اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اوایل فایل راجع به سن و سال آقای ارشیانفر صحبت کردن من این موضوع برام یادآوری شد که الگوهایی که دیدم معمولا آمریکایی و اروپایی ها سن های 90 یا 95 ساله تقریبا سرحال دیدمو این نشون دهنده سلامت و صلح درونی این افراد با خودشونه حتی تو سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت یا قدیما چون باور اکثریت راجع به سن و سال نبود افراد بیشتر عمر میکردن اما تو این دوره هم رسانه ها هم باوریت اکثر مردم دارن اینو ترویج میدن که تو کشور ما بیشتر از 80 سال عمر نمیکنن و بازم میرسیم به بحث باور اکثریت جامعه
تکاملمون و ابراهیم وار طی کنیم ….
* ناامیدی و احساس بد در هر جایگاهی باشی باعث احساس بد بیشتر میشه حتی حضرت یونس باشه قانون قانونه
و در آخر نکته بسیار مهمی که استاد گفتن :
وقتی فکرت وحشتناک درگیرت میکنه و نتونستی کنترلش کنی برو یه کار فیزیکی که بالاترین ضربان قلب و ایجاد کنه انجام بده که ذهنت مغزت درگیر اون کار باشه و نتونه هیچ فکر دیگه ای کنه از لحاظ فیزیکی هم همینه وقتی جسم یه کار فیزیکی بالا انجام میده تمرکز و کنترلش و میزاره برای اون کار و اصلا جای خالی نمیمونه برای فکر دیگه
اینا مواردی بود که برای خودم تو دفترم یادداشت کردم نکات مهمی که هم استاد توضیح دادن هم اقای عرشیانفر
بازم ازتون ممنونم استاد عزیزم خدایا شکرت که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
چقد دلم برا سایت و دوستان عزیز و استاد عزیزم تنگ شده بود خدا روشکر که هستید .
از اینکه دوباره نت داریم و سایتمون فعال شده و میتونیم مشارکت داشته باشیم و مشارکت و دیدگاه دوستان عزیز رو بخونیم و از تجربههاشون استفاده کنیم از خداوند سپاسگزاری میکنم .
در نبود نت ، دوره ی سپاسگزاری رو مرور کردم با دقت و تمرکز بیشتری این دوره رو کار کردم . نمیگم این مدت عالی عمل کردم تو یه زمینههایی خیلی خوب عمل کردم و تو یه زمینههایی با وجود دونستن راهکارها و آگاهی هایی که داشتم متأسفانه گاهی خوب عمل نکردم .
با توجه به اوضاع و شرایط کشورمون و اتفاقاتی که این مدت رخ داد هرچند مورد قضاوت خیلیا قرار گرفتم اما سعی کردم از عقل و منطق و تجارب گذشته و آگاهیهایی که از استاد عزیز کسب کردم استفاده کنم و وارد هیچ بحث جدی ای نشم و از تحمیل عقیده و عقایدم و احساساتم نسبت به اتفاقات و مسائلی که بحث و گفتگوش همه جا هس دوری کنم .
سعی کردم به حواشی ها توجهی نکنم و به اصل که کمک گرفتن از نیروی برتر و خدای احد و واحدمون هس توجه بیشتری داشته باشم . اینکه فکر کنم خیلی از مشکلات و دغدغههای زندگی به دست یه عده آدمهایی قراره تغییر کنه و منو به سمت و سوی بهتری بکشونه نه چنین باوری رو نداشتم و نخواهم داشت .
با توجه به اصول قوانین جهان هستی ، چنین نگاه و چنین باورهایی رو تو ذهنم پرورش ندادم سعی کردم خودمو درگیر احساسات نکنم . دیدم کسانی رو که تو این جریانات خودشونو درگیر احساسات کردن چقد وارد احساسات منفی شدن و تمام کلام و زبونشون به سمت لعن و نفرین میچرخه و منتظرن فرد دیگه ای بیاد تا مشکلات و دقدفه هاشون حل و فصل بشه .
جالب تر این که این احساسات و مداخلهها رو وظیفه ی انسانی میدونن و کسانی رو که برعکس عمل میکنن رو جز آدمهای بیخیال و بیوجدان میدونن و هزاران انگ دیگه بهشون میزنن .
هیچ وقت دوست نداریم شاهد و ناظر مرگ و میرهایی از این قبیل باشیم میدونم از دست دادن عزیز و هم وطنای عزیزمون چقدر دردناک و غمگینه اما تو جایگاهی نیستیم که هیچ چیز و هیچ کسی رو قضاوت کنیم پس بهتره دنبال اعتراضات نباشیم و سکوت اختیار کنیم و بدون اینکه این مسائل رو دنبال کنیم دنبال حواشی و خبرها چ در رسانههای داخل کشور و چ در ماهواره و خبرای فضاهای مجازی نباشیم و ذهنمونو درگیر چیزی نکنیم .
من سعی کردم زندگی عادی خودمو داشته باشم مثل همیشه به برنامهها و روزمرگیهای خودمون بپردازیم و با تمرکز به هر چیز مثبتی این روزا رو بگذرونیم.
برای کسانی که داغ دیدن کاری از دستمون بر نمیاد حس دلسوزی و ترحم و ناله و گریه و زاری چیزی جز درگیر کردن ذهن و وارد شدن به احساسات منفی نیس باید از هر اتفاقی درس گرفت و رد شد و نباید تحت تاثیر آدمها و موضوعات و مسائلی شد که ما رو از حضور و قدرت خداوند ، دور میکنه شد.
اگه در ابن بحرانها همه چیو به خدا بسپاریم حتمن خداوند ما رو به بهترین حال ممکن هدایت میکنه و تو هر زمینه ای هر نیازی داشته باشیم رفع میکنه .
در اکثر لحظات سعی کردم دعا کنم و از خداوند خواستار بهترین لحظات برای تمامی مردم کشورم باشم از خداوند آرامش و آسایش مالی و جانی برای تک تک هموطنانم خواستار بودم و هستم . سعی کردم تو این جریانات احساسات منفی رو کنترل و احساسات خوب رو با ایجاد برنامه ریزی درست پیش ببرم . از خداوند برای تک تک کسانی که عزیزی رو از دست داده ، صبر و آرامش میطلبم از خدا میخوام همیشه و در تمامی لحظات ما رو در مسیر درست هدایت کنه . همیشه گفتم چیزی از سیاست و اقتصاد و هر چیزی که به امور کشور ربط داشته باشه سر در نمیارم سعی نمیکنم به این چیزا فکر کنم و در موردشون حرف بزنم چون متوجه شدم داشتن حس خوب و آرامش و بدست اووردن نیازها و خواسته هام به روشی که اکثریت دنبالش هستن ، نیس .
نگاه ما به دنیا و اتفاقاتش با بقیه فرق داره .
نمیدونم خیلیا اینجور بی تفاوتیها رو دور از مردم داری و وفاداری میبینن اما وقتی به نتیجه ی احساسات منفی بقیه نگاه میکنم طبیعتاً دوست ندارم شبیه اونها باشم . موندن تو احساس منفی فقط آدمو به سمت افسردگی و خشم و عصبانیت بیشتری میبره در حالی که کار خاصی از دستمون بر نمیاد حداقل من اینطور فک میکنم .
با وجود آشفتگی ها و کشمکش های کشورمون ما با مشکل خاصی مواجه نشدیم سعی کردیم از لحاظ مالی اوضاع رو بپذیریم و به چیزی جبهه و خرده نگیریم نیازها و خواستههامون رو اولویت بندی کردیم و بدون اینکه خودمونو اذیت کنیم سعی میکنیم درست پیش بریم و باور های کمبود رو نداشته باشیم بلکه باور فراوونی رو تقویت کنیم .
بابت موضوعی ، به مدت چند روز احساس خودمو بد کرده بودم به قول معروف چوبشم خوردم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم به طور خیلی عجیبی نسبت به یکی از نزدیکانمون حس نفرت و رنجش گرفته بودم چون احساس میکردم از همسرم و زندگی من ، سوء استفاده میکنه و از اونجایی که همسرم به خاطر حس دلسوزی و ترحم شهامت نه گفتن به اون شخص مقابل رو نداشت من ناراحت میشدم و خیلی راحت سمت احساس بد میرفتم .
تو این لحظات خیلی خوب میفهمیدم و با خودم میسنجیدم که توجیه و دلیلم برای موندن تو احساس بد ، قابل قبول برای جهان نیست ولی با وجود این آگاهی ، نمیتونستم غلبه به حس بدم داشته باشم . مدام به خودم میگفتم : خدایا به تو و عدالت تو ایمان دارم آنچه متعلق به من است از من گرفته نمیشود و من آسوده خاطر هستم ، ولی آسوده خاطر نبودم خیلی جاها میترسیدم حتی بارها و بارها به خودم متذکر میشدم که از زاویه ی بهتری به این قضیه نگاه کنم ولی زود فراموش میکردم خلاصه اینکه یه هفته خیلی راحت به خاطر کنترل نکردن احساساتم به خاطر عدم پذیرشم به خاطر ترسهام و عدم ایمانم ، به خاطر درک نکردن و به خاطر توقعاتی که بقیه داشتم حال خودمو خراب کردم ولی بعدش متوجه شدم میشد تو این شرایط حال خوب و بهتری داشت . همه چیز دست خودم بود میتونستم نجواها و گفتگوهای ذهنی رو کنترل کنم و بیشترین تمرکزم روی داشتن احساس خوب و یا حداقل خنثی بودنش باشه متوجه شدم جایی که عاجزم و قدرت تغییر چیزیو ندارم باید بیشتر سکوت میکردم و به خداوند اعتماد میکردم باید در مقابل دیدن تضادها تسلیم بودن و صبور بودن رو یاد بگیرم متوجه شدم هنوز انگار ایمان صد به خدا ندارم خیلی خوب میفهمم جاهایی که ترس سراغم میاد کاملاً مشخصه خدا رو کنار میزارم و خودم میخوام دست به کار بشم خیلی قشنگ زور زدن و تقلا زدن خودمو میفهمم ، نمیدونم چرا با وجود دونستن این همه آگاهی نمیتونم گاهی غلبه به احساسات منفیم داشته باشم .
این تضاد حالا حالاها هس حداقل میدونم تا وقتی که ذهنمو از این موضوع رها نکردم هس . امیدوارم بتونم با نگاه بهتری به این قضیه باش کنار بیام و بدون اینکه وارد احساس بد بشم و بدون اینکه نسبت به اون فرد این همه رنجش بگیرم عملکرد بهتری داشته باشم ، چیزی که خودم تو این سالها یاد گرفتم باید شهامت و جسارتمو با اعتماد و ایمان به قدرت خداوند نشون بدم. لحظاتی که خدا رو تو وجودم حس میکنم نگرشم تغییر میکنه . حس بدم نسبت به اون فرد کاملاً تغییر میکنه آروم میشم ولی واقعاً نمیفهمم چرا گاهی اوقات اونطور که باید خوب عمل نمیکنم اگه صادقانه بخوام احساسمو بگم ، بارها این سبک اتفاقات و تضادها رو تجربه کردم ، به نظرم کافیه دیگه نباید خودمو قانع کنم که اشکال نداره عوضش تجربه کردی واقعاً باید بفهممش و تکرارش نکنم .
امیدوارم حداقل تو این موضوع بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مقابلش واکنشی نشون ندم . خیلی سال بود از کسی در این حد نفرت پیدا نکرده بودم امیدوارم دیگه تکرار نشه ، خداروشکر اون حس بد رو الان ندارم و دوست ندارم داشته باشم چون همون یه هفته خیلی بهم سخت و بد گذشت .
حتی نمیتونستم تمرکزی رو کارای شخصی و علایقم دلشته باشم و این جالب نبود چون هدر دادن وقت و زمان بود .
استاد جون قشنگم ، شما میفرمایید زمانهایی که ب هر دلیلی حالمون خوب نیست ، سعی کنیم بخابیم ، من اگه میتونستم بخابم که مطمئنم از شدت خشم و ناراحتیم کم میشد .مشکل من اینه اینجور وقتا اصلا خواب ب چشمم نمیاد حتی پاسی از شب باشه تقریبا تا صب بیدارم و کاملا اذیت!
موندن تو احساس بد این عواقبها رو هم داره .
دور از جون مثل فلجا میشم ذهنم از کار میفته دستم ب کاری نمیره هیچ چیزی بهم حال نمیده احساس بد به هر دلیلی دیوانه کننده و حشتناکه .
گاهی باید رها بود و مقاومتها رو شکست . کمی صبر و اعتماد ، همه چیو حل میکنه .
خدایا در تمامی لحظاتم خواستار هدایتت هستم هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن .
میخواستم درکی رو که خودم در این مدت 11 ماهی که دارم روزانه به صورت مستمر کار میکنم رو بنویسم که یاد آوری باشه هم برای خودم هم برای دوستانی که میخونن
من به این درک همین چندروزی که ما به نت دسترسی نداشتیم و با خوندن عمیق تر کتاب رویاها رسیدم
استاد شما بارها و بارها گفته بودین که خداوند انرژیه و این انرژی بی نهایت ، جهان رو خلق کرده و به همه چیز اعم از زنده و غیر زنده متصله یعنی اینکه ماهیت همه چیز انرژیه طبق قانون فیزیک هم انرژی از یک شکل به شکل دیگه در میاد
این انرژی در من جاریِ و من اونو با داشتن باورهای درست به صورت سلامتی تجلی میدم ، من هرگز نمی تونم سلامتی رو از دیگران طلب کنم بلکه باید خودم بدستش بیارم ، در مورد سلامتی ما راحت این موضوع رو می پذیریم
حالا در مورد عشق وقتی من از این انرژی درونم استفاده میکنم و عشق رو در خودم تجلی میدم این انرژی از من عبور میکنه و به دیگران هم منتقل میشه (یعنی من با داشتن باورهای خوب و صلح با خودم اول انرژی خداوند رو به عشق تبدیل میکنم و بعد این انرژی از من عبور میکنه و به دیگران هم میرسه و به خودم بر میگرده که باعث میشه عشق رو از دیگران دریافت کنم
در مورد لیاقت و ارزشمندی هم همین طور یعنی من انرژی خداوند درونم رو با کمک باورهای خوب تبدیل میکنم به لیاقت و شایستگی و از خودم عبور میدم و دیگران ارزشمندی منو دریافت میکنن و با احترام با من برخورد میکنن
در مورد شجاعت و قدرت و…..
حالا در مورد ثروت هم همین طور من با کمک باورهای خوب و مثبت این انرژی رو به ثروت تبدیل میکنم و این انرژی درونم وقتی تجلی پیدا کرد از من گذر میکنه و دیگران ثروتمندی منو دریافت میکنن و دوباره از هزاران طریق به خودم بر میگرده
برای همینه که شما میگین:طبیعیه که ثروتمند باشیم و یا طبیعیه که ارزشمند باشیم ، یا اینکه ما منبع ثروتیم ، ما خود منبع لیاقت و ارزشمندی هستیم ، چون ما از بدو تولد این انرژی رو در تک تک سلولهامون داریم و ما فقط و فقط باید این انرژی رو به کمک باورها و ایمان تبدیل کنیم به عشق به ثروت به لیاقت به شجاعت به قدرت ….
یعنی تا زمانی که من درونم گره دارم اجازه تجلی این انرژی رو در خودم نمیدم که از من عبور کنه ، من باید فقط و فقط روی خودم کار کنم
حالا بهتر میفهمم من خودم خالق ام یعنی چی؟.
حالا بهتر میفهمم من خودم منبع همه چیز هستم یعنی چی؟
حالا بهتر مفهموم طبیعی بودن رو میفهمم
من همیشه به این انرژی درونم دسترسی دارم و اون انتهایی براش نیست ، اون هرگز منو ترک نمیکنه ، اون هرگز منو رها نمیکنه ، من به کمک اون هر کاری رو میتونم انجام بدم ، یعنی از طرف خداوند و انرژی منبع همه چیز انجام شده است و من فقط با کار کردن روی خودم و باورهام این انرژی رو تبدیل میکنم ، من حتی فکر میکنم نیاز به کار خاصی هم نیست چون اون ثروت خودش راهشو پیدا میکنه و میاد و وارد زندگی من میشه من فقط باید سمت خودم رو انجام بدم که گرههای تاریک وجودم رو باز کنم
مثل سلامتی ، مثل عشق ، مثل لیاقت
ثروت هم همین شکلی درست میشه
من متوجه شدم که ثروت یک مفهومه یک درکِ ، و من باید بیشتر درکش کنم و اون خودش به صورت پول به سمت من جاری میشه
برای همینه که شما میگین: نیازی نیست بیرون رو درست کنی ، بیرون خودش درسته ، تنها کاری که ما باید انجام بدیم ،اینه که ارتباط مونو با خدای درونم بیشتر و بیشتر کنیم فکر میکنم الان بیشتر منظور رزق دومی که حضرت علی در موردش گفتن رو درک میکنم
استاد نمیدونیم چقدر خوشحالم از این درک
و چقدر بیشتر خوشحالم که ادامه دادم با این نوشتن های طولانی که البته همه لطف خود خدا بود، با اینکه خیلی وقتها خسته میشدم یا اوایل فکر میکردم من فقط دارم طوطی وار یک چیزهایی رو مینوشتم که درکی ازش نداشتم ولی حالا بی نهایت سپاسگزارم که نوشتم و ادامه دادم و کم نیاوردم ، خدایا صدها هزار مرتبه ازت سپاسگزارم
نمیدونم تونستم درکم رو توضیح بدم یا نه ، ولی
تا همینجای کار از دوستانی که به کامنت من هدایت میشن میخوام که فقط ادامه بدن به گوش دادن فایل و خوندن کامنت و نوشتن ، چون کم کم یک دریچه هایی در ذهن باز میشه و به درک عمیق تری دسترسی پیدا میکنیم
استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم که هم به خودتون و هم ما کمک کردین
سلام سلام استاد جونم عشقم شکر از این هدایت و این راه این مسیر این جهان این سایت شکر شکر برای شیطان که گمراهم میکند تا راه را پیدا کنم شکر برای نعمت های که گسترده شده در جهان از ثروت که داشتم و نمیدیدم شکر برای تک تک انسان ها که یا با عشق یا با کینه یا با خشم و خیانت و دروغ مرا به سوی خدا هدایت کردن شکر برای دشواری ها که ارزش آسانی ها را به من چشاند شکر برای بیماری ها که ثروت سلامتی را نشانم داد شکر برای باران که اگر نبود رنگین کمان وجود نداشت شکر برای این مسیر زندگی که تجربه کردم شکر از این استاد که فانوسی از نور به دستم داد تا در تاریکی فراموشی راه را به یاد آورم شکر برای تمام تضادهای که رشد و تکامل این عالم را رقم زد شکر از تکامل شکر از قوانین بدون تغییر خداوند شکر از هدایت شکر . ثروت ما قلبیست در جهت خدا آرامشی در حضور و نزدیکی خدا توانای و قدرت خدا آگاهی قادر بودن خداست چه چیز است که با ارزش تر از لمس خدا باشد به هر جا بنگرم روی تو بینم استاد به راستی که تمام درختان کاغذ شود و تمام دریا ها جوهر قطره ای از نعمت هارا نه میتوان شکر کرد و نوشت حال عطار و مولانا و شمس را میتوانم حس کنم که چگونه در عشق و حضورخدا مستانه غرق شدن دعای دارم برای تمام مان که آینه حضور روح خدا هستیم . زبانی برای شکر گزاری چشمی برای دیدن ثروت و نعمت های الهی و حضور خدا و گوشی برای شنیدن هدایت های الهی را میخواهم برای تک تک شما عشق ها هم خوانوادگی هام . و سلام و درود خدا به استاد جانم مریم بانوی عزیز و پارادایز دوست داشتنی . و این سایت مقدس . استاد تو خواب هم دارم سوره حمد میخونم ذکر الهی شده برام شکر شکر شکر️
وزنم که اومدپایین 7کیلو باکلی آزمون وخطا گفتم خب دیگه همین روشو ادامه میدم تا به نتیجه دلخواهم برسم وروسفیدبشم ،وگرنه شوهرم دیگه غرغرش درمیاد ومن شرمنده میشم .
کلی ذوق کردم برای این 7کیلو ،چای روکه کلا گذاشتم کنار یعنی قندروگذاشتم کنار چای تلخ میخورم پوست صورتم کشیده شده انگاربوتاکس کردم یکماهه قند وشیرینی نمیخورم خداروشکر رژیمه اینقدراسون شده که اصلا احساس گرسنگی ندارم .
الاهی شکر ات بخاطر همه چیز بخاطر فرصت و توانای که دوباره به من دادی تا بنویسم الاهی شکر ات
خدایا شکر ات که این روزها زندگی ام از فضل و هدایت پروردگار رنگ و بوی متفاوتی گرفته خیلی زیباتر شده روانتر شده کارها راحت تر و بهتر انجام میشه الاهی شکرت باورم نمیشه این همه سال چگونه روی خودم و دیگران حساب کردم که کارها را انجام بدم نتیجه اش چه شد فقد زجر کشیدن تقلا کردن بدبختی گره پشت گره ولی حالا خدا ره شکر سعی میکنم روی عقل و منطق خودم یا دیگران حساب نکنم سعی میکنم تسلیم باشم در برابر رب خودم که عالم مطلق است قادر مطلق است خدای که هدایت بنده گان اش را بر خود واجب کرده سعی میکنم همواره به خودم یادآوری کنم جایگاه خودم را جایگاه خداوند را بدون شک زندگی با وجود هدایت پروردگار خیلی روان و آسان پیش میره این روزها به خوبی لذت اش را حس میکنم مثلا در مسیر راه برای پیاده روی از خدا هدایت می طلبم در مورد چه صحبت کنم خداوند هدایت میکند در مورد بهترین موضوع که بهش نیاز دارم با خودم صحبت میکنم و چقدر درکم بهتر میشه یا خواب باکیفیت از خداوند می خواهم و یک خواب آرام و باکیفیت را تجربه میکنم که هرگز قبلا تجربه اش نکرده بودم واقعا در همه موارد صدها مثال میتوانم بزنم از هدایت پروردگار وقتی که می سپاری انجام میشه یا مواقع نماز از خدا هدایت که باتمرکز نماز چقدر نماز را کیفیت می خوانم خدا ره شکر میکنم فقد باید فراموش نکنم هر روز و هر لحظه برای هر کار از خداوند هدایت بخواهم و خود را محتاج نیازمند خدایم بدانم تا هدایت ها همیشه جاری باشد در زندگی ام الاهی شکرت پروردگارم که هستی و همواره در حال هدایت ما هستی
خدای بزرگم کمک کن همیشه تسلیم محض تو باشم روی عقل و هوش خودم و دیگران حساب نکنم فقد و فقد به تو تکیه کنم
خدایا کمک کن هیچ وقت مغرور نشم جایگاه خودم را بدانم به عنوان بنده ی که هر انچه در زندگی اش دارد از فضل و بخشش پروردگارش هست نه عقل و هوش خودش یا کمکدیگران
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا بدون هدایت تو من هیچ چه نیستم هیچ قدرتی ندارم هر آنچه دارم از آن توست و من همیشه محتاج تو هستم پروردگار هدایتگرم مرا یاری کن که یاری کننده و هدایتگری جر تو نمی شناسم
خیلی خوشحالم از اینکه سایت بالا اومده برام نداشتمش
اینترنت ضعیف بود هست.
استاد عزیزم خارج شدن از مدار ناخواسته برام خیلی اسون شده با نوشتن و مخصوصا با خوابیدن من اول مینویسم خواسته هامو چشام گرم با احساس خوب میخوابم وقتی بلند میشم خیلی حالم خوبه و تصمیم گیری برام اسونه
اما استاد عزیزم باز خیلی زود تو مدار ناخواسته قرار میگیرم
این فقط مشکل منه باید بتونم واکنش گرا نباشم باید تغییر کنم
اساسی بهم بر میخوره ها اما نگهش نمیدارم تو یک حالت رو به بهبود در هر صورت خدا رو سپاس گزارم که میدونم مشکل از کجاست و نمیزارم سر چشمه بگیره
سلام و درود به همه شما خوبان استاد عزیزم خانم شایسته مهربان و دوستان گل
این فایل هدایت امروز من بود
و چقدر زیبا خداوند با من صحبت کرد
مدتی طولانی است که ما با تضاد مالی روبه رو هستیم و هر چقدر بیشتر کار میکنیم نتیجه ای نمیبینیم
این که ایراد از افکار و فرکانس های ما هست شکی درش نیست
اما باز هم هدایت خداوند هر لحظه شامل حال ما میشه
وقتی صحبت های استاد رو می شنیدم قلبم در آرامش بود آنقدر واضح با من حرف میزد که شکه شدم
بهم گفت زهرا مگه تو همین یه سال پیش در گیر یک مسئله بودی مسئله ای که انگار هیچ راه حلی نداشت با هیچ چیزی حل نمی شد به نظرت
نه با پول نه با پارتی
سرگردون و حیران مونده بودی بعد از روزها حال بد گریه زاری دقیقا به خودت گفتی
بسه دیگه دیدی که اینجوری هیچ نتیجه ای نگرفتی باید یاد بگیری که احساست رو خوب کنی
با فایل فقط روی خدا حساب باز کن شروع کردی
فقط فقط تمرکز روی خودت بود نه اون بیرون
و دیدی دستان خداوند رو
و دیدی کسانی که تا قبل از اون قسم میخوردن که هیچ کاری نمیتونن کنن با لبی خندان درخواست تو رو قبول کردن
چه روزهایی بود از فرط خوشحالی گریه میکردم
استاد راست میگید ما انسان ها فراموش کاریم
با اینکه من هر روز اون روزها رو برای خودم در دفترم در سایت نوشته بودم اما واقعا از خاطرم رفته بود
و امروز با حرف های شما در این فایل به یاد آوردم ….
ذهن خیلی گمراه کننده هست
قشنگه یادمه اون روزها این نجواها همیشه به سراغ من می اومد که مشکل تو که با پول حل نمیشه ..در واقع اون تضاد رو حالا هرچی که میخاد باشه از روابط از سلامتی از توحید از مالی
اونقققققققدر در نظر ما بزرگ جلوه میده که میخاد ما رو نا امید کنه
اما ما نباید گولشو بخوریم اینو همین روزها متوجه شدم چون به تضاد مالی برخوردیم
اینکه وقتی به گذشته برمیگردم به هر جایی که احساسم خوب بود با ایمان در مسیر قانون قدم برداشتم واقعا اتفاقها همشون نتیجه ی عالی دادن
حتی در مورد مسائل مالی
وقتی که با ایمان دنبال خونه ای با امکانات کامل با 3 برابر بیشتر از پولی که داشتیم میگشتیم
و خداوند پاسخ داد
قانون جواب داد
به خودم گفتم این هم همونه در واقع حرف های استاد تمام اون گذشته رو به یادم آورد
که ایمان هم باید تکاملی ساخته بشه
که از قدم های کوچیک شروع میشه و هر بار تو با منطقی کردنش برای خودت
قدم های بزرگتری بر میداری و ایمانت قوی تر میشه
خدایا شکرت
همینجا به خودم تعهد میدم که همیشه برای در احساس خوب ماندن تلاش کنم
اگر هم شرایط سخت و نا آرام شد به یاد تمام روزهایی بیفتم که توکل کردم ایمانم رو نشون دادم سعی کردم جنبه مثبت داستان رو ببینم
و بعدش خداوند درهای رحمت و نعمت و ثروتش رو بی انتها برام گشوده ….
تعهد میدم که در مسیر قانون در مسیر تو حید بمانم
و این راز (احساس خوب)رو در خودم نهادینه کنم …
استاد بی نهایت شکر گزار خداوند هستم برای بودن شما برای داشتن شما
سلام بر همه عزیزان
اوایل فایل راجع به سن و سال آقای ارشیانفر صحبت کردن من این موضوع برام یادآوری شد که الگوهایی که دیدم معمولا آمریکایی و اروپایی ها سن های 90 یا 95 ساله تقریبا سرحال دیدمو این نشون دهنده سلامت و صلح درونی این افراد با خودشونه حتی تو سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت یا قدیما چون باور اکثریت راجع به سن و سال نبود افراد بیشتر عمر میکردن اما تو این دوره هم رسانه ها هم باوریت اکثر مردم دارن اینو ترویج میدن که تو کشور ما بیشتر از 80 سال عمر نمیکنن و بازم میرسیم به بحث باور اکثریت جامعه
تکاملمون و ابراهیم وار طی کنیم ….
* ناامیدی و احساس بد در هر جایگاهی باشی باعث احساس بد بیشتر میشه حتی حضرت یونس باشه قانون قانونه
و در آخر نکته بسیار مهمی که استاد گفتن :
وقتی فکرت وحشتناک درگیرت میکنه و نتونستی کنترلش کنی برو یه کار فیزیکی که بالاترین ضربان قلب و ایجاد کنه انجام بده که ذهنت مغزت درگیر اون کار باشه و نتونه هیچ فکر دیگه ای کنه از لحاظ فیزیکی هم همینه وقتی جسم یه کار فیزیکی بالا انجام میده تمرکز و کنترلش و میزاره برای اون کار و اصلا جای خالی نمیمونه برای فکر دیگه
اینا مواردی بود که برای خودم تو دفترم یادداشت کردم نکات مهمی که هم استاد توضیح دادن هم اقای عرشیانفر
بازم ازتون ممنونم استاد عزیزم خدایا شکرت که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم
خدایا شکرت
سلام و درود فراوان به استاد عزیز بزرگوارم و مریم جان عزیز و تمامی دوستان گرامی .
چقد دلم برا سایت و دوستان عزیز و استاد عزیزم تنگ شده بود خدا روشکر که هستید .
از اینکه دوباره نت داریم و سایتمون فعال شده و میتونیم مشارکت داشته باشیم و مشارکت و دیدگاه دوستان عزیز رو بخونیم و از تجربههاشون استفاده کنیم از خداوند سپاسگزاری میکنم .
در نبود نت ، دوره ی سپاسگزاری رو مرور کردم با دقت و تمرکز بیشتری این دوره رو کار کردم . نمیگم این مدت عالی عمل کردم تو یه زمینههایی خیلی خوب عمل کردم و تو یه زمینههایی با وجود دونستن راهکارها و آگاهی هایی که داشتم متأسفانه گاهی خوب عمل نکردم .
با توجه به اوضاع و شرایط کشورمون و اتفاقاتی که این مدت رخ داد هرچند مورد قضاوت خیلیا قرار گرفتم اما سعی کردم از عقل و منطق و تجارب گذشته و آگاهیهایی که از استاد عزیز کسب کردم استفاده کنم و وارد هیچ بحث جدی ای نشم و از تحمیل عقیده و عقایدم و احساساتم نسبت به اتفاقات و مسائلی که بحث و گفتگوش همه جا هس دوری کنم .
سعی کردم به حواشی ها توجهی نکنم و به اصل که کمک گرفتن از نیروی برتر و خدای احد و واحدمون هس توجه بیشتری داشته باشم . اینکه فکر کنم خیلی از مشکلات و دغدغههای زندگی به دست یه عده آدمهایی قراره تغییر کنه و منو به سمت و سوی بهتری بکشونه نه چنین باوری رو نداشتم و نخواهم داشت .
با توجه به اصول قوانین جهان هستی ، چنین نگاه و چنین باورهایی رو تو ذهنم پرورش ندادم سعی کردم خودمو درگیر احساسات نکنم . دیدم کسانی رو که تو این جریانات خودشونو درگیر احساسات کردن چقد وارد احساسات منفی شدن و تمام کلام و زبونشون به سمت لعن و نفرین میچرخه و منتظرن فرد دیگه ای بیاد تا مشکلات و دقدفه هاشون حل و فصل بشه .
جالب تر این که این احساسات و مداخلهها رو وظیفه ی انسانی میدونن و کسانی رو که برعکس عمل میکنن رو جز آدمهای بیخیال و بیوجدان میدونن و هزاران انگ دیگه بهشون میزنن .
هیچ وقت دوست نداریم شاهد و ناظر مرگ و میرهایی از این قبیل باشیم میدونم از دست دادن عزیز و هم وطنای عزیزمون چقدر دردناک و غمگینه اما تو جایگاهی نیستیم که هیچ چیز و هیچ کسی رو قضاوت کنیم پس بهتره دنبال اعتراضات نباشیم و سکوت اختیار کنیم و بدون اینکه این مسائل رو دنبال کنیم دنبال حواشی و خبرها چ در رسانههای داخل کشور و چ در ماهواره و خبرای فضاهای مجازی نباشیم و ذهنمونو درگیر چیزی نکنیم .
من سعی کردم زندگی عادی خودمو داشته باشم مثل همیشه به برنامهها و روزمرگیهای خودمون بپردازیم و با تمرکز به هر چیز مثبتی این روزا رو بگذرونیم.
برای کسانی که داغ دیدن کاری از دستمون بر نمیاد حس دلسوزی و ترحم و ناله و گریه و زاری چیزی جز درگیر کردن ذهن و وارد شدن به احساسات منفی نیس باید از هر اتفاقی درس گرفت و رد شد و نباید تحت تاثیر آدمها و موضوعات و مسائلی شد که ما رو از حضور و قدرت خداوند ، دور میکنه شد.
اگه در ابن بحرانها همه چیو به خدا بسپاریم حتمن خداوند ما رو به بهترین حال ممکن هدایت میکنه و تو هر زمینه ای هر نیازی داشته باشیم رفع میکنه .
در اکثر لحظات سعی کردم دعا کنم و از خداوند خواستار بهترین لحظات برای تمامی مردم کشورم باشم از خداوند آرامش و آسایش مالی و جانی برای تک تک هموطنانم خواستار بودم و هستم . سعی کردم تو این جریانات احساسات منفی رو کنترل و احساسات خوب رو با ایجاد برنامه ریزی درست پیش ببرم . از خداوند برای تک تک کسانی که عزیزی رو از دست داده ، صبر و آرامش میطلبم از خدا میخوام همیشه و در تمامی لحظات ما رو در مسیر درست هدایت کنه . همیشه گفتم چیزی از سیاست و اقتصاد و هر چیزی که به امور کشور ربط داشته باشه سر در نمیارم سعی نمیکنم به این چیزا فکر کنم و در موردشون حرف بزنم چون متوجه شدم داشتن حس خوب و آرامش و بدست اووردن نیازها و خواسته هام به روشی که اکثریت دنبالش هستن ، نیس .
نگاه ما به دنیا و اتفاقاتش با بقیه فرق داره .
نمیدونم خیلیا اینجور بی تفاوتیها رو دور از مردم داری و وفاداری میبینن اما وقتی به نتیجه ی احساسات منفی بقیه نگاه میکنم طبیعتاً دوست ندارم شبیه اونها باشم . موندن تو احساس منفی فقط آدمو به سمت افسردگی و خشم و عصبانیت بیشتری میبره در حالی که کار خاصی از دستمون بر نمیاد حداقل من اینطور فک میکنم .
با وجود آشفتگی ها و کشمکش های کشورمون ما با مشکل خاصی مواجه نشدیم سعی کردیم از لحاظ مالی اوضاع رو بپذیریم و به چیزی جبهه و خرده نگیریم نیازها و خواستههامون رو اولویت بندی کردیم و بدون اینکه خودمونو اذیت کنیم سعی میکنیم درست پیش بریم و باور های کمبود رو نداشته باشیم بلکه باور فراوونی رو تقویت کنیم .
بابت موضوعی ، به مدت چند روز احساس خودمو بد کرده بودم به قول معروف چوبشم خوردم درسی که باید میگرفتم رو گرفتم به طور خیلی عجیبی نسبت به یکی از نزدیکانمون حس نفرت و رنجش گرفته بودم چون احساس میکردم از همسرم و زندگی من ، سوء استفاده میکنه و از اونجایی که همسرم به خاطر حس دلسوزی و ترحم شهامت نه گفتن به اون شخص مقابل رو نداشت من ناراحت میشدم و خیلی راحت سمت احساس بد میرفتم .
تو این لحظات خیلی خوب میفهمیدم و با خودم میسنجیدم که توجیه و دلیلم برای موندن تو احساس بد ، قابل قبول برای جهان نیست ولی با وجود این آگاهی ، نمیتونستم غلبه به حس بدم داشته باشم . مدام به خودم میگفتم : خدایا به تو و عدالت تو ایمان دارم آنچه متعلق به من است از من گرفته نمیشود و من آسوده خاطر هستم ، ولی آسوده خاطر نبودم خیلی جاها میترسیدم حتی بارها و بارها به خودم متذکر میشدم که از زاویه ی بهتری به این قضیه نگاه کنم ولی زود فراموش میکردم خلاصه اینکه یه هفته خیلی راحت به خاطر کنترل نکردن احساساتم به خاطر عدم پذیرشم به خاطر ترسهام و عدم ایمانم ، به خاطر درک نکردن و به خاطر توقعاتی که بقیه داشتم حال خودمو خراب کردم ولی بعدش متوجه شدم میشد تو این شرایط حال خوب و بهتری داشت . همه چیز دست خودم بود میتونستم نجواها و گفتگوهای ذهنی رو کنترل کنم و بیشترین تمرکزم روی داشتن احساس خوب و یا حداقل خنثی بودنش باشه متوجه شدم جایی که عاجزم و قدرت تغییر چیزیو ندارم باید بیشتر سکوت میکردم و به خداوند اعتماد میکردم باید در مقابل دیدن تضادها تسلیم بودن و صبور بودن رو یاد بگیرم متوجه شدم هنوز انگار ایمان صد به خدا ندارم خیلی خوب میفهمم جاهایی که ترس سراغم میاد کاملاً مشخصه خدا رو کنار میزارم و خودم میخوام دست به کار بشم خیلی قشنگ زور زدن و تقلا زدن خودمو میفهمم ، نمیدونم چرا با وجود دونستن این همه آگاهی نمیتونم گاهی غلبه به احساسات منفیم داشته باشم .
این تضاد حالا حالاها هس حداقل میدونم تا وقتی که ذهنمو از این موضوع رها نکردم هس . امیدوارم بتونم با نگاه بهتری به این قضیه باش کنار بیام و بدون اینکه وارد احساس بد بشم و بدون اینکه نسبت به اون فرد این همه رنجش بگیرم عملکرد بهتری داشته باشم ، چیزی که خودم تو این سالها یاد گرفتم باید شهامت و جسارتمو با اعتماد و ایمان به قدرت خداوند نشون بدم. لحظاتی که خدا رو تو وجودم حس میکنم نگرشم تغییر میکنه . حس بدم نسبت به اون فرد کاملاً تغییر میکنه آروم میشم ولی واقعاً نمیفهمم چرا گاهی اوقات اونطور که باید خوب عمل نمیکنم اگه صادقانه بخوام احساسمو بگم ، بارها این سبک اتفاقات و تضادها رو تجربه کردم ، به نظرم کافیه دیگه نباید خودمو قانع کنم که اشکال نداره عوضش تجربه کردی واقعاً باید بفهممش و تکرارش نکنم .
امیدوارم حداقل تو این موضوع بتونم کنترل ذهن داشته باشم و در مقابلش واکنشی نشون ندم . خیلی سال بود از کسی در این حد نفرت پیدا نکرده بودم امیدوارم دیگه تکرار نشه ، خداروشکر اون حس بد رو الان ندارم و دوست ندارم داشته باشم چون همون یه هفته خیلی بهم سخت و بد گذشت .
حتی نمیتونستم تمرکزی رو کارای شخصی و علایقم دلشته باشم و این جالب نبود چون هدر دادن وقت و زمان بود .
استاد جون قشنگم ، شما میفرمایید زمانهایی که ب هر دلیلی حالمون خوب نیست ، سعی کنیم بخابیم ، من اگه میتونستم بخابم که مطمئنم از شدت خشم و ناراحتیم کم میشد .مشکل من اینه اینجور وقتا اصلا خواب ب چشمم نمیاد حتی پاسی از شب باشه تقریبا تا صب بیدارم و کاملا اذیت!
موندن تو احساس بد این عواقبها رو هم داره .
دور از جون مثل فلجا میشم ذهنم از کار میفته دستم ب کاری نمیره هیچ چیزی بهم حال نمیده احساس بد به هر دلیلی دیوانه کننده و حشتناکه .
گاهی باید رها بود و مقاومتها رو شکست . کمی صبر و اعتماد ، همه چیو حل میکنه .
خدایا در تمامی لحظاتم خواستار هدایتت هستم هیچ وقت منو به حال خودم رها نکن .
استاد جونم دوستت دارم عاشقتم
مرسی ک هستید
الهی همیشه سلامت و تندرست باشید
بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است ،خدای غفور و رحیم
خدای وهاب ،خدایی ک هرگز تنهام نذاشت
نمیذاره و نخواهد گذاشت
این وظیفه ی منه ک خودمو در مدارش قرار بدم
این وظیفه ی منه ک هم جهت بشم با جریانش
این وظیفه ی منه ک هم فرکانس بشم با فرکانس قشنگ دلبرش
خدایااا عاشقتم ک یکبار دیگه بهم فرصت صلاه و حضور در این بهشت و دادی
یکبار دیگه سایت و بهم هدیه دادی
یکبار دیگه باعشق دعوتم کردی ک با ایمان بیشتر پا ب پای استاد و دوستان قشنگ توحیدیم این مسیر و ادامه بدم
خدایا عاشقتممم ک عاشقمی
سلام ب استاد عزیزززم
سلام ب بانو شایسته ی قشنگم
سلام ب اهالی بهشت
خدارو صدهزار مرتبه شکرت ک الان درخواستم برای نوشتن کامنت توی سایت تیک خورد
ازت خیییلی ممنونم
امشب مث چندین بار قبلی چک کردم ببینم سایت بالا میاد یا نه
اینبار حسم گفت از طریق فایر فاکس برو
و ادرسی ک قبلا بهش داده بودم اومد بالا ث زدم چند ثانیه طول کشید
و بعد خط تا انتها رفت
گل روی سایت نمایان شد
انگار دنیا رو بهم دادن ، از صمیم قلبم بارها گفتم خدایا شکرت خدایا شکرت
خدایا شکرت
عاشقتمم
خدایا شکرت بابت گام 5 پروژه درک عمیق تر قوانین خداوند ک در مدارش قرار گرفتم
من تاحالا این فایلو گوش نداده بودم
و عجب آگاهی های داشت
قبل اینکه استاد شروع کنه ب صحبت کردن
این فکر اومد تو سرم ک ابراهیم ی قدیس بوده ک هیچ کس نمیتونه ب گرد پاش برسه
و من هرگز نمیتونم ب درک و مقام این بزرگوار برسم و چقددد دور از دسترس بود انگار برام
ولی وقتی استاد با اون آرامش عمیق همیشگیش شروع ب صحبت کردن
ی جمله خیلی باحال گفتن
ک هیچکی از تو شکم ننه اش این ایمان و نداشته
همون ابراهیم ک داری ازش میگی
اول گفته ستاره خدای منه
بعد ماه
خورشید
و..
ی تکاملی و طی کرده
بارها و بارها این ایمانه
قوی ترشده
با سرد شدن اتش بر او
با رها کردن زن و بچه اش توی بیابون
و بعد چندین سال میبینه ک اونجا شهر شده
چشمه ی زمزم زیر پای اسماعیل روان شده
و هی مرحله ب مرحله این یقین،و اطمینان قلبی شکل گرفته
حتی ی جا ب خدا میگه ک خودتو ب من نشون بده
خدا بهش میگه مگه ایمان نداری ب من
میگه چرا ولی میخوام ک ایمانم قوی تربشه
قلبم آروم بگیره
ک بهش میگه برو چند پرنده تکه تکه کن روی چند بلندی بزار
وصدا بزن ، اونا شتابان میان ب سمتت
استاد دیدگاه شما چقد آرامش همراه خودش داره
قلبم من تایید میکنه حرفهای شمارو
یعنی اینکه ابراهیم هم مث من ی آدم بوده ک با طی تکامل
ب این مرحله از ایمان و یقین قلبی رسیده
اگه برای اون شده برای منم میشه
همه ی ما ب یک میزان ب خداوند و الهامات دسترسی داریم
همه ی ما روحهایی هستیم ک در اصل یکی هستیم
ک اومدیم خودمون رو تجربه کنیم توی این سفر زمینی
و لذت ببریم
توی این مدتی ک ب سایت دسترسی نداشتم فک کنم از 11 دی نت قطع شد
من ی پاترون دوختم برای تاپم ک ایراد کارمو متوجه بشم
دیدم باز همون ایراد ها تکرار شد
چنان احساسم بد شد ک نگو
احساس عجز و ناتوانی بهم دست داد
ک من هیچی بلد نیستم و دیگه هرگز نمیتونم لباس مجلسی بدوزم
شب نقطه ی آبی نرگس عزیزم و دریافت کردم ک از طرف خدا بود
ی نور امیدی ب قلبم تابید
برام نوشته بود
ک زکیه بپذیر ک اشتباه پیش میاد
اتفاق میفته
گفتم اررره درسته من با حل این مسئله کلی نکات جدید یاد میگیرم
کلی پیشرفت میکنم اررره فردا ی پاترون دیگه میدوزم
فرداش ی الگوی دیگه کشیدم
و چیزی هایی ک ب فکرم میرسید و تغییر دادم
از اندازه کارور
قد بالاتنه
اندازه کل شانه
دیدم پاترون دوم ی کوچولو بهتر شد
دوباره اومدم تغییراتی دادم
پاترون سوم
چهارم
بعد یاد حرف پشتیبانم افتادم ک قبل اینکه نت قطع بشه بهم گفت مدل شانه های تو
مربعی هست
رفتم جزوه ام و نگاه کردم دیدم اررره
برای شانه های مربعی ک مال ورزشکارها این مدلی هست ی راه حل استادم گفته
اجراش کردم
و متوجه شدم شیب شانه ام هم باید کمتر بگیرم ک
ب لطف خداوند
با هدایت ربم
با پشتکاری ک نشون دادم
این مسئله رو حل کردم
یعنی خدا بهم میگفت و من انجام میدادم
چقددد ذوق کردم
چقد ب خودم افتخار کردم ک ناامید نشدم
این مسئله خیییلی منو بزرگتر کرد
و بهم فهموند ک هر مسئله راه حلی داره
تمام مسائل راه حل دارن
خلاصه متوجه ایراد های کارم شدم
اومدم آستین بهش وصل کردم
و ی دامن نیم کلوش 70 سانتی وصل کردم بهش
البته برای تست
راستی من اولین بارم هست ک دامن میدوزم و اونم نیم کلوش
خییییلی زیبا شد
خیییلی عالی برش زدم
خودم کَف کردم
لباس و پوشیدم و گوشیمو گذاشتم و از خودم فیلم گرفتم با دامن قشنگم چرخ زدم
عین دیووونه هااا
مادر و آجیام میگن ی لباس بخر برای عروسی
ولی من میخوام خلق خودمو بپوشم
البته با تور ژپون ک تو راهه و امروز برام خریده شد
جواهر دوزی ک قراره روش کار کنم
مدل آستینش و میخوام تغییر بدم
کلی میخوام تجربه کنم
عشق کنم
لذت ببرم
اصلا نظر بقیه برام مهم نیست
چیزی ک قلبم میگه انجام میدم
و تسلیم هستم
هراتفافی بیفته ب نفع منه و باعث رشدم میشه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
راستی ی نیم تنه ی خوشگل رنگ صورتی فسفری هم دوختم برای خودم
با اموزش های رایگان استاد جدیدم
و ی شورت خوشگل هم برش زدم
میخوام بدوزم
استادم وقتی عکس نیم تنه ام و دید
گفت خیییلی عالی و تمیزه
گفتم ک ی کم آزاده
گفت میتونی ازش کم کنی
ایده اومد ک کشش پارچه رو ازش کم کن و الگوش و بکش
ک فوق العاده شد
خیلی فیت و عالی
الهی صدهزار مرتبه شکرت
باید با سوزن ته بنفش این کارها دوخته بشه
دو روز پیش سوزنم شکست
سوزن داشتم ولی نمیدونستم کجاس
کلی هم گشتم وسایلم و ولی ندیدم
امروز گفتم خدایا خودت برام پیدا کن
نشونم بده کجاس
حسم گفت تو سبد وسایلت هست
هرچی تو پلاستیک اول بود ریختم زمین
چیزی ندیدم
دومی و هم ریختم رو زمین
دیدم ی پلاستیک کوچیک ک چسب روشه
نظرم و جلب کرد
دست بردم سمتش
خدااای من خود خودش بود
و رنگ جاشون زرد بود
من تمام مدت داشتم دنبال جای قرمز میگشتم
چون سوزن 14 جاش قرمزه
ولی این 11 بود
واقعا چقد ایمانم قوی ترشد ی هدایت خداوند
الهی صدهزار مرتبه شکرت
همین جا میبندم کامنتم رو ان شاالله بقیه اش و هم مینویسم
الهی صدهزار مرتبه شکرت
شاید باورتون نشه
ولی من انگار امروز عصر اولین پرستویی ک اومده بود و داشت بالای خونه امون تو اوج پرواز میکرد و اواز میخوند و دیدم
چقد ذوق کردم
سپاسگزاری کردم
گفتم خوش خبر باشی
خوش اومدی
خبرهای خوبی تو راهه
بهار نزدیکه
الهی صدهزار مرتبه شکرت
خدایا یاری ام کن که سخت محتاجم به تو
سلام به همگی
میخواستم درکی رو که خودم در این مدت 11 ماهی که دارم روزانه به صورت مستمر کار میکنم رو بنویسم که یاد آوری باشه هم برای خودم هم برای دوستانی که میخونن
من به این درک همین چندروزی که ما به نت دسترسی نداشتیم و با خوندن عمیق تر کتاب رویاها رسیدم
استاد شما بارها و بارها گفته بودین که خداوند انرژیه و این انرژی بی نهایت ، جهان رو خلق کرده و به همه چیز اعم از زنده و غیر زنده متصله یعنی اینکه ماهیت همه چیز انرژیه طبق قانون فیزیک هم انرژی از یک شکل به شکل دیگه در میاد
این انرژی در من جاریِ و من اونو با داشتن باورهای درست به صورت سلامتی تجلی میدم ، من هرگز نمی تونم سلامتی رو از دیگران طلب کنم بلکه باید خودم بدستش بیارم ، در مورد سلامتی ما راحت این موضوع رو می پذیریم
حالا در مورد عشق وقتی من از این انرژی درونم استفاده میکنم و عشق رو در خودم تجلی میدم این انرژی از من عبور میکنه و به دیگران هم منتقل میشه (یعنی من با داشتن باورهای خوب و صلح با خودم اول انرژی خداوند رو به عشق تبدیل میکنم و بعد این انرژی از من عبور میکنه و به دیگران هم میرسه و به خودم بر میگرده که باعث میشه عشق رو از دیگران دریافت کنم
در مورد لیاقت و ارزشمندی هم همین طور یعنی من انرژی خداوند درونم رو با کمک باورهای خوب تبدیل میکنم به لیاقت و شایستگی و از خودم عبور میدم و دیگران ارزشمندی منو دریافت میکنن و با احترام با من برخورد میکنن
در مورد شجاعت و قدرت و…..
حالا در مورد ثروت هم همین طور من با کمک باورهای خوب و مثبت این انرژی رو به ثروت تبدیل میکنم و این انرژی درونم وقتی تجلی پیدا کرد از من گذر میکنه و دیگران ثروتمندی منو دریافت میکنن و دوباره از هزاران طریق به خودم بر میگرده
برای همینه که شما میگین:طبیعیه که ثروتمند باشیم و یا طبیعیه که ارزشمند باشیم ، یا اینکه ما منبع ثروتیم ، ما خود منبع لیاقت و ارزشمندی هستیم ، چون ما از بدو تولد این انرژی رو در تک تک سلولهامون داریم و ما فقط و فقط باید این انرژی رو به کمک باورها و ایمان تبدیل کنیم به عشق به ثروت به لیاقت به شجاعت به قدرت ….
یعنی تا زمانی که من درونم گره دارم اجازه تجلی این انرژی رو در خودم نمیدم که از من عبور کنه ، من باید فقط و فقط روی خودم کار کنم
حالا بهتر میفهمم من خودم خالق ام یعنی چی؟.
حالا بهتر میفهمم من خودم منبع همه چیز هستم یعنی چی؟
حالا بهتر مفهموم طبیعی بودن رو میفهمم
من همیشه به این انرژی درونم دسترسی دارم و اون انتهایی براش نیست ، اون هرگز منو ترک نمیکنه ، اون هرگز منو رها نمیکنه ، من به کمک اون هر کاری رو میتونم انجام بدم ، یعنی از طرف خداوند و انرژی منبع همه چیز انجام شده است و من فقط با کار کردن روی خودم و باورهام این انرژی رو تبدیل میکنم ، من حتی فکر میکنم نیاز به کار خاصی هم نیست چون اون ثروت خودش راهشو پیدا میکنه و میاد و وارد زندگی من میشه من فقط باید سمت خودم رو انجام بدم که گرههای تاریک وجودم رو باز کنم
مثل سلامتی ، مثل عشق ، مثل لیاقت
ثروت هم همین شکلی درست میشه
من متوجه شدم که ثروت یک مفهومه یک درکِ ، و من باید بیشتر درکش کنم و اون خودش به صورت پول به سمت من جاری میشه
برای همینه که شما میگین: نیازی نیست بیرون رو درست کنی ، بیرون خودش درسته ، تنها کاری که ما باید انجام بدیم ،اینه که ارتباط مونو با خدای درونم بیشتر و بیشتر کنیم فکر میکنم الان بیشتر منظور رزق دومی که حضرت علی در موردش گفتن رو درک میکنم
استاد نمیدونیم چقدر خوشحالم از این درک
و چقدر بیشتر خوشحالم که ادامه دادم با این نوشتن های طولانی که البته همه لطف خود خدا بود، با اینکه خیلی وقتها خسته میشدم یا اوایل فکر میکردم من فقط دارم طوطی وار یک چیزهایی رو مینوشتم که درکی ازش نداشتم ولی حالا بی نهایت سپاسگزارم که نوشتم و ادامه دادم و کم نیاوردم ، خدایا صدها هزار مرتبه ازت سپاسگزارم
نمیدونم تونستم درکم رو توضیح بدم یا نه ، ولی
تا همینجای کار از دوستانی که به کامنت من هدایت میشن میخوام که فقط ادامه بدن به گوش دادن فایل و خوندن کامنت و نوشتن ، چون کم کم یک دریچه هایی در ذهن باز میشه و به درک عمیق تری دسترسی پیدا میکنیم
استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم که هم به خودتون و هم ما کمک کردین
خدایا من به هم صحبتی با تو محتاجم هر لحظه و هر دم
در پناه حق باشین
سلام سلام استاد جونم عشقم شکر از این هدایت و این راه این مسیر این جهان این سایت شکر شکر برای شیطان که گمراهم میکند تا راه را پیدا کنم شکر برای نعمت های که گسترده شده در جهان از ثروت که داشتم و نمیدیدم شکر برای تک تک انسان ها که یا با عشق یا با کینه یا با خشم و خیانت و دروغ مرا به سوی خدا هدایت کردن شکر برای دشواری ها که ارزش آسانی ها را به من چشاند شکر برای بیماری ها که ثروت سلامتی را نشانم داد شکر برای باران که اگر نبود رنگین کمان وجود نداشت شکر برای این مسیر زندگی که تجربه کردم شکر از این استاد که فانوسی از نور به دستم داد تا در تاریکی فراموشی راه را به یاد آورم شکر برای تمام تضادهای که رشد و تکامل این عالم را رقم زد شکر از تکامل شکر از قوانین بدون تغییر خداوند شکر از هدایت شکر . ثروت ما قلبیست در جهت خدا آرامشی در حضور و نزدیکی خدا توانای و قدرت خدا آگاهی قادر بودن خداست چه چیز است که با ارزش تر از لمس خدا باشد به هر جا بنگرم روی تو بینم استاد به راستی که تمام درختان کاغذ شود و تمام دریا ها جوهر قطره ای از نعمت هارا نه میتوان شکر کرد و نوشت حال عطار و مولانا و شمس را میتوانم حس کنم که چگونه در عشق و حضورخدا مستانه غرق شدن دعای دارم برای تمام مان که آینه حضور روح خدا هستیم . زبانی برای شکر گزاری چشمی برای دیدن ثروت و نعمت های الهی و حضور خدا و گوشی برای شنیدن هدایت های الهی را میخواهم برای تک تک شما عشق ها هم خوانوادگی هام . و سلام و درود خدا به استاد جانم مریم بانوی عزیز و پارادایز دوست داشتنی . و این سایت مقدس . استاد تو خواب هم دارم سوره حمد میخونم ذکر الهی شده برام شکر شکر شکر️
سلام ودرود
توبدترین شرایط منو ویانا شادیمونو ازدست نمیدیم اینقدرتمرین کردم ناخودآگاه فکرم میره روی خواسته هام وامبدوار وشادیم خداروشکر همش باچشم دل خدارومیبینم ومیرم توبغل خدا سرموبوس میکنه ،دونه دونه خواسته هاموبهش میگم و سریع خواستمو اجابت میکنه .
وزنم که اومدپایین 7کیلو باکلی آزمون وخطا گفتم خب دیگه همین روشو ادامه میدم تا به نتیجه دلخواهم برسم وروسفیدبشم ،وگرنه شوهرم دیگه غرغرش درمیاد ومن شرمنده میشم .
کلی ذوق کردم برای این 7کیلو ،چای روکه کلا گذاشتم کنار یعنی قندروگذاشتم کنار چای تلخ میخورم پوست صورتم کشیده شده انگاربوتاکس کردم یکماهه قند وشیرینی نمیخورم خداروشکر رژیمه اینقدراسون شده که اصلا احساس گرسنگی ندارم .
استااااااااادفقط بایدهمینوادامه بدم دعاکن برام ایندفعه موفق بشششششششششم .خودم خسته شدم اینقدر سر رژیم امروزفرداکردم .ایندفعه بایدموفق بشم .
الان اومدم خونه مامانم داداشم گفت نت بازشده منم اومدم دیدم بله بازشده گفتم برات کامنت بنویسم استاد ازحالمون که خیلی خوش میگذره به ما برات بگم .
ازفردا روپیجم کارمیکنم چندتا روزی استوری میزارم و کلی حال وهوامون عوض میشه میگیم میخندیم
واقعا شادی کلیدرسیدن به خوشبختی هست من عادت کردم شادباشم همه کنارمن حالشون خوبه بخاطرانرژی مثبتم خداروشکر .
ولی من باید با افراداگاه نشست وبرخاست کنم که راضی باشم به همین دلیل 8ساله شاگردتم ولذت میبرم ازهمنشینی باشما .
بنام رب و صاحب اختیار قدرتمندم
الاهی شکر ات بخاطر همه چیز بخاطر فرصت و توانای که دوباره به من دادی تا بنویسم الاهی شکر ات
خدایا شکر ات که این روزها زندگی ام از فضل و هدایت پروردگار رنگ و بوی متفاوتی گرفته خیلی زیباتر شده روانتر شده کارها راحت تر و بهتر انجام میشه الاهی شکرت باورم نمیشه این همه سال چگونه روی خودم و دیگران حساب کردم که کارها را انجام بدم نتیجه اش چه شد فقد زجر کشیدن تقلا کردن بدبختی گره پشت گره ولی حالا خدا ره شکر سعی میکنم روی عقل و منطق خودم یا دیگران حساب نکنم سعی میکنم تسلیم باشم در برابر رب خودم که عالم مطلق است قادر مطلق است خدای که هدایت بنده گان اش را بر خود واجب کرده سعی میکنم همواره به خودم یادآوری کنم جایگاه خودم را جایگاه خداوند را بدون شک زندگی با وجود هدایت پروردگار خیلی روان و آسان پیش میره این روزها به خوبی لذت اش را حس میکنم مثلا در مسیر راه برای پیاده روی از خدا هدایت می طلبم در مورد چه صحبت کنم خداوند هدایت میکند در مورد بهترین موضوع که بهش نیاز دارم با خودم صحبت میکنم و چقدر درکم بهتر میشه یا خواب باکیفیت از خداوند می خواهم و یک خواب آرام و باکیفیت را تجربه میکنم که هرگز قبلا تجربه اش نکرده بودم واقعا در همه موارد صدها مثال میتوانم بزنم از هدایت پروردگار وقتی که می سپاری انجام میشه یا مواقع نماز از خدا هدایت که باتمرکز نماز چقدر نماز را کیفیت می خوانم خدا ره شکر میکنم فقد باید فراموش نکنم هر روز و هر لحظه برای هر کار از خداوند هدایت بخواهم و خود را محتاج نیازمند خدایم بدانم تا هدایت ها همیشه جاری باشد در زندگی ام الاهی شکرت پروردگارم که هستی و همواره در حال هدایت ما هستی
خدای بزرگم کمک کن همیشه تسلیم محض تو باشم روی عقل و هوش خودم و دیگران حساب نکنم فقد و فقد به تو تکیه کنم
خدایا کمک کن هیچ وقت مغرور نشم جایگاه خودم را بدانم به عنوان بنده ی که هر انچه در زندگی اش دارد از فضل و بخشش پروردگارش هست نه عقل و هوش خودش یا کمکدیگران
خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم
خدایا بدون هدایت تو من هیچ چه نیستم هیچ قدرتی ندارم هر آنچه دارم از آن توست و من همیشه محتاج تو هستم پروردگار هدایتگرم مرا یاری کن که یاری کننده و هدایتگری جر تو نمی شناسم
هر لحظه که آرام ام در کارگه تقدیر
آرام تر از آهو بی باکتر از شیرم
هر لحظه که می کوشم در کار کنم تدبیر
رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر
الاهی به امید تو
چقدرررر به موقع بود این فایل
یک هدیه الهی و یک هدایت بینظیر از سمت خداوند
دیروز در شرایطی قرار گرفتم که به شدت نیاز به کنترل ذهن داشتم و برای اولین بار در کل 34 سال گذشته ام از شدت نجواها مغزم داشت منفجر میشد
مدام به خودم یادآوری میکردم که محیا تو وظیفه داری حست رو خوب کنی
یک دقیقه ارام میشدم اما باز نجواها مثل اسب بی افسار میتاختند
خیلی از خدا هدایت خواستم که بتونم ذهنم رو آروم کنم و تلاش میکردم از زاویه ای به ماجرا نگاه کنم که حالم بهتره بشه
اما مدام در ذهنم میومد که باید تلافی کنی ، باید حسابشون رو برسی
اما قلبم مدام فریاد میاد که محیا تو کار درست رو بکن ، حاشیه نرو ، درین مسیر بمان
تصمیم گرفتم برم پیاده روی ، باران به شدت میبارید
باید میرفتم
وگرنه مغزم میترکید
همون لحظه که هدایت میخواستم یکی از دوستانم زنگ زد و گفت میام دنبالت بریم بیرون
درونم میگفت نه !
پیاده برو
پیاده روی بیشتر کمکت میکنه
اما تسلیم شدم و به دوستم گفتم باشه
به من ویس داد و گفت کارتن گوشی تو هم بیار
تو دلم گفتم به گوشی و کارتن گوشی من چکار داری؟؟؟
اما رقم نداشتم ، ذهنم تمام انرژی مو گرفته بود
سوار ماشین شدم و وارد جاده کرج ….
گفت خیلی وقته تهران هستی ، میخوام ببرمت کرج تا کرج رو هم ببینی
در تمام طول مسیر از خدا ارامش و هدایت خواستم تا افسار ذهن رو بگیرم
مدام در ذهنم نقشه انتقام میومد
حمله ذهن تمامی نداشت
گفتم خدایا کمک ….
دهنم رو بستم و تلاش کردم که با دوستم درد دل نکنم
نمیخواستم با درد دل کردن خودم رو مظلوم و قربانی نشون بدم و به این اتفاق و ناخواسته جون بدم
رفتیم و رسیدیم کرج
گفتم که قدر جالب
همه مشغول خرید عید بودند و من اصلا حواسم نبود که ذهنم آرامتر شده بود
دوستم من و برد به مغازه یکی از دوستانش و گفت آوردمت تا گوشی تو برات عوض کنم
من گفتم خدایا …. پاداش میدی بهم ؟
پاداش برای اینکه میتونستم انتقام بگیرم و خشمم رو خالی کنم ، اما ترجیح دادم به ندای قلبم عمل کنم و کار درست رو انجام بدم ؟؟؟
گوشی رو عوض کردم
فروشنده گوشی مو نه میلیون بالاتر از قیمت فروشگاههای اطراف برداشت و گوشی جدید رو سه میلیون ارزانتر از جاهای دیگه بهم داد
موقع معامله هم یک قاب به ارزش یک میلیون بهم هدیه داد
صورتم سرخ شده بود و به خودم افتخار کردم که تلاش کردم که کار دست رو انجام بدم
و این تحربه رو اینجا به یادگار میذارم
یاد حرف استاد میفتم که کار درست رو بکن ، به ندای قلبت گوش کن
و خداوند به شجاعان پاداش میدهد
خدایا سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلــــــــــــــــام استـــــــــــــــاد عزیزم
سلــــــــــــــــام خانم شایسته عـــــزیـــزم
سلـــــــــــــــام بچه های سایت بهشتی
حال همگی مطمعنم خوبه
من که عالیم خدا رو هزار مرتبه شکر
خیلی خوشحالم از اینکه سایت بالا اومده برام نداشتمش
اینترنت ضعیف بود هست.
استاد عزیزم خارج شدن از مدار ناخواسته برام خیلی اسون شده با نوشتن و مخصوصا با خوابیدن من اول مینویسم خواسته هامو چشام گرم با احساس خوب میخوابم وقتی بلند میشم خیلی حالم خوبه و تصمیم گیری برام اسونه
اما استاد عزیزم باز خیلی زود تو مدار ناخواسته قرار میگیرم
این فقط مشکل منه باید بتونم واکنش گرا نباشم باید تغییر کنم
اساسی بهم بر میخوره ها اما نگهش نمیدارم تو یک حالت رو به بهبود در هر صورت خدا رو سپاس گزارم که میدونم مشکل از کجاست و نمیزارم سر چشمه بگیره
الهی صد هزار مرتبه شکر با شما هستم
به نام خدایی که در همین نزدیکی ست در وجود خودمان
سلام و درود به همه شما خوبان استاد عزیزم خانم شایسته مهربان و دوستان گل
این فایل هدایت امروز من بود
و چقدر زیبا خداوند با من صحبت کرد
مدتی طولانی است که ما با تضاد مالی روبه رو هستیم و هر چقدر بیشتر کار میکنیم نتیجه ای نمیبینیم
این که ایراد از افکار و فرکانس های ما هست شکی درش نیست
اما باز هم هدایت خداوند هر لحظه شامل حال ما میشه
وقتی صحبت های استاد رو می شنیدم قلبم در آرامش بود آنقدر واضح با من حرف میزد که شکه شدم
بهم گفت زهرا مگه تو همین یه سال پیش در گیر یک مسئله بودی مسئله ای که انگار هیچ راه حلی نداشت با هیچ چیزی حل نمی شد به نظرت
نه با پول نه با پارتی
سرگردون و حیران مونده بودی بعد از روزها حال بد گریه زاری دقیقا به خودت گفتی
بسه دیگه دیدی که اینجوری هیچ نتیجه ای نگرفتی باید یاد بگیری که احساست رو خوب کنی
با فایل فقط روی خدا حساب باز کن شروع کردی
فقط فقط تمرکز روی خودت بود نه اون بیرون
و دیدی دستان خداوند رو
و دیدی کسانی که تا قبل از اون قسم میخوردن که هیچ کاری نمیتونن کنن با لبی خندان درخواست تو رو قبول کردن
چه روزهایی بود از فرط خوشحالی گریه میکردم
استاد راست میگید ما انسان ها فراموش کاریم
با اینکه من هر روز اون روزها رو برای خودم در دفترم در سایت نوشته بودم اما واقعا از خاطرم رفته بود
و امروز با حرف های شما در این فایل به یاد آوردم ….
ذهن خیلی گمراه کننده هست
قشنگه یادمه اون روزها این نجواها همیشه به سراغ من می اومد که مشکل تو که با پول حل نمیشه ..در واقع اون تضاد رو حالا هرچی که میخاد باشه از روابط از سلامتی از توحید از مالی
اونقققققققدر در نظر ما بزرگ جلوه میده که میخاد ما رو نا امید کنه
اما ما نباید گولشو بخوریم اینو همین روزها متوجه شدم چون به تضاد مالی برخوردیم
اینکه وقتی به گذشته برمیگردم به هر جایی که احساسم خوب بود با ایمان در مسیر قانون قدم برداشتم واقعا اتفاقها همشون نتیجه ی عالی دادن
حتی در مورد مسائل مالی
وقتی که با ایمان دنبال خونه ای با امکانات کامل با 3 برابر بیشتر از پولی که داشتیم میگشتیم
و خداوند پاسخ داد
قانون جواب داد
به خودم گفتم این هم همونه در واقع حرف های استاد تمام اون گذشته رو به یادم آورد
که ایمان هم باید تکاملی ساخته بشه
که از قدم های کوچیک شروع میشه و هر بار تو با منطقی کردنش برای خودت
قدم های بزرگتری بر میداری و ایمانت قوی تر میشه
خدایا شکرت
همینجا به خودم تعهد میدم که همیشه برای در احساس خوب ماندن تلاش کنم
اگر هم شرایط سخت و نا آرام شد به یاد تمام روزهایی بیفتم که توکل کردم ایمانم رو نشون دادم سعی کردم جنبه مثبت داستان رو ببینم
و بعدش خداوند درهای رحمت و نعمت و ثروتش رو بی انتها برام گشوده ….
تعهد میدم که در مسیر قانون در مسیر تو حید بمانم
و این راز (احساس خوب)رو در خودم نهادینه کنم …
استاد بی نهایت شکر گزار خداوند هستم برای بودن شما برای داشتن شما
برای شنیدن صحبت های الهی تون
الله نگهدارتان
در پناه حق️