم از آن چند تا تضاد در این یکماه گذشته خارج بشم و کاملا به آرامش ذهنی رسیدم و احساسم خیلی عالیه !!!! چون مهمترین کار اینه که آرامش داشته باشم پس الان دقیقا وقتشه!!!! وقتی همه چی خوبه و من احساسم خوبه و آرامش دارم زمان تغییرات هست و نباید در باد موافق بمونم و الان من برای تغییرات بزرگتر و بهتر آمادگی دارم چون احساسم خوبه و طبق قانون احساس خوب = اتفاقات و نتایج خوب پایدار
این قانون رو مدام با خودم تمرین میکنم
و اگر تغییراتی انجام بشه بدون هیچ قید و شرطی و بدون هیچ وابستگی از تغییرات استقبال میکنم چون من واقعا باور کردم که تغییرات باعث رشد و پیشرفت من میشه
سوال 2: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعدا دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر، پرداخت کردی؟
در دو مورد نشانه های تغییر رو بشدت متوجه میشدم یک در مورد تضاد روابط یویو وار با دخترم بود که زیاد جدی نمیگرفتم و دارم روی این موضوع کار میکنم و یکی در مورد ورودی های مالیم هست که همیشه بصورت یو یو وار بالا و پایین میره .. یعنی در حد همین حقوقم ثابت میمونه .. برای اجاره و قبوض…
و اگر هم پولی بیاد توی حسابم فوری برای مایحتاج ضروری خونه خرج میشه سریع میره.. هر چند ورودی های مالی چثته گریخته ای داشتم ولی اینا کافی نیست
میدونم باورهای محدود کننده من نسبت به وفور و فراوانی هنوز بقدر کافی تغییر نکرده با اینکه همیشه دارم روی باورهای فراوانی و پول و ثروت کار میکنم اما وقتی یک پولی دستم میاد در همون لحظه خوشحال میشم و این یویو بودن رو زیاد جدی نگرفتم هزینه فرار از این تغییرات هم اینه که ی چیزی توی ذهنم میاد که میگم خب خدا رو شکر که فعلا این پول اومد توی حسابم
ولی سوالی که از خودم میپرسم اینه که حالا ایندفعه پول اومد بعدش چیکار میکنی ؟؟؟, یعنی یک باور مخرب اون تهههه ذهنم جا خوش کرده
و بعدش یعنی ترس و نگرانی و استرس از تمام شدن پول دارم و باید بازم روی مبحث لیاقت برای پول و ثروت کار کنم چون بدست آوردن پول و ثروت هم لیاقت میخواد و باید آنقدر روی این مبحث لیاقت کار کنم که جهان این باور رو بهم نشون بده !!!
و مورد بعدی خارج شدن از نقطه ی امن در مورد روابط هست این یعنی یک احساس عدم لیاقت و یا عزت نفس و باور به کمبوده اینکه مثلاً میگم .. من چطوری از دخترم جدا بشم .. چون میدونم اون هم خیلی خیلی منو دوست داره از رفتارش میفهمم چون زمانی که حالش خوبه خیلی شاد و خوشحاله و همش مواظب منه … کلی برام ویتامین های پوست و مو خریده .. کلی کمک میکنه و مایحتاج خونه رو خریده ولی دوست داشتن تنها کافی نیست … چون تا وقتی من لایق پول و ثروت نشم و یا مستقل نشم و احساس کمبود کنم این وضعیت یویو وار خودشو در تضادها نشون میده پس معلومه هنوز باور کمبود باعث میشه که احساسم هم همش یویو وار باشه .. پس باید برای همیشه روی احساس لیاقت و اعتماد بنفسم کار کنم
سوال 3: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام می دهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر می دهی؟
مثل همین الان اقدام میکردم .. یعنی بطور مداوم روی باورهای محدود کننده و احساس عدم لیاقت ام کار می کردم .. چون پایه و اساس و ریشه ی همه ی تضادها در این احساس لیاقت نهفته است
در مورد روابط که دایم سعی میکنم اعراض کنم و میخوام تغییراتی بوجود بیارم که این مسعلع رو برای همیشه حل کنم . مثلاً آلن اوضاع خیلی خوبه و حالا که اوضاع خوبه قبل از آنکه تضادی پیش بیاد دارم روی این مبحث کار میکنم و میدونم باید بطور اساسی حل بشه . و میدانم ریشه ی تمام این تضادها در تمام جنبه های زندگیم مثل مسایل مالی و روابط و سلامتی و تندرستی که در این ماه گذشته داشتم (مهر ماه) احساس عدم لیاقت هست و چند روزی هست که مدام دارم در این مبحث کار میکنم و الان فعلا در حال حاضر همه چی آرومع من چقدر خوشبختم شده!!! اما باید همیشه و همیشه روی این مبحث احساس لیاقت و اعتماد بنفس کار کنم
سوال 4: به آن موقعیت فکر کن و بنویس: چه باور محدود کننده ای باعث می شد که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازی؟ چطور این باور را اصلاح کرده ای؟
باور احساس لیاقت رو به تعویق می انداختم بطور تکاملی فهمیدم که منبع اصلی و مهمترین ریشه ی اصلی زندگیم همین باور عدم لیاقت هست چون باید لایق بهترین روابط باشم .. لایق دریافت عشق و مهر و محبت باشم . باید در روابط هم ثروتمند باشم .. باید لایق دریافت بهترین روابط با کیفیت باشم .. باید آنقدر ارزشمند و محترم باشم تا بهترین روابط را در تمام جنبه های زندگیم داشته باشم
استاد جان الان که این پاسخ ها رو نوشتم توانستم باورهای محدود کننده ام رو در مبحث پول و ثروت و روابط پیدا کنم و آن هم احساس لیاقت هست و باید بطور عمیق روی این باور کار کنم تا به امید خدا لایق دریافت این دوره ی ارزشمند احساس لیاقت و عزت نفس و دوره ی عشق و مودت بشوم خدا رو شکر پاسخ به این سوالات منو هدایت کرد بسمت سرچشمه ی اصلی چقدر خدا رو شکر میکنم که در این پروژه حضور دارم و بیشتر از همه خیلی خوشحال شدم که ضعف خودم رو تشخیص دادم
تا قبل از اینکه این پاسخ ها رو بنویسم همش فکر می کردم هنوز اون باورهای محدود کننده ام را شناسایی نکردم وگرنه باید در مورد مسایل مالی و یا روابط نتایج پایدارتری رو تجربه می کردم .. ولی الان این تغییر باور رو دارم احساس میکنم
یعنی تکلیفم با خودم روشن شد
یعنی در مدار دریافت پاسخ آن سوالاتی قرار گرفتم که همش از خودم می پرسیدم که چرا وضعیت من تغییر نمیکنه !؟ من که همش دارم روی باورهای وفور و فراوانی پولی و مالی کار میکنم . و یا من همش دارم روی باورهای روابطم خوب کار میکنم .. و یا روی باورهای سلامتی ام دارم مدام کار میکنم و مدیتیشن انجام میدم . پیاده روی و ورزش می کنم ..سپاسگذاری و تمرکز بر نکات مثبت هستم و زیبایی ها رو میبینم و کنترل ذهن انجام میدم و دایم توی سایت هستم و دفترها پر میکنم … پس چرا هر چند وقت یکبار یویو وار میشم و تغییرات هنوز پایدار نیست ؟؟؟
و حالا به پاسخ سوالات ام رسیدم
فقط و فقط باید روی مبحث احساس لیاقت در تمام جنبه های زندگیم کار کنم
خدایاااا شکرت
مرسی مرسی استاد عزیزم !!!
مرسی مرسی استاد عزیزم که چراغ هدایت من شدید
شما بهترین استاد دنیا هستی!!!
مرسی که منو بسمت پاسخ درست با این روش تدریس بینظیر هدایت کردید و همزمان با دوره ی بینظیر هم جهت با جریان خداوند میخوام تغییرات فوق العاده جادویی رو در زندگیم ایجاد کنم . که البته با توجه به قانون تکامل خیلی زود میام این تغییرات رو اینجا مینویسم
یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست
خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم و این تغییر و تحولات رو به گرمی در آغوش بگیرم .. !!
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و تغییرات زیباتر لذت بخش تر و پایدارتر هدایت کن خدایا شکرت
به نام خداوند جان و خرد
سوال 1: واقعا بیاد ندارم موردی که بخوام قبلش تغییر بدم مسیرو معمولا حز گروه افرادی بودم که گذاشتم جهان هستی با قوانینش له و لوردم کنه بعد رفتم سراغ تغییر یعنی یه جورایی مثل شرایط الانم واقعا خودمو به شدت توی وضعیت بدی دیدم بعد روی اوردم به اینکه آره استاد درست میگفت باورهات ایراد داره
سوال 2: من یه کسب و کار دارم سال گذشته رسید به درآمد میانگین 100 میلیون در ماه ولی چون رهاش کرده بودم و عملا کارمندام میچرخوندنش رسید به جایی که ضررده شد و هنوز بعد 6 ماه به اون نقطه اوجی که تجربه کرد حتی نزدیکم نشده
سوال 3: باور محدود کننده ام این بود که نیازی نیست بالای سرکارت باشی کارمندات میچرخونن حتی تو دیگه فقط بخوری و بخوابی و حتی نیازی نیست رضایت مشتریاتم مهم نیست.
باور درست اینه که من وقتی کارمو روزانه و مرتب با دیسپلین انجام بدم و به مشتریم اهمیت بدم و کیفیت کارم رو ببرم بالا مشتریام خودشون برام مشتری میارن و درآمدمم افزایشی میشه.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم در این سایت مقدس
خداروشکر میکنم که بعد از مدت ها دوباره کامنت میذارم و از استاد سپاسگزارم که این پروژه رو طراحی کردند . البته این مدت داشتم جلسات قانون سلامتی رو مرور میکردم و نت برداری میکردم چون بنظرم برای کسی که از بهار 1401 این شیوه رو شروع کردم و تا الان ادامه دادم، نتایجم راضی کننده نبوده و اتفاقا یه سری از اشتباهاتم رو پیدا کردم . به امید خدا یکم کارم سبک بشه دوباره جلساتش رو از سر میگیرم . من قدم اول رو هم شروع کردم و چقدر در طی همین چند روزی که تمرین ستاره ی قطبی رو انجام دادم نتیجه گرفتم خداروشکر .
واقعا به این پروژه نیاز داشتم خداروشکر که به درخواستم پاسخ داد .در این مداری که هستم تمام نتایج برام عادی شده و دیگه راضیم نمیکنه ولی متاسفانه انگار استاک شدم مخصوصا نتایج مالی و پیشرفتی نمیکردم . من با کار کردن روی این پروژه و قدم ها میخام زندگیم رو در تمام ابعاد عوض کنم و حداقل یه پله بالاتر ببرم، از همه مهم تر عزت نفس و مسائل مالی . خدایا شکرت
نکات فایل :
موضوع اصلی در مورد تغییر اینکه چقدر ما آمادهایم تغییر بدیم خودمون رو و زندگیمون رو، جاهایی که ایراد داره مثل مالی، عاطفی، سلامتی، معنویت .
انسانهارو در بعد تغییر میشه به چهار گروه تقسیم کرد :
گروه اول افرادی که اونقدر تغییر نمیکنند که جهان اونها رو نابود میکنه حالا در بعد مالی،سلامتی، عاطفی مثل معتادی که تغییر نمیکنه و اونقدر ادامه میده که یه روز تو خیابون جنازشو پیدا میکنند .
گروه دوم افرادیکه خیلی دیر تغییر میکنند و اونقدر ادامه میدن که همه چیز رو از دست میدن مثل معتادی که خانواده، پول و سلامتیشو از دست میده و آخر سر هدایتهای خداوند رو دنبال میکنه و پاک میشه البته که مسیر خیلی سخت و بدیه و فرد میتونست خیلی زودتر با دیدن نشانهها جلوش رو بگیره و مسیرش رو عوض کنه و تغییری در روند رفتاری، باوری و فکری خودش ایجاد کنه .
گروه سوم افرادی هستند که با اولین نشانهها با اولین مسائلی که در شرایط مالی، کاری و … میبینند، میگردند ایراد کار رو پیدا میکنند و تغییر رو در آغوش میگیرند .
گروه چهارم افرادی هستند که اصلاً منتظر بلاها، مسائل و تضادها نمیمونند و هر روز به دنبال بهبود شرایط خودشون و زندگی بهتر هستند و بهترین گروه همین گروهه . اینها هر روز دنبال ترمز در باورها و رفتارهای نامناسب خودشون میگردند و مثلاً بررسی میکنند که چطور میتونن بیزینس خودشون رو بهتر کنند اینها افرادی هستند که تضاد خاصی در زندگی شون به وجود نمیاد چون تضادها و مسائل و مشکلات برای این اومدند که ما خودمون رو بهتر کنیم وقتی ما خودمون دنبال بهتر شدن باشیم اصلاً تضاد خاصی سر راهمون قرار نمیگیره چون جهان نیاز نداره که بلا سرمون بیاره تا ما تغییر کنیم چون این تضادها در هر بعد چه عاطفی چه مالی چه سلامتی برای اینکه ما بیدار بشیم و خودمون رو بهبود بدیم و شرایطمون رو بهتر کنیم و درسهامون رو بگیریم حالا اگر یه نفر قبل از این بلاها خودش آگاهانه و داوطلبانه دنبال بهبود باشه عملاً جهان روی قشنگش رو بهش نشون میده .
ترکیب این پروژه با پروژه احساس لیاقت یک ترکیب جادویی میشه . احساس لیاقت باعث میشه که ما حرکت کنیم و ایمان داشته باشیم که میتونیم اوضاع رو تغییر بدیم و این پروژه به ایمان و احساس لیاقتی که بعد از دوره ی احساس لیاقت به وجود میاد جهت میده . این ترکیب برای خودباوری و بهبود زندگی در تمام جنبهها جادویی عمل میکنه .
دستورالعمل پروژه :
1) پاک کردن فایلهای قبلی و دانلود فایلهای جدید که کیفیت بالاتری داره و اضافات مثل از سلام و احوالپرسی حذف شده .
2) مطالعه ی مطالب و توضیحات هر جلسه
3) کار کردن همزمان روی دوره احساس لیاقت به صورت یک روز در میان با پروژه تغییر .
هدف از این پروژه اینه که قبل از اینکه جهان چکش رو برداره و روی سر ما بکوبه، برای اینکه راهمون رو پیدا کنیم و خودمون رو بهبود بدیم و مسیر رو تغییر بدیم (نه اینکه با ما پدر کشتگی داره) خودمون به دنبال بهبود باشیم حتی برای 5 دقیقه در روز حالا در حوزههای مختلف و گفت و گوهایی که من با اعضای سایت در این باره داشتم بسیار کمک کننده س برای اینکه باور کنیم امکان پذیره که انسان تغییر کنه و میشود که شرایط رو عوض کرد . من خودم در بدترین شرایط مالی شروع به تغییر دادن خودم کردم در تمام جنبهها چه فکری چه رفتاری و بعد جهان من در تمام جنبهها تغییر کرد . من وقتی دیدم در بحث سلامتی داره یه مشکلاتی به وجود میاد برای منی که طی چند سال اخیر یک قرص هم نخوردم مثل خلط گلو، اضافه وزن شدید و … و جهان داشت به من میگفت که یه جای کارت ایراد داره، به صورت بنیادین در دوره قانون سلامتی شیوه زندگیم رو تغییر دادم و کلی وزن کم کردم و چقدر سلامتتر شدم بدون اینکه کار به سکته و جراحی و … برسه . من در همه موضوعات سعی میکنم قبل از اینکه اوضاع سختتر بشه بگردم و ایراد کارم رو پیدا کنم و شروع کنم به تغییر دادن و چقدر خوب میشه که هممون مثل گروه چهارم منتظر نشانهها نباشیم تا دست به تغییر بزنیم . زندگی من در تمام جنبهها هیچ ربطی به گذشتش نداره . من آدمی بودم که از لحاظ مالی هیچی تو زندگیم نداشتم و در طول دوران مدرسه حتی یک جفت کفش نداشتم و در خانواده بسیار فقیر بزرگ شدم ولی تونستم شرایط خودم رو تغییر بدم در جنبههای مختلف . انسان میتونه شرایطش رو تغییر بده مهم نیست که الان تو چه اوضاعی هستی و چه مسائلی داری چه در بحث مالی چه روابط ما توانایی تغییر رو داریم ما درخت نیستیم میتونیم شرایط رو عوض کنیم میلیونها نفر شرایط خودشون رو تغییر دادند و محکوم نبودند به شرایطی که در آن به دنیا آمدند و فضایی که در آن بودند حتی اگر یه جایی از مسیر رو اشتباه رفته باشیم، بازهم میشه اوضاع رو عوض کرد فقط باور کنیم که “من میتونم اوضاع را عوض کنم” که دوره احساس لیاقت این باور رو به وجود میاره به خاطر اینه که میگم ترکیب این پروژه با دوره احساس لیاقت جادوییه چون اول باید باور کنیم که من میتونم اوضاع رو بهتر کنم، اینکه من شرایط مالی یا عاطفی خوبی ندارم قرار نیست ابدی باشه ؛ من یه سری اشتباهات دارم که باید اونها رو بهبود بدم و برطرف کنم و یه سری تغییرات در شخصیتم، در افکارم، در باورهام ایجاد کنم اون وقت شرایط من عوض خواهد شد . قانون اینه که ما هر لحظه در حال ارسال فرکانس هستیم که اتفاقات ما، شرایط، ایدهها و افرادی که وارد زندگی ما میشن رو خلق میکنه، این ما هستیم که داریم اتفاقات رو رقم میزنیم، ما حاکم مطلق سرنوشت خودمون هستیم ما خالق زندگی خودمون هستیم و اگر در زمینه ای اوضاع خوب نیست به این معنی نیست که مجبوریم تحمل کنیم نه ؛ ما میتونیم تغییر بدیم و اوضاع رو بهتر کنیم فقط باور کنیم که میشود شرایط رو تغییر داد و بعد حواسمون جمع باشه برای دیدن نشانهها مثل همان بحث سلامتی که من نشانهها رو دیدم اینکه بدن من بسیار فرسوده شده و همیشه خسته و بیحالم و با خودم گفتم اگر این روند ادامه پیدا کنه حتی اگر نمیرم به علت مریضیهای مختلف باید زجر بکشم و گشتم ایراد کار رو پیدا کردم و ماهها تحقیق کردم در مورد کارکرد بدن و بهش عمل کردم و این تغییراتی که در بدن من ایجاد شد و سالمتر شدم باعث شد کلی آدم از این دوره استفاده کنند و شرایط جسمیشون بهتر بشه .
پس دوره احساس لیاقت این خودباوری و احساس ارزشمندی رو در ما ایجاد میکنه که باور کنیم من ارزشمندم و من لایق زندگی خوب هستم و من میتونم که خودم رو و زندگیم رو تغییر بدم و پروژه تغییر به ما کمک میکنه که زندگی خودمون رو عوض کنیم . اگر ما باهوش باشیم، قبل از اینکه جهان چکش رو برداره خودمون دنبال بهبودی میریم و اصلاً تضاد خاصی به وجود نمیاد و زندگیمون یه مسیر نرم و روانه در واقع چرخهای زندگی روغن کاری شده و به راحتی حرکت میکنه به سمت زیباییهای بیشتر .
* وقتی کامنت دوستان رو مطالعه میکنیم که از شرایط خیلی سخت چه مالی چه عاطفی تغییر کردند و زندگیشون بهتر شده، یک نور امیدی در دل ما زنده میشه و وقتی خودمون از تغییراتی که ایجاد کردیم در گذشته و قراره ایجاد کنیم مینویسیم، میلیونها نفر از آن استفاده میکنند.
* جهان اولش یه دونه آروم میزنه و به ما میگه که در مسیر اشتباه هستی و خودت رو اصلاح کن مثلاً در رابطه عاطفی یه سری بحثها به وجود میاد یا در بحث مالی درآمد داره کم میشه ولی این تضادها همچنان قابل مدیریت هستند و خیلی اوضاع بد نیست اما این مسائل کوچک داره تکرار میشه . وقتی ما خودمون رو تغییر نمیدیم و بهبودی ایجاد نمیکنیم، جهان ضربه دوم رو شدیدتر میزنه و اتفاقات بدتری رو تجربه میکنیم اگر تغییر نکنیم ضربه سوم شدیدتره و … .
خدارو هزاران بار شکر
سلام خدمت استاد عزیزم و همراهان گرامی
مسئله من بر میگرده به دوسال پیش که دیدم همکارم داره ارتقا شغلی میگیره و من نگرفتم
خیلی دنبال پیشرفت بودم و اون موقع قوانین رو هم نمیدونستم چیه. بیشتر وقتا نیمه خالی لیوان رو میدیدم و به دنبال پیشرفت بودم و رفتم پیش مدیرم و پیشنهاد داد که بیا دفتر مرکزی کار کن تو چشمم باشی و پیشرفت کنی و از اونجا که منم باور های محدود کننده داشتم فکر میکردم اگر توی دفتر مرکزی نباشم نمیتونم رشد کنم و رفتم اونجا
هر روز تقریبا 5 ساعت مسیر رفت و برگشتم طول میکشید و با کلی خستگی میرسیدم خونه و همون ماههای اول بود که دیدم بقیه همکارانم که با من بودند ارتقا رتبه گرفتند و فقط من با باورهایی که داشتم ارتقا پیدا نکردم
الان تقریبا یکسال هست که از طریق دستی از دستان خداوند با استاد عباسمنش آشنا شدم و دارم روی خودم کار میکنم و هر چقدر بیشتر کار میکنم بیشتر باگ هارو میفهمم چیه و کجاس و در حال اصلاح و ایجاد باورهای مناسب هستم
الان چند ماه هست که دارم مینویسم و شکرگزاری میکنم و تازه دارم میفهمم که چقدر نوشتن تاثیر داره
اینکه من خواستههایی که دارم رو به صورتی که قابل باور و امکانپذیر باشه رو نوشتم و هر روز برای رسیدن بهشون فکر و شکرگزاری میکردم در مورد چیزایی که دارم و بهشون میرسم که یکی از آرزوهام خونه خریدن بود و بهش رسیدم و ایمانم قویتر شد
خیلی دوست داشتم برگردم به محل کار قبلیم که نزدیک خونمون بود و اونم با توجه کردنم به زیباییها و کنترل ذهنم و شکرگزاری تونستم بهش برسم
در نهایت میخواستم اینو بگم که من راحتی و نعمتهای زیادی داشتم و فکر میکردم که راحت نیستم و هیچی ندارم و نمیدیدمشون و راهی برای پیشرفتم نیست البته که تهران رفتنمم تجربه خوبی بود برای حیطه کاری جدیدی که توی این دو سال تجارب زیادی تونستم توش کسب کنم و اگر با دانشی که الان دارم به عقب برگردم باورهای محدود کنندم رو کنار میذاشتم و پرقدرت کارم رو ادامه میدادم و باورهای مناسب ایجاد میکردم و به قوانین جهان هستی عمل میکردم چرا که پیشرفت من در رعایت قوانین جهان هستی و توجه به زیباییها و فراوانیها و کنترل ذهنم هست و باعث میشه که روز به روز رشد و پیشرفت کنم
در نهایت سپاسگزارم از تنها پروردگار آسمانهاو زمین که همیشه کنارمه و داره هدایتم میکنه و حواسش بهم هست
بنام خداوند مهربان سلام و درود خدمت شما استاد عزیز و رهنمای همیشه گی ما و تمام کسانی که در این راه پر برکت تامل میکنند، تفکر میکنند، درک میکنند و حرکت میکنند. خدارا هزاران مرتبه شکر که من توی این فضا هستم و دارم به سوی رشد و تعالی حرکت میکنم.
از خداوند سپاسگزارم که دستان خودش را برای کمک به من فرستاده هست.
توی فایل دستورالعمل پروژه (تغییر را در آغوش بگیر) به خیلی موارد ناب سر خوردم که میخوام اونارو براتون توضیح بدهم.
اولا اینکه من درک کردم که جزو کدام دسته از افراد هستم و من در دسته افراد گروه دوم بودم نظر به نکاتی که در این گروه از افراد هست با من صدق میکند.
و من به خودم قول دادم که جزو افراد گروه چهارم باشم و قبل از اینکه جهان چکشش رو بکوبه تو سرم بلند شوم و تغییر کنم.
چرا باید تغییر کنم؟ استاد توی یک فایلی به اسم چگونه وارد مدار خواسته ها شوم؟ بیان میکنه که ما هیچ وقت متوقف نیستیم اگر داریم تغییر میکنیم و روی خودمون کار میکنیم که رشد کنیم داریم میریم مدار های بالاتر و اگر هم روی خودمان کار نمیکنیم معناش این نیست که متوقف شدیم نه ما داریم حرکت میکنیم اما اینبار به مدار های پایین تر حرکت میکنیم به سمت بدبختی های بیشتر روابط نامناسب بیشتر مریضی ها و غیره..
پس ما باید به این دلیل روی خودمان کار کنیم تا رشد کنیم و به سمت بهترین ها در حرکت باشیم. حالا با این مجبوریت که باید تغییر کنیم چرا بزاریم جهان با چکش تضادش بزنه توی سر ما بریم و خودمون تغییر ایجاد کنیم در شرایطی که همه چی خوب و عالی و بی نقص هست. اما ما چگونه تغییر کنیم؟ از کجا بدانیم که این تغییری که داریم ایجاد میکنیم درست هست؟ بهترین راه این کار درک قوانین هستی، توحید در عمل و ایمان داشتن به الهامات خداوندی میباشد. یعنی ما باید هدایت هارا کنترول کنیم و برای اینکه بتوانیم به خوبی به مسیر زیبای مان حرکت کنیم بدون اینکه دلیل و منطق اون الهام رو بپرسیم باید آن ها را در زندگی مان بدون چون و چرا عمل کنیم تا موفق شویم. البته بحث تکامل هم یادتون نره که باید با تکامل پیش برویم عجله نکنیم. عجله باعث از بین رفتن انرژی ما میشود و این برای فردی که راه طولانی در پیشرو دارد خیلی بد است چراکه مجبور اش میکند تا از مسیر دست بکشه و دوباره از اول شروع کند دو چند سخت تر دو چند پیچیده تر خلاصه کار خیلی سختی خواهد بود.
تضاد اصل زندگی هست همان چیزی است که باعث میشود ما رشد کنیم. اگر ما تضاد هارا موهبت الهی بدانیم و با توکل بر خدای مهربان در مسیر رفع آن قرار بگیریم. تضاد خود به خود حل میشود م برای ما مزایای خیلی زیادی خواهد داشت. حال اگر ما جزو گروه پیشتاز باشیم. یعنی پیش از پیش تصمیم بگیریم. پیش از پیش دست به اقدام بزنیم و پیش از پیش اون مسئله رو حل کرده باشیم دیگر قرار نیست تضادی بوجود بیاید. چرا ما قبل از قبل داریم تضاد های آینده مارا حل میکنیم.
پس باید متوجه باشیم که زندگی خیلی سخت نیست آسان ترین کار دنیا زندگی کردن است. اما زنده بودن هست که خیلی سخت است. چرا وقتی داریم زندگی میکنیم باعث میشویم که تضاد ها قبل از اینکه بیایند حل شده باشند.
اما وقتی زنده هستی بدبختی ها و مسائل بسیار بسیار زیادی بوجود خواهد آمد.
خداوند شمارا خیر نصیب کند استاد که به ما شیوه زندگی کردن را یاد میدهید.
خداوند همه شمارا در پناه خیر و برکت خودش قرار بدهد.
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش
تمرین کلی برای پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
1) کارو کسب : در بحث کار و کسب درآمد در حال حاضر حدود 2 سال است که ورودی مالی نداشتم و خانه دار هستم شغل قبلی من حسابداری بوده است و به علت علاقه نداشتن به این شغل استعفا دادم و در حال حاضر هدفم بیزینس آنلاین داشتن و کسب درآمد آنلاین است ، قبل از استعفا از کارم هشدار ونشانه های تغییر را احساس می کردم که این کار مناسب من نیست و وقت تغییر شغل و دنبال کردن علاقه خودم است که در این زمینه چون با قانون آشنا بودم و احساس قلبم و الهامیکه از خداوند دریافت می کردم مرا به سمت تغییر شغل سوق می داد که گوش کردم و خودم را جزو گروه 3 می دانم چون در اوایل کارم با شوق و ذوق در جهت بهبود کیفیت کارم آموزش می دیدم اما در اواخر کار و استعفا متوجه شدم که کار مورد علاقه من نبوده است.
بعد دوسال به خانه اول بازگشتم و به عدم استقلال مالی رسیدم که به تازگی مجدد مجبور به تغییر شدم و هم اکنون در گروه 2 زمانی که به ته خط رسیدم هم اکنون خودم را مجبور به تغییر می دانم و حتما باید کار به جاهای باریک کشیده شود وکلی عزت نفس و اعتماد به نفسم آسیب ببیند تا قدم بردارم و باورهایم را تغییر دهم .
2)روابط: در مبحث روابط مادامی که همه چیز خوب می رود و نرمال است قدمی جهت بهبود شخصیتم بر نمی دارم و حتما تضادی که پیش بیاید و مجبور به تغییر شوم و کلی ناراحتیو چالش را تجربه کنم آنگاه دست به تغییر میزنم بنابراین خودم را جزو گروه 1 می دانم یعنی با فاجعه روبرو شوم تا قدم برای تغییر خودم بردارم .
3)سلامت: در بحث سلامتی نیز تا هشدارهارا گرفتم هم تغذیه و هم ورزش را شروع می کنم و در این بین خودم را جزو گروه 3 می دانم یعنی حتما باید نشانه های هشدار را ببینم تا دست به تغییرات مثبت بزنم.
4)وضعیت مالی: در حال حاضر درآمد صفر اما با پول هایی که به لطف خدا وارد زندگی ام می شود به لطف خدا به درستی مدیریت می کنم و پس انداز می کنم و در حال حاضر آموزش های کسب درامد دیده ام اما مسئله مهم استقلال مالی ام را حل نکرده ام و بسیار از این بابت ضربه و آسیب دیده ام در نتیجه حالا که مجبور به تغییر هستم دست به تغییر زده ام که خودم را در گروه 1 یعنی بسیار مقاوم می بینم .
گام دوم: انتخاب یک حوزه برای شروع (نقطه اهرم)
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: …………وضعیت مالی است که در گروه 1 هستم . …………………»
گام سوم: طراحی تغییرِ هوشمندانه (از “واکنش” به “کنش”)
چطور می تونم درآمد آنلاین داشته باشم و به راحتی از طریق فضای آنلاین به استقلال مالی برسم ؟!
در حال حاضر با دیدن آموزش ادیت ویدیو و اشتراک گذاری آن در اینستاگرام بدون هیچ سرمایه ای می توانم به استقلال مالی برسم شروع به دیدن فایل های آموزش برای انجام این کار بکنم .
«اولین گام کوچک من: 1 نمونه کار ادیت ویدیو خام زدن »
تا شنبه باید اولین ویدیو ادیت شده من انتشار یابد . به تاریخ 08/10 همینجا تعهد می دهم این کار را شروع کنم .
گام چهارم: بازبینی و ساختن عادتِ بهبود دائمی (تبدیل شدن به یک فرد بهبودجو)
تا هفته دیگر از تغییرات و قدم برداشتن خودم تا 14 ام خواهمنوشت .
در پناه حق باشید .
باسلام و ادب خدمت استاد و خانم شایستهی عزیز
من دو روز پیش حس کردم باید یه کاری برای پیشرفت زندگیم انجام بدم در صورتی که الان وضعیت مناسبی دارم اما حس میکردم ثابت هستم و درجا میزنم.پس مثل همیشه اولین کاری که به ذهنم رسید این بود وارد سایت شما بشم و دیدم این پروژه آپلود شده و خیلی خوشحال شدم. شروع کردم گوش دادن و نوشتن تمرین. همین الان این فایل رو گوش دادم و هنوز توی شک فروان هستم. چون من هفته پیش یا دو هفته پیش بود همین فایل رو کامل کامل بدون حتی یک واو کم و زیاد توی خواب دیدم. و الان که داشتم گوش میدادم یادم میومد که توی خواب جمله بعدی چی بود.
و این برام یه نشانه خیلی ارزشمنده.
خداروشکر و از شما بی نهایت سپاسگزارم
گام اول: شناخت خود و تعیین جایگاه (من اکنون کجا ایستادهام؟)
حوزههای اصلی زندگی:
کار و کسب (شغل و حرفه) ==== گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
روابط (عاطفی، خانوادگی، دوستان) ==== گروه 1 (بسیار مقاوم): تغییر نمیکنم تا جهان مرا با فاجعه مجبور کند.
سلامت (جسمی و روانی) ===== گروه 3 (واکنشی به هشدارها): با دیدن اولین نشانههای جدی، احساس خطر می کنم و تغییر میکنم.
وضعیت مالی (درآمد و مدیریت پول) ======= گروه 2 (واکنشی در لحظه آخر): وقتی به ته خط میرسم، تغییر میکنم.
کار و کسب { شغل و حرفه} :
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب:
آخرین بار زمانی بود که مغازه لباس فروشی داشتم و فروشم به شدت پایین اومده بود و خیلی توی ضرر بودم و بشدت داشتم اذیت میشدم
قبل از اون نشانه های خیلی واضحی بود که حتما باید یک تغییری کنم یا تغییراتی بدم اما خیلی بهش بی توجه بودم و یجورایی غرق در روزمرگی ام شده بودم و فکر میکردم با گذشت زمان خودش درست میشه غافل از اینکه علاوه بر اینکه درست نشد بلکه تا مرز نابودی ام بد تر هم شد….
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب:
متاسفانه طبق الگوهای غلط و باورها و عادت های اشتباه همیشه منتظر میمونم تا توی شغلم به یک نقطه بحرانی برسم و قشنگ طمع نابودی و بدبختی رو بچشم و تازه بعدش بیام دنبال راهکار باشم…!!!! الان که اینو گفتم دقیقا یاد پدرم افتادم که ایشون هم همچین عادتی رو داشت…
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
متاسفانه اصلا و ابدا و به هیچ عنوان وقتی همه چیز خوب و آرومه تحت هیچ شرایطی دنبال بهتر شدن یا یادگیری بیشتر یا قوی تر کردن موقعیت خودم نیستم….!!!!!! و فکر میکنم توی اون موقعیت دیگه همش باید خوش بگذرونم و تا وقتی به مرز نابودی نرسیدم هیچ اقدامی برای شروه هیج تغییری نکنم….!!!! { یعنی واااای بر من که عجب باگ سنگینی رو توی خودم شناسایی کردم…. !!!!! }
روابط { عاطفی خانوادگی دوستان} :
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب :
آخرین بار حدود هشت سال پیش بود که در ارتباط عاطفی ام شکست سنگینی رو تجربه کردم….
قبل از اون نشونه های خیلی واضحی بود که باید توی این زمینه تغییر میکردم و از اونجایی هم که نخواستم تغییری کنم ضربات سنگینی رو بهم وارد کرد و بعد از اون ماجرا دیگه بیخیال رابطه عاطفی شدم …!!! یعنی مقاومت برای تغییر نکردن تا این حد که بیخیالش شدم …!!!!! و بعد از اون شروع کردم به خود تخریبی خودم …..!!!
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب :
این مشکل انقد برای من بحرانی و غیر قابل حل بود و انقدر اذیتم کرد که اصلا برای همیشه بی خیالش شدم….!!!! وهیچ وقت نخواستم از زاویه حل مساله بهش نگاه کنم…با اینکه درونم همیشه خلاعش رو فریاد میزد و من فقط سرکوبش کردم…..!!!! و نتیجه سرکوبش همیشه در رفتارم دیده میشه…..
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
متاسفانه ام چون توی این حوضه بشدت مقاومت برای عدم تغییر دارم….!!!! و اصلا شرایط مساعدی ندارم….
_ سلامت { جسمی و روانی }
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب :
جسمی :من همیشه توی بحث سلامتی توی وضعیت خوبی بودم و قبل از اینکه شرایط جسمیم بخواد وخیم بشه همیشه ورزش مداوم داشتم و هیچ مشکلی توی این زمینه نداشتم
روانی : توی بحث روانی همین الان با چالش بزرگی روبرو هستم و دارم حلش میکنم
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب :
جسمی : چون روتین منظم ورزش کردن دارم خیلی کم پیش اومده که به نقطه بحرانی برسم
روانی : متاسفانه انقد روی خودم کار نمبکنم تا آخرش به نقطه بحرانی و پوچی از درون میرسونتم …!!!
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب :
جسمی : نه همیشه …!!! اما بعضی اوغات اگر شرایط ذهنی و مالی خوبی داشته باشم
روانی : نه متاسفانه …..!!!! یعنی وقتی همه چیز خوب و آرومه کاملا بیخیال کار کردن روی خودم و باورهام میشم تا جایی که به فروپاشی روانی برسم و مجدد از صفر شروع کنم…..!!! { وااای عجب باگ سنگینی دارم توی این موضوع…..!!!! }
_ وضعیت مالی { درآمد و مدیریت پول }
الف) آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدید، چه زمانی بود؟ آیا قبل از آن، نشانههای هشداردهندهای وجود داشت که می گفت باید تغییر کنید اما به آنها توجه نکرده بودید؟ (مثلاً افت کیفیت کار قبل از تذکر مدیر، یا بحثهای تکراری قبل از بحران در رابطه).
جواب : من همیشه توی بحث درآمد و مدیریت پول مشکل داشتم و دارم
ب) آیا معمولاً منتظر میمانید تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل آن اقدام میکنید؟ (مثلاً شروع ورزش فقط بعد از دستور پزشک، یا جستجوی شغل جدید فقط بعد از اخراج شدن).
جواب : توی اکثر مواقع منتظر بحران و مشکل میشم بعد اقدام میکنم …!!!!!!
ج) آیا در این حوزه، حتی زمانی که همه چیز خوب و آرام است، به دنبال راههایی برای بهتر شدن، یادگیری بیشتر، یا قویتر کردنِ موقعیت خود هستید؟ (مثلاً شرکت در دورههای آموزشی مرتبط با کارتان وقتی امنیت شغلی دارید، یا یادگیری مهارتهای ارتباطی وقتی رابطهتان خوب است).
جواب : اصلا به هیچ عنوان اگه شرایط مالی ام خوب بشه دنبال راهکار برای بهتر شدن نیستم… و فقط ذهنم درگیر بخور بخواب و تنبلی میشه….!!!
«حوزه انتخابی من برای شروع تغییر: کسب و کار / وضعیت مالی و مدیریت پول
_«چطور میتوانم در کارم به فردی باکیفیتتر، موثرتر تبدیل شوم و ارزش بیشتری خلق کنم؟»
جواب :
با وارد شدن به اون حوضه خاص و تمرین توی اون حوضه خاص
بیکار نموندن و استفاده از همه منابع فیزیکی و آنلاین و آفلاین برای درک بهتر کار
_«اولین گام کوچک من: ثبت نام در کلاس یادگیری مهارت مورد علاقه ام و مطالعات و تحقیقات زیاد خارج از کلاس برای درک عمیق تر
زمانبندی و تعهد: همین فردا میرم و ثبت نام میکنم و شروع به یادگیری و قوی کردن مهارتم میکنم و از همه منابع آفلاین و آنلاین استفاده مفید میکنم
سلام به همه عزیزان
جواب سئوال 1 :
آخرین باری که قبل از تضاد مسیرم رو اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم نتیجه ماورایی رو در تمام زمینه های زندگیم رو برام داشت…!!!
_حال و احساسم همیشه خوب بود …
_همیشه خیالم از همه چیز راحت بود …
_ارتباطم با خانواده و اطرافیانم عالی شده بود …
_همه کارهام به بهترین شکل ممکن همه جا انجام میشد…
_درآمدم چندین برابر شده بود …
_اعتبارم توی کارم چندین برابر شده بود …
_از لحاظ معنوی و ارتباط با خدا فوق العاده شده بودم …
_یادمه اون موقع ها انقدر که همه چیز برام عالی بود همش به خودم میگفتم که من خوشبخت ترین پسر روی زمینم…
_همه بدهی هام رو صفر کرده بودم و فکرم خیلی آزاد شده بود
_یک ماشین عالی صفر کیلومتر نقدی خریده بودم
_ورزش روتین و منظمم رو میرفتم
_چند صد میلیون پول مازاد توی حسابم داشتم
جواب سئوال 2 :
توی خیلی موارد نشانه های واضح تغییر رو میدیدم اما نمیدونم چرا جدی نمیگرفتم…!!! شاید چون کامل باورش نکرده بودم …!!!
یادمه روی خودم عالی کار میکردم و تغییرات رو میدیدم اما دیگه بعدش ولش میکردم همه چیز رو و دقیقا برمیگشتم به نقطه اول و انقدر این سیکل برام تکرار میشد که دیگه انگیزه ام برای تغییر رو از دست میدادم و همه چیز رو رها میکردم …!!!
و از همونجا میوفتادم توی سیکل شرایط و اتفاقات بد ….!!!
و حالا چه هزینه هایی رو برای فرار از تغییر پرداخت کردم ؟! جوابش واقعا دردناکه …!!!
_بی انگیزگی و بی حوصله گی و خود تخریبی و خود خوری از اینکه بابا من آدم بی اراده و به درد نخوری ام
_وخیم شدن شدید اوضاع مالی و شغلی و رفتن توی بدهکاری و استرس و بی اعتباری
_درگیری رفتاری با همه اطرافیانم و تبدیل شدن به یک آدم افسرده و عصبی و بی اعصاب و روان پرش
_منزوی شدن و قطع ارتباط با همه و محروم شدن از کوچیک ترین لذت های زندگی
جواب سئوال 3 :
فکر کنم جوابش خیلی کمک کننده باشه….
اگر به اون موقعیت برگردم اقدامات جایگزینم و تغییر رفتار و واکنشم :
_اولین اقدامم تمرین صبور بودن و عجول نبودنه
_ لذت بردن از تنهاییم و عدم ارتباط با آدم های سطح پایین به لحاظ انرژی که الگوهای بدی برام میشن
_عمل کردن دقیق تر به تمارینم و بیشتر کار کردن روی خودم
_ کنترل بیشتر و دقیق تر ذهنم / زاویه نگاهم / تایید بیشتر زیبایی ها و ثروت ها و بستن چشمم و گوشم روی نازیبایی ها و تضادها
_رفتن دنبال علاقه مندیم در کنار کار روزمره ام و توسعه تکاملی همون علاقه مندیم با جسارت و باور قوی
_ صبح تا شب گشتن دنبال الگوهای موفق در حوضه علاقه مندیم که ببین شده !!! پس منم میتونم !!!
_ شکر گزاری شبانه و روزانه و ساختن محکم ترین و عالی ترین باورهای توحیدی بصورت مستمر و ادامه دار
_چک آب فرکانسی خودم هم هفته یکبار که ببینم خودم رو از کجا به کجا رسوندم و شاهد تغییراتم باشم تا انگیزه ای بشه برای ادامه راهم که برم جلو…
جواب سئوال 4 :
که فکر کنم تیر خلاصی باشه به همه بی باوری ها و عمل نکردن ها ….!!!!
اینکه چه باور محدود کننده ای باعث میشد که ایجاد تغییر رو به تعویق بندازم باید بگم :
_ باور به اینکه حالا بزار الان بگذره از فردا دیگه همه چیزو تغییر میدم …
_حالا الان حالش رو ندارم بزار بعدا که سروحال شدم یکاریش میکنم …!!!
_باور به اینکه اصلا مگه حالا چقدر تغییر باور روی زندگیم تاثیر داره …!!!!
_باور به اینکه حالا الان خوابم میاد بزار بعدا که بیدار شدم… یا الان کار دارم بزار بعدا که کارمو انجام دادم…یا الان گشنم شده بزار هر وقت غذا خوردم و سیر شدم …
_ یا الان سختمه بزار بعدا که سختم نبود انجامش میدم…!!!
یعنی انگار یه اهرمی توی ذهنم میگه انجامش بده اما یه اهرم قوی تر نمیزاره که انجام بشه و قدرتش از اون یکی اهرمه خیلی قوی تره و همیشه کار خودش رو میکنه و نمیزاره یک قدم هم بردارم …!!! و اصلا انگار یجوری همیشه تحت امر و فرمان اونم !!! انگار همه وجودم شده برده اون و اونه که داره هر لحظه ام رو کنترل میکنه و منو به بدترین جاها و بدترین رفتارها و بدترین واکنش ها وادارم میکنه و انگار من این بردگی رو قبول کردم و مثل یک سرباز خودم رو در اختیارش گذاشتم تا به هرجایی که میخواد منو رو ببره و همیشه هم توی درو دیوار میبره اما بازم کاری از دستم بر نمیاد ….!!!
وااای استاد … عجب چیزایی رو گفتم !!! مچ ذهنمو گرفتم!!!
و حالا اینکه چطور این باورها رو اصلاح کردم ؟!
جوابش خیلی باحاله !!!
با پر رویی و سماجت به عمل کردن به قوانین …!!!
یعنی یادمه به خودم تعهد داده بودم از صبح تا شب لبخند نباید از روی لبم پاک بشه حتی به غلط… اصلا بزار بگن دیوونه ست… !!!
بعدش هم زمان شروع کردم با صدای خودم باورهای قوی ثروت و عزت نفس رو هم زمان ضبط کردم و دائما صدام توی گوشم بود …!!!
بعدش هم زمان هر چیزی هم توی دوره ها گفته میشد در جا بهشون عمل میکردم از کنترل ذهن تا تایید ثروت ها و زیبایی و …!!!
بعدش هم زمان ورزش کردنم رو مستمر و با انگیزه هر روز انجام میدادم ….!!!!
بعدشم هم زمان الگوهای موفق و پترنها رو دنبال میکردم و تحسین و تایید میکردم !!!!
بعدشم هم زمان کتاب شکرگزاری رو بارها خوندم و شب ها قبل خواب شکرگزاری میکردم و با احساس عالی میخوابیدم و با همون احساس بیدار میشدم…!!!
یک ماه اینجوری بدون هیچ چشم داشتی عمل کردم یعنی اصلا جا نزدم که ای بابا پس کو نتیجه اش !!!!
حالا بماند که نتایج کوچیک رو از همون اولش داشتم میدیدم !!!
اما بعد یک ماه اصلا همه چیز شروع کرد به تغییرات بزرگ و عالی…..یعنی توی یک زمان کوتاه چند ماهه همه بدهی هام پرداخت شد و کلی امکانات برام ایجاد شد و کلی زندگی ام تغییر کرده بود …..
استاد عجب فرمولی و نسخه ای رو با همین چهارتا سئوال برامون پیچیدین !!!!
به طرز عجیبی دلم میخواد از همین الان برگردم به همون مسیری که قبلا رفته بودم !!!!
بسم الله الرحمن الرحیم.
یا رب: هر آنچه دارم از آن توست.
تمرین جلسه دستور العمل پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد مسیرم را اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم چه بود و چه نتیجه ای داشت؟
آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد مسیرم را اصلاح کردم و از تغییر استقبال کردم رفتار با همسرم بود.یعنی هر چند ماه یک بار با هم یک کَلکَلی داشتیم و معمولا یک روزی از دست هم نا راحت بودیم و دلیلش هم توجه من به نکات منفی اوشون بود.و گاهی اوقات هم به باورها و اعتقادات اوشون بی احترامی می کردم اما دیدم این الگو داره تکرار میشه و تصمیم گرفتم و گفتم اگر می خواهم رابطه ام را با همسرم ادامه دهم باید تغییری در خودم ایجاد کنم و آن هم این بود که تنها دیگر نه تنها به باورها و اعتقادات همسرم بلکه به باور ها و اعتقادات هیچ کس بی احترامی نمی کردمو سعی می کردم که بر نکات مثبت آنها توجه کنم و نتیجه اش این است که از آن وقت دیگر آن کَلکَل ها دیگر تکرار نشد و رفتار و احترام متقابل همسرم به من و با من هم بیشتر شد.
سوال 2:
در چه مواردی نشانه های تغییر را دیدم و جدی نگرفتم؟بعداً دقیقا چه هزینه ای برای فرار از آن تغییر پرداخت کردم؟
در مورد قرض کردن و وام گرفتن نشانه های خداوند این بود که قسط های وام بانکی ام سه چهار ماه روی هم شده بود و در نهایت پرداخت کردم اما بهایی که دادم این شد که از لحاظ مالی به جایی رسیدم که دیگران آنقدر به من پیشنهاد انتشار پیام دادن تا در بین خانواده پدر بزرگهایم دادم تا در حد توانشون کمک کنند تا من خانه ام را جمع کنم حدود 50میلیون تومان جمع شد اما باز هم مشکل حل نشد و من بیشتر احساس بدهکاری می کنم
سوال 3:
اگر به آن موقعیت برگردم چه اقدام جایگزینی انجام می دهم ،چه رفتاری یا واکنشی نشان می دهم؟
اگر به آن زمان بر گردم این ایده را قبول نمی کنم که گلریزان جمع کنم به جای آن تمرکز خودم را روی کارم می گذاشتم و اجازه می ادم تا ثروت به سمت من سرازیر شود.و شتاب نمی کردم .
سوال 4:
به آن موقعیت فکر کن و بنویس چه باور محدود کننده ای باعث می شود که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازم؟
باور هایی مثل اینکه من باید زمان بیشتری و فشرده تر کار کنم تا خودم بتوانم این هزینه ها را جور کنم ، من باید حتما کسب و کار شخصی ام را راه اندازی کنم تا پول وارد زندگی ام شود .حتما باید درگاه پرداختم را فعال کنم تا از این طریق پول وارد حسابم شود و من خرج ساخت و ساز کنم و از این جور باورها که ما بقی را نمی توانم پیدا کنم .
تمرین کلی برای این قسمت از پروژه :
گام اول :شناخت خود و تعیین جایگاه
من اکنون کجا ایستاده ام؟
حوزه های اصلی زندگی :
#کار و کسب:
#روابط(عاطفی، خانوادگی، دوستان)
#سلامت(جسمی و روانی)
#وضعیت مالی (در آمد و مدیریت پول)
2-تحلیل رفتار:
الف:آخرین باری که در این حوزه با یک چالش یا مشکل جدی روبرو شدم چه زمانی بود ؟آیا قبل از آن نشانه های هشدار دهنده ای وجود داشت؟که می گفت باید تغییر کنی اما من به انها توجه نکردم؟
پاسخ به سوال الف در زمینه کسب و کار :
همین الآن با چالش روبرو هستم چون هنوز جرات نکردم به طور کلی حرفه قبلی ام را رها کنم و تمرکزم را بگذارم روی کار مورد علاقه ام .آره نشانه هایی مثل عدم تغییر دست مزد نسبت به تورم یا خرج و مخارج.
پاسخ به سوال الف در زمینه روابط:
از 6 سال پیش هر ماه یک بار با همسرم کل کل می کردیم و یک روز از دست هم ناراحت بودیم کم کم سعی کردم خودم را تغییر دهم و با توجه به نکات مثبت و برداشتن توجه ام از نکات منفی الآن 6ماه این الگو تکرار نشده است.
پاسخ به سوال الف در زمینه سلامت :
خیر تا حالا به مشکل بحرانی برخورد نکردم.
پاسخ به سوال الف در زمینه وضعیت مالی:
این وضعیت همچنان باهاش دست و پنجه نرم می کنم چون هنوز سوراخ های سطلم زیاد است یعنی همچنان پولی که به صورت گلریزان جمع کردم و به خودم قول دادم که فقط برای ساختمان خرج کنم ، گاهی وسوسه می شوم که به همان پول دوره ی احساس لیاقت را بخرم در صورتی که از طرف دیگر به خودم قول دادم تا دورا ها را حتما باید با پولی که از طریق کسب و کارم یا بهتر است بگویم بدون قرض و وام بخرم خلاصه هنوز در این زمینه زیاد کار دارم و سوراخ های زیادی در کف ظرفم هست که باید بگیرم.
سوال ب:
آیا معمولا منتظر می مانم تا یک مشکل در این حوزه به نقطه بحرانی برسد و بعد برای حل ان اقدام کنم؟
پاسخ مربوط به حوزه کار و کسب: از آنجایی که تا حالا مسئله بحرانی را تجربه نکردم . باید بگویم خیر.
پاسخ به سوال مربوط به حوزه روابط: خیر.
پاسخ مربوط به حوزه سلامت: خیر.
سوال ج: آیا در این حوزه حتی زمانی که همه چیز خوب و آ رام است به دنبال راه های بهتر شدن ،یادگیری بیشتر یا قوی تر کردن موقعییت خود هستید؟ بله
امتیاز :
کار و کسب:گروه 3
روابط: گروه 3
سلامت: گروه 3
وضعیت مالی: گروه2
حوزه انتخابی من برای شروع تغییر:
کام سوم: طراحی تغییر هوشمند انه (از واکنش به کنش)
حالا برای حوزه مدیریت مالی میخواهم یک برنامه عملی کوچک اما قدرتمند طراحی کنم.
دستور العمل:
1-تغییر زاویه دید:
سوال پیشرونده :چطور می توانم در این حوزه به یک نسخه بهتر از خودم تبدیل شوم؟حتی اگر الآن اوضاع خوب است چطور می توانم آن را عالی تر کنم؟
چطور می توانم در حوزه وضعیت مالی به یک فرد و یک نسخه بهتر تبدیل شوم؟و ارزش بیشتری خلق کنم؟
تبدیل شدن به نسخهی بهتر خودم در حوزهی مالی یعنی رشد همزمان در سه بُعد:
1. فکر مالی (Money Mindset)
2. مهارتهای مالی (Financial Skills)
3. خلق ارزش و درآمد (Value Creation)
اگه بخواهم مرحله به مرحله پیش برم
1. رشد در طرز فکر مالی
موفقیت مالی از ذهن شروع میشود. برای رشد در این بخش:
باید باور کنم که پول نتیجهی ارزشآفرینی است، نه شانس یا وراثت.
باید هر روز از خودم بپرسم: «من امروز چه ارزشی به دیگران اضافه کردم؟»
2. تسلط بر مهارتهای مالی
برای پیشرفت مالی، باید مثل یک مدیر مالی برای خودم عمل کنم:
بایدبودجهنویسی کنم. باید بدانم هر ماه پولم دقیقاً کجا میرود.
باید پسانداز و سرمایهگذاری را یاد بگیرم. با مبالغ کم شروع کنم ، اما با نظم ادامه بدهم.
باید مدیریت بدهی و جریان نقدی را تمرین کنم.
باید یاد بگیرم پول برایم کار کند (مثلاً از طریق سرمایهگذاری روی خودم و سرمایه گذاری در کسبوکار، یاد گیری مهارت ).
3. خلق ارزش و درآمد بیشتر
برای افزایش درآمد، باید ارزش بیشتری به دیگران بدهم یعنی مسائل بیشتری حل کنم:
روی شغل مورد علاقه ام تمرکز کنم
یک مسئله واقعی از مردم حل کنم. هر چقدر مسئله بزرگتر و حل آن کمیابتر باشد، لاجرم ثروت بیشتری هم به دنبال آن وارد زندگی ام می شود..
4. رشد مستمر و بازنگری
باید هر چند وقت یک مهارت جدید که به کار مورد علاقه ام می آید یاد بگیرم به عنوان ورود به چالش یا ورود به دل نا شناخته ها
می توانم با افراد موفقتر از خودم در ارتباط باشم تا طرز فکر و فرصتهای جدید بگیرم.
این بود از کامنت من به عنوان تمرین من برای جلسه اول این پروژه.
خدا نگهدار.
دورود و وقت بخیر خدمت استادان عزیزم و همه ی دوستان همراه
دومین کامنت
با اینکه تا گام پنجم این پروژه کامنت نوشتم ولی احساس کردم دوباره باید یک فلش بک بزنم بسمت عقب و با زاویه ی دیگری به این پروژه تمرکز کنم
امشب برای چندمین بار با خواندن کامنت دوستان دوباره به پاسخگویی سوالات این پروژه دستورالعمل پروژه « تغییر را در آغوش بگیر » هدایت شدم در واقع مدام مقاومت هایی برای پاسخ این سوالات داشتم ولی الان میخوام جسارت بخرج بدم و به خودم تعهد بدم که که یادم باشه برای تغییرات روی جنبه های مختلف زندگیم نیاز به یک تعهد. و اراده ی محکم تری دارم و حالا که توانستم به آرامش ذهنی خوبی برسم وقته تغییر فرا رسیده و نشونه هاشو با تضادهایی که پیش آمده بود واضح و آشکار شد پس اینبار دیگه نباید به این وضعیت دلخوش باشم و فکر کنم دیگه همه چی حل شده بلکه این آرامش و احساس خوب داره بمن فرصت تغییر باورها مو میده تا این تغییرات را در بیرونم هم خلق کنم چون وقتی اوضاع تغییر کنه یعنی درونم تغییر کرده
جهان بیرونی و درونی ما دو آینه از یک حقیقتاند پس الان زمانش فرا رسیده قبل از آنکه جهان با تضادها بخواد به من یادآوری کنه باید در ذهنم آن تغییرات را بوجود بیارم و میخوام برای همیشه این موضوع حل و انجام بشه
سوال 1: آخرین باری که قبل از برخورد با تضاد، مسیرت را اصلاح کردی و از تغییر استقبال کردی چه بود؟ چه نتیجهٔ ملموسی داشت؟
آخرین برخورد با تضاد همین الان هست یعنی چند تضاد رو پشت سر گذاشتم و در حال حاضر ظاهراً همه چی آرومه و من توانستم با کار کردن روی افکارم از آن چند تا تضاد در این یکماه گذشته خارج بشم و کاملا به آرامش ذهنی رسیدم و احساسم خیلی عالیه !!!! چون مهمترین کار اینه که آرامش داشته باشم پس الان دقیقا وقتشه!!!! وقتی همه چی خوبه و من احساسم خوبه و آرامش دارم زمان تغییرات هست و نباید در باد موافق بمونم و الان من برای تغییرات بزرگتر و بهتر آمادگی دارم چون احساسم خوبه و طبق قانون احساس خوب = اتفاقات و نتایج خوب پایدار
این قانون رو مدام با خودم تمرین میکنم
و اگر تغییراتی انجام بشه بدون هیچ قید و شرطی و بدون هیچ وابستگی از تغییرات استقبال میکنم چون من واقعا باور کردم که تغییرات باعث رشد و پیشرفت من میشه
سوال 2: در چه مواردی نشانههای تغییر را دیدی اما جدی نگرفتی؟ بعدا دقیقاً چه هزینهای برای فرار از تغییر، پرداخت کردی؟
در دو مورد نشانه های تغییر رو بشدت متوجه میشدم یک در مورد تضاد روابط یویو وار با دخترم بود که زیاد جدی نمیگرفتم و دارم روی این موضوع کار میکنم و یکی در مورد ورودی های مالیم هست که همیشه بصورت یو یو وار بالا و پایین میره .. یعنی در حد همین حقوقم ثابت میمونه .. برای اجاره و قبوض…
و اگر هم پولی بیاد توی حسابم فوری برای مایحتاج ضروری خونه خرج میشه سریع میره.. هر چند ورودی های مالی چثته گریخته ای داشتم ولی اینا کافی نیست
میدونم باورهای محدود کننده من نسبت به وفور و فراوانی هنوز بقدر کافی تغییر نکرده با اینکه همیشه دارم روی باورهای فراوانی و پول و ثروت کار میکنم اما وقتی یک پولی دستم میاد در همون لحظه خوشحال میشم و این یویو بودن رو زیاد جدی نگرفتم هزینه فرار از این تغییرات هم اینه که ی چیزی توی ذهنم میاد که میگم خب خدا رو شکر که فعلا این پول اومد توی حسابم
ولی سوالی که از خودم میپرسم اینه که حالا ایندفعه پول اومد بعدش چیکار میکنی ؟؟؟, یعنی یک باور مخرب اون تهههه ذهنم جا خوش کرده
و بعدش یعنی ترس و نگرانی و استرس از تمام شدن پول دارم و باید بازم روی مبحث لیاقت برای پول و ثروت کار کنم چون بدست آوردن پول و ثروت هم لیاقت میخواد و باید آنقدر روی این مبحث لیاقت کار کنم که جهان این باور رو بهم نشون بده !!!
و مورد بعدی خارج شدن از نقطه ی امن در مورد روابط هست این یعنی یک احساس عدم لیاقت و یا عزت نفس و باور به کمبوده اینکه مثلاً میگم .. من چطوری از دخترم جدا بشم .. چون میدونم اون هم خیلی خیلی منو دوست داره از رفتارش میفهمم چون زمانی که حالش خوبه خیلی شاد و خوشحاله و همش مواظب منه … کلی برام ویتامین های پوست و مو خریده .. کلی کمک میکنه و مایحتاج خونه رو خریده ولی دوست داشتن تنها کافی نیست … چون تا وقتی من لایق پول و ثروت نشم و یا مستقل نشم و احساس کمبود کنم این وضعیت یویو وار خودشو در تضادها نشون میده پس معلومه هنوز باور کمبود باعث میشه که احساسم هم همش یویو وار باشه .. پس باید برای همیشه روی احساس لیاقت و اعتماد بنفسم کار کنم
سوال 3: اگر به آن موقعیت برگردی، چه اقدام جایگزینی انجام می دهی؟ چه رفتار یا واکنشی را تغییر می دهی؟
مثل همین الان اقدام میکردم .. یعنی بطور مداوم روی باورهای محدود کننده و احساس عدم لیاقت ام کار می کردم .. چون پایه و اساس و ریشه ی همه ی تضادها در این احساس لیاقت نهفته است
در مورد روابط که دایم سعی میکنم اعراض کنم و میخوام تغییراتی بوجود بیارم که این مسعلع رو برای همیشه حل کنم . مثلاً آلن اوضاع خیلی خوبه و حالا که اوضاع خوبه قبل از آنکه تضادی پیش بیاد دارم روی این مبحث کار میکنم و میدونم باید بطور اساسی حل بشه . و میدانم ریشه ی تمام این تضادها در تمام جنبه های زندگیم مثل مسایل مالی و روابط و سلامتی و تندرستی که در این ماه گذشته داشتم (مهر ماه) احساس عدم لیاقت هست و چند روزی هست که مدام دارم در این مبحث کار میکنم و الان فعلا در حال حاضر همه چی آرومع من چقدر خوشبختم شده!!! اما باید همیشه و همیشه روی این مبحث احساس لیاقت و اعتماد بنفس کار کنم
سوال 4: به آن موقعیت فکر کن و بنویس: چه باور محدود کننده ای باعث می شد که ایجاد تغییر را به تعویق بیاندازی؟ چطور این باور را اصلاح کرده ای؟
باور احساس لیاقت رو به تعویق می انداختم بطور تکاملی فهمیدم که منبع اصلی و مهمترین ریشه ی اصلی زندگیم همین باور عدم لیاقت هست چون باید لایق بهترین روابط باشم .. لایق دریافت عشق و مهر و محبت باشم . باید در روابط هم ثروتمند باشم .. باید لایق دریافت بهترین روابط با کیفیت باشم .. باید آنقدر ارزشمند و محترم باشم تا بهترین روابط را در تمام جنبه های زندگیم داشته باشم
استاد جان الان که این پاسخ ها رو نوشتم توانستم باورهای محدود کننده ام رو در مبحث پول و ثروت و روابط پیدا کنم و آن هم احساس لیاقت هست و باید بطور عمیق روی این باور کار کنم تا به امید خدا لایق دریافت این دوره ی ارزشمند احساس لیاقت و عزت نفس و دوره ی عشق و مودت بشوم خدا رو شکر پاسخ به این سوالات منو هدایت کرد بسمت سرچشمه ی اصلی چقدر خدا رو شکر میکنم که در این پروژه حضور دارم و بیشتر از همه خیلی خوشحال شدم که ضعف خودم رو تشخیص دادم
تا قبل از اینکه این پاسخ ها رو بنویسم همش فکر می کردم هنوز اون باورهای محدود کننده ام را شناسایی نکردم وگرنه باید در مورد مسایل مالی و یا روابط نتایج پایدارتری رو تجربه می کردم .. ولی الان این تغییر باور رو دارم احساس میکنم
یعنی تکلیفم با خودم روشن شد
یعنی در مدار دریافت پاسخ آن سوالاتی قرار گرفتم که همش از خودم می پرسیدم که چرا وضعیت من تغییر نمیکنه !؟ من که همش دارم روی باورهای وفور و فراوانی پولی و مالی کار میکنم . و یا من همش دارم روی باورهای روابطم خوب کار میکنم .. و یا روی باورهای سلامتی ام دارم مدام کار میکنم و مدیتیشن انجام میدم . پیاده روی و ورزش می کنم ..سپاسگذاری و تمرکز بر نکات مثبت هستم و زیبایی ها رو میبینم و کنترل ذهن انجام میدم و دایم توی سایت هستم و دفترها پر میکنم … پس چرا هر چند وقت یکبار یویو وار میشم و تغییرات هنوز پایدار نیست ؟؟؟
و حالا به پاسخ سوالات ام رسیدم
فقط و فقط باید روی مبحث احساس لیاقت در تمام جنبه های زندگیم کار کنم
خدایاااا شکرت
مرسی مرسی استاد عزیزم !!!
مرسی مرسی استاد عزیزم که چراغ هدایت من شدید
شما بهترین استاد دنیا هستی!!!
مرسی که منو بسمت پاسخ درست با این روش تدریس بینظیر هدایت کردید و همزمان با دوره ی بینظیر هم جهت با جریان خداوند میخوام تغییرات فوق العاده جادویی رو در زندگیم ایجاد کنم . که البته با توجه به قانون تکامل خیلی زود میام این تغییرات رو اینجا مینویسم
یعنی بازم دارم با تکرار و تکرار و تمرین های مستمر و مداوم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست
خدایاااا کمکم کن تا برای شروع جدید و تلاش و عملکرد و تعهدم در این پروژه جدید به بهبودی بیشتری در تمام جنبه های زندگیم هدایت شوم و در پایان هر روزم شکر گذار فضل و کرم الهی زندگیم باشم و این تغییر و تحولات رو به گرمی در آغوش بگیرم .. !!
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم امضای خاص و ویژه ی من است پس مسیر رسیدن به مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را بسمت بهبودی بیشتر و آسانتر و تغییرات زیباتر لذت بخش تر و پایدارتر هدایت کن خدایا شکرت
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم