چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فیروزه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    به نام خداوند آفریننده زیبایی ها

    به نام خالق توانا

    به نام خدایی که من راهم خالق آفرید

    سلام وصدسلام به استاد عباسمنش عزیز وخانم مریم جان شایسته وهمه دوستان عزیزم درسایت توحیدی عباسمنش

    بسیار بسیار ازدیدن این فایل لذت بردم وچنان غرق تماشای زیبایی های پرادایس شده بودم که گاهی صحبت‌های استاد رانشنیدم ودوباره زدم عقب وشنیدم خداراشکر چشمانم به دیدن روی ماه شما وآن بهشت زیبا روشن شد

    انعکاس آسمان ودرختها درآب دریاچه ودوبرابر شدن زیبایی ها وتصویر آینه ای طبیعت زیبا مسحور کننده است

    استادقطعا باساختن باورهای توحیدی وثروت آفرین لایق زندگی دراین بهشت زیبا شده اید ومریم جان نازنین هم باساختن باورهای قدرتمند توانسته درپرادایس زیبا همراه شما باشد ورابطه فوق العاده عاشقانه ومحترمانه شماعزیزان هم ازباورهای عالی درمورد روابط است

    به صحبتهای شما فکر کردم وباورهای مناسب ونامناسب زیادی رادرخودم یافتم ومیتوانم نوع باورهایم را به قبل وبعد دوره کشف قوانین زندگی تقسیم کنم

    باکارکردن دوره فوق العاده کشف قوانین زندگی موفق شدم به قدرت خلق کنندگی خودم پی ببرم وانجام تمرینات آن کمکم کرد به بیشتر خواسته های هرروزم برسم

    هرروز صبح می‌نویسم وسپاسگزاری میکنم وازخدا میخواهم هرلحظه درحس ناب شادی وآرامش باشم وهرروز این حس خوب راتجربه می‌کنم

    هرروز درخواست می‌کنم خدایا شکرت ازت می‌خوام زیبایی ببینم وزیبایی بشنوم وهر روز شاهد مناظر زیبا وگلهای قشنگ ودرختان زیبا ودیدن بچه های خوشگل هستم بیشتر اوقات حین حرکت درجاده وخیابان صحنه اظهار عشق ومحبت افراد باهم رامیبینم وکودکان زیبا می‌بینم وسرم رابه هرطرف میچرخانم گل وگلدان وزیبایی می‌بینم وسرم رابالا می‌گیرم یک دفعه چشمم به گلهای قشنگ ورنگارنگ درتراس خانه ها می‌افتد وخلاصه آنچه صبح خواستم خلق می‌شه خدایا شکرت

    باور دارم وقتی ازخانه باماشین بیرون می‌روم حتمآ جای پارک عالی دارم وهمیشه دربهترین محل پارک می‌کنم

    باور دارم هرصبح روی شانه های خدا وباخدا می‌روم سرکار ویا هرجایی ویا مسافرت وروی شانه های خدا درنهایت صحت وسلامتی وآرامش وایمنی وشادی می‌روم وبرمیگردم

    باوردارم خدا مراقب خودم وخانواده عزیزم هست ودرپناه لطف الهی قرارداریم وهمیشه خدامراقب ماهست

    باوردارم جسم وروان سلامت دارم وخداراشکر درسلامت کامل هستم

    باور دارم خداوند بهترین برنامه ریز است وبرای مسافرت و انجام هرکاری که نیاز به برنامه ریزی دارد ازخدا میخام خودش بهترین برنامه راتنظیم کنه وهمیشه برنامه خدا عالی ترین برنامه است

    باوردارم من به خزانه ثروت نامحدود الهی متصل هستم وخدا راشکر رزق وروزی فراوان به شکل های مختلف درزندگی ام جاری است

    باور دارم ثروت وفراوانی فقط ازمسیر شغلم نیست وخدا ازراههای غیرمنتظره پول به حسابم واریز می‌کنه وبارها آن راتجربه کرده ام

    خانه وزندگی واموال وخودم وخانواده ام رابه دست خدا سپرده ام وباور دارم خدا بهترین محافظت کننده است

    باخودم بارها تکرار کرده ام که (به آنچه پیش روی من است بااعجاب می‌نگرم) واتفاقات خوش اعجاب انگیز زیادی راتجربه کرده ام

    باور دارم آنچه می‌نویسم واحساس می‌کنم اتفاق افتاده ومیبینم خودم راکه درآن موقعیت هستم حتمآ به وقوع می پیوندد وبسیار ازاین باور نتیجه گرفتم

    واما باور نامناسی دارم که من عاشق طبیعت گردی ومسافرت هستم ولی همسرم عاشق کارکردن است وفرصت برای مسافرت نمی‌گذارد وزیاد ازطبیعت گردی لذت نمی‌برد ومن یک جاهایی رانمیتونم بروم چون باید باهمسرم بروم ودرجاده های مسیر طولانی ویاشمال حتما باید باهمسرم بروم وازتجربه لذت سفرها خودم رامحروم کرده ام ووقتی فایلهای سفربه دورامریکا وزندگی دربهشت رامیبینم یا کامنتهای دوستان رامیخوانم که همسران باهم مسافرت یا طبیعت گردی می‌روند خیلی دلم می‌خواد منم ازاین تجربه ها داشته باشم

    دریکسال اخیر وبعد شرکت دردوره کشف قوانین زندگی تلاش میکنم به تنهایی جاهای نزدیک رابروم وپارک می‌روم وکوه رفتم وبه شهرستان محل زندگی مادرم رفتم وبامادرم به روستای نزدیک رفتیم وطبیعت گردی کردم وخوش گذشت

    انشالا باورهای مناسب دراین زمینه هم بسازم تا بتونم بیشتر سفربروم ولذت ببرم وخوشحال می‌شم دوستان ایده های جدید خودشان رابه اشتراک بگذارند

    یک باورنامناسب دیگه ترس ازرانندگی است که به بهانه های مختلف از اینکه باماشین خودم این ور واون ور یاسرکار بروم طفره می‌روم واسنپ می‌گیرم وتوجیه می‌کنم اینجوری راحتترم که باید باورمناسب برایش بسازم تا رانندگی کردن رابرای خودم راحت ولذت بخش کنم

    ازوقتی باوردارم خدااستاد برنامه ریزی است وهمه کارهایم بدست خدا به آسان‌ترین روش وراحت انجام میشه چند سفرکوتاه رفتم وعالی بود وخوش گذشت خداراشکر وخودم رانندگی کردم الهی شکر

    استاد عزیز بسیار سپاسگزارم برای توضیحات عالی واز مریم جان گلم سپاسگزارم که فیلم گرفتن ومناظر زیبا وغروب زیبا رانشانمان دادند

    درپناه خداوند مهربان سلامت وشاد وسرفراز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    میلاد عصمتی گفته:
    مدت عضویت: 1143 روز

    به نام خداوند خالق زیبایی ها و هدایتگر ما به این دانشگاه توحیدی برای رستگاری بیشتر در دنیا و آخرت.

    سلام به استاد عزیزم و مریم شایسته عزیز که واقعا برگهای من میریزه که تایم فایل رو نگاه کردم که 45 دقیقه هست و با خودم تحسین کردم که چطور 45 دقیقه گوشی به دست بدون لرزش و خستگی این کلیپ رو برای ما ضبط کردین واقعا دست گلت درد نکنه بانو مریم عزیز…

    و سلام میکنم به همه ی دوستانی که الان نیت کردن که کامنت منو بخونن و امیدوارم که کلمات و جملات من بتونه کمکی برای ادامه بهشون داشته باشه…

    بعد از دیدن این فایل جدید با اون تصویر زیبا از استاد خوش اندام خودمون واقعا خوشحال شدم که خدایا شکرت آگاهی به روز و جدید از راه رسید …

    و از دیدن عنوان فایل با خودم گفتم ببین میلاد این یک نشونه هست برای تو که الان چندین وقته متمرکز شدی روی کارهای فیزیکی و هدف هات که فیزیکی پیش ببری و کمی از باور سازی هات فاصله گرفتی پس بشین و خوب گوش کن و درررک کن…

    راجب بحث باور به ژن خاص و یا خوب و بد در هر زمینه ای که ما ایرانیها میتونیم کلی اسطوره بیاریم جلوی چشممون و به ذهنمون نشون بدیم که بگیم فلان شاعر یا فلان ورزشکار و یا …. چه نتایجی رو رقم زدن ولی اون چیزی که خیلی کمک میکنه به ما یه باور خیییییلی قوی هست که من فقط اینجا توی این فضا شنیدم و تکرار کردم و باید هر روز در ذهنم قوی ترش کنم که اگر هر کسی در این دنیای مادی یه کاری رو تونسته انجام بده به این معنی هست که من هم میتونم اونو انجام بدم پس وقتی تاثیر باورهای قدرتمند کنده رو بدونیم قطعا بهتره که باورهای توحیدی و قدرتمند کننده تری بسازیم …

    آره دوستان باوره که میتونه دنیا رو متحول کنه مثال میزنم از عشقم ایلان ماسک : وقتی که ایلان ماسک بالای 20 سال استمرار داشت روی ساخت و تولید انبوه خودروهای تماما برقی و ادامه داد اون روزهایی که همه میگفتن نمیشه و حتی اون فردی هم که اخراجش کرده بود رفت یه رسانه برعلیه خود ماسک ساخت که بکوبش و نهایتا وقتی که پندمیک اومد و موفقیتش تثبیت شد و میوه هاش رو چید و شد نفر اول ثروت در دنیا دیگه الان در طی کمتر از 4 الی 5 سال کل دنیا دنبال ساخت ماشین برقی ان و حتی دنبال بهتر شدن از نتایج ایلان ماسک هم هستن …

    و این نشون دهنده ی اینه که باااااااور چه میکنه و زندگی در این دنیای مادی بازی زیبای باورهاست به شرط اینکه قواعدش رو یاد بگیری و اونوقته که از خلق شدنت توسط خداوند هر روز بیشتر لذت میبری…

    در مورد بحث ژنتیک و اصلاح نژاد من چونکه 12 ساله دارم ماهی زینتی تکثیر میکنم دقیقا به این موضوع برخورد کردم که اصل بقای اصلح واقعا درسته و به نفع جهان هست که اونهایی باید بمونن و ادامه بدن که تونستن با پیشرفت و گسترش جهان خودشون رو گسترش بدن و صفات بهتر و قوی تری رو در خودشون ایجاد کنن و در ادامه بتونن اونو به نسل بعدی هم منتقل کنند پس به نفع خودمونه که هر روز قویتر بشیم در همه جنبه ها تا به نسل بعدی هم کمک کنیم و رسالتمون رو درست انجام بدیم…

    و اون فایل اصل بقای اصلح استاد خیلی به درک این موضوع به دوستان کمک میکنه…

    آخ که گل گفتی استاد که ما بمباران شدیم با باورهای غلط و اشتباه …

    یه چیزایی الان یادم میاد از باورهای عجیب و غریبی که ماها قبلن داشتیم…

    و 90 درصدش هم برمیگرده به باورهای مذهبی و شرک هایی که در وجود ما از طریق باورهای پوچ مذهبی خورونده شده بوده از بچگی و هر چی هم که جلو اومدیم با دیدن یه سری نتایجی که جهان بر اساس باورهای ما بهمون نشون میداده دیگه یقین پیدا میکردیم که ببین درسته و تاثیر داره…

    خدایا شکرت که اون حس آزادی قلبی و باز بودن قلبم رو اینجا پیدا کردم …

    خدایا سپاسگذارم که من رو به جایی هدایت کردی که اگر استمرار در عمل و درستکاری و تقوا داشته باشی و به قوانین بدون تغییر درست عمل کنی حتی میتونی به درجه ی خلیل الله بودن برسی که اگر جایی لازم باشه حتی آتش هم به اذن خدا برات سرد بشه…

    آره … درسته اینجا همونجاست که یه فردی مث استاد عباس منش از فرش به عرش رسیده و الان در بهشتی زندگی میکنه که جایزه ی عمل کردن درست به قوانین بدون تغییر خداونده و سپاسگذار خداوندم که استاد شما استمرار دارید در این مسیر و ادامه ی این مسیر رو جزو رسالتتون دیدین وگرنه با خودم گفتم اگر استاد عباسمنش وقتی که به آمریکا هدایت شد و استقلال مالی هم که داره اگر کلا میخواست بی خیال ادامه راه بشه و بقیه عمرش رو برای فقط و فقط آسایش خودش زندگی کنه شاید خیلی از ماها اینجا نبودیم و یک جمله منو آروم میکنه اینجا و اونم این جمله است که:

    هذا من فضل ربی…

    در ادامه میخوام بگم که الان یادم اومد که مردم منطقه ی زندگی ما یک باور غلط خیلی قوی رو دارن که اونم چشم زخم هست و حالا برای رفع اون حتی الان که میخوام بگم خندم میگیره که میان یه شونه تخم مرغ میگیرن و میدن به کسی که به دستش و پاک تر بودنش از نظر عموم اون طایفه اعتقاد دارن و اون طرف یه سیخ کبریت سوخته رو برمیداره و باسمت سیاه شده اش شروع میکنه به خط کشیدن روی تخم مرغ و یک وردی هم میگه زیر لب و اسامی افرادی که مشکوک هستن به چشم زدن این فرد مذکور چشم خورده و در آخر هم دو تا سکه زیر و بالای تخم مرغ میگیرن و با انگشت فشار میدن و اسامی رو یکی یکی میخونن و روی اسم هر کی که شکست میفهمن که اون بوده که چشم زده و حالا از کجا براشون منطقی شده ؟؟؟؟

    از اون جایی که میگن تخم مرغ در این حالت عمودی وقتی زیر پای فیل هم که باشه نمیشکنه و اینجا بخاطر دل پاک بودن اون ملای تخم مرغ شکن و رفع کسالت و کدورت فرد چشم خورده این شکستن تخم مرغ باعث شفای اون طرف میشه… حالا از حق نگذریم من از بچگی با اینکه همیشه ذهنم آلارم میداد راجب این موضوع ولی چون که میدیدم بعد ازین کار اون طرف حالش خوب میشد و مثلا سردردش برطرف میشد کم کم باور کردم که تاثیر داره ولی هر چی که بزرگتر میشدم با دیدن مسائل علمی و پیشرفتهاش آلارم ها بیشتر میشد ولی خودمونیم ها این باور تخم مرغ شکستن خیلی جاها از لحاظ هزینه و وقت افراد رو مجاب میکرد و میکنه هنوزم که به جای اینکه برن دکتر و کلی وقت بگیرن و هزینه ی ویزیت بدن و کلی هم توی صف وایستن و کلی هم بعدش پول دارو بدن نهایتا با چندتا دونه تخم مرغ همه این مسیرها و موارد رو دور میزنن …

    در صورتی که اگر آدم زیر بار نره و فکر کنه که اصلا چرا آدم باید به یک عامل بیرونی قدرت بده که تهش بخواد از ترسش تمام زندگیش رو با استرس و دروغ بگذرونه؟ مثلا طرف کلی پول ساخته ولی جرات نداره یه ماشین مدل بالاتر یا خارجی بخره از ترس چی؟ از ترس چشم مردم…

    الهی شکرت که ماها از بند این خرافات و جفنگیات رها شدیم و به قدرت مطلق خداوند ایمان بیشتری پیدا کردیم و روز به روز هم باید تلاش کنیم که این ایمان رو قوی ترش کنیم… خداییش برای ماهایی که الان اینجا هستیم و داریم نحوه و ساز و کار جهان و باورها و قدرت ذهن رو یادمیگیریم کلی خنده دار هست این موارد و من یادمه که دقیقا پارسال همین موقع که با یاری خداوند هدایت شدم به این دانشگاه توحیدی نامبر وان همون روزای اول کللللللی خندیدم به این رفتارهایی که قبلا از روی ندانستن قانون باور کرده بودم و خود خدا میدونه که چقدر خوشحالم ازین بابت که اینجا هستم و دارم روز به روز پیشرفت میکنم و قوی تر میشم توی همه جنبه های زندگیم و سپاسگذار خداوندم که هدایت کرد سید حسین عباس منش رو که دست بزرگی باشه از جانب پروردگار جهانیان برای هدایت کسایی که به دنبال حقیقت زندگی مادی هستن و دیگه یقین دارم که این راه فقط برای یک درصد از مردم دنیا هست…

    استاد خیلی دوستت داریم …

    یه چیز دیگه که برام کلی جالب بود این بود که این باور هر که بامش بیش برفش بیشتر رو من از بچگی چون منطقه ی ما هر 10 سال یکبار برف میومد همیشه ذوق برف رو داشتم کلا بر عکس فهمیده بودم خخخخخ

    و فکر میکردم چون برف لذت آوره این مثال رو میزنن که بگن وقتی خونت بزرگتر باشه برف بیشتری میاد روش جمع میشه و تو میتونی آدم برفی های بیشتری درست کنی و بیشتر برف بازی کنی… خخخخخخخخخخ

    واااااای که ترکیدم از خنده…

    خدا رو شکر که حتی یک ابسیلون هم مقاومتی نداشتم راجب تغییر این باور و با خنده اصلاحش کردم…

    در ادامه اونجایی که راجب امباپه گفتید و اینکه از بچگی به معلمش گفته که من یه یروزی سرود ملی فرانسه رو توی جام جهانی خواهم خوند و در نهایت هم به این رویاش رسیده به نظرم این نشون دهنده ی اینه که یه انسان برای اینکه در مسیر درست قدم برداره باید به خود شناسی درست برسه و اول خودش رو کنکاش کنه و به این فکر کنه که:

    من توی چی قوی هستم؟

    چی رو بیشتر دوست دارم انجام بدم؟

    و در کل هدف خالق از خاق کردن من چی بوده؟

    هر انسانی در هر جای از زندگیش که به این موارد فکر کنه قطعا خداوند به مسیر درست هدایتش میکنه و سندش هم در قرآن هست که میگه :

    سوره ی اسرا آیه 20

    کُلًّا نُمِدُّ هَ?ؤُلَاءِ وَهَ?ؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ? وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا

    و ما به هر دو فرقه به لطف پروردگارت مدد خواهیم داد، که لطف و عطای پروردگار تو از هیچ‌کس دریغ نخواهد شد.

    پس چه خوبه که هر روز فرکانس های خوب به جهان ارسال کنیم

    به جای ناجالبی ها و اخبار بیایم به خواسته هامون فکر کنیم.

    راجب اهدافمون تحقیق کنیم، مطالعه کنیم و برای رسیدن به اونها قدم برداریم…

    استاد من دوره ی روانشناسی ثروت یک رو یک ماه قبل از سال تحویل خریدم و قبلش هم تمام فایلهای بخش باورهای ثروت ساز رو گوش کرده بودم و نکته برداری و باور نویسی کرده بودم و تغییرات در حد استمراری بود که در عمل و ساخت باور داشتم.. یعنی عمل بدون باور مثل آب در هاون کوفتنه و بر عکسش هم باورهای درست ولی بدون عمل هم مثل توهمه ….

    الان هر روز دارم این رابطه رو بهتر درک میکنم

    که همزمان که دارم عمل میکنم باید باورهایی هم نزدیکتر و قدرتمند کننده تر در راستای اون عمل بسازم و استمرار در گوش دادن اون باورهایی که نوشتم و با صدای خودم ضبط کردم و باید طبق مسیری که شما هم طی کردید، که گفتید اون موقع که راننده تاکسی بودین توی بندر عباس و با هندزفری جوری صدای باورهای خودتون رو به خورد مغزتون میدادید که حتی مسافرها هم باید میزدن روی شونه شما که اطلاع بدن به مقصد رسوندینشون و الان وقتی میگید که باور اون فکری هست که میلیاردها بار توی مغز ما تکرار میشه واقعا درسته…

    پیشنهاد میکنم به بچه هایی که تا اینجا کامنت منو خندن برای اینکه تاثیر باور سازی رو در رشد کسب و کار و وارد شدن ثروت و نعمت به زندگی و کسب و کارشون بهتر درک کنن اگر هزینه ی خرید دوره روانشناسی ثروت رو دارن که حتما بخرن و روی آگاهیهاش بارها و بارها کار کنن و اگر هم فعلا هزینه اش رو ندارن از بخش دانلودها قسمت باورهای ثروت ساز

    فایلهای رایگان رو دانلود کنن،

    یه دفتر 100 برگ بردارن و یه خورکار ،

    از لا بلای حرف های استاد و آگاهی هایی که میدن 1000 تا باور درست میشه نوشت و اونها رو با صدای خودتون ضبط کنید و به صورت رگباری گوش کنید و در ضمن در کنارش حرررررکت هم بکنید…

    حرکت یعنی در راستای اون کاری و شغلی که بهش علاقه دارید قدم بردارید حتی شده یه کاااار خیلی جزیی که شاید اولش از نظرتون بی فایده بیاد…

    امتحان کنید…

    بازی باورها جذاب ترین بازی دنیای مادی هست دوستان…

    الانی که این کامنت رو دارم مینویسم دقیقا 427 روز از حضورم در اینجا میگذره و از وقتی که از خداوند خواستم که کمک کنه که این بازی رو بهتر درک کنم و هر روز قوی تر بشم در اجرای درست قانون به طرز عجیبی اتفاقت بهتری هر روز برام میوفته

    ایده هایی عااالی و ساده بهم الهام میشه برای پول ساختن …

    و از وقتی هم که قدرت تمرکز بر خواسته رو بهتر درک کردم و اهرم رنج و لذت هم خیلی کمکم کرد که به یک استمراری در عمل برسم و هر روز یک قدم از روز قبلم جلوتر باشم و من سمت خودم رو انجام میدم و خداوند هر روز درهای بیشتری رو داره برام باز میکنه…

    دوستان سعی کنید توی زندگی روزمره تون دد تایمی نداشته باشید

    یعنی زمان مرده ای که دیگه هیییچ کاری نباشه که بکنید نداشته باشید چون همین میشه روزنه برای ورود نجواها و یکمی تغیر مسیر…

    من اومدم با جدول حل کردن این دد تایم هام رو پر کردم

    یعنی دیگه برای من استراحت ذهنی معنایی نداره…

    چون به نظرم وقتی دارم جدول حل میکنم مجبور میکنم که ذهنم کار کنه و هم سطح آگاهی و اطلاعاتم بیشتر میشه و هم اینکه ذهن رو تا جایی خسته میکنم که بعدش نتونه موارد پوچ فکر کنه…

    استاد چند وقته که هر روز به این فکر میکنم که حتما یه راهی هست که جلوی نجواها رو بیشتر بگیری و بتونی کاری کنی که دیگه وسط دست و پات نیاد وقتی داری یه کار مهمی رو انجام میدی که میدونی واقعا بهت کمک میکنه و یه حس عجیب و خوبی بهم میگه که اون دوره ای که الان شما دارید روش کار میکنید راجب جهت دهی به ذهن و تکنیک های کنترل ذهن هست و این به نظرم به ماها خیلی کمک میکنه که دیگه وقتی افتادیم توی مسیر درست و حرکت کردیم و پیشرفت ها حاصل شد دیگه این عوامل حواس پرتی کمتر و کمتر بیاد سراغمون و نزدیکه اون روزی که عباس منشی ها بشن نفرات اول جهان در موفقیت مگه ما از ایلان ماسک چی کم داریم؟؟؟

    بی صبرانه منتظرم که این دوره رو بذارید و منم جزو اولین نفراتی هستم که ازش استقبال میکنم…

    یکی از چیزهایی که یاد گرفتم اینجا از شما استاد عزیز که بهم خیلی کمک کرده تو این مدت اینه که موفقیتهات رو بببین و بیاد بیاور و جشن بگیر و همیشه با تعریف کردن از خودت برای خودت نوشابه باز کن … قبلا فکر میکردم که این کار یعنی غرور و تکبر ولی الان میفهمم که چقدر بیاد آوردن توانایی ها و موفقیتهای آدم به آدم قدرت میده برای خلق کارها و نتایج بزرگتر و خدا به شما عزت و خیر بده که واقعا دارید چیزهایی رو آموزش میدین که بقول اون استادتون توی بندر عباس هم به درد دنیا و هم به درد آخرت ماها میخوره…

    یه جایی از این فایل راجب تاثیر نظر و فکر دیگران برای باور سازی ما گفتید که من یادم میاد موقعی که 12 سال پیش تصمیم جدی گرفتم با وجود اینکه درس خوندم و مدرک لیسانس کامپیوتر گرفتم ولی بیام توی کار ماهی زینتی و آکواریوم فروشی باز کنم اوووولین نظر مخالف و نه ای که پیش اومد مادرم و خواهرم بود که همیشه دنبال تاثیر گذاری روی من بودن چون من تک پسر این خانواده ام و براشون از درجه ی اهمیت زیادی برخوردارم… بماند که من چون با اون حس درونی که بوجود اومده بود و اتفاقاتی که باعث شد جدی جدی این تصمیم رو بگیرم اصلا به دلایلی هم که برام آوردن توجهی نکردم و در آخر مسیر خودم رو با ایمان به اینکه روزی من رو خدا میده و خودش گفته از تو حرکت و از من برکت و و به نظرم یکی از تنها و معدود باورهای مذهبی هست که به درد میخوره…

    و من الان یکی از افراد قوی در صنف و رسته شغلی خودم هستم و خدا رو شکر میکنم که با هدایتهای نابش کلی کار خارق العاده انجام دادم و کلی ماهی جدید هیبرید کردم که واقعا باعث افتخارمه و الا ن دیگه میتونم مثل امباپه یا ایلان ماسک برای خودم تجسم در یکی از سکوهای جهانی داشته باشم چون قانون میگه اگر یه نفر در این دنیا بتونه یه کاری رو بکنه هر انسانی هم میتونه اونو انجام بده به شرط باور درست و عملکرد عالی…

    یه چیز جالب بگم به بچه هایی که دارن این کامنت رو میخونن

    بیاین قسمت دانلودها و فقط اسامی فایلها رو روی برگه یادداشت کنید و راجبشون فکر کنید…

    باااااور کنید اگر در مدار تغییر باشید اینقدر جرقه هایی در ذهن شما زده میشه که مث سوخت برای جت بهتون کمک میکنه که حرکت کنید و درست فکر کنید… و همونجا به خودتون میگید که بخدا این فایلها رایگان نیست…

    و نکته دیگه اینکه یه جاهایی هم از نجواهای ذهنی میشه کمک گرفت برای اصلاح کردن باورها یا باور سازی که بتونه نشتی های انرژیمون رو پر کنه…

    مثال میزنم:

    من قبل از نوروز امسال دقیقا 35 روز قبل از سال تحویل دوره رو تونستم بخرم و وقتی هم خریدم که اون مبلغ رو وقتی پرداخت کردم اذیت نشدم یعنی وقتش بود که بخرمش چون تکاملی فایلهای رایگان رو گوش داده بودم و کمی نتیجه هم گرفته بودم ولی میخواستم تخصصی تر روی موضوع ثروت کار کنم …

    من شروع کردم به کار کردن دوره و اینطوری بود که صبح ها از ساعت 7 صبح تا ساعت 9 الی 10 روی دوره و نکته برداری کار میکردم و الباقی روز رو بخاطر اینکه در ماه اسفند مثلا کسب و کار ما پر فروش تر میشه که این هم یک باور و ترمز بود برای من کلا تاشب فعالیتهای شغلی رو انجام میدادم و مشتری ها رو جواب میدادیم و به طرز عالی فروشم نسبت به سال قبل در همین وقت 3 برابر شد البته با مغازه ای که چندان جنس پر تنوعی نداشت و فقط همون روزهای اول توسط خداوند هدایت شدم به ایده هایی ساده و نزدیک به شرایط مالیم و اون امکاناتی که در اون لحظه داشتم و تونستم در اون ماه بالای 1500 تا تراکنش روی دستگاه پوز فروشگاه داشته باشم و بالای 250میلیون تومن فروش داشتم از 4 قلم جنس روتین و هیچ تبلیغاتی هم در کار نبود و حتی بساطی هم برخلاف سالهای گذشته که درب فروشگاه بساط میکردیم در کار نبود وفقط و فقط خداوند میتونست این همه مشتری رو برای من بفرسته و هدایت کنه که بیان از من خرید کنن چون خداوند خلف وعده نمیکند… و سندش هم در قرآن اینه:

    سوره ی آل عمران آیه ی 194

    رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدْتَنَا عَلَى? رُسُلِکَ وَلَا تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَهِ ? إِنَّکَ لَا تُخْلِفُ الْمِیعَادَ

    پروردگارا، ما را از آنچه به زبان رسولان خود وعده دادی نصیب فرما و ما را در روز قیامت محروم مگردان، که تو هرگز در وعده تخلّف نمی‌ورزی.

    آره وقتی که خدا رو باور کنی

    و حرکت کنی

    و استمرار داشته باشی

    و تقوا پیشه کنی یعنی ذهنت رو بتونی کنترل کنی و انسان درستکاری باشی یعنی اینکه کارت رو به نحو احسنت انجام بدی اونوقت میتونی الرزق رزقان بشی

    میتونی از خداوند رزق بی حساب بخواهی…

    و اینجاست که یاد اون فایل استاد میوفتم که برای تغییر جهادی اکبر لازم است… و این یعنی چی؟؟؟

    استاد من رد پای سندهای قرآنی رو در تمام باورهای شما و حرفهای شما دیدم و پیدا کردم و برای همین هم هست که الان اینجام و شما رو باور کردم که از جانب و سمت صراط درست و حق دارید حرف میزنید وگرنه اون همه 33 سال ترمزهای مذهبی و باورهای مذهبی رو مگه میشه به این راحتیا کنار گذاشت؟ و هزاران بار شاکر خداوندم که تمام مسیر شما و این آگاهی ها سند هاش قرآنی هست تا آرامشی باشه برای منی که یک عمر مذهبی بودم و اون همه ترمز داشتم …

    خدایا شکرت…

    آقا اصلا فقط با اسم دوره ی احساس لیاقت ماها باید پی ببریم به اینکه چقدر با ارزش هستیم و بهش باور داشته باشیم و ایمان بیاریم بهش و اینکه واقعا موفقیت فقط و فقط توفیق بندگی خداست…

    قبلا متر و معیار ماها که مذهبی بودیم این بود که طرف چقدر نماز میخونه و چقدر حجاب رو رعایت میکنه و خیییییییلی چرندیات بی اهمیت دیگه ولی خدا رو شکر میکنم که الان میتونم بهتر به دنیا و انسانها نگاه کنم

    قضاوت نکنم

    انسانها رو همونجور که هستن بپذیرم و مهمتر از همه باوری که خیلی این چند وقت به من کمک کرده اینه که هر کسی در هر جایی که هست جای درستش همونجاست و دلیل و منطقش هم عدلی الهی و وجود خداوندی عادل هست در این دنیا…

    استاد چققققققدر لذت بخشه که آدم بدون احساس گناه زندگی کنه و چقدر خوبه که آدم شبها با آرامش سرش رو روی بالش میذاره با امید اینکه فردای من بهتر از امروزم خواهد بود چون این روند طبیعی انسانهای مومن و ایمان آورده به خداونده …

    قبلا شعار شرکت صا ایران بود

    ولی الان شعار میلاد عصمتی هست

    هرررررر روززززز بهتر از دیروز …

    یه باور قدرتمند کننده هم اینه که هیچ کار سختی در دنیا وجود نداره و اون سختی فقط ساخته ی ذهن انسانهاست و سندش هم در قرآن اینه که خود خداوند در سوره ی انشراح که استاد یه فایلی با نام قلبی که به سوی خداوند باز میشود رو هم راجبش گذاشتن توی سایت که خداوند کامل راجبش به پیامبر توضیح میده و خیلی به آدم قوت قلب میده که میگه

    آیه 5 و 6 سوره ی انشراح

    فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

    پس (بدان که به لطف خدا) با هر سختی البته آسانی هست.

    إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرًا

    و با هر سختی البته آسانی هست.

    و اینکه در دو آیه این رو تاکید میکنه پشت سر هم و از کلمه ی ان یعنی قطعا و به درستی این نشان دهنده ی همون وعده ی خداوند هست و وقتی باور داشته باشی که خداوند از وعده اش تخلف نمیکند این تاکید رو با جان و دل میپذیری و قلبت رو به سوی خداوند باز میکنی که قطعا قلب جایگاه خداوند هست و بسسسس…

    یکی از آگاهی های ناب این فایل برای من این بود که قبل از انجام هر کاری و عملی اول باورهای خودت رو در باره ی اون مساله و فعالیت بررسی کن و اگر محدود کننده بود باید اول باورهای بهتری بسازی و بعد اقدام کنی و حرکت کنی…

    باور قدرتمند کننده مثل اون فایل استاد هست که میگه کمبود را باور نکن حتی اگر پروفسور هاوکینگ گفته باشد…

    که کلی زیبا و با منطق راجبش اونجا توضیح داده استاد و سندش رو در قرآن میشه

    در سوره ی ابراهیم آیه ی 22 پیدا کرد و فهمید که میگه:

    وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ ? وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی ? فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنْفُسَکُمْ ? مَا أَنَا بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنْتُمْ بِمُصْرِخِیَّ ? إِنِّی کَفَرْتُ بِمَا أَشْرَکْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ ? إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ

    چون کار به پایان آید، شیطان گوید: خدا به شما وعده فزونی داد و وعده او درست بود و من نیز به شما وعده دادم ولى وعده خود خلاف کردم. و برایتان هیچ دلیل و برهانى نیاوردم جز آنکه دعوتتان کردم شما نیز دعوت من اجابت کردید؛ پس مرا ملامت مکنید، خود را ملامت کنید. نه من فریادرس شمایم، نه شما فریادرس من. از اینکه مرا پیش از این شریک خدا کرده بودید بیزارم. زیرا براى ستمکاران عذابى است دردآور.

    حتی خود شیطان هم اعتراف میکنه که خداوند وعده ی فزونی و فراوانی در دنیا رو داده و من وعده ی کمبود و فقر رو و اونجا از افرادی که کمبود رو باور کردن اعلام برائت میکنه و میگه من از شما بیزارم…

    پس هرگز کمبود رو باور نکن که خوده خداوند باز هم در قرآن فرموده که :

    سوره ی لقمان آیه 27

    وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ ? إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ

    و اگر هر درخت روی زمین قلم شود و آب دریا به اضافه هفت دریای دیگر مرکب گردد باز نگارش کلمات خدا و نعمتهای خداوند ناتمام بماند، که همانا خدا را اقتدار بی‌نهایت و حکمت بی‌پایان است.

    پس دیگه جای شک و تردیدی در این باره نیست و هر جا که ذهن خواست حرفی از کمبود بزنه اول این چند تا آیه ی مبارک قرآن رو بهش یادآوری کنید و بعدش هم این همه ثروت و نعمتی که توی جهان هست رو نشونش بدید…

    حالا یه وقهایی هم هست که در موقعیتی قرار میگیریم که فردی یا گروهی دارن راجب بدبختی و کمبود و فقر و ناجالبی ها حرف میزنن بهترین راه حلش اعراض کردن و نشنیدن اون باورها و حرفهای نادرست هست که قطعا ما اگر روی ذهنمون کار کرده باشیم ذهنمون راجبشون مقاومت داره و آلارم میده …

    و باز هم سند برای اعراض کردن و توجه نکردن به ناجالبی ها در قرآن این آیه هست:

    سوره ی انعام آیه ی 68

    وَإِذَا رَأَیْتَ الَّذِینَ یَخُوضُونَ فِی آیَاتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى? یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ? وَإِمَّا یُنْسِیَنَّکَ الشَّیْطَانُ فَلَا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّکْرَى? مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ

    و هرگاه کسانی را دیدی که در آیات ما به یاوه گویی و سخن بی منطق می پردازند از آنان روی گردان [و مجلسشان را ترک کن] تا در سخنی دیگر در آیند. و اگر شیطان تو را [نسبت به ترک مجلسشان] به فراموشی اندازد، پس از یاد آوردن [به سرعت بیرون برو و] با گروه ستمکاران منشین.

    اینجا خداوند داره به پیامبر هم اهمیت اعراض از افکار و باور ها و حرفهای پوچ و بیهوده رو تذکر میده و دقیقا داره به ماها میگه که اگر تو بنده ی من هستی و درستکار هم هستی جای تو اونجا نیست که دارن راجب چرندیات و حرفهای ی بیهوده صحبت میکنن و سریعا اون جمع و محل رو ترک کن…

    این یکی از عاداتی بود که خدا رو شکر من خیلی تمرین کردم روش و اون کافه هایی هم که برای قهوه میرفتم که دوستان قبلیم اونجا بودن و راجب هررررر چیزی حرف میزدن رو کم کم گذاشتم کنار و به جاهایی غریبه تر و لول بالاتری میرم که میبینم حرف خاصی نمیزنن و منم مقاومتی ندارم با اون محیط و کلی هم جوون با حال و مودب رو میبینم هر روز…

    آخخخ آخخخ استاد گفتی فالگیر و دعا نویس و این چیزاااااا….

    الللله اکبر که چقدر احساس خوبی دارم که من از همون بچگی با این دست به دعا شدن برای رفع مشکلات با دعا نویسی و ازین چیزا همیشه مقاومت داشتم خدایا شکککککرت ….

    هیچ قدرتی بالاتر از خداوند نیست …

    چقدر خوب میشه اگر بشه که افرادی مثل علیرضای دبیر عزیز که هم افتخارات زیادی برای ایران کسب کرده و هم رییس فدراسیون کشتی هست و کلا همه اونهایی که مسئولیتی دارن که به جامعه مربوط میشه بتونن هدایت بشن به اینکه بازی باورها رو بفهمن و یاد بگیرن که چطور داره جهان کار میکنه و هرررگز حرفی نزنن که تهش به نا امیدی راجب اون موضوع برسه امیدوارم که خداوند همه رو هدایت کنه به این مسیر درست تا روزهای خوب و خوبتری رو در این جهان مادی تجربه کنن…

    استاد من یکی از سالمترین افراد در کل خاندانمون هستم و از بچگی همیشه به طرز معجزه آسایی هیچ وقت مریض نمیشدم مگر سرماخوردگی که اونم تاثیر باورهای شدید اطافیانم بوده ولی همیشه از بچگی از خوردن دارو متنفر بودم و دوس داشتم پیشگیری کنم تا اینکه بخوام درمان کنم اونم دارو و یه چیز جالب اینکه پدر من شرکت نفتی بود و دفترچه درمان کاملا رایگان داشتیم و مادرم هم پرستار بود و خدای اطلاعات راجب قرص و دارو و همیشه خودش و اعصابش رو با داروها کنترل میکرد و هنوزم هست این روند… ولی خدا رو شکر تنها دفترچه ای که همیشه سفید و پاک بود به لطف خداوند دفترچه ی من بود حتی 3 تا آبجی منم حداقل ماهی یک بار دنبال دارو و دکتر و دندون پزشکی و … بودن و خدا رو شکر میکنم حتی الان که من 12 ساله که بیمه تامین اجتماعی دارم دفترچه های من همیشه پاک هست و فقط خانمم و گاهی اوقات بچه هام ازش استفاده میکنن و البته که خانمم با من هم قدم نشده و هنوزم درگیره با باورهای مذهبی خودش و داره همون مسیر خودش رو میره و منم طبق قانون کاری بهش ندارم و انرژی هم براش نمیذارم و فقط روی خودم دارم کار میکنم…

    استاااااد چقدر عاشق این تیپ لباس پوشیدن شما هستم و همیشه دارم تحسین میکنم که چقدر راحت لباس می پوشید و منم اینقدر دوس دارم که همیشه با لباس خنک ورزشی باشم و اصلا شلوار پوشیدن رو دوست ندارم و با شرت ورزشی و شلوارک همیشه احساس خوبی دارم حالا توی خونه و سالن ماهی ها میتونم ولی بیرون توی خیابون دیگه شرایط اینجوری نیست فعلا و امیدوارم که به امید خداوند یا شرایط درست بشه و یا اینکه خداوند من رو هم مثل شما به این شرایط بهتر و آزادتر و راحت تر هدایت کنه تا لذتی به لذت هام اضافه بشه و بیشتر اونجوری که واقعا دوس دارم زندگی کنم… امیدوارم یه روزی به همین زودی ها در پرادایس کنار هم قدم بزنیم و راجب قانون صحبت کنیم و از دیدن این بهشت زیبای روی زمین از نزدیک لذت ببرم که من هر روز احساس لیاقت بیشتری بهم دست میده و نتایجم داره هر روز بهتر و بهتر میشه …

    خدایا شکرت که تو و قوانینت هستید تا ما با خاطری آسوده و راحت زندگی مادی رو تجربه کنیم….

    و در آخر برای همه دوستان آرزوی

    سعادت

    خوشبختی

    شادی

    لذت

    ثروت و رزق بی حساب

    و روزهای خوب و خوبتر رو از خدای منان دارم…

    خداوند نگهدارتون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2131 روز

    قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِنْدِی أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَکَ مِنْ قَبْلِهِ مِنَ الْقُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّهً وَأَکْثَرُ جَمْعًا وَلَا یُسْأَلُ عَنْ

    ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ

    [قارون گفت:] جز این نیست که این [ثروت و مال انبوه] را بر پایه دانشی که نزد من است به من داده اند. آیا نمی دانست که

    خدا پیش از او اقوامی را هلاک کرده است که از او نیرومندتر و ثروت اندوزتر بودند؟ و مجرمان [که جرمشان معلوم و مشهود

    است] از گناهانشان بازپرسی نمی شود

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان نازنینم…

    باور چیست؟ باور دریچه ی نگاه ما به عالمه… هرچه این باور توحیدی تر باشه نگاهی که به ما میده زیبا تر و عمیق تره…

    هدف ما اینه که توحید رو به معنی واقعی کلمه در نظام باورهامون پیاده کنیم تا به بهترین نحو خدا رو درک کنیم و خروجی

    این باورها در دنیای پیرامون ما به شکل ثروت و موفقیت و … نمایان میشه… اما اصل این ظواهر نیستن.. اصل جوهره

    توحیده که در نفس ما تثبیت میشه و هر روز بهبود پیدا میکنه…

    خواستم بگم معیار انتخاب باورها این نیست که به ما قدرت میده یا ما رو ضعیف میکنه… مگه باور قارون به تواناییش

    در ساخت ثروت باور محدودکننده ای بود؟ و آیا این باور براش ثروت ساخته بود یا خداوند این موفقیت رو بهش داده

    بود تا در سایه این موفقیت به خدا شناسی برسه؟ معیار درستی یک باور اینه که

    چقدر توحیدی تره… و به همون اندازه ما رو از وابستگی ها و محدودیت ها رها تر میکنه

    خواستم بگم وقتی ما بگیم اگه باور به تاثیر گذاری ژنتیک شرکه از هر دو جنبه قدرت مند کننده و محدود کننده شرکه… چرا؟

    در زمان پیامبر کافران بت پرستی بودند که بسیار متمول بودند و بت هاشون رو عامل دریافت این حجم از ثروت میدونستن

    فکر میکنید چرا؟ بخاطر اینکه مشمول سنت مکر خداوند شدند… چون واقعا میخواستند باور کنند این بتها بهشون رزق بغیر

    الحساب میده و جهان هم تاییدشون کرد و تا آخر عمرشون در اون ثروت موندن… حالا ما بیایم بگیم باور به اون بتها

    (اسمشو بخوایم نعل اسب بزاریم، ژن بزاریم یا هر موضوع دیگری) باور قدرتمند کننده ایه و داره جواب میده!!!

    مگه هدف صرفا اینه که ما دنیامون آباد بشه و هدف وسیله رو توجیه میکنه؟! مگه نه اینکه دنیا نگاه توحیدی ما رو به ما

    بازخورد میده و به کمک این نگاه باید خودمونو توسعه بدیم نه اینکه هدف صرفا رشد مالی و موفقیت های ظاهری باشه

    که اینا هم خوبه و بد نیست، اما اصل چیه؟ یعنی ما صرفا با تکیه به باورسازی اونم فقط با معیار محدود کننده بودن یا

    نبودن داریم ساخته میشیم؟ در صورتی که همون باور غلط قدرتمند کننده جای دیگه دست ما رو میبنده…

    کسی که باور داشته باشه ژنتیک عامل موفقیتشه جای دیگه همین باور باعث محدودیتش میشه

    کسی که باور داشته باشه طالعش مبارکه به راحتی دریچه ای در مغزش باز میکنه برای پذیرش باورهای آسیب زننده از این

    جنس… معیار قدرتمند کننده بودن یا نبودن باورها نیست… معیار اینه که یه باور چقدر میتونه ما رو به خداشناسی و در

    نتیجه نگاه زیباتر به دنیا هدایت کنه… و این باور نیست که به ما موفقیت میده… این خداونده که در نتیجه اون نگاه و

    باور ما رو شایسته دریافت نعمت میدونه و بیشتر به ما میده یا ما رو محدود میکنه تا به درستی درک کنیم اون باور ریشه

    در شناخت صحیح خداوند داره یا خیر… در مورد عزت نفس هم همین موضوع صادقه.. کسانی که روی توانمندی هاشون

    حساب باز میکنن به سمت مقایسه رو میارن یا با از دست دادن توانایی که بهش مینازیدن نابود میشن… به قول استاد

    ما به طور طبیعی با اومدنمون به این دنیا ارزشمندیم… اما شرک در این بعد از نگاه اینه که ما خودمونو با توانایی ها و

    دستاوردهامون بسنجیم که اگه این باشه دیری نخواهد پایید که از نتیجش آسیب خواهیم دید همانطور که قارون ها دیدند.

    به قول خداوند اقوام گذشته دارای ثروت بیشتر و نعمت بیشتر بودند… اما در عین حال مشرک تر هم بودن… و عذاب شدن

    حالا اون اقوام حرفشون چی بود؟ این که اینها از بتهای ماست… و نتیجه اینو تایید میکرد!!!

    آیا باور به قدرتمند بودنن بتها اینها رو بهشون داده بود؟ آیا این باور قدرتمنده کننده بود یا محدود کننده؟

    اگه اینها از بتها بود پس دعوای چند هزار پیامبر با اینها سر چی بود؟ و چی کم داشتن که باید موحد میشدند؟

    خواستم بگم همیشه در انتخاب باورهای قدرتمند کننده باید درون مایه توحیدی این باورها هم در نظر گرفته بشه… عبارات

    تاکیدی مثل این که همه انسان ها محترمند، همه دنیا سرشار از ثروت و برکت است و هزاران باور قدرتمند کننده همه ریشه

    توحیدی دارند… اما باورهایی مثل این که ژنتیک عامل موفقیت افراده و هزار مدل باور مثل این همگی شرک آلود هستن…

    و درک تفاوت نگاه شرک آلود با نگاه توحیدی نیاز به تعمق داره و هربار انسان در اون عمیق تر میشه…

    چیزی که به ما حتی از خوردن یک فنجان چایی در بالکن منزلمون احساس لذت بی انتهایی میده اینه که ما چقدر توحیدی

    و رها شدیم و چقدر نگاه ما ارزشمند شده و چقدر خدایی تر شدیم و باورهامون توحیدی تر شده… والا اگر تمام عالم را به ما

    بدن و این نگاه توحیدی نباشه دائما تا زنده هستیم برای کسب این احساس رضایت خواهیم دوید و اونو به دست نخواهیم

    آورد… ما انسانها در زمینه هایی موفق میشیم و خداوند اون توفیق رو به ما میده.. اما اگر ما باورهایی رو عامل اون موفقیت

    بدونیم خداوند آرام آرام ما رو تکاملی هدایت میکنه که این اشتباه رو درک کنیم و اصلاح کنیم… اما اگر بر این موضوع پافشاری

    کنیم اون باور ما رو دچار آسیب میکنه… نه اینکه خداوند ما رو عذاب میکنه بلکه اون نگاه اشتباه و شرک آلود شریان حیاتی ما

    رو میبنده… همانطور که در مورد منافقین در زمان پیامبر اتفاق افتاد و خداوند با ثروت فراوان اونها رو عذاب کرد!!!

    فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    ماهی دولق گفته:
    مدت عضویت: 3049 روز

    سلام به استاد عزیزم

    آگاهی شما بارها بارها به زندگی من نتایج خارق العاده بخشیده

    سال ها پیش درگیر ازدواجی شدم که از هر لحاظ برای من ناخواسته بود و با گوش دادن به فایل وضوح از طریق تضاد تونستم خواسته هام رو برای خودم روشن کنم و از اون زندگی جدا شدم

    بعد از جدایی همه به من میگفتند تو دیگ ازدواج خوبی نخواهی داشت یه بار طلاق گرفتی و منتظر مرد مجرد نباش که باهاش ازدواج کنی

    اما من هیچکدام از اون باورها رو قبول نکردم و همچنان به خواسته هام توجه کردم

    گاهی میشد در مسیر ناامید بشم اما همیشه به خدا توکل میکردم و خودم رو در مسیر قرار میدادم

    بعد از دو سال با مردی آشنا شدم که هم مجرد بود و تا بحال ازدواج نکرده بود و هم تمام مواردی که در دفترم نوشته بودم و با خدا در موردشون صحبت میکردم داشت و برای من بهترین نشانه از تایید باورهای درستم بود و هنوز هم این عشق و مودت بین ما هر روز بیشتر میشود و بیشتر درک میکنم خودم خالق زندگی خودم هستم و اتفاقات عالی دیگری که در مسیر زندگی تجربه کردم

    دوستان به یاد داشته باشید این خدایی که ما رو آفریده برای ما بهترین اتفاقات رو رقم خواهد زد به شرطی که ایمان داشته باشیم او خوشبختی ما را میخواهد

    در پناه نور و عشق الهی باشید🩷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    مصطفی شاه محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1487 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    مدت زمان زیادی هست که کامنت ننوشتم اما الان بامید خداوند و الله یکتا دوست دارم بنویسم

    استاد عزیزو بزرگوار ، خانم شایسته گرامی ، دوستان عزیز سلام

    سپاسگزار خداوندم که امروز این فرصت عالی رو دارم که بنویسم

    چه چیزی رو باورکردم

    من باورکردم که خودم خالق زندگی خودم هستم

    وقتی از فایلهای دانلودی استفاده میکردم چنان انرژی در من شکل گرفته بود و چنان شوروشوقی داشتم که احساس میکردم قادرم هر کاری براحتی و آسانی و بسادگی انجام بدم با شور و شوق خیلی زیاد و احساس خیلی خوب و عالی .

    توی کامنتی از آقای سید علی خوشدل عزیز خوندم که جائی که بود یک ماشین با پلاک سه رقم 777 از جلوش ردشده

    من گفتم مگه میشه سه تا هفت برام عجیب بود , یعد از اون روی اعداد تمرکز کردم ، اول اعداد کیلومتر ماشین همسرم به فاصله های خیلی کم از 44 ، 444 ، 4444 برام نشان داده شد هرچقدر بیشتر تمرکز میکردم اعداد این شکلی بیشتر دیدم

    یک روز که قرار بود برم شمال برای فروش زمین ، دنبال نشانه بودم که ببینم اینکارو انجام بدم یا نه و اصلا نتیجه چطوره ، خوبه ؟ بفروشم ؟ نفروشم ؟

    صبح زود با پریا دخترم رفتیم پیاده روی و دوچرخه سواری موقع برگشت از مسیر یه شماه دیدم گفتم پریا ماشینو 999 پریا نگاه کرد گفت واای در همین فاصله گفت بابا 555 این اعداد رو نشانه خوب بودن انجام کار گذاشتم ، حرکت کردیم بسمت شمال برای فروش زمین ، شاید باورتون نشه تمام مسیر پر شده بود از شماره های 111 ، 222، 333 ، 444 ، و … ….

    گفتم خوب هر اتفاقی که بیافته خیره و من نشانه هارو دریافت کردم .

    خریدار دیر اومد ، شرایط رو تغییر داد بحانه های مختلف آورد گفتم خیره و یاد حرف استاد افتادم که گفته بود وقتی شما در مدار خوبی قراردارید و باورهای درستی دارید دیگه نگران نباشید که آین چرا اینجوری چون همیچی در نهایت به نفع شما تمام میشه .

    به لطف الله یکتا زمینی که مدتها بود میخواستم بفروشم رو به راحتی و آسانی و بسادگی فروخنم و به لطف الله یکتا پولش هم براحتی و آسانی و بسادگی بحسابم واریزشد .

    وقتی میدیم خریدار پراز استرس و نگرانی و عصبانی هست بهش گفتم آرام باش چرا نگرانی اما اون بنده خدا اصلا در مدارخوبی نبود ، من سکوت کردم و همی چی رو سپردم به خودش من تسلیم بودم و هرآنچه گفته شد رو پذیرفتم و اتفاق افتاد . خدایاشکرت

    دیدن اعداد این شکلی هر روز بهتر و بیشتر تو مسیر من میاد طوری که بعضی اوقات فکر میکنم اعداد سه رقمی پیوسته بیشتر از اعداد تک رقمی هستند .

    یک روز یه نشانه خواستم برای فروش کالای گران بهائی دوست داشتم اعداد هفت رو ببینم ، اون روز طی یکساعت و کمتر من هفت ماشین دیدم که شمارشون 777 بود ، و این حس فوق العاده ای بود که بمن گفت انجام بدم .

    وقتی دوره فوق العاده و مقدس دوازه قدم رو روی خودم کار میکردم و نیروی بهم میگفت باید حرکت کنی و تغییر کنی تصمصم گرفتم از خونه برم بیرون و پیاده روی کنم و فایل گوش بدم .

    قبلا فایهائی که غیر از سایت بدستم رسیده بود رو گوش داده بودم استاد میگفت وقتی داری روی خودت کار میکنی نشانه ها میان مثلا پولی پیدا میکنی یه تیکه طلا و غیره ، اما من هرچی منتظر بودم نشانه ها نیومدن ، تاوقتی دوره رو از سایت خریدم و روی خودم کار میکردم ، کم کم برای گوش دادن فایلها صبحای زود زدم بیرون از خونه ( قبلا شبها میرفتم و نشانه ای از پیداکردن چیزی که بهم نشون بده مسیر درسته نبود ) اوایل از روزی بیست دقیقه نیمساعت چهل و پنح دقیقه شروع شد که حالا به روزی چهارساعت هم رسیده .( که بیدارشدن از خواب صبح زود توی خواب بهم الهام شد وقتی من این جمله رو از استاد عزیز و رضای نازنین شنیدم که توی خواب بهشون الهام شده )

    وقتی اولین پول رو پیدا کردم چنان شورو شوقی دروجودم شعله ورشد که انگار تمام گنجینه های دنیارو پیدا کردم و به فاصه خیلی کم پیدا کردن پول تکرار شد تکرار شد تکرارشد ، پول پیدا کردن شده بود کار هر روز من که نشانه درستی مسیری که میرم رو به من ثابت میکرد .

    یه روز صبح زود بهم گفته شد از این مسیر برو مسیری که اوایل شروع پیاده روی از اون مسیر میرفتم با خودم گفتم توی این مسیر که من تاحالا پولی پیدا نکردم ولی باشه حالاکه بهم گفته شد میرم ، هوا تاریک بود هیچ کسی تو مسیر نبود ، یه مسیر بیرون از شهر تاریک اول صبح با خودم گفتم من نا حالا دوهزارتومانی پیدا نکردم ، وقتی به آخرای مسیر داشتم میرسیدم کنار جاده توی تاریکی یه چیزی شبیه دوهزارتومانی دیدم ، گفتم تا آخر مسیر میرم اگه برای من باشه وقتی برگردم هنوز همون جاهست .

    وقتی برمیگشتم یادم رفته بود که ناگاه چشمم به پول افتاد از دوچرخه پیاده شدم رفتم بردارم ، الله اکبر دیدم 100 هزار تومانی آبیه وقتی برداشتم دیدم یکی دیگه ، بازم هست ، بازم هست ، 50هزارتومانی و…..

    حال عجیبی داشتم انگار جهان هستی این پولهارو برام مثل شاباش پاشیده بود روی زمن ، الله اکبر

    بلند شدم سوار دوچرخه شده و مطمئن بودم این پولها برای منه ، داشتم توی دل جاده و طبیعت اشک میریختم و فریاد میزدم خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    من فقط توی خواب این شکلی پول پیدا کرده بودم و توی رویاهای بچگیم

    از اون لحضه هرچقدر بگم شاید نتونم اون حال رو توضیح بدم نا برسم خونه گونه هام غرق اشک وشادی بود

    نه برای پولها برای نشانه های واضح و مشخص که خدا خود خود خدا سر راه من گذاشته بود

    شاید باورتون نشه من از زمانی که یادم میاد پول خیلی زیادی رو حداقل دیدم و جابجا کردم و خرج کردم

    گردش مالی من درماه حد اقل بالای بیست میلیارد تومانه

    اما این پولا یه حس و حال دیگه ای برام داشت و داره ، چون هنوز بعداز گذشتن حدود یکسال از اولین نشانه ای که پیدا کردم ، دارم پول پیدا میکنم ، بعضی وقتا به خودم میگفتم شادید دیگه قرار نیست من کاری بکنم و فقط قراره که من پول پیدا کنم ، اون هم توی مسیر بیرون از شهر

    اما باز نجوا ها بود که ای بابا حالا مگه چقدر پول پیدا کردی حتما شانسیه حتما یکی داره و … فلان و بهمان

    من فبلا خیلی وقتا بود که اصلا پول پیدا نکرده بودم

    خواستم برای خودم ثابت کنم و به ذهنم بگم ببین این شانسی نیست . و نشانه خواستم توی ستاره قطبی

    شب عید توی شلوغترین جاری شهر و پر ترددترین مکان یه پول پیدا کردم ، برای خودم عادی بود ، پریا هم هروقت با من پیاده روی و دوچرخه سواری اومده بود این موضوع رو دیده بود و اون هم این فرکانس رو دریافت کرده بود .

    وقتی توی جای شلوغ پول پیدا کردم و برداشتم و سپاسگزاری کردم و دادم به نزدیکترین کاسب اونجا ، بفاصله چند متر دیگه دوباره در ازدهام جمعیت یه پول دیگه و باره بارها بارها ……و

    دوره کشف قوانین زندگی رو موقع بروز رسانی خریداری کردم و گذاشته بودم بعد از اتمام دوره دوازده قدم شروع کنم .

    دوازده قدم تمام شد . گفتم آخر ساله صبرکنم کشف قوانین رو از اول سال بعد شروع کنم با تمرکز بهتر و بیشتر ، فعلا دوره دوازده قدم رو مرورکنم و روی خودم کار کنم ، باور نمیکنید از هر طرف نشانه اومد دوره کشف قوانین زندگی رو شرو ع کن ، از هر طرف و هرسو، گفتم چشم انجام میدم منکه خریداری کردم و دارم باشه شروع میکنم .

    بمحض شروع کردن دوره کشف قوانین زندگی فروش زمین اتفاق افتاد ، براحتی به آسانی به سادگی خدایاشکرت

    اولین خوابی که بعد از شنیدن از استاد عزیزم و آقا رضا عطارروشن عزیز ونازنین بود که گفتن توی خواب کلمات عربی بهشون الهام شد ، من با تمام وجودم باور کردم و منتطر این اتفاق بودم ، شاید باورتون نشه توی خواب دوبار بهم گفته شد فلق و یکبار هم گفته شد اسلم

    و خوابی که باعث شده من صبحها ی زود بیدار بشم و بزنم بیرون و روی خودم کارکنم ( فلق )

    اینهارو هر وقت از استاد عزیزم و از سید علی خوشدل عزیز و دیگر دوستان شنیدم که نصف شب و ساعت مثلا سه ، دو ، چهار از خواب بیدارشدم ، برای من شد یه نشانه و باور که میشود .

    من صبح زود ساعت سه به بعد بیدار میشدم قهوه رو آماده میکردم دفترم رو باعشق مینوشتم میزدم بیرون و هنوز هم ادامه داره این مسیر زیبا و روشن و پر از نور و عشق و انرژی

    یادمه اولین بار که یه فایلی از استاد دیدم ، اصلا نمیتونستم با ایشون ارتباط برقرار کنم بلافاصه رد کردم

    یه استاد نازنین یک دوره رایگان بر قرار کرد ، شرکت کردم ، روی فایلهای ایشون قفل داشت و نمیشد برای کسی ارسال کرد ، وقتی دوره داشت تمام میشد ادمین از من پرسید میخوای دوره بخری ، گفتم راستش اصلا با استاد ارتباط برقرار نکردم ، چیزی از درون بمن میگفت توی لایق و شایسته بهتر از اینها هستی ، روح وجودم نمیتونست بپذبره باور کمبود رو ، الیته اون موقع هنوز من از این مساعل آگاهی نداشتم ، البته از آگاهی های این استاد بزرگ و نازنین بینهایت سپاسگزارم که با آگاهی های خودشون ظرف منو بزرگتر کردند . من توی اون دوره موفقیتی هم از استفاده از مطالب ایشون داشتم و یه فایل صوتی تهیه کردم و براشون فرستادم و برای بچه های اون دوره از موفقیت من گفتن و استفاده کردن و من سپاسگزار این استاد عزیز و نازنین هستم .

    توی فاصله کمی فایلهای زیادی رو دیدم و گوش دادم اما وجودم نمیتونست پذایرای اونا باشه

    اطی فاصله زمانی کوتاهی اومدم سراق یک فایلی از استاد عباسمنش عزیزو نازنین ، دوره قانون سلامتی تازه آماده شده بود و هنوز روی سایت نیومده بود ، استاد داشت از آگاهی های این دوره و مطالب مربوطه صحبت میکرد .

    شاید باورتون نشه من وقتی کلمه خدارو از استاد شنیدم و مقایسه کردم با صحبتهای دیگران ، انگار خدای استاد عباسمنش برام در دسترس بود

    حس خیلی خوبی داشتم خدائی بود واضح و روشن بدون پرده و حجاب ، بدون تملق و دروغ ، واضح و شفاف و روشن ، اون خدائی بود که خیلی وقتها من توی بدترین شرایط نجات داده بود .

    خدای استاد عباسمنش نیاز به ظاهر سازی و تظاهر نداشت

    خدائی قابل لمس و احساس ، در دسترس و نزدیک

    خدائی که همیشه کنارم بود ، دوستش داشتم و دوستم داشت

    و هر روز که گذشت این خدا برای من قشنگ تر زیباتر و دوست داشتنی تر شد و حالا میفهمم این باور های استاد عزیز از خداوند بود که به من که آماده پذیرش بودم منتقل میشد ، و چقدر زیباست این خدا که شده همه زندگی من ، تمام وجودمن

    استاد عزیز و نازنین بینهایت از آگاهی های شما سپاسگزارم که منو درا ین مسیر زیبا و رحانی قراردادی و هر روز عشق و نور و انرژی خداوند رو دارم دریافت میکنم کیف میکنم لذت میبرم و سپاسگزاری میکنم از شما استاد عزیزو نازنیم خان شایسته بزرگوارو گرامی و دوستان عزیزم دراین سایت الهی و روحانی که از خوندن کامنتهاشون غرق شادی و شور وشوق انرزی میشم

    و سپاسگزار خداوندم که هر لحضه در کنارمه حماین و حفظتم میکنه و بهترین راه ها رو پیش پای من میزاره

    در پناه الله یکتا

    خدایا عاشقتم که عاشقمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    سعید راد گفته:
    مدت عضویت: 1728 روز

    به نام خدایی که بیشتر از من دوست داره که ثروتمند بشم

    سلام دوباره من تو این فایل خیلی همکاری کردم و این سومین کامنت من امروز تو این سایت و زیر این فایل بود

    و خیلیم راضیم

    میخام چن تا از باورهای محدود کننده که توسط خانواده دوست فامیل جامعه یا هرکسی که از بچگی شنیدیم و با تکرار زیاد ذهنی و تکرارهای جامعه درون ما شکل گرف باورهای که حتی به شوخی بود و لی جهان به شوخی و جدی نگاه نمیکنه به باوری که به یقین برسه پاسخ میده چه مثبت چه منفی:

    1.ما دریام بریم باید یه آفتابه اب ببریم

    ( اشاره به وجود شانس که این دنیا همه چیش شانسیه همه چی اتفاقیه ما که شانس نداریم) و(باور کمبود)

    2.بدون سرمایه اولیه نمیشه کسب درامد کرد(مبالغ بالا یا حتی میلیاردی) (باور کمبود و شرک و عوامل بیرونی)

    3.یا میگن اینم سرنوشتش این بوده دیگه

    یا میگن هرچی قسمت باشه

    یامیگن تقدیرش این بوده دیگه

    (باور به این که زندگیش از قبل تعیین شده و هیچ کاری نمیتونه بکنه فقط باید انقد زندگی کنه تا بمیره) شرک

    4.هرچی خدا بخاد همون میشه

    ببینم خدا چی میخاد

    یا میگن خدا براش ساخته دیگه برا یه سریا می سازه برا یه سریا نه

    اینا خیلی پررنگه تو جامعه

    (باور به این که خدا بین بنده های تبعیض قاعله و با یسریا حال میکنه بهشون هرچی بخاد میده با یسریام دشمنه) بازم شرک

    5.یا طرف خودش هیچی ندارع میگه اگه من روزه ی حضرت عباس بزارم یا نذری بدم حضرت عباس یه نظریم به ما میکنه

    (شرک و از غیر خدا خاستن و واسطه قرار داد)

    6.تو ایران بدون وام و بدهی و غرض نمیشه صاحب چیزی شد(کمبود و چندین باور محدود کننده دیگه)

    7.ایرانی جماعت تفریح ندارع خیلی ببچارس تو این کشور هیچ تفریحی برا جونا نیس(باور کمبود و موقعیت مکانی که ایران نمیشه ولی مثلا امریکا میشه)

    8.کار نیست که کار کجا بود (کمبود)

    9.چشم زخم(شرک و قدرت رو از خدا گرفتن و به عوامل بیرونی دادن)

    10.مگه تو این وضعیت دیگه میشه خونه و ماشین خرید (کمبود و اشاره به قدیم که اون موقع میشده الان ن)

    11.بشین درستو بخون در آینده یه چی بشی وگرنه باید نمکی بشی(باور به این که هرکسی تو این دنیا به جایی رسیده فقط از طریق درس خوندن بوده)

    12.پول ندارم ،پول کمه ،پول مگه علف خرسه،مگه دستگاه چاپ پول زدم،مگه بانک زدم،مگه رو گنج نشستم،(کمبود)

    13.ما که خودمون بدبخت بیچاره بودیم حداقل یه شوهر پولدار یه زن پولدار پیدا کنیم.(باور ذهن فقیر اینه که تنها راهی که میتونه پولدار بشه همینه)

    14.همه چی دلاره دیگه دلاره بر بالا همه چی گرون میشه بیاد پایین همه چی ارزون

    همه چی ترامپه.همه چی دولته دیگه.کار‌خودشونه(شرک و قدرت رو از خدا گرفتن و به غیر خدا دادن)

    15.پارتی (شرک و عوامل بیرونی)

    16.تو ایران هرکی پولدارع یا اقازادس یا دزده یا خلافکاره(خاک برسر کسی که این باورو داره)

    17.زندگی کردن تو ایران خیلی سخته همش باید بدویی (باور محدود کننده عوامل بیرونی)

    18.ادم پولدار میره جهنم ولی فقیرا میرن بهشت(ثروت و مترادف کردن با دشمن خدا بودن و فقرو مترادف کردن با خدا)

    19.هرکه بامش بیش برفش بیشتر

    نابرده رنج گنج میسر نمیشود

    20.قناعت کن مثل اماما مثل پیامبران(نمی‌دونن که اماما و پیامبرا از انسان های ثروتمند زمان خودشون بودن)

    21.اب کم مصرف کنید اب کمه .برق کمه

    جنگ جهانی سوم بر سر ابه(کمبود)

    22.دیروز یه مصاحبه ی داشتم از رضا علیپور میدیدم که قهرمان صخره نوردی جهان شده بود و تازگیا خیلی ترند و محبوب شده و از دل حرفاش باوراشو کشیدم بیرون

    میگفت من خیلی کار میکردم تلاش میکردم اصلا برام اهمیت نداشت که چی میشه به خودم سختی میدادم و این دوس نداشتن خودش و اذیت کردن خودش یاعث شده بود دقیقا شب قبل مسابقه ی المپیکش تاندون دستش پاره بشه

    یا می‌گفت من از یه محله ی داغون به این جا رسیدن خودمم نمی‌دونم چه جوری فقط میدونم شانس آوردم

    یه سری باورهای محدود کننده داشت ولی باورای توحیدیش خیلی قوی بود میگفت من خیلی با خدا حرف میزدم همیشه باهام حرف میزد یا میگفت من وقتی م میخاستم اولین مسابقه ی جهانیمو شرکت کنم همه میگفتن که چی بشین سرجات خیلیا از تو بهترن ولی یه حسی بهش میگفت برو جلو و شرکت کردو تو‌همون مسابقم اول شد

    یا مصاحبه ی معین زد که باورش این بود که خدا هرکیو بیشتر دوس داشته باشه بیشتر بهش رنج و عذاب و مشکلات و بدبختی میده و این باورش بود

    همین که رسید به این جای مصاحبه زدم رفت

    میخام چن تا از باورهای قدرتمند کننده خودمو که ساخته شدن و نتیجه دادن و بگم

    1.من باورم اینه که همیشه برای من جاپارک هست حتی شلوغ ترین جاها

    و همیشه برا من جاپارک بوده اونم بهترین جاپارکا جایی که از محل پارک تا مقصدم کمترین فاصلع باشه و بیشتر وقتا حتی حق انتخاب دارم که از بین این 3 تا جاپارک کدومو بزارم .بعضی وقتام ک جا نبوده توی کمتر از 1 دقیقع یهو دوتا جاپارک همون جایی که بودم خالی شده

    2.یا این که ماشینمو وقتی بیرون میزارم میگم خدایا خودت مراقبش باش ک تو بهترین مراقب جهانی

    و یه یه سری در ماشین من باز بود و گوشیم تو‌ماشین بوده و من موقعی که ماشینو خاموش میکنم ضبط اینارو باز نمیکنم همرو روش میزارم

    و نزدیک 5 6 ساعت در ماشین من باز بود و از صدای اژیر دزگیرش اون مغازه ای که ماشین من جلوش پارک بوده رو متوجه میکنه و میگفت خودم مراقبش بودم و خدا از طریق اون مغازه داره مراقب ماشینم بود

    3.یا میگم خدایا هرروزو هر لحظه منو هدایت کن که بیشتر وقتا همون لحظه یا همون روز جواب سوالمو میگیریم جوری که بعضی وقتا شوک میشم خودم که چقد سریععع

    4.یا این که میگم خدا عشق منو تو دل بقیه میندازه

    و بارها و بارها شدع که طرفیو که نشناختم چه مرد و چه زن چقد کمکم کرده و از این کارش کیف کردع

    5.راجب وامو اینام من هیچ وقت تو زندگیم وام نگرفتمو و نمی‌گیریم و میگم خدا روزی رسونه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1233 روز

      به نام خدای مهربان و هدایتگرم

      سلام دوست عزیزم

      این باورهای محدود کننده رو که گفتین بیشتر ماها قبل از شناخت قوانین و بدست آوردن آگاهی‌ها هم قبول داشتیم و هم بکار می‌بردیم و همون هم می‌شد چون باور کرده بودیم حالا هر چند اشتباه بود

      و ممنونم که باورهای قدرتمند کننده خودتون رو گفتین خیلی عالی بودن و میشه ایده گرفت و نت برداری کنیم و اینا رو من امشب هدایت خداوند میدونم که از طریق کانت شما برای من بود

      خدایا شکرت برای تمام داشته هایم

      ممنونم از شما دوست توحیدیم

      پایدار و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    آسمان گفته:
    مدت عضویت: 1891 روز

    به نام الله

    سلام به همه عزیزانم

    مینویسم برای خالی شدن ذهنم برای درک بهتر افکار درونم

    بعد از مدتها با گوش دادن و خواندن کامنت دوستان حال که تصمیم به نوشتن کردم در ذهنم احساس سنگینی میکنم

    من از اون دست از افرادی هستم که یک قدم به جلو میرن دوتا عقب، از اون دست از افرادی هستم که زود کم میارن و مثل یک جوجه کوچولو پناه میبرن یک گوشه دنج و دنبال جایی می‌گردن برای قائم شدن و بعد از مدتی آروم آروم بیرون میان و میبینن دیگه اون فرد قبلی نیستن و باید دوباره شروع کنه و محکم شروع میکنه اما باز کم میاره و باز عقب میکشه و بعد از مدتی دوباره از نو شروع میکنه

    شاید باید اینطور باشه تا منم به تکاملم برسم به درک درست از خودم و خدای خودم

    شاید در این کامنتهای آخرم خیلی این نکته رو نوشته باشم اما باز هم مینویسم

    من تازه درک کردم که وقتی میگن من خالق زندگی خودمم یعنی چی؟؟؟

    من یک فرد مذهبی و عاشق خدا و بنده های خوب خدا هستم کسانی که سوگلی شدن در پیش خدا به خاطر رفتار و اعمال صالحشان به خاطر ایمانشان به قدرت خداوند به طور مطلق

    من تازه درک کردم من خالقم ، اما با وجود خدا. من با ورود به این سایت و اشنایی بیشتر با قانون با اینکه استاد بارها میگفت ایمان و توکل، اما من این جمله بیشتر در ذهنم بود که من خالقم ،خالق زندگی خودم اما ایمان و توکل و خداوند در ذهنم کمرنگ شده بود هر روز خداوند کمرنگتر میشد چون باورم بر این بود که من خودم میتونم چون من خالقم اما اشتباه بود اینکه استاد میگن من بدون خدا هیچم من هیچی نمیدونم خدایا تو میدونی ،یعنی باید تمام زندگیم پر بشه از خدا از ایمان و باورم به خدا و خدا برام کافیه.

    خیلی از این صحبت‌ها رو شنیدیم و در ذهنمون مونده و بارها تکرار کردیم مثل نوشتن عقب وانت و برای من همون جمله بود در عقب وانت. اما من تازه دارم درک میکنم

    من باور کرده بودم خودم خالقم و تنها دست به کار شده بودم برای شروعی جدید از زندگیم اما سخت بود کم آوردم چون خودم دنبال راه بودم

    استاد بارها تکرار کرده که خداوند گفته غمگین نباش و نترس اما هر دو در زندگی من بود و من زور میزدم تا آروم باشم اما هر چی بیشتر زور میزدم بیشتر فرو میرفتم دلم آروم نبود ارامشم کم بود و تقلا برای ارام بودن زیاد

    تا اینکه تسلیم شدم زیر بار فشار خم شده و دست تسلیم بالا بردم و اونجا بود که فهمیدم دختر خوب تو خالقی همراه خدا با یاری خدا با هدایت الله با توکل با ایمان ،توکل مهمه ایمان مهمه………..کجا موندی ؟کجا فرو رفتی ؟

    چقدر تشخیص نجوا و الهام سخت بود برام گاه نجوا را الهام می‌فهمیدم و الهام رو نجوا

    چقدر سردر گم و حیران

    فصل جدید زندگی من_

    بارها و بارها در ذهنم خانه ی رویایی ام را تصور میکرم با ماشینی که تو حیاطش پارک هست خونه ای رویاییی با محله و کوچه و محیطی آرام و آب و هوای بکر و عالی

    بعد از سالها هفته پیش دعوت شدم به یک باغ برای لذت بردن و شبی ماندن در باغ به دور از هیاهوی شهری و خانه و دغدغه های روزمرگی

    به وقت وارد شدن دیدم رویایی که سالها در ذهن داشتم خانه ای که بارها و بارها در ذهنم ساختمش همان حیاط همان خانه همان سنگفرش همان سقف همان آشپزخانه همان بالکن همان پنجره همان محله همان کوچه همان طبیعت همان خلوت همان آب و هوا چقدر خدارو شکر کردم برای چنین جایی سحر پنجره را باز کردم و کم کم خورشید داشت خود نمایی میکرد از دیدن مناظر سیر نمی‌شدم از نسیم خنکیکه میوزید لذت بردم و خدارو شکر کردم از رقص شاخه های و بوته های در طبیعتش چه زیبا بود و دلچسب

    از دیدن گلهای بالکنش لذت بردم در وقت سحر که نم نم هوا روشن شد و خورشید سلام کرد و دو پروانه سفید که رقصان به دور هم میچرخیدن از زمین به اوج آسمان رفتند و رفتند و رقصیدن و چرخیدن تا از دیدم دور شدن چه لحظات زیبایی بود چه دلچسب چه شیرین زندگی کردن در رویایی که سالها داشتم و حالا تجربه میکردم و حضور داشتم در درونش نه با ذهنم با جسمم با تمام وجودم در درونش بودم

    و من باور میکنم که این نشانه ایست برای من برای نزدیک شدن به خواسته هایم وقتی در برابر خداوند تسلیم شوی و خود را ناتوان بدانی آنجاست که رد پای خداوند را می‌بینی و قدم در جای پای خداوند می‌گذاری تا رسیدن به مقصد به قول استاد سوت زنان و ارام و با لذت حرکت میکنی

    من باور کردم در این مسیر جایی که زور زدن هست یعنی مسیر اشتباه هست مسیر خدا زور و تقلا ندارد چقدر در این سال‌ها تقلا کردم و فرو رفتم و هرجا خود را سپردن به خداوند لذتها بردم و جز لذت چیز دیگری نبود

    این مسیر این قانون یعنی توحید یعنی وجود خدا یعنی آرامش یعنی ایمان یعنی توکل یعنی امید.

    تمام این قانون یعنی ایمان به وجود خدا برای رسیدن به خوشبختی به دور از شعار و باور قلبی به اینکه ما آمده ایم برای ساختن برای تکامل برای نشان دادن ایمان و توکلمان به خدا که نهایت میرسه به خوشبختی و رسیدن به رویاهای قلبمان

    خدایا ما را هدایت کن به راه راست راه کسانی که به آنان نعمت داده ای

    خدایا بارها خواستم که هدایتم کنی حال می‌خواهیم وقتی هدایتم کردی کمکم کنی مسیر را گم نکنم و در مسیر هدایتت بمانم آمین یا رب العالمین

    در پناه خدای مهربانم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    مهرداد و فرزانه گفته:
    مدت عضویت: 1160 روز

    با سلام خدمت استاد عباسمنش نازنین و مریم خانم شایسته عزیز

    این فایل امروز نقطه عطفی شد در زندگی من ، منی که بیش از یکسال هست در این سایت عضور هستم و کلی فایل خریداری کردم و تغییرات شگرفی در زندگیم بوجود آمد، امروز با دیدن و شنیدن این فایل جرأت نوشتن باروهای محدود کننده و همچنین قدرتمند کننده خودم رو پیدا کردم.

    تا الآن 82 باور قدرتمند کننده و 33 باور محدود کننده از خودم نوشتم که بخشی از آنها را با شما عزیزان به اشتراک می گذارم که هم برای خودم یادآوری مجدد بشه و هم شاید عزیزی بتونه از اونها برای استخراج باورهاش استفاده کنه:

    نمونه هایی از باورهای قدرتمند کننده :

    1-توانایی بالایی در یادگیری مسائل از زمان بچگیم داشته ام.

    2-توانایی متعاقد کردن دیگران را در سطح بالا دارم.

    3-چون سمت خانواده پدریم همگی عمرهای بالا و با کیفیت داشته اند من هم به سمت اونها از لحاظ ژنتیکی رفتم…

    4-من آدم خوش مسافرتی هستم

    5-توانایی حل مسئله در من بیش از هرکسی هست که تا بحال شناخته ام

    6-در رسته شغلی خودم از همه بهتر و با کیفیت تر کارم رو انجام می دهم

    7-من با ورزش کردن انرژی عمومی مضاعفی می گیرم

    8-من در یادگیری زبان انگلیسی استعداد نهفته عالی دارم

    9-من از اول عمرم انسان خوش قول و منظمی بودم (در بحث زمان)

    10-آشپزی من علی الرغم اینکه مرد هستم عالیه و همه همیشه از دستپخت من تعریف می کنند

    11-من از انتخاب همسر شانس آوردم…

    12-من توانایی بالایی در پرزنت استعداد ها و قابلیتهایم دارم

    13-هیچ کس از اطرافیان به خوبی من نمیتونه لباسها رو اتو کنه

    نکته: موارد بالا نمونه ای بود از باورهایی که من از ابتدای عمرم داشتم و باورهای قدرتمند کننده زیر، از زمانی در من شکل گرفته است با استاد عزیزم آشنا شده ام:

    1-من به این باور رسیده ام که هیچ کس تأثیری در خوشبختی یا بدبختی من نداشته ، ندارد و نخواهد داشت.

    2-جهان و به تبع آن زندگی من دائما در حال رشد و پیشرفت می باشد.

    3-اتفاقهای به ظاهر نامناسب در مسیر رشد من، در راستای رسیدن من به خواسته هایم می باشد.

    4-مشکلات و موفقیت هر کسی مربوط به خود او و متناسب با فرکانسهای او می باشد.

    5-ورودیهای ذهنی من تاثیر بسزایی در ایجاد ، تقویت و تخریب باورهای من چه خوب و چه بد دارد.

    6-افراد با فرکانسهای مخرب و پایین بطرز معجزه آسایی از زندگی من حذف می شوند.

    7-من در حال گذراندن سیر تکاملی در راستای رسیدن به اهدافم می باشم.

    نمونه هایی از باور های محدود کننده من:

    1-من انسان موفقی در خرید و فروشهای شخصی مثلا خانه و ماشین نیستم و همیشه ضرر می کنم.

    2- چون پدر و برادرمن کارمند بودند من از بچگی احساسم این بود که کلا خانواده ما با کارمندی بیشتر مأنوس هستند تا بیزینس شخصی، بواسطه همین منم کارمند شدم.

    3-من هر چقدر هم درآمدم بره بالاتر، باز هم آخر ماه کم میارم.

    4-من کلا آدم عجولی هستم.

    5-من هر کاری رو بصورت طوفانی و با تمام قدرت شروع میکنم، ولی در بین راه رهایش می کنم.

    استاد خیلی ممنونم که امروز با این فایل شما، گشایشی شگرف در شناخت باورهایم شکل گرفت و می توانم در مورد هر کدامش برنامه بنویسم.

    صرفا برای خودم:

    “” من متعهد می گردم هر روز بر روی باورهای قدرتمند کننده خودم کار کنم تا قوی تر شود و بصورت موازی بر روی ریشه های باورهای محدوده کننده خودم کار کنم تا راحتتر بتوانم آنها را حذف و باورهای قدرتمند کننده را جایگزین نمایم””

    سپاس از همه همراهان عزیز و دوستداشتنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      زهره برزه کار گفته:
      مدت عضویت: 1204 روز

      سلام دوستان عزیزم مهرداد و فرزانه قشنگم دو زوج دوست داشتنی زیبا ممنون که کامنت گذاشتین تا منم متوجه شم چجوری باورهاموپیدا کنم یکی دیگه اینکه بالای صفحه کامنت تون نوشته که دوره روانشناسی یک و خریداری کردین من گفتم خدایا این چیه دیدم خرید محصولتونه و خیلی جالب و قشنگ هدایت شدم به خوندن کامنت های زیبا روانشناسی ثروت یک چقد قشنگ بودن و اولین کاری که امسال انجام میدم خرید دوره روانشناسی یک هست ممنون بابت کامنتتون بابت خریدتون بابت وجود شما دوتا زوج قشنگ در پناه الله شاد پیروز موفق باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 873 روز

    بنام خدای آرزوهای من

    سلام

    روزشمار تحول زندگی من تعهد 219

    من همیشه بخودم میگفتم و این باور رو داشتم که اعتماد بنفس ندارم و همه جا پیش دوست و آشنا بیان میکردم و این باعث شد که ده سال از کارو درسو درآمدو زندگی عقب بیوفتم و گپ زیادی در زندگیم بیوفته

    ماه پیش گفتم باید اولین قدم رو بردارم و توی سایت‌های کاریابی هرررچی بلد بودم نوشتم از رشته دانشگاهیم روانشناسی بگیر تا مهارتهای مربوط و غیرمربوطی که بلدم که خدایی کم هم نبودن و همشون هم مهمه…

    یکی از این مهارتها تسلط به چندزبان بود که از بین اینها یک سایت تدریس خصوصی آنلاین بهم پیام داد و توی آزمون سطح و تسلط قبول شدم و بعد هم توی مصاحبه بدون هیچ مدرک آزاد مثل زبانکده و یا مدرک آکادمی منو پذیرفتن و حتی گفتن خودت قیمت تعیین کن و ساعتو زمانش هم هرموقع تایم آزاد داری … چون اون زبان بااینکه بین المللیه ولی زبان خیلی سختیه … من بااینکه تدریس دوست ندارم ولی قبول کردم چون اون زبان رو و کلا زبان های خارجی رو دوست دارم … و گفتم اینهم قدم بعدی میشه که برم توی دل چالش که هم به اعتماد بنفسم کمک بشه و هم به درآمد برسم و انگیزه ای بشه برای حرکت …

    با توجه به این فایل باورها… تا وقتی میگفتم نمیتوانم حرکتی نمیکردم و خب طبیعیه نتایجی هم نداشتم هیچ که پسرفت داشتم و رکود و بیپولی و… .

    آرزوها و پلن و اهداف بزرگ و زیادی برای آینده چیدم که همه اینها نشونه ی تقویت باورهامه…

    خدایاشکرت برای هدایت به این مسیر

    خدایاشکرت برای این سایت و استاد

    خدایاشکرت که هستی و هوامونو داری

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      علی میرفخررجایی گفته:
      مدت عضویت: 1823 روز

      سلام مریم خانوم عزیز

      امید وارم هر جا هستی عالی باشی

      درود بر تو

      تحسین میکنم که شروع کردی به اینکه خودتو و توانایی هاتو باور کنی

      و چقدر قشنگ

      نحوه ی باور کردن و عمل کردن رو نوشتی

      یک‌ یاد آوری برای همه ی ما

      کار کردن روی باور ها باید منجر بشه به تغییر رفتار

      داگر رفتار تغییر نکنه یعنی باوری تغییر نکرده

      مریم خانوم

      نمی‌دونم دوره ی عزت نفس یا احساس لیاقت رو تهیه کردی یا نه

      اما با شنیدن اون حرفا و به یاد آوردن نقاط قوتت

      میفهمی که چه الماسی بودی و خودتو نادیده میگرفتی

      منتظر شنیدن خبری های موفقیت بیشتر ازت هستیم

      هر روز نقاط قوتتو بنویس و با خودت تکرار کن

      معجزه می‌کنه

      چیزی که قبلا بوده فقط نادیدش گرفته بودی

      شادو پیروز و سربلند باشی

      در پناه خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    نادر گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    درود بر استادعباسمنش بینظیر ومریم خانم عزیز

    چه فایل عالی استادجان ( باورها)

    استاد در این فایل درمورد نکته خیلی بزرگی صحبت کردین تمام زندگی ما دارن باورهامون میسازند چیزهایی ک ما نا اگاهانه قبول کردیم و پذیرفتیم هیچ منطقی هم برا پذیرفتنشون نداشتیم . من اوایل وقتی عضو سایت شما شدم و فایلهای رایگان گوش کردم بعد یمدت کوتاهی دوره های شمارا خریداری کردم و شروع کردم روی خودم کار کردن وقتی تو فایلهاتون از باور حرف میزدین من اصلا نمیدونستم باور چیه پیش خودم میگفتم استاد مرتب میگه باور خب این باور چیه اصلا یعنی چی باور

    چون مدارم پایین بود اصلا متوجه نمیشدم گذشتو گذشت بعداز این چندسال ک با فایل های شما روی خودم کارکردم و درکم نسبت به قانون بیشتر شد و نتایج فوق العاده زیادی توی زندگیم گرفتم خیلللییی زیاد بعد اینا همه مدت ک خیلی چیزها توی زندگیم تغییر کرد و عالی شد رسیدم به جایی ک دیدم تو خیلی از کارام یسری ضربه هایی مشابهی دارم همیشه میخورم و این روند هی تکرار میشه نسبت به گذشته خیلی بهتر شده بودم ولی بازم بصورت ضعیف تر این باورها خودشون توی وجودم رشد میدادن تا بعد گذشت چندروزکامل بر من غلبه میکردن و منو بهم میریختن و من با دوره کشف قوانین زندگی تازه متوجه شدم این ترمزهای درونی من ک هربار منو توی تمام موارد زندگی بهم میریزن همون باورهای قدیمی ک تو وجود من بوده با این که ضعیف شدن نسبت به قبل ولی هربار به هرمشکلی یا تضادی برمیخورم فرقی نداشت مشکل چی هست (مالی .سلامتی .روابط و برخورد با مردم و….) منو طی چند روز از پا درمیاوردن متاسفانه. .الان ک یمدت کوتاهی دارم روی دوره کشف قوانین کار میکنم تازه متوجه شدم ترمزهای من همون باورهای قدیمی هستن ک تو وجود من هنوز ریشه داره و داره کاره خودشو هربار به شکل های متفاوت بستگی به نوع مشکل خودشو نشون میده واما با گذشت چندروز کار کردن و متعهد شدن روی دوره کشف قوانین زندگی ترمزهارو خیلی خوب شناسایی کردم و دارم روشون کارمیکنم وباورهای متخرب گذشته رو تغییر میدم و طی این مدت خیلی کوتاه نتایج زندگی من تغییر کرده و روی بهبود رفته .و استاد جان واقعا درست میفرمایین تمام زندگی مارو باورهای ما دارن میسازن حالا چه بد باشه چه خوب اونا به راحتی کارخودشون دارن انجام میدن پس چه بهتر ک باورها رو اگاهانه خودمون بسازیم روی جهت مثبت بزاریم و شگفت زده میشیم وقتی میبینیم همون لحظه همون روز اتفاق ها و برخورد جهان داره تغییر میکنه با ما و بهبود خودشو نشون میده .ما نباید هرورودی و هرچیزی ک درجامعه میشنویم باور کنیم و بپذیریم ما باید اگاهانه باورهای خوب برای خودمان بسازیم و حتی جایگزین باورهای مخرب گذشته کنیم تا ببینم چقدر چرخ زندگی روانتر میشه و هچیز به عالی ترین شکل توی زندگی ما نمیان میشه به راحتی فقط با تخریب باورهای قدیمی منفی وساختن باورجدید مثبت تمام زندگی زیبا و فوق العاده میشه ومن تجربش کردم .

    تشکر میکنم از استاد عباسمنش عزیزم و مریم خانم عاشقتونم .سپاسگزارم ازاین فایل ها و دوره های بی نهایت عالی ک تولید میکنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: