تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 63


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 795 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    ردپای جلسه دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر

    چی بگم

    اصلا از کجا بگم

    چطوری باید احساسی که الان دارم رو بیان کنم نمیدونم

    این خود خدا بود که داشت از زبان رزای عزیز با من صحبت میکرد

    این خود خدا بود

    این کلام الله بود

    شاید باورتون نشه ولی الان ساعت 00:05 من تهران توی خوابگاه هستم و روی تختم نشستم و دارم ابن کامنت رو مینویسم و دقیقا شرایطم مثل زمانی هست که رزای عزیز داشته

    من 7 ماهه که به تهران مهاجرت کردم و از نگهبانی شروع کردم وقتی میخواستم مهاجرت کنم مغازه لباس فروشی داشتم و تمام اون رو جمع کردم و برای همه جای تعجب داشت که این خوشی زده زیر دلش و داره اینکار رو میکنه اما من هدف داشتم.

    اومدم تهران و از نگهبانی شروع کردم و 4 ماه نگهبان بودم و بعد عرصه داشت برام تنگ میشد و نگهبانی ام کاری ام نبود که من براش اومده باشم تهران بهم الهام شد که استفا بدم و بیام بیرون با اینکه نمیدونستم چه کاری باید بکنم.

    استفا دادم و اومدم بیرون و اومدم دنبال کار از اونجایی که علاقم به مدلینگ و لباس هست گفتم برم توی یک لباس فروش کار کنم

    چند تا آگهی از سایت دیوار پیدا کردم‌ و شروع کردم به زنگ زدن که یکی گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه گفت قبوله از فردا بیا من خوشحال اومدم بیرون و داشتم میرفتم که برم یک خوابگاه اون نزدیک میدا کنم توی راه بودم که اون بنده خدا زنگ زد گفت کنسله شما نیا برو دنبال یه کار دیگه قعط که کرد گفتم اشکال نداره حتما خدا یک کار بهتر برام سراغ داره

    یک آگهی دیگه زنگ زدم گفت بیا مصاحبه رفتم اونجا دیدم شال فروشیه و بدرد من نمیخوره اومدم دم در پاساژ نشستم اومدم سایت دیوار و دنبال آگهی کار که یک آگهی که قبلا ندیده بودم رو پیدا کردم و زنگ زدم گفت ما دوتا شعبه داریم و یکی از شعبه هاشون دقیقا توی همون پاساژی بود که من جلوش نشسته بودم گفت بیا مصاحبه رفتم مصاحبه کردم با اعتماد به نفس بالا چون دوره عزت نفس رو کار کرده بودم

    صحبت کردم از توانایی هام و سابقه کاریم گفتم گفت از فردا بیا الان 2 ماهه که دارم اینجا کار میکنم و پله به پله دارم پیش میرم

    این فایل چنان ایمان من رو افزایش داد که واقعا دوست دارم وسط خوابگاه داد بزنم بگم خدایا شکرت

    خیلی خیلی احساساتی شدم و واقعا اشک شوق از چشمانم سرازیر شد و نفهمیدم چطور شام خوردم.

    تمرین:

    1)قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    قبل از تغیر وسط یک منجلاب بودم

    قبل از تغیر با شرک همراه بودم

    قبل از تغیر خدا ناباور بودم

    قبل از تغیر مشرک ترین انسان بودم

    قبل از تغیر انگاری نبودم

    قبل از تغیر احساس ترس داشتم

    قبل از تغیر احساس گناه داشتم

    قبل از تغیر احساس بدبختی و نا امیدی داشتم

    قبل از تغیر گویی مرده ای بودم که فقط تحرک دارد

    2)جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    یادمه با یکی از دوستانم صحبت میکردم که گفت یک شخصی هست به اسم عباسمنش قبلا اسم استاد رو شنیده بودم و بزارید رک و راست بگم استاد که میگفتم این هم حرف های چرت و پرت و انگیزه دهنده میزند اما این سری فرق داشت گفت یک سری فایل ازش دارم که نباید به هرکسی بدهی اگر واقعا میخواهی تغیرکنی برات بفرستم گفتم میخوام تغیر کنم بفرست و اون فایل ها دوره کشف قوانین زندگی بود شروع کردم به گوش دادن با اینکه بهایش را پرداخت نکرده بودم چند ماه مداوم گوش میدادم و مینوشتم و شکرگزاری میکردم و اهرم رنج و لذت رو انجام میدادم و شروع من از اینجا بود که بعدا تمامی اون فایل هارو پاک کردم و از فایل های دانلودی شروع کردم و بعد قدم اول 12 قدم و بعد عزت نفس و الان هم قدم دوم 12 قدم هستم.

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    ترک سیگار

    اولین اقدام عملی که انجام دادم ترک سیگار بود که واقعا کمک بسیاری به من کرد چون مثل یک سد بزرگ جلوی مسیر رسیدن من به اهدافم بود.

    4)فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    شکرگزاری روزانه و شبانه که واقعا به من کمک کرد تا نعمت های زندگی ام‌رو ببینم و بابتشون شکرگزار باشم‌ و باعث شد که روز به روز نعمت بیشتری وارد زندگیم‌بشه.

    دفتر باورها که اومده بودم و باورهایی در رابطه با شغل موردعلاقه ام رابطه عاطفی که الان دارم راجب بیزنس شخصی خودم داخلش مینوشتم.

    اهرم رنگ و لذت برای کسب و کاروخودم و داشتن رابطه عاطفی

    تمربن ستاره قطبی که هر روز دارم انجام میدم و نتایج فوق الاده ای ازش گرفتم و دارم میگیرم.

    اقدام الهام گرفته به اینکه مهاجرت کنم و عمل به این الهام‌واقعا ظرف وجودی من رو بزرگ کرده و بینهایت خوشحالم از اینکه این کار رو کردم و مرد دوم الهام به خرید دوره عزت نفس که بعد زا تمکم شدن یک رابطه عاطفی سمی که داشتم بهم الهام شد و باعث شد چنان تغیراتی در من ایجاد بشه که جرئت مهاجرت کردن رو پیدا کنم توی مسابقات فیتنس شرکت کنم و اول بشم و یک رابطه عاشقانه فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی شکل بدم و الانم دارم روی پیجم کار میکنم به لطف خداوند.

    5)

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    چالش مهاجرت کردن رو داشتم چون میترسیدم از اینکه برم شهر غریب اما دقیقا دوهفته بود که دورا عزت نفس رو شروع کرده بودم و منتظر این بودم موقعیتی باشه به ترسدهام غلبه کنم و یکی از دوستام اومده بود پیشم و داشت صحبت میکرد که آره من مدیر ساختمانم تو تهران و نگهبانمون داره و من دنبال نگهبانم و وقتی داشت میگفت من حس کردم خدا داره باهام صحبت میکنه و سریع گفتم من میام و اونجا بود که به این ترسم غلبه کردم و خیلی خیلی رشد کردم.

    مورد بعدی این بود که دوست داشتم یک رابطه عاطفی داشته باشم و از خدا خواسته بودم کا فرد عالی سر راهم قرار بده و توی مترو من شخصی رو دیدم که واقعا چشمم رو گرفت و ویژگی های مورد نظر من رو داشت و چالش پیش رو این بود که برم و باهاش صحبت کنم دل رو زدم به دریا گفتم به عنوان یک تمرین بهش نگاه میکنم و میرم صحبت میکنم و صحبت کردن همانا و الان 6 ماهه که ما باهم توی رابطه هستیم و نهایت لذت رو میبریم باهم.

    6)نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    از نظر احساسی واقعا تغیرات شگرفی در من به وجود اوماه مخصوصا بعد از دوره عزت نفس واقعا احساسات من از این رو به اون رو شده که خیل خیلی امیدوارم ایمانم به خدا خیلی بیشتر شده احسای خوبم نسبت به زندگی خیلی خیلی بیشتر شده و واقعا از نظر احساسی حالم عالیه و داره عالی ترم میشه.

    از نظر روابط که نگم براتون خدا بهترین دستانش رو سر راه من قرار میده انسان هایی بسیار شریف که بدون هیچ چشم داشتی به من کمک میکنن و هوای من رو دارن رابطه ام با خانوادم با اینکه ازشون دورن عالیه یک رابطه عاطفی فوق الاده عالی با یک فرد فوق الاده عالی دارم که هر روز درحال بهتر شدنه رابطه ام با خودم خیلی خیلی عالی شده که خودم رو خیلی دوست دارم و عاشق خودم شدم رابطه ام با خداوند بسیار تا بسیار خوب و عالی شده و واقعا خدارو سپاسگزارم.

    از نظر درآمد درآمدم 2 برابر شغل قبلی که داشتم شده اما چون زه یک سری تضادها برخوردم قصد دارم توی این پروژه به صورت تمرکزی روی تغیر درآمدم و مدیریت پولم کار کنم تا درآمدم رو چندین برابر الان کنم.

    خیلی خیلی خوشحالم از اینکه توی این مسیر زیبا با شما استاد عزیزم و دوستان عزیزم هستم و میتونم از تجربه های عالی شما دوستان استفاده کنم.

    عاشقتونم

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سیده ساجده صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1235 روز

    خداوندا هر انچه دارم از توست و من فقیرم به هر خیری از تو به من برسد

    سلام به همه عزیزانم در این پروژه خفن و هیولا

    بریم برای تمرینات این گام

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    قبل این تغییرات من یه جستجوگر بودم و همش دلم میخواست تغییر کنم و پیشرفت کنم و درجا نزنم اما الگو و راهش رو بلد نبودم شاید درستتر بگم. بلد نبودم درخواستم رو درست به کائنات بفرستم و میخواستم با عقل خودم همه چی رو حل و برنامه ریزی کنم از اول تا اخرش رو که با هیجان استارت میزدم اما بخاطر نا اگاهی و کوچک بودن ظرفم وسط راه کم میاوردم و ولش میکردم دنبال راه دیگه و همینطور ناتمام رها میکردم اما در کل ناامید نمیشدم بازم با عقل خودم ادامه میدادم از طریق دیگه و یه حسی میگفت درست میشه امید داشته باش حس بی لیاقتی و مقایسه داشتم

    دلم رهبر و الگوی درست میخواست همش بخاطر مسایل دینی احساس گناه داشتم اینکه موهام یه ذره معلوم بوده یا نماز صبح تنبلیم میشد بخونم که خدا منو دوست نداره چون من درست رفتار نکردم عذاب وجدان داشتم طوری که بهترین دوران من تایم پریودیم بود که مسولیت دینی و نماز نداشتم

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    اولین فایل رایگان حزن در قران بود که یکی از دوستام برام فرستاد از زیبایی این فایل و تفسیرش دیدگاه خداوند نسبت به حزن و قانونش سرشار از شعف شده بودم که خداوند چه پیرمرد مهربون با ریش سفید و بلند که بهم داره لبخند میزنه و اغوشش رو برام باز کرده که بیا نترس و ناراحت نباش غمگین نباش همه چی برای شادی توست

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    اولین قدم بدلیل دوران پندمیک و بالا رفتن زیاد وزنم دوباره دوستم فایل معرفی قانون سلامتی رو برام فرستاد من عضو سایت شدم و اونو خریداری کردم و عاشق منطق و دیدگاه استاد شدم برام جالب شد وقتهای پیاده روی غیر فایل قانون فایلهای رایگان روزشمار تحول زندگی من رو گوش میدادم

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    دمن قبل استاد هم اشنا بشم دفتر سپاسگزاری داشتم روی فیش بانکی که کارت میکشیدم مینوشنم خدایا شکرت مثلا 100 هزار تومن بود میگفتم شکرت که یک میلیون به حسابم واریز شد همه رو ده برابر میکردم و مینوشتم از سلامتی و هرچی دورو برم بود و بعدش اگاهانه تر و اصولی تر مینوشتم

    تمرین ستاره قطبی چیزهایی که دلم میخواست برام رقم بخوره و به اندازه باورم نتیجه داد و شد تمرین تقسیم کار با خداوند که ماشینم رو خریدم و تمرینات 12 قدم که برنده دادگاهم شد و دوره لیاقت که چک 1میلیارد400 هزارتومن رو تونستم بعد 9 ماه نقد کنم دریافتش کنم از کسی که بهم بدهکار بود

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    یه مدت همه چی عالی پیش میرفت و منم وا دادم فکر کردم دیگه کار کردن نمیخواد و استاد شدم که با اولین نشانه ها سریع به مسیر برگشتم تا برگشتم نتایج دوباره خودشون رو نشون دادن و من متعهد به این شدم در طول روز شده یک ساعت تمرینات انجام بدم و فایل گوش بدم که تا الان قطع نشده بالای یک ساله و‌روزانه بالای4 ساعت صلات دارم و اگاهانه روی خودم و افکارم کار میکنم

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی

    رابطه من با همسرم بهتر شده از خریدن طلا و ماشین و خونه و امکانات که دوست داشتم با عزت و اسانی تا پالایش افراد دورو برم احساس شادی و ارامش در بیشترین ساعتهای روز و دیدگاه الخیر فی ماوقع در بیشترین اتفاقات زندگیم و سلامتی بدنم

    خدایا بی نهایت سپاسگزارتم که استاد رو راهنمای ما قراردادی و ما را در مدار شنیدن اگاهیهای ناب قرار دادی و ظرفمان رو هر لحظه بزرگ و بزرگتر میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ملیحه التفاتی گفته:
    مدت عضویت: 1021 روز

    سلام خدمت استادان عزیزم وعزیزان سایت. من زمانی که وارد سایت شدم یک انسان به تمام معنا مشرک بودم البته وقتی دوره هارو گوش کردم فهمیدم .من خیلی زود دوره ی 12 قدم رو تهیه کردم چون وقتی فایلهای رایگان رو گوش میدادم عجله داشتم ومیگفتم ببین دوره ها چه خبره .ولی انصافا دوره 12 قدم یک دوره ی بی نظیریه .من تواین دوره فهمیدم اصلا خدا رو نشناختم چقدر به خودم وخدای عزیزم نزدیکتر شدم .همزمان سریال سفر به دور امریکا رو هم می دیدم در اوایل دوره 12 قدم .دوره ی احساس لیاقت رو هم خریدم ولی اون زما ن فقط حرفهای زیبا رو می سنیدم ولی چنان نتیجه شگرفی تو ی زندگیم داشت که حد نداشت از لحاط مالی ،از لحاط نزدیکیم به خدای عشقم ،از لحاط عاطفی .خدا رو بی نهایت شاکرم به خاطر وجوددم توی سایت الهی ووجود استاد عباسمنش عزیز وخانم شایسته .اساد بی نهایت سپاسگژارم بخاطر تمامی دورهایی که باعشق برامون تهیه میکنین .من با قبل اشنایی با استاد همیشه نگران خرج ومخارج بودم همیشه کم میاوردم .همیشه فکرم مشعول حل مسایل بود ولی هیچ راه حلی پیدا نمیکردم .یک انسان متوقع ،مصطرب ،عصبی ،بیش از اندازه خجالتی،اصلا بلد نبودم درخواستی داشته باشم ،نگران حرف مردم ،عجول ،ولی با طی کردن تکامل هر روز حالم بهتر وبهتر میشه مسعولیت صد در صد زندگیمو پدیرفتم . تمام افکارم رو تا جایی که بتونم متمرکز دوره ها میکنم سعی میکنم زندگیمو به بهتر شدن برسونم .از دوره دوازده قدم شکر گداری وستاره قطبی رو هر روز می نویسم .رابطم با خودم . خدام .عزیزانم هر روز بهتر وبهتر میشه .خودمو دوست دارم منی که احساس لیاقتم خیلی ضعیف بود الان خیلی بهتر شدم جهان هم هر روز بیشتر روی خوش خودشو به من نشون میده .نعمتهای بیشتری رو وارد زندگیم میکنه .خدا رو بی نهایت شاکرم که در خواستم رو قبول کرد و دروازه های خوشبختی رو با ورودم به سایت بهم داد .خدایا شکر به خاطر وجودش که با وجودش منو بی نیاز از هر کسی کرده .منی که همیشه روی دیگران حساب میکردم .صد خودمو میزاشتم ولی همیشه ضربه از دیگران مخصوصا از نزدیکانم میخوردم .زبانا خدا خدا میکردم ولی همیشه روی تواناییهای خودم حساب میکردم ولی الان خدارو شکر میکنم ودرخواست میکنم وتمام کارهام به صورت معجزه وار انجام میشه .خدا چنان دستان قدرتمندش رو برای کمک بهم میفرسته که مات ومبهوتم میکنه.خدایا چگونه شکرت کنم که شایسته توباشد .خداجونی من به هر خیری که از تو به من برسد سخت فقیر ومحتاجم .خداجونی شکت برای وجودت .خدایا شکرت به خاطر تمام هدایتهات .زبانم قاصره از بی نهایت نعمت وآرامش واحساس خوبی که بعد از ورودم به این سایت الهی تجربه کردم .در حقیقت من طی این 2سالی که وارد سایت شدم زندگی کردم البته من خیلی کم تمرینات رو انجام دادم .خدایا کمک کن در این سایت پایدار باشم .بعد از ورود به سایت من معنی فراوانی .عشق واقعی .لذت بردن از زندگی وفهمیدم .دیگه چشمم به دنبال دست انسانها نیست از خودش همه چیز رو طلب میکنم واون بهترین نعمتها رو با عزت واحترام وارد زندگیم میکنه . خدایا شکرت .بی نهایت شکر که هر لحظه بیشتر بهت نزدیک میشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 683 روز

    به نام خدای بزرگ و جانم خدایا هزاران مرتبه شکرت که به این مسیر توحیدی. زیبا برگشتم در هیاهو اتفاقات و مسائل بودم ک به سرم زد بیام سایت و به این فایل برخوردم فقط به یاد آوردن این موضوع ک سپاسگذاری بالاترین فرکانس و نزدیک ترین فرکانس به منبع و جهان هستیه دلم آروم میکنه حس میکنم در برابر مسائل یه اسلحه قوی پیدا کردم نیاز به هیچ جادویی نیست به یاد بیار چ نعمت هایی داری پریسا به یاد بیار جهار ستون بدنم سالمه از غذای لذیذی ک امشب خوردم میخام همینجا بنویسم

    خدایا سپاسگذارم بابت وجود قوانین بی عیب و نقصت

    خدایا سپاسگذارم بابت اینکه ما صاحب خونه ایم همون خونه ای ک مدت ها نوشتمش با جزئیات الان توش هستم

    خدایا شکرت ک ثبت نام اولیه دانشگاهم با موفقیت انجام شد

    خدایا شکرت ک تو هر اداره دانشگاه و هر جایی پامو میزارم به راحت ترین و سریع ترین و لذت بخش ترین حالت ممکن کارهامو انجام میدی تو زود تر از من اونجا حضور داری دل آدم هارو برای من نرم میکنی خدایا شکرت

    خدایا شکرت ک انقدر زیبا و سالمم بابت موهای بلند و مشکی زیبام پوست صافم دندان های سالمم اندام زیبا ومتناسبم خدایا بی نهایت سپاس

    خدایا شکرت ک صاحب کارم هوامو داره حتی وقتی من در محیط کار حضور ندارم حواسش به من هست

    خدایا مرسی بابت اینکه همه جاهایی ک من نیستم تو به نمایندگی من حضور داری و کار هام برام درست میکنی خدایا شکرت

    خدایا بابت قدرت بی نهایتت شکر من به منبع بی نهایت وصلم

    خدایا برای من از به یاد آوری قوانین امشب همین بس ک سپاسگذاری همه چیزه

    خدایا شکرت ک پله پله کارهامو برای مهاجرت داری انجام میدی و دارم حسش میکنم آینده رو به یاد میارم چقدر شیرینه خدایا شکرت

    خدایا شکرت ک آدم ها خودشون سراغم میان تا کمکم کنند من زود تر و راحت تر به هدفم برسم

    خدایا شکرت ک شهریه دانشگام جور شد بدون اینکه ریالی پول بدم از خزانه الهی ات

    خدایا شکرت بابت بودن در این سایت بابت یادآوری قوانین

    خدایا سپاسگذارم که بهم میگی سپاسگذار باشم

    خدایا سپاسگذارم بابت اون عطری ک برادرم اتفاقی خرید و دقیقا همون عطری بود ک میخاستم و عاشق رایحه اش بودم

    خدایاسپاسگذارم بابت مادر حامی و مهربانی که دارم خدایا شکرت

    ممنون رزای عزیز بابت به یاد آوردن قوانین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1452 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام

    یادمه اولین بار که فایل رزای عزیز رو گوش دادم ، داشتم از پیاده روی بر میگشتم و و در دسته های فایلهای هدیه و دانلودی رسیدم به فایل توحیدی و عملگرای رزای عزیز و گوش دادن به این فایل هدایتی منو برد به مدارهای بالاتر به بهترین مدار دنیا و اشکم جاری جاری شد و من لذت میبردم از این همه هدایت و عمل و اجرای قوانین در عمل و خالق خواسته ها .

    این فایل مدتهای زیادی جز منتخبهای من بود و منو در هر لحظه به مدار سپاسگزاری و مدار خداوند نزدیکتر میکرد .

    و وقتی که در این پروژه عالی تغییر رو در آغوش بگیر دوباره این فایل رو گوش دادم مثل همیشه اشکم جاری شد و من همجهت تر شدم با جریان خداوند و بارها و بارها و بارها دوباره به این فایل بی نظیر و توحیدی گوش جان دادم

    و مسیر ایمان و عمل خودم رو یادآوری کردم به زمانهایی که باور کردم و با ایمان حرکت کردم و نتایج یکی پس از دیگری آمد

    الهی صد هزار مرتبه شکرت

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  6. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 759 روز

    سلام به دوستان عزیزم

    رزا جان واقعا عالی صحبت کردن هر کلمه‌ای که گفته می‌شد وجود ادمو قلقلک میداد و لبخند به لبم میآورد اون احساس شوق اون ایمانی که ساخته چقدر برام ذوقش لذت بخش بود و چقدر تحسین کردم جرات و شجاعتش رو که تونست و تلاش کرد و خواست که تغییر کنه خواست که خودش بسازه نه اینکه گلایه کنه یا به همسرش توهین کنه یا ناامید بشه افسردگی بگیره و بشینه سرجاش ولی اینو انتخاب نکرد انتخاب کرد که خودش بسازه از صفر تو کشوری که هیچکس رو نداشت واقعا تحسین برانگیزه و اون ایمانی که به خدا داشت لحظه‌ای که خیلیا نه میشنون ناامید میشن و میگن نمیشه ایشون یه نگاه دیگه داشت و براش یه امید شده بود با اینکه ظاهر قضیه اینه که رد شده و اینجا دوباره برای نمیدونم چندین بار بهم ثابت شد که احساس خوب و کنترل ذهن چقدر مهمه و میشه با کنترل ذهن و احساس خوب اون جواب نه رو بله کرد قطعا اگر ایشون ناامید میشد و می‌گفت خب نمیشه و احساسش رو کنترل نمی‌کرد اون فرصت ایجاد نمیشد براش ممنونم ازشون که انقدر با ذوق و شوق و روان صحبت کرد واقعا لذت بردم و ممنونم از شما استاد عزیزم که این شرایط رو ایجاد کردین تا این صحبت هارو بشنویم و درس بگیریم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    زیبا قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 885 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام

    استاد من هم اولین بار وقتی دیگه از زمین و زمان خسته شده بودم و به معنای واقعی کلمه کم اورده بودم

    با شنیدن فایل روی خدا حساب کنیم ، این مسیر جدید برام باز شد.

    من بارها و بارها از تغییراتم نوشتم که اصلا قابل مقایسه با قبل نیستم

    ارامشی که سالها دنبالش بودم و به دست اوردم

    از لحاظ مالی بدون هیچ شغلی حقوق دارم

    پولم اون قدر برکت پیدا کرده که مثلا یه کیف سه میلیونی و به طرز عجیبی بدون اینکه من بخوام 5٠٠ هزار تومن میخرم

    با شلواری که قیمتش پنج میلیون تومنه رو خدا به طرز عجیبی هدایتم میکنه ٩٠٠ هزار تومن میخرم

    با وجود اینکه من اصلا دنبال تخفیف نیستم فقط مدل مدنظرم و میگم میسپارم به خدا اصلا به پولش فکر نمیکنم.

    استاد من به شدت به شدت به شدت ترس داشتم

    ترسه از دست دادن ، ترس کمبود، ترس از تهدید های مکرر همسرم وقتی به خواسته هاش نمیرسید ، باج میدادم به خاطر همین ترس ها تا دلتون بخواد،من اون قدر عزت نفس پایینی داشتم که خونه ای با همسرم شریک خریده بودیم و اجاره ای ازش نمیگرفتم و از شوهرم پول میدزدیدم و خودم و قانع میکردم که برای خونه خرج میکنم.

    استاد مهمترین و مهمترین دست اوردم ، رسیدن به ازادی احساسی هستش که تا عمر دارم با تمام پولهای دنیا نمیتونستم بخرمش .

    من نمیتونستم به احساس خودم توجه کنم و مدام دنبال این بودم که چه طور همسرم و خوش حال کنم.

    اگر احساس میکردم از کاری خوشم نمیاد نمیتونستم حتی بیان کنم.

    همیشه دنبال کم خرج کردن ، کم دیدن خودم ، کم دیدن جهان و همه چیز بودم .

    دوره ی عزت نفس منو بیدار کرد و تغییرات بنیادین و اساسی من بعد از دوسال با خریدن دوره ی بینظیر دوازده قدم شروع شد و ادامه داره

    دیگه نمیترسم

    دیگه باج نمیدم

    دیگه وابسته نیستم

    من تسلیم بودن و سپردن به خدا رو یاد گرفتم

    تونستم بر ترس هام غلبه کنم

    خودم و دیگه بابت اشتباهی سرزنش نمیکنم

    احساس گناه ندارم

    دیگه از چیزی از رفتاری از بی احترامی خوشم نمیاد میتونم بیان کنم براحتی

    دیگه راحت پول خرج میکنم و درامد همسرم ١٠٠ برابر شده و همین طور پولهایی که نمی دونم از کجا میاد و خرج میکنم

    رفتار شوهرم زمین تا اسمون تغییر کرده و هنوزم دنبال بهبود هستم.

    ماشین شاسی بلندی که ارزوش هم برام سخت بود روزی الان سوار میشم

    با تمرین ستاره قطبی فقط دستور میدم و برام اجرا میشه

    به قول یکی از دوستان

    خدا با اون همه عظمتش در خدمت به منه.

    حتی تو خوابهایی که میبینم مدام دارن به میگن که مدارت رفته بالاتر

    خوابهای عجیب و معجزه ای که میبینم مثل اینکه شخصی بیاد و با من حرف بزنه بگه شغل و علاقه ی دلخواهت امادست فقط صبور باش و به خدا بیشتر اعتماد کن

    استاد منم مثل شما خواب دیدم تمام اطرافیانم عقب افتاده شدن و من پر از امیدم .

    ایمانم که روزی خیلی کم شده بود الان اون قدر زیاد شده که با دیدن زیباییهایی که روزی نمیدمشون کلی اشک میریزم وقتی اهنگی گوش میدم مخاطبش فقط برام خداست.

    زندگیم شده این سایت و فایل ها و خدا و خدا.

    هر چی ازتون تشکر کنم استاد خیلی کمه

    من زانو درد شدید داشتم بدون دکتر و دارو فقط با شکرگزاری و دیدن نکات مثبت اطرافم کاملا از بین رفت.

    پوستم اون قدر صاف و عالی شده که باورم نمیشه

    وقتی کسی از روی اینکه خدا میدونه چرا خواست منو بیمار کنه و من میدونستم هیچ کسی روی من تاثیری نداره

    بیماری اون شدت گرفت و من سالم و سلامت هستم.

    من دیگه تمام شر ها رو خیر میبینم

    و باور کردم هیچ شری وجود نداره و همه چیز خیر مطلقه

    در صورتی که قبلا همش مینالیدم

    تمرین اگهی بازرگانی و عالی انجامش دادم و به خودم افتخار میکنم.

    استاد عاشقتونم و بی نهایت سپاسگزارم که باعث شدین

    به خود باوری برسم اونم به راحت ترین شکل ممکن .

    واقعا خوش حالم توی این مسیر زیبا هستم و روی دوش خدا سوت زنان دارم حرکت میکنم.

    اسون شدم برای اسانی ها

    بزرگترین نعمت ها و ثروت هایی رو دارم که با پول هم نمیشه خریدشون .

    خدایا از صمیم قلبم شکرگزارم برای بودن در این بهشت زیبا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  8. -
    دریا گفته:
    مدت عضویت: 2191 روز

    درود بر استاد عزیزم و خانم شاسیته بی نظیر

    خدا رو شکر می کنم که هدایت شدم به این پروژه عالی که مطمئن هستم بهم کمک می کنه نسخه بهتری از خودم بسازم

    خدا رو شکر می کنم برای وجود شما استاد عزیز برای این آموزش ها

    اگه بخوام در مورد این تمرین بگم دقیقا 4 سال و نیم پیش بود که صبح وقتی مدیرعامل مون آمد و بهش گفتم حقوقم رو از این ماه ،سرماه میخوام که بتونم خرج زندگیم رو درست بدم و دیگه از این شرایط خسته شدم ( من تا اون روز 20 سال تو اون دفتر بعنوان مدیر کارتوگرافی کار کرده بودم ولی خب شرایط پرداخت حقوق ها خیلی بد بود ) و ایشون در جوابم بهم گفتن دنیا 2 روزه 1 روزش گذشته 1 روز دیگه هم میگذره و من اون لحظه تصمیم گرفتم برای همیشه از اون شرکت بیام بیرون ( چون قبلا شده بود بخاطر اختلاف هایی که سر پروژه ها پیش می آمد از دفتر قهر کنم و چند روزی دفتر نرم ، چون کیفیت و دقت پروژه ها برای من مهمترین چیز در کارم بود)ولی اون روز تصمیم رو گرفته بودم دقیق یادم نیست همون روز بود یا روز بعدش که آمدم تو سایت نشانه من رو زدم و ویدئویی از استاد بالا آمد که اونجا استاد در مورد تاکسی شون صحبت می کردن که وقتی دزدیده شده بود با خودشون عهد کرده بودن حتی اگه پیدا شد دیگه روی آن کار نکنن و من اونجا فهمیدم مسیری که انتخاب کردم درست هست ،هرچند خیلی خیلی برام سخت بود از شرکتی که از صفر رسونده بودمش به اینجا حالا رهاش کنم ( یک هفته ای که کلا کارم گریه بود چرا چرا) ولی بلاخره انجامش دادم و بقول استاد از صفر کلوین شروع کردم منی که باید خرج اجاره و زندگی میدادم اونم تو تهران .

    گر ببندد همه ره ها و گذر ها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند *

    من دوره های تندخوانی رفته بودم و قبل از شیوع پندمیک چندین سمینار گذاشته بودم و با شروع پندمیک متوقف شده بود دوباره شروع کردم و اینبار بصورت دوره های خصوصی چون هنوز نمی شد بصورت عمومی کلاس برگذار کرد و در کنارش از همکارهایی که می شناختم و کانال های تلگرامی شروع کردم به پیگیری پروژه های نقشه برداری ، خدا هیچوقت تنهامون نمی ذاره در هر لحظه کنارمون هست و حمایت مون می کنه خدا رو شکر چندین کلاس خصوصی و شروع پروژه های کوچیک کارتوگرافی تونستم پله به پله رشد کنم و بعد یکسال کلا تدریس رو گذاشتم کنار و فقط کارهای کارتوگرافی انجام دادم و خدا رو هزار بار شکر از صفر الان بعد 3-4 به پروژه هایی با 150-200 میلیون رسیدم .

    برای منی که تو دفتر مدیر 10-12 نفر بودم برام سخت بود حالا بخوام زنگ بزنم و خودم بشینم کار کنم سخت بود زنگ بزنم و درخواست کار بدم ولی اون روز گفتم باید کارخودم رو شروع کنم 20 سال برای دیگران کار کردم حالا باید برای خودم کار کنم و از تجربه ام در شرکت استفاده کردم قدم برداشتم پا گذاشتم روی ترس هام ،هر روز به ده ها نفر و شرکت زنگ میزدم پیام میدادم بارها و بارها تلگرام من بلاک شد ولی من ادامه دادم ادامه دادم تا بلاخره شد و هنوزهم این مسیر

    ادامه داره (خدا میرسونه آدمها و شرکت هایی که پروژه های بزرگ و دست به نقد دارن ).

    از وقتی استاد گفتن قرض ندین قرض نگیرن رو در اتاق کارم زدم ( من فقط نقد کار می کنم ) و واقعا هم به لطف پرودگار وهابم همینجور کار می کنم .

    در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند*

    چه دوره هایی رو استفاده کردم : اول که کلا فقط و فقط رایگان ها رو می دیدم و گوش میکردم کل روزم رو حتی اون موقع که شرکت می رفتم

    ( به خودم گفتم به قول خود استاد رایگان رو رو ببین وقتی با رایگان ها به درآمد رسیدی بیا دوره بخر ) و من با اولین درآمدم که از پروژه هام بدست آوردم آمد و دوره خریدم.

    از دوره 3 برابر کردن در آمد استفاده کردم ( و تو دفتر تعهدی که استاد گفتن نوشتم و 1 سال بعدش به بیش از 3

    برابر رسید اون عدد رسیده بودم و الان دوباره تعهد جدید دادم به خودم )

    دوره ثروت 2 رو خریدم و روی خودم کار کردم ( من هر روز و هر شب تمرین فانوس دریایی رو انجام میدادم فرقی نمی کرد خونه خودم بشم ،مهمانی خونه دوستان باشم یا تو سفر صبح چشم هام رو باز میکردم دفترم رو از بالا سرم برمیداشتم و می نوشتم ،شب هر چقدر خسته تا تمرین شبانگاهیم رو انجام نمیدادم نمی خوابیدم و از همین تمرین ها و فرکانس های حال خوبم بود که به درآمد چند ده میلیونی رسیدم ) و دقیقا 2 روز قبل شروع کردم دوباره به کار کردن روی دوره

    آمدم کامنت های دوره رو بخونم که دیدم استاد این دوره بینظیر رو بارگذاری کردن و شروع کردم باهم گوش دادن

    و نوشتن شون . دوره تضاد رو گرفتم ، دوره روابط رو گرفتم .

    من یاد گرفتم مهمترین رابطه من رابطه با خداست با منبع هستی ، هست رابطه من با خودم هست نه با هیچ کس دیگه

    منم که می تونم کی چه رفتاری با من داشته باشه منم که مسئول زندگی و اتفاقات زندگی خودم هستم و هیچ کس مسئول خوشحال کردنم نیست بجز خودم و هیچ کس هم نمی تونه منو ناراحت یا عصبانی بکنه مگه اینکه من بهش این اجازه رو بدم.

    من هربار گیر کردم هر جا چالش داشتم یادم میاد که :

    حال خوب = اتفاقات خوب

    هر اتفاق هر چند به ظاهر بد داشته باشه حتما خیری در اون هست که من الان نمی بینمش و با خودم میگم حتما خیری هست

    تلاشم رو میکنم حالم رو زود خوب کنم با گوش دادن به فایل های توحید عملی یا فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا تا بتونم گفتگوهای ذهنیم رو کنترل کنم ، و خدا رو شکر اتفاقات خوب بعدش براحتی میان و من آروم و آرومتر میشم .

    گر راه روی راه برت بگشایند ور نیست شوی به هستی ات بگرایند

    گر زلیخا بست درها هر طرف یافت یوسف هم زجنبش منصرف

    باز شد قفل دَرو، شد ره پدید چون توکل کرد یوسف برجهید

    *

    شاد و سلامت و ثروتمند باشد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  9. -
    خاتون حاجی وند گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام میرم سراغ تمرین این جلسه

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    توی شغلی که داشتم هر چند وقت یکبار به عقب برمی گشتم و دریافتی هایم کم میشد

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    فایل های 12 قدم بسیار تاثیر داشت روی بالا رفتن درامدم به طوری که همچنان ماه به ماه شاهد افزایش حقوقم با کار ساده تر و زمان کمتر هستم

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    همون کار خودمو پیش رفتم با تغییر این باور که کارم مهمه و میتونم به راحتی پول بدست بیارم

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    من مرتب ستاره قطبی و شکرگزاری انجام میدادم

    و هر بار که نجواهای شیطانی میومد باور جدید جایگزین میکردم و مراقب بودم احساسم بد نشه

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    بزرگترین چالشی که من داشتم جایی بود که زندگی می‌کردم و با آدمای اطرافم هم فرکانس نبودم

    یه چک بزرگ خوردم اما با وجود شرایط سخت مثل زمان مدرسه پسرم و فصل سرما به خدا توکل کردم و به جای جدید رفتم و از اون آدما یه ساله که دورم

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    نتایج من این شد که توی کارم پیشرفت قابل توجهی کردم

    کنار کارم توی ورزش مورد علاقه پیشرفت کردم و دوره های مربیگری اون رشته ورزشی رو گذروندم و به لطف خدا میخام باز مهاجرت کنم و در کنار شغلم به عنوان مربی بدنسازی فعالیت کنم

    احساس لیاقت و اعتماد به نفسم بسیار بالاست

    با اینکه همسر دارم کاملا از هر جهتی مستقل هستم

    و برنامه و اهداف خودمو دارم دنبال میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    شکوفه نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    خدای من ، من چقدر عاشق گفتگو با دوستان قسمت 32 هستم ، من این فایل رزای عزیز رو بارها و بارها گوش کردم و اشک ها ریختم و لذت بردم

    یادمه چند سال پیش که از طریق مادرم با سایت آشنا شده‌بودم این فایل جز اولین فایل هایی بود که شنیده بودم و با اینکه درک کاملی نداشتم از قانون اما قلبم باهاش هم سو بود

    و بعد 2سال فکر می‌کنم این فایل رو پیدا کردم و گوش کردم و اشک می‌ریختم که چقدر می‌تونم به خدا تکیه کنم و با ایمان باشم که زندگیم رو خودش بصورت عالی پیش ببره

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟اگه اشتباه نکنم حدود 4 سال پیش بود که از طریق مادرم با سایت آشنا شدم و با هم فایل های استاد رو بخصوص سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت رو می‌دیدیم اما پایدار نبود!

    مثل یک تفریح بود

    میگذره و من کاملا رها می‌کنم ، اولش هم خیلی سفت نچسبیده بودم

    سال یازدهمم که سال 1401 بود رو گذروندم و از اتفاقات و شرایط ناجالبی که برام تو مدرسه پیش اومده‌بود راضی نبودم و سال دوازدهم مدرسه‌ام رو عوض کردم

    سال 12ام رو داشتم می‌گذروندم و اتفاقت باحال هم افتاده بود اما باز هم ناراضی بودم از شرایط

    از اینکه با اینکه مدرسه‌ام رو عوض کردم که با آدم های بهتر برخورد کنم ، آدم ها از لحاظ مالی وضعیت فوق‌العاده‌ای داشتند اما طرز فکری‌من و رفتار هام باز به اونها نمی‌خوند و من دوست داشتم جایی قرار بگیرم که افراد با طرز فکر من بخونند تا ارتباط خوب رو تجربه کنم

    و فهمیدم که نباید جامو عوض کنم باید باور هامو تغییر بدم!

    و اینکه از شرایطم‌ هم راضی نبودم

    و تو این وسطا یادمه که اومدم تو سایت عباسمنش و برای خودم اکانت ساختم

    یادمه عید 1403 می‌خواست بشه و یه چند روز قبلش استاد فایلی به نام هدفی متفاوت برای سال جدید رو روی سایت آپلود کردند

    یادمه که استاد اومد دربارهٔ سرمایه گذاری روی خودت صحبت کرد

    گفتند که نیا تو دفتر اهداف سال جدیدت بنویس این خونه رو امسال می‌خوام ، این ماشین رو امسال می‌خوام!

    بیا بنویس و فکر کن درباره ضعف های شخصیتیت و اون رو پرورش بده

    عزت نفست رو پرورش بده

    و در کل روی خودت کار کن!

    من و خواهرم دوقلو هستیم و هردو به یک اندازه از اتفاقات زندگی ناراضی بودیم و با هم تصمیم گرفتیم که یک بار هم شده شروع کنیم به تغییر

    و همه چیز از اون سال شروع شد

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    اولیش که می‌تونم بگم همین هدفی متفاوت برای سال جدید بود

    و من و خواهرم تصمیم گرفتیم که دیگه به اتفاقت و نکات منفی توجه نکنیم و اعراض کنیم ازشون

    و دربارشون صحبت نکنیم

    (و به خاطر توجه به نازیبایی ها هم کلی ضربه خوردبم)

    و خدا می‌دونه که تو شروع سال جدید چه اتفاقات فوق‌العاده برامون رخ داد

    دومین فایلی که عاشقشم و عالیه فایل نامه 31 امام علی هستش

    که میاد به پسرش امام حسن می‌گه که هرآنچه می‌خواهی از خداوند مستقیما درخواست کن که بهت میده و مشرک نباش

    من اون سال داشتم آماده میشدم برای کنکور و هرشب با خواهرم این فایل رو با تمام وجودمون گوش می‌کزدیم و من شروع می‌کردم به آرزو کردن و چقدر حالم خوب می‌شد و چقدر خواسته هام برآورده شد!

    از اینکه دانشگاه تو تهران قبول شدم

    تو یک دانشگاه عالی

    با ایتاد های عالی( که استادام همه استادای دانشگاه تهران هستند)

    آدم های فوق‌العاده‌ای که وارد زندگبم شدند!

    این دوتا فایل باعث شروع تغییرات من شدند

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    اولین اقدامم اعراض از ناخواسته ها بود

    منو خواهرم تصمیم گرفتیم که دیگه توجه نکنیم و دربارش حرف نزنیم

    و همون اوایل جهان اتفاقات ناجالبی رو جلومون گذاشت که دوست داشتیم توجه کنیم اما آگاهانه حتی نگاه هم نکردیم و دربارش تا مدت های زیاد با کسی حرف نزدیم

    و همین ها باعث شد که اتفاقات عالی پشت سر هم وارد زندگیمون بشه

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    اولین و فوقالعاده‌ترین و تاثیر گذار ترین تمرین قطعا و قطعا شکرگزاری بود برای من

    وقتی شروع می‌کنی به شکرگزاری یعنی شروع تمرکز آگاهانه رو داشته هات ، روی اتفاقات خوب ، روی موفقیت های افراد

    وای وای وقتی تو میای درباره موفقیت افراد شکرگزاری می‌کنی خداوند موفقیتی چندین برابر اون فرد بهتر رو بهت میده!

    من این رو به شخصه تجربه کردم

    انگار که شکرگزاری یک ابزاریه که من میام درباره اتفاقات جالب زندگی افراد ، داشته هاشون و روابطشون توجه می‌کنم و لذت میبرم ، و وقتی شروع می‌کنم به نوشتنش خداوند صد برابر بهترش رو بهم میده

    دومین تمرین آگاهانه اعراض کردن

    سومین تمرین که فوق‌العاده‌است اینکه یک فایل رو بارها و بارها تقریبا هرروز بشنویش

    این کاری می‌کنه که بره تو خورد مغزت و ناخودآگاه هی اون حرف ها تو ذهنت مرور میشه

    تو خواب برات مرور میشه و باور های درست جایگزین میشن

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    چند وقت پیش متوجه شدم خواستهٔ دیگه دارم که بیشتر از هرچیزی عاشقشم

    اما میترسیدم که چطور مسیرمو عوض کنم و چطور ذهنم رو کنترل کنم تا تو مسیر خواسته‌ام قدم بردارم؟

    و همش نگران حرف مردم( البته هنوز هم هستم! اما سعی مس‌کنم کنترل کنم)، جدا شدن از دوستام ، مادر پدرم بهم چی‌میگن؟ و الی آخر که نجواهای ذهن تمومی نداره

    یه لحظه به خودم اومدم و دیدم در کمال ناباوری دارم خواسته‌ام رو فراموش می‌کنم

    و تصمیم گرفتم که یک دوره ار سایت بالاخره بخرم که هدایت شدم به دورهٔ فوق‌العاده قانون آفرینش که چنان دل و جرأتی بهم داد که خواسته‌ جدیدم رو یه مادرم بگم ! از دانشگاه فاصله بگیرم! شروع کنم به کسب درآمد و تو مسیر خواسته‌ام قدم بردارم و بها بپردازم

    به لطف الله قدم دوم قانون آفربنش رو تموم کردم و می‌خوام وارد قدم سوم بشم

    و استاد استاد چقدر قدم دوم قانون درخواست فوق‌العادس

    و فهمیدم مشکل اصلی من هم درخواست کردنه که چقدر ازش میترسم! اما با تمارین این جلسه هی بهشون غلبه می‌کنم

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    از لحاظ احساس که حالم فوق‌العاده شده اصلا خودم رو نمی‌تونم با سال 1401 که یازدهم بودم مقایسه کنم

    کاملا قلبم آرومه و داره باز میشه

    از لحاظ روابط دوست های فوق‌العاده ای رو توی این یکسال تجربه کردم و تا قبل از اون همچین دوست ها و ارتباطاتی نداشتم!

    از لحاظ سلامت هم خیلی خوب شدم و دیگه آفت نمیزنم!

    شکوفه‌ای که تا یک سال و نیم پیش دو سه روز یکبار آفت میزد و شده بود جزو زندگیش

    از لحاظ مالی هم شروع کردم پیش پدرم کار می‌کنم و درآمد صفرم ده برابر شده و برای شروع و تکامل قدم خوبی بود

    از لحاظ کاری هم امید خدا با انحام متعهدانه تمیرنات تا چند سال آیندهٔ نزدیک کار مورد علاقم رو که بی‌نهایت عاشقشم رو شروع می‌کنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: