تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴ - صفحه 35 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

547 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1556 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    همیشه باید پیش از اینکه جهان ما را با تضادهای جدی روبرو کند خودمان تغییر کنیم . جهان در حال رشد و گسترش بوده و ایستایی و عدم پیشرفت را تحمل نمی کند به همین دلیل باید پیش از رسیدن به هدف ، هدف چالش برانگیز بعدی را انتخاب کنیم تا با اتفاقات ناخواسته ای مواجهه نشده و زمان و انرژی ما صرف رفع آنها شود.

    ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستی هستیم و از همان لحظه که شروع به تغییر باورهای خود می کنیم واکنش های جدید و متفاوت جهان را مشاهده خواهیم کرد و اگر مسیر درست را ادامه داده ناامید نشویم و مثل گذشته فکر و عمل نکنیم اوضاع تغییر می کند این تغییر در تمام جنبه های زندگی ما رخ خواهد داد.

    در تمام جنبه های زندگی با تضادهای زیادی مواجه می شویم و اگر آنها را حل نکرده و در پی بهبود خود نباشیم تضادها بزرگ و بزرگتر شده و در نهایت نابود خواهیم شد.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    فاطمه شفیعی زاده گفته:
    مدت عضویت: 597 روز

    امروز شنبه سوم آبان. با ذکر «یا رب العالمین »شروع کردم فرمانروای جهان من تسلیمم

    من هم از یک زندگی. با امکانات نسبتا خوب درکنار بچه هام بودم ولی تصمیم گرفتم بیام بیرون

    چون حس خوبی نداشتم لذت نمی‌برم.

    الان که چندسال گذشته. خیلی خوشحال راضی هستم از تصمیم.که گرفتم علی رغم مشکلات زیادی که داشتم دوری بچه ها. نگاه بد اجتماع. اوضاع مالی صفر ….ولی به لطف خدا همه اینا پشت سرگذاشتم قوی شدم و ادامه ادامه دادم امروز در آرامش زندگی میکنم و به خودم عذاب وجدان نمیدم که چرا اینکار کردم با انگیزه . ادامه دادم و زندگی ساختم براخودم از نظر مالی. عاطفی وابسته نیستم. ولی شرایط حال حاضر نسبتا قابل تحمل هست

    این جمله برا آویزه گوش شد آدم رولبه تیغ نمیتونه زندگی کنند یا رومی روم یا زنگی زنگ این ضرب المثل هست

    جای سخت بود قدرت ندانستند خودت بگیرد ازشون

    خدایا هزاران بار سپاسگزاری میکنم بابت وجودت. خودت. استاد عزیز دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    محمد قاسم نجفی گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    سلام به خدای ابراهیم خدای عشق

    و سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و هم دوره یی های عزیز و موفقم

    استاد مه از افغانستان کامنت میمانم و ایی ایمیل برادرم هست اسم خودم هاجر است

    و خیلی خوشحالم که در این سایت با شما همراهم و چقدر وقت گذراندن در این سایت لذت بخش و آرامش بخش است

    سپاسگزار شما هستم بخاطر همه دوره هایتان و خصوصا این پروژه عالی شما

    استاد مه دوره احساس لیاقت را ندارم ولی میخاهم این پروژه تغییر را در آغوش را در عمل و با انجام تمرینات پیش ببرم

    تضادی که مرا وادار به تغییر کرد ایی بود که مه در زندگیم هیچ حرفی و هیچ کاری را جدی نمیگرفتم و عمل نمیکردم تا ایکه مجبور به تغییر شدم مه از نظر مالی به گفته شما که همیشه میتانستم پول بسازم ولی هیچ وقت پول نداشتم و ایی واقعا خسته کننده شده بود برم واقعا از کار خسته شده بودم ایی در حالی بود که دوره روانشناسی ثروت یک را داشتم از چند سال پیش همیشه گوش میدادم ولی اصلا جدی نمیگرفتم و به تمرینات عمل نمیکردم

    دو هفته پیش تصمیم گرفتم جدی شروع کنم و واقعا هم نتایج عالی گرفتم

    یکی از این نتایج، هفته پیش دوستم بطور اتفاقی برم هژده ملیون از ایران فرستاد که به پول افغانستان میشه ده هزار واقعا شگفت زده شدم چقدر قانون عالی و دقیق کار میکنه واقعا خوشحال شدم

    احرام رنج و لذت ره نوشتم راجع به ایی موضوع که اگه واقعا تمرینات دوره ره جدی نگیرم تا پنج سال آینده چه اتفاقاتی برم رخ میدهد و اگه پایبند باشم به تمرینات و ورودی و خروجی خودم را کنترل کنم تا پنج سال آینده چه خوشبختی ها و ثروت در زندگیم میاید

    استاد واقعا واقعا واقعا خوشحالم که درین سایت هستم

    واقعا بار اولی که ویدیوی شما ره دیدم همرای خودم گفتم که ای کی است که کنار آب ایستاد شده و از خودش چند حرفی ساخته و بی توجه از شما گذشتم

    و زمانی عاشق شما و عاشق ایی سایت شدم که تازه پندمیک شایع شده بود ولی هنوز به افغانستان نرسیده بود و ترس داشتم واقعا ازیکه به افغانستان برسه

    تا اییکه خودم برخوردم به چند فایل دانلودی از شما در تلگرامم

    و با شنیدن گپ های شیرین و ایمان بخش شما واقعا حس میکردم که هیچ ترسی و هیچ غصه ایی ندارم ولی دوباره ایی حس کمرنگ شد تا اییکه دو هفته پیش دوباره شروع کردم و واقعا سپاسگزارم استاد

    دوست دار شما هاجر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2042 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    استاد جان من هم برام پیش اومده که نشونه های خداوندو دیدم ولی چون تو مدارش نبودم اصلا توجهی بهشون نکردم و جهان هم اول با تلنگر بعد با توگوشی و بعد با چوب و‌پتک میخواست بهم بفهمونه که تغییر کنم ولی دید که چاره ای نیست فرستادم ته دره اونجا بود که به خودم اومدم ولی کار خیلی سخت شده بود واسم، این اتفاق تو رابطه زناشوییم افتاد و جوری رقم‌خورد که رابطه م ازبین رفت و اون موقع بود که من تغییر کردم، درواقع من هم ته دره رفتم ولی یکم که خودمو جمع و جور کردم امیدمو بدست آوردم نزدیک بود به کل امیدمو از دست بدم ولی یکم که خودمو آروم کردم صدای خداوندو شنیدم و امیدم بیشتر شد، این حرفتونو قبول دارم که ما هیچوقت نباید امید مون رو از دست بدیم حتی اگر ته دره هم رفتیم میتونیم دوباره برگردیم بالا و شرایطو تغییر بدیم؛

    چقدر بهتر که وقتی نشونه هارو دیدیم تغییر کنیم و این ما هستیم که شرایط زندگی مونو در هر لحظه رقم میزنیم، مهم نیست در گذشته چطور بودیم هرچقدر اوضاع سخت بوده میتونیم شرایطو تغییر بدیم و باید همیشه توکلمون به خدا باشه

    ممنونم‌از شما استاد عزیز خیلی دوستون دارم و‌دوست دارم بیام‌امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    جمشید انوری گفته:
    مدت عضویت: 2613 روز

    آیا تا به حال در زندگی‌ات به «تهِ دره» رسیده‌ای؟

    جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانه‌ای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟

    لطفاً تجربه‌ات را بنویس:

    چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟

    چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی می‌شود اوضاع را تغییر داد؟

    سلام

    بله ته دره رو تجربه کردم

    ولی تسلیم خداوند شدم و خودمو در آغوشش رها کردم. البته یکی از خویشاوندانم(که خیلی عزیز بودن) رو هم از دست داده بودم و باعث شد از خودم بپرسم من چرا زنده ام پس؟ بعدش هرکاری رو نصفه نیمه انجام داده بودم تمومش کردم.

    خیلی با خداوند رابطه‌مو بیشتر کردم. دیگه خیلی چیزا اهمیتشو از دست داده بود تو افکارم. عجله نداشتم وابسته هم نبودم به نتایج. اونا رو بت نساختم.آرام بودم. آروم آروم اتفاقات خوب شروع شد و بزرگ و بزرگتر شدن.اتفاقاتی که معجزه بودن.

    آرامش بیشتر، پول بیشتر، راه اندازی کسب و کار و نتیجه گرفتن، روابط بهتر با اطرافیان، دریافت احترام ازشون، رشد کسب و کار و یه عالمه اتفاق خوب دیگه، هرروز و هرروز که اکثرش فراموش میشه.

    اصلا مهم نیست گذشته چطور بوده، گذشته یعنی یک روز قبل، ما در هرلحظه میتونیم تغییر بدیم کانون توجهمونو،اتفاقات آینده رو. اگه زنده ایم پس این قدرتو داریم. شیطان ازین نجواها زیاد میخونه در گوشمون که دیگه تموم شد و ما رو ناامید میکنه. درصورتیکه نعمت و رحمت خداوند همیشگیست بدون انقطاع جاریه. و ما از همین الان میتونیم آینده متفاوتی بسازیم. و خداوند بما این قدرتو داده است.

    من برم اهرم رنج و لذت درست کنم چون دقیقا تو موقعیت درگیر روزمرگی ام. خداوندم داره نشونه پشت نشونه میفرسته منم مقاومت دارم.

    اگه تغییر نکنم ضربه ها ویرانگرتر میشه. ضربه ها با همان ریت باقی نمیمونه!!! اوضاع فقط میتواند بدتر شود اگر تغییر نکنم.

    یاحق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    روژین گفته:
    مدت عضویت: 2735 روز

    سلام ب استاد عزیرم خانم شایسته عزیز و همه دوستان هم فرکانسی عزیزم.

    هر موقع این بخش گفتگو استاد رو با دوستان میبینم و یا بعدش بهش فکر میکنم میگم خدایا این گنج چیه که سر راهم قرار دادی خیلی خیلی خیلی صحبت های استاد و دوستان با ارزش و آموزنده هستند یعنی هر قسمتش رو باید هزار بار دید .وقتی صحبت دوستان رو مستقیما می‌شنوم و نتایجشون رو می گن باورهای منم خیلی راحت تر تغییر میکنن و پذیرش پیشرفت های مالی و روابطی و سلامتی خیلی بالاتر برای منم انگار دست یافتنی تر شده و یکی از اهدافم رو این گذاشتم که منم روی خودم کار کنم و انشالله این هفته اولین قدم ۱۲قدم رو بخرم و بتونم منم ی روز با استاد عزیزم با افتخار صحبت کنم و از نتایج خوبم بگم و بهشون بگم در تمام جوانب بهترین الگوی روی زمین هستند .

    واقعا خدا رو بی نهایت بار سپاسگزارم که عضو این خانواده فوق العاده هستم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    مریم جاویدیان گفته:
    مدت عضویت: 2194 روز

    سلام ، استاد عزیزم و مریم دوست داشتنی

    بی نهایت قدردان الله و شما هستم

    که این چنین رایگان ما را در مسیر حق و درستی هدایت میکنید

    به شخصه چندین مرتبه هر فایل گفتگو را گوش کرده

    و هر بار نکات جدیدی را دریافت و یادداشت میکنم

    خدا را شاهد میگیرم که اگر وقت اجازه دهد

    از شنیدن صدا و هدایتی که در کلام شماست ، سیر نمیشوم

    جسارتا این جنس از فایل های گفتگو

    از لایو اینستاگرام

    کاربردی تر است و به تصور من

    کمتر بحث به حاشیه میرود

    و افرادی که در مدار نزدیکتر هستند

    وارد بحث میشوند

    لطفا ما را مورد لطف از چنین آموزش هایی که حقیقتا یک دوره کامل

    رایگان است . قرار دهید

    دستبوس شما و مریم عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حمزه سوری گفته:
    مدت عضویت: 1801 روز

    قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ الزمر﴿53﴾ بگو اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏ روى روا داشته‏ اید از رحمت‏ خدا نومید مشوید در حقیقت ‏خدا همه گناهان را مى ‏آمرزد که او خود آمرزنده مهربان است

    الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

    الرعد﴿28﴾ همان کسانى که ایمان آورده‏ اند و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏ گیرد آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏ یابد

    به نام خدایی که همین نزدیکیست و یادش آرامش بخش قلبهاست

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربان و دوستان همفرکانسیم

    اگر ایمان داشته باشیم که خدا در هر لحظه در کنار ماست هرگز ناامیدی به سراغ ما نمیاد

    من به لطف خداوند مهربان تا حالا پیش نیومده که به ته دره بیوفتم

    اما شرایطی پیش اومده که نا امید شده باشم اما بعد ازینکه به خودم اومدم به خدا توکل

    کردم و خداوند مسیر را برام هموار کرد

    حدود 9سال پیش بود که همسرم باردار بود و ماه‌های آخر بود که دخترم که اولین بچه ما بود

    به دنیا بیاد یک روز صبح که مثل هر روز رفتم سر کار بعد از دو سه ساعت گوشیم زنگ خورد

    خانومم با گریه بهم زنگ زد و گفت زود خودتو برسون. من با استرس خیلی زیاد نفهمیدم چطور

    بدون اینکه به کسی بگم یا مرخصی بگیرم از محل کار زدم بیرون تا به خونه برسم افکار منفی

    تمام ذهنمو پر کرده بود. رسیدم خونه دیدم همسایه ها زنگ زدن اورژانس اومده بود.همسرم

    فقط گریه میکرد میگفت دعا کن بچم نمیره.خیلی خونریزی شدیدی داشت.منم یه جورایی

    خودمو باخته بودم اما سعی میکردم به روی خودم نیارم و بهش آرامش بدم.رفتیم به نزدیکترین

    بیمارستان تا بعدازظهر اونجا بودیم اما گفتن ما کاری از دستمون بر نمیاد باید ببریدش یه

    بیمارستان دیگه.هرچی می‌گذشت افکار منفی بیشتر ذهنمو پر میکرد.خلاصه بردیمش یه

    بیمارستان دیگه بستری شد من تو سالن انتظار نشسته بودم که یه دفعه به خودم اومدم

    و گفتم چرا انقدر فکر بد داری میکنی چرا از خدا کمک نمیخوای، اینجا بود که بعداز چند

    ساعت آروم شدم و گفتم خدایا این مادر بچه رو به خودت میسپارم تویی تنها قدرت

    آسمانها و زمین ازت میخوام اونارو در پناه خودت حفظ کنی

    تو حال خودم بودم که دیدم دارن صدام میزنن رفتم دیدم یه برگه گذاشتن جلوم

    گفتن رضایت نامه امضا کن که همسرت باید زایمان بشه وگرنه بچه ممکنه از بین

    بره. اومدم امضا کنم اما دستم به خودکار نمیرفت انگار یه حسی میگفت امضا

    نکن،امضا نکردم پرستار گفت آقا اضا کن هم مادر هم بچه تو خطره من

    تو دلم گفتم من از خدا خواستم نجاتشون بده خودش بهم گفت امضا نکن پس

    حتما نجاتشون میده.

    زنگ زدم به خواهر همسرم که همراهش بود گوشی رو داد بهش ماجرا رو

    براش تعریف کردم باورتون نمیشه همسرم گفت یک ساعت پیش همین

    حس به منم گفت بچه سالم میمونه اجازه نده زایمان کنن. میگفت این

    صدا اونقدر تو سرم قوی بود که هر پرستار یا دکتری اومد معاینه کنه

    بهش اجازه ندادم.

    گرچه هیچ نشانه نیست اندر وادی

    بسیار امیدهاست در نومیدی

    ای دل مبر امید که در روضه ی جان

    خرما دهی ار نیز درخت بیدی

    خلاصه به لطف الله مهربان همسرم تا یک ماه استراحت مطلق بود و بعد یک فرشته آسمونی که به برکت وجودش اسمشو گذاشتیم باران به دنیا آورد.خدارو صدهزار مرتبه شکر که همیشه در شرایط سخت که ناامیدی

    بر ما غلبه میکنه به کمک ما میاد و همیشه نجات‌بخش ماست

    با تشکر از استاد عزیزم برای این پروژه عالی و تشکر از خانوم شایسته برای زحماتی که برای آماده کردن

    دوره ها می‌کشند و همه دوستانم که با کامنتهای زیباشون انرژی میگیریم. یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مهران گفته:
    مدت عضویت: 3040 روز

    درود بر استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز

    بی نهایت خداوند رو شاکرم و همچنین از شما استاد عزیز سپاسگزارم بخاطر این گفتگو با دوستان همسو و هم مسیر،استاد این گفتگوها به شخصه به من خیلی انگیزه میده،چون هم موفقیت دوستان رو میبینیم و انگیزه بیشتری میگیرم برای موفقیت های بزرگتر هم قوانین رو دوباره برای ما یادآوری میکنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1646 روز

    سلام

    استاد عباسمنش

    چقدر این فایل شما آگاهی دهنده است که ما باید با رشد جهان تغییر کنیم ، ما باید رشد کنیم اگه تغییر نکنیم در جهان له می شیم ، برای تغییر کردن خدا به ما نشانه میده اگه عمل کنیم عالیه اوضاع هی بهتر و بهتر میشه و هنوز شرایط خوبه ، همه چی خوب پیش میره باید تغییر کنیم ، هنور که جهان چک ولگد به ما نزده تغییر کنیم به خدا و امداد غیبی الله اعتماد داشته باشیم

    واقعا جهان داره بصورت سیستمی هدایت میشه و مدیریت میشه و اصلا جای دلسوزی احساسی در کار نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: