مثل ابوموسی نباشیم - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

511 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی ترکمندی گفته:
    مدت عضویت: 2717 روز

    به نام الله یکتا

    سلام بر استاد عزیز و خوش اندام

    سلام بر همراهان این مسیر زیبای الهی

    خدا رو شاکرم بابت حضورم در این محفل نورانی و شاد

    بعد از شنیدن مطالب این فایل تصمیم گرفتم ابوموسی اشعری نباشم و دنیا رو با تمام وجودم تجربه کنم و شجاعانه برم تو دل ترس‌هایی که اجازه تجربه خیلی از لذتهای دنیا رو ازم گرفته بود

    همینجا با خودم عهدم می بندم تا سر حد جانم به سمت علاقمندی‌هام برم و با سرعت هم برم

    و از خدای مهربانم یاری می‌خوام که این مسیر زیبا رو تا آخر عمر ادامه بدم

    سپاس استاد عزیزم که تحولات بزرگی در زندگیم ایجاد کردی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    مریم قنبری گفته:
    مدت عضویت: 3435 روز

    سلام ودرود به شما استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    استااااد چقددددررررر تغیر کردین اصن باورم نمیشه توی این مدت کم تا حالا ندیدم کسی بتونه این قدر تغییر سایز داشته باشه. عاشتقتونم استاد که دست رو هرکاری میزارید بدست اوردنش رد خور نداره. ایشالا همیشه شاد و سلامت باشید و برای ما اعضای سایت کلیپ بزارید من که هر روز سایتو چک میکنم اگه جدید گذاشته باشید که با عشق تماشا میکنم و اگه جدید نباشه میرم سراغش کلیپای قبلی هر روز یه کلیپای شما رو به عنوان پادکست روزم گوش میدم.

    در مورد موضوع امروز استاد کاملا درست میگید من روزایی که بدون چالش و تجربه جدید میگذره برام سخت میگذره و همش باخودم میگم ایا من از زندگی این نوع کسل کننده و بیهوده رو میخام؟ نه ترجیح میدم کوتاه عمر کنم ولی با چالش تجربه و عشق کارایی که دوست دارم رو تجربه کنم. من قبلا به خاطر باور هایی که از بچگی بهم خوردونده بودن همیشه تو منطقه امن بودم و ریسک کردن برام سم بود ولی از وقتی شروع به تغییر باورم کردم و کارهایی رو کردم که دوست داشتم خیلی حس خوبی دارم و حتی الان توی مرحله ای هستم که تجربه های پرریسک تر و چالشی تر میخام و قبلی های بنظرم کمن. البته یه سری بعد های زندگیم هست که هنوز منطقه امن اونا رو نشکستم ولی دارم روی باورهام کار میکنم تا بشکنمشون. استاد از وقتی حسادت کینه حسرت داشته های دیگران رو خوردن این چیزای بد رو از زندگی بیرون کردم و به فکر بهتر کردن و اینده خودمم هستم خیلی ارامش به زندگیم اومده انگار تایم زندگیم بیشتر شده و جا باز شده واسه کار های دیگه. اینقدر توی زندگیم وقت دار که نمیدونم چیکارشون کنم بااینکه مسیولیت خونه هم به عهده منه. راسی من وقتی خانم شایسته رو میبینم اینقدر با عشق و مرتب ومنظم کار ها رو انجام میدن واقعا انگیزه میگیرم که خودمم همین کارو بکنم.

    ((ببخشید استاد این یه پیشنهادخیلی کوچولو برای سایته:لطفا تم playerسایت رو از سفید به مشکی تبدیل کنین چون بکگراند کلیپاتون سفیده سخت میشه دید))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    نيلا نظری گفته:
    مدت عضویت: 3677 روز

    سلام استاد عزیز

    بازم ممنون از این فیل بی نظیرتون چقدر حالم رو خوب کرد و چقدر این فایل به موقعه بود.

    چند وقته دارم برنامه ریزی میکنم و قصد کوچ کردن دارم ولی هر دفعه یه اتفاقی میوفته و برنامه هام عقب میفته راستش الان داره ٢ ماه میشه که هی از این هفته به هفته بعدی منتقل میشه و من هم خیلی کلافه شدم چون خیلی سر در گم شدم و همش با خودم فکر میکنم چرا بایید این اتفاق ها بیفته و برنامه هامو خراب کنه ولی یه ٣ روز پیش تصمیم جدی با خودم گرفتم و گفتم من همین هفته یکشنبه هر طوری که شده باید کوچ کنم و اینو هم بگم که اونجای که میخوام برم یه کشور دیگه هست و هنوز خونه هم پیدا نکردم و این هم همش منو نگران میکرد. وقتی که تصمیم خودم رو گرفتم یک روز کامل به خودم حرف زدم و همش میگفتم مومنان واقعی نه ترسی دارند و نه غمی، من باید باید از اینجا کوچ کنم حتی اگه تو اون کشور جدید شکست بخورم ولی بازم باید بروم و تجربه کنم، حداقل فردا پشیمان نیستم که امتحان نکردم و خلاصه خیلی ذهنم رو از افکار مثبت پر کردم و ترسام کمی کمتر شد و اتفاقأ فردای همون روز این فایل رو دیدم و هزاران بار شکر گذاری کردم چون این انگار برای من درست شده بود که من بشنوم و خیلی مصمم تر شوم در مورد مهاجرتم و این جمله استاد که گفتند کسانی که مهاجرت میکنند رو همیشه تحسین کرده خیلی افتخار کردم به خودم، چون دارم به کشوری میرم که خیلی با این کشوری که هستم فرق داره و اونجا خانواده و دوستانم هم نیست که بهشون تکیه کنم. اونجا فقط خدارو دارم و یک دوست و ١٠٠٪؜ ایمان دارم خدا خودش همه کارهامو انجام میده و هدایتم میکنه به یک زندگی عالی.

    بعد این تصمیمم اون دوستم که اونجا بود بهم زنگ زد و گفت برام رفته چند تا خونه رو نگاه کرده که خیلی تعجب کردم چون این چند روزه اینقدر سرش شلوغ بود که از ۵ صبح بیدار میشد میرفت سر کار تا ١٢ شب و با اینکه اینقدر سرش شلوغ بوده تازه به فکر من بوده و بدون اینکه به من بگه رفته دنبال خونه برای من و تازه امروز هم رفته بود یه خونه دیگه رو نگاه کنه و ویدیو هم از اونجا گرفته بود که اگه بهم نشون بده که من خوشم میاد یا نه. این کارش خیلی برام ارزشمند بود و ته دلم میگفتم ببین تو که توکلت به خدا باشه، خدا چه جوری آدما رو به کمکت میاره و خلاصه خیلی امروز خوشحال بودم و بلیطم رو هم گرفتم واسه روز یکشنبه و به خودم گفتم خدا خودش برام تا اون موقه بهترین خونه رو برام تو اونجا پیدا میکنه و من اصلا نگران نیستم و میخواهم فقط به خدا اعتماد کنم و یکی از بزرگترین هدفم برای کوچ کردن به همچین جای که کسی بجز اون دوست تو اون کشور نمیشناسم اینه که می خواهم برم تو دل ترسام و تنها بودن رو تجربه کنم و توکلم به خدا رو بیشتر کنم و از منطقه امنم بیرون بیام.

    من تو این کشوری که الان هستم یکی از بهترین کشورها واسه زندگی هست و خیلی ها آرزوشونه اینجا باشند ولی من دوست دارم برم تو یه کشور زندگی کنم که کمی متفاوت باشه و دوست دارم بیشتر ماجراجویی کنم.

    خیلی خیلی از این فایلتون لذت بردم و منو مصمم کرده برای کارهای که همیشه ارزوشون رو داشتم رو انجام بدم و خیلی تشکر میکنم از شما و مریم جان که وقت میزارید و باعث رشد بقیه میشید ❤️❤️

    خدارو صد هزار مرتبه شکر برای همه چیز 🙏🏻❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    حمیده اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2381 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان….

    سلام به استاد عزیزم …مریم جان و سلام به تمام دوستان ارزشمندم….

    من یه بار این فایل رو گوش کردم اونم فردای روزی که اومد روی سایت…و برای اولین بار در کنار بهترین و تنهاترین دوست هم فرکانسیم یکی از فایلهای استاد رو گوش کردم ….همون دوستی که منو با این سایت الهی آشنا کرد….این فایل رو با گوشی خودم دانلود کردم از سایت و پلی کردم….من و بهترین دوستم و صدای استاد که در فضا پخش شد….کجا؟ در بهترین نقطه ایران…..آرامگاه کوروش کبیر😍😍😍🤗

    من و دوستم سال قبل همین موقع هدایت شدیم به آرامگاه کوروش و تخت جمشید….دقیقا امسال هم درست در همون ماه از سال قبل هدایت شدیم باز به همین مکان مقدس‌‌‌…

    فایل رو که پلی کردیم با دقت دوتامون گوش میکردیم…یه جاهایی میخندیدیم از تنبلی ابوموسی…😂😂

    خنده هایی که توش درس داشت….فایلی که خیلی ازش میشه درس گرفت….بعد از تموم شدن فایل هر کدوم راجع به صحبت های استاد برداشت خودمونو بهم گفتیم….جالب بود وقتی به خودمون نگاه کردیم دیدیم هر دوی ما الان با حضورمون در اینجا از منطقه امن خودمون خارج شدیم….اومدیم که برای بار دوم تجربه کنیم…‌تجربه جدید از بودن در کنار آرامگاه پادشاهانی بزرگ….آدمهایی که در صلح بودن با خودشون…آدمهایی به خودشناسی رسیده بودن…با عزت نفس بالا….با اقتدار….با ایمان در مسیر درست قدم برداشتن…..

    نمیدونم چند نفر از شما متن منشور کوروش کبیر رو مطالعه کردین….جیزهایی که توی این منشور بیان میکنه سرشار از باورهای خودشناسی و عزت نفسه….

    باورهای توحیدی….من قبلا اینطوری به تاریخ نگاه نکرده بودم….وقتی پارسال برای اولین بار با دوستم رفتم به این مکان های تاریخی خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم…..به آگاهی رسیدم.‌‌…اینکه ما برای مرتبه دوم به این مکان هدایت شدیم این اتفاقی نیست..‌‌..قطعا اگاهیی های در راهه…..

    وقتی انسان تصمیم میگیره حرکت کنه….وقتی به الهاماتش عمل میکنه….وقتی پا میزاره روی ترسهاش…خود بخود قدرت میگیره….ایمان میاد و جای ترس رو میگیره اونوقته که دست به حرکت هایی میزنی که اصلا فکر نمی کردی توان انجامشو داری….

    هی که زمان داره جلو میره و از زمان حضور من توی سایت میگذره و بهتره بگم هر چقدر که از کار کردن روی باورهام بیشتر میگذره دارم آگاهتر میشم….آگاهتر به اتفاقات اطرافم….آگاهتر به قانون….به اینکه باید حرکت کنم….رشد کنم….تجربه کنم…..پا بزارم روی ترسهام…..

    روی ترسهایی که همشون توهمن….توهم پوچ…ترسهایی که الکی برای خودم بزرگشون کردم….وقتی اینو درک کنم که خودم مسئول اتفاقات زندگیم هستم دیگه منتظر کسی یا چیزی از بیرون نیستم که بیاد منو خوشبخت یا بدبخت کنه….

    رفتن توی دل ترسها شجاعت میخواد….ایمان….باید روی باورهای توحیدیمون کار کنیم….این سایت و این آموزه ها باعث میشن باورهای توحیدی رو در وجود ما اصلاح کنن…نه تنها باورهای توحیدیمونو بلکه باورهامونو در تمام حوزه ها …..خدا قوت میگم بهتون استاد عزیزم و مریم جان….

    عاشقتووونم و سپاسگزاررررر😘😘😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    حسین کرمی گفته:
    مدت عضویت: 2720 روز

    سلام استاد. خیلی حرفاتون تاثیر گذاره چون میدونم که خودتون به هر آنچه که میگید عمل میکنید. با دیدن این فایل فهمیدم که یک زندگی با کیفیت یعنی فراتر رفتن از محدودیت ها، تجربه ماجراجویانه و هیجان انگیز، خود را به چالش کشیدن و تجربه های جدید کسب کردن.

    مستندی که معرفی کردید عالی بود. من خودم کوهنورد هستم و عاشق کوه و طبیعت. بارها اتفاق افتاده که توی کوهنوردی به مشکل خوردم. مسیر رو گم کردم، بیراهه رفتم، خسته شدم، سردم شده، آسیب جسمی دیدم و … اما همچنان قوی تر از گذشته دارم ادامه میدم.

    یه مستند دیگه هم درباره کوهنوردی هست به نام لمس خلا. پیشنهاد میکنم اونو هم ببینید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مهدی منفرد گفته:
    مدت عضویت: 1802 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و هم فرکانسی های خوبم .من امروز رفتم توسایت وهدایتم رو زدم واین فایل اومد که کاملا با اوضاع وشرایطم هم خوانی داشت .که دقیقا داشت با من حرف می زد چندین ساله که می خواستم ی تصمیمی رو بگیرم اما ترس داشتم ومی گفتم نه نمیشه از پسش بر نمیام واقدام نمی کردم ولی اون زمانی که با استاد اشنا شدم توی صحبتهای استاد همش ی صدای به من می گفت .وهمیشه می شنیدم که مهاجرت کن .ولی من نمی تونستم از همون خونه ای که داشتم به دوسه تا کوچه بالاتر برم .واین زمزمه اینقدر برام تکرار شد که بالاخره منجر به اقدام شد وجرات کردم ورفتم ی خونه تو یه جای بالاتر و اجاره زیاد گرفتم و بعداز مدتی دیدم که خیلی خوب شد چیزهای جدید یاد گرفتم با افراد جدید اشنا شدم .درامدم بیشتر شد وزندگیم خیلی بهتر شد وکمی باورهام عوض شد که دیدم بابا خیلی راحته .پس میشه .وگفتم من تا اخر سال که تمدید خونه تموم بشه باید شهرم رو عوض کنم ودقیقا همین اتفاق افتاد وخیلی معجزه وار دستان خدا به کمکم اومدن و باعث شد خیلی زود ما بریم به کرج و۲ساعته خونه پیدا کردیم وقولنامه کردیم که باز اونم جریانش مفصله که چه موضوعات شگفت انگیزی پیش اومد که ی خونه خیلی عالی بای قیمت خیلی کم وحاضر اماده پیداشد وخالی بود ودقیقا تاریخ تمدید خونه مشهد تموم شد وما به کرج اساس کشی کردیم تومحله خیلی خوب اهالی خیلی خوب هدایت شدیم .وامروزهم که این کامنت رودارم می نویسم یه جایی واسم پیدا شده ویلای یزرگ توی لواسان که می تونم برم اونجا بدون اجاره خونه وپول اب برق وگاز رایگان بهم میدن درضمن ۳وعده غذا هم رایگان بهمون میدن بایه حقوق خیلی عالی .خداروشکر می کنم به خاطر این همه نعمتی که بهم داد.واز استاد عزیزم واقعا ازته قلبم سپاس گذارم که اینقدر واسه ما زحمت کشیدن وقت گذاشتن به امید روزی که استاد عزیزم وهم فرکانس هامو از نزدیک ببینم ودر اغوش بکشم .عاشقتونم .واقعا وقتی پا روترسها بزاری در های جدیدی توی زندگیت باز میشه که می گی ای کاش زودتر این کارو می کردم.نترس حرکت کن عزیزم.خدا میدونه چه چیزهای وجریانت خوبی در انتظارمونه .خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    به نام مهربان پروردگارِ باسخاوتم که هدایتم کرد به این سایت و این آگاهی های ناب و خالص،

    سپاسگزارم بابت فرصت زیبای زنده بودن و تجربه های جدید داشتن…

    استادعباسمنش عزیزم چند ساعت قبل جلسه پنجم از قدم دوم رو گوش میکردم که فرمودید : طبق قوانین خداوند به عنوان انرژی که این جهان را خلق و هدایت می‌کند به محض شکل گرفتن خواسته ای باید به سمت تجربه آن هدایت شویم و آن خواسته از مجراهای طبیعی وارد زندگیمان شود اگر هنوز به خواسته مان نرسیدایم، یعنی مانع ذهنی در ذهن مان وجود دارد که اجازه ورود آن خواسته به زندگی مان را نمی‌دهد،پس وظیفه تو به عنوان خالقی که با فرکانس هایش زندگی‌اش را خلق می‌کند حذف آن ترمز های ذهنی ست.

    ومن بعد این موضوع شروع کردم به فکر کردن راجب خواستم (مسافرت رفتن) و فکر کردم که چه ترمز های راجب اون دارم که مانع رسیدنش بهش میشه و درحین این جستجوی ذهنی ،به اونجایی هدایت شدم که به مکان جدیدی برای این مسافرت و گشت و گذار برم وبمحض فکر کردن بهش قلبم پراز شور و شوق شد و الان این فایل رو گوش کردم ومهر تأییدی زد روی این خواستم که ماریا برو و تجربه های جدید داشته باش

    حالا که قانون رو متوجه شدی ،تنها کاری که باید بکنی اینکه جای ترمز های ذهنیت رو با ،باورهای قدرتمند کننده عوض کنی و رو این تعهد پایبند بمونی تا خواسته هات تبدیل به تجربیاتت شن.

    دوستتون دارم استاد عزیزم و ازتون بی نهایت سپاسگزارم که قدم به قدم و لحظه به لحظه کنارم هستید تا من قوانین رو بهتر درک کنم تا درامتداد این درک وعمل،چرخ زندگیم روانتر بچرخه و من لذت بیشتری از زندگیم ببرم

    سپاس بابت بودنه پربرکتتون🟢🟢🟢

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    محمد مردان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1461 روز

    به نام خداوند پاک کننده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز که انقدر با کیفیت برای ما استاندارد های بالایی رو معرفی میکنه تا خواسته های جدید در وجود ما جوانه بزنه

    سلام خدمت خانم شایسته مهربان و بانظم

    واقعا چقدر خوبه که ما ابو موسی نباشیم

    استاد گفت تو نوت موبایل بنویسید ولی من اینجا مینویسم که ماندگار تر باشه مینویسم و میخواهم که نعمت های بیشتری رو تجربه کنم زندگی بهتری رو تجربه کنم گسترش پیدا کنم گسترش بدم همین کامنت نوشتنم اصلا یک عادت نبود ولی من تبدیلش کردم به یک عادت چون با این کار اره ی خودم رو تیز میکنم با این کار دارم رو خودم کار میکنم چون هر چه من بزرگ تر بشم نعمت های بزرگ تر و همفرکانس تر به من داده میشود پس من باید فقط رو خودم کار کنم

    من قبلا میترسیدم کسب کار انلاینمو شروع کنم

    ولی چند روزه شروع کردم و دارم این عادت رو در خودم ایجاد میکنم که هر روز محتوا تولید کنم

    قبلا میترسیدم که نقدی کار کنم و کسب کار با چک رو بزارم کنار اما الان خیلی وقته که از چک استفاده نمیکنم و دارم ورود میکنم به نا شناخته ها فعلا این کار ها از دستم بر میاد و سعی میکنم هر کار دیگه ای که از دستم بر اومد انجام بدم و توحیدی تر جلو برم شکرت ای خدا

    انشالله هر جا که هستید حال دلتون عالی باشه

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1453 روز

    مثل ابوموسی نباشیم.

    سلام استادجونم .

    ببخشید بااین تفاسیری که شماتوضیح دادید،ب نظرم منم ابوموسی هستم .

    اتفاقاخیلی جاهادوست دارم تغییراتی بکنم امامیترسم .

    دقیقن به خاطر محیط امنی که دارم .

    ب نظرخوب زندگی میکنم .همه ی کارام نظم وچیدمان خودشوداره.ودرطول روزبه تمام برنامه هایی که شب می‌چینم رسیدگی میکنم وسعی میکنم انجام بدم.

    شباقبل ازخواب ازبچه هام وحتی همسرم میپرسم فرداچ برنامه ای دارید ؟ب عنوان یک زن ومادرخونه بایدحواسم به همه ی امورخونه باشه .

    البته ناگفته نمونه مسولیت زیادی توخونه قبول کردم.گاهی خسته میشم وازخودشون درخاست میکنم انجام بدن ولی درکل فکرمیکنم به من وابسته هستن یااینکه من بلدنیستم و اجازه نمیدم کارای شخصیشونوخودشون انجام بدن.

    چون خودم تیزوبز،کاری انجام میدم ،حوصلم نمیگیره به خودشون بگم آخه هم لفتش میدن هم بیشتر کاربرام درست میکنن.

    خوب می‌دونم اینکارم درست نیست .ولی متاسفانه هنوز نتونستم توانجام ندادن کارای شخصیشون ،موصرباشم .

    خیلی بد،که خودت بفهمی کارت اشتباهه ولی با انجامش بدی .

    استادچ جورخودمو،ادب کنم ؟

    البته قدرشناس هستن .زحماتهای منومیبینن ودرک میکنن که گاهی نیاز به کمک دارم .

    منم جاهایی که واقعن خسته باشم یاتوان انجام کاری رونداشته باشم درخاست میکنم وانجام میدن.

    استادگفتیدازسال 85سایت رودارید.درحالیکه من یه ساله واردسایت شماشدم.

    پیش خودم میگم کاش زودترواردسایت شده بودم،حداقل شایدالان تکاملم تموم شده بود وقوه ی تشخیصم به نواقصم بیشترشده بود.

    هرروز روی خودم ونواقصم کارمیکنم وهرروزچ توخونه چ بیرون از خونه ،چ تنهایی هام چ توجمع هاودورهمی هادرسهاوتجربه های تازه کسب میکنم .

    خیلی وقتها خوشحال وشادم ولی گاهی هم ناراحت .

    میدونیداستادهنوزجرات وشهامت اینکه وقتی درسی دریافت میکنم ،درست واصولی انجامش بدم روندارم.

    گاهی اوضاع وشرایط طوریه که اصلن نمیتونی درست و غلط بودن کارتوتشخیص بدی.

    خداروشکردورو،ورمون هم یه آدم عاقل و بالغ نداریم که گاهی ازاونهامشورت یاکمک بگیریم .

    جاهایی که گیرمیکنم فقط قوانین وجملات استادتوذهنم‌میادولی همانطورکه گفتم گاهی انجام خیلی ازکاراتوفرهنگ جامعه وخونه ی ما،نمیگنجه.

    مثلن من 20ساله رانندگی میکنم وازاولشم ماشین جدابرای خودم داشتم .

    باورتون میشه هنوزازشهرخودمون بیرون نرفتم .

    تاپارسال که بامخالفت شدیدهمسرم مواجه بودم .ولی خداروشکرباتغییرات خودم همسرم هم تغییراتی کرد.طوری شدکه ایشون اجازه ی تنهایی جایی رفتن وبیرون ازشهرروبهم دادن.ولی هنوزمن اینکارونکردم.

    ارع منم مثل خروسمون ابوموسی هستم .

    بارها شده خاستم برنامه بچینم برم ولی بازجدی نگرفتمش.

    ازاین جمله ی استادخوشم اومدکه گفتن هرروز یه درجه ی کوچولوخودتوهول بده ،اونم تو هرکاری.

    ب نظرم اینطورشدنیه.

    من هم زرنگم هم ازاون خانمهایی هستم که خوب بلدم ازپس خودم بربیام اونم به تنهایی بدون نیاز به مردی یاکسی.

    نمی‌دونم این وسط چی هستش که همه ی آرزوهام وهمه ی خیالهاموگذاشتم برای روزمبدا.

    روزی که نمی‌دونم اصلن بش میرسم یانه؟!

    الان که دارم این متن رومینویسم واقعن برای خودم متاثرومتاسف شدم.حتی اشکمم دراومد.

    آخه چرامنی که هرروز میگم ناهیدامروزبه بهترین شکل ممکن زندگی کن بازحواسم میره سمت کنترل بعضی ازمسائل وازانجام این ریسکهاصرفنظرمیکنم .

    حالا ازشهربیرون رفتن یکی ازکارایی بود که گفتم.

    کلن خواسته هاموحبس کردم توکنج دلم تاروزی برسه که خودم دنبال اون شرایط باشم.

    اصول قوانین جهان ،که نگه داشتن حال خوبه رورعایت میکنم اماچ فایده .میتونم شادترم باشم اماخودم، مانع ایجادمیکنم یاتوجهی بهش نمیکنم .

    مثلن تاحالاهیچ وقت باهمسرم مسافرت تنهایی نرفتم .

    هرچند الآنم علاقه ی خفنی ندارم که برم اماجدیدن چندباربهش گفتم یه موقعیتی اوکی کن باهم چندروزی بریم یه جایی .

    بنده خداکه ازخداشه وخیلی هم استقبال کرد.

    اینم ازاون چیزایی بود که دوستش داشتم اماسرپوش میزاشتم روش.

    تااینکه به خودم گفتم آقاجان این همسرتوعه وتومیتونی بااین مردفقط بری مسافرت .پس یه بارحداقل امتحان کن ببین چ تجربه ای کسب میکنی.

    انشالله میخام تجربش کنم.

    باوجود اینکه ب نظرمیرسه ناهید خیلی خوب وخوشگل زندگی می‌کنه وخیلی توجه به خودش داره بازنمیدونم چراتوذهنم رویاپردازی میکنم.

    شایدابوموسی باشم ولی خیلی دوست دارم هیجاناتی توزندگیم بدم که متاسفانه گاهی نجواهاسراغم میادواجازشوبهم نمیده.گاهی هم خجالت وبالارفتن سنم مانع انجام اون کارایی میشه که تودلم دوست دارم انجام بدم.

    ازشماچ پنهون اینجوروقتاقضاوت ونگاه دیگران اذیتم می‌کنه.ازطرفی میگم بی خیال ازسن من گذشته ولی ازطرفی میبینم وحس میکنم تودلم چ غوغایی برپاست.

    اتفاقاهمسرمم پایس،ومنتظره من حرکتی بزنم تابامن یکی بشه ولی من روی خوش نشون نمیدم.

    نمی‌دونم این غرورلعنتی یاتوقعات بی موردم مانع انجام بروزخیلی ازاحساساتم میشه.

    انقدافکارمنفی توذهنم‌پرسه میزنه که ترجیح میدم خودم هم دنبال هیجانی با همسرم نباشم اون بنده خدا راهم حسرت به دل میزارم.

    حالافکرنکنیدزن خوبی نیستم ،گفتم که ظاهرن همه چی خوبه ولی اهل این( پاروفراترگذاشتن) نیستم .

    درصورتی که همسرم منتظره فقط من لب ترکنم .اونم خودشواسیرووابسته ی من کرده وبااداهای من به بازی درمیاد.بگردم اونم اذیت میکنم.

    اونم هیچ کاری نمیکنه وفقط دلش میخادبامن هرجایی بره یاکاری انجام بده.

    باگوش کردن این فایل انشالله تلنگری بخورم وبرم تودل خواسته های درونی خودم .

    واقعن چراهنوزتجربه نکردم فک میکنم خوش نمی‌گذره یااتفاقات، اونجورکه من میخام رخ نمیدن.

    اتفاقاحالاکه باموضوع تضادهاآشناشدم فک کنم خیلی راحتر میتونم کاری انجام بدم ونتایج خوبی بگیرم.

    چون تواین مورددخترخوبی شدم وقورنمیزنم وشرایط روحتی اگه بهم بریزه ،میپذیرم.

    ب نظرم پس حالاوقتشه .

    به قول استادمنی که نمی‌دونم چقدر،زنده هستم وتاکی قراره زندگی کنم.چرادنبال خواسته های درونی خودم نمیرم؟!ازچی میترسم؟!دنبال چی هستم؟!

    استادبرای بدست اووردن هرچیزوهرکاری تاکیددارن از همون شرایط فعلی خودت شروع کن تادرمسیربهت گفته بشه.اما من کم اینکاروانجام میدم چون هنوز بعضی چیزهاتوباورم نمیگنجه.

    پس هنوز احساس لیاقت تودرونم‌خوب کارنمیکنه که باورش نمیکنم.

    بله من همش منتظرم .چقدربد.منتظرم بعدشروع کنم .فک کنم اگه به این رویه پیش برم هیچ وقت به هیچی نرسم.

    باشه چشم استادجان ،قول میدم ازاین حالت ابوموسی بودن خارج بشم.

    ببخشیدانقدقول میدم وبدقولی میکنم.

    خدایاازت خواهش میکنم ملتمسانه وعاجزانه که منوتومسیرخودت هدایت کنی.

    یه چیزو صادقانه بگم ،من ازاون آدمایی هستم که همه چیم ب نظرخوبه نمیگم عالی ولی میتونم خیلی خوش تروشادترازاینازندگی کنم امانمیکنم.کسی هم مقصرنیست جزخودم.

    شایدظاهرهمه چی خوب باشه اماخودم‌خوب میفهمم که میشه بهترازاینم بودحتی الان وبااین شرایط.

    اوضاع زندگیم اونقدرا،بدنیست .ومیشه ازاین نقطه ی امن ،فراتررفت . مطمئنم اگه من بخام اتفاقات بهتری رخ خواهد داد.فقط اگه من بخام .

    ازامروزذهنموبه جهت موضوعات جدیدسوق میدم .سعی میکنم آروم آروم ازاین حسهای منفی درونیم که پنهان هستن ،بیرون بیام وغلبه کنم به نجواهای شیطانی وجودم.

    استادجونم ممنون ازشما.

    دوستتون دارم استاددوست داشتنی من.

    خدایی نبایدمن شاگردعباس منش باشم.

    ببخشیدکوتاهی کردم.

    کاش جلوروم بودید،ازاحساسات درونیم براتون میگفتم وازشماراه چاره رومستقیم میخاستم .

    می‌دونم همه چی درگروهمین قانونهایی هستش که داریدبهمون آموزش میدید.ولی همیشه فکرمیکنم ،منم نیازدارم خودموپیش یه نفرتوی این دنیا،خالی خالی کنم.

    تاحالایه نفرم مورداعتمادصددرصدم پیدانکردم‌ که تمام احساساتم رابهش بگم به غیرازالله.

    که اونم خیلی خیلی کمش کردم چون فهمیدم همه چی دست خودمه وخدای من احساسی نیست که بخادالان دلش برام من بسوزه وکاری انجام بده.

    استادجان عاشقتم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امیر رجب پور گفته:
    مدت عضویت: 1275 روز

    بنام آفریدگار جهان هستی

    درودفراوان به استاد عزیزم وخانم شایسته عزیز

    درودبه خانواده بزرگ عباسمنشی

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    که درهرلحظه اززندگی من درحال هدایتم هستی وبهترین حال دنیارابهم هدیه میدهی وآنقدر آرامش روحی بهم داده ای که نمیتوانم این حسی که اکنون دارم راتوصیف بکنم وفقط میتوانم بگویم فوق والعاده س

    اول میخواهم حال اکنونم را بادوستانم به اشتراک بگذارم تا شماهم لذت ببرید

    من وقتیکه قصد کردم این فایل راتماشاکنم خداوند هدایتم کردوگفت پاشو برو بیرون ازخونه من گفتم خیلی گرمه وشرج جزیره بالاست گفت توبرو من درستش میکنم منم فقط گفتم چشم وهنذفری هامو زدم گوشم وزدم روی فایل وصوتی گوش دادم وسوارپوتورم شدم وراه افتادم وگفتم خب حالا کجابرم

    بهم گفت اول برو مغازه یه قهوه بخور ونوشیدنی خنک بگیر تابگمت ومنم انجام دادم وبهم گفت برو از پیست کنار ساحل آروم،آروم،برو ولذت ببر ازدیدن دریا وهمچنان هم فایل روگوش بکن واینقدر اومدم تارسیدم به ساحل کشتی یونانی وباورم نمیشه چقد باد ملایم وخنکی میوزه که اصلا شرج وگرمارونمیفهمم

    والان درگوشه دنجی ازساحل کنارکشتی یونانی نشستم روی یک نیمکت سنگی ودارم باصدای امواکه برخوردمیکنن به مرجانها وشلاق میزنن وازطرفی نورماه خط زیبایی راروی آب دریا انداخته وباصدای ملایم یک موزیک آرام بخش که ازاسپیکر موتورم داره پخش میشه بهترین حال دنیارودارم تجربه میکنم

    اره بهتربگم الان خداوند منو درآغوش خودش گرفته ودارم حسش میکنم

    وای چقدر دلنشینه صدای پروردگارم

    اشک شوقم نمیزاره بنویسم

    آخه چندساعت پیش خداوند بهم هدیه بزرگی عطاکردو باخبرخوشی سوپرایزم کردوتااین فایل استادروهم گوش دادم متوجه شدم که چ ابهم این هدیه روداد

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    دقیقا استاد منم توی کل خانواده ام آدمی پراز چالش وبلند پروازم وکل خانواده ام بخصوص پدرم همین مثال ابوموسی اشعری هستند وسالهاست که به دلیل ترسهای درونشون ویابقول شما شاید خواستن عمربیشتر نتونستن پاشونو ازدایره ام شون فراتر بگذارند

    یادمه پدرم همیشه منو سرزنش میکردجلوی اهل خانواده ومیگفت امیر ما همیشه درحال اشتباه کردنه وهیچ وقت یه زندگی درستی وباآرامش نداره همیشه دنبال بلندپروازیه ودنیال دردسرالبته به ادبیات پدرم دردسر اما دراصل طبق قوانین جهان میشه گفت همون چالش ویا تضاد

    والان بعد سالها بالا خره آنقدر بلندشدم وزمین خوردم وشکست های گوناگون وتا اینکه یه روزی برسم به اهدافم واینها همه اش برام تجربه شده

    بزرگترین درسهای زندگیم وطبق قوانین جهان همون بهایی که پرداختم بابت رسیدن به اهدافم

    وچقدر زیباست

    وچقدرلذتبخش است

    وچقدر بهم قدرت داده

    وچقدر بزرگم کرده

    وچقدر بهم اعتمادبنفس داده

    پس بنابراین هیچوقت پشیمان نیستم ونخواهم بود از جریان زندگیم

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    من یادمه سالهای پیش بزرگترین هدفم را دردفتری نوشتم وجرات کردم وبهایش راهم نوشتم که برای رسیدن به این هدفم حاضرم حتی زندگیم وجونم روپرداخت کنم

    ودقیقآ درطی مسیر درطول این چندسالی که گذشته هم زندگیمو دادم وهم جونمو که البته خداوند باری دیگر حیاتم رابهم برگرداندوهدیه داد

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    بله دوستان عزیزم استاددرست میگن که باید بها دادوجرات بکنید وبها بدهید

    نترسید هرآنچه راکه بها بدهید خداوند چندین برابربهترش روبهتون خواهد داد

    درست مانند همین هدیه ای بزرگ که امشب بمن داد چیزیکه سالهای پیش بخاطر پرداخت بها بی هیچ دلیلی دادم ورفت وامشب بهتروعالیترش روبهم داد

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    ایمان به الله رادردل پرورشش بدهید

    وبدانین که جزاونیست واوست که یکتاوبی همتاست

    تسلیم اوباشیدودردلتان هیچگونه نگرانی وتردید نداشته باشیدزیراکه اوهمیشه درنزدیکتان است

    همانطورکه خودش گفته که ازرگ گردن بشما نزدیکترم

    اومهربانست وبخشنده وتوبه پذیر

    خدایا من هرآنچه دارم ازآن تواست

    خدایاشکرت،،خدایاشکرت،،

    دوستتان دارم ودست خداوند درزندگیتان

    استادومریم بانو عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      نازنین خشنود گفته:
      مدت عضویت: 1729 روز

      به نام الله

      سلام اقاامیر عزیز

      لذت بردم از خوندن کامنتتون خداروشکر که به خواستتون رسیدید

      اونجایی که نوشتید

      درست مانند همین هدیه ای بزرگ که امشب بمن داد چیزیکه سالهای پیش بخاطر پرداخت بها بی هیچ دلیلی دادم ورفت وامشب بهتروعالیترش روبهم داد

      همینجا

      من بغضم شکست و اشک شوق ریختم برای شما برای خودم

      انگار ک خداوند به من مژده ای بزرگ داد که نمیتونم وصفش کنم.

      من عاشق دریام

      عاشق جنوب.

      عاشق همه چیش.

      و اون شرایطی که وصف کردید ابتدای کامنتتون رو باتموم وجودم حس کردم.

      نوش جونتون

      الهی که همیشه دلتون شاد و لبتون خندون باشه.

      درپناه الله یکتا ثروتمند و سلامت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: