درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۸
موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
- “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
- شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر میداری؛
- قدرت احساس خوب؛
- کدامیک را برای پیروی انتخاب کردهای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
- راهکار مسائل، همواره گفته میشود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را میشنوی؛
- قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
- قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایتهای خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۸37MB38 دقیقه














سلام بر استاد عزیزم که مدتهاست ما شاگردان رو از دیدن چهره ی زیباتون محروم کرده اید استاد کجایید که بدجور دلتنگتونیم،دلتنگ سریالهای زندگی در بهشت،سفر به دور آمریکا،کلاب هوس ها ولایوها یادش به خیر چقدر خوب بود چقدر خود من از تک تک اونها درس گرفتمو رشد کردم ،همه ی اون فیلمها وفایلها روح این سایت الاهی هستند که نه تنها به این سایت بلکه به زندگی تک تک ما جان دوباره بخشیدند.خلاصه که این لطف رو از مادریغ نکنید واجازه بدید چشممون به جمالتون روشن بشه.
استاد جان از دوره ی هم جهت باجریان خداوند ومعجزاتش در زندگیم نگم براتون که چه فضل وبرکتی در زندگیم جاری شد اما نمی دانم حکمت خدا چیست که هنوز زمان آن نرسیده که از تک تک معجزات زندگیم برای شما بگویم چند بار تلاش کردم فیلم بگیرم اما اوج هیجان وسپاسگزاریم اینقدر زیاد بود که نتونستم چند بار کامنت نوشتم ولی هر بار کامنتهایم به دلایل مختلف یا حذف شد یا ناقص ماند.ایشالا در بهترین زمان ومکان من از معجزات زندگیم برای شما ودوستان عزیز سایت خواهم گفت.
اما ماجرای امروز من که بی ربط به این فایل نیست وشاید بازگو کردنش خالی از لطف نباشه ،صبح که از خواب بیدار شدم در تمرین ستاره ی قطبی نوشتم خدایا سپاسگزارم که مشتری های پولدارودر فرکانس بالا وحال خوب برای من میفرستی،مثل همیشه در مسیر رفتن به مغازه یکی از فایلهای مراقبه رو پلی کردم فایل مراقبه ی سپاسگزاری در بین فایل یک جمله برای من پررنگ شد طوری که چند بار با خودم تکرار کردم ،قدرت تو در آرامش توست،قدرت تو در آرامش توست…….به مغازه رسیدم وبه سرعت مشغول آماده سازی وسایل شدم در عین حال که کارهایم را انجام میدادم از آشفتگی شوهرم فهمیدم اتفاقی افتاده ،گفت حدود 600 دلار پول در دخل مغازه کم آمده یک لحظه جا خوردم اما سریع خودم را آرام کردم وگفتم یه کم آب بخور یه نفس عمیق بکش ودقیق حساب کتاب کن حتما داری اشتباه میکنی او دوباره مشغول شمارش شد ومن مشغول کارهایم ذهن نجواگرم میخواست مرا دچار ترس ونگرانی کند اما خداوند به من میگفت حتی اگه پولها کم شده باشه خیر وصلاحی توشه مطمئن باش الان هر اتفاقی بیفته به نفع توئه تو همین فکرها بودم که اولین مشتری وارد مغازه شد ومن وهمسرم باروی باز به استقبالش رفتیم داشتم سفارش مشتری رو آماده میکردم که متوجه شدم همسرم یادش رفته توستر رو روشن کنه وگرم شدنش ده دقیقه ای طول میکشید خلاصه برای مشتری توضیح دادم عذر خواهی کردم وبه عنوان عذخواهی از اینکه کمی معطل میشوند دوکوکی رایگان بهشون دادم اما شوهر مشتری عصبانی شد ووقتی من سفارش رو بردم شروع کرد به بدرفتاری واز مغازه بیرون رفت اما خدا بلند تو گوشم فریاد میزد قدرت تو در آرامش توست به خودم گفتم من اجازه نمیدهم که تو آدم مریض روز منو خراب کنی به همسرم گفتم من از خداوند مشتری های هم فرکانس خودمون رو خواستم مشتری های خوش انرژی وپولدار این آدم تو فرکانس ما نبود باید میرفت ،هنوز حرفم تمام نشده بود که یه آقای باکلاس با ماشین بنزی دم مغازه پارک کرد گفتم ببین این مشتری ماست رفتم با حال خوب وانرژی بالا سفارشش رو آماده کردم وسعی کردم حال خوبی به او منتقل کنم که او هم روزش رو خوب شروع کنه در همین حین شوهرم با شاگرد مغازه تماس گرفت و600 دلار گمشده پیدا شد.اما شیطان که دست بردار نبود میگفت چرا مشتری نمیاد امروز فروشت کمه اما من بهش میگفتم من از خدا مشتریه خوب خواستم داره برام گلچین میکنه میگفتم فضل وفراوانی خدا برمن جاری هست خداوند از جای بی گمان رزق وروزی منو میرسونه خودش میدونه کیو در چه زمانی وچطوری به سمت مغازه ی من هدایت کنه ومن به پلن خدا اعتماد میکنم همونطور که تا الان اعتماد کردم واو هر لحظه داره بامن حرف میزنه،شاید امروز تعداد مشتری هایم خیلی زیاد نبودن ولی همه آدمهای خوش برخورد وخوش فرکانسی بودند وهمه با حال خوب ورضایت رفتند .
خدایا شکرت که هر لحظه بامنی ومنو هدایت میکنی وحتی با گفتن این جمله که قدرت تو در آرامش توست منو برای رویارویی با اتفاقات زندگیم آماده میکنی.
اگر لیلای چند سال پیش بودم این حوادث حال منو بد میکرد وتا روزها فکرم درگیرش بود اما امروز در لحظه حال خودم رو خوب میکردم واجازه ی نفس کشیدن به نجواهای شیطانی رو نمیدادم،وهمه ی این حال خوب کنترل ذهن ومعجزات زندگیم را از آموزه های شما استاد عزیز دارم
در پناه خدا باشید وبه امید دیدارتون