اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به همه دوستان عزیز و استاد معنوی و توحیدی ام💗
این فایل، چند وقت پیش برای نشانه ی من اومد.موقعی که به این نیت روی دکمه نشانه کلیک کردم که « خداجونم، برای این که ماشین رویاها و دلخواهم رو داشته باشم، یه نشانه بهم بده» و اونوقت بود که کلی ذوق کردم که آرررههه، دختر تو باید تجسم هم انجام بدیااا!!و کلی از خداجونم تشکر کردم که همیشه داره با زبان نشانه ها باهام حرف میزنه..کلا هر وقت حااللمون با خدای خودمون خوب باشه، همیشه و هرجا نشانه میبینیم.من کلا آدم تجسمی ای هستم و در مورد هر چیزی تجسم میکنم ولی توی این مورد ماشین، یه کم کمرنگ تر بود و خدای عزیزم راهنماییم کرد.آهنگ شماره یک این فایل هارو خیلی دوست دارم و بیشتر با این آهنگ اوکی هستم.دیروز داشتم در مورد یه موضوعی فکر میکردم و میگفتم خدایا کمکم کن که این کار واسم درست انجام بشه و ازش هدایت خواستم.یه کم بعدش رفتم یه جایی که دقیقااااا تا من رسیدم از رادیوی اونجا، همین آهنگ شماره یک پخش شد و یه حسی بهم گفت آره دختر، باید در موردش تجسم کنی! تو باید در مورد همه ی چیزای مثبت تجسم کنی و فرکانسشو بفرستی..این آهنگ مورد علاقه ام واسم یک نشانه بود..کلی ذوق کردم و از خدای زیبایم تشکر کردم بابت این هدایت..و اینجا بود که دقیقا فهمیدم وقتی مریم جان توی فایل ها میگن” ما در زمان مناسب در مکان مناسب هستیم” یعنی چه.. خدایا شکرت خدایا شکرت خداجونم شکرت💙💙
به خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز من دوره دوازده قدم رو از خواهرم گرفتم وگوش میدم و از اونجا گفتن که تجسمی که از بچه گی تون کردین و الان بر آورده شد بگم من خیلی بچه بودم از اونجا که زن عمو اینام کنار ما همسایه بودند که برادر زاده شون تهرانی بودند و ما روستایی بودیم و اون خواهرزاده اش تازه نامزد کرده بود و اسم نامزده اقارضا بود و اونا خیلی رابطه ی خوبی با هم داشتن و من اونا رو میدیدم و کلی لذت میبریم و بعدش همش با خودم فکر میکردم منم ازدواج کردم و اسم شوهرم آقا رضا هست و خیلی لذت میبردم و الان دقیقا همسرم خیلی رفتارش همونی هست ما الان 15 سال هست با همیم و رفتارش اینه نامزدی هست با من و راستی اسمش هم هست علیرضا ولی همه خانواده ام بهش میگن آقا رضا و من بعد از چند سال یادم آمدم که خودم این تجسم رو انجام میدادم و خیلی حس خوبی دارم خدایاشکرت بابت این مسیر الهی دوستون دارم استاد عاشقتم
ما خودمان خالق هراتفاقی؛خوب یا بد؛ در زندگی خودمان هستیم.
جای تامل بسیار دارد.
شنیدن تجربیات این استاد بزرگوار که چقدر زیبا هرآنچه رو خودشون خواستند در زندگیشون خلق کردند،برای من انگیزه بسیار قوی رو برای شروع و خلق یک زندگی عالی،ایجاد کرده است.
برای همه خالق های این کره خاکی آرزوی موفقیت روز افزون دارم…??
درود بر شما استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
از همان کودکی همیشه به خاطر کمپولی که پدرم داشتند( با این که ایشان پیش از بازنشستگی پست بسیار خوبی در ادارات راه و ترابری داشتند)، دلم میخواست که بسیار بسیار پولدار شوم. بیشتر وقتها خودم را در حال حمل و آوردن چمدانهای چرخدار( با این که در آن هنگام هنوز در واقعیت چمدان چرخدار ندیده بودم) پر از پول به سمت خانهی پدری میدیدم.
ولی این رویا هرگز به واقعیت نپیوست. چند بار برای بیزینس اقدام کردم ولی هر بار به دلیل نداشتن دانش مدیریت و تجربه و شرکای مناسب، شکست خوردم. البته امروز همهی این شکستهای برایم حکم تجربههای گرامی را دارند.
خدای را سپاس که اینبار در کاری وارد شدم که برکات و نعمات آن در زندگیم به شکل روزافزون در حال گسترش است. من نماینده یک شرکت بزرگ بینالمللی شدهام که کسب و کارم پیوسته در حال پیشرفت است.
دیر شد، ولی سرانجام خوب از کار درآمد.
خدایا سپاس از بابت این همه مهربانی و نعمتی که ارزانی ما میکنی. یقین دارم که در آن چند تجربه هم، من بودم که نقش اصلی شکست کارم را بازی میکردم و با بیخبری آنرا به گردن دیگری میانداختم.
خدای را شکر که با شما و سلسله درسهایتان آشنا شدم.
خدای را سپاس که توفیق عمل به دانستههایم را یافتهام.
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست و من هیچ هیچ ام ️
سلام به استاد عزیییزم و مریم مهربانم
من مریم هستم و سپاسگزار خداوندم که در این مسیر هستم و هدایت های خداوند را دریافت میکنم و تمام تلاشم بر عمل به آنهاست
امروز داشتم فایل دوم از قدم دوم دوره 12 قدم رو گوش میدادم به نام تجسم
اینقدر این فایل عااالی بود و استاد قشنگ تجسم رو توصیح داده بودن من کلی انرژی گرفتم ..
من مدتی هست کاری بهم پیشنهاد شده بود خیلی بهش دل نمیدادم وقتی تمرکزم رو گذاشتم روی کار و کار رو درک کردم و به این سیستم کاری ایمان آوردم تصمیم گرفتم به دوستان و اطرافیانم هم معرفی کنم ..
چون دوره 12 قدم با اکانت همسرم خریده شده من نمیتونم به کامنت ها دسترسی داشته باشم ، تصمیم گرفتم زیر آهنگ های تجسمی کامنت بزارم و حس خوبم رو انتقال بدم …
امروز با عزیزی قرار ملاقات گذاشتم و نمیدونستم کدوم کافه بریم ، از بپرسم پرسیدم مامان بنظرت کدوم کافه بریم … سریع گفت مامان کافه هیچ سر میدان منتظری …انگار این هیچ یه نشانه بود از طرف خدااا
سریع پذیرفتم و به مهمانم هم انتقال دادم … قبل از خواب بعدازظهرم کلی تجسم کردم و خودم رو بعد از بیرون اومدن از کافه تجسم کردم که میام بیرون و میگم خدایا دیدی شد ، دیدی منم براحتی میتونم پرزنت کنم و ورودی بگیرم … آنقدر حالن خوب بود با این تجسم که اصلا نمیشه با کلامت بیانش کرد ️
ساعت 5 عصر رفتیم کافه هیچ …مهمانم که معلم پسرم بودن ، گفتن مریم وقتی نوشتی کافه هیچ ..گفتم هیچ یه نشانه بزرگه برا من و باید برم …اینقدر این مکالمه و این دیدار عااالی بود جدای از معرفی کار و ورودی شدن ایشون به این کار …صحبت هایی که درمورد خدا و قوانینش رد و بدل شد منو به مسیرم بیشتر و بیشتر مطمئن کرد
اینقدر فرکانس من بالاست که نخ خوابم میبره نه روی زمین میتونم بشینم دلم میخواد برم تو خیابون تا صبح با پای پیاده راه برم و خداروبابت این حال خوبم و درک قانونش ( احساس خوب اتفاقات خوب ، و احساس منفی اتفاقات منفی)
فقط شکر کنم
خدااایا شکرررررت ، خدااایا شکررررت
امن امروزمو خودم خلق کردم با حس خوبم با تجسمی که حال خوب بیشتری به من داد ..به خودم میگفتم دیدی میشه با حس خوب فرکاتست رو بالاببری پس بیشتر تجسم کن پس حالت رو همیشه خوب نگهدار …دقیقا حال استاد رو میفهمم که میگفتن من تجسم میکردم اشک شوق جاری میشد
استاد هزاران بار سپاسگزارم این کلام تاثیر گذارتان هستم…سپاسگزار خداوندم که شما رو درمسیر زندگی ام قرار داد تا قانونش رو از زبان شما به زیبایی و سادگی درک کنم ️
این اولین کامنتی هست که از زمان عضویتم تا الان میذارم، خیلی مقاومت ذهنی برای این کار داشتم ولی امشب تصمیم گرفتم که حتما اینکارو انجام بدم. وقتی فایل جلسه دوم از قدم دوم رو دیدم که با تجسم میتونیم خواسته هامونو محقق کنیم ناخوداگاه ذهنم رفت سمت خواسته ای که سال ها پیش ان را تجسم میکردم و توی مدت زمان کوتاهی به ان رسیدم بدون اینکه از این قوانین اگاهی داشته باشم، من دوست داشتم که مهماندار هواپیما بشم و دوره های اموزشی اون رو هم گذرونده بودم، اونموقع ما اصفهان زندگی میکردیم و خواهرم تهران،توی اصفهان هم شرکت هواپیمایی نبود ومن باید به تهران میرفتم خواهرم ازم خواست تا مدتی رو پیشش برم و دنبال کار مورد علاقم بگردم یه زمان هایی از روز توی خونه خواهرم تنها بودم و با مراجعه به سایت شرکت های هواپیمایی و دیدن عکس مهمانداران کلی ذوق میکردم و خودمو با اون لباس، توی ماشینی که شرکت میفرسته تا منو به فرودگاه ببره،راه رفتن توی سالن فرودگاه و هواپیما با کلی احساس خوب تصور میکردم. توی مدت زمان کوتاهی کم تر از 3ماه توی یکی از شرکت های هواپیمایی استخدام شدم.
از شما استادگرامی سپاسگزارم که این نیروی درونی که ازش استفاده میکردیم ولی درکی ازش نداشتیمو برای ما واضح کردین
سلام هانیه خانم.امیدوارم در مسیر درست و هدایت درست خداوند با قدرت بیشتر و سرعت بیشتر حرکت کنید و به موفقیت برسید.کامنت زیباتون رو خوندم و انرژی عالی دریافت کردم و خودمم خیلی مشتاقم بقول شما دوران تکامل رو طی کنم و بهتر بشم.امیدوارم روز به روز موفق تر باشید.
سلام هانیه جان،ممنون که به حقیر احترام گذاشتین و جواب دادین.امیدوارم اخبار موفقیت تون رو بهم بگید.هم خوشحال میشم هم ایمانم بیشتر میشه.اگه تو این مسیر از تجربیاتتون بهم بگید و منو هم کمک کنید ممنون میشم.معلومه مسیر رو به درستی طی می کنید و برای من هم آموزشی و الهام بخشه.
خوشحال میشم از خواسته هایی که با تجسم بهش رسیدم براتون بنویسم
اولیش روابط عالی با اطرافیانم هست من همیشه در مورد همه فکرای خوب میکنم و سعی میکنم غیبت نکنم
و برای همین تجسمات خوبی درمورد روابطم با دیگران دارم
دومین رابطه عالی با همسرم هست که همیشه تجسم میکنم و سعی میکنم اگر ویژگی نادلخواهم داره تجسم کنم که درفردی توی رابطه هستم که اون ویژگی هارو داره
استاد درمورد تجسم درمورد رابطه عاطفی گفتن که
تجسم نکنید که فلانی فلان ویژگی رو داره بلکه تصور کنید با فردی دررابطه هستید که فلان ویژگی هارو داره
منم سعی میکنم بهش وابسته نباشم و به خداوند اجازه بدم منو روی شونه های خودش سوار کنه و از راحت ترین شکل ممکن به خواسته هام برسونه
خلاصه با تجسماتم با فردی در رابطه هستم که عاشق مسافرت در طبیعت
خوش خندس
شاده
وابسته نیست
ثروتمنده
عااشششق منه
احترام صدرصد به من میزاره
بسیار خوش استایل
همون استایلی که دوس داشتم استایل ورزشکاری
پوستش سفیده همون رنگی که دوس داشتم
و بسیار زیباست
کلا ویژگی های ظاهریش همونیه که من همیشه دوس داشتم
در مورد اعتقادش به خداوند هم دققیییییقاا عین منه و بسیار بسیار معتقده به خداوند و همواره تلاش میکنه برای اینکه باورهای توحیدیشو در همه موارد قوی تر کنه
من عاشقشقم
همیشه تحسینش میکنم
و این پروسه همیشگیه این تجسمات همیشگیه و من همیشه باید روی تجسمات مثبتم کار کنم اینجوری نیست که بهش برسم تموم بشه
راجب شغل هم بعد از کار کزدم روید وره عزت نفس هدایت شدم به شغلی که عاشقشم
و عشق میکنم از اینکه روش کار کنم
شغل قبلیمو رها کردم با اینکه چهار سال روش کار کرده بودم و داشتم پول میساختم ازش
اما رهاش کردم چون فهمیدم علاقه زیادی ندارم
این برای من قدم بزرگی بود
توی معنویت هم همیشه همیشه تجسم میکنم خداوند منو خیلی دوس داره و تمام تلاششو میکنه تا من به بهترین مکان و بهترین زمان هدایت بشم خداروشکر که برام انجام داده
و من به این هدفمم رسیدم
من تجسماتم بیشتر حولو هوش معنویت
شغلم
و روابط هست
مخصوصا پول چون واقعا عاشقشم
و یسری چیزا که واقعا برام مهمن این تجسمات به صورت خودبه خودی اتفاق میوفته و من تلاش زیادی نمیکنم برای همین بهشون میرسم
استاد توی فایل هدفی متفاوت برای سال جدید میگن که حتما به اهدافی فکر کنید که برای خودتون میخواید توصیه میکنم حتما اون فایل رو مطالعه کنید
ولی خب در طی مسیر تجسمات یه سری تضاد هایی هستن در زندگی که باعث میشن حواس ما پرت بشه
بهتره که اون تضادهارو زیاد بهشون فکر نکنیم و بهشون برچسب مثبت بزنیم رها کنیم و ازخ داوند کمک بخوایم تا خودشون حل بشن
اشکال نداره اگر ترسیدیم فقط کافیه با خداوند حرف بزنیم اون مارو در آغوش میگیره
با سلام خدمت دوست عشق و جان.من ازت ممنونم واقعا وقت گذاشتی و جواب دادی .سپاس فروان .این برای منم الهام بخش هستش.کسب کار جدید و موفقیت هاتون منو هم خوشحال و امیدوار کرده.حالا اتفاقا با اینکه کارمندم خاستم کسب و کاری رو شروع کنم و یه مغازه هم دارم جای خوب شهر هستش.میشه لطف کنید راهنمایی کنید؟
سلام خدمت همه ی دوستانی که دارن این متن رو میخونن من چند روز پیش کارت بانکیمو گم کرده بودم ولی اصلا نگران نشدم چون میدونستم پیدا میشه بعد رفتم به اون مغازه ای که اخرین بار کارت کشیده بودم پرسیدم گفتم کارت من اینجا نیفتاده فروشنده یکم گشت و گفت نیست بعد بیخیال شدم رفتم خونه دو روز بعد چون به کارت احتیاج داشتم رفتم بیرون و مدارکمو بردم که از بانک یه کارت دیگه بگیرم و تو بانک که رسیدم حالم خوب نبود کارت نگرفتم و برگشتم خونه امروز که رفتم خرید کنم از همون مغازه دیدم فروشنده ناخوداگاه به اسم من توجه کرد و گفت اقای یاری شما کارت گم کردین گفتم بله گفت کارت شما پیدا شده و من شکرگذاری کردم و تشکر کردم 🤲🙏
من از این اتفاقات زیاد برام میفته و ایمانم قوی شده یادمه من روستا که بودم چند بار این اتفاق برام افتاد شب تاریک بود ویه احساسی از درون میگفت برگرد یا منو ناخوداگاه میچرخوند میدیدم پشت سرم عقربه🦂
سلام به استاد عباسمنشِ عزیز و مریم جان.این اولین کامنتی هست که من دارم میذارم شاید دلیلش کلاً کم حرف بودنم باشه.حرف از تجسمات شد ، منو برد به دورانِ کودکیم که هنوز هیچی از دنیا نمیدونستم و همیشه به مامانم میگفتم من میخوام بزرگ که شدم یه دختر داشته باشم و باهاش تنهایی زندگی کنم… هیچوقت فکر نمیکردم این آرزویی که چندین سال توی ذهنم مرور میکردم یه روزی به حقیقت بپیونده.ولی اتفاق افتاد برای من و الان احساس میکنم خوشبخترین آدمِ روی زمینم و با دخترِ 8 سالهم داریم عشقِ دنیا رو میکنیم.و این دوره انگیزهای شد برای دوباره تجسم کردن و ساختنِ زندگیم با افکارِ خودم.یه دریمبرد آماده کردم و زدم به دیوار اتاقم و هر شب قبل از خواب احساس میکنم تک تکِ اونها رو دارم.خدا رو شکر میکنم که منو هدایت کرد به سمتِ نعمت و ثروت و فراوانیِ بی نهایتش
سلام به همه دوستان عزیز و استاد معنوی و توحیدی ام💗
این فایل، چند وقت پیش برای نشانه ی من اومد.موقعی که به این نیت روی دکمه نشانه کلیک کردم که « خداجونم، برای این که ماشین رویاها و دلخواهم رو داشته باشم، یه نشانه بهم بده» و اونوقت بود که کلی ذوق کردم که آرررههه، دختر تو باید تجسم هم انجام بدیااا!!و کلی از خداجونم تشکر کردم که همیشه داره با زبان نشانه ها باهام حرف میزنه..کلا هر وقت حااللمون با خدای خودمون خوب باشه، همیشه و هرجا نشانه میبینیم.من کلا آدم تجسمی ای هستم و در مورد هر چیزی تجسم میکنم ولی توی این مورد ماشین، یه کم کمرنگ تر بود و خدای عزیزم راهنماییم کرد.آهنگ شماره یک این فایل هارو خیلی دوست دارم و بیشتر با این آهنگ اوکی هستم.دیروز داشتم در مورد یه موضوعی فکر میکردم و میگفتم خدایا کمکم کن که این کار واسم درست انجام بشه و ازش هدایت خواستم.یه کم بعدش رفتم یه جایی که دقیقااااا تا من رسیدم از رادیوی اونجا، همین آهنگ شماره یک پخش شد و یه حسی بهم گفت آره دختر، باید در موردش تجسم کنی! تو باید در مورد همه ی چیزای مثبت تجسم کنی و فرکانسشو بفرستی..این آهنگ مورد علاقه ام واسم یک نشانه بود..کلی ذوق کردم و از خدای زیبایم تشکر کردم بابت این هدایت..و اینجا بود که دقیقا فهمیدم وقتی مریم جان توی فایل ها میگن” ما در زمان مناسب در مکان مناسب هستیم” یعنی چه.. خدایا شکرت خدایا شکرت خداجونم شکرت💙💙
سلام استادِ جان وبقیه دوستان
خدایاشکرت همواره منو به مسیر الهی هدایت میکنی
وقتی توفایل بهمون گفتید وقتی داری تجسمش میکنی پس فاصله فرکانسی توبااون خواسته زیاد نیست اصلا انقلابی در درونم رخ داد…
من بارهاوبارها تویه حال خوب اون خونه رویایی هامو شایدم یک ربع20دقیقه براحتی تجسمش میکنم ولی نمیدونستم افکارم میتونن اینقدرقدرتمند باشن وازحالا هدفمند این کارو میکنم
خیلی آسون وساده وقتی حالم خوب بود چشامو میبستم ومیرفتم کلید مینداختم درخونه رویاییمو بازمیکردم وباتمام جرییات ازدرب ورودی میرفتم توی خونه گوشه ب گوشه رو خودم بقول استاد مثل پازل خلق میکنم میرم اونجاغذادرست میکنم جارومیکنم دوش میگیرم بچه هامو صدامیزنم بیایین نهارآماده اس لباس میشورم پهن میکنم توآفتاب؛ خریدامو میزارم سرجاهاشون توی کابینتها حتی جاکلیدی که رنگش بنفش هست رو تجسم میکنم ودقیقا توی اون خونه زندگی میکنم توعالم فرکانسی خودم؛ حس میکنم وقتی درعالم واقعیت بهش رسیدم یه عالمه گریه هم میکنم همینجور اشک میاد (درصورتیکه من در واقع خونه ای فعلا ندارم حتی پولشوهم ندارم حالافهمیدم نباید توتله چگونگی وچطورش بیفتم) ولی الان متوجه شدم من توانایی تجسم کردن خیلی خوبی دارم واینو نمیدونسم و باتوجه ب اون جمله استاد ک اون بالا گفتم بشدت امیدوارم ….قطعا بزودی میام واینجا کامنت ش رومیزارم که بالاخره خونه خریدیم
به امید اون روز
به خدای مهربان سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز من دوره دوازده قدم رو از خواهرم گرفتم وگوش میدم و از اونجا گفتن که تجسمی که از بچه گی تون کردین و الان بر آورده شد بگم من خیلی بچه بودم از اونجا که زن عمو اینام کنار ما همسایه بودند که برادر زاده شون تهرانی بودند و ما روستایی بودیم و اون خواهرزاده اش تازه نامزد کرده بود و اسم نامزده اقارضا بود و اونا خیلی رابطه ی خوبی با هم داشتن و من اونا رو میدیدم و کلی لذت میبریم و بعدش همش با خودم فکر میکردم منم ازدواج کردم و اسم شوهرم آقا رضا هست و خیلی لذت میبردم و الان دقیقا همسرم خیلی رفتارش همونی هست ما الان 15 سال هست با همیم و رفتارش اینه نامزدی هست با من و راستی اسمش هم هست علیرضا ولی همه خانواده ام بهش میگن آقا رضا و من بعد از چند سال یادم آمدم که خودم این تجسم رو انجام میدادم و خیلی حس خوبی دارم خدایاشکرت بابت این مسیر الهی دوستون دارم استاد عاشقتم
ما خالق زندگی خود هستیم.
ما خودمان خالق هراتفاقی؛خوب یا بد؛ در زندگی خودمان هستیم.
جای تامل بسیار دارد.
شنیدن تجربیات این استاد بزرگوار که چقدر زیبا هرآنچه رو خودشون خواستند در زندگیشون خلق کردند،برای من انگیزه بسیار قوی رو برای شروع و خلق یک زندگی عالی،ایجاد کرده است.
برای همه خالق های این کره خاکی آرزوی موفقیت روز افزون دارم…??
درود بر شما استاد بزرگوارم جناب عباسمنش گرامی و یکایک شما همفرکانسیهای گلم
از همان کودکی همیشه به خاطر کمپولی که پدرم داشتند( با این که ایشان پیش از بازنشستگی پست بسیار خوبی در ادارات راه و ترابری داشتند)، دلم میخواست که بسیار بسیار پولدار شوم. بیشتر وقتها خودم را در حال حمل و آوردن چمدانهای چرخدار( با این که در آن هنگام هنوز در واقعیت چمدان چرخدار ندیده بودم) پر از پول به سمت خانهی پدری میدیدم.
ولی این رویا هرگز به واقعیت نپیوست. چند بار برای بیزینس اقدام کردم ولی هر بار به دلیل نداشتن دانش مدیریت و تجربه و شرکای مناسب، شکست خوردم. البته امروز همهی این شکستهای برایم حکم تجربههای گرامی را دارند.
خدای را سپاس که اینبار در کاری وارد شدم که برکات و نعمات آن در زندگیم به شکل روزافزون در حال گسترش است. من نماینده یک شرکت بزرگ بینالمللی شدهام که کسب و کارم پیوسته در حال پیشرفت است.
دیر شد، ولی سرانجام خوب از کار درآمد.
خدایا سپاس از بابت این همه مهربانی و نعمتی که ارزانی ما میکنی. یقین دارم که در آن چند تجربه هم، من بودم که نقش اصلی شکست کارم را بازی میکردم و با بیخبری آنرا به گردن دیگری میانداختم.
خدای را شکر که با شما و سلسله درسهایتان آشنا شدم.
خدای را سپاس که توفیق عمل به دانستههایم را یافتهام.
خدایا شکرت که اینک دارم از خودم مینویسم و …
ارادتمند همه شما
به نام خدایی که هر چه دارم از اوست و من هیچ هیچ ام ️
سلام به استاد عزیییزم و مریم مهربانم
من مریم هستم و سپاسگزار خداوندم که در این مسیر هستم و هدایت های خداوند را دریافت میکنم و تمام تلاشم بر عمل به آنهاست
امروز داشتم فایل دوم از قدم دوم دوره 12 قدم رو گوش میدادم به نام تجسم
اینقدر این فایل عااالی بود و استاد قشنگ تجسم رو توصیح داده بودن من کلی انرژی گرفتم ..
من مدتی هست کاری بهم پیشنهاد شده بود خیلی بهش دل نمیدادم وقتی تمرکزم رو گذاشتم روی کار و کار رو درک کردم و به این سیستم کاری ایمان آوردم تصمیم گرفتم به دوستان و اطرافیانم هم معرفی کنم ..
چون دوره 12 قدم با اکانت همسرم خریده شده من نمیتونم به کامنت ها دسترسی داشته باشم ، تصمیم گرفتم زیر آهنگ های تجسمی کامنت بزارم و حس خوبم رو انتقال بدم …
امروز با عزیزی قرار ملاقات گذاشتم و نمیدونستم کدوم کافه بریم ، از بپرسم پرسیدم مامان بنظرت کدوم کافه بریم … سریع گفت مامان کافه هیچ سر میدان منتظری …انگار این هیچ یه نشانه بود از طرف خدااا
سریع پذیرفتم و به مهمانم هم انتقال دادم … قبل از خواب بعدازظهرم کلی تجسم کردم و خودم رو بعد از بیرون اومدن از کافه تجسم کردم که میام بیرون و میگم خدایا دیدی شد ، دیدی منم براحتی میتونم پرزنت کنم و ورودی بگیرم … آنقدر حالن خوب بود با این تجسم که اصلا نمیشه با کلامت بیانش کرد ️
ساعت 5 عصر رفتیم کافه هیچ …مهمانم که معلم پسرم بودن ، گفتن مریم وقتی نوشتی کافه هیچ ..گفتم هیچ یه نشانه بزرگه برا من و باید برم …اینقدر این مکالمه و این دیدار عااالی بود جدای از معرفی کار و ورودی شدن ایشون به این کار …صحبت هایی که درمورد خدا و قوانینش رد و بدل شد منو به مسیرم بیشتر و بیشتر مطمئن کرد
اینقدر فرکانس من بالاست که نخ خوابم میبره نه روی زمین میتونم بشینم دلم میخواد برم تو خیابون تا صبح با پای پیاده راه برم و خداروبابت این حال خوبم و درک قانونش ( احساس خوب اتفاقات خوب ، و احساس منفی اتفاقات منفی)
فقط شکر کنم
خدااایا شکرررررت ، خدااایا شکررررت
امن امروزمو خودم خلق کردم با حس خوبم با تجسمی که حال خوب بیشتری به من داد ..به خودم میگفتم دیدی میشه با حس خوب فرکاتست رو بالاببری پس بیشتر تجسم کن پس حالت رو همیشه خوب نگهدار …دقیقا حال استاد رو میفهمم که میگفتن من تجسم میکردم اشک شوق جاری میشد
استاد هزاران بار سپاسگزارم این کلام تاثیر گذارتان هستم…سپاسگزار خداوندم که شما رو درمسیر زندگی ام قرار داد تا قانونش رو از زبان شما به زیبایی و سادگی درک کنم ️
خدایا شکرت بابت این حااال قشنگم
خدایا شکررررت خدااایا شکررررت خدااایا شکررررت ️
سلام خدمت استاد گرامی و سرکار خانم شایسته
این اولین کامنتی هست که از زمان عضویتم تا الان میذارم، خیلی مقاومت ذهنی برای این کار داشتم ولی امشب تصمیم گرفتم که حتما اینکارو انجام بدم. وقتی فایل جلسه دوم از قدم دوم رو دیدم که با تجسم میتونیم خواسته هامونو محقق کنیم ناخوداگاه ذهنم رفت سمت خواسته ای که سال ها پیش ان را تجسم میکردم و توی مدت زمان کوتاهی به ان رسیدم بدون اینکه از این قوانین اگاهی داشته باشم، من دوست داشتم که مهماندار هواپیما بشم و دوره های اموزشی اون رو هم گذرونده بودم، اونموقع ما اصفهان زندگی میکردیم و خواهرم تهران،توی اصفهان هم شرکت هواپیمایی نبود ومن باید به تهران میرفتم خواهرم ازم خواست تا مدتی رو پیشش برم و دنبال کار مورد علاقم بگردم یه زمان هایی از روز توی خونه خواهرم تنها بودم و با مراجعه به سایت شرکت های هواپیمایی و دیدن عکس مهمانداران کلی ذوق میکردم و خودمو با اون لباس، توی ماشینی که شرکت میفرسته تا منو به فرودگاه ببره،راه رفتن توی سالن فرودگاه و هواپیما با کلی احساس خوب تصور میکردم. توی مدت زمان کوتاهی کم تر از 3ماه توی یکی از شرکت های هواپیمایی استخدام شدم.
از شما استادگرامی سپاسگزارم که این نیروی درونی که ازش استفاده میکردیم ولی درکی ازش نداشتیمو برای ما واضح کردین
سلام استاد عزیزم
من چند وقتیه تصمیم داشتم که تجسم کردن رو شروع کنم
استاد عزیزم
من یاد گرفتم که تجسم کردن هم تکامل میخواد
و ما باید همواره به تجسم کردن ادامه بدیم تا بتونیم
خواسته واقعیمون رو بسازیم
و توی تجسماتمون بهش برسیم
باید تمرکزی روی تجسم کردن کار کنیم
استاد عزیزم من موقع پیاده روی کردن این آهنگ هارو میزارم توی گوشم
و تجسم میکنم بسیار بسیار بهم حال خوبی میده
یا زمان هایی که تنهام سعی میکنم مثلا ده دقیقه بیست دقیقه وقت بزارم چشمامو ببندم و فقط تجسم کنم
یک موضوع رو انتخاب میکنم و درباره اون تجسم میکنم
سعی میکنم گم نشم توی موضوعات متنوع
چون این بهم حس گم گشتگی میده
سلام هانیه خانم.امیدوارم در مسیر درست و هدایت درست خداوند با قدرت بیشتر و سرعت بیشتر حرکت کنید و به موفقیت برسید.کامنت زیباتون رو خوندم و انرژی عالی دریافت کردم و خودمم خیلی مشتاقم بقول شما دوران تکامل رو طی کنم و بهتر بشم.امیدوارم روز به روز موفق تر باشید.
سلام کیان عزیزم
من با تجسم به خیلی از خواسته هام رسیدم
اما اگه یاداشت نکنم حتتتتما فراموش میکنم
چون یه مدت یاداشت نکردم بعدا همش یادم رفتم
اگه یاداشت کنید مسیر تکاملیتون رو
و به خودتون یاداوری کنید که تجسم کردید و شد
مطمئنا قدرت بیشتری دارید برای ادامه مسیر
و فراموش نمیکنید که از چه مسیری به خواسته هاتون رسید
و اون مسیرو ادامه میدید برای خواسته های بعدی
سلام هانیه جان،ممنون که به حقیر احترام گذاشتین و جواب دادین.امیدوارم اخبار موفقیت تون رو بهم بگید.هم خوشحال میشم هم ایمانم بیشتر میشه.اگه تو این مسیر از تجربیاتتون بهم بگید و منو هم کمک کنید ممنون میشم.معلومه مسیر رو به درستی طی می کنید و برای من هم آموزشی و الهام بخشه.
سلام
با کمال میل
خوشحال میشم از خواسته هایی که با تجسم بهش رسیدم براتون بنویسم
اولیش روابط عالی با اطرافیانم هست من همیشه در مورد همه فکرای خوب میکنم و سعی میکنم غیبت نکنم
و برای همین تجسمات خوبی درمورد روابطم با دیگران دارم
دومین رابطه عالی با همسرم هست که همیشه تجسم میکنم و سعی میکنم اگر ویژگی نادلخواهم داره تجسم کنم که درفردی توی رابطه هستم که اون ویژگی هارو داره
استاد درمورد تجسم درمورد رابطه عاطفی گفتن که
تجسم نکنید که فلانی فلان ویژگی رو داره بلکه تصور کنید با فردی دررابطه هستید که فلان ویژگی هارو داره
منم سعی میکنم بهش وابسته نباشم و به خداوند اجازه بدم منو روی شونه های خودش سوار کنه و از راحت ترین شکل ممکن به خواسته هام برسونه
خلاصه با تجسماتم با فردی در رابطه هستم که عاشق مسافرت در طبیعت
خوش خندس
شاده
وابسته نیست
ثروتمنده
عااشششق منه
احترام صدرصد به من میزاره
بسیار خوش استایل
همون استایلی که دوس داشتم استایل ورزشکاری
پوستش سفیده همون رنگی که دوس داشتم
و بسیار زیباست
کلا ویژگی های ظاهریش همونیه که من همیشه دوس داشتم
در مورد اعتقادش به خداوند هم دققیییییقاا عین منه و بسیار بسیار معتقده به خداوند و همواره تلاش میکنه برای اینکه باورهای توحیدیشو در همه موارد قوی تر کنه
من عاشقشقم
همیشه تحسینش میکنم
و این پروسه همیشگیه این تجسمات همیشگیه و من همیشه باید روی تجسمات مثبتم کار کنم اینجوری نیست که بهش برسم تموم بشه
راجب شغل هم بعد از کار کزدم روید وره عزت نفس هدایت شدم به شغلی که عاشقشم
و عشق میکنم از اینکه روش کار کنم
شغل قبلیمو رها کردم با اینکه چهار سال روش کار کرده بودم و داشتم پول میساختم ازش
اما رهاش کردم چون فهمیدم علاقه زیادی ندارم
این برای من قدم بزرگی بود
توی معنویت هم همیشه همیشه تجسم میکنم خداوند منو خیلی دوس داره و تمام تلاششو میکنه تا من به بهترین مکان و بهترین زمان هدایت بشم خداروشکر که برام انجام داده
و من به این هدفمم رسیدم
من تجسماتم بیشتر حولو هوش معنویت
شغلم
و روابط هست
مخصوصا پول چون واقعا عاشقشم
و یسری چیزا که واقعا برام مهمن این تجسمات به صورت خودبه خودی اتفاق میوفته و من تلاش زیادی نمیکنم برای همین بهشون میرسم
استاد توی فایل هدفی متفاوت برای سال جدید میگن که حتما به اهدافی فکر کنید که برای خودتون میخواید توصیه میکنم حتما اون فایل رو مطالعه کنید
ولی خب در طی مسیر تجسمات یه سری تضاد هایی هستن در زندگی که باعث میشن حواس ما پرت بشه
بهتره که اون تضادهارو زیاد بهشون فکر نکنیم و بهشون برچسب مثبت بزنیم رها کنیم و ازخ داوند کمک بخوایم تا خودشون حل بشن
اشکال نداره اگر ترسیدیم فقط کافیه با خداوند حرف بزنیم اون مارو در آغوش میگیره
شکر خدا
با سلام خدمت دوست عشق و جان.من ازت ممنونم واقعا وقت گذاشتی و جواب دادی .سپاس فروان .این برای منم الهام بخش هستش.کسب کار جدید و موفقیت هاتون منو هم خوشحال و امیدوار کرده.حالا اتفاقا با اینکه کارمندم خاستم کسب و کاری رو شروع کنم و یه مغازه هم دارم جای خوب شهر هستش.میشه لطف کنید راهنمایی کنید؟
سلام خدمت همه ی دوستانی که دارن این متن رو میخونن من چند روز پیش کارت بانکیمو گم کرده بودم ولی اصلا نگران نشدم چون میدونستم پیدا میشه بعد رفتم به اون مغازه ای که اخرین بار کارت کشیده بودم پرسیدم گفتم کارت من اینجا نیفتاده فروشنده یکم گشت و گفت نیست بعد بیخیال شدم رفتم خونه دو روز بعد چون به کارت احتیاج داشتم رفتم بیرون و مدارکمو بردم که از بانک یه کارت دیگه بگیرم و تو بانک که رسیدم حالم خوب نبود کارت نگرفتم و برگشتم خونه امروز که رفتم خرید کنم از همون مغازه دیدم فروشنده ناخوداگاه به اسم من توجه کرد و گفت اقای یاری شما کارت گم کردین گفتم بله گفت کارت شما پیدا شده و من شکرگذاری کردم و تشکر کردم 🤲🙏
من از این اتفاقات زیاد برام میفته و ایمانم قوی شده یادمه من روستا که بودم چند بار این اتفاق برام افتاد شب تاریک بود ویه احساسی از درون میگفت برگرد یا منو ناخوداگاه میچرخوند میدیدم پشت سرم عقربه🦂
یه قدرت بزرگی در درون ما هست 😊
سلام به استاد عباسمنشِ عزیز و مریم جان.این اولین کامنتی هست که من دارم میذارم شاید دلیلش کلاً کم حرف بودنم باشه.حرف از تجسمات شد ، منو برد به دورانِ کودکیم که هنوز هیچی از دنیا نمیدونستم و همیشه به مامانم میگفتم من میخوام بزرگ که شدم یه دختر داشته باشم و باهاش تنهایی زندگی کنم… هیچوقت فکر نمیکردم این آرزویی که چندین سال توی ذهنم مرور میکردم یه روزی به حقیقت بپیونده.ولی اتفاق افتاد برای من و الان احساس میکنم خوشبخترین آدمِ روی زمینم و با دخترِ 8 سالهم داریم عشقِ دنیا رو میکنیم.و این دوره انگیزهای شد برای دوباره تجسم کردن و ساختنِ زندگیم با افکارِ خودم.یه دریمبرد آماده کردم و زدم به دیوار اتاقم و هر شب قبل از خواب احساس میکنم تک تکِ اونها رو دارم.خدا رو شکر میکنم که منو هدایت کرد به سمتِ نعمت و ثروت و فراوانیِ بی نهایتش
شاد و پر از آرامش باشید