تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵ - صفحه 25 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریسا خورسندی گفته:
    مدت عضویت: 2832 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به استاد عزیز، مریم گلی و همه دوستان هم فرکانسی

    راجع به این سوال که اگه بخوام الگوی موفقیت قبلیم را همین امروز در چالش های فعلیم کپی کنم،دقیقاً چطور عمل میکنم ؟

    چالش فعلی بنده شروع کسب و کارم در اشل بزرگتره که نزدیک دو ماهی هست که میخوام شروعش کنم ولی هی عقبش مینداختم ولی این چند روزی که دارم پروژه جدید سایت رو همراه با عزیزان انجام میدم باعث شده عزمم رو جزم کنم برای شروع کار، باگوش دادن این فایل و صحبت های منصوره عزیز یادم به خودم افتاد که 3 سال پیش طی یک اقدام جدی دو کار مهم رو که خیلی عقبش مینداختم با شور و هیجان و بدون هیچ پشتوانه ای فقط با توکل به خداوند استارتش رو زدم اول طراحی پایان نامه و گرفتن مدرک معماری و دوم گواهی نامه ای که چند سالی رهاش کرده بودم،دلیلشم این بود که دو بار ثبت نام کرده بودم که بار اول موقع رسیدن به امتحان شهر مدیر اموزشگاه بنابه دلایلی که نمیخوام قضاوتش کنم اموزشگاه رو منحل کرد و خوب همه چیز دقیقه نود خراب شد بعدشم من درگیر دانشگاه شدم و نشد برم البته ناامید نشدم و تابستون سال بعد دوباره جای دیگه ثبت نام کردم و تا امتحان شهر خوب جلو اومدم ولی بعد از سه بار رد شدن عزت نفسم رو از دست دادم و کلا رهاش کردم تا 3 سال پیش که به خودم قول دادم که این دو کار مهمترین کار ها هستن که اگر بتونم به پایان برسونم زندگیم زیر و رو میشه برای همین باتوکل به خداوند هر دو کار رو شروع کردم بدون اینکه به مسیر پیش روم فکر کنم و به صورت معجزه آسایی همه چیز به بهترین و راحت ترین شکل پیش رفت

    با یاری الله مهربان پایان نامه معماریم رو کمتر سه ماه تکمیل کردم با اینکه خیلی سنگین بود ولی مقاله ای که برای پایان نامه کار کردم انقدر کامل جامع شده که استاد بنده که یکی از سخت گیر ترین اساتید دانشگاه و مدیر گروه معماری بودن کلی از مقالم تعریف کرده و گفتن یکی از بهترین مقاله های معماری در دانشگاه مقاله ی شماست خلاصه به راحت ترین شکل پایان نامه رو دفاع و مدرک لیسانسم رو هم در سریع ترین شکل گرفتم بعنی الان که فکر میکنم اون مسیر 3 ماهه کلی اتفاقات معجزه وار برام افتاد جوری که یکی از دوستانی که ایشونم دست خدا شد و در اون مسیر با من همرا شد که هم به بنده کمک کنه هم پایان نامه ی خودش رو تکمیل و دفاع کنه میگفت چطوریه تو توسه ماه کل کار مهدکودک 5٠٠٠ هزار متری طراحیش کامل کردی، دفاعم کردی من دو سال شروع کردم و کارم جلوتر از تو هست ولی تو این سه ماه هنوز تموم نشده چرا؟

    ولی من میدونستم دلیلش چی بوده،دلیلش توکل به خدای بزرگ، انجام تمرینات ستاره قطبی بود که هر روز در شروع روز انجام میدادم و کنترل ورودی ها ذهنم در طول شبانه روز بود که باعث شد ظرف سه ماه به بهترین شکل پایان نامم رو تکمیل و دفاع کنم و مدرکم رو بگیرم

    گواهی نامه هم به همین صورت هم ثبت نامش راحت انجام شد هم امتحانات رو خیلی معجزه آسا قبول شدم و چقدر حین گرفتن گواهی نامم کنترل ذهن کردن رو تمرین کردم و عزت نفسم بالاتر رفت الان که فکر میکنم من اون چند ماهی که این دو کار مهم رو انجام دادم خیلی تمرکزی تر روی فایل های سایت کار میکردم، سعی میکردم ورودی های چشم، گوش، زبان و ذهنم رو کنترل کنم

    پس برای چالش جدید یعنی گسترش دادن کسب و کارم دقیق باید همین مسیر رو برم و همین اقدامات رو انجام بدم

    کدام باورِ آن روزها، من رو به حرکت واداشت؟

    مهمترین باوری که داشتم و هر روز باخودم تکرار میکردم این بود که خداوند هر ثانیه در حال هدایت من به سوی بهترین هاست خودش همه چیز رو به بهترین شکل درست میکنه پس بدون فکر کردن به کل مسیر و آینده میسپرم به خودش و شروع میکنم

    امروز همان باور را چگونه در خودم فعال میکنم؟

    اینطورب که میگم من با داشتن همون باور که بدون نگاه به مسیر پیش رو با توکل کامل به وجود و هدایت خداوند بدون هیچ ترس و فکر بیخودی فقط اقدام و حرکت کردم و سعی کردم با کنترل کردن ورودی های ذهن و گوش و دهان و چشمم بتونم بهتر هدایت های خداوند و بشنوم و طبق اثن ها عمل کنم الانم باید همون کار ها رو انجام بدم

    اولین اقدامم الهام‌گرفته‌ای که ظرف 24 ساعت آینده انجام میدم چی هست؟

    اولین محتوا رو برای کار جدیدم شروع کنم، بدون ترس و فکر به خیلی چیزها که تو سرم بود و هی میگفتم این و ندارم اون ترس و دارم اگه نشه،اگه اونطوری بشه،بدون فکر به هیچ کدوم فقط توکل کنم به خداوند و اقدام کنم و مطمئن باشم همونطوری که قبلا همه چیز برای پایان نامه و گواهی نامه به عالی ترین شکل پیش رفت و معجزه پشت معجزه رخ داد، الانم همونطور حتی بهترمیشه،چون هم ذهنیتم خیلی قوی تر از قبل شده و هم نتیجه های قبلیم رو دارم که برای خودم مثال و الگو کنم پس اینبار به مراتب خیلی راحت تر و سریع تر از قبل به نتیجه میرسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1657 روز

    سلام به استاد عزیزم مریم بانوی زیبا و همه عزیزان همراه

    برای بار دوم این فایل رو به اصرار دختر عموم گوش کردم چون اون یه نکته طلایی توش پیدا کرده بود که من توجه نکرده بودم براش جالب بود که استاد به منصوره جان گفتن که آیا برای بار دوم شور و شوق بار اول رو داشته یا نه ؟ و من این سوال رو از خودم پرسیدم

    وقتی عمیق و با دقت فکر میکنم میبینم واقعا نه اون شور و شوق رو دیگه ندارم نمیدونم چرا ؟

    شاید فکر میکنم اون زمان جوونتر بودم و کلی آرزوهاو اهداف مختلف داشتم .

    شاید اون زمان بیشتر توی اجتماع بودم و حالا چند سالیه خانه نشین شدم و حرکتم خیلی کند شده .

    شاید توقعم از زندگی خیلی پایین اومده . در کل خانواده پدریم خیلی کم توقع و قانع هستن از اینایی که همیشه از بچگی از پدرم میشنیدم آدم باید به زیر دستاش نگاه کنه و خدا رو شکر کنه و قانع باشه ‌.

    شاید باید اهرم رنج و لذت رو کار کنم واقعا نمیدونم انگیزه کافی واسه حرکت کردن ندارم اون زمان 6 صبح بیدار میشدم و تا شب درتلاش و تکاپو بودم ورزش میکردم پیاده روی میکردم فایل گوش میکردم انگیزه و شور و شوق داشتم ،خدا رو شکر الان زندگیم خیلیییی روی رواله و خیلی بهتر از اون زمانه اما نباید اینجوری بی حرکت بمونم باید دوباره با انگیزه و اطمینان و ایمان شروع کنم .

    از خداوند هدایت میطلبم کمکم کنه بهم بگه قدم بعدیم چیه؟ چجوری در خودم شور و شوق و انگیزه بوجود بیارم ؟ چجوری پر قدرت تر عمل کنم ؟ البته این روزها بخاطر عمل پلکی که انجام دادم استراحت میکنم 5 روز دیگه مهلت استراحتم تموم میشه تا اون روز باید انگیزه مو قوی کنم که پرقدرت تر از همیشه شروع کنم .

    یاز هم خداوند رو سپاس بابت آشناییم با گروه فوق العاده عباس منش.

    استاد خدا بهتون عمر با عزت بده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ساره🤍 گفته:
    مدت عضویت: 234 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم

    1. بزرگترین یا عجیب‌ترین موفقیتی که در گذشته (حتی دوران جوانی) با «ایمان خالص» و «شور و شوق» و بدون توجه به منطقِ ‘چطور؟’ به دست آوردید، چه بود؟ (لحظه‌ای که با دست خالی یا امکانات کم، کاری کردید که از نظر دیگران نشدنی بود.) دو سال نیم پیش بود که توی یه خونه‌ی اجاره‌ای زندگی میکردم که یک واحد بالای یه خونه‌ی همکف بود. توی اون خونه بخاطر صاحبخونه‌اش مشکلات زیادی داشتم اما چون پول پیش کرایه خونه و اجاره بهای بیشتری نداشتم مجبور بودم اونجا زندگی کنم و همه شرایط رو تحمل کنم. دقیقا 9 ماه بعد یعنی عید 1403 بود که رفتم جایی مهمانی و دیدم که یکی از آشنایان یه خونه جدید کرایه کرده و می‌گفت اسباب کشی خیلی راحته و چقدر خوبه آدم به خونه‌ای بره که شرایطش راحت باشه. وقتی اون این حرفا رو میزد یه جرقه و شور اشتیاق درونم ایجاد شد با خودم گفتم من از خدا میخوام که کمکم کنه منم بتونم خونم رو جابه‌جا کنم و یه خونه همون‌طور دلم می خواد کرایه کنم. همون شب رفتم توی سایت دیوار وقتی قیمت پول پیش و اجاره بها رو دیدم باورم نمیشد از اون پولی که ما واسه خونه داده بودیم خیلی بیشتر بود و کرایه‌ها هم خیلی قیمت‌ها بالا بود. من دلم می خواست یه خونه کرایه کنم که همکف باشه پارکینگ داشته باشه حیاط دار باشه بزرگ باشه بالاش هیچ واحدی ساخته نشده باشه و برای خودش مستقل باشه و توی محله‌هایی که دوست دارم باشه. اما تقریبا غیرممکن بود با پول من همچین خونه‌ای گیر بیاد. حتی یادمه با چند نفر مشورت کردم بهم گفتن غیرممکنه دنبال خونه‌ای اینجوری نگرد نهایتش یه بالا ویلایی مثل همین خونه‌ای که داری گیرت میاد. اما من گفتم من اصلا سطح توقعم رو پایین نمیارم خدا بخواد خونه‌ای با این شرایطی که من دارم و با همین پولم پیدا میشه. شروع کردم به گشتن توی دیوار اما هرچی گشتم پیدا نکردم فقط توی یکی از آگهی‌ها شماره تماس یه املاک رو دیدم که توی محله‌ای که میخواستم بود. روز بعد از تعطیلات حضوری رفتم به اون املاکی و شرایطم رو بهش گفتم و گفتم یه خونه‌ای با چه خصوصیاتی میخوام. گفت یه خونه هست شرایطی که میخوای رو داره اما پول پیش و کرایه‌اش دو برابر پول پیش و کرایه فعلی‌ام هست. بهش گفتم بریم خونه رو نگاه کنیم با اینکه پولش رو نداشتم اما یه حسی درونم می‌گفت خدا جورش میکنه. وقتی خونه رو دیدم دقیقا همونجوری که میخواستم بود. اما حالا مونده بود پول پیش و اجاره بها. توی حساب کل پس اندازم نگاه کردم یه مقداری پول بود اما بازم یخورده کم داشتم. به یکی از نزدیکانم زنگ زدم و شرایط رو براش توضیح دادم بهش گفتم هیچ پولی داره بهم کمک کنه اونم گفت دقیقا پولی که نیاز دارم رو داره و حاضره بهم قرض بده. وقتی رفتم توی محضر واسه اینکه صاحبخونه رو ببینم و باهاش راجب اجاره بها صحبت کنم. در کمال تعجب صاحبخونه یکی از آشنایان بود و وقتی باهاش صحبت کردم حاضر شد اجاره بها خونه رو کمتر کنه. اینطوری شد که من یه خونه همکف دقیقا با همون شرایط دلخواهم رو کرایه کردم. به حدی شرایط خونه فوق العاده بود که به هرکسی مبلغ پول پیش و اجاره بها رو میگفتم اصلا باور نمیکرد که من خونه به این خوبی با این شرایط کرایه کردم اما من میدونستم که این نتیجه اشتیاق و ایمان من بخدا بود که بدون هیچ شرایط مناسبی عمل کردم و خداوند نتیجه ایمانم رو به من نشون داد. خدایا صد هزار مرتبه شکرت

    امروز در کجای زندگی‌تان (کاری، مالی، روابط) ایستاده‌اید که احساس می‌کنید آن «شور و شوق» و «ایمانِ» گذشته را کم دارید و نیاز دارید آن را دوباره به یاد بیاورید؟ دقیقا این فایل از دوره رو خداوند برای من فرستاده. چند ماه هست که یک گره در زندگیم دارم و هرچی تلاش میکنم حل نمیشه. امروز با این فایل فهمیدم من راه رو اشتباه رفتم چون برای این خواسته‌ام اون شور اشتیاق و اون ایمان کامل بخدا رو ندارم و قدرت رو بدست غیر خدا دادم مشکلم حل نمیشه. با وجود اینکه توی این چند ماه هر کاری که فکر میکردم موثر هست رو انجام دادم. اما الان فهمیدم من باید مسیر رسیدن به خواسته‌هام رو به خودم یادآوری کنم تا اون اشتیاق رو بدست بیارم و ایمانم رو قوی کنم که خدا بخواد هر چیزی درست میشه و شرک نداشته باشم و قدرت رو فقط در دستان خدا بدانم. خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت وجودت در زندگیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مریم ترکی زاده گفته:
    مدت عضویت: 488 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز متشکرم از این فایل های آگاهی دهندتون

    این فایل ، فایل هدایتی من بود که بهش الهام شدم البته قبلا گوش کرده بودم ولی الان انگار یک فایل متفاوت بود برام

    و با شنیدن حرف های منصوره اشک توی چشمام جمع شد

    و اینقدر حس میکنم که می خوام با تمام وجودم تغییر کنم می خوام آزادی زمانی و مکانی و مالی داشته باشم که به این فایل هدایت شدم خدایا شکرت همین که اشک توی چشمام جمع شدم فهمیدم که این فایل قطعا هدایتی هست

    راجب تمرین این قسمت

    سوال : بزرگترین و عجیب ترین موفقیتی که در گذشته با این خالص و شور و شوق و بدون توجه به منطق “چطور” به دست آوردید؟

    وقتی خیلی بچه بودم داییم یک موشک چوبی بهم داده بود و اون موقع عاشق درست کردن این جور چیزا بودم. ولی اون مراحلی که توی تصویر کشیده با قطعات چوبی یکی نبود و من اولش خیلی ناامید شدم ولی خیلی زیاد دلم می خواست درستش کنم برای همین سعی کردم با دیدن عکس خود موشک روی جلد اون کارتُش درستش کنم و به طور خیلی عجیبی انجام شد که خودمم مونده بودم که چطور انجامش دادم .

    توی کلاس زبانم، ما داشتیم روی یک انیمیشن کار میکردیم و معلمم از من خواسته بود که یک قسمت از انیمیشن دیالوگ هاش رو حفظ کنم . خب من تقریبا تمام اون قسمت های که کار کرده بودیم رو بلد بودم و حتی بدون تمرین هم می تونستم حفظی بگم ولی قسمتی که جلسه قبلش ما کار کرده بودیم رو من زیاد تمرین نکرده بودم و اتفاقا سخت ترین قسمت انیمیشن هم بود و من اینقدر شور و شوق داشتم برای حفظ کردن قسمت ها بدون هیچ ترس و استرسی نشستم و توی یک روز تمرین کردم( دقیقا همون روزی که کلاس زبان داشتم) و آخر کلاس تمام دیالوگ هارو و به طور خیلی عجیبی بدون هیچ اشتباهی گفتمش و حتی بین دیالوگ ها نفس هم کم نیاوردم و وقتی گفتمش خودمم هم مونده بودم که چطور اینکار رو انجام دادم .

    خب من خیلی عاشق کلیپ درست کردن بودم و خیلی دوست داشتم کار با کپ کات رو یاد بگیرم ولی خب هیچ زمینه ای نداشتم و حتی هیچ ویدیو آموزشی رو هم ندیده بودم و فقط می خواستم یادش بگیرم و همین که خواستمش ، دانلودش کردم و روزها با ذوق کار میکردم و طوری شد که توش حرفه ای شدم طوری که دوستام سوالاتشون رو از من میپرسیدن

    سوال : امروز در کجای زندگی تان ( کاری، مالی،روابط) ایستاده اید که احساس می کنید شور و شوق و ایمان گذشته را کم دارید و نیاز دارید آن را دوباره بیاد بیاوردید؟

    قبلا خیلی شور و شوق زیادی برای کسب درآمد داشتم و چند باری هم موفق شدم ولی الان احساس می کنم دیگه اون شور شوق رو ندارم

    و حتی توی زمینه کلیپ سازی خیلی وقته که هیچ ادیتی درست نکردم خیلی دوست دارم از طریق کلیپ سازی کسب درآمد کنم و احساس میکنم اگر اون شور شوق رو داشته باشم می تونن دوباره و بهتر از قبل انجامش بدم ( از وقتی که خواستم با یک برنامه جدید کار کنم تنبلی کردم و دو سالی شده که سمتش نرفتم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    پریسا گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد نازنینم و مریم جون

    و سلام به دوستان عزیزم

    چقدر لذت بردم از شنیدن داستان منصوره یادمه همون موقع هم که برای بار اول شنیدم این فایل رو خیلی خیلی ایشون رو تحسین کردم و واقعا میزان شجاعت ایشون و مصمم بودنشون در رسیدن به هدف قابل تحسین و ستایشه

    آفرین بهت دختر قدرتمند امیدوارم هرجا که هستی موفقیت هات روزافزون باشه و یکی از برترین نقاش های جهان بشی عزیزم

    درمورد تمرین گام 5 باید بگم که

    من تو این چند سال فقط درحال آزمون و خطا بودم و متاسفانه هیچ الگوی ثابتی که باعث بشه که موفقیت خاص و چشمگیری داشته باشم ندارم

    خیلی چیرا تو زندگیم با تغییر باورهام تغییر کرده ولی نمیشه توشون یه الگوی ثابت و تکرارشونده پیداکرد

    در واقع تو این دوره دارم سعی میکنم که رو همین نقطه ضعفم تمرکز کنم و بهبود ببخشم که از تغییرات کوچک و متوالی یه پروسه و الگو درست کنم که بعدها برای همه هدف ها بتونم ازش استفاده کنم

    و تواین مسیر از کامنت های دوستان عزیزم ایده میگیرم و متشکرم از همتون بابت کامنت های زیبا و تاثیر گذارتون

    درپناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2223 روز

    بنام یگانه خالق کیهان

    سلام به دوستان مسیر لذت و موفقیت و شادی

    درود به استاد نازنینم سید حسین عزیز {عاشقتم مرد جسور و بیباک}و خداقوت به فرشته نازنین سرکار خانم شایسته {شایسته}

    اما داستان منصوره عزیز برای من تداعی گر این صحبت از استاد بود که وقتی تصمیم میگیری جهان کرنش میکنه در مقابل عزم و اراده تو مسخر تو میشه

    گوش به فرمان تو میشه رقم میزنه اتفاقات رو در جهت خواسته های که با شور و شوق دنباله روشون هستی و تا حرکت میکنی این خوشبختی این مسیر این موفقیت ادامه داره

    کافیه خواستت جهانی شدن باشه شرایط اتفاقات جوری رقم میخوره که بری جهانی بشی

    از هیچ به چهارباغ

    از چهارباغ به درامدی بالاتر از درامد پدری که بیست سال کار کرده

    از درامد بالا پیش به سوی اینالیا برای جهانی شدن

    خوب حالا که به خواسته جهانی شدنت نزدیک شدی نیاز به ی استاد داری که باهاش در لحظه زندگی کنی توحیدی باشی لذت ببری از مسیری که اومدی و بیشتر روی خودت کار کنی تا بیشتر به دست بیاری

    منصوره عزیزم یک روز در اوج جوانی و زیبایی و شور وشوق شاهد شنیدن اسمت که ملغب به پیکاسو شدی هستم

    موفقیت ادامه داره

    موفقیت یعنی از همین الان بدون حساب کردن دارایی که تا بحال داری و با الگو گرفتن و تکرار و تکرا ر موفقیت های که تا بحال به دست اوردی

    و حتی موفقیت های دیگران

    موفقیت منصوره از هیچ به ایتالیا و از ایتالیا به فلوریدا

    شاید منصوره عزیز هم یکی از همون تابلو فروش های پایین برج تمپای استاد بشه که تابلوهاش رو هزار دلار یا بیشتر بفروشه

    موفق باشی دوست خوبم برای همه عزیزان ارزوی خوشبختی ثروت و سعادت در دنیا و اخرت رو دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    shadii گفته:
    مدت عضویت: 1997 روز

    سلام و درود به همه دوستان و استاد عباسمنش عزیز

    اول از همه ممنونم از استاد و مریم جان برای یه فایل فوق العاده دیگه

    و همینطور از سعیده جان برای بیان زیبا و شیواشون و تجربشون که خیلی عالی ردپای قانون رو درش میشه دید

    قانون میگه من هر لحظه با فرکانس های خودم دارم زندگیمو خلق میکنم،، مهم نیست در گذشته چه فرکانس و باورهایی داشتم،، وقتی تصمیم به تغییر میگیری از همون لحظه داری زندگی جدیدی رو خلق میکنی

    در نتیجه از اونجایی که همه ما اتفاقات خوب رو در زندگیمون میخوایم باید فرکانس خوب بفرستیم

    از کجا بفهمم فرکانس خوب در جهت خواسته هام ارسال میکنم؟

    با دیدن احساسم

    وقتی حالم خوبه یعنی دیدگاه ذهن و روحم هماهنگه و دارم فرکانس های خوب در جهت خواسته هام میفرستم

    و احساس خوب برابره با اتفاقات خوب

    ازونجایی که هر لحظه ممکنه دیدگاه و احساس خوب تغییر کنه بنا به هر دلیلی مثل تغییر موقعیت مکانی،، برخورد با تضاد یا هر چیز دیگه

    ما باید در این لحظه ها آگاهانه برای احساس خوبمون تلاش کنیم، به کمک تغییر زاویه دیدمون، تغییر نگرشمون. هیچ اتفاقی ماهیت خوب یا بد نداره. این نگرش منه که بهش برچسب میزنه و با همون برچسب تعیین میکنم که این یه تهدیده یا فرصت!

    مثلاً استاد یه باور فوق العاده ای داره که میگه هر اتفاقی بیفته به نفع منه و این دید از یه ایمان محکم و توکل و رابطه قوی با خدا میاد

    به نظر من داشتن ایمان واقعی به خدا که نتیجش امید بیشتر و سپس انگیزه بیشتره میتونه خیلی زیاد راه گشا باشه

    وقتی مطمئنی که جهان کمکت میکنه تمام ترسهاتو کنترل میکنی و این همون ایمان به خدا و عدالت و قانونشه

    و همینطور وقتی به نتیجه خواستمون فکر میکنیم یجورایی همون تجسم، انرژی و حال خوبی که ازش میگیریم شور و شوقمون رو برای رسیدن به خواستمون بیشتر میکنه و باعث میشه سختی ها به چشممون نیاد و احساس کنیم از پس هر کاری بر میایم حتی اگر شرایط دست به دست هم داده باشن که عکسشو بهمون نشون بدن

    و هر چه فرکانسهامون خالص تر باشه نتیجه ها سریعتر وارد زندگیمون میشن

    این تجربه شخصی من از قانون با توجه به آموزشهایی که از استاد گرفتم

    امیدوارم مفید باشه

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سجاد قربانی گفته:
    مدت عضویت: 3122 روز

    به نام خدا

    سلام خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته و همه‌ی دوستان گل

    من دو‌سه سال پیش که تازه قانون آفرینش رو خریده بودم و مثل الان رو فایل ها کار نمی کردم و یادمه یک بار قانون آفرینش رو کار کردم و گفتم چرا نتایج نیومد😂و بعد فهمیدم نتایج حاصل عمل کرده . همون روز ها بود که داداشم ی مغازه لبنیاتی باز کرد و اونجا کار میکردم اما حالم از اون کار به هم میخورد و بعد یک سال رفتم تو مغازه مبایل فروشی و بعدش دوباره لبنیات فروشی اما من دوست داشتم برم تو کار ساخت و ساز تصمیم گرفتم که رها کنم کارمو و بدون حقوق هم که شده سر ساختمون کارگری کنم شوهر همکار مادرم تو کار ساخت و ساز بود من رفتم کار آموزی و حقوق هم میگرفتم اما کمتر از بقیه حدود ۹ ماهی کار کردم اما دیدم چیزی برای یاد گیری در اونجا نیست من بیا زدن و کلنگ زدنو یاد گرفته بودم اما من برای یاد گیری رفته بودم نه کارگری و هرچی به اون مهندس می گفتم حقوق نمیخوام ولی بزار من بقیه جاهام سرک بکشم اما اون اجازه نمیداد و داشت کم کم علاقم نابود میشد تصمیم گرفتم دست از کار بکشم حقوقمو که گرفتم یک ایده بهم الهام شد که سایت معماری بزن گفتم باشه اما من چیزی در مورد معماری نمیدونم گفت برای این که سایت بزنی باید خودت هم بلد باشی پس با پولی که داشتم کلاس های آموزشی شرکت کردم و تصمیم گرفتم که سه تا کلاس شرکت کنم  اتوکد و نقشه کشی فاز۱ و تیریدی مکس و الان اتوکد رو شرکت کردم و تقریبا هر روز کار کردم و نقشه کشی هم شرکت کردم و سه جلسه دیگش مونده که تموم بشه.داشتم چند جلسه پیشو میدیدم از همین فایل که گفتم من باید زبانمم خوب بشه چون من میخوام مهاجرت کنم و همه معمار های موفق زبان بلدن و یک گروهی رو پیدا کردم که آنلاین میتونم دوره هاشو بخرم و کار کنم که الان اولین دورشون رو خریدم برای کار کردن تقریبا دو روز پیش خریدم و قدم بعدی رفتن به یک شرکت معماری برای کار آموزی البته بعد کلاس تیریدی مکس راستش من نمیدونم دقیقا به چه چیزی در معماری علاقه دارم اما تازگیا وقتی نقشه می کشم آروم میشم هر موقع سر در گم باشم این کار بهم کمک میکنه فک کنم به هدفم نزدیک شدم😙😚و من ی لیستی آماده کردم که یک سری تغییر در خودم بدم مثل این که در روابط با صدای ملایم صحبت کنم و… من هنوز از نظر مالی پیشرفت نکردم اما دارم تکاملم رو طی میکنم من پولی نداشتم برای شرکت در کلاس تیریدی مکس اما امسال که تولدم بود و برای اولین بار تولد گرفتم و خیلی حال داد اون پولو خدا برام جور کرد که قیمت کلاس۹۰۰ تومان هست از پول هایی که در تولد بهم دادن کمتره من ۱ ملیون غیر از الیزابت هایی که بهم دادن وارد حسابم شد 😍خب اونو دادن به داداشم که نیاز داشت اما خدا جور میکنه همیشه مثل همین اتفاق من دوست دارم که تو چاهار باغ کار کنم که یکی از هم کلاسی هام یک نفر رو اونجا بهم معرفی کرد جالبه من نمیدونستم اولش باید چیکار کنم اما هرچی پیش رفتم یک قدم بعد رو فهمیدم

    ممنون ازتون که کامنت من رو خوندید راستی من ۹ سال رنگ و روغن کار کردم از کلاس سوم دبستان و تغییری که الان دادم اون رو فعلا رها کردم و میخوام طراهی رو  کار کنم چون رنگ و روغن رنگ شناسی رو قوی میکنه اما طراحی رو به اندازه کافی نه ✌✌✌✌✌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ثریا آرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1800 روز

    به نام خداوند هدایتگر سلام بر استاد بزرگ عباس منش غزیز نمی‌دونم چطور ولی امروز هدایت شدم به این ویس فکر کنم 5بار گوش کردم ولی بازم سیر نمی‌شدم بخاطر اینکه سوال منصوره جان سوال من بود سوالی که هر روز هزار بار تو ذهنم مرور میشد وخداوند مرا به این سمت هدایت کرد من همیشه و همیشه و همیشه از بچگی دنبال این بودم موفق بشم بالا برم پیشرفت کنم ولی یه چی بود اونم اینکه خودم رو لایق نمی‌دونستم ومیگفتم نه فقط آدمای بهتر از من میتونن من که نمیتونم ولی بازم عاشق خواندن و نوشتن بودم ولی بدلیل عزت نفس به شدت پایین که داشتم واز نظر دیگران من بهترین بودم ولی از نظر خودم من باید رشد میکردم اما بخاطر اخلاق بد مادرم فقط دوست داشتم ازدواج کنم فرار کنم از خانه ی پدر ومن ازدواج کردم بلاخره در سن 24سالگی وچقدر بد که من ندانسته شرک می‌ورزیدم و به شدت وابسته به شوهرم واسمش گذاشته بودم عشق که دروغی بوده وایشون رها انقدر رها بود ذهنش که این همه چسبندگی رو نمی‌تونست بپذیره و5سال از زندگیم گذشت اونم با چالشها که الان می‌دونم چه گذشته با اون همه شرک وترس که من از خانواده ی شوهرم داشتم چقدرم تازه خدا مهربان بوده منو به این مسیر کشونده در این بین یه پسر هم داشتم ،تا اینکه من با قانون جذب آشنا شدم اما خیلی جدی نمیگرفتم یه روز گوش کن 10روز بیخیال شو هر چی خدا منو هدایت می‌کرده من متوجه نمی‌شدم تا اینکه جهان چنان سیلی محکمی زد چنان سیلی محکمی بهم زد که تا ماهها فقط میگفتم چطور این سیلی انقدر محکم بود ولی من دوام آوردم منی که تمام دنیام یک نفر بود اونم شوهرم بهم خیانت کرد ومن چشمام از گریه نمی‌دید وحالم بد فقط دنبال مشاور ودعا نویس که نجات بدم خودم رو از این مخمصه ولی نه سیلی باید برای خوب شدن جاش از من تاوان می‌گرفت 2ماه دور خودم چرخیدم ولی به کسی چیزی نگفتم به شوهرم نگفتم چی دیدم وتو چه کردی با من بینوای به ظاهر عاشق اما وابسته ساعتها مینشستم با خدا حرف میزدم وگریه میکردم ومن هدایت شدم به سمت ویسهای یه استاد که تمام من شد اون ویسها وخداااا انقدر حالم وحسم رو خوب کرد بخدا انقدر حالم خوب شد دیگه برام مهم نبود چی میشه بی پول شدیم در مسیر شوهرم بیکار شد وتصادف کرد وچقدر هزینه ولی یه ایمانی وحس قشنگی من داشتم فقط با حس خوب مینشستم پای سجاده برای هر چالشی که پیش میومدبا خدا حرف میزدم وچه سریع اون موضوع حل میشد تنها یه چی منو جلو می‌برد ایمان بخدا وهیچی دیگه تکونم نمی‌داد شوهرم دیر میومد یا زود برام جز عشق به اون چیزی مهم نبود بخشیده بودم با تغییر کم کم من شوهرم هم تغییر کرد دنیاش شدم ,انقدر دوستم داشت یادمه یکبار فشارم افتاد برای اینکه منو برسونه دکتر از سرکارش که نزدیک هم نبود 5دقیقه شد رسید منو با چنان عشقی میبرد دکتر اونجا خودش رو به آب و آتش زد که زودتر سرم وصل بشه زندگی بسیار زیبا که من فقط یک چیز میدیم خدا اونم برام تمام شرایط رو زیبا میکرد که اگه بخوام بنویسم چه اتفاقات قشنگ در بین مسیر رخ داد ساعتها باید بنویسم،تا اینکه رفتم دنبال جذب خانه وخرید خانه ومن تمرکزم رفت سمت واقعیت های دروغین جامعه باورهای بد وحال بد وحس بد بعد دوسال اومد سراغم وارامشم کم کم از بین رفت ومن 1سال سردرگم یک روز این پیج یک روز استاد خودم رو دنبال کنم ولی هیچ فایده نداشت حال خوب نمیومد البته بگم برای خونمون به صورت معجزه آسا با تمرینات که انجام دادم 400میلیون پول از جاهایی که گمان نمی‌کردم جذب کردم اما من دنبال آرامش اون موقع بودم که نبود تمام تلاشم میکردم ولی بر نمی‌گشت ،تا اینکه دوماه پیش تو یه جایی بهم گفتن برای در مسیر بودن از خدا هدایت بخوایین ومن روزانه مینشستم واز خدا هدایت میخواستم که هدایتم کن در مسیر خودت قرارم بده در حالی با استاد فقط از طریق کامنتها وچنتا ویس رایگان گوش میکردم ویرای هر سوالی میومدم‌ کامنت دوستان می‌خوندم وحتی چند وقت پیش گفتم با آموزه های استاد می‌خوام پیش برم ولی در مسیر الهی نبودم وخداوند نمیدونم چطور منو به این مسیر به این سایت هدایت کرد ومن سوال هر روزم هر ساعتم این بود چیکار کنم به اون مرحله از زندگی با اون همه آرامش برسم ولی راه نیافتم آرامش پیدا کردم ولی اون رها بودن در مقابل الله هنوز نیست ومن با سوال منصوره جان به جواب خودم از سمت خدا وزبان استاد رسیدم وحق دونستم تشکر کنم از استاد که شبانه روز من 1ماه تمام هست شده استاد با تمام ویسهای رایگانشون وکامنت دوستان عزیزم که چقدر همه رو دوست دارم وعاشق این همه شادی تو این سایت هستم وبرم به خودم بارها و بارها وبارها بگم که چهها کردم که اون دوسال زیبا رو برای خودم خلق ‌‌کردموالان هم میتوانم به بهترین شیوه زندگی کنم با عشق به خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ستاره ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    استاد این فایل دقیقا برای من بود چون من مدتی هست ذهنم درگیر گالری زدن هست من تو فرانسه زندگی میکنم و هیچ در امدی هم ندارم من برای این که فکر کردم پول ندارم و اگر کمی پول پیدا کنم اجاره ای بعدو داده نتونم چی فروش میره اصلا یا نه این فکرا منو بی انگیزه کرد با همین نا امیدی و حس بد و باور نداشتن رفتم دنبال یه گالری هایی که همکاری کنم باهاشون گشتم پیدا نشد دیگه کلا نا امید شدم و بیخیال شدم و گفتم اول پولشو پیدا کنم بعد گالری میزنم برای همین نتونستم

    ولی دیروز متحد به خودم شدم که این هدفو دوباره شروع کنم و توکل به خداوند میکنم من نمیدونم ولی خداوند که میدونه چجوری و برای خداوند هیچ کاری ناممکن نیست این حرفارو دیروز به خودم زدم و امروز به سایت و باز کردم من میخواستم برم فایل های ثروتو گوش بدم ولی حسم گفت برو فایل جدید و ببین

    این فایل خیلی بهم انگیزه داد

    خیلی ممنونم از خدای عزیزم که منو این جوری هدایت میکنه به سمت خواسته هایم

    و تشکر از شما استاد عزیزم و از دوست عزیزم که تجربشونو به اشتراک گذاشتن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: