اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این جمله جادوییه حس خوب اتفاق های خوب رو میاره و حس بد اتفاق های بد رو به وجود میاره
انگار کل درس های استاد تو همین جمله به ظاهر خیلی ساده نهفته است
چقدر این کار به ظاهر ساده و کلیشه ای همه چیو تغییر میده ….
برای رسیدن به حس خوب من اینکارهارو میکنم :
من کلا اخبار رو چندین وقته از زندگیم پرتش کردم بیرون اونم تو همه زمینه ها از تلویزیون گرفته تا اپلیکیشن های خبری تا شبکه های اجتماعی تا بعضی دوستام که برای خودشون یک پا خبرگزاری بودن و….
تمام افرادی که کوچکترین حس بدی به من میداند همه رو حذف کردم و داخل شبکه های اجتماعی یا انفالو کردم و یا اینکه پست و استوری هاشونو مخفی کردم که به من نشون داده نشه
افرادی هم که اطرفم موندن میدونن من علاقه ای به شنیدن قیمت دلار امروز چند شده و یا قیمت فلان چیز فهمیدی چند شده و … ندارم برای همین جلوی من از این حرفا نمیزنن چون من به راحتی حرفشونو با حرفهایی که خودم دوست دارم تغییر میدم.
و شکرگزاری روزانه و یادداشت اونا
پیاده روی روزانه پارک محل خونمون
این کارهارو میکنم تا حالم همیشه خوب باشه تا اتفاق های خوب هم سمت من بیاد که حقیقتا هم جواب داده و الان شرکت خودمو دارم و حالم هم نسبت به قبلا خودم خیلی بهتره ولی هنوز خیلی جای کار داره
واسه منم روزهایی هست که حس های بد به من حمله میکنند که اینم طبیعیه همینجوری که استاد میگفتن برای پیامبران هم پیش میاد همین که بدونیم برای همه پیش میاد باز بخشی از حس بدمون کم میشه حالا میخوام تجربه ی چند وقت اخیر رو بهتون بگم که این کار به ظاهر ساده واسه من جادو کرده :
اول فایل ۳۷ گفتگو با دوستان رو گوش میکنم از بس این فایل خالصانه صحبت شده که من تا حالا هر وقت گوش دادم گریم میگیره از حس خوب و مثل اب روی اتیش میمونه
با همین فایل من معمولا حالم ۱۸۰ درجه عوض میشه ولی کنارش بعضی اواقات فایل ۴۶ گفتگو با دوستان یا فایل ۷ دوره عزت نفس که در مورد روند تکامل توضیح میده و یا دوتا فایل الگوبرداری از افراد موفق قسمت دوم و سوم و یا میام قسمت نشانه امروز من سایت رو نگاه میکنم یا میرم دفتر شکرگزاری خودمو میبینم و یا با یکی از دوستام که میتونم باهاش راحت صحبت کنم و بهم انگیزه و انرژی میده برم پارک پیاده روی
من با این روش هایی که گفتم واقعا حالم از حال گند گند به حال روی ابرها بودن تبدیل میشه
و اینکه بارها و بارها به خدا میگم و جلوی میز کارم و داخل صفحه ی گوشیم نوشتم خدایا تو میدونی من چجوری باید از این حال دربیام من نمیدونم پس راهشو بهم بگو
تازگی ها هم یک راهی استاد داخل فایل عزت نفس گفتن که به نظرم اینم معجزه میکنه اونم اینه روزانه حداقل ۵ دقیقه لیست موفقیت های خودمو ببینم تا فراموششون نکنم و بدونم خدا همیشه هوای منو داشته
امیدوارم به افرادی که هدایت شدن و این کامنت رو خودندن حالشون از چیزی که الان هست بهتر شده باشه
ممنونم از خدا برای استاد عزیز که این سایت جادویی رو ایجاد کردند
آقا اصلا یکی از روشهای کنترل ذهن و موندن در حال خوب و جمع و جور کردن خودت همین خوندن کامنت بچه هاست
خب با این مقدمه
حالتون چطوره خوبین شما
این شروع صلات ما (بقول خانم شهریاری)
مثل اون موقعیه که میخاد نماز قضا بشه سریع درشتاشو سوا میکنی و این خوردو ریزار رو میزاری تو وعده بعدی
چکار کنم آخه ترسیدم بپره
خیلی وقتا با یک نیتی کامنت رو شروع میکنی سر از یه جاهای دیگه ای در میاره که اصلا اولش بفکرش هم نیستی
مثل همین الان که یه دفعه یاد حرف آقا رضا عطار روشن افتادم که میگفتند یعنی می نوشتند آقا برای دریافت هدایت کمین نکنین
یه خورده سنگینه نه؟
مواظب ظَهرتون باشید انقَضَ نشه
منظور همون چیزی که همون لحظه با افکار اون لحظه و با احساس خوبتون به ذهنتون میرسه و ته دلتون روشنه که اوکیه همون هدایته
حالا از هر جایی میتونه باشه
و در ضمن نسبت به اون مکان و اون زمان و اون شخص یونیکه
بگذریم
تو کامنت قبل گفتم در مورد واژه منان بقول یکی از دوستان در کامنتشون اگه اشتباه نکنم آقا رضا مرادی ، درک الانمو ازش بگم ولکن الله رمی
منان یه دفعه به ذهنم رسید دیروز فکر کنم
خب ما آدما چند تا اشتباه برداشتی از چند تا اسم جلاله داریم که خدا هم بابت کارمون نداره میگه ول کن بزار بگن
یکی جباره میگیم جبار یاد اون حکومتهای مستکبر و مستبد و فاسد بی همه چی میفتیم
من که اینطوریم
تازه من میگفتم این قاسم الجبارین یعنی تیکه تیکه یا همون قیمه قیمه کننده اون جبارهای گردنکشه
البته شایدم باشه
بعد یه دفعه یه جایی خوندم آقا این از جبران میاد
بسیار جبران کننده
تو دوره عزت نفس استاد میگن چه کلمه وحشتناکیه تو ذهن من این جبران
اما اون جبران جبرانیه که شما در حق کسی که دستی از دستان خدا شده یه کاری برات انجام داده میخای براش جبران کنی و این چون ریشه اش در شرکه کلکت رو میکنه پدرت رو درمیاره آسفالتت میکنه تا بفهمی که گاهی نمیفهمی میری به جبران بعدی
البته مع الشرایط میشه جبران کرد ولی باید بری دوره عزت نفس رو اگه داری دوباره و اگه نداری بخری بری تا تهش تا بفهمی
اما جبران کردن خداوند یه چیز دیگست
بنظرم تو دو تا حالته
یکی وقتی شما یه کاری رو خالصا انجام میدی خدا میاد به جبرانش همچین برات میچینه که کفت میبرّه
یکی وقتی شما گند زدی رفته بعد برمیگردی توبه میکنی خدا رو از اون ته دلت میخونی میگی بیا خودت اوکیش کنه من فاتحه خوندم رفت
خدا میگه باشه
من برات برمیگردونم ضرراتو جبران میکنم تا وقتی تو هم آدم بمونی
مورد سوم هم مثال ایوب رو بذهنم رسید البته همین الان
و بقول آقا رضا من کمین نزدم براش
که خدا بعد اینکه میاد میگه
رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین
خدا هم میگه باشه کارت نباشه همه اون ضررا با من ،من برات اوکی میکنم زن و بچه و مال و اموال و همه چی روبرمیگردونم.
آقا از آقا ابراهیم خسروی چه خبر یه دفعه یاد کامنتش توی عقل کل افتادم و نحوه دعوا با خداش
یعنی یقه خدا رو گرفته بود ول نمیکرد تو داستان استخدامیش
استاد عرشیانفر هم یکی از شاگردان خوب استاد و استادان خوب هست
استادجانم اول از هرچیزی خوشحالم بعد از حدود یک ماهی که بصورت مداوم به سایت نیومدم امروز با آمدن این فایل اومدم🌹که بسیار بهش نیاز داشتم
خدا رو هزاران مرتبه شکر
استادجان در این یکماه اونقدر حجم اتفاقات خوبم زیاد بود که نتونستم دیگه در سایت کامنت بنویسم اما نسبتا مشاهده شون میکردم
از خانه ی جدید و بزرگی که خریدیم و جابجا شدیم🤩
از طلا ها و جواهراتی که برای خودم خریدم و به خواهرم هدیه دادم
از سلامتی و انرژی بیشترم
از این آزادی زمانی و مکانی و مالی بیشترم
خدا رو هزاران مرتبه شکر و خیلی خیلی اتفاقات و خبرای خوب بیشتر دیگری🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
و امروز هم هوای شهرما ابری و بارانی که من خیلی خیلی خوشحالم🤩
استادجانم سپاسگزار خداوندم بابت وجود شما در زندگی زیبام انشاالله که بتونم مثل خیلی های دیگر و آقای عرشیانفر شاگرد خوبی براتون باشم و زندگی خودم را سرشار از نعمت و ثروت و سلامتی و فراوانی بسازم🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
استاد جان این احساس خوب و آرامش و کنترل ذهن و این حس خوب دادن به بقیه هم یکی از ویژگی های خوب هست که همه ی ما از شما یاد گرفتیم!
من زیباترین حال رو میخوام و این زیباترین حال چیه؟
احساست خوب مساوی با اتفاقات خوب
حزن در قرآن اولین فایلی بود که در شرایطی که داشتم منو با استاد عباسمنش آشنا کرد!
و هر چقدر که بگم فوق العاده و تاثیر گذاره کم گفتم!
ما باید بتونیم انشاالله در هر شرایط این احساس خوب را در خودمان ایجاد کنیم اگر میخوایم همیشه خوشبخت و شاد باشیم!
من همیشه از کودکی این ویژگی رو در مادرم میدیدم
همیشه و در هر شرایطی خندان و شاد بود🤩
الان دارم در قانون درکش میکنم
در رابطه با قضاوت کردن دیگران برای اتفاقاتی که براشون میفته قبلا در ذهنم بررسی میکردم که من اگر بودم اینجور و اونجور میکردم اما فایلی که از شما شنیدم در همین موضوع یاد گرفتم که دیگه قضاوت نکنم منم اگر درچنین شرایطی قرار بگیرم نمیدونم عکس العمل خودم چیه؟پس دیگه قضاوت نکنم
پس یاد گرفتم دیگه ادعا نکنم
باید یاد بگیرم خودم در هر شرایطی احساسم و حالم خوب نگه دارم! با کنترل کردن ذهنم
استادجان این فایل خیلی درس داشت:
در صلح بودن با خودمان و دیگران
کینه نداشتن
مرور نکردن خاطرات نامناسب گذشته
کنترل کردن ذهن در هرشرایطی
احساسات خوب مساوی با اتفاقات خوب
قضاوت نکردن دیگران و ادعا نکردن
من الان بخاطر چه چیزهایی سپاسگزارم خداوند هستم
ما هستیم که داریم با افکارمون و احساسمون زندگیمون رو میسازیم
چند ویژگی خوب که دوست دارم تحسین شون کنم:
۱: این ویژگی که مدیر فنی در سایت در رابطه با دانلود ها و پخش ویدئو ایجاد کردن که خیلی خیلی فوق العاده اس…سپاسگزارم از مدیر فنی سایت
۲: این خانه ی زیبا با دکور فوق العاده اش این آیینه ها و دیوار پوش ما به خدا اعتماد داریم،و این فرش های خوشرنگ و زیبا که بدون ریشه فرش هستند و موتورها
۳: این اراده ی محکم استاد که چقدر لاغرتر و زیباتر شدند و انرژی بیشتر که مسلما دارند
خدایا شکرت که امروز در مدار دیدن و شنیدن این فایل قرار گرفتم و انشاالله که بتونم از این قوانین ثابت جهان به نفع خودم استفاده کنم!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
استادجان با تمام وجودم دوستتون دارم و از این که در این مسیر لذت بخش زندگی شاگردتون هستم به خودم افتخار میکنم!
مهم در جهان اصل است و اصل احساس خوبه که اتفاقات خوب رقم میزنه اینو من جمله تاکیدی هر روز میگم که : احساس خوب ، اتفاقات خوب
استاد جان شما بارها عنوان کردین که قانون جذب سه مرحله داره درخواست پاسخ دریافت
دو مرحله اول که به راحتی انجام میشه و مهم مرحله سومه که اینجا خواسته مون اتفاق نمیفته چون احساس ما اینجا مورد تزلزل قرار میگیره و این همون ترمزهای ذهنی ما برای رسیدن به خواسته هامونه که اگه بتونیم صبر داشته باشیم و به نکات مثبت مسیرمون با توجه به هر اتفاقی نگاه کنیم باعث دریافت میشه
خدا میگه به پیامبر: انگاه که بندگان من درباره من از تو بپرسند به انها بگو نزدیکم اجابت میکنم درخواست شمارو به شرطی که شما هم اجابت کنید منو و ایمان بیاورید تا رشد کنید
خوب خیلی واضحه که خدا داره میگه من که درخواست تورو پاسخ دادم اگه دریافت نمیکنی به خاطر اینه که ایمان نداری و منو نپذیرفتی، اینجاست که ما شرک میکنیم و خدا را به عنوان نیروی اول و برتر جهان قبول نداریم و هر اتفاقی میفته بهم میریزیم چون قدرت از خدا گرفتیم دادیم دست عوامل بیرونی و تنها عامل رشد ما ایمان ماست در تمام لحظات و ایمان یعنی نگران هیچی نبودن یعنی احساس خوب داشتن
استاد در کتاب چگونه فکر خدا بخوانیم خیلی واضح سیستمی بودن جهان عنوان کردید که قانون با پیامبرش هم شوخی نداره یونس میفته در دهان ماهی و یا یعقوب نابینا میشه چون در شرایط به ظاهر نامناسب احساسشون اوکی نبوده ولی یوسف از دل چاه میشه عزیز مصر
خیلی حرفه ای استاد تو قدم پنجم از دوره 12 قدم این موضوع باز کردید منی که تو مسیر خودسازی هستم و در بیشتر مواقع احساسم خوبه اگه یک اتفاقی که از دید من اتفاق نامناسب است خیر است و درسی برای رشد من داره ( الخیر فی ما وقع)
خدا یک سوره را برای بازگشت ما به خدا به محمد الهام کرده به نام توبه، ما هر چقدر هم اشتباه کردیم از همون لحظه که تصمیم به تغییر بگیریم اغوش هدایت الهی برای ما باز است و تمام اتفاقات زندگی من بر اساس فرکانسی که من از قبل ارسال کردم و حالا تصمیم بگیرم روی ذهنم کار کنم تا بتونم مسلط بشم و احساسات کنترل کنم باعث میشه فرکانس مناسب ارسال کنم تا اتفاقات عالی برامون رقم بخوره
استاد عزیزم ممنون بابت اینکه بهمون هر ثانیه کمک میکنید و وقتی وارد سایت میشم دلم نمیخواهد برم بیرون و میبینم ساعت هاست تو سایت دارم مطالعه میکنم و خوشحالم کانون توجهم از صبح تا شب روی خدا و احساس خوب است.
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم..
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن…
استاد عزیزم…من 33 سال با این افکار احساس بد زندگی کردم..
یادمه سال 86..سریال یوسف رو تلوزیون پخش میکرد..و همیشه برام سوال بود!!!
که چرا یعقوب که ادعای پیامبر میکنه..همیشه برای داغ یوسفش گریه میکنه…
چرا چشمش کور شده!
چرا اینجور برخورد میکنه…
دقیقا این باور دقیقا مثل باورهای گذشتگانم بود..که هر کسی زیاد گریه کنه…و یا حالش همیشه بد باشه..خوبه!!!
چیزیکه توی باورهای مذهبی ماها خیلی زیاده…
افرادی که احساس بد دارن…
در مسیر درستین..
و میبینم.افرادی هستند که همیشه این احساس بد رو جزو اصل و اساس زندگیشون قرار دادن..و با همین نگرش دارن زندگی و خوشبختیشونو نابود میکنن!!!
….
من یه شب یه خواب الهامی ” دقیقا راجع به همچنین شخصی دیدم!..که توی جهنم داشت دنبال سرسبزی میگشت..
وقتی به من گفت سبزی میخام…گفتم توی این برهوت توی این جهنم کجا سبزی گیر میاد..
که اونجا هدایت شدم…
خداوند بهم گفت..
نرگس مسیر منو بیا..این مسیرها رو برای خوشبختیت پیش نگیر…..
مسیر میانه رو برو..که مسیر راه راست هست…و منو روی شونهاش گذاشت و بُرد بهشت..
..میخام بگم!!!
کل قانون الهی همینه…استادم…..واقعا همیشه اون سالها مدام برام سوال بود.
چیزیکه خیلی کم ماها..توی جامعه مسلمانی…به این موضوع کم فکر کردییم..
فکر میکردیم باید رفتارمون مثل یعقوب .پیامبر”باشه..
یعقوبی که سالها در عذاب نبودن یوسف بود…
..دقیقا همین باور گذشتگانمون هست”””
من همیشه میگفتم..خدایا این یعقوب پیامبرت بوده..بقول خودش و طبق چیزی که درک کردم بهش الهام میشده..تو رو باور داشته..
چرا احساسش خوب نیست….
چرا برای خودش کلبه احزان زده..و شبانه روز گریه میکنه..
اگه این ادعای پیامبری میکنه!!..باید دلیل رفتن یوسف رو درک کنه!؟؟؟…
همیشه با خودم میگفتم…
اگه من جای یعقوب بودم و الهام خداوند رو میشنیدم.هیچ وقت برای یوسف اینقدر گریه نمیکردم تا چشمانم کور بشه..
کسیکه با نیروی خداوند که بهش الهام میشه.طرفه
دیگه هست!!!!نباید ..احساسش بدباشه..
.اصلا احساس بد” برای چیه!!!
استاد من اون سالها خیلی خیلی رفتار یعقوب برام سوال بود…اونم پیامبر که ادعای فلان فردی مثل ابراهیم و اسحاق داشت…..
همیشه برام سوال بود…
و این همون بحث ایمان هست…
که من لطف خداوند وارد الهامات خداوند شدم…
الهاماتی که به لطف خودش براش قدم برداشتم..
و طبق قانون و نگهداشتن احساس خوب باعث شد…
قدمهای خاستهامو پیش ببرم…
قدمهایی که باعث شد …چیزهای جدید یاد بگیرم…دریافتهای عالی در مهارتم ببینم..
من هر چیزی که بدست آوردم….و الان این لطف شامل حالم شده…فقط بخاطر درک الهامات خداوند بود..
و میدونم…هر چقدر احساس خوب باشه..اتفاقات خوب برام میفته..
و هر چقدر احساسم بد بوده ..اتفاقات بد برام افتاده..
و من به عینه دقیق میبینم تا احساسم بد میشه سر تا پاهایم پر از افکار شیطانی و دقیقا دنیا جلوی چشممم میسوزه…
اون اوایل….یسری الهامات میشد…و یسری کارها برام سخت بود..حالم بد میشد..ولی فورا بخودم نهیب میزدم..که باید بتونی انجامش بدی
یا…
یه اتفاقی برام پیش میومد…خیلی بهم میرختم…
ولی …
..میخام بگم!!!هنوزم نمیگم خیلی خوبم..
ولی لطف خدا…. فورا اون احساس شیطانی که.”وارد درونم میشه…
و دقیقا دستم حالت سوزش میگیره…
میگم نرگس باید اینجا بتونی خودتو کنترل کنی..
و این اتفاق چند ماه پیش ..برای عضو خانواده ام افتاد….من اونجا جریان احساس خوب رو بخوبی درک کردم..
منیکه توی محیط بیمارستان و بیماریها احساسم بهم میریخت..بخوبی کارهای ویزیت رو انجام دادم.اونم تنها….بدون نبود کسی از افراد خانواده ام….و هیچکسی حاضر نشد بیاد..
خیلی بهتر میتونم استقبال کنم..درست اولش …ما بهم میریزیم…ولی “تونستم” و سعی کردم با نگرش قوی تری بهش نگاه کنم…
کل داستان…ماندن ما در مسیر دنیایی همینه!!
که بتونیم احساس خوب داشته باشیم..
و درک این قانون توی شرایط به ظاهر ناجالب..
مثل دو لبه شمشیر هست…
میگن شمشیر حضرت علی دو لبه بوده..
دقیقا این دولبه تیغ در جهت مثبت و منفی بوده..
اتفاقا زندگی ما در این دنیا مثل تیغ دولبه هست..که با بتونیم با باورهای قوی در جهت مسیر الهی نگهداریمش..
که خودش نیاز به نگهداشتن….یسری باورهاست..
استاد عزیزم…یسری رفتارهایی که از افراد میبینم…صحبتهای شما توی ذهنم مرور میشه..
میگم نرگس..
دیدی چقدر قانون و عدالت خداوند درست و دقیق کار میکنه…
پس قدر خودتو بدون..خودتو دوستداشته باش
تو مسیر درست بمون…
تا بتونی خوشبخت و سعادتمند باشی…
ممنونم ..از خداوند شاکرم…که هر جا ذهنم داره ظاهر زندگیمو به رخم میکشونه که حالمو بد کنه..
فورا بخودم میام..
میگم..خدایا شکرت بابت فلان موقعیتهایی که منو توی مسیرش؟قرار دادی..
و مدام بیاد میارم…
و همین باعث شده…
ذهنم همونجا فریز بشه…
چون میدونم..
فرکانسی شکرگزاری خیلی میتونه روی احساسم تاثیر گزار باشه..
امروز که این جسد رو دیدم…گفتم نرگس ببین..دنیا اصلا ارزش غم خوردن رو نداره..
وقتی مُردی..فقط میخان زود بخاک بسپارنت…
و تا چند روزم ناراحتم باشن..همه چیز تموم میشه.
واقعا دیدن این جسد خیلی روم تاثیر گذاشت.که اون افراد داشتن با خشونت اونو حمل میکردن..
و بی ارزش؟بودن اون جسد خیلی برام پیام داشت..
اونم با ورود من و دیدن اون صحنه..بهم گفت بیا نگاهش کن..من بخاطر شرایط اون جسد جلو نرفتم..گفتم خوبیت نداره…
چون تصادفی بود…
استادم هر چقدر که میگذره..بزرگ شدن و با جسارت بودنمو بیشتر میبینم…
و بیشتر قانون الهی رو درک میکنم..
و شکرگزار خداوندم میباشم…که خداوند این لطف رو شامل حالم کرد..که یه روز زیبای دیگه رو ببینم و بتونم غلبه بر ترسهای کودکیمو هر بار یجاهایی از نقطعه شهرم رو انجام بدم..
همه لطف …آموزشهای شما استاد عزیزم میدانم و عمل بهشون…
دنیا همجا برام بهشت شده….
و میتونم با خیال راحت کارهایی انجام بدم..که شاید در گذشته بهم میگفتن در اینده بهمچنین ورژنی میرسی..قبول نکنم.دو تا شاخ روی سرم بالا بیاد….
همه چیز احساس خوب هست…احساس ارامش در دل سختیها و غلبه بر ترسها..همجا رو برات بهشت میسازه…
و من به عینه توی مسیر زندگیم با واقعیت تصویر دارم میبینم..هیچ ربطی بهیچکس..هیچ دولتی نداره..
منم که اطرافمو” با نگرش خودم “میسازم….
همه چیز از من نرگس میگذره…
انشالله که خداوند حامی و نگهدارمان باشد..
استادم شکرگزار خداوندم…که هر روز دارم یه ورژن الهی گونه تر میشم..و طعم زندگی رو در همه حال می چشم…
و به همه دوستان عزیزم که دارن قدم برمیدارن در مسیر خودشناسی و خداشناسی تبریک میگم..
انشالله این رزق بی نهایت الهی همیشه پیشبرد تمامی جنبه های زندگیمون باشه..
به نام خدایی که از هرکس به من نزدیکتر ومهربان تر است.
درخواست ها وآرزوهای من را میداند واجابت میکند به شرط ایمان وباورکردنش.
سلام به استادی ازجنس نور ورحمت
سلام به خانم شایسته از جنس ایمان،باور،عمل صالح.
سلام به همه ی هم فرکانسی های عزیزم در این سایت الهی.
● قانونِ جادوییِ شادی
در آن لحظهی سحرآمیزِ سال نو، وقتی ستارهها در سکوتِ آسمان نفس میکشند و هستی در آستانهی دگرگونی میایستد، میلیونها دلِ ایرانی، با نجوایی شیرین و دیرینه به آسمان متصل میشود:
“یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَ الأبصار…
یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ وَ النَّهار…”
ای تو که قلبها و دیدگان را میگردانی…
ای تدبیرکنندهی شب و روز…
این دعا، تنها یک درخواست ساده نیست؛
رازِ بزرگی است:
تو میتوانی نگاهم را دگرگون کنی و مهمتر از آن، حالِ دلم را از تاریکی به روشنایی ببری.
و چه هدیهای از این گرانبهاتر؟
بهترین پیشکشی که هر انسانی میتواند به خویشتن تقدیم کند، همان “حالِ خوب” ناب و بیریایی است.
اما این “حالِ خوب” چیست؟
رازی است آسمانی، قانونی است باشکوه که خداوند در هستی حک کرده است:
“احساسِ خوب = اتفاقاتِ خوب”.
وقتی قلبم آکنده از آرامش و شکر باشد، وقتی نگاهم به زندگی، نگاهی از سرِ اعتماد و امید باشد، گویی کلیدِ گنجینهی خوشاقبالی را یافتهام.
خوشسَندی، آن پرندهی ظریف، تنها بر شاخهی دلی مینشیند که از غم خالی است.
این قانونِ زیبا، ریشه در کلامِ خداوند دارد.
قرآن، این کتابِ آسمانی و نورِ هدایت، نمیتواند از چنین رازِ مهمی خالی باشد.
و چه زیبا آن را آشکار ساخته است.
اگر در این کتابِ حکمت به دنبال نشانهای بگردم، کلمهی “حُزن” (غم) را مییابم که چون نقشِ برجستهای بر تارکِ آیات میدرخشد.
سی و چند بار، با “لا”ی نفیِ مهربانانه آمده: “لا تَحْزَن”، “لا خَوْفَ عَلَیْکُمْ”.
یعنی:
“غمگین مباش”
“بر شما هیچ ترسی نیست”.
فقط یک بار، و آن هم نه از سوی خدا، که از زبانِ شیطان آمده:
“لِیَحْزُنَک” (تا تو را غمگین کند).
آری، غم، پرچمِ تاریکی است و نشانهی نزدیک شدنِ اتفاقاتِ ناخوشایند.
حتی بزرگانی مانند حضرت یعقوب، وقتی امواجِ غم بر قلبِ تابناکشان چیره شد و گمان کردند یوسفِ زندگیشان را از دست دادهاند، روشناییِ چشمانشان نیز رخوت گرفت.
این نشان میدهد که قانونِ خداوند، قانونی تغییرناپذیر است:
غم، پردهای بر چشمِ بصیرت میافکند
و شادی، پنجرهای به سوی رحمتِ بیپایان میگشاید.
استاد عباسمنش در سخنرانیهایش پرسشی شیرین مطرح میکند:
“ویژگیِ بارزِ خوششانسترین آدمی که میشناسی چیست؟”
و پاسخش، کلیدی است برای رهایی:
آنها “بیخیال”ترین و “بیغم”ترین آدمها هستند.
آنها در طوفانهای زندگی، چون کوه ایستادهاند و در آرامشِ درونشان، جهان را نظاره میکنند.
“دنیا را آب ببرد، آنها را حَواب میبرد”
یعنی حتی اگر همهچیز به ظاهر فرو بریزد، آنها در قلعهی محکمِ آرامشِ درونشان، امن و آسودهاند.
پس من، با خودم پیمان می بندم که؛
از همین امروز، از همین لحظه، نگهبانِ قلبم باشم.
با شکر، با اعتماد، با نگاهی پاک به آینده، حالِ خود را خوب نگه دارم.
اجازه می دهم که شادی، نه یک اتفاق گذرا، که ساکنِ همیشگیِ وجودم شود.
آنگاه خواهم دید که چگونه درِ بختِ سبزِ زندگی به رویم گشوده میشود و اتفاقاتِ خوب، یکی پس از دیگری، چون مهمانانِ ناخواندهی بهاری، به در خانهی دلِ من میآیند.
استاد بزرگترین عامل و یا بهتره بگم تنها عاملی که درین سالها تونست بمن کمک بکنه برای داشتن و ماندگارتر شدن احساس خوب، “باورهای توحیدی” بود.
استاد با باورهای توحیدی بود که من تونستم احساس خوب، آرامش، امیدواری، اعتماد، ایمان و رها بودن را بدست بیارم، بهتر درکشون کنم و هربار آرامش بیشتری درزمان بیشتری را تجربه کنم.
استاد نه اینکه فکرکنید شرایطم روبراه بود که تونستم با باورهای توحیدی به احساس خوب برسم نه اصلا.
من در دل چالش های بزرگ زندگیم به این گنج دست پیدا کردم که البته اصلا کار راحتی نبود.
چه نجواهای قدرتمندی که بهم حمله ور میشد و تنها کاری که دراون لحظات من میکردم این بود که، تمام حالو روزم را، تمام ترسم را، بخداوند اقرار میکردم که مثلا: خدایا من ترسیدم، نجوا بهم فلان حرفو میزنه و من نمیدونم چجوری به این مساله نگاه کنم تا بحس خوب برسم، هدایتم کن و منو متوجه هدایتت بکن. و هدایتهای خداوند بود که در وجودم جاری میشد و من مدام اون هدایتهای خداوند را تکرار میکردم و الان 13 ساله که همچنان دارم تکرارشون میکنم و هربار اون هدایتها بیشتر و قابل درکتر میشه برام.
اونموقع ها من نمیدونستم، اسم این درکیات من که مدام دارم تکرارشون میکنم، باورهای توحیدیه.
بعدها که وارد این سایت شدم متوجه شدم، چنین مسائلی باورهای توحیدی نام داره.
و یه نکته دیگه جملات پایانی این فایل بود که درباره این موضوع که اتفاقات ناخوشایند اومدن که درسهایی را بدهند….
استاد یادمه همون 13 سال پیش، اگر اشتباه نکنم یه کتاب از باربارا دی آنجلس داشتم میخوندم که داخلش نوشته بود: اتفاقات ناخوشایند حکم یه پستچی را دارن که اومدن پیامی را بهت بدهند و هی دارن در خونتو میزنن، تا نری درو باز نکنی روی پستچی و نامه و پیام را ازش نگیری، همچنان پشت در میمونه و در را میزنه!!
استاد از همون لحظه خیلی این حرف به وجود من نشست، و سالهاست این سوال، جزء، سوالات قدرتمند کننده برای من شده.
و بمحض اینکه حتی با یه مساله خیلی کوچک که برام پیش میاد، روبرو میشم، بخودم میگم چیو باید ازین شرایط و موضوع یاد بگیرم؟!! و سلولی پیگیر جواب میشم.
و استاد این سوال خیلی به رشد من کمک کرده، و باعث پیشرفتم شده.
استاد عزیزم، بسیار سپاسگزار شما هستم بابت سخاوتتون در نشر این آگاهی ها.
بنام خداوند هستی بخش مهربان سلام ب استادعزیز و دوست عزیزمون
خدایا صد هزار مرتبه شکر بخاطر این فایل عالی و فوق العاده
خداوندا ممنون و سپاس گذار بخاطر هیمن لحظه که با گوش کردن این فایل خیلی حال و احساسم خوب بود و بهتر شد سپاس گذارم از خودم که تا جایی توانستم روی خودم و احساسم کار کردم که خودم رو به احساس خوب برسانم در واقع این سایت بهترین جایی هست که میتوانم ب احساس خوب احساس خوشبختی برسم
خیلی مثال خوبی زدید استاد واقعا کنترل ذهن در شرایط ناجالب خیلی کار مهم و اساسی هست که باید انجام بدیم و ارام باشیم من خودم از زمانی که با این قوانین اشنا شدم ب ندرت خیلی میتوانم خودم کنترول کنم خدیا بخاطر تمام نعمت هایی که دارم شکرت بخاطر تمام نعمت های که قرار داشته باشم هم شکرت
من همیشه ساعت سه یا چهار بیدار میشم اما امشب از ساعت دو بیدارم و انگار تو این دو ساعت کلی خوابیدم من
واقعا حس خوبی دارم که الا میدونم بیام کامنت بذارم و خدا میدونست چقد به سایت نیاز داشتم
نمیدونم اگه این راه نبود من الا کجا بودم
واقعا استاد نمیدونم چه میشد الا اما میدونم در ترس اظطراب بودم که نکنه الا بیان منو ببرن یا مبرن مثل بدنه کل جامه که میدیدم اطرافیان خودم چه حالی دارن
درسته بعضی روزا دیگه کلافه میشدم اما بازم با اون حالا خدا دستم رو مبگرفت و با ی فایل خوب آرومم میکرد
خداوند رو بارها شکر میکنم
این مهم رو هم گذراندیم به لطف خداوند مهربان
خداروشکر این مدت رو خوب مدیریت کرد برای من و گذشت
نمیدونم جامه چه نظری داره اما میدونم من نباید راه جامه رو برم من راه خودم رو دارم و من انتخاب کردم که الا در آرامش هستم و الا دارم تو این ساعت از خدای خودم سپاس گذرای میکنم برای این مهم
الهی که خداوند همیشه یاری رسان ما باشه البته اون همیشه هست فقط منتظر ما دست یاری بلند کنیم
سلام به خاص ترین استاد کشف قوانین آفرینش دنیا
چقدر این جمله جادوییه حس خوب اتفاق های خوب رو میاره و حس بد اتفاق های بد رو به وجود میاره
انگار کل درس های استاد تو همین جمله به ظاهر خیلی ساده نهفته است
چقدر این کار به ظاهر ساده و کلیشه ای همه چیو تغییر میده ….
برای رسیدن به حس خوب من اینکارهارو میکنم :
من کلا اخبار رو چندین وقته از زندگیم پرتش کردم بیرون اونم تو همه زمینه ها از تلویزیون گرفته تا اپلیکیشن های خبری تا شبکه های اجتماعی تا بعضی دوستام که برای خودشون یک پا خبرگزاری بودن و….
تمام افرادی که کوچکترین حس بدی به من میداند همه رو حذف کردم و داخل شبکه های اجتماعی یا انفالو کردم و یا اینکه پست و استوری هاشونو مخفی کردم که به من نشون داده نشه
افرادی هم که اطرفم موندن میدونن من علاقه ای به شنیدن قیمت دلار امروز چند شده و یا قیمت فلان چیز فهمیدی چند شده و … ندارم برای همین جلوی من از این حرفا نمیزنن چون من به راحتی حرفشونو با حرفهایی که خودم دوست دارم تغییر میدم.
و شکرگزاری روزانه و یادداشت اونا
پیاده روی روزانه پارک محل خونمون
این کارهارو میکنم تا حالم همیشه خوب باشه تا اتفاق های خوب هم سمت من بیاد که حقیقتا هم جواب داده و الان شرکت خودمو دارم و حالم هم نسبت به قبلا خودم خیلی بهتره ولی هنوز خیلی جای کار داره
واسه منم روزهایی هست که حس های بد به من حمله میکنند که اینم طبیعیه همینجوری که استاد میگفتن برای پیامبران هم پیش میاد همین که بدونیم برای همه پیش میاد باز بخشی از حس بدمون کم میشه حالا میخوام تجربه ی چند وقت اخیر رو بهتون بگم که این کار به ظاهر ساده واسه من جادو کرده :
وقتی حالم داغون میشه طوری که استرس شدید میاد سراغم اینکارارو میکنم :
اول فایل ۳۷ گفتگو با دوستان رو گوش میکنم از بس این فایل خالصانه صحبت شده که من تا حالا هر وقت گوش دادم گریم میگیره از حس خوب و مثل اب روی اتیش میمونه
با همین فایل من معمولا حالم ۱۸۰ درجه عوض میشه ولی کنارش بعضی اواقات فایل ۴۶ گفتگو با دوستان یا فایل ۷ دوره عزت نفس که در مورد روند تکامل توضیح میده و یا دوتا فایل الگوبرداری از افراد موفق قسمت دوم و سوم و یا میام قسمت نشانه امروز من سایت رو نگاه میکنم یا میرم دفتر شکرگزاری خودمو میبینم و یا با یکی از دوستام که میتونم باهاش راحت صحبت کنم و بهم انگیزه و انرژی میده برم پارک پیاده روی
من با این روش هایی که گفتم واقعا حالم از حال گند گند به حال روی ابرها بودن تبدیل میشه
و اینکه بارها و بارها به خدا میگم و جلوی میز کارم و داخل صفحه ی گوشیم نوشتم خدایا تو میدونی من چجوری باید از این حال دربیام من نمیدونم پس راهشو بهم بگو
تازگی ها هم یک راهی استاد داخل فایل عزت نفس گفتن که به نظرم اینم معجزه میکنه اونم اینه روزانه حداقل ۵ دقیقه لیست موفقیت های خودمو ببینم تا فراموششون نکنم و بدونم خدا همیشه هوای منو داشته
امیدوارم به افرادی که هدایت شدن و این کامنت رو خودندن حالشون از چیزی که الان هست بهتر شده باشه
ممنونم از خدا برای استاد عزیز که این سایت جادویی رو ایجاد کردند
الصلوه
الصلوه
سلام
تا نپریده بگم قبل احوالپرسی
آقا اصلا یکی از روشهای کنترل ذهن و موندن در حال خوب و جمع و جور کردن خودت همین خوندن کامنت بچه هاست
خب با این مقدمه
حالتون چطوره خوبین شما
این شروع صلات ما (بقول خانم شهریاری)
مثل اون موقعیه که میخاد نماز قضا بشه سریع درشتاشو سوا میکنی و این خوردو ریزار رو میزاری تو وعده بعدی
چکار کنم آخه ترسیدم بپره
خیلی وقتا با یک نیتی کامنت رو شروع میکنی سر از یه جاهای دیگه ای در میاره که اصلا اولش بفکرش هم نیستی
مثل همین الان که یه دفعه یاد حرف آقا رضا عطار روشن افتادم که میگفتند یعنی می نوشتند آقا برای دریافت هدایت کمین نکنین
یه خورده سنگینه نه؟
مواظب ظَهرتون باشید انقَضَ نشه
منظور همون چیزی که همون لحظه با افکار اون لحظه و با احساس خوبتون به ذهنتون میرسه و ته دلتون روشنه که اوکیه همون هدایته
حالا از هر جایی میتونه باشه
و در ضمن نسبت به اون مکان و اون زمان و اون شخص یونیکه
بگذریم
تو کامنت قبل گفتم در مورد واژه منان بقول یکی از دوستان در کامنتشون اگه اشتباه نکنم آقا رضا مرادی ، درک الانمو ازش بگم ولکن الله رمی
منان یه دفعه به ذهنم رسید دیروز فکر کنم
خب ما آدما چند تا اشتباه برداشتی از چند تا اسم جلاله داریم که خدا هم بابت کارمون نداره میگه ول کن بزار بگن
یکی جباره میگیم جبار یاد اون حکومتهای مستکبر و مستبد و فاسد بی همه چی میفتیم
من که اینطوریم
تازه من میگفتم این قاسم الجبارین یعنی تیکه تیکه یا همون قیمه قیمه کننده اون جبارهای گردنکشه
البته شایدم باشه
بعد یه دفعه یه جایی خوندم آقا این از جبران میاد
بسیار جبران کننده
تو دوره عزت نفس استاد میگن چه کلمه وحشتناکیه تو ذهن من این جبران
اما اون جبران جبرانیه که شما در حق کسی که دستی از دستان خدا شده یه کاری برات انجام داده میخای براش جبران کنی و این چون ریشه اش در شرکه کلکت رو میکنه پدرت رو درمیاره آسفالتت میکنه تا بفهمی که گاهی نمیفهمی میری به جبران بعدی
البته مع الشرایط میشه جبران کرد ولی باید بری دوره عزت نفس رو اگه داری دوباره و اگه نداری بخری بری تا تهش تا بفهمی
اما جبران کردن خداوند یه چیز دیگست
بنظرم تو دو تا حالته
یکی وقتی شما یه کاری رو خالصا انجام میدی خدا میاد به جبرانش همچین برات میچینه که کفت میبرّه
یکی وقتی شما گند زدی رفته بعد برمیگردی توبه میکنی خدا رو از اون ته دلت میخونی میگی بیا خودت اوکیش کنه من فاتحه خوندم رفت
خدا میگه باشه
من برات برمیگردونم ضرراتو جبران میکنم تا وقتی تو هم آدم بمونی
مورد سوم هم مثال ایوب رو بذهنم رسید البته همین الان
و بقول آقا رضا من کمین نزدم براش
که خدا بعد اینکه میاد میگه
رب انی مسنی الضر و انت ارحم الراحمین
خدا هم میگه باشه کارت نباشه همه اون ضررا با من ،من برات اوکی میکنم زن و بچه و مال و اموال و همه چی روبرمیگردونم.
آقا از آقا ابراهیم خسروی چه خبر یه دفعه یاد کامنتش توی عقل کل افتادم و نحوه دعوا با خداش
یعنی یقه خدا رو گرفته بود ول نمیکرد تو داستان استخدامیش
آقا
همین
برا امشب کافیه بریم ادامه کارای اقامتگاه
شب خوش
سلام استاد عباسمنش عزیزم🌹همیشه خوش اخلاق
چقدر که این تیشرت و کلاه زیبا هست و بهتون میاد
سلام مریم جان مهربانم 🌹
روزتون بخیر و خوشی🎊🎉
سلام به آقای عرشیانفر 🌹
استاد عرشیانفر هم یکی از شاگردان خوب استاد و استادان خوب هست
استادجانم اول از هرچیزی خوشحالم بعد از حدود یک ماهی که بصورت مداوم به سایت نیومدم امروز با آمدن این فایل اومدم🌹که بسیار بهش نیاز داشتم
خدا رو هزاران مرتبه شکر
استادجان در این یکماه اونقدر حجم اتفاقات خوبم زیاد بود که نتونستم دیگه در سایت کامنت بنویسم اما نسبتا مشاهده شون میکردم
از خانه ی جدید و بزرگی که خریدیم و جابجا شدیم🤩
از طلا ها و جواهراتی که برای خودم خریدم و به خواهرم هدیه دادم
از سلامتی و انرژی بیشترم
از این آزادی زمانی و مکانی و مالی بیشترم
خدا رو هزاران مرتبه شکر و خیلی خیلی اتفاقات و خبرای خوب بیشتر دیگری🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
و امروز هم هوای شهرما ابری و بارانی که من خیلی خیلی خوشحالم🤩
استادجانم سپاسگزار خداوندم بابت وجود شما در زندگی زیبام انشاالله که بتونم مثل خیلی های دیگر و آقای عرشیانفر شاگرد خوبی براتون باشم و زندگی خودم را سرشار از نعمت و ثروت و سلامتی و فراوانی بسازم🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
استاد جان این احساس خوب و آرامش و کنترل ذهن و این حس خوب دادن به بقیه هم یکی از ویژگی های خوب هست که همه ی ما از شما یاد گرفتیم!
من زیباترین حال رو میخوام و این زیباترین حال چیه؟
احساست خوب مساوی با اتفاقات خوب
حزن در قرآن اولین فایلی بود که در شرایطی که داشتم منو با استاد عباسمنش آشنا کرد!
و هر چقدر که بگم فوق العاده و تاثیر گذاره کم گفتم!
ما باید بتونیم انشاالله در هر شرایط این احساس خوب را در خودمان ایجاد کنیم اگر میخوایم همیشه خوشبخت و شاد باشیم!
من همیشه از کودکی این ویژگی رو در مادرم میدیدم
همیشه و در هر شرایطی خندان و شاد بود🤩
الان دارم در قانون درکش میکنم
در رابطه با قضاوت کردن دیگران برای اتفاقاتی که براشون میفته قبلا در ذهنم بررسی میکردم که من اگر بودم اینجور و اونجور میکردم اما فایلی که از شما شنیدم در همین موضوع یاد گرفتم که دیگه قضاوت نکنم منم اگر درچنین شرایطی قرار بگیرم نمیدونم عکس العمل خودم چیه؟پس دیگه قضاوت نکنم
پس یاد گرفتم دیگه ادعا نکنم
باید یاد بگیرم خودم در هر شرایطی احساسم و حالم خوب نگه دارم! با کنترل کردن ذهنم
استادجان این فایل خیلی درس داشت:
در صلح بودن با خودمان و دیگران
کینه نداشتن
مرور نکردن خاطرات نامناسب گذشته
کنترل کردن ذهن در هرشرایطی
احساسات خوب مساوی با اتفاقات خوب
قضاوت نکردن دیگران و ادعا نکردن
من الان بخاطر چه چیزهایی سپاسگزارم خداوند هستم
ما هستیم که داریم با افکارمون و احساسمون زندگیمون رو میسازیم
چند ویژگی خوب که دوست دارم تحسین شون کنم:
۱: این ویژگی که مدیر فنی در سایت در رابطه با دانلود ها و پخش ویدئو ایجاد کردن که خیلی خیلی فوق العاده اس…سپاسگزارم از مدیر فنی سایت
۲: این خانه ی زیبا با دکور فوق العاده اش این آیینه ها و دیوار پوش ما به خدا اعتماد داریم،و این فرش های خوشرنگ و زیبا که بدون ریشه فرش هستند و موتورها
۳: این اراده ی محکم استاد که چقدر لاغرتر و زیباتر شدند و انرژی بیشتر که مسلما دارند
خدایا شکرت که امروز در مدار دیدن و شنیدن این فایل قرار گرفتم و انشاالله که بتونم از این قوانین ثابت جهان به نفع خودم استفاده کنم!
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
استادجان با تمام وجودم دوستتون دارم و از این که در این مسیر لذت بخش زندگی شاگردتون هستم به خودم افتخار میکنم!
سلام به مرجان جان عزیزم ، دوست قشنگم
دلم نیومد وقتی کامنتت رو خوندم و این همه اتفاقات خوب رو گرفتی که برات رقم خورد ، بهت تبریک نگم
خیلی خیلی خوشحالم که تونستی حست رو خوب نگه داری که این حس خوب خودشو در قالب خونه و طلا و حس خوب نشون داده . مباکت باشه عزیزم این دست آوردهات 😍😍😍
و تحسین میکنم البته مادر شما رو که ناآگاهانه چقدر به قانون تونسته عمل کنه .
الهی که همواره در مسیر خیر و برکت و شادی و ثروت و عشق باشی دوست عزیزم 🤲🤲❤❤❤
سلام مرجان عزیزم
چققققدر خوشحال و شاکر خدا شدم برای شنیدن این خبرهای قشنگی که دادی
عزیززز دلم مبارکت باشه خونه زیبا و بزرگ و طلا و جواهرات ارزشمندت شما لااایق بهترین ها هستی عزیزم
وااااقعا تحسینت میکنم انقدر قشنگ داری روی خودت کار میکنی و این نتایج قشنگ رو رقم میزنی
ان شاءالله بههههترین و زیبا ترین لحظات رو در خونه جدیدت تجربه کنی 💝💝💝
با سلام خدمت استاد عزیزم
مرسی بابت اینکه خیلی خوشگل به قانون مسلطی شما
مهم در جهان اصل است و اصل احساس خوبه که اتفاقات خوب رقم میزنه اینو من جمله تاکیدی هر روز میگم که : احساس خوب ، اتفاقات خوب
استاد جان شما بارها عنوان کردین که قانون جذب سه مرحله داره درخواست پاسخ دریافت
دو مرحله اول که به راحتی انجام میشه و مهم مرحله سومه که اینجا خواسته مون اتفاق نمیفته چون احساس ما اینجا مورد تزلزل قرار میگیره و این همون ترمزهای ذهنی ما برای رسیدن به خواسته هامونه که اگه بتونیم صبر داشته باشیم و به نکات مثبت مسیرمون با توجه به هر اتفاقی نگاه کنیم باعث دریافت میشه
خدا میگه به پیامبر: انگاه که بندگان من درباره من از تو بپرسند به انها بگو نزدیکم اجابت میکنم درخواست شمارو به شرطی که شما هم اجابت کنید منو و ایمان بیاورید تا رشد کنید
خوب خیلی واضحه که خدا داره میگه من که درخواست تورو پاسخ دادم اگه دریافت نمیکنی به خاطر اینه که ایمان نداری و منو نپذیرفتی، اینجاست که ما شرک میکنیم و خدا را به عنوان نیروی اول و برتر جهان قبول نداریم و هر اتفاقی میفته بهم میریزیم چون قدرت از خدا گرفتیم دادیم دست عوامل بیرونی و تنها عامل رشد ما ایمان ماست در تمام لحظات و ایمان یعنی نگران هیچی نبودن یعنی احساس خوب داشتن
استاد در کتاب چگونه فکر خدا بخوانیم خیلی واضح سیستمی بودن جهان عنوان کردید که قانون با پیامبرش هم شوخی نداره یونس میفته در دهان ماهی و یا یعقوب نابینا میشه چون در شرایط به ظاهر نامناسب احساسشون اوکی نبوده ولی یوسف از دل چاه میشه عزیز مصر
خیلی حرفه ای استاد تو قدم پنجم از دوره 12 قدم این موضوع باز کردید منی که تو مسیر خودسازی هستم و در بیشتر مواقع احساسم خوبه اگه یک اتفاقی که از دید من اتفاق نامناسب است خیر است و درسی برای رشد من داره ( الخیر فی ما وقع)
خدا یک سوره را برای بازگشت ما به خدا به محمد الهام کرده به نام توبه، ما هر چقدر هم اشتباه کردیم از همون لحظه که تصمیم به تغییر بگیریم اغوش هدایت الهی برای ما باز است و تمام اتفاقات زندگی من بر اساس فرکانسی که من از قبل ارسال کردم و حالا تصمیم بگیرم روی ذهنم کار کنم تا بتونم مسلط بشم و احساسات کنترل کنم باعث میشه فرکانس مناسب ارسال کنم تا اتفاقات عالی برامون رقم بخوره
استاد عزیزم ممنون بابت اینکه بهمون هر ثانیه کمک میکنید و وقتی وارد سایت میشم دلم نمیخواهد برم بیرون و میبینم ساعت هاست تو سایت دارم مطالعه میکنم و خوشحالم کانون توجهم از صبح تا شب روی خدا و احساس خوب است.
بنام تنها خالق جهانم…
بنام خداییکه تمام آسمانها و زمین…از آن توست…
خدایا تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم..
خدایا ما را براه راست راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی هدایت کن…
استاد عزیزم…من 33 سال با این افکار احساس بد زندگی کردم..
یادمه سال 86..سریال یوسف رو تلوزیون پخش میکرد..و همیشه برام سوال بود!!!
که چرا یعقوب که ادعای پیامبر میکنه..همیشه برای داغ یوسفش گریه میکنه…
چرا چشمش کور شده!
چرا اینجور برخورد میکنه…
دقیقا این باور دقیقا مثل باورهای گذشتگانم بود..که هر کسی زیاد گریه کنه…و یا حالش همیشه بد باشه..خوبه!!!
چیزیکه توی باورهای مذهبی ماها خیلی زیاده…
افرادی که احساس بد دارن…
در مسیر درستین..
و میبینم.افرادی هستند که همیشه این احساس بد رو جزو اصل و اساس زندگیشون قرار دادن..و با همین نگرش دارن زندگی و خوشبختیشونو نابود میکنن!!!
….
من یه شب یه خواب الهامی ” دقیقا راجع به همچنین شخصی دیدم!..که توی جهنم داشت دنبال سرسبزی میگشت..
وقتی به من گفت سبزی میخام…گفتم توی این برهوت توی این جهنم کجا سبزی گیر میاد..
که اونجا هدایت شدم…
خداوند بهم گفت..
نرگس مسیر منو بیا..این مسیرها رو برای خوشبختیت پیش نگیر…..
مسیر میانه رو برو..که مسیر راه راست هست…و منو روی شونهاش گذاشت و بُرد بهشت..
..میخام بگم!!!
کل قانون الهی همینه…استادم…..واقعا همیشه اون سالها مدام برام سوال بود.
چیزیکه خیلی کم ماها..توی جامعه مسلمانی…به این موضوع کم فکر کردییم..
فکر میکردیم باید رفتارمون مثل یعقوب .پیامبر”باشه..
یعقوبی که سالها در عذاب نبودن یوسف بود…
..دقیقا همین باور گذشتگانمون هست”””
من همیشه میگفتم..خدایا این یعقوب پیامبرت بوده..بقول خودش و طبق چیزی که درک کردم بهش الهام میشده..تو رو باور داشته..
چرا احساسش خوب نیست….
چرا برای خودش کلبه احزان زده..و شبانه روز گریه میکنه..
اگه این ادعای پیامبری میکنه!!..باید دلیل رفتن یوسف رو درک کنه!؟؟؟…
همیشه با خودم میگفتم…
اگه من جای یعقوب بودم و الهام خداوند رو میشنیدم.هیچ وقت برای یوسف اینقدر گریه نمیکردم تا چشمانم کور بشه..
کسیکه با نیروی خداوند که بهش الهام میشه.طرفه
دیگه هست!!!!نباید ..احساسش بدباشه..
.اصلا احساس بد” برای چیه!!!
استاد من اون سالها خیلی خیلی رفتار یعقوب برام سوال بود…اونم پیامبر که ادعای فلان فردی مثل ابراهیم و اسحاق داشت…..
همیشه برام سوال بود…
و این همون بحث ایمان هست…
که من لطف خداوند وارد الهامات خداوند شدم…
الهاماتی که به لطف خودش براش قدم برداشتم..
و طبق قانون و نگهداشتن احساس خوب باعث شد…
قدمهای خاستهامو پیش ببرم…
قدمهایی که باعث شد …چیزهای جدید یاد بگیرم…دریافتهای عالی در مهارتم ببینم..
من هر چیزی که بدست آوردم….و الان این لطف شامل حالم شده…فقط بخاطر درک الهامات خداوند بود..
و میدونم…هر چقدر احساس خوب باشه..اتفاقات خوب برام میفته..
و هر چقدر احساسم بد بوده ..اتفاقات بد برام افتاده..
و من به عینه دقیق میبینم تا احساسم بد میشه سر تا پاهایم پر از افکار شیطانی و دقیقا دنیا جلوی چشممم میسوزه…
اون اوایل….یسری الهامات میشد…و یسری کارها برام سخت بود..حالم بد میشد..ولی فورا بخودم نهیب میزدم..که باید بتونی انجامش بدی
یا…
یه اتفاقی برام پیش میومد…خیلی بهم میرختم…
ولی …
..میخام بگم!!!هنوزم نمیگم خیلی خوبم..
ولی لطف خدا…. فورا اون احساس شیطانی که.”وارد درونم میشه…
و دقیقا دستم حالت سوزش میگیره…
میگم نرگس باید اینجا بتونی خودتو کنترل کنی..
و این اتفاق چند ماه پیش ..برای عضو خانواده ام افتاد….من اونجا جریان احساس خوب رو بخوبی درک کردم..
منیکه توی محیط بیمارستان و بیماریها احساسم بهم میریخت..بخوبی کارهای ویزیت رو انجام دادم.اونم تنها….بدون نبود کسی از افراد خانواده ام….و هیچکسی حاضر نشد بیاد..
همه گفتن نرگس!!!!
بخاطر اون شرایط بهم میرختم…ولی .فورا بخودم میگفتم مواظب احساسات باش..
خیلی شرایط سختی بود..خیلی زیاد!!!
میخام بگم!!!
چند نفر از افراد نزدیکم بخاطر ماندن در احساس بد .در اون وضعیت…چون براشون سنگین بود”بیماریهای عصبی گرفتن.که باعث شد میلیونها تومن خرج دوا دکتر کنن.
ولی برای من جز حال و احساس خوب نبوداونم بخاطر پافشاریم روی ذهنم..
..استاد فقط آموزش شما توی اونروزهای سخت “بهم کمک کرد..
و من به لطف خدا…شجاعتر و با شهامت تر شدم..
همون شب..خواب دیدم…بهم الهام رسید…
یفردی شبیه خودم در حال بیداری و خواب..
بهم گفت…نرگس منم..
دقیقا گفتگو بیین ذهن و روحم…
بهم گفت با اون صورت نورانی و بهشتیم…
بهم میگفت…بخند…بخنددد.نگران نباش.هیچ اتفاقی نمیفته همه چیز به خیرو خوبی انجام میشه..
و یه خواب دیگه..که اون شخص که پدرم بود با لباس سفید و حال خوب…خداوند اون برگردون..
استاد عزیزم….به لطف خدا…انگار قلب من شده یه تکه سنگگ..چه شبها و روزها که مراقبت شدید بود تا ماها طول کشید..بازم یه اتفاق ناجالب دیگه افتاد..
که من فقط به طرز عجیبی میخندیدم…با وجود اینکه کنترل ذهن افراد نزدیکم به شدت بهم ریخته بود..
حالا من شده بودم آچار فرانسه خونمون…با دو بیمار که هر کدومشون دردسر خاص داشتن..ولی من باعشق و لطف خداوند” کارهاشون به تنهایی انجام میدادم..
نمیگم خیلی خوبم…ولی تونستم از پسش بر بیام..
و لطف خدا شامل حالم شد…باعث شد….
من روی شونهای خداوند بشینم و برم…
تا چند ماه من از نظر ظاهری..در میون جهنم بودم..ولی اون جهنم برای من شهامت و شجاعت بود…
استاد عزیزم…من دو روزه…..یه ترسی از چند مکان داشتم اونم توی تاریکی مطلق…
دیدم نشخوارهای ذهنی میاد…به لطف خداوند دیشب..تو راهش بودم…خداوند نورشو زد..گفت نرگس حرکت…..و رفتم تو دلش انجام دادم..نور الهی برام روشن شد..
و بازم امروز….
اولین بار جسدی رو دیدم…و هدایت شدن به مکانی که بازم در تاریکی بود…
استادم همینه که میگید..زندگی شما طبق باورای شماست همینه..
یه شخصی نزدیکم بهم برخورد…بهم گفت..انگار از دلش گذشته بود…که فلان جا نریا..موقعیت خوبی نیست..
و من گفتم چون این شخص گفته نرو…درسته به تاریکی خورده..ولی باید انجامش بدم..
و رفتم تو دلش..چون صبح بهم الهام شد باید بری..
و دم دمهای غروب..دو تا محیط تاریکی رو گذروندم..
درسته ترس بود..ولی لطف خدا شامل حالم بود..
و شیطان مدام میگفت فلان فرد میاد فلان اتفاق میفته…ولی من گفتم شیطان هر چی دلت میخاد بگوووو…من باید انجامش بدم…
استادم…من نرگس” گذشته..از همه این موقعیتها سالها ضربه خوردم..که کسی مزاحممم نشه..
ولی من با تعقییر باورهام..مخصوصا ایمانم به لطف خدا…تونستم..بهشون حمله ور بشم..
و دستاوردهای بزرگی رو بدست بیارم..
امروز هدایتم کرد به افتتاح حسابی برای ارز در داخل و خارج از کشور..نمیدونم چه چیزی رو”برای پاداش برام گذاشته..
فقط میدونم …باید بحرفش گوش؟بدم..
و لطف خدا انجامش دادم.و افتتاح حساب رو انجام دادم..
……
استاد عزیزم..منطق خیلی خوبی بیان کردین..
دقیقا همینه…
داشتن احساس خوب…..که فقط دوستداری خوشحالی کنی…اونم توی بهترین حالت بزن و بکوب..
ولی نگهداشتن احساس خوب ..در شرایط به ظاهر ناجالب……واقعااااا نیاز به یه باور قوی ای داره..
من خیلی خیلی به اندازه” مدارم درکش کردم..
هر جا …یسری تضاد برام پیش اومد…باعث شد خودمو بهتر بشناسم..اعمالمو بیشتر واضحتر کنم..
بیشتر درونمو کنجکاوتر کنم…
تجربه که تا دلت بخاد زیاد بود…
من گذشته هم تا یه اتفاقی توی روابطم پیش میومد..
شب که میخاستم بخوابم…دلیل رفتارمو با اون تضاد به چالش میکشوندم…
تمام اون سوالات تمام اون تضادها ..
استاد خداوند منو همراهی کرد..که امروز در مسیر شما استاد عزیزم باشم…
واقعا درسها رو به من یاد داد…
و الانم …
دقیقا همینجوری هستم..ولی چون. توی مسیر داشتن احساس خوبم…
به لطف خدا تضادی خاصی ندارم..
و اگه هم اتفاق بیفته….
خیلی بهتر میتونم استقبال کنم..درست اولش …ما بهم میریزیم…ولی “تونستم” و سعی کردم با نگرش قوی تری بهش نگاه کنم…
کل داستان…ماندن ما در مسیر دنیایی همینه!!
که بتونیم احساس خوب داشته باشیم..
و درک این قانون توی شرایط به ظاهر ناجالب..
مثل دو لبه شمشیر هست…
میگن شمشیر حضرت علی دو لبه بوده..
دقیقا این دولبه تیغ در جهت مثبت و منفی بوده..
اتفاقا زندگی ما در این دنیا مثل تیغ دولبه هست..که با بتونیم با باورهای قوی در جهت مسیر الهی نگهداریمش..
که خودش نیاز به نگهداشتن….یسری باورهاست..
استاد عزیزم…یسری رفتارهایی که از افراد میبینم…صحبتهای شما توی ذهنم مرور میشه..
میگم نرگس..
دیدی چقدر قانون و عدالت خداوند درست و دقیق کار میکنه…
پس قدر خودتو بدون..خودتو دوستداشته باش
تو مسیر درست بمون…
تا بتونی خوشبخت و سعادتمند باشی…
ممنونم ..از خداوند شاکرم…که هر جا ذهنم داره ظاهر زندگیمو به رخم میکشونه که حالمو بد کنه..
فورا بخودم میام..
میگم..خدایا شکرت بابت فلان موقعیتهایی که منو توی مسیرش؟قرار دادی..
و مدام بیاد میارم…
و همین باعث شده…
ذهنم همونجا فریز بشه…
چون میدونم..
فرکانسی شکرگزاری خیلی میتونه روی احساسم تاثیر گزار باشه..
امروز که این جسد رو دیدم…گفتم نرگس ببین..دنیا اصلا ارزش غم خوردن رو نداره..
وقتی مُردی..فقط میخان زود بخاک بسپارنت…
و تا چند روزم ناراحتم باشن..همه چیز تموم میشه.
واقعا دیدن این جسد خیلی روم تاثیر گذاشت.که اون افراد داشتن با خشونت اونو حمل میکردن..
و بی ارزش؟بودن اون جسد خیلی برام پیام داشت..
اونم با ورود من و دیدن اون صحنه..بهم گفت بیا نگاهش کن..من بخاطر شرایط اون جسد جلو نرفتم..گفتم خوبیت نداره…
چون تصادفی بود…
استادم هر چقدر که میگذره..بزرگ شدن و با جسارت بودنمو بیشتر میبینم…
و بیشتر قانون الهی رو درک میکنم..
و شکرگزار خداوندم میباشم…که خداوند این لطف رو شامل حالم کرد..که یه روز زیبای دیگه رو ببینم و بتونم غلبه بر ترسهای کودکیمو هر بار یجاهایی از نقطعه شهرم رو انجام بدم..
همه لطف …آموزشهای شما استاد عزیزم میدانم و عمل بهشون…
دنیا همجا برام بهشت شده….
و میتونم با خیال راحت کارهایی انجام بدم..که شاید در گذشته بهم میگفتن در اینده بهمچنین ورژنی میرسی..قبول نکنم.دو تا شاخ روی سرم بالا بیاد….
همه چیز احساس خوب هست…احساس ارامش در دل سختیها و غلبه بر ترسها..همجا رو برات بهشت میسازه…
و من به عینه توی مسیر زندگیم با واقعیت تصویر دارم میبینم..هیچ ربطی بهیچکس..هیچ دولتی نداره..
منم که اطرافمو” با نگرش خودم “میسازم….
همه چیز از من نرگس میگذره…
انشالله که خداوند حامی و نگهدارمان باشد..
استادم شکرگزار خداوندم…که هر روز دارم یه ورژن الهی گونه تر میشم..و طعم زندگی رو در همه حال می چشم…
و به همه دوستان عزیزم که دارن قدم برمیدارن در مسیر خودشناسی و خداشناسی تبریک میگم..
انشالله این رزق بی نهایت الهی همیشه پیشبرد تمامی جنبه های زندگیمون باشه..
رزق فقط با “باورهای قوی توحیدی “میاد…
در پناه خداوند بزرگ شاد و متنعم باشید ..
به امید بودن و ماندن در احساس خوب…
انشالله…
قوانین بدون تعقییر الهی….
به نام خدایی که از هرکس به من نزدیکتر ومهربان تر است.
درخواست ها وآرزوهای من را میداند واجابت میکند به شرط ایمان وباورکردنش.
سلام به استادی ازجنس نور ورحمت
سلام به خانم شایسته از جنس ایمان،باور،عمل صالح.
سلام به همه ی هم فرکانسی های عزیزم در این سایت الهی.
● قانونِ جادوییِ شادی
در آن لحظهی سحرآمیزِ سال نو، وقتی ستارهها در سکوتِ آسمان نفس میکشند و هستی در آستانهی دگرگونی میایستد، میلیونها دلِ ایرانی، با نجوایی شیرین و دیرینه به آسمان متصل میشود:
“یا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَ الأبصار…
یا مُدَبِّرَ اللَّیلِ وَ النَّهار…”
ای تو که قلبها و دیدگان را میگردانی…
ای تدبیرکنندهی شب و روز…
این دعا، تنها یک درخواست ساده نیست؛
رازِ بزرگی است:
تو میتوانی نگاهم را دگرگون کنی و مهمتر از آن، حالِ دلم را از تاریکی به روشنایی ببری.
و چه هدیهای از این گرانبهاتر؟
بهترین پیشکشی که هر انسانی میتواند به خویشتن تقدیم کند، همان “حالِ خوب” ناب و بیریایی است.
اما این “حالِ خوب” چیست؟
رازی است آسمانی، قانونی است باشکوه که خداوند در هستی حک کرده است:
“احساسِ خوب = اتفاقاتِ خوب”.
وقتی قلبم آکنده از آرامش و شکر باشد، وقتی نگاهم به زندگی، نگاهی از سرِ اعتماد و امید باشد، گویی کلیدِ گنجینهی خوشاقبالی را یافتهام.
خوشسَندی، آن پرندهی ظریف، تنها بر شاخهی دلی مینشیند که از غم خالی است.
این قانونِ زیبا، ریشه در کلامِ خداوند دارد.
قرآن، این کتابِ آسمانی و نورِ هدایت، نمیتواند از چنین رازِ مهمی خالی باشد.
و چه زیبا آن را آشکار ساخته است.
اگر در این کتابِ حکمت به دنبال نشانهای بگردم، کلمهی “حُزن” (غم) را مییابم که چون نقشِ برجستهای بر تارکِ آیات میدرخشد.
سی و چند بار، با “لا”ی نفیِ مهربانانه آمده: “لا تَحْزَن”، “لا خَوْفَ عَلَیْکُمْ”.
یعنی:
“غمگین مباش”
“بر شما هیچ ترسی نیست”.
فقط یک بار، و آن هم نه از سوی خدا، که از زبانِ شیطان آمده:
“لِیَحْزُنَک” (تا تو را غمگین کند).
آری، غم، پرچمِ تاریکی است و نشانهی نزدیک شدنِ اتفاقاتِ ناخوشایند.
حتی بزرگانی مانند حضرت یعقوب، وقتی امواجِ غم بر قلبِ تابناکشان چیره شد و گمان کردند یوسفِ زندگیشان را از دست دادهاند، روشناییِ چشمانشان نیز رخوت گرفت.
این نشان میدهد که قانونِ خداوند، قانونی تغییرناپذیر است:
غم، پردهای بر چشمِ بصیرت میافکند
و شادی، پنجرهای به سوی رحمتِ بیپایان میگشاید.
استاد عباسمنش در سخنرانیهایش پرسشی شیرین مطرح میکند:
“ویژگیِ بارزِ خوششانسترین آدمی که میشناسی چیست؟”
و پاسخش، کلیدی است برای رهایی:
آنها “بیخیال”ترین و “بیغم”ترین آدمها هستند.
آنها در طوفانهای زندگی، چون کوه ایستادهاند و در آرامشِ درونشان، جهان را نظاره میکنند.
“دنیا را آب ببرد، آنها را حَواب میبرد”
یعنی حتی اگر همهچیز به ظاهر فرو بریزد، آنها در قلعهی محکمِ آرامشِ درونشان، امن و آسودهاند.
پس من، با خودم پیمان می بندم که؛
از همین امروز، از همین لحظه، نگهبانِ قلبم باشم.
با شکر، با اعتماد، با نگاهی پاک به آینده، حالِ خود را خوب نگه دارم.
اجازه می دهم که شادی، نه یک اتفاق گذرا، که ساکنِ همیشگیِ وجودم شود.
آنگاه خواهم دید که چگونه درِ بختِ سبزِ زندگی به رویم گشوده میشود و اتفاقاتِ خوب، یکی پس از دیگری، چون مهمانانِ ناخواندهی بهاری، به در خانهی دلِ من میآیند.
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》
سلام خدمت رب العالمین
سلام خدمت استاد عزیزم
حال خوب
احساس خوب
واقعا بزرگترین موهبت در دنیا است
دعای اول سال که در اولین صحبتهای این فایل استاد با دوستشان دارند
من هم یک شب در خوابم این چند جمله تحویل سال نو مدام به من گفته میشد
درست زمانی بود که من با استاد آشنا شدم و در سایت ثبت نام کردم
خواب دیدم و به من گفته میشد
یا مقلب القلوب و الابصار
یا مدبر الیل و الانهار
حول حالنا الی احسن الحال
و این بیت آخر مدام تکرار میشد
شاید میخواست به من بگوید
فقط احساست را خوب نگه دار همه چیز خود به خود درست میشه
خدایا شکرت
واقعا همان طور که استاد فرمودند
اگر حالت خوب باشه اتفاقات خوب برایت رخ میخورد
واگر حالت خوب نباشه اتفاقات بد برات رقم میخوره
غم =اتفاقات بد
حتی اگر پیامبر خدا باشی غم و غصه بخوری مصیبت میبینی
مثل حضرت یعقوب که از دوری یوسف از بس گریه کرد و غم خورد خیلی مصیبت دید و حتی بینای اش را از دست داد
پس قوانین جهان قوانینی هست برای همه یک جور هست
ما باید بتوانیم در تمام زمانهای زندگیمون
و بخصوص در زمانهایی که به یک ناراحتی یا غم رسیدیم احساسمون را خوب بکنیم آگاهانه،
بعد در مداری قرار میگیریم که اتفاقات خوب را تجربه کنیم حول حالنا الی احسن الحال
ما باید تلاش کنیم و راحت هم نیست
مانند مثالی که استاد گفتند
اصلا مهم نیست چقدر دلیل داری که حالت بد باشه باید آگاهانه حالت را خوب کنی
مثل اینکه بدانی اگر حالت بد بمونه انگار که دستت را داری میبری در آتیش
و باید سریع خودت را آگاهانه به احساس خوب برسونی
واقعا این کار کار ذهن قوی هست
باید ذهنمون را قوی کنیم هر چقدر تمرین کنیم بهتر میشویم روز به روز بهتر میشویم
ای نیروی هدایتگر کل هستی هدایتم کن تا بتوانم آگاهانه ذهنم را کنترل کنم
خدایا میخواهم خوب باشم و دنیا را جای بهتری برای زندگی کنم
استاد عزیزم خیلی این فایل عالی بود چقدر حالم را خوب کرد
از صبح تا خالا دوبار گوش دادم دوست دارم باز هم گوش کنم
خدایا شکرت که من توانستم این فایل را با گوش جان بشنوم
خدایا شکرت که امروز هم کامنت عالی نوشتم
خدایا بابت تمام نعمتها و موهبتهایت سپاسگزارم
خدایا شکرت که شما دوست صمیمی من هستی
خدایا هدایتم کن
برای همه دعا میکنم
شاد و سلامت و ثروتمند و موفق باشید به تمام خواسته هایتان برسید الهامات خداوند را دریافت کنید و به آنها عمل کنید و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
⭐🌷🎈❤❤💧💧🙏🙏🇱🇷🇱🇷🇱🇷🇱🇷
سلام خدمت شما استاد عزیزم.
استاد بزرگترین عامل و یا بهتره بگم تنها عاملی که درین سالها تونست بمن کمک بکنه برای داشتن و ماندگارتر شدن احساس خوب، “باورهای توحیدی” بود.
استاد با باورهای توحیدی بود که من تونستم احساس خوب، آرامش، امیدواری، اعتماد، ایمان و رها بودن را بدست بیارم، بهتر درکشون کنم و هربار آرامش بیشتری درزمان بیشتری را تجربه کنم.
استاد نه اینکه فکرکنید شرایطم روبراه بود که تونستم با باورهای توحیدی به احساس خوب برسم نه اصلا.
من در دل چالش های بزرگ زندگیم به این گنج دست پیدا کردم که البته اصلا کار راحتی نبود.
چه نجواهای قدرتمندی که بهم حمله ور میشد و تنها کاری که دراون لحظات من میکردم این بود که، تمام حالو روزم را، تمام ترسم را، بخداوند اقرار میکردم که مثلا: خدایا من ترسیدم، نجوا بهم فلان حرفو میزنه و من نمیدونم چجوری به این مساله نگاه کنم تا بحس خوب برسم، هدایتم کن و منو متوجه هدایتت بکن. و هدایتهای خداوند بود که در وجودم جاری میشد و من مدام اون هدایتهای خداوند را تکرار میکردم و الان 13 ساله که همچنان دارم تکرارشون میکنم و هربار اون هدایتها بیشتر و قابل درکتر میشه برام.
اونموقع ها من نمیدونستم، اسم این درکیات من که مدام دارم تکرارشون میکنم، باورهای توحیدیه.
بعدها که وارد این سایت شدم متوجه شدم، چنین مسائلی باورهای توحیدی نام داره.
و یه نکته دیگه جملات پایانی این فایل بود که درباره این موضوع که اتفاقات ناخوشایند اومدن که درسهایی را بدهند….
استاد یادمه همون 13 سال پیش، اگر اشتباه نکنم یه کتاب از باربارا دی آنجلس داشتم میخوندم که داخلش نوشته بود: اتفاقات ناخوشایند حکم یه پستچی را دارن که اومدن پیامی را بهت بدهند و هی دارن در خونتو میزنن، تا نری درو باز نکنی روی پستچی و نامه و پیام را ازش نگیری، همچنان پشت در میمونه و در را میزنه!!
استاد از همون لحظه خیلی این حرف به وجود من نشست، و سالهاست این سوال، جزء، سوالات قدرتمند کننده برای من شده.
و بمحض اینکه حتی با یه مساله خیلی کوچک که برام پیش میاد، روبرو میشم، بخودم میگم چیو باید ازین شرایط و موضوع یاد بگیرم؟!! و سلولی پیگیر جواب میشم.
و استاد این سوال خیلی به رشد من کمک کرده، و باعث پیشرفتم شده.
استاد عزیزم، بسیار سپاسگزار شما هستم بابت سخاوتتون در نشر این آگاهی ها.
درپناه خداوند باشین
بنام خداوند هستی بخش مهربان سلام ب استادعزیز و دوست عزیزمون
خدایا صد هزار مرتبه شکر بخاطر این فایل عالی و فوق العاده
خداوندا ممنون و سپاس گذار بخاطر هیمن لحظه که با گوش کردن این فایل خیلی حال و احساسم خوب بود و بهتر شد سپاس گذارم از خودم که تا جایی توانستم روی خودم و احساسم کار کردم که خودم رو به احساس خوب برسانم در واقع این سایت بهترین جایی هست که میتوانم ب احساس خوب احساس خوشبختی برسم
خیلی مثال خوبی زدید استاد واقعا کنترل ذهن در شرایط ناجالب خیلی کار مهم و اساسی هست که باید انجام بدیم و ارام باشیم من خودم از زمانی که با این قوانین اشنا شدم ب ندرت خیلی میتوانم خودم کنترول کنم خدیا بخاطر تمام نعمت هایی که دارم شکرت بخاطر تمام نعمت های که قرار داشته باشم هم شکرت
الهی و ربی من لی غیروک .
استاد جان چقد خوش حالم
من همیشه ساعت سه یا چهار بیدار میشم اما امشب از ساعت دو بیدارم و انگار تو این دو ساعت کلی خوابیدم من
واقعا حس خوبی دارم که الا میدونم بیام کامنت بذارم و خدا میدونست چقد به سایت نیاز داشتم
نمیدونم اگه این راه نبود من الا کجا بودم
واقعا استاد نمیدونم چه میشد الا اما میدونم در ترس اظطراب بودم که نکنه الا بیان منو ببرن یا مبرن مثل بدنه کل جامه که میدیدم اطرافیان خودم چه حالی دارن
درسته بعضی روزا دیگه کلافه میشدم اما بازم با اون حالا خدا دستم رو مبگرفت و با ی فایل خوب آرومم میکرد
خداوند رو بارها شکر میکنم
این مهم رو هم گذراندیم به لطف خداوند مهربان
خداروشکر این مدت رو خوب مدیریت کرد برای من و گذشت
نمیدونم جامه چه نظری داره اما میدونم من نباید راه جامه رو برم من راه خودم رو دارم و من انتخاب کردم که الا در آرامش هستم و الا دارم تو این ساعت از خدای خودم سپاس گذرای میکنم برای این مهم
الهی که خداوند همیشه یاری رسان ما باشه البته اون همیشه هست فقط منتظر ما دست یاری بلند کنیم
انگار کله صبح آنقدر انرژی دارم برای کامنت نوشتن
اخیش الهی شکر
در پناه خداوند شاد سالم سلامت و ثروتمند باشید
اینم ی نعمت غیره منتظره بود