اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام بر استاد عزیز وخانواده محترم و همقدمیهای عزیز
خدا را شکر دیشب تونستم قسمت دوم فایل را دانلود کنم ووقتی صبح پا شده بعداز تمرین ستاره قطبی شروع کردم به گوش دادن فایل ٫همین که استاد عزیز در مورد تجسم صبحت می کردند حین گوش دادن چشمهام را بسته و به کارهای که امروز دوست داشتم انجام بدم تمرکز و تجسم کردم مثلا امروز تصمیم داشتم بروم استخر ٫ تجسم کردم که استخر آرام و آبش زلال باشد و خدارا شکر امروز با همان تجسم که قبلا برام مفهومی نداشت رفتم حسابی برای خودم لذت بردم و همین که شنا میکردم همش به خودم میگفتم تو به دنیا آمدی که لذت ببری و شکر گزار خداوند باشی ٫خلاصه واقعا خدارا شکر خیلی برایم خوش گذشت و انگار کودک درونم زده بود بیرون و من مثل یک بچه چندساله همش توی آب دور خودم می چرخیدم و لذت می بردم ٫ همچنین تا آخر فایل من همش تجسم میکردم و خودم را در اون خانه رویایی که دوست دارم می دیدم ماشین رویایی ونتایج هدفهایی را که هدفگذاری کردم در آنجا می دیدم وهمش شکر گزار خداوند هستم بخا طر این همه موهبت ،نعمت ،فرصت و موقعیتهای که برای ام پیش می آید وهروزو هرروز داره بیشتر وبیشتر می شود ٫من هرروز توی تمرین ستاره قطبی صبح زود که برای رفتن به کارم پا میشم آنها را انجام میدهم ولی خدارا شکر بااین فایل تجسم انگار که رنگ ولعاب تمرین ستاره قطبی هم بیشتر می شود و در بعضی مواقع فضاهایی راکه دوست دارم چه درمحل کارم وچه درزندگی ام با تجسم وباورهای مناسب می توانم بیشتر تغییربدم ٫وهرروز توکلم را به خدامی کنم و از خداوند بخشنده میخواهم تمام مسیرهای هدایتش را برای ما هموار سازد ٫انشااله بااین فایل نتایجهایی را که میگیرم را درجریان می زارم ٫خداراهزاران مرتبه شکر من خیلی چیزهارا دارم یاد میگیرم وبیشترین نکته جالب استاد برام این است که همه چیز را بالذت بالذت بالذت انجام بدهم وباین کار هم شاد هم سالم هم احساسسم خوب می شود مثل امروز ٫ البته ناگفته نماند من امروز با لذت دریم بردم را آماده کردم ٫خدایا بی نهایت سپاسگزارم ٫
از استاد عزیز وراهنمای تمام همقدیمها بی نهایت سپاسگزارم ٫
خیلی خوشحالم که توفیق این داشتم که دوره قدم2 رو با شما بگذرونم و وقتی مفهوم تجسم رو آموزش دادین من خیلی خوشحال شدم که خانمی رویا پرداز هستم قبلا فک میکردم با رویا پردازی فقط وقت تلف میکنم ولی از این جلسه هر چیز خوبی که دوست دارم در زندگیم اتفاق بیفته رو تصور میکردم گاهی حتی با آهنگ و احساس خوب در کنار اینکه چیزهای خوبی که میخوام تصور میکنم و میرقصم و احساس میکنم تو جهان دیگه ای هستم و از جدا شدم خیلی حس شیرینی . یادمه زمانی که همه دوستانم داشتن ازدواج میکردن من بخاطر فقر مالی خانوادم و نداشتن جهیزیه ، سعی میکردم خوب درس بخونم و شغلی داشته باشم وقتی از کنار مزون های لباس عروس رد میشدم خودم تو زیباترین لباس عروس به زیباترین شکل تصور میکردم و تو ذهنم یه جشن عروسی زیبا میگرفتم و با خودم میگفتم دلم میخواد در زمان درست با آدم خوب ازدواج کنم و نا امید نبودم زمان گذشت من تونستم شغلی داشته باشم و در زمان درست ازدواج کردم بهترین جشن عروسی داشتم و با مرد خوبی ازدواج کردم حتی من برای خرید وسایل خونه و جهیزیه م رویا پردازی میکردم و برام تو زندگیم اتفاق افتاد من قبلا با قوانین آشنا نبودم ولی الان که فکر میکنم چیز های که قبلا تو ذهنم بود برام اتفاق افتاده الان بهترین خانه ، در بهترین نقطه شهر با لوکس ترین وسایل در سرسبزترین نقطه رو که نقد خریدیم تصور میکنم ، بچه ای که دوست دارم داشته باشم تصور میکنم حتی سیسمونی مورد دلخواه رو ، صبح ها که سرکار میرم با موسیقی بهترین ها رو برای خودم تجسم میکنم در کنارش از کنترل ذهن ، تبدیل افکار منفی به مثبت رو تمرین میکنم همیشه نیمه پر لیوان رو میبینم و کمتر ناراحت و عصبانی میشم . البته در کنترل افکارم جای تمرین خیلی زیاد داره . برای همه شما عزیزان بهترین ها رو از خدا میخوام
درود استاد…. خداروهزاران بار شکر که من را در مداری قرار داد که شما حضور داشتید… حضور شما و الهامات خداوندی، حضور شما و حس خوب… توکل بخدا و آموزه های شما…. چقدر سلیقه موسیقی من و شما شبیه به همدیگه است…
با این فرمونی که دارم پیش میرم .. قطعا حضوری شما رو خواهم دید…
آرزوی سلامتی و حس خوب…. بی نیازی مطلق برای شما دارم…
بعد از گمشدن کیفم آمدم کامنتهای بچه ها رو دیدم و کامنت خانم زیباااا قوت قلبی بهم داد و شروع کردمتجسم که کیفم پیدا شده و کیفم رو میبوسم و همش میگفتمجاش امنه،منمیدونم و امشب یه خانم منصف کیفم رو آورد و بهم داد،خدایا شکرت طبق تجسمم بغلش کردم بوسیدمش …
خدای من گم شدن کیفم کلی درس داشت برام اول تمرین کنترل ذهن،بعد تغییر زاویه دید،تجسم آنچه که میخوای،خوب نگه داشتن احساست و اینکه همه چیز به باورهای من بر میگرده فقط و امروز از خداوند خواستم نشانه ای بده برای تقویت ایمانم و امروز کلی اتفاق افتاد و ایمانم تقویت شد خدایا بی نهایت شکرت…
من قبلا هرموقع که تو تنهایی خودم تصور میکردم که دارم سخنرانی میکنم در مکانی که فقط خانمها هستن خیلی قدرتمند سخنرانی میکنم افراد من را دوست دارند بعد از چند ماه این اتفاق افتاد که برای خونه دایی برای دختراش و خواهر وزنداداش خودم توی خونه شروع کردم به کمک دختر داییم سخنرانی کردم بعد دوباره توی فکرم همش میگفتم حالا صبر کن تو دعوت میشی که بری توی فضای بزرگتر مثلا توی ذهنم یه حسینیه را تصور میکردم که دارم به این بزرگی مکان دارم سخنرانی میکنم برای خانم ها و باورتون نمیشه از طریق همون دختر داییم دوباره هدایت شدم به مکانی که جمعی از خانمها بودند ومن دعوت شدم برای سخنرانی کردن براشون به خودم اومدم که ببین تو فقط فکر کردی درموردش وچطور اتفاق افتاد وهمیشه از خدا سپاسگزاری میکردم که العان متوجه شدم بخاطری بود که من توی ذهنم تصور میکردم خدایا شکر
یکی دیگه مدام با خودم در مورد اینکه یه دفتر روانشناسی دارم برای خودم و اونجا لذت میبرم میزدارم صندلی رنگ قهوه ای دارم و باورتون نمیشه العان 7 ماهه که دفترم را دارم وصندلی ام هم به رنگ قهوه ای هست خداروصد هزاران بار شکر
یکی دیگه این بود که دانشجو که بودم یکی از درسهام را استادم باید بهم نمره میداد من چند روز قبل مدام به خودم میگفتم مینوشتم که میرم پیش دکتر فلانی و ایشون ازم امتحان میگیره ومن همه ی جواب هارو به صورت صحیح میدم و استاد نمره 20بهم میدهد اما ذهنم قبول نمیکرد نمره20را همش میگفت نه 17 میاری منم بهش توجه نمیکردم بعد روزی که از استادم وقت گرفتم و رفتم پیشش و باورتون نمیشه فقط چیزی که استاد گفت بهم اسمت چیه منم گفتم بعد گفت شما نمرتون وارد شد برید به سلامت منم از تعجب گفتم برم استاد امتحان نمیگیرید اونم گفت نمرتون را وارد کردم بفرمایید منم پرسیدم چند گفت17 وارد کردم اصلا نمیدونستم چی بگم خداروصد هزاران بار شکر بابت اینکه العان یادم اومد که این نتیجه ها رو گرفتم خدایا شکرت
من تازه تجسم خواسته هامو شروع کردم و دارم تمرین میکنم
اما از تمرین ستاره قطبی 3 مورد خیلی مهم رو بدست آوردم که واقعا بعدش برمیگشتم به خودم میگفتم واقعا شد خدایا شکرت اتفاق افتاد و هر سری با یادآوریش دریچه های قلبم باز میشه و عمیقا خوشحال میشم از یادآوریشون
یکیش راجب دندونم بود که قبلا تعریف کردم واستون یکی دیگه اش جذب پول بود و یکی دیگه اشم تماس از طرف یک انسان باارزش تو زندگیم و شنیدن خبرای خوب طی اون تماس بود…
من اون شب بال درآوردم از خوشحالی تو مسیر برگشت به خونه اونقده که ذوق داشتم
خدا رو سپاسگزارم به خاطر این تجربه های خوب، به خاطر قرار گرفتن در این مسیر فوق العاده و سرشار از آگاهی😊💕
اى کسانى که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آن گاه که (دشمنان شما در قالب) لشکریانى به سراغتان آمدند، ولى ما (براى دفاع از شما) تند بادى (سخت) و لشکریانى که آنها را نمى دیدید بر آنان فرستادیم، (و بدین وسیله دشمنان را قلع و قمع کردیم)، و خداوند به آنچه انجام مى دهید بیناست.
ای خدای مهربان،
سپاس بیپایان تو را که مرا در میان بیکران هستی، لایق زندگی آفریدی.
از تو ممنونم برای آسمانی که هر روز به من امید میدهد،
برای زمین پرنعمتت که با هر دانه و گل، عشق تو را نجوا میکند.
سپاسگزارم برای چشمی که زیبایی را میبیند،
قلبی که عشق را احساس میکند،
و ذهنی که میتواند خیالپردازی کند و دنیایی نو بیافریند.
شکر تو را برای قدرت تجسم و تخیل که مرا به رؤیاهایم نزدیکتر میکند،
برای نفسهایی که از عشق تو رنگ میگیرد،
و برای هر لحظهای که اجازه میدهی در این جهان
باشم،
بیاموزم، بیافرینم و شکرگزار باشم.
خدایا، جهان سراسر نشانههای توست،
و من سراسر نیاز و سپاس…
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا شکرت بخاطر این نشانه پربرکت
نشانه امروز ،برام خیلی جالب بود یجور سوپرایز بود برام از طرف خداوند
من زیاد از قدرت تجسم استفاده میکنم وخداروشکر اینقدر روی موضوع کار کردم که میتونم آنچه که دوست دارم تجربه کنم رو تجسم کنم وطبق آگاهی های جلسه 6 دوره عزت نفس از قدرتی که خداوند از فضلش در اختیارم قرار داده زیاد استفاده میکنم
امروز صبح که بدخواب شده بودم ،گفتم الان که نمیتونم فایل گوش بدم بزار حداقل تا زمانی که خوابم ببره شرایطی که دوست دارم رو تجسم کنم وشروع کردم با احساس خوب به تجسم کردنِ اون لحظه ها با دقت کامل
ووقتی این فایل نشانه امروزم آمد ،گفتم درسته ،مسیر همینه من فقط باید ادامه بدم وایمان داشته باشم که به تمام اون خواسته ها میرسم ،مثل خواسته هایی که قبلاً داشتم والان دارم اون خواسته ها رو زندگی میکنم
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم ….
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
چقدر تحسین تون کردم و میکنم برای ردپاهای قشنگ تون، برای ادامه دادن هاتون و برای تمام بودن هاتون.
دوست عزیزم خیلی خوشحالم چند روز پیش به این صفحه هدایت شدم و کامنت شما و اون سپاسگزاری های قشنگ تون رو خوندم اینکه نوشتین:
سپاسگزارم برای چشمی که زیبایی را میبیند،
قلبی که عشق را احساس میکند،
و ذهنی که میتواند خیالپردازی کند و دنیایی نو بیافریند.
شکر تو را برای قدرت تجسم و تخیل که مرا به رؤیاهایم نزدیکتر میکند،
برای نفسهایی که از عشق تو رنگ میگیرد،
و برای هر لحظهای که اجازه میدهی در این جهان باشم،
بیاموزم، بیافرینم و شکرگزار باشم.
خدایا، جهان سراسر نشانههای توست،
و من سراسر نیاز و سپاس…
دلم خواست نه فقط با پنج ستاره دادن که با نوشتن و مرور ازتون سپاسگزاری کنم دوست عزیز و ارزشمندم. فهیمه جان واقعا به وجودت و دیدن ردپاهات افتخار میکنم و اینکه در مسیر درک قانون و عمل به اون اینقدر متعهدانه استمرار دارین واقعا تحسین برانگیزه عزیزم…. پس همین فرمون قشنگت رو باز هم ادامه بده پرقدرت با عشق مضاعف. 🩵
فهیمه جانم چند روز آیه های ابتدایی سوره شمس تو ذهنم تکرارمیشه ،گوارای وجودت
عاشقتم فهیمه عزیزم ،امروز غروب که جلسه اول از قدم اول رو گوش میدادم با خودم صحبت میکردم چطور میتونم ناظر با افکارم باشم گفتگوهای درونی ام رفت به سمت تجسم ،گفتم باید یاد بگیرم طوری خواسته هام رو تجسم کنم ،که تمرکز روی کمبودیا نداشتن آن خواسته نباشه وشروع کردم با احساس فوقالعاده اون خواسته رو با درک تمام جزئیات تجسم کردم ،واین پاسخ شما روی دیدگاه من اونم روی این فایل نشانه ای بود بر درستی مسیرم
میبینی رفیق بهشتی خداوند چقدر زیبا با ما حرف میزنه
از صمیم قلبم ازت سپاسگزارم وبا تمام وجودم تحسینت میکنم که علائق ات رو دنبال میکنی
عاشقتم وروی چون ماهت رو میبوسم
امیدوارم هرلحظه از زندگی ات پر باشد از معجزات الهی
اولیـش تماس ناشناسی که با من گرفته شد و خبر خوب برنده شدن در یک مسابقه قرآنی رو بهم دادند و گفتن اطلاعات دانشجویی و شماره کارت بفرست بعد تایید و …براتون جایزه رو تقدیم کنیم.
دومـیش رایگان استوری کردن و موجی از محبت و عشق توی ” استوری تلگرام” و پیام دوستانی که شاید بیشتر از هشت سال ازشون خبری نداشتم.
سومـیش این باران بی وقفه و بوی بهار و امید و تازه شدنی که از صبح تا همین چندساعت پیش ادامه داشت.
و بعد ارسال شدن کامنتم روی آخرین فایلی که روی بنر سایت هست (پروژه درک عمیق تر از قوانین خداوند_ گام 7 اتصال به الهامات الهی) و جالبه منم همین سوره رو چندبار خوندم و توی کامنتم دلم خواست بنویسم. و همین که با ایده های کوچیک و عمل به اونا همیشه در جهت دریافت پیام های خداوند قرار بگیرم و الهاماتم رو بهتر درک کنم و جدی تر بگیرم. اینکه من خیلی شهودم فعال نیست چون همیشه از عقل و مغز ناقصم استفاده کردم و اصلا این خورشید درون رو بهش خیلی بها ندادم و یکجورایی دنبال راهکارهایی برای تواناتر کردن خودم از استفاده از قدرت شهود و حالا ببین شما برام چی نوشتی از تــجـسم و داری چه کولاکی میکنی دوباره با شروع دوره 12 قدم.
و قضیه این پازل توی ذهن با پیام شما اینه از وقتی من بیشتر سعی کردم ناظر بر افکارم باشم بیشتر تونستم صرفا با فکر و منطق مسئله و کار و تصمیمی بگیرم. یعنی وقتی ما یاد میگیریم قبل هر کاری ببینیم این عمل از چه فکری میاد و به عنوان ناظر فکرهامون رو رصد کنیم و ببینیم این عمل این تصمیم این از کجا روی رفتار من اومده بعد میبینیم اغلب اوقات این ذهن ما از زاویه دید کوچیک و ناقص خودش میخواد مسائل رو ببینه و پروژکتورش محدودیت داره و ما رو هم محدود میکنه و خواسته هامون رو هم با دید محدود میبینیم اما اگر بریــم بالاتر و دور بشیم و اجازه بدیم خورشید درون مون بتابه تجسم هامون رنگ و بوی الهی میگیره، رنگ و رخ فراوانی میگیره…اصلا یک چیزی فهمیدم توی ذهنم که نمیتونم درست توضیحش بدم.
یک ارتباطی هست بین اینکه ما چقدر ناظر بودن رو تمرین کردیم و حالا میتونیم فرمان رو از مغز و پروژکتور برداریم ببریم بدیم به قلب و خورشید درون. حالا من این موضوع ناظر بودن رو خوب تمرین کردم اما توی تجسم فهمیدم چرا ضعیفم چون انگار برای تمرین تجسم باید با زاویه ذهن و منطق و دو دوتا چهار مغز تجسم نکرد. توی تجسم من ایرادم همینه انگار اگر بتونم با قلبم، از زاویه جایگاه خدا توی ذهنم تجسم کنم شاید خیلی این پازل تکمیل بشه و حسابی با هم مَچ بشه…
واووو خیلی باحاله یک چیزی فهیدم ولی نمیدونم دقیقا چیه اما باید برم منم تو کار تجــسم و تمرین این موضوع رو هم بزارم توی برنامه ام…سپاسگزارم که برام نوشتی با عشق و صداقت.
راستی منم میخوام “پروژه مهاجرت به مدار بالاتر” رو پیش ببرم دوباره و دوباره…خدا کمکم کنه استمرار داشته باشم.
واقعا سپاسگزارم که تحسینم کردی برای ادامه تحصیلم و قدم گذاشتن توی مسیر علاقمندی هام اونم به شکل های چالش برانگیز و ماجراجویانه
چقدر قشنگ گفتی عزیزم دوست ارزشمندم:
باید یاد بگیرم طوری خواسته هام رو تجسم کنم ،که تمرکز روی کمبودیا نداشتن آن خواسته نباشه وشـــروع کردم…
واقعا رفیق بهشتی چقدر خدا قشنگ همه ما رو بلده هدایت کنه و به ما الهام میکنه، هر کدوم به مدل خودمون باهام حرف میزنه. من حس میکنم الان تنظیمِ تنظیم روی موج آرامــشــم و منتظر پاداش و شنیدن پیام های خدا:
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
پس پلیدى ها و پاکى هایش را به او الهام کرد.
پس پلیدىها و پاکىهایش را به او الهام کرد.
خیلی گوارای وجودم شد این رزق و پیام های خداوند، ازت خیلی خیلی سپاسگزارم برای این همه برای وجودت و تمام بودن هات…واقعا دلم میخواد احساسم رو که توی موج آرامش با لبخند ملیح و چشمی که برق میزنه رو توصیف کنم نمیتونم، فقط میتونم بگم منم عاشقتم و روی ماهت رو می بوسم…
برات دیدن تجسم های قشنگت رو توی دنیای فیزیکی آرزو میکنم و از خدا میخوام تو رو آسان کنه برای آسانی ها…سوت زنان توی جاده جنگلی به سمت نعمت ها پیش بریم و همینجوری با این نقطه آبی حاوی پیام ها و خبرهای خوب همو مسرورتر و شادمان تر کنیم.
سلام به استاد عباسمنش عزیز که اشنایی باهاشون شاید بزرگ ترین لطف خدا در زندگیم باشه… دوست داشتم درباره یکی از تصویرسازیهای جالبی ک تقریبا دوسال پیش انجام میدادم و الان واقعی شده صحبت کنم… البته اون زمان هنوز با این مباحث اشنایی نداشتم …. باید عرض کنم که من حدود ۹ سال از سن ۱۵سالگی توی بازار ساخت و قلم زنی ظروف نقره فعالیت کردم و شاگرد بودم ….تقریبا دوسال پیش زمانی ک با اتوبوس واحد به سمت محل کارم میرفتم همیشه تجسم میکردم که من فروش نقره خام انجام میدم و دائم مشغول قیمت دادن نرخ روز نقره به فروشگاه دارا و انجام معامله هستم حتی گاهی یه بازی کودکانه هم این وسط انجام میدادم و با تلفن همراه ب صورت فرضی ب مشتری هام قیمت میدادم … این موضوع گذشت و اصلا فراموش کرده بودم … ولی الان بصورت جزئی فروش نقره خام رو انجام میدم و چند ماهی هست ک اینکار خعلی عجیب کنار کارایی ک انجام میدم تا کسب روزی کنم قرار گرفته … تمرینی ک استاد دادن باعث شد به یاد بیارم ک من قبلا این جریان رو تصویر سازی کرده بودم و با این ک فراموش شده بود خعلی اسرار امیز الان جز فعالیت های کاریم هستش و قصد دارم ب زودی بزرگ ترین خام فروش نقره ایران باشم ….
بنام خدا
سلام بر استاد عزیز وخانواده محترم و همقدمیهای عزیز
خدا را شکر دیشب تونستم قسمت دوم فایل را دانلود کنم ووقتی صبح پا شده بعداز تمرین ستاره قطبی شروع کردم به گوش دادن فایل ٫همین که استاد عزیز در مورد تجسم صبحت می کردند حین گوش دادن چشمهام را بسته و به کارهای که امروز دوست داشتم انجام بدم تمرکز و تجسم کردم مثلا امروز تصمیم داشتم بروم استخر ٫ تجسم کردم که استخر آرام و آبش زلال باشد و خدارا شکر امروز با همان تجسم که قبلا برام مفهومی نداشت رفتم حسابی برای خودم لذت بردم و همین که شنا میکردم همش به خودم میگفتم تو به دنیا آمدی که لذت ببری و شکر گزار خداوند باشی ٫خلاصه واقعا خدارا شکر خیلی برایم خوش گذشت و انگار کودک درونم زده بود بیرون و من مثل یک بچه چندساله همش توی آب دور خودم می چرخیدم و لذت می بردم ٫ همچنین تا آخر فایل من همش تجسم میکردم و خودم را در اون خانه رویایی که دوست دارم می دیدم ماشین رویایی ونتایج هدفهایی را که هدفگذاری کردم در آنجا می دیدم وهمش شکر گزار خداوند هستم بخا طر این همه موهبت ،نعمت ،فرصت و موقعیتهای که برای ام پیش می آید وهروزو هرروز داره بیشتر وبیشتر می شود ٫من هرروز توی تمرین ستاره قطبی صبح زود که برای رفتن به کارم پا میشم آنها را انجام میدهم ولی خدارا شکر بااین فایل تجسم انگار که رنگ ولعاب تمرین ستاره قطبی هم بیشتر می شود و در بعضی مواقع فضاهایی راکه دوست دارم چه درمحل کارم وچه درزندگی ام با تجسم وباورهای مناسب می توانم بیشتر تغییربدم ٫وهرروز توکلم را به خدامی کنم و از خداوند بخشنده میخواهم تمام مسیرهای هدایتش را برای ما هموار سازد ٫انشااله بااین فایل نتایجهایی را که میگیرم را درجریان می زارم ٫خداراهزاران مرتبه شکر من خیلی چیزهارا دارم یاد میگیرم وبیشترین نکته جالب استاد برام این است که همه چیز را بالذت بالذت بالذت انجام بدهم وباین کار هم شاد هم سالم هم احساسسم خوب می شود مثل امروز ٫ البته ناگفته نماند من امروز با لذت دریم بردم را آماده کردم ٫خدایا بی نهایت سپاسگزارم ٫
از استاد عزیز وراهنمای تمام همقدیمها بی نهایت سپاسگزارم ٫
سلام به آقای محمدی دوست عزیزم
ممنونم برای وقتی که گذاشتی و
پیامی برام نوشتی
من در این چند سالی که دوستی باهات داشتم
همیشه فرکانس مثبت داشتی
وبهم میدادی
سپاس خداوند راجهت یادآوری قوانین فرکانسی که بهم دادی
خدایا شکرت از هر لحاظ بهترین هارو اطرافم دارم
سلام استاد عزیزم
خیلی خوشحالم که توفیق این داشتم که دوره قدم2 رو با شما بگذرونم و وقتی مفهوم تجسم رو آموزش دادین من خیلی خوشحال شدم که خانمی رویا پرداز هستم قبلا فک میکردم با رویا پردازی فقط وقت تلف میکنم ولی از این جلسه هر چیز خوبی که دوست دارم در زندگیم اتفاق بیفته رو تصور میکردم گاهی حتی با آهنگ و احساس خوب در کنار اینکه چیزهای خوبی که میخوام تصور میکنم و میرقصم و احساس میکنم تو جهان دیگه ای هستم و از جدا شدم خیلی حس شیرینی . یادمه زمانی که همه دوستانم داشتن ازدواج میکردن من بخاطر فقر مالی خانوادم و نداشتن جهیزیه ، سعی میکردم خوب درس بخونم و شغلی داشته باشم وقتی از کنار مزون های لباس عروس رد میشدم خودم تو زیباترین لباس عروس به زیباترین شکل تصور میکردم و تو ذهنم یه جشن عروسی زیبا میگرفتم و با خودم میگفتم دلم میخواد در زمان درست با آدم خوب ازدواج کنم و نا امید نبودم زمان گذشت من تونستم شغلی داشته باشم و در زمان درست ازدواج کردم بهترین جشن عروسی داشتم و با مرد خوبی ازدواج کردم حتی من برای خرید وسایل خونه و جهیزیه م رویا پردازی میکردم و برام تو زندگیم اتفاق افتاد من قبلا با قوانین آشنا نبودم ولی الان که فکر میکنم چیز های که قبلا تو ذهنم بود برام اتفاق افتاده الان بهترین خانه ، در بهترین نقطه شهر با لوکس ترین وسایل در سرسبزترین نقطه رو که نقد خریدیم تصور میکنم ، بچه ای که دوست دارم داشته باشم تصور میکنم حتی سیسمونی مورد دلخواه رو ، صبح ها که سرکار میرم با موسیقی بهترین ها رو برای خودم تجسم میکنم در کنارش از کنترل ذهن ، تبدیل افکار منفی به مثبت رو تمرین میکنم همیشه نیمه پر لیوان رو میبینم و کمتر ناراحت و عصبانی میشم . البته در کنترل افکارم جای تمرین خیلی زیاد داره . برای همه شما عزیزان بهترین ها رو از خدا میخوام
درود استاد…. خداروهزاران بار شکر که من را در مداری قرار داد که شما حضور داشتید… حضور شما و الهامات خداوندی، حضور شما و حس خوب… توکل بخدا و آموزه های شما…. چقدر سلیقه موسیقی من و شما شبیه به همدیگه است…
با این فرمونی که دارم پیش میرم .. قطعا حضوری شما رو خواهم دید…
آرزوی سلامتی و حس خوب…. بی نیازی مطلق برای شما دارم…
به نام خدای مهربانم سلام به دوست و برادر توحیدیم
مرحبا مرحبا که ابتفدر با ذوق و شوق و ایمان محکم و تعهد و اراده محکم داری روی خودت کار میکنی تا حضوری استاد عزیزرو ببینی
ماشالله تحسین میکنم شما رو
خداوند بهت توان و قدرت بدهد تا بتونی از پسه ذهن و نجواهاش بر بیای و در مسیر درست قدم برداری و به خواسته و هدفت برسی
خیلی خوشحال شدم وقتی کامنتتو خوندم
موفق و سربلند و ثروتمند باشی
در پناه خداوند مهربانم باشین
سلام.
برای من خیلی جالبه که تو سایت حتی دسترسی به موسیقیِ بی کلام هم داریم.
ممنونم و الهی شکر.
موقعِ نوشتن تو دفترم، این موسیقی رو گذاشتم و با تمرکز و حس قشنگی ادامه دادم.
امروز یه تضاد پیش اومد.
بلافاصله گفتم خیره.
و خیر هم شد.
خیلی خوشم اومد از واکنش خودم، آرامشم.
خدایا شکرت برای دونه به دونه ی تمرین هایی که انجام میدم برای بهبود شخصیتم، بهبود کیفیت زندگیم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام
خوب حالا وقتشه که کامنت پیدا شدن کیفم رو بذارم
خدایا شکرت سپاسگزارم
بعد از گمشدن کیفم آمدم کامنتهای بچه ها رو دیدم و کامنت خانم زیباااا قوت قلبی بهم داد و شروع کردمتجسم که کیفم پیدا شده و کیفم رو میبوسم و همش میگفتمجاش امنه،منمیدونم و امشب یه خانم منصف کیفم رو آورد و بهم داد،خدایا شکرت طبق تجسمم بغلش کردم بوسیدمش …
خدای من گم شدن کیفم کلی درس داشت برام اول تمرین کنترل ذهن،بعد تغییر زاویه دید،تجسم آنچه که میخوای،خوب نگه داشتن احساست و اینکه همه چیز به باورهای من بر میگرده فقط و امروز از خداوند خواستم نشانه ای بده برای تقویت ایمانم و امروز کلی اتفاق افتاد و ایمانم تقویت شد خدایا بی نهایت شکرت…
سلام به دوستان عزیزم و استاد گلم
من قبلا هرموقع که تو تنهایی خودم تصور میکردم که دارم سخنرانی میکنم در مکانی که فقط خانمها هستن خیلی قدرتمند سخنرانی میکنم افراد من را دوست دارند بعد از چند ماه این اتفاق افتاد که برای خونه دایی برای دختراش و خواهر وزنداداش خودم توی خونه شروع کردم به کمک دختر داییم سخنرانی کردم بعد دوباره توی فکرم همش میگفتم حالا صبر کن تو دعوت میشی که بری توی فضای بزرگتر مثلا توی ذهنم یه حسینیه را تصور میکردم که دارم به این بزرگی مکان دارم سخنرانی میکنم برای خانم ها و باورتون نمیشه از طریق همون دختر داییم دوباره هدایت شدم به مکانی که جمعی از خانمها بودند ومن دعوت شدم برای سخنرانی کردن براشون به خودم اومدم که ببین تو فقط فکر کردی درموردش وچطور اتفاق افتاد وهمیشه از خدا سپاسگزاری میکردم که العان متوجه شدم بخاطری بود که من توی ذهنم تصور میکردم خدایا شکر
یکی دیگه مدام با خودم در مورد اینکه یه دفتر روانشناسی دارم برای خودم و اونجا لذت میبرم میزدارم صندلی رنگ قهوه ای دارم و باورتون نمیشه العان 7 ماهه که دفترم را دارم وصندلی ام هم به رنگ قهوه ای هست خداروصد هزاران بار شکر
یکی دیگه این بود که دانشجو که بودم یکی از درسهام را استادم باید بهم نمره میداد من چند روز قبل مدام به خودم میگفتم مینوشتم که میرم پیش دکتر فلانی و ایشون ازم امتحان میگیره ومن همه ی جواب هارو به صورت صحیح میدم و استاد نمره 20بهم میدهد اما ذهنم قبول نمیکرد نمره20را همش میگفت نه 17 میاری منم بهش توجه نمیکردم بعد روزی که از استادم وقت گرفتم و رفتم پیشش و باورتون نمیشه فقط چیزی که استاد گفت بهم اسمت چیه منم گفتم بعد گفت شما نمرتون وارد شد برید به سلامت منم از تعجب گفتم برم استاد امتحان نمیگیرید اونم گفت نمرتون را وارد کردم بفرمایید منم پرسیدم چند گفت17 وارد کردم اصلا نمیدونستم چی بگم خداروصد هزاران بار شکر بابت اینکه العان یادم اومد که این نتیجه ها رو گرفتم خدایا شکرت
در پناه الله یکتا ثروتمند باشید دوستان گلم
سلام میکنم خدمت استاد خوبم و عزیزان حاضر در سایت
من تازه تجسم خواسته هامو شروع کردم و دارم تمرین میکنم
اما از تمرین ستاره قطبی 3 مورد خیلی مهم رو بدست آوردم که واقعا بعدش برمیگشتم به خودم میگفتم واقعا شد خدایا شکرت اتفاق افتاد و هر سری با یادآوریش دریچه های قلبم باز میشه و عمیقا خوشحال میشم از یادآوریشون
یکیش راجب دندونم بود که قبلا تعریف کردم واستون یکی دیگه اش جذب پول بود و یکی دیگه اشم تماس از طرف یک انسان باارزش تو زندگیم و شنیدن خبرای خوب طی اون تماس بود…
من اون شب بال درآوردم از خوشحالی تو مسیر برگشت به خونه اونقده که ذوق داشتم
خدا رو سپاسگزارم به خاطر این تجربه های خوب، به خاطر قرار گرفتن در این مسیر فوق العاده و سرشار از آگاهی😊💕
بنام خالق بی همتا، بنام او که هرچه دارم از اوست
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْکُرُوا نِعْمَهَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ جَاءتْکُمْ جُنُودٌ فَأَرْسَلْنَا عَلَیْهِمْ رِیحاً وَجُنُوداً لَّمْ تَرَوْهَا وَکَانَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیراً
اى کسانى که ایمان آورده اید! نعمت خدا را بر خود به یاد آورید، آن گاه که (دشمنان شما در قالب) لشکریانى به سراغتان آمدند، ولى ما (براى دفاع از شما) تند بادى (سخت) و لشکریانى که آنها را نمى دیدید بر آنان فرستادیم، (و بدین وسیله دشمنان را قلع و قمع کردیم)، و خداوند به آنچه انجام مى دهید بیناست.
ای خدای مهربان،
سپاس بیپایان تو را که مرا در میان بیکران هستی، لایق زندگی آفریدی.
از تو ممنونم برای آسمانی که هر روز به من امید میدهد،
برای زمین پرنعمتت که با هر دانه و گل، عشق تو را نجوا میکند.
سپاسگزارم برای چشمی که زیبایی را میبیند،
قلبی که عشق را احساس میکند،
و ذهنی که میتواند خیالپردازی کند و دنیایی نو بیافریند.
شکر تو را برای قدرت تجسم و تخیل که مرا به رؤیاهایم نزدیکتر میکند،
برای نفسهایی که از عشق تو رنگ میگیرد،
و برای هر لحظهای که اجازه میدهی در این جهان
باشم،
بیاموزم، بیافرینم و شکرگزار باشم.
خدایا، جهان سراسر نشانههای توست،
و من سراسر نیاز و سپاس…
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا شکرت بخاطر این نشانه پربرکت
نشانه امروز ،برام خیلی جالب بود یجور سوپرایز بود برام از طرف خداوند
من زیاد از قدرت تجسم استفاده میکنم وخداروشکر اینقدر روی موضوع کار کردم که میتونم آنچه که دوست دارم تجربه کنم رو تجسم کنم وطبق آگاهی های جلسه 6 دوره عزت نفس از قدرتی که خداوند از فضلش در اختیارم قرار داده زیاد استفاده میکنم
امروز صبح که بدخواب شده بودم ،گفتم الان که نمیتونم فایل گوش بدم بزار حداقل تا زمانی که خوابم ببره شرایطی که دوست دارم رو تجسم کنم وشروع کردم با احساس خوب به تجسم کردنِ اون لحظه ها با دقت کامل
ووقتی این فایل نشانه امروزم آمد ،گفتم درسته ،مسیر همینه من فقط باید ادامه بدم وایمان داشته باشم که به تمام اون خواسته ها میرسم ،مثل خواسته هایی که قبلاً داشتم والان دارم اون خواسته ها رو زندگی میکنم
خدایا شکرت….شکرت….شکرت
عاشقتونم ….
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام به شما فهیمه زارع عزیز
سلام به شما دوست ارزشمندم
چقدر تحسین تون کردم و میکنم برای ردپاهای قشنگ تون، برای ادامه دادن هاتون و برای تمام بودن هاتون.
دوست عزیزم خیلی خوشحالم چند روز پیش به این صفحه هدایت شدم و کامنت شما و اون سپاسگزاری های قشنگ تون رو خوندم اینکه نوشتین:
سپاسگزارم برای چشمی که زیبایی را میبیند،
قلبی که عشق را احساس میکند،
و ذهنی که میتواند خیالپردازی کند و دنیایی نو بیافریند.
شکر تو را برای قدرت تجسم و تخیل که مرا به رؤیاهایم نزدیکتر میکند،
برای نفسهایی که از عشق تو رنگ میگیرد،
و برای هر لحظهای که اجازه میدهی در این جهان باشم،
بیاموزم، بیافرینم و شکرگزار باشم.
خدایا، جهان سراسر نشانههای توست،
و من سراسر نیاز و سپاس…
دلم خواست نه فقط با پنج ستاره دادن که با نوشتن و مرور ازتون سپاسگزاری کنم دوست عزیز و ارزشمندم. فهیمه جان واقعا به وجودت و دیدن ردپاهات افتخار میکنم و اینکه در مسیر درک قانون و عمل به اون اینقدر متعهدانه استمرار دارین واقعا تحسین برانگیزه عزیزم…. پس همین فرمون قشنگت رو باز هم ادامه بده پرقدرت با عشق مضاعف. 🩵
ارادتمند شما فهیمه
بنام خدای مهربان
وَالشَّمْسِ وَضُحَاهَا
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا
وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَاهَا
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا
وَالْأَرْضِ وَمَا طَحَاهَا
وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
پس پلیدى ها و پاکى هایش را به او الهام کرد.
سلام به روی ماهت رفیق بهشتی ام
فهیمه جانم چند روز آیه های ابتدایی سوره شمس تو ذهنم تکرارمیشه ،گوارای وجودت
عاشقتم فهیمه عزیزم ،امروز غروب که جلسه اول از قدم اول رو گوش میدادم با خودم صحبت میکردم چطور میتونم ناظر با افکارم باشم گفتگوهای درونی ام رفت به سمت تجسم ،گفتم باید یاد بگیرم طوری خواسته هام رو تجسم کنم ،که تمرکز روی کمبودیا نداشتن آن خواسته نباشه وشروع کردم با احساس فوقالعاده اون خواسته رو با درک تمام جزئیات تجسم کردم ،واین پاسخ شما روی دیدگاه من اونم روی این فایل نشانه ای بود بر درستی مسیرم
میبینی رفیق بهشتی خداوند چقدر زیبا با ما حرف میزنه
از صمیم قلبم ازت سپاسگزارم وبا تمام وجودم تحسینت میکنم که علائق ات رو دنبال میکنی
عاشقتم وروی چون ماهت رو میبوسم
امیدوارم هرلحظه از زندگی ات پر باشد از معجزات الهی
یاحق
سلام به روی ماه خودت اگر راست میگی…
اصلا سورپرایز در سورپرایزم امروز خــداجونم شکرت
شاید سـومین یا چهارمین سورپرایز…
اولیـش تماس ناشناسی که با من گرفته شد و خبر خوب برنده شدن در یک مسابقه قرآنی رو بهم دادند و گفتن اطلاعات دانشجویی و شماره کارت بفرست بعد تایید و …براتون جایزه رو تقدیم کنیم.
دومـیش رایگان استوری کردن و موجی از محبت و عشق توی ” استوری تلگرام” و پیام دوستانی که شاید بیشتر از هشت سال ازشون خبری نداشتم.
سومـیش این باران بی وقفه و بوی بهار و امید و تازه شدنی که از صبح تا همین چندساعت پیش ادامه داشت.
و بعد ارسال شدن کامنتم روی آخرین فایلی که روی بنر سایت هست (پروژه درک عمیق تر از قوانین خداوند_ گام 7 اتصال به الهامات الهی) و جالبه منم همین سوره رو چندبار خوندم و توی کامنتم دلم خواست بنویسم. و همین که با ایده های کوچیک و عمل به اونا همیشه در جهت دریافت پیام های خداوند قرار بگیرم و الهاماتم رو بهتر درک کنم و جدی تر بگیرم. اینکه من خیلی شهودم فعال نیست چون همیشه از عقل و مغز ناقصم استفاده کردم و اصلا این خورشید درون رو بهش خیلی بها ندادم و یکجورایی دنبال راهکارهایی برای تواناتر کردن خودم از استفاده از قدرت شهود و حالا ببین شما برام چی نوشتی از تــجـسم و داری چه کولاکی میکنی دوباره با شروع دوره 12 قدم.
و قضیه این پازل توی ذهن با پیام شما اینه از وقتی من بیشتر سعی کردم ناظر بر افکارم باشم بیشتر تونستم صرفا با فکر و منطق مسئله و کار و تصمیمی بگیرم. یعنی وقتی ما یاد میگیریم قبل هر کاری ببینیم این عمل از چه فکری میاد و به عنوان ناظر فکرهامون رو رصد کنیم و ببینیم این عمل این تصمیم این از کجا روی رفتار من اومده بعد میبینیم اغلب اوقات این ذهن ما از زاویه دید کوچیک و ناقص خودش میخواد مسائل رو ببینه و پروژکتورش محدودیت داره و ما رو هم محدود میکنه و خواسته هامون رو هم با دید محدود میبینیم اما اگر بریــم بالاتر و دور بشیم و اجازه بدیم خورشید درون مون بتابه تجسم هامون رنگ و بوی الهی میگیره، رنگ و رخ فراوانی میگیره…اصلا یک چیزی فهمیدم توی ذهنم که نمیتونم درست توضیحش بدم.
یک ارتباطی هست بین اینکه ما چقدر ناظر بودن رو تمرین کردیم و حالا میتونیم فرمان رو از مغز و پروژکتور برداریم ببریم بدیم به قلب و خورشید درون. حالا من این موضوع ناظر بودن رو خوب تمرین کردم اما توی تجسم فهمیدم چرا ضعیفم چون انگار برای تمرین تجسم باید با زاویه ذهن و منطق و دو دوتا چهار مغز تجسم نکرد. توی تجسم من ایرادم همینه انگار اگر بتونم با قلبم، از زاویه جایگاه خدا توی ذهنم تجسم کنم شاید خیلی این پازل تکمیل بشه و حسابی با هم مَچ بشه…
واووو خیلی باحاله یک چیزی فهیدم ولی نمیدونم دقیقا چیه اما باید برم منم تو کار تجــسم و تمرین این موضوع رو هم بزارم توی برنامه ام…سپاسگزارم که برام نوشتی با عشق و صداقت.
راستی منم میخوام “پروژه مهاجرت به مدار بالاتر” رو پیش ببرم دوباره و دوباره…خدا کمکم کنه استمرار داشته باشم.
واقعا سپاسگزارم که تحسینم کردی برای ادامه تحصیلم و قدم گذاشتن توی مسیر علاقمندی هام اونم به شکل های چالش برانگیز و ماجراجویانه
چقدر قشنگ گفتی عزیزم دوست ارزشمندم:
باید یاد بگیرم طوری خواسته هام رو تجسم کنم ،که تمرکز روی کمبودیا نداشتن آن خواسته نباشه وشـــروع کردم…
واقعا رفیق بهشتی چقدر خدا قشنگ همه ما رو بلده هدایت کنه و به ما الهام میکنه، هر کدوم به مدل خودمون باهام حرف میزنه. من حس میکنم الان تنظیمِ تنظیم روی موج آرامــشــم و منتظر پاداش و شنیدن پیام های خدا:
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
به خورشید سوگند و گسترش نور آن.
به ماه سوگند، آنگاه که از پى خورشید در آید.
به روز سوگند آنگاه که زمین را روشن سازد.
به شب سوگند، آنگاه که زمین را بپوشاند.
به آسمان سوگند و آنکه آن را بنا کرد.
به زمین سوگند و آنکه آن را گسترانید.
به نفس سوگند و آنکه آن را سامان داد.
پس پلیدى ها و پاکى هایش را به او الهام کرد.
پس پلیدىها و پاکىهایش را به او الهام کرد.
خیلی گوارای وجودم شد این رزق و پیام های خداوند، ازت خیلی خیلی سپاسگزارم برای این همه برای وجودت و تمام بودن هات…واقعا دلم میخواد احساسم رو که توی موج آرامش با لبخند ملیح و چشمی که برق میزنه رو توصیف کنم نمیتونم، فقط میتونم بگم منم عاشقتم و روی ماهت رو می بوسم…
برات دیدن تجسم های قشنگت رو توی دنیای فیزیکی آرزو میکنم و از خدا میخوام تو رو آسان کنه برای آسانی ها…سوت زنان توی جاده جنگلی به سمت نعمت ها پیش بریم و همینجوری با این نقطه آبی حاوی پیام ها و خبرهای خوب همو مسرورتر و شادمان تر کنیم.
ارادتمندت فهـیمه
سلام به استاد عباسمنش عزیز که اشنایی باهاشون شاید بزرگ ترین لطف خدا در زندگیم باشه… دوست داشتم درباره یکی از تصویرسازیهای جالبی ک تقریبا دوسال پیش انجام میدادم و الان واقعی شده صحبت کنم… البته اون زمان هنوز با این مباحث اشنایی نداشتم …. باید عرض کنم که من حدود ۹ سال از سن ۱۵سالگی توی بازار ساخت و قلم زنی ظروف نقره فعالیت کردم و شاگرد بودم ….تقریبا دوسال پیش زمانی ک با اتوبوس واحد به سمت محل کارم میرفتم همیشه تجسم میکردم که من فروش نقره خام انجام میدم و دائم مشغول قیمت دادن نرخ روز نقره به فروشگاه دارا و انجام معامله هستم حتی گاهی یه بازی کودکانه هم این وسط انجام میدادم و با تلفن همراه ب صورت فرضی ب مشتری هام قیمت میدادم … این موضوع گذشت و اصلا فراموش کرده بودم … ولی الان بصورت جزئی فروش نقره خام رو انجام میدم و چند ماهی هست ک اینکار خعلی عجیب کنار کارایی ک انجام میدم تا کسب روزی کنم قرار گرفته … تمرینی ک استاد دادن باعث شد به یاد بیارم ک من قبلا این جریان رو تصویر سازی کرده بودم و با این ک فراموش شده بود خعلی اسرار امیز الان جز فعالیت های کاریم هستش و قصد دارم ب زودی بزرگ ترین خام فروش نقره ایران باشم ….
یا حق