اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و عرض ادب به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته ،امیدوارم حالتون خوب باشه
من این قسمت از سایت رو ،زمانی که از خدا خواستم یک نشانه ای به من بده تا در شرایطی که قرار گرفتم بتونم ازش رهایی پیدا کنم ،بحث تجسم بود که برای من اومد ،البته من دوره ۱۲ قدم رو هم دارم کار میکنم که با پسرم دوتایی تهیه کردیم ،البته یکسال و نیم پیش خریدیم و شروع کردیم به کار کردن روی دوره ها،من مجددا دارم دوره رو از اول گوش میدم ،الان که دوباره شروع کردم صحبتهایی رو میشنوم که برام تازگی داره و به نسبت سال گذشته خیلی از نطر درونی احساس وجودی متفاوت دارم ،و سری اول که دوره ها رو گوش میکردم حال و هوای خوبی داشتم ،خدا رو شکر ولی بخاطر اینکه ما انسانیم و گاها شرایطی پیش میاد که باورهای قدیمی و ی سری نجواهای شیطانی دایما دارن روی ما اثر میزارن ،الان وضعیتی برام پیش اومده که برای من یک نوع تضاد ایحاد کرده و داره سعی میکنه منو از پا در بیاره ،ولی من همچنان دارم فایل گوش میدم و سعی میکنم حالمو خوب نگه دارم و تسلیم این شرایط نشم ،الانم که این قسمت سایت برام نشونه اومد یعنی تجسم ،دقیقا من دارم قدم دوم رو میگذرونم که در مورد تجسم داره صحبت میکنه و این داره مهر تایید بر قوانین خداوند میزنه و داره منو راهنمایی میکنه از این قانون استفاده کنم و توکلم رو از دست ندم
دوست ندارم در مورد شرایطی که برام پیش اومده بگم ،خدارو شکر خودم و بچه هام و خانوادم همگی سالم و سلامت هستیم و مطمئن هستم ی روز که خیلی دیر نیست همه چی اونی میشه که میخام
خدارو صد هزار مرتبه شکر ، که جایی هستم که همه با فرکانسای خوبشون باعث تقویت باورهای همدیگه میشن ،خداروشکر،خداروشکر ،خدا روشکر
سلام حضور تمامی عزیزانی که به این همه زیبایی هدایت شدند.
من از چند سال پیش استاد رو میشناختم و از طریق یه کانال تلگرامی به همه محصولات دسترسی داشتم، اما چون استاد راضی نبود و اول هر فایل یه آقایی میگفت که باید هزینه بدید وگرنه حرامه، یه انرژی منفی میگرفتم که حرفها در من اثر نداشت.
تا اینکه فایلهارو خریداری کردم و دارم آرامآرام قدم در راه درست میذارم.
از قدرت تجسمم هر چی بگم کمه، یکیشو مینویسم؛ ما چند روزه که مشغول اسبابکشی هستیم و با وجود دختر قشنگ دوسالهم اوضاع کمی سختتره. زمان خرید فایل قدم دوم رسیده بود و من پولی تو حسابم نداشتم، در مورد خرید این محصول با کسی صحبت نکردم
از خدا خواستم که تا دو روز آینده این پول تو حسابم باشه، از تصور اینکه این فایل رو خریدم و با لذت بهش گوش میدم احساس خوبی داشتم. اون روز عصر همسرم کمی پول نقد داشت که بهم داد و گفت تو حسابت بذار لازمت میشه، سه برابر مبلغی که از خدا خواسته بودم.خدایا شکرت که قدرت خلق اتفاقات زندگیمو دست خودم سپردی.
من تصمیم گرفتم به یاری خدای مهربان هرجور هست مواظب افکارم باشم چون به قول استاد عزیز این افکار ماست که زندگی مون را میسازه
و برای اینکه به باور برسم که هر لحظه دارم خودم زندگیم را خلق میکنم قبل هر کاری تجسم میکنم که دارم به بهترین شکل اون کار را انجام میدم بعد میرم دنبال انجام اون کار وقتی تموم میشه میگم ببین من تونستم خلق کنم تجسم کردم و به واقعیت تبدیل شد پس من میتونم خالق زندگیم باشم
و به این صورت دارم بر نجواهای ذهنم غلبه میکنم و یقین و ایمانم را قویتر میکنم و تکاملم را طی میکنم
بازم نشانه پروردگارم برای روشنایی قلبم بسمت خاسته هایم….
یه لحظه برگشتم به کامنتای اول همین فایل..دقیقا قانون تکامل را در نوشته ها دیدم..
سپاسگزار خداوندم که مرا زمانی توی این سایت بهشتی قرار داد..تا ذهن نجواگرم در مقابل این نتیجه ها مقاومتر باشد…
خدایا هزاران بار سپاس بیکران..بابت اینکه هر چقدر بیشتر جلوتر میرم عمق کامنتا عمق زیباییهای خداوند داره بیشتر برام بولد میشه…
من این دو سالی که عضو سایتم..تمام تمریناتم فقط برای ذهن سرکشم بوده ..اینقدر این باورها مثل آدامس چسبیده بودن به مغزم،که بازم لطف خداوند شامل حالم شد تا بتوانم بهش غلبه کنم…
چقدر این الهامات خداوند درست زمان مناسب و مکان مناسب قرار گرفته..
اوایل روزهایی که وارد سایت شدم اتفاقا هدایت شدم به این آهنگها…بیشتر مواقع برای کنترل ذهنم از این آهنگها استفاده میکردم.و یه حس خیلی عالی برام داشت و من رو به ارامش میرسونید..یه آهنگی هست ما بینشون منو بیاد بهشت میاره….
میخام بگم اوایل ورودم به این بهشت..خداوند مرا برای کنترل ذهنم هدایت کرد به این اهنگها.این اهنگها خیلی وقته من باهاشون در ارتباطم…..
روزهای خیلی خوبی با این دلبرانه ها داشتم.که همه رو لطف پروردگارم میدانم…
من کتاب رویاها رو تا جلو اخرشو خریدم و تمام این کتاب را نوشته کردم در دفتر مارک اسمانیم. دقیقا راجع به تجسم استاد گفته بود..ولی میخام با هدایت شدنم به این فایل که از نشانه پروردگار برای من است…بصورت.جدی…کار کنم انشالله بتونم نتایج های عالی رو بوجود بیارم..
هر چند از نظر من.ما هر ثانیه بسمت معجزه ها و خوشبختیها هستیم.همین ورودمون به این بهشت.همین الهاماتی که هر روزه وارد زندگیمون میشه.با کامنتا با ایمیلها و همه همگی.نتایج هستن..
ولی افسوس این ذهن چموش داره تو کار خداوند دخالت میکنه امشب یه نوشته زیبا بازم از طرف خداوند بهم رسید…
از دوست عزیزمون سعیده جان شهریاری
یک موضوع جالبی که بعد دوسال اجرای قانون در عمل بهش رسیدم اینکه،شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….
دقیقا این کرم فقط نتایجی میخاد..که تو رو از همین داشته هات ناسپاس میکنه…
بخدا همین امروز.یه سوالی از خداوند کردم.اتفاقا امروز مصادف شد تا با اهنگهای همین نشانه هماهنگ بشه..خیلی زود سریع…
یفردی رو برام فرستاد یه دختر بچه..یچیزی بهم گفت.اولشم گفتم این دختر دیونه شده….بعد که رفت..بعد از چند دقبقه…
خداوند بیادم آورد…وای خدایا از احساستم فقط میخندیدم..خداوند بهم گفت این نشانه برات آوردم..اینقدر خندیدم…و همش یادم از حرفهاش میومد…
گفتم این شخصو فرستاده تا بهم بگه…
تو نمیخاد کاری کنی…
من برات میفرستم الله اکبر وای یا الله ..
بچه ها بخدا همه چیز خداونده!همه چیز خودشه…..الله اکبر…
چقدر دقیق و واضح…خیلی شرمنده شدم که اولش درک نکردم…چند بارم بهم گفت اون دختر بچه…
با همون زبان بچگیش…
خدایا سپاسگزارم که هر چی بهت وصل میشم.عاجزم از بزرگیت!
عاجزم از عظمتتت
عاجزم..از قدرتتتتتت
عاجزم از گفته هاتتتتت
چقدر تو عظیمی چقدر تو وهابی..چقدر بخشنده و مهربانی…چقدر این زندگی با تو روان میشود…زندگی با احساس خوب به آرامی مینشیند…
.فقط کافیه تو رو روی دوش خودم احساس کنم.
خدایا سپاسگزارم هر موقع کلام الله که تو باشی روی زبانم می نشیند و در فکرم تجسمت میکنم.هر ثانیه از زندگیم معجزه میشود…
خدایا سپاسگزارم که این کامنت رو نوشتم تا امشب این توحید رو بیشتر برای خودم یادآور بشم و بدونم هیچ تجسمی ..مثل تو که پروردگارمی چقدر میتوته تو زندگیم نقش داشته باشه…
و این نتایج کوچک عزت نفس مرا قدرت میدهد برای نتایج بزرگ..همه جیز خودتی من در برابرت جز یه پوست استخوان و گوشتی نیستم با یه ذهن سرکش…تویی که یه قلب در درونم قرار داده ایی با همین قلب دارم خودشناسیمو قوی میکنم تا خداشناسیم قوی بشه..تا همیشه در کنارت آرامش داشته باشم.
و بدنم با عشق به تو نی حوشد بسوی پاکیها!
من سپاسگزار این خداوند و این سایت بهشتی هستم که هر روزش برام یه سریال بهشتی داره…و یه تجسم برای درک کردن بیشتر توحید….و ماندن و ادامه دادن…
تحسینتون می کنم برای این کامنت زیبا وسرشار از ایمان وتوکل.
چه حس قشنگی داشت کامنتتون درست بعد از گوش دادن به این موسیقی های ارامبخش خوندن یه کامنت ارامبخش می چسبه.
وچه خوب گفتید زمانی که با خدا تقسیم کار می کنیم ذهن چموشمون نمی زاره و نمی تونیم باور کنیم .اره من هم همین جاها مشکل پیدا می کنم اصلا نمی دونم چرا نمی تونیم چیزی رو که نمی بینیم باور کنیم فکر می کنیم باید حتما دیده بشه حتما باید کار سخت وعرق ریز باشه تا نتیجه بده پس چطور هوا واکسیژن رو باور داریم.
این شبهای قدر وقتی معنی دعای جوشن رو می خونم همین حس قشنگ رو پیدا می کنم وحس می کنم دستم تو دست خداست اونی که نگهبان هست اونی که مواظبم هست اون هست که روزی می ده اون هست که کمکم می کنه بر ترسهام غلبه کنم چون او قدرتمنده او نمی ترسه او همه چیز هست اصلا نمی شه گفت چی هست همه کس همه چیز هست.
اما وقتی از حال وهوای دعا بیرون می یام ومی گذره باز به دلیل ضعف ایمان ترس واضطراب تو دلم لونه می کنه یادم می ره تنها نیستم .
گاهی به خودم می گم ببین یه بچه که دستش تو دست مادرش هست چقدر ارومه چقدر خیالش راحته دیگه از هیچ چیز وهیچ کس نمی ترسه حالا نو که دستت تو دست خداست اونی که ضعفهای یه مادر رو نداره او کامله او همه چیز تمومه پس چرا می ترسی شاد باش بخند ومحکم قدم بردار وقتی دستت رو محکم تو دستش گذاشتی با خیال راحت برو.
چه حس خوبی وقتی فکر می کنم همیشه با منه وقتی می خوابم وقتی بیدار می شم وقتی کامنت می زارم وقتی فایل گوش می دم وقتی غذا می پزم وقتی حونه رو تمیز می کنم وقتی تو فروشگاه کارت می کشم و……در واقع من با او هستم با خدا ما دوتایی کار انجام می دیم هیچ وقت تنهام نمی زاره .
خدایا شکرت شکرت که هستی خدای منی شکرت که می تونم شکرت رو به جا بیارم.
شکرت برای کامنت زیبای فاطمه جان که باز یادم اورد که تو رو دارم.
این پیامتون چقددر قشنگ بود، نشانه سایت رو زدم برای اینکه تو انجام مطالعه انگیزه ام کمتر شده، و یکهو به پیام شما رسیدم، ماجرا اینه که تو یک سال گذشته خییلی صدای خدا رو میشنیدم و هرچی میگفت عمل میکردم الان هیچی نمیشنوم همش میگم خدایا بهم بگو دیگه بگو دیگه، اخه وقتی سرم گرمه به انجام کاری فکرای منفی یه ذهنم نمیاد، خلاصه که با نشانه های این سایت فوق العاده فهمیدم فعلا باید کار خاصی نکنم و فقط به زیباییها توجه کنم، امروز که دوباره نشانه رو زدم گفتم انگیزه بگیرم و بیشتر مطالعه کنم (فقط میخوام بیکار نباشم که ذهنم منفی نشه) این فایل و پیام شما رو دیدم.
«شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….»
یعنی عالی بود برام، ذهنم خیلی آرومتر شد، همش میگفتم نکنه شاید چون هی دارم میگم خدایا بگو دیگه چکار کنم، اونم چیزی نمیگه، اما الان به آرامش رسیدم و سعی میکنم دست از تقلا کردن بردارم تا دوباره بهم بگه چه کاری انجام بدم فقط توجه و تحسین زیباییها، خدایا شکرت.
سلام به دوست عزیزم.گفتم بیام همینجا بازم صلاتمو در اینراه با شما در میون بزارم.
نگین جان من اون موقع تو یه درک دیگه از این قانون بودم..روز گذشته هدایت من یکی از فایل صحبت استاد در سریال زندگی در بهشت بود..الله اکبر از این دقت خداوند ،’و هدایت ما ،برای عملگراییمون..
استاد یه نکته خیلی زیبایی اشاره کرد…
حتما بریید اون فایل رو ببنید..بچه ها در مورد سریال زندگی در بهشت سوال میکردن.اینقدر این فایل زیبا بود که الان حضور ذهن ندارم.
انشالله خداوند هدایتتون کنه…
استاد عزیز..این تکه از صحبتشون تو درونم بیشتر رخنه کرد..که بازم قانون تکامل و عملگرایی بیشتر رو داره بهم یاد آور میشه…
.
گفت رسیدن به خاسته هاتون…تمرکز روی زیباییها و لذت بردن از زندگی…
حقیقتا من این همزمانی رو خیلی نیاز داشتم.ایندفعه داره محکمتر تو درون میشینه..قبلا گذرایی بود و چند هفته ایی احساس میکنم دارم پله ها رو سریعتر میرم..
من دقیقا نیاز بهمین کلمه داشتم..
واما این نقطعه ابی…میدونی اون گفته ها رو از صحبت سعیده عزیز اون موقع تو اون مدار درک کرده بودم.
سپاسگزار شما دوست عزیزم هستم..و سپاسگزار این قانون زیبای،عدل الهی هستم که بازم این پیام را با دقت بیشتری بهم فهموند…که خودمو تو این کتگوری قرار ندم.بزارم ..لذت بردن و تمرکز روی زیباییها و قشنگیها بیشتر و بیستر بشه..
نگین جان فقط تمرین سفت و سخت میخاد در برابر کنترل ذهن…بعضی موقعها فکر میکنم باورام تعقییر کردن دقیقا جاهایی که احساس میکنم تنگی ذهن رو…اون موقع سرو کله خرده شیشه های پاشنه هام و همون باورهای محدود کننده پیدا میشه..
باور کن.اون موقع میدونم.ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت چیه…
از شدتش خندم میگیره..میگم دیدی…
دیدی بازم هنوز تکه هاش نابود نشده..
دقیقا مثل خونه ایی میمونه.که یه روز تمییزش نکنی.همه آت اشغالی رو دوربرش جمع میکنه..
این جهاد اکبر نیاز اساسی به شجاعت زیاد داره..
خیلی ممنونم نگین زیبا.انشالله که بتونیم در اینراه قدم بردارییم.و دست از تقلاهای بیهوده باورهای جامعه امروزی بردارییم!
میخوام تجربیاتی از تجسم های خودم بگم تا این قانون رو مرور کرده باشم برای خودم و به همون اندازه که قانونو مرور میکنم ، به همون نسبت تعهد بیشتری برای عمل بهش دارم.
تو زمینه کاری خودم اگه بخوام مثال بزنم ، خیلی مواقع ، حتی اون موقع که تجربه ی خیلی کمی هم داشتم و مهارت و اعتماد به نفس الانمو نداشتم ، از پس خیلی کارا به راحتی برمیومدم.
و نکته اینجاس که من نمیدونستم که اون چیزی که من میخوام ایجاد کنم ، چجوری ایجاد میشه و نه فیلمی دیده بودم ، نه کسی بهم چیزی گفته بود ، من فقط تصویر نهایی اون کارو می دیدم و تو ذهنم تجسم میکردم که من اون کارو به نحو احسن انجام دادم و با رضایت خودم و کارفرما و مهندس ناظر پروژه دارم از کار برمیگردم خونه.
و جالب اینجاس که من تو تمام موارد موفق شدم و همیشه کارمو درست انجام دادم.
حتی یه جاهایی که سوالی برام پیش میومد ، احساسمو کنترل میکردم و دوباره نقطه ی پایانی رو تو ذهنم میدیدم ، و جالبه همون موقع ها ، یه نفر یهو میومد یه چیزی بهم میگفت که جواب سوال من بود و در نهایت اون کارو با موفقیت به پایان میرسوندم.
یادمون باشه تجسم که میکنیم فقط نقطه ی پایانی رو تجسم کنیم و تمام اون چیز هایی که میخوام هم تو اون تجسم باشه.
مثلا من اون موقع انقد شوق پیشرفت تو کارمو داشتم که همش تجسم میکردم که چند نفر دارن برام کار میکنن و کار ها خوب پیش میره و همه چی عالیه ولی درآمد خوب از اون کارو تجسم نمیکردم و اصلا تو تجسم هام اون درآمد مدنظرم نبود ، که دقیقا هم تو برهه ای از زمان من دقیقا همین شرایطو تجربه کردم و بعدش فهمیدم چون رو باور های مالی تمرکز ندارم ، تو تجسم هامم اصلا بهش زیاد پر و بال نمیدم و فهمیدم که انرژی رو باید با باور هام بهش شکل بدم.
حالا نکته ی جالب اینجاس که وقتی رو باور هامون کار میکنیم به صورت ناخودآگاه ما همون باور هارو تجسم میکنیم .
مثلا فرض کن ۲۰ تا جمله تاکیدی داریم در رابطه با پول ساختن و کسب و کارمون و موفقیت تو حوزه کاری خودمون.
این ۲۰ تا جمله رو اگه به اندازه ای که ذهنمو پر کنه تکرار کنم و مرورشون کنم ، ذهن من خودش انگار یه سناریو برای خودش درست میکنه و من یه سری تصویر هایی از یه اتفاقات خوب که دقیقا با اون جملات تاکیدی هم سنگ و هم فرکانسه میبینم ، بعد هر جای اون تصویرو که دوس نداشتم تو جمله ها دست میبرم و به قول استاد کد های مخرب رو حذف میکنم یا یه کد جایگزین میکنم یا یه کد اضافه میکنم و …
یعنی میخوام بگم اگه واقعا تجسم کردن بعضی مواقع سخته ، میشه اینجوری هم تصویر ذهنی ایجاد کرد و اگه این تصویر دلخواه بود همونو هی تکرارش کرد.
این روش برای اوایل که میخوایم تجسم کنیم و یکم سختمونه ، خیلی خوبه و برای من جواب داده و به مرور این قوه ی تجسم قوی تر میشه.
الان دیگه به لطف خدا خیلی بهتر شدم ، با موزیک(بی کلام البته) ، بی موزیک ، با چشمای بسته ، با چشم باز ، در حال حرکت یا ساکن و آرام و … فرقی نداره الان خیلی راحت تر میتونم تجسم کنم.
ولی خب بازم میگم ذهن ما انقد شیطونه که همش یه تصویر طبق ورودی های ذهنمون میسازه ، حالا ورودی ها اگه باور های خالص باشن ، ذهن در جهت مثبت داره برامون کار میکنه و تصویر مثبت بهمون میده .
تازه تو این مورد که میگم ورودی خالص بدیم ، چون فاصله ی فرکانسی رو با اون اتفاقات مثبت دلخواهمون یه جورایی کم کردیم ، تجسممون خیلی راحت تره.
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
از خدا میخوام بهمون کمک کنه تا فقط خودشو بپرستیم و از خودش یاری بجوییم.
از خدا میخوام کمک کنه ایمانمون قوی تر شه.
از خدا میخوام انقد بهمون ثروت و سلامتی و روابط عالی و خوشبختی و هر چی که خوبه رو با هم بده تا این باور تو دل بقیه هم زنده بشه که میشه همه چیزای خوب رو با هم داشت.
خدایی که همیشه صدای درون منو میشنوه، حتی وقتی من چیزی نمیگم.
خدایی که با نشونههاش باهام حرف میزنه؛ با ظریفترین و شیرینترین نشونهها، درست همون موقع که دلم میخواد مطمئن بشم دارم درست میرم.
استاد جانم، همین نیم ساعت پیش رفته بودم پیادهروی تا در مورد قدم چهارم دورهی «تغییر را در آغوش بگیر» فکر کنم.
در مسیر برگشت، ناگهان ذهنم رفت به چابهار…
به همون روزهای آخر حضورم اونجا، وقتی در دورهی دوازده قدم بودیم و به جلسات تجسم رسیدیم.
یادمه شما اون موقع یهسری آهنگ برامون گذاشتید و من هر روز با عشق میرفتم پیادهروی، اون آهنگها رو گوش میدادم و تجسم میکردم زندگیای رو که آرزوش رو داشتم.
امروز وقتی راه میرفتم، یههو همون حس اومد سراغم.
یاد اون روزها، اون انرژی، اون ایمان، و حتی همون آهنگها.
انگار خدا داشت میگفت:
«دیدی فاطمه؟ همون چیزایی که تجسم میکردی، حالا واقعاً دارن تو زندگیت اتفاق میافتن.»
وقتی برگشتم خونه، نشستم و کامنتهام رو برای فایلهایی که دیده بودم نوشتم.
با خودم گفتم قبل از اینکه همسرم برگرده، نشونهام رو بزنم.
و درست بعد از اینکه زدم، همون آهنگها پخش شد…
دقیقاً همونها.
اون لحظه فقط لبخند زدم و گفتم:
«خدایا عاشقتم، تو همیشه با نشونههات منو مطمئن میکنی. همیشه یادم میندازی که من در مسیرم و تو کنارمی.»
حس کردم خدا داره با عشق بهم میگه:
«بهت قول داده بودم، یادت هست؟
رسیدن به همهی وعدههام حتمیه.
فقط بمون در مدار ایمان.
مومنتومت رو حفظ کن.
تجسمت رو ادامه بده.
مطمئن باش، اتفاق میافته.
مطمئن باش، من کنارتم.»
و من دوباره با تمام وجودم باور کردم که خدا همیشه با منه.
شکر خدایی راهر لحظه هست سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته ی دوست داشتنی. و تمام. بچه های سایت استاد سید حسین عباسمنش استاد. من امروز. 17روزه که وارد سایتتون شده ام. به لطف خدا با اموزه های شما. تمرکز برنکات مثبت منو. هدایت کرد من دانشجوی استاد عرشیانفر بودم بعداز دورهای که از استاد گرفتم بعداز انجام تمرینات یعنی 180 روز به. سایت شما هدایت شده ام. و هرروز بهتر از دیروز پر از خیر برکت. پراز خبر های خوش پراز حال خوب. با تمرکز کردن بر زیبا یی ها. امروز صبح فکر اهنگ بودم واین ساعت. به این بخش از سایت. هدایت شده ام. ممنونم. از خدا. که منو هدایت کرد 0000
سلام دوستان، استاد عزیزومریم جون دوست داشتنی
منم وقتی بگذشته برمیگردم تمام اتفاقات زندگیم را خودم خلق کردم با تجسم
خونه ای الان دارم زندگی میکنم حتی کوچه ش
عروسهام ودامادم همونی هستن که میخواستم
چه دنیای زیبا وقوانین راحتی داریم
وای خدایا ذره ذره زندگیم را خودم خلق کردم
وحالا هم خودم را درکنار یار مهربان ودوست داشتنی میبینم که داریم دورجهان میگردیم سوار کشتی کروز میشیم دست دردست هم از زندگی لذت میبریم خدایاشکرررررت
سلام و عرض ادب به استاد عزیزم و سرکار خانم شایسته ،امیدوارم حالتون خوب باشه
من این قسمت از سایت رو ،زمانی که از خدا خواستم یک نشانه ای به من بده تا در شرایطی که قرار گرفتم بتونم ازش رهایی پیدا کنم ،بحث تجسم بود که برای من اومد ،البته من دوره ۱۲ قدم رو هم دارم کار میکنم که با پسرم دوتایی تهیه کردیم ،البته یکسال و نیم پیش خریدیم و شروع کردیم به کار کردن روی دوره ها،من مجددا دارم دوره رو از اول گوش میدم ،الان که دوباره شروع کردم صحبتهایی رو میشنوم که برام تازگی داره و به نسبت سال گذشته خیلی از نطر درونی احساس وجودی متفاوت دارم ،و سری اول که دوره ها رو گوش میکردم حال و هوای خوبی داشتم ،خدا رو شکر ولی بخاطر اینکه ما انسانیم و گاها شرایطی پیش میاد که باورهای قدیمی و ی سری نجواهای شیطانی دایما دارن روی ما اثر میزارن ،الان وضعیتی برام پیش اومده که برای من یک نوع تضاد ایحاد کرده و داره سعی میکنه منو از پا در بیاره ،ولی من همچنان دارم فایل گوش میدم و سعی میکنم حالمو خوب نگه دارم و تسلیم این شرایط نشم ،الانم که این قسمت سایت برام نشونه اومد یعنی تجسم ،دقیقا من دارم قدم دوم رو میگذرونم که در مورد تجسم داره صحبت میکنه و این داره مهر تایید بر قوانین خداوند میزنه و داره منو راهنمایی میکنه از این قانون استفاده کنم و توکلم رو از دست ندم
دوست ندارم در مورد شرایطی که برام پیش اومده بگم ،خدارو شکر خودم و بچه هام و خانوادم همگی سالم و سلامت هستیم و مطمئن هستم ی روز که خیلی دیر نیست همه چی اونی میشه که میخام
خدارو صد هزار مرتبه شکر ، که جایی هستم که همه با فرکانسای خوبشون باعث تقویت باورهای همدیگه میشن ،خداروشکر،خداروشکر ،خدا روشکر
وای استاد ثانیه ب ثانیه دارم هدایت خدارو میبینم من خیلییییی دنبال اهنگای تجسمی هستم میرفتم سرچ میکردم اونایی ک میخواستن نمیان ی حس بم میگف ب موقعش پیداشون میکنی و همیسه دنبال اهنگ تجسمی شما بودم چون تویکی ازفایلا گفته بودین اهنگ تجسمی رو توسایت گزاشتم الان اومدم توسایت رو نشانه ها کلیک زدم واهنگارو دیدمممم وای عاشقتم خدا مرسی استاد کلیییی اگاهی بهمون یاد میدی اون چیزی ک اصله اونچیزی ک قابل درک ممنووووووووونم ازهمه از تو استاد خوبم🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
دوستان هم فرکانسی خودم سلام
فقط میخاستم بگم خدایا شکرت که منو به سمت استاد عزیزم و شما عزیزانم هدایت کرده 🙏
خدا جونم شکرت🙏
خداجونم سپاسگزارم 🙏
خدا جونم مچکرم🙏
خدا جونم عاشقانه دوست دارم ❤️
خدا جونم سپاسگزارم که استاد عباسمنش رو سرراه من قرار دادی تا بتونم زندگیم عوض کنم و با تمرینات مستمر به آرزوهم برسم 🤲
سلام حضور تمامی عزیزانی که به این همه زیبایی هدایت شدند.
من از چند سال پیش استاد رو میشناختم و از طریق یه کانال تلگرامی به همه محصولات دسترسی داشتم، اما چون استاد راضی نبود و اول هر فایل یه آقایی میگفت که باید هزینه بدید وگرنه حرامه، یه انرژی منفی میگرفتم که حرفها در من اثر نداشت.
تا اینکه فایلهارو خریداری کردم و دارم آرامآرام قدم در راه درست میذارم.
از قدرت تجسمم هر چی بگم کمه، یکیشو مینویسم؛ ما چند روزه که مشغول اسبابکشی هستیم و با وجود دختر قشنگ دوسالهم اوضاع کمی سختتره. زمان خرید فایل قدم دوم رسیده بود و من پولی تو حسابم نداشتم، در مورد خرید این محصول با کسی صحبت نکردم
از خدا خواستم که تا دو روز آینده این پول تو حسابم باشه، از تصور اینکه این فایل رو خریدم و با لذت بهش گوش میدم احساس خوبی داشتم. اون روز عصر همسرم کمی پول نقد داشت که بهم داد و گفت تو حسابت بذار لازمت میشه، سه برابر مبلغی که از خدا خواسته بودم.خدایا شکرت که قدرت خلق اتفاقات زندگیمو دست خودم سپردی.
سلام به همه دوستان قدرتمند و عزیزم
من تصمیم گرفتم به یاری خدای مهربان هرجور هست مواظب افکارم باشم چون به قول استاد عزیز این افکار ماست که زندگی مون را میسازه
و برای اینکه به باور برسم که هر لحظه دارم خودم زندگیم را خلق میکنم قبل هر کاری تجسم میکنم که دارم به بهترین شکل اون کار را انجام میدم بعد میرم دنبال انجام اون کار وقتی تموم میشه میگم ببین من تونستم خلق کنم تجسم کردم و به واقعیت تبدیل شد پس من میتونم خالق زندگیم باشم
و به این صورت دارم بر نجواهای ذهنم غلبه میکنم و یقین و ایمانم را قویتر میکنم و تکاملم را طی میکنم
بنام خداوند بخشنده بخشایشگر
بنام خداوندی که زیباست و زیباییها را دوستدارد..
الهی امیدی به امید خودت…
بازم نشانه پروردگارم برای روشنایی قلبم بسمت خاسته هایم….
یه لحظه برگشتم به کامنتای اول همین فایل..دقیقا قانون تکامل را در نوشته ها دیدم..
سپاسگزار خداوندم که مرا زمانی توی این سایت بهشتی قرار داد..تا ذهن نجواگرم در مقابل این نتیجه ها مقاومتر باشد…
خدایا هزاران بار سپاس بیکران..بابت اینکه هر چقدر بیشتر جلوتر میرم عمق کامنتا عمق زیباییهای خداوند داره بیشتر برام بولد میشه…
من این دو سالی که عضو سایتم..تمام تمریناتم فقط برای ذهن سرکشم بوده ..اینقدر این باورها مثل آدامس چسبیده بودن به مغزم،که بازم لطف خداوند شامل حالم شد تا بتوانم بهش غلبه کنم…
چقدر این الهامات خداوند درست زمان مناسب و مکان مناسب قرار گرفته..
اوایل روزهایی که وارد سایت شدم اتفاقا هدایت شدم به این آهنگها…بیشتر مواقع برای کنترل ذهنم از این آهنگها استفاده میکردم.و یه حس خیلی عالی برام داشت و من رو به ارامش میرسونید..یه آهنگی هست ما بینشون منو بیاد بهشت میاره….
میخام بگم اوایل ورودم به این بهشت..خداوند مرا برای کنترل ذهنم هدایت کرد به این اهنگها.این اهنگها خیلی وقته من باهاشون در ارتباطم…..
روزهای خیلی خوبی با این دلبرانه ها داشتم.که همه رو لطف پروردگارم میدانم…
من کتاب رویاها رو تا جلو اخرشو خریدم و تمام این کتاب را نوشته کردم در دفتر مارک اسمانیم. دقیقا راجع به تجسم استاد گفته بود..ولی میخام با هدایت شدنم به این فایل که از نشانه پروردگار برای من است…بصورت.جدی…کار کنم انشالله بتونم نتایج های عالی رو بوجود بیارم..
هر چند از نظر من.ما هر ثانیه بسمت معجزه ها و خوشبختیها هستیم.همین ورودمون به این بهشت.همین الهاماتی که هر روزه وارد زندگیمون میشه.با کامنتا با ایمیلها و همه همگی.نتایج هستن..
ولی افسوس این ذهن چموش داره تو کار خداوند دخالت میکنه امشب یه نوشته زیبا بازم از طرف خداوند بهم رسید…
از دوست عزیزمون سعیده جان شهریاری
یک موضوع جالبی که بعد دوسال اجرای قانون در عمل بهش رسیدم اینکه،شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….
دقیقا این کرم فقط نتایجی میخاد..که تو رو از همین داشته هات ناسپاس میکنه…
بخدا همین امروز.یه سوالی از خداوند کردم.اتفاقا امروز مصادف شد تا با اهنگهای همین نشانه هماهنگ بشه..خیلی زود سریع…
یفردی رو برام فرستاد یه دختر بچه..یچیزی بهم گفت.اولشم گفتم این دختر دیونه شده….بعد که رفت..بعد از چند دقبقه…
خداوند بیادم آورد…وای خدایا از احساستم فقط میخندیدم..خداوند بهم گفت این نشانه برات آوردم..اینقدر خندیدم…و همش یادم از حرفهاش میومد…
گفتم این شخصو فرستاده تا بهم بگه…
تو نمیخاد کاری کنی…
من برات میفرستم الله اکبر وای یا الله ..
بچه ها بخدا همه چیز خداونده!همه چیز خودشه…..الله اکبر…
چقدر دقیق و واضح…خیلی شرمنده شدم که اولش درک نکردم…چند بارم بهم گفت اون دختر بچه…
با همون زبان بچگیش…
خدایا سپاسگزارم که هر چی بهت وصل میشم.عاجزم از بزرگیت!
عاجزم از عظمتتت
عاجزم..از قدرتتتتتت
عاجزم از گفته هاتتتتت
چقدر تو عظیمی چقدر تو وهابی..چقدر بخشنده و مهربانی…چقدر این زندگی با تو روان میشود…زندگی با احساس خوب به آرامی مینشیند…
.فقط کافیه تو رو روی دوش خودم احساس کنم.
خدایا سپاسگزارم هر موقع کلام الله که تو باشی روی زبانم می نشیند و در فکرم تجسمت میکنم.هر ثانیه از زندگیم معجزه میشود…
خدایا سپاسگزارم که این کامنت رو نوشتم تا امشب این توحید رو بیشتر برای خودم یادآور بشم و بدونم هیچ تجسمی ..مثل تو که پروردگارمی چقدر میتوته تو زندگیم نقش داشته باشه…
و این نتایج کوچک عزت نفس مرا قدرت میدهد برای نتایج بزرگ..همه جیز خودتی من در برابرت جز یه پوست استخوان و گوشتی نیستم با یه ذهن سرکش…تویی که یه قلب در درونم قرار داده ایی با همین قلب دارم خودشناسیمو قوی میکنم تا خداشناسیم قوی بشه..تا همیشه در کنارت آرامش داشته باشم.
و بدنم با عشق به تو نی حوشد بسوی پاکیها!
من سپاسگزار این خداوند و این سایت بهشتی هستم که هر روزش برام یه سریال بهشتی داره…و یه تجسم برای درک کردن بیشتر توحید….و ماندن و ادامه دادن…
سلام به فاطمه عزیز
تحسینتون می کنم برای این کامنت زیبا وسرشار از ایمان وتوکل.
چه حس قشنگی داشت کامنتتون درست بعد از گوش دادن به این موسیقی های ارامبخش خوندن یه کامنت ارامبخش می چسبه.
وچه خوب گفتید زمانی که با خدا تقسیم کار می کنیم ذهن چموشمون نمی زاره و نمی تونیم باور کنیم .اره من هم همین جاها مشکل پیدا می کنم اصلا نمی دونم چرا نمی تونیم چیزی رو که نمی بینیم باور کنیم فکر می کنیم باید حتما دیده بشه حتما باید کار سخت وعرق ریز باشه تا نتیجه بده پس چطور هوا واکسیژن رو باور داریم.
این شبهای قدر وقتی معنی دعای جوشن رو می خونم همین حس قشنگ رو پیدا می کنم وحس می کنم دستم تو دست خداست اونی که نگهبان هست اونی که مواظبم هست اون هست که روزی می ده اون هست که کمکم می کنه بر ترسهام غلبه کنم چون او قدرتمنده او نمی ترسه او همه چیز هست اصلا نمی شه گفت چی هست همه کس همه چیز هست.
اما وقتی از حال وهوای دعا بیرون می یام ومی گذره باز به دلیل ضعف ایمان ترس واضطراب تو دلم لونه می کنه یادم می ره تنها نیستم .
گاهی به خودم می گم ببین یه بچه که دستش تو دست مادرش هست چقدر ارومه چقدر خیالش راحته دیگه از هیچ چیز وهیچ کس نمی ترسه حالا نو که دستت تو دست خداست اونی که ضعفهای یه مادر رو نداره او کامله او همه چیز تمومه پس چرا می ترسی شاد باش بخند ومحکم قدم بردار وقتی دستت رو محکم تو دستش گذاشتی با خیال راحت برو.
چه حس خوبی وقتی فکر می کنم همیشه با منه وقتی می خوابم وقتی بیدار می شم وقتی کامنت می زارم وقتی فایل گوش می دم وقتی غذا می پزم وقتی حونه رو تمیز می کنم وقتی تو فروشگاه کارت می کشم و……در واقع من با او هستم با خدا ما دوتایی کار انجام می دیم هیچ وقت تنهام نمی زاره .
خدایا شکرت شکرت که هستی خدای منی شکرت که می تونم شکرت رو به جا بیارم.
شکرت برای کامنت زیبای فاطمه جان که باز یادم اورد که تو رو دارم.
شکرت برای وجود استاد وسایت.
فاطمه جان برات ارزوی موفقیت سلامتی شادی خوشبختی وارامش وثروت دارم شاد باشی.
در پناه خدا.
سلام به فاطمه عزیز
این پیامتون چقددر قشنگ بود، نشانه سایت رو زدم برای اینکه تو انجام مطالعه انگیزه ام کمتر شده، و یکهو به پیام شما رسیدم، ماجرا اینه که تو یک سال گذشته خییلی صدای خدا رو میشنیدم و هرچی میگفت عمل میکردم الان هیچی نمیشنوم همش میگم خدایا بهم بگو دیگه بگو دیگه، اخه وقتی سرم گرمه به انجام کاری فکرای منفی یه ذهنم نمیاد، خلاصه که با نشانه های این سایت فوق العاده فهمیدم فعلا باید کار خاصی نکنم و فقط به زیباییها توجه کنم، امروز که دوباره نشانه رو زدم گفتم انگیزه بگیرم و بیشتر مطالعه کنم (فقط میخوام بیکار نباشم که ذهنم منفی نشه) این فایل و پیام شما رو دیدم.
«شما وقتی از نظر فیزیکی داری یک سری کارهارو پیگیری میکنی،ذهنت آروم تره!چون سال هاست عادت کرده به این مدل زندگی کردن،به تقلا کردن،به دست و پا زدن!
اما وقتی میخوای با خدا تقسیم کار کنی و منتظر بمونی یک سری کارهارو خدا برات انجام بده،کنترل ذهن سخت تره!چون ذهن نمیتونه به جریانی که نمیبینه اعتماد کنه و هی ازت کار عملی میخواد…حالا هرچقدرم قلبت فریاد بزنه آرروم باش،دست و پا نزن،تقلا نکن تا کمک خدا برسه ….باز ذهن ی کرمی اون وسط میریزه ….»
یعنی عالی بود برام، ذهنم خیلی آرومتر شد، همش میگفتم نکنه شاید چون هی دارم میگم خدایا بگو دیگه چکار کنم، اونم چیزی نمیگه، اما الان به آرامش رسیدم و سعی میکنم دست از تقلا کردن بردارم تا دوباره بهم بگه چه کاری انجام بدم فقط توجه و تحسین زیباییها، خدایا شکرت.
سلام به دوست عزیزم.گفتم بیام همینجا بازم صلاتمو در اینراه با شما در میون بزارم.
نگین جان من اون موقع تو یه درک دیگه از این قانون بودم..روز گذشته هدایت من یکی از فایل صحبت استاد در سریال زندگی در بهشت بود..الله اکبر از این دقت خداوند ،’و هدایت ما ،برای عملگراییمون..
استاد یه نکته خیلی زیبایی اشاره کرد…
حتما بریید اون فایل رو ببنید..بچه ها در مورد سریال زندگی در بهشت سوال میکردن.اینقدر این فایل زیبا بود که الان حضور ذهن ندارم.
انشالله خداوند هدایتتون کنه…
استاد عزیز..این تکه از صحبتشون تو درونم بیشتر رخنه کرد..که بازم قانون تکامل و عملگرایی بیشتر رو داره بهم یاد آور میشه…
.
گفت رسیدن به خاسته هاتون…تمرکز روی زیباییها و لذت بردن از زندگی…
حقیقتا من این همزمانی رو خیلی نیاز داشتم.ایندفعه داره محکمتر تو درون میشینه..قبلا گذرایی بود و چند هفته ایی احساس میکنم دارم پله ها رو سریعتر میرم..
من دقیقا نیاز بهمین کلمه داشتم..
واما این نقطعه ابی…میدونی اون گفته ها رو از صحبت سعیده عزیز اون موقع تو اون مدار درک کرده بودم.
سپاسگزار شما دوست عزیزم هستم..و سپاسگزار این قانون زیبای،عدل الهی هستم که بازم این پیام را با دقت بیشتری بهم فهموند…که خودمو تو این کتگوری قرار ندم.بزارم ..لذت بردن و تمرکز روی زیباییها و قشنگیها بیشتر و بیستر بشه..
نگین جان فقط تمرین سفت و سخت میخاد در برابر کنترل ذهن…بعضی موقعها فکر میکنم باورام تعقییر کردن دقیقا جاهایی که احساس میکنم تنگی ذهن رو…اون موقع سرو کله خرده شیشه های پاشنه هام و همون باورهای محدود کننده پیدا میشه..
باور کن.اون موقع میدونم.ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت چیه…
از شدتش خندم میگیره..میگم دیدی…
دیدی بازم هنوز تکه هاش نابود نشده..
دقیقا مثل خونه ایی میمونه.که یه روز تمییزش نکنی.همه آت اشغالی رو دوربرش جمع میکنه..
این جهاد اکبر نیاز اساسی به شجاعت زیاد داره..
خیلی ممنونم نگین زیبا.انشالله که بتونیم در اینراه قدم بردارییم.و دست از تقلاهای بیهوده باورهای جامعه امروزی بردارییم!
💎به نام خدایی که من رو انسان آفرید💎
میخوام تجربیاتی از تجسم های خودم بگم تا این قانون رو مرور کرده باشم برای خودم و به همون اندازه که قانونو مرور میکنم ، به همون نسبت تعهد بیشتری برای عمل بهش دارم.
تو زمینه کاری خودم اگه بخوام مثال بزنم ، خیلی مواقع ، حتی اون موقع که تجربه ی خیلی کمی هم داشتم و مهارت و اعتماد به نفس الانمو نداشتم ، از پس خیلی کارا به راحتی برمیومدم.
و نکته اینجاس که من نمیدونستم که اون چیزی که من میخوام ایجاد کنم ، چجوری ایجاد میشه و نه فیلمی دیده بودم ، نه کسی بهم چیزی گفته بود ، من فقط تصویر نهایی اون کارو می دیدم و تو ذهنم تجسم میکردم که من اون کارو به نحو احسن انجام دادم و با رضایت خودم و کارفرما و مهندس ناظر پروژه دارم از کار برمیگردم خونه.
و جالب اینجاس که من تو تمام موارد موفق شدم و همیشه کارمو درست انجام دادم.
حتی یه جاهایی که سوالی برام پیش میومد ، احساسمو کنترل میکردم و دوباره نقطه ی پایانی رو تو ذهنم میدیدم ، و جالبه همون موقع ها ، یه نفر یهو میومد یه چیزی بهم میگفت که جواب سوال من بود و در نهایت اون کارو با موفقیت به پایان میرسوندم.
یادمون باشه تجسم که میکنیم فقط نقطه ی پایانی رو تجسم کنیم و تمام اون چیز هایی که میخوام هم تو اون تجسم باشه.
مثلا من اون موقع انقد شوق پیشرفت تو کارمو داشتم که همش تجسم میکردم که چند نفر دارن برام کار میکنن و کار ها خوب پیش میره و همه چی عالیه ولی درآمد خوب از اون کارو تجسم نمیکردم و اصلا تو تجسم هام اون درآمد مدنظرم نبود ، که دقیقا هم تو برهه ای از زمان من دقیقا همین شرایطو تجربه کردم و بعدش فهمیدم چون رو باور های مالی تمرکز ندارم ، تو تجسم هامم اصلا بهش زیاد پر و بال نمیدم و فهمیدم که انرژی رو باید با باور هام بهش شکل بدم.
حالا نکته ی جالب اینجاس که وقتی رو باور هامون کار میکنیم به صورت ناخودآگاه ما همون باور هارو تجسم میکنیم .
مثلا فرض کن ۲۰ تا جمله تاکیدی داریم در رابطه با پول ساختن و کسب و کارمون و موفقیت تو حوزه کاری خودمون.
این ۲۰ تا جمله رو اگه به اندازه ای که ذهنمو پر کنه تکرار کنم و مرورشون کنم ، ذهن من خودش انگار یه سناریو برای خودش درست میکنه و من یه سری تصویر هایی از یه اتفاقات خوب که دقیقا با اون جملات تاکیدی هم سنگ و هم فرکانسه میبینم ، بعد هر جای اون تصویرو که دوس نداشتم تو جمله ها دست میبرم و به قول استاد کد های مخرب رو حذف میکنم یا یه کد جایگزین میکنم یا یه کد اضافه میکنم و …
یعنی میخوام بگم اگه واقعا تجسم کردن بعضی مواقع سخته ، میشه اینجوری هم تصویر ذهنی ایجاد کرد و اگه این تصویر دلخواه بود همونو هی تکرارش کرد.
این روش برای اوایل که میخوایم تجسم کنیم و یکم سختمونه ، خیلی خوبه و برای من جواب داده و به مرور این قوه ی تجسم قوی تر میشه.
الان دیگه به لطف خدا خیلی بهتر شدم ، با موزیک(بی کلام البته) ، بی موزیک ، با چشمای بسته ، با چشم باز ، در حال حرکت یا ساکن و آرام و … فرقی نداره الان خیلی راحت تر میتونم تجسم کنم.
ولی خب بازم میگم ذهن ما انقد شیطونه که همش یه تصویر طبق ورودی های ذهنمون میسازه ، حالا ورودی ها اگه باور های خالص باشن ، ذهن در جهت مثبت داره برامون کار میکنه و تصویر مثبت بهمون میده .
تازه تو این مورد که میگم ورودی خالص بدیم ، چون فاصله ی فرکانسی رو با اون اتفاقات مثبت دلخواهمون یه جورایی کم کردیم ، تجسممون خیلی راحت تره.
💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎💎
از خدا میخوام بهمون کمک کنه تا فقط خودشو بپرستیم و از خودش یاری بجوییم.
از خدا میخوام کمک کنه ایمانمون قوی تر شه.
از خدا میخوام انقد بهمون ثروت و سلامتی و روابط عالی و خوشبختی و هر چی که خوبه رو با هم بده تا این باور تو دل بقیه هم زنده بشه که میشه همه چیزای خوب رو با هم داشت.
به نام خدای مهربان و شنوا
استاد جانم، دوستان نازنینم سلام
من عاشق این خدای هدایتگر و شنوا هستم…
خدایی که همیشه صدای درون منو میشنوه، حتی وقتی من چیزی نمیگم.
خدایی که با نشونههاش باهام حرف میزنه؛ با ظریفترین و شیرینترین نشونهها، درست همون موقع که دلم میخواد مطمئن بشم دارم درست میرم.
استاد جانم، همین نیم ساعت پیش رفته بودم پیادهروی تا در مورد قدم چهارم دورهی «تغییر را در آغوش بگیر» فکر کنم.
در مسیر برگشت، ناگهان ذهنم رفت به چابهار…
به همون روزهای آخر حضورم اونجا، وقتی در دورهی دوازده قدم بودیم و به جلسات تجسم رسیدیم.
یادمه شما اون موقع یهسری آهنگ برامون گذاشتید و من هر روز با عشق میرفتم پیادهروی، اون آهنگها رو گوش میدادم و تجسم میکردم زندگیای رو که آرزوش رو داشتم.
امروز وقتی راه میرفتم، یههو همون حس اومد سراغم.
یاد اون روزها، اون انرژی، اون ایمان، و حتی همون آهنگها.
انگار خدا داشت میگفت:
«دیدی فاطمه؟ همون چیزایی که تجسم میکردی، حالا واقعاً دارن تو زندگیت اتفاق میافتن.»
وقتی برگشتم خونه، نشستم و کامنتهام رو برای فایلهایی که دیده بودم نوشتم.
با خودم گفتم قبل از اینکه همسرم برگرده، نشونهام رو بزنم.
و درست بعد از اینکه زدم، همون آهنگها پخش شد…
دقیقاً همونها.
اون لحظه فقط لبخند زدم و گفتم:
«خدایا عاشقتم، تو همیشه با نشونههات منو مطمئن میکنی. همیشه یادم میندازی که من در مسیرم و تو کنارمی.»
حس کردم خدا داره با عشق بهم میگه:
«بهت قول داده بودم، یادت هست؟
رسیدن به همهی وعدههام حتمیه.
فقط بمون در مدار ایمان.
مومنتومت رو حفظ کن.
تجسمت رو ادامه بده.
مطمئن باش، اتفاق میافته.
مطمئن باش، من کنارتم.»
و من دوباره با تمام وجودم باور کردم که خدا همیشه با منه.
که اون، شنواترین و عاشقترین حضوره در تمام جهان.
شکر خدایی راهر لحظه هست سلام به استاد بزرگوارم و خانم شایسته ی دوست داشتنی. و تمام. بچه های سایت استاد سید حسین عباسمنش استاد. من امروز. 17روزه که وارد سایتتون شده ام. به لطف خدا با اموزه های شما. تمرکز برنکات مثبت منو. هدایت کرد من دانشجوی استاد عرشیانفر بودم بعداز دورهای که از استاد گرفتم بعداز انجام تمرینات یعنی 180 روز به. سایت شما هدایت شده ام. و هرروز بهتر از دیروز پر از خیر برکت. پراز خبر های خوش پراز حال خوب. با تمرکز کردن بر زیبا یی ها. امروز صبح فکر اهنگ بودم واین ساعت. به این بخش از سایت. هدایت شده ام. ممنونم. از خدا. که منو هدایت کرد 0000