درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سامان سادین گفته:
    مدت عضویت: 2001 روز

    رب العالمین . حمد و سپاس خدای که قادر و توانا است وهاب و رزاق و بیناست. سلام و شکر این مسیر و این خوانواده و استاد جان . این متن را قبل از شنیدن این هدایت نوشته شده از تجربه و لمس وعده الهی است وعده ای گویا که جهان را پر کرده از حضور از لمس رب العالمین . فراوانی خدا که جهان را زیبا و باشکوه کرده .. یارب زبان شکر گذاری و گوش برای شنیدن کلامت وچشم برای دیدنت به تمام ما عطا کن که این سیراب شدن این وجود که توی را قدر دان باشیم یا رب ثروت توی نعمت توی سلامتی و عشق توی هرچه هرکه در عالم است گواه توست قسم به کلامت به آن چه نوشته شده است . چشمانم پر اشک است که چگونه تو را شکر کنم رب العالمین . استاد جمله جمله پیام و هدایت ها را زندگی کردن همه چیز است که میبینم می‌شنوم . اگر بندی مانده بندیست که من خود رابه شکوهت به تو بسته ام و هیچ نخواهم که این بند گسسته شود استاد زبانم برای قدر دانی از شما تا توان و کلمات کوچک اند از شکر و توصیف لمست لمسی که راه را از دیدن و شنیدن شما آغاز شده با به یاد آوری دانسته های الهی . شکر شکر شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  2. -
    zeinab گفته:
    مدت عضویت: 1147 روز

    به نام خدا

    می خوام از نشانه امروزم بنویسم استاد یک جمله خیلی زیبایی دارید « وقتی احساس تون رو خوب می کنید و احساس بد دور میکنید به جایی می رسید که می شوید مانند اولیا الله» من الان فقط با تغییر شاید 0/00001 % احساسم واقعا باورم نمیشه که میتونم رو محیط اطرافم تاثییر بزارم و مفهوم مسخر بودن جهان برای انسان بهتر درک می کنم

    من توی منتطقه ای هستم که الان که بهمنه ولی برای ما تابستون گرم دیروز از شدت گرما زیاد پوستم میسوخت ولی میدونستم با احساس بد اتفاقی نمی افته درخواست یک هوای خوب خنک داشتم همونجور که با خودم صحبت میکردم و داشتم میرفتم باشگاه توی رختکن کن یک خانم داشتن صحبت میکردن که امروز اینجوره فردا 5 درج گرم تر و خدا بخیر کنه……اهمیت ندادم و سعی کردم از همون هوای خنک توی باشگاه چند لحظه لذت ببرم و تموم شد اون روز امروز صبح هوا به حدی خنک و ابری لذت بخش شده بود که باورم نمیشد فقط لذت میبردم و قدم میزدم سپاسگزاری میکردم و توی دلم گفتم کاش با این هوای ابری یک بارون هم می آومد باور تون نمیشه فقط در همین حد حتی به زبون هم نیاوردم عصر که از خواب شدم با صدای برخورد قطره های بارون به پنجره بیدار شدم و اصلا باورم نمیشد همون روزی که قرار بود 5+ گرم تر بشه اینقدر رویایی باشه خدایا ممنونم ازت قبلا توی دفترم مینوشتم درخواست هام رو ولی الان همینکه تو دلم می گم به سرعت اتفاق می افته خدایا شکرت

    شاد و سلامت :)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  3. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3090 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و همه اعضای خونواده عزیز عباسمنش

    خدایا صد هزاران بار شکرت که منو هدایت کردی به این مسیر نورانی و این آگاهی های ناب که هر کسی آمادگی دریافتش رو نداره و اگر هم دریافت کنه هر کسی توانایی پذیرش و درکش رو نداره. ما چقدر خوشبختیم که این آگاهی ها رو نه تنها دریافت کردیم بلکه با تمام وجودمون میپذیریم و قلبمون به درست بودنش گواهی میده. ببین ما چه فرکانس نابی فرستادیم که در مدار دریافت این آگاهی ها هستیم. بخدا که این آگاهی ها معمولی نیست. بینهایت خاص و ناب و متفاوته. طلا و الماسه گنج گرانبهاست که ما داریم و ما چقدر ثروتمندیم. چون ثروت فقط پول نیست آگاهی هم ثروته و با این آگاهی ها میشه نه تنها به ثروت رسید بلکه میشه به بالاترین مقامی که یک انسان میتونه برسه رسید. با این آگاهی ها میشه از فرش به عرش رسید. میشه به بالاترین جایگاه ممکن و سعادت و خوشبختی واقعی رسید. میشه بهشت رو هم در دنیا و هم آخرت تجربه کرد. بخدا ما نظر کرده خداوندیم که این آگاهی ها رو داریم.

    بی دلیل نیست که ما به این مسیر هدایت شدیم حتما قراره که به جایگاه خیلی بالایی برسیم.

    خدایا شکرت خیلی ذوق زده شدم از شنیدن این فایل. احساس کردم چقدر خاصم چقدر خوشبختم چقدر متفاوتم چقدر بالیاقتم چقدر خدا دوسم داره که منو به بهترین مسیر ممکن و بهترین استاد دنیا هدایت کرده. صراط مستقیم. راه کسانی که به اونها نعمت داده. مثل استاد عباسمنش عزیزم. اخیرا فایل‌های ثروت 1 رو که مرور میکردم میدیدم خداوند یه استادی به من داده که نشسته توی بهشت خودش و داره به من هم آموزش میده که چطوری بهشت رو تجربه کنم. اصلا به وجد اومدم از این لطفی که خداوند در حقم داشته و خیلی احساسم عالی بود!

    همه تضادها میتونه بهترین اتفاق زندگی ما باشه فقط به شرط اینکه بتونیم احساسمون رو خوب نگه داریم دقیقا با همین باور که: تضادها بهترین اتفاق زندگی منه و به نفع منه و برای رشد منه و برای واضح شدن خواسته هام و خودشناسی و حرکت کردن به سمت خواسته هامه.

    حضرت یونس از نافرمانی قومش ناامید شد و احساسش بد شد و اون اتفاق عجیب براش افتاد.

    حضرت ابراهیم تونست احساسش رو خوب نگه داره و آتش براش گلستان شد.

    احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد. قانون جهان اینه.

    حالا سوال اینه چطور تو لحظات سخت برخورد با تضاد حالمون رو خوب نگه داریم؟

    1. مرور باورهای الهی: الخیر فی ما وقع. تضادها موهبت الهی هستن بد نیستن. شاید ظاهرشون خیلی بده ولی در نهایت به نفع ما تموم میشن.

    2. انجام کارهای فیزیکی: مثل ورزش کردن، موزیک، گوش دادن به این آگاهی های ناب و خلاصه برداری، ضبط با صدای خودمون، زبان خوندن، انجام کارهای مورد علاقه شخصی.

    خدایا شکرت که هدایتم کردی خیلی خوشحالم و سپاسگزارم.

    و نکته دیگه اینکه این آگاهی ها بینهایت نابه ولی ذوق خودمون رو کنترل کنیم و نخوایم در مورد این آگاهی ها با دیگران صحبت کنیم و بحث کنیم چون واقعا تقریبا هیچکس این حرفا رو قبول نداره و هیچ تاثیری روشون نمیذاره غیر از اینکه خودمون از مسیر درست خارج میشیم و رابطمون هم خراب میشه!

    خدایا شکرت

    سپاسگزارم استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و استاد عرشیانفر عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  4. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    قسمت ۵۰

    گفتگوی استاد عباسمنش با آقای عرشیانفر

    باسلام درود بیکران به استاد عزیزم که اینقدر تمرکزی به قوانین جهان هستی این مناظره زیبا رو از تمام

    جوانب بررسی کردند و دنبال کردند

    یکی از ویژگی های استاد عزیزم که خیلی هم برام جلب توجه کرد این بود که مبحث تکامل رو در اینجا توضیح دادند.

    اینکه آقای عرشیانفر در مورد شخصیت های قرانی توحیدی بخصوص حضرت نوح و حضرت ابراهیم در این حد از توحیدی بودن رو گفتند که نوح از خداوند

    درخواست وساطت فرزندش رو کرد و خداوند گفت ای نوح ( جاهل نباش که این فرزند از تو و صالحان نیست )

    و برام جالب بود که بارها و بارها استاد عزیزمون بطور مفصل راجب شخصیت اول قرآن صحبت کرده بودند ..

    اینکه حضرت ابراهیم بعد از صد سال صاحب فرزندی شدند نشان از توکل و ایمان قوی و توحیدی ابراهیم بود و تمام این دستاوردها بخاطر مراحل تکاملی بود که در مسیر بدست آوردند.. اینجا باید از استاد عزیزم نهایت تشکر و سپاسگزاری رو کنم که این موضوع رو از دیدگاه وبعد مذهبی نگاه نکردند بلکه از بُعد قوانین بدون تغییر قوانین جهان هستی نگاه کردند و چقدر خوشم آمد که استاد در جواب گفتند که ابراهیم هیچوقت اسماعیل رو قربانی نکرد در

    این آزمایش الهی … و اینکه آقای عرشیانفر پرسیدن . . زمانی که ابراهیم چاقو رو

    زیر گلوی اسماعیل گذاشت اون احساس پدرانه ممکن بود مانع از این کارش شود و این کار خیلی خیلی سختیع و چطور ی ابراهیم خودشو نباخت ؟؟؟؟؟

    و استاد عزیز چقدر با درایت و تمرکز ی به این سوال جواب دادند و گفتند…

    ابراهیم همینطوری هم به این حد از ایمان و توکل و توحیدی بودن نرسید … قبلا سیر تکاملی شونو رو گذروندن …

    اینکه برای پرستش خداوند هم مسیر تکاملی شو گذروند و همینطوری یک شبه ایمان و یقین نیاورد اول شک و تردید

    داشت و بعد از خداوند در خواست هدایت کرد . … (چقدر این مبحث هدایت رو دوست دارم استاد جان ) ..

    اینکه اول ماه رو پرستید و بعد گفت نه این ماه هم افول کرد و بعد ستارگان رو پرستید و بعد خورشید رو پرستید و بعد …از تمام اینها یک اتفاقاتی رو تجربه کرد اینکه نمرود ابراهیم رو با منجنیق در آن آتش انداخت که تبدیل به گلستان شده بود و یا اینکه فرزندش بدنیا میاد رو با مادرش به امر خداوند در بیابان رها کرده و بعدش رفت سراغ ماموریت الهی و بعدش ابراهیم از خداوند می خواد که مردم رو دور این مادر و فرزندش اسماعیل جمع کن و بعدش

    با کوبیدن پاهای اسماعیل به زمین چشمه ی آب زم زم از زیر پای اسماعیل جوشید و بدش مردم فبایل مختلف دور اینها

    جمع شدند و بعدش شهری بنام مکه بوجود آمد که نه تنها

    این بچه در بیابان از تشنگی تلف نشده بلکه زیر پاهاش هم آبی جوشید که یک ملت

    رو به آنجا کشوند واقعا معجزه های خداوند رو با چشماش میدید الله اکبر … و تمام این مسیر های معجزه وار رو حضرت ابراهیم میبینه و تمام این مسیر پله های ترقی ابراهیم رو بسمت توحیدی بودن و ایمان و توکل رو می سازه وتکامل خودشو به مسیرهای بالاتر طی میکنه. و عمل کردن به الهامات درونی و شهود باعث این همه ایمان و توکل میشه و خداوند به وعده هاش عمل کرده و همینطور از طرفی ابراهیم به الهامات مستعمرش عمل کرده خُب معلومه که ایمانش میچسبه به سقف .. وااااااای استاد جان وقتی این پاسخ رو از شما مشنیدم منم داشتم میچسبیدم به سقف🤣🤣🙋‍♀️🙏🙏🙏 . یعنی کیف کردم از این حد آگاهی تمرکزی

    واقعا استاد جان چقدر این قسمت رو فوق العاده عمیق تمرکزی👌👌👏👏👏👏

    و قشنگ توضیح دادید … من خودم وقتی تکاملمو در زندگی بعد از آشنایی ام با شما با الانم مقایسه میکنم میبینم که هر روزم با روز قبلم خیلی خیلی متفاوته از هر نظر در سلامتی ام و در مسایل عزت نفسم و یا در روابطم و یا در مسیر رشد و پیشرفت های مالی ام و یا اینکه بیشتر شکرگزار بودنم از داشته هام و یا اینکه خیلی بیشتر به زیبای ها و نکات مثبت توجه کردن هام کلی تغییرات ایجاد شده بخصوص اینکه تمام موارد رو می نویسم و مکتوب می کنم بیشتر متوجه ی این تغییر و تحوالات میشم و اینها خودش مسیر تکامل منو بسمت بالاتری هدایت میکنه . منم وقتی به تضادهای قبلانام رجوع میکنم میبینم که از این تضادها بهترین درس ها رو گرفتم و مهمتر از همه اینکه سبب خیر شد تا استاد عباسمنش نازنین آشنا بشم که راه و رسم زندگی کردن رو بیاموزم و از جهل و نادانی های بیشماری فارق بشم بخصوص باورهای اشتباه مذهبی و یا باورهای نادرستی که در خیلی خیلی موارد دیگری داشتم و باید اعتراف کنم که با ارزش ترین آموزهای های زندگیمو بدست آوردم خدایااااااا شکرت خدایا صد هزارمرتبه شکرت

    خدایاااااا شکرت

    در ادامه ی صحبت های استاد باز هم به نکته ی فوق العاده ظریفی اشاره کردند که فوق العاده حایز اهمیت بود .. اینکه در هر شرایط کوچیکی و یا در شرایط بظاهر نامناسب اگر ما هم بتونیم احساسات مونو کنترل کنیم باعث میشه که به موفقیت هایی دست پیدا کنیم .. واین کنترل ذهن و کنترل احساس همان نکته ی اصلی رسیدن به اهداف و خواسته هامون هست که کار هر کسی نیست مگر اینکه بطور مدام در این زمینه تمرین کنیم و با تمرین کردن می تونیم تکامل مونو طی کنیم.. و این کنترل ذهن در بعضی مواقع میتونه مثل خوابیدن باشه

    یعنی برای اینکه بتونیم از قوانین رهایی پیروی کنیم واز اون موضوع و یا تضاد فاصله بگیریم بهترین کار اینه که سعی کنیم بخوابیم و رهایش کنیم ولی در بعضی مواقع حتی نمی تونیم به خواب بریم پس بهترین کار اینه که با یک ورزش چالشی مثل شنا کردن و یا دویدن و یا یک حرکت فیزیکی تحرکی که ضربان قلب رو بالا ببره تا ذهن نتونه به موضوع قبلی توجه کنه و این باعث میشه که به همون لحظه توجه کنیم و افکارمونو از پریشانی و نگرانی خارج کنیم…

    مممون استاد عزیزم که اینقدر قشنگ در این زمینه هم توضیح زیبایی دادید و با این حرکات فیزیکی و تحرکی هم می تونیم کنترل بیشتری روی افکارمون داشته باشیم واین نکته خوبی برای یادآوری کنترل احساسات مون بود و

    برای رسیدن به آرامش ذهنی و مثل خاموش کردن کامیوتر شات دان کنیم ممنون و سپاسگزارم خدایااا شکرت

    نکته ی خیلی مهم دیگری که مطرح شد .. در مورد نامیدی یونس بود چون برای هدایت قومش از آنها دلسرد و نامید شده بود و خداوند بخاطر این حرفش یونس را انداخت داخل شکم ماهی… و چقدر این قسمت برای من درس داشت که واقعا نباید نامید و مایوس بشیم از الطاف خداوند و اینو بخودم بازم یادآوری میکنم که باید با کنترل احساس خوب و تمرکز به نکات مثب زندگی ام با توجه به قوانین بدون تغییر خداوند این احساس نامیدی و یاس رو از خودم دور کنم و پاسخ خداوند هم از راه خواهد رسید چون خداوند هیچ وقت به وعده هاش خلف وعده نمی کند و همیشه با صابرین هستش..🙏🙏🙏🙏👏👌👌 واین قوانین برای همه یکسان عمل می کند و آنوقت است که دیگه هیچ ربطی به گذشته مون نداریم… و با تمرین کنترل احساس کارها راحتر و راحتر می شود و بعدش نتایج بیشتر و بزرگتر می شود وووو بعدش آدم ایمانش قوی تر و قوی تر میشه و بعدش کارها روان تر و راحتر می شود و ووو بعدش نتایج تصاعدی و تصاعدی می شود.. ووووو بعدش تمام کارها پشت سر هم قشنگ و قشنگتر میشود …خدایااا شکرت

    خدایا شکرت که امروز هم در مسیر هدایت های الهی به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم .

    خدارو شکرت که در این سایت جواهرنشان حضور دارم و در کنار استادی هستم که احساس امنیت و شادی و خوشحالی می کنم و دلم قرصع قرصع..

    خدایا شکرت که هر روز بیشتر و بیشتر بهترینع بهترین حال و احوال رو به من هدیه میدی…

    خدایا شکرت که هدایت شدم به بهترینع بهترین سایت و استاد جهان 🙏🙏🙏🙏👌👌👏👏👏👏

    خدایااا شکرت که هدایت شدم به مسیر کسانی که به آنها نعمت دادی و نه غضب شدگان

    خدایااااااا شکرت

    خدایااااااا شکرت

    خدایاااااااشکرت

    🙋‍♀️🙋‍♀️🙏🙏🙏🙏👌👌👌👏👏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  5. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    بنام خداوند بخشنده بخشایشگر

    بنام خداوندی که همه چیز از آن اوست…

    سلام و درود بر پروردگارم پروردگاری که مرا هدایت کرد که امروز شاهد خوشبختیم در تمامی جنبه های زندگیم باشم.!

    سلام و درود به اهالی بهشتم که با درک کردن کلام الهیشون قلبم را سرشار از عشق و امید می کند..

    چقدر بحث مدارها و مخصوصا تکامل میتونه توی روندمون ،از قانون الهی پیروی کنه..

    احساس خوب ، داشتن.که ابراهیم را خلیل الله کرد…

    احساس خوبی که،موسی را نجات داد از قوم فرعون ستمگر

    احساس خوبی که…دل مادر موسی را قوی کرد در برابر انداختن فرزندش در آب…آبی که معلوم نبود کجا میره…

    احساس خوبی که هر کدوم از ما رو در دل تضادهامون داره قوی تر و با ایمانتر میکنه در راه توحیدی..و پاداشهای الهی

    احساس خوبی که استادمو سید حسین عباسمنش رو..با یه ساک میاره تو جاییکه هیچ شناختی نداره و با شرایط بظاهر سخت.پیش میبره..

    احساس خوبی که هر کدوم از ماها رو با تکاملمون پیش برد..و ایمانمونو قوی کرد برای بهتر شدن در قوانین الهی…

    این فایل فایل نشانه ها بود برای من تا بدونم..تمام خوشبختی و سعادتمندی ما در دنیا از همین نکته به ظاهر کوچک شروع میشود..

    چقدر لطف خداوند بهمون زیاده..چقدر بنده هاشو دوستداره و همیشه هدایتشون میکنه…بنده همون احساس خوبه..الله اکبر

    احساس خوبی که یه وقتایی ظاهر ناجالبی داری و یه وقتایی کم داری..ولی بتونی ایمان به غیبتو قوی کنی..چقدر این احساس خوب درمانگر وجودیمونه..

    من اصلا نمیدونستم ابراهیم 100سالش بوده..فقط میدونستم سنش دیگه پیر بوده…بقول صحبت استاد عزیز عرشیانفر…حساب کن چقدر مورد تعرض قرار گرفته اینم تو این سن سال چقدر حرفها شنیده..اینم تو اون دور زمونه..

    یکی از افراد نزدیکمون چند ساله ازدواج کرده هر کسی میگذره..میگه بچه چرا گیرتون نمیاد اینقدر فرد رو همجوره آزار و با صحبتهای پوچشون مورد تعرض قرار میدن.واقعا این تضادها صبر بزرگی میخاد…

    این صبر ابراهیم باعث شد.تا خلیل الله بشه..دوست عزیز خداوند…که یبار من از خداوند درخواستی داشتم از طریق قرآن بهم گفت..مانند ابراهیم باش که او فقط یکتاپرست بود…و مشرک نبود

    چند روز پیش یجا شنیدم.گفتن.ابراهیم درسته تونسته در برابر خداوند خلیل الله بشه..ولی چون فرزندش به پیامبری نرسیده خداوند اونو دور کرده..

    این نشون میدادکه فقط دین پیامبر و اجدادشون..همون اعتقاداتی که رایجه..که خودش شرک محسوب میشه..(بازم این نورد به ما ربطی نداره)

    وووو

    میخام بگم باوراهمون خیلی میتونه تحت تاثیر قرار بگیره…باید یادمون بمونه فقط ایمان بخداوند با احساس خوب بوجود میاد…

    همه چیز..استقامت ما فقط با احساس خوبه.هر اتفاقی پیش بیاد..برای خودم همین امروز پیش اومد یه اتفاق به ظاهر ساده باعث شد یه دری بروم راجع بکارم باز بشه…

    و من این موقعها سعی میکنم خیلی واکنش انجام ندم..

    ولی قبلانا همین موردها برام عذاب شدیدی میشد…یکم میپیچه غر غر کردنم شروع میشد..ولی الان همونو مایه خیر و برکت میبینم..

    استاد عزیزم چقدر شما داریید آموزشها رو به سادگی برامون میقبولونیین!حقیقتا من همیشه از چیزهای پیچیده خیلی زود خسته میشم افرادی که میخان لقمه رو دور سر بچرخونن.یکم برام ازار دهنده هست…

    چقدر شما این مبحث..صبر استقامت ابراهیم را باز نمودین..الله اکبر…

    دقیقا همینه!بخدا همینه!

    ما فقط با تکامل پیش میرم خداشاهد من هیچ ربطی به یه دقیقه پیشم ندارم چرا؟

    چون من دارم هی بیشتر به قانون ایمان میارم..

    روز گذشته از خداوند درخواست کردم برای روند کاریم!فورا بهم گفت برو فلان فایل..بازم گوش نکردم…بهم گفت میفهمی برو فلان فایل…

    چیشد؟

    آگاهیی برام واضح شد با وجود دیدن در گذشته …اصلا متوجهش نبودم…حتی کامنت گذشته ام خیلی درک نکرده بودم.ولی دیروز درکش کردم..

    بازم چیشد؟اولین اقدام به خداوند که فقط تویی که میتونی اینکار رو به شکل ساده برام انجامش بدی

    دیگه چیشد؟یکاری سری قبل داده بودم برای روند کاریم انجام بدن..هر موقع درخواست اونکار رو به اینفرد میدادم یه مشکل پیش میومد یا یه اتفاق پیش میومد…که نشه!

    بعد گفت تا عصر اماده هست..چیشد..بازم انجام نشد..همون لحظه که خداوند بهم الهام کرد.گفتم فعلا دست نگهدار فعلا کنسل کن..

    گفتم اگه خداوند داره بهم میگه که اینراهش درست نیست پس منم باید ایمانمو نشون بدم.

    ایمان یعنی عمل به حرفهای و الهامات خداوند در این سایت بهشتی…

    نمیدونم پشت این موضوع چیه!

    ولی میخام اعتراف کنم همه چیز خودشه من باید بتونم این کشتی درونیم را با لطف خودش به ساحلی که خودش میدونه بخابونم.

    من فقط با ارامشه.با احساس خوب..و این اعتماد..خدایا این اعتماد به تو چقدر ما داریم پاداش میگیریم

    چقدر در برابر مشکلاتی که هر کسی از اطرافیانم بهم نگاه میکنه میگه چقدر حالت خوبه..

    چقدر در برابر تضادهایی که قبلا داشتم الان با روی خوش انجامش میدم.

    بخودم گفتم اگه نتونی یعنی ایمان نداری ایمان یعنی بتونی قدم برداری..

    امروز کاری که برام بازم یکم سخت بود.در عرض چند دقیقه سروتهشو هم اوردم..

    میخام بگم این عملگرایی برای هر کسی بسته به موقعیتش متفاوتها…..

    برای استاد عزیزمون اون شرایطی که از قم بلند شده بره بندرعباس و این حرکتها رو انجام بده..و دفترشو تو ایران تعطیل کنه بره خارج از کشور..

    میدونی درها همینجور برای ایشون باز شده همون اطمینان قلبی بخداوند..

    وای چقدر این احساس خوب میتونه مایه همه چیز باشه..خداوندی که دنیا رو پر از فراوانی و نعمتها قرار داده برای ما بندگانش.

    چقدر راحت با باورهای گذشتگانمون داریم این خوشی ها و سقف ارزوهامونو کوتاه میکنیم.

    خداوندی که مدام داره میگه بنده من من میخام به تو رزق و روزی بدم..ما میگیم دروغه مگه میشه..مگه میشه!

    ما باید بیل بزنیم.ما باید فلان ساعت صبح بلند بشیم کار کردن ..و بدوییم برای سخت کار کردن تا بتونیم زنده بمونیم..

    همه این باورها پاشنه هممون بوده..باور گذشتگان بدترین سم..برای خوشبختی و سعادتمندی دنیا و اخرت..

    فقط باید از قانون تکامل استفاده کنیم و بخودمون سخت نگیریم و بتونیم این احساس خوب رو شالوده وجودیمون کنیم..

    همه چیز با احساس خوب رقم میخوره..احساس خوب نعمتیه که همه کس بهش نمیرسه..

    همون بنده ایی که عاشق پروردگارشه ..مثل کسی که معشوقه ایی داره و در برابرش حالش خوبه…

    معشوقه ایی که رب.پروردگاره..با همه کس متفاوته..چون وجودش احساس خوبه.

    چون وجود پاداشش دنیوی و اخروی

    چون وجود نعمت و فراونیها هست

    چون وجودش عشق بی نهایته

    چون وجودش حال خوبه

    چون وجودش همه چیز….همه چیزه همه چیزه

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سپاس مخصوص پروردگاری که رب العالمینه..پروردگار تمام جهانه

    بخشنده و مهربان.(همون ذات بخشندگی اش نسبت به بنده هاش.)

    مالک روز جزاست

    تنها تو را می پرستم و تنها و تنها از تو یاری میجوییم.

    خدایا ما را براه راست هدایت کن راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی..

    و نه راه گمراهان.

    خداوند تو این ایه داره داد میزنه که منم پروردگار تو که دوستدارم رزق و روزی و خوشبختی را بهت بدم..فقط به من ایمان بیاور..

    شکیبایی کن که شکیبایی تو جز یاری رساندن من نیست.

    خدایا مرا بیامرز!که تو مهربانترین مهربانان هستی.

    در تمام باورهای قرآنی و باورهای توحید قرآن خداوند داره این احساس دلگرمی و احساس خوب رو به ما نشون میده..چقدر ما راحت بعضی موقعها کم میارم که بازم..

    این احساس بدی که در درون ما پیش میاد.این نقطعه رو داره به ما ثابت میکنه…

    که چقدر جایگاه احساس خوب میتونه..وجود الهیمونو برانگیزه کنه!

    چقدر میتونه شرایطی که برای تمامی افراد خانواده ام زندگی و شرایط سختیه..برای من بهشت کنه!

    چقدر میتونه الهامات خداوند رو در همین نقطعه افراد ،در ارتباطم زیباتر و قشنگتر کنه.

    چقدر میتونه زندگی رو زیباتر کنه زندگی که بوی عطر خداوند در فضایش پیچیده هست..

    الله اکبر…

    خدایا سپاسگزارم که این دنیای مادی را در برای چشمانم زیبا نموده ایی و نور الهیت را در وجودم گسترش دادی..

    که بتونم این کنترل ذهن در ثانیه به ثانیه زندگیم به اجرا در بیاورم.و جوری بهر موضوعی نگاه کنم و استقامت بورزم.که همین شرایط بظاهر ناجالبی که برام پیش میاد به نفع خودم تمومش کنم.

    من حدودا چند ماه پیش خواب دیدم..فرار کرده بودم از خونه..و دقیقا صحنه عصابنیت خانواده ام خداوند بهم نشون داد…

    بهم گفتن تو کجا میخای بری منم گفتم امریکا..حالا کجا بودیم.اروپا..اینقدر این کشور پر از تکنولوژی و زیبایی بود..که دوستنداشتم برگردم به محیط خونمون..

    ولی چیزی که داشت درونمو تخریب میکرد..که من هیچی با خودم نیورده بودم..نه پول.نه لباس.حتی زبانم بلد نبودم.فقط میخاستم به خاسته ام برسم..خیلی حسش حس بدی بود.درست بود ظاهرش خیلی قشنگ بود ولی حسش خیلی داشت ..ولی درونمو آزار میداد..

    همین خواب الهامی از خداوند براحتی بهم گفت..مهم فقط رسیدن به یه خاسته نیست.حالا اون خواب چند نمونه از خاسته هامو جلوی چشمم اورد…گفت مهم فقط خاسته نیست!…مهم کیفیت رسیدن به خاسته هست..

    پس همونجایی که هستی باید احساستو خوب کنی.باوراتو قوی کنی…تا کم کم هدایت پیدا کنی..

    بازم قانون تکامل رو برام بیان کرد…

    دقیقا همینه!من خیلیا رو میشناسم خیلی شرایط خوبی دارن..ولی بازم ناسپاس اند و همون احساس بد رو نقش زندگیشون کردن.

    پس اینو بخودم میگم..همه چیز با احساس خوب تیک میخوره.لذت شادی از لحظه به لحظمون..نه فقط داشتن چیزی..

    اگه بحث پول و ثروت بود.برای همه عموم…بیشتر مردم شاد بودن..

    وقتی بیشتر کنجکاو میشم بیشتر میدونم قانون الهی..فقط با احساس خوب پیوند میخوره..

    انشالله که بتونیم بجای حرف مفت..عمل کنیم.و بتونیم با دید الهی تری به هر موضوعی نگاه کنیم.و تکه های وجودیمونو نقش بدییم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  6. -
    زهرا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 1337 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم عزیزدلم

    سلام بچه های عباسمنشی

    خدا می‌دونه چقققققدر دلتنگ شدم این مدت

    با خواندن کامنتا فهمیدم که واقعا همه مون دلتنگ شدیم

    واقعا چقدر شکرگذاری کردم برا روزهایی که بی. دغدغه وارد سایت میشدم و هر چی میخواستم می‌دیدم و می‌شنیدم و مطالعه میکردم و می‌نوشتم چه بهشتی بود چقدر حال خوبی داشتیم

    من تو اون مدت میرفتم فیلم های سفر به دور آمریکا رو از آپارات دانلود میکردم و با پسرم می‌دیدم خیلی حالم خوب میشد قشنگ روزم ساخته میشد

    اون قسمتی رو دیدم که در مورد آبشار نیاگارا بود

    یاد مایک افتادم که خیلی وقته ندیدیمش

    و دلتنگشیم

    واقعا با خنده ها و شوخی های استاد منم می‌خندیدم

    با صدای گرم مریم جان همراه میشدم و از طبیعت لذت می‌بردم

    من هر روز صبح سایت چک میکردم که خدارو شکر امروز باز شد و خیلی ذوق کردم

    انگار بعد مدت ها آمده باشم به خونه خونم همچین حسی

    چند روز پیش داشتم فکر میکردم نگاه کن چقدر فرکانس هامون پایین آمده که کل ایران از مدار بودن تو سایت عباسمنش محروم شده

    ولی از اونجایی که به قول استاد تر و خشک باهم نمیسوزه من مطمئنم که کل ایران آب ببره هم هستن کسایی که باز نجات پیدا میکنن و حال خوبشون رو حفظ میکنن

    این مدت وقتایی که ذهنم می‌رفت سمت جاده خاکی بهش میگفتم بابا این چیه بهش فکر می‌کنی چرا به این فکر نکنم که امروز میخواد پول بیاد تو حسابم و من پیامک بانک ببینم چرا به این فکر نکنم که امروز یه هدیه دریافت میکنم و…

    خلاصه که دیروز یکی از دوستای قدیمی م بهم پیام زد و ازم کرم ضدآفتاب خرید

    همون آدمی که بارها آمد بخره و غیبش زد

    همونی که بارها بهش پیشنهاد دادم و غیبش زد

    همونی که بجز تلگرام جایی دیگه پیداش نمیشد

    حالا خودش اس ام اس داد و در عرض دو سه ساعت خریدش انجام داد

    خیلی جالبه نه

    یاد حرفایه یکی از دوستان می افتم که تو کلاپ هاوس داشت با استاد صحبت میکرد و می‌گفت خدایا تو خدای نشدن هایی یعنی خدایی که کاری که همه میگن نمیشه نمیشه تو دقیق میزنی وسط خال و ردیفش می‌کنی دمت گرم

    فکر میکنم حدود یک سال پیش بود یه همچین روزایی صبح که آمدم تو سایت دیدم مریم جون یه قسمت از زندگی در بهشت گذاشته که خودش بود و اون پرادایس بینهایت زیبا همه جا سفیییید سفیییید بود پوشیده از برف استاد رفته بود مسافرت و مریم داشت از روزمرگی هاش با عشق تعریف میکرد ازینکه امسال لوله هاشون از سرما نترکیده و استاد یه راهکار ساده ولی راهگشا پیدا کرده ازینکه چند روز آب شون قطع بوده و عزیزدل با برف ظرفارو شسته از مرغ ها و خروس ها و….

    از ذوقش برای زندگی

    آخ ذوق برای زندگی چقدر این دو ماه اخیر از خدا خواستم اون ذوق و شوق منو بهم برگردونه تا باز دست بکار بشم و از زندگی م لذت ببرم بدون ذوق و شوق زندگی زندگی نیست مردگی

    خلاصه که فکر کنم تو این یک سال من مریم ندیدم و خیلی مشتاق دیدنش هستم حتی ازین کنجکاوی های زنونه دارم ببینم موهاش بلند تر شده یا باز کوتاه کرده ؛)

    خلاصه که هزاران هزاران هزاران بار خدا رو شکر میکنم که سه سال پیش شما رو پیدا کردم

    راستی چقدر جالب بود که فایل جدید نزاشتید تا ما بیایم ممنون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    عذراصادق ابادی گفته:
    مدت عضویت: 2386 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام استاد جان استاد من این فایل همون موقع دانلود کردم دارم این لایو تو گوشیم ونمیدونم چندین دفعه گوشش دادم و هردفعه یه حس غرور و افتخاری به داشتن چنین رب وخالق بی نظیرم بهم دست میده. انگارخداداره قدرتشو به نمایش میزاره از طریق جواب دادن شمابه سوالهای اقای عرشیانفر ومن ایمانم قویتر میشه به شماواقعا شناخت دارین به قوانین وبقول خودتون مو رو از ماست میکشین بیرون سبحان الله سبحان الله به این همه درک استادجان خداروشکر به خاطر این منطق ودرکتون استاد جان خداروشکرکه هستین بهتون افتخارمیکنم خداوند به شکل شما درقالب شما اومده توی زندگیم الحمدلله.

    استاد من توی کارم یه مشکل پیش اومد وتقریبا بیکارشدم به مدت 6ماه واولش که کنترل ذهن اصن خیلی سخت بود و از یه جایی البته بعداز کلی تلاش تسلیم شدم وگفتم فقط باید احساسمو خوب کنم وبهم گفته شد ایراد شرکی که داری وگفتم خب برم سراغ توحید چه شرکیم داشتم نمیدونستم یاد حرف شما افنادم که ول کنید چه باور اشتباهی داشتید ببینید چه باوری بسازید که کمکتون کنه چون ممکنه هیچوقت نفهمید چه باوری داشتیدوخودمو بستم به فایلهای رایگان ازفایل توت فرنگی19دلاریم شروع کردم و هر روز بهتر بهترشد حسم و بیکارم نموندم هرجا کاری بود مربوط به شغلم انجام دادم باچند نفرکار کردم کلی تجربه کسب کردم والان که نگاه میکنم میگم اصن چقد اون مشکل به ظاهربد خوب شد واسم وسپاسگزار بابت این دوره .وامروز صبحم اومدم دیدم خداروشکرسایت واسم بالا اومد وچقد خوشحال شدم خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  8. -
    ساره خالقی گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    به نام خدایی ک هرچه دارم از آن اوست،

    سلاام و درود به استاد عزیزم و همه دوستان

    خیلی خیلی دلم برای اینجا بودن تنگ شده بود و وقتی الان بدون فیلترشکن تونستم بیام سایت، کلی خوشحال شدم،

    استاد تو دوره هم جهت میگفتید ک یسری نعمتها بدیهی شدند ما یادمون میره سپاسگزاری کنیم، یکیش همین نعمت اینترنت هست، نعمت سایت و بودن درکنار دوستان عزیزم

    خداروشکر تو این مدت کنترل ذهن خوبی داشتم و ورودی هامو کنترل کردم، چند روزی وقتی فضای شهر رو میدیدم احساسم بد میشد، دلم میگرفت، یا وقتی صدای اخبار تو خونمون بود…

    اما سعی کردم بهتر از قبل رو احساسم کار کنم، هفته اول یه پروژه داشتم ک روزی چندین ساعت وقت میبرد و خوشبختانه به نت نیازی نبود و اونو تموم کردم، کلی احساس سبکی کردم و برای این ماه حجم کارم خیلی کمتر شد،

    خونه رو تمیز کردم، کارای عقب افتادمو انجام دادم، استراحت کردم، حتی متوجه شدم ک خیلی به سوشال مدیا وابسته نیستم و نبودشون منو اذیت نمیکرد

    با خانواده ام بیشتر وقت گذاشتم، کتاب خوندم، حتی یه دوره اموزشی شرکت کردم

    هر نحوی ک بتونم از روزم استفاده مفیدتری کنم و بجای احساسات منفی، ایمان رو تو خودم پرورش بدم…

    الان از خداوند بیشتر بخاطر داشته هام سپاسگزارم

    تنها چیزی ک حس میکردم کمه، نبودن تو همین سایت بود، جایی ک وصل باشی به توحید، به حال خوب، به دوستان عالی

    اما دقیق این زمان، زمان عمل بود به همه ی اموخته هایم تو دوره هم جهت با جریان خداوند

    و خرسندم ک تونستم عمل کنم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  9. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2082 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد حکیم و عزیزم

    سلام به مریم بانوی زیبا رو و زیبا سیرت

    و سلام به همه اعضای سایت که هم خانواده و رفیق های همراه من در این مسیر زیبای توحیدی هستند

    خدا رو شکر که امروز منو در مدار شنیدن این فایل پر از آگاهی قرار داد

    این فایل منو لبریز از حس سپاسگزاری نسبت به استاد کرد

    چقدددر زیبا و دقیق استاد عزیز ما در جواب به استاد عرشیانفر موضوع تکامل و تأثیر اون روی قویتر شدن ایمان رو مطرح کرد در داستان حضرت ابراهیم و قربانی کردن اسماعیل

    یعنی وقتی آقای عرشیانفر این موضوع رو مطرح کرد که خداوند ممکنه ما رو هم به همین شکل امتحان کنه جواب ما چیه؟ منی که بنظر  خودم واقعا به خدا ایمان و اعتقاد دارم ترس برم داشت، که فکر  نمی کنم من اصلاً از پس این امتحان بر بیام…

    و خدا رو شکر  صحبتهای ارزشمند استاد عزیزم آب سردی شد بر آتش ترس من و آرامش رو به قلب من باز گردوند

    ابراهیم که از اول اینجوری نبوده؟!

    شک کرده

    از خداوند هدایت خواسته

    اتفاقات زیادی براش افتاده

    اونو تو آتیش انداختن و آتیش براش گلستان شده

    در سن صد سالگی بچه دار شده

    چندین مرحله تکامل طی کرده

    تا به این حد از ایمان رسیده

    وقتی که به قلب ما چیزی الهام میشه که بنظر منطقی نمیاد و ما به اون الهام بعد از کلنجار با خودمون عمل می کنیم و نتیجه میگیریم دفعه دوم که الهامی بما میشه که خیلی هم منطقی نیست خیلی راحتتر میپذیریم، اون کار رو انجام میدیم دوباره نتیجه میگیریم باز هم بارهای بعدی راحتتر و راحتتر…و ایمانمون هربار زیادتر و قویتر میشه

    بقول سعیده عزیزم در راستای عمل بشکل بهبود گرایانه به همین اندازه اکتفا می کنم و توفیق کامنت نوشتن رو بخاطر کمالگرایی از خودم سلب نمی کنم

    خدا رو شکر بر اتفاقات زیبای امروزم

    خدا رو شکر که شکارچی نکات مثبتم و کلی زیبایی میبینم

    صبح پنجره رو باز کردم رو به باغچه زیبا و پر از شکوفه های گیلاس و سیب و آلبالو و گلابی و میوه های دیگه

    هیچ صدایی بجز صدای زیبای چه چه و آواز بلبل ها و پرنده های دیگه نبود

    انگار با هم در حال گفتگو بودن یکی رو این درخت چه چه میزد اون یکی روی یه درخت دیگه جوابشو میداد

    رفتم بیرون برای خرید و همینجوری که داشتم از کنار مغازه ها رد می شدم تو یکی از اونا دیدم دوتا جوون آهنگ شادی گذاشتن و وسط مغازه مشغول رقصیدن هستن

    با دخترام تو اسکایپ صحبت کردیم و طبق معمول  هر تماسمون چقدر درباره فایلها و باورها و قوانین صحبت کردیم

    ظهر که برای ناهار جوجه کباب حاضر کردم و به سیخ کشیدم بردم حیاط کنار باغچه و کنار همسرم که داشت منقلو آماده میکرد صندلی گذاشتم و دفترمو باز کردم شروع به نوشتن سپاسگزاری کردم

    نزدیک غروب داشتم حیاط رو جارو میکردم که یهو صدای زوزه حیواناتی رو شنیدم که دسته جمعی برای چند لحظه شروع به زوزه کشیدن کردن  به همسرم گفتم اینا قبل از ما شروع به عبادت و تسبیح خدا کردن  ما هم بریم به نماز و ذکر و تسبیح خدا بپردازیم

    خدا رو شکر بر همه نعمتهای زندگیم

    خدا رو شکر بر نعمت وجود استاد و مریم جانم  دوستان عزیزم که هر کدوم به صورت خاص و متفاوتی سبب رشد من میشن

    از همه  فراوان فراوان سپاسگزارم 

    از خدای مهربانم نیکبختی و سعادت دنیوی و اخروی رو برای خودم و همه شما خواستارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    سمیه زحمتکش گفته:
    مدت عضویت: 1943 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام عزیز دلم ،شکرت برای هدایتم به این سایت .

    رفیقم ،شکرت برای این چند روزی که قطع شدن اینترنت ،باعث شد بیشتر بچسبم به دوره احساس لیاقت ودراحساس خوب موندن .

    گردن کلفت قدرتمندم ،شکرت برای اینکه کنارم هستی ومراقبمی .

    خدایا با تمام وجودم شکرت که با قوانین حهانت اشنا می کنی ،تا بهتر خودم وتورا بشناسم .

    خدایا شکرت برای بودن در این مسیر توحیدی

    چقدر خوشحالم که اینترنتذوصل شد و باز چشمم به جمال سایت وصحبت های استاد روشن شد .

    چقدر جالب بود بعد از گام چهارم این پروژه هدایت خدا اومد، که دانلود کنم فایل رو ،وهرروز می‌شنیدم

    و جالب اینجا بود که تو محل کارم ،بع یه تضادی خوردم ،که احساسم داشت بد میشد .

    و کنترل ذهنم سخت شده بود .

    دیگه گفتم باید حل شه .

    در موردش هم فقط به سرپرست گفتم که راه حل بده به من .

    روز بعد سعی کردم تمرکز کنم روی فایل های دوره های که دارم مثل هم جهت واحساس لیاقت وسکوت کنم ودر موردش حرف نزدم .

    کم کم احساسم بهتر شد وفقط می گفتم دستم را تو آتیش کنم می سوزم .

    باید احساسم را خوب کنم .

    فرداش حالم خوب خوب شد وهمون فرد رفتارش زمین تا آسمون با من تغییر کرد .

    از دوره هم جهت با جریان خدا ،بهتر درک کردم ،باید روی مونتوم منفی نیفتم سپاسگزار باشم .

    به اندازه ای که کار کردم روی خودم نتایج هم تغییر کرد برام .

    فرق من و پیامبر ها در ایمان وباورهاشون نسبت به خدا بوده واحساس خوب و اعتمادی که داشتند .

    وگرنه اونها هم انسان بودند ،مثل من .

    دقیقا دیشب داشتم فکر میکردم ،خداراشکر سلامتی هست وزندگی داره می چرخه .

    چرا یه چیزی ته قلبم نگرانه ؟

    واحساسم رابد می کنه .

    همین احساس خوب ،و علی بی غم بودن همه چی را ردیف می کنه .

    استاد یک ماه میشه دارم کار می کنم برای یه شرکت وخشکبار.

    فقط سعی کردم برای حقوقم احساسم را خوب کنم که خدا حواسش به من هست و قلب ها را برام نرم

    می کنه .

    حقوق اولم که باید کمتر میشد ،به اندازه حقوق همکارم که 4سال اونجا کار می کنه ،شد .

    و این جور احساس خوب وبی خیال بودن و تسلیم شدن ،جواب میده .

    همین یه کار را خوب یاد بگیرم ،به خدا مهم ترین کار را انجام دادم .

    شکرت برای وجود استاد

    شکرت برای اینترنت

    شکرت برای آشنایی با قوانین جهانت

    شکرت برای همین لحظه ام

    شکرت برای چالش هایی که باعث شد بزرگ شم وظرف وجودم رشد کنه .

    شکرت برای دوره های که از استاد دارم وحکم چراغ راهنمای منه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای: