چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    بنیامین هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1265 روز

    به نام یزدان سپهر فروزنده ماه و خورشید مهر

    یکی از مشکلات اساسی من اینه از بچگی هر اشتباهی انجام میدادم هرکار نادرست حرف نادرست و هرچیز دیگه

    انقدر سرزنش و سرکوفت میشنیدم که تو فلانی تو حواس پرتی تو به جایی نمیرسی و…

    که الان که 19 سالمه نتونستم هیچ موفقیتی بدست بیارم و وابسته خانواده هستم

    و الان با هر اشتباهی که میکنم خودم شروع به تخریب میکنم و استرس ونگرانی الکی میدم

    و خودمو توانمند و لایق ان زندگی که می خوامو نمیدونم و به عبارت دیگه ای ارزششو ندارم

    و چیزایی که برای خیلیل عادی حساب میشه مانند رانندگی دوست دختر و… برای من سخته اونم بخاطر ترسیدن و حس ناکافی بودن و ایمان نداشتن به خداوند

    در مورد پول منتطرم با پولی که دستم میاد دوره عزت نفس بخروم وروی باور ارزشمندی خودم کار کنم که بقول خدتان اگر تمام باور های موفقیت یک طرف ترازو و عزت نفس یک طرف دیگر بذاریم این عزت نفس که سنگین تره با ارزوی بهترین ها برای هم فرکانسی های عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      جمال خسروی گفته:
      مدت عضویت: 1600 روز

      سلام بنیامین جان

      سپاسگذارم که هستی واین یعنی با ارزش وبودنت زیباست .برای بودنت در این خانواده سبز بزرگ خوشحالم

      وحتما آرام آرام چرخه تکامل موفقیت ها رو از کامنت هایت می‌خوانم امروز را خودت با تفکرات زیبا خودم با تفکرات زیبا می‌سازم باقی ماجرا را من نمیدونم فقط از لحظاتم سعی میکنم لذت ببرم

      کل ماجرا این بود اکنون دوست خوبم سپاسگذارم بابت بودنت سپاسگذارم نوشتی و در این خانواده سبز تمارین وکارکردن رو باور رو نوشتی ومینویسی. سپاسگذارم بابت کامنت خوبت

      زندگی زیباست

      این جهان منو بسمت کارم هدایت می‌کند

      خورشید ویتامین مورد نیاز بدن نازنینم بهم میرساند

      در روز هدایتی فایل مورد نیازم رو گوش میدهم

      این منم که با حس خوب اتفاقات خوب جذب میکنم

      من هستم با احوال پرسی ومحبت زیبای آدمها رو بر انگیخته میکنم

      در این روزها من هستم با تمرکز بر کارهایم از اخبار وحواشی دور میشم

      وبسیار باورهای زیبای دیگر که من به شخصه در اول آنها رو در قلبم با روح زیبایم مرور میکنم فقط مرور میکنم کافیه جهان درست به موقع داره جوابمو میده ومن ایمان دارم زندگی فقط زیباییه …

      سعادتمند سلامت وشاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    آتنا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 740 روز

    سلااااااام به استاد عزیز و بزرگوار و زیبا و خانم شایسته‌ی زیبارو

    استاد عزیز چقدر این فایل مرتبط بود با مسئله و سوال الآنم و چقدر فهمیدم که خداوند بینهایت هدایتگر و آگاه و پاسخ دهنده هست

    انگار داشتید جواب من رو می‌دادید دقیقاً

    باورهای محدود کننده ام

    باور اینکه آهنگ که گوش میدم به چیزای نامناسبی که از ضمیر ناخودآگاه ام نشأت میگیره فکر میکنم تازه کلی هم برای خودم اثباتش کرده بودم

    و اما ترمیم و نوسازی باور

    من آهنگ که گوش میدم به خواسته هام و چیزای درست و به شدت آگاهانه فکر میکنم و تمرکزم رو میذارم روی چیزایی که در طولانی مدتم حالم رو خوب می‌کنه و تجسم آگاهانه با آهنگ دارم

    من آهنگ که گوش میدم واقعا حالم خوب میشه و گوشم ندم بازم با ندای الهی درونم حالم خوبه…

    باور محدود کننده ی بعدی

    اینکه فکر میکنم آتنا باید حتما آیلتس بگیره تا مهاجرت کنه یا پول زیاد داشته باشد یا معدل20

    ترمیم و نوسازی باور

    آتنا تو نه نیاز به پول داری نه آیلتس

    تلاشت رو بکن اما قبل آیلتس هم میتونی مهاجرت کنی

    خالق تو خالقی هست که هر غیر ممکنی رو ممکن میکنه

    باور محدود کننده ی بعدی

    کار واسه رشتت تو ایران نیست

    اگه باشه هم خوب نیست

    از کجا نشأت گرفته این باور؟حرف مردم

    باور جدید

    آتنا بینهایت کار توی هرجایی توی رشته ی مورد علاقت هست و جهان پر از فراوانی هست و خداوند از بینهایت طریق می‌تونه تو رو در جهت علایقت ثروتمند کنه…

    خداوند خدایی هست که هر غیر ممکنی رو ممکن میکنه و خواسته هات رو در سریع ترین زمان ممکن از راهی که بدونی یا ندونی بهت میده

    باور محدود کننده ی بعدی

    آتنا تو بیشتر از 25 دقیقه توی هر باکس مطالعاتی نمیتونی درس بخونی

    از کجا نشأت گرفته ؟

    1.مشاوری که گفته مغز فقط25 دقیقه میکشه بعدش باید حتماً استراحت کنه و 2.قانون پومودورو

    در صورتی که خداوند به ما مغز پویا و فعالی داده و تو هر چقدر ازش کار بکشی بیشتر باز میشه مغزت آتنا و بهتر می‌فهمه و تمرکزت تو اون کار بیشتر میشه عین وقتی واسه ورزش گرم میکنی بنابراین عضله ی مغزت هم گرم و تمرکزت تو اون کار بیشتر میشه

    و آتنا می‌خوام بهت بگم تو یک انسان آزادی و در هیچ شرایطی چه برای کار چه برای تفریح محدود به مکان نیستی چون خداوند تورو آزاد از مکان و زمان خلق کرده با نعمت های بینهایتی که همواره در زندگیت جاری کرده و هر روز بیشترش می‌کنه، فقط تو باید ظرفیت رو بزرگ تر کنی تا نعمت های بیشتری هم دریافت کنی…

    بینهایت از خداوندی که اینهمه هدایت و آگاهی خلق کرده سپاسگزارم

    و از استاد عزیز و خانم شایسته‌ی عزیز به خاطر اینکه دستی از طرف خداوند شدند تا من رو خداوند حق تعالی هدایت کنه سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 1075 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم

    استاد خب طی یه فرایند چند ساله من..

    اول اینو بگم که من از بچگی الهاماتی رو به وضوح دریافت میکردم و تمامش اتفاق افتاد …

    من الان چندین سال هست که خانواده رو ترک کردم و آمدم تهران یه مدت کوتاه هم استانبول بودم و باور دارم که خداوند منو به این مسیر ها هدایت کرد چون من خاسته هایی رو داشتم من همیشه توی بچگی تجسم میکردم و اصلا متفاوت بودم با تمام افرادی که حداقل دور و برم بودن خیلی جاه طلب خیلی خیلی زیاد خواه و اصلا خیلی زیاد اصلا به کم و جنس بی کیفیت قانع نبودم …

    توی هر موضوعی مثلاً ماشین یا موبایل یا هرچیزی … همیشه دنبال بهترین های ممکن بودم و الانم همین جورم و باور دارم که این روند جدا شدن از خانواده و ترک شهر و دیار دقیقا در راستای تمام خاسته های من بوده و خیلی بابتش خوشحالممم

    الان دیگه خیلی اعتمادم بیشتر شده که اصلا این اتفاق ها افتاد که من برسم به خاسته هام …

    دیشب خاب دیدم توی خاب یه بنده خدایی داشت به من می‌گفت تو باید خواننده بشی و صدات عالیه

    واقعا هم همینه …

    تازه هم وارد شغل املاک شدم الان 25روزی میشه

    اگر قبلاً بود من بدون فکر کردن دست به کار عجولانه ایی میزدم بعد از دیدن این خاب

    اما الان به خودم میگم هدایت میشم نیاز نیست بلند شی استفا بدی و بری برای خوانندگی نه صبر کن بزار موضوعات برات هضم شه و بعد هدایت میشی …

    استاد عزیزم سپاس گذارم بابت آموزش هاتون

    در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1565 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استادم سلام به بانوی بهشتی خانم شایسته مهربانم

    سلام به اهالی بهشت

    خیلی وقت هست ک چیزی در سایت ننوشتم اما حالا اومدم بنویسم از معجزات این فایل

    استاد عزیزم همه مدتی ک در این سایت بودم یک طرف و از وقتی این فایل رو گوش دادم یک طرف

    خیلی تلاش میکردم رو خودم کار کنم اما هر کاری میکردم اینکه باورها دارن زندگیمو میسازن رو درک نمیکردم طوطی وار تکرار میکردم یه کامنت از اقای رضا عطار روشن خواندم ک گفته بود من باور کردم اینو ک این باورها هستن ک شرایط رو میسازن همش میگفتم چطور باور کنم میدونستم ک هنوز درک نکردم اینو با ایکنه همش توی سایتم یا فایل گوش میدم یا کامنت بچه های گل رو میخونم

    بعد از گوش دادن این فایل و خوندن کامنت ها انگار یه جرقه تو ذهنم خورد همش این سوالو از خودم میپرسیدم ک چه موضوعی رو باور کردی و ناگفته نمونه ک من مدام توی رفت و امدم به تهرانم و این فایلو روزی گوش دادم دو روز بعدش رفتم تهران کارام عالی پیش میرفت

    در مورد پول به خودم گفتم چه موضوعی رو باور کردی ؟ ایا باور داری ک پول نیس پول کمه تو لایق نیستی حسابت پر پول باشه هر چی بخوای داشته باشی به راحتی ؟ و فردای اون روز من با خانواده پسر عموم رفتم بیرون اونجا فک کنم پارک جنگلی بود دقیقا روبروی آلاچیق ما یک برج بزرگ و زیبا بود و کامنت اقا رسول ک در مورد لحظه حال بود و یکی از دوستان از ایشون تشکر کرده بود و گفته بود پاشنه آشیلمو پیدا کردم گفت ک من همیشه منتظر بودم اتفاقات در اینده بیفته در صورتی ک در لحظه حال نبودم و من هم فهمیدم این باور اشتباه من هم هست ک از این دوست عزیزم هم کمال سپاسگذاری رو دارم

    خب برگردیم به برج من لحظه به لحظه نگاه این برج میکردم و فراوانی و شکوه ثروت رو تایید میکردم و تحسین میکردم و به خودم میگفتم این نشانه هست ک من لایق ثروتم ک خدا منو اورد روبروی این برج من پول کمی توی کارتم بود همون لحظه یکی از دوستام تماس گرفت گفت 40میلیون از کسی طلب دارم گفتم مال توییه ک پسش بده شماره کارتتو بده ک بیست تومنشو به کارتت انتقال بده و من اون لحظه فقط سکوت کردم و توی دلم تایید میکردم ک باور کن باورهاست ک شرایطو میسازه و دو تا ده میلیون به حساب من اومد درسته مال خودم نبود اما خیلی خوشحال شدم ک باعث شد باور کنم این باور رو ک من خالق زندگیم هستم و باورها شرایط من رو میسازن خدا رو هزاران مرتبه شکررررت

    و سعی کردم متعهد باشم اون روز هوا گرم بود گفتم کاش الان هوا خنک بشه و خورشید غروب کرد یک باران روییایی بارید و من زیر باران فقط سپاسگذاری میکردم وهر لحظه ایمانم بیشتر میشد

    تو راه برگشت تمام ساختمانها و ماشینها و فراوانی ثروت و زیباییها رو تحسین میکردم تعهد دادم به خودم ک فقط لحظه حال باشم و مسیر رو ادامه بدم

    گذشته از همه اینها من برای کارهای اداریم توی تهران یک خونه با کلیه امکانات با یک ویوی زیبا رو به پارک خدا در اختیارم گذاشته بود قبلا خونه جای دیگه بود و فضای بسته در هر حال خونه در اختیار داشتم بدون هیچ هزینه ای اما این خونه عالی بود توی اتاق خواب روبروی پارک مینشستم و کامنت میخوندم نسیم خنک صدای جیک جیک گنجشکان قارقار کلاغ هاو هاپ سگ اصلا این فضا برام معنوی بود خدایا شکرررت ک در همه حال کنارمی.

    قبل از اومدنم به تهران برادرم قول داد ک شمال کار داره میاد تهران ک من همراش برم شمال من خوشحال شدم ک بیاد و برم شمال چون تاحالا نرفته بودم اما پیگیر نشدم و نیومد و خداوند ک استاد برنامه ریزی هاست خانواده پسر عموم اومدن تهران و من رو به سفر شمال دعوت کردن خدایا مگه میشه اینقد همچی دقیق باشه شب بیرون دعوت شدم پل طبیعت من فقط ثروت و زیباییها رو تحسین و تایید کردم و بسیار عالی بود و خوش گذشت توی مسیر برج میلاد رو ک میدیدم شکوه ثروت رو حس میکردم فرداش راهی شمال شدیم

    همش به خودم میگفتم چه موضوعی رو باور کردی ؟ ببین خدا این همه ثروت توی تهران بهت نشون میده ک بگه ثروت فراوانه و حالاببینم پلن بعدی برام چیه وجاده چالوس و زیباییها من اصلا توی یه عالم دیگه بودم بعدش دریا ک با موجهای مهربانش منو در اغوش میگرفت به قول بانو حمیرا نسیم موج دریا موهامو شونه میکرد. نم نم بارون هوای عالی سبزه و جنگل دریا و ساحل

    گفتم خدایا مگه زیباتر از دریاهم وجود داره تا نهایت ثروت و زیبایی خدا منو هدایت کردی باز فرداش به یه نقطه ای از رشت ک بی شک قطعه ای از بهشت بود هدایت شدیم گفتم ببین حتی زیباتر از دریا هم بهم نشون داد خدا برام هنر نمایی میکرد دو شب شمال بودیم ک فرداش بخاطر کارهای اداری برگشتیم تهران خدیاااااا شکررررت

    وقتی از شمال راهی تهران شدیم کوهای پوشیده از درخت عین مخمل با اینکه من توی شهرستانیم ک طبیعتش حرف نداره اما شمال چیز دیگه بود برام گفتم خدایا من ظرفیت این حجم از زیبایی رو دارم ؟ حتما دارم حتما لایقم ک منو از جنوب ایران اوردی به شمال ایران ک این همه ثروت توی تهران و این همه زیبایی توی شمال ببینم بدون یک ریال هزینه کنم حتی سوغاتی هم برام گرفتن من توی ذهنم چای شمال و زیتپن بود ک بدون اینکه بگم میخوام سوغاتی بگیرم برام گرفتن خدایا شکررررت فهمیدم چقد راحته ک باور کنی باورها هستن ک شرایط رو میسازن خلاصه گفتم ک طولانی نشه اینقد معجزات زیاد بود ک نمیتونم همه رو بنویسم خدایا سپاسگذارتم

    و شرایط کارم پیش یک ادم تاپ لول در رشته خودم ک رزومه تحصیلی و شغلیش یک صفحه میشد از اساتید افتخاری دانشگاهای اروپا و 54 کشور جهان رفته بود و 12 سال اروپا بود اوکی شد ک پورسانتی کار کنیم و ماهانه یک درامد ثابت اما مبلغ کمی به من بده ک 3 میلیون به حسابم زد بدون اینکه هنوز اونجا شروع به کار کنم و البته این شخص بزرگوار در سفر قبلیم به تهران ک باز هم توی اون سفر خداوند منو دعوت کرد به جشن دیدار وکلای تهران در هتل پارسیان استقلال اشنا شدم ک در بین هزاران نفر به سمت من امد و از من خواست عضو انجمن کانون بشم ک حتی من شهرستان بودم و یه سری کارهایی ک همکارام کلی تلاش کردن اما من بدون ذره ای تلاش این شخص توی تهران با تلفن کارای منو درست کرد استاد اینقد معجزات زیاده ک نمیدونم کدومو بگم

    اینقد این فایلو ک گوش دادم نتایج از هر طرف رخ میداد ک هنگ شدم یاد گرفتم ک فقط و فقط در لحظه حال باشم استاد شمال ک بودم یه جاده وسط جنگل بود اسفالت یاد ستاره قطبی منو مینداخت گفتم این همون جاده اسفالته وسط جنگله ک منو به خواسته هام میرسونه همین مسیر رو ادامه بدم و زیباییها رو دنبال کنم تا به خواسته هام برسم اینطوری دیگه کاملا حواسم جمع بود به ذهنم خدا میدونه چه معجزاتی در انتظارمه

    در برابر هر چیزی ک از خدا خواستم خدا گفت:

    أعطیتُکَ ما تُرید.

    بهتر از چیزی ک میخواهی بهت میدم.

    اینقد معجزاتی برام رخ میده زیادن ک سعی کردم کوتاه مهمترینشون از نظر خودم رو بنویسم الهی شکر استاد عزیزم ازت سپاسگذارم

    دوستون دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    زهرا وثوقی گفته:
    مدت عضویت: 1568 روز

    به نام خدای بزرگ و هدایتگر :)

    1404/6/12

    ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

    خدایا به اسم تو و برای تو مینویسم برای قرص تر شدن قلبم ، محکم تر شدن ایمانم پس نورت رو دعوت میکنم به هررررر تاریکی درونم برای نوشتن یک صلات پر برکت دیگه برای نوشتن یک ردپای دیگه که برکت و نورش برای من هست

    خدایا من بهت سخت فقیر و محتاجم به نورت به هدایتت به حضور لحظه به لحظه ت خداجان پس به امید خودت :)

    بسم الله

    ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

    سلامممم به استاد جان عزیزم و مریم جانم امیدوارم که حالتون عالی ترین باشه

    =========================================

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَهِ فَعَلِمَ ما فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَهَ عَلَیْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِیباً «18»

    همانا خداوند از مؤمنان راضى شد، آنگاه که (در حدیبیّه) زیر آن درخت با تو بیعت کردند، پس خداوند آنچه را در دل‌هایشان (از ایمان و صداقت) بود، دانست، بنابراین آرامش را بر آنان نازل کرد و پیروزى نزدیکى را پاداش آنان قرار داد.

    ((و باز اینم هدایت خدا جان))

    =========================================

    من الان بنظر خودم دارم بزرگ ترین تصمیم عمرم رو میگیرم

    اینکه برم دانشگاه یا برم سراغ کارم ، برای دانشگاه که قبول نشدم و این یعنی اینکه دانشگاه نباید برم با این حال باز من از خدا جان هدایت خواستم ، که چیکار کنم و هدایت این بود که برم سراغ شروع بیزینسم ، نه یک بار بلکه دوبار و همچنین از کامنت بچه ها

    به خودم گفتم زهرا دلت رو قرص کن و فقط وفقط به هدایت خدا گوش بده چون نتیجه فراتر از حد انتظارته

    ولی اگر میخوای بری دانشگاه برو ولی بدون اون نتیجه ای که میخوای رو نمیگیری ، کلا منم آدمی نیستم که تحصیلات یا ادامه ش برام مهم باشه نه

    و قطعا با هدایت خداجانم میرم جلو

    خدارووووووو شکررررررررر پدر و مادرمم میگن که هرچی خودت دوست داری اگر علاقه نداری نرو

    و هدایت های خداوند راجب اینکه چیکار کنم انقدرررررررر واضح هست که اصلا دیگه جای حرفی نداره :)

    اون ایمان به اینکه خدا به من میگه که باید چیکار کنم و قدم هارو دونه به دونه بهم میگه خیلییییی خیلیییی خیلییییی زیاده :)

    من با یک پیش فرضی شروع میکنم که خب برای شروع بیزینسم من باید این کار رو انجام بدم ، بیام روی باورهام درمورد کسب کار ، کار کنم ، و من وقتی براساس این پیش فرض قدم برمیدارم خداوندم دونه به دونه قدم هارو بهم میگه و هدایتم میکنه

    خیلییییییییییی ساده تر و راحت تر از تصورات من

    مثل اینکه وقتی میخوام کامنت بزارم هیچ ایده ای ندارم ، ولی میگم من میرم شروع میکنم سلام علیک میکنم و بقیه شو خدا میگه و همینطورم هست، همیشهههههههه

    الان برای شروع بیزینسمم همینطوره هیچچچچچچ ایده ای ندارم ولی میدونم وقتی برم توی دلش و قدم بردارم به من گفته می‌شود

    تمام

    همیشه هم میگم من یک بیزینس موفق و روبه جلو خواهم داشت که هیچ شکستی توش نداشتم چون درس هام رو بدون چک و لگد گرفتم پس همیشه روبه جلو خواهم بود :)

    این قدم اول هست که نری دانشگاه، قدم بعدی رو نمیدونی ولی خدا بهت میگه ، خدا میدونه که کی باید بهت بگه که دقیقا همون موقع وقتش باشه چون استادددددد برنامه ریزیه :)

    و گفتم زهرا هدایت ها کاملا واضح هست پس فقط به هدایت خدا و حرف خدا گوش کن چون فقط رضایت خدا مهمه تمامممممم

    و من اینجا میخوام اعلام کنم تصمیم رو ، من زهرا وثوقی میخوام که کارم رو شروع کنم هیچ ایده براش ندارم نمیدونم چجوری ولی یچیز رو خیلی خیلی خیلی خوب میدونم اون اینکه

    خدای من رب جهان وقتی که زمانش باشه قدم هارو به من میگه من این رو تجربه قدم که وقتی قدم برمیدارم خداوندم چجوری کارهارو انجام میده و چگونگی هارو در بهترین زمان و مکان بهم میگه که چیکار کنم کجا برم و خدای من حامی من هست در مسیر درست :)

    چگونگی ها کار خداونده وقتی من از هدایت های خداوند پیروی کنم نه غمی دارم و نه ترسی

    پس پیش به سوی شروع یک بیزینس :)

    استاد جان منی که دارم الان اینو میگم هیچی از اینکه قراره چجوری بهش برسم نمیدونم ولیییی اینو خیلییییییی خوب میدونم که میرسم و همون جوری که تصوری میکنم حتی خیلییییییییی بهتر به دستش میارم

    وقتی که عمل کنم به دونه به دونه هدایت های واضح خداوند :)

    انقدر واضح هست که به راحتی بشه درکش کرد

    ولی اینو میدونم که حتما راجب مسیری که طی کردم در زمان و مکان مناسب جلوی دوربین میشینم در کنار شما و صحبت خواهم کرد و میگم

    من الان به بیش از آنچه که میخواستم رسیدم و همه اینا جزو آرزوهام بود ولی الان شده تجربه زندگیم

    بسم الله :)

    خدایا من به تو به تک به تک هدایت هات سختتتتت فقیرم پس کمکم کن من باور دارم که تو پشت من هستی در هر لحظه حامی من هستی در مسیر درست

    کمکم کن که فقط وفقط روی اصل خودم بمونم و پافشاری کنم

    کمکم که قدم بردارم و عمل کنم و از محیط امنم بیام بیرون

    چون بیرون خیلیییییی چیزای خوبی هست

    خدایا کمکم کن همه جوره همیشه توی هرثانیه همینطور که تا الان بوده

    و من این تصمیم مهم رو میگیرم و میدونم هرچی که بشه قطعا الخیر فی ماوقع هست

    و با هدایت های خدا قطعا نتیجه بی نظیره

    خدایا بسم الله الرحمن الرحیم برای شروع یک تصمیم بزرگ :)

    خدایا دوست دارم خیلییییییی زیاد و شکرت که این کامنت ها دلم رو قرص تر میکنه و مسیرم رو روشن تر و واضح تر :)

    خدایاااااااااا شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتنتتتننتتتتتتتتتتتتتتت

    در پناه الله رب جهان ، جان جانان :)))))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1919 روز

    سلام استاد

    اول این فایلو که داشتم گوش میکردم من هم باوری که سیاه پوستان قوی تر هستن رو پذیرفتم

    چونکه گفتم خب اره بر طبق قانون اصل بقای اصلح طی چندین نسل برده داری برده های ضعیف زیر شکنجه مردن و فقط قوی ترین ها موندن و از قوی ترین ها باز قوی ترین ها و ….

    و گفتم اره راست میگه

    سیاه پوستای مهاجر از نسل بردگان توی بدن و عضله بهتر از سفید پوستا هستن و اینو قانون اصل بقای اصلح استاد هم تایید میکنه

    و انتظار داشتم که اخرش به همین باور ختم بشه مثلا بگید اون چیزی که بقیه میگن بد و ستم بوده به نفع سیاه پوستا الان تموم شده و الان برترشون کرده

    ولی بعد با ادامه ی فایل به برعکس اون چیزی که انتظار داشتم برخوردم

    شما طرفدار اون دانشمند المانی بودید که میگفت سیاه پوستا هیچ برتری به سفید پوستا ندارن و فقط یک باوره

    این خیلی منو به فکر فرو برد

    عه پس چی شد

    من برداشتم متفاوت شد از حرفای خود استاد

    بعد که فکر کردم گفتم خب چرا

    چطور اصل بقای اصلح برا حیوونا کار میکنه برا انسان نمیکنه ؟

    این تناقض باعث شد به شدت بیشتری به قدرت باور ایمان بیارم

    اخیرا هم کامنتی نوشتم که توی اون این حرفها بهم الهام شد که خروس ها به خاطر جسارت بیشتر از ابوموسی نمردن ، جسارت بیشتر اونهارو نکشت ،چون ذهنم داشت میگفت عه من زندگی طولانی تر میخوام چرا ابوموسی که کمتر جسارت داشت عمر طولانی تری داشت ؟  بعد این جواب اومد که اون خروس ها به خاطر جسارت بیشتر نمردم بلکه اونها بهشون قدرت باورسازی که به ما انسانها داده شده به اونها داده نشده ،

    پس اینجور نیست که اگه توهم جسارت بیشتری داشته باشی در خطر و مرگ بیوفتی ، نه تو انسانی و دستگاه فرکانسی داری که اون وقایع و نتایج رو مشخص میکنه و اونه که ازت بع اندازه و نسبت به باورای قدرتمند کننده ای که میسازی محافظت میکنه ،

    خروس ها به دلیل جسارت بیشتر از ابوموسی نمردن … درواقع چونکه اونا نمیتونستن که باور بسازن برای خودشون مردن

    و بیشتر و بیشتر متوجه این شدم چرا خداوند میگه انسان اشرف مخلوقاته

    چرا خداوند مارو در قران اینقدر برتری داده 

    دلیلش قدرت باور در انسان هست

    قدرت باور آنقدر زیاده که میتونه از فیزیک و ژنتیک گذر کنه و اونو در خودش حل کنه

    میدونید چیه

    فکر میکنم اگه یه ادم 120 کیلو با یه ادم 40 کیلو با هم کشتی بگیرن و اونی که وزنش کمتره و لاغر مردنیه ببازه

    دلیلش این نیست که چون وزنش کمتر و عضله کمتری داره

    دلیلش اینه که طی تمام شنیده دیده ها و علم و ….طی میلیون ها سال به این باور رسیده که نمیتونه در مقابل کسی که عضله و وزن بیشتری داره ببره …

    و باور هم میدونید که ساختنش کار یکی دو روز نیست مثلا دو روز بگه من میبرم بعد بره ببره

    که کلا نحوه ساختن باور بحثش مفصل جداست نمسخوام اینجا بازش کنم

    ولی میخوام بگم تمام انچیزی که تجربه میکنیم حاصل باورمونه

    این حرف منو قران میتونه تایید کنه

    توی قران گفته شده یک مومن با ایمان زورش به اندازه ی دویست نفر کافر هست

    ایا این غیر از اینه که قران داره خیلی مستقیم میگه

    عضله ی زیاد وزن زیاد تعداد زیاد مهارت زیاد وسیله جنگی زیاد تاثیر نمیذاره باوره توعه که توی برد تاثیر میذاره ….؟؟

    یعنی یه جورایی خدا گفته اون ادمی که 40 کیلوعه میتونه در برابر اونی که 120 کیلوعه برنده بشه توی کشتی گرفتن به شرط ایمان

    ایمان چیه

    باور

    و چه قدر جالب من چند روز پیش هدایت شدم به این آگاهی ها در مورد ابوموسی و خروس ها و …. و مربوط به فایل امروز بود ریشه اش 

    این الهام و هدایتم چند روز پیشم باعث شد کمی به درکم از این فایل امروز کمک کنه و جواب رو پیدا کنم

    استاد میدونی احساس میکنم این باورا از همون اول اول پیدایش انسان به خاطر نگاه و چشم منطقیمون به وجود اومده و حتی جهان اطرافمونو شکل داده و ریشه کرده در عمق وجودمون

    مثلا انسانها از همون اول چشم منطقیشون میدید یه بدن بزرگتره پس نتیجه میگرفتن بدن بزرگتر (ذهن منطقی) برنده میشه توی جنگ چون نمیتونستن با اون چشم منطقی غیب هارو پشت پرده ها رو ببینن که این باور شکل بگیره که اون ایمانی که قوی تره پیروزه

    چون بدن بزرگتر قابل مشاهده و لمس و اندازه گیری هست

    اما ایمان قابل مشاهده لمس یا اندازه گیری نیست

    و به ناچار انسانها از همون اول همه چیز رو با ذهن منطقیشون معیار گرفتن و باعث شده جهان ما با این باورا شکل بگیره

    باورایی که از ذهن منطقی ، اون چیزی که قابل دیدن و لمس و اندازه گیری هست میاد

    نه فرکانس و ایمان چون اینا اصلا قابل دیدن نبوده

    هنوزشم همین الانم بیشتره ادمای دنیا مثل انسانهای یه میلیون ساله پیش که همه چیو اون چیزی میدیدن که با چشم و ذهن منطقی میدیدن میبینن الانم همینجورن و نمیتونن باور کنن که عامل تعیین کننده دیگه ای در درون ما ذهن ما قلب ما شهود ما الهام ما هست …

    اگه قراره ما انسانها همون چیزی باشیم که میبینیم

    پس چه فرقی داریم با حیوون ها واقعا ؟؟؟؟؟

    اگر قراره تنها اون چیزی برامون باور و واقعیت باشه که با چشم فیزیکی و ذهن منطقی میبینیم و میتونیم لمسش کنیم و اندازه گیری کنیم و … پس چه فرقی داریم با حیوون ها ؟؟؟

    چطور اشرف مخلوقات شدیم ؟؟؟

    چه فرقی بین ما و حیوون ها هست که مارو اشرف مخلوقات کرده ؟؟؟

    خب حیوون ها اون چیزی رو باور میکنن که میتونن ببینن

    اونا اون چیزی رو انجام میدن که غریزه شونه و براش برنامه ریزی شدن یعنی واکنش نشون دادن به وقایع فیزیکی قابل مشاهده

    مثلا یه اهو شیر بهش حمله میکنه نمیتونه بایسته باید از ذهن غریزه ایش استفاده کنه و به اونچه که میبینه داره رخ میده واکنش نشون بده

    اون نمیتونه مثل ما انسانها بایسته و باور کنه خدا با منه و ایمانشو نشون بده

    چون اصن دستگاه فرکانسی نداره

    پس اگه من هم مثل اون اهو اون چیزی که میبینم رو باور کنم و طبق اونچه که میبینم واکنش نشون بدم چه فرقی دارم با اون حیوون ؟؟؟

    اگه منم باور کنم مثلا یه وزن 120 کیلو زورش از منه 40 کیلویی بیشتره و ناچار به شکستم( به خاطر این دلیل علمی فیزیکی قابل مشاهده )چه فرقی دارم با اون اهو ؟؟؟

    اگر فکر کنم چون سفید پوستم ضعیف تر از یک سیاه پوستم پس مثل اون آهو به چیزی که قابل مشاهده اس فقط واکنشی بر پایه ذهن منطقی (چشم فیزیکی انسان) و یا همون غریزه نشون دادم

    پس چه فرقی دارم با اون حیوون ؟؟؟

    چرا من اشرف مخلوقات شدم اون نشده ؟؟؟؟

    فهمیدم استاد

    فرق من در اینه که خداوند به من قدرتی ماورای فیزیک منطق و اونچه که قابل مشاهده و لمس هست داده

    ایمان و باور من فراتر از طبیعت و یا ژن منه

    ژن من هم جزوی از طبیعته چون قابل مشاهده و اندازه گیری هست

    اما اون چه که قابل مشاهده نیست ، تعیین کننده سرنوشت انسان هست

    غیب (باور/فرکانس)

    و این هست فرق انسان با بقیه موجودات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 987 روز

      سلام به نگار عزیزم

      لذت بردم از این درک شما !

      اینه قدرت تفکر…..

      آفرین دختر قدرتمند و شجاع

      انقد کامنتت رو دوست دارم گفتم کاش همه دوستان کامنتت رو بخونن!

      پس چه فرقی دارم با اون حیوون ؟؟؟

      چرا من اشرف مخلوقات شدم اون نشده ؟؟؟؟

      واقعن درسته اگه قرار باشه منم بدون استفاده از قدرت تفکر و اختیار مثل حیوانات واکنش نشون بدم به وقایع، چه اشرف مخلوقاتی هستم؟!!!!

      اکثریت جامعه فقط واکنش نشون میدن به وقایع و اتفاقات زندگیشون! اونا نمیدونن که قدرت خلق صد در صد زندگیشونو دارن به قول استاد حتی اگر بدونن هم شاید باور نکنن!!! … من کاری به بقیه ندارم،، امروز خداوند منو آگاه کرد آیا من اونقدر سپاسگزار هستم که از این آگاهی ها در عمل استفاده کنم؟؟؟

      خدایا ما را به راه راست، راه کسانی که زندگیشونو غرق نعمت کردی هدایت کن

      الهی آمین

      خدایا شکرت

      نگار جان ان‌شاءالله روز به روز پیشرفت و موفقیتت رو بیشتر ببینم عزیز دلم

      در پناه خدای مهربان پیروز و سعادتمند باشی در دنیا و آخرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      مصطفی گفته:
      مدت عضویت: 1028 روز

      سلام نگار عزیز

      اونچه که ادم ها رو از هم متمایز میکنه نحوه نگرش اونهاست توانایی کنترل ذهنشون

      نه رنگ پوستشون نه مذهب و قبیله شون

      دیگه خداوند حق مطلب رو ادا کرده توی قران درمورد این موضوع

      که گرامی ترین‌ شما نزد خداوند با تقوا ترین‌ شماست

      اونی که میتونه یک کارایی رو که میکنه رو نکنه توی همین ایه و قبلش کسایی رو میگه که تو کار مردم تجسس میکنن و غیبت میکنن و میگه که اگه برگردید و این کارارو نکنید خداوند تواب و بخشندس

      یعنی تو توانایی این رو داری که با ذهنت نگرشت رو افکارت رو بینشت رو در باره هر چیزی تغییر بدی و وارد مدار بهتر بشی

      همچی‌ به ما بستگی‌ داره

      من چند بار به مادرم گفتم مادر عزیزم غیب دیگران رو نکن حرف دیگران رو پیش من نزن مگر اینکه از خوبیاشون بخای بگی و جواب ایشون اینه که نمیتونم عادت کردم و بی انصافی که نگم که خوبیای دیگران رو نکات مثبتشون رو هم میگه و همین مادر عزیزم نعمتیه که خداوند به ما میده الهی شکر

      منم دیگه طبق قانون رها کردم که بخام تغییرش بدم چون خودمم از مسیر دور میشم و توجهم میره روی ناخاسته ولی نه بکلی باز یادم‌میره خخ

      مطالب خوبی رو نوشته بودین مثال زیبایی زده بودین از قران یاد حرفای یک‌بنده خدایی افتادم‌که میگفت به ریش نیست که به ریشه اس

      گوشت کیلویی جیگر سیخی

      استاد هم خوب میگن که خداوند به شجاعان پاداش میده نه به ترسو ها که هر چیزی رو عامل‌ بدبختیاشون میدونن و حرکتی نمیکنن

      سپاس‌ آجی خوشگل مون در پناه نور اسمانها و زمین‌باشی و بدرخشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      هلن گفته:
      مدت عضویت: 837 روز

      سلام نگار عزیز، من دیروز یه خواسته ای از خدا داشتم که برای برآورده کردنش خدا خیلی باحال منو هدایت کرد به پروفایل شما.

      قضیه از این قراره که من رفتم به یه مهمونی که توش خانما کلی رقصیدن و از من هم زیاد درخواست کردن که برقصم اما من بلد نبودم، حقیقتش من دوران بچگیم چون برادرم مذهبی بود اصلا اجازه گوش دادن به آهنگ هم به ما نمیداد چه برسه که توی خونه برقصیم، اینه که بزرگ شدم و دیدم بلد نیستم اصلا برقصم. حالا توی اون مهمونی همه تعجب میکردن که یعنی چی که بلد نیستی…. باور نمیکردن و یجورایی هم انگار مسخره ام کردن…. حالا دیروز این خواسته در من شکل گرفت که من رقصیدن رو یاد بگیرم و خیلی جالب به پروفایل شما که مربی رقص هستی هدایت شدم… ممنون میشم برام توضیح بدی که بهترین آموزش رقص چطوریه؟ و آیا توی خونه هم میتونم یاد بگیرم؟ یا حتما باید کلاس برم؟ البته من یه بچه کوچیک دارم نمیتونم کلاس برم. اگه ممکنه آموزشی رو پیشنهاد بده که توی خونه باشه بتونم یاد بگیرم. در حدی که بتونم فقط خوب برقصم، قصدم این نیست که مربی بشم.پیشاپیش ممنونم ازت. امیدوارم همیشه بدرخشی عزیزم…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        مانلیا گفته:
        مدت عضویت: 1919 روز

        سلام عزیزم .

        عزیزم رقص از نیازهای اساسی زندگیه ماست و تغذیه ای ضروری برای روح و جسم مون هست …

        برای همه ی انسانها همینطوره هیچ انسانی نیست که به نوعی از رقصیدن نیاز نداشته باشه چون واقعا تغذیه ی ماست مثل اکسیژن مثل غذا مثل فایلای استاد برای ارامش ذهن و باعث میشه فرد با درون خودش با خدا ارتباط نزدیک تری بگیره و در مدار صلح با خودش قرار بگیره … کسایی که از رقص دورن دقت بکنی ادمایی لن که با خودشون در صلح نیستن …

        پیشنهادم برای شما اینه که از یوتیوب کمک بگیرید و پیجای اینستا زیاد هستن که اموزش رقص میذارن …جای بهتر همون یوتیوب هست

        اونجا سرچ کنید ویدیو ها میان براتون همه سبکی هم هست از ایرانی و عربی تا غربی و …

        اول توی اتاق خودتون تنهایی برقصید

        بعد جلوی یک دو نفر افراد نزدیک که میدونید بازخورد بدی ندارن

        بعد آروم اروم وارد جمع های نزدیک تر صمیمی تر بشید و خودتونو عشق به خودتونو عزت نفستونو به چالش بکشید بیشتر و بیشتر

        انشالله که موفق باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محمد اکبری گفته:
    مدت عضویت: 3964 روز

    سلام استاد عزیزم و خاله مریم عزیز

    واقعا تشکر میکنم بابت تهیه این فایل فوق العاده

    وقتی این موضوع مطرح شد که هر باوری که کمکمون می‌کنه و قدرت میده بهمون رو بسازیم و تکرار کنیم و این چقدر خوبه که بالاخره آدم چیزی که بهش قدرت میده رو بسازه هرچند که بقیه بگن داری اشتباه میکنی یا اصلا ژن سیاه پوست ها تاثیری نداره و ‌‌…

    منم خودم کلی از این دست باورها داشتم که جدی نمیگرفتم شون، حالا یه بار به خاطر اینکه شاید ارزشمند نمیدونستم، یه بار به خاطر اینکه فکر میکردم نژاد پرستی محسوب میشه و یه بار هم به خاطر اینکه فکر میکردم با توجه به قانون کیهانی این اصلا درست نیست درصورتی که خیلی بهم قدرت میداد اون باور مثلا من روز بازی اول ایران استرالیا بدنیا آمدم و همیشه یه حسی تو وجودم بود که این علتی داره که من همچین روز مهمی برای فوتبال ایران بدنیا آمدم ولی به خاطر قانون جهان رو میدونستم، میگفتم نه این مسخرس و هیچوقت نخواستم ازش به نفع خودم استفاده کنم ولی به محض شنیدن جملات استاد، سریع همین قضیه یادم اومد و اومدم جمله تاکیدی براش ساختم که«من چون روز بازی ایران و استرالیا بدنیا آمدم، این نشانه ای است که قراره کارهای بزرگی در فوتبال ایران و جهان بکنم و به بازیکن بزرگی تبدیل بشم » و یه جمله دیگه شبیه همینم ساختم و شروع کردم به تکرار کردن و دارم نشانه های این باور رو می بینم و قشنگ احساس میکنم خدا داره بهم مسیر رو نشون میده و با نشانه هاش داره تقویتم می‌کنه. مثل همون باوری که شما استاد ساختید و در دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها گفتید که خدا به من گفته که به من بینهایت ثروت می‌دهد و دقیقا منم الان قشنگ حس میکنم که خداوند به من گفته که به من بینهایت ثروت و موفقیت کاری میدهد. چقدر این باورها بهم خوشبینی و انتظار شرایط خوب در آینده رو میدن و باعث میشن آدم با قدرت و اقتدار بیشتری در مسیر هدفهاش حرکت کنه و بزرگ فکر کنه و استمرار داشته باشه در مسیر و بهای خواسته هاش رو راحتتر بپردازه چون با تکرار این باورها به یقین رسیده که در سرنوشت من اینه که یک فوتبالیست بزرگ و موفق و ثروتمند بشم و من ساخته شدم برای فوتبال بازی کردن و تکنیک و مهارت گذاشتن در زمین.

    یا مثلاً این باور که ایرانیا نابغن و تو هرکاری بهترینن تو جهان. خب ببینید چقدر قدرت میده به آدم و باعث میشه در صلح قرار بگیریم با خودمون.

    خدا رو شکر میکنم که در مدار شنیدن این آگاهی ها هستم و خدا میداند با تکرار این باورها چه اتفاقات فوق العاده ای می‌افتد ولی قطعا همش خوبه و من از همین حالا منتظر ورود این نعمتها هستم و خودمو براشون آماده میکنم.

    سپاسگزارم دو استاد عزیزم

    در پناه خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    فاطمه ش گفته:
    مدت عضویت: 2002 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز، مریم جان مهربان و همه دوستان خوبم

    خیلی از شنیدن این فایل فوق العاده لذت بردم و قشنگ احساس میکنم تمام آگاهی های طلایی و قانون جهان هستی برام به طور کامل مرور شد.

    در پاسخ به تمرین این فایل، راجع به باور های قدرتمند کننده ای که دارم: اولا من باور دارم که بنیه قوی دارم و این باور حاصل اینه که سالها از بچگی اطرافیانم از جمله مادرم زیاد این رو به من میگفت. نتیجه اش هم این بود که من همیشه نسبت به اطرافیانم انرژی جسمانی بیشتری دارم و کلا خیلی کمتر از عموم آدم ها خسته میشم.

    مورد بعدی، باور اینه که “هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره”‌. البته این باور اصلا در من وجود نداشت و الان میتونم بگم فقط به اندازه 1 صدم ساختمش، اما به میزانی که روش کار کردم دارم نتیجه میگیرم. قضیه از این قراره که من در شرایطی زندگی میکنم که هر جا بخوام برم یا هر کاری بخوام انجام بدم باید کاملا هماهنگ باشم و اجازه بگیرم؛ اما یه روز به خودم اومدم و دیدم این فقط یک باوره و من این رو پذیرفتم! وقتی که روی باور هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من نداره کار کردم، به طرز عجیبی به قول استاد رفتار جهان با من تغییر کرد و جوری شد که منی که هیچ جا اجازه نداشتم برم، به راحتی اجازه رفتن به مشهد و ارومیه( دوتا شهری که خیلی هم از ما دور هستن) رو پیدا کردم.

    آخرین موردی که میخوام از باور های قدرتمند کننده بگم، مسئله ی آبه؛ من همیشه باور داشتم که آب کمه و باید حسابی صرفه جویی کرد و اتفاقا خیلی دوست داشتم که اینو تغییر بدم تا به فراوانی آب و جاهای سرسبز هدایت بشم. اما بخاطر باور اشتباهم، در شهر ما حدود سه ماه کمبود آب شدید بود( تو تابستون) در حدی که حدود یک ماهش رو ما روزانه فقط حدود یک ساعت آب داشتیم و جهان داشت به من ثابت میکرد که درست فکر میکنم و آب کمه.

    تا اینکه من فایل”کمبود را باور نکن حتی اگر پروفسور هاوکینگ آن را تایید کرد” رو از سایت دیدم و خیلی به جانم نشست. چندین بار اون رو دیدم و یادداشت برداری کردم و سعی کردم باور فراوانی آب رو بسازم. معجزه ای که رخ داد، این بود که این بهار به قدری بارش رخ داد و به قدری بارون اومد که تمام سد های شهرمون پر شد! تمام نقاط شهر سرسبز شده و هر جا که میشده گیاه روییده و رطوبت فوق العاده ای همه جا هست! وقتی ما باور هامون رو عوض کنیم واقعا جهانمون هم تغییر میکنه. میشه گفت ما دقیقا داریم باور هامون رو زندگی میکنیم!

    راجع به باور های محدود کننده، خیلی جالبه. وقتی داشتم راجع بهش فکر میکردم، یهو چشمام چهارتا میشد و میگفتم، عه ینی فلان موضوع هم فقط یه باوره؟ یعنی من خودم این شرایطو ساختم؟

    برای مثال، من باور کردم که آدم کندی هستم در اکثر کار ها. بسکه از بچگی به من اینجور گفتن و من باور کردم که سرعتم تو همه چی خیلی پایینه. الان میفهمم که این فقط خود من بودم که این رو باور کردم وگرنه کسی نمیتونه آسیبی به من بزنه. و خداروشکر که اگر من این مسئله رو نپذیرم، همچین چیزی هم نخواهد بود

    یه موضوع دیگه اینه که من ناخودآگاه باور دارم وقت کمه. همش یه عجله بدی تو ذهنم هست که باعث میشه من نتونم از زندگیم لذت ببرم. از وقتی متوجهش شدم حسابی دارم روش کار میکنم و دیدم چقدر ناخودآگاه من این رو به زبون میارم؛ مثلا همش منتظرم که کلاس های دانشگاهم تموم شه تا بیام خونه. هی به دوستام میگم که بچه ها بدویید وقت رو تلف نکنید، وقت کمه. یا مثلا هی میگم من سرم شلوغه وقت نمیکنم. الان که برام روشن شد، پس من این رو نمیپذیرم! من باور دارم که زمان نامحدوده و من باید از هر لحظه لذت ببرم و هیچ نیازی به عجله نیست!

    مسئله بعدی، این باور اشتباهه که من فکر میکردم برای هررر موفقیتی آدم باید حساااابی تلاش فیزیکی داشته باشه. مثال سادش امتحان های درسیه. من باااور داشتم باید دائما در حال درس خوندن باشی تا بتونی نمره خوب بگیری؛ این باور باعث میشد من نتونم به سمت درس برم چون با خودم میگفتم: من که نمیخوام دائما درس بخونم، از طرفی یکم خوندن هم فایده نداره پس هیچی. توی امتحانا هم صبح تا شب از خواب و خوراک خودم رو مینداختم ولی نتیجه افتضاح میشد!

    تا اینکه سعی کردم این باور رو بشکونم و افرادی رو الگو قرار دادم که با میزان مطالعه اندک، نتایج بسیار خوبی میگیرن. معجزه ای که رخ داد این شد که من کم کم به جایی رسیدم که حتی در فصل امتحان ها به خیلی از کارهام میرسم، مقدار معقولی هم مطالعه میکنم و نتایجم به مراتب بهتر از قبله!

    توی تمرین این فایل، خیلی باور های محدود کننده از خودم پیدا کردم که هی باخودم گفتم: عهههه، ینی اینم یه باوره؟ یجورایی شوک شدم که من چراااا اینارو پذیرفتم؟ من چرا وقتی خالق شرایطم هستم دارم با خودم این کارو میکنم؟

    و الان برنامم اینه که برم تک تک اون باور های محدود کننده پوچ رو با پیدا کردن الگو های مناسب از بین ببرم.

    خدایا سپاسگزارم که لایق شنیدن این آگاهی ها بودم

    استاد و مریم عزیز، سپاسگزارم که این فایل عالی رو برای ما تدوین کردید.

    برای همه دوستانم آرزوی خوشبختی و سعادت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    فرشته بهرامی گفته:
    مدت عضویت: 1064 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام استاد عزیز سلام مریم مهربون

    اینهمه زیبائی طبیعت،استاد خوش اندام و پرانرژی باعث شد گاهی تمرکزم از حرفای استاد برداشته بشه اما بهرحال،من تا قبل از آشنایی با دوره های استاد یک وکیل کم پول ناموفق بودم شغلی که پتانسیل ساخت ثروت رو حداقل از نظر خیلیا داره وکیلا پولدارن اینه که استاد میگه شغل عامل ثروت نیست،برای من برعکسش بود چرا چون تو دوره کارآموزی یک استادی به ما گفت اولین دشمن وکیل،موکلشه حتما میخواست ما بیشتر مراقب باشیم اما این حرف از طرف اون آدم باوری در من ایجاد کرد که بیش از 90 درصد حق الوکاله های من پرداخت نمیشد چرا؟چون موکل دشمنه خب دشمن که پول بهت نمیده حالا همین اتفاق یک ماجرای غم انگیز دیگه ای رو در حرفه من ایجاد کرد اونم اینکه خب موکل که پول نمیده پس برای چی تلاش کنم؟این میشد که رخوت و بی انگیزگی باعث می‌شد موفقیت هم حاصل نشه و این سیکل معیوب منو به قهقرا برد.

    خوشحالم تو این مسیر حداقل میتونم بفهمم دلیل خیلی از مسائل رو گردن خدا و همه آدم ها اینجورین نمیندازم،الان اوضاع واقعا بهتر شده جوری که لیست موکلین خوش حساب و قدردان من چندین برابر ناسپاس هاست و این برای من نتیجه شیرینیه اگر چه هنوز کامل حل نشده اما امید دارم و ایمان که حتما حل میشه و خشک میشه ریشه این باور محدود کننده

    سپاس از لطف همیشه شما استاد جان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    نجمه امانی گفته:
    مدت عضویت: 1128 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیز

    و

    استاد شایسته جان

    و

    سلام به همه کسانی ک کامنت مناا میخونن

    سلام خدا جونم سلام پدر آسمانی و ثروتمندم

    خدایا من ازت میخوام ک موفق بشم ک ثروتمند بشم و وقتی ثروتمند بشم به هیچ کدوم از هشت میلیارد بنده هات روی کره زمین کاری ندارم ، چون این ثروت رو تو از فضل و کرم خودت با توجه به باورها و فرکانسهای خودم بهم دادی ..

    خلاف قوانین خودت عمل نکردی ..

    شانسی و از سر دلسوزی بهم ندادی

    اونها هم میتونن خودشون مثل من خالق باشند.

    مثال همون مهمونی ک سلف سرویس هست وکلی غذاهای خوشمزه ..من برای خودم کشیدم و دارم لذت میبرم بعد چند نفر بیان جلوی میز من بشینن و به لقمه های من با حسرت نگاه کنن ..خب من چی میگم؟؟؟

    میگم چرا زل زدید به من ؟؟

    پاشید برید شما هم برای خودتون از این خوراکی های لذیذ بکشید .

    آره خدا جونم من اگر به ثروت برسم میخوام حین مسافرتهام توی لوکس ترین هتل های جهان اقامت داشته باشم ..

    میخوام لوکس ترین و بروز ترین ماشین های جهانااا سوار بشم و لذت ببرم ..

    میخوام عشق کنم برای خودم ..ثروتت رو ببینم و هر لحظه شکرگزارت باشم

    میخوام لوکس ترین و شیک ترین و بزرگترین خونه شهر ، مال من باشه ..

    چون من به خودی خود لایق ثروتم ..لایق ثروتمندی هستم ..و اینو من با فرکانسهام به جهان ثابت میکنم

    من اینااا باور کردم

    من کاری به فقرا ندارم من با خرید شیکترین و گرانترین ویلاها ..ماشینها ..سهام ..به گسترش جهانت کمک میکنم و در اصل خودمم ک دارم بالاترین لذت رو میبرم ..

    من لایقم و اینو باور کردم

    من یاد گرفتم :

    ک وقتی این جهان همش سیستمی عمل میکنه و به فرکانسهای من جواب میده من فرکانس فراوانی بفرستم تا اون هم فراوانی و ثروت رو برام بیاره

    اصل همینه …آره آره ..

    خب همه میتونن خودشون فرکانس بفرستند برن فرکانس ثروت بفرستند ..

    چون من میخوام فقط لذت ببرم از ثروتم..

    خوش بگذرونم ..

    عشق کنم واسه خودم و اگر هم بخششی دارم بخاطر حس خوب خودمه چون ثروت من دردی از اونها دوا نمیکنه تا خودشون نخوان زندگیشون تکونی نمیخوره

    من یاد گرفتم :

    توجهم رو فقرا و فقر نذارم چون

    یاد گرفتم :

    اون نیازمنده اگر بخواد ثروتمند بشه به من ربطی نداره جایی از من تنگ نمیکنه توی این جهانت

    خدایا من یاد گرفتم :

    هیچ بی عدالتی نشده همه سر جایی هستند ک باید باشند

    من یاد گرفتم :

    ظلمی در حق هیچکسی نشده

    چون

    یاد گرفتم :

    هر کسی نتیجه فرکانس خودش رو میگیره

    یاد گرفتم :

    ک برای رضایت و خوشاومدن مردم کاری نکنم چون اصلا هیچ فرقی نداره ک اونها در مورد من چی فکر میکنن چون ک این فرکانس های خودمه ک خلق میکنه ن نظرات مردم ..

    و فکر دیگران هیچ تاثیری توی زندگی من نداره

    یاد گرفتم:

    دلسوزی نکنم

    یادگرفتم :

    احساس گناهی نداشته باشم ک چرا من ثروتمندم اخی اونا فقیرن؟؟

    بابا لامصبهااا منم یه زمانی تصمیم گرفتم یا خدا بگم و بلند شم ..

    روی باورهام کار کنم و ثروت بسازم ..خب

    شما هم یه تکونی بخورید اگر میخواید به اینجاا ک من رسیدم برسید

    من یاد گرفتم :

    ک هیییییییچ مسئولیتی نسبتی به احدی جز خودم ندارم ..

    چون من فقط میتونم ذهن خودماا کنترل کنم و زندگی خودمو بسازم

    در ضمن خداجان ..

    من یاد گرفتم:

    ک تو ک خودت اینهمه ثروت داری …این همه وهابی ..

    این همه مهربونی ..

    خودت خالق کل و قدرت مطلق جهانی هم

    خلاف قوانین ت عمل نمیکنی

    ..دلسوزی نمیکنی ..

    شانسی به کسی ثروت نمیدی تا طبق قانون عمل نکنن..

    بعد من بیااام بشم دایه مهربون تر از مادر؟؟؟

    نووووچ من نیستم ..

    من فقط ثروت رو برای خودم میخوام چون من لایقم

    من همینطوری بدون کمک به فقرا بدون توجه به فقر و نیازمنداا. هم لایق ثروتم .

    چون با ثروتم با خریدام با مسافرتهام به گسترش جهان ت کمک میکنم چون لذت میبرم ازش ..

    چون من اشرف مخلوقاتم ..

    آره من اشرف مخلوقاتم ..

    دنیا پر از ثروت هر کسی خواست خودش بره دنبالش …

    پیش بسوی خلق ثروت

    الهی به امید توووو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای: