این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-26 08:21:072025-10-31 00:14:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1. بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که در گذشته (حتی دوران جوانی) با «ایمان خالص» و «شور و شوق» و بدون توجه به منطقِ ‘چطور؟’ به دست آوردید، چه بود؟ (لحظهای که با دست خالی یا امکانات کم، کاری کردید که از نظر دیگران نشدنی بود.)
_ من کلاس پنجم بودم هیــچ چیزی برام مهم نبود فقط میخواستم تیزهوشان قبول بشم و شدم، بعدش همه میگفتن تو باهوش نبودی خرخون بودی ولی دبیرستان هم قبول شدم. با اینکه آزمون داده بودم اما فامیل میگفتن چون دوران راهنمایی اونجا بودی بازهم قبولت کردن!! نمیدونم این اطلاعات رو از کجا میاوردن چون بودن کسانی که راهنمایی تیزهوشان بودن ولی دبیرستان قبول نشدن و افراد جدید اومدن تو دبیرستان، خلاصه من با وجود اینکه حرف بقیه رو باور کرده بودم که تو باهوش نیستی و گاهی هم تو ذهنم مرورش میکردم، هم راهنمایی و دبیرستان تیزهوشان قبول شدم هم لیسانس و ارشد دانشگاه سراسری روزانه قبول شدم چون ایمان داشتم که قبول میشم یعنی میگفتم باااید قبول بشم.
_ تصمیم داشتم ازدواج کنم و تو یه سفر، خیـــلی معجزه آسا با همسرم اشنا شدم.
_ خرید خونه، من فقط به خونه ها نگاه میکردم حتی فکر نمیکردم پولم برسه اما وااقعا مثل یک معجزه جور شد.
_ ماشین، من فقط عکسش رو دانلود کردم، و با یک پنجم پول یه نفر همون مدل ماشین رو بهمون هدیه داد.
2. امروز در کجای زندگیتان (کاری، مالی، روابط) ایستادهاید که احساس میکنید آن «شور و شوق» و «ایمانِ» گذشته را کم دارید و نیاز دارید آن را دوباره به یاد بیاورید؟
_ برای شغلم، میگم چه فایده که هی سوال طرح کنم با اینکه میدونم باید انجامش بدم، مگه چقدر حقوق میگیرم، شور و شوقم کم شده (البته که شروع کردم و انجامش دادم)
شاید هم قبلا حس میکردم قراره در آینده یه نتیجه ای بگیرم ولی الان میگم این دیگه ته خطه، آخرشه، بالاتر از این وجود نداره
_ در مورد مسافرت یا مهاجرت اصــــلا ایمان که ندارم هیـــچ، امید هم ندارم!!!
من باید موارد بالا رو بیشتر به خودم یاداوری کنم، تا یادم بمونه به چگونگی کار نداشته باشم، من باید فقط بخوام، خواستن کار منه، نه فکر کردن به نحوه کار
سلام به همه ای دوستان و استاد عزیز واقعا چقدر فایل منصوره عزیز عآالی بود نکته ای مهمی که برام خیلی واضع بود عشق و دنبال کردن اون چیزی هستش که دوست داریم مانند منصوره عزیز که درنهایت با خودش صادق بود که من هر چقدر وکالت پول داشته باشه من باید برم دنبال نقاشی چون در این شغله که من ساعت برای من معنا نداره و نقاشی مهارتی هستش که رویای منه و البته این رو هم باید توجه کنیم که منصوره این مهارت رو داشت و همین داشتن این مهارت بهش این اعتماد بنفس رو میداد که من میتونم در نقاشی بهترین باشم و بهش این ایمان رو داد که برای خودش یک گالری نقاشی راه اندازی کنه و البته اون یک الگو را در کلاس نقاشی دیده بود که گالری نقاشی داشت و همین موضوع برای منصوره باور پذیر تر کرد این موضوع رو و حرکت کرد و بدون هیچی خداوند از یک راه منطقی و از همان کانون توجه اش راه حلی پیش رویش قرار داد آیا این اتفاقات چیزی جز ایمان و باور به مسیره. تازه در آن زمان منصوره عزیز شاید کاملا به آگاهی های کنونی آگاه نبود و اون مسیر زیبا رورقم زد ونکتهاش همینه که ناخودآگاه حتی اگر قوانین روندونیم اما در درونمون بریم دنبال علایقمون خداوندم هدایت میکنه مارو به سمت خواسته هامون مانند منصوره عزیز..
سپاس گزارم از استاد بابت اشتراک گزاری این قایل بسیار زیبا.
خدایا تسلیم تو هستم در قلمم جاری و شو تا بنویسم و بنویسم و بنویسم.
وقتی مینویسم خیلی تمرکزم اگاهانه تر روی آموزه هاست،، خیلی منسجم ترم و فکرام روی یک موضوع خاص متمرکز شده و طبق قانون فکر، فکر میاره…
خدایا ازت سپاسگزارم که منو نشوندی پای درس دوباره
یک چندروزی رو راستش کنترل ذهن رو شل گرفتم(اموجی دست به چشم) و واقعا میبینم نتیجشو اما باز یادم میره،، امیدوارم اینبار یادم نشه:))
همینطوری توی صحبت کردن با خداوند بودم که چرا اینطوری شدم و فلان و اینا که بهم گفت برو فایل گفتگو با دوستان رو شروع کن به دیدن و کامنت بزار براشون تا هرکجا که امشب رفتی برای هرکدومشون کامنت منتشر کن…
حالا من اینجام…
خداروشکر که بهتر میتونم الهامات و دریافت کنم و عمل مردن برام راحت تر شده
حتی این یکی دو روز که کمی دور شدم حس میکنم کامنت گذاشتن هم برام سختتر شده،، البته یک چیزی بگم، واقعا هم دور نشدم و یکسری چیزای خوبی رو هم تجربه کردم که حس میکنم نیاز بود اما میتونستم خیلی بهتر عمل کنم.
این سری از فایل های گفتگو با دوستان با عنوان چه زمانی تصمیم به تغییر میگیری
اگر یک شرح حالی از خودم بدم الان دقیقا وقتی هست که من باید تغییر کنم،، نغییر بنیادی و جهادی اکبر راه بیندازم برای کار کردن روی خودم و شخصیتم و شغلم اونم از لحاظ مالی…
حسابی نشونه هاش داره میاد که هرروز که میگذره که من بهتر نمیشن جهان داره ضربه هاش رو سنگین تر میزنه،، اما بازم چون هنوز فکر میکنم احساس امنیت دارم هیچ حرکتی نمیکنم اما وقتی به یک سال آینده فکر میکنم که اگه هیچ تغییری نکنم و همینجوری بمونم چ بلاهایی سرم میاد حسابی اهرم رنج من فعال میشه طوری که مجبورم میکنه رشد کنم اما بازم خیلی وقتا ذهن منو گول میزنه و منو نگه میداره همینجایی که هستم.
الان دقیقا وقتی هست که اگر صبح تا شب فوکوس لیزر نزارم برای خودم و کارم خیلی ضربه های جهان سنگین تر میشه، افسرده تر میشم و اوضاع بدتر میشه
ولی اگر واقعا متعهدانه عمل کنم به اموزه ها و تمرکز لیزری رو بزارم توی اولویتم چقدرر اوضاع بهتر از اینی که هست هم میشه
و واقعا ترکیبی از کمال گرایی و عدم هماهنگ بودن اهرم های ذهنی توی ذهنم منو سرجام خیلی نگه میداره که هرروزه باید روش کار کنم
و خب برای کار کردن حیلی دوست دارم نوشتن توی سایت رو… چون خیلی وقتا میشه 3،4 ساعت بدون توقف مینویسم(حتی خیلی خیلی بیشتر) بدون اینکه خسته بشم و اتفاقا چقدر هم حالم خوب میشه…
…
دوست عزیزمون یک جمله توی این فایل گفت خیلیی تو گوشم زنگ زد اونم اینکه:خیلی به استقلال علاقه داشتم و نمیخواستم چون دارم از بابام پول میگیرم افکار اونم زندگی منو شکل بده ومن میخواستم راه مستقل خودمو برم
چقدر این دقیقا همون حرف دل منه و چقدر همین چند جمله محرک بزرگی میشه برای من که حرکت کنم و پول بسازم و لذت ببرم از مسیر یک انگیزه خیلی درست حسابی میشه همین برای من.
الانم رفتم و توی گوگل کیپ یادداشتش کردم و بعد میخوام بنویسم که میخوام براش چه قربانی بدم چه بهایی بپردازم طبق قانون پرداخت بها!..(چ تصمیماتی برای این میخوام بگیرم)
چقدرر این داستان دوستمون قشنگه:)))
اینکه شب و روز خوابشو ببینی یعنی فکرتو خیلی درگیر کرده…
وقتی تصمیم میگیری.چقدرر خدا درهارو باز میکنه، فقط با ایمان قدم بردارم و مطمئن باشم خدا درهارو باز میکنه.
افرین،چقدرر منصوره عزیزم رو تحسین میکنم افریننن افرینن و چقدر این تغییر قشنگه
میدونی توی ذهن انگار اینطوری تنظیم شده که تغییر کار سختیه(از لحاظ اهرم های رنج و. لذت) برای همین خیلی ها فراری هستند ازش و گیر میکنن توی یک روتین روزمرگی
من یک روز فقط یک روز وقتی گیر میکنم تو روزمرگی انچنان حالی میشم که فردااا اصلاا نمیتونم دوباره مثل دیروز اینطوری زندگی کنم و اینقدر برام حیاتی شده رشد که هرکاری که انجام بدم که حس کنم وقتم تلف شده، بخاطرش حسابی حالم رو بد میکنه و بهترین لحظاتم وقتیه که دارم رشد میکنم و پیشرفت میکنم تو زندگی…
وقتی که وای میستی جهان هم با تو وای میسته
چی میشه آدم حرکت میکنه؟
وقتی که آدم باور داشته باشه نتیجه میگیره.
و وقتی با این باور بری درهایی باز میشه که اصلا فکر نمیکردی وجود داشته باشه.
چچقدرر این جمله از استاد ارزشمند بود که
من هرگز چیزی رو نباید بفروشم تا مسائل رو حل کنم من بایدد خلق کنم
چ الگویی
استاد میگه من 500 دلار هم نداشتم ماه های اول امریکا….
شور و شوق
چقدر توی کار خودم این موضوع هست که اون شور و شوق اولیه از بین رفته اون شور و شوقی که با عشق میرفتم تو دل مسائل و میخواستم حلشون کنم..
خیلی مهمه این حفظ شور و شوق و چقدر ب اقدامات ما رنگ میبخشه.
واقعا آفرین عزیزم منصوره جان این قدم برداشتن ایمان داشتن، حرکت کردن
دقیقا منم رشته ی حقوق خوندم ولی الان اصلا علاقه ای ندارم برم سر این کار مرتبط با این رشته و علاقم که در حوزه ی آرایشگریه یعنی الان بهم گفته شده که برو این کارو بکن میخوام برم آموزش ببینم تو این حوزه فقط میخوام الان قدم بردارم چجوری و کجا کار کنمو نمیدونم فقط میدونم من به این حوزه علاقه مندم و پولسازیه خیلی خوبی هم داره پس رفتم پرس و جو کردم حتی هنوز نتونستم هزینه ی کلاساشو بپردازم ولی رفتم سوال پرسیدم روند کار چجوریه و چی میخواد و فلان،فقط میخوام قدم بردارم حرکت کنم ،حالا انشالله تا چند روز آینده برم کلاساشو شروع کنم
آفرین واقعا که حتی در اون کشور با اینکه اولش کمی ترس به دلت افتاده ولی این ایمان شجاعت و اینکه یه بار تونستم گالری خودمو بزنم از هیچی به اون موفقیت بزرگ رسیدم حالا هم میتونم تو این کشور پیشرفت کنم و کارمو جهانی کنم،آفرین عزیزم این شجاعت اعتماد به نفس و ادامه دادنتو دوست دارم ،منم عاشق اینم که به کشور مورد علاقم ترکیه مهاجرت کنم به امید اون روز…
فقط ایمان، شجاعت ،حرکت کردن قدم برداشتن،بهت گفته میشه دست های خداوند میان واسه کمک بهت ،فقط تو ایده ی اولتو عملی کن حرکت کن، قدم بردار ،قدم های بعدی بهت گفته میشه ،آدمها،شرایط، موقعیت، برات جفت و جور میشه تو به بعدش فکر نکن،قدم الانتو، ایده ی الانتو عملی کن فقط…
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
گام پنجم
پروژه دراغوش گرفتن تغییر
سلام خدمت اساتید عزیز
سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز
مسیر موفقیت منصوره خانم با حرکت کردن درمسیر شغل مورد علاقه
آفرین به شما با نتایج عالی قابل تحسین هستین
چه عواملی باعث حرکت میشود
شوروشوق
ایمان باور به خدا
به توانایبهای خود مون
چه اشاره خوبی داشتن منصوره خانم گفتن من نمیخواستم اون پوله روزانه پدرباعث بشه من ذهنم باباورهای پدرم رشد کند
بدون پول با عشق وجثارت وجرات وایمان داشتن میرفتن دست خالی بنگاه
زمانی که از پدرشون میخواست که کمکشون کنن و جواب نه شنیدن اون زمانی هستش که برام یادآوری شد استاد تویه فایلی گفتن روی پدر مادر خواهر برادر فرزند دوست آشنا حساب نکنیم روی خدای اونا حساب کنیم تادرهابازبشه اون لحظه که توکلشون به خدا بود خداوند درهارو بازمیکنه اگر ما اجابتش کنیم وباورش کنیم خدایاشکرت
اون انرژی پاک آدمها شرایط موقعیتهارابه سمت ما هدایت میکند تا اون شرایطی که دوستشون گذاشتن برای شروع کار را پذیرفتن و شروع کردن در مسیر علاقشون
خداوند پاسخ میدهد اولین مشتری هارو میفرسته فقط کافیه ما بهش توکل کنیم وبااینکه درامدشون از پدرشون هم بیشتر شدبوده توی ایران برای تغییر و رشد بیشتر والبته جهانی شدن میخواستن شرایط روبهتر. کنن وخداوند شرایط را طوری درست کرد براشون وبه کشور ایتالیا مهاجرت کردن و
بقول استاد عزیز به مسیری که مارو به موفقیت رسوندن میتواند تکرار شود بازهم اونجا که افکارشیطانی به سراغشان آمد که هنر ایتالیایی بهتر از هنر من هست ومن اینجا چیزی نیستم و من نمیتونم اونا ازمن بهترین این باور باعث افسردگی توقف شد و همزمان با توقف ما نتایج هم متوقف میشود
این سری فایلهای تغییر رو که گوش میدم کم کم باور به امکان پذیربودن شرایط درذهن بیشتر میشود
به یادآوری موفقیتها تکرار نوشتن فکر کردن باخودم همون شور و شوق که مهمترین ابزار اعتماد بنفس ومن میخواهم که بشود به ما امکان پذیر بودن را میدهد
سپاسگزارم از پروردگارم که منو هدایت کرد به این سایت
سپاسگزارم از استادعباسمنش عزیز بااموزش یه دنیا آگاهی ناب
سپاسگذارم از منصوره عزیز وکامنتهای بینظیر دوستان
در پناه الله شاد پیروز ثروتمند وسعاتمند دردنیا واخرت
سلام به استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته دوستداشتنی، و سلام به تمام دوستان نازنینم.
این روزها حس میکنم خداوند بیشتر از همیشه با من صحبت میکنه… یا شاید من هستم که بالاخره دارم صداش رو میشنوم. انگار پنبهها رو از گوشم برداشته باشم و حالا واضحتر از همیشه متوجه پیامهاش میشم.
حسم فوقالعاده است، چرخ زندگیام نونوار شده، و اینها رو مدیون استادی هستم که روزی تصمیم گرفت برخلاف موج اطرافش شنا کنه. او برای ما تبدیل شد به الگویی کامل؛ کسی که راه درست زندگی کردن رو در همهٔ ابعاد به ما یاد داد.
صحبتهای منصوره رو شاید بیش از 10 بار گوش دادم و هر بار، مسیر موفقیت دوباره برام مرور شد.
الان هم میخوام با نوشتن دربارهٔ زندگی خودم، همون مسیر رو دوباره برای خودم یادآوری کنم.
خدایا، از تو کمک میخوام… یاریم کن تا به یاد بیارم و تو بر ذهن و قلبم جاری شو.
1. بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که با ایمان خالص و بدون توجه به «چطور؟» به دست آوردم
خیلی از اتفاقهای مهم زندگیام بدون منطق ظاهری رخ دادن؛ فقط حرکت کردم و جهان راه رو برام باز کرد.
– وقتی تصمیم گرفتم کنکور ارشد بدم، اونم تو رشتهای جدید، اصلاً نپرسیدم «چطور؟». منابع رو خریدم، فقط 3–4 ماه خوندم و رتبه 7 شدم. در حالی که همکلاسیهام یا همان رشته رو خونده بودن یا کلاس و آزمون رفته بودن. شاید اگه از قبل اینها رو میدونستم، نتیجهام این نبود.
– وقتی وارد کارم شدم، با سماجتِ عجیبی به این حوزه چسبیدم. بدون امکانات شروع کردم و جهان منو به یکی از بهترین شرکتها هدایت کرد. نه فقط رشد کاری و مالی داشتم، بلکه سفرهای فوقالعاده و تجربههای رشد شخصی زیادی هم نصیبم شد.
– زمان بیماری و تعطیلی شرکت، یک کسبوکار کوچک خانگی با دوستم راه انداختم. با سرمایهای ناچیز، محصولات دستساز میساختیم و خیلی زود فروش کردیم.
همهٔ اینها رو فقط با یک چیز پیش بردم: ایمان و حرکت.
2. جایی از زندگی که امروز نیاز به همان ایمان و شور گذشته دارم
خدایا… تازه دارم میفهمم چرا مدتیه نتیجه نمیگیرم.
بیش از یک ساله که کنار شغلم، روی بیزینس شخصیام هم کار میکنم؛ سایت زدم، در اینستاگرام فعالم… اما نتیجهای نگرفتم.
چرا؟
چون اون شور و شوق در من کمرنگ شده بود.
چون ذهنم هزار دلیل میآورد.
ذهنم میگفت:
«تو نتیجه گرفتی چون شرکت کمک کرد… چون فلانی بود… چون رئیس مشتریها رو به تو داد.»
اما ذهنم نمیخواد ببینه:
چرا هیچکدوم از همکاران سابقم دیگه تو این کار نیستن؟
مگه اونها هم همین شرایط را نداشتن؟
پس چرا از اون همه آدم، فقط من موندم؟
چرا بین اینهمه مقصد، من وارد بازاری شدم که بیشترین تورها را داشته طی سالهای اخیر؟
چرا وقتی همهٔ کشورها مشتری داشتند، خدا مرا دقیقاً به سمت بازاری هدایت کرد که بعدها برام بهترین شد؟
اینها دستِ خدا بود، نه بندهٔ خدا. وگرنه کی میتونسته اینها رو پیش بینی کنه.
«دستِ خدا رو ببین… نه دستِ بنده رو.»
و همان خدایی که منو تو کارم هدایت کرد، الان هم میتونه تو بیزینس شخصیام مشتریها را به سمت من بیاره…
به شرطی که من هم دوباره همون ایمان رو نشان بدم.
مثل روزهای کنکور که گوشم رو بستم و فقط تلاش کردم.
مثل روزهای اول کار که امکانات نداشتم اما با سماجت جلو رفتم.
امروز هم باید همون آدم باشم.
نه کسی که منتظر پول، امکانات، شهرت یا تایید دیگرانه.
خدایا شکرت…
صبح ازت رزق خواستم و چه رزقی شیرینتر از این آگاهی؟
خوشحالم که تو این مسیر الهی همراه شما بندگان صالح و عزیز هستم
با شروع صحبتهای منصوره عزیز اشک بود که امان نمیدادواقعا لذت بردم از داستان زیبای زندگیت که با زیبایی خلق کردی اونجایی که بدون هیچ پولی دنبال جا بودی اونجایی که گفتی یه آرزوی بزرگ داشتی تمام صحبتهات عالی وتاثیر گزاربود
ایمان و عشق به کار باعث شد که به آرزوی خود برسی والان هم به قول استاد با همون شور و شوق میتونی همون روزهاو لحظات زیبا رو دوباره برای خودت خلق کنی
چقققدررر این فایل عالیه و به ما یاد آوری میکنه که شور و اشتیاق خودمون رو در مسیر از دست ندیم و تسلیم مشکلات نشیم و فقط تسلیم خدا باشیم تا هدایت های الهی را بشنویم تا گوش مان شنوای هدایت های خداوند و ایده های کارساز او بشود .
صدای شما استاد مثل یک پل ارتباطی از آگاهی های خداوند به ماست و چقدر من به هنگام گوش دادن به این فایل ها تحت تاثیر قرار می گیرم. از خدای متعال میخواهم که مرا در این مسیر ثابت قدم نگه داره و همراه درحال بهبود و پیشرفت باشیم . از شما و خداوند متعال که مرا در زمان زیستن شما خلق کرد سپاسگزارم.
خیلی وقتا به خودم میگم که خدا واقعا منو با چه آدم رویایی و درستی هدایت کرد . شما استاد دست خداوند نیستی بلکه برای ما ها دست طلایی خدا هستی و من همیشه بابت آشنایی با شما خدا رو شکر میکنم .
سلام به اعضای خانواده عزیزم ،استاد ،مریم جان و دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم برای اینکه نعمت حیات دارم و فرصت اینو دارم یه روز دیگه گام بردارم برای بهبود زندگیم ،برای انجام دادن سمت خودم ،برای انجام دادن وظیفه خودم،برای روزی دیگه که باید ایمان به غیب رو در قلبم بیشتر کنم ،چگونگی شدن کارها، اینکه جهان و خداوند چطور سمت خودشون رو انجام میدن رو کاری نداشته باشم و کارم این باشه که با شور و شوق به سمت اون چیزی که میخوام حرکت کنم
خدا رو شکر میکنم که صبحم رو با این فایل بی نظیر، شنیدن تجربه منصوره عزیزم شروع کردم
خدا رو شکر میکنم که با وجود نداشتن آپ کلاب هوس ، به این فایل های بی نظیر، این صحبت های ارزشمند از این طریق هدایت شدم و ذهنم رو کنترل میکنم برای دیدن و شنیدن زیبایی ها و نعمت هایی که باعث هدایت من به سمت نعمت های بیشتر میشه.
صحبت های منصوره عزیز رو با لذت گوش میدادم که ذهن نجواگرم شروع کرد
بابا اینا همش الکیه
از قبل برنامه ریزی شده یه چیزایی میگن
تو چقدر ساده ای
واقعا فکر کردی این دو تا تصمیمی که میخوای بگیری راحت انجام میشه
تو مثل اینا نیستی
البته ذهن نجواگرم لهجه بوشهری داره😁
عامو اینا همش اِلِکی میگِنا
میشینن قبلش هماهنگ میکنن چِه بِگَن
تو سی چِه ایقَد ساده هِسی
بِه نِظِرت تو مثه اونا هِسی
و خدا رو شکر میکنم در لحظه ای که تصمیم گرفتم ذهنم رو ساکت کنم یه نوتیفیکیشن از یوتیوب برام اومد با چه عنوانی ؟
“خدا راهی خواهد گشود ”
من اشک میریختم و صحبت های منصوره و استاد عزیز رو گوش می کردم
استاد میگفتن
درهایی باز میشه که نمی دونید وجود داره ها
شما سمت خودتون رو انجام بدید خدا هم سمت خودش رو انجام میده ،شما کاری به چگونگی اون نداشته باشید
شما شور و شوق داشته باشید برای هدف تون،باور کنید که می شود
خدا رو شکر که امروز با این شور و شوق که باور دارم میشود زودتر از خواب بیدار شدم ،پیاده روی کردم تا انرژی جسمانی بالایی داشته باشم برای کار کردن روی خودم ،استفاده از آگاهی های این سایت ،اجراشون در زندگیم
خدا رو شکر که باور دارم نوشتن سپاسگزاری و تمرین ستاره قطبی در شروع روزم من رو به مسیر زیباتری هدایت میکنه و برای این کار امروز زمان گذاشتم و انجامش دادم
خدا رو شکر که خواسته هر روزم که ثبتش میکنم و در طی روز تلاشم برای اجرا کردنش هست ،داشتن احساس آرامش، شادی و لذت بیشتر هست و یک قدم بهبود در تمام جنبه های زندگیم.
چه زیبا منصوره خانم دوستمون بدون اینکه قانون بدونه با رعایت قانون به چنین پیشرفتی رسید و فقط حرکت اول را انجام داد و پیش رفت و نتیجه اش شد گالری نقاشی در بهترین جای شهرش و مهاجرت به کشوری که جای زیادی برای یادگیری نقاشی داره و همسری که در این مسیر همراهیش کرد و الان که قانون را میدونی الان که خیلی چیزها را بهتر میدونی و با علم بیشتر مسیر را بلدی و میتونی حتما بهتر جلو بری و الان هم حتما پیشرفت کردی ولی من یاد آوری میکنم به خودم که قانون یکیه و فرقی نمیکند
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس…
در هر زمینه ای چه دریافت ثروت و سلامتی و رابطه ی عالی و آرامش و معنویت و …کافیه در مسیر باشی الهامات و ایده ها را اجرا کنی مومنتوم مثبت را رعایت کنی حال خودت رو خوب نگه داری و پرقدرت پیش بری و بدانی خدایی داری که در هر لحظه حواسش به تو هست چه تو حواست باشه یا نه ،چون تو از روح خدایی و هر کاری را بخواهی میتوانی انجام دهی و بهترینها را برای خودت رقم بزنی
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد بزرگوار
1. بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که در گذشته (حتی دوران جوانی) با «ایمان خالص» و «شور و شوق» و بدون توجه به منطقِ ‘چطور؟’ به دست آوردید، چه بود؟ (لحظهای که با دست خالی یا امکانات کم، کاری کردید که از نظر دیگران نشدنی بود.)
_ من کلاس پنجم بودم هیــچ چیزی برام مهم نبود فقط میخواستم تیزهوشان قبول بشم و شدم، بعدش همه میگفتن تو باهوش نبودی خرخون بودی ولی دبیرستان هم قبول شدم. با اینکه آزمون داده بودم اما فامیل میگفتن چون دوران راهنمایی اونجا بودی بازهم قبولت کردن!! نمیدونم این اطلاعات رو از کجا میاوردن چون بودن کسانی که راهنمایی تیزهوشان بودن ولی دبیرستان قبول نشدن و افراد جدید اومدن تو دبیرستان، خلاصه من با وجود اینکه حرف بقیه رو باور کرده بودم که تو باهوش نیستی و گاهی هم تو ذهنم مرورش میکردم، هم راهنمایی و دبیرستان تیزهوشان قبول شدم هم لیسانس و ارشد دانشگاه سراسری روزانه قبول شدم چون ایمان داشتم که قبول میشم یعنی میگفتم باااید قبول بشم.
_ تصمیم داشتم ازدواج کنم و تو یه سفر، خیـــلی معجزه آسا با همسرم اشنا شدم.
_ خرید خونه، من فقط به خونه ها نگاه میکردم حتی فکر نمیکردم پولم برسه اما وااقعا مثل یک معجزه جور شد.
_ ماشین، من فقط عکسش رو دانلود کردم، و با یک پنجم پول یه نفر همون مدل ماشین رو بهمون هدیه داد.
2. امروز در کجای زندگیتان (کاری، مالی، روابط) ایستادهاید که احساس میکنید آن «شور و شوق» و «ایمانِ» گذشته را کم دارید و نیاز دارید آن را دوباره به یاد بیاورید؟
_ برای شغلم، میگم چه فایده که هی سوال طرح کنم با اینکه میدونم باید انجامش بدم، مگه چقدر حقوق میگیرم، شور و شوقم کم شده (البته که شروع کردم و انجامش دادم)
شاید هم قبلا حس میکردم قراره در آینده یه نتیجه ای بگیرم ولی الان میگم این دیگه ته خطه، آخرشه، بالاتر از این وجود نداره
_ در مورد مسافرت یا مهاجرت اصــــلا ایمان که ندارم هیـــچ، امید هم ندارم!!!
من باید موارد بالا رو بیشتر به خودم یاداوری کنم، تا یادم بمونه به چگونگی کار نداشته باشم، من باید فقط بخوام، خواستن کار منه، نه فکر کردن به نحوه کار
سلام به همه ای دوستان و استاد عزیز واقعا چقدر فایل منصوره عزیز عآالی بود نکته ای مهمی که برام خیلی واضع بود عشق و دنبال کردن اون چیزی هستش که دوست داریم مانند منصوره عزیز که درنهایت با خودش صادق بود که من هر چقدر وکالت پول داشته باشه من باید برم دنبال نقاشی چون در این شغله که من ساعت برای من معنا نداره و نقاشی مهارتی هستش که رویای منه و البته این رو هم باید توجه کنیم که منصوره این مهارت رو داشت و همین داشتن این مهارت بهش این اعتماد بنفس رو میداد که من میتونم در نقاشی بهترین باشم و بهش این ایمان رو داد که برای خودش یک گالری نقاشی راه اندازی کنه و البته اون یک الگو را در کلاس نقاشی دیده بود که گالری نقاشی داشت و همین موضوع برای منصوره باور پذیر تر کرد این موضوع رو و حرکت کرد و بدون هیچی خداوند از یک راه منطقی و از همان کانون توجه اش راه حلی پیش رویش قرار داد آیا این اتفاقات چیزی جز ایمان و باور به مسیره. تازه در آن زمان منصوره عزیز شاید کاملا به آگاهی های کنونی آگاه نبود و اون مسیر زیبا رورقم زد ونکتهاش همینه که ناخودآگاه حتی اگر قوانین روندونیم اما در درونمون بریم دنبال علایقمون خداوندم هدایت میکنه مارو به سمت خواسته هامون مانند منصوره عزیز..
سپاس گزارم از استاد بابت اشتراک گزاری این قایل بسیار زیبا.
به خداوند هدایتگرم
خدایا تسلیم تو هستم در قلمم جاری و شو تا بنویسم و بنویسم و بنویسم.
وقتی مینویسم خیلی تمرکزم اگاهانه تر روی آموزه هاست،، خیلی منسجم ترم و فکرام روی یک موضوع خاص متمرکز شده و طبق قانون فکر، فکر میاره…
خدایا ازت سپاسگزارم که منو نشوندی پای درس دوباره
یک چندروزی رو راستش کنترل ذهن رو شل گرفتم(اموجی دست به چشم) و واقعا میبینم نتیجشو اما باز یادم میره،، امیدوارم اینبار یادم نشه:))
همینطوری توی صحبت کردن با خداوند بودم که چرا اینطوری شدم و فلان و اینا که بهم گفت برو فایل گفتگو با دوستان رو شروع کن به دیدن و کامنت بزار براشون تا هرکجا که امشب رفتی برای هرکدومشون کامنت منتشر کن…
حالا من اینجام…
خداروشکر که بهتر میتونم الهامات و دریافت کنم و عمل مردن برام راحت تر شده
حتی این یکی دو روز که کمی دور شدم حس میکنم کامنت گذاشتن هم برام سختتر شده،، البته یک چیزی بگم، واقعا هم دور نشدم و یکسری چیزای خوبی رو هم تجربه کردم که حس میکنم نیاز بود اما میتونستم خیلی بهتر عمل کنم.
این سری از فایل های گفتگو با دوستان با عنوان چه زمانی تصمیم به تغییر میگیری
اگر یک شرح حالی از خودم بدم الان دقیقا وقتی هست که من باید تغییر کنم،، نغییر بنیادی و جهادی اکبر راه بیندازم برای کار کردن روی خودم و شخصیتم و شغلم اونم از لحاظ مالی…
حسابی نشونه هاش داره میاد که هرروز که میگذره که من بهتر نمیشن جهان داره ضربه هاش رو سنگین تر میزنه،، اما بازم چون هنوز فکر میکنم احساس امنیت دارم هیچ حرکتی نمیکنم اما وقتی به یک سال آینده فکر میکنم که اگه هیچ تغییری نکنم و همینجوری بمونم چ بلاهایی سرم میاد حسابی اهرم رنج من فعال میشه طوری که مجبورم میکنه رشد کنم اما بازم خیلی وقتا ذهن منو گول میزنه و منو نگه میداره همینجایی که هستم.
الان دقیقا وقتی هست که اگر صبح تا شب فوکوس لیزر نزارم برای خودم و کارم خیلی ضربه های جهان سنگین تر میشه، افسرده تر میشم و اوضاع بدتر میشه
ولی اگر واقعا متعهدانه عمل کنم به اموزه ها و تمرکز لیزری رو بزارم توی اولویتم چقدرر اوضاع بهتر از اینی که هست هم میشه
و واقعا ترکیبی از کمال گرایی و عدم هماهنگ بودن اهرم های ذهنی توی ذهنم منو سرجام خیلی نگه میداره که هرروزه باید روش کار کنم
و خب برای کار کردن حیلی دوست دارم نوشتن توی سایت رو… چون خیلی وقتا میشه 3،4 ساعت بدون توقف مینویسم(حتی خیلی خیلی بیشتر) بدون اینکه خسته بشم و اتفاقا چقدر هم حالم خوب میشه…
…
دوست عزیزمون یک جمله توی این فایل گفت خیلیی تو گوشم زنگ زد اونم اینکه:خیلی به استقلال علاقه داشتم و نمیخواستم چون دارم از بابام پول میگیرم افکار اونم زندگی منو شکل بده ومن میخواستم راه مستقل خودمو برم
چقدر این دقیقا همون حرف دل منه و چقدر همین چند جمله محرک بزرگی میشه برای من که حرکت کنم و پول بسازم و لذت ببرم از مسیر یک انگیزه خیلی درست حسابی میشه همین برای من.
الانم رفتم و توی گوگل کیپ یادداشتش کردم و بعد میخوام بنویسم که میخوام براش چه قربانی بدم چه بهایی بپردازم طبق قانون پرداخت بها!..(چ تصمیماتی برای این میخوام بگیرم)
چقدرر این داستان دوستمون قشنگه:)))
اینکه شب و روز خوابشو ببینی یعنی فکرتو خیلی درگیر کرده…
وقتی تصمیم میگیری.چقدرر خدا درهارو باز میکنه، فقط با ایمان قدم بردارم و مطمئن باشم خدا درهارو باز میکنه.
افرین،چقدرر منصوره عزیزم رو تحسین میکنم افریننن افرینن و چقدر این تغییر قشنگه
میدونی توی ذهن انگار اینطوری تنظیم شده که تغییر کار سختیه(از لحاظ اهرم های رنج و. لذت) برای همین خیلی ها فراری هستند ازش و گیر میکنن توی یک روتین روزمرگی
من یک روز فقط یک روز وقتی گیر میکنم تو روزمرگی انچنان حالی میشم که فردااا اصلاا نمیتونم دوباره مثل دیروز اینطوری زندگی کنم و اینقدر برام حیاتی شده رشد که هرکاری که انجام بدم که حس کنم وقتم تلف شده، بخاطرش حسابی حالم رو بد میکنه و بهترین لحظاتم وقتیه که دارم رشد میکنم و پیشرفت میکنم تو زندگی…
وقتی که وای میستی جهان هم با تو وای میسته
چی میشه آدم حرکت میکنه؟
وقتی که آدم باور داشته باشه نتیجه میگیره.
و وقتی با این باور بری درهایی باز میشه که اصلا فکر نمیکردی وجود داشته باشه.
چچقدرر این جمله از استاد ارزشمند بود که
من هرگز چیزی رو نباید بفروشم تا مسائل رو حل کنم من بایدد خلق کنم
چ الگویی
استاد میگه من 500 دلار هم نداشتم ماه های اول امریکا….
شور و شوق
چقدر توی کار خودم این موضوع هست که اون شور و شوق اولیه از بین رفته اون شور و شوقی که با عشق میرفتم تو دل مسائل و میخواستم حلشون کنم..
خیلی مهمه این حفظ شور و شوق و چقدر ب اقدامات ما رنگ میبخشه.
سلام
واقعا آفرین عزیزم منصوره جان این قدم برداشتن ایمان داشتن، حرکت کردن
دقیقا منم رشته ی حقوق خوندم ولی الان اصلا علاقه ای ندارم برم سر این کار مرتبط با این رشته و علاقم که در حوزه ی آرایشگریه یعنی الان بهم گفته شده که برو این کارو بکن میخوام برم آموزش ببینم تو این حوزه فقط میخوام الان قدم بردارم چجوری و کجا کار کنمو نمیدونم فقط میدونم من به این حوزه علاقه مندم و پولسازیه خیلی خوبی هم داره پس رفتم پرس و جو کردم حتی هنوز نتونستم هزینه ی کلاساشو بپردازم ولی رفتم سوال پرسیدم روند کار چجوریه و چی میخواد و فلان،فقط میخوام قدم بردارم حرکت کنم ،حالا انشالله تا چند روز آینده برم کلاساشو شروع کنم
آفرین واقعا که حتی در اون کشور با اینکه اولش کمی ترس به دلت افتاده ولی این ایمان شجاعت و اینکه یه بار تونستم گالری خودمو بزنم از هیچی به اون موفقیت بزرگ رسیدم حالا هم میتونم تو این کشور پیشرفت کنم و کارمو جهانی کنم،آفرین عزیزم این شجاعت اعتماد به نفس و ادامه دادنتو دوست دارم ،منم عاشق اینم که به کشور مورد علاقم ترکیه مهاجرت کنم به امید اون روز…
فقط ایمان، شجاعت ،حرکت کردن قدم برداشتن،بهت گفته میشه دست های خداوند میان واسه کمک بهت ،فقط تو ایده ی اولتو عملی کن حرکت کن، قدم بردار ،قدم های بعدی بهت گفته میشه ،آدمها،شرایط، موقعیت، برات جفت و جور میشه تو به بعدش فکر نکن،قدم الانتو، ایده ی الانتو عملی کن فقط…
مرسی از این فایل خوبتون کلی نکته داشت برام.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم
سوره رعد، آیه 11
> إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
گام پنجم
پروژه دراغوش گرفتن تغییر
سلام خدمت اساتید عزیز
سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز
مسیر موفقیت منصوره خانم با حرکت کردن درمسیر شغل مورد علاقه
آفرین به شما با نتایج عالی قابل تحسین هستین
چه عواملی باعث حرکت میشود
شوروشوق
ایمان باور به خدا
به توانایبهای خود مون
چه اشاره خوبی داشتن منصوره خانم گفتن من نمیخواستم اون پوله روزانه پدرباعث بشه من ذهنم باباورهای پدرم رشد کند
بدون پول با عشق وجثارت وجرات وایمان داشتن میرفتن دست خالی بنگاه
زمانی که از پدرشون میخواست که کمکشون کنن و جواب نه شنیدن اون زمانی هستش که برام یادآوری شد استاد تویه فایلی گفتن روی پدر مادر خواهر برادر فرزند دوست آشنا حساب نکنیم روی خدای اونا حساب کنیم تادرهابازبشه اون لحظه که توکلشون به خدا بود خداوند درهارو بازمیکنه اگر ما اجابتش کنیم وباورش کنیم خدایاشکرت
اون انرژی پاک آدمها شرایط موقعیتهارابه سمت ما هدایت میکند تا اون شرایطی که دوستشون گذاشتن برای شروع کار را پذیرفتن و شروع کردن در مسیر علاقشون
خداوند پاسخ میدهد اولین مشتری هارو میفرسته فقط کافیه ما بهش توکل کنیم وبااینکه درامدشون از پدرشون هم بیشتر شدبوده توی ایران برای تغییر و رشد بیشتر والبته جهانی شدن میخواستن شرایط روبهتر. کنن وخداوند شرایط را طوری درست کرد براشون وبه کشور ایتالیا مهاجرت کردن و
بقول استاد عزیز به مسیری که مارو به موفقیت رسوندن میتواند تکرار شود بازهم اونجا که افکارشیطانی به سراغشان آمد که هنر ایتالیایی بهتر از هنر من هست ومن اینجا چیزی نیستم و من نمیتونم اونا ازمن بهترین این باور باعث افسردگی توقف شد و همزمان با توقف ما نتایج هم متوقف میشود
این سری فایلهای تغییر رو که گوش میدم کم کم باور به امکان پذیربودن شرایط درذهن بیشتر میشود
به یادآوری موفقیتها تکرار نوشتن فکر کردن باخودم همون شور و شوق که مهمترین ابزار اعتماد بنفس ومن میخواهم که بشود به ما امکان پذیر بودن را میدهد
سپاسگزارم از پروردگارم که منو هدایت کرد به این سایت
سپاسگزارم از استادعباسمنش عزیز بااموزش یه دنیا آگاهی ناب
سپاسگذارم از منصوره عزیز وکامنتهای بینظیر دوستان
در پناه الله شاد پیروز ثروتمند وسعاتمند دردنیا واخرت
با نام و یاد تنها فرمانروای کیهان
سلام به استاد عزیزم، سلام به خانم شایسته دوستداشتنی، و سلام به تمام دوستان نازنینم.
این روزها حس میکنم خداوند بیشتر از همیشه با من صحبت میکنه… یا شاید من هستم که بالاخره دارم صداش رو میشنوم. انگار پنبهها رو از گوشم برداشته باشم و حالا واضحتر از همیشه متوجه پیامهاش میشم.
حسم فوقالعاده است، چرخ زندگیام نونوار شده، و اینها رو مدیون استادی هستم که روزی تصمیم گرفت برخلاف موج اطرافش شنا کنه. او برای ما تبدیل شد به الگویی کامل؛ کسی که راه درست زندگی کردن رو در همهٔ ابعاد به ما یاد داد.
صحبتهای منصوره رو شاید بیش از 10 بار گوش دادم و هر بار، مسیر موفقیت دوباره برام مرور شد.
الان هم میخوام با نوشتن دربارهٔ زندگی خودم، همون مسیر رو دوباره برای خودم یادآوری کنم.
خدایا، از تو کمک میخوام… یاریم کن تا به یاد بیارم و تو بر ذهن و قلبم جاری شو.
1. بزرگترین یا عجیبترین موفقیتی که با ایمان خالص و بدون توجه به «چطور؟» به دست آوردم
خیلی از اتفاقهای مهم زندگیام بدون منطق ظاهری رخ دادن؛ فقط حرکت کردم و جهان راه رو برام باز کرد.
– وقتی تصمیم گرفتم کنکور ارشد بدم، اونم تو رشتهای جدید، اصلاً نپرسیدم «چطور؟». منابع رو خریدم، فقط 3–4 ماه خوندم و رتبه 7 شدم. در حالی که همکلاسیهام یا همان رشته رو خونده بودن یا کلاس و آزمون رفته بودن. شاید اگه از قبل اینها رو میدونستم، نتیجهام این نبود.
– وقتی وارد کارم شدم، با سماجتِ عجیبی به این حوزه چسبیدم. بدون امکانات شروع کردم و جهان منو به یکی از بهترین شرکتها هدایت کرد. نه فقط رشد کاری و مالی داشتم، بلکه سفرهای فوقالعاده و تجربههای رشد شخصی زیادی هم نصیبم شد.
– زمان بیماری و تعطیلی شرکت، یک کسبوکار کوچک خانگی با دوستم راه انداختم. با سرمایهای ناچیز، محصولات دستساز میساختیم و خیلی زود فروش کردیم.
همهٔ اینها رو فقط با یک چیز پیش بردم: ایمان و حرکت.
2. جایی از زندگی که امروز نیاز به همان ایمان و شور گذشته دارم
خدایا… تازه دارم میفهمم چرا مدتیه نتیجه نمیگیرم.
بیش از یک ساله که کنار شغلم، روی بیزینس شخصیام هم کار میکنم؛ سایت زدم، در اینستاگرام فعالم… اما نتیجهای نگرفتم.
چرا؟
چون اون شور و شوق در من کمرنگ شده بود.
چون ذهنم هزار دلیل میآورد.
ذهنم میگفت:
«تو نتیجه گرفتی چون شرکت کمک کرد… چون فلانی بود… چون رئیس مشتریها رو به تو داد.»
اما ذهنم نمیخواد ببینه:
چرا هیچکدوم از همکاران سابقم دیگه تو این کار نیستن؟
مگه اونها هم همین شرایط را نداشتن؟
پس چرا از اون همه آدم، فقط من موندم؟
چرا بین اینهمه مقصد، من وارد بازاری شدم که بیشترین تورها را داشته طی سالهای اخیر؟
چرا وقتی همهٔ کشورها مشتری داشتند، خدا مرا دقیقاً به سمت بازاری هدایت کرد که بعدها برام بهترین شد؟
اینها دستِ خدا بود، نه بندهٔ خدا. وگرنه کی میتونسته اینها رو پیش بینی کنه.
«دستِ خدا رو ببین… نه دستِ بنده رو.»
و همان خدایی که منو تو کارم هدایت کرد، الان هم میتونه تو بیزینس شخصیام مشتریها را به سمت من بیاره…
به شرطی که من هم دوباره همون ایمان رو نشان بدم.
مثل روزهای کنکور که گوشم رو بستم و فقط تلاش کردم.
مثل روزهای اول کار که امکانات نداشتم اما با سماجت جلو رفتم.
امروز هم باید همون آدم باشم.
نه کسی که منتظر پول، امکانات، شهرت یا تایید دیگرانه.
خدایا شکرت…
صبح ازت رزق خواستم و چه رزقی شیرینتر از این آگاهی؟
فهمیدم که چه باورهای کرمخوردهای در ذهنم بوده.
و همین یک آگاهی، چند پله منو بالا برد.
امروز با رئیسام صحبت میکنم و تصمیمم رو میگم.
خدایا شکرت برای این الهامات و روشناییها.
در پناه ربّ العالمین باشید.
سلام بر استاد عزیزم ودوست عزیزم منصوره جان
خوشحالم که تو این مسیر الهی همراه شما بندگان صالح و عزیز هستم
با شروع صحبتهای منصوره عزیز اشک بود که امان نمیدادواقعا لذت بردم از داستان زیبای زندگیت که با زیبایی خلق کردی اونجایی که بدون هیچ پولی دنبال جا بودی اونجایی که گفتی یه آرزوی بزرگ داشتی تمام صحبتهات عالی وتاثیر گزاربود
ایمان و عشق به کار باعث شد که به آرزوی خود برسی والان هم به قول استاد با همون شور و شوق میتونی همون روزهاو لحظات زیبا رو دوباره برای خودت خلق کنی
تو میتونی منصوره عزیز
برات آرزوی بهترینها رو دارم
به خداوند بخشنده مهربان.
سلام بر استاد عزیز و خانم شایسته عزیز .
چقققدررر این فایل عالیه و به ما یاد آوری میکنه که شور و اشتیاق خودمون رو در مسیر از دست ندیم و تسلیم مشکلات نشیم و فقط تسلیم خدا باشیم تا هدایت های الهی را بشنویم تا گوش مان شنوای هدایت های خداوند و ایده های کارساز او بشود .
صدای شما استاد مثل یک پل ارتباطی از آگاهی های خداوند به ماست و چقدر من به هنگام گوش دادن به این فایل ها تحت تاثیر قرار می گیرم. از خدای متعال میخواهم که مرا در این مسیر ثابت قدم نگه داره و همراه درحال بهبود و پیشرفت باشیم . از شما و خداوند متعال که مرا در زمان زیستن شما خلق کرد سپاسگزارم.
خیلی وقتا به خودم میگم که خدا واقعا منو با چه آدم رویایی و درستی هدایت کرد . شما استاد دست خداوند نیستی بلکه برای ما ها دست طلایی خدا هستی و من همیشه بابت آشنایی با شما خدا رو شکر میکنم .
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به اعضای خانواده عزیزم ،استاد ،مریم جان و دوستان عزیزم
خدا رو شکر میکنم برای اینکه نعمت حیات دارم و فرصت اینو دارم یه روز دیگه گام بردارم برای بهبود زندگیم ،برای انجام دادن سمت خودم ،برای انجام دادن وظیفه خودم،برای روزی دیگه که باید ایمان به غیب رو در قلبم بیشتر کنم ،چگونگی شدن کارها، اینکه جهان و خداوند چطور سمت خودشون رو انجام میدن رو کاری نداشته باشم و کارم این باشه که با شور و شوق به سمت اون چیزی که میخوام حرکت کنم
خدا رو شکر میکنم که صبحم رو با این فایل بی نظیر، شنیدن تجربه منصوره عزیزم شروع کردم
خدا رو شکر میکنم که با وجود نداشتن آپ کلاب هوس ، به این فایل های بی نظیر، این صحبت های ارزشمند از این طریق هدایت شدم و ذهنم رو کنترل میکنم برای دیدن و شنیدن زیبایی ها و نعمت هایی که باعث هدایت من به سمت نعمت های بیشتر میشه.
صحبت های منصوره عزیز رو با لذت گوش میدادم که ذهن نجواگرم شروع کرد
بابا اینا همش الکیه
از قبل برنامه ریزی شده یه چیزایی میگن
تو چقدر ساده ای
واقعا فکر کردی این دو تا تصمیمی که میخوای بگیری راحت انجام میشه
تو مثل اینا نیستی
البته ذهن نجواگرم لهجه بوشهری داره😁
عامو اینا همش اِلِکی میگِنا
میشینن قبلش هماهنگ میکنن چِه بِگَن
تو سی چِه ایقَد ساده هِسی
بِه نِظِرت تو مثه اونا هِسی
و خدا رو شکر میکنم در لحظه ای که تصمیم گرفتم ذهنم رو ساکت کنم یه نوتیفیکیشن از یوتیوب برام اومد با چه عنوانی ؟
“خدا راهی خواهد گشود ”
من اشک میریختم و صحبت های منصوره و استاد عزیز رو گوش می کردم
استاد میگفتن
درهایی باز میشه که نمی دونید وجود داره ها
شما سمت خودتون رو انجام بدید خدا هم سمت خودش رو انجام میده ،شما کاری به چگونگی اون نداشته باشید
شما شور و شوق داشته باشید برای هدف تون،باور کنید که می شود
خدا رو شکر که امروز با این شور و شوق که باور دارم میشود زودتر از خواب بیدار شدم ،پیاده روی کردم تا انرژی جسمانی بالایی داشته باشم برای کار کردن روی خودم ،استفاده از آگاهی های این سایت ،اجراشون در زندگیم
خدا رو شکر که باور دارم نوشتن سپاسگزاری و تمرین ستاره قطبی در شروع روزم من رو به مسیر زیباتری هدایت میکنه و برای این کار امروز زمان گذاشتم و انجامش دادم
خدا رو شکر که خواسته هر روزم که ثبتش میکنم و در طی روز تلاشم برای اجرا کردنش هست ،داشتن احساس آرامش، شادی و لذت بیشتر هست و یک قدم بهبود در تمام جنبه های زندگیم.
خدایا ما رو به راه راست هدایت کن
عاشقتونم
سلام خیلی قشنگ نوشتین دقیقا ادم وقتی بخواد کل جهان دست به دست هم میده از طریق افراد اتفاقات شرایط ادمو به خواستش میرسونه از جایی که ادم به فکرش نمیرسه
سلام آقا کریم
ممنونم از پیام مهرتون
آره منم تلاش میکنم این باورمو تو دلم زنده نگه دارم
اگه یه مسئله ای ده تا راه حل داشته باشه ،خدا برای تو ،اگه لازم باشه راه حل یازدهمی رو ایجاد میکنه ،یه راه حل کاملا جدید ،چون جهان ،جهان فراوانیه
موفق باشید
به نام خدای مهربانم
سلام و درود
خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست
چه زیبا منصوره خانم دوستمون بدون اینکه قانون بدونه با رعایت قانون به چنین پیشرفتی رسید و فقط حرکت اول را انجام داد و پیش رفت و نتیجه اش شد گالری نقاشی در بهترین جای شهرش و مهاجرت به کشوری که جای زیادی برای یادگیری نقاشی داره و همسری که در این مسیر همراهیش کرد و الان که قانون را میدونی الان که خیلی چیزها را بهتر میدونی و با علم بیشتر مسیر را بلدی و میتونی حتما بهتر جلو بری و الان هم حتما پیشرفت کردی ولی من یاد آوری میکنم به خودم که قانون یکیه و فرقی نمیکند
تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس…
در هر زمینه ای چه دریافت ثروت و سلامتی و رابطه ی عالی و آرامش و معنویت و …کافیه در مسیر باشی الهامات و ایده ها را اجرا کنی مومنتوم مثبت را رعایت کنی حال خودت رو خوب نگه داری و پرقدرت پیش بری و بدانی خدایی داری که در هر لحظه حواسش به تو هست چه تو حواست باشه یا نه ،چون تو از روح خدایی و هر کاری را بخواهی میتوانی انجام دهی و بهترینها را برای خودت رقم بزنی
در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید