این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من توی مجالس ودورهمی فامیل شرکت نمیکردم.اگه هم میرفتم وکافی بود کسی ازمن چیزی بپرسه ویا حرفی بزن اولا سریع جبهه میگرفتم وبعد از کنکاش که چرا پرسیده و……واعصاب خودمو خورد میکردم .با گوش دادن 4 فایل اعتماد به نفس استاد .اولا به یکسری از دوستای قبلیم که عمدتا مشکل داشتن .با نه گفتن وبا قاطعیت تمام وراحت گذاشتمشون کنارویکسری از افراد خوب ودوست داشتنی که اومدن فقط به من کمک کنند.حالا دیگه نه تنها توی جمع های فامیل میروم بلکه صحبت هم میکنم وبعضی وقتها از استاد تبلیغ میکنم.برای من قدرت نه گفتن خیلی ارزش دارد چون .من مواد ومشروب مصرف نمیکنم .اما نمیتوانستم به دوستانم نه بگویم با اعتماد به نفسی که بوسله فایلهای استاد بدست اوردم .متوجه شدم اگر انسان خودش را بشناسد وبا خالق خود ارتباط خوب برقرار کند .دیگه به هیچ موادی .نیاز نیست
بعد از اینکه روی خودم کار کردم توانستم یک کامپیوتر بخرم.وفایلهای استاد خودم دانلود کنم.ووقتی استاد با تی شرت هایی که اسم خدا روی انها حک شده بود واقعا خوشحال میشدم وارزوی موفقیت بیشتر برای ایشان می خواستم
فایل حزن در قران ودعای کمیل حضرت علی .ونامه 21 حضرت علی وابراهیم فوقالعاده به من کمک کرد تا با خالق خودم ارتباط برقرار کنم واز شرک های توی وجود خودم پی بردم .بله .من از ریس شرکت و……میترسیدم .حالا فقط از خدا می خاهم.حالا وقتی نماز میخونم خدا حس میکنم که از رگ گردن به من نزدیکتره
من از بهمن ماه نودوسه با سایت آشنا شدم،یعنی وقتی 15 سالم بود،دقیقا یادم نیست که از فایل های تند خوانی شروع شد یا فایل انگیزشی،خب اوایل بیشتر به خاطر حس خوبی که فایل ها بهم می دادن و به قول استاد جمله ها قشنگ بودن فایل ها رو دنبال می کردم ولی حدود یک سال بعدش موضوع برام خیلی جدی تر شد.
من سال سوم دبیرستان رو با خاطرات قشنگی نگذروندم،با اینکه مدرسه تو شهر ما مدرسه تاپی بود و بهتره بگم ک تیزهوشان درس می خوندم، ولی انگار هم کلاسی هام بچه هایی نبودن که من چند ساله می شناسمشون !!
جو مدرسه به شدت منفی بود ،زیاد نمی خوام در موردش توضیح بدم فقط اینکه می تونم بگم اگر تنها یک سال دیگ هم تو اون مدرسه ادامه می دادم هیچ آینده ای نداشتم
من اما با تمام استرس ها و فشار هایی که بهم وارد می شد امیدم رو از دست ندادم و هر روز مصمم تر از دیروز به روز های قشنگ و دلخواه خودم ایمان داشتم.
حدود روز 12یا 10 فروردین بود که صبح متوجه شدم مشلی که قبل از تولد من حتی مانع می شد که خانوادمون شهرمون رو عوض کنه حل شد!
من بعد از فروردین تنها 2 هفته به طور کامل مدرسه رفتم چون هر بار به بهانه های مختلف از جمله فوت پدر بزرگم و بیماری (چیز خاصی نبودن در حد اینکه یعد صبحونه قرص خوردن حالمو به هم می زد و نمی رفتم مدرسه :) !!!!! ) نرفتم مدرسه و از آدم هایی که هم فرکانس من نبودن دور شدم، موقعی که معلم ها مون با بچه ها چرت و پرت می گفتن ک باعث می شد من ناراحت بشم من پای تخته سوال حل می کردم و اصلا نمی شنیدم چی می گفتن، به خاطر ماه رمضون هم امتحاناتمون جلو کشیده شد و مدرسمون زود تر تموم شد ،بعد امتحانات هم حدود 10 روز بعدش از شهری که دوسش نداشتم خارج شدم به شهر جدیدی اومدم ،منهتا یه مشکلی روبه روم بود ،خانواده من تقریبا هیچ سرمایه ای براشون نمونده جز یه خونه !و من ازشون قول گرفته بودم که به 3-4 میلیون باقی مونده دست نزنن تا مخارج کلاس کنکور من بشه ولی برای تعمیرات خونمون خرج شد! و من می دونستم که تقریبا هیچ جایی بدون پیش پرداخت ثبت نام نمی کنه ، اما من ایمان داشتم که خدا فرمانروای کل جهان و حل این موضوع در برابر عظمت خداوند و ایمان من یه شوخی بیشتر نیست ، و با امید و ایمان آموزشگاه ها رو گشتم ،همه ی آموزشگاه ها با شرایط من کنار می اومدن ،حتی می گفتن شما برای 4-5 ماه دیگ اولین چکتو بنویس ، ولی من دنبال بهترین آموزشگاه بودم که معلم هاش واقعا تاپ باشن و لی وقتی تعداد زیادی از آموزشگاه ها رو دیدم ک تقریبا در یک سطح هستن به جا ثبت نام کردم وقرار شد موقع شروع کلاس خبرم کنن. یه روز به بهانه کتاب خریدن با خواهرم رفتم بیرون در حالی که می تونستم اسم کتاب رو بگم وخواهرم برام بگیره ولی حوصله خونه موندن نداشتم وارد یه کوچه شدم و کتابم رو ک خریدم دیدم درست رو به رومون یه آموزشگاه هست از خواهرم خواسم که بریم تو (جالبه که خواهرم قبلا اونجا رو دید بود ولی فکر می کرد مدرسس و کلا راجبش با من صحبت نکرده بود) اون آموزشگاه فوق العاده بود و هست .
این آموزشگاهی که من دارم می رم:
تمام استاد ها پروازی هستن و استاد هایی که من قبلا فقط به کتاب هاشون دسترسی داشتم و شاید یک سال پیش حتی تو خوابم هم نمی دیدم که معلمم بشن
چون اولین سال تاسیسش هست اصلا هیج اهمیتی به هزینه ها نمی ده ،خیلی هوامونو داره ، به نظرمون خیلی اهمیت داداه می شه و استاد های فوق العاده اگ ما ازشون خوشمون نیاد عوض می کنه ، از هم کلاسی های جدیدم خیلی راضیم و افرادی که تدریس می کنن افراد ثروتمندی هستن و این باور رو در من خیلی تقیت کرده که ثروتمند شدن طبیعیه!
این روز ها حال من به شدت خوبه ،مهم نیست که شرایط مالی خانوادم سخته وضع من که خوبه ، به طور عجیبی هزینه تمام چیز هایی که نیاز دارم تامین می شه ، درسته که شاید الان هم یه تعدادی از افرادی رو که قبلا می شناختم شون رو می بینم اما جنبه ها یا لایه هایی از فکرشون و عقاید شون رو می بینم که هم جهت منه ،
من همین جا می خوام تشکر ویژ ه ای از استاد عباس منش بکنم ، من در شرایطی با ایشون آشنا شدم که اوضاع روحیم و سیستم تفکریم اصلا جالب نیود ،این هایی که گفتم مهم ترین اتفاقات مثبتی بود که بعد از یک سال آشنایی با این سایت برام افتاد وگرنه نشانه های خیلی زیادی رو از خداوند دریافت کردم، خدایی که من الان می شناسم فرسنگ ها از خدایی که قبلا می شناختم فاصله دارد و من به ضرس قاطع می گویم خدا برایم کافی است.
بودم همه بین و چو تیز بین شدم دیدم همه تویی و دیگر همه هیچ
من تمام عمرم را خجالت کشیدم به لحجه و حرف های خودم اطمینان نداشتم با ترس حرف میزدم دوستی نداشتم دوست داشتم دیگران برای من اهمیت قائل بشوند ولی هیچ کس حتی به من سلام نمیکرد و انتظار داشتند که من به انها سلام کنم
در جمع کم حرف بودم فقط اگر با انها دوست و رفیق میشدم میتوانستم با انها شوخی کنم
در مورد شغلم هم بگم که در کار کامپیوتر هستم و خدا خواست که من پله های ترقی را بخاطر نبودن ادم های باهوش تر از من در شرکت بدست بیاورم حتی باورتون نیمشود تا مدیر عاملی
تا اینکه داستان بز درون را باید کشت اشنا شدم حسابی من را به هم ریخت و تصمیم گرفتم ادم دیگری بشم
از شرکتی که بودم با هزار ترس امدم بیرون و باورم نمیشد بلافاصله در شرکت دیگری استخدام شدم و شروع به بازار یابی برای ان شرکت نمودم که متاسفانه نتوانستم تا دو سال برای ان شرکت فروشی داشته باشم و خودم را یک ادم بی عرضه قلمداد میکردم
تا اینکه نمیدونم دنبال چی بودم و چطوری ولی میدونم خیلی دلم گرفته بود و در حال گشتن در سایت بودم که وارد سایت عباسمنش دات کام شدم و رفتم فایل های رایگان را دانلود کردم و اولین فایلی که در دریافت کرده بودم یادم استاد عباسمنش در ان گفت در کشتی کار میکردم و بخاطر مسائل ضد و نقیض که مشاهده میکردم میخواستم قران را به دریا باندازم ولی اینکار را نکردند و شروع به ترجمه قران کردند و از انجا متوجه مسائل شدند
و بعد این فایل را با خانمم هم گوش کردیم واولین باور من به این سایت و مسائل گفته شده در فایلها زمانی شروع شد که من در باورم و بر روی دفترم نوشتم ماشین شاسی بلند سفید از اون روز به بعد هر روز ماشین شاسی بلند سفید میدیدم و هر روز باورم بیشتر میشد
رفتیم و دیگر فایل ها را دانلود کردم و دومین فایل مربوط چگونه در طول یک سال درامد 3 برابر داشته باشید که نشستم و برای خودم نوشتم که میخواهم درامدم چند برابر شود وبعد قانون افرینش و بعد ارامش در پرتو اگاهی و تمام فایل های رایگان را از سایت گرفتم و شروع به گوش کردن در ماشین کردم بصورتی که پسر 6 ساله من هر موقع سوار ماشین میشود میگوید که استاد را بگذار
استاد گفت که خودتون را باور کنید و بروید درخواست کنید و من بر روی خودم شروع به کار کردن کردم من حقوقم 1500000تومان بود و رفتم از مدیر شرکت درخواست حقوق -/000/000/3 میلیون تومان را کردم که بعد از کلی صحبت موافقت کردند که از اوسط سال 94 حقوقم این گردد
خانمم بر روی کاغذ نوشت رنگ کردن درب های خانه و خرید مبل باورتون نمیشود ماه پیش کار انجام گرفت
من خودم پس از تغیر باورهایم و قبول کردن خودم و جلوی اینه با خودم شروع به حرف زدن و تعریف نمودن کردم
در سال 95 مجدد نوشتم که تا اخر سال باید درامد من 6 برابر گردد
و شروع به مطالعه قوی بر روی کارم نمودم اولین پروژه میلیاردی من پس از 3 سال شروع شد و شش ماه بعد از ان پروژه 6 میلیاردی من شروع شد و تا اخر امسال طبق تعهد نامه ای که نوشته ام دقیقا بابت پورسانت هایی که دریافت مینمایم همان 6 برابر خواهد شد
کار جدیدی که شروع کرده ام با توجه به اینکه میتوانم پشت میز بشینم ولی با میل خود وارد پروژه شده ام و امده ام که تجربه خود را زیاد کنم و از این کار لذت میبرم
دیگر کمتر خجالتی هستم در جمع حرف میزنم و خودم را خیلی دوست دارم و من یک انسان با شعور و بافهم و قوی و با اراده طبق تمام ادام های خوب دنیا هستم
ولی یک عیب دیگر هم دارم که در حال رفع ان به یاری خداوند هستم
سپاسگزارم از وجود ارزشمندتون. من چند جلسه اول قانون آفرینش و دوره روابط استاد عزیز رو استفاده کردم که حقیقتا عالی بود.. بینهایت بخاطر آموزشهاشون سپاسگزارم. دوره هدفگذاری روتا جلسه سوم پیش رفتم و اولین هدفم شد انجام تمرینات شکرگزاری بصورت جدی و پیوسته…خب قطعا من رو توان سپاسگزاری از این همه نعمتی که خداوند داده نیست. امروز روز نوزدهمه ..سپاس بخاطر این توفیق …بزرگترین دستاورد این کار برام احساس شور و حیرتیه که تجربه میکنم انگار چشمان نویی دارم همونها که در بچگی داشتم مثلا دیروز وقتی پشت چراغ قرمز بودم پسری اومد و شروع کرد با شیشه پاک کن شیشه ماشینمو پاک کرد و من محو کفهای ایجاد شده روی شیشه ماشین بودم.. واقعا خوشم اومده بود از دیدن حبابهای کوچیک کف روی شیشه ماشین.. :).. من عاشق این لحظاتم که کاملا در لحظه ام و سراشارم از لذت.. ممنون که خواستی باشم و لذت ببرم در این دنیای مادی… خیلی چیزا باعث میشه این احساسارو تجربه کنم:).. لامپای رنگی .. رودخونه کارون عزیزم..پرنده ها…اتفاقات جادویی ام میافته مثلا من بعد از سالها میخوام ارشد شرکت کنم توی رشته ای که رشته لیسانسم نیست و واقعا به مدت طولانی ای سردرگم بودم که از چه منابعی باید استفاده کنم .. ولی بعد از انجام تمرین یکی از روزها و شکر اینکه همه چی برام واضح شده و اینکه یه خبر خوش دریافت میکنم به ذهنم رسید به یکی از دوستام که توی اون رشته و مقطع درس خونده بود دوباره پیام بدم خلاصه بهم زنگ زد و گفت ببخشید دفعه اول که بهم کفته بودی کلا فراموش کرده بودم، چه به موقع گفتی الان دارم اسباب کشی میکنم و همه کتابامو آماده کرده بودم که به کتابخونه اهدا کنم و واقعا دوست داشتم بدم به کسی که استفاده کنه… خلاصه رفتم پیشش و بهترین راهنماییها رو بهم کرد ..امیدبخش ترین انگیزه هارو بهم داد ..منابع دکترا رو هم داد :)) و من بدون اینکه پولی بدم کل منابع رو از کسی که بسیار دارد یعنی خدا دریافت کردم.
یا قبلا توی فهرست 107 آرزو نوشته بودم یه سرویس طلای ظریف به شکل پروانه میخوام خواهرم این سرویسو داشت و چند روز پیش بهم گفت دوسشون نداره و اونارو داد به من..
و خیلی چیزای دیگه مثلا ابراز محبت کسانی که خودم حقیقتا دوستشون دارم بهم بیشتر شده و… :)
احساس بسیار خوبی دارید خصوصا اینکه با طنین سپاسگزاری هم همراه است. با این احساس و صداقت تا خود خدا هم میشه رسید.
نظر شما را در خصوص محصول جدی استاد یعنی دوره “راهنمای عملی دستیابی به رویاها” مطالعه کردم و خیلی استفاده کردم به خصوص این جملات که نوشته بودید: “تا قبل از این فکر میکردم یاد گرفتم آدم شکرگزاری باشم ولی متوجه نشده بودم انقدر مدت زیادی با یکی دوتا از خواسته هام یکی شده بودم که باورم شده بود در نبود اونها یه چیزی کمه و زندگی کامل نیست حالا به خودم میگم چطور فکر کردی که اونها اینقدر مهمن که چیز بسیار با ارزشتری مثل بودنت و نعمت زندگی رو ندیدی؟”
خانم طهماسبی بزرگوار سلام. موفقیتهای اخیرتون رو به شما صمیمانه تبریک میگم و از شما دعوت میکنم این موفقیتها رو به عنوان نشانه ی موفقیتهای بزرگ در آینده ببینید و خبر های خوش بیشتری را برای ما دوستانتان بنویسید…
سلام آقای صمیمی. بسیار ممنونم از شما، بخاطر دلگرمی که دادین. بینهایت از تک تک اعضای فعال سپاسگزارم که همواره باعث ایجاد باورهای زیبا و امید آفرین بودید. انشالله همینطور که گفتین باشه.
امروز بصورت تصادفی این فایل رو گوش کردم و ایمانم به اینکه منم میتونم اون نتایج دلخواهم رو توی زندگیم بگیرم بیشتر شد.
من هرچقدر بیشتر روی خودم کار کنم نتایجمم ب همون صورت بزرگتر میشه.
من الان اولین قدم از دوازده قدم جلسهی 5 جلسه ی فوقالعاده ی قرآنی هستم.
من ایده هایی درمورد خیاطی ک انجام میدم بهم الهام شده ک دقیقا باشرایطم همخوانی داره و بقول خودتون استاد عزیز ک توی جلسه 4 گفتید فقط نیاز ب این دارم ک یکمی بند کفشمو سفتتر کنم و ب ایده هام عمل کنم ک اونم توی جلسهی 4 بهم الهام شد و با شرایط فعلی من جور درمیاد.
خداروهزاران بار شکرمیکنم ک باشما استادعباسمنش آشنا شدم تا بتونم خودم زندگیمو تغییر بدم و خدارو بهتر بشناسم.
این کامنت رو هم گذاشتم تا ردپایی بشه برام ک الان کجام و دوباره وقتی ب موفقیتهام رسیدم بیام و بگم.
ممنون از شما استاد عزیزم ک خالصانه دارید ب ما مسیر درست رو آموزش میدید
در پناه الله یکتا شاد.سالم.ثروتمندوسعادتمند باشید در دنیا وآخرت.
خدا می داند مدتها به دنبال حقایقی میگشتم که از این شرایط نجات پیدا کنم و به زندگی امیدوار شوم . بعد از آن فایل کامل آفرینش ، دوره آنلاین ثروت ، کتابهای صوتی قهرمان ، راز ثروت ، معجزه سپاس گذاری و بیشتر فایلهای استاد که در سفر به آمریکا و تحقیقات در موارد مختلف انجام میدادند را گوش کرده ام.
اکنون روحیه ای با نشاط پر از انرژی و روابط عالی با همسرم دارم و مهمتر از همه امید به زندگی دارم و افکار بیمارگونه خود را دور ریختم و از هیچ کس و هیچ چیز نمیترسم و پذیرفتم که تمام شرایط را خودم بوجود آوردم پس زندگی خود آنچنان میسازم که در رویا داشته ام .
تجاربی که بعد از این فایلها بدست آوردم. من در ماه مبارک رمضان امسال به اتفاق همسرم برای سمینار آرایشی قصد سفر به استانبول را داشتیم از آنجایی که امنیت در این کشور نبود و اخبار بمب گذاری زیاد شنیده می شد و هر کسی مارا میدید شدیدا با سفر ما مخالفت میکرد ولی من که قانون را میدانستم و خود را در بهترین فرکانس میدانستم و همواره این جمله را که از فایلها آموختم با خود تکرار میکردم ( من در بهترین زمان در بهترین مکان و بهترین شرایط قرار دارم ) به استانبول رفتیم و به سلامت برگشتیم و از این سفر لذت بردیم و دقیقا 3 روز بعد از برگشت ما در فرودگاه آتاتورک بمب گذاری صورت گرفت نکته اینجاست که تور ما به گونه ای بود که دقیقا در برگشت با آن بمب گذاری مواجه میشدیم ولی در لحظه آخر تصمیم گرفتیم تاریخ سفر را جابجا کنیم و همین باعث شد که در این فاجعه نباشیم چون من در فرکانسی نیستم که اتفاقات بد را تجربه کنم .
از موارد دیگر من در محل کارم با رئیسم که بی احترامی میکرد و حرف ناحساب میزد برخورد کردم و جالب اینجاست به هیچ عنوان از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد نمیترسیدم و همواره خداوند را یار و یاور خود میدانستم و شاید باورتان نشود لحظه ای که از بانک اخراج شدم متمعن بودم دوباره به کار خود برمیگردم و بعد از 1 ما دوباره قرارداد کاری خود را امضاء کردم . نکته خداوند کسی را سر راهم قرار داد که پیگیر کارم شد و شرایط بازگشت من را فراهم کرد .
خداوندا بخاطر تمام محبتهایی که به بنده عنایت فرمودی سپاس گذارم .
پیشنهد میکنم فیلم ( بند باز) را حتما ببینید که در این فیلم هم قانون سپاس گذاری بیان شده هم رسیدن به اهدافی که با اشتیاق فراوان همراه باشد.
اکنون نیز فایل هدف گذاری را دنبال میکنم و به قسمت پنجم رسیده ام و به همه پیشنهاد میکنم این فایل را مطالعه کنند چون خواهید دید نقاط ضعف و قوت خود را نمیدانسته اید و توجه نمیکردید.
وممنونم از اینکه مثالی شدید تا وهابیت و رزاقیت رب وصاحب مطلقمون به نمایش بزارید ویاد آور شدید که نعمت اختیار در وجود ماست.
وممنون خداییم که عدالت وبزرگی وقدرتش در ذهن من نمی گنجه،
وهمه ی آرزوم اینه که روز به روز بیشتر وبیشتر عاشقش بشم تاجایی که من معشوقه اوباشم واو عاشق من،
چون خیلی دوسش دارم ویقین دارم که دوستم داره خیلی ،همین یه باور دنیام بهشت کرده،
عزیز دلی که چشمان زیبات به این چند خط افتاد برات بهشت تواین دنیا آرزو میکنم.
وباوردارم اون هست که من هستم،
واو هست که تو هستی،
وخدا هست و خدا هست وخداهست تنها باوریست که برایم آرامش ابدی داره.
ودیگر خدا برای من آن فکر نیست که کج نهادی پای لنگت میکند تاخطا کردی عذابت میکنم….نه دیگر آن خدای من نیست،
بلکه اوهمه هستیم، جان جانانم ،شاه شاهانم ،یک ویکتا وزیبای من است.
معبود ویگانه ی من ازتو ممنونم که باران مهربانیت برزمین قلب هایمان همیشه وهمیشه می بارد
رب و دردانه ی من ازتوممنونم که گفتی من برای تو کافی هستم ،
ویقین دارم همانند موسی به من هم گفتی اصنعتک لنفسی .
معبود من وقتی نام توبر زبانم جاری میشود دنیا را با همه ی عظمتش در یک قطره باران جای میدهم وکلمه ها عاشقانه جاری میشوند،
عادل بی بدیلم دروازه های قلبم را فقط بر روی تو می گشایم ودلم میخواهد بوی تو آنچنان وجودم را پر کند که عطر زیبا ترین گل ها را از یاد ببرم،
یگانه ی من میدانم که عاشقانه دوستم داری به آن نشان که هر روز چراغ خورشید را برایم روشن میکنی وآسمان را سقف خانه ام کردی،
زیبای من میدانم اگر عاشق تو نباشم پروانه ها ولاله ها از من می گریزند ومیدانم وقتی عشق تو بر قلبم نشست دنیا از نوک سوزن هم برایم کوچکتر شدوتو شدی همه ی بودنم.
سپاسگذارم از شما خانم شب خیز عزیز،آقای جوان وآقای صمیمی ،وهمه ی دوستان عزیزی که نگاه زیبایشان به این چند سطر افتاد ،برایتان آرامشی را از آن یگانه ی مهربان آرزو میکنم که جز او نبینید وجز او نشنوید وجز او نگویید
شکر خدا که فرصتی پیش آمد تا داستانی در مورد خود بنویسم.
من هم مثل خیلی از جوان¬های دور و اطرافمون یک زندگی عادی داشتم درس خوندم و کنکور دادم و به دانشگاه رفتم ولی نکته اینجاست که بی هدف درس میخواندم و حتی خودم هم انتخاب رشته دانشگاهی ام را انجام ندادم و حتی در دوران کارشناسی با اینکه دانشگاه تهران درس می خوندم ولی تا 3 سال رشته خودمو دوست نداشتم و میخواستم تغییر رشته بدم. از این وضع خسته شده بودم از اینکه زندگی بی هدف داشتم و نمیدونستم که برای چی دارم درس میخونم خسته شده بودم تا اینکه یک روز در حال برگشتن از دانشگاه به سمت خوابگاه دانشجویی بودم که یک پوستر نظر منو جلب کرد. آن پوستر گارگاه تندخوانی و تقویت حافظه استاد عباس منش بود. به اتفاق دو تن از دوستانم در آن کارگاه شرکت کردم. به غیر از تمرینات باید بگم که فقط حضور فیزیکی در فضای کارگاه اعتماد به نفسی به من داد که باعث شد سرعت مطالعه من دو برابر شود. حضور در این کارگاه و آشنایی من با استاد عباس منش و محصولات ایشان شروع تغییرات عمیق در من بود. البته استاد در اون موقع هنوز سایت عباس منش را راه اندازی نکرده بودند و در شرکت ایرانیان موفق درخشان فعالیت داشتند. در آن کارگاه من 4 محصول دوبله شده تو میتوانی زندگی ات را رویایی کنی، قطعه شاهکار، راز متا، قطب نما را تهیه کردم و همچنین سی دی راز ثروت و توانگری استاد را گرفتم تا در تابستان آنها را ببینم. جوّی که در آن بزرگ شده بودم و سیستم ذهنی من بر آن مبنا بنا شده بود کاملا با چیزی که الآن هستم فرق می کرد. پس از دیدن آن محصولات درگیری و جنگ عقایدی در ذهن من ایجاد شد که مدت ها در حال جنگ با عقاید قبلی و فعلی خود بودم. شاید باورتون نشه، این قضیه تا جایی پیش رفت که یکدفعه دیدم در اوج جوانی یک تار موی سرم سفید شد. دیگر تا چند روز به هیچ چیز گوش ندادم و در واقع استراحت ذهنی به خودم دادم تا آرام شوم ولی دیگر کار از کار گذشته بود و چراغ امیدی در من روشن شده بود و مسیری را در رو به روی خود می دیدم که به من انگیزه حرکت میداد، اعتماد به نفسم را بالا برد، زندگیم را هدفمند کرد، شوق ادامه تحصیل را در من بالا برد و امید به حقیقت داشتن آرزوها را در من زنده کرد. از خداوند متعال متشکرم که راه را به من نشان داد و یاری ام کرد که در این مسیر قدم بردارم و با قوانین خودش که در این جهان قرار داد آشنا شوم تا حالم خوب باشد و از استاد گرانقدرم هم متشکرم که واسطه این حال خوب قرار گرفت و مرا در ساختن بهشت در همین دنیا یاری کرد و این محبتشان ادامه دارد…
دوستان عزیز و ارزشمندم سلام. و درود خداوند بر شما که سخنانتان ارزشمند ترین سخنانیست که انسانی میتواند بر زبان آورد.
آیا میدانید سخنانتان، به خصوص زمانی که از پروردگارمان صحبت میکنید چقدر ارزشمند است؟؟؟ آیا میدانید سخنان استاد عزیزمان جزء ارزشمند ترین سخنانیست که یک انسان میتواند بر زبان بیاورد؟؟؟ آیا میدانید وقتی که در کلامتان از خداوند صحبت میکنید و نشانی او را به دوستانتان میدهید چقدر سخنانتان ارزشمند است؟؟؟ آیا میدانید که بهتر از این سخنی نیست که بتوانید بر دل و زبان جاری کنید؟؟؟
دوستان عزیزم از شما سپاسگزارم. همه از لطف خدای بزرگ با همنشینی با شماست… خانم میر بوی خداوند این روزها از شما بسیار بیشتر استشمام میشود… .نعمت بسیار ارزشمندی را در وجودتان میپرورانید… بسیار بزرگ…
چ زیباااااا و جاری آری تمامی گفتار از کرم و بخشش خداوند است …
عطر مهر، عطر مهربانی و خوشبختی ….
اینها همه از بزرگواری و مهربانی استااااااد عزیز است ک ب ما راه درستی و معنویت را نشانمان داد تا بتوانیم خدایمان را بشناسیم و جهان را جای بهتری سازیم برای زندگی ..
قسمت چهارم
از نظر اعتماد به نفس
من توی مجالس ودورهمی فامیل شرکت نمیکردم.اگه هم میرفتم وکافی بود کسی ازمن چیزی بپرسه ویا حرفی بزن اولا سریع جبهه میگرفتم وبعد از کنکاش که چرا پرسیده و……واعصاب خودمو خورد میکردم .با گوش دادن 4 فایل اعتماد به نفس استاد .اولا به یکسری از دوستای قبلیم که عمدتا مشکل داشتن .با نه گفتن وبا قاطعیت تمام وراحت گذاشتمشون کنارویکسری از افراد خوب ودوست داشتنی که اومدن فقط به من کمک کنند.حالا دیگه نه تنها توی جمع های فامیل میروم بلکه صحبت هم میکنم وبعضی وقتها از استاد تبلیغ میکنم.برای من قدرت نه گفتن خیلی ارزش دارد چون .من مواد ومشروب مصرف نمیکنم .اما نمیتوانستم به دوستانم نه بگویم با اعتماد به نفسی که بوسله فایلهای استاد بدست اوردم .متوجه شدم اگر انسان خودش را بشناسد وبا خالق خود ارتباط خوب برقرار کند .دیگه به هیچ موادی .نیاز نیست
بعد از اینکه روی خودم کار کردم توانستم یک کامپیوتر بخرم.وفایلهای استاد خودم دانلود کنم.ووقتی استاد با تی شرت هایی که اسم خدا روی انها حک شده بود واقعا خوشحال میشدم وارزوی موفقیت بیشتر برای ایشان می خواستم
فایل حزن در قران ودعای کمیل حضرت علی .ونامه 21 حضرت علی وابراهیم فوقالعاده به من کمک کرد تا با خالق خودم ارتباط برقرار کنم واز شرک های توی وجود خودم پی بردم .بله .من از ریس شرکت و……میترسیدم .حالا فقط از خدا می خاهم.حالا وقتی نماز میخونم خدا حس میکنم که از رگ گردن به من نزدیکتره
پایان قسمت چهارم
سلام برای منم نامه 21 فوق العاده عالی بوده است
سلام به همه دوستان
من از بهمن ماه نودوسه با سایت آشنا شدم،یعنی وقتی 15 سالم بود،دقیقا یادم نیست که از فایل های تند خوانی شروع شد یا فایل انگیزشی،خب اوایل بیشتر به خاطر حس خوبی که فایل ها بهم می دادن و به قول استاد جمله ها قشنگ بودن فایل ها رو دنبال می کردم ولی حدود یک سال بعدش موضوع برام خیلی جدی تر شد.
من سال سوم دبیرستان رو با خاطرات قشنگی نگذروندم،با اینکه مدرسه تو شهر ما مدرسه تاپی بود و بهتره بگم ک تیزهوشان درس می خوندم، ولی انگار هم کلاسی هام بچه هایی نبودن که من چند ساله می شناسمشون !!
جو مدرسه به شدت منفی بود ،زیاد نمی خوام در موردش توضیح بدم فقط اینکه می تونم بگم اگر تنها یک سال دیگ هم تو اون مدرسه ادامه می دادم هیچ آینده ای نداشتم
من اما با تمام استرس ها و فشار هایی که بهم وارد می شد امیدم رو از دست ندادم و هر روز مصمم تر از دیروز به روز های قشنگ و دلخواه خودم ایمان داشتم.
حدود روز 12یا 10 فروردین بود که صبح متوجه شدم مشلی که قبل از تولد من حتی مانع می شد که خانوادمون شهرمون رو عوض کنه حل شد!
من بعد از فروردین تنها 2 هفته به طور کامل مدرسه رفتم چون هر بار به بهانه های مختلف از جمله فوت پدر بزرگم و بیماری (چیز خاصی نبودن در حد اینکه یعد صبحونه قرص خوردن حالمو به هم می زد و نمی رفتم مدرسه :) !!!!! ) نرفتم مدرسه و از آدم هایی که هم فرکانس من نبودن دور شدم، موقعی که معلم ها مون با بچه ها چرت و پرت می گفتن ک باعث می شد من ناراحت بشم من پای تخته سوال حل می کردم و اصلا نمی شنیدم چی می گفتن، به خاطر ماه رمضون هم امتحاناتمون جلو کشیده شد و مدرسمون زود تر تموم شد ،بعد امتحانات هم حدود 10 روز بعدش از شهری که دوسش نداشتم خارج شدم به شهر جدیدی اومدم ،منهتا یه مشکلی روبه روم بود ،خانواده من تقریبا هیچ سرمایه ای براشون نمونده جز یه خونه !و من ازشون قول گرفته بودم که به 3-4 میلیون باقی مونده دست نزنن تا مخارج کلاس کنکور من بشه ولی برای تعمیرات خونمون خرج شد! و من می دونستم که تقریبا هیچ جایی بدون پیش پرداخت ثبت نام نمی کنه ، اما من ایمان داشتم که خدا فرمانروای کل جهان و حل این موضوع در برابر عظمت خداوند و ایمان من یه شوخی بیشتر نیست ، و با امید و ایمان آموزشگاه ها رو گشتم ،همه ی آموزشگاه ها با شرایط من کنار می اومدن ،حتی می گفتن شما برای 4-5 ماه دیگ اولین چکتو بنویس ، ولی من دنبال بهترین آموزشگاه بودم که معلم هاش واقعا تاپ باشن و لی وقتی تعداد زیادی از آموزشگاه ها رو دیدم ک تقریبا در یک سطح هستن به جا ثبت نام کردم وقرار شد موقع شروع کلاس خبرم کنن. یه روز به بهانه کتاب خریدن با خواهرم رفتم بیرون در حالی که می تونستم اسم کتاب رو بگم وخواهرم برام بگیره ولی حوصله خونه موندن نداشتم وارد یه کوچه شدم و کتابم رو ک خریدم دیدم درست رو به رومون یه آموزشگاه هست از خواهرم خواسم که بریم تو (جالبه که خواهرم قبلا اونجا رو دید بود ولی فکر می کرد مدرسس و کلا راجبش با من صحبت نکرده بود) اون آموزشگاه فوق العاده بود و هست .
این آموزشگاهی که من دارم می رم:
تمام استاد ها پروازی هستن و استاد هایی که من قبلا فقط به کتاب هاشون دسترسی داشتم و شاید یک سال پیش حتی تو خوابم هم نمی دیدم که معلمم بشن
چون اولین سال تاسیسش هست اصلا هیج اهمیتی به هزینه ها نمی ده ،خیلی هوامونو داره ، به نظرمون خیلی اهمیت داداه می شه و استاد های فوق العاده اگ ما ازشون خوشمون نیاد عوض می کنه ، از هم کلاسی های جدیدم خیلی راضیم و افرادی که تدریس می کنن افراد ثروتمندی هستن و این باور رو در من خیلی تقیت کرده که ثروتمند شدن طبیعیه!
این روز ها حال من به شدت خوبه ،مهم نیست که شرایط مالی خانوادم سخته وضع من که خوبه ، به طور عجیبی هزینه تمام چیز هایی که نیاز دارم تامین می شه ، درسته که شاید الان هم یه تعدادی از افرادی رو که قبلا می شناختم شون رو می بینم اما جنبه ها یا لایه هایی از فکرشون و عقاید شون رو می بینم که هم جهت منه ،
من همین جا می خوام تشکر ویژ ه ای از استاد عباس منش بکنم ، من در شرایطی با ایشون آشنا شدم که اوضاع روحیم و سیستم تفکریم اصلا جالب نیود ،این هایی که گفتم مهم ترین اتفاقات مثبتی بود که بعد از یک سال آشنایی با این سایت برام افتاد وگرنه نشانه های خیلی زیادی رو از خداوند دریافت کردم، خدایی که من الان می شناسم فرسنگ ها از خدایی که قبلا می شناختم فاصله دارد و من به ضرس قاطع می گویم خدا برایم کافی است.
بودم همه بین و چو تیز بین شدم دیدم همه تویی و دیگر همه هیچ
رها- 5 روز از 16 سالگیم باقیست .
سلام رهاخانوم
واقعا حیرت انگیزه بودش واقعا خیلی خیلی بخدا خوشحالم که انقدر به خدا نزدیک شدید انقدر ایمانتون قویی شده
وانقدر جملات کوبنده و زیبا میگید مطمئنم صد درصد شما یکی از دخترهای میلیونر و موفق کشورمون میشی به امید ارزوهای بهتر برای شما
یاحق
سلام
موفقیت ادامه دارد
شاد باشید
رها جا خیلی عالیه که توی این سن با این مفاهیم آشنا شدی . پیشاپیش برای قبولی دانشگاه و موفقیت های آینده ات هم تبریک می گم
داستانتون عالی بود رها خانوم
دقیقا همچین چیزی برای من در مورد اموزشگاه رخ داد الان دقیقا همون تعداد که میخواستم دوست همفرکانس دارم تومدرسه
سلام گرم خدمت استاد و تمام مشترکین سایت عباس منش
باورتون نمیشود….
من تمام عمرم را خجالت کشیدم به لحجه و حرف های خودم اطمینان نداشتم با ترس حرف میزدم دوستی نداشتم دوست داشتم دیگران برای من اهمیت قائل بشوند ولی هیچ کس حتی به من سلام نمیکرد و انتظار داشتند که من به انها سلام کنم
در جمع کم حرف بودم فقط اگر با انها دوست و رفیق میشدم میتوانستم با انها شوخی کنم
در مورد شغلم هم بگم که در کار کامپیوتر هستم و خدا خواست که من پله های ترقی را بخاطر نبودن ادم های باهوش تر از من در شرکت بدست بیاورم حتی باورتون نیمشود تا مدیر عاملی
تا اینکه داستان بز درون را باید کشت اشنا شدم حسابی من را به هم ریخت و تصمیم گرفتم ادم دیگری بشم
از شرکتی که بودم با هزار ترس امدم بیرون و باورم نمیشد بلافاصله در شرکت دیگری استخدام شدم و شروع به بازار یابی برای ان شرکت نمودم که متاسفانه نتوانستم تا دو سال برای ان شرکت فروشی داشته باشم و خودم را یک ادم بی عرضه قلمداد میکردم
تا اینکه نمیدونم دنبال چی بودم و چطوری ولی میدونم خیلی دلم گرفته بود و در حال گشتن در سایت بودم که وارد سایت عباسمنش دات کام شدم و رفتم فایل های رایگان را دانلود کردم و اولین فایلی که در دریافت کرده بودم یادم استاد عباسمنش در ان گفت در کشتی کار میکردم و بخاطر مسائل ضد و نقیض که مشاهده میکردم میخواستم قران را به دریا باندازم ولی اینکار را نکردند و شروع به ترجمه قران کردند و از انجا متوجه مسائل شدند
و بعد این فایل را با خانمم هم گوش کردیم واولین باور من به این سایت و مسائل گفته شده در فایلها زمانی شروع شد که من در باورم و بر روی دفترم نوشتم ماشین شاسی بلند سفید از اون روز به بعد هر روز ماشین شاسی بلند سفید میدیدم و هر روز باورم بیشتر میشد
رفتیم و دیگر فایل ها را دانلود کردم و دومین فایل مربوط چگونه در طول یک سال درامد 3 برابر داشته باشید که نشستم و برای خودم نوشتم که میخواهم درامدم چند برابر شود وبعد قانون افرینش و بعد ارامش در پرتو اگاهی و تمام فایل های رایگان را از سایت گرفتم و شروع به گوش کردن در ماشین کردم بصورتی که پسر 6 ساله من هر موقع سوار ماشین میشود میگوید که استاد را بگذار
استاد گفت که خودتون را باور کنید و بروید درخواست کنید و من بر روی خودم شروع به کار کردن کردم من حقوقم 1500000تومان بود و رفتم از مدیر شرکت درخواست حقوق -/000/000/3 میلیون تومان را کردم که بعد از کلی صحبت موافقت کردند که از اوسط سال 94 حقوقم این گردد
خانمم بر روی کاغذ نوشت رنگ کردن درب های خانه و خرید مبل باورتون نمیشود ماه پیش کار انجام گرفت
من خودم پس از تغیر باورهایم و قبول کردن خودم و جلوی اینه با خودم شروع به حرف زدن و تعریف نمودن کردم
در سال 95 مجدد نوشتم که تا اخر سال باید درامد من 6 برابر گردد
و شروع به مطالعه قوی بر روی کارم نمودم اولین پروژه میلیاردی من پس از 3 سال شروع شد و شش ماه بعد از ان پروژه 6 میلیاردی من شروع شد و تا اخر امسال طبق تعهد نامه ای که نوشته ام دقیقا بابت پورسانت هایی که دریافت مینمایم همان 6 برابر خواهد شد
کار جدیدی که شروع کرده ام با توجه به اینکه میتوانم پشت میز بشینم ولی با میل خود وارد پروژه شده ام و امده ام که تجربه خود را زیاد کنم و از این کار لذت میبرم
دیگر کمتر خجالتی هستم در جمع حرف میزنم و خودم را خیلی دوست دارم و من یک انسان با شعور و بافهم و قوی و با اراده طبق تمام ادام های خوب دنیا هستم
ولی یک عیب دیگر هم دارم که در حال رفع ان به یاری خداوند هستم
انشاء اله
ببخشید کمی در هم نوشتم
استاد خیلی خیلی ممنون
من هستم
آقای شمس گرامی
واقعا عالی بود. چقدر پیشرفتتون سریع و عالی بوده
از دست و زبان که براید کز عهده شکرش بدر آید
سلام به همه شما دوستان گرانقدر
سپاسگزارم از وجود ارزشمندتون. من چند جلسه اول قانون آفرینش و دوره روابط استاد عزیز رو استفاده کردم که حقیقتا عالی بود.. بینهایت بخاطر آموزشهاشون سپاسگزارم. دوره هدفگذاری روتا جلسه سوم پیش رفتم و اولین هدفم شد انجام تمرینات شکرگزاری بصورت جدی و پیوسته…خب قطعا من رو توان سپاسگزاری از این همه نعمتی که خداوند داده نیست. امروز روز نوزدهمه ..سپاس بخاطر این توفیق …بزرگترین دستاورد این کار برام احساس شور و حیرتیه که تجربه میکنم انگار چشمان نویی دارم همونها که در بچگی داشتم مثلا دیروز وقتی پشت چراغ قرمز بودم پسری اومد و شروع کرد با شیشه پاک کن شیشه ماشینمو پاک کرد و من محو کفهای ایجاد شده روی شیشه ماشین بودم.. واقعا خوشم اومده بود از دیدن حبابهای کوچیک کف روی شیشه ماشین.. :).. من عاشق این لحظاتم که کاملا در لحظه ام و سراشارم از لذت.. ممنون که خواستی باشم و لذت ببرم در این دنیای مادی… خیلی چیزا باعث میشه این احساسارو تجربه کنم:).. لامپای رنگی .. رودخونه کارون عزیزم..پرنده ها…اتفاقات جادویی ام میافته مثلا من بعد از سالها میخوام ارشد شرکت کنم توی رشته ای که رشته لیسانسم نیست و واقعا به مدت طولانی ای سردرگم بودم که از چه منابعی باید استفاده کنم .. ولی بعد از انجام تمرین یکی از روزها و شکر اینکه همه چی برام واضح شده و اینکه یه خبر خوش دریافت میکنم به ذهنم رسید به یکی از دوستام که توی اون رشته و مقطع درس خونده بود دوباره پیام بدم خلاصه بهم زنگ زد و گفت ببخشید دفعه اول که بهم کفته بودی کلا فراموش کرده بودم، چه به موقع گفتی الان دارم اسباب کشی میکنم و همه کتابامو آماده کرده بودم که به کتابخونه اهدا کنم و واقعا دوست داشتم بدم به کسی که استفاده کنه… خلاصه رفتم پیشش و بهترین راهنماییها رو بهم کرد ..امیدبخش ترین انگیزه هارو بهم داد ..منابع دکترا رو هم داد :)) و من بدون اینکه پولی بدم کل منابع رو از کسی که بسیار دارد یعنی خدا دریافت کردم.
یا قبلا توی فهرست 107 آرزو نوشته بودم یه سرویس طلای ظریف به شکل پروانه میخوام خواهرم این سرویسو داشت و چند روز پیش بهم گفت دوسشون نداره و اونارو داد به من..
و خیلی چیزای دیگه مثلا ابراز محبت کسانی که خودم حقیقتا دوستشون دارم بهم بیشتر شده و… :)
به امید داشتن ایمانی محکم به خداوند بسیار بخشنده.
سرکارخانم طهماسبی سلام و سپاس
احساس بسیار خوبی دارید خصوصا اینکه با طنین سپاسگزاری هم همراه است. با این احساس و صداقت تا خود خدا هم میشه رسید.
نظر شما را در خصوص محصول جدی استاد یعنی دوره “راهنمای عملی دستیابی به رویاها” مطالعه کردم و خیلی استفاده کردم به خصوص این جملات که نوشته بودید: “تا قبل از این فکر میکردم یاد گرفتم آدم شکرگزاری باشم ولی متوجه نشده بودم انقدر مدت زیادی با یکی دوتا از خواسته هام یکی شده بودم که باورم شده بود در نبود اونها یه چیزی کمه و زندگی کامل نیست حالا به خودم میگم چطور فکر کردی که اونها اینقدر مهمن که چیز بسیار با ارزشتری مثل بودنت و نعمت زندگی رو ندیدی؟”
تبریک …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام آقای جوان گرامی.
من و خواهرم همیشه از کامنتهای الهام بخشتون استفاده کردیم و ازتون واقعا تشکر میکنم بابت به اشتراک گذاشتن تجربه هاتون.بسیار ممنونم از توجهتون.
گلشن جان خواهر من هستن که برای دوره جدید استاد نظر نوشتن. :)
انشالله روز به روز شما و همه دوستان عزیز شادتر و موفقتر باشین.
به هر دوی شما مهربانان و موفقان درود
برای شما و خانواده خوبتان رسیدن به نهایت آرزوها را خواهانم …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
خانم طهماسبی بزرگوار سلام. موفقیتهای اخیرتون رو به شما صمیمانه تبریک میگم و از شما دعوت میکنم این موفقیتها رو به عنوان نشانه ی موفقیتهای بزرگ در آینده ببینید و خبر های خوش بیشتری را برای ما دوستانتان بنویسید…
شاد و سلامت باشید.
سلام آقای صمیمی. بسیار ممنونم از شما، بخاطر دلگرمی که دادین. بینهایت از تک تک اعضای فعال سپاسگزارم که همواره باعث ایجاد باورهای زیبا و امید آفرین بودید. انشالله همینطور که گفتین باشه.
خوب و سالم باشین:)
به نام رب العالمین
سلام خدمت استاد عزیز
امروز بصورت تصادفی این فایل رو گوش کردم و ایمانم به اینکه منم میتونم اون نتایج دلخواهم رو توی زندگیم بگیرم بیشتر شد.
من هرچقدر بیشتر روی خودم کار کنم نتایجمم ب همون صورت بزرگتر میشه.
من الان اولین قدم از دوازده قدم جلسهی 5 جلسه ی فوقالعاده ی قرآنی هستم.
من ایده هایی درمورد خیاطی ک انجام میدم بهم الهام شده ک دقیقا باشرایطم همخوانی داره و بقول خودتون استاد عزیز ک توی جلسه 4 گفتید فقط نیاز ب این دارم ک یکمی بند کفشمو سفتتر کنم و ب ایده هام عمل کنم ک اونم توی جلسهی 4 بهم الهام شد و با شرایط فعلی من جور درمیاد.
خداروهزاران بار شکرمیکنم ک باشما استادعباسمنش آشنا شدم تا بتونم خودم زندگیمو تغییر بدم و خدارو بهتر بشناسم.
این کامنت رو هم گذاشتم تا ردپایی بشه برام ک الان کجام و دوباره وقتی ب موفقیتهام رسیدم بیام و بگم.
ممنون از شما استاد عزیزم ک خالصانه دارید ب ما مسیر درست رو آموزش میدید
در پناه الله یکتا شاد.سالم.ثروتمندوسعادتمند باشید در دنیا وآخرت.
ادامه متن ……..
خدا می داند مدتها به دنبال حقایقی میگشتم که از این شرایط نجات پیدا کنم و به زندگی امیدوار شوم . بعد از آن فایل کامل آفرینش ، دوره آنلاین ثروت ، کتابهای صوتی قهرمان ، راز ثروت ، معجزه سپاس گذاری و بیشتر فایلهای استاد که در سفر به آمریکا و تحقیقات در موارد مختلف انجام میدادند را گوش کرده ام.
اکنون روحیه ای با نشاط پر از انرژی و روابط عالی با همسرم دارم و مهمتر از همه امید به زندگی دارم و افکار بیمارگونه خود را دور ریختم و از هیچ کس و هیچ چیز نمیترسم و پذیرفتم که تمام شرایط را خودم بوجود آوردم پس زندگی خود آنچنان میسازم که در رویا داشته ام .
تجاربی که بعد از این فایلها بدست آوردم. من در ماه مبارک رمضان امسال به اتفاق همسرم برای سمینار آرایشی قصد سفر به استانبول را داشتیم از آنجایی که امنیت در این کشور نبود و اخبار بمب گذاری زیاد شنیده می شد و هر کسی مارا میدید شدیدا با سفر ما مخالفت میکرد ولی من که قانون را میدانستم و خود را در بهترین فرکانس میدانستم و همواره این جمله را که از فایلها آموختم با خود تکرار میکردم ( من در بهترین زمان در بهترین مکان و بهترین شرایط قرار دارم ) به استانبول رفتیم و به سلامت برگشتیم و از این سفر لذت بردیم و دقیقا 3 روز بعد از برگشت ما در فرودگاه آتاتورک بمب گذاری صورت گرفت نکته اینجاست که تور ما به گونه ای بود که دقیقا در برگشت با آن بمب گذاری مواجه میشدیم ولی در لحظه آخر تصمیم گرفتیم تاریخ سفر را جابجا کنیم و همین باعث شد که در این فاجعه نباشیم چون من در فرکانسی نیستم که اتفاقات بد را تجربه کنم .
از موارد دیگر من در محل کارم با رئیسم که بی احترامی میکرد و حرف ناحساب میزد برخورد کردم و جالب اینجاست به هیچ عنوان از اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد نمیترسیدم و همواره خداوند را یار و یاور خود میدانستم و شاید باورتان نشود لحظه ای که از بانک اخراج شدم متمعن بودم دوباره به کار خود برمیگردم و بعد از 1 ما دوباره قرارداد کاری خود را امضاء کردم . نکته خداوند کسی را سر راهم قرار داد که پیگیر کارم شد و شرایط بازگشت من را فراهم کرد .
خداوندا بخاطر تمام محبتهایی که به بنده عنایت فرمودی سپاس گذارم .
پیشنهد میکنم فیلم ( بند باز) را حتما ببینید که در این فیلم هم قانون سپاس گذاری بیان شده هم رسیدن به اهدافی که با اشتیاق فراوان همراه باشد.
اکنون نیز فایل هدف گذاری را دنبال میکنم و به قسمت پنجم رسیده ام و به همه پیشنهاد میکنم این فایل را مطالعه کنند چون خواهید دید نقاط ضعف و قوت خود را نمیدانسته اید و توجه نمیکردید.
مصطفی عزیز ، واقعاً باور و ایمان شجاعت می آره، این رو بارها توی این مدت دو سال به خوبی تجربه کردم. عاشق این جمله ات شدم
” من در فرکانسی نیستم که اتفاقات بد را تجربه کنم .” بابت معرفی فیلم هم ممنون دوست من . من عاشق فیلمم. بازم برای شجاعت و باورت بهت تبریک می گم.
به نام همه ی نام های او
فقط میتونم بگم ممنونم که ثابت قدم ماندید
وممنونم از اینکه مثالی شدید تا وهابیت و رزاقیت رب وصاحب مطلقمون به نمایش بزارید ویاد آور شدید که نعمت اختیار در وجود ماست.
وممنون خداییم که عدالت وبزرگی وقدرتش در ذهن من نمی گنجه،
وهمه ی آرزوم اینه که روز به روز بیشتر وبیشتر عاشقش بشم تاجایی که من معشوقه اوباشم واو عاشق من،
چون خیلی دوسش دارم ویقین دارم که دوستم داره خیلی ،همین یه باور دنیام بهشت کرده،
عزیز دلی که چشمان زیبات به این چند خط افتاد برات بهشت تواین دنیا آرزو میکنم.
وباوردارم اون هست که من هستم،
واو هست که تو هستی،
وخدا هست و خدا هست وخداهست تنها باوریست که برایم آرامش ابدی داره.
ودیگر خدا برای من آن فکر نیست که کج نهادی پای لنگت میکند تاخطا کردی عذابت میکنم….نه دیگر آن خدای من نیست،
بلکه اوهمه هستیم، جان جانانم ،شاه شاهانم ،یک ویکتا وزیبای من است.
معبود ویگانه ی من ازتو ممنونم که باران مهربانیت برزمین قلب هایمان همیشه وهمیشه می بارد
رب و دردانه ی من ازتوممنونم که گفتی من برای تو کافی هستم ،
ویقین دارم همانند موسی به من هم گفتی اصنعتک لنفسی .
معبود من وقتی نام توبر زبانم جاری میشود دنیا را با همه ی عظمتش در یک قطره باران جای میدهم وکلمه ها عاشقانه جاری میشوند،
عادل بی بدیلم دروازه های قلبم را فقط بر روی تو می گشایم ودلم میخواهد بوی تو آنچنان وجودم را پر کند که عطر زیبا ترین گل ها را از یاد ببرم،
یگانه ی من میدانم که عاشقانه دوستم داری به آن نشان که هر روز چراغ خورشید را برایم روشن میکنی وآسمان را سقف خانه ام کردی،
زیبای من میدانم اگر عاشق تو نباشم پروانه ها ولاله ها از من می گریزند ومیدانم وقتی عشق تو بر قلبم نشست دنیا از نوک سوزن هم برایم کوچکتر شدوتو شدی همه ی بودنم.
دوستت دارم معبود وعشق زیبای من
از فضل خداوند چنین فاضل درگاهش شده اید درود و سلام خدا بر شما باد ، از متن زیبای شما بسیار لذت بردم
زینت کلامتان پر از عشق به الله یکتا بود که عطر خاصی داشت
دوست خوبم صفا فاضل سلام و سپاس
چه با شکوه است بودن در جمع انسان های با صفا و با فضیلتی که کلمه توحید در کلامشان و در نگاهشان و در جانشان نشسته است.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام دوست عزیز نور ایمان از شما ساطم میشود خداوند را سپاسگزارم بخاطر وجود ارزشمند شما. مطمئنا شما از افراد موفق خواهید بود و البته هم اکنون هم هستید
سلام بربندگان پاک خداوند
سپاسگذارم از شما خانم شب خیز عزیز،آقای جوان وآقای صمیمی ،وهمه ی دوستان عزیزی که نگاه زیبایشان به این چند سطر افتاد ،برایتان آرامشی را از آن یگانه ی مهربان آرزو میکنم که جز او نبینید وجز او نشنوید وجز او نگویید
دوست قدرتمندم
ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﻘﺪﺭ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰ ﻫﺴﺘﯽ !
ﻭ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪی ﺍﯾﻦﻩ ﮐﻪ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭ ﺑﻪﺧﺎﻃﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯽ .
ﺗﻮ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰﯼ، ﻫﻤﺎﻧﮕﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻫﺴﺘﯽ.
ﺗﻮ ﻗﻮﯼ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ .
ﺗﻮ ﺯﯾﺒﺎﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ .
ﺗﻮ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺵ ﺗﺮ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ
ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ ﺩﺍﺭﯼ.
ﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﯽ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻧﯽ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺗﺼﻮﺭﺵ ﺭﻭ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ .
ﺗﻮ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻫﺮ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺁﺭﺯﻭﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﯼ ﻫﺴﺘﯽ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﺠﺎﺩ ﯾﮏ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ اﺕ،
ﭘﺮ ﺍﺯ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺍﺷﺘﯿﺎﻕ ﺑﺎﺵ .
ﺑﺮﺍﯼ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺸﻮﻥ ﺩﺍﺭﯼ،
ﭘﺮ ﺣﺮﺍﺭﺕ ﻭ ﻣﺸﺘﺎﻕ ﺑﺎﺵ.
ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯼ؛
ﺭﺷﺪ ﮐﻨﯽ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺷﯽ، ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺑﺎﺷﯽ، ﺷﻮﺥ ﻃﺒﻊ ﺑﺎﺷﯽ، ﺑﺎﻫﻮﺵ ﺑﺎﺷﯽ،ﺷﺠﺎﻉ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ…ﺧﯿﻠﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻭ ﺑﻬﺘﺮ .
ﻭ ﺩﺭ ﺿﻤﻦ …”ﺗﻮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺤﻘﻖ ﺑﺒﺨﺸﯽ .”
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﻘﺪﺕ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ،ﺗﺤﻤﻠﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ … “.
ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺕ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ .
ﻗﻮﯼ ﺑﺎﺵ،ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ ﻧﻔﺲ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ.
ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ !
ﺗﻮ ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩﻩ ﺍﯼ !
تو ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﯿﺰی !
?ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ
بسیار زیبا : «ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺣﻤﺎﯾﺖ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﻘﺪﺕ ﮐﻨﻨﺪ، ﻧﺎﺩﯾﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ،ﺗﺤﻤﻠﺖ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ … ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺕ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ .»
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای مشایخی عزیز چقدر متنتون فوق العاده و روحیه دهنده بود. همه آنرا در دفترم نوشتم. متشکرم ?
آقای مشایخی متنتون عاااااااااااالیه کلی لذت بردم و احساس خوبی بهم داده , سپاسگزارم.
خوشحال شدم..موفق و شاد باشید
بسم الله الرَّحمن الرَّحیم
سلام و خداقوت خدمت استاد عباس منش و دوستان آگاه
شکر خدا که فرصتی پیش آمد تا داستانی در مورد خود بنویسم.
من هم مثل خیلی از جوان¬های دور و اطرافمون یک زندگی عادی داشتم درس خوندم و کنکور دادم و به دانشگاه رفتم ولی نکته اینجاست که بی هدف درس میخواندم و حتی خودم هم انتخاب رشته دانشگاهی ام را انجام ندادم و حتی در دوران کارشناسی با اینکه دانشگاه تهران درس می خوندم ولی تا 3 سال رشته خودمو دوست نداشتم و میخواستم تغییر رشته بدم. از این وضع خسته شده بودم از اینکه زندگی بی هدف داشتم و نمیدونستم که برای چی دارم درس میخونم خسته شده بودم تا اینکه یک روز در حال برگشتن از دانشگاه به سمت خوابگاه دانشجویی بودم که یک پوستر نظر منو جلب کرد. آن پوستر گارگاه تندخوانی و تقویت حافظه استاد عباس منش بود. به اتفاق دو تن از دوستانم در آن کارگاه شرکت کردم. به غیر از تمرینات باید بگم که فقط حضور فیزیکی در فضای کارگاه اعتماد به نفسی به من داد که باعث شد سرعت مطالعه من دو برابر شود. حضور در این کارگاه و آشنایی من با استاد عباس منش و محصولات ایشان شروع تغییرات عمیق در من بود. البته استاد در اون موقع هنوز سایت عباس منش را راه اندازی نکرده بودند و در شرکت ایرانیان موفق درخشان فعالیت داشتند. در آن کارگاه من 4 محصول دوبله شده تو میتوانی زندگی ات را رویایی کنی، قطعه شاهکار، راز متا، قطب نما را تهیه کردم و همچنین سی دی راز ثروت و توانگری استاد را گرفتم تا در تابستان آنها را ببینم. جوّی که در آن بزرگ شده بودم و سیستم ذهنی من بر آن مبنا بنا شده بود کاملا با چیزی که الآن هستم فرق می کرد. پس از دیدن آن محصولات درگیری و جنگ عقایدی در ذهن من ایجاد شد که مدت ها در حال جنگ با عقاید قبلی و فعلی خود بودم. شاید باورتون نشه، این قضیه تا جایی پیش رفت که یکدفعه دیدم در اوج جوانی یک تار موی سرم سفید شد. دیگر تا چند روز به هیچ چیز گوش ندادم و در واقع استراحت ذهنی به خودم دادم تا آرام شوم ولی دیگر کار از کار گذشته بود و چراغ امیدی در من روشن شده بود و مسیری را در رو به روی خود می دیدم که به من انگیزه حرکت میداد، اعتماد به نفسم را بالا برد، زندگیم را هدفمند کرد، شوق ادامه تحصیل را در من بالا برد و امید به حقیقت داشتن آرزوها را در من زنده کرد. از خداوند متعال متشکرم که راه را به من نشان داد و یاری ام کرد که در این مسیر قدم بردارم و با قوانین خودش که در این جهان قرار داد آشنا شوم تا حالم خوب باشد و از استاد گرانقدرم هم متشکرم که واسطه این حال خوب قرار گرفت و مرا در ساختن بهشت در همین دنیا یاری کرد و این محبتشان ادامه دارد…
سامان اقراری
24 ساله
کارشناس ارشد مهندسی منابع طبیعی – جنگلشناسی
دوست خوبم سامان اِقراری سلام و سپاس
خیلی عالی و مصمم.
خوش به سعادتتان که استاد را زیارت کرده اید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام به شما دوستان خوبم. خیلی خوشحالم که همه با هم در رودخانه موفقیت شنا می کنیم و شاهد امواج ثروت و آرامش و سلامتی در این راه هستیم.
شاد و پیروز باشید.
آقا سامان گرامی ممنون از داستانت
دوستان عزیز و ارزشمندم سلام. و درود خداوند بر شما که سخنانتان ارزشمند ترین سخنانیست که انسانی میتواند بر زبان آورد.
آیا میدانید سخنانتان، به خصوص زمانی که از پروردگارمان صحبت میکنید چقدر ارزشمند است؟؟؟ آیا میدانید سخنان استاد عزیزمان جزء ارزشمند ترین سخنانیست که یک انسان میتواند بر زبان بیاورد؟؟؟ آیا میدانید وقتی که در کلامتان از خداوند صحبت میکنید و نشانی او را به دوستانتان میدهید چقدر سخنانتان ارزشمند است؟؟؟ آیا میدانید که بهتر از این سخنی نیست که بتوانید بر دل و زبان جاری کنید؟؟؟
وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّـهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِی مِنَ الْمُسْلِمِینَ (فصلت 33)
و کیست خوشگفتار تر از کسی که به سوی خداوند دعوت کند و کار شایسته انجام دهد و گوید من از تسلیم شدگان هستم؟
از دهانم دم به دم چون نافه آید بوی مشک
روز و شب ورد زبان, نام خدا باشد مرا
عالی بود دوست خوبم , چقدر خوب است دوستی با دوستان خدا…
دوست و برادر خوبم آقای صمیمی عزیز از تذکر خوب شما خیلی چیزها به من الهام شد و شما مسبب خیر شدید. سپاسگزارم …
کلام خودتان هم از این جنس شده است تبریک ….
راه خدا راهی است که نهایت ندارد…
از همان اول خوب است تا ابد ……..
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
دوستان عزیزم از شما سپاسگزارم. همه از لطف خدای بزرگ با همنشینی با شماست… خانم میر بوی خداوند این روزها از شما بسیار بیشتر استشمام میشود… .نعمت بسیار ارزشمندی را در وجودتان میپرورانید… بسیار بزرگ…
سلام بر شما آقای صمیمی عزیز …
چ زیباااااا و جاری آری تمامی گفتار از کرم و بخشش خداوند است …
عطر مهر، عطر مهربانی و خوشبختی ….
اینها همه از بزرگواری و مهربانی استااااااد عزیز است ک ب ما راه درستی و معنویت را نشانمان داد تا بتوانیم خدایمان را بشناسیم و جهان را جای بهتری سازیم برای زندگی ..
هر چی آرزوی خوبه مال شما .
موفق و شاد باشید