اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد جان تازگیا درحین صحبتتون وقتی به چهرتون خیره میشم اشک ذوقمه در میاد
خدای شکرت شکرت بابت داشتن چنین استادی
ای خدا شکرت شکرت
چه داستانی بود داستان موسی موهای تنم سیخ شد الله ااکبر
جهان ترکید اما آدمهای موفق موفقتر شدن
آدمهای ثروتمند ثروتمندتر شدن
وقتی توجه روی اصل باشه جوابشم اصل اصله
کی داره شیطان بامن صحبت میکنه وقتی احساسم بد هست
پس باید حواسم رو خوب خوب جمع کنم وقتی احساس خوبی ندارم
اولین قدم سکوت مطلق
وسپس گوش دادن به فرمان پیامبر زمانه استادعباس منش
اصله شیطان ترس هست
با سپاسگزاری خودمون رو آروم کنیم
الله اکبر
وقتی آروم بشیم صدا رو میشنویم
چقدر زیبا درمورد خدا سخن میگین استادجان
(من آرمین اصغری تعهد میدم یک الگو بشم من باید الگو بشم وجهان رو جای بهتری برای زندگی کنم)
من که روند بسیار صعودی داشتم نسبت به ۵سال پیش خداروهزاران مرتبه شکر
آقا کار این قلب چقدر درسته من باید به شکلی روی خودم کار کنم که مرز بین این دوتا رو متوجه بشم من باید به این درجه برسم
چقدر زیبا بود این جمله این همه صدای مغزتو شنید چی شد اینقدر روی خودت کار کن که صدای قلبتو بشنوی
ما به مورچه وحی میکنیم الله اکبر
خدایا چطور اشک نریزم
الله اکبر
تو یه موجود ابدی هستی فقط از صورتی به صورت دیگه ای میری
خدایا شکرت
استاد من پیامبر من توهم رفتی در سکوت خودت که الهامات بشنوی وفایلهای جدیدی رو بسازی و مثل همیشه در اوج خوشبختی بتازی وراهش رو رو به ما هم نشون بدی
(استاد جان خدا روشکر من دوتا فرزند ناز وپرانرژی دارم ویک خونه نقلی واصلا نمیتونم با تمرکز فایل گوش بدم بخاطر همین حرف قلبمو گوش دادم که میگه اگه میخوای جملات فایل بره تو وجودت باید بری یکجا آروم اومدم خونه مادرم در اتاق خواب با تمام وجودم دارم گوش میدم ومینویسم)
مغز از تجربه استفاده میکنه از ورودی استفاده میکنه(بعضی جا به درد میخوره اما نه برای دور نما)
قدمهای بزرگ زندگی نیاز به قلب پاک وآماده الهامات داره
بله استاد جان تازگیا خوب خوب دارم این صدا رو میشنوم ودرک میکنم
استاد جان منم دقیقا در بچگی چنین احساسی داشتم
الله اکبر الله اکبر
تنها قیمت همین فایل چندین میلیون می ارزه آیا واقعا میشه براش قیمتی تعیین کرد؟؟؟!!!
خدا وقتی ببینه در چه زمینه ای آماده ای وباورهای درستی داری در همان زمینه بهت الهام میکنه چقدر این جمله زیبا بود
وقتی قلب میگه انجام بده بگو چشم سخته ولی انجامش بده
دوره تند خوانی رو از سایت حذفش کن خدای من الله اکبر الله اکبر
مگه میشه خدا با من حرف نزنه الهی قربون وجودش برم
آقا خدا مورچه رو هدایت میکنه
آرمین جان مورچه آمادگی شنیدن الهامات رو داره اونوقت تونمیخوای آماده بشی
حال خوب نتیجه چشمی هست که نمیبینی سخته وشدنی
تو وقتی میتونی مومنی که وقتی به چیزی که نمیبینی اعتماد کنی چقدر زیبا بود این جمله خدایا شکرت شکرت از شنیدن ودرک کردن این همه جملات ناب
به به چه شعاری الله اکبر چه کشوری
چه انسانهای توانمندی
برای درک این همه آگاهی ناب و باورسازی ناب باید بارها وبارها این فایل رو در کمال آرامش گوش داد
🌸🌸استادوخانوم شایسته عزیز
خیلی خیلی ممنونم از به اشتراک گذاشتن این فایل بی نظیر🌸🌸
امتحانی از سمت خداوند بود برام که چطور تونستم آموزشهای توحید رو درک کنم
خیلی وقت بود فشار ذهنی و اذیت کننده نداشتم ولی دیشب یه حرفی شنیدم که بشدت ذهنم رو بهم ریخته بود اول ولی گفتم مگه کسی غیر از خدا قدرتی داره
گفتم مگه نمیگی خدا همه چیزه پس چرا الان خودت عمل نمیکنی نکنه حرف مفت بوده همش
گفتم مگر بغیر خدا ما محتاج دیگران هستیم؟
گفتم خدایا مگه تو آرام کننده ی قلبها نیستی گفت چرا هستم اعتماد داشته باش گفتم چشم
یاد آوردم گفته های استاد رو در مورد تضاد که چطور میتونم درکش کنم
حال بدم نیم ساعت طول نکشید
گفتم از اون ادمی که اون حرف رو شنیدم خداوند بهش ماموریتش رو داده بوده تا من خواسته ام رو بهتر بشناسم
گفتم کجاست اون ایمانی که هر روز در موردش فکر میکردی و هی میگفتی آره من توحیدی هستم پس مرد عمل باش و الان آروم کن ذهنت رو
تیغ ایمانت رو تیز کن
کلی با خودم حرف زدم و هدایت شده بودم به فایل اهرم ساختن از تضاد توی گوشم بود نمیدونم چندبار این فایل رو گوش دادم هر بار یه چیز جدیدی میشنیدم
هر بار یه آگاهی جدید بهم گفته میشد
دیشب حدود شش ساعت نشستم و تمرکزی روی باور اعتمادم و عمل کردن داشتم کار میکردم
نوشتم و گوش کردم نمیدونید چطور ذهنم آروم شده بود و من از خوشحالی داشتم گریه میکردم که تونستم اینقدر تغییر کنم و بتونم ذهنم رو اینقدر آگاهانه آروم کنم و به قول قران ( با تقوا) باشم
به خودم گفتم هر چیزی که اتفاق میوفته به نفع منه
خیلی خوشحالم که تونستم در این مسیر اینقدر رشد کنم نگاه توحیدی داشته باشم
صبح که هدایت شدم به گوش دادن این فایل بینظیر دیدم بازهم این جواب اتفاق دیشب و عمل من بوده دوباره آرومتر و قدرتمندتر شدم و گفتم خدایا شکرت چقدر قشنگ باهام حرف میزنی
اولش خیلی سخت بود که داشتم با خودم حرف میزدم صدای شیطان بشدت بالا بود ولی من ادامه دادم و ادامه دادم و ادامه دادم تا کم کم صدای قلبم رفت بالا و بالا و بالا تر به قول استاد الان دیگه توی جاده اش هستم
هر چقدر بنویسم نمیشه اون حسی که از دیشب گرفتم و توصیف کنم نمیدونم چه کلمه ای میتونه یا اصلا میشه توضیحش داد با کلمات
نمیتونم با کلمات توضیحش بدم فقط کسی که تجربه داشته میتونه درک کنه
من تسلیم شدم و همه چیز رو سپردم به خدا
استاد از ببخشش گفتین
من همون اولی که وارد این مسیر شده بودم یه فایلی شنیدم که گفتین ببخش تا رها بشی این حرف هم مثل همه ی حرفهای استاد نشست به قلبم و تک تک افرادی که فکر میکردم بهم بدی کردن رو بخشیدم نه اینکه فقط بگم من همه شون رو بخشیدم نه اومدم تک تک اسم آوردم و گفتم من این ادم رو بخاطر این کاری که انجام داده بود بخشیدم دونه دونه همه رو بخشیدم اصلا باور نکردنی بود
چقدر فضای ذهنم آزاد شد
چقدر قلبم باز تر شد که دیگه کینه ای از کسی نداشتم
استاد جان چقدر قشنگ در مورد تشکیل شدن یه بچه رو در شکم مادر توضیح دادید
من خیلی دوست داشتم که بدونم اول آدم از کجا رشد کرده سرچ کردم دیدم فیلمش هست حدود ۱۶ دقیقه رشد جنین در شکم مادر رو در یوتیوب دیدم خیلی لذت بردم وقتی دیدم اول فقط قلب شکل گرفته بود و بعد کم کم گوشت میاد و مثل تخم مرغ میشه و بعد اروم اروم دست و پا و سر و چشم و گوش و دهن، دماغ، و بقیه چیزا رشد میکنه که این تشکیل دهی نه ماه طول میکشه وقتی اینو دیدم گفتم منم یه روزی همین جوری رشد کردم و اومدم به این دنیا خیلی باحال بود
وقتی داشتین توضیح میدادین این تصاویر جلوی چشمم بود
ذهن فرمانده ی جسم فیزیکی ماست
ولی قلب فرمانده ی روحی ماست
وقتی در مورد بچگی و حرف زدن با خودمون گفتین یاد خودم افتادم و یاد انیمیشن درون و بیرون وقتی که منطق مون قوی تر میشه انگار دیگه خجالت میکشیم که با نیروی درونمون صحبت کنیم چون از نظر ذهن منطقی دیوانه بازیه
الان که من در این مسیر هستم میگم اگر اینکار دیوانگی است من عاشق این دیوانگی هستم
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم اقای عباسمنش و استاد عرشیانفر گرامی ،❤️❤️❤
استاد عزیزم این لایو یکی از پربار ترین برنامه های شما بود که من یک نفر رو بسیار تحت تاثیر گذاشت این سلسه لایو این قسمت نشانه من بود توی این روزهایی که الان پشت سر میذارم . این قسمت های لایو مشترک رو اینقدر امروز پشت سر هم گوش کردم که در اخر امشب بهم گفت بیا و کامنت بذار و درکت رو از این فایل ها بگو.
استاد اول از همه بگم که هر وقت من لایو های مشترکتون رو میبینم اولین چیزی که برای من به وجود میاره یه باور عالیه که شما رو به عنوان بهترین الگویی که توی عمرم دیدم جایگاهتون رو محکم تر و قوی تر میکنه و قلبم و دلم رو محکم تر که شما بهترین فردی هستید که میتونه پیام اور این قوانین محکم الهی باشه . منطقی که توی حرفاتون و استدلال تون هست هیچ دانشمندی نمیتونه اینقدر با برای مکاشفاتش بیاره . من به شما افتخار میکنم که چنین منش و حکمتی رو از خداوند هدیه گرفتید تا هم راهگشا زندگی خودتون باشه هم زندگی افرادی که میخوان به سمت خوشبختی و ارامش قدم بردارن .
استاد این لایو های مشترک مث این میمونه که من نشستم و دارم با ذهن منطقی و محدودم ایده ها و باورهای فرسوده رو بهتون ثابت میکنم و شما دارید با منطق جواب منو میدید که این منطق از یه الهام قلبی نشأت میگیره و در بر گیرنده همه سوالات منه . من دارم هی لقمه رو میپیچونم دور سرم شما هی دست منو میگیری و راحت و ساده لقمه رو میذاری دهنم ، من با ذهن منطقی هی میخوام بگم استاد اینقدر ساده نیست ،شما هی میگی خیلی ساده هست اگر باور کنی ، من هی میگم بابا مردم اینجوری که تو میگی نمیفهمن و باور نمیکنن ،شما میگی میخوان باور کنن یا نکنن، این یه قانونه…… هی ذهن منطقیم میگه بابا یه چیز عجیب و غریب و ماورایی هست شما میگی این طبیعت جهانه وعادی ، باید باورش کنی، دوباره ذهنم میگه اخه تو فرق میکردی تو خیلی تراژدی سنگینی تو زندگیت داشتی ،ولی تو میگی اینا به خاطر باور خودم بود نه خواست خدا …..
استاد الان بغض گلوم رو داره فشار میده که چقدر تو ساده و روان هستی ، چقدر منطقی و طبیعی هستی، چقدر ارام و متوکل هستی که تمام جواب هات از ساده ترین کلمات و پر مفهوم ترین واژه ها گفته میشه. ذهن منطقی من هنوز داره موش میدووونه که بخواد مسیرمو منحرف کنه اما هر بار درکم بهتر میشه هر بار مفهوم حرفات داره غنی تر میشه …. مسیرم داره از سنگلاخی به جاده خاکی تغییر مسیر میده …. ارام ارام ….
خوشحالم که در مدار شنیدن این صحبت ها بودم ، خوشحالم که هدایت شدم ، خوشحالم که شاهد تغییر درجه مدارم بودم و لمس کردم ….
استاد وقتی زمانهایی که فقط گوش میکردی و میدیدم مث یه ادم جستجوگر میدیدمت که داری رد پای قوانین رو توی باورهای افراد جستجو میکنی ، داری گوش میدی و میبینی و تجزیه تحلیل میکنی ، داری فکر میکنی تا بعدش بشینی و روی این همه اتفاقات فکر کنی ، میدونم این برنامه ها تاثیر مستقیمی روی دوره جدیدتون داره ….. اینبار احساس میکردم بیشتر گوش شدی و میشنوی ، بیشتر داری گوش میکنی و کمتر توجیه میکنی….اصلا اینبار انگار اموزش نمیدادی بلکه داشتی درس میگرفتی …. استاد وقتی واسه کج فهمی ما اینقدر با ارامش دلیل میاری که هیچ پیچیدگی نیست یاد حرفت اخر لایو اقای پاکذات میفتم که پرسید یه متا باور درباره خدابگو…. گفتی اینکه خداوند قوانین محکم و بدون تغییری داره و این یعنی پات جای محکمه، و زیر پات سفته …. این جمله میتونه ارامشمون رو بیشتر کنه…. یا فایل بهترین باور درباره خدا … که ساعت ها در موردش حرف زدی که اون فایل منو دیوونه میکنه…..
استاد عزیزم ازت سپاسگذارم به خاطر اینکه زمان میذاری و این فایل های گهر بار رو ضبط میکنی که مث یه دوره غنی برای زندگی ما پربار و پر از درس هست . براتون ارزوی بهترین ها رو دارم. دوستون دارم،😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️
استاد عزیز هرچقدر بگم شما چقدر عالی قوانین را توضیح دادید کمگفتم استاد عزیز شما بینظیرید خدارا ملیاردها بار شکر که با شما آشنا شدم
استاد عزیز در مجموعه تولیدی ما سفارشات مشتری به بخش تولید ارسال میشه بدلایلی که دقیقا میدونم دلیلش چی بود و عجله خودم بودم سفارشی خارج از سیکل به تولید ارسال شد و از قضا همون سفارش رنگش به اشتباه ثبت شد در تولید و بعد از ۱۰ روط هیچ کس متوجه نشد تا روزی که سفارش قرار شد برای مشتری ارسال بشه من همون موقعه متوجه شدم و بشدت ذهنم دچار ناراحتی شد سریع سعی کردم با خودم کنار بیام و به خودم گفتم تقصیره خودته خودت عجله کردی اگر صبر میکردی و سفارش را صبح کاری ارسال میکردی این مشکل پیش نمیومد بر خلاف تمام موارد مشابه بدون هیچ گونه واکنشی به مشتری با صداقت اعلام کردم و مشتری هم گفت اصلا این رنگ اشتباه نمیخواهد و سفارش خودش میخواهد محصول اشتباه را در انبار نگاه داشتم و مجدد بزای مشتری طبق در خواست صحیحش تولید کردم استاد حتی یک کلمه هم به پرسنلی که اشتباه سفارش را نوشته بود حرفی نزدم حتی یک کلمه حتی در غیابش تعریفشم کردم گفتم من هم گاهی اشتباه میکنم استاد باورتون نمیشه دقیقا روزی که خواستیم سفارش صحیح مشتری را بفرستیم یک نفر بعد از ماه ها زنگ زد و دقیقا همون محصول اشتباه را درخواست کرد دقیقا به همون وزن الله اکبر دقیقا هر دو بار صحیح و اشتباه با هم ارسال شد و من شگفت زده شدم از این اتفاق و جالبه همون موقعه متوجه این قانون هم نشدم ولی همین الان یک لحظه فکر کردم و دیدم این دقیقا حرف استاده که میگه تمرکزت را از رو مشکل بردار …و دقیقا عکس این مطلب هم بوده تمرکز که چه عرض کنم کلا در نورد مشکل حرف زدم به مشتری به پرسنل و وای که چندین ماه بوده اون کالا در انبار خدارا شکر که الان قانون فهمیدم
الان که دارم این متن را مینویسم کلی کار دارم ولی همه را گذاشتم کنار و گفتم همین الان باید بنویسیم خدایا شکرت استاد چقدر زندگی عالیه استاد چقدر زندگی لذت بخشه خدا را ملیاردها بار شکر که اینقدر عالی زندگی میکنیم و خدا را شکر که هر روز آگاهی هامون بیشتر و بیشتر میشه به قوانین ثابت اللهی آرزوی سلامتی براتون دارم و از خدا میخواهم در این لحظه بهترین الهامات اللهی برای شما وارد بشه من واجب میدونم که از شما تشکر کنم شاد باشید سالم باشید در پناه الله یک تا ❤❤
با سلام خدمت دوست عزیز و هم خانواده عباسمنشی آقای وحید عزیز🙏🙏🙏🌲🌳🌺 چقدر خوب شد با اینکه کار داشتید اومدید کامنت زیبایی از این موفقیت بظاهر اشتباه نوشتید…
چقدر خوبع که این کامنت هایی که نکته های ریزبینانه ولی پر محتوا رو میخونیم و چقدر خوبه که در مسیر حرکت ها تمرکزمون به قوانین معطوف میشه ..
خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این کامنت زیبا و پر محتوای یهوییی که نوشتین و خدارو شکر که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم.. منم بارها ی کارهایی رو اشتباهی انجام دادم ولی بعدا فهمیدم که چقدر هم خوب شده بخاطر همین قوانین دیگه برای اشتباهاتم نگران نیستم چون فکر میکنم حتما یا دلیلی داشته و یا درسی در اون اشتباه نهفته بوده و از خداوند ممنون و سپاسگزارم که هر لحظه ما رو هدایت میکنه..
بهترینع بهترین ها رو برای شما دوست عزیز و برای همه مون آرزو مندم
سلام به استاد عزیز به همه دوستان عزیز و شما دوست عزیز بابت اینکه محبت کردید و پاسخ دادید سپاسگزارم و ممنونم از شما هرچقدر بر قوانین الهی مسلط باشیم باورهای ما قوی و قوی و قوی تر میشه من همیشه از این قوانین بعنوان قوانین نامرئی جهان یاد میکنیم و بلافاصله یک جسمی یا موبایلم را در دست میگیرم و میگم وحید آیا میتوانی این وسیله را معلق در هوا نگاه داری ؟ قانون جاذبه دیده نمیشه ولی هست پس قوانین دیگری هم هست که قطعا دیده نمیشه و تو نمیتوانی بر خلاف قوانین جهان هستی باشی پس قوانین هست کار میکنه و بسیار عالی و دقیق هست پس سعی میکنم هر روز با قوانین هماهنگ و هماهنگ تر باشم در اصل با روح الهی خودم هماهنگ میشم در اصل ذهن منطقی که حاصل سالها دیده ها و شنیده ها است را منطبق میکنم با قوانین اللهی با روح اللهیم و این یعنی قدرت بینهایت این یعنی خلق بینهایت استاد عزیز یک فایلهایی مجانی دارند خیلی هم کوتاه به اسم آرامش در پرتو آگاهی این فایلهای کوتاه بینهایت پر مغز و عالی هست بینهایت عالی هستن یکی از اون فایلها در مورد قضاوت نکردن هست دوستان عزیز قضاوت کردن هماهنگی ما را با قوانین و روح اللهی مون به سرعت و به شدت بر هم میزنه اگر لایو استاد را دیده باشید زمانی که دوست عزیز ایشون به شخصی اشاره میکند که بر اثر دیدن قبض برق شوک میشه استاد گفتن اگر ما هم در جای اون شخص بودیم شاید همین کار را میکردیم و اینکه اون شخص در مدار خودش بوده و در اون مدار اون عمل طبیعی است ببینید چقدر زیبا استاد بیان کردن و چقدر عالی فاصله گرفتن از قضاوت کردن در اون فایل استاد توصیه میکنند ۳ روز قضاوت نکن من این کار را کردم باورتون نمیشه دقیقا مثل انسانی که از سیاره دیگه روی زمین اومدم و انسانها را جوری دیگه میدیدم همه عالی همه خوب همه دوست داشتنی استاد در اون فایل گفتن همه انسانها در حال طی تکامل خودشون هستن پس نمیشه کسی که در سفره و عبور هست را قضاوت کرد و این جمله اجازه هر قضاوتی را از ما میگیره چقدر زیبا و باز گفتن قضاوت کردن ما از آگاهی گذشته ما است بر زمان حال اون شخص و این یعنی عدم آگاهی بروز لحظه الان ما از اون شخص پس چطور میشود با آگاهی گذشته دیده ها و شنیده های قبلی ذهنی ما از زمان حال یک نفر قضاوت کرد و باز گفتن مثل گل باید بود فقط باش و نظاره گر باش همین هر چقدر باورهای قوی تری داشته باشیم هرچقدر بز قوانین تسلط بیشتری داشته باشیم هرچقدر آگاهی های ما بیشتر باشه راحت تر تسلیم قدرت خداوند میشیم شاید این ترجمه از تسلیم بودن برای ما درک واقعی کلمه را نداشته باشه چون بلافاصله از تسلیم آگاهی های ذهنی قبلی ما شکل میگیره که تسلیم یعنی کوچک بودن حقیر بودن و شاید تصویر ذهنی شخصی که در جنگ تسلیم میشود ما باید این باور غلط از معنی تسلیم را تغییر بدیم با درک قوانین و آگاهی ها به این باور جدید میرسیم که این تسلیم تسلیمی هست که ما به همه چی میرسیم ما منطبق میشیم با قدرت خداوند قدرت اللهی و با این قدرت به آروزیی که اون را هماهنگ کردیم با قوانین و مشیت اللهی خیلی زود میرسیم در اصل خداوند راحتی مارا میخواهد میخواهد ما راحت به خواسته هامون برسیم زور نزنیم مثل مسافری که در هواپیما مدام نگرانه ولی خلبان میگه آرام باش نگران نباش بنشین لذت ببز بزودی به مقصد میرسیم و تو در مقصد لذت میبری آرام باش آرام باش
من بینهایت سپاسگزارم از همه از همه انسانها ازاستاد عزیز از شما بقول استاد همه انسانها و اوضاع زندگی وسیله هستند برای رساندن موهبت های اللهی به من و این درک چقدر جهان اطراف ما را زیبا و زیبا تر میکنه خدایا شکرت آرزوی آگاهی های روز افزون برای همه دوستان دارم و بهترین الهامات قلبی را برای شما رویا خانم و استاد عزیز روزتون شاد حالتون عالی و بینظیرر ❤❤❤❤
خانم اسکاول شین در کتاب 4اثر میگه برای هر عرضه ای تقاضایی هست
اون کالایی که به ظاهر شما اشتباه تولید کردید در ظاهر اشتباه تولید شده در باطن درخواست اون مشتری بوده و شما با کنترل ذهن و حال خوب از قلبتون پیروی کردید و با توجه به قوانین جهان هستی به راحتی و به اسانی اتفاقات رخ داده
سلام و درود به استاد عزیزم و سلام به دوستان همراه این قسمت
امروز صبح ساعت ۶:۳۰ دیدم این قسمت بر روی سایت قرار گرفته و چندین بار تا الان این قسمت رو نگاه کردم و خواستم از آخر و قسمت شیرین این گفتگو رو شروع کنم چون
مبحث
IN COD WE TRUST
برام خیلی جالب بود و استاد چقدر قشنگ با این جمله به بهترینع بهترین ایالت فلوریدا و سرسبز هدایت شدند و کلی خنده روی چهره ام نشست .. اینکه هر ایالتی در آمریکا یک شعاری داره .. یک شهر همیشه آفتابی
SUN SHIN STYET
و این جمله ما به خدا اعتماد داریم شعار این ایالت بینظیر هستش و اینکه روی واحد پول دلار آمریکن🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸💐🎅 IN DOD WE TRUST بود و برای این پول و مردمش خیر و برکت میاره و بیشتر از همه خیلی خوشحال شدم که این شعار ایالت فلوریداست که روی پرچمشون هم حک شده .. استاد جان منم این جمله رو
دادم برام ساختن با ورق طلایی که در اینستا برای خانم شایسته عکس شو فرستادم و هر روز صبح با این جمله ای که روی میز هستش سلام صبح بخیر میکنم خدارو شکرت.. استاد جان کاش عکس پرچم ایالت فلوریدا رو هم بهمون نشون میدادید چون نماد پرچم تمپا رو دیدم که عکس یک کشتی بادبانی هم روش هستش ولی ای کاش پرچم و نماد فلورئدا رو هم میدیدیم .. چقدر خوشحال شدم که امروز بیشتر از هر روز دیگری با دیدن این چند فایل به آگاهی های بینظیری هدایت شدم و کلی باورسازی هام در مورد هدایت و شناخت خداوند و الهام وشهود و کنترل ذهن برام فوق العاده روشن شده و بقول شما قلبم روشن و بازتر شده .. از دیشب تا صبح فکر می کردم که چقدر این مبحث و صحبت ها دیدگاه منو نسبت به جهان پیرامونم آگاهتر کرده..
اینکه گفتید این پیامبران بودند که خداوند رو انتخاب کردند نه اینکه خداوند پیامبراشو انتخاب کرده باشه… وقتی صحبت های شما در باره قدرت احساس خوب رو توضیح دادید که به روشنی و واضحی و روان بود ذهن من خیلی خیلی فوری این باور رو قبول کرد و باورم نسبت به دریافت و جذب خواسته هام فوق العاده بدیهی شد .. واقعا انگار مفهوم بخواهید تا اجابت شود رو بدرستی درک کردم.. یعنی اینقدر خداوند همه ی کراش با توجه به سیستمی بودنش منتظره که ما فقط درخواست کنیم تا اون هم از بهترین راهها پازل هاشو برامون بچینه و دو دستی تحویلمون بده .. فقط باید صدای درونمو بشنوم با ساکت کردن ذهنم . در واقع حالم خیلی خیلی خوبتر شده انگار ذهنم فهمیده دیگه حرفاش اثری نداره و صداهاش کمرنگ شده ..
وچرخ زندگی مون روان تر شده .. استاد جان واقعا به این حرفتون رسیدم که چرخ دنده های زندگی ام روان تر شده برام مفهوم واقعی پیدا کرده و احساس می کنم هر چی توی درونم توجه می کنم از یک راهی برام مهیا میشه جوری شدم که صبحها از خدا می پرسم امروز چه خبر ؟؟؟؟ چه اتفاق خوبی رو برام سوپرایز می کنی …🤗🙄🙄 انگار بهم میخنده و نگاهم میکنه میگه سوپرایززززززززه
استاد جان هفته ی پیش که رفته بودم عروسی توی احمد آباد مستوفی کرج سوپرایز شدم ( در فایل سریال در بهشت گفته بود )… استاد باورت میشه برای فیلمبرداری محیط باغ از deron استفاده میکردند؟؟؟ اینقدر هیجان زده شده بودم که رفتم پیش فیلمبردارها بهشون گفتم … این deron هستش؟؟ با تعجب بهم نگاه کردن و گفتن آره deron هستش و بعدش پروازش دادند و منم مثل خانم شایسته بای بای ✋👏 کردم ..
خدارو شکر چقدر احساس فوق العاده ای داشتم و ذوق زده بودم..
خدارو شکر در ادامه ی صحبت های شما در مورد هدایت ها و ورودی ها مون بیشتر تمرکز پیدا کردم
یعنی فقط باید هواسم به قلبم باشه تا صدای زیباشو بشنوفم ..
از کجا بفهمم که این صدایی که میشنوم صدای ذهن هستش یا الهام؟؟؟🙄🤔 از انجایی که حالم خوبع.. از آنجایی که احساس آرامش میکنم .. و همینطور حالم بهتر و بهتر میشه و دیگه برای هیچ چیزی عجله ای نداشته باشم و از این مسیرم لذت میبرم .. چقدر فاصله فرکانسی ذهن و روحم کمتر شده احساسم میگه فقط باید مدام این کلمات رو تکرار کنم و بنویسمش و بنویسمش و همینطور ادامه بدم برای تسلیم بودن … یک احساس عجیبی امروز پیدا کردم .. همش بخودم میگم .. وااااای خدای مهربونم هدایتم کردی به شناخت خودت توسط استادم .. خدایااااا چقدر باید شکر گزاری کنم برای اینکه در مدار و مسیر دریافت آگاهی برتر هدایت شدم .. خدایااااا چقدر قلبم نورانی شده و آرامش بیشتری پیدا کردم .. استاد عزیزم انگار بال و پر در آوردم و دارم پرواز کردنو یاد می گیرم 💃🤦♀️🧜♀️🧚♀️
در مورد عفو و بخشایش چقدر به درک بهتری رسیدم .. اینکه همیشه میشنیدم که می گفتند لذتی که در عفو هست در انتقام نیست.. ولی مفهوم واقعی شو درک نمی کردم چون به ذهن من خورونده بودند که باید همیشه قصاص بشه و انتقام پس بده و یا انتقام بگیریم .. ولی امروز استاد عزیزم مفهوم عمیق این جمله رو رمز گشایی کردند.. جواب استاد به استناد از قرآن این بود که می تونی قصاص کنی و انتقام بگیری .. ولی اگر ببخشی برای خودتون بهتره.. که منظور از این گفته همان احساس خوب = اتفاق خوب هستش .. منظور اینه که به فرکانس های خوب بازخورد های خوب داده میشه.. باعث میشه قلبم برای الهامات الهی محکمتر بشه و به خودش اعتماد کنم .. ممنون استاد جان که یک مومن واقعی هستی که با دلیل و منطق الهی و ایمان واقعی به خداوند مسیر الهی رو برامون هموار کردید خدایااا شکرت
ممنون استاد جان که این صحبت شما در مورد بخشش باعث شد که با بیاد آوردن این دلیل منطقی خیلی راحتر برای خشم و کینه ها ی گذشته میتونم قلبمو راضی کنم برای گذشت وبخششیدن افراد و براشون هم دعای خیر هم میکنم.. ممنون و سپاسگذارم..
یک موضوع شهودی که امروز راجبش صحبت کردید این بود که
بچه ها وقتی با خودشون صحبت می کنند در واقع با اون الهام و شهودشون همراه هستند وهنوز ذهن منطقی بچه ها تکامل پیدا نکرده و احساس شون خوب هستش و با خودشون در صلح هستند
و چقدر این الگو ها منو هدایت کرد به باورهای درست و مناسب برای شناخت وجود درونیم..
چقدر باورهای پولی و مادی ام بهتر شد .. یکی از باورهام این شد که درآمدهای من بیشتر از هزینه هایم هست به آسونی و زیبایی و عزتمندانه .. مثل استاد که دورهای تند خوانی رو تبدیل به سی دی کردند که در آمدشون بیشتر از آن هزینه های سمینارهای حضوری بود که هم آسان تر شد و هم درآمد ها بالاتر رفت و خداوند هدایت می کنه برای مسیر بهتر و قشنگتر و راحتر . و بعدش هم حذف کردن دورهای تند خوانی از روی سایت برای اینکه استاد با الهام و شهود هدایت شدند به فضای آموزشی تدریس مباحث توحیدی و موفقیت و با حذف کردن اون مباحث تند خوانی خلاء ایجاد کردن برای رسالتی که بهشون الهام شد … خدارو شکرت برای اینکه به قلب استادمون الهام کردی که در مسیر رسالت شون ثابت قدم باشند و خدارو شکر که من و بروبچه های این سایت رو هدایت کردی به بهترینع بهترین سایت و استاد جهان .🙏🙏🙏👏👏🥀🥀💐💐❤❤🎅🎅
وقتی احساسم خوبه ، ارومم ، تسلیمم ، اینجا خدا باهام صحبت میکنه، چجوری خودمو اروم کنم؟ با سپاسگذاری کردن ، با ایجاد باورهای توحیدی . با یاد اوری اینکه از این بدترم میتونست باشه ، اینجوری اروم میشم و بعدش صدای خدا رو میتونم بشنوم و مکالمه اش با من شروع میشه ولی قدم اول رو من باید بردارم ، من باید شروع کنم به اروم شدن ، باید باشم ، باید بخوام تو مسیر قرار بگیرم
وقتی خودمو اروم نمیکنم و به طوفان درونم تلاطم بیشتری میدم و کمکی در راستای پیدا کردن ارامش به خودم نمیکنم و ذهنم هر چی میگه انجامش میدم و تلاشی برای کنترل ذهنم نمیکنم ، خدا هم منو رها میکنه و به دستان شیطان میسپره و اون من رو به قهقرا میبره
اسلحه ی شیطان « ترس » است ،
من فقط کافیه سعی کنم یه ذره فقط یه ذره حالمو و احساسم رو بهتر کنم بقیه کارهارو خدا انجام میده ، صدای ضعیفی از سمت خدا به گوشم میاد ، ایده ها میاد ، الهامات میاد و تگه گوش بدم و عمل کنم اون صدای ضعیف قوی و قوی تر میشه ، دریافت الهامات بیشتر و با کیفیت تر میشه ، قلبم محکم تر میشه ایده هارو انجام میدم و نتیجه ها میاد و همه متعجبن که چطور موفقیت هارو رقم زدم!
الهاماتی که بعد اروم شدن میاد به ما ایده میده و میگه چکار کنیم که اوضاع بهتر شه ،یا میگه که این اتفاق به خاطر این بود که فلان درس رو بگیریم و فلان تجربه رو بدست بیاریم و این تجربه کمک میکنه در مسیر رشد و پیشرفت قدم برداریم.
وقتی قانون ایجاد حال خوب رو در هر شرایطی تمرین کنیم و مهارت یاد بگیریم ، از یه جایی به بعد تلاش زیادی برای ایجاد احساس خوب نیاز نیست ، اصلا اتفاقات بدی نمیفته که بخواد مارو اون حد بهم بریزه و به مرور چرخ زندگی ما روغنکاری میشه و اسان میشیم برای آسانی ها و چرخ زندگی روان و روان تر میشه.
قلب ما دورنمای زندگی مارو داره و میدونه چی میشه ، میدونه کدوم راه درسته ،کدون ادم مناسبه و …ذهن ما این توانایی رو نداره .
اگه تمرین کنیم صدای قلب رو که وقتی تسلیمیم و ارومیم از طرف خداست رو بشنویم میتونیم در تصمیمات زندگیمون همیشه یه هدایت گر داشته باشیم که راه درست رو بهمون میگه و هدایتمون میکنه به سمت راه درست.
خدایا شکرت به خاطر تمام هدایت هایی که از روز ازل بوده و من متوجهش نشدم
خدایا شکرت به خاطر تمام هدایت هایی که تو این چند وقت اخیر برام داشتی و من متوجه تعدادیش شدم و همون تعداد زندگی من رو از این رو به اون رو کرد
خدایا شکرت که در شرایط مالی بد من رو هدایت کردی از علاقه ام به آشپزی استفاده کنم و از طریق کار مورد علاقه ام برام ثروت ساختی
خدایا شکرت وقتی اتفاق ناجالبی برام افتاد هدایتم کردی در مودرش صحلت نکنم و همین صحبت نکردن اون اتفاق بد رو برای من تبدیل به معجزه ی زندگیم کرد و باعث شد حس ناب تسلیم شدن در برابر تورو تجربه کنم و تمام درهای شادی و سلامتی و ثروت و عشق به روم باز بشه
خدایا شکرت که وقتی ازت یه مغازه کوچیک خواستم که روزی چند کاسه توش اش بفروشم و پول تو جیبیم رو درارم هدایتم کردی و بهم رستوران مجهز با تمام امکانات دادی با تنوع غذایی بالای 20 مورد در منو
خدایا شکرت که وقتی ازت یه مسافرت چند روزه خواستم تا حال و هوام عوض شه دست منو گرفتی و به خونه خودت بردی و ده روز در بهترین شرایط اب و هوایی و هتل و … من و مهمون خونه ی خودت کردی
خدایا شکرت که لیاقت شنیدن هدایت هات رو در من ایجاد کردی و توانایی که همیشه در وجودم بوده رو بهم شناسوندی و خبالم رو جمع کردی که همیشه هستی و بهم میگی چکار کنم و چکار نکنم
خذایا شکرت که ارومم کردی و عجله رو از وجودم بردی و صبر رو جایگزینش کردی و نتیجه صبور بودن رو بهم نشون دادی
خدایا شکرت که ایمانم رو هر روز محکمتر از روز پیش میکنی و خودت رو بیشتر و بیشتر به من میشناسونی تا دلم اروم تر بشه و نگرانیم کم و کمتر
خدایا شکرت که در این مکان مقدس هستم و گوش میدم و مینویسم و میخونم و یاد میگیرم و لذت میبرم از دیدن هم نوعان موحدی که فقط تورو میپرستن و فقط از تو درخواست میکنن
خدایا شکرت بابت وجود پربرکت استاد نازنین و تمام کسانی که مسئولیتی در این سایت مقدس دارند برای اشاعه ی یکتا پرستی و شناخت خدای قدرتمند و رحمان و وهابی که هر لحظه در حال هدایت ماست و باهامون صحبت میکنه و قلبمون رو اروم میکنه
خدایا شکرت برای همین الان همین لحظه ای که در ارامش کامل و سلامتی کامل با قلبی پر از عشق و امید به آینده ی درخشان دارم این کلمات رو مینویسم و نام مبارک تورو به زبون میارم و ازت میخوام کمکمون کنی تا همیشه این حس و حال لطیف رو داشته باشیم و همیشه رومون به سمت تو باشه ای نور عالمیان.
یک نکته ای که اینجا برای من خیلی آموزنده بود و میخوام ردپا بزارم و فقط به همین موضوع اشاره کنم
اونجایی بود که شما با مدل صحبت کردید و گفتید که تو همه چی به من دادی لامصب پس چرا ثروت رو به من نمیدی
و بعد گفت ایراد از باور های خودته و چون میخواست هدایت کنه و شما هم آماده بودی فرستاد شما رو از سمت چیزی که بهش مقاومتی نداشتی و دوره های تندخوان بود و بعد که دیدی ثروت اومد و مشکلی هم در کار نیست اتفاقی که افتاد این بود که حالا باور هات رو درست کن و برو به سمت اپن چیزی که داری روش تحقیق میکنی
این موضوع برای من تو بحث رابطه اتفاق میوفته و دقیقا اینجاست که به خودم تلنگری خورد که
من فکر میکنم اگر الان رابطه باشه من وقتش رو ندارم ، من رو از کار میندازه و…
و این سری باور های محدود کننده من رو از رابطه دور میکنه
خدا جلو جلو کاراش رو کرده اونی که باید آماده بشه خود منم
یا مثلاً اگر من بخوام تو رابطه باشم و آزاد زندگی کنم و تو خونه خودم باشم پس خونوادم که شکل مذهبی دارند چطور فکر میکنند…
نکنه ارتباطم با پدرم بخواد به مشکل بخوره (که دقیقا این رو تو این مدت از پدرم دیدم که چقدر حامی و حمایتگر منه و به زندگی شخصی من اصلا کاری نداره)
ی الهامی بهم شده بود چند وقته پیش که این بود :
اونقدر میتونه باور های محدود کننده تو ذهنت ریشه دوونده باشه که تو برخلاف چیزی که در واقعیت داری تجربه میکنی و میبینی و ملاقات میکنی اونا رو نادیده بگیری و ذهنت به سراغ توهماتی بره که با اون باور های شرک آلود ساخته
به نام خداوند هدایتگرم به سمت آسانی و عشق و لذت و خوشبختی
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
موضوع : نحوه تشخیص الهامات
بابا مگه از این ساده تر هم داریم
وقتی آرومیم یعنی خدا داره باهامون حرف میزنه
قبلش بزار در مورد این باور خودم بگم که من باور دارم یه قسمتی توی وجودم هست که صدای خدا رو دریافت میکنه و همیشه زمانی که احساس شلوغ پلوغی و درگیری میکنم میرم تو خلوت تا دریافت کنم و باور دارم که یه نیرویی هست بهم میگه و باور دارم که من بنده خاص خدا هستم و اشرف مخلوقاتم و لایق دریافت اون علم و آگاهی هستم و باور دارم که من و خدا جدا نیستیم ولی باید توی خلوتم وصل بشم
من وقتی از شب کارا و برنامه های فردامو مینویسم خیالم راحت و براش ذوق دارم و گاهی پیش میاد به خاطر اشتیاقی که دارم خوابم نمیبره چون ایمان دارم خدا لحظه به لحظه هدایتم میکنه و توی مسیر حمایتگر و محافظ منه این باور خیلییییی کمکم کرده و اعتماد و اطمینان قلبی دارم خیالم راحته
صبح که میشه انگار من و خدا دوش به دوش میریم اون میگه من انجام میدم و نکته ش اینجاست که زیر همه برنامه هام مینویسم که هدف لذت بردن و عشق کردن و احساس خوبه و منتظر معجزه و اتفاقای خوبم
همش توی قلبم احساس اینو دارم که با یکی در ارتباطم
توی کسب و کارمم الان که نگاه میکنم با همین باور و روند ولی تولیدات جدید دارم و برای مشتری سازی هم میدونم همین مسیره فقط باید اعتماد کنم
امروز داشتم به همسرم میگفتم کسب و کار رو همه دارن همه دارن یه کاری انجام میدن من هم با عشق و همون الگوی ارتباطی درون با منبع دارم با لذت انجام میدم ولی ثروت جدای از کسب و کاره فقط ذهنیه باید باورم رو ارتقا بدم و توی همین موضوع هم باید به منبع وصل بشم و اینکارو کردم
همین دو روز پیش همسرم میخواست از خرازی یه وسیله بخره با هم رفتیم و همونجا من سفارش گرفتم و موقع تحویل یه محصول دیگه هم خرید کاملا طبیعی و بدیهی و راحت
چون من قبلش به درونم رجوع کردم و با خدا بستم و در خواستم رو فرستادم گفتم خدایا من نمیدونم تو بگو چطور محصولم رو بفروشم این یک باوره حرف نیست از جنس احساس خوب و آرامشم میفهمم
خدایاااااا شکرررت به خاطر درک بیشتر آگاهی
استاد سپاسگزارم که اینقدر ساده و روان درس ها رو یادمون میدین
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و دوستان عزیزم
اصلا هیچ ذهنیتی ندارم که میخوام چی بنویسم فقط قلبم گفت بنویس و من گفتم باشه
هروقت از قلبم تبعیت کردم به نتیجه درستی رسیدم ولی امان از وقتی که میخوام با کمک عقلم به تنهایی راهی رو پیش ببرم، به هزار تا در بسته میخورم
خدایا به قلبم بتاب تا بتونم بنویسم
هیچی به ذهنم نمیرسه، ذهنم خالیه ولی نمیدونم چرا میگه بنویس
چند روز پیش خدا بهم گفت پاشو بریم پیاده روی، گفتم باشه کجا بریم؟ گفت باغملی گفتم اوکی
، توی مسیری که داشتم قدم میزدم تا باغملی، به خدا گفتم خدایا من این خواستگاری که اخیرا برام اومد فکر میکردم باهاش به نتیجه میرسم، چرا نرسیدم؟ کجای باورهای من ایراد داره؟ گفت باور بالا رفتن سن
دیدم اره همینطوره، گفتم خدایا من فکر میکنم تا 37_ 38 سالگی ازدواج نمیکنم، گفت چرا؟گفتم نمیدونم، گفت ذهنتو با منطق قانع کن، فکر میکنی تا اون سن چه اتفاقی میفته که الان نیفتاده؟گفتم هیچی گفت خب پس، دیگه چه دلیلی داری؟ هی با خودم حرف زدم دیدم واقعا دلیلی نداره که من تا اون موقع ازدواج نکنم، خیلی با خدا حرف زدم و بهم گفت عاطفه حرف منو باور میکنی؟ گفتم معلومه که باور میکنم، گفت پس باور کن که در بهترین زمان ازدواجت اتفاق میفته، و دیر هم نیست، سعی میکردم باور کنم، سعی میکردم بپذیرم ولی نجواها داشتن اذیت میکردن که از کجا میدونی این صدای خداست، خلاصه هی حرف زدم با خدا، بهم گفت مگه من توی قرآن بارها نگفتم شما رو جفت آفریدم؟ گفتم اره؟ گفت من دروغ میگم؟ گفتم نه، گفت پس چرا باور نمیکنی؟ گفتم نمیدونم. فکر میکنم بعدا اتفاق میفته، گفت فکر میکنی اونایی زود ازدواج کردن چکار کردن؟ فقط براشون عادی بود این قضیه، دنبال الگوهایی گشتم که زود ازدواج کرده بودن، دیدم اکثرشون کلا توی خانوادشون همه زود ازدواج میکنن خب برای اینا هم عادیه این قضیه ولی تو خانواده من، هم خانواده پدری هم مادری خیلی از دخترا بعد از سی سالگی ازدواج کردن و من به این باور رسیدم که ازدواج کردن کار سختیه، بازم با خدا حرف زدم، بهم گفت عاطفه ازدواج کردن خیلی طبیعیه، عین همین راه رفتن، مثل غذا خوردن، مثل نفس کشیدن، مثل حرف زدن، همینقدر راحت و طبیعی و آسونه، تو توی ذهنت سختش کردی، دیدم دقیقا همینطوره. خلاصه بعد از کلی حرف زدن یهو گفتم خب خدا من حتی فکر میکنم آدمایی که مناسب ازدواج با من باشن کمن، گفت زیادن، گفتم واقعا ازدواج طبیعیه؟ گفت اره من توی قرآن گفتم شما رو جفت آفریدم تا در کنار هم انس بگیرین؟ آیا من اشتباه گفتم؟ گفتم نه، گفت پس فکر میکنی چرا بعضیا با همسرشون مشکل دارن؟ گفتم بخاطر باورهاشون، گفت پس من اشتباه نگفتم، طبیعیش اینه که زن و شوهرا باهم انس داشته باشن و از بودن با هم لذت ببرن ولی بعضیا این شکلی نیستن چرا؟ چون خودشون جلوی این رابطه عالی رو گرفتن، دقیقا مثل تو که با باور کمبود و باورهای اشتباه دیگه ت جلوی ازدواج کردنتو گرفتی دیدم همینه دقیقا همینه، گفتم خدایا واقعا تو داری باهام حرف میزنی یا توهم زدم؟ گفت منم گفتم پس بهم نشونه بده گفت باشه، چند قدم که رفتم رسیدم باغملی( یه چهارراهه) یهو یه پسری از جلوم رد شد و بعد از چند دقیقه دیدم از پشت سر صدام زد، شروع کرد حرف زدن و اینکه میخواد باهام آشنا بشه. خیلی اصرار کرد و پسر برازنده ای هم بود، ولی خب من نپذیرفتم باهاش اشنا بشم ولی من اون نشونه ای که میخواستمو گرفتم و فهمیدم که خدای عزیزم لحظه به لحظه داره منو هدایت میکنه، اونشب احساس کردم که اون باورهای بتنی که سالها با خودم حمل میکردم شکستن و بعد از اون سعی میکنم با خودم مرتب این حرفا رو تکرار کنم تا باورهام عوض شه. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
نمیدونم چرا اینو اینجا گفتم ولی یه صدایی گفت بنویس منم نوشتم
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام برپادشاهان توحیدوآگاهی وعمل جهان
استاد جان تازگیا درحین صحبتتون وقتی به چهرتون خیره میشم اشک ذوقمه در میاد
خدای شکرت شکرت بابت داشتن چنین استادی
ای خدا شکرت شکرت
چه داستانی بود داستان موسی موهای تنم سیخ شد الله ااکبر
جهان ترکید اما آدمهای موفق موفقتر شدن
آدمهای ثروتمند ثروتمندتر شدن
وقتی توجه روی اصل باشه جوابشم اصل اصله
کی داره شیطان بامن صحبت میکنه وقتی احساسم بد هست
پس باید حواسم رو خوب خوب جمع کنم وقتی احساس خوبی ندارم
اولین قدم سکوت مطلق
وسپس گوش دادن به فرمان پیامبر زمانه استادعباس منش
اصله شیطان ترس هست
با سپاسگزاری خودمون رو آروم کنیم
الله اکبر
وقتی آروم بشیم صدا رو میشنویم
چقدر زیبا درمورد خدا سخن میگین استادجان
(من آرمین اصغری تعهد میدم یک الگو بشم من باید الگو بشم وجهان رو جای بهتری برای زندگی کنم)
من که روند بسیار صعودی داشتم نسبت به ۵سال پیش خداروهزاران مرتبه شکر
آقا کار این قلب چقدر درسته من باید به شکلی روی خودم کار کنم که مرز بین این دوتا رو متوجه بشم من باید به این درجه برسم
چقدر زیبا بود این جمله این همه صدای مغزتو شنید چی شد اینقدر روی خودت کار کن که صدای قلبتو بشنوی
ما به مورچه وحی میکنیم الله اکبر
خدایا چطور اشک نریزم
الله اکبر
تو یه موجود ابدی هستی فقط از صورتی به صورت دیگه ای میری
خدایا شکرت
استاد من پیامبر من توهم رفتی در سکوت خودت که الهامات بشنوی وفایلهای جدیدی رو بسازی و مثل همیشه در اوج خوشبختی بتازی وراهش رو رو به ما هم نشون بدی
(استاد جان خدا روشکر من دوتا فرزند ناز وپرانرژی دارم ویک خونه نقلی واصلا نمیتونم با تمرکز فایل گوش بدم بخاطر همین حرف قلبمو گوش دادم که میگه اگه میخوای جملات فایل بره تو وجودت باید بری یکجا آروم اومدم خونه مادرم در اتاق خواب با تمام وجودم دارم گوش میدم ومینویسم)
مغز از تجربه استفاده میکنه از ورودی استفاده میکنه(بعضی جا به درد میخوره اما نه برای دور نما)
قدمهای بزرگ زندگی نیاز به قلب پاک وآماده الهامات داره
بله استاد جان تازگیا خوب خوب دارم این صدا رو میشنوم ودرک میکنم
استاد جان منم دقیقا در بچگی چنین احساسی داشتم
الله اکبر الله اکبر
تنها قیمت همین فایل چندین میلیون می ارزه آیا واقعا میشه براش قیمتی تعیین کرد؟؟؟!!!
خدا وقتی ببینه در چه زمینه ای آماده ای وباورهای درستی داری در همان زمینه بهت الهام میکنه چقدر این جمله زیبا بود
وقتی قلب میگه انجام بده بگو چشم سخته ولی انجامش بده
دوره تند خوانی رو از سایت حذفش کن خدای من الله اکبر الله اکبر
مگه میشه خدا با من حرف نزنه الهی قربون وجودش برم
آقا خدا مورچه رو هدایت میکنه
آرمین جان مورچه آمادگی شنیدن الهامات رو داره اونوقت تونمیخوای آماده بشی
حال خوب نتیجه چشمی هست که نمیبینی سخته وشدنی
تو وقتی میتونی مومنی که وقتی به چیزی که نمیبینی اعتماد کنی چقدر زیبا بود این جمله خدایا شکرت شکرت از شنیدن ودرک کردن این همه جملات ناب
به به چه شعاری الله اکبر چه کشوری
چه انسانهای توانمندی
برای درک این همه آگاهی ناب و باورسازی ناب باید بارها وبارها این فایل رو در کمال آرامش گوش داد
🌸🌸استادوخانوم شایسته عزیز
خیلی خیلی ممنونم از به اشتراک گذاشتن این فایل بی نظیر🌸🌸
سلام به استاد ودوستان گلم
استاد بابت این فایل ها خیلی ممنونم
درمورد هدایت من هم مانند موسی بودم،در طول زندگیم تمام زور خودمو توی تمام مسائل زدم و فکر می کردم خودم باید مسایل رو با ذهن وایده های خودم حل می کنم
خیلی تلاش می کردم که پولدار بشم
سالم بشم
هر راهی رو که ذهنم می گفت امتحان کردم
ولی به جایی نرسیدم وفقط درمانده تر وناامید شدم.
من قبلن فکر می کردم که برای رسیدن به خواسته هام هیچ تلاشی نکردم
اما دیدم که خیلی تلاش کردم اما به ایده های شیطانی عمل کردم وفقط زور بیخودی زدم
چون به شیطان وذهنم ایمان داشتم وفکر می کردم اینا به نفعمه
به خداوند وایده هاش اعتماد نداشتم.
الان مرتب به خودم میگم هروقت به ذهنت اعتماد کردی بدون که به شیطان ایمان داری وگمراه میشی
عین چهل سال گذشته ی عمرت
اما الان تصمیم جدی گرفتم که به الهامات عمل کنم ونترسم
چون ترس از طرف شیطانه
((((شیطان به انسان وعده ی فقر می دهد وخداوند به انسان وعده ی راست می دهد))))
منم عین موسی تسلیم شدم
کم اوردم
مردم اینقد دس وپا زدم
باید به خداوند اعتماد کنم
شیطان ذهن فقط ایده های کمال گرایانه می دهد وچون نتیجه ش فقط شکسته انسان را ناامید وبیچاره می کند
اما نتیجه ی هدایت خواستن واعتماد به رب موفقیته
مانند افراد موفق این سایت
مانند استاد عباس منش
مانند موسی
مانند استاد عرشیا نفر
مانند استاد های بسیاری که تو ی این سایت هستند وهمه با عمل به اگاهی ها والهامات به نتایج بزرگ رسیدند
موقع الهامات همیشه ترس بعدش وفوراا میاد
اما با یاداوری اینکه «««دفعه ی قبل به الهام عمل کردم و موفق شدم »»»»باید بر ترس غلبه کنیم واین یعنی ایمان به خدا وعالم غیب.
ایمان به الهامات نتیجه ی تقوا وپاک کردن ذهن از باورهای غلطه
مقاومت ها،باورهای غلط هستند ونمیزارن به الهامات عمل کنیم
چون مارو می ترسونند که ممکنه ضرر کنیم وبدبخت بشیم
وباید اینقد عالی روی باورها کار کنیم تا الهامات رو بشنویم و بتوانیم با کمترین مقاومت به انها عمل کنیم ونترسیم
چون الهامات از دید انسان ترسناک هستند و نتیجه شون با چشم تو اون لحظه قابل دیدن نیست
ولی با ایمان قوی شده ،باید به ان وارد بشیم و عمل کنیم.
عمل به الهامات همون«« عمل صالح»»است
ممنونم استاد
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
سلام خدمت دوستان بینظیرم
خدایا شکرت بخاطر یک فایل جدید و کلی آگاهی
شروع این فایل
چیزی که استاد در صدها فایل گفته
چطور بفهمیم که خداوند با ما صحبت میکنه؟
اصلا از کجا بفهمیم که این الهام خداونده؟
و جوابش احساس خوبه
کاملا درکش کردم دیشب
امتحانی از سمت خداوند بود برام که چطور تونستم آموزشهای توحید رو درک کنم
خیلی وقت بود فشار ذهنی و اذیت کننده نداشتم ولی دیشب یه حرفی شنیدم که بشدت ذهنم رو بهم ریخته بود اول ولی گفتم مگه کسی غیر از خدا قدرتی داره
گفتم مگه نمیگی خدا همه چیزه پس چرا الان خودت عمل نمیکنی نکنه حرف مفت بوده همش
گفتم مگر بغیر خدا ما محتاج دیگران هستیم؟
گفتم خدایا مگه تو آرام کننده ی قلبها نیستی گفت چرا هستم اعتماد داشته باش گفتم چشم
یاد آوردم گفته های استاد رو در مورد تضاد که چطور میتونم درکش کنم
حال بدم نیم ساعت طول نکشید
گفتم از اون ادمی که اون حرف رو شنیدم خداوند بهش ماموریتش رو داده بوده تا من خواسته ام رو بهتر بشناسم
گفتم کجاست اون ایمانی که هر روز در موردش فکر میکردی و هی میگفتی آره من توحیدی هستم پس مرد عمل باش و الان آروم کن ذهنت رو
تیغ ایمانت رو تیز کن
کلی با خودم حرف زدم و هدایت شده بودم به فایل اهرم ساختن از تضاد توی گوشم بود نمیدونم چندبار این فایل رو گوش دادم هر بار یه چیز جدیدی میشنیدم
هر بار یه آگاهی جدید بهم گفته میشد
دیشب حدود شش ساعت نشستم و تمرکزی روی باور اعتمادم و عمل کردن داشتم کار میکردم
نوشتم و گوش کردم نمیدونید چطور ذهنم آروم شده بود و من از خوشحالی داشتم گریه میکردم که تونستم اینقدر تغییر کنم و بتونم ذهنم رو اینقدر آگاهانه آروم کنم و به قول قران ( با تقوا) باشم
به خودم گفتم هر چیزی که اتفاق میوفته به نفع منه
خیلی خوشحالم که تونستم در این مسیر اینقدر رشد کنم نگاه توحیدی داشته باشم
صبح که هدایت شدم به گوش دادن این فایل بینظیر دیدم بازهم این جواب اتفاق دیشب و عمل من بوده دوباره آرومتر و قدرتمندتر شدم و گفتم خدایا شکرت چقدر قشنگ باهام حرف میزنی
اولش خیلی سخت بود که داشتم با خودم حرف میزدم صدای شیطان بشدت بالا بود ولی من ادامه دادم و ادامه دادم و ادامه دادم تا کم کم صدای قلبم رفت بالا و بالا و بالا تر به قول استاد الان دیگه توی جاده اش هستم
هر چقدر بنویسم نمیشه اون حسی که از دیشب گرفتم و توصیف کنم نمیدونم چه کلمه ای میتونه یا اصلا میشه توضیحش داد با کلمات
نمیتونم با کلمات توضیحش بدم فقط کسی که تجربه داشته میتونه درک کنه
من تسلیم شدم و همه چیز رو سپردم به خدا
استاد از ببخشش گفتین
من همون اولی که وارد این مسیر شده بودم یه فایلی شنیدم که گفتین ببخش تا رها بشی این حرف هم مثل همه ی حرفهای استاد نشست به قلبم و تک تک افرادی که فکر میکردم بهم بدی کردن رو بخشیدم نه اینکه فقط بگم من همه شون رو بخشیدم نه اومدم تک تک اسم آوردم و گفتم من این ادم رو بخاطر این کاری که انجام داده بود بخشیدم دونه دونه همه رو بخشیدم اصلا باور نکردنی بود
چقدر فضای ذهنم آزاد شد
چقدر قلبم باز تر شد که دیگه کینه ای از کسی نداشتم
استاد جان چقدر قشنگ در مورد تشکیل شدن یه بچه رو در شکم مادر توضیح دادید
من خیلی دوست داشتم که بدونم اول آدم از کجا رشد کرده سرچ کردم دیدم فیلمش هست حدود ۱۶ دقیقه رشد جنین در شکم مادر رو در یوتیوب دیدم خیلی لذت بردم وقتی دیدم اول فقط قلب شکل گرفته بود و بعد کم کم گوشت میاد و مثل تخم مرغ میشه و بعد اروم اروم دست و پا و سر و چشم و گوش و دهن، دماغ، و بقیه چیزا رشد میکنه که این تشکیل دهی نه ماه طول میکشه وقتی اینو دیدم گفتم منم یه روزی همین جوری رشد کردم و اومدم به این دنیا خیلی باحال بود
وقتی داشتین توضیح میدادین این تصاویر جلوی چشمم بود
ذهن فرمانده ی جسم فیزیکی ماست
ولی قلب فرمانده ی روحی ماست
وقتی در مورد بچگی و حرف زدن با خودمون گفتین یاد خودم افتادم و یاد انیمیشن درون و بیرون وقتی که منطق مون قوی تر میشه انگار دیگه خجالت میکشیم که با نیروی درونمون صحبت کنیم چون از نظر ذهن منطقی دیوانه بازیه
الان که من در این مسیر هستم میگم اگر اینکار دیوانگی است من عاشق این دیوانگی هستم
خیلی عالی بود این فاضل هم مثل بقیه ی فایلها
خدایا شکرت که در این مسیر توحیدی هستم
بهترینها رو براتون آرزو میکنم
خیلی دوســــتتون دارم
♥♥♥♥♥♥♥
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم اقای عباسمنش و استاد عرشیانفر گرامی ،❤️❤️❤
استاد عزیزم این لایو یکی از پربار ترین برنامه های شما بود که من یک نفر رو بسیار تحت تاثیر گذاشت این سلسه لایو این قسمت نشانه من بود توی این روزهایی که الان پشت سر میذارم . این قسمت های لایو مشترک رو اینقدر امروز پشت سر هم گوش کردم که در اخر امشب بهم گفت بیا و کامنت بذار و درکت رو از این فایل ها بگو.
استاد اول از همه بگم که هر وقت من لایو های مشترکتون رو میبینم اولین چیزی که برای من به وجود میاره یه باور عالیه که شما رو به عنوان بهترین الگویی که توی عمرم دیدم جایگاهتون رو محکم تر و قوی تر میکنه و قلبم و دلم رو محکم تر که شما بهترین فردی هستید که میتونه پیام اور این قوانین محکم الهی باشه . منطقی که توی حرفاتون و استدلال تون هست هیچ دانشمندی نمیتونه اینقدر با برای مکاشفاتش بیاره . من به شما افتخار میکنم که چنین منش و حکمتی رو از خداوند هدیه گرفتید تا هم راهگشا زندگی خودتون باشه هم زندگی افرادی که میخوان به سمت خوشبختی و ارامش قدم بردارن .
استاد این لایو های مشترک مث این میمونه که من نشستم و دارم با ذهن منطقی و محدودم ایده ها و باورهای فرسوده رو بهتون ثابت میکنم و شما دارید با منطق جواب منو میدید که این منطق از یه الهام قلبی نشأت میگیره و در بر گیرنده همه سوالات منه . من دارم هی لقمه رو میپیچونم دور سرم شما هی دست منو میگیری و راحت و ساده لقمه رو میذاری دهنم ، من با ذهن منطقی هی میخوام بگم استاد اینقدر ساده نیست ،شما هی میگی خیلی ساده هست اگر باور کنی ، من هی میگم بابا مردم اینجوری که تو میگی نمیفهمن و باور نمیکنن ،شما میگی میخوان باور کنن یا نکنن، این یه قانونه…… هی ذهن منطقیم میگه بابا یه چیز عجیب و غریب و ماورایی هست شما میگی این طبیعت جهانه وعادی ، باید باورش کنی، دوباره ذهنم میگه اخه تو فرق میکردی تو خیلی تراژدی سنگینی تو زندگیت داشتی ،ولی تو میگی اینا به خاطر باور خودم بود نه خواست خدا …..
استاد الان بغض گلوم رو داره فشار میده که چقدر تو ساده و روان هستی ، چقدر منطقی و طبیعی هستی، چقدر ارام و متوکل هستی که تمام جواب هات از ساده ترین کلمات و پر مفهوم ترین واژه ها گفته میشه. ذهن منطقی من هنوز داره موش میدووونه که بخواد مسیرمو منحرف کنه اما هر بار درکم بهتر میشه هر بار مفهوم حرفات داره غنی تر میشه …. مسیرم داره از سنگلاخی به جاده خاکی تغییر مسیر میده …. ارام ارام ….
خوشحالم که در مدار شنیدن این صحبت ها بودم ، خوشحالم که هدایت شدم ، خوشحالم که شاهد تغییر درجه مدارم بودم و لمس کردم ….
استاد وقتی زمانهایی که فقط گوش میکردی و میدیدم مث یه ادم جستجوگر میدیدمت که داری رد پای قوانین رو توی باورهای افراد جستجو میکنی ، داری گوش میدی و میبینی و تجزیه تحلیل میکنی ، داری فکر میکنی تا بعدش بشینی و روی این همه اتفاقات فکر کنی ، میدونم این برنامه ها تاثیر مستقیمی روی دوره جدیدتون داره ….. اینبار احساس میکردم بیشتر گوش شدی و میشنوی ، بیشتر داری گوش میکنی و کمتر توجیه میکنی….اصلا اینبار انگار اموزش نمیدادی بلکه داشتی درس میگرفتی …. استاد وقتی واسه کج فهمی ما اینقدر با ارامش دلیل میاری که هیچ پیچیدگی نیست یاد حرفت اخر لایو اقای پاکذات میفتم که پرسید یه متا باور درباره خدابگو…. گفتی اینکه خداوند قوانین محکم و بدون تغییری داره و این یعنی پات جای محکمه، و زیر پات سفته …. این جمله میتونه ارامشمون رو بیشتر کنه…. یا فایل بهترین باور درباره خدا … که ساعت ها در موردش حرف زدی که اون فایل منو دیوونه میکنه…..
استاد عزیزم ازت سپاسگذارم به خاطر اینکه زمان میذاری و این فایل های گهر بار رو ضبط میکنی که مث یه دوره غنی برای زندگی ما پربار و پر از درس هست . براتون ارزوی بهترین ها رو دارم. دوستون دارم،😘😘😘😘❤️❤️❤️❤️
سلام بر استاد عباس منش عزیز
استاد عزیز هرچقدر بگم شما چقدر عالی قوانین را توضیح دادید کمگفتم استاد عزیز شما بینظیرید خدارا ملیاردها بار شکر که با شما آشنا شدم
استاد عزیز در مجموعه تولیدی ما سفارشات مشتری به بخش تولید ارسال میشه بدلایلی که دقیقا میدونم دلیلش چی بود و عجله خودم بودم سفارشی خارج از سیکل به تولید ارسال شد و از قضا همون سفارش رنگش به اشتباه ثبت شد در تولید و بعد از ۱۰ روط هیچ کس متوجه نشد تا روزی که سفارش قرار شد برای مشتری ارسال بشه من همون موقعه متوجه شدم و بشدت ذهنم دچار ناراحتی شد سریع سعی کردم با خودم کنار بیام و به خودم گفتم تقصیره خودته خودت عجله کردی اگر صبر میکردی و سفارش را صبح کاری ارسال میکردی این مشکل پیش نمیومد بر خلاف تمام موارد مشابه بدون هیچ گونه واکنشی به مشتری با صداقت اعلام کردم و مشتری هم گفت اصلا این رنگ اشتباه نمیخواهد و سفارش خودش میخواهد محصول اشتباه را در انبار نگاه داشتم و مجدد بزای مشتری طبق در خواست صحیحش تولید کردم استاد حتی یک کلمه هم به پرسنلی که اشتباه سفارش را نوشته بود حرفی نزدم حتی یک کلمه حتی در غیابش تعریفشم کردم گفتم من هم گاهی اشتباه میکنم استاد باورتون نمیشه دقیقا روزی که خواستیم سفارش صحیح مشتری را بفرستیم یک نفر بعد از ماه ها زنگ زد و دقیقا همون محصول اشتباه را درخواست کرد دقیقا به همون وزن الله اکبر دقیقا هر دو بار صحیح و اشتباه با هم ارسال شد و من شگفت زده شدم از این اتفاق و جالبه همون موقعه متوجه این قانون هم نشدم ولی همین الان یک لحظه فکر کردم و دیدم این دقیقا حرف استاده که میگه تمرکزت را از رو مشکل بردار …و دقیقا عکس این مطلب هم بوده تمرکز که چه عرض کنم کلا در نورد مشکل حرف زدم به مشتری به پرسنل و وای که چندین ماه بوده اون کالا در انبار خدارا شکر که الان قانون فهمیدم
الان که دارم این متن را مینویسم کلی کار دارم ولی همه را گذاشتم کنار و گفتم همین الان باید بنویسیم خدایا شکرت استاد چقدر زندگی عالیه استاد چقدر زندگی لذت بخشه خدا را ملیاردها بار شکر که اینقدر عالی زندگی میکنیم و خدا را شکر که هر روز آگاهی هامون بیشتر و بیشتر میشه به قوانین ثابت اللهی آرزوی سلامتی براتون دارم و از خدا میخواهم در این لحظه بهترین الهامات اللهی برای شما وارد بشه من واجب میدونم که از شما تشکر کنم شاد باشید سالم باشید در پناه الله یک تا ❤❤
با سلام خدمت دوست عزیز و هم خانواده عباسمنشی آقای وحید عزیز🙏🙏🙏🌲🌳🌺 چقدر خوب شد با اینکه کار داشتید اومدید کامنت زیبایی از این موفقیت بظاهر اشتباه نوشتید…
چقدر خوبع که این کامنت هایی که نکته های ریزبینانه ولی پر محتوا رو میخونیم و چقدر خوبه که در مسیر حرکت ها تمرکزمون به قوانین معطوف میشه ..
خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این کامنت زیبا و پر محتوای یهوییی که نوشتین و خدارو شکر که به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم.. منم بارها ی کارهایی رو اشتباهی انجام دادم ولی بعدا فهمیدم که چقدر هم خوب شده بخاطر همین قوانین دیگه برای اشتباهاتم نگران نیستم چون فکر میکنم حتما یا دلیلی داشته و یا درسی در اون اشتباه نهفته بوده و از خداوند ممنون و سپاسگزارم که هر لحظه ما رو هدایت میکنه..
بهترینع بهترین ها رو برای شما دوست عزیز و برای همه مون آرزو مندم
خدایا سپاس
🙏🙏🙏🙏🙏🙏🎅🎅🌿☘️🌱🌲🍁🍁🍂🍂🍀🍁🍂
سلام به استاد عزیز به همه دوستان عزیز و شما دوست عزیز بابت اینکه محبت کردید و پاسخ دادید سپاسگزارم و ممنونم از شما هرچقدر بر قوانین الهی مسلط باشیم باورهای ما قوی و قوی و قوی تر میشه من همیشه از این قوانین بعنوان قوانین نامرئی جهان یاد میکنیم و بلافاصله یک جسمی یا موبایلم را در دست میگیرم و میگم وحید آیا میتوانی این وسیله را معلق در هوا نگاه داری ؟ قانون جاذبه دیده نمیشه ولی هست پس قوانین دیگری هم هست که قطعا دیده نمیشه و تو نمیتوانی بر خلاف قوانین جهان هستی باشی پس قوانین هست کار میکنه و بسیار عالی و دقیق هست پس سعی میکنم هر روز با قوانین هماهنگ و هماهنگ تر باشم در اصل با روح الهی خودم هماهنگ میشم در اصل ذهن منطقی که حاصل سالها دیده ها و شنیده ها است را منطبق میکنم با قوانین اللهی با روح اللهیم و این یعنی قدرت بینهایت این یعنی خلق بینهایت استاد عزیز یک فایلهایی مجانی دارند خیلی هم کوتاه به اسم آرامش در پرتو آگاهی این فایلهای کوتاه بینهایت پر مغز و عالی هست بینهایت عالی هستن یکی از اون فایلها در مورد قضاوت نکردن هست دوستان عزیز قضاوت کردن هماهنگی ما را با قوانین و روح اللهی مون به سرعت و به شدت بر هم میزنه اگر لایو استاد را دیده باشید زمانی که دوست عزیز ایشون به شخصی اشاره میکند که بر اثر دیدن قبض برق شوک میشه استاد گفتن اگر ما هم در جای اون شخص بودیم شاید همین کار را میکردیم و اینکه اون شخص در مدار خودش بوده و در اون مدار اون عمل طبیعی است ببینید چقدر زیبا استاد بیان کردن و چقدر عالی فاصله گرفتن از قضاوت کردن در اون فایل استاد توصیه میکنند ۳ روز قضاوت نکن من این کار را کردم باورتون نمیشه دقیقا مثل انسانی که از سیاره دیگه روی زمین اومدم و انسانها را جوری دیگه میدیدم همه عالی همه خوب همه دوست داشتنی استاد در اون فایل گفتن همه انسانها در حال طی تکامل خودشون هستن پس نمیشه کسی که در سفره و عبور هست را قضاوت کرد و این جمله اجازه هر قضاوتی را از ما میگیره چقدر زیبا و باز گفتن قضاوت کردن ما از آگاهی گذشته ما است بر زمان حال اون شخص و این یعنی عدم آگاهی بروز لحظه الان ما از اون شخص پس چطور میشود با آگاهی گذشته دیده ها و شنیده های قبلی ذهنی ما از زمان حال یک نفر قضاوت کرد و باز گفتن مثل گل باید بود فقط باش و نظاره گر باش همین هر چقدر باورهای قوی تری داشته باشیم هرچقدر بز قوانین تسلط بیشتری داشته باشیم هرچقدر آگاهی های ما بیشتر باشه راحت تر تسلیم قدرت خداوند میشیم شاید این ترجمه از تسلیم بودن برای ما درک واقعی کلمه را نداشته باشه چون بلافاصله از تسلیم آگاهی های ذهنی قبلی ما شکل میگیره که تسلیم یعنی کوچک بودن حقیر بودن و شاید تصویر ذهنی شخصی که در جنگ تسلیم میشود ما باید این باور غلط از معنی تسلیم را تغییر بدیم با درک قوانین و آگاهی ها به این باور جدید میرسیم که این تسلیم تسلیمی هست که ما به همه چی میرسیم ما منطبق میشیم با قدرت خداوند قدرت اللهی و با این قدرت به آروزیی که اون را هماهنگ کردیم با قوانین و مشیت اللهی خیلی زود میرسیم در اصل خداوند راحتی مارا میخواهد میخواهد ما راحت به خواسته هامون برسیم زور نزنیم مثل مسافری که در هواپیما مدام نگرانه ولی خلبان میگه آرام باش نگران نباش بنشین لذت ببز بزودی به مقصد میرسیم و تو در مقصد لذت میبری آرام باش آرام باش
من بینهایت سپاسگزارم از همه از همه انسانها ازاستاد عزیز از شما بقول استاد همه انسانها و اوضاع زندگی وسیله هستند برای رساندن موهبت های اللهی به من و این درک چقدر جهان اطراف ما را زیبا و زیبا تر میکنه خدایا شکرت آرزوی آگاهی های روز افزون برای همه دوستان دارم و بهترین الهامات قلبی را برای شما رویا خانم و استاد عزیز روزتون شاد حالتون عالی و بینظیرر ❤❤❤❤
سلام وحید جان
درود خداوند بر شما و استاد باد
خانم اسکاول شین در کتاب 4اثر میگه برای هر عرضه ای تقاضایی هست
اون کالایی که به ظاهر شما اشتباه تولید کردید در ظاهر اشتباه تولید شده در باطن درخواست اون مشتری بوده و شما با کنترل ذهن و حال خوب از قلبتون پیروی کردید و با توجه به قوانین جهان هستی به راحتی و به اسانی اتفاقات رخ داده
تبریک میگم باریک الله
قسمت ۵۳
گفتگوی استاد عباسمنش با آقای عرشیانفر
سلام و درود به استاد عزیزم و سلام به دوستان همراه این قسمت
امروز صبح ساعت ۶:۳۰ دیدم این قسمت بر روی سایت قرار گرفته و چندین بار تا الان این قسمت رو نگاه کردم و خواستم از آخر و قسمت شیرین این گفتگو رو شروع کنم چون
مبحث
IN COD WE TRUST
برام خیلی جالب بود و استاد چقدر قشنگ با این جمله به بهترینع بهترین ایالت فلوریدا و سرسبز هدایت شدند و کلی خنده روی چهره ام نشست .. اینکه هر ایالتی در آمریکا یک شعاری داره .. یک شهر همیشه آفتابی
SUN SHIN STYET
و این جمله ما به خدا اعتماد داریم شعار این ایالت بینظیر هستش و اینکه روی واحد پول دلار آمریکن🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸💐🎅 IN DOD WE TRUST بود و برای این پول و مردمش خیر و برکت میاره و بیشتر از همه خیلی خوشحال شدم که این شعار ایالت فلوریداست که روی پرچمشون هم حک شده .. استاد جان منم این جمله رو
دادم برام ساختن با ورق طلایی که در اینستا برای خانم شایسته عکس شو فرستادم و هر روز صبح با این جمله ای که روی میز هستش سلام صبح بخیر میکنم خدارو شکرت.. استاد جان کاش عکس پرچم ایالت فلوریدا رو هم بهمون نشون میدادید چون نماد پرچم تمپا رو دیدم که عکس یک کشتی بادبانی هم روش هستش ولی ای کاش پرچم و نماد فلورئدا رو هم میدیدیم .. چقدر خوشحال شدم که امروز بیشتر از هر روز دیگری با دیدن این چند فایل به آگاهی های بینظیری هدایت شدم و کلی باورسازی هام در مورد هدایت و شناخت خداوند و الهام وشهود و کنترل ذهن برام فوق العاده روشن شده و بقول شما قلبم روشن و بازتر شده .. از دیشب تا صبح فکر می کردم که چقدر این مبحث و صحبت ها دیدگاه منو نسبت به جهان پیرامونم آگاهتر کرده..
اینکه گفتید این پیامبران بودند که خداوند رو انتخاب کردند نه اینکه خداوند پیامبراشو انتخاب کرده باشه… وقتی صحبت های شما در باره قدرت احساس خوب رو توضیح دادید که به روشنی و واضحی و روان بود ذهن من خیلی خیلی فوری این باور رو قبول کرد و باورم نسبت به دریافت و جذب خواسته هام فوق العاده بدیهی شد .. واقعا انگار مفهوم بخواهید تا اجابت شود رو بدرستی درک کردم.. یعنی اینقدر خداوند همه ی کراش با توجه به سیستمی بودنش منتظره که ما فقط درخواست کنیم تا اون هم از بهترین راهها پازل هاشو برامون بچینه و دو دستی تحویلمون بده .. فقط باید صدای درونمو بشنوم با ساکت کردن ذهنم . در واقع حالم خیلی خیلی خوبتر شده انگار ذهنم فهمیده دیگه حرفاش اثری نداره و صداهاش کمرنگ شده ..
وچرخ زندگی مون روان تر شده .. استاد جان واقعا به این حرفتون رسیدم که چرخ دنده های زندگی ام روان تر شده برام مفهوم واقعی پیدا کرده و احساس می کنم هر چی توی درونم توجه می کنم از یک راهی برام مهیا میشه جوری شدم که صبحها از خدا می پرسم امروز چه خبر ؟؟؟؟ چه اتفاق خوبی رو برام سوپرایز می کنی …🤗🙄🙄 انگار بهم میخنده و نگاهم میکنه میگه سوپرایززززززززه
استاد جان هفته ی پیش که رفته بودم عروسی توی احمد آباد مستوفی کرج سوپرایز شدم ( در فایل سریال در بهشت گفته بود )… استاد باورت میشه برای فیلمبرداری محیط باغ از deron استفاده میکردند؟؟؟ اینقدر هیجان زده شده بودم که رفتم پیش فیلمبردارها بهشون گفتم … این deron هستش؟؟ با تعجب بهم نگاه کردن و گفتن آره deron هستش و بعدش پروازش دادند و منم مثل خانم شایسته بای بای ✋👏 کردم ..
خدارو شکر چقدر احساس فوق العاده ای داشتم و ذوق زده بودم..
خدارو شکر در ادامه ی صحبت های شما در مورد هدایت ها و ورودی ها مون بیشتر تمرکز پیدا کردم
یعنی فقط باید هواسم به قلبم باشه تا صدای زیباشو بشنوفم ..
از کجا بفهمم که این صدایی که میشنوم صدای ذهن هستش یا الهام؟؟؟🙄🤔 از انجایی که حالم خوبع.. از آنجایی که احساس آرامش میکنم .. و همینطور حالم بهتر و بهتر میشه و دیگه برای هیچ چیزی عجله ای نداشته باشم و از این مسیرم لذت میبرم .. چقدر فاصله فرکانسی ذهن و روحم کمتر شده احساسم میگه فقط باید مدام این کلمات رو تکرار کنم و بنویسمش و بنویسمش و همینطور ادامه بدم برای تسلیم بودن … یک احساس عجیبی امروز پیدا کردم .. همش بخودم میگم .. وااااای خدای مهربونم هدایتم کردی به شناخت خودت توسط استادم .. خدایااااا چقدر باید شکر گزاری کنم برای اینکه در مدار و مسیر دریافت آگاهی برتر هدایت شدم .. خدایااااا چقدر قلبم نورانی شده و آرامش بیشتری پیدا کردم .. استاد عزیزم انگار بال و پر در آوردم و دارم پرواز کردنو یاد می گیرم 💃🤦♀️🧜♀️🧚♀️
در مورد عفو و بخشایش چقدر به درک بهتری رسیدم .. اینکه همیشه میشنیدم که می گفتند لذتی که در عفو هست در انتقام نیست.. ولی مفهوم واقعی شو درک نمی کردم چون به ذهن من خورونده بودند که باید همیشه قصاص بشه و انتقام پس بده و یا انتقام بگیریم .. ولی امروز استاد عزیزم مفهوم عمیق این جمله رو رمز گشایی کردند.. جواب استاد به استناد از قرآن این بود که می تونی قصاص کنی و انتقام بگیری .. ولی اگر ببخشی برای خودتون بهتره.. که منظور از این گفته همان احساس خوب = اتفاق خوب هستش .. منظور اینه که به فرکانس های خوب بازخورد های خوب داده میشه.. باعث میشه قلبم برای الهامات الهی محکمتر بشه و به خودش اعتماد کنم .. ممنون استاد جان که یک مومن واقعی هستی که با دلیل و منطق الهی و ایمان واقعی به خداوند مسیر الهی رو برامون هموار کردید خدایااا شکرت
ممنون استاد جان که این صحبت شما در مورد بخشش باعث شد که با بیاد آوردن این دلیل منطقی خیلی راحتر برای خشم و کینه ها ی گذشته میتونم قلبمو راضی کنم برای گذشت وبخششیدن افراد و براشون هم دعای خیر هم میکنم.. ممنون و سپاسگذارم..
یک موضوع شهودی که امروز راجبش صحبت کردید این بود که
بچه ها وقتی با خودشون صحبت می کنند در واقع با اون الهام و شهودشون همراه هستند وهنوز ذهن منطقی بچه ها تکامل پیدا نکرده و احساس شون خوب هستش و با خودشون در صلح هستند
و چقدر این الگو ها منو هدایت کرد به باورهای درست و مناسب برای شناخت وجود درونیم..
چقدر باورهای پولی و مادی ام بهتر شد .. یکی از باورهام این شد که درآمدهای من بیشتر از هزینه هایم هست به آسونی و زیبایی و عزتمندانه .. مثل استاد که دورهای تند خوانی رو تبدیل به سی دی کردند که در آمدشون بیشتر از آن هزینه های سمینارهای حضوری بود که هم آسان تر شد و هم درآمد ها بالاتر رفت و خداوند هدایت می کنه برای مسیر بهتر و قشنگتر و راحتر . و بعدش هم حذف کردن دورهای تند خوانی از روی سایت برای اینکه استاد با الهام و شهود هدایت شدند به فضای آموزشی تدریس مباحث توحیدی و موفقیت و با حذف کردن اون مباحث تند خوانی خلاء ایجاد کردن برای رسالتی که بهشون الهام شد … خدارو شکرت برای اینکه به قلب استادمون الهام کردی که در مسیر رسالت شون ثابت قدم باشند و خدارو شکر که من و بروبچه های این سایت رو هدایت کردی به بهترینع بهترین سایت و استاد جهان .🙏🙏🙏👏👏🥀🥀💐💐❤❤🎅🎅
خدایااآ شکرت
🙏🙏🙏🥀🥀
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلامت خدمت همه ی عزیزان
چگونگی تشخیص صدای خداوند از صدای شیطان ؟
«آرامش»
وقتی احساسم خوبه ، ارومم ، تسلیمم ، اینجا خدا باهام صحبت میکنه، چجوری خودمو اروم کنم؟ با سپاسگذاری کردن ، با ایجاد باورهای توحیدی . با یاد اوری اینکه از این بدترم میتونست باشه ، اینجوری اروم میشم و بعدش صدای خدا رو میتونم بشنوم و مکالمه اش با من شروع میشه ولی قدم اول رو من باید بردارم ، من باید شروع کنم به اروم شدن ، باید باشم ، باید بخوام تو مسیر قرار بگیرم
وقتی ارامش ندارم ، خشمگینم ، احساس بی چاره گی دارم ، درگیرم ، اینجا شیطان باهام صحبت میکنه
وقتی خودمو اروم نمیکنم و به طوفان درونم تلاطم بیشتری میدم و کمکی در راستای پیدا کردن ارامش به خودم نمیکنم و ذهنم هر چی میگه انجامش میدم و تلاشی برای کنترل ذهنم نمیکنم ، خدا هم منو رها میکنه و به دستان شیطان میسپره و اون من رو به قهقرا میبره
اسلحه ی شیطان « ترس » است ،
من فقط کافیه سعی کنم یه ذره فقط یه ذره حالمو و احساسم رو بهتر کنم بقیه کارهارو خدا انجام میده ، صدای ضعیفی از سمت خدا به گوشم میاد ، ایده ها میاد ، الهامات میاد و تگه گوش بدم و عمل کنم اون صدای ضعیف قوی و قوی تر میشه ، دریافت الهامات بیشتر و با کیفیت تر میشه ، قلبم محکم تر میشه ایده هارو انجام میدم و نتیجه ها میاد و همه متعجبن که چطور موفقیت هارو رقم زدم!
الهاماتی که بعد اروم شدن میاد به ما ایده میده و میگه چکار کنیم که اوضاع بهتر شه ،یا میگه که این اتفاق به خاطر این بود که فلان درس رو بگیریم و فلان تجربه رو بدست بیاریم و این تجربه کمک میکنه در مسیر رشد و پیشرفت قدم برداریم.
وقتی قانون ایجاد حال خوب رو در هر شرایطی تمرین کنیم و مهارت یاد بگیریم ، از یه جایی به بعد تلاش زیادی برای ایجاد احساس خوب نیاز نیست ، اصلا اتفاقات بدی نمیفته که بخواد مارو اون حد بهم بریزه و به مرور چرخ زندگی ما روغنکاری میشه و اسان میشیم برای آسانی ها و چرخ زندگی روان و روان تر میشه.
قلب ما دورنمای زندگی مارو داره و میدونه چی میشه ، میدونه کدوم راه درسته ،کدون ادم مناسبه و …ذهن ما این توانایی رو نداره .
اگه تمرین کنیم صدای قلب رو که وقتی تسلیمیم و ارومیم از طرف خداست رو بشنویم میتونیم در تصمیمات زندگیمون همیشه یه هدایت گر داشته باشیم که راه درست رو بهمون میگه و هدایتمون میکنه به سمت راه درست.
خدایا شکرت به خاطر تمام هدایت هایی که از روز ازل بوده و من متوجهش نشدم
خدایا شکرت به خاطر تمام هدایت هایی که تو این چند وقت اخیر برام داشتی و من متوجه تعدادیش شدم و همون تعداد زندگی من رو از این رو به اون رو کرد
خدایا شکرت که در شرایط مالی بد من رو هدایت کردی از علاقه ام به آشپزی استفاده کنم و از طریق کار مورد علاقه ام برام ثروت ساختی
خدایا شکرت وقتی اتفاق ناجالبی برام افتاد هدایتم کردی در مودرش صحلت نکنم و همین صحبت نکردن اون اتفاق بد رو برای من تبدیل به معجزه ی زندگیم کرد و باعث شد حس ناب تسلیم شدن در برابر تورو تجربه کنم و تمام درهای شادی و سلامتی و ثروت و عشق به روم باز بشه
خدایا شکرت که وقتی ازت یه مغازه کوچیک خواستم که روزی چند کاسه توش اش بفروشم و پول تو جیبیم رو درارم هدایتم کردی و بهم رستوران مجهز با تمام امکانات دادی با تنوع غذایی بالای 20 مورد در منو
خدایا شکرت که وقتی ازت یه مسافرت چند روزه خواستم تا حال و هوام عوض شه دست منو گرفتی و به خونه خودت بردی و ده روز در بهترین شرایط اب و هوایی و هتل و … من و مهمون خونه ی خودت کردی
خدایا شکرت که لیاقت شنیدن هدایت هات رو در من ایجاد کردی و توانایی که همیشه در وجودم بوده رو بهم شناسوندی و خبالم رو جمع کردی که همیشه هستی و بهم میگی چکار کنم و چکار نکنم
خذایا شکرت که ارومم کردی و عجله رو از وجودم بردی و صبر رو جایگزینش کردی و نتیجه صبور بودن رو بهم نشون دادی
خدایا شکرت که ایمانم رو هر روز محکمتر از روز پیش میکنی و خودت رو بیشتر و بیشتر به من میشناسونی تا دلم اروم تر بشه و نگرانیم کم و کمتر
خدایا شکرت که در این مکان مقدس هستم و گوش میدم و مینویسم و میخونم و یاد میگیرم و لذت میبرم از دیدن هم نوعان موحدی که فقط تورو میپرستن و فقط از تو درخواست میکنن
خدایا شکرت بابت وجود پربرکت استاد نازنین و تمام کسانی که مسئولیتی در این سایت مقدس دارند برای اشاعه ی یکتا پرستی و شناخت خدای قدرتمند و رحمان و وهابی که هر لحظه در حال هدایت ماست و باهامون صحبت میکنه و قلبمون رو اروم میکنه
خدایا شکرت برای همین الان همین لحظه ای که در ارامش کامل و سلامتی کامل با قلبی پر از عشق و امید به آینده ی درخشان دارم این کلمات رو مینویسم و نام مبارک تورو به زبون میارم و ازت میخوام کمکمون کنی تا همیشه این حس و حال لطیف رو داشته باشیم و همیشه رومون به سمت تو باشه ای نور عالمیان.
سپاسگزارم استاد برای این فایل فوق العاده
یک نکته ای که اینجا برای من خیلی آموزنده بود و میخوام ردپا بزارم و فقط به همین موضوع اشاره کنم
اونجایی بود که شما با مدل صحبت کردید و گفتید که تو همه چی به من دادی لامصب پس چرا ثروت رو به من نمیدی
و بعد گفت ایراد از باور های خودته و چون میخواست هدایت کنه و شما هم آماده بودی فرستاد شما رو از سمت چیزی که بهش مقاومتی نداشتی و دوره های تندخوان بود و بعد که دیدی ثروت اومد و مشکلی هم در کار نیست اتفاقی که افتاد این بود که حالا باور هات رو درست کن و برو به سمت اپن چیزی که داری روش تحقیق میکنی
این موضوع برای من تو بحث رابطه اتفاق میوفته و دقیقا اینجاست که به خودم تلنگری خورد که
من فکر میکنم اگر الان رابطه باشه من وقتش رو ندارم ، من رو از کار میندازه و…
و این سری باور های محدود کننده من رو از رابطه دور میکنه
خدا جلو جلو کاراش رو کرده اونی که باید آماده بشه خود منم
یا مثلاً اگر من بخوام تو رابطه باشم و آزاد زندگی کنم و تو خونه خودم باشم پس خونوادم که شکل مذهبی دارند چطور فکر میکنند…
نکنه ارتباطم با پدرم بخواد به مشکل بخوره (که دقیقا این رو تو این مدت از پدرم دیدم که چقدر حامی و حمایتگر منه و به زندگی شخصی من اصلا کاری نداره)
ی الهامی بهم شده بود چند وقته پیش که این بود :
اونقدر میتونه باور های محدود کننده تو ذهنت ریشه دوونده باشه که تو برخلاف چیزی که در واقعیت داری تجربه میکنی و میبینی و ملاقات میکنی اونا رو نادیده بگیری و ذهنت به سراغ توهماتی بره که با اون باور های شرک آلود ساخته
به نام خداوند هدایتگرم به سمت آسانی و عشق و لذت و خوشبختی
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
موضوع : نحوه تشخیص الهامات
بابا مگه از این ساده تر هم داریم
وقتی آرومیم یعنی خدا داره باهامون حرف میزنه
قبلش بزار در مورد این باور خودم بگم که من باور دارم یه قسمتی توی وجودم هست که صدای خدا رو دریافت میکنه و همیشه زمانی که احساس شلوغ پلوغی و درگیری میکنم میرم تو خلوت تا دریافت کنم و باور دارم که یه نیرویی هست بهم میگه و باور دارم که من بنده خاص خدا هستم و اشرف مخلوقاتم و لایق دریافت اون علم و آگاهی هستم و باور دارم که من و خدا جدا نیستیم ولی باید توی خلوتم وصل بشم
من وقتی از شب کارا و برنامه های فردامو مینویسم خیالم راحت و براش ذوق دارم و گاهی پیش میاد به خاطر اشتیاقی که دارم خوابم نمیبره چون ایمان دارم خدا لحظه به لحظه هدایتم میکنه و توی مسیر حمایتگر و محافظ منه این باور خیلییییی کمکم کرده و اعتماد و اطمینان قلبی دارم خیالم راحته
صبح که میشه انگار من و خدا دوش به دوش میریم اون میگه من انجام میدم و نکته ش اینجاست که زیر همه برنامه هام مینویسم که هدف لذت بردن و عشق کردن و احساس خوبه و منتظر معجزه و اتفاقای خوبم
همش توی قلبم احساس اینو دارم که با یکی در ارتباطم
توی کسب و کارمم الان که نگاه میکنم با همین باور و روند ولی تولیدات جدید دارم و برای مشتری سازی هم میدونم همین مسیره فقط باید اعتماد کنم
امروز داشتم به همسرم میگفتم کسب و کار رو همه دارن همه دارن یه کاری انجام میدن من هم با عشق و همون الگوی ارتباطی درون با منبع دارم با لذت انجام میدم ولی ثروت جدای از کسب و کاره فقط ذهنیه باید باورم رو ارتقا بدم و توی همین موضوع هم باید به منبع وصل بشم و اینکارو کردم
همین دو روز پیش همسرم میخواست از خرازی یه وسیله بخره با هم رفتیم و همونجا من سفارش گرفتم و موقع تحویل یه محصول دیگه هم خرید کاملا طبیعی و بدیهی و راحت
چون من قبلش به درونم رجوع کردم و با خدا بستم و در خواستم رو فرستادم گفتم خدایا من نمیدونم تو بگو چطور محصولم رو بفروشم این یک باوره حرف نیست از جنس احساس خوب و آرامشم میفهمم
خدایاااااا شکرررت به خاطر درک بیشتر آگاهی
استاد سپاسگزارم که اینقدر ساده و روان درس ها رو یادمون میدین
خدایااااا سپاسگزارم که گفتی و نوشتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جان شایسته و دوستان عزیزم
اصلا هیچ ذهنیتی ندارم که میخوام چی بنویسم فقط قلبم گفت بنویس و من گفتم باشه
هروقت از قلبم تبعیت کردم به نتیجه درستی رسیدم ولی امان از وقتی که میخوام با کمک عقلم به تنهایی راهی رو پیش ببرم، به هزار تا در بسته میخورم
خدایا به قلبم بتاب تا بتونم بنویسم
هیچی به ذهنم نمیرسه، ذهنم خالیه ولی نمیدونم چرا میگه بنویس
چند روز پیش خدا بهم گفت پاشو بریم پیاده روی، گفتم باشه کجا بریم؟ گفت باغملی گفتم اوکی
، توی مسیری که داشتم قدم میزدم تا باغملی، به خدا گفتم خدایا من این خواستگاری که اخیرا برام اومد فکر میکردم باهاش به نتیجه میرسم، چرا نرسیدم؟ کجای باورهای من ایراد داره؟ گفت باور بالا رفتن سن
دیدم اره همینطوره، گفتم خدایا من فکر میکنم تا 37_ 38 سالگی ازدواج نمیکنم، گفت چرا؟گفتم نمیدونم، گفت ذهنتو با منطق قانع کن، فکر میکنی تا اون سن چه اتفاقی میفته که الان نیفتاده؟گفتم هیچی گفت خب پس، دیگه چه دلیلی داری؟ هی با خودم حرف زدم دیدم واقعا دلیلی نداره که من تا اون موقع ازدواج نکنم، خیلی با خدا حرف زدم و بهم گفت عاطفه حرف منو باور میکنی؟ گفتم معلومه که باور میکنم، گفت پس باور کن که در بهترین زمان ازدواجت اتفاق میفته، و دیر هم نیست، سعی میکردم باور کنم، سعی میکردم بپذیرم ولی نجواها داشتن اذیت میکردن که از کجا میدونی این صدای خداست، خلاصه هی حرف زدم با خدا، بهم گفت مگه من توی قرآن بارها نگفتم شما رو جفت آفریدم؟ گفتم اره؟ گفت من دروغ میگم؟ گفتم نه، گفت پس چرا باور نمیکنی؟ گفتم نمیدونم. فکر میکنم بعدا اتفاق میفته، گفت فکر میکنی اونایی زود ازدواج کردن چکار کردن؟ فقط براشون عادی بود این قضیه، دنبال الگوهایی گشتم که زود ازدواج کرده بودن، دیدم اکثرشون کلا توی خانوادشون همه زود ازدواج میکنن خب برای اینا هم عادیه این قضیه ولی تو خانواده من، هم خانواده پدری هم مادری خیلی از دخترا بعد از سی سالگی ازدواج کردن و من به این باور رسیدم که ازدواج کردن کار سختیه، بازم با خدا حرف زدم، بهم گفت عاطفه ازدواج کردن خیلی طبیعیه، عین همین راه رفتن، مثل غذا خوردن، مثل نفس کشیدن، مثل حرف زدن، همینقدر راحت و طبیعی و آسونه، تو توی ذهنت سختش کردی، دیدم دقیقا همینطوره. خلاصه بعد از کلی حرف زدن یهو گفتم خب خدا من حتی فکر میکنم آدمایی که مناسب ازدواج با من باشن کمن، گفت زیادن، گفتم واقعا ازدواج طبیعیه؟ گفت اره من توی قرآن گفتم شما رو جفت آفریدم تا در کنار هم انس بگیرین؟ آیا من اشتباه گفتم؟ گفتم نه، گفت پس فکر میکنی چرا بعضیا با همسرشون مشکل دارن؟ گفتم بخاطر باورهاشون، گفت پس من اشتباه نگفتم، طبیعیش اینه که زن و شوهرا باهم انس داشته باشن و از بودن با هم لذت ببرن ولی بعضیا این شکلی نیستن چرا؟ چون خودشون جلوی این رابطه عالی رو گرفتن، دقیقا مثل تو که با باور کمبود و باورهای اشتباه دیگه ت جلوی ازدواج کردنتو گرفتی دیدم همینه دقیقا همینه، گفتم خدایا واقعا تو داری باهام حرف میزنی یا توهم زدم؟ گفت منم گفتم پس بهم نشونه بده گفت باشه، چند قدم که رفتم رسیدم باغملی( یه چهارراهه) یهو یه پسری از جلوم رد شد و بعد از چند دقیقه دیدم از پشت سر صدام زد، شروع کرد حرف زدن و اینکه میخواد باهام آشنا بشه. خیلی اصرار کرد و پسر برازنده ای هم بود، ولی خب من نپذیرفتم باهاش اشنا بشم ولی من اون نشونه ای که میخواستمو گرفتم و فهمیدم که خدای عزیزم لحظه به لحظه داره منو هدایت میکنه، اونشب احساس کردم که اون باورهای بتنی که سالها با خودم حمل میکردم شکستن و بعد از اون سعی میکنم با خودم مرتب این حرفا رو تکرار کنم تا باورهام عوض شه. خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
نمیدونم چرا اینو اینجا گفتم ولی یه صدایی گفت بنویس منم نوشتم