فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 37 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نازنین فتحی گفته:
    مدت عضویت: 899 روز

    بنام خدایی که همراه همیشگی منه

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز و همه دوستان همسفر این روزشمار زیبا

    تعهد روز هفدهم سفر شگفت انگیزم

    هیچوقت فکرشو نمیکردم یه همزمانی بتونه اشکمو دربیاره اما امروز شد ، این لحظه شد و من از این همزمانی ساعتی به گریه افتادم، گریه ای که از روی ناراحتی نبود ، گریه ی خوشحالی از اینکه دیدم این خدای من این تنها منبع جهان هستی چجوری مراقبمه، چجوری هوامو داره ، چجوری داره میگه من هستم و واقعا زبونم بند اومده از این سریع السیر جواب دادنش.

    دقیقا همین زمانی که یه کوچولو دلسرد شده بودم درباره موضوعی و دقایقی قبل از شروع فایل امروز داشتم باهاش صحبت می‌کردم بعد بیام و نوشته ی خانم شایسته ی عزیز ، فایل فوق العاده ی استاد و کامنت دگرگون کننده ی بچه ها منو به گریه بندازه و بفهمم نباید دلسرد بشم حتی برای مدت زمان کوتاهی اگر من ایمان دارم به خدا اگر میگم همه چیز رو بدست تو می‌سپارم پس توی مسیر خدا دلسردی و ناامیدی وجود نداره !

    و خوشحالم و سپاسگزارم از رب جهانیان که هوامو داشت و اومد دستشو گذاشت رو شونمو و گفت : غصه ی چیو میخوری ، دلنگران چی شدی ، وقتی منو داری !

    من واقعا از وقتی این آگاهی رو یاد گرفتم که فقط رو خدا حساب باز کنم (من از خیلی قبل فایلهای رو گوش میکردم) تمام لحظه به لحظه برای انجامش دقت به خرج میدادم ، الان هم با همه ی دلسردی که به سراغم اومده بود بازم رجوع کردم به خودش و از خودش خواستم که بیاد و هدایتم کنه و مسیر رو بهم نشون بده و این فکرمیکنم برای من یه نشونه باشه که واقعا الان قدرتمندترین فردی که میتونه بهم کمک کنه رو خدا میدونم :) و خدارو بی نهایت سپاسگزارم که این باور در وجود من ریشه ی کوچکی زده و من با تکرار و ادامه آن را بارور خواهم کرد.

    بابت این فایل بی نظیر هم مثل همیشه سپاسگزارم استاد عزیزم و از خانم شایسته جان هم که این سفر فوق العاده رو برنامه ریزی کردند و با عشق آنرا به ثمر میرسانند نیز سپاسگزارم :)

    بهترینها را برای شما و برای همه ی دوستان از خدای قدرتمند خواستارم

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 937 روز

    به نام رب العالمین

    قدم 17

    چقدر هدایت خداوند به موقع است زمانی که این فال را گوش دادم خواستم نظر بنویسم و حسی به من گفت فعلاً دست نگه دار و هدایتی فایل گفتگو با دوستان قسمت 37 که روزای عزیز صحبت کرد را گوش دادم و مکمل این فایل و درک بهتر آن شد .

    زمانی که از همه چیز، از همه کس، می‌بری و قدرت را به خدا می‌دهی و تسلیم فرمان او می‌شوی چه آسان خداوند ان چیزی می‌شود که می‌خواهی و به قول استاد در یک مسیر سبز سوت زنان و لذت کنان راه می‌روی ،مثل موسی، مثل ابراهیم، مثل یوسف ، خیلی از انسان‌های دیگر و استاد عباس منش عزیز که زندگی اش پر از عطر خداونده و در تمام لحظاتت خداوند جاریست و لذت می‌بری

    و خداوند آن چیزی که بخواهی می‌شود.پدرت ،مادرت یک لیوان آب، ثروت، رابطه، آنچه که تو بخواهی همان می‌شود فقط تو کافی هست که به خدا توکل کنی و از خدا بخواهی و غیر از او کسی را نبینی

    من سال‌ها شرک داشتم نگاهم به دست بقیه بود و ترس داشتم از بقیه که زندگیم را خراب کنند و زندگیم بسیار خراب بود ،هر روز بدتر می‌شد ،چون در زندگیم خدا نبود ،وقتی خدا نباشد ترس و شرک است و زندگی انسان داغون است

    اما هر چقدر در این راه متعهدتر شدم و سیلی دنیا و افراد را خوردم فهمیدم روی هیچکس نمی‌شود حساب باز کرد، و من از این بابت خیلی درس گرفتم و موقعی که دستمان را به دست خداوند می‌دهم کارها به شکلی زیبا انجام می‌شود

      هر روز سعی می‌کنم و روی خودم کار می‌کنم که قدرت را به پروردگارم بدهم الان که در تنهایی زندگی می‌کنم به این درک رسیدم که در زندگیم یاور و تکیه گاهی و روز رسانی جز رب نیست و هرچه دارم از خداست این جسم این رو این عزت نفس همش متعلق به خداست

    خداوند برایم آب شده، غذا شده ،ثروت شده ،به حرف من گوش می‌دهد و قضاوتم نمی‌کند و من عاشق این خدایم هستم و سعی می‌کنم خودم یادآوری کنم و قدرت را به خدا بدهم چون فهمیدم همه چیز خداست بقیه هیچن

    و می‌دانم هر روز باید بیشتر کار کنم تا توحید را عملی کنم چرا که هنوز اول راهم

    ادامه بده تو میتونی

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    نصرالدین قادری گفته:
    مدت عضویت: 1152 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان

    خدایا هر آنچی دارم از تو به من رسیده است

    خدایا هر خیریکه از تو به من میرسه من سخت فقیرم ونیازمندم

    سلام به همه ای دوستانی توحیدی سایت

    این فایل بینظیر است

    من عاشق فایل های توحیدی هستم قلبم رو نرم میکنه

    برام بی نهایت آرامش میده

    هر وقتی که دلم بگره میگردم چی فایل توحیدی گوش کنم، حتما با گوش کردن فایل های توحیدی حالم دیگر گون شده این رو من زیاد تجربه کردم

    امروز هدایت شدم به این فایل وقتی گوششه می گردم به یک موضوع مهم پی بردم که مهم ترین چیزیکه مرا ضربه میزده همین روی آدم ها حساب کردن بوده.

    در حالیکه من خودم دایم نماز می خوانم به یاد وذکر خداوند هستم ولی مشکل جای دیگه بوده باید زیاد روی باورهای توحیدیم کار کنم

    به گفته استاد همه چیز توحید است وقتی توحید درست شوه دیگه چرخی زندگی ما روان تر میشه

    من خیلی راحت با فایل های توحید ارتباط برقرار می کنم ولی زود یادم میره فکر کنم دلیلش هم همین تاثیر عوامل بیرونی باشه

    چون تلاش میکنم بدانم ضعفم در چیست تا گیچ مانده ام هیچ آب از آب تکان نمی خوره با وجود اینکه دارم روی خودم کار می کنم

    امروز بسیار به دقت متوجه شدم که همین شرکی که دارم باعث شده عقب بانم چون همیشه از خداوند سوال میکنم خدایا چی موانع وجود داره که من با وجود تلاش هیچ نتیجه ای بزرگ در زندگیم نمیبینم یا بعضی وقتها از خداوند می پرسم خدایا تو بگو فلان گوه رو بکن یا فتح کن حالت خوب میشه یا خوشبخت میشی من میگویم آماده ام ولی به شرط که بدانم شرایطم تغییر میکنه در حالیکه به قول استاد تغییر باور گوه کندن خو نیست، البته که زمان میبره تا باورها تغییر کنه ولی به نظرم ما از جاهای ضربه می خوریم که اصلا فکرشم در سرمان نیست مثل من که دایم روی برادرم حساب میگردم.

    خدایا ازت کمک می خوام که مرا بیدار کن تا به تو شرک نورزم و روی خودت حساب باز کنم نه آدمها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    مصطفی بهنامی گفته:
    مدت عضویت: 1281 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه ی دوستان گرامی

    من خیلی اتفاقی چند روز پیش هدایت شده بودم به این فایل و فکر میکردم دلیل اینکه من هدایت شدم چیه چرا دوست دارم این فایل را گوش بدم و همینطور کامنت ها را بخوانم و بعد متوجه شدم که دارم آماده میشم برای یه اتفاق و اینکه باید بتونم واکنش درست و به موقعی هم برای آن انجام بدم. دقیقا دیروز من هم مثل بقیه دوستان تصمیم گرفتم که چهل روز سعی کنیم توحیدی زندگی کنم، یعنی توحیدی فکر کنم، توحیدی حرف بزنم و رفتار کنم و دیروز انتهای کارم بود که خداوند یه امتحان خیلی سختی از من گرفت تا میزان ایمان من را اندازه گیری کنه که واقعا چقدر میتوانم الان توحیدی رفتار و فکر کنم .موضوع از این قرار بود که به صورت اتفاقی مدیر پروژه را در پروژه دیدم و ایشان گفتند که دیگه این ماه آخری هست که قرارداد کاری شما تمدید میشه و من هم رنگ باختم و به ترس و لرز افتادم و …صحبت ا تمام شد و با نا امیدی به دفتر برگشتم.ولی ته دلم یه نیرو انگار به کمکم اومد گفت قرار نیس اتفاقی بیفته و درست میشه تو فقط نگران نباش و بسپار به خدا و من سپردم به خدا و البته با احساس بد رفتم خانه و کلی سعی کردم احساس خودم را خوب کنم و با صحبت کردن با همسر و پدر و برادر و خواندن قرآن و پیدا کردن آیاتی که در مورد توکل بودند، سعی کردم حال خودم را خوب کنم و امروز صبح همان مدیرپروژه بهم زنگ زد و گفت که قرارداد کاری شما تمدید شد.الله اکبر و من فقط میتونستم بگم که چقدر خدا دقیق و به موقع عمل میکنه و اصلا هیچ چیز را فراموش نمیکنه و فقط نگاه میکنه به ایمان و باور ما به اینکه چقدر روی خودش حساب باز کردیم و به همان اندازه برای ما راهگشا میشود و درهای نعمت و رزق و روزی را به روی ما باز میکند.

    روز دوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    علی رضایی گفته:
    مدت عضویت: 4230 روز

    سلام به مربی دوست داشتنی و نخبه جناب سید حسین عباسمنش….حرف دل من رو بعد از مدت ها زدید…این فایل خیلی خیلی به دلم نشست….تمرین فوق العاده ای بود برای زندگیم…که سعی میکنم هرروز بهش عمل کنم…جمله ای که بیش از هر جمله تاکیدی من این چند وقت تکرار میکردم و میکنم و بهم نگرش فوق العاده ای داده همین جمله اللهی و طلایی بود…من در زندگی فقط و فقط روی حرف و نظر و وجود خدا حساب میکنم….میباید این جمله رو با آب طلا نوشت..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    رضا ولی گفته:
    مدت عضویت: 3158 روز

    سلام خدمت تمامی دوستان

    می خوام اتفاقی رو که چندلحظه پیش با شنیدن این فایل برام افتاد رو براتون تعریف کنم

    من چند وقته که دارم جدی تر استاد رو دنبال میکنم و کامنت های دوره جهان بینی توحیدی رو هم میخونم تو کامنت ها یکی از عزیزان که در حال خرید خونه بود خیلی از این فایل میگفت و میگفت عالیه و من موقع گوش کردنش اشک ریختم و… بقیه دوستان هم که جلسات دوره رو میدیدن میگفتن من مثلا فلان جاش بغض کردم و فلان جا گریه کردم من همش با خودم میگفتم مگه میشه آدم با گوش کردن صحبت های استاد بغض کنه و گریه کنه و مگه اصلا امکان داره چنین چیزی آخه این حرفا کجاش گریه داره و…

    همیشه میگفتم یا اینا خیلی آدم احساسی هستن که با هرچیزی اشکشون در میاد یا هم که دارن اغراق میکنن و خالی میبندن و اصلا امکان نداره

    من چند وقتیه که میخوام برم دنبال کار و حتی از اینکه برم مراجعه کنم و دنبالش بگردم میترسیدم و همش تو دلم میگفتم اگه طرف بگه نه چی؟ اگه کسی بهم کار نده چی میشه ؟ خلاصه عادت دارم خیلی به آینده فکر کنم و رویا بافی کنم و بیشترم رویاهام منفی میشه

    تا اینکه امروز به اوج خودش رسید و به خودم گفتم پسر داری چیکار میکنی چه خبرته چقدر فکر وخیال و یه مرتبه یاد این فایل افتادم و اومدم شروع کردم به دیدن که کم کم وقتی به وسطاش رسید ناخوداگاه بغضم گرفت واشکم سرازیر شد و گفتم خداجون من تنها کسی رو که روش حساب نکردم تو بودی با اینکه هی به خودم میگفتم هر چی خدا بخواد همونه ولی ته دلم جای اصلی امید نداشتم و به امید بقیه بودم

    همیشه با خودم میگفتم چرا من اینقدر سنگدلم چرا هیج وقت اشک نمیریزم گریه نمیکنم مثلا تو مجالس ترحیم نزدیک ترین افرادم یا تو عزاداری ها میدیدم همه های های گریه میکنن و اشک میریزن اما من یک دفعه یادم نمیاد حتی بغض کرده باشم چه برسه به اشک تازه دارم دلیلش رو میفهمم

    و نکته اخر اینکه من این فایل رو یک دفعه دیگه هم گوش داده بودم اما حس خاصی نداشتم و حتی وقتی میدیدم همه اسمش رو میارن رقبت نمیکردم بیام گوشش کنم اما امروز رفتم تو مدارش و واقعا بهترین وقت ممکن به کمکم اومد و ارومم کرد

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ازاده ازاد گفته:
      مدت عضویت: 2373 روز

      دوست عزیز خداروباور کن وبرو دنبال کار.ماها وقتی بچه بودیم مسیله ای که برامون پیش میومد/تمام هم و غممون این میشد که مسیله رو به بابامون بگیم تا حلش کنه/همین که به بابا میگفتیم ارووم میشدیم و خیالمون راحت میشد که اکیه وبابا میتونه حلش کنه.

      الان که بزرگ شدیم میدونیم اونیکه همون بابا رو افریده/بیستر از همون بابا دوستمون داره…..وبیشتر از همون بابا قدرت داره……

      تمام مسایل رو با همون ایمان به خدا بسپر.از خود خود خدا کار رو بخواه و بهش توکل کن وبرو دتبال کار.با ایمان برو/وقتی دیگه بهش گفتی مطمین باش بهترین کاری که مناسبت هست برات نوشته شده و فقط تو باید بری و حرکت کنی تا بهت داده بشه.اگه چندتا جا رفتی و نشد/ایمانت همون ایمان اول باشه و یادت باشه داری قدم های رسیدن به خواسته ات رو برمیداری//دارم قدم میزنی تا به هدفت که همون شغل مناسب هست و در قدم nام هست و خدا برات قرارداده برسی.تو مسیر رسیدن بهش ایمانتو به خدایی که حتی یه مورچه رو بدون روزی نمیذاره نشون بده/با ارامش و مطمین قدم بردار چون به همون خداقدرتمنده سپردی/ویادت باشه روزی هیچ کی رو هیچ کی نمیخوره و فقط باید بندگی و حرکت کنی…خدا خودش هم خدایی رو خوب بلده و هم برکت رو خوب میده.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمیه حجتی گفته:
    مدت عضویت: 3518 روز

    سلام به خانواده مهربانم

    من عاشق این فایل هستم. این فایل به آدم قدرت میده، اعتمادبنفس میده.

    من خیلی وقت بود که به این فایل گوش نداده بودم، حالا یادم میاد در زمانی که روی پایان نامم در آزمایشگاه کار میکردم، چقدر همه به من کمک میکردن، انگار همه فرشته هایی از طرف خداوند بودن که به من کمک کنن. یه آقایی بود در آزمایشگاه خیلیییییی بمن کمک میکرد، انگار یه فرشته بود از طرف خداوند. من اون زمونها به این فایل گوش میکردم و واقعا تاثیرش رو میذاشت.

    خانم شایسته عزیز متشکرم ازتون بابت اینکه این سفرنامه رو ترتیب دادید تا ما فایل ها رو مرور کنیم.

    از امروز جذب این فایل شدم که هر روز گوش کنم، خیلی تاثیرگذاره.

    و یه نکته دیگه از این فایل ، وقتی از یه کسی تقاضا میکنی که فلان کارو برات انجام بده و اون هم انجام نداد ناراحت نشیم، نریم ازش التماس و خواهش کنیم که فلان کارو برام انجام بده، اولا اینکه هیچ چیز در این دنیا ارزش اینو نداره که خودمون رو براش کوچیک کنیم و دوم اینکه ایمان داشته باشیم که اگه این نشد خداوند از بینهایت راه مارو به خواستمون میرسونه.

    خدایا شکرت که من سالم هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    مینا _ از اتاقم تافلوریدا گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    سلام به رهروان راه حقیقت

    🌹🌹سفرنامه روز هفدهم🌹🌹

    یک هفته بیشتره توی این فایل قفل کردم و از طرفی خیلی وقته این فایل رو هرروز گوش میدم اما بازم نمیتونستم چیزی بنویسم توی نظرات و بگذرم ولی دیدم خیلی عقب میفتم از سفرنامه پس تصمیم گرفتم به اسم الله شروع کنم

    قدرت دادن به ادمها تنها کاری بوده که در تمام زندگیم کردم و شاید ریشه ش در باورهایه که پدرو مادرم داشتن و از همون دوران کودکی مدام برامون تکرار میکردن و من نمینویسمشون تا نکته منفی نباشه .

    و اما من در زندگی خیلی اشتباه کردم که ریشه ی همه شون در قدرت دادن بودن و اگه خیلی از روابطم جدا از دوستی همه داغون میشدن فقط بخاطر قدرتی بود که به طرف میدادم و طبق قانون الهی با همونهام پشتم زمین میخورد …

    اما از وقتی عباس منشی شدم از وقتی شروع کردم به گوش دادن به فایلهای استاد با تمرکز کامل مخصوصا این فایل کم کم قدرت گرفتم اعتماد به نفسم بالا رفت و قدرت ادمها در نظرم کوچکتر و کوچکتر شد …

    یادمه دخترم شش ماهه بود از روی تخت افتاد توی خواب  صبح که رفتم هال مادرشوهرم گفت امشب چرا دخترت اینحوری جیغ زد از روی تخت افتاد منم از ترس گفتم نه و اومدم اتاقم کلی به شوهرم التماس کردم نگه افتاده و الان که یادم میاد تاسف میخورم خدایا این چه شرکی بود در وجودم بود چرا انقد از خانواده ی همسرم حساب میبردم که کوچک و بزرگ بهم توهین میکردن و تحقیرم میکردن و من نمیدونستم جریان چیه که در مقابل اون همه فرمانبرداری من اونها اینجورین ولی الان شکر خدا به مرور و کاملا تکاملی قدرت رو از همه گرفتم الحمدلله

    و واقعا این قدرت گرفتن از اطرافیان باعث قدرتمند شدن من در مقابل اونها شده ادمهایی که قبلا اذیتم می کردن الان کاملا باهام قطع رابطه کردن و تنها اذیتی که میشم دیدنشونه که مطمئنم بازم با طی کردن تکاملم از زندگیمم حذف میشن که حتی دیگه نبینمشون

    ولی شکر خدا با شنیدن مداوم این فایل واقعا وارد ضمیر ناخودآگاهم شده که قدرت فقط از ان خداست

    پارسال مادرشوهرم بهم قول داد پاییز منو جدا کنه و من چقد بهش ایمان داشتم  ولی پاییز که شد خیلی راحت زیر قولش زد و حتی مسخره مم کرد و امسالم بعد از یه بحث خانوادگی بهم گفت امسال پاییز حتما جدات میکنم و من بهش خندیدم و پارسال رو یادش انداختم و حرفهاشو در کمال ارامش بهش یاداوری کردم طوری که فقط میگفت نه بخدا امسال فرق میکنه و کلی از این حرفها ولی من اصلا برام مهمم نبود چون پیش من هیچ قدرتی نداره و تنها کسیکه من بهش امید دارم تا منو به خواسته هام برسونه فقط خداست و از این بابت خیلی خودموتحسین میکنم که هیچ امیدی به هیچکسی ندارم گرچه در گذشته خیلی اشتباه کردم ولی مهم الانه مهم فرکانس الانمه.

    و شکرخدا استاد عزیزم واقعا بالارفتن مدارمو میفهمم الان خیلی خیلی بهتر مطالب شما رو درک میکنم.  الان که سفر به دور امریکا رو دارم از نو نگاه میکنم به طور صددرصدی تفاوتمو با پارسال درک میکنم . مقاله های مریم جان اول فایلها رو خیلی بهتر درک میکنم خیلی زیبا بین تر و شکرگذارتر شدم و مدام تلاش میکنم که کنترل ذهن داشته باشم و واقعا هم موفقم و مثل شما برای کوچکترین اتفاقی آنقدر شکرگذاری میکنم که حالمو بشدت خوب کنه تا دوباره تکرار بشه

    اینها همه از لطف الله ست که وقتی قدرت رو فقط به خودش میدی قشنگ راهو برات باز میکنه چشمتوبینا میکنه و گوشتو شنوا میکنه الحمدلله

    سپاسگذارم  استاد که خدا رو پیدا کردی و به ماهم معرفی کردی و این خدا عجیب زیباست…

    از اتاقم تا فلوریدا راهی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    وحید ولاشجردی گفته:
    مدت عضویت: 1649 روز

    به نام خدای یکتا

    سلام به همه دوستان و استاد عزیز و خانوم شایسته

    سپاس گزار خدایی هستم که هر لحظه پاسخ میده به فرکانس های من

    مدتی هست وقتی استاد از شناخت باور های درونی و ساخت باور های جدید حرف میزد ذهنم آشفته میشد که یعنی چی من دارم تمرین میکنم و تا حایی که میتونم انجام میدم ولی از یه طرف هم به خودم میگفتم این که من انجام میدم نیست حتما یه چیزی هست

    خیلی باید سخت تر تلاش کنم و به این راحتی نیست

    ولی برگشتم و از خدا کمک خواستم و گفتم من هدایتم کن

    تا اینکه کامنت خانوم شایسته عزیز رو خوندم و به جواب رسیدم

    باور ساختن شیوه عجیب و غریب نمیخواهد مرور نکته هاست که باور میسازه بی نهایت سپاسگزار خداوندم هستم

    استاد این جلسه یکی از جلسه هایی که به نظرم باید هر روز گوش داد .شرک خیلی مخفی تر از چیزیه که من فکر میکردم

    یه زمانی مشتری حسابشو عقب مینداخت

    من همه جوره به سازش میرقصیدم

    بعد هرچی میگذشت شرایط سخت تر میشد

    وقتی اومدم جلو تر بیشتر فکر کردم که چرا داستان چیه

    دیدم تو ذهن خودم باور دارم اگه این نباشه یا اون نباشه من جنسم فروش نمیره از نبودش یه ترسی تو وجودم پر میشد

    یکم نگاه کردم به اوضاع دیدم یعنی من اینقدر حقیر شدم که بخوام با ساز بقیه برقصم؟چرا باید حرف اونا باشه اصن

    تو این دوره چند تا فایل در باره ریشه توحید از استاد و تو اینستا میدیدم و نمیگرفتم داستان چیه

    نمیفهمیدم داره پس گردنی رو میزنه

    خلاصه تصمیم گرفتم که برم و حرفامو بزنم و شرایط کار خودموبگم اگه خواست بسم الله نخواست که هیچی

    داشتم روی خودش حساب میکردم دلم قرص تر از همیشه شده بود انگار با مشتریم صحبت کردم و اونم گفت نه ما با این شرایط کار نمیکنیم گفتم اصلا مساله ای نداره کارای منو هرجی فروختی تسویه کن

    هرچی هم‌هست مرجوع

    مشتری قدیمی من بود به حساب وقتی که گذشت و اومدم بیرون گفتم خدایا خودت برسون این نشد یکی دیکه به بزرگیش قسم چند روز بعد 2 تا مشتری جدید با شرایط من اومدن .همون طرف که گفت نمیتونم بعد از 2 3 ماه برگشت و کار کنیم با شرایط تو

    اولین تجربه توحیدی که داستم این بود همیشه وقتی به داستان توحید و شرک و این قضیه خودم فکر میکنم اشک میریزیم میگم وحید اون هست و تو نیستی اون میخواد برات ولی تو از کس دیکه

    چند تا مورد از این قضیه بوده برام تا هر بار بهم ثابت بشه فقط خداست تنها منبع خیر و رزق و روزی

    به وضوح دیدم که فقط برام کافیه خدای یگانه

    فقط باید درست باورش کنم بشناسمش و ایمان بیارم بندگی کنم تا خدایی کنه نه در حد من در حد بزرگی و عظمت خودش خدایی میکنه

    هرچی روش حساب کنی بیشتر حواسش بهت هست پول سلامتی ارامش رابطه خوب همه جیز با خداست

    هیچ فردی نمیتونه بد من یا خوب منو برام رقم بزنه همه دستانی از خداوند هستن

    خداست که فرمانروای حهانه پس همه پول و ثروت و روابط و ‌…از اونه اصن خودشه همه جیز

    جمله ای که میتونه دنیای ارامش استاد که هر چقدر انتظارت از مردم کمتر بشه و از خدا بیشتر ثروت بیشتری خواهی داشت

    خیلی بیشتر و قویتر باید حواسم به شرک توی وجودم باشه تموم نمیشه و در کوچکترین فرصت بولد میشه درونم پس همیشه باید حواسم باشه به خودم و فکرم و باورهام

    یکم طولانی شد

    لذت بردم استاد از فایل و جلسه

    در پناه خدای یگانه باشین دوستان عزیزم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      فاطمه کهوند گفته:
      مدت عضویت: 1488 روز

      وحید نازنین سلام

      آفرین به شما که تونستید حرف‌هاتون رو به عمل تبدیل کنید — واقعاً الهام‌بخش بود. خدا هم زودتر از اونچه که انتظار داشتید پاسختون رو داد. از خدا می‌خوام که همیشه همراه‌مون باشه تا بتونیم توحید رو در دل‌هامون زنده نگه داریم و تنها او را منبعِ روزی، خیر، سلامتی و عشق‌مون بدونیم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    مریم صابری گفته:
    مدت عضویت: 1617 روز

    بنام خداوند مهربان

    نشان 17

    سالهاست که در غفلت وبی خبری به سرمیبریم

    روزها،هفته ها ،ماه ها رو درپی هم میگذرانیم

    که چه چیزی حاصل شود

    همیشه سرت شلوغه وقت نداری دنبال برنامه های روزانه هستی کجابرم چکارکنم وچیزهای غیر ضروری

    وشب خسته ونالان وبعد تکرار همین روند

    تومدرسه اصول دین رو برامون توضیح دادن که 5 بود

    دانستنش گنج بود اول اونها توحید بود ولی مثل یک سطر که باید حفظ باشیم هنگام پرسش بلد باشیم کافیه

    بعدازدوره ابتدایی دیگه کاری به اصول دین نداشتن

    ای کاش به جای مباحث خسته کننده که عده ای ازما حتی الان به خاطر نداریمشون

    میپرسیدیم توحید که میگید یعنی چی ؟

    به چه کاری میاد هرچند که مباحث دیگه هم همین بود

    استاد عزیزم چه کردید بااین فایلتون که انقدر حالم دگرگونه

    همش حرفاتون توسرم داره میچرخه توحید ،شرک ،مورچه برسنگ سیاه دردل تاریکی شب

    مشرک بودم یک عمر

    حرفاتون بیدارم کرد ،دگرگونم کرد

    توحال خودم نیستم نمیدونم چی میگم

    فقط مینوشتم ودوباره play میکردم خیلی سنگینه این درد که بدونی مشرک بودی ،شرک خفی داشتی

    دنبال محبت بودی اونو تودیگران میافتی ،تنها بودی بازم دیگران ،برات مشکلی پیش میومد بازم دیگران ،خداکجای زندگیت بود ،التماس دعا ازدیگران ،

    چراخودت رو لایق نمیدونستی که بخوای بگی فلانی توبه خدا نزدیکتری برای منم دعاکن

    چرااخه فرق توبااون چی بود ،خودت رو دورازخدا تصور کردی واینطوری هرروزدر شرک فرورفتی

    مومن واقعا کیه وخداوند مومنان رو چگونه خطاب میکنه درقرآن

    کسانی که ایمان آورده اند وبه غیب ایمان داره نگاهش توحیدیه

    خدایا باورت نداشتم قدرت روازتو گرفتم دادم به دیگران

    سالها دوستی صمیمی باکسی روداشتی که اگر یک روز باهم حرف نمیزدید حالتون خراب میشد الان کجاس اون آدم تنها شدی رفت کلی خاطره ساختید کجان الان اون خاطره ها

    چون به جای خدا اون توقلبت بود

    خدایی که میگه من همینجام

    نزدیکم توکجایی

    آواره وسرگردان کوی چه کسی

    دستانت رو به من بسپار چشمانت رو بازکن وببین که تنها نیستی هیچوقت نبودی من ازرگ گردن به تونزدیکترم کافیه باورم کنی وقلب وذهنت رو از هرآنچه غیرخداست پاک کنی

    تسلیم باشی ،توکل کنی ،ایمان بیاری که من هستم

    تواشرف مخلوقاتی توپاکی ،مقدسی ،باارزشی

    خودت وخدای خودت رو باور کن

    ودرآرامش زندگی کن

    بی نهایت دوستتون دارم استادعزیزم

    درپناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: