تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵ - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1626 روز

    بنام الله یکتا

    سلام و هزاران سلام

    این داستان فوق العاده بود

    چقدر خوشحالم که تونستم قدم های این دوست عزیزم رو بشنوم

    اینکه ناخودآگاه دنبال گالری بودند بدون اینکه پول داشته باشند

    باعث شده که شرایط برای داشتن بهترینها براشون مهیا بشه

    حس میکنم که ریزش این دوست عزیزم برای خود کم بینی هستش

    و چه بسا چون ایشون بعد از مدتها بهترین بودن تو مسیر بودند ….و الان که کسی کامل تر از خودشون دیدن باعث شکستشون شده چون دیگه اون حس کمالگرایی رو نتونستن اغوا کنند

    کسی که تونسته یبار بسازه…دوباره هم میسازه

    کافیه اون ایمان و اعتقاد بیاد تو قلبش

    دوست عزیزم …من ایمان دارم که یه روز جزو نقاش های برتر ایتالیا خواهی بود

    پس نترس و قدم اول و بردار…گامهای بعدی بتو گفته خواهد شد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    حبیب گفته:
    مدت عضویت: 448 روز

    به نام خداوند بخشایشگر مهربان

    سلام میکنم خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان و اعضاء سایت؛

    تغییر را در آغوش بگیر قسمت 5

    همه ما در زندگی تجربیاتی شبیه اتفاقات و شرایطی که برای منصوره افتاد رو در زندگی تجربه کردیم؛

    در زندگی به موفقیت هایی دست یافتیم که آن موفقیت ها رو در شرایطی تجربه کردیم که در شروع نه سرمایه خاصی داشتیم ونه ازطرف کسی حمایت شدیم فقط و فقط با یک شور وشوق و اشتیاق و باور به اینکه من حرکت میکنم و خدا کمک میکنه در مسیر گام برداشتیم و کم کم شرایط مهیا شد و دستان خدا اومد و نتایج هم کمکم خودشو نشون داد؛

    و در یک برهه ای به دلیل اینکه ما فراموش کردیم که نتایج قبلی و موفقیت های قبلی رو به خودمون گوشزد کنیم و به ذهنمون ثابت کنیم که ما همون آدم هستیم و چیزی عوض نشده!

    فقط یک شرایط بیرونی و افکار محدودکننده قبلی باعث شده که ما موفقیت های قبلی رو فراموش کنیم وقدم بر نداریم و شور و اشتیاق قبلی رو نداشته باشیم!

    در این موارد ما با به یاد آوردن دست آوردها و موفقیت های قبلی باید در خود انگیزه و شور واشتیاق بوجود بیاوریم تا نتایج و موفقیت های بعدی بوجو بیاد و این نیازمند اینست که ما باید هر روز روی خودمون و روی باورهامون کار کنیم و اتفاقات مثبت و موفقیت هامون رو به یاد بیاریم و حرکت کنیم و ادامه بدیم تا شاهد اتفاقات جدید و مثبت وادامه دار در زندگی مان باشیم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    مهدیه الوندی مهر گفته:
    مدت عضویت: 1356 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام .

    داستان واقعی بود از شهامت

    خداوند به شجاعان پاداش میدهد ، منصوره جان شجاعت داشتن و از صفر شروع کردن

    محدودیت هایی که خانواده براشون گذاشته

    محدودیت های مالی که درش بودن

    اما اما

    قانون محدودیت سرش نمیشه

    می خواهی ؟

    دنبالش میروی با شجاعت و باور های مناسب و اشتیاق ؟

    خداوند پاسخ میدهد

    پاسخش هم قشنگ تر از چیزیه که فکر کنی

    اینکه ایشون درآمدشون از پدرشون هم بیشتر شده خدا می‌دونه چه احساس افتخار و لذتی براشون داشته اونم از کاری که عاشقانه انجامش دادم

    شاد و پیروز و ثروتمند و سعادت مند باشید در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    ندا ام گفته:
    مدت عضویت: 2258 روز

    سلام بر استاد عزیز و مریم جان و دوستان هم فرکانسی عزیز😍🤩

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر هزار هزار بار شکر چقدر این مدت این فایلها به روح و قلب من میشینه 😊😍

    ندایی که بیشتر از ۴۰۰ روز از تولدش در این سایت میگذشت و مقاومت در نوشتن کامنت داشت حالا هر روز با فایل جدید با یک نیرو فوق العاده شروع به ثبت کامنت میکنه اونم در اوج شلوغی کار که در محیط کارم وجود داره ولی برای من و ثبت کامنت شلوغی وجود ندارد و چندین بار فایل گوش میدم و ثبت می کنم و دیگه برای ثبت کامنت مقاومتی ندارم و اتفاقا خیلی حس خوبی نسبت به این کار دارم و البته مدام به خودم یادآوری میکنم 💪

    حرفی که عمل نیاورد حرف مفت است و باید در عمل خودم رو هم اثبات کنم 😍👌

    خدا رو شکر

    خدایا عاشقتم

    استاد بینظیری

    دوست عزیزم منصوره جان چقدر زیبا بیان کردید هنگامی که صحبت می کردید همه وجود من گوش بود برای شنیدن تجربه شما😍

    چقدر بودن چنین دوستانی در این سایت و بیان تجربه شون برای من کمک کننده است و حس خوبی بهم منتقل می کنه و برای من و قدم هایی که در حال برداشتنش هستم کمک کننده است👌

    چقدر دوست دارم منصوره جان پیشرفت بیشترتون رو در میلان و در مسیری که قرار گرفتید را هم بعد چند ماه بشنوم و شک ندارم صحبتهای فوق العاده یی برای گفتن دارید و شاید دفعه بعد صحبت شما را در امریکا بشنویم😍👌

    در خصوص اطلاعاتی که این فایل برای من داشت :

    قانون یکسان عمل میکند

    وقتی مسیر یکسان است نتایج هم لاجرم یکسان خواهد بود

    وقتی حرکت کنیم و باور داشته باشیم نتیجه خواهیم گرفت

    وقتی جهان می بیند که باور داری و حرکت میکنی و ایمان داری و مستمر هست درهایی باز خواهد شد که متعجب خواهی شد و نتیجه و پیشرفتها یکی پس از دیگری رخ میدهد ممکن است ذهن منطقی مقاومت کند و مدام این سوال پیش بیایید که چطور ممکن است ؟؟؟؟

    باید این گونه سوالها را کنار بگذاریم

    و مدام به خودمان بگوییم من نمیدانم فقط خدا می داند چطور

    من سمت خودم را انجام میدهم

    خدا هم خودش می داند سمت خودش را چطور انجام دهد و انجام می دهد

    و درها باز می شود و حرکت انجام می شود و پیشرفت انجام می شود

    وقتی فضل خداوند و فراوانی جهان را باور می کنیم و ایمان می آوریم که ما قدرت ایجاد و تجربه شرایط دلخواهمان را داریم، آنگاه دیگر هیچ محدودیتی را نمی پذیریم. دیگر نمی گوییم ببینیم چه می شود!

    دیگر تریدی باقی نمی ماند. بلکه خواسته مان که مشخص می شود، تنها با ایمان، توکل و اشتیاق، قدم های مان را استوار برمی داریم.

    ساختن چنین ایمانی، بهایی است که باید برای ساختن شرایط دلخواهت بپردازی. این ایمان تو را در مداری قرار می دهد که ایده ها، آدمها و همه ی آنچه برای تجربه شرایط دلخواه‌ات نیاز داری، آنجا منتظر و آماده خدمت به تو است.

    👇

    این وعده خداوند است و به قول قرآن:

    «چه کسی وفادارتر از خداوند به وعده‌ ی خویش است؟!»

    ممکن است با تغییر مکان تحت تاثیر موقعیت و فضای جدید قرار بگیرم

    چطور میشه از این موقعیت به درستی پیش رفت و تحت تاثیر محیط جدید قرار نگیریم و به مسیر موفقیت بازگردیم؟

    باید به یاد بیاوریم که در موارد قبل و در زمان پیشرفت موقعیت قبلی از چه مسیری رفتیم

    و چه محیطی ایجاد کردیم

    و چه باورهایی داشتیم

    و چه محرکی ایجاد شده بود برای حرکت و پیشرفتهای روز به روز

    و بارها و بارها و بارها و بارهاااااا تکرار کنیم برای خودمان

    بنویسیم برای خودمان

    به خودمان گوشزد کنیم و در این خصوص با خودمان صحبت کنیم

    هرکاری که بیادمان بیایید در مسیر قبلی که بودیم و پیش رفتیم

    و مدام با خودمان بگوییم یکبار از صفر پیش رفته ایم و به این نقطه رسیده یم

    همان مسیر است

    همان باورها

    همان شور و شوق

    همان ایمان

    همان عزت نفس

    همان خودباوری

    همان مسیر را باید تکرار کنیم

    لاجرم اتفاقات و پیشرفت رخ خواهد داد

    نکته : کسی که در حوزه یی موفق شده خیلی راحت تر می تواند مجدد موفق شود

    چون الگوها را دارد و می داند

    از چه مسیرهایی رفته است

    چه نگاهی داشته است

    فقط ایراد ما این است که ذهنمان فراموشکار است

    تحت تاثیر محیط پیرامون قرار میگیریم

    ولی اگر بتوانیم همون مسیر قبلی را مدام تکرار کنیم

    معتقد باشیم وقتی قبلا توانستم حالا هم می توانم و این باور را قوی و قوی تر بسازیم لاجرم اتفاقها رخ خواهد داد

    طبق همان قانون که ما خالق زندگی خودمان هستیم در هر لحظه میتوانیم زندگی خودمان را خلق کنیم و می توانیم بسازیم

    ما آمده ایم تا شرایط دلخواه‌مان را خلق و تجربه کنیم؛ نه شرایط موجود را

    ما هیچگاه تابع شرایط نیستیم چون می دانیم که ما خالق شرایطیم… اگر تصمیم گرفته یم که خود را با شرایط وفق دهیم،

    همان طور که قبل هم ساخته ییم

    ممکن است در این مسیر تضاد هم رخ بدهد که البته تضاد هم زمینه حرکت خواهد بود

    بیاد اوری موفقیت قبلی و مسیری که قبلا به آن موفقیت رسیده ییم خیلی کمک کننده خواهد بود

    کنترل ذهن داشته باشیم

    خیلی مهم است که شخصیتمان تغییر کند، نه کلمات مان

    خیلی مهم است نگاهت به اتفاقات تغییر کند و نه اطلاعاتت!

    خیلی مهم است بتوانی وقتی که اوضاع به ظاهر نامرتب است، بر طبق آنچه رفتار کنی که آموخته‌ای و گاهی تجربه کردی و مسیری که قبلا رفته یی

    یادت باشد، ماجرای تغییر باورها، ماجرایی همیشگی است. مثل نفس کشیدن و غذا خوردن!

    خدا روشکر از این مسیر پر عشق و عالی

    الهی ثابت قدم و پیشرو در این مسیر الهی که قرار گرفتم قدم بردام آهسته ولی پیوسته💪

    در پناه رب باشید😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ندا دولت ابادی گفته:
    مدت عضویت: 1940 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم بانوی مهربانم

    سلام منصوره ی عزیز،دوست خوبم

    سلام تمامی مرواریدهای ناب خدا بر روی زمین

    الهی شکرت خدا بابت بزرگی و عظمت و شکوهت و بابت این سیستم فوق العاده عالیت و قوانین زیبای جاری و استوارت

    الهی شکرت خدا که لطف و رحمت بی دریغت رو جاری کردی تو زندگی مون

    و اینقدر قشنگ گوشهامو ،تمامی سلولهای وجودم رو نوازش کردی با این صحبت ها و تجربیات ناب و استفاده های زیبا ودرست از قوانینت…

    و این نوازشت اونقدر نرم و لطیف و پراز احساس بود که اشک شوق رو به چشمام جاری کرد…

    منصوره جان نمی دونی چه کردی با دل من… تو حرف می زدی و من هق هق گریه ام فضای اتاق کارم رو پر کرده بود…

    چه زیبا سخن می گفتی از تجربیاتت

    از ذوق و شوقت

    از خواستت

    از پایداریت روی خواسته ات

    از ادامه دادنت

    از قدرت ندادن به خواست پدرت

    از حمایتهای پروردگارت و…

    .

    .

    .

    و چه قدرتمندانه👌 پیش رفتی تو آغوش خدایی که دست حمایتگرش رو اونقدر آرووم و زیبا بر سرت می کشید که متوجه اش نبودی ولی گواهش،نشونه اش همون احساسات زیبا و شور و هیجان درونیت و دست خالی ت بود و.. حرکت کردنت با دست خالی ولی با ذهنی پراز احساس و تمایل،پراز میل و رغبت برای رسیدن به خواسته ی درونیت…

    چقدر لذت بردم از حرفهات و تجربیاتت،ممنون

    چقدر این شور و هیجان برای رسیدن به خواسته ای که خدا در درون هر کدوم از ما به یه شکلی قرار داده،زیباست(و تو همین چند روزه،چقدر این ذوق و شوق رو برای حرکت در مسیر و حوزه ی دلخواهم دارم درک می کنم…شکرخدا)

    واونقدر زیباست که تو می گفتی و من اشک می ریختم و فقط می گفتم خدایا شکرت ،خدایا شکرت

    و الله اکبر…

    والله اکبر بابت این هدایت هات،این بزرگی و شکوهت

    که تو صحبت های دوست عزیزمون کاملا مشهوده

    و چون خودم دانشگاه اصفهان درس خوندم و عاشق چهارباغ بالا بودم و بیشتر روزهامو،لحظه هامو اونجا می گذروندم کاملا با حرفهات دلم پر زد و رفت اونجا…

    دختر قدرتمند و موفق خدا،که تا همین الان زندگی زیبات نشان از یاری و همراهی خدا داره و بس، مطمعن باش که با به یادآوری قوانین الهی و جاری بودنشون تو زندگی گذشته ات و ساختن باورهای قدرتمند و رها بودن تو آغوش خدا و ارزش قائل شدن برای خودت و کارهات

    و اینکه با تمام وجودت احساس کنی که این خداست که در چشم و دست و جان تو جاری میشه و اون چه که خلق می کنی کار خودشه و بس

    که با جسم و روح تو متجلی میشه تو کارهات،

    و کارهای تو همینی که هست،در سبک خودش بسیار عالیست و

    هدایتگر و حمایتگر تو خداست ،شریک تجاریه تو خداست.. که تا همین جا،اینجوری عالی تو رو پیش آورده… و قراره تو رو به جاهای عالی هدایت کنه..

    و استفاده از صحبت ها و راهنمایی های عالی استاد که تمامش عالی و حقه و درست ،در زندگیت و ساخت باورهای جدید قدرتمندکننده در درون خودت

    به امیدخدا

    خیلی زودتر از حد تصوراتت، فروش و موفقیته خیلی بزرگ و عالی رو دوباره تجربه خواهی کرد

    من خودم تو این مدت ،تو این مسیر زیبا،عالی ترین چیزی که یاد گرفتم و تمام زندگی و وقتم رو گذاشتم روش ،این بود که ” من وظیفه ام اینه که حسم رو خوب نگه دارم” ،تنها وظیفه ام اینه که تو “احساسات زیبا” زندگی کنم،با ایمان و توکلی عالی بخدایم

    و مدام مدام به خودم می گفتم و می گم ندا وظیفه تو: “بودن تو احساسات خوبه ”

    بقیه اش دیگه کار تونیست،بقیه اش کار خداست،و چجوری و چطوریش به تو ربطی نداره

    و همیشه و هرلحظه از ” حسم “،بعنوان یه راهنما و یه قطب نمای عالی ،برای حرکت تو مسیر درست استفاده کردم و تا الانش که شکرخدا خیییلی موفق بودم

    نمی گم دچار حس بد نمیشم،چرا میشم خوبم میشم،ولی مدام به خودم یادآوری میکنم که ندا حست الان بد شد،اکی، وظیفه تو،کار تو اینه که توش نمونی،ندا اگه زندگی خوب و زیبا،میخوای،تو حس بدت نمون

    و واقعا عالی برام نتیجه داده،و همینکه تو این مدت کوتاه،رشد بسیار زیادی داشتم شکرخدا،استفاده درست و عالی از همین یه دونه قانون بوده در تمامی لحظاتم

    (البته برای موندن و یا حرکت کردن به حس های خوب،از افکار و باورهای درست ،به لطف و یاری خدا کمک گرفتم و از دیگر قوانین الهی استفاده کردم..)

    استاد از شما و مریم جون بسیار سپاسگزارم که این چنین زیبا به هدایتتون عمل کردید و باعث شدید بلطف و هدایت الهی، انقدر خوب و راحت، الگوهای عالی دراختیارمون قرار بگیره تا ماهم بتونیم با استفاده از اونها، انشالله زندگی بهتر و دنیای بهتری رو به نوبه خودمون بسازیم…

    خیلی دوستتون دارم

    عاشق تونم

    سپاسگزارم

    در پناه خدا،شاد و سلامت و سعادتمند باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مهنا جلیلی گفته:
    مدت عضویت: 4138 روز

    باسلام به خانواده دوست داشتنی عباسمنش

    مدتی بود سراغ این بودم که چطور میشه الهامات رو بیشتر و واضحتر دریافت کنم.

    گاهی متوجه ندای درونم میشم اما همیشگی نبوده، میدونم که همیشه هست اما دریافتم همیشگی نبوده.

    چند ماهیه سعی میکنم فشرده تر رو خودم کار کنم. شنیدن صدای “گفتگو با دوستان“ بهم انگیزه میده، اینکه دوستان همش میگفتن از الهاماتشون پیروی میکنن،برام سوال بود:

    یعنی چقد طول میکشه تا من هم به فرکانس اونا نزدیک بشم و الهامات رو به وضوح دریافت کنم و به از طرف خدا بودنشون ایمان پیدا کنم؟

    چند وقته پیش قسمتای قبلی گفتگو رو گوش میدادم تو ذهنم بود روزی که منم به موفقیتای بالا رسیدم منم با استاد صحبت میکنم با همین لهجه خودم😃، و امروز ناخدآگاه تا استاد به منصوره جان گفتن با لهجه خودت صحبت کن، نمیدونم چطور شد زدم زیر گریه، انگار یه چیزی تو وجودم منفجر شه

    به خودم گفتم لابد شدنیه، آره منم میتونم، الکی این دنیا نیومدم برنامه ای هست تکلیفی هست که باید انجام بدم.

    فایل که تموم شد دوباره پلی شد بازهم این گفتگوی زیبا رو گوش دادم. وقتی دیدم استاد گفتن دوستان با لهجه خودتون صحبت کنید اگه کورد هستین اگه لر و …. . گفتم ببین هیچ چیزی بی دلیل نیست اولین گویشی که استاد به زبون آوردن گویش من بود🙂، اینم یه نشونه دیگه، حسابی ذوق کردم.

    خدا حواسش به من هم هست

    صدای خدا رو شنیدن سخت نیست باید به نشونه ها توجه کرد،❤️

    خدایا شکرت!

    ممنون از استاد و دوستان عزیزم عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3664 روز

    سلام

    به چطور و چه جوری کار کارنداریم یعنی ما طرف خودمان را انجام میدهیم طرف دیگر طرف خداست که خدا انجام میدهد.

    ما همه چیز را میدانیم و خدامارا به دنیا آورده است و کافیست سعی کنیم یکسره به گذشته موفق فکر کنیم و به یاد بیاوریم که من قبلا آن موفقیت را بدست آوردیم پس باز هم باید همان مسیر را تکرار کنم تا به موفقیتهای بیشتری هم برسم.

    همیشه یک موفقیت بزرگ دارم که در گذشته بوده است بارها و بارها آن را برای خودم بیاد می آورم و برای خودم میگویم که احساس ارزش بیشتری داشته باشم که در این زمینه خیلی کار دارم

    وقتی یک مسیر را با قانون و درست پیش می رویم؛ جای پایمان سفت است وقتی از اول بر میگردیم و انجام میدهیم دیگر تجارب زیادی دارم با نگاه قوی که قبلاداشتیم و شور و شوقی که قبلا داشتیم شروع می کنیم و انرژی کسب می کنیم و ادامه میدهیم.

    شور و شوقی باید در خود ایجاد کنیم که منجر به حرکت و عمل شود.

    من یک باور را دارم و روی آن کارمی کنم و سریع اقدام می کنم.

    JUST DO IT NOW

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2160 روز

    به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که جهان هستی رو باقوانین ثابتش آفرید

    قسمت هشتم از گفتگوبادوستان،

    استاد شمامگه چققققدر به قوانین مسلط بودید مگه چقدر باورداشتید که ثابتن و جواب میدن

    بادست خالی مهاجرت کردین درحالی که میدونید یه عاااالمه ملک دارید ومیتونید بفروشید. دررفاه بیشتری مهاجرت کنید

    خدایا من این جنس از توحید رو میخوام من این باور قدرتمندکه قوانین جواب میده رو میخوام من همینو میخوام ،باهمین شدت و قدرت👌👌👌👍🏻👍🏻👍🏻👍🏻

    ومیدونم که اگر دراین مسیر متعهدانه بمونم طی تکامل بهش میرسم چون الان عمیقا آرزدش کردم،من میخوامش…

    الان خیلی برام واضح شد که ،چون من باورم انقدر قوی نیست وچون عمیقا قوانین ثابت پروردگار رو درک نکردم واسه همون انقد متعهد نیستم بهشون چون درکم ضعیفه

    خدارو شکر دراین سایتم ،دراین سرزمین توحیدی هستم وهرروز هم دارم رو باورهام کارمیکنم وهرروز در دریای آگاهی که استاد لطف کردن برامون خلق کردن شیرجه میزنم و درحال بهبود دائمی خودمم،حتما روزی دو تاسه ساعت،خیلی وقتا بیشتر چون محو این قوانین میشم،،، رو خودم کارمیکنم گوش میکنم مینویسم و اتفاقات رو توچارت قانون میبرم ومیگم الان بااستفاده از قوانین چطور باید اینو حلش کنم وچطور با دید قوانین بهش نگاه کنم

    میفهمم که دارم بهترمیشم واین برام خیلی ارزشمندِ،استادعزیزم ازتون سپاسگزارم که این آگاهی های خالص رو دراختیار ماقرارمیدین

    ازمهربان پروردگارم سپاسگزارم که منو به این سایت توحیدی هدایت کرد

    استادعزیزم راجب به یادآوری موفقیت های گذشته گفتید که میتونه چراغ راهمون باشه برای بدست آوردنِ موفقیت های بعدی…

    من خیلی ازاین تکنیک استفاده میکنم وخداروشکر بسسسسیار جواب داده

    خداروسپاسگزارم که برای هدفهایی که برای خودم نوشتم متعهدم و حسااااابی انگیزه دارم

    ازنظر تناسب اندام بهش رسیدم البته دوره قانون سلامتی رو خریدم وچون استمرار دارم ،نتایجم پایدار بوده

    راجب گسترش کسب و کارم هم ،دوره کسب وکار شمارو تهیه کردم وعلاوه براون دوره های تخصصی کسب و کار خودم رو هم تهیه کردم و دارم با کارکردن هرروز مهارتم رو بالاترمیبرم تا باعشق و لذت کسب وکارشخصیم رو گسترش بدم

    وطبق قانون ثابت خداوند اگه باهمین فرمون انگیزه ی زیاد و کسب مهارت تخصصی لازم و رفع ترمز های ذهنی مالی با دوره روانشناسی ثروت یک وهمینطور ساخت باورهای قدرتمندکننده جدید، پیش برم،طبق قانون به زودی باید بیام از نتایج رضایت بخشم براتون بنویسم🤩👌👌👍🏻👍🏻

    پس منتظرم باشید من به زودی براتون ازنتایج بزرگم مینویسم

    دوستتون دارم عشق برای همتون 💚💚❤❤❤😊😊🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    نیلوفر افشون گفته:
    مدت عضویت: 1742 روز

    سلام استاد جانم و مریم نازنینم

    استاد این چندمین باره دارم فایل گوش میدم و همیشه توی بهترین زمان گوشش میکنم قصه منصوره عزیز من یاد جریان خودم انداخت که دوست دارم بنویسم شاید قبلا نوشتم نمیدونم ولی حسم گفت اینجا بگو

    استاد من تقریبا یک سال از فارغ التحصیلی از رشته معماریم گذشته بود و به طور هدایتی پدر من که اصلا قبول نداشت کار کردن من و بهش میگفتی یه ن محکم میگفت خودش پیشنهاد کار داد استاد این حرف درمن طوفانی به پا کرد که باید کار کنم اول میخواستم برم فروشندگی هایپر بشم بعد مغازه و … تا خدا گفت یک ماه مراقبه کن و هیچی نگو از همه دوستام و خانوادم فاصله گرفتم و همش روی خودم کار میکردم استاد اولای خرداد نمیدونم چطوری هدایت شدم برم دنبال کار توی مغازه دکوراسیون داخلی و اینجا بگم من عشق طراحی داخلی و دکوراسیون هستم استاد منی که هیچی بلد نبودم از دکوراسیون حتی هیچ نرم افزاری بلد نبودم همش نجوا میومد که هیچکس بهت کار نمیده اصلا با چه رویی میخوای بری و … با هزار یک ترس استرس شدید بلند شدم همش نجوا میومد که بابات قبول نکنه چی گفتم فرار میکنم از خونه بزنه تو گوشم هرکار میخواد کنه کنه من میرم برامم هیچی مهم نیست استاد رفتم و روز اول یه ن محکم شندیم و کلی نا امید برگشتم خونه ولی انقدر ایمان داشتم قرار کار کنم که رفتم موهام کوتاه کردم که سریع حمام کنم و ناخونام کاشت بود دراوردم گفتم وقت ترمیم ندارم و این زمانی بود که هیچ اتفاقی نیوفتاده یود استاد چند روز بعدش یا یک هفته بعد دوباره رفتم استاد اولین جا گفت بیا و کار شروع کن دومین جا که هدایت یود واقعا رفتم خیلی خوشم امد و خیلی جدی و محکم گفتم من هیچی بلد نیستم ولی خیلی علاقه دارم و یاد میگریم استاد گفت باشه و با پدرم صحبت کردم در ناباوری خیلی راحت بدون هیچ حرفی گفت باشه و من رفتم سر این کار استاد انقدر ادمهای خوبی بودن که حد نداره بعد از یک ماه کار اموزی تمام مغازه دست خودم بود و هیچ کس بالا سرم نبود هیچ وقت هیچ کس نیومد بگه پول چقدر بالا پایین شده یا نشده

    و استاد من ۴ ماه تمام مغازه گردوندم که توی ۲۴ سال زندگیم تجربه نداشتم و اصلا تجربع کار کردن اونم بازار نداشتم من و شدم یه دختر خیلی قوی محکم تمام محل اقا بودن و من تنها دختر اولش ترس استرس بود ولی انقدر عالی از پس همه کاری برامدم استاد که حد نداره استاد مغاره ما جمع شد و رفت یه مکان دیگه و چون خیلی رفت امدش سخت بود و البته با این تجربه فهمیدم که دوست دارم کار بهتری داشته باشم نرفتم انقدر ریسم خواهش کرد گفتم ن و جالب تر کسی که جای ما امد توی مغازه ما من فقط یک بار دیده بود استاد بام تماس گرفت گفت میای مغازه منم اداره کنی تنهایی گفتم ن گفت من تعریفت خیلی شنیدم و بهت اطمینان دارم و خیلی جالب بود یک نفر من یک بار دیده مغازع زندگیش میخواست بسپاره دست من ک استاد اینا همش برای من درسه که یک بار شد دوباره میشه خدای من همون خداست میتونه دوباره هدایت کنه الان توی گیجی هستم چون شرایط زندگیم تغیر کرده و جدید شده ولی میدونم محکم تر قبل پا میشم میرم جلد و زندگی جدید دوباره ای برای خودم درست میکنم من تواتایی دارم چدن یک باز تونستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1559 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    نکاتی که از این فایل ارزشمند دریافت کردیم:

    -دلیل بسیاری از انتخاب ها و تصمیمات ما مهم بودن حرف مردم و دریافت تایید انهاست

    -دلایل تصمیمات خود را به درستی بررسی کرده و مبنای انتخاب را نظر و سبک شخصی قرار دهیم

    -داشتن استقلال مالی و وابسته نبودن به دیگران را هدف اصلی خود بدانیم

    -تمام خواسته های ما تحقق یافتنی است

    -اگر برای تحقق اهداف و خواسته های خود انگیزه و اشتیاق فراوان داشته باشیم علی رغم نداشتن شرایط لازم به انها دست میابیم

    -تغییرات ممکن است در ابتدا بسیار سخت و پیچیده باشد اما با ادامه ی روند صحیح به تدریج اسان خواهد شد

    -زمانی که شرایط عالی است باید تغییر کنیم

    -تنها زمانی که باور های درست داشته باشیم برای تحقق اهداف خود حرکت کرده و قدم بر می داریم

    -با داشتن باورهای درست حرکت کردن و قدم برداشتن درهایی برای ما باز می شود که تا ان زمان وجود نداشته اند

    -چگونگی تحقق خواسته هایمان را کنار بگذاریم

    -چگونگی تنها در دستان خداوند است

    -سمت خود را به درستی انجام داده خداوند سمت خود را به درستی انجام می دهد

    -مسیر تحقق تمام اهداف یکسان هستند

    -با تحقق هر هدف مسیر ان را همواره به یاد داشته درباره ی ان بنویسیم و با خودمان راجع به ان صحبت کنیم

    -در هر حوزه ای به موفقیت دست یافته ایم در سایر حوزه ها با تکرار روند درست گذشته به موفقیت دست میابیم

    -هرگز برای تحقق اهداف خود اقدام به فروش اشیاء خریداری شده نکرده و به جای این اقدام خواسته های خود را خلق کنیم

    -به یاد آوردن موفقیت ها و مسیرهای طی شده به ما کمک می کند به اهداف خود دست یابیم

    -ذهن با دریافت نتیجه باور می کند تحقق اهداف امکان پذیر است

    -با دریافت نتیجه اعتماد به نفس ما برای تحقق سایر اهداف بیشتر می شود

    -همان نگاه باور و مهم تر از همه شور و اشتیاق گذشته به ما در تحقق سایر اهداف آینده کمک می کند

    -اگر با تضاد یا چالشی در کسب و کار خود مواجه شدیم از خود سوال کنیم:

    آیا همان شور و اشتیاقی که برای شروع کسب و کار خود داشته ایم اکنون برای ادامه ی آن داریم؟

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: