تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵ - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    صادق گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    بنام خداوند جان و خرد

    کزین برتر اندیشه برنگذرد

    خداوند نام و خداوند جای

    خداوند روزی دِه رهنمای

    درود.

    نشونه روز من . اولین قدم را بردار

    چه زیبا گفته فردوسی .خداوند روزی دِه و خداوند رهنمای .میگه هم روزیتو میدم هم راهنماییت میکنم .

    [وَ ما مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَی اللَّهِ رِزْقُها وَ یَعْلَمُ مُسْتَقَرَّها وَ مُسْتَوْدَعَها کُلٌّ فی کِتابٍ مُبین؛ هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر اینکه روزی او بر خداست! او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را می داند؛ همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است! (هود/6)]

    وَ اجْتَبَیْناهُمْ وَ هَدَیْناهُمْ إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ‌

    آنها را برترى بخشیدیم و آنان را برگزیدیم و به راه راست، هدایت نمودیم

    تو بخواه و قدم بردار بنده من ، بقیه اش با من .من روزیتو میدم و هدایتت میکنم و افراد درست رو سر راهت قرار میدم و شرایط مناسب و زمان مناسب رو برات فراهم میکنم و سمت خودم رو انجام ،فقط تو بخواه و سمت خودت رو انجام بده و قدم بردار و حرکت کن اما به شرطی ایمان داشته باشی و باور داشته باشی . در هایی که نمیدونی از کجا باز میشن و نمیدونی چطوری مسیر هموار میشه نتیجه همون قدم برداشتن و باور داشتنه اس.

    با خودم فکر میکنم میبینم که چقدر به همچین فایلی نیاز داشتم .

    منطق رو باید کنار بذارم و خیالم راحت باشه چرا چونکه جهان هستی خودش مسیرم رو هموار میکنه و من به سمتی که دوست دارم باید حرکت کنم .

    سپاسگزارم از این نشانه زیبا

    سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1223 روز

    به نام خدای هدایتگرم سلام استاد عزیزم و مریم جانم

    دوستان اول تشکر کنم از شما که هستین کنار من و خدا رو شکر میکنم برای وجود نازنینیتون

    من یه سوال برام پیش اومده نمی‌فهمم اشتباه کردم یا شرک ورزیدم از شما خواهش میکنم لطف کنبن جوابه منو بدین متشکرم

    من مغازه پوشاک زنانه دارم تقریبا به مامه پیش تو ذهنم همش این سوال بود که خدایا یه ایده ای یا راهکاری باشه که به درآمد بالاتری برسم با هزینه کم تا یه دفعه ای یاد یکی از دوستانم افتادم که مغازه فرش و پتو و رو بالشتی و رو تختی خلاصه همه چی داره

    گفتم برم از اون خانم جنس به صورت امانتی یه ماهه بگیرم بیارم بفروشم یه سودی هم من برسم

    وقتی رفتم گفتم بنده خدا بدون هیچی قبول کرد و احساسه خوبی داشتم و الان طی این مدت فقط یکی از جنس‌ها فروخته شده باید یه هفته دیگه تحویل بدم

    و امشب فکر کردم که یه جای کار ایراد داره که این جنس‌ها فروش نرفته چه باور اشتباه یا چه فکره اشتباهی در ذهنم هست که کار به سختی پیش میره

    گفتم بیام با شما دستانه خداوند در میون بذارم

    و منو راهنمایی کنین چه اشتباهی کردم

    آیا من به نجوای شیطان گوش دادم یا به ندای الله

    منتظر جوابهای شما عزیزان هستم

    دوستتون دارم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      مصطفی محمدلو گفته:
      مدت عضویت: 1275 روز

      سلام خانم مشتاقی به نظر من اشتباه کردین وطبق نظر استاد در روانشناسی ثروت وام گرفتن و یا قرض گرفتن بزرگترین اشتباه در بیزینس است و من پیشنهاد میکنم که روانشناسی ثروت 1بیشترین کمک را به شما خواهد کرد

      ان شاالله موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        کبری مشتاقی گفته:
        مدت عضویت: 1223 روز

        به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم آقا مصطفی

        چقدر خوشحال شدم که الان اول صبحی نقطه آبی کنار اسممو دیدم روشن شده متشکرم

        خیلی لطف کردین و کامنته منو خوندین و جواب درست دادین

        چون استاد میگن هر چیزی باید طبیعی باشه فروش هر روز باید باشه مشتری باید باشه اگر نباشن طبیعی نیست و یه جای کار اشتباهه

        و من فهمیدم و الان با جواب شما بهتر متوجه شدم و امروز میبرم برمیگردونم به طرف تمام جنسهایی رو که آوردم

        و متوجه شدم اون باور کمبود هنوزززززز ته ذهنم یکم هست و سو سو میزنه

        سپاسگزارم دوست خوبم .در پناه‌ خداوند مهربانم باشین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 2467 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی و همه دوستان ارزشمند

    اگر بخوام برای این فایل اسم بزارم به نظرم باید باشه :

    قدرت ایمان و عمل

    به همین دلیل هست که در قرآن همیشه ایمان و عمل با هم آمده ، مگه میشه ما خواسته ای داشته باشیم و شور و شوق فراوان برای آن نخواسته و فقط حرف بزنیم ؟

    استاد دقیقا درست میگین : باورهای ما زمانی تغییر می‌کنند که رفتارهای ما تغییر میکنن , نه‌ حرف های ما

    وگرنه خود من که در مورد خیلی موارد حرف میزنم و اینجا فهمیدم ، چقدر به خودم و توانایی خودم ایمان دارم و چقدر اون‌ ایمان منجر میشه به حرکت و عمل کردن ..

    تمرین :

    – اگر بخواهی الگوی موفقیت قبلی‌ات را همین امروز در چالش فعلی‌ات کپی کنی، دقیقاً چه می‌کنی؟ با جزئیات داستان «از صفر تا موفقیتی» که قبلاً ساخته‌ای را بنویس

    دوره ای که درگیر تغییر شغل بودم و در واقع بیکار شده بودم و اوایل فکر میکردم جهان به آخر رسیده ، پروسه چندین ماه زمان برد برام تا شرایط برام جوری بره به سمت کار مناسب ، اوایل کنترل فکر برام خیلی سخت بود ، من مدت ها کار و سمت و درآمد مناسب داشتم ، یهو انگار سقوط کرده بودم ..

    بعدش که تونستم ذهن خودمو کنترل کنم و بپذیرم که این یک دوره گذرا در زندگی کنه و من هستم که دارم زندگی خودمو خلق میکنم و تونستم رها کردم ، درها برام باز شدند..

    یادمه خدا هدایتم کرد به فایل جلسه 5 از قدم 8 ، شاید بالای 100 بار من اون فایل و گوش دادم ، شب و روز ، در حین کار تو اسنپ ، یه گوشم هندزفری بود و فایل گوش میکردم و با یک گوش هم صداهای محیط و می‌شنیدم ..

    بعد از مدتی که آرامتر شدم خدا دری برام باز کرد و رفتم یک شرکت دیگه و دوباره چند ماه بعد که شرایطم بهتر شده بود ، اتفاق اصلی افتاد و من شدم مدیر راه اندازی برای افتتاح یک پروژه فروشگاهی ، از صفر کار و شروع کردم ، کاری که عاشقش هستم و از همه جهات شرایط برام عالی تر شد ، درآمدم حدود 4 برابر بهتر از قبل شد ، سمت ، جایگاه ، اعتبار و .. همه چیز برام بهتر از قبل شده بود ..

    – بنویس کدام باورِ آن روزها، تو را به حرکت واداشت؟

    لیست باورهام که سعی کردم همه رو برای خودم با دلیل منطقی کنم :

    – من قدرت درست کردن شرایط و ندارم ، نباید زور بزنم و باید اعتماد کنم به خدا و قانون جهان

    – من در کار خودم توانمند و متخصص هستم

    – خدا و جهان هستی هر لحظه مشغول به کار هستند تا شرایط بهتری را در کارم برای من ایجاد کنند

    – همیشه همه چیز در حال رشد و بهتر شدن و گسترش است

    – فرصت های رسیدن به شرایط مالی ، هر روز برای من بیشتر و بیشتر می‌شود

    – إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا « با هر سختی آسانی است »

    – تضادها میان تا خواسته ها در من ایجاد بشه و من رشد کنم

    – امروز همان باور را چگونه در خودت فعال می‌کنی؟

    امروز من دوباره در حال تغییر شغل هستم ، منتها تفاوت های زیادی داره ، خود خواسته از کار کارمندی بعد از حدود 17 سال خارج شدم ، تا الان دو پیشنهاد کاری داشتم ، ولی حسم میگه نرم و نرفتم و تصمیم گرفتم قدم های اول خودمو برای شروع کار شخصی بردارم ، اتفاقاتی عالی و عجیبی برام افتاد تو این مدت که مثلاً اولین کسب درآمد از مهارت و توانمندی خودم داشتم و کاری در مورد استاندارد سازی و مشخص کردن چیدمان کالاهای یک هایپر مارکت بود که یک روزه از تهران رفتم تنکابن و انجامش دادم و بی نهایت شاکر خداوند هستم ، عدد این کار زیاد نبود ، ولی برای من عالی بود و هزار بار به خودم گفتم ببین تو توانمندی و خواستی و شد ، به قول خانم منصوره به نقل از اصفهانی ها , تو بایستی ، جهان هم برای وایمیسته ..

    ولی هدف اصلی من بزرگتر از این هست و العا دقیقا وسط انجام اون هستم ، چون هنوز نتیجه کامل مشخص نشده ، ترجیح میدم که نگم و به زودی به لطف خدا با نوشتن کامنت ام برای خودم رد پا میزارم ..

    این روزها من باز هم با تسلیم شدن و اعتماد به مهربان خدا و رسیدن به آرامش در این مسیر قرار گرفتم ..

    در چند ماه گذشته در شروع تغییرم بسیار استرس داشتم ، مدام با خودم میگفتم عوامل بیرونی الان اینجوریه ، اونجوریه .. ، شرایط مملکت اینجوریه و اونجوری میشه .. و خلاصه عوامل بیرونی موثر میدونستم و به خودم میگفتم نکنه تصمیم اشتباه گرفته باشی رضا جان ..

    بعد که خودمو غرق کردم در فایل ها و به لطف خدا و فایل های استاد ، شبانه روز گوش دادم و گوش میدم و رسیدم به آرامش ، آروم آروم اتفاق ها شروع به رخ دادن کرد و من انگار ذهنم باز شد ، انگار تونستم دوباره نفس بکشم ، دیگه واقعا نترسیدم و نمی‌ترسم ..

    ایده های جدیدترین برام اومد ..

    العا فقط می‌خوام شروع کنم و حرکت کنم ، اونم با قدمی که با شرایط الان من میخونه و بدون طی کردن تکامل نمی‌خوام یک شبه برسم به خواسته هام ..

    می‌دونم همه چیز دست من هست ، پس عجله نمیکنم ..

    حرص و طمع و ترس ندارم ..

    و امیدوار هستم به قانون بدون تغییر خداوند و آینده ام ..

    – اولین اقدام الهام‌گرفته‌ای که ظرف 24 ساعت آینده انجام می‌دهی چیست؟

    اگه بگم من در 24 ساعت آینده برای قدم اصلی که برای کارک مشخص شده ، فردا جلسه دارم ، نمی‌دونم چقدر باور کردنی هست ..

    یعنی دقیقا همزمانی گوش دادن این فایل و فایل جلسه 7 روانشناسی ثروت 1 ، مصادف شدن با اینکه من بیام در جواب این سوال و اینو بگم ..

    خب نتیجه جلسه فردا قطعا به خیر و صلاح من پیش میره و البته هر چیزی هم پیش بره ، من برنامه خودمو دارم و حتی اگر هم نشه ، خودم شروع میکنم به حرکت کردن که اون هم در آینده جزییات و نتیجه و خواهم نوشت برای رد پایی از خودم برای خودم ..

    خدا و شکر برای این سایت و این آگاهی ها

    از کامنت های دوستان بسیار یاد گرفتم

    استاد جان سپاسگزارم برای وقت و انرژی که میزارین برای تهیه این فایل های ناب و ارزشمند

    امیدوارم شاگرد خوبی براتون باشم

    دوستون دارم

    ارادتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سوگند بابادی گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    سلام به شما استاد گرامی و دوستان عزیز

    خیلی فایل عالی بود ، لذت بردم و استفاده کردم

    من هم با دست خالی توی ی محله کوچک مغازه رو اجازه و شروع کردم خیلی مغازه خالی بود اوایل و دوره تکامل رو دارم طی میکنم وقتی خسته میشم ویس های شما انگار راهنمای منه و بهم میگه الان چکار کنم

    ناگفته نماند ک ورد زبانم اینه که خدایا من نمی‌دونم تو بدون بگو و هربار هدایت میشم ب سمت شما

    و انگار اون ویس برای امروز منه درصورتی که شاید چند روز قبل چند بار گوش داده بودم و این نکته رو درش دریافت نمی‌کردم

    الان چند وقتی که در کارم تغییری رشدی نمی دیدم ذهنم خیلی منفی شده بود و انگار هیچی رو نمی‌دیدم

    با اینکه توی 10ماه مغازه خالی من که فقط با دو رگال زمینی کوچک و 3قفسه و تعداد کمی رگال دیواری شروع شد و من لباس هارو جوری میچیدم که مثلاً سه تا تی شرت رو روی یک رگال و سه تای دیگه جای دیگه فقط پر بنظر بیاد

    الان پر شده و کلی جنس متنوع دارم و بعضی وقتها نمی‌دونم کجا بذارم ی وسیله رو

    چشمم بسته شد و خسته شدم

    الان با راهنمایی شما و صحبت هایی ک انگار برای من بود

    برگشتم و به قبل فکر کردم نوشتم و مینوستم

    که رشد همراهتوئه و برای توئه خدا میخواد که تو بزرگ بشی پس افکار منفی رو از خودت دور کن و همچنان مشتاق ادامه بده یاد روزی بیوفته ک چقدر ذوق داشتی برای اون مغازه کوچیک و خالی

    سپاسگزارم از خدا بی نهایت سپاسگزارم

    ممنونم استان ممنونم از فایل خوبتون

    خیلی تشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    درود به استاد عزیزم و مریم بانوی محترم

    سوال جلسه

    بزرگترین و عجیبترین موفقیتی که در گذشته ( حتی دوران جوانی)با#ایمان خالص#و#شوروشوق# و بدون توجه بع منطق چطور بدست اوردم چه بود؟ واز نظر دیگران نشدنی بود

    من حدودا 22 سالم بود که جایی مشغول کار بودم و خیلی این اتش درون من بود که برای خودم کار کنم و پول بیشتری در بیارم و حرکت کنم میدیدم که هم سن سال های خودم اکثرا کارگاه دارن و وضع مالیشون خدارشکر خوب بود و منم شدیدا اینو میخواستم و میگفتم که چرا من نه من که هم علمشو دارم و هم کارم بهتر از اوناهست و همین توی ذهنم بود و درموردش با نزدبکان صحبت میکردم و اینم بگم که هیچ چیزی نداشتم که بخوام استفاده کنم نه ابزار نه دستگاه نه مکان و نه حتی پول پیش

    یروز ی بحث کوچیک داشتم توی کار سر پول بود و طرف امروز فردا میکرد منم زدم بیرون از اونجا و رفتم خونه.وقتی دیدن من این موقع روز اومدم پرسو جو شدن و متوجه شدن که چه خبره و منم داشتم توی ذهنم به کارم و کارگاه خودم فکر میکردم چند روزی گذشت که پدرم گفت بیا بریم فلان جا منم گفتم بریم چکار گفت بریم ی دوری بزنیم همینطور که گشتیم یه منطقه خوب دیدم همینطور به مغازهاش نگاه میکردم که چقدر بزرگ و خوب بودن پدرم کنار گرفت رفت توی بنگاه منم با تعجب نگاه میکردم که چیکار داره اونجا یهو گفت بیا رفتم گفت این مغازه چطوره منم با تعجب که تازه فهمیده بودم چیشده با خوشحالی گفتم اره خوبه خوبه همین خوبه وبا ی قیمت خوب برداشتمش از کی از یه ادم فوق ثروتمند که اصلا نیازی نداشت حتی در اون مغازه هارو باز کنه اونقدر پولدار بود که من باورم نمیشد یه اسطبل بزرگ پر از اسبهای گرون داشت چنتا گاراژ بزرگ داشت یه سالن برزگ مجالس داشت توی شهر بهترین نقطه شهر چه معازه هایی داشت و اینقدر مهربون پاک درستکار بود که من باورم نمیشد

    و شروع من از اونجا با تقریبا کمترین ابزارها بود و شغل من دستگاهایی میخواست که خیلی گرون بودن و من توانایی نداشتم ولی اینقدر میخواستم که کار کنم اومدم با یه اره بشقابی انداختم روی یه میز و یه ورق mdf هم انداخم روش برا خودم دستگاه پنل بر ساختم با یه مبلغ ناچیز و اون موقع پنل بر حدود 80 ملیون بود دقیق نبود و میتونستم باهاش کارکنم و یه دستگاه pvc کوچیک خریدم که بتونم کار کنم وخدا شاهده که چه کارای عالی زدم با اون هیچی و اون ابزارها هم پدرم گرفت واسم گفتم چجوری بابا میخوای بگیری واسم من که پول ندارم گفت یه طلبی داشتم جایی بهم دادنش برو ابزار بگیر

    ولی بعد از چند وقت خوردم به تضاد (مشتری نداشتم) و من منتظر بودم که کسی بیاد اونجا و با اشکالاتی که داشتم و کم تجربگی اون زمان و البته نااشنایی با قانون من کلا اونجارو جمع کردم و بعداز چند سال که گدشت با استاد عزیز اشنا شدم و با دوره ثروت1 شروع کردم و تمام ضعف های منو داشت بهم میگفت که چقدر من ذهنم فقیر بود اونوقت

    سوال

    امروز در کجای زندگی تان (کاری مالی و روابط)ایستاده اید که احساس میکنید ان (شور و شوق و ایمان) گذشته را کم دارید ونیاز دارید ان را دوباره به یاد بیاوردی؟

    اگه بخوام همین الان و امروزو بگم که در جای پایین قرار دارم چون بعد از اون ماجرا من رفتم واسه کسی کار کردم و دوباره برگشتم به جای قبلم و ایستادم چون ایمانم ضعیف شده بود چون به نتیجه که میخواستم نرسیده بودم و خیلی سرد شده بودم و اون نجواهای ذهنی همش میگفت تو جات اینجاست توباید واسه دیگران کار کنی اینجوری حداقل ماهانه یه پولی داری و این نجواها منو زمین گیر کرد و من هدایت شدم به یه شغل دیگه که اونجا باز این شورو شوق دوباره جون گرفت و اتشش روشن شد ولی متاسفانه با افرادی که نشستو برخواست داشتم و متاسفانه خودم اونارو جذب کرد بودم باز بیخیال اون کار شدم

    ولی الان خدارشکر اینحوری نیستم و دارم کار میکنم روی افکارم و باورهام که قالب اصلی رو درست کنم و میدونم که من لایق هستم به این دلیل که به این دنیا اومدم من به این دنیا اومدم که لذت ببرم پیشرفت کنم شاد باشم به خواسته هام برسم من ارزشمندم خدا منو هدایت میکنه من نمیدونم چطوری و از کجا ولی میدونم که اون هدایتم میکنه و من با ایمان جلو میرم و حرکت میکنم با شور و شوق و طبق قانون جهانم به من پاسخ میده و درهارو یکی یکی به زیبایی و اسونی باعشق واسم باز میکنه

    اگاهی های جلسه

    عشق و علاقه به اون خواسته ام و اون چیزی که میخوام بدستش بیارم #که وقتی بهش فکر میکنم# (حتی اگه خسته باشم)#عشق کنم’،لذت ببرم،خوشحال باشم# باید اونقدر هیجان انگیز باشه واسم که شب و روز توی خوابو بیداری جلوی چشمام باشه و توجهم رو و کانون تمرکزم رو روش جلب کنم

    قانون

    من نباید#وایسم#(وگرنه همچیز هم بامن می ایسته)

    قانون

    من حرکت میکنم و ایمان دارم که خداوند راهو به من نشون میده خدای من خدای حضرت موسی هست خدای من از رگ کردن به من نزدیکتره

    #تو خود پای در را بنه و هیچ مپرس#

    قانون

    من حرکت میکنم و توی مسیر همه چیز به من گفته میشه در زمان مناسب و مکان مناسب

    #قدمهای تکاملی برای هدایت شدن #

    قانون

    ایمان من به خداوند و احساس ارزشمندی من به خودم هست که باعث میشه من حرکت کنم و پیشرفت کنم

    #باور،موتور حرکت کردن و قدم برداشتن است#

    قانون و تکنیک

    من با حرکت و با ایمان و احساس خوب و احساس ارزشمندی و شوروشوق و نترسیدن و مقایسه نکردن سمت خودم رو انجام میدم و کاری ندارم که چطور و با از کجا یادچجوری و جهان خودش مابقی کارهارو به راحتی انجام میده

    قانون و اصل و# دیدن نکات مثبت شرایط خودم#

    تکنیک معجزه شور وشوق

    که باعث شد من کارگاه بزنم و به این نتیجه رسیدم که منم میتونم شروع کنم حتی با کمترین لوازم

    تکنیک نقطه شروع

    از کمترین و با ابتدایی ترین ابزار شروع کردم و شد انجام شد همون کارهایی که بقیه با گرونترین ابزارها میزند من با دست خالی و کمترین لوازم با همون کیفیت انجام دادم

    اقدام براساس ایمان

    میدونستم که میتونم هرچند اون موقع میتونم بگم اصلا ایمانی نداشتم و شد و اگه ایمان داشتم و باورهام اماده مثل الان بود چه کارهایب که نمیکردم توی اون سن اما هنوزم واسم دیر نیست چون ایمان به خداوند بزرگ دارم و اون هدایتم میکنه به اسانی و باعشق اون عاشق من هست و من بنده صالحش هستم من اولیای اون هستم و ترسی ندارم وحراسی ندارم

    اموزهایی که از خانوم منصوره گرفتم

    بحران و گریه شبانه: اون با شرایطش که پدرش نمیگزاشت تسلیم نشد و از راه جدیدی وارد شد که به خواستش برسه و خودش پولشو دربیاره

    معجزه صبح روز بعد: تلفن زنگ میخوره باکسی که فقط یکبار ملاقات داشته و از خواسته اش باهاش صحبت کرده خبری خوبی میگیره که جایی با تمام امکانات وهمون شکل از فضا واسش محیا شده

    نتیجه ایمان: بدون هیچ پولی اونجارو گرفت و فقط با اراعه دادن توانایی هاش و طرفهم پیشنهاد شراکت میده و به درامد بالا میرسه (از هیچی)

    قانون وتضادها

    تکنیک غول اخر

    برخورد باغول ها:با دیدن سطح فوق العاده بالای رقبا خورد نشم و خودمو نبازم من خودم غول اخرم

    قانون و اصل

    تکنیک اجرای قانون خواسته ها

    خاموش نشدن اتش درونی و ادامه دادن به خواسته ها باهمان ذوق و شوق اولیه و (این اجرای دوباره قانون هست برای دست یابی به خواسته ها)

    قانون و اصل

    ایمان و باور خالص به اینکه من میتونم و میشود

    حرکت و اقدام به اینکه میشود #بدون دانستن چگونگی# و حرکت کنم براش

    پاسخ جهان: و جهان درهایی را به شکل معجزه اسا (تلفن صبح)برای من باز میکند

    استاد عزیزم دوستتون دارم و امیدوارم که خیلی زود همدیگرو ببینیم

    ردپا

    1404/8/10

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    منصوره جان که در ابتدا با شجاعت در رشته ی مورد علاقه ی خود فعالیت کردند و از ابتدا هدفشان را جهانی شدن در این حوزه قرار دادند به دلیل باور و ایمان به خداوند در طول مسیر علایقشان با عشق حرکت کردند و شرایط به گونه ای پیش رفت که به خارج از کشور هدایت شدند و اما نتایج ایشان ثابت نماند. اگر بر روی باورهای خود کار نکنیم و برای علایقمان قدم برنداریم شرایط و اوضاع هیچ گاه ثابت نیست بلکه بدتر خواهد شد چون ذات جهان رشد، پیشرفت و بهبود دائمی و مداوم بوده و هر کسی را که خلاف آن پیش برود نابود خواهد کرد.

    وقتی که حرکت کنیم و باور داشته باشیم که نتیجه می گیریم و به دلیل باور و ایمان حرکت کرده و ادامه دهیم، درهایی برای ما بازخواهد شد که پیش از این اصلا فکر نمی کردیم که وجود داشته باشد. اگر موفقیت، ایمان، خود باوری، شور و شوق را در خود ایجاد کرده و میلیون ها بار موفقیت های گذشته را به خود یادآوری و مرور کنیم و مسیرها را به یاد آوردیم به ما کمک خواهد کرد که موفق شویم. اعتماد به نفس و عزت نفس داشته همان ایمان به عمل و شور و شوق و اشتیاق است که حائز اهمیت است.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    زمانی که به توانایی های خود باور داشته باشیم و بدانیم که نتیجه می گیریم حرکت می کنیم و زمانی که جهان حرکت و تعهد ما را ببیند درهایی را برای ما باز خواهد کرد که پیش از این وجود نداشته است . دیدن الگویی مانند ایشان به ما ثابت می کند می توان از صفر و بدون سرمایه اولیه کار خود را آغاز کرد همچنین نوع شغل در میزان درآمد ما تاثیری نخواهد داشت با داشتن شور و شوق و انگیزه ی زیاد و باور داشتن به توانمندی های خود می توان در تمام مشاغل به ثروت و موفقیت دست یافت سن و جنسیت نیز هیچ تاثیری در میزان ثروت نداشته که ایشان الگوی مناسبی در این زمینه نیز هستند زمانی که حرکت کرده و ادامه می دهیم درهایی برای ما باز خواهد شد که اصلا فکر نمی کنیم قبلا وجود داشته باشد برای همین چطور را کنار بگذاریم چطور تنها در دستان خداوند است و از بی نهایت طریق به ما کمک خواهد کرد ما باید سمت خود را عالی انجام داده تا خداوند با عدالت کامل سمت خود را انجام دهد

    اگر توانمندی ها و موفقیت های گذشته خود را به یاد بیاوریم زمانی که با تضاد و چالشی نیز مواجهه شدیم به راحتی می توانیم از پس این چالش نیز برآییم اگر هر روز درباره ی آن ها با خود صحبت کرده بنویسیم و حتی درباره ی آن نقاشی بکشیم راحت تر می توانیم با تضادهای پیش آمده مواجهه شده و میوه ی آن را دریافت کنیم مسیر رسیدن به تمام اهداف یکسان است اگر همان عزت نفس انگیزه شور و شوق و ایمان را که در ابتدای مسیر داشته ایم ادامه دهیم می توانیم به تمام اهداف خود دست یابیم این که شغل مورد علاقه ی خود را شناختند و با شجاعت مسیر مورد علاقه ی خود را انتخاب کردند و به جهانی شدن کسب و کار خود فکر می کنند نکته ی مهم و حائز اهمیت دیگری است اگر بتوانیم موفقیت های گذشته ی خود را تکرار کرده و میلیون ها بار درباره ی آن بنویسیم می توانیم در تمام زمینه ها پیشرفت کنیم.

    همین مسیری که ما را به رشد و پیشرفت رسانده ما را به سایر اهداف نیز خواهد رساند . زمانی که به کشوری مهاجرت می کنیم در ابتدای مسیر کار برای ما سخت خواهد بود اما اگر مرتب موفقیت ها و مسیری که به موفقیت می انجامد را به خود یادآوری کنیم کمک می کند موفق تر شویم. زمانی که همان نگاه باور و مهم تر از همه همان شور و اشتیاق و شوق را در خود ایجاد کنیم که از صفر و بدون سرمایه شروع کنیم باعث حرکت و اعتماد به نفس می شود اگر همان نگاه قبلی را به خود داشته باشیم که من می خواهم بشود پس می شود را اگر به یاد بیاوریم به ما کمک خواهد کرد

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    محمد محمدپور گفته:
    مدت عضویت: 510 روز

    سلام و عرض ادب

    برای اولین بار بود که با حال خوب و نیت و مکالمه با خدای مهربان، دکمه نشانی و هدایت سایت رو زدم و این کلیپ زیبا از منصوره خانم و استاد رو گوش دادم، و چقدر منطبق بود با شرایطی که دارم، منم مدتی هست مهاجرت کردم، خانم منصوره قبلا توی ایران نقاشی می کردن من توی کرج آشکده و غذا خانگی داشتم ایشون رفتن ایتالیا که مهد هنر ست منم اومدم رشت که شهر غذا هست و در یونسکو هم به ثبت رسیده ، منم دارم توی کاسبی م توی رشت فعالیت میکنم و انرژی فوق العاده ای من رو میشوند اینجا و داره من رو هدایت میکنه،واقعا بعضی جاها آدم کم میاره،اما اون روزنه امید و نور هرچقدر کوچک به آدم انرژی میده، خدا رو شاکرم که درسهای بزرگی از همین کلیپ گرفتم و بزودی اخبار فوق العاده خودم رو براتون خواهم گذاشت.

    مسیر، مسیرِ درستیه، باید با همین فرمون بریم جلو. ممنون از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1295 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت برای یه اغوشی پر از تغییر دیگت

    میخام داستان موفقیتمو براتون بگم چقد اراده داشتم

    چقد عمل وپشتکار

    من از بچه گی خیلی عاشق درس خوندن بودم وسعیمو میکردم معدل خوبی هم داشتم تا اینکه اومدیم دهات توی دهات دیگه دانش اموزان کمتر بودن ومن جز رییس شورا همه کاره بودم وخیلی قبولم داشتن و خلاصه زیباترین دوره ام ریاستمو توی مدرسه بود بعد رفتیم یه جا دیگه اونجا جز خوبها وسر گرور ها بودم وباز نیاز بود خودمو بهبود بدم واونا برام عول بودن ومنم احساس رقابت باهاشون میکردم

    وانگار به یک باره اون همه موفقیت جلب توجه بریزه والان رقیب های خیلی قدر داشتم منم سختت تلاش کردم ولی فایده ای نداشت هنوز نتونستم خودمو به اونها برسونم

    ونمیدونید این رقابت با شریکای قدر برام سخت بود ولی گزش تا شش یا هفت سال بعد توی دوره دبیرستان اروم اروم فهمیدم خداجونی جواب میده منو تغییر میده احساس میکردم هر سالی که میگزره چه قدر رشد میکنم

    کاملا قابل لمس بود با اینکه درس هامون توی دبیرستان سخت تر میشدن ولی احساسمو میگفت برات درس خوندنراحتتر شده شیرین تر شده قدرتت برای این کار وما گفتیم تا بشه ادامه میدیم

    که سال اخر همه دنبال کارهای کنکور با کلی انگیزه پشتکار ولی مااوضاعمون اوکی نبود برم

    و من خودم تا توستم خیلی باورهام محدود داشتم

    مثلا میگفتم چرا بقیه خانواده کمکشون میکنن من نه باید خودم انجام بدم واون کار ثبت نامم سخت بود یکم

    ولی خودم انجامش دادم کارهاشو که وقتی رفتم برای کارهای ثبت نام تعجب کرده بودن خودم انجامش دادم

    وخلاصه رفتم ودیدم پیش نرفت ورهاش کردم وبعدها ازدواج کردم وبعد از بین تضادهای زندگی سایت شمارو برای روابط پیداکردم وبرای ثروت اصلا نگاهشم نمیکردم اروم اروم انگار بازهم یه اموزشگاه داشتم چیزی برای یاد گیری

    ودرسی ارزشمند

    ودیگه چقد خوشحال بودم وتوی خونه وقته خالی بسیاری پیش میومد

    ومنم توی سایت

    تا اینکه استاد میگفتخانه داری درس یه هنر کار دیگم برای خودت بساز یادم بافت گرفتم

    برای قلبم سخت بود انجام دوستش داشتم ولی خیلی کم بعد اومدم سمت نقاشی

    یه روز یه دفتر گرفتم ویه جا یادمه رفتیم با دوستان خرید ومن دلم ابرنگ میخاست خریدم

    وبعد شروع کردم عکس گرفتن وکشیدن

    وبعد یه دوره عالی افتاد جلوی پام ولی این طراحی بود وابزار میخاس پله پله واقعا پله پله عزیز دلم علاقه بهش نداش

    وخودم تا وقته خالی به دست میوردم میشستم سرش اروم اروم ینی خیلی ارومم

    طوری که الان دوساله طراحی میکنم اروم اروم تعهدم بهش بیشتر شده برام شیرینتر انقد اسونتر شده کارهام قشنگ تر شدن

    …..ومعجزه بود برام پیدا کردن بهترین سایت دنیا

    راستش خیلی ها کلی وقتشون میزارن میرن دانشگاه میان وکلی انرژی حواس پرتی کلی هزینه که برای من اوکی نشد ولی این سایتو پیدا کردم اروم اروم از رایگان از کتاب ها بعد قدم یک

    ودیگه انگار مردم ودوباره زنده شده بودم چنان اگاهی درک شوق ایمانی دارم

    واقعا شکرت اثراتش زیبای اگاهی ها کاملا قابله لمس وچنان شیرینی در من به وجود اورده که نگو

    وچقدر احساس رشد شیرینه احساس بزرگتر شدن پخته تر شدن اگاه تر شدن بهتر شدن

    …ودومین معجزم دوره عالی سیاه قلم

    اون با استادی اشنا شدم با اینکه از خودم کوچیکتر بود ولی خیلی بیان خوب اموزش هاش خوب بود وتونستم باهاش مهارتمو به اسونی توی خونه اسوده رشدم داد طوری که بتونم طرح های زیبایی بزنم شکرت

    والبته همواره احساس میکنم دارم رشد میکنم وزیباتر میشن کارهام

    ولی اینکه دیروز از خداجونی سوال داشتم کارم نون اب دار هست

    کارم اینده دار هست

    با این نشونه پاسخ خوبی بود براش که که بله توی هر کاری ثروت خوبی خابیده رشد خوبی خابیده وارزشمنده

    هنرم همینطوره ارزشمنده وقابل رشده

    واقعا منصوره عزیزمو تحسین میکنم واقعا منم همین طور بودم از بچه گی علاقه ای خاص به استقلال مالی داشتم علاقه ای به کار داشتن هدف داشتن رشد کردن

    وهمیشه دنبال یه حامی

    والان اون حامیو پیدا کردم اول خدا که عاشق ثروتمند شدنمون عاشق خوشبختیه ماس

    این همه نعمت ساخته زمین اسمون سلامتی رزقمونو میده هدایتمون میکنه مهربانتر از مادر وبعدم خودم واین شوق باید همواره رشن نگهش دارم ونزارم چوبی اگه لای چرخش بود در بیارم

    ینی ترمز

    والان ترمزم به خوبی رفع ودلم به هنرم خیلی قرصتر شده وبرام انقد شیرینه

    این داستان من وهدایتهای زیبای ربمه:)))

    چه باور زیبایی قدرت بهت میداد تا حرکت کنی

    اینکه دختر تولایقی اتفاقات خوبی

    تو لایق هستی که خدا اموزشت بده هدایتت کنه رفیقت باشه

    اینکه واقعا دوست داشتم از زندگیم لذت ببرم بچشمش از اموزششو بچشم رشد کنم یه کاری بکنم

    از اینکه هیچ کاری نکنم روزهام بگزره متنفر بودم از بیکاری بی هدفی مثل دیوار تازه هدف داره مثل یه دیوار الکی وسط یه بیابون نباشم

    واقعا دوست داشتم حالا که دانش اموزم درسمو بخونم

    یاا

    حالا که خانم خونه بلاخره میشه یه اموزش ببینی

    بلاخره میشه یه مهارتیو که دوس داری پیدا کنی

    وبلاخره اروم اروم وسایلشو دوره هاشو اوکی کردی

    با اینکه قبلا گفته بودن هزاران بار نمیشه طراحی کاره پر هزینه ای هس ولی با تکامل تو برام همه چیشو خریده

    در زمانه مناسب حمایت هاتو ازم کردی شکرت توی زندگیم تنها حامی که میخاستم پیدا کردم اون توبودی که با تکامل خاسته هامو رل میکنی بهم با سایت اگاهی میده حاله خوب عشق میدی

    ایده خوب میاری

    وزندگی روزهامو انقد شیرین وشاد واسوده کردی شکرت

    امروز اون باور هارو چجوری در خودت فعال میکنی

    چیزی که از توی باورهام در اوردم در زمان مناسب اگاهی مناسب پیدا شد منبع مناسب ونتایجم که نسبتا دارن بزرگ میشن

    اون موقعه واقعا میخاستم

    والانم واقعا بخاهم ومطمن باشم بع ایده مناسب میخورم در زمانه مناسب وبا عشق ادامش بدم

    یه حسی گفت برو کتاب طراحی بگیر بخون حالا زدم انگلیسی برم فارسیشو پیدا کنم

    توی هوش مصنوعی باهاش بحث کنم

    به امید باز شدن دوباره در های بهتر برای رشد مهارت وهدایته ادمهات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    حمید سالکی گفته:
    مدت عضویت: 2806 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم

    امید وارم که حالتون عالی باشه

    سلام عرض میکنم خدمت خانم شایسته مهربان و تمام دوستان همراه در این مسیر

    بنویس کدام باورِ آن روزها، تو را به حرکت واداشت؟

    امروز همان باور را چگونه در خودت فعال می‌کنی؟

    اولین اقدام الهام‌گرفته‌ای که ظرف 24 ساعت آینده انجام می‌دهی چیست؟

    منصوره عزیز که داشت در مورد داستانش میگفت من داشتم خودم رو

    اتفاقات زندگیم رو در اون غالب میزاشتم

    و دیدم

    من

    شرایط الان من

    موقعیت و باور های الان من

    دقیقا مثل زمان حال منصوره است

    یعنی مثل زمانی که منصوره تو ایتالیا تازه شروع کرده به خود باوری خودش

    چون من هم دقیقا همین اتفاق برام افتاده اما به شکل دیگه

    انگار خودباوری خودم رو باخته بودم

    و الان با مرور اتفاقات گذشته خودم

    دستاوردهای خودم

    دارم به یاد میارم که من بودم این اتفاقات ررو خلق کردم

    من بودم که با دست خالی حرکت کردم

    رفتم دنبال اجاره مغازه برای کسب و کار خودم

    من بودم که توکل کردم و گفتم میرم تو دل کار و خدا هدایتم میکنه

    من بودم که با اینکه هنوز کامل به کار مسلط نبودم

    کمالگرایی رو کنار گذاشتم و با ابتدایی ترین وسایل شروع کردم

    و خدا دستانش رو فررستاد

    پول پیش مغازه ام جور شد

    لوازمم کم و بیش بیشتر شد

    توکل کردم به خدا

    بعد یک ماه کار کردن خدا بهم گفت که شریکت رو بزار کنار

    توکل کن خودم هدایتت میکنم

    توکل کردم

    با کلی ترس از شروع یک کار جدید که کاملا باهاش غریبه بودم

    با کلی ترس از اینکه آیا اجاره 8 ملیونی مغاز ام رو متونم در بیارم

    با کلی ترس از اینکه اگر یکجا بمونم و بلد نباشم چی

    با کلی ترس و رو دروایسی به شریکم گفتم یا بفروش سهمت رو یا بخر سهمم رو

    و خدا وقتی ایمانم رو دید دلش رو نرم کرد و بدون مشکل سهمش رو فروخت و رفت

    (هر چند بیشتر سهم مال من بود)

    (اون فقط یک ابزار داشت و اونم برد)

    اما من ادامه دادم

    مهمترین ابزار مغازه و کمک دستم برای عیب یابی رو برده بود

    من مونده بودم دست خالی

    بدون پول و بدون ابزار

    اما خدا که جایی نمیره

    خدا دستاش رو فرستاد

    ابزار خریدم

    من به عرض 6 ماه هم نشد مغازه خریدم

    (من کلا 6 ماه هم نشد که مستاجر بودم)

    و این چیزی نیست جز لطف خدا و پاسخ به ایمان من

    خدایا شکرت

    همه این اقدامات عملی از یک باور ریشه ای بود

    اینکه من حرکت میکنم و خدا برکت میده

    خدا که با من سر لج نداره

    اگر من حرکت کنم خدا هم نعمتش رو میده

    و داد

    و داد

    استاد الان میفهمم که شما در فایل مراقبه فراوانی گفتین یعنی چی؟

    (اون چیزی که شما میخواین آماده است که وارد زندگی ما بشه.فقط نیاز داره به باور ما)

    دقیقا همین طوره

    اینکه چه طور این باور رو در خودم فعال میکنم ؟

    با مرور همین اتفاقات گذشته

    همین دستاورد های گذشته

    همین توکل کردن ها و درهایی که از همه جا باز شد

    با به یاد آوری دستان خداوند که وارد زندگیم شدن و هرکدامشون به شکلی نعمت رو وارد زندگیم کردن

    از ابزار هایی که نیاز داشتم اما نداشتم

    از آگاهی ها.علم و آموزشهایی که نیاز داشتم اما نداشتم اما دستان خداوند برام آوردن

    و اولین قدمی که تصمیم گرفتم در 24 ساعت آینده انجام بدم اینه که :

    با توکل و اطمینان بیشتر به اینکه میشود.

    به اینکه من حرکت میکنم و خدا برکت میده

    ادامه بدم

    با همان ذوق و شوق

    با همان ایمان که میشد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: