چه موضوعی را باور کرده ای؟ - صفحه 27 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چه موضوعی را باور کرده ای؟
    745MB
    46 دقیقه
  • فایل صوتی چه موضوعی را باور کرده ای؟
    45MB
    46 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1057 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2639 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربانم

    سلام به استاد عزیزم ومریم جانم وتمام دوستانم

    استاد باورهای مخربی که داشتم حتی نمیدونستم اشتباهه که بخام بهش فکر کنم وباورهای درست جایگزین کنم،به لطف آموزه‌های شما متوجه این باورها شدم سعی بر این دارم باورهای درست رو جایگزین کنم.

    باورها اشتباهی که تا کنون مانع رشد پیشرفتم بودن

    باورهای اشتباهی که از خانواده خودم وهمسرم واطرافیانم بهم رسیده بود اینکه زن نباید شاغل باشه باید خونه باشه کارهای خونه رو انجام بده حرف حرف مرد هستش زن نباید دخالتی داشته باشد

    باور اینکه مرد پول ودرآمد داره زن نه،مرد قادر به ساختن ثروته

    باوراشتباه اینکه ارزش واحترامی که برای دیگران واطرافیان قائل بودم برا خودم نبودم برای پذیرایی اول دیگران،اولویت قرار دادن نظردیگران بر نظرخود.

    باور داشتن چشم زخم،باور داشتن این که برای حل مسائل زندگی وگرفتاری ودرمان بیماری وهرچیزی بایددست به دامن امامان شد.باکلی باورهای مذهبی.باور اشتباهی که درمورد تربیت بچهام داشتم.

    استاد باور های درستی که جایگزین کردم،اینکه خودم خالق زندگیم هستم،باید دستم تو جیب خودم باشه،بدون وام وچک وقرض هم میشه بهترین زندگی رو داشت وآرامش ولذت رو تجربه کرد وثروتمندشد.

    کنار رفتن از سرراه خداوند وسپردن بچها به خداوند باخیال راحت وبا آرامش به کارم مشغول شدن

    من خالق زندگیم به بهترین شکل ممکن هستم.

    باور اینکه به هرکس توجه کردم یا یادی ازش کردم همون روز یا میبینمش یا خبری ازش بهم میرسه.

    باور دارم که از سنم کمتر به نظر میرسم وچشمهای زیبایی دارم که این باور بارها وبارها از طریق دیگران بهم گفته شده

    باور اینکه منم میتونم

    ثروتمند باشم وبه استقلال مالی برسم‌.

    استعدادانجلم هرکار ی رودارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1317 روز

      سلام دوست عزیز

      من هم مثل شما این باورها داشتم سالها با این باورها زندگی کردیم یک شبه نبوده

      من هم مثل شما چقدر همسرم توی سرم کوبید زن نباید بیرون کار کنه …

      یا تو دخالت نکن کار خونه رو بکن زن هیچ کاره هست

      ما هم ای جورهای باور کردیم

      درسته برای هر کاری دست به دامن امام ها شدیم امامها هم واسطه خداوند هستن

      ما خالق زندگی خودمون هستیم الان جرات ندارم پیش همسرم بگم ما جانشین خداوند هستیم…. ای جورهای فکر میکنه کفره…..

      این ها همش از بی آگاهی هست

      یا اینکه همش به مهمان و خانواده اهمیت می دادم خودم هیچ الان بهتر شدم

      باور خوب بهتر از اون خرافات هست که به خورد ما دادن

      خدا رو شکر فهمیدیم قبول کردیم

      من هم مثل شما می خوام به امید خداوند خودم پول بسازم چشمم دنبال جیب همسر نباشه

      من هم مثل شما با وام و قرض مخالف هستم

      خدا رو شکر در فرکانس این آگاهی ها قرار گرفتیم این یعنی موفقیت

      یعنی رشد و پیشرفت من هم امید دارم موفق میشم وآگاهتر با آموزهای استاد

      امیدوارم موفق باشی

      در پناه خداوند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        فاطمه تقی زاده گفته:
        مدت عضویت: 2639 روز

        به نام خداوند بخشنده مهربانم

        سلام مریم عزیزم دوست خوبم

        سپاسگزارم وقت گذاشتین کامنتم رو خوندید وپاسخ گذاشتین

        مریم جان با اجازه تون داستان هدایتتون رو خوندم،خیلی خیلی خوشحالم از حضورتون در این سایت الهی ورشد وپیشرفتهایی که داشتین

        به لطف خداوندم و وجود پاک استاد عزیزم ومریم شایسته عزیزم از زمین تا آسمون تغییر کردم واز زمانی که درک کردم این من هستم که زندگی خودم رو خلق میکنم مسئولیت تمام اتفاقات زندگیم رو برعهده گرفتم اول خودم بعد همه روبخشیدم وقلبم رو پاک کردم از هر ناپاکی وسعی کردم پیوسته رو خودم کار کنم وبا گذروندن دوره تکاملم،نرم نرم همه چیز تغییر کرد ونتیجه گرفتم وبا نتیجه بدست اومده انرژی گرفتم برای حرکت کردن ورشد وپیشرفت بیشتر.

        خداروشکر تغییرات بزرگی تا حالا داشتم که بزرگترین دست آوردم احساس خوب وعالی وآرامشی که دارم هستش.

        سپاسگزارخداوندم هستم بخاطرهم مسیرم کرد با دوستان بی‌نظیر وخوش قلبی چون شما

        انشاالله لحظه لحظه زندگیت سرشار از عشق خدایی وغرق در شادی ورشد پیشرفت روز افزون باشی عزیزم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 742 روز

    سلام میکنم به مرد مردان استاد عباسمنش بزرگ و به قول بچه ها ،پیامبر زمان ما و همسر عزیزشون مریم جان زیبارو و خوش قلب و همچنین تک تک دوستان عزیز و با مرام حاضر در این سایت توحیدی.

    همون سایتی که از وقتی واردش شدم از عظمتش،از نظمش،از انرژی مثبتش،از مدیریت دقیق و عالیش،هنوز توی شوک هستم.

    همون سایتی که برای من جای تلگرام و اینستاگرام و سریال ها وفیلم های سینمایی رو گرفته!!!

    اینقدر با این سایت حالم خوبه که هم برام اموزشیه هم تفریحی.

    وقتی توی این سایت سیر میکنم بیشترین لذت رو میبرم.

    احساس میکنم همه چیز این سایت جهت احترام هرچه بیشتر به مخاطبینش تنظیم شده‌.

    بچه ها شروع به نوشتن واقعا برای من سخته و نمیدونم از کجا و چطوری شروع کنم و از کجا بگم.

    ولی همین که ترسم رو میشکنم و شروع میکنم کلمات یکی پس از دیگری میان به ذهنم که خودم هم تعجب میکنم.

    دقیقا همون حرفی که استاد همیشه میگن. اینکه وقتی میخواهید کاری رو شروع کنید،ترسها و نجواهای ذهنی میان.ولی شما باید قدم به قدم پیش برید.

    عجله نکنید و به اخر و نتیجه کار فکر نکنید.

    که هر چی جلو برید خدا بقیه راه رو خودش هدایتتون میکنه.

    خب میخوام از تغییر بعضی باورهام و نتایج براتون بگم.

    من هم شاغلم هم دوتا فرزند دارم.

    قبلا باورم این بود که منی که صبح تا ظهر سر کار هستم،عصر هم بچه هام رو میبرم بیرون و کارهای منزل هم که هست چون زیاد سرپا هستم پس قطعا باید پادرد بگیرم و دقیقا هم همینطور بود‌.

    پاشنه ی پام خیلی درد میکرد طوری که صبح که از خواب بیدار میشدم میلنگیدم!!!

    ولی الان مدام به خودم میگم کی گفته کسی که فعالیتش زیاده و از پاهاش زیاد استفاده میکنه باید پا درد بگیره؟

    و شروع به تغییر باورم کردم.

    و الان خودم هم نمیدونم چطوری ولی دیگه پا درد ندارم.

    حتی اگه با مترو برم سرکار.

    با وجود اینکه فاصله منزل تا محل کارم با وسایل نقلیه عمومی تقریبا یک ساعتی میشهِ و با مسیر برگشت تقریبا 2 ساعت توی راهم.

    البته ناگفته نماند من توی مترو هم وقتم رو تلف نمیکنم و کامنت های بچه ها رو میخونم.

    همچنین باور دیگم این بود که چون صبح زود میرم سرکار پس خیلی خسته میشم و نمیتونم کارهای منزلم مثل نظافت و شستن ظروف رو انجام بدم.

    ولی روی تغییر این باور هم دارم کار میکنم و خدا رو شکر خیلی بهتر شدم و راحت تر کارهای منزلم رو انجام میدم.

    و نسبت به قبل منظم تر شدم.

    و باید بگم که بیشتر باور های ما محدود کنندست ولی جای نگرانی نداره.

    باورها ،قابل تغییرن و به قول استاد درسته باوری که ساخته میشه زمان طولانی یرای ساختش سپری میشه و حتی ممکنه از چندین نسل قبل به ما رسیده باشه ولی این دلیل نمیشه که از بین بردنش هم همینقدر زمان لازم داشته باشه.

    ما میتونیم در مدت زمان کمتر از زمان ساختش،باورهای محدود کنندمون رو از بین ببریم‌.

    حالا میخوام از چند تا نشونه براتون بگم.

    دیروز خواهر و برادرم اومدن بهم سرزدن ولی توی خونه نیومدن و گفتن توی فضای سبز سر کوچه با هم‌ حرف میزنیم رفتیم اوجا و بعد برگشتیم تو کوچمون.

    باز هم نیومدن تو خونه و موندن توی کوچه.

    همونطور که داشتیم حرف میزدیم چون عصر پنجشنبه بود،همسایه ها داشتن خیرات میدادن.

    که توی این دوسالی که توی این محله هستیم اولین بار بود میدیدم.

    اول حلوا اوردن.

    بعد هندوانه.

    بعد هم شکلات.

    به طرز عجیبی مهمون های من از جانب همسایه ها پذیرایی شدن!!!

    و من گفتم این پذیرایی از جانب خدا بوده.

    چند روز پیش هم رفتم گلاب بخرم از فروشنده،قیمت هر بطری گلاب رو پرسیدم.

    بدون اینکه من بپرسم ایا گلاب فله ای هم داره یا نه؟خود فروشنده گفتن که بیا گلاب فله ای بخر که با گلاب بطری دقیقا کیفیتش یکیه.

    ولی قیمتش خیلی پایین تره و من قبول کردم.

    و واقعا گلاب خوش طعم و با کیفیتی بود.

    بعدش رفتم مغازه تعمیرات دوچرخه،اقای تعمیرکار که قطعه رو که خریده بودم برام نصب کرد ولی هیچ پولی نگرفت!!!

    درسته هزینش ناچیز بود ولی مهم این بود که پولش نگرفت.

    همین الان برادرم برای خداحافظی زنگ زد گفت دارم میرم مشهد.وقتی قیمت بلیط رو پرسیدم خیلی تعجب کردم چون خیلی پایین بود.

    برادرم گفت قیمتش بالاتر بوده ولی چون فقط چند تا جای خالی داشتن این قیمت بهش دادن. حتی میگفتن باید از یک هفته قبل بلیط رزرو کنی ولی به طرز عجیبی برادرم دقیقا روز اقدام و با قیمت خیلی پایین تری بلیط گیرش اومده بود!!!قیمت اصلی بلیط 600 هزار تومان بوده ولی به برادرم داده بودن 400.

    اینها همش نشونه های هدایت خداست.

    و از این جالب تر،بعد از تماس برادرم،خواهرم زنگ زد و گفت یه مقدار زیادی تنقلات مثل تخمه و لواشک و شکلات خریدم برادرم ببره مشهد ولی چون نمیتونم به دستش برسونم اونها رو میدم به تو.و خودش داره برام میاره دم در خونه.

    خدایا واقعا ازت سپاسگزارم بابت این همه نشانه های ثروت و فراوانی.

    خدایا شکرت که استاد به ما یاد داد که چطوری نشانه ها رو ببینیم.

    خدایا شکرت بی نهایت.

    به قول استاد،در پناه خدا شاد،ثروتمند و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    زهرا کارشکی گفته:
    مدت عضویت: 1755 روز

    سلام استاد عزیزم و همراهان همیشگی

    یک نمونه ای در ذهنم اومد که مربوط به این فایل هست گفتم برای دوستان تعریف کنم

    دختر عزیزم فاطمه در 5 سالگی به صورت خودآموز

    و بدون هیچ کمکی یاد گرفت که اسکیت بازی کنه

    و من این ذهنیت را خودم داشتم از قبل که ما برای یادگرفتن هر چیزی هرچیزی مربی لازم نداریم

    دخترم شد یک نمونه برای این ذهنیت

    و بعد در 9 سالگی دخترم باز به صورت خودآموز نقاشی سیاه قلم را یاد گرفت

    و من و دخترم با این ذهنیت داریم پیش میریم

    و من به همه شاگردهام هم همین را میگم

    که ذهن ما فوق العاده است و برای یادگیری به مربی نیاز نداره

    عاشقتونم بوس به کله تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  4. -
    مجتبی محجوب گفته:
    مدت عضویت: 2237 روز

    به نام خدای مهربان سلام

    خداروشکر میکنم که این آگاهی هارو دریافت میکنم

    درسی که در این مدت از این فایل گرفتم و باعث نجات من در یه جمع سه نفره شد

    من وقتی که در یه جمع سه نفره که مشابه جمع های گذشته بود و بعد ازاون بسیار ناراحت میشدم ، بعدش بسیار خشمگین ، عصبی میشدم و کلی به خودم فحش میدادم و سرزنش میکردم و از دست خودم ناراحت میشدم که چرا من مثل فلانی نیستم ولی این بار فرق داشت

    وقتی که صحبت تکرای انجام شد دیدم که سریع نجواها اومد همون نجواهایی که در قبل من رو آزار میداد و به من احساس بی ارزشی میداد

    دیدم داره از کمبود صحبت میکنه ،و سریع شاخک هام تیز شد بخاطر شنیدن آگاهی های این فایل ، و گفتم مجتبی چی رو داری باور میکنی، این کمبوده، آیا به تو کمک میکنه ؟ و گفتم نه کمک نمیکنه پس باورش نمیکنم ،و تو ذهنم وقتی که اون آدم داشت حرف میزد و هی کمبود رو تکرار میکرد میگفتم که این چرنده من قبول ندارم همه رو تو ذهنم میگفتم

    و حتی وقتی که بعدش دوباره همون حرف تکراری گذشته رو در مورد من زد و گفت باید زمینت رو تکمیل کنی تاافراد بخرنش و یه ثروتی گیرت بیاد دیگه ناراحت نشدم و گفتم بجای تمرکز رو عامل بیرونی و سرمایه گذاری روی عوامل بیرونی روی خودم سرمایه گذاری میکنم

    صبر میکنم که پولش ساخته بشه بعد رو زمین کار میکنم نه اینکه از دهنم بزنم تا اون رو رشد بدم و هیچی به هیچی آخر

    و به لطف خدا ناراحت نشدم و وقتی که بعد از چند دقیقه افراد متفرق شدن و من تنها شدم با خودم گفتم خدایا شکرت در گذشته من اصلا اینطور نبودم بعد از این جلسات اینطوری و بسیار سرخورده و ناارحت بودم

    ولی این بار فرق داشت، و وقتی که آگاهی های این جلسه مرور شد برام در اون لحظه متوجه شدم که باورها چکار میکنن

    ورودی ها چکارمیکنن

    و نحوه نگاه من به خودم چطور عمل میکنه

    دیگه سرزنش نکردم خودم رو

    دیگه عصبی نشدم

    چون تونستم ذهنم رو کنترل کنم و آگاهانه بگم که آیا این حرف به من کمک میکنه یا نه و وقتی دیدم که کمکی نمیکنه گفتم نه پس من قبولش ندارم

    و حتی بعدش دیدم که دارم احساس گناه میکنم نسبت به طرف که چرا من قوانین رو میدونم و دارم عمل میکنم و اون بنده خدا نمیدونه و داره عذاب میده خودش رو و سریع به خودم گفتم که داری از مسیر خارج میشی حواست رو جمع کن

    با احساس گناه نه تنها به خودت آسیب میزنی بلکه به اون فرد به اندازه ذره ای هم کمک نمیتونی بکنی

    هر کسی هر جایی هست جای درستی هست

    خداوند به هیچ کس ظلم نمیکنه

    این مائیم که با افکارو باورهای خودمون به خودمون ظلم میکنیم

    پس فک نکن که با احساس گناه میتونی به کسی کمک کنی و فقط خودت رو از مسیر خارج میکنی و بدون که فرکانس احساس گناه فرکانس ویران کننده ای هست پس خودت رو اذیت نکن

    و دیدم که به احساس بهتر رسیدم

    خدایا شکرت به خاطر این آگاهی های بی نظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2554 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام عرض می کنم خدمت استاد عباس منش عزیز ، خانم شایسته و تمامی دوستان گرامی.

    یه باور محدود کننده‌ی دیگه‌ای که درونم کشف کردم و متوجه شدم درون خیلی از آدم‌های موفق و یا شکست خورده دیگه هم هست اینه که : باید اول شکست بخوری ، تا موفق بشوی ، یا مسیر موفقیت از شکست می گذرد!

    یه باور دیگه‌ اینه که : باید اول بدهکار بشی ، تا بعد ثروتمند بشی ؛ تا بدهی نداشته باشی که انگیزه نداری برای موفق شدن!!

    فعلاً همین دوتا باور رو از ذهنم کشیدم بیرون :)) و فرصتی برای بیشتر نوشتن نیست ، پس کمال گرایی نمی کنم الان دیدگاهم رو ارسال می کنم و در دیدگاه های بعدی ان شا الله باز هم می آیم و از باورهای محدود کننده و قدرتمند کننده ای که درونم هست و پیداشون کردم رو می نویسم.

    شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  6. -
    سحر گفته:
    مدت عضویت: 1573 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم خانم شایسته عزیز و بقیه دوستان عزیزم

    من حدود 10 سال پیش بود دقیقا تو سن 15_16 سالگی با قانون جذب اشنا شدم و به طور خیلی جدی دقیقا عید 1399 بود استارت زدم و وارد دوره های قانون جذب شدم و بعد از یک مدت که در نت دنبال عبارات تاکیدی ثروت میگشتم با سایت اشنا شدم و از همون اول به صحبت های استاد عباسمنش جذب شدم چرا اینارو گفتم چون میخام بگم تو سه چهار سال قبل که پشت سر گذاشتم علارغم تلاشم به خواسته هام نرسیدم همیشه فایل گوش میکردم تمرین میکردم و تلاش میکردم اما فقط از نظر مالی تا حدی مدارم تغییر کرده بود اونم کم تا همین سه چهار ماه که فهمیدم دقیقا چه باوری بوده که باعث میشده من نتیجه نگیرم میتونم بگم کل اون سه چهار سال یکطرف این سه ماه یک طرف خب از همون سال اول من متوجه شدم که دارم درجا میزنم اما مامانم و یکی از دوستانمون که اوناهم تو دوره ها بودن همیشه میگفتن نه تو عجله میکنی ما خیلی از جای پایینی شروع کردیم و … ولی من اصلا نمیتونستم این حرفو قبول کنم و میگفتم نه من مطمعنم ی جای کار ایراد داره ایمان داشتم جهان اشتباه نمیکنه قانون جذب درسته و میگفتم من ی جای کارم اشتباهه یا ی چیزی هست نمیدونم یا درکش نکردم همیشه این احساسو داشتم کم کم متوجه شدم بحث اصلا انجام ی تمرین خاص نیست مثلا بگم فلانی چون از من بیشتر عبارات تاکیدی گفته یا تجسم کرده نتیجه گرفته فهمیدم یچیز فراتره ولی نمیدونستم چی و چون ایمان داشتم جهان اشتباه نمیکنه و ایراد از سمت منه باعث میشد علارغم همه ی اتفاقات شکستا تو کسب و کارم و… مسیرو ادامه بدم و خب زیادم فایل گوش میکردم چون اعتقاد دارم هر چی بیشتر گوش بدی اگاهیت میره بالا بهتر درک میکنی قوانین و راحت تر میتونی بهشون عمل کنی تا دقیقا همین سه چهار ماه پیش یه اتفاقایی افتاد و من باخودم وقتی همه چیو کنار هم چیدم یهو گفتم اگه من واقعا احساسم خوب بود باید نتیجه میگرفتم و اونشب تو تنهایی تو اتاقم نشسته بودم وقتی با خودم صادق شدم دیدم چقدر از درون حالم بده حال درونیم بده و دیدم چقدر خودمو فریب دادم و تظاهر کردم حالم خوبه احساسم خوبه و سخت بود بپذیرم که من حالم بده اون حال درونیه که فقط خودت متوجهشی و بعد از اون بود من متوجه شدم حالم بده چون اصلا عزت نفس ندارم چون از خودم بدم میاد یعنی تا قبلش میدونستم خودمو دوست ندارم و دوره عزت نفس رو هم خریده بودم ولی خب جدیش نگرفته بودم چون اصلا متوجه نبودم این عزت نفس پایین این احساس عدم ارزشمندی که دارم باعث این مشکلاته باعث این احساس بدمه من ادمی بودم حتی تو آینه دلم نمیخاست ب خودم نگاه کنم خب من اونجا فهمیدم چقدر خودم رو بی ارزش میدونم چقدر حس بی ارزشی حس بی لیاقتی دارم میشه گفت باور عدم لیاقت ته ذهنم باور داشتم من ارزشمند نیستم من لایق نیستم خب من شروع کردم فایلای عزت نفس رو گوش کردن تک تک توضیحات زیر هر فایل رو تو دفترم نوشتم حتی با اینکه دوره احساس لیاقت رو نخریده بودم اومدم تمام توضیحاتشو نوشتم تو دفترم شروع کردم رو عزت نفسم کار کردن تو یکسری کلاس های انلاین درباره حس ارزشمندی شرکت میکردم و… و اون فایل هدفی متفاوت برای سال جدید رو بارها گوش کردم و دقیقا این باور عدم لیاقت این باوری که من ارزشمند نیستم تو تمام این چندسال نذاشته بود من نتیجه بگیرم و من نمیدونستم ولی همیشه این احساس رو داشتم ی جای کارم ایراد داره الان دارم تمرکزی روی این مسئله کار میکنم و بزودی دوره احساس لیاقت رو هم تهیه میکنم نمیدونم چجوری بگم فقط تو این سه چهار ماه چه تغییراتی اتفاق افتاده و داره همینجوری همه چی بهتر میشه اول از همه متوجه میشم احساسم خیلی بهتر شده حال درونیم واقعا رو به بهبوده تا قبلش حس پوچی داشتم و مثلا اگه میدیدم یکی فوت شده میگفتم زندگی چقدر بی ارزشه اصلا الان نگاهم تغییر کرده چندوقت پیش که رییس جمهور در اثر حادثه از دنیا رفت تو خونه صحبت بود یهو برگشتم گفتم این اتفاقا داره ب ما میگه چقدر این زندگی و فرصتی که داریم با ارزشه باید قدرشو بدونیم و… بعد با خودم یهو گفتم چقدر دیدم عوض شده ب زندگی خب الانکه دارم روی عزت نفسم کار میکنم روی حس ارزشمندیم کار میکنم تازه میفهمم کار کردن روی درون یعنی چی تا قبلش فکر میکردم روی درونم دارم کار میکنم در واقع وقتی فکر کردم دیدم قبلا من فایل گوش میکردم تمرین میکردم چرا چون میخاستم ی نتیجه تو بیرون اتفاق بیفته برام تا حس رضایت کنم تا حالم خوب بشه ولی الان هر چقدر بیشتر روی این احساس ارزشمندیه کار میکنم و از درون این حاله داره تغییر میکنه و .. متوجه میشم که انگار زندگیمم داره تغییر میکنه در کل زندگیم افتاده تو یک فرایند تغییر و اصلاح اینکه اگاهانه تر زندگی میکنم هر چی رو این حس ارزشمندیه بیشتر کار میکنم و در عمل هم اجرا میکنم متوجه میشم زندگیمم داره تغییر میکنه چون حالم باخودم داره بهتر میشه هر چقدر دارم با خودم بیشتر ب صلح میرسم حتی رنجش ها و ناراحتیام از دیگران هم داره کمرنگ تر و بی معنی تر میشه بقول استاد که تو فایل هدفی متفاوت برای سال جدید میگن ادمی که برای خودش ارزش قائله برای سلامتیشم ارزش قائله واسه وقتشم ارزش قائله و … دقیقا همینه قبلا خیلی سعی داشتم یکسری عادت هارو عوض کنم یا یکسری رفتارهامو ولی خیلی سخت بود اما الان روز ب روز واسم راحت تر میشه چون اصلا خودمم دیگ دلم نمیخاد وقتمو هر جوری بگذرونم یا هر رفتاری داشته باشم و یکسری از ادما هم تو همین چندماه از زندگیم حذف شدن چقدر روابط اجتماعیم خوب شده قبلنا احساس ضعف داشتم مدام خودمو مقایسه میکردم وقتی با دوستم یا دخترداییم یا… میرفتم بیرون و میدیدم بقیه ب اونا نگاه میکنن میشکستم حس حقارت میومد سراغم اما الان میدونید چی تغییر کرده اینکه احساس میکنم من نیازی ندارم کسی بهم نگاه کنه واقعا این حسو دارم که اصلا چرا باید بقیه بهم نگاه کنن و جالبه از وقتی دیگ دنبال نگاه کسی نیستم و واسم مهم نیست انگار نگاه ها بیشتر شده ولی الان واسم اهمیتی نداره دیگه از نظر مالی خب من تواین مدت کار نکردم ولی جذبای مالی خوبی داشتم پولیم میاد دستم بابرکت شده الان چند روزه با توجه ب مدارم ی کاریو استارت زدم ی کاری که دقیقا اونجوری هست که دوست دارم خیلی از نظر مکانی و زمانی محدودم نمیکنه تو تایم کم میتونم زیاد محصول تولید کنم و بسته بندیش راحته و … تصمیم دارم با اولین سود کارم و درامدم فقط دوره احساس لیاقت رو بخرم واقعا لحظه شماری میکنم واسش حتما در اینده از نتایج مالیم میگم

    من باور داشتم بی ارزشم باور عدم لیاقت داشتم ولی الانکه دارم این احساس ارزشمندیو میسازم کل زندگیم داره تغییر میکنه اینایی که گفتم فقط بخش کوچیکیش بود و اون تغییرات درونی که رخ میده فقط چیزیه که باید بهش رسید تا فهمید اون آرامشه رابطتت که با خدا بهتر میشه و…

    دوست داشتم درباره این باور که کل زندگیم رو تحت الشعاع قرار داده بود صحبت کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    سپیده گفته:
    مدت عضویت: 825 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    خداوندا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم .

    سلام سلام صد سلام

    استادجان چقدر خوش اندام شدیدخداروشکر

    چقدر نسبت به کلیپ های قدیمتون جوان تر شدید

    مشابه دوندگان امریکایی

    کشتی جویبار و شمال ایران که عده ایی اعتقاد دارن مثلا کلا کشتی کشور نسبت به شمال کشور می دهند اما دلیل اصلیش این چون به مرور زمان کشتی گیرهای شمال زیاد شدن و در شمال کشور به این مسئله خیلی اهمیت می دهن و از بچگی رو این ورزش خیلی تمرکز زیادی دارن و یه جورایی تو شهر آنها این رشته ورزشی ارزشمند هست .و حسن یزدانی مثال بارز باور ذهنی اشتباه کسی که همیشه طلا می گرفت باور اشتباه داشت که در مقابل تیلور شکست می خوره و بارها تکرار شد .در حالی که چند برابر اون مطمنم قوی هست و میتونه ببره ولی به قول شما اون در ذهنش شکست خورده و همون براش رقم میخوره.

    *نکته جالب که حتی باور اشتباه قوی که باعث توانمندی یا ناتوانی بشه میتونه تاثیرگذار باشه که به هدفش برسه یا نرسه.

    اخ اخ استاد چه نکته کلیدی گفتید من را دوستم چند سال پیش با علم آسترولوژی و ستاره شناسی آشنا کرد و من حتی ساعت دقیق تولدم نداشتم فقط بر حسب تاریخ تولد اینا امد یک سری اطلاعات به من داد که تو تاریخ تولدت مناسب نیست ساعت تولدت باعث شده کهکشان اینا بیان روت تاثیر بزارن و کلی اطلاعات مثبت منفی کنار هم دیگه به من دادن .

    بعد من چون کلا به علم ستاره شناسی استرولوژی و اینا اعتقاد داشتم سرچ کردم خیلی تو علوم غریبه ماورا یه سری اموزش ها از سمت راشل وسالی و…که دقیقا با فروش پکیج های سالانه و گفتن یک سری جملات که تو فلان تاریخ فلان اتفاق براتون میفته مراقب باشید کلی باور اشتباه به ادم تزریق میشه وقتی میترسی و وقتی تو باور ومدار اشتباه قرار می گیری و روش تمرکز میکنی جذبش میکنی و میگی وای دیدی راست گفت شد.

    و من همش میگفتم ستاره شناسی گفته من ازدواج روابط ناموفق اینا جذب میکنم و..کلی باور اشتباه راجب پارتنر داشتم برحسب اون علم و توی مدار ادم های نامناسب قرار می گرفتم بعد می گفتم چه کنم سرنوشت منم اینه ستاره ها این رقم زدن من ذاتا تو روابط بدشانس افریده شدم و چقدر باور اشتباه محدود کننده ایی بود وای خدای من الان متوجه این ترمز مخفی شدم که یه عده سودجو از نااگاهی افراد چه سو استفاده هایی میکنن

    امیدوارم خدا مریم جون و شمااستاد عزیز به کمالات بالا برسونه هم در دنیا هم در اخرت که من متوجه این ترمز مخفی خیلی شدیدم کردید دوستون دارم عاشقتونم️.

    اخ اخ باورهای اشتباه که چون اقوامم انقدر عمر کردن انقدر ثروت داشتن منم همینم منم اینجوری میشم .

    مثلا چون تو خانواده ما طلاق جدایی برحسب خیانت زیاده بود این باور اشتباه در من تقویت شده بود وای انگار داشت افکار من مرور می کردید استاد.خداروشکر هدایت شدم و گوش دادم .

    چقدر من باور های نادرست داشتم

    مثلا این که چون خانواده ما همه چاق هستن پس حتما ما این ژن داریم در صورتی که ژن نیست خانواده ما پرخوری دارن .

    باورهای اشتباه من راجب ثروت این بود که حتما باید خانواده پول دار داشته باشم در صورتی که کاملا غلط بود.

    چقدر باور ها قدرتمندن چقدر من با دست خودم و افکار خودم در منجلاب ناراحتی و افسردگی و بی پولی و شکست غرق شدم .

    استاد حالا متوجه میشم چقدر تاثیر حرفهای دوستان و خانواده و اطرافیان مهم است وای خدای من دوستم با یه باور اشتباه و انتقال اون باور اشتباه به من چقدر اتفافات بد را برای من رقم زد من ساعت ها می شستم تمرکز می کردم روچارت تولدم میگفتم اره اره من قرار یه همسر بد داشته باشم

    نمی دانید دقیقا الان شما چه بت بزرگی را در ذهن من شکونید که 80 درصد مسیر موفقیت برای من هموار شد.

    من همیشه تو ذهنم خودم در درس و تدریس و سخنوری و نوشتن خودم خیلی با استعداد و ماهر می دونم و همیشه تو زمینه تحصیل بی نهایت موفقم و در هر ازمونی که می دهم نتایج عالی کسب می کنم و بعد از نظر من سخنرانی و کنفرانس دادن خیلی راحت و توش قوی هستم و به راحتی من میتونم جلو هزاران نفر بدون هیچ استرسی و لرزیدن صدا میتونم صحبت کنم .

    و باورم راجب درس این بوده که من تو یادگیری خیلی خوبم مثلا درسهای ریاضی فیزیک شیمی اصلا توشون عالیم و نتایجم همین بوده اما باورم راجب درسهای حفظی این بوده که سخته ایناست و دقیقا ازارم میده می خونم.

    باور اشتباه دیگه :من اصلا تو آشپزی مهارت خاصی ندارم با اینکه مثلا وقت زیاد میزارم براش اما نتایج خاصی نمیگیرم دلیلش هم اینه که من اصلا اشپز نمی دانم خودمو و این یه باور اشتباه دیگرم بود.

    باور خوب:من تو مجازی و اینترنت و یادگرفتن کامیپوتر اینا عالیم و من در کمتر از 24 ساعت کل سیستم های کامپیوتر یادگرفتم.

    دقیقا من خیلی تمرکز کردم و فکر کردم هرجا که باور داشتم من استعداد و توانایی دارم توش خیلی تلاش کردم و بی نهایت عالی بودم توش.

    و هرجا که فکر می کردم من استعداد ندارم و نمی تونم دقیقا نتونستم و خودم محدود کردم .

    مثلا مامانم همیشه این باور اشتباه به من می داد که تو در ورزش خیلی خوب نیستی خواهرت ورزشش خوبه در عوض تو درست خوبه خواهرت نیست و من دائم تو ذهنم همین بود در حالی که من چند برابر خواهرم تلاش ورزشی میکردم اندازه اون نتیجه نمی گرفتم و این یه باور غلط دیگرم

    باور محدود کننده:حس عدم لیاقت و عدم ارزشمندی خودم مثلا من خیلی درس خوندن دوست دارم و 24 ساعت براش تلاش میکنم اما باورهای تزریق کننده دیگران مخصوصا فامیل چه فایده ایی دارع تو دختری در نهایت باید شوهر کنی درس نخون یا اینکه چه غلطی میخوای کنی با درس خوندن .خانواده ما اکثرا تو سن کم ازدواج میکنن زیر 20 و من 25 سالم و دارم درس می خونم و دائم حرفهای محدود کننده که ازدواح کن سنت میره بالا می ترشی درس تو می خوای چیکار پیر میشی تنها میمونی و دائم اینجور نجوها من انقدر این باور ها قبول کرده بودم که خودم و تحصیلات ارزشمندم و تلاشم خودم بی،ارزش می دانستم و دائم من ترس گرفته وای الان من سنم زیاد وای چی میشه در حالی که من میتونم برای خودم مطب بزنم و درامد میلیاردی در سال داشته باشم و بهترین ازدواح کنم در سنین بالا و مهاجرت کنم

    همین الان نمونه عشق شما و مریم جونم که درسن بالا پس از یه شکست باور فراونی و عشق در من زیاد می کنه. و اصلا دیگر حرفهای دیگران برای من ارزشی نداره.

    و الان متوجه شدم که دیدی میگن درجامعه کسی که دکتر بچه اشم دکتر میشه کسی که معلم بچه اشم معلم میشع کسی که لات بچه اشم مثل خودش میشه می دانید چرا چون مصادق همین جمله ساختن باور هاست و همش برمیگرده به اینکه ما چه باور هایی قبول کنیم و برای خودمون بسازیم با باور درست میشه از خانواده فقیر مولتی میلیارد شد مثلا همین کریستین رونالدو که با باور درست زندگیشش تغییر داد .

    همسرش که یه فروشنده ساده بود الان زن مطرح ترین ادم دنیاست و بی نهایت ثروتمند شده و راحت زندگی می کنه بدون هیچ چهره امکانات خاصی انقدر پیشرفت کرد.

    بعد مثلا پرنسس هری همسرش ادم ساده و نسبتا فقیری و میلیارد ها مثال این مدلی هست .

    نکته:اگر باوری بهتون موفقیت میرسونه تاییدش کن و روش تمرکز کن .

    اگر باوری اشتباه بود ردش کن و اصلا قبولش نکن.

    استاد من نمی دانم چطوری از شما و همسر خوبتون تشکر کنم انگار این ویس برای من خدا از زبان شما جاری کرد من قدر دران شما هستم .

    خدایا شکرت که من هروز بیشتر هدایت می کنی خدایا سپاسگزارم و دوست دارم خدایا تورا سپاس.

    پیشنهاد خواهر کوچک شما برای هم رفیقان عزیز:

    من دقیقا مصداق بارز آسیب دیدن از آسترولوژی و نمی دانم پیش گویی های آینده هستم و کلی خودم با این افکار سمی چاکرا و پیش گویی و ستاره شناسی ماه تولد غیره به دردسر انداختم تحت هیچ عنوان سراغ این شیادان که برای پول همه کاری میکنن نرید و اصلا وقت خودتون تلف نکنید . و این بدانید خداوند رب العالمین و این با عدالت خدا سازگار نیست که بخواد آینده مااز قبل تعیین کنه و بسپاره به ساعت تاریخ تولد ستاره وماه .

    بریزید دور این افکار این پنهانی ترین ترمز ذهنی من بود که خداوند امروز برام اشکار کرد .

    نکته:جمله دبیر رو منم شنیدم که دوره حسن یزدانی تمام شده و کلی کامنت منفی به سوی حسن یزدانی روانه شد و ایشان چقدر ذهن درستی دارن که با وجود این همه کامنت های منفی که به سوی ایشان روانه میشه بازم قدرتمند ادامه می دهن انشالله سلامت باشه️

    خدایا شکرت

    دوست دار شما مرضی

    15:15

    21 خرداد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    علی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1672 روز

    هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم

    سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش

    به به چشممون به جمال رعنای استاد روشن شد

    نکن استاد عزیز مارواینقدرچشم انتظارنظار

    روزبروز ماشالله خوش تیپ تر وبدنتون روفرمتر میشه وچه قدزیباس پرادایس دلم براتون تنگ شده بود

    باور واقعا کارسازه من خودم چون دوران بچگی ونوجوانی همش دنبال گوسفندان بودم چوپانی میکردم وهمیشه میشنیدم میگفتن گسی که دنبال گوسفنداس وشیرماست میخوره هیچ وقت مریزنمیشه ومنم ناخداگاه باورکردم والانکه 42سال سن دارم هنوزیادم نمیاد مریزیخاصی بگیریم یادکتررفته باشم

    ویک الگوهم پیداکردم درموردثروت یکی ازنزدیکان من همیشه موقع صبحت کردن میگه من دست به خاک بزنم طلامیشه ودرواقعیت هم همین شده

    هرکارکسب میزنه واقعاموفق میشه

    ولی متاسفانه مابیشتر وقتها باورهای اشتباه ومحدودکننده داریم واگربتوانیم باورهای قدرتمند کننده درخودمون بوجودبیاوریم زندگیمون کنفیکون میشه

    درپناه الله یکتا شادوثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    حسین عبادی گفته:
    مدت عضویت: 2164 روز

    بنامخداونده بخشنده و مهربانم…

    سلام به استاد و مریم بانوی عزیزم سلام خوش اومدید….

    سلام به بچه های پاک توحیدی سایت عباسمنش

    استاد چقدر قشنگ گفتید که باوررر

    یه اطمینان قلبی

    چقدر جاهایی بود که میگفتم درست میشه و این اتفاق برا من رخ میده به سادگی سادگی رخ داده….

    نمونش همین چند روز پیش اصننننن الله اکبر

    ما سر کار بودیم فرداش تعطیل بود و گفتن که باید بیاید سر کار…

    تعمیرات اساسی داشتیم خیلی خسته شده بودیم…

    من خیلی اعصبی شذدم اون لحظه جلوی خودم روئ گرفتم گفتم خب الان کجایی گفتم سر کار خب فردا کجایی سر کار پس این همه دعوا نداره که تمامش کن بره اتفاق خوب خودش رغم میخوره به امید خداااااا…..

    هیچی اومدم اتاق ساعت پنج عصر بودم دیدم سر پرستمون داره صدا میکنه بیا حسین رفتم گفت اقا فردا نیاز نیست تو بیایی استراحت کن

    گفتمممم اینه خدایا شکرتتت سپاس از توو بینهایت و نشون به این نشون که سه روز بعدش هم نرفتم سرکار اینجورر باورهای قشنگ…..که اتافق قشنگ خودش رخ میده…

    ولی در مورد خیلی از مسایل باورهام سوست هستن…

    مثل یو یو هستم و این خیل بده و الان فهمیده هیچیز رو در مورد خودم که بهم ضرب میزنه نپذیرممممم

    استاد ازت ممنونم برای این همه باورهای خوبی که تویه ذهنم ساختی الهی شکررر صد هزار بار شکررر

    و الان دقیق متوجه شدم و این فایل چقدر برای حال و احساس الانم ساخت شده بود

    خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت بنهایت شکرررررررررررررررررررررررررررر..

    اینجور مچین واسم خدای قشنگ که بیاد و استاد امروز یه قایل عالی با حال و احوالم بزار روی سایت …….

    تمام باورهام که باث میشه اید ه ها و راه های قشنگ تویه ذهنت بیاد……

    ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ(حج 10)

    این [کیفر] به سزاى چیزهایى است که دستهاى تو پیش فرستاده است و [گرنه‌] خدا به بندگان خود بیدادگر نیست

    در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    عاطفه نوری گفته:
    مدت عضویت: 2283 روز

    استاد عزیزم من شمارو بینهایت تحسین میکنم این همه اتصال انرژی و پویایی و انگیزه و حال خوب… همین دیدن شما به من باور میده ک میشود روز ب روز زیباتر موفق تر شادتر سالم تر و ودرخشان تر بود و عضله ای تر و پویاتر

    چون من چیزی ک توی کل عمرم از اطرافیان میشنیدم این بود ک سن بره بالاتر ادم چاق تر میشه ما ژن چاقی داریم من چیزی هم نمیخورم ولی نمیدونم چرا چاقم خدا ک چیزی بهم نداد هرچیزی هم داد خوب نیست یا ما بدبختیم

    استاد شما ببین فقط چقدر باورهای بدنه ی جامعه ویرانگر و بدبخت کننده ست…

    و من باور کردم با شما شادابی جوابی و قانون سلامتی رو و اینکه میشه سبک شخصی خودت رو داشته باشی و روز به روز سالم تر شاداب تر موفق تر و درخشان تر باشی

    من با شما باور کردم میشه تا اخرین لحظه عمر پر انرژی و عالی باشی چون باور جامعه فقط محدود به یک سن و برهه ای از زمان هست اما این باورها خودشون هست و نتایجشون هم مشخصه…

    وقتی انسانی درست زندگی کنه سالم زندگی کنه و در مسیر هدایت خداوند باشه و روز به روز قوی تر عمل کنه و ذهنش رو پاک کنه از باورهای اشتباه قطعا و یقینا که زندگی خوب و روحیه خوب و قوی و باکیفیتی خواهد داشت…

    چون همه چیز زندگی ذهن و روحیه ماست و وقتی این دو قوی و سالم باشه قطعا زندگی هم پر باتر و با کیفیت تر و سالم تر خواهد بود…

    استاد الان با گوش دادن چندین و چندبار این فایل ارزشمند ک مدام اگاهی گفته میشه و ب درک بیشتری میرسم متوجه شدم که کلا من در گذشته انقدر ورودی های منفی داشتم از ادمهای منفی ک کلا خودم رو انسان حساب نمیکردم اصلا هیچ فکری توی ذهن من نبوده اصلا خودم رو لایق نمیدیدم ک حتی بخوام فکری داشته باشم یا خدایی داشته باشم و یا درخواستی داشته باشم همین قدر وحشتناک…

    تو یکی از فایلهای رایگان باورهای ثروت ساز شما میگید بچه ها خیلی دلم میخواد بگم من در گذشته اصلا خودم رو ادم حساب نمیکردم خودم رو لایق نمیدونستم و فک میکردم اضافی هستم زمانی همه چیز در زندگی من عوض شد ک من احساس کردم لایق هستم لیاقت دارم…

    چقدر دوستتون دارم استاد عزیزم و چقدر بعد از این فایل باید اون فایلی رو گوش کنم ک ما خالق شرایط زندگی خودمان هستیم این باورها باید بنیادین عوض بشه

    من باید خیلی قوی تر و متعهدتر عمل کنم دقیقا مثل روزهای اولی ک عاشقانه کار میکردم الان هم راضی ام اما همیشه میشه ک بهتر باشه و با کیفیت تر باشه و هرچقدر تمرکز و ورودی ها قوی تر و خالص تر قطعا اولین نتیجه احساس متعالی تر و متصلتر…

    خلاصه مطلب اینکه تنهایی در غار حرا و کنترل ورودی ها هزاران بار ارزشمندتر و باشرافت تر از بودن در جمع و زندگی و ادمهایی ک به تو حس ناکافی بودن حس بد و کمبود رو بدن…

    پس صبر کن که وعده خدا حق است. مباد آنان که به مرحله یقین نرسیده‌اند، تو را بى‌ثبات و سبکسر گردانند…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: