تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵ - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی نظری گفته:
    مدت عضویت: 1169 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم و تمام دوستان عزیز

    نمیدونم چی باید بنویسم ولی مینویسم

    من بار ها این فایل ها رو گوش داده بودم

    ولی نمیدونم چرا اینسریع جنس این فایل ها احساس این فایل ها انقدر متفاوت شده و چقدر بیشتر داره به دل میشینه

    استاد من فقط از قسمت اول تجربیات بچه هارو میشنوم و فکر میکنم به اتفاقات زندگی خودم و اشک از چشمانم همینجوری سراریز میشه چقدر روحم لطیف شده چقدر احساس سبکی میکنم و چقدر ارام تر شدم سپاسگزار تر شدم برای این تجربیات دوستان نازنینم که واقعا باید این فایل ها رو با طلا نوشت این فایل ها گنجینه های از طلا هستن

    وقتی به سخنان تک تک از دوستان فکر میکنم به این درک میرسم که چقدر قانون ثابته چقدر همه چیز منظم و دقیق داره کارشو انجام میده چقدر همه ما یکی هستیم چقدر همه ما به یک انداره به خداوند دست رسی دارم چقدر همه ما به یک اندازه به نعمت های خداوند دست رسی دارم

    واقعا خدارو شکر میکنم برای این اگاهی ها برای این دوستان خوب برای این تجربیات قشنگی که باعث میشه ما فکر کنیم به خودمون فکر کنیم به خداوند فکر کنیم به روندی که ما رو به خواسته هامون رسونده فکر کنیم به توکل کردن به خدایی که همواره با ماست درکنار ماست و باما داره حرکت میکنه و دستش تو دست ماست

    هر چقدر بیشتر فکر میکنم میبینم اصلا منی در کار نبوده توانایی های منی درکار نبوده من فقط خواستم و هدایت شدم و تمام کار هارو خداوند برام انجام داده یه ادمی که از زیر صفر میاد خودشو به صفر میرسونه و الان که داره اینجا کامنت مینویسه تقریبا بالای صفره هیچی نداره بگه و فقط میگه من چه توانایی داشتم به هیچ از خودم و توانایی هام میرسم و فقط خداوند کمکم کرد تا الان اینجا هستم خداوند هدایتم کرد الان اینجا هستم بقول استاد تو لحظه به لحظه زندگیم رد پایی از رد پای خداونده ردپایی از دستان خداونده رد پایی از هدایت خداونده میرسی و فقط اشک میریزی و خوشحالی که داری کنار خداوند زندگی میکنی و تو بغل خداوندی و فقط اجازه میدیم تا خداوندما رو هدایت کنه یعنی تلاش میکنیم اگاهانه به خداوند اجازه بدیم تا هدایتمون کنه

    عاشقتونم

    از خدا میخوام که کمکمون کنه که تغییر در وجود ما ایجاد کنه

    کمکمون کنه تا حرکت کنیم تا عمل کنیم تا فکر کنیم تا بی اندیشیم

    واقعا این مسیر زیباست بشرط ایمان به شرط توکل به شرط حرکت در ها باز میشه همینجوری که برای دوستانم شده همینجوری که برای ماهاشده از بچگی تا الان بارها و بارها شده ولی خیلی راحت فراموش کردیم ولی حالا به دنبال اون هستیم با به یاد اوردن با فکر کردن که شده پس بازم میشه چطور شده من نمیدونم فقط شده فقط رخ داده پس بازم میتونه رخ بده بازم میتونه اتفاق بی افته هزاران بار دیگه ام میتونه رخ بده چون قانون خداوند ثابته

    ما باید تغییر کنیم ما باید تغییرات و در خودمون در باور هامون ایجاد کنیم تا شرایط ما اتفاقات ما تغییر کنه

    عاشقتونم

    استاد یه دنیا از شما و خانوم شایسته عزیز سپاسگزار هستم

    دوستتون دارم

    اگر الان اینجا هستم بخاطر لطف خداوند و نعمت هایی چون شما دوستان فوق العاده و این اگاهی های ناب از جنس طلا تو زندگی منه خدا رو صد هزاران مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نفیسه شایسته گفته:
    مدت عضویت: 953 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استادان عزیزم و دوستان گرانقدرم

    قبلا سابقه داشت وقتی بارها از خدا خواستم هدایتم کنه ،منو به یک پروژه ای و مسیری هدایت کرد ولی منه نادون زود رهاش کردم

    بازهم مدتی بود ازش مداوم هدایت می خواستم و وقتی پروژه اومد فهمیدم خودشه باید پا به پاش حرکت کنم

    اولش به خودم قول دادم همه تمرین ها رو تو دفترم انجام میدم و با دستاورد فوق العاده میام و کامنت میزارم ولی  دلم نیومد وقتی اینهمه کامنت خوب خوندم خودم نیام و نگم از مسیری که رفتم.

    وقتی به موفقیت هایی که کسب کردم نگاه می کنم مخصوصا در مورد جهیزیه ام که خداوند به طور معجزه اسا اونو برام فراهم کرد و بارها توی سایت راجبش نوشتم ،دوباره اینجا میگم این موفقیت و دستاورد رو.

    “من تازه عروسی کردم

    دوران عقد که قرار بود جهیزیه بخریم

    یکم شرایط مالی مون خوب نبود از طرفی هم وام ازدواجمون هم به مشکل خورده بود، من نا امید از همه جا فقط گفتم “خداوند جهیزیه منو فراهم می کنه”.

    یادمه الهامی به قلبم شد که ذکر”خداوند بخشنده و مهربان است” رو بگو

    من خیلی تعجب کردم ،به خودم گفتم یعنی با یک ذکر گفتن قراره مشکل من حل بشه .؟؟

    شروع کردم به گفتن ذکر خداوند بخشنده و مهربان است

    بعد یکی دو روز یک قدم هدایت شدم

    روز بعد یک قدم دوباره هدایت شدم

    و خلاصه با اینکه من کلا قضیه وام ازدواج رو فراموش کرده بودم خداوند منو قدم به قدم هدایت کرد و رفتیم دقیقا همین وام ازدواج جور شد

    (من تو مسیر رسیدن به این خواسته حقیقتا قدم بر نمی داشتم ،سُر می خوردم انقدر سریع و راحت و روان کارها جلو می رفت )

    چیزی که 8،9 ماه به تعویق افتاده بود در عرض 45 روز واریز شد به حسابمون”

    سوالی که استاد پرسیدن اینه که چه باوری باعث حرکت شما شد ؟؟؟؟نگرانی از اینکه نکنه وقت عروسی برسه و ما نتونیم جهیزیه بخریم .(اهرم رنج)

    استادم به چند تا از خواسته های قبلی ام هم که نگاه کردم زمانی شروع به تغییر کردم که اهرم رنج در ذهنم خیلی سنگینی می کرد و بالاخره منو وادار به حرکت کرد.

    و یه جایی که خیلی اسون به خواسته ام رسیدم که دانشگاه رفتن بود بدون کلاس کنکور و اینجور چیزا تنها و تنها شور و شوق و علاقه (اهرم لذت)بود.

    امیدوارم کامنت من هم روشنی راه عزیزان زیادی بشود .

    در پناه الله یکتا شاد و سر بلند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مهناز اسکندری گفته:
    مدت عضویت: 2511 روز

    به نام خدا

    سلام به استادان گرانقدرم و دوستان عزیزم

    سال 1396 ، همسرم بعد از 11 سال کارمند رسمی بودن شغلشو رها کرد و من هم اصلأ مانعش نشدم و تمام دوست و آشنایان بهم میگفتن خب همسرت میگه از کارم میرم بیرون تو چرا جلوشو نگرفتی؟

    و من می‌گفتم خب وقتی خودش کارمندی رو دوست نداره چرا باید من اصرار کنم .

    از اون موقع تا الان خدا رو شکر ما خیلی تجربه کسب کردیم و واقعاً داریم لذت می‌بریم با اینکه تضاد ها هنوز هستن .

    الان خواسته ما خریدن یک خونه هست که داریم سعیمونو میکنیم و بقیه اش رو به خدا سپردیم که خودش برامون جور کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2085 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام استادجان

    سلام دوستان.

    سلام به تبریک به منصوره بابت این تجربه خوب از عمل به قانون و اسیر نجوای ذهن شدن و زندگی بدون استفاده از قانون

    چقدر این ذهن میخواد موفقیت ها رو شانسی و …… جلوه بده

    من با شنیدن این صحبتها

    متوجه شدم ای بابا آقا میثم همینه درسته

    راه حل همونیه که قبلا هم ازش استفاده کردم و نتیجه گرفتم چطور یادم رفته

    چطور الان میگی نمیشه ذهن من

    اواخر سال 91 من بنا به دلایلی تصمیم گرفتم ماشین بخرم

    یعنی به یک تضادی برخوردم و احساس نیاز شدید به داشتن ماشین

    حالا کارم در اون حدا درآمد نداشت

    و خودمم پولی نداشتم و در ضمن هیچ آگاهی هم در مورد قانون هم نداشتم.

    خوب برای شروع یک حسی بهم گفت برو یک حساب جداگونه باز کن

    رفتم حساب باز کردم با تمام توان و تعهد با 100 هزارتومان

    و دیگه واقعا خیلی درگیر چطور و چگونه نبودم.

    و هر وقت پولی دریافت میکردم

    مازاد نیازم که شامل کرایه خونه و مخارج روزمره بود رو میزدم تو اون کارت

    و هیچ کس حتی خانومم از این کارت خبری نداشت

    همون اوایل که این حساب رو باز کرده بودم

    داشتم با یکی از دوستانم در مورد اینکه میخوام ماشین بخرم صحبت کردم و اون پرسید چقدر پول داری که من گفتم 100 هزار تومان

    میخواست بخنده و دید من دارم جدی صحبت میکنم دیگه خودشو کنترل کرد.

    شرایط کاری کمی بهتر شد یک کار بزرگ بهم پیشنهاد شد

    به هر حال بعد از گذشت حدود 4 ماه پول من رسید به 7 میلیون تومان

    که باور کردنی نبود.

    یک روز رفتم بنگاه چند جا سوال کردم و دیدم با این پول نمیتونم ماشین بخرم

    زنگ زدم به برادرم که تو یک شهر دیگه ای زندگی میکرد

    موضوع رو مطرح کردم و اون رفت اونجا بنگاه سر زد و گفت که قیمتها نسبت به شهر خودمون خیلی بهتر بود.

    و گفت ماشینی دیدم خیلی خوب بوده و مدلش هم 1390 هست و قیمتش 12 میلیون تومان

    و من گفتم که به پول من نمیخوره

    برادرم گفت اگه اکی بشه من میخرمش و نهایتا ماشین خودمو میدم بهت که اون مدلش پایین تر بود.

    رفت بنگاه دوباره و زنگ زد بهم که ای بابا تا رسیدم یک نفر رفت باهاش دور بزنه بیاد قولنامه کنه

    و من گفتم اگه قسمت ما باشه درست میشه

    که برادرم جبهه گرفت که طرف رفت دور بزنه بیاد قولنامه کنه و از این حرفا

    بالاخره فردا رفت و دوباره زنگ زد که اون دیروزیه معامله اش نشده و ماشین هست

    و دیگه من پولو زدم بحسابش و قولنامه کرد ماشینو روز بعدش رفتم گفت این ماشینو برای تو خریدم اون مقدار پولی که کم داشتی خودم گذاشتم تو بعدش پول منو برگردون

    حالا همین آدم خودمو میگم میخوام خونه مو بسازم و هی نمیشه چرا؟

    چون من اون ایمان و باور رو ندارم

    و فراموش کردم که وقتی یکبار شده

    خوب دوباره و هزارباره هم میشه

    فقط باید به یاد بیاری که چطوری رها بودی

    چطور باور داشتی

    چطور ایمان داشتی

    در صورتی الان با این آگاهی ها دیگه باید بترکونی

    خونه چیه خونه ها باید ساخت

    خدایا هدایتم کن تا همان ایمان و باور رو در عمل داشته باشم .

    خدایا من به هر خیری که از تو بهم برسد فقیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مریم ۵۵ گفته:
    مدت عضویت: 2833 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و دوستان همفرکانسی ام

    من یک تجربه از خواسته ای که داشتم ولی رهاش کرده بودم و به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد

    من از همسرم جدا شده بودم و همراه دخترم در منزل پدرم زندگی می کردم در یک اتاق چهارمتری

    بعد از پنج سال ، طبقه بالای پدرم یک سوییت با کمک برادرم ساختم و رفتم طبقه سوم

    اوایل پدرم حالش خوب بود اما به مرور ایشون ناتوان تر شدن و بعد 15 سال بیمار شدن و یکبار در بیمارستان بستریشون کردیم و کمی حالشون بهتر شد مرخص شدن و اومدن خونه

    یک روز بعد از مرخصی حال پدرم بد شد و گفت من دارم می میرم بگید دو تا معتمد بیاد من وصیت میخوام بکنم ـ

    دو تا معتمد اومدن و پدرم گفتن که طبقه سوم برای من هست و پدرم اون طبقه رو به عنوان یک سوم از داراییشون به من بخشیدن و هبه کردن

    یعنی در عرض یک روز من صاحب خونه شدم

    و پدرم یک هفته بعد فوت کردن

    من یادم اومد که همیشه ایمان داشتم اگر مسئله ای برای پدرم پیش بیاد ،من در امنیت و آرامش خواهم بود

    حتی وقتی همکارانم منو می ترسوندن که اگه اتفاقی برای پدرت بیفته با یک بچه میخواهی چیکار کنی و من همیشه می گفتم زندگی میکنم و هیچوقت ترس نداشتم و ایمانی توی وجودم بود که به من آرامش می داد

    وقتی تو مدار باشی خدا راهها رو برات باز میکنه از جایی که اصلا فکرشم نمیکنی

    ایمان و باور و اعتقاد مسیر رو برات روشن میکنه و به خواسته ات میرسونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1054 روز

    سلام استاد عزیزم ، استاد خوبم شکر که شما رو دارم وجود خود شما و سایت بی نظیر شما یک نعمت بزرگ هست که هر روز سعی میکنم شکرگزار اون باشم خدا رو شکر میکنم از این بابت که در مدار آگاهی هستم و می‌خوام آگاهی خودم رو بیشتر کنم چرا که توی این مدتی که با شما و سایت شما آشنا شدم و آگاهی من بیشتر شده خیلی چیزا در من تغییر کرده و زندگی من بهتر از قبل شده

    من عاشق این پروژه هستم عاشق شنیدن صدای دوستانم و اتفاق های خوبی که براشون افتاده هستم و مدام از خدا می‌خوام کمکم کنه که منم همینقدر تغییر کنم منم مثل دوستان متعهد باشم به این مسیر و ادامه بدم

    در جواب سوال اول ، رشته من گرافیک بوده توی دانشگاه و یکی از درس های ما طراحی آناتومی بدن انسان بود و برای من خیلی سخت بود و در پایان ترم برای گرفتن نمره باید 18 تا طراحی تأیید شده از سمت استاد رو آماده میکردم و من شاید در طول ترم 2 تا دونه طراحی تأیید شده داشتم و به شدت نگران بودم چون اگر اون درس رو پاس نمی‌کردم پنج ترمه میشدم و سخت بود برام ، و استادی هم که باهاش داشتم از نظر من خیلی جدی و تند حرف میزد تقریبا دو جلسه فقط مونده بود و فرصت بسیار محدود من صبح قبل از این که برم دانشگاه یکی از فایل های استاد که در مورد ملا صدرا بود البته دقیق یادم نیست همون فایل بود یا یه فایل دیگه گوش کردم و به خدا گفتم به خودت توکل میکنم خودت کمکم کن که استاد با من مهربان بشه گفتم خدایا خودت طرح هامو تأیید کن یکی یکی با ایمان رفتم سر کلاس باورم نمیشد اون روز انقدر استادم به من توجه کرد با من مهربان بود گفت تو امروز چقدر کارت خوب شده چقدر خوب طراحی می‌کنی و من توی همون دو جلسه 18 تا طراحیم به راحتی تأیید شد و اون درس رو پاس کردم ، این فایل و این سوال استاد یادآوری کرد برای من که اون زمان من از چه قانونی استفاده کردم و کارم انجام شد از همون میتونم دوباره استفاده کنم برای خواسته الآنم

    سوال دوم در مورد خواسته الان من هست که دوست دارم مستقل باشم درآمد خوب داشته باشم مشتری های زیادی رو داشته باشم و همون ایمان و همون شور شوقی که اون روز داشتم و کارم درست شد دوباره اون رو به دست بیارم و توکل کنم به خدا خدایا شکرت ، دوستان خوبم در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    1234 گفته:
    مدت عضویت: 2559 روز

    سلام 🤗

    گفتگوی استاد عزیز با دوستان عزیز

    جالبترین نکته ای که توی این فایل توجه من رو به شدت به خودش جلب کرد این بود که استاد عزیز بدون سرمایه پا شده رفته آمریکا ! خییییلی برام عجیب بود که استاد تو آمریکا اصلا سرمایه هنگفت با خودش نبرده ، وای استاد خیلی جالبه کاش بیشتر در مورد اون موقعها برامون صحبت کنین. چقدر ایمان زیبایی و تسلط زیبایی بر قوانین! خیلی حس خوبی داره این درجه از ایمان و چقدر خوبه تا این حد آشنایی و اعتماد به قوانین.

    داستان منصوره جان هم خیلی حالب هست که در سن ۲۱ سالگی انقدر خوب خودش رو به چالش تغییرات کشیده و با وجود عدم حمایت خانواده رفته توی دل این چالش زیبا.

    خدایا واقعا آدم تو چالشها ودر دل تغییرات که خدا رو بیشتر وبهتر میشناسه و ایمانش رو به محک میگذاره و ارتقاش میده.

    دقیقا همه چیز همون یک قانونه و شروع هر راهی همون قوانین ثابت قبلی رو میطلبه.

    خدا ثابته ،قوانین ثابتن، چیزی که متغییره من هستم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فاطمه طهرانی گفته:
    مدت عضویت: 2710 روز

    سلام حسین خان عزیز ، این بخش کلاب هاوس عالیه ، یعنی با شوق و ذوق فراوان هر روز این بخش رو گوش میدم و لذت میبرم و باورامو درستتر میکنم، میدونین این بخش به نظر من راه هموار کنه واسه بقیه بچه ها ، ما اینا رو گوش میدیم و باعث میشه راه میانبر رو برای رسیدن به خواسته هامون پیدا کنیم .

    از تجربیات دوستان همفرکانسی عزیز استفاده میکنیم و هی به خودمون میگیم اگه این تونسته ، پس منم میتونم ، اگه این تو مدت دو سال تونسته روال عادی زندگیشو دگرگون کنه و به زندگی دلخواهش برسه منم میتونم ، اگه این با دست خالی خالی تونسته رویاشو محقق کنم پس منم میتونم و….

    عالیه این بخش ، ممنونم ازتون و میخوام که این بخش رو گسترده ترش کنین چون همه واقعیات زندگی افراد عادی ایه که وقتی واقعا خواستن ، به نتیجه رسیدن و این میشه یه محرک قوی واسه بقیه افردای که تو مدار رسیدن به خواسته هاشونن.

    ممنونم از شما حسین عزیز و مریم عزیز و بقیه فرشته های مهربونی که این سایت عالی رو ساماندهی میکنن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    آقای نیکو گفته:
    مدت عضویت: 3390 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام خانم شایسته

    سلام همراهان سایت استاد

    چقدر عالی من امروز داشتم تمرینات جلسه دو دوره کشف قوانین زندگی رو انجام میدادم و هدایت شدم به این فایل

    دقیقا این فایل در راستای آموزش‌های استاد در دوره کشف زندگی هست،

    بله اگه ما بیاد بیاریم که در گذشته چه موفقیت هایی داشتیم و بیاد بیاریم در آن زمان چه باورهایی داشتیم که منجر شده به این موفقیت ها و همون باورها رو در وجودمون نهادینه کنیم و حرکت کنیم و حرکت کنیم در راستای رسیدن به هدف، جهان هم به کمکمون میاد،

    وقتی کائنات اراده ما رو ببینه هدایتمون میکنه و هدایت میشویم،

    و قطعا به هدفمون خواهم رسید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    کوثر صرام گفته:
    مدت عضویت: 1531 روز

    به نام خدایی که اون میدونه و من نمیدونم خدایی که هر چه دارم از اون دارم و خداروشکر که دوباره فرصت داد این فایل رو بشنوم و انقدر حالم رو خوب بکنه و نشانه امروز من از هر نشانه ای زیباتر هست.

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم که عزیزین و عاشقتونم.

    ممنونم از صمیم قلبم از این دوست عزیزم از منصوره جان قشنگ و خوش سخن همشهریم ممنونم واقعا که انقدر زیبا انقدر با ذوق و جذاب صحبت کرد و با عشق زیاد، چقدر احساس همدلی کردم با منصوره جان قشنگم، وقتی که گفتش به جایی رسیدم که دیگه از پدرم پول نگرفتم حتی یه هزاری و الان دارم دوباره منم بهش فکر میکنم که چقدر واقعا بزرگ شدم با اینکه خیلی خیلی و همیشه جا دارم که روی خودم کار کنم اما چقدر زیبا آرام آرام و شگفت انگیز که دیگه برای خرج و مخارجو خرید و.. از بابام خیلی وقته پولی نگرفتم و ممنونم ازتون و از خدای بزرگم که بهم یادآوری کرد ممنونم از خدایی که توی این مسیر قرارم داد ممنونم بابت تمام هدایت هاش، خدارو صد هزار مرتبه شکرت

    استاد از شما و تمام این سخنان بهشتیتون از فایل های پر بارتون از این همه علم و دانشی و عشقی که در اختیار ما قرار میدید ممنونم و سپاسگزار خداوندم به خاطر حضور شما در زندگیم که ب غیر از حال خوب و لذتبخشی که دارم از نظر مالی و روابط تجربه میکنم از نظر سلامتی هم داریم هر روز بهتر و بهتر میشیم، خدارو شکر میکنم

    استاد عزیزم بین کارایی که دارم انجام میدم این فایل رو گوش دادم و بغض میکردم با هر صحبت این دوست عزیزم با صحبت های شما، به خاطر حضور خدای عزیزم خدای بزرگم در تک تک لحظه های زندگیم و دلم خواست همین الان کارو رها کنم و بنویسم که چقدر ازتون سپاسگزارم

    در پناه خدا سلامت و پر برکت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: