این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-29 08:02:222025-10-30 07:14:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این موضوع خیلی عالی بود و حتما یکی از نشانه های من بود که باید تغییر کنم . با شوغ بسیار اومدم تمام فایل های این گفت و گو که تا الان روی سایت قرار دادید دیدم همش دنبال الگو برداری بودم برای خودم الان ی تغییر شروع کرد بودم خیلی آرام و هر چقدر بیشتر روی آن تغییر فکر میکردم نشانه های مربوط میدیدم. و دارم روز به روز بیشتر خدارا شکر میکنم بابت این هدایت من خیلی دوست دارم که با افراد موفق صحبت کنم و …
و الان که دارم به این علاقه فکر میکنم افراد که موفقیت های کوچیک یا بزرگی بدست آوردن خیلی راحت و بدونه مقدمه با من درباره مسائل مربوط به علاقه من صحبت می کنم که من سریع دنبال منطقی کردن قوانین جهان می گردم و به حرف های شما فکر میکنن تا ببینم این صحبت ها میتونه جزو قوانین باشه و بتوانم باور جدید و قدرتمند کننده ای برای خودم بسازم.
خدایا هادی شکرت که منو هدایت می کنی
ارزوی موفقیت برای تمام افراد جهان که باعث گسترش جهان می شود
استاد در رابطه با این فایل که درباره بحث روابط سخن گفتین من چیزی که دیدم بخش بسیار زیادی از بچه ها تو ذهنشون این هست که با کار کردن رو خودشون این ادمها همه از دورشون میرن و ادمهای جدید میان
در حالی که این مساله درست نیست . ادمها تا ۹۵ درصد بلکه بیشتر تا ۹۹ درصد ،وجه خوب به ما نشان خواهند داد چون ما بودیم که با توجهات منفی و با باورهای منفی وجه نامناسب اونها رو بر انگیخته میکنیم
واقعیت اینه که ما با تغییر درونمون و خیلی فاکتورها که داره مثل عفو و بخشش و پاک کردن گذشته و توجه رو نکات مثبت . باعث میشیم همون ادما بکلی متفاوت از قبل با ما برخورد کنن و بازم اگر ما حتی یک روز توجهمون بره رو نکات منفی و احساس خودمون بد باشه بازتابشو در رفتار بقیه باخودمون میبینیم
متاسفانه اکثرا فکر میکنن طلاق باید بگیرن .یا میخوان خانوادشونو ترک کنن . اما این فقط پاک کردن صورت مساله است چون ما هر جا که بریم فرکانسهای ما هم با ما هستن و از همون جنس رفتارها رو جذب خواهیم کرد
مثال قرآنی که دارم حضرت یونس ع هست ایشون سه روز زودتر از موعد قوم خودشونو با حالتی عصبانی ترک کردن و خدا کاری کرد تاایشون به شکم نهنگ بیفته تا متوجه بشه که فقط خودش بخودش ظلم کرد
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
…..
و بعد که متوجه اشتباه خودشون شدن و توبه کردن ، خدا کاری کرد تا نهنگ ایشونو صحیح و سالم به ساحل بندازه
و باز بعد از اون خداوند دوباره ایشون رو به همون قوم یا قوم دیگری فرستاد
درسی که داره اینه که این ما هستیم که باید تغییر کنیم و تا وقتی ما درونمونو تغییر ندیم اخرش برمیگردیم سر جای اول خودمون
و تاوقتی بخوایم از ادمها و از شرایط فرار کنیم اخرش باز دچار همون افراد و همون مشکلات میشیم
چون ما باید درونمونو از بدیها و زشتیها و منفی بافی ها پاک کنیم و اینکه ما بین این افراد و تو این شرایط حالا هر شرایطی هست مثل بیماری یا مشکلات مالی یا خیلی امتحانات که خدا در قران فرمودن
و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین …
وقتی ما تو این امتحانات قرار میگیریم تنها راهش صبر بااحساسی خوب با کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت و صدق بالحسنی است و اونقدر خودمونو تغییر بدیم و به صفات نیک آراسته کنیم تا خودبخود جهان دست بدست هم بده تا شرایط ما رو تغییر بده
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
مثلا افراد در کشورهایی که مشکلات هست اونقدر از جامعه و دولت و … بد میگن ،ولی اصل اینه که رو خودشون کار کنن تا رشد کنن و بتونن هم فرکانس بشن تا شرایطی بهتر حالا یا در همون کشوری که هستن … که البته همونم تکامل داره
اول تغییر محله بعد تغییر شهر و بعد اروم اروم مراحلی بالاتر …
امیدوارم تو این مسیر خدا به هممون دلی پر از ارامش و صبر بده تا بتونیم با لذت بردن و تکامل این روزهای زیبا رو بگذرونیم
و بدونیم وقتی ما تغییر می کنیم و حتی ممکنه بریم از اون شهر و محله و از کنار اون ادمها
اونوقت اونقدر ما تغییر کردیم که دلمون برای همون ادما تنگ میشه چون اخرش میفهمیم که خودمون بودیم که وجه بدشونو بر انگیخته میکردیم وگرنه اونا خیلی خیلی هم خوب بودن
…
یه نکته دیگه ای که من چند ماهی بود بهش رسیده بودم و دیشب اتگار تو وجودم محکم شد اینه که حتی فکر منفی کردن هم گناهه چون ما با فکر منفی فرکانس بدی میفرستیم که یک نفر دریافتش میکنه و اون ادامش میده میرسه به اتفاق منفی . یا فکر منفی ما شرایط منفی پدید میاره که اینو تجربه کردم
و ما با دادن فرکانس منفی شروع کننده ی یه اتفاق بد هستیم پس گناه کردیم
و چقدر اوضاع اینجوری دقیق تر میشه چون واقعا باید مراقب باشیم که خدا هم در قرآن فرمودن
و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ….
امیدوارم بتونم عمل کنم به این اگاهیها
ممنونم استاد بخاطر فایلهای عالی و اینهمه اگاهی و پویایی سایت 🥀🥀🌷🌷
اتفاق جالبی که افتاد این بود که در برنامه ای تحت عنوان زندگی پس از زندگی که در اون افرادی حضور پیدا می کنند که تجربه مرگ و بعد دوباره بازگشت به دنیا رو دارن ، فردی بودن ، امروز ۵ اردی بهشت ماه . اقایی که ۳۵ سال قبل در دوران جنگ ایران و عراق ،تجربه مرگ رو داشتن
و ایشون گفتن که زمانی که مردم تمام اعمالم مانند فیلمی نمایش داده شد و هر جا عمل بدی بود احساسی بد بهم دست میداد جوری که دوست داشتم برگردم و جبرانش کنم
و ایشون دقیقا دو سه بار تکرار کردن که حتی فکر منفی اگر بود اینم گناهه و باید با تفکر خوب جبرانش کرد
خداروشکر میکنم که به این باور رسیدم و بهم الهام شد و بعد هم تاییدش رو از زبان فردی که تجربه مرگ داشت شنیدم
امیدوارم بتونم این همه آگاهی رو که خداوند داده درک کنم و عمل کنم و بتونم این حجم وسیع آگاهی رو تا پایان عمرم ، عمل گرایانه ، با خودم ببرم
اگر می خواهیم موفق و در هر حوزه بهترین عملکرد را داشته باشیم باید همواره به دنبال بهبود دائمی خود باشیم
جهان هیچ گاه ثابت نیست:
یا تغییر می کنیم و هر لحظه خود را بهبود می دهیم یا زیر چرخ دنده های جهان له می شویم
وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر کنیم:
جهان تمام شرایط را به نفع ما تغییر می دهد
اگر شرایط ما مانند گذشته بوده یا تغییری نکرده است:
باید به خود نهیب بزنیم و بدانیم: حتما ما به اندازه ی کافی تغییر نکرده ایم برخی اوقات :
ما فکر می کنیم تغییر کرده ایم در صورتی که رفتار و اعمال ما مانند گذشته است
اگر می خواهیم ببینیم تا چه اندازه تغییر کرده ایم بررسی کنیم:
در اوج عصبانیت ناراحتی نا امیدی یا زمانی که احساسات ما غلیان کرده است :
چه رفتاری انجام می دهیم؟
اگر رفتارهای ما مانند قبل است: همان شخصیت گذشته را داریم.
زمانی که تحت فشار قرار می گیریم: رفتارهای ما به شدت تغییر می کند
در زمینه ی روابط :
اگر واقعا به صورت اساسی و بنیادین تغییر کرده باشیم:
به طرف مقابل باج نداده زیر بار ظلم نخواهیم رفت در قرآن هم بیان شده: افراد به خود ظلم می کنند
با وجود مظلوم: ظالم به وجود می آید ظالم و مظلوم: مکمل یکدیگر هستند اگر شخصی به ما ظلم می کند: به دلیل باورها و فرکانس های خودمان است زمانی که باورهای ما تغییر می کند:
رفتار طرف مقابل با ما تغییر کرده یا به راحتی از زندگی ما حذف خواهد شد
ما تنها باید بر روی باورهای خود کار کنیم: جهان تمام کارها را برای ما انجام خواهد داد
سپاس وقدردانی از سایت عالی تان که واقعا هر بخشی که باز میکنی مثل تالارهای هزارتو دارد می شود ،البته که تمام بخشهایش روز به روز سهل الوصول و آسان تر
●محصولاتی که به روز رسانی میکنید با عشق و وقتی که میگذارید بسیار ارزشمند است.
●سپاسگزار خداوندی که دست خانم شایسته نازنین را با مهر گرفته و هدایتش کرده در این مسیر پور نور تا مقاله های فوقالعاده، متن های فوقالعاده،فیلم گرفتن های فوقالعاده، توضیحات فوقالعاده با صدایی و بیانی شیرین بدهد و بنویسد که راهنمایی
چراغ به دست کنار من و دوستان عزیز باشد.
نشانه امروزم این فایل بود.
مطالب پر رنگی که آموختم و تکرار شدند برایم.
■
●رفتارهایمان نشان دهنده تغییرات هستند نه فقط حرف
○آیا در این مدتی که وقت گذاشته ایم و کار کرده ایم تغییرات بنیادین داشته ایم ؟
اگر در موقع عصبانی،نا امیدی وبروز مسئله ای هنگامی که تحت فشار قرار داری همان رفتارهای قبلت را داری پس تغییرت فقط ظاهری است .همانند پرتقال با ظاهر خوب که بعد از فشردنش خرابی اش نمایان می شود. پس باید تلاش و استمرار داشته باشی تا تغییرات بنیادین شود تا نتایج عالی بگیری.
● چه موقع از روابط نتیجه می گیریم؟وقتی شخصیت فرد به صورت بنیادین تغییر کند جهان شرایط را تغییر می دهد. تمرکز را از اطرافیان برداریم ،توضیح دادن،قانع کردن طرف مقابلمان را کنار بگذاریم. فقط وفقط تمرکز بر روی خودمان باشد اگر افکار وباور ها و فرکانسهایمان تغییر کرد. جهان افراد هم فرکانس با تو را کنارت می چیند یا تغییر می کنند یا عوض می شوند.
مثل: دوست عزیزی که با کار کردن روی خودش همسرش چند روز کار در شهرستان را دارد. و زندگیشان عالی شد.
با اون صدای قشنگت که هدایتی بود و باعث شد این فایل بی نظیر ضبط بشه …
سلام
سلام
سلام و درود بی کران …
چقدر خداوند آگاهی
چقدر بیکرانه …
این نشانه ی امروز من بود و چقدر به جا …
در روابط آدمی در زندگی ام بود که فوق العاده بود …واقعا بی نظیر بود …ولی به درد من نمیخورد…
یعنی برای اینکه ازش چیز یاد بگیرم خوب بود ولی برای اینکه یک رابطه ی پایداری باهاش داشته باشم نبود …
من از همون اول که متوجه شدم که انگار اوضاع داره جوری پیش میره که رابطه ی عاطفی پایدار داره ایجاد میشه .. خودمو پرت کردم توی بغل خدا و فقط چسبیدم به این سایت و روی خودن کار کردم ….
دقیقا همین بود …
استاد …این اواخر من رفتارام فرق کرده بود …
تغییر رو توی عمل نشون دادم …
و بعد از یه هفته اصلا اون آدم کلا از ایران رفت ….
وای خدای من …
میبینی جهان چطور کار ها رو میکنه
درسته که بعدش خیلی ناراحت شدم و اینا که حداقل به من میگفتو اینا …
حالا کاری ندارم که واقعا مشکلی براش پیش اومد و اینا …البته این مشکل چند ماهی بود که بود ولی به کسی نگفته بود ….
در هر صورت من بعد رفتنش خیلی ناراحت شدم که چرا و اینا و فهمیدم یه وابستگی خاصی به این ادم داشتم …
که تصمیم بر اون شد که دیگه همه چیزو رها کنم و دیگه هیچ چیز به هیچ کس نگمو …کلا نشونه های بودن اون فرد توی زندگیم رو حذف کنم …مثلا کار کردن در جایی که اون کار میکرد…
…..
امروز یکسری نشونه دیدم که اون برمیگرده …
و قطعا پیگیر من خواهد شد …
همین نیم ساعت پیش یه غمی وجود منو فرا گرفت …
نمیدونم چی بود …
انگار که اون به من نیاز داره …یه همچین حسی …
دوباره نجوا های ذهنی منو غمگین تر کرد …که تو رو حتی لایق یه پیام ندونسته…یا تو اصلا براش ارزش نداری و اینا ….
….
فهمیدم یه جورایی توی این چند ماه حس لیاقتی رو و احساس ارزشمندی رو ناخود آگاه داده بودن به اون …
به تعریف های اون
به تحسین های اون
به کار اون …
که باید خیلی روی خودم کار کنم …
همینجور که به فایلتون گوش میدادم
حرفای خدا برام تکرار میشد
که میگفت آر اولشم قرار نبود این ادم دائمی توی زندگیت باشه …
مدار اون با تو فرق داره
تا یه جایی از مسیر با هم بودید ….
ببین …
ببین …این نشونه ی خوبیه …که اون ول کرده رفته …
بالاخره تو هم قصد همچین کاری رو داشتی …
بیا من به بهترین نحو انجام دادم برات …دیگه ناراحت چی ؟
من بدون اینکه تو چیزی بگی این کارو کردم که هیچ کدومتون آدم بده نشین و بخواین حس گناه داشته باشین ….حداقل راجب تو ….
…….
و قولی که بهت دادم رو فراموش نمیکنم …
من از نیاز ها و خواسته های تو آگاهم
..قرار بود یکسری چیز یاد بگیری …همین …
اون فرد مناسب که قرار هم پا و هم فرکانس و هم فکر تو باشه رو هم برات میارم …
اینکه ما هی به اطرافیانمون بتوپیم که به هم نمیخوریم – رو خودمون کار کنیم – خودمون رو قوی کنیم که اصلا کسی نتونه بهمون آسیب بزنه
به جای اینکه کات کنیم حالا با هر شخصی – سعی کنیم تغییرات رو در خودمون ایجاد کنیم تا جهان افراد مناسب رو برامون الک کنه – این روند بهسنه تری – حرکت در جهت جریانه
و چقدر این کار کردن مداوم یا به نوعی ادامه دادنه مهم هست.
موفقیت در رها نکردن است – موفقیت در ادامه دادن هست.
به جای اینکه توجه مون رو هدف و نتیجه باشیم – تمرکزمون رو بگزاریم برای اینکه قدم هامون رو برداریم – هر روز و هر روز پیش ببریم کارمون رو – موفقیت مون رو بگزاریم رو تکرار و تداوم کارهامون…
استاد تو دوره احساس لیاقت عالی توضیح دادن که باورها وقتی عوض میشن که ناخوداگاه توموقعیت های چالش برانگیز درست رفتار کنیم مثالی از خودم میزنم
من چند وقتیه تصمیم گرفتم تو جاده وقتی یکی بد رانندگی میکنه عصبی نشم چون همیشه وقتی یکی بد رانندگی میکنه یا یهو میگیره جلوم عصبی میشم وممکنه عصابانیتموداخل ماشین نشون بدم همیشه میگفتم من دارم رو خودم کار میکنم نباید اجازه بدم یه چیزی بره تو مخ من و تکرار میکردم این باورها رو که قوی بودن یعنی اینکه کسی تو مخ من نره، یا من جای اون نیستم حتما ناشیه یا حتما عجله داره ، برا همه پیش میاد و غیره
چند روز پیش باز یکی گرفت جلوم من دیدم ناخوداگاه عصبی شدم یعنی حواسم نبود بعد گفتم ببین عوض شدن باور اینجا نشون میده تو اون موقعیت دیدم اون داخل چیه به قول استاد ظاهر عوض شده هر چند به خودم احساس گناه ندادم گفتم طبیعیه کم کم باور ها عوض میشن اگاهانه باید ادامه بدم اینم از احساس لیاقت یاد گرفتم منترل نجواهای درونی
مثال زیاد هست ولی استاد کاملا درست میگن این معیار عالیه برا این که بدونیم چقدر باپرهامون عوض شدن یعنی تو موقعیت های چالش برانگیز به خودمون نگاه کنیم
از جاهایی که نتایجم شروع کرد به تغیر دقیقا یه خورده بعد ترش متوجه تغییر شخصیت خودم شدم
چون وقتی ما در حال تغییر هستیم وتوی مسیر هستیم شاید خیلی زود متوجه تغیرات وجودی خودمون نشیم حداقل برای من اینجوری بوده که توی تغیراتی که روی خودم انجام دادم خودم اوایلش زیاد متوجهش نشدم درست مثل باشگاه رفتن اینجوری که ما شروع میکنیم به تمرین ووزنه زدم وخودمون زیاد تغییری نمیبینیم اون اوایل باشگاه رفتن ولی یه دوست یا کسی که یه مدت مارو ندیده ولی بعدش همو میبینیم خیلی خوب و واضح تغیراتو توی شیپ بدن ما متوجه میشه تغیری که خودمون شاید اونقدرا در اوایل ورزش کردن متوجهش نشده باشیم چون ما تو دل تغییریم.ولی هرچی از این تغییر کردنه میگذره توی مثال باشگاه رفتن هرچی مدت زمان طولانی تری میریم ورزش میکنیم دیگه نشونه های تغییر از درو دیوار برامون مشخص میشه
حالا اینو بگم که آقا وقتی من تمرکزی نشستم وروی خودم وباورهام کار کردم همه چیز زندگیم تغیر کرد آدما خیلیاشون بدون اینکه من بگم از زندگیم کنار گذاشته شدن چون من دیگه توجهی روی اونا ورفتاراشون نداشتم
من شروع کردم به دید زیبایی ها وهدایت میشدم به دیدن وتجربه کردن زیبایی های بیشتر به طرق مختلف با پیشنهاد سفر از آدمای جدیدی که وارد زندگیم شده با تغیر وضعیت مالیم که تجربه رفاه بیشتری رو داشتم تجربه میکردم
با تغییر کارهایی که قبلا روتین زندگیم بود به کار های متفاوت وجدید
نتایجمم تغیر کرد
وتمام تغیراتی که من تجربش کردم سرمنشع اولش توی ذهنم ونگرشم به مسائل بوده
خیلیی خوب استاد مثل زدن که ما وقتی میتونیم تغییر رو متوجه بشیم که توی شرایط احساسی به ظاهر سخت قرار بگیریم واون موقعه ببینیم احساسمونم تغیر کرده یا نه مثل قبل دوباره بهم میریزیم دوباره نگرانی ها فشار میارن
دقیقا وقتی دنیا میچلونه مارو چی از مون در میاد همون احساس( احساس) قبلو تجربه میکنیم یا نه
وکلیدش همینه که ما باید توی شرایطی که بهممون میریزه دیگه مثل قبل ناراحت نباشیم امید داشته باشیم وبه خودمون یاد آور بشیم که اینم مثل هزاران مسئله که قبلا میش اومده حل میشه واتفاقعا مایه خیر وبرکتم برام هست این چالش واگر حلش بکنم چقدددر بزرگ میشم ودرهای نعمت بیشتریو میبینم که به رو بازه
وزمانی من متوجه تغییر خودم میشم که با چشمم میبینم نتاجم توی تمام جنبه های زندگیم داره بهبود پیدا میکنه
مثلا من روی احساس لیاقتم کار میکنم توی شغلم هم آسون تر کارا پیش میره ادمای باحال تریو میبینم
فرصت های بهتری سر راهم قرار میگیره
اگه چالشیم پیش بیاد دیگه من اونقدرا نگرانش نمیشم اینجوری میفهمم تغییراتم داره جواب میده وفقط فکر نمیکردم که تغیر کردم بلکه یه سری چیزا واقعا درونی در من تغیر کرده
ودر حال حاظر چندینتا تغیر کلی می دونم که باید براش قدم بردارم ولی منتظرم تا اوضاع تغیر بکنه تا بعدش من تغیر بکنم
ولی ولی قااانون میگه اول من تغییر میکنم بعد اوضاع تغیر میکنه
اول من تغییر نیکنم بعد جهان اطرافم تغییر میکنه
واینو باید به خودم یاد آور بشم تا منتظر چیزی نمون تا دست دست نکنم تا نگم فلان چیز باید درست بشه بعدش من تغیر بکنم نه
من باید اول قدم بردارم تا نتایج هم تغیر بکنه
خدارو شکر العان خیلی واضح تر میشنوم هدایت هارو که بهم میگه باید تغیر بکنی اگه شرایط بهتریو میخوای
ولی باز ذهنم میخواد گولم بزنه با شگردایی که داره ولی من العان بعداز کلی نتیجه گرفتن از عمل به قانون باید خیلی قویی تر خودم استقبال بکنم از تغیرات وبیشتر گوش یدم به الهاماتم چون همیشه جواب عالی داده عمل کردن بهشون
واز خداوند میخوام که کمکم بکنه تا نتایج جدیدو خلق بکنم با تغیر خودم با تغیر نگرش خودم
استاد جان همین دیشب بعد از یک چالش و رسیدن به این نتیجه که توی زندگی داریم یک دور باطل رو تجربه میکنیم و چرا همش ضرر شد چرا بجای پیشرفت مالی ضرر هم کردیم طلا و پولم رفت(در راستای استقلال کاری و مالی) …و یه چراغ روشن شد توی ذهنم و اونم شرک بود …استاد یادمه جایی گفتین اگه رو هرکسی غیر خدا حساب کنین با مخ میاین زمین و اینکه فهمیدم توانایی تغییر بقیه رو ندارم و با زور و اجبار نمیشه به هدف رسید اصلا مسیری که سخت پیش بره اشتباهه…من دقیقا همین اتفاق برام افتاد…اون ممنتوم منفی که مدتی منو دور کرده بود از دوره هم جهت و کامنت هم نمیگذاشتم الان فهمیدم همین شرک بوده…
منی که فک میکردم دارم رو خودم کار میکنم الان فهمیدم چه خبره ..الان فهمیدم بجای اینکه از خدا بخوام بازم چسبیدم به همون روش های قبلی و تلاش برای انجام کاری که سالهاس فکر میکنم کار درستیه و همه تلاشم رو کردم که اون اتفاق بیفته نه تنها اون اتفاق نیفتاد بلکه کلی هم ضرر مالی دادیم طلا رفت پول رفت و چقدر هم بدهکار شدیم و چقد هم استرس کشیدیم…چرا آخه فک میکنم که این کار باید بشه و اصلا چرا خودمو به درو دیوار میزنم که بشه...چرا به خدا نسپردم چرا بعد این همه سال تازه دیشب فهمیدم چه خبره….حتما باید با چک و لگد بفهمم آخه…اینم البته در راستای ناامیدی و افسردگی بود که خدا رو صدا زدم آخه چکار کنم کجای کارم و عاجزانه گفتم خدایا من فقط تو رو میخوام میخوام فقط تو رو داشته باشم اون حس آرامش رو میخوام…و دیشب فهمیدم اره اشتباه من این بوده چقدرم واضح بود کاش حداقل مثه راه رفتن مورچه رو سنگ سیاه تو دل تاریکی شب بود نه اینقد واضح…بازم الحمدلله فهمیدم دیگه در این راستا فقط و فقط به خدا میسپارم و حتی کلام نمیکنم چون اگه میخواست بشه تا حالا با وجود این همه تلاش و این اواخر هم که طلا و پول گذاشتم نشد پس اشتباه کردم تا حالا…خدایا منو ببخش با خدا باش پادشاهی کن..بی خدا باش و به هر دری بزن و اخرشم کلی ضرر کن در نهایت هم برگرد بگو خدا تو بگو چکار کنم…..راستی استاد دیشب خدا بهم گفت دیدی چطور همون خونه ای که مشخصاتش رو نوشته بودی برات جور کردم و پول رهنشو چطور برات جور کردم پس دیگه نگران این قضیه هم نباش بسپر به خودم درستش میکنم دیگه انقد خودتو به درو دیوار نزن و تمرکزت رو بزار روی پیشرفت شخص خودت…
.و مطمئنم خداوند سمت خودشو عالی انجام میده و هرگز دیر نمیکنه نترس و غمگین نباش…
خدایا ازت میخوام کمکم کنی تا توکل کردن و ایمان داشتن واقعی رو یاد بگیرم و در عمل اجرا کنم…کمکم کن عالم بی عمل نباشم…استاد خوبم بقول خودتون ایمان بدون عمل مفت هم نمی ارزه…خدایا شکرت خدایا کمکم کن کور و کر و لال از دنیا نرم…استاد خوبم ممنونم..الهی شکر
حدود 4سال هست که عضوسایت هستم وبا فایل های رایگان شروع کردم بعد کتاب ها وبعد دوره دوازده قدم
با شروع دوازده قدم برای خودم هدفی انتخاب کردم ودراون کلی پیشرفت کردم که در فایل های قبل توضیح دادم،خیییلی نتایج خوبی گرفتم ،بزرگترین نتیجه که گرفتم آرامشی بود که در زندگیم داشتم
اواخر سال 1403 یکی از عزیزانم رو از دست دادم وخیلی حال بدی داشتم ،از اون زمان به بعد کار کردن روی خودم خییلی کمرنگ شد،ولی با این حال همش به حرفای استاد فکر میکردم وسعی میکردم که بهشون عمل کنم ،
داستان بنده خدایی که استاد در دوره 12 قدم گفتن سه تا پسرشون رو از دست داده بودن رو با خودم مرور میکردم
اما اینجا بود که متوجه شدم فک میکردم که تغییر کردم ولی از درون تغییر نکرده بودم وواقعا حال بدی داشتم ،ازهمون زمان دچار درد در ناحیه کتف وگردن شدم .
در صورتی از زمانی که دوره دوازده قدم رو خریدم وروی خودم کار میکردم، حتی اوایلی که روی فایل های هدیه کار میکردم، در سلامت وآرامش بودم .
اینجا بود که متوجه شدم من از درون تغییر نکردم وباید از درون تغییر کنم
برای همین تصمیم گرفتم که این دوره روبه همراه دوازده قدم ،از اول شروع کنم وبه امید الله بتوانم به صورت ریشه ای خودم رو تغییر بدم
کاری که کردم وبه ذهنم رسید که دستبند کشی انداختم توی دستم وبه خودم گفتم که هر وقت خواست افسار ذهنم از دستم در برود ،این دستبند رو بکشم وبه دستم ضربه بزنم وحواسم به افکارم باشه
امیدوارم که بتوانم در این مسیر موفق شوم ولی درحال حاضر حالم خیلی بهتر است وخوشحالم که این تصمیم رو گرفتم
سلام استاد مشتی بامرام 😉😉
(منم تلاش می کنم خودمونی بنویسم)
این موضوع خیلی عالی بود و حتما یکی از نشانه های من بود که باید تغییر کنم . با شوغ بسیار اومدم تمام فایل های این گفت و گو که تا الان روی سایت قرار دادید دیدم همش دنبال الگو برداری بودم برای خودم الان ی تغییر شروع کرد بودم خیلی آرام و هر چقدر بیشتر روی آن تغییر فکر میکردم نشانه های مربوط میدیدم. و دارم روز به روز بیشتر خدارا شکر میکنم بابت این هدایت من خیلی دوست دارم که با افراد موفق صحبت کنم و …
و الان که دارم به این علاقه فکر میکنم افراد که موفقیت های کوچیک یا بزرگی بدست آوردن خیلی راحت و بدونه مقدمه با من درباره مسائل مربوط به علاقه من صحبت می کنم که من سریع دنبال منطقی کردن قوانین جهان می گردم و به حرف های شما فکر میکنن تا ببینم این صحبت ها میتونه جزو قوانین باشه و بتوانم باور جدید و قدرتمند کننده ای برای خودم بسازم.
خدایا هادی شکرت که منو هدایت می کنی
ارزوی موفقیت برای تمام افراد جهان که باعث گسترش جهان می شود
اینم کلاب هم میتونه باعث گسترش شود
سلام استاد روز و ساعتتون خوش و خُرم
استاد در رابطه با این فایل که درباره بحث روابط سخن گفتین من چیزی که دیدم بخش بسیار زیادی از بچه ها تو ذهنشون این هست که با کار کردن رو خودشون این ادمها همه از دورشون میرن و ادمهای جدید میان
در حالی که این مساله درست نیست . ادمها تا ۹۵ درصد بلکه بیشتر تا ۹۹ درصد ،وجه خوب به ما نشان خواهند داد چون ما بودیم که با توجهات منفی و با باورهای منفی وجه نامناسب اونها رو بر انگیخته میکنیم
واقعیت اینه که ما با تغییر درونمون و خیلی فاکتورها که داره مثل عفو و بخشش و پاک کردن گذشته و توجه رو نکات مثبت . باعث میشیم همون ادما بکلی متفاوت از قبل با ما برخورد کنن و بازم اگر ما حتی یک روز توجهمون بره رو نکات منفی و احساس خودمون بد باشه بازتابشو در رفتار بقیه باخودمون میبینیم
متاسفانه اکثرا فکر میکنن طلاق باید بگیرن .یا میخوان خانوادشونو ترک کنن . اما این فقط پاک کردن صورت مساله است چون ما هر جا که بریم فرکانسهای ما هم با ما هستن و از همون جنس رفتارها رو جذب خواهیم کرد
مثال قرآنی که دارم حضرت یونس ع هست ایشون سه روز زودتر از موعد قوم خودشونو با حالتی عصبانی ترک کردن و خدا کاری کرد تاایشون به شکم نهنگ بیفته تا متوجه بشه که فقط خودش بخودش ظلم کرد
لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین
…..
و بعد که متوجه اشتباه خودشون شدن و توبه کردن ، خدا کاری کرد تا نهنگ ایشونو صحیح و سالم به ساحل بندازه
و باز بعد از اون خداوند دوباره ایشون رو به همون قوم یا قوم دیگری فرستاد
درسی که داره اینه که این ما هستیم که باید تغییر کنیم و تا وقتی ما درونمونو تغییر ندیم اخرش برمیگردیم سر جای اول خودمون
و تاوقتی بخوایم از ادمها و از شرایط فرار کنیم اخرش باز دچار همون افراد و همون مشکلات میشیم
چون ما باید درونمونو از بدیها و زشتیها و منفی بافی ها پاک کنیم و اینکه ما بین این افراد و تو این شرایط حالا هر شرایطی هست مثل بیماری یا مشکلات مالی یا خیلی امتحانات که خدا در قران فرمودن
و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین …
وقتی ما تو این امتحانات قرار میگیریم تنها راهش صبر بااحساسی خوب با کنترل ذهن و توجه به نکات مثبت و صدق بالحسنی است و اونقدر خودمونو تغییر بدیم و به صفات نیک آراسته کنیم تا خودبخود جهان دست بدست هم بده تا شرایط ما رو تغییر بده
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم
مثلا افراد در کشورهایی که مشکلات هست اونقدر از جامعه و دولت و … بد میگن ،ولی اصل اینه که رو خودشون کار کنن تا رشد کنن و بتونن هم فرکانس بشن تا شرایطی بهتر حالا یا در همون کشوری که هستن … که البته همونم تکامل داره
اول تغییر محله بعد تغییر شهر و بعد اروم اروم مراحلی بالاتر …
امیدوارم تو این مسیر خدا به هممون دلی پر از ارامش و صبر بده تا بتونیم با لذت بردن و تکامل این روزهای زیبا رو بگذرونیم
و بدونیم وقتی ما تغییر می کنیم و حتی ممکنه بریم از اون شهر و محله و از کنار اون ادمها
اونوقت اونقدر ما تغییر کردیم که دلمون برای همون ادما تنگ میشه چون اخرش میفهمیم که خودمون بودیم که وجه بدشونو بر انگیخته میکردیم وگرنه اونا خیلی خیلی هم خوب بودن
…
یه نکته دیگه ای که من چند ماهی بود بهش رسیده بودم و دیشب اتگار تو وجودم محکم شد اینه که حتی فکر منفی کردن هم گناهه چون ما با فکر منفی فرکانس بدی میفرستیم که یک نفر دریافتش میکنه و اون ادامش میده میرسه به اتفاق منفی . یا فکر منفی ما شرایط منفی پدید میاره که اینو تجربه کردم
و ما با دادن فرکانس منفی شروع کننده ی یه اتفاق بد هستیم پس گناه کردیم
و چقدر اوضاع اینجوری دقیق تر میشه چون واقعا باید مراقب باشیم که خدا هم در قرآن فرمودن
و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ….
امیدوارم بتونم عمل کنم به این اگاهیها
ممنونم استاد بخاطر فایلهای عالی و اینهمه اگاهی و پویایی سایت 🥀🥀🌷🌷
سلام
اتفاق جالبی که افتاد این بود که در برنامه ای تحت عنوان زندگی پس از زندگی که در اون افرادی حضور پیدا می کنند که تجربه مرگ و بعد دوباره بازگشت به دنیا رو دارن ، فردی بودن ، امروز ۵ اردی بهشت ماه . اقایی که ۳۵ سال قبل در دوران جنگ ایران و عراق ،تجربه مرگ رو داشتن
و ایشون گفتن که زمانی که مردم تمام اعمالم مانند فیلمی نمایش داده شد و هر جا عمل بدی بود احساسی بد بهم دست میداد جوری که دوست داشتم برگردم و جبرانش کنم
و ایشون دقیقا دو سه بار تکرار کردن که حتی فکر منفی اگر بود اینم گناهه و باید با تفکر خوب جبرانش کرد
خداروشکر میکنم که به این باور رسیدم و بهم الهام شد و بعد هم تاییدش رو از زبان فردی که تجربه مرگ داشت شنیدم
امیدوارم بتونم این همه آگاهی رو که خداوند داده درک کنم و عمل کنم و بتونم این حجم وسیع آگاهی رو تا پایان عمرم ، عمل گرایانه ، با خودم ببرم
و هیچوقت از این مسیر الهی جدا نشم
خدایا شکرت
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
اگر می خواهیم موفق و در هر حوزه بهترین عملکرد را داشته باشیم باید همواره به دنبال بهبود دائمی خود باشیم
جهان هیچ گاه ثابت نیست:
یا تغییر می کنیم و هر لحظه خود را بهبود می دهیم یا زیر چرخ دنده های جهان له می شویم
وقتی ما به اندازه ی کافی تغییر کنیم:
جهان تمام شرایط را به نفع ما تغییر می دهد
اگر شرایط ما مانند گذشته بوده یا تغییری نکرده است:
باید به خود نهیب بزنیم و بدانیم: حتما ما به اندازه ی کافی تغییر نکرده ایم برخی اوقات :
ما فکر می کنیم تغییر کرده ایم در صورتی که رفتار و اعمال ما مانند گذشته است
اگر می خواهیم ببینیم تا چه اندازه تغییر کرده ایم بررسی کنیم:
در اوج عصبانیت ناراحتی نا امیدی یا زمانی که احساسات ما غلیان کرده است :
چه رفتاری انجام می دهیم؟
اگر رفتارهای ما مانند قبل است: همان شخصیت گذشته را داریم.
زمانی که تحت فشار قرار می گیریم: رفتارهای ما به شدت تغییر می کند
در زمینه ی روابط :
اگر واقعا به صورت اساسی و بنیادین تغییر کرده باشیم:
به طرف مقابل باج نداده زیر بار ظلم نخواهیم رفت در قرآن هم بیان شده: افراد به خود ظلم می کنند
با وجود مظلوم: ظالم به وجود می آید ظالم و مظلوم: مکمل یکدیگر هستند اگر شخصی به ما ظلم می کند: به دلیل باورها و فرکانس های خودمان است زمانی که باورهای ما تغییر می کند:
رفتار طرف مقابل با ما تغییر کرده یا به راحتی از زندگی ما حذف خواهد شد
ما تنها باید بر روی باورهای خود کار کنیم: جهان تمام کارها را برای ما انجام خواهد داد
خدایا شکرت
عاشقتونیم
به نام خدای وهاب ،رزاق
سلام استاد عباسمنش عزیز واستاد شایسته عزیز
سپاس وقدردانی از سایت عالی تان که واقعا هر بخشی که باز میکنی مثل تالارهای هزارتو دارد می شود ،البته که تمام بخشهایش روز به روز سهل الوصول و آسان تر
●محصولاتی که به روز رسانی میکنید با عشق و وقتی که میگذارید بسیار ارزشمند است.
●سپاسگزار خداوندی که دست خانم شایسته نازنین را با مهر گرفته و هدایتش کرده در این مسیر پور نور تا مقاله های فوقالعاده، متن های فوقالعاده،فیلم گرفتن های فوقالعاده، توضیحات فوقالعاده با صدایی و بیانی شیرین بدهد و بنویسد که راهنمایی
چراغ به دست کنار من و دوستان عزیز باشد.
نشانه امروزم این فایل بود.
مطالب پر رنگی که آموختم و تکرار شدند برایم.
■
●رفتارهایمان نشان دهنده تغییرات هستند نه فقط حرف
○آیا در این مدتی که وقت گذاشته ایم و کار کرده ایم تغییرات بنیادین داشته ایم ؟
اگر در موقع عصبانی،نا امیدی وبروز مسئله ای هنگامی که تحت فشار قرار داری همان رفتارهای قبلت را داری پس تغییرت فقط ظاهری است .همانند پرتقال با ظاهر خوب که بعد از فشردنش خرابی اش نمایان می شود. پس باید تلاش و استمرار داشته باشی تا تغییرات بنیادین شود تا نتایج عالی بگیری.
● چه موقع از روابط نتیجه می گیریم؟وقتی شخصیت فرد به صورت بنیادین تغییر کند جهان شرایط را تغییر می دهد. تمرکز را از اطرافیان برداریم ،توضیح دادن،قانع کردن طرف مقابلمان را کنار بگذاریم. فقط وفقط تمرکز بر روی خودمان باشد اگر افکار وباور ها و فرکانسهایمان تغییر کرد. جهان افراد هم فرکانس با تو را کنارت می چیند یا تغییر می کنند یا عوض می شوند.
مثل: دوست عزیزی که با کار کردن روی خودش همسرش چند روز کار در شهرستان را دارد. و زندگیشان عالی شد.
به نام خدایی که هرچه دارم از اوست …
سلام استاد عزیزم
سلام استاد بی نظیرم …
سلام پریم جانم …
با اون صدای قشنگت که هدایتی بود و باعث شد این فایل بی نظیر ضبط بشه …
سلام
سلام
سلام و درود بی کران …
چقدر خداوند آگاهی
چقدر بیکرانه …
این نشانه ی امروز من بود و چقدر به جا …
در روابط آدمی در زندگی ام بود که فوق العاده بود …واقعا بی نظیر بود …ولی به درد من نمیخورد…
یعنی برای اینکه ازش چیز یاد بگیرم خوب بود ولی برای اینکه یک رابطه ی پایداری باهاش داشته باشم نبود …
من از همون اول که متوجه شدم که انگار اوضاع داره جوری پیش میره که رابطه ی عاطفی پایدار داره ایجاد میشه .. خودمو پرت کردم توی بغل خدا و فقط چسبیدم به این سایت و روی خودن کار کردم ….
دقیقا همین بود …
استاد …این اواخر من رفتارام فرق کرده بود …
تغییر رو توی عمل نشون دادم …
و بعد از یه هفته اصلا اون آدم کلا از ایران رفت ….
وای خدای من …
میبینی جهان چطور کار ها رو میکنه
درسته که بعدش خیلی ناراحت شدم و اینا که حداقل به من میگفتو اینا …
حالا کاری ندارم که واقعا مشکلی براش پیش اومد و اینا …البته این مشکل چند ماهی بود که بود ولی به کسی نگفته بود ….
در هر صورت من بعد رفتنش خیلی ناراحت شدم که چرا و اینا و فهمیدم یه وابستگی خاصی به این ادم داشتم …
که تصمیم بر اون شد که دیگه همه چیزو رها کنم و دیگه هیچ چیز به هیچ کس نگمو …کلا نشونه های بودن اون فرد توی زندگیم رو حذف کنم …مثلا کار کردن در جایی که اون کار میکرد…
…..
امروز یکسری نشونه دیدم که اون برمیگرده …
و قطعا پیگیر من خواهد شد …
همین نیم ساعت پیش یه غمی وجود منو فرا گرفت …
نمیدونم چی بود …
انگار که اون به من نیاز داره …یه همچین حسی …
دوباره نجوا های ذهنی منو غمگین تر کرد …که تو رو حتی لایق یه پیام ندونسته…یا تو اصلا براش ارزش نداری و اینا ….
….
فهمیدم یه جورایی توی این چند ماه حس لیاقتی رو و احساس ارزشمندی رو ناخود آگاه داده بودن به اون …
به تعریف های اون
به تحسین های اون
به کار اون …
که باید خیلی روی خودم کار کنم …
همینجور که به فایلتون گوش میدادم
حرفای خدا برام تکرار میشد
که میگفت آر اولشم قرار نبود این ادم دائمی توی زندگیت باشه …
مدار اون با تو فرق داره
تا یه جایی از مسیر با هم بودید ….
ببین …
ببین …این نشونه ی خوبیه …که اون ول کرده رفته …
بالاخره تو هم قصد همچین کاری رو داشتی …
بیا من به بهترین نحو انجام دادم برات …دیگه ناراحت چی ؟
من بدون اینکه تو چیزی بگی این کارو کردم که هیچ کدومتون آدم بده نشین و بخواین حس گناه داشته باشین ….حداقل راجب تو ….
…….
و قولی که بهت دادم رو فراموش نمیکنم …
من از نیاز ها و خواسته های تو آگاهم
..قرار بود یکسری چیز یاد بگیری …همین …
اون فرد مناسب که قرار هم پا و هم فرکانس و هم فکر تو باشه رو هم برات میارم …
نگران نباش …
تو روی خودت کار کن
بقیه کارو رو من میکنم …صفر تا صدش رو …
….
….
…
عاشقتونم مرسی که هستین …
خیلی دوستتون دارم …
منتظر نتایج بی نظیرم باشید ….
در پناه لله یکتا
شاد
سالم
ثروتمند و سعادتمند
در دنیا و آخرت باشید …
بسم الله الرحمن الرحیم
شکر خدا بابت این صحبت های استاد
چقدر این مسیر سیف تره برای رابطه
اینکه ما هی به اطرافیانمون بتوپیم که به هم نمیخوریم – رو خودمون کار کنیم – خودمون رو قوی کنیم که اصلا کسی نتونه بهمون آسیب بزنه
به جای اینکه کات کنیم حالا با هر شخصی – سعی کنیم تغییرات رو در خودمون ایجاد کنیم تا جهان افراد مناسب رو برامون الک کنه – این روند بهسنه تری – حرکت در جهت جریانه
و چقدر این کار کردن مداوم یا به نوعی ادامه دادنه مهم هست.
موفقیت در رها نکردن است – موفقیت در ادامه دادن هست.
به جای اینکه توجه مون رو هدف و نتیجه باشیم – تمرکزمون رو بگزاریم برای اینکه قدم هامون رو برداریم – هر روز و هر روز پیش ببریم کارمون رو – موفقیت مون رو بگزاریم رو تکرار و تداوم کارهامون…
بنام خدا
استاد تو دوره احساس لیاقت عالی توضیح دادن که باورها وقتی عوض میشن که ناخوداگاه توموقعیت های چالش برانگیز درست رفتار کنیم مثالی از خودم میزنم
من چند وقتیه تصمیم گرفتم تو جاده وقتی یکی بد رانندگی میکنه عصبی نشم چون همیشه وقتی یکی بد رانندگی میکنه یا یهو میگیره جلوم عصبی میشم وممکنه عصابانیتموداخل ماشین نشون بدم همیشه میگفتم من دارم رو خودم کار میکنم نباید اجازه بدم یه چیزی بره تو مخ من و تکرار میکردم این باورها رو که قوی بودن یعنی اینکه کسی تو مخ من نره، یا من جای اون نیستم حتما ناشیه یا حتما عجله داره ، برا همه پیش میاد و غیره
چند روز پیش باز یکی گرفت جلوم من دیدم ناخوداگاه عصبی شدم یعنی حواسم نبود بعد گفتم ببین عوض شدن باور اینجا نشون میده تو اون موقعیت دیدم اون داخل چیه به قول استاد ظاهر عوض شده هر چند به خودم احساس گناه ندادم گفتم طبیعیه کم کم باور ها عوض میشن اگاهانه باید ادامه بدم اینم از احساس لیاقت یاد گرفتم منترل نجواهای درونی
مثال زیاد هست ولی استاد کاملا درست میگن این معیار عالیه برا این که بدونیم چقدر باپرهامون عوض شدن یعنی تو موقعیت های چالش برانگیز به خودمون نگاه کنیم
سپاسگزارم استاد
به نام خداوند آسانی ها
از جاهایی که نتایجم شروع کرد به تغیر دقیقا یه خورده بعد ترش متوجه تغییر شخصیت خودم شدم
چون وقتی ما در حال تغییر هستیم وتوی مسیر هستیم شاید خیلی زود متوجه تغیرات وجودی خودمون نشیم حداقل برای من اینجوری بوده که توی تغیراتی که روی خودم انجام دادم خودم اوایلش زیاد متوجهش نشدم درست مثل باشگاه رفتن اینجوری که ما شروع میکنیم به تمرین ووزنه زدم وخودمون زیاد تغییری نمیبینیم اون اوایل باشگاه رفتن ولی یه دوست یا کسی که یه مدت مارو ندیده ولی بعدش همو میبینیم خیلی خوب و واضح تغیراتو توی شیپ بدن ما متوجه میشه تغیری که خودمون شاید اونقدرا در اوایل ورزش کردن متوجهش نشده باشیم چون ما تو دل تغییریم.ولی هرچی از این تغییر کردنه میگذره توی مثال باشگاه رفتن هرچی مدت زمان طولانی تری میریم ورزش میکنیم دیگه نشونه های تغییر از درو دیوار برامون مشخص میشه
حالا اینو بگم که آقا وقتی من تمرکزی نشستم وروی خودم وباورهام کار کردم همه چیز زندگیم تغیر کرد آدما خیلیاشون بدون اینکه من بگم از زندگیم کنار گذاشته شدن چون من دیگه توجهی روی اونا ورفتاراشون نداشتم
من شروع کردم به دید زیبایی ها وهدایت میشدم به دیدن وتجربه کردن زیبایی های بیشتر به طرق مختلف با پیشنهاد سفر از آدمای جدیدی که وارد زندگیم شده با تغیر وضعیت مالیم که تجربه رفاه بیشتری رو داشتم تجربه میکردم
با تغییر کارهایی که قبلا روتین زندگیم بود به کار های متفاوت وجدید
نتایجمم تغیر کرد
وتمام تغیراتی که من تجربش کردم سرمنشع اولش توی ذهنم ونگرشم به مسائل بوده
خیلیی خوب استاد مثل زدن که ما وقتی میتونیم تغییر رو متوجه بشیم که توی شرایط احساسی به ظاهر سخت قرار بگیریم واون موقعه ببینیم احساسمونم تغیر کرده یا نه مثل قبل دوباره بهم میریزیم دوباره نگرانی ها فشار میارن
دقیقا وقتی دنیا میچلونه مارو چی از مون در میاد همون احساس( احساس) قبلو تجربه میکنیم یا نه
وکلیدش همینه که ما باید توی شرایطی که بهممون میریزه دیگه مثل قبل ناراحت نباشیم امید داشته باشیم وبه خودمون یاد آور بشیم که اینم مثل هزاران مسئله که قبلا میش اومده حل میشه واتفاقعا مایه خیر وبرکتم برام هست این چالش واگر حلش بکنم چقدددر بزرگ میشم ودرهای نعمت بیشتریو میبینم که به رو بازه
وزمانی من متوجه تغییر خودم میشم که با چشمم میبینم نتاجم توی تمام جنبه های زندگیم داره بهبود پیدا میکنه
مثلا من روی احساس لیاقتم کار میکنم توی شغلم هم آسون تر کارا پیش میره ادمای باحال تریو میبینم
فرصت های بهتری سر راهم قرار میگیره
اگه چالشیم پیش بیاد دیگه من اونقدرا نگرانش نمیشم اینجوری میفهمم تغییراتم داره جواب میده وفقط فکر نمیکردم که تغیر کردم بلکه یه سری چیزا واقعا درونی در من تغیر کرده
ودر حال حاظر چندینتا تغیر کلی می دونم که باید براش قدم بردارم ولی منتظرم تا اوضاع تغیر بکنه تا بعدش من تغیر بکنم
ولی ولی قااانون میگه اول من تغییر میکنم بعد اوضاع تغیر میکنه
اول من تغییر نیکنم بعد جهان اطرافم تغییر میکنه
واینو باید به خودم یاد آور بشم تا منتظر چیزی نمون تا دست دست نکنم تا نگم فلان چیز باید درست بشه بعدش من تغیر بکنم نه
من باید اول قدم بردارم تا نتایج هم تغیر بکنه
خدارو شکر العان خیلی واضح تر میشنوم هدایت هارو که بهم میگه باید تغیر بکنی اگه شرایط بهتریو میخوای
ولی باز ذهنم میخواد گولم بزنه با شگردایی که داره ولی من العان بعداز کلی نتیجه گرفتن از عمل به قانون باید خیلی قویی تر خودم استقبال بکنم از تغیرات وبیشتر گوش یدم به الهاماتم چون همیشه جواب عالی داده عمل کردن بهشون
واز خداوند میخوام که کمکم بکنه تا نتایج جدیدو خلق بکنم با تغیر خودم با تغیر نگرش خودم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد خوبم
حدیث
استاد جان همین دیشب بعد از یک چالش و رسیدن به این نتیجه که توی زندگی داریم یک دور باطل رو تجربه میکنیم و چرا همش ضرر شد چرا بجای پیشرفت مالی ضرر هم کردیم طلا و پولم رفت(در راستای استقلال کاری و مالی) …و یه چراغ روشن شد توی ذهنم و اونم شرک بود …استاد یادمه جایی گفتین اگه رو هرکسی غیر خدا حساب کنین با مخ میاین زمین و اینکه فهمیدم توانایی تغییر بقیه رو ندارم و با زور و اجبار نمیشه به هدف رسید اصلا مسیری که سخت پیش بره اشتباهه…من دقیقا همین اتفاق برام افتاد…اون ممنتوم منفی که مدتی منو دور کرده بود از دوره هم جهت و کامنت هم نمیگذاشتم الان فهمیدم همین شرک بوده…
منی که فک میکردم دارم رو خودم کار میکنم الان فهمیدم چه خبره ..الان فهمیدم بجای اینکه از خدا بخوام بازم چسبیدم به همون روش های قبلی و تلاش برای انجام کاری که سالهاس فکر میکنم کار درستیه و همه تلاشم رو کردم که اون اتفاق بیفته نه تنها اون اتفاق نیفتاد بلکه کلی هم ضرر مالی دادیم طلا رفت پول رفت و چقدر هم بدهکار شدیم و چقد هم استرس کشیدیم…چرا آخه فک میکنم که این کار باید بشه و اصلا چرا خودمو به درو دیوار میزنم که بشه...چرا به خدا نسپردم چرا بعد این همه سال تازه دیشب فهمیدم چه خبره….حتما باید با چک و لگد بفهمم آخه…اینم البته در راستای ناامیدی و افسردگی بود که خدا رو صدا زدم آخه چکار کنم کجای کارم و عاجزانه گفتم خدایا من فقط تو رو میخوام میخوام فقط تو رو داشته باشم اون حس آرامش رو میخوام…و دیشب فهمیدم اره اشتباه من این بوده چقدرم واضح بود کاش حداقل مثه راه رفتن مورچه رو سنگ سیاه تو دل تاریکی شب بود نه اینقد واضح…بازم الحمدلله فهمیدم دیگه در این راستا فقط و فقط به خدا میسپارم و حتی کلام نمیکنم چون اگه میخواست بشه تا حالا با وجود این همه تلاش و این اواخر هم که طلا و پول گذاشتم نشد پس اشتباه کردم تا حالا…خدایا منو ببخش با خدا باش پادشاهی کن..بی خدا باش و به هر دری بزن و اخرشم کلی ضرر کن در نهایت هم برگرد بگو خدا تو بگو چکار کنم…..راستی استاد دیشب خدا بهم گفت دیدی چطور همون خونه ای که مشخصاتش رو نوشته بودی برات جور کردم و پول رهنشو چطور برات جور کردم پس دیگه نگران این قضیه هم نباش بسپر به خودم درستش میکنم دیگه انقد خودتو به درو دیوار نزن و تمرکزت رو بزار روی پیشرفت شخص خودت…
.و مطمئنم خداوند سمت خودشو عالی انجام میده و هرگز دیر نمیکنه نترس و غمگین نباش…
خدایا ازت میخوام کمکم کنی تا توکل کردن و ایمان داشتن واقعی رو یاد بگیرم و در عمل اجرا کنم…کمکم کن عالم بی عمل نباشم…استاد خوبم بقول خودتون ایمان بدون عمل مفت هم نمی ارزه…خدایا شکرت خدایا کمکم کن کور و کر و لال از دنیا نرم…استاد خوبم ممنونم..الهی شکر
به نام ربالعالمین
سلام به استاد عزیزم ومریم بانوی نازنین
حدود 4سال هست که عضوسایت هستم وبا فایل های رایگان شروع کردم بعد کتاب ها وبعد دوره دوازده قدم
با شروع دوازده قدم برای خودم هدفی انتخاب کردم ودراون کلی پیشرفت کردم که در فایل های قبل توضیح دادم،خیییلی نتایج خوبی گرفتم ،بزرگترین نتیجه که گرفتم آرامشی بود که در زندگیم داشتم
اواخر سال 1403 یکی از عزیزانم رو از دست دادم وخیلی حال بدی داشتم ،از اون زمان به بعد کار کردن روی خودم خییلی کمرنگ شد،ولی با این حال همش به حرفای استاد فکر میکردم وسعی میکردم که بهشون عمل کنم ،
داستان بنده خدایی که استاد در دوره 12 قدم گفتن سه تا پسرشون رو از دست داده بودن رو با خودم مرور میکردم
اما اینجا بود که متوجه شدم فک میکردم که تغییر کردم ولی از درون تغییر نکرده بودم وواقعا حال بدی داشتم ،ازهمون زمان دچار درد در ناحیه کتف وگردن شدم .
در صورتی از زمانی که دوره دوازده قدم رو خریدم وروی خودم کار میکردم، حتی اوایلی که روی فایل های هدیه کار میکردم، در سلامت وآرامش بودم .
اینجا بود که متوجه شدم من از درون تغییر نکردم وباید از درون تغییر کنم
برای همین تصمیم گرفتم که این دوره روبه همراه دوازده قدم ،از اول شروع کنم وبه امید الله بتوانم به صورت ریشه ای خودم رو تغییر بدم
کاری که کردم وبه ذهنم رسید که دستبند کشی انداختم توی دستم وبه خودم گفتم که هر وقت خواست افسار ذهنم از دستم در برود ،این دستبند رو بکشم وبه دستم ضربه بزنم وحواسم به افکارم باشه
امیدوارم که بتوانم در این مسیر موفق شوم ولی درحال حاضر حالم خیلی بهتر است وخوشحالم که این تصمیم رو گرفتم
از استاد عزیزم سپاسگزارم برای فایل های بی نظیرشون
شاد وسلامت وثروتمند باشید در پناه الله یکتا
ب نام الله مهربان هدایتگرم ب
ثروت شادی سلامتی
سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته
و سلام ب هم دوستان در این فایل بی نظیر
خدایا شکرت در مسیر درست هستم و ب این فایل زیبا هدایت شدم
خدایا شکرت در زمان مکان مناسب هستم و میتونم بشینم و با ازادی زمان فایل با عشق ببینم و روی خودم کار کنم
و آگاهانه فرکانس های در جهت خواسته هام ب جهان هستی بفرستم
این سایت واقعن بی نظیر ترین سایت
هرروز روش کار میشه و هر روز فایل جدید و کلی کامنتهایی از جنس گنج
خدایا شکرت برای بودن این سایت
و آرزو دارم هر روز بهتر و بهتر بشه این سایت
خدایا شکرت برای بودن خانوم شایسته و ابراهیم جان
=اگر ما جهان درونمونو تغییر بدیم جهان بیرونمون هم تغییر میکنه
=رفتارها نشون میده تغییر کردیم یا نه
=تو اوج عصبانیت رفتارهامون نشون میده عوض شدیم یا نه
=ما باید تغییر کنیم و خودمون در اول باید تغییر کنیم
=هیچ کسی نمیتونه ب کسی ظلم کنه
=ظالم موقعی ب وجود میاد که مظلوم باشه
=ظلم فقط ظلم ب خود است
=اگر خودمون مظلوم نباشیم ظالم وجود نداره اصلن
=وقتی ب اندازه کافی تغییر کنی ادمهای اطرافت تغییر میکنن
=ما باید فقط روی خودمون کار کنیم جهان خودش تغییر میکنه اگه جهان تغییر نکرد یعنی ما روی خودمون کار نکردیم
فایل خیلی خیلی زیبایی بود
آرزوی
سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت خداوند دارم برای همه
چقد زیبا استاد جواب داد
چقد دید زیبایی دارید
استاد چقد بی نظیر هستی شما
عاشقتم استاد یدونه ای ❤️