درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵
موضوع این برنامه: خروج از مدار ناخواسته
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- “ایمان تزلزل ناپذیر”، حاصل پیمودن مسیر تکاملی درک توحید است؛
- “ایمان تزلزل ناپذیر” نتیجه، بارها جدی گرفتن الهامات و بارها دیدن نتیجه این جدیت هاست؛
- راهکارهایی برای کنترل ذهن، در شرایطی که کنترل ذهن غیرممکن شده است؛
- اگر بتوانی احساس خود را خوب نگه داری، لاجرم شرایط تغییر میکند و اتفاقات خوب را تجربه میکنی؛
منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی درک عمیقتر قوانین خداوند | قسمت ۵14MB15 دقیقه














سلام استاد عزیزم
سلام مریم عزیزدلم
سلام بچه های عباسمنشی
خدا میدونه چقققققدر دلتنگ شدم این مدت
با خواندن کامنتا فهمیدم که واقعا همه مون دلتنگ شدیم
واقعا چقدر شکرگذاری کردم برا روزهایی که بی. دغدغه وارد سایت میشدم و هر چی میخواستم میدیدم و میشنیدم و مطالعه میکردم و مینوشتم چه بهشتی بود چقدر حال خوبی داشتیم
من تو اون مدت میرفتم فیلم های سفر به دور آمریکا رو از آپارات دانلود میکردم و با پسرم میدیدم خیلی حالم خوب میشد قشنگ روزم ساخته میشد
اون قسمتی رو دیدم که در مورد آبشار نیاگارا بود
یاد مایک افتادم که خیلی وقته ندیدیمش
و دلتنگشیم
واقعا با خنده ها و شوخی های استاد منم میخندیدم
با صدای گرم مریم جان همراه میشدم و از طبیعت لذت میبردم
من هر روز صبح سایت چک میکردم که خدارو شکر امروز باز شد و خیلی ذوق کردم
انگار بعد مدت ها آمده باشم به خونه خونم همچین حسی
چند روز پیش داشتم فکر میکردم نگاه کن چقدر فرکانس هامون پایین آمده که کل ایران از مدار بودن تو سایت عباسمنش محروم شده
ولی از اونجایی که به قول استاد تر و خشک باهم نمیسوزه من مطمئنم که کل ایران آب ببره هم هستن کسایی که باز نجات پیدا میکنن و حال خوبشون رو حفظ میکنن
این مدت وقتایی که ذهنم میرفت سمت جاده خاکی بهش میگفتم بابا این چیه بهش فکر میکنی چرا به این فکر نکنم که امروز میخواد پول بیاد تو حسابم و من پیامک بانک ببینم چرا به این فکر نکنم که امروز یه هدیه دریافت میکنم و…
خلاصه که دیروز یکی از دوستای قدیمی م بهم پیام زد و ازم کرم ضدآفتاب خرید
همون آدمی که بارها آمد بخره و غیبش زد
همونی که بارها بهش پیشنهاد دادم و غیبش زد
همونی که بجز تلگرام جایی دیگه پیداش نمیشد
حالا خودش اس ام اس داد و در عرض دو سه ساعت خریدش انجام داد
خیلی جالبه نه
یاد حرفایه یکی از دوستان می افتم که تو کلاپ هاوس داشت با استاد صحبت میکرد و میگفت خدایا تو خدای نشدن هایی یعنی خدایی که کاری که همه میگن نمیشه نمیشه تو دقیق میزنی وسط خال و ردیفش میکنی دمت گرم
فکر میکنم حدود یک سال پیش بود یه همچین روزایی صبح که آمدم تو سایت دیدم مریم جون یه قسمت از زندگی در بهشت گذاشته که خودش بود و اون پرادایس بینهایت زیبا همه جا سفیییید سفیییید بود پوشیده از برف استاد رفته بود مسافرت و مریم داشت از روزمرگی هاش با عشق تعریف میکرد ازینکه امسال لوله هاشون از سرما نترکیده و استاد یه راهکار ساده ولی راهگشا پیدا کرده ازینکه چند روز آب شون قطع بوده و عزیزدل با برف ظرفارو شسته از مرغ ها و خروس ها و….
از ذوقش برای زندگی
آخ ذوق برای زندگی چقدر این دو ماه اخیر از خدا خواستم اون ذوق و شوق منو بهم برگردونه تا باز دست بکار بشم و از زندگی م لذت ببرم بدون ذوق و شوق زندگی زندگی نیست مردگی
خلاصه که فکر کنم تو این یک سال من مریم ندیدم و خیلی مشتاق دیدنش هستم حتی ازین کنجکاوی های زنونه دارم ببینم موهاش بلند تر شده یا باز کوتاه کرده ؛)
خلاصه که هزاران هزاران هزاران بار خدا رو شکر میکنم که سه سال پیش شما رو پیدا کردم
راستی چقدر جالب بود که فایل جدید نزاشتید تا ما بیایم ممنون