اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیزم که مدتهاست ما شاگردان رو از دیدن چهره ی زیباتون محروم کرده اید استاد کجایید که بدجور دلتنگتونیم،دلتنگ سریالهای زندگی در بهشت،سفر به دور آمریکا،کلاب هوس ها ولایوها یادش به خیر چقدر خوب بود چقدر خود من از تک تک اونها درس گرفتمو رشد کردم ،همه ی اون فیلمها وفایلها روح این سایت الاهی هستند که نه تنها به این سایت بلکه به زندگی تک تک ما جان دوباره بخشیدند.خلاصه که این لطف رو از مادریغ نکنید واجازه بدید چشممون به جمالتون روشن بشه.
استاد جان از دوره ی هم جهت باجریان خداوند ومعجزاتش در زندگیم نگم براتون که چه فضل وبرکتی در زندگیم جاری شد اما نمی دانم حکمت خدا چیست که هنوز زمان آن نرسیده که از تک تک معجزات زندگیم برای شما بگویم چند بار تلاش کردم فیلم بگیرم اما اوج هیجان وسپاسگزاریم اینقدر زیاد بود که نتونستم چند بار کامنت نوشتم ولی هر بار کامنتهایم به دلایل مختلف یا حذف شد یا ناقص ماند.ایشالا در بهترین زمان ومکان من از معجزات زندگیم برای شما ودوستان عزیز سایت خواهم گفت.
اما ماجرای امروز من که بی ربط به این فایل نیست وشاید بازگو کردنش خالی از لطف نباشه ،صبح که از خواب بیدار شدم در تمرین ستاره ی قطبی نوشتم خدایا سپاسگزارم که مشتری های پولدارودر فرکانس بالا وحال خوب برای من میفرستی،مثل همیشه در مسیر رفتن به مغازه یکی از فایلهای مراقبه رو پلی کردم فایل مراقبه ی سپاسگزاری در بین فایل یک جمله برای من پررنگ شد طوری که چند بار با خودم تکرار کردم ،قدرت تو در آرامش توست،قدرت تو در آرامش توست…….به مغازه رسیدم وبه سرعت مشغول آماده سازی وسایل شدم در عین حال که کارهایم را انجام میدادم از آشفتگی شوهرم فهمیدم اتفاقی افتاده ،گفت حدود 600 دلار پول در دخل مغازه کم آمده یک لحظه جا خوردم اما سریع خودم را آرام کردم وگفتم یه کم آب بخور یه نفس عمیق بکش ودقیق حساب کتاب کن حتما داری اشتباه میکنی او دوباره مشغول شمارش شد ومن مشغول کارهایم ذهن نجواگرم میخواست مرا دچار ترس ونگرانی کند اما خداوند به من میگفت حتی اگه پولها کم شده باشه خیر وصلاحی توشه مطمئن باش الان هر اتفاقی بیفته به نفع توئه تو همین فکرها بودم که اولین مشتری وارد مغازه شد ومن وهمسرم باروی باز به استقبالش رفتیم داشتم سفارش مشتری رو آماده میکردم که متوجه شدم همسرم یادش رفته توستر رو روشن کنه وگرم شدنش ده دقیقه ای طول میکشید خلاصه برای مشتری توضیح دادم عذر خواهی کردم وبه عنوان عذخواهی از اینکه کمی معطل میشوند دوکوکی رایگان بهشون دادم اما شوهر مشتری عصبانی شد ووقتی من سفارش رو بردم شروع کرد به بدرفتاری واز مغازه بیرون رفت اما خدا بلند تو گوشم فریاد میزد قدرت تو در آرامش توست به خودم گفتم من اجازه نمیدهم که تو آدم مریض روز منو خراب کنی به همسرم گفتم من از خداوند مشتری های هم فرکانس خودمون رو خواستم مشتری های خوش انرژی وپولدار این آدم تو فرکانس ما نبود باید میرفت ،هنوز حرفم تمام نشده بود که یه آقای باکلاس با ماشین بنزی دم مغازه پارک کرد گفتم ببین این مشتری ماست رفتم با حال خوب وانرژی بالا سفارشش رو آماده کردم وسعی کردم حال خوبی به او منتقل کنم که او هم روزش رو خوب شروع کنه در همین حین شوهرم با شاگرد مغازه تماس گرفت و600 دلار گمشده پیدا شد.اما شیطان که دست بردار نبود میگفت چرا مشتری نمیاد امروز فروشت کمه اما من بهش میگفتم من از خدا مشتریه خوب خواستم داره برام گلچین میکنه میگفتم فضل وفراوانی خدا برمن جاری هست خداوند از جای بی گمان رزق وروزی منو میرسونه خودش میدونه کیو در چه زمانی وچطوری به سمت مغازه ی من هدایت کنه ومن به پلن خدا اعتماد میکنم همونطور که تا الان اعتماد کردم واو هر لحظه داره بامن حرف میزنه،شاید امروز تعداد مشتری هایم خیلی زیاد نبودن ولی همه آدمهای خوش برخورد وخوش فرکانسی بودند وهمه با حال خوب ورضایت رفتند .
خدایا شکرت که هر لحظه بامنی ومنو هدایت میکنی وحتی با گفتن این جمله که قدرت تو در آرامش توست منو برای رویارویی با اتفاقات زندگیم آماده میکنی.
اگر لیلای چند سال پیش بودم این حوادث حال منو بد میکرد وتا روزها فکرم درگیرش بود اما امروز در لحظه حال خودم رو خوب میکردم واجازه ی نفس کشیدن به نجواهای شیطانی رو نمیدادم،وهمه ی این حال خوب کنترل ذهن ومعجزات زندگیم را از آموزه های شما استاد عزیز دارم
مرسی که این قدر با زبان و بیان شیرین برامون نوشتید
چقدر لذت بردم از کنترل ذهنی که انجام دادید
و اون جمله بی نظیر در فایل مراقبه
«که قدرت تو در آرامش توست»
و آفرین چقدر خوب عمل کردید و بعد نتیجه به نفع شما تغییر کرد
واقعا آرام بودن در هر شرایطی به نظر من یعنی قدرت واقعی
خود من توی رینگ مبارزه
توی تحویل پروژه ها کاری به مشتری
توی برخورد با مشتری های ناراضی
توی شلوغی اطرافم در هر شرایطی
آرامشم زبان زد خاص و عام بوده و هست
و نتیجه ای که اون آرامش و پیش بردن درست کارها داشته همیشه شگفت انگیز بوده
و الان میشه این موضوع رو خیلی دقیق به قانون ربط داد
وقتی که آرامشتو حفظ میکنی
خداوند باهات صحبت میکنه
خداوند بهت راه حل درست رو میگه
خداوند رفتار درست رو بهت میگه انجام بدی
ایده ی مناسب رو بهت میگه انجام بدی
و
چطور میتونیم آرامشمون رو حفظ کنیم ؟
با تقویت ذهن و باورهای قدرتمند کننده
کاری که هرکسی نمیتونه انجامش بده
خیلی ها در شرایط بحرانی کلا بهم میریزن و قاطی میکنن و عصبانی میشن
اما این ها نشانه ی قدرت نیست بلکه نشانه ی ضعفه
و قدرت از آن کسی هست که بتونه آرامش و متانت خودشو حفظ کنه و در نهایت رفتار درست هم بهش الهام میشه و نتیجه ی اون رفتار قطعا رضایت و پیروزی رو به همراه خواهد داشت
خیلی از شما ممنونم که هنوز بعد از این همه مدت عضویت در سایت دارید تمرین ستاره قطبی رو انجام میدید و سعی میکنید روزتون رو آگاهانه خلب کنید به کمک نیروی خالق
و خود من خیلی از مواقع فکر میکنم که به دیگه من بلدمو دیگه کارامو انجام میدمو مشتری هم که دیگه میادو …
غرور
و با اون حس تواضع و توکل روزهای اول که با عشق توی دفتر مینوشتیم و درخواست میکردیم و تجسم میکردیم که خدایا این کارارو میخوام برام انجام بدی
دیگه این تمرینو انجام نمیدیم
و باز میرفتیم تو دام اینکه خودم انجام دادن
و بعد هم نمیتونم انجامش بدم و هی میگم چرا نمیشه چرا نمیشه
چونکه تو یادت رفته کارها و باید به کی بسپری
یادت رفته که وظیفه ی تو بندگی کردنه اربابه
وظیفه ی تو ساختن افکار و باور های هم جهت با خواستته
بقیشو اون بهت میگه چیکار کنی
اون کارارو برات انجام میده
و اون باوری رو هم که در شرایط به ظاهر بد و کمبود مشتری تکرار کردین
عالی بود و اگر تکرار بشه قطعا نتیجه به نفعتون میشه
و خیلی از مواقع برای خود ما شده که یه مشتری میاد و به اندازه ی صدها مشتری به ما خیبر میرسونه
البته اگر ما آگاهانه به فکر افزایش قطر و حجم ظرفمون باشیم
یعنی هدف مالی بگذاریم و آگاهانه سعی کنیم درآمدومون هر بار بیشتر و بیشتر کنیم با ایجاد هدف و انگیزه و باورهای مناسب
اونوقت هر بار میتونیم از هر نظر در کسب و کار رسد کنیم
لیلا خانوم انرژی و فرکانس آرامش شما رو گرفتم و موجب شد که من برای شما بنویسم
خیلی ممنونم بازهم به خاطر آرامش و متانتتون
براتون آرزوی زندگی و کسب و کاری پر رونق و پر سود و لذت بخش رو میکنم
انشاالله همیشه در مدار ثروت و برکت و رحمت الهی باشید
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و پنجاه و سوم از فصل ششم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم از اون مشتریم خبر گرفتم اعتماد به نفس اینو نداشتم بهش زنگ بزنم بگم پولمو واریز کن فقط پیام داده بودم که جواب نداده بودم حس خجالت میومد بهم که پا گذاشتم رو ترسام و بهش زنگ زدم گفتم یادتون رفته واریز کنید که کلی عذرخواهی خواستن گفتن حتما واریز میکنم خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه پودر زعفران تونستم آگهی کنم با سیمکارت خواهرزادم و کلی مشتری پیام دادند طبق درخواست ستاره قطبیم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم تعمیر شد بالانس ماشینم و روغن کم داشت که اونم ریخته شد به دوستم گفتم دوستم برد ماشینشو بهم داد و این کارها هم انجام شد یه تصمیم تعویق افتاده بود که انجام شد دوستم گفت هم روغن ریخت سرویس کار هم رینگش کج بود درست کرد هم بالانسش درست شد و هزینه رو دوستم داده بود خدایا شکرت
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم پول و مشتری از جایی که فکرشم نمیکنم خداوند برام برسونه که دیدم سحر دوستم زنگ زد و گفت زعفران هارو فروختم بیا پولتو ببر منم با ماشین دوستم بودم رفتم و 85 تومن دریافت کردم 135 تومن بهش دادم و سحر بهم گفت که خیلیا میخوان گفتم 10 بسته هست بیا بفروش و اونم قبول کرد جمعا 27 بسته فروخته و پولشم کلا دریافت کردم 10 بسته هم بهش دادم که بفروشه خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه با ماشین دوستم کلی رانندگی کردم و لذت بردم عالیه 206 مطمئنم که یه روزی میخرمش
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم نگه داشتم و بابت نم نم بارونی که میبارید و غروب زیبا و خورشید نورانی و ابرهای بسیار زیبا و هوای فوق العاده و مجسمه زیبا و چمن ها و درختان و ماشین 206 دوستم سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم با ماشین دوستم و مرطوب کننده و وازلین خریدم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خورشت پلوی نذری و شیر برنج نذری و کره و عسل با فطیر خوشمزه دریافت کردیم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 53 | تشخیص الهام از نجوا
استاد عرشیانفر میگه این ذهنم مشاور خوبی برای من نیست بخاطر اینکه این کارخونه ژنتیک پدر مادرمه عمومه داییمه جامعه هست
من اگه دنباله روی ذهنم باشم من بدبخت شدم
استاد عباسمنش میگه خب بیا سادش کنیم
ما همیشه داریم یه سری از حرفا رو میشنویم به قول قرآن
از کجا بفهمیم این صدا صدای شیطانه یا خدا ؟
از احساسمون
اگه احساس آرامش و خوبی داری یعنی خدا داره باهات صحبت میکنه
اگه احساس غم عصبانیت خشم و ترس داری یعنی شیطان داره باهات حرف میزنه
اگه احساست خوب باشه خدا باهات صحبت میکنه و احساست به مراتب خوب تر میشه
اگه احساست بد باشه شیطان باهات صحبت میکنه و احساست به مراتب بد تر میشه
یه موقعی هست یه اتفاقی برات میفته بعد میری دادگاه پاسگاه و … بعد میبینی جواب نمیده میفتی گوشه خونه میگی آغا من کم آوردم من تسلیمم
مثل داستان موسی
موسی گردن کلفت بود و دعوا میکرد میزد میکشت و… بعد اونقدر بلا سرش اومد گفت من کم آوردم گفت خدایا من به هر خیری که از جانب تو به من برسه من فقیرم(25قصص)
بعد؛ زندگیش عوض میشه .کی؟وقتی که تسلیم میشه
ما یا انقدر احمق هستیم که اونقدر له میشیم و بلا سرمون میاد بعد میگیم تسلیمیم
یا انقدر باهوش هستیم که قبل از اینکه له بشیم بتونیم ذهنمون رو آروم کنیم بگیم هراتفاقی میفته یه خیری توشه و خدا برام خوبی میخواد
اگه تونستیم اینکارو انجام بدیم دیگه نمیآیم پایین دیگه سقوط نمیکنیم
شما آدمای موفق و ثروتمند رو نگاه کن همه فکر میکنند یه اتفاقی میفته ور شکست میشن
آغا دنیا پندمیک شد جهان ترکید ثروتمندان ثروتمند تر شدند
نه تنها ور شکست نشدند بلکه به موفقیت های عظیمی رسیدند اونایی که تونستند ذهنشونو کنترل کنند تو این شرایط
اسلحه شیطان ترسه اگه میترسی یعنی شیطان داره باهات صحبت میکنه و ترس رو در تو ایجاد میکنه
چجوری میتونی خودتو آروم کنی؟با سپاسگزاری
وقتی یه اتفاق بدی میفته حتی به این میتونی فکر کنی که خداروشکر بدتر از این نشد بعد که یکم آروم شدی صدای خدارو میشنوی موجت میاد رو موج خداوند
من بچه دومم رو از دست دادم گفتم خدا بهم لطف کرد چون اگه بچه اولم که بزرگتر بود رو از دست میدادم خیلی ویرانگر بود
خدا میگه به شیطان که تو هیچ تسلطی به بندگان من نداری اونیکه بندگی منو میکنه هیچ غلطی نمیتونی باهاش بکنی
اگه بتونی قدمتو برداری خدا برات قدم هارو برمیداره ها
اگه بتونی یه ذره حستو خوب کنی همین یه ذره کافیه که فقط بیفتی تو جادش بعد یواش یواش صدا ها و ایده ها و الهامات خدا رو میشنوی
الهامات خدا یه جوریه که بهت اعتماد به نفس میده قلبتو محکم میکنه میری انجام میدی نتیجه میگیری بقیه میگن چجوری تونستی اینکارو انجام بدی میگی قلبم گفت
بعد انقدر اتفاقات خوبی میفته وقتی تو مسیر درست قرار میگیری زندگیت میفته رو غلتک چرخ های زندگیت روغن کاری میشه
استاد عرشیانفر میگه که ماندلا 27 سال توی زندان آفریقا که بدترین شرایط رو دارند زندانی های اونجا و چند سال بیشتر دووم نمیارن ماندلا تونست احساسشو توی 27 سال خوب نگه داره
همه مخالفاشو بخشید و…
مغز دو دوتا چهارتاست میگه دندونمو شکستی دندونتو میشکونم و…مغز کارش کینه و نفرت و خشم و ترس و عصبانیته
قلب کارش بخششه چشم پوشیه علی بی غم بودنه بیخیال بودنه گذشت هست
تو بیا حرف قلبتو گوش کن نه حرف مغزتو
این چن سال حرف مغزتو شنیدی به کجا رسیدی
از قلب حس های خوب منتشر میشه نه از مغز
مشاورتون قبل از این مغز بوده حالا بیایید مشاورتونو قلبتون کنید ببینید چی میشه
استاد عباسمنش میگه صد درصد هر چی به دست آوردم هدایت پروردگار بوده
از وقتی قانون احساس خوب اتفاقات خوب و حزن در قرآن رو فهمیدم
مثلا میگی از اتوبان همت برم یا حکیم یه حسی بهت میگه برو حکیم بعد تو میری همت میبینی ترافیکه
تو موقعیت های مختلف بهت گفته میشه و تو انجام میدی و اونوقت میفهمی موقعی که قلبت گفته و تو انجامش دادی و نتیجه گرفتی و موقعی که قلبت گفته و تو گوش ندادی و نتیجه نگرفتی
مغز من میاد از تجربیات قبلی استفاده میکنه و میگه که قبلا از حکیم رفتم شلوغه و قلب من بهترین راهو به من میگه هرچند منطقی نباشه
کار کرد مغز با ورودی هاست
ما وقتی به دنیا میاییم مغزی نداریم اصلا ما فقط یه قلبیم
هیچ مغز و دو دوتا چهارتایی وجود نداره یه لوح پاکیم
مغز با یه سری از ورودی ها شکل میگیره
مغز یه چیز دو دوتا چهارتاست و منطقیه
مغز دستور میده که عضلات حرکت کنه
ولی توی قدم ها و تصمیمات بزرگ زندگی نیاز داره به یک علمی نیاز داره به یک دورنمایی که ما نداریم
مثلا میخوایم ازدواج کنیم و ملک بگیریم و… نیاز داریم به یه سری اطلاعات که نداریم
ولی قلب داره میگه آغا ازدواج کن یا نکن این قرارداد رو امضا کن یا نکن این سهمو بخر یا نخر
تسلیم بودن نشانه آرامشه
(استاد شما که میگی از بچگی اعتقاد داشتم خدا با من صحبت میکنه دقیقا این حس خیلی در من قوی بود از بچگی احساس میکردم که خدا داره با من صحبت میکنه
خواهرزادم رو هم میبینم انگار داره با یکی صحبت میکنه این همون خداست که داره باهاش صحبت میکنه داره باهاش بازی میکنه )
خدا داره با همه ما صحبت میکنه
چون هر چی خدا گفته بود و انجامش داده بودم و جواب گرفته بودم دیگه هر چی خدا میگفت من میگفتم چشم و انجامش میدادم در صورتیکه منطقی نبودا ولی چنان اعتمادی در قلبم ایجاد میکرد
من یه مدتی خیلی کتاب خوندم بعدش گفتم چجوری سرعت مطالعمو ببرم بالا بعد رفتم سرچ کردم و یاد گرفتم و رسیدم به یه جایی که ساعتی 100 صفحه کتاب میتونستم بخونم
بعد گذشت و گذشت تو شرایط سخت مالی بودم و بخاطر باورهای اشتباهم نمیتونستم از لحاظ مالی پیشرفت کنم
گفتم خدایا همه چیز به من دادی فقط پول ندادی خدا گفت تو اصلا ذهنت ایراد داره در مورد پول
تو اصلا یادت نیست که تو دفترت مینوشتی ثروت مُخل آرامشه
تو خودت نمیخوایی تو خودت اینجوری باور داری
من چیکار کنم وقتی تو خودت نمیخوای
اونجا فهمیدم که باورام در مورد پول ایراد داره مخصوصا این باور رو داشتم که اگه پولدار بشم از راه خدا دور میشم
نگاهمم این بود که اگه من از آموزشهام پول دربیارم یعنی از خدا دور میشم
ما خیلی خوب کار میکردیم خیلی هم خوب پول میساختیم اما هزینه ها ما رو میخورد
نه اینکه یه گوشه تو خونه خوابیده باشم بگم خدایا یه کیسه پول بنداز
من صبح تا شب میدوییدم ولی آخرش بدهکار میشدم
بعدش فهمیدم ذهن من در مورد پول و ثروت ایراد داره و نمیذاره پول بیاد تو زندگیم
وقتی باوارمو درمورد ثروت تغییر دادم یه ایده اومد گفت دوره های تندخوانی رو برگزار کن
اونموقع به دوستم گفتم تو دفتر که میخوام دوره های تند خوانی رو برگزار کنم
گفت نه فلان کس برگزار کرده جواب نداده
گفتم من نمیدونم این به من میگه و من میگم چششششم
آغا من دوره تندخوانی رو برگزار کردم وضعیت مالی من از زمین تا آسمون فرق کرد
بعد ایده دیگه اومد گفت سی دیش کن و گرون تر از دوره های حضوری کن همه گفتن احمقانه ترین ایده ای بود که دادی بعدش چیشد ؟ملت اومدن سی دی ها رو خریدن
گفتم آغا این به من گفته و من میگم چشم
حالا ایده بعدی بهم گفته شد که بیا این دوره رو آنلاین بذار
همه گفتن حالا که وضعت خوب شده همین راهو بگیر برو دیگه لامصب
گفتم آغا این به من گفته و من میگم چشم
خلاصه همه رو آنلاین کردم و فروشم شد صد برابر
میلیارد ها میلیارد پول ساختم از دوره تند خوانی
بعدش بهم گفت از سایت بردار یعنی گاو شیرده رو بکشش
همه گفتن این داره برات پول میسازه
گفتم آغا این به من میگه و من میگم چشم
شاید اولش آدم نفهمه که خدا چرا این ایده رو بهم گفته ولی وقتی عمل میکنی ایده بعدی بهت گفته میشه و عمل میکنی و بعدا میفهمی باید اون مسیررو میرفتی باید اون ایده ها رو عمل میکردی تا میرسیدی به اینجا
اون ایده رو خدا بهم میده من انجامش میدم حالا نتیحه بدی هم بده یه خیربتی توش هست من نمیدونم و خدا میدونه و من انجامش میدم کاری به خوب بودن یا بد بودنش ندارم
استاد عرشیانفر میگه من خیلی تغییر کردم 180 درجه همه چی زندگیم تغییر کرد و این نتایج حاصل عمل به الهامات قلبیم بوده
خدا اصلا چرا نباید با ما صحبت کنه
حتما با ما صحبت میکنه
حتی توی پیش پا افتاده ترین موضوعات هم از خداوند هدایت میخوام
حال خوب نتیجه چَشمی هست که نمیبینم ولی اعتماد دارم
اطلاع ندارم اما اعتماد دارم
چقدر این جمله قشنگه in God we trust
استاد عباسمنش میگه:وقتی رسیدم فلوریدا اونجا فهمیدم که شعار ایالت فلوریدا
In God We Trut
هست
و ما هدایت شدیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
چقدر از خوندن کامنت پرحتوا و با عشق تون لذت بردم.چقدر تحسین تون کردم برای انجام تمرین ستاره قطبی ها و دنبال کردن نشانه ها و همینطور از مسیر لذت بردن هاتون، دیدن کوچکترین چیزها و بخاطرش قدردان و سپاسگزار بودن. واقعا خیلی تحسین تون کردم عزیزم…
تا انتها کامنت تون رو خوندم و اصلا دیگه تحسین توی دل فایده نداشت گفتم باید بیام بنویسم براتون و بگم چقدر با عشق وقت گذاشتید و این فایل رو گوش کردید و جمله به جمله نوشتید، کاری که امروز من برای این فایل میخواستم تا انتها انجام بدم اما نصفه موند و اومدم دیدم بـَه چه حالی کرده این دوست عزیز با نوشتن مکالمه استادمون با استاد عرشیانفر…
چقدر قشنگ نوشتید: تسلیم بودن نشانه آرامشه
یا اونجا که تیکه کلام استاد چندبار تکرار شد و گفتن: گفتم آغا این به من میگه و من میگم چشم
یعنی داشتم فکر میکردم استاد یک روزی تمرین چشم گفتن، کردن توی بندرعباس وقتی راننده تاکسی بودن (اونم برای اینکه خیلی آدم مغروری بودن و چشم گفتن بلد نبودن) و الان ببین استاد توی همین فایل داشت یک خاطره تعریف میکرد از عمل به الهامات شون چقدر کلمه چَــشـم رو تکرار کردند. یعنی اون زمان هم “تمرین چشم گفتن” یک الهام و هدایتی بود که استاد انجام دادند تا الان راحت تر و بدون غرور و حرف اضافه به خدا و الهامات الهی شون براحتی بگن چـَشـم
سپاسگزارم که وقت گذاشتی نوشتی و امروز کار منو هم راحت کردید و باعث شد درکم بازم از زوایای دیگه به این فایل خفن به آسانی، بیشتر بشه.
براتون از الله یکتا از صمیم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم
بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه ای ارزشمند.
چقدر زیبا استاد عباسمنش در این گفتگو زیبا بیان کردن که افرادی که باورهای مخربی دارند مانند شخصی میباشند که یک گاری زوار در رفته را به خودش بسته و با پای پیاده دارد این گاری را در یک کوهستان سرد و سنگلاخی بالا میبرد و کائنات هر جوری که دوست دارد این شخص را چک و لگد میزند و تلاش های او نه تنها اوضاع زندگیش را بهبود نمیدهد بلکه شرایط را برای او سخت تر و دشوار تر میکند و شخصی که باور های سالم و درستی دارد مانند استاد عباسمنش از همان چیزی که از قبل یاد داشته است یک محصول به نام تند خوانی تولید میکند و به این شکل اوضاع مالی استاد را متحول میکند.
تولید و ارائه ای دوره ای تند خوانی و حذف آن از روی سایت استاد عباسمنش نشان از باور عمیق استاد به قدرت شهود و الهامات وجودشان است و این عمل استاد دست کمی از عمل کردن سلمان فارسی به الهام خداوند ندارد سلمان که در سن 90سالگی با کمری خمیده و با پای پیاده و احشام از شیراز به عربستان مهاجرت کرد تا الهامات وجود پیامبر را مکتوب کند و کتاب قرآن کریم شکل بگیرد و آن کتاب رهنمود میلیاردها انسان در ادوار مختلف تاریخ باشد…
مواردی از این فایل که با یدهرروز به خودم یادآوری کنم:
➖وقتی با خدا صحبت میکنیم احساس ما احساس خوبیه
➖یا ما اینقدر احمق هستیم تا له بشیم بعد تسلیم بشیم
یا اینقدر باهوش هستیم که قبل از اینکه له بشیم بگیم من تسلیمم
➖من جزء دسته دومم
اینقدر باهوش هستم که قبل از اینکه جهان له کنه منو به حرف قلبم گوش کردم وتسلیم شدم
چون زمانی تصمیم به تغییر گرفتم که اوضاع خوب بود ومن میخواستم بهتر وبهتر بشه
واز زمانیکه تصمیم گرفتم بهتر بشه اوضاع
صدایی رو در قلبم شنیدم که بهم گفت (دستان تو در دستان پر قدرت من قراردارد)واز روزیکه این صدا رو شنیدم مصمم تر شدم که مسیر درستی رو انتخاب کردم
من هم مثل استاد بینهایت علاقمندم به قوانین کیهانی ومدت۵۰۰روزه که تمام تمرکزم رو گذاشتم برای یادگیری وخداوند به بینهایت طریق داره به من راهها رو نشون میده تازه داره ریشه ام در خاک محکم میشه وهیچ عجله ای ندارم
➖وصدای شیطان رو خوب شناختم
موقعی که حالم بد میشه به خودم میگم مگه خدا مرده که حالت بده
این روزا تمام تمرکزم رو گذاشتم روی شنیدن صدای قلبم واین فایلهای گفتگو با دوستان به من کمک زیادی کرده در اینکه با توکل واطمینان وامید به حرکتم ادامه بدم
➖واین جمله رو دایما با خودم تکرار میکنم:
خدایا من تسلیم تو هستم
خدایا راه درست وروشن رو بهم نشون بده
خدایا من فقط وفقط به قدرت شگرف تو ایمان دارم
خدایا من به هر خیری از جانب تو سخت محتاجم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
➖وتا اندازه ای که روی خودم کارکردم صدای قلبم داره واضح تر میشه وصدای شیطان مبهم تر
شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
از همون لحظه دریافت الهام،نجوای شیطان شروع شد که همش از کمبود و ناامیدی و ترس میومد.
جملاتی مثل اگه دوره رو بخری اجاره ماه بعد چی؟
قلبم میگفت همونطور که خدا این همه مدت رسونده ماه بعد هم خودش میرسونه.
ذهن میگفت لباس عید بچه ها چی؟
قلبم میگفت مگه تا حالا شده نتونی برای بچه هات لباس عید بخری که این بار دوم باشه؟
فعلا که جدال بین قلب و ذهن ادامه داره.
و از خداوند میخوام منو به راه راست هدایت کنه.
خدایا شکرت که همواره در آغوش تو هستم حتی اگه خودم حواسم نباشه.
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت 8 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت هشتم، که در رابطه با موضوع : ” نحوه تشخیص الهامات ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
خداوند در قرآن کریم هم میفرماید که هر زمان که وحی میکنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال میکنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرفها رو میشنویم، و ما میتونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت میکنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگهای که داریم شیطان داره باهامون صحبت میکنه، و نکته مهمش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت میکنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت میکنه احساسمون به مراتب خوبتر هم میشه، وقتی هم که احساسمون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساسمون به مراتب بدتر میشه.
به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگیمون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر میکنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگهای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حسمون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی میخواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد میکنیم.
پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت میکنه که احساسمون بد باشه، و نشونهش اینه که اون حرفهایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر میکنه، نشونهش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونهش اینه که اون حرفها ترس رو در ما ایجاد میکنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت میکنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد میکنیم میتونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن میتونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی میتونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم میتونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آرومتر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آرومتر شدیم صداها رو میشنویم و موجمون رو میبره رو موج خداوند و قلبمون شروع میکنه باهامون صحبت کردن و هی آرومترمون میکنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاشمون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره میبینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل میکنیم و تسلیم میشیم و اعتماد میکنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون میکنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری!.
و وقتی هم که این مسائل رو بهتر بفهمیم و درک کنیم خیلی بیشتر احساسمون برامون مهم میشه، و قدرت حس خوب اینجا معلوم میشه که اگر که ما بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم پس خداوند هم قدمها رو برامون برمیداره، و اگر که بتونیم احساس خودمون رو یه ذره بهتر کنیم هدایت خداوند هم میاد، همین یه ذره کافیه که فقط بیفتیم توی جادهش، و بعدش یواش یواش یه صداهایی رو میشنویم اولش یه ذره صداعه ضعیفه، و بعدش که ادامه میدیم و آرومتر میشیم در نتیجه صداعه قویتر میشه و بعدش هی ما رو آرومتر میکنه، و بعدش ایدهها میاد، و بعدش هم الهامات میاد.
و نشونه الهامات خداوند هم اینه که خیلی قلب ما رو محکمتر میکنه، و بهمون یه اعتماد به نفس میده، بهمون یه امیدواری میده که اگر که فلان کار رو انجام بدیم نتیجه میگیریم، و بعدش که میریم انجامش میدیم نتایج هم به وجود میاد و همه تعجب میکنن که ما چجوری و از کجا میتونیم این کارها رو انجام بدیم، و وقتی هم که میایم هزار بار این کارها رو تکرار میکنیم و نتیجه میگیریم به یه الگو میرسیم که وقتی که ما میتونیم احساسمون رو خوب کنیم این شروع میکنه قلبمون با ما صحبت کردن، و بعدش ما رو آروم میکنه، و بعدش که ما رو آرومتر میکنه به ما ایدههای عملی میده که فلان کار رو انجام بده و جواب میده، حالا تو هر حوزهای که هست و هر اتفاق به ظاهر بدی که افتاده، یا میگه که این درس رو ازش بگیریم و در واقع این اتفاقه افتاد که این درس رو بگیریم، و باید یادش بگیریم که دیگه تکرارش نکنیم، و همین اتفاقات باعث میشه که رشد کنیم و بزرگ بشیم و باید این درس رو از کائنات و جهان هستی میگرفتیم، و حالا اگه که از این درس خوب استفاده کنیم میوههاش رو هم میچینیم، و بعد از این داستانها ایمانمون هی بیشتر و بیشتر میشه، هی بهتر و راحتتر میتونیم احساسمون رو بهتر کنیم، و بعدش دیگه اینقدر اتفاقات خوب میفته که دیگه از یه جایی به بعد کم پیش میاد که آدم بخواد تلاش سنگینی کنه برای اینکه احساسش رو خوب کنه.
و کلا از یه جایی به بعد وقتی که آدم توی مسیر قرار میگیره زندگیش میفته روی قلطک، و به قول مثال همیشگی استاد انگار که این چرخهای زندگی روغن کاری میشه، و اگر که خودمون بررسی کنیم متوجه میشیم که این چرخه زمانی که هی ادامه پیدا میکنه و ما در این مسیر گام برمیداریم و … انگار که دیگه چرخ این زندگی روانتر میشه و روغن کاری شده این چرخِ، نه اینکه یه شبه همه چیز از این رو به اون رو بشه، در واقع آروم آروم و با تکاملی طی شدن همه چی بعدش بهتر و بهتر میشه.
واقعا این فایل برای من خیلی اطلاعات و آگاهیها داشت، به حدی که فقط گوش کردم و بارها باید تکرارش کنم، و یه تلنگری بود برام که خیلی بیشتر از قبل حواسم به ارتعاشها و فرکانسهام باشم، و باید همیشه بر طبق قوانین و اصول و اون الهامات قلبیم حرکت کنم و به شهود و صدای خداوند ایمان داشته باشم هر چه بیشتر از قبل.
بعد از شنیدن و نوشتن ردپام در این فایل خیلی حسم بهتر شد و انگار که خیلی بیشتر از قبل به اون منبع الهی متصل شدم از طریق آگاهیهایی که در این فایل به دست آوردم، بیصبرانه منتظر قسمتهای بعدی این پروژه هستم.
خداوند همیشه با ما هست، و خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه، و بعدش که وارد این فضا میشیم و هی شروع میکنیم به درک هر چه بیشتر خودمون، خیلی بیشتر به این موضوع پی میبریم و ایمان میاریم که خداوند داره با ما صحبت میکنه، و هی بیشتر و بیشتر میشه به این دلیل که بیشتر عمل میکنیم.
وقتی هم که هی ادامه دار میشه این گوش کردن به الهامات و انجام دادن اون ایدهها و الهامات، بعد از یه مدتی دیگه هر الهامی که بهمون میشه میگیم چشم و دیگه مقاومتمون هی به مراتب کمتر و کمتر میشه، در صورتی که حتی ممکنه که منطقی نباشه اون ایده و الهام، اما چنان اعتمادی در ما ایجاد میکنه که انجامش میدیم و بعدش نتایج فوق العادهای که میگیریم رو خواهیم دید.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
بسیار لذت بردیم از این دو گفتگوی اللهی و این شیرینی بیان کلام حق
انگار دوستم اومده خونمون و داره برام از خاطرات شیرین زندگیش میگه و من توش دنبال رد پای قانون میگردم عالی عالی
بیشتر صحبتهاتون تجارب بینظیرتون بود استاد عزیزم و جاگیر شد تو مغزم چون مثالش خودتون بودین و واقعیت ها رو بیان کردین اما من اصل و نکته ای که برداشتم از این صحبتها بود و اینجا میگم
* صحبت ها نجواها و گفتگوهای ذهنی در جهت مثبت و منفی رو با احساسمون متوجه میشیم اگه احساس خوب باشه قلبت داره حرف میزنه اگه احساست بد باشه شیطان داره باهات حرف میزنه و این گفتگوها چه مثبت چه منفی وقتی باهات در همون جهت صحبت میکنه هی تشدید میشه مثلا احساس خوب بهتر و بهتر میشه و احساس بد بدتر بدتر و میکنه
* به محض اینکه بگی من تسلیمم …. و هر خیری از جانب خدا برسه من بهش فقیرم زندگی ت دگرگون میشه و شرایط تغییر میکنه در جهت مثبت پس قبل اینکه له و لورده بشی با کوچیکترین و اولین تضاد بگو به خودت حتما خیری در اون هست
* اسلحه شیطان ترسه و نشانه صحبت شیطان با تو هست
* قدرت حس خوب وقتی مشخص میشه که تو قدم برداری و خدا قدمهای بعدی رو برات برداره و نمونش اینه بتونی در شرایط سخت حتی شده یذره احساستو بهتر کنی از قبل همین یذره هم کافیه که بیفتی تو جاده احساس خوب
* هرچی آرومتر بشی صداها میاد و صداها اولش کمه بعد کم کم واضح و بلند میشنوی
* هرچی صدای قلبت واضح تر بشه و نتایج و دیده باشی یواش یواش الگو برات ایجاد میشه تو ذهنت و دیگه کاری به منطق و عقل نداری میگی هرچی اون صدا بگه حتی اگه در ظاهر غیر منطقی باشه
* تسلیم بودن نشانه اش آرامش هست
* در رابطه با بخشش هم میتونی نبخشی میتونی انتقام یا قصاص و انجام بدی اما اگه ببخشی به نفع خودت هست ارامش بیشتری داری و کلی اتفاقات بهتر در انتظارته
* وقتی لوح پاکی خدا همیشه باهات صحبت میکنه و این در بچگی همیشه هست تا وقتی که کم کم بزرگ میشی و ذهن جایگزین میشه
* اگه داری روی خودت خوب کار میکنی در هر جنبه ای و نتیجه ای نمیگیری بدون باورهات در اون زمینه پر ایراده و بشین پیداشون کن و باورهای مثبت و جایگزین کن و روش کار کن
* نشانه ها رو دنبال کن مقاومت نکن مثال استاد در زمینه زندگی بین واشنگتن و فلوریدا
خدایا بار دیگر شکر که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم استاد عزیزم و مریم جانم بابت آمادگی این قسمت و این صحبتهای مجدد ازتون سپاسگزارم دوستتون دارم
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی
استاد من دو ماه پیش یک کامنت گذاشتم زیر فایل مربوط به گفتگو دوستان قسمت ۳۷ و صحبت های رزا که از حال خوبش گفت بعد از تغییر و چقدر انرژی مثبت به من داد و من بعد از اون فایل تصمیم به تغییر گرفتم و از خداوند هدایت خواستم و مهاجرت کردم اومدم تهران من قبلش اصلا تهران نیومده بودم ترس داشتم محیط ناشناخته بود حتی ادرس هم بلد نبودم که کجا باید برم چیکار باید بکنم اما خدا بهم میگفت نترس من هستم رو من حساب کن نمیذارم تنها بمونی اومدم تهران کل پولی که داشتم دو تومن بود که گوشیم رو فروختم تا پول داشته باشم حرکت کنم از اتوبوس که پیاده شدم باورتون نمیشه یه آقایی اومد گفت بلدی گوشیم رو درست کنی گفتم اره کارش رو انجام دادم گفت کجا میری گفتم فلان آدرس گفت برو سر خیابون سوار فلان اتوبوس شو میرسی به آدرست اون لحظه ته قلبم یه قوت قلبی اومد یه حس اطمینانی اومد که تنها نیستم استاد عزیزم الان دو ماه میگذره از اون روز چقدر حالم خوبه چقدر خیر و برکت اومده تو زندگیم خدا هدایتم کرد به مکانی که اگه همه برنامه ریز های دنیا هم جمع میشدن نمیتونستن یه همچین محیطی رو برام پیدا کنن همه امکاناتی هست رفتار خوب احساس خوب از اونموقع انقدر نشانه فوق العاده خداوند برام فرستاده که هر روز به خودم میگم ببین مسیرت درسته چند روزه که دوره ۱۲ قدم رو خریدم قبل از خرید دوره خدا بهم گفت قبلش دوباره فایل گفتگو استاد با بچه ها رو گوش کن من قبلا گوش داده بودم اما گفت دوباره گوش کن گفتم چشم و انحام دادم چقدر باورهام تقویت شد که ببین اگه حامد عرفان سپیده طناز زهره سعید رزا وحید و…تونستن پس من هم میتونم قانون واسه من هم جواب میده به قول عرفان کافیه باور کنیم و یه ذره عمل کنیم تا نتایج میلیون برابر بشه چند روزه استاد قدم اول رو شروع کردم با عشق دارم درک میکنم عمل میکنم چکاپ فرکانسیم رو انحام دادم و چقدر خودم رو تحسین کردم به خودم تبریک گفتم که هر کسی نمیتونه نقطه ضعف خودش رو بشناسه تو دنیایی که همه مثل چشم زندگی میکنن و فقط عیب بقیه رو می بینن تو به خودد تبریک بگو که عیب خودت رو تشخیص دادی و تعهد دادی تغییر کنی تمرین بی نظیر ستاره قطبی رو استاد سه روزه انجام دادم استاد نمیدونی چه اتفاقاتی رخ داده برام مگه میشه اخه این حد از جواب گرفتن از درخواست ها امروزم جلسه سوم رو نگاه کردم و قبل از فایل های هر جلسه از خدا هدایت میخام که چیکار کنم که بیشترین استفاده رو ببرم و به قول سپیده هدایت یعنی همین که تو میپرسی و خدا جواب میدهد و خدا بهم میگه چیکار کنم و اون قسمت که شما گفتید اگه شما غرفه دار بودید چیکار میکردید چه باوری می ساختید من فقط همینو با خودم بارها بارها تکرار میکردم که خدایی که مرا از اون شرایط حال بد بدهکاری استرس اضطراب شرایط ناجالب به اینجا رسونده از اینجا به بعد هم میبره کارمو راه نمیدازه و نمیذاره لنگ بمونه کارم
راستش میخواستم این کامنت رو تو صفحه جلسه سوم بذارم اما یه حسی بهم گفت بیا و تو این صفحه بذار شاید همین حرف ها همین تجربه ها به یه نفر انرژی داد انگیزه داد تا حرکت کنه همونجوری که صحبت های رزا به من انگیزه داد و از اون روز به بعد زندگی من ربطی به دو ماه پیش نداره و هر روز داره بهتر و بهتر میشه الهی صدهزار مرتبه شکر بابت این حال خوب این حس رضایت استاد عزیزم یک دنیا ازت ممنونم بابت این اگاهی ها بابت این حال خوبی که داری به هممون منتقل میکنی خدا پشت و پناهت
فایل های قوانین خدا رو گوش کردم (من اصلا اهل صحبت کردن زیاد نیستم) و فقط خواستم یک مطلب رو اشاره کنم، آرامشی که جناب عباسمنش در صحبت کردنشون دارند و تن صداشون و مطالبی که بیان می کنند به وضوح نشون میده که چقدر به صحبت هایی که می کنن باور دارن و چققققدر عمیق قوانین جهان رو درک کردن، من قبل از آشنایی با ایشون، سمینارهای چند عزیز دیگه رو شرکت کرده بودم و همیشه یک موضوعی من رو اذیت می کرد و اون این بود که چرا این عزیزان انقدر داد میزنن موقع سخنرانی و برای من به شدت آزار دهنده بود و امروز این فاصله بین ایشون و سایر عزیزان از لحاظ آگاهی بیشتر و بیشتر برای من آشکار شد، می دونم که قبل از انتشار این پیام خونده میشه، خواستم بگم انتشار این مطلب برای من اهمیتی نداره و فقط خواستم با این پیام تشکر کنم از جناب عباسمنش بابت نشر آگاهیهای که خودشون عمیقا درک کردن،ممنون
سلام بر استاد عزیزم که مدتهاست ما شاگردان رو از دیدن چهره ی زیباتون محروم کرده اید استاد کجایید که بدجور دلتنگتونیم،دلتنگ سریالهای زندگی در بهشت،سفر به دور آمریکا،کلاب هوس ها ولایوها یادش به خیر چقدر خوب بود چقدر خود من از تک تک اونها درس گرفتمو رشد کردم ،همه ی اون فیلمها وفایلها روح این سایت الاهی هستند که نه تنها به این سایت بلکه به زندگی تک تک ما جان دوباره بخشیدند.خلاصه که این لطف رو از مادریغ نکنید واجازه بدید چشممون به جمالتون روشن بشه.
استاد جان از دوره ی هم جهت باجریان خداوند ومعجزاتش در زندگیم نگم براتون که چه فضل وبرکتی در زندگیم جاری شد اما نمی دانم حکمت خدا چیست که هنوز زمان آن نرسیده که از تک تک معجزات زندگیم برای شما بگویم چند بار تلاش کردم فیلم بگیرم اما اوج هیجان وسپاسگزاریم اینقدر زیاد بود که نتونستم چند بار کامنت نوشتم ولی هر بار کامنتهایم به دلایل مختلف یا حذف شد یا ناقص ماند.ایشالا در بهترین زمان ومکان من از معجزات زندگیم برای شما ودوستان عزیز سایت خواهم گفت.
اما ماجرای امروز من که بی ربط به این فایل نیست وشاید بازگو کردنش خالی از لطف نباشه ،صبح که از خواب بیدار شدم در تمرین ستاره ی قطبی نوشتم خدایا سپاسگزارم که مشتری های پولدارودر فرکانس بالا وحال خوب برای من میفرستی،مثل همیشه در مسیر رفتن به مغازه یکی از فایلهای مراقبه رو پلی کردم فایل مراقبه ی سپاسگزاری در بین فایل یک جمله برای من پررنگ شد طوری که چند بار با خودم تکرار کردم ،قدرت تو در آرامش توست،قدرت تو در آرامش توست…….به مغازه رسیدم وبه سرعت مشغول آماده سازی وسایل شدم در عین حال که کارهایم را انجام میدادم از آشفتگی شوهرم فهمیدم اتفاقی افتاده ،گفت حدود 600 دلار پول در دخل مغازه کم آمده یک لحظه جا خوردم اما سریع خودم را آرام کردم وگفتم یه کم آب بخور یه نفس عمیق بکش ودقیق حساب کتاب کن حتما داری اشتباه میکنی او دوباره مشغول شمارش شد ومن مشغول کارهایم ذهن نجواگرم میخواست مرا دچار ترس ونگرانی کند اما خداوند به من میگفت حتی اگه پولها کم شده باشه خیر وصلاحی توشه مطمئن باش الان هر اتفاقی بیفته به نفع توئه تو همین فکرها بودم که اولین مشتری وارد مغازه شد ومن وهمسرم باروی باز به استقبالش رفتیم داشتم سفارش مشتری رو آماده میکردم که متوجه شدم همسرم یادش رفته توستر رو روشن کنه وگرم شدنش ده دقیقه ای طول میکشید خلاصه برای مشتری توضیح دادم عذر خواهی کردم وبه عنوان عذخواهی از اینکه کمی معطل میشوند دوکوکی رایگان بهشون دادم اما شوهر مشتری عصبانی شد ووقتی من سفارش رو بردم شروع کرد به بدرفتاری واز مغازه بیرون رفت اما خدا بلند تو گوشم فریاد میزد قدرت تو در آرامش توست به خودم گفتم من اجازه نمیدهم که تو آدم مریض روز منو خراب کنی به همسرم گفتم من از خداوند مشتری های هم فرکانس خودمون رو خواستم مشتری های خوش انرژی وپولدار این آدم تو فرکانس ما نبود باید میرفت ،هنوز حرفم تمام نشده بود که یه آقای باکلاس با ماشین بنزی دم مغازه پارک کرد گفتم ببین این مشتری ماست رفتم با حال خوب وانرژی بالا سفارشش رو آماده کردم وسعی کردم حال خوبی به او منتقل کنم که او هم روزش رو خوب شروع کنه در همین حین شوهرم با شاگرد مغازه تماس گرفت و600 دلار گمشده پیدا شد.اما شیطان که دست بردار نبود میگفت چرا مشتری نمیاد امروز فروشت کمه اما من بهش میگفتم من از خدا مشتریه خوب خواستم داره برام گلچین میکنه میگفتم فضل وفراوانی خدا برمن جاری هست خداوند از جای بی گمان رزق وروزی منو میرسونه خودش میدونه کیو در چه زمانی وچطوری به سمت مغازه ی من هدایت کنه ومن به پلن خدا اعتماد میکنم همونطور که تا الان اعتماد کردم واو هر لحظه داره بامن حرف میزنه،شاید امروز تعداد مشتری هایم خیلی زیاد نبودن ولی همه آدمهای خوش برخورد وخوش فرکانسی بودند وهمه با حال خوب ورضایت رفتند .
خدایا شکرت که هر لحظه بامنی ومنو هدایت میکنی وحتی با گفتن این جمله که قدرت تو در آرامش توست منو برای رویارویی با اتفاقات زندگیم آماده میکنی.
اگر لیلای چند سال پیش بودم این حوادث حال منو بد میکرد وتا روزها فکرم درگیرش بود اما امروز در لحظه حال خودم رو خوب میکردم واجازه ی نفس کشیدن به نجواهای شیطانی رو نمیدادم،وهمه ی این حال خوب کنترل ذهن ومعجزات زندگیم را از آموزه های شما استاد عزیز دارم
در پناه خدا باشید وبه امید دیدارتون
سلام و درود به لیلا خانم عزیز
مرسی که این قدر با زبان و بیان شیرین برامون نوشتید
چقدر لذت بردم از کنترل ذهنی که انجام دادید
و اون جمله بی نظیر در فایل مراقبه
«که قدرت تو در آرامش توست»
و آفرین چقدر خوب عمل کردید و بعد نتیجه به نفع شما تغییر کرد
واقعا آرام بودن در هر شرایطی به نظر من یعنی قدرت واقعی
خود من توی رینگ مبارزه
توی تحویل پروژه ها کاری به مشتری
توی برخورد با مشتری های ناراضی
توی شلوغی اطرافم در هر شرایطی
آرامشم زبان زد خاص و عام بوده و هست
و نتیجه ای که اون آرامش و پیش بردن درست کارها داشته همیشه شگفت انگیز بوده
و الان میشه این موضوع رو خیلی دقیق به قانون ربط داد
وقتی که آرامشتو حفظ میکنی
خداوند باهات صحبت میکنه
خداوند بهت راه حل درست رو میگه
خداوند رفتار درست رو بهت میگه انجام بدی
ایده ی مناسب رو بهت میگه انجام بدی
و
چطور میتونیم آرامشمون رو حفظ کنیم ؟
با تقویت ذهن و باورهای قدرتمند کننده
کاری که هرکسی نمیتونه انجامش بده
خیلی ها در شرایط بحرانی کلا بهم میریزن و قاطی میکنن و عصبانی میشن
اما این ها نشانه ی قدرت نیست بلکه نشانه ی ضعفه
و قدرت از آن کسی هست که بتونه آرامش و متانت خودشو حفظ کنه و در نهایت رفتار درست هم بهش الهام میشه و نتیجه ی اون رفتار قطعا رضایت و پیروزی رو به همراه خواهد داشت
خیلی از شما ممنونم که هنوز بعد از این همه مدت عضویت در سایت دارید تمرین ستاره قطبی رو انجام میدید و سعی میکنید روزتون رو آگاهانه خلب کنید به کمک نیروی خالق
و خود من خیلی از مواقع فکر میکنم که به دیگه من بلدمو دیگه کارامو انجام میدمو مشتری هم که دیگه میادو …
غرور
و با اون حس تواضع و توکل روزهای اول که با عشق توی دفتر مینوشتیم و درخواست میکردیم و تجسم میکردیم که خدایا این کارارو میخوام برام انجام بدی
دیگه این تمرینو انجام نمیدیم
و باز میرفتیم تو دام اینکه خودم انجام دادن
و بعد هم نمیتونم انجامش بدم و هی میگم چرا نمیشه چرا نمیشه
چونکه تو یادت رفته کارها و باید به کی بسپری
یادت رفته که وظیفه ی تو بندگی کردنه اربابه
وظیفه ی تو ساختن افکار و باور های هم جهت با خواستته
بقیشو اون بهت میگه چیکار کنی
اون کارارو برات انجام میده
و اون باوری رو هم که در شرایط به ظاهر بد و کمبود مشتری تکرار کردین
عالی بود و اگر تکرار بشه قطعا نتیجه به نفعتون میشه
و خیلی از مواقع برای خود ما شده که یه مشتری میاد و به اندازه ی صدها مشتری به ما خیبر میرسونه
البته اگر ما آگاهانه به فکر افزایش قطر و حجم ظرفمون باشیم
یعنی هدف مالی بگذاریم و آگاهانه سعی کنیم درآمدومون هر بار بیشتر و بیشتر کنیم با ایجاد هدف و انگیزه و باورهای مناسب
اونوقت هر بار میتونیم از هر نظر در کسب و کار رسد کنیم
لیلا خانوم انرژی و فرکانس آرامش شما رو گرفتم و موجب شد که من برای شما بنویسم
خیلی ممنونم بازهم به خاطر آرامش و متانتتون
براتون آرزوی زندگی و کسب و کاری پر رونق و پر سود و لذت بخش رو میکنم
انشاالله همیشه در مدار ثروت و برکت و رحمت الهی باشید
در کنار عزیزانتون
در پناه خدا
به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام
روز شمار تحول زندگی من روز صد و پنجاه و سوم از فصل ششم
سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم
بریم سراغ نشانه های الهی امروزم
خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی
خدایا شکرت بابت حال خوبم
خدایا شکرت بابت سلامتیم
خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز
خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم
خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین میگذارم
خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم
خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم
خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه
خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم
خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم
خدایا شکرت بابت ماشین قشنگم پراید
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم از اون مشتریم خبر گرفتم اعتماد به نفس اینو نداشتم بهش زنگ بزنم بگم پولمو واریز کن فقط پیام داده بودم که جواب نداده بودم حس خجالت میومد بهم که پا گذاشتم رو ترسام و بهش زنگ زدم گفتم یادتون رفته واریز کنید که کلی عذرخواهی خواستن گفتن حتما واریز میکنم خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه پودر زعفران تونستم آگهی کنم با سیمکارت خواهرزادم و کلی مشتری پیام دادند طبق درخواست ستاره قطبیم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم تعمیر شد بالانس ماشینم و روغن کم داشت که اونم ریخته شد به دوستم گفتم دوستم برد ماشینشو بهم داد و این کارها هم انجام شد یه تصمیم تعویق افتاده بود که انجام شد دوستم گفت هم روغن ریخت سرویس کار هم رینگش کج بود درست کرد هم بالانسش درست شد و هزینه رو دوستم داده بود خدایا شکرت
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم پول و مشتری از جایی که فکرشم نمیکنم خداوند برام برسونه که دیدم سحر دوستم زنگ زد و گفت زعفران هارو فروختم بیا پولتو ببر منم با ماشین دوستم بودم رفتم و 85 تومن دریافت کردم 135 تومن بهش دادم و سحر بهم گفت که خیلیا میخوان گفتم 10 بسته هست بیا بفروش و اونم قبول کرد جمعا 27 بسته فروخته و پولشم کلا دریافت کردم 10 بسته هم بهش دادم که بفروشه خدایا شکرت
خدایا شکرت بابت اینکه با ماشین دوستم کلی رانندگی کردم و لذت بردم عالیه 206 مطمئنم که یه روزی میخرمش
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم نگه داشتم و بابت نم نم بارونی که میبارید و غروب زیبا و خورشید نورانی و ابرهای بسیار زیبا و هوای فوق العاده و مجسمه زیبا و چمن ها و درختان و ماشین 206 دوستم سپاسگزاری کردم
خدایا شکرت بابت اینکه رفتم با ماشین دوستم و مرطوب کننده و وازلین خریدم
خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم خورشت پلوی نذری و شیر برنج نذری و کره و عسل با فطیر خوشمزه دریافت کردیم
و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ
گفتگو با دوستان 53 | تشخیص الهام از نجوا
استاد عرشیانفر میگه این ذهنم مشاور خوبی برای من نیست بخاطر اینکه این کارخونه ژنتیک پدر مادرمه عمومه داییمه جامعه هست
من اگه دنباله روی ذهنم باشم من بدبخت شدم
استاد عباسمنش میگه خب بیا سادش کنیم
ما همیشه داریم یه سری از حرفا رو میشنویم به قول قرآن
از کجا بفهمیم این صدا صدای شیطانه یا خدا ؟
از احساسمون
اگه احساس آرامش و خوبی داری یعنی خدا داره باهات صحبت میکنه
اگه احساس غم عصبانیت خشم و ترس داری یعنی شیطان داره باهات حرف میزنه
اگه احساست خوب باشه خدا باهات صحبت میکنه و احساست به مراتب خوب تر میشه
اگه احساست بد باشه شیطان باهات صحبت میکنه و احساست به مراتب بد تر میشه
یه موقعی هست یه اتفاقی برات میفته بعد میری دادگاه پاسگاه و … بعد میبینی جواب نمیده میفتی گوشه خونه میگی آغا من کم آوردم من تسلیمم
مثل داستان موسی
موسی گردن کلفت بود و دعوا میکرد میزد میکشت و… بعد اونقدر بلا سرش اومد گفت من کم آوردم گفت خدایا من به هر خیری که از جانب تو به من برسه من فقیرم(25قصص)
بعد؛ زندگیش عوض میشه .کی؟وقتی که تسلیم میشه
ما یا انقدر احمق هستیم که اونقدر له میشیم و بلا سرمون میاد بعد میگیم تسلیمیم
یا انقدر باهوش هستیم که قبل از اینکه له بشیم بتونیم ذهنمون رو آروم کنیم بگیم هراتفاقی میفته یه خیری توشه و خدا برام خوبی میخواد
اگه تونستیم اینکارو انجام بدیم دیگه نمیآیم پایین دیگه سقوط نمیکنیم
شما آدمای موفق و ثروتمند رو نگاه کن همه فکر میکنند یه اتفاقی میفته ور شکست میشن
آغا دنیا پندمیک شد جهان ترکید ثروتمندان ثروتمند تر شدند
نه تنها ور شکست نشدند بلکه به موفقیت های عظیمی رسیدند اونایی که تونستند ذهنشونو کنترل کنند تو این شرایط
اسلحه شیطان ترسه اگه میترسی یعنی شیطان داره باهات صحبت میکنه و ترس رو در تو ایجاد میکنه
چجوری میتونی خودتو آروم کنی؟با سپاسگزاری
وقتی یه اتفاق بدی میفته حتی به این میتونی فکر کنی که خداروشکر بدتر از این نشد بعد که یکم آروم شدی صدای خدارو میشنوی موجت میاد رو موج خداوند
من بچه دومم رو از دست دادم گفتم خدا بهم لطف کرد چون اگه بچه اولم که بزرگتر بود رو از دست میدادم خیلی ویرانگر بود
خدا خدای قهارم هست خدای جبارم هست عوضی بازی دربیاری میگه آغا رهات میکنم
خدا میگه به شیطان که تو هیچ تسلطی به بندگان من نداری اونیکه بندگی منو میکنه هیچ غلطی نمیتونی باهاش بکنی
اگه بتونی قدمتو برداری خدا برات قدم هارو برمیداره ها
اگه بتونی یه ذره حستو خوب کنی همین یه ذره کافیه که فقط بیفتی تو جادش بعد یواش یواش صدا ها و ایده ها و الهامات خدا رو میشنوی
الهامات خدا یه جوریه که بهت اعتماد به نفس میده قلبتو محکم میکنه میری انجام میدی نتیجه میگیری بقیه میگن چجوری تونستی اینکارو انجام بدی میگی قلبم گفت
بعد انقدر اتفاقات خوبی میفته وقتی تو مسیر درست قرار میگیری زندگیت میفته رو غلتک چرخ های زندگیت روغن کاری میشه
استاد عرشیانفر میگه که ماندلا 27 سال توی زندان آفریقا که بدترین شرایط رو دارند زندانی های اونجا و چند سال بیشتر دووم نمیارن ماندلا تونست احساسشو توی 27 سال خوب نگه داره
همه مخالفاشو بخشید و…
مغز دو دوتا چهارتاست میگه دندونمو شکستی دندونتو میشکونم و…مغز کارش کینه و نفرت و خشم و ترس و عصبانیته
قلب کارش بخششه چشم پوشیه علی بی غم بودنه بیخیال بودنه گذشت هست
تو بیا حرف قلبتو گوش کن نه حرف مغزتو
این چن سال حرف مغزتو شنیدی به کجا رسیدی
از قلب حس های خوب منتشر میشه نه از مغز
مشاورتون قبل از این مغز بوده حالا بیایید مشاورتونو قلبتون کنید ببینید چی میشه
استاد عباسمنش میگه صد درصد هر چی به دست آوردم هدایت پروردگار بوده
از وقتی قانون احساس خوب اتفاقات خوب و حزن در قرآن رو فهمیدم
مثلا میگی از اتوبان همت برم یا حکیم یه حسی بهت میگه برو حکیم بعد تو میری همت میبینی ترافیکه
تو موقعیت های مختلف بهت گفته میشه و تو انجام میدی و اونوقت میفهمی موقعی که قلبت گفته و تو انجامش دادی و نتیجه گرفتی و موقعی که قلبت گفته و تو گوش ندادی و نتیجه نگرفتی
مغز من میاد از تجربیات قبلی استفاده میکنه و میگه که قبلا از حکیم رفتم شلوغه و قلب من بهترین راهو به من میگه هرچند منطقی نباشه
کار کرد مغز با ورودی هاست
ما وقتی به دنیا میاییم مغزی نداریم اصلا ما فقط یه قلبیم
هیچ مغز و دو دوتا چهارتایی وجود نداره یه لوح پاکیم
مغز با یه سری از ورودی ها شکل میگیره
مغز یه چیز دو دوتا چهارتاست و منطقیه
مغز دستور میده که عضلات حرکت کنه
ولی توی قدم ها و تصمیمات بزرگ زندگی نیاز داره به یک علمی نیاز داره به یک دورنمایی که ما نداریم
مثلا میخوایم ازدواج کنیم و ملک بگیریم و… نیاز داریم به یه سری اطلاعات که نداریم
ولی قلب داره میگه آغا ازدواج کن یا نکن این قرارداد رو امضا کن یا نکن این سهمو بخر یا نخر
تسلیم بودن نشانه آرامشه
(استاد شما که میگی از بچگی اعتقاد داشتم خدا با من صحبت میکنه دقیقا این حس خیلی در من قوی بود از بچگی احساس میکردم که خدا داره با من صحبت میکنه
خواهرزادم رو هم میبینم انگار داره با یکی صحبت میکنه این همون خداست که داره باهاش صحبت میکنه داره باهاش بازی میکنه )
خدا داره با همه ما صحبت میکنه
چون هر چی خدا گفته بود و انجامش داده بودم و جواب گرفته بودم دیگه هر چی خدا میگفت من میگفتم چشم و انجامش میدادم در صورتیکه منطقی نبودا ولی چنان اعتمادی در قلبم ایجاد میکرد
من یه مدتی خیلی کتاب خوندم بعدش گفتم چجوری سرعت مطالعمو ببرم بالا بعد رفتم سرچ کردم و یاد گرفتم و رسیدم به یه جایی که ساعتی 100 صفحه کتاب میتونستم بخونم
بعد گذشت و گذشت تو شرایط سخت مالی بودم و بخاطر باورهای اشتباهم نمیتونستم از لحاظ مالی پیشرفت کنم
گفتم خدایا همه چیز به من دادی فقط پول ندادی خدا گفت تو اصلا ذهنت ایراد داره در مورد پول
تو اصلا یادت نیست که تو دفترت مینوشتی ثروت مُخل آرامشه
تو خودت نمیخوایی تو خودت اینجوری باور داری
من چیکار کنم وقتی تو خودت نمیخوای
اونجا فهمیدم که باورام در مورد پول ایراد داره مخصوصا این باور رو داشتم که اگه پولدار بشم از راه خدا دور میشم
نگاهمم این بود که اگه من از آموزشهام پول دربیارم یعنی از خدا دور میشم
ما خیلی خوب کار میکردیم خیلی هم خوب پول میساختیم اما هزینه ها ما رو میخورد
نه اینکه یه گوشه تو خونه خوابیده باشم بگم خدایا یه کیسه پول بنداز
من صبح تا شب میدوییدم ولی آخرش بدهکار میشدم
بعدش فهمیدم ذهن من در مورد پول و ثروت ایراد داره و نمیذاره پول بیاد تو زندگیم
وقتی باوارمو درمورد ثروت تغییر دادم یه ایده اومد گفت دوره های تندخوانی رو برگزار کن
اونموقع به دوستم گفتم تو دفتر که میخوام دوره های تند خوانی رو برگزار کنم
گفت نه فلان کس برگزار کرده جواب نداده
گفتم من نمیدونم این به من میگه و من میگم چششششم
آغا من دوره تندخوانی رو برگزار کردم وضعیت مالی من از زمین تا آسمون فرق کرد
بعد ایده دیگه اومد گفت سی دیش کن و گرون تر از دوره های حضوری کن همه گفتن احمقانه ترین ایده ای بود که دادی بعدش چیشد ؟ملت اومدن سی دی ها رو خریدن
گفتم آغا این به من گفته و من میگم چشم
حالا ایده بعدی بهم گفته شد که بیا این دوره رو آنلاین بذار
همه گفتن حالا که وضعت خوب شده همین راهو بگیر برو دیگه لامصب
گفتم آغا این به من گفته و من میگم چشم
خلاصه همه رو آنلاین کردم و فروشم شد صد برابر
میلیارد ها میلیارد پول ساختم از دوره تند خوانی
بعدش بهم گفت از سایت بردار یعنی گاو شیرده رو بکشش
همه گفتن این داره برات پول میسازه
گفتم آغا این به من میگه و من میگم چشم
شاید اولش آدم نفهمه که خدا چرا این ایده رو بهم گفته ولی وقتی عمل میکنی ایده بعدی بهت گفته میشه و عمل میکنی و بعدا میفهمی باید اون مسیررو میرفتی باید اون ایده ها رو عمل میکردی تا میرسیدی به اینجا
اون ایده رو خدا بهم میده من انجامش میدم حالا نتیحه بدی هم بده یه خیربتی توش هست من نمیدونم و خدا میدونه و من انجامش میدم کاری به خوب بودن یا بد بودنش ندارم
استاد عرشیانفر میگه من خیلی تغییر کردم 180 درجه همه چی زندگیم تغییر کرد و این نتایج حاصل عمل به الهامات قلبیم بوده
خدا اصلا چرا نباید با ما صحبت کنه
حتما با ما صحبت میکنه
حتی توی پیش پا افتاده ترین موضوعات هم از خداوند هدایت میخوام
حال خوب نتیجه چَشمی هست که نمیبینم ولی اعتماد دارم
اطلاع ندارم اما اعتماد دارم
چقدر این جمله قشنگه in God we trust
استاد عباسمنش میگه:وقتی رسیدم فلوریدا اونجا فهمیدم که شعار ایالت فلوریدا
In God We Trut
هست
و ما هدایت شدیم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به شما ساناز نوری زاده عزیز
سلام به شما دوست ارزشمندم
چقدر از خوندن کامنت پرحتوا و با عشق تون لذت بردم.چقدر تحسین تون کردم برای انجام تمرین ستاره قطبی ها و دنبال کردن نشانه ها و همینطور از مسیر لذت بردن هاتون، دیدن کوچکترین چیزها و بخاطرش قدردان و سپاسگزار بودن. واقعا خیلی تحسین تون کردم عزیزم…
تا انتها کامنت تون رو خوندم و اصلا دیگه تحسین توی دل فایده نداشت گفتم باید بیام بنویسم براتون و بگم چقدر با عشق وقت گذاشتید و این فایل رو گوش کردید و جمله به جمله نوشتید، کاری که امروز من برای این فایل میخواستم تا انتها انجام بدم اما نصفه موند و اومدم دیدم بـَه چه حالی کرده این دوست عزیز با نوشتن مکالمه استادمون با استاد عرشیانفر…
چقدر قشنگ نوشتید: تسلیم بودن نشانه آرامشه
یا اونجا که تیکه کلام استاد چندبار تکرار شد و گفتن: گفتم آغا این به من میگه و من میگم چشم
یعنی داشتم فکر میکردم استاد یک روزی تمرین چشم گفتن، کردن توی بندرعباس وقتی راننده تاکسی بودن (اونم برای اینکه خیلی آدم مغروری بودن و چشم گفتن بلد نبودن) و الان ببین استاد توی همین فایل داشت یک خاطره تعریف میکرد از عمل به الهامات شون چقدر کلمه چَــشـم رو تکرار کردند. یعنی اون زمان هم “تمرین چشم گفتن” یک الهام و هدایتی بود که استاد انجام دادند تا الان راحت تر و بدون غرور و حرف اضافه به خدا و الهامات الهی شون براحتی بگن چـَشـم
سپاسگزارم که وقت گذاشتی نوشتی و امروز کار منو هم راحت کردید و باعث شد درکم بازم از زوایای دیگه به این فایل خفن به آسانی، بیشتر بشه.
براتون از الله یکتا از صمیم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم
ارادتمند شما فهیمه پژوهنده
سلام و درود
بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه ای ارزشمند.
چقدر زیبا استاد عباسمنش در این گفتگو زیبا بیان کردن که افرادی که باورهای مخربی دارند مانند شخصی میباشند که یک گاری زوار در رفته را به خودش بسته و با پای پیاده دارد این گاری را در یک کوهستان سرد و سنگلاخی بالا میبرد و کائنات هر جوری که دوست دارد این شخص را چک و لگد میزند و تلاش های او نه تنها اوضاع زندگیش را بهبود نمیدهد بلکه شرایط را برای او سخت تر و دشوار تر میکند و شخصی که باور های سالم و درستی دارد مانند استاد عباسمنش از همان چیزی که از قبل یاد داشته است یک محصول به نام تند خوانی تولید میکند و به این شکل اوضاع مالی استاد را متحول میکند.
تولید و ارائه ای دوره ای تند خوانی و حذف آن از روی سایت استاد عباسمنش نشان از باور عمیق استاد به قدرت شهود و الهامات وجودشان است و این عمل استاد دست کمی از عمل کردن سلمان فارسی به الهام خداوند ندارد سلمان که در سن 90سالگی با کمری خمیده و با پای پیاده و احشام از شیراز به عربستان مهاجرت کرد تا الهامات وجود پیامبر را مکتوب کند و کتاب قرآن کریم شکل بگیرد و آن کتاب رهنمود میلیاردها انسان در ادوار مختلف تاریخ باشد…
موفق و سربلند باشید
خدانگهدار
باسلام به استاد عزیزم
این فایل بسیار آموزنده بود
مواردی از این فایل که با یدهرروز به خودم یادآوری کنم:
➖وقتی با خدا صحبت میکنیم احساس ما احساس خوبیه
➖یا ما اینقدر احمق هستیم تا له بشیم بعد تسلیم بشیم
یا اینقدر باهوش هستیم که قبل از اینکه له بشیم بگیم من تسلیمم
➖من جزء دسته دومم
اینقدر باهوش هستم که قبل از اینکه جهان له کنه منو به حرف قلبم گوش کردم وتسلیم شدم
چون زمانی تصمیم به تغییر گرفتم که اوضاع خوب بود ومن میخواستم بهتر وبهتر بشه
واز زمانیکه تصمیم گرفتم بهتر بشه اوضاع
صدایی رو در قلبم شنیدم که بهم گفت (دستان تو در دستان پر قدرت من قراردارد)واز روزیکه این صدا رو شنیدم مصمم تر شدم که مسیر درستی رو انتخاب کردم
من هم مثل استاد بینهایت علاقمندم به قوانین کیهانی ومدت۵۰۰روزه که تمام تمرکزم رو گذاشتم برای یادگیری وخداوند به بینهایت طریق داره به من راهها رو نشون میده تازه داره ریشه ام در خاک محکم میشه وهیچ عجله ای ندارم
➖وصدای شیطان رو خوب شناختم
موقعی که حالم بد میشه به خودم میگم مگه خدا مرده که حالت بده
این روزا تمام تمرکزم رو گذاشتم روی شنیدن صدای قلبم واین فایلهای گفتگو با دوستان به من کمک زیادی کرده در اینکه با توکل واطمینان وامید به حرکتم ادامه بدم
➖واین جمله رو دایما با خودم تکرار میکنم:
خدایا من تسلیم تو هستم
خدایا راه درست وروشن رو بهم نشون بده
خدایا من فقط وفقط به قدرت شگرف تو ایمان دارم
خدایا من به هر خیری از جانب تو سخت محتاجم
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
➖وتا اندازه ای که روی خودم کارکردم صدای قلبم داره واضح تر میشه وصدای شیطان مبهم تر
خدایا سپاسگزارم بابت این اموزشهای خالص وناب
استاد عزیزم در پناه خداوند شاد وسلامت باشید🙏🙏🙏
به نام خداوند بخشنده مهربان.
الهام.
به نظر من الهام یهویی میاد.
بی مقدمه.
بدون فکر قبلی.
مثلا چند روز قبل با پسرم برای خرید جلو دیلی مارکت پارک کردم.
همین که از ماشین پیاده شدم بی مقدمه یه صدای واضح بهم گفت روانشناسی ثروت 1 بخر.
خیلی این الهام ناگهانی بود.طوری که خودم تعجب کردم.
آخه من اصلا به فکر خریدش نبودم.قصد خرید نداشتم.
یه لحظه پیاده شدم برم خرید کنم.
که بهم گفته شد روانشناسی ثروت 1 بخر.
اصلا قند تو دلم آب شد.
فرداش گفتم خدایا بذار بزنم نشانه روز ببینم چی میاد.
اگر زده بود روانشناسی ثروت 1 دیگه تردید نمیکنم.
خیلی خیلی برام جالب بود.
نشانه ی روزم اومد رابطه ی تقوا و ثروت.
که از سری مصاحبه با استاد بود.
و توی اون فایل استاد چند بار اسم روانشناسی ثروت 1 آوردند.
اینم نشانه محکم و قطعی دوم.
دوباره فرداش تو کامنت چندتا از بچه ها خوندم که در مورد دوره روانشناسی ثروت صحبت کرده بودن.
یعنی این همه نشانه پشت سر هم اومد و بهم میگفتن دوره رو بخرم.
از وقتی با استاد آشنا شدم که الحمدلله دیگه کم کم داره میشه 2 سال این روزها اولین باره که به دوره روانشناسی ثروت احساس نزدیکی میکنم.
دوستش دارم.بهش حس خوب دارم.
احساس میکنم دارم باهاش هم مدار میشم.
شاید به خاطر اینه که3 ماهه دوره احساس لیاقت رو خریدم و احساس لیاقتم نسبت به ثروت بیشتر شده.
خلاصه هرچی که هست قلبم برای ورود به دوره میتپه و این اتفاقی نیست.
استاد گفتن هرجا ندای خدا هست ندای شیطان هم هست.
مثلا به وضوح به من الهام شده که وارد دوره بشم.
این یعنی آمادگی دریافت آگاهی هاش رو پیدا کردم.
اما اما اما…
چرا با وجود گذشت چند روز به الهامم عمل نکردم و هنوز دوره رو نخریدم؟!
معلومه.
نجوای شیطان.
.
الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَهً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ
شیطان، شما را [به هنگام انفاق مال با ارزش] از تهیدستی و فقر می ترساند، و شما را به کار زشت [چون بخل وخودداری از زکات و صدقات] امر می کند، و خدا شما را از سوی خود وعده آمرزش و فزونی رزق می دهد؛ و خدا بسیار عطا کننده و داناست.
از همون لحظه دریافت الهام،نجوای شیطان شروع شد که همش از کمبود و ناامیدی و ترس میومد.
جملاتی مثل اگه دوره رو بخری اجاره ماه بعد چی؟
قلبم میگفت همونطور که خدا این همه مدت رسونده ماه بعد هم خودش میرسونه.
ذهن میگفت لباس عید بچه ها چی؟
قلبم میگفت مگه تا حالا شده نتونی برای بچه هات لباس عید بخری که این بار دوم باشه؟
فعلا که جدال بین قلب و ذهن ادامه داره.
و از خداوند میخوام منو به راه راست هدایت کنه.
خدایا شکرت که همواره در آغوش تو هستم حتی اگه خودم حواسم نباشه.
سلام بر سعیده ی سعیده.
دختر شجاع و متوکل.
آفرین به تو که به ندای قلبت گوش کردی.
آفرین به تو که وعده های شیطان رو باور نکردی.
آفرین به تو که شیطان هر کاری کرد تو به الهامت عمل نکنی،نتونست.
آفرین که تونستی یاری خدا رو به یاد بیاری و تصمیم شجاعانه بگیری.
آفرین.
روز 22 بهمن اومدم و الهامم رو توی سایت ثبت کردم.
و امروز 24 امه.
و من تونستم به یاری خدا به الهامم عمل کنم و همین الان!
همین الان!
دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریدم.
این تقریبا کل پولم بود!
الان فقط 3 تومن دیگه تو حسابم مونده.
اما بعد از تایپ رمز دومم توی صفحه خرید و قبل از زدن دکمه نهایی وتوی فاصله ی منقضی شدنش که دو دقیقه بود، با خدا رفتم سر میز مذاکره.
خدا بهم گفت سعیده همین پولی که الان میخوای دوره بخری کی بهت داده؟
گفتم تو.
گفت پس یعنی دیگه نمیتونم بهت بدم؟!
گفتم معلومه که میتونی.
گفت سعیده چند ساله شیرازی؟
گفتم سه سال و نیم.
گفت تو این 3 سال و نیم شده یک ماه نتونید اجاره بدید؟
گفتم نه.
گفت پس از این به بعدش هم میتونید.
گفتم پس لباس عید بچه ها چی؟
گفت:مگه تو خدای بچه هایی؟!
بچه ها خودشون خدای خودشون رو دارن.
تو نگران نباش.
گفت اصلا همینکه تو نگران از دست دادن هستی یعنی باور کمبود داری.
کل این صحبت ها در کمتر از دو دقیقه شد و خداوند پیروز شد!
و چه پیروزی میمون و مبارکی.
به قول استاد هر جا ندای خداوند هست ندای شیطان هم هست.
اما ما ندای خداوند رو بالا میبریم.
و الحمدلله رب العالمین امروز برای من روز بزرگ و سرنوشت سازیه.
امروز روزیه که من باور کردم منم میتونم ثروتمند بشم.
خدایا بی نهایت ازت متشکرم به خاطر این رزق پر برکت.
سلام عزیزم.
خیلی بهت تبریک میگم برای خرید دوره روانشناسی ثروت 1 و دسترسیت به این دوره.
این خبر، یکی از خبرهای خوب امروزم هست.
افرین بهت برای تقویت باورهای فراوانی و توکلت به خداوند.
ممنونم که هم نجواها رو نوشتی، هم الهام و هدایت های زیبایِ خدا رو.
مثال بسیار خوب و کاربردی رو کامنت کردی، ممنونتم.
امیدوارم هر روز از زندگیت بزرگ و قشنگ و سرشار از حس خوب و ثروت باشه.
خیلی خوشحال شدم.
الهی شکر برای این رزق قشنگ و جذاب.
دوست دارم منم دوره رو آغاز کنم به صورتِ جدی.
اما اینبار راحت تر گوشش بدم و به خودم فرصت بدم با حس خوب و شادی جلو برم.
الهی شکر.
همین صحبت هات با خداوند، از باور فراوانی میاد.
منم این چند روز کاملا متوجه شدم تمرکز و توجهم اگاهانه داره میره روی فراوانی.
و امشب این باور جذاب واسم مرور و تثبیت شد با یه مثال از زندگیِ شخصیم:
هر چی جلو میرم، همه چیز بهتر و کاملتر میشه.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه
« پروژه درک عمیقتر قوانین خداوند _ قسمت 8 »
سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکاملم رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .
با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .
در این قسمت هشتم، که در رابطه با موضوع : ” نحوه تشخیص الهامات ” هست، بیصبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.
خداوند در قرآن کریم هم میفرماید که هر زمان که وحی میکنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال میکنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرفها رو میشنویم، و ما میتونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت میکنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگهای که داریم شیطان داره باهامون صحبت میکنه، و نکته مهمش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت میکنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت میکنه احساسمون به مراتب خوبتر هم میشه، وقتی هم که احساسمون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساسمون به مراتب بدتر میشه.
به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگیمون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر میکنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگهای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حسمون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی میخواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد میکنیم.
پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت میکنه که احساسمون بد باشه، و نشونهش اینه که اون حرفهایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر میکنه، نشونهش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونهش اینه که اون حرفها ترس رو در ما ایجاد میکنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت میکنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد میکنیم میتونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن میتونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی میتونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم میتونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آرومتر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آرومتر شدیم صداها رو میشنویم و موجمون رو میبره رو موج خداوند و قلبمون شروع میکنه باهامون صحبت کردن و هی آرومترمون میکنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاشمون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره میبینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل میکنیم و تسلیم میشیم و اعتماد میکنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون میکنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری!.
و وقتی هم که این مسائل رو بهتر بفهمیم و درک کنیم خیلی بیشتر احساسمون برامون مهم میشه، و قدرت حس خوب اینجا معلوم میشه که اگر که ما بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم پس خداوند هم قدمها رو برامون برمیداره، و اگر که بتونیم احساس خودمون رو یه ذره بهتر کنیم هدایت خداوند هم میاد، همین یه ذره کافیه که فقط بیفتیم توی جادهش، و بعدش یواش یواش یه صداهایی رو میشنویم اولش یه ذره صداعه ضعیفه، و بعدش که ادامه میدیم و آرومتر میشیم در نتیجه صداعه قویتر میشه و بعدش هی ما رو آرومتر میکنه، و بعدش ایدهها میاد، و بعدش هم الهامات میاد.
و نشونه الهامات خداوند هم اینه که خیلی قلب ما رو محکمتر میکنه، و بهمون یه اعتماد به نفس میده، بهمون یه امیدواری میده که اگر که فلان کار رو انجام بدیم نتیجه میگیریم، و بعدش که میریم انجامش میدیم نتایج هم به وجود میاد و همه تعجب میکنن که ما چجوری و از کجا میتونیم این کارها رو انجام بدیم، و وقتی هم که میایم هزار بار این کارها رو تکرار میکنیم و نتیجه میگیریم به یه الگو میرسیم که وقتی که ما میتونیم احساسمون رو خوب کنیم این شروع میکنه قلبمون با ما صحبت کردن، و بعدش ما رو آروم میکنه، و بعدش که ما رو آرومتر میکنه به ما ایدههای عملی میده که فلان کار رو انجام بده و جواب میده، حالا تو هر حوزهای که هست و هر اتفاق به ظاهر بدی که افتاده، یا میگه که این درس رو ازش بگیریم و در واقع این اتفاقه افتاد که این درس رو بگیریم، و باید یادش بگیریم که دیگه تکرارش نکنیم، و همین اتفاقات باعث میشه که رشد کنیم و بزرگ بشیم و باید این درس رو از کائنات و جهان هستی میگرفتیم، و حالا اگه که از این درس خوب استفاده کنیم میوههاش رو هم میچینیم، و بعد از این داستانها ایمانمون هی بیشتر و بیشتر میشه، هی بهتر و راحتتر میتونیم احساسمون رو بهتر کنیم، و بعدش دیگه اینقدر اتفاقات خوب میفته که دیگه از یه جایی به بعد کم پیش میاد که آدم بخواد تلاش سنگینی کنه برای اینکه احساسش رو خوب کنه.
و کلا از یه جایی به بعد وقتی که آدم توی مسیر قرار میگیره زندگیش میفته روی قلطک، و به قول مثال همیشگی استاد انگار که این چرخهای زندگی روغن کاری میشه، و اگر که خودمون بررسی کنیم متوجه میشیم که این چرخه زمانی که هی ادامه پیدا میکنه و ما در این مسیر گام برمیداریم و … انگار که دیگه چرخ این زندگی روانتر میشه و روغن کاری شده این چرخِ، نه اینکه یه شبه همه چیز از این رو به اون رو بشه، در واقع آروم آروم و با تکاملی طی شدن همه چی بعدش بهتر و بهتر میشه.
واقعا این فایل برای من خیلی اطلاعات و آگاهیها داشت، به حدی که فقط گوش کردم و بارها باید تکرارش کنم، و یه تلنگری بود برام که خیلی بیشتر از قبل حواسم به ارتعاشها و فرکانسهام باشم، و باید همیشه بر طبق قوانین و اصول و اون الهامات قلبیم حرکت کنم و به شهود و صدای خداوند ایمان داشته باشم هر چه بیشتر از قبل.
بعد از شنیدن و نوشتن ردپام در این فایل خیلی حسم بهتر شد و انگار که خیلی بیشتر از قبل به اون منبع الهی متصل شدم از طریق آگاهیهایی که در این فایل به دست آوردم، بیصبرانه منتظر قسمتهای بعدی این پروژه هستم.
خداوند همیشه با ما هست، و خداوند همیشه داره با ما صحبت میکنه، و بعدش که وارد این فضا میشیم و هی شروع میکنیم به درک هر چه بیشتر خودمون، خیلی بیشتر به این موضوع پی میبریم و ایمان میاریم که خداوند داره با ما صحبت میکنه، و هی بیشتر و بیشتر میشه به این دلیل که بیشتر عمل میکنیم.
وقتی هم که هی ادامه دار میشه این گوش کردن به الهامات و انجام دادن اون ایدهها و الهامات، بعد از یه مدتی دیگه هر الهامی که بهمون میشه میگیم چشم و دیگه مقاومتمون هی به مراتب کمتر و کمتر میشه، در صورتی که حتی ممکنه که منطقی نباشه اون ایده و الهام، اما چنان اعتمادی در ما ایجاد میکنه که انجامش میدیم و بعدش نتایج فوق العادهای که میگیریم رو خواهیم دید.
من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسیم به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگتر و با کیفیتتر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .
همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.
با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 22 بهمن 1404
سلام بر همه عزیزان
روزشمار153 فصل ششم
بسیار لذت بردیم از این دو گفتگوی اللهی و این شیرینی بیان کلام حق
انگار دوستم اومده خونمون و داره برام از خاطرات شیرین زندگیش میگه و من توش دنبال رد پای قانون میگردم عالی عالی
بیشتر صحبتهاتون تجارب بینظیرتون بود استاد عزیزم و جاگیر شد تو مغزم چون مثالش خودتون بودین و واقعیت ها رو بیان کردین اما من اصل و نکته ای که برداشتم از این صحبتها بود و اینجا میگم
* صحبت ها نجواها و گفتگوهای ذهنی در جهت مثبت و منفی رو با احساسمون متوجه میشیم اگه احساس خوب باشه قلبت داره حرف میزنه اگه احساست بد باشه شیطان داره باهات حرف میزنه و این گفتگوها چه مثبت چه منفی وقتی باهات در همون جهت صحبت میکنه هی تشدید میشه مثلا احساس خوب بهتر و بهتر میشه و احساس بد بدتر بدتر و میکنه
* به محض اینکه بگی من تسلیمم …. و هر خیری از جانب خدا برسه من بهش فقیرم زندگی ت دگرگون میشه و شرایط تغییر میکنه در جهت مثبت پس قبل اینکه له و لورده بشی با کوچیکترین و اولین تضاد بگو به خودت حتما خیری در اون هست
* اسلحه شیطان ترسه و نشانه صحبت شیطان با تو هست
* قدرت حس خوب وقتی مشخص میشه که تو قدم برداری و خدا قدمهای بعدی رو برات برداره و نمونش اینه بتونی در شرایط سخت حتی شده یذره احساستو بهتر کنی از قبل همین یذره هم کافیه که بیفتی تو جاده احساس خوب
* هرچی آرومتر بشی صداها میاد و صداها اولش کمه بعد کم کم واضح و بلند میشنوی
* هرچی صدای قلبت واضح تر بشه و نتایج و دیده باشی یواش یواش الگو برات ایجاد میشه تو ذهنت و دیگه کاری به منطق و عقل نداری میگی هرچی اون صدا بگه حتی اگه در ظاهر غیر منطقی باشه
* تسلیم بودن نشانه اش آرامش هست
* در رابطه با بخشش هم میتونی نبخشی میتونی انتقام یا قصاص و انجام بدی اما اگه ببخشی به نفع خودت هست ارامش بیشتری داری و کلی اتفاقات بهتر در انتظارته
* وقتی لوح پاکی خدا همیشه باهات صحبت میکنه و این در بچگی همیشه هست تا وقتی که کم کم بزرگ میشی و ذهن جایگزین میشه
* اگه داری روی خودت خوب کار میکنی در هر جنبه ای و نتیجه ای نمیگیری بدون باورهات در اون زمینه پر ایراده و بشین پیداشون کن و باورهای مثبت و جایگزین کن و روش کار کن
* نشانه ها رو دنبال کن مقاومت نکن مثال استاد در زمینه زندگی بین واشنگتن و فلوریدا
خدایا بار دیگر شکر که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم استاد عزیزم و مریم جانم بابت آمادگی این قسمت و این صحبتهای مجدد ازتون سپاسگزارم دوستتون دارم
بنام خدای بینهایت مهربان
سلام به استاد گرامی و دیگر عزیزان
خدا رو شکر که برای تک تک نعمت هایی که در هر لحظه فرصت استفاده از آنها به ما هدیه داده میشود
تشکر برای فایل خیلی عالی و تاثیر گذار
استاد واقعا وقتی قوانین رو به طور جدی به کار میگیری نتیجه هاش رو میبینی
وقتی بقیه دارن به چیزهای دیگه که محصولی جز نگرانی نداره فکر میکنن
و تو توجهت رو آگاهانه میبری به طرف نکات مثبت قشنگ احساس میکنی نتایج متفاوتی که از بقیه میگیری رو
به نظر شما چطور میشه وقتی همه دارن دم از قیمت ها و بالا پایین شدن طلا و دلار حرف میزنن
یه کسایی پیدا میشن که برات مجانی کار میکنن
بدون پرداخت هزینه و بدون چشمداشت به این که تو هم بخوای یه روزی براشون جبران کنی
ولی میدونم برای استاد عزیز و دوستان گل هم فرکانسی ام قابل باوره
که برام اتفاق هایی از این دست داره می افته و هر روز هم شکرخدا داره بیشتر میشه
وقتی روی باور هات کار میکنی میبینی مردمی کارهات رو انجام میدن که قشنگ میفهمی دستانی هستند از جانب خدا
و بهت محبت هایی رو میکنند که شاید برای دیگران قابل باور نباشه
که مگه میشه تو این دوره زمونه همچین کسایی پیدا بشن
که با دل و جون بهت محبت کنن اون هم بی منت
بله میشه خیلی هم این طور موارد فراوان و طبیعیه
ولی برای کسانی فراوان و طبیعیه که سعی میکنن هر روز رو باور هاشون کار کنن و نسبت به باور های مخربی که از قبل داشتن بهبودداشته باشن
وقتی داخل یه جمعی شروع میکنن و راجعه به این که چه کسی رفت مذاکره
و چه کسی میجنگه و چه کسی نمیجنگه
و از کانال های مختلف اخبار رو پیگیری میکنن
تو بلند می شدم و هنس فری میزاری و فایل گوش میدی
و خودت رو مشغول انجام کاری میکنی
و سعی میکنی یه بهبودی یه نظافتی یه فعالیتی رو انجام بدی و به نکات مثبتی که وجود داره اهمیت بدی و به خواسته هات توجه کنی
میبینی که نتیجه ها داره پر رنگ میشه به همین زیبایی و با دیدن نتایج به زیباتر بودن دنیا و قوانین بیشتر عشق میورزی و دنیا برات یه شکل دیگه ای میشه
تایپیستی که دست نویس های من رو تایپ کرد در شهر دیگه ای دور تر از محل زندگی من سکونت داشت
من فقط تلفنی با ایشون در ارتباط بودم که خود آشنایی من و ایشون هم یک هدایت بود که داستانی جدا گانه داره
من دست نویس هایم رو از طریق پست برای ایشون فرستاده بودم
بعد از اتمام کار گفتن میخوای دست نویس هارو براتون بفرستم
من گفتم نه دیگه نیازی نیست دیگه فایل ورد رو دارم
و بعد هم کتابم که به امید خدا چاپ شد کتاب هست دیگه
ولی باز هم چند روز پیش که بیشتر فکر کردم دیدم نه به خاطر ارزشمندی و احساس لیاقت نسبت به اولین کارم دست نویس هام رو پیش خودم نگه دارم بهتره
و برای کارم ارزش قائل باشم و در پیامی ازشون خواستم که برام ارسال کنن
و کد پستی و آدرس رو فرستادم و دیروز بسته به دستم رسید
با دیدن دست نویس ها خیلی احساساتی شدم و باز هم یاد روزهایی افتادم که با چه عشقی مشغول نوشتن بودم
و هربار که مطلبی رو که واقعا به قلبم الهام میشد رو ثبت میکردم
در اون روزها بیشتر رو میز مینوشتم ولی بعضی وقت ها هم رو زمین مینشستم و یه بالشت میزاشتم زیر دستم که تو حالت راحتی باشم
استاد وقتی یه مطالبی رو میخواستم بنویسم از شدت هیجان قلبم داشت میلرزید
و این لرزش رو قشنگ روی بالشت احساس میکردم
خیلی حال عجیبی بود وقتی تو این احساس بودم دستم تند تر میشد
متن ها پیوستگی عجیبی داشت
و بعد از اتمام وقتی خودم میخوندم باز هم میگفتم این ها رو خودم نوشتم
و یه جاهایی به خودم آفرین میگفتم
و باز هم وقتی متن هام رو میخونم خودم تحت تاثیر قرار میگیرم و هدایت میشم چون راجع به موضوع شکر گزاریه
خلاصه باز هم یاد دوران احساسات و احوالات دوران نوشتنم افتاده بودم
به تایپیست پیام دادم گفتم بفرمایید هزینه اش چقدرمیشه که براتون واریز کنم
چون از قبل که مبلغ تایپ روبراشون واریز کرده بودم شماره کارتشون رو داشتم
ولی ایشون تو جواب پیام گفت نیازی نیست مبلغی رو واریز کنید
من هم اول از خدای خودم تشکر کردم که بله الان هم میشه و امکان پذیره که اشخاصی با عشق و محبت کاری رو انجام بدن که نور حضور خدای بزرگ رو با چشم ببینی
و بعد از ایشون بابت محبتشون تشکر کردم واقعا خدایا شکرت برای هدایت و حمایت های همیشگی ات
سپاس فراوان از نگاه مهربونتون
سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی
استاد من دو ماه پیش یک کامنت گذاشتم زیر فایل مربوط به گفتگو دوستان قسمت ۳۷ و صحبت های رزا که از حال خوبش گفت بعد از تغییر و چقدر انرژی مثبت به من داد و من بعد از اون فایل تصمیم به تغییر گرفتم و از خداوند هدایت خواستم و مهاجرت کردم اومدم تهران من قبلش اصلا تهران نیومده بودم ترس داشتم محیط ناشناخته بود حتی ادرس هم بلد نبودم که کجا باید برم چیکار باید بکنم اما خدا بهم میگفت نترس من هستم رو من حساب کن نمیذارم تنها بمونی اومدم تهران کل پولی که داشتم دو تومن بود که گوشیم رو فروختم تا پول داشته باشم حرکت کنم از اتوبوس که پیاده شدم باورتون نمیشه یه آقایی اومد گفت بلدی گوشیم رو درست کنی گفتم اره کارش رو انجام دادم گفت کجا میری گفتم فلان آدرس گفت برو سر خیابون سوار فلان اتوبوس شو میرسی به آدرست اون لحظه ته قلبم یه قوت قلبی اومد یه حس اطمینانی اومد که تنها نیستم استاد عزیزم الان دو ماه میگذره از اون روز چقدر حالم خوبه چقدر خیر و برکت اومده تو زندگیم خدا هدایتم کرد به مکانی که اگه همه برنامه ریز های دنیا هم جمع میشدن نمیتونستن یه همچین محیطی رو برام پیدا کنن همه امکاناتی هست رفتار خوب احساس خوب از اونموقع انقدر نشانه فوق العاده خداوند برام فرستاده که هر روز به خودم میگم ببین مسیرت درسته چند روزه که دوره ۱۲ قدم رو خریدم قبل از خرید دوره خدا بهم گفت قبلش دوباره فایل گفتگو استاد با بچه ها رو گوش کن من قبلا گوش داده بودم اما گفت دوباره گوش کن گفتم چشم و انحام دادم چقدر باورهام تقویت شد که ببین اگه حامد عرفان سپیده طناز زهره سعید رزا وحید و…تونستن پس من هم میتونم قانون واسه من هم جواب میده به قول عرفان کافیه باور کنیم و یه ذره عمل کنیم تا نتایج میلیون برابر بشه چند روزه استاد قدم اول رو شروع کردم با عشق دارم درک میکنم عمل میکنم چکاپ فرکانسیم رو انحام دادم و چقدر خودم رو تحسین کردم به خودم تبریک گفتم که هر کسی نمیتونه نقطه ضعف خودش رو بشناسه تو دنیایی که همه مثل چشم زندگی میکنن و فقط عیب بقیه رو می بینن تو به خودد تبریک بگو که عیب خودت رو تشخیص دادی و تعهد دادی تغییر کنی تمرین بی نظیر ستاره قطبی رو استاد سه روزه انجام دادم استاد نمیدونی چه اتفاقاتی رخ داده برام مگه میشه اخه این حد از جواب گرفتن از درخواست ها امروزم جلسه سوم رو نگاه کردم و قبل از فایل های هر جلسه از خدا هدایت میخام که چیکار کنم که بیشترین استفاده رو ببرم و به قول سپیده هدایت یعنی همین که تو میپرسی و خدا جواب میدهد و خدا بهم میگه چیکار کنم و اون قسمت که شما گفتید اگه شما غرفه دار بودید چیکار میکردید چه باوری می ساختید من فقط همینو با خودم بارها بارها تکرار میکردم که خدایی که مرا از اون شرایط حال بد بدهکاری استرس اضطراب شرایط ناجالب به اینجا رسونده از اینجا به بعد هم میبره کارمو راه نمیدازه و نمیذاره لنگ بمونه کارم
راستش میخواستم این کامنت رو تو صفحه جلسه سوم بذارم اما یه حسی بهم گفت بیا و تو این صفحه بذار شاید همین حرف ها همین تجربه ها به یه نفر انرژی داد انگیزه داد تا حرکت کنه همونجوری که صحبت های رزا به من انگیزه داد و از اون روز به بعد زندگی من ربطی به دو ماه پیش نداره و هر روز داره بهتر و بهتر میشه الهی صدهزار مرتبه شکر بابت این حال خوب این حس رضایت استاد عزیزم یک دنیا ازت ممنونم بابت این اگاهی ها بابت این حال خوبی که داری به هممون منتقل میکنی خدا پشت و پناهت
سلام به همه دوستان، جناب عباسمنش و مریم جان
فایل های قوانین خدا رو گوش کردم (من اصلا اهل صحبت کردن زیاد نیستم) و فقط خواستم یک مطلب رو اشاره کنم، آرامشی که جناب عباسمنش در صحبت کردنشون دارند و تن صداشون و مطالبی که بیان می کنند به وضوح نشون میده که چقدر به صحبت هایی که می کنن باور دارن و چققققدر عمیق قوانین جهان رو درک کردن، من قبل از آشنایی با ایشون، سمینارهای چند عزیز دیگه رو شرکت کرده بودم و همیشه یک موضوعی من رو اذیت می کرد و اون این بود که چرا این عزیزان انقدر داد میزنن موقع سخنرانی و برای من به شدت آزار دهنده بود و امروز این فاصله بین ایشون و سایر عزیزان از لحاظ آگاهی بیشتر و بیشتر برای من آشکار شد، می دونم که قبل از انتشار این پیام خونده میشه، خواستم بگم انتشار این مطلب برای من اهمیتی نداره و فقط خواستم با این پیام تشکر کنم از جناب عباسمنش بابت نشر آگاهیهای که خودشون عمیقا درک کردن،ممنون