«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 48 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4029 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    .k namdar گفته:
    مدت عضویت: 3859 روز

    دوستان عزیز سلااااااام .

    امیدوارم حال همگی عااالی باشه وزندگیتون پرشده باشه از اتفاقات قشنگ .

    من هنوز داستان کامل اشناییم با این سایت رو اینجا ننوشتم و راستش داره یه اتفاقات خیلی خوبی می افته که به زودی میا م و اینجا کامل توضیح میدم فقط امروز به درخواست خانم شبخیز که گفته بودن نتایج هر چند کوچیک رو اینجا بنویسیم تا به رفع باور های محدود کننده همدیگه کمک کنیم ومن امروز میخوام در مرود اتفاق خوب امروز براتون بنویسم .

    دوستان چیزی که من دقت کردم وقتی روزی که از خواب بیدار میشم وشکر گزاری من از اعماق وجود باشه (از ته قلب ) و خداوند رو عاشقانه ستایش می کنم محاله اون روز یه اتفاق خیلی عالی برام نیفته .هر چند من وقتی خانم سمانه در قسمت عشق و مودت گفته بود عاشقانه هاشو تقدیم تقدیم خداوند میکنه فهمیدم من در مورد ستایش خداوند ضعف داشتم ووقتی روز عرفه معنی دعای عرفه رو میخوندم از اینکه امام حسین چقدر خداوند رو عاشقانه ستایش میکرد شگفت زده می شدم ومن هم تصمیم گرفتم چند جمله از اون دعا رو در مورد خداوند همیشه با خودم تکرار کنم .

    دوستان عزیر من بارها و بارها نوشتم که من یه باور جدید برای خودم ساختم که (خداوند خیلی راحت و زود خواسته های منو بهم میده ) .بعد از این مدتی که من دارم روی این باور کار میکنم دارم خدا رو شکر کم کم نتایج رو میبینم و این نتایج داره هر روز بیشتر و بیشتر میشه مثلا تا چند هفته پیش دو سه روز ی یه بار ولی این روز ها در طول روز چند بار این اتفاق میافته که یه چیزی رو میخوام و بلا فاصله به دستم میرسه .چند شب پیش یه خوراکی توی ذهنم بود وشبش خواب دیدم که اون خوراکی رو میخورم و توی خواب به خودم می گفتم دیدی خیلی سریع به هر چی بخوای میرسی(خخخخخ) ودقیقا روز بعد واقعا همون اتفاق افتاد .

    اول اینکه صبح که داشتم حاضر میشدم با خودم گفتم برم از عابر پول بگیرم و توی ذهنم گفتم یه مبلغی بگیرم که یه مقدارش خورد باشه چون اول صبح معمولا رانند ها غر غر میکن که پول خورد ندارن و کمتر از ده دقیقه بعد مامانم گفت بیا این پول رو بگیر گفتم پول چی !!!!!!!!!!گفتش خرید چند روز پیش هر چی گفتم نمیخوام قبول نکرد و جالب اینه که یه مقدارش پول خورد بود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به خودم گفتم کبری دیدی چقدر سریع !!!!! خداااای شکرت

    و اتفاق خوب دیگه امروز :

    من کارتریج پرینترم دور وز پیش خراب شده بود وقرار شده یه نو بگیرن وتو این مدت هم من اگه پرینت برگه رو میخواستم میفرستادم رو یپرینتر منشی شرکت یا واحد دیگه ای و از اونجا بر میداشتم .کارم این چند روز زیاد بود و این کار برام سخت شده بود که هی بخوام برم و یه برگه ای رو از یه قسمت دیگه بردارم .

    توی ذهنم گفتم من که هر چیزی بخوام زود به دستم میرسه پس بزار زنگ بزنم شاید همین امروز اوردن پیگیری کردم و گفتن باید صبر کنم تا شنبه یا یکشنبه !!!!!!!!!!!!!!!! بچه ها باور نمیکنید همون موقع ذهنم گفت پس چی شد!!!!!!!!!واسه همینه که استاد میگه همیشه روی باور هاتون کار کنید حتی شده تا اخر عمر .من گفتم اشکال نداره ورفتم سراغ کارم . یه نیم ساعت بعد رفتم اتاق بایگانی تا چند تا برگه بردارم دیم که توی یکی از کمد ها یه کاتریج هست و اتفاقا همونی بود که به پرینتر من میخورد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! با خودم گفتم این اینجا چکار میکنه !!!!!کی اینو گذاشته اینجا !!!و العان که فکر میکنم میگم به قول مصاحبه یکی ازبچه های روانشانسی ثروت (حسام شگفتی )این قانون که داره جواب میده چون شما نمیدونید توی شرکت چقدر عجیبه که توی یه اتاقی یه کارتریج باشه و کسی اونو ندیه باشه!!!!!! .اول با خودم گفتم شاید خرابه آوردم یه پرینت گرفتم و تو دلم خدا خدا میکردم که سالم باشه و دیدم شکر خدا سالمه ونمیدونید چقدر این اتفاق امروز منو خوشحال کرد به خدا گفتم من واقعا نمیدونم چطور در مقابل این همه رحمت تو شکر گذار باشم .چون یه بار دیگه بهم ثابت شد که سریع به چیزی که میخوام میرسم و دیگه اینکه واقعا طبق گفته استاد برای رسیدن به هر چیزی هزار راه هست که هرگز به ذهن ما نمیرسه پس ما فقط باید بخوایم وجور شدن و رسیدن به اون خواسته کار خداونده .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4205 روز

      خانم نامدار عزیز خدا را خیلی خوب شناخته اید و قدرت برتر او را که همیشه استاد از آن صحبت می کند در باورهای شما به خوبی در حال تجلی است. تبریک.

      شنیدن موفقیت های شما احساس غیر قابل وصفی در بنده به وجود می آورد.

      منتظریم…منتظریم…منتظر

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4032 روز

      بعضی از پیامهای دوستان رو که میخونم مخصوصا اونهایی رو که نمیشناسم اولش برام باورش سخته یا میگم خب این شاید نتیجه جالب توجهی نباشه بعد قلبم میگه یه بار دیگه بخون، میخونم و میبینم که چقدر نتایج جالب و خوبه!!!!! (خداوندا ایمانم را نسبت به خودت قوی و قوی تر کن) چقدر زیبا گفتین که استاد میگن برای رسیدن به چیزی هزار راه مختلف وجود داره که ما نمیدونیم بله، وظیفه ما فقط درخواست چیزهای الهی از خداست. آفرین بر شما…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      عاشق خدا گفته:
      مدت عضویت: 3654 روز

      سلامممممممممممممم خدارو شکرررررررررر

      خیلی خوشحالم از ذوق شما من هم به وجد اومدم ممنونم ز این انتقال احساس زیباتون به بنده های دیگه خدا

      مطمعن باشید هر روزززززززززززز نتایج جدید می گیرید

      هی پیشنهاد دارم همین باوری رو که در حال ایجادش هستید این رو هم بهش اضافه کنید بزرگگگگترین درخواستهای من هم خیلیییییی زود و عالی برآورده میشه

      کم کم نتایجتون عظیمتر میشه چون دیگه باور کردید چیزای کوچیک راحت مستجاب میشه

      خدای مهربونم به تعداد تمامی اشرف مخلوقاتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ارمان مشایخی گفته:
      مدت عضویت: 3885 روز

      من روی این باور خیلی کار کردم و همیشه این زیر همه خواسته هایم می نویسم (خدایا شکرت که خیلی سریع به خواسته هایم میرسم)سه تا هدف داشتم خداشکر به دوتا از اهدافم رسیدم یک هدف دیگم نشانه هاش اومده خیلی دارم سریع پیشرفت میکنم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3762 روز

      خانم نامدار دوست عزیزم سلام

      باور کنید هر بار که از موفقیت هایتان می نویسید در پوست خود نمی گنجم ، به حقیقت هر آنچه از پروردگار بخواهیم به آسانی به دست می آید فقط باور و ایمان قوی به الله یکتا می خواهد ، بی صبرانه منتظر خبرهای خوب موفقیت های پی در پی شما هستم

      یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

      کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      احمدرضا کریمیان گفته:
      مدت عضویت: 4270 روز

      .بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به شما خانم نامدار

      بسیار زیاد موفقیت های پی درپیتان را تبریک می گویم.

      بازهم موفقیت هایتان را بنویسید تا به همه ما روحیه بیشتری برای استفاده هر چه بیشتر از قانون را بدهید.

      انشاءالله موفقیت هایتان روز افزون باد.در پناه خداوند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        .k namdar گفته:
        مدت عضویت: 3859 روز

        با سلام

        از ابراز لطف دوستان عزیزم (خانم شبخیز -آقای جوان آقای کریمی -آقای صمیمی آقای مشایخی و….) ممنونم و همیشه خوشحالم که اینجا دوستانی دارم که از موفقیت های هم خوشحال میشن ..نظرات خوب شمادوستان واقعا به من کمک های زیادی کرده ومن هم بیصبرانه منتظر شنیدن موفقیت های بیشتر شما هستم . آرزو میکنم نتایج همگی ما روز به روز بزرگتر و چشم گیر تر باشه .

        از خداوند برای همگی بهترینها رو آرزومندم .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    آلما میر گفته:
    مدت عضویت: 3665 روز

    سلام دوستان عزیزم

    داشتم نظرات رو میخوندم با خودم گفتم من چقد زیاد نظر میزارم باید کمش کنم بعد چشمم خورد به متن آقای جوان عزیز که برای آقای صمیمی دوست داشتنی گذاشتن و گفتن لطفا ادامه بدید و از همه ی دوستان خواستند موفقیت هاشون رو به اشتراک بزارن , آقای جوان انگار اون متن برای من بود برای همین ادامه میدهم.

    جمعه آزمون قلمچی دادم یک جهش وحشتناک داشتم توی همه ی درس هام و ترازم طوری که همه تعجب کردن ولی من اصلا تعجبی برام نبود ,

    دوستم بهم پیام داد که چند روزه پیش فامیلشون کار میکنه موزیک و اینجور چیزا وااااااااااااااای امروز رفتم پیشش کلی بهم خوش گذشت یعنی خییییییییلی لذت بردم , همش شوخی و خنده و احساس خوب وقتی اومدم خونه از خداوند بینهایت و با تمام وجودم سپاسگزاری کردم چون حالم عاااالیه و ازش خواستم دوباره این اتفاق برام رخ بده , خداجونم شکرت خیلی ساده میشه لذت برد , ممنونم که یادم یادید سپاسگزار باشم , من از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم.

    دوستتان دارم , خداجونم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4032 روز

      خواهر عزیز و پر انرژی ام سلام… چه میتوانم بگویم جز تبریک به شما برای احساس خوبتان که منشا تمام اتفاقات خوب زندگیتان است…. حضورتان بسیار ارزشمند است. ادامه دادن شما احساس خوب برای من و منشاء اتفاقات خوب برای من است… خداوند را بخاطر موفقیتهایتان سپاسگزارم…. همواره شاد باشید…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4205 روز

      به وضوح مشخص است که موفقیت در دو قدمی است …

      فقط کمی برنامه ریزی …

      فقط کمی تمرکز …

      کمی تلاش …

      کمی هم کم کردن موارد غیر ضروری همین …

      خوشحال شدم به خاطر آزمون قلمچی …

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    سلام استاد عزیز

    سلام بر دوستان خوبم در این پیج فوق العاده

    آنچه که استاد عزیز در این فایل گفتند بسیار نکته بسیار عالی بود

    داشتن الگو

    آنهم الگوهای موفق و عالی

    آنهم الگوهایی که با پشتکار عالی و با توکل به خدای مهربان توانستند که موفق بشوند

    اینها همه انگیزه است و در جهت موفق شدن بسیار عالی است

    چرا که ذهن منطقی به خود می گوید که اینها توانسته اند پس من هم می توانم به این موفقیت ها و اهد اف خودم برسم

    نوع نگرش این الگوها به مشکلات و سختی ها

    نوع برخورد آنها به تضاد ها

    پس آنها توانسته اند من هم می توانم

    آنها به آرزوها و خواسته های خودشان رسیده اند پس من هم می توانم به اهداف خودم دست پیدا کنم

    چقدر این نکته عالی بود و استاد نکاتی را در همین فایل های بظاهر رایگان می گویند که عمل کردن به همین نکات خود برای خودش یک دوره است و باعث رشد و پیشرفت می شود

    چقدر عالی است که من با مطالعه الگوها به جایی برسم که در درون خودم به این احساس برسم که می توانم و به اهداف خودم خواهم رسید

    این حس وقتیکه که در درون من ایجاد بشود برای من عالی است و عامل موفقیت من خواهد بود

    به همین راحتی است وقتی فلان نفر که در هر کجای این کره خاکی که بخواهد باشد به یک موفقیت دست پیدا کرده است پس من هم می توانم به آن خواسته و به آن هدف برسم

    با ساختن الگوهای عالی و با باور کردن به این موضوع که من می توانم و خواهم توانست

    خدای مهربان هم کمک من است و او هم به من کمک خواهد کرد

    ایمان به خدای مهربان

    اعتماد داشتن به دستهای او

    می توانم به خواسته ها و اهداف خودم برسم

    سپاس از خدای فروانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  4. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1492 روز

    سلام به استاد مهربان

    سلام به دوستان خوب خودم

    توجه کردن به الگوهای موفق برای من این حکم را دارد که می توانم به خودم بگویم که اگر فلان شخص توانسته است در این کسب و کار خودش

    در این مورد

    در این زمینه روابط به موفقیت برسد

    پس من هم می توانم به آن موفقیت و دستاورد برسم

    چرا که برای ذهن وقتی الگو می آورم مقاومت ذهن در هم شکسته می شود

    فقط کافی است که اینجا من باورهای خوبی را برای خودم بسازم

    بجای اینکه روی ناتوانی ها و مشکلات کار خودم بپردازم به توانایی ها و استعدادهای خودم چشم بدوزم و آنوقت بی شک من موفق ترین خواهم بود

    من براحتی می توانم به خواسته های خودم برسم

    من براحتی و آسانی می توانم به پیشرفت دست پیدا کنم

    اینجا فقط کافی است که باور داشته باشم که می توانم

    باور داشته باشم که خودم برای خودم به تنهایی کافی هستم

    خداوند را سپاسگذارم که همیشه در کنار من است و همیشه من را در حال هدایت کردن است

    خداوند را شاکرم که من را به این سایت پر بها هدایت کرد تا اکنون بتوانم به راحتی و آسانی به دستاوردهایی از خودم برسم که هم در آزادی زمانی و مکانی مالی عالی هستم و هم خودم برای خودم صاحب کار خودم هستم

    هر چه را بخواهم به دست بیاورم به این درک و منطق رسیده ام که با ساخت باورهای خودم می توانم براحتی و اسانی آنها را برای خودم بسازم

    سپاس از استاد عزیز

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  5. -
    نسیم ۶۶ گفته:
    مدت عضویت: 3579 روز

    سلام، راستش من نمیتونم بگم که صد در صد موفقیتم رو از اینجا کسب کردم ولی خوب نکات کلیدی مهمی که بواسطه آقای عباس منش از طرف خداوند بهم الهام شد بسیار کارساز بودن. هر چند که من فقط فایل حزن در قرآن و وصیت حضرت علی (ع) و دعای کمیل رو شنیدم. و اینکه خوب بسیار کارساز بود در زندگیم و خودم شروع به جستجو و همزمان تجربه کردم،از بقیه فایلاتون بی اطلاع هستم چه بسا خیلی از نکاتی که من با ساعتها جستجو در کتابهایی به زبونای مختلف از همه جای دنیا و ترجمه و جستجوی بی وقفه شبانه روزی بدست اوردم اینجا موجود باشه . ممنون از شما …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    مهدی غلامی گفته:
    مدت عضویت: 3624 روز

    سلام علیک با عرض ادب خدمت استاد عزیز

    سید حسین عباس منش و تمامی همه

    دوستان وفادار همچنین هم فراکانسی های

    موفق گلم ،

    که واقعا از صمیمم قلب وارد فضای که

    واقعا پر از نشاد ودرسهای آموزنده که

    هیچ جا وجود نداره وارد شده اند،دوستانی که دوست دارن که زندگی خودشونو را؛خودشون اونجوری که میخاد بیافریند.

    من امید و آرزو دارم که این خانواده بزرگ وعزیز برای همیشه وجود، و تبدیل به یک خانواده

    بزرگ در جهان هستی بشه و انسان های

    مختلف از سراسر جهان با این خانواده اشنا و توانسته میسر اصلی زندگی و رسیدن به

    بالاترین سقف موفقیت های که در جهان هستی

    وجود داره برسن و زندگی لذت بخشیرا از

    جهان تجربه کنن.

    من مهدی غلامی هستم. من 15 ساله هستم و ساکن شهر لندن هستم .

    خلاصه داستان من این است من در خانواده متوسط رو به پایین با برداران و خواهران

    بزرگ شده ام .

    شهری من در ان زندگی میکردم شهر

    مقدس قم بود اینطوری بگم من در این

    شهر به دنیا و تا سن ١4 سالگی در ان

    بزرگ شده ام.

    اما گذشته، من کاملا فرد مذهبی هستم.

    اعتقاد داشتم که خداوند یکی از بخشنده

    و مهربان ترن و بزرگترین و قوی ترین فرد

    که در جهان هست، که بسیاری از افراد به ستایش خداوند می پرستن.

    ????????????????????????????

    اما همیشه از تعجب می ماند، کسانی که

    خداوند را ستایش میکنند، اما بسیار از

    ان ها فقیر حتی نون خوردن شب هم ندارن، کسانی که حتی خدا را هم نمیشناختن یا

    دوستتش نداشتن خیلی پول دار هستن .

    من تو زندگیم از این موضوع واقعا تجعب میکردم، خیلی وقت ها میشد در این مورد فکر میکردم

    تا جایییی که واقعا میرسیدم که به هیچ

    چیز اعتماد نداشتم حتی خود خدا که بیزار بودم.

    یا اینکه حتی خدا را در مواقعی که واقعا به ان احتیاج داشتم سراغی از خدا وند میگرفتم.

    و به ان التماس و گریه زاری میکردم،

    و واقعا از خدا با نفرت از او خواسته های

    داشتم که میدانستم به ان ها خداوند

    عمل نمیکند .

    و از لحاظ مذهبی بودن دیگه نماز و

    دنبال عبادت کردن خداوند نبودم وبا این

    که از این راه جدا شده بودم خیلی شاد

    و نه خیلی ناراحت بودم .چون اعتقاد داشتم.

    که ادم های ثروت مند به این گونه توانسته اند ثروتمند شوند. و در زندگی به دوستانی که

    کمک یا هر کاری میکرند برایم خیلی خوشم

    میام، و از ان ها تشکر میکردم .

    و به خدا میگم که این از تو بهتر است به من

    کمک کرده تو حتی قدرتی نداری

    تا بتوانی زندگی خانواده ام را بهتر کنی.

    ????????????????????????????????????????????????????????

    خلاصه تا این جای پیش رفت که من که

    من تصمیم گرفتم دنبال ثروت و در امد

    خوبی بودم. اما واقعا نمی دونستم از کجا

    شروع کنم .

    تا این وارد یوتوب شدم و شروع به سرج

    در مورد چگونه درامد خوبی داشته باشم،

    خلاصه همه ویدیو های را که در مورد

    در امد بود را دیدم برای مثال اینکه

    درامد اینترنتی که کار کردن برای یوتوب و حتی در امدهای انلاین و ……………..

    یا این که با کلیپ خاصی رسیدم این بود.

    که 10 درسی که از البرت انیشین بود.

    تو این کلیب دیدم خود انیشین نیست،

    خلاصه یه نیروی بود که به من میگفت

    حالا بین تا اخرش بعد تصمیم بگیر، تا این

    که واقعا به صورت جدی تصمیم گرفتم این کلیب را تا اخرش بینم.

    ????????????????????????????????????????????????

    بعد از اینکه ویدیو را دیدم واقعا میشه

    گفت این اولین که ویدیو را دیدم که تاثرترین ویدیو بود که زندگی منو از ته یه چاه

    وارد اسمان ها کرده. واقعا این کلیپ را

    میشه گفت بالای 5بار دیدم.

    من دنبال این راستا کلیب های مختلف از

    این استاد را دیدم و واقعا علاقه خاص استاد و ویدیو های که در یوتوب بود پیدا کردم.

    ????????????????????????????????????????

    ویدیو بود که نام فقط روی خدا حساب

    باز کن واقعا منو از زندگی امید وار کرد ،

    و توانستم که مشکلات که در گذشته داشتم

    را پیدا کنم و ضعف خودم را در این مورد پر کنم. خداوند را واقعا شکر میکنم که در میسر واقعی که

    هم دو این جهان و در جهان اخرت جواب میدهد.

    واقعا نمیشه از این همه ویدیو های رایگان که در سایت و یوتوب هست تشکر نکرد من از طرف خودم از جناب استاد بزگوار صمیمانه تشکر کنم

    نیمشه گفت که من یه ویدیو را دیده باشم

    و هیچ درسی، نتیجه ای از ان به دست نیارم

    از فایل های صوتی و تصویری که دارم خدا را بهتر بشناسیم /گزارش روانشناسی ثروت /قدرت سپاس گذاری /گزارش١0و9افرینش/هدف گذاری /ترس وایمان/قانون بخشش یا عف / قانون سطل /

    قانون رابطه/نقش عزت نفس در تصمیم گیری / مسائل قرانی که یکی از موارد مورد علاقه من است /قانون عشق/رسالت من/و ویدیو های انگیزیشی که واقعا تاثیر گذار بود البته همه انان در زندگی من

    تاثیر گذار بود و گوش دادن و نگاه کردن له انان نکته های بسیار ریز و جالب و موثر تر را پیدا میشد.

    واقعا باید بگم خیلی عالی هستی و از صمیم قلب دوستت دارم.

    من در همه لحظه پیکر شما بود سفر به فرانسه /کشتی کروز/یه جای زیبا در دل طبیعت/سفر لاس وگاس و…….

    خیلیییییییییییییییییییی جالب بود

    من در گذشته خیلی سختی داشتم و الگو های من این بود که پدر با تمام سختی های و رنج های که میکشید نه تنها زمانی که وارد خانه میشد میدیم بلکه حتی من هم وارد این کار شدم و میدیدم که پدر بنده با تمام تلاشهای که سختی ها ی که در کار میکشد واز ان رنج میبرد به سختی میتونست خرج خانواده را ب دست اورد به این صورت باور های من به صورت نا خداگاه شکل گرفت اما من با این باور بودم که همیشه باید یه راهی باشه تا این کلیپ قانون جذب را دیدم و واقعا دانستم که باید بصورت کلی باور ها را عوض کرد این کار سختی است.

    به قول استا باور های ما مثل سیمان به مغز ما چسبیده و باید ان ها عوض کنیم .

    کلیپ قانون جذب رادیدم و با فیلم راز اشنا

    شدم که فیلم راز را باور جدید خودم روی باور های گذشته اوردم.

    کلیپ های زیادی را دیدم مثل چگونه در عرض

    یک سال در امد خود را سه برابر کنیم ان هم باور کردم و انشالله منتظر درامدهای خوبی هستم.

    ????????????????????????????

    خلاصه من در اخر ماه اسفند 94 با استاد بزرگوار اشنا شدم و فقط در طی این روز ها فایلهلی

    صوتی را گوش میدادم حتی در این زمان یکی از دوستانم در لندن در مدرسه باعث شد که این فایل های صوتی راهم به ان نشان بدم و متسفانه نظر ایشان بسیار منفی و حرف هایی میزند که

    واقعا منو ناراحت وعصبانی کرد و به سرعت فهمیدم که ایشان در فرکاس خاصی که ما و خانواده عباس منش در انها هستند ایشان نیس .

    اما دوباره سعی کردم که به قول استاد عباس منش که میگه میتونید با آشنا کردن این قوانین با افراد دیگه این زنجیره خوشبختی را ادامه بدید.

    دوباره با ارسال فایل های صوتی به یکی از

    دوستان این کار را کنم اما دوباره با جواب منفی ایشان ناراحت شم شای ایشان هم در فرکانس نبود. ایشان میگفت مه حرف ها درست هست

    اما من که اینها را انجام نمیدم پس بیخیال میشم حتی فایل صوتی شما را هم پاک کرد.

    خلاصه اینکه خود من از خدای بزرگ تشکر میکنم

    که در این فرکانس هستم وسعی کردم که سایت را پیدا و در ان عضویت شدم بعد از ان با عضویت در تلگرام و……….

    میخام این را باقدرت ادامه بدم و امید دارم که با این سن کم من میتونم به جاهای بزرگی برسیم.

    خخخخخخخخخخخخخ

    از استاد بزرگ تشکر بسیار افراوان دارم که امید و زندگی منو از زمین به اسمان ها کشانده است .

    واقعا نمیدونم چگونه این همه لطف را برای

    ایشان جبران کنم ،میشه خودت ایشان یکی از دست های خدا بودن که برای من فرستاده شده است واقعا خداوند بزرگ است.

    من خیلی از مشکلات بزرگی دیگری داشتم که

    واقعا بیشتر ان ها را حل شده مثلا من در شهر مذهبی بود وباور های که به من گفتند و باورهای که در مورد خدا به من گفته بودن کاملا متفاوت با چیز هست که الان میشناسم است باید بگم فایل شعر پروین اعتصامی در من باورهای زیباییی در مورد خداوند بوجود اورده است.

    من هنوز از سایت عباس منش خریدی نکردم شاید یکی به دلیل سن کم یا شاید به هر دلایلی دگیر اما امید دارم با اینده زیبا که در پیش دارم میتونم خرید محصولات گراببها که در دنیا وجود ندارد برسم و زندگی بهتری را در پیش بدارم.

    و این هم جالب است که بگم زمانی که من در ایران بودم به دلایلی در فیلم بسیار زیبا هوش سیاه 2که در شبکه 3 میگذاشت در قسمتی که از لندن از برنج ساعت در لندن نشان داده بود دیدم واز همان جا ارزو کردم که در لندن زندگی کنم و دیگری بسیار از فیلم های سینمیی خارجی را میدیدم باعث این شد که من ارزوی مدرسه رفتن در مدارس خارجی یا انگلیسی کنم واین ارزوی من به واقعیت پیوست اما الان که من در با قانون جذب اشنا شدم من خودم میگم این قانون برای من جواب داده است پس قانون خیلی خوبی است ،ب خدا جواب میده. حتما یه بار امتحان کنید.

    خلاصه از این قانون وقانونی که جواب میدهد بی عیب و بی نقص و سپاس گذار خداوند هستم.

    ????????????????????????????????????????????????

    جالبه اشارهی به قدت سپاس گذاری از خانوم راند برن یکی از روش ها عالی برای بهتر زندگی کردن است.

    من خیلی دوست دارم ادامه بده اما انگار فکر میکنم بسیار متن من زیاد شده وباعث خسته شدن کسانی که میخان بخوان وتجربه کسب کنن بشه.

    خلاصه بقول استاد: بهشت را به بها میدن نه به بهانه ، میخام بگم من در جای زندگی میکنم که دور از خانواده و شهری که در ان بزرگ شده ام،

    میخام بگم قدر همه چیز که هنوز دارید وان ها را هنوز از دست ندادید، بدانید

    زمانی میرسد که واقعا هر مقدار زیادی پول هم بخواهید بدهید تا انان را بدست بیاورد، نمیتوانید دوباره انان را بدست اوردید.

    برای مثال: خانواده پدر و. مادر و عمری که دارید.

    من سنی ندارم ١5 ساله هستم و فقط با اشنا شدن با عباس منش میشه گفت بدست اوردم جالبه درسخوندم در گذشته خیلی ضیعف بودم اما باید بگم تاثیری که ویدیو تندخوانی و تقویت حافظه استاد خیلی در زمینه منو کمک کرده است.

    تشکر فراوان از استاد بزرگ و دوستان خیلی خوش حالم که در این فرکانش هستم به امید دیدار تکتکتون به قول استاد همتون را دوستتون دارم با ارزوی موفقیت برای همتون یا علی مدد

    حرف اخر اینه که استاد میگه:زندگی مثله یه بازی فقط قانون بازی باید بدانیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  7. -
    کیانوش نسیم سبحان گفته:
    مدت عضویت: 3218 روز

    بنام خالق زیبائی ها

    سلام استاد عزیم عباسمنش و یاران همراه

    خدارا سپاسگذارم که به موقع همه درخواستهام را داره اجابت میکنه

    استاد و دوستان عزیزم

    شب آرزهام را نوشتم نزدیکای فردا ظهر اولیش براورده شد که توضیح میدم براتون ولی اولش بزارید یه خورده قربون صدقه خدای مهربان و وهاب و استاد عزیز جان دلم بشم که مردانه تلاش کرد تا قوانین را از دل سنگ بیرون بکشه و راحت در اختیار ما بزاره که به نظرم بی نهایت برابر ارزش مالی که پرداخت کردیم ارزش داره دمت گرم سید جان استاد عزیزم

    خدایا ممنون که مارا در این دوره از جهان هستی خلق کردی که بهترین دوره است به نظر من

    و اما داستان از اونجا شروع شد که من حدود یکماه پیش اولین دوره قانون آفرینش را خریداری کردم و مرتب گوش دادم و نتایج خوبی نصیبم شد که در همین بخش ودر دیدگاهی قبلی توضیح دادم و به اندازه تلاشم برای درک قوانین چندین برابر انتظارم نعمت وارد زندگیم شد

    از اون وقتی که خودم را شناختم طلبکار داشتم و دست از سرم بر نمیداشت و این باوری بود که از پدرم و مادرم به ارث برده ام تو این مدتی که با سایت و مباحث آشنا شده بودم شاید تو اکثر خواسته هدم خلاصی از دست طلبکارام بود ولی نمیتونستم علتش را پیدا کنم که آخه چرا تمومی نداره این طلبکاری من تا اینکه با آموزه هایی که این اوخر توسط فایلها و گوش دادن یک کتاب صوتی به نام چهار میثاق که خود خدا برام نشانه را فرستاد و اونم همینجا چگونگیش را توضیح دادم علتش را فهمیدم و اونم این بود که واقعا به طور ناخداگاه من این شرایط را دوست دارم هرچند در ظاهر اینطور نبود چون خودمم همیشه تو کارهام برای گرفتن حقم از بدهکارام اذیت میشدم

    بالاخره توسط آموزه هایی که از فایلهای رایگان و جلسه اول قانون آفرینش یادگرفته بودم و یه سری دیگه از عوامل بیرونی نفرت واقعیم را به این وضعیت اعلام کردم و تا این وضعیت را اعلام کردم طلبکارام پشت سرهم تماس میگرفتن و دوره امتحان من شروع شد من برعکس همیشه جوابشون را دادم و وضعیتی که داشتم را توضیح دادم و بهشون گفتم دیگه فرق میکنه با دفعات قبل و الان با همه وجود میخوام بدهی شما را بدم و دارم نهایت تلاشم را میکنم و تصمیم گرفتم از مبالغ کم شروع کنم اولی را که نزدیک 200هزار تومان بود دادم دومی را به پیشنهاد خودش قسطی کردم و قسط اولش را دادم به فاصله کمتر از یکساعت باهام تماس گرفته بودن و این کار را انجام دادم ظهر بود و رفتم خونه تنها و داشتم فکر میکردم که چکار کنم اون روز تا آخر شب بیدار بودم و فکر میکردم که نیمه های شب چراغ ذهنم روشن شد و ایده پرداخت تمام بدهیهام کمتر از یکماه به ذهنم رسید تا 5:30صبح روش کار میکردم ،تمام شد و فقط مونده بود اجرا کردنش که نیاز داشت یک نفر 80میلیون در دوپارت 40میلیونی بهم اعتبار کنه و بهم بده که طرفش را داشتم ولی نمیدونستم چطور مطرحش کنم داشتم فکر میکردم که چطور مطرحش کنم که ذهنم دیگه یاری نمیکرد

    ظهر بود از کار روزانه اومدم خونه و باور کنید به اندازه خرید فایل دوم قانون آفرینش تو کارتم پول داشتم ولا غیر تصمیم سختی بود که بخرم یانه

    به حرف دلم گوش دادم و خدا خودش شاهده که نمیدونستم در مورد چی میخواد استاد صحبت کنه خریدم و دانلود کردم و گوش کردم انگار خداوند دوباره برام معجزه شو فرستاد راه حل رسیده بود دوباره ایدمو نوشتم و با خاطری محکم و قلبی سرشار از امید تلفن را برداشتم و کل ایده را براش مو به مو گفتم و گفت باید با شرکام مشورت کنم و فردا بهت زنگ میزنم و خبرش را میدم 50/50چون بدون هیچ سندی میخواستم 80میلیون تومان بهم بده نا امید نشدم و شروع کردم به نوشتن آرزوهام ولی این دفعه با دفعات قبل فرق میکرد یکی تو وجودم میگفت قبول میکنه به خاطر همین یکی از آرزوهام همین بود گذشت تا امروز که فردای دیروز بود و باید خبرم میداد تزدیکای ظهر خودش بهم زنگ زد بقدری آرامش و امید داشتم که خودمم باورم نمیشد چون چنان ازش درخواست کردم که از صد تا سند براش محکمتر بود و پشت تلفن گفت یه بار دیگه طرحت را برام توضیح بده و منم توضیح دادم و تموم که شد گفت بهت میدم و قبول کرد آره قبول کرد اشک از چشمام از خوشحال به اختیار سرازیر میشد

    خدا را شکر کردم و طلب خیر و برکت براش از خدای وهاب طلب کردم

    آره عزیزانم همچین خدایی و همچین جهان هستی و همچین قوانینی داریم ما فقط باید با همه وجود ایمان داشته باشیم که این حرفهایی که عزیز دلم استادم مرد برگزیده خدا استاد عباسمنش میزنه درسته

    خداشکرت به خاطر تمام نعمتهایی که به من عطا فرمودی خدایا شکرت

    استاد عزیزم دستانت را از راه دور میبوسم

    همگی در پناه خدا شاد و پر روزی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  8. -
    رسول عباسی گفته:
    مدت عضویت: 4299 روز

    سلام و درود بر همه دوستان و استاد عزیز

    مطلبی رو من میخوام بگم که علی رغم تمام فایلهایی که تا الان رکورد شده و اماده دانلود , خیلی وقته بی جواب مونده . و دقیقا مربوط به موضوع همین بحثی هستش که استاد اینجا مطرح کرده

    استاد اینجا دقیقا از کاربران خواسته که “”داستانِ واقعیِ آن موفقیت را با (((جزئیات فراوان))) و شرحی از گذشته تان، مبنی بر اینکه چگونه با این سایت آشنا شده اید و در آن زمان در چه شرایط، روحی، جسمی، عاطفی، مالی و … قرار داشتید “” رو کاربران در اینجا به اشتراک بذارن

    اما خود استاد تا الان همچین کاری رو انجام ندادن !!!

    من که شخصا خیلی دوست دارم سرگذشت او یک و نیم سال اول استاد رو با (((جزییات فراوان))) همون طور که از کاربران خواستن , خودشون هم بیان و شرح بدن .

    استاد عزیز خیلی دوست دارم بدونم شما که راننده تاکسی بودین و هندزفری در گوش , پله بعدی برای شما چطور اتفاق افتاد ؟

    دقیقا چه شرایطی پیش اومد در عرض اون یک و نیم سال

    با ذکر جزییات فراوان !

    به نظرم اگه شما یک فایل با این مضمون و شرح حالتون از راننده تاکسی بودن تا پله بعدی تو سایت بذارین در صدر محبوبترین دانلودهای سایت قرار میگیره .

    از تمامی دوستان تقاضا دارم با امتیاز دادن به نظر بنده . استاد عزیز را تشویق به رکورد فایلی در همین مورد بکنیم با تشکر از همه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      تارا صادقی گفته:
      مدت عضویت: 4336 روز

      سلام آقای عباسی.من بیوگرافی کوتاهی از استاد که به چشم خودم دیدم وتاثیر عجیبی تو ایمان خودم داشت رو میگم بعنوان شاگرد حضوری ایشان.تابستان 91برای اولین بار در کلاس حضوری قانون جذب 1روزه استاد چهارراه ولیعصر شرکت کردم.مطالب شیرین وفوق العاده ساده وتمرینهای ابتدائی که یاد گرفتم تاثیر عالی رو من گذاشت ونتایج عالی در هر زمینه گرفتم.عباسمنش اونموقع در هر زمینه ای موفقیت داشت.اما در زمینه مالی پررنگ نبود.شهریه ها خیلی کم وحتی ما خودمون شهریه را 2 مرحله ای می دادیم.واین بزرگترین انگیزه استاد برای ثروتمندشدن شد که در زمینه ثروت حرفی برای زدن به شاگردانشون داشته باشند.این گذشت و ما 1سالی ندیدیم ایشون رو وهمه دوره ها در شهرستانها بود.تا اینکه به گوشم رسید استاد دوره ثروت 1٫5روزه گذاشتن 450 هزار تومان ومن شخصا تعجب کردم!!گفتم کسی عمرا نمیره.بعدا متوجه شدم 40 نفر رفتند.فهمیدم نه مثل اینکه یه خبرائی.خودمن شخصا گفتم استاد پولکی شده!(باور فقیر)ونرفتم واز مسیر خارج شده بودم.تا اینکه قانون آفرینش حضوری گذاشتند ومن رفتم ودر عجب شدم.از جمعیتی که تو سالن بود وشهریه ها که نقدا همه کارت کشیدند وبرای دوره دوم پیش ثبت نام وغیره.بسته های آموزشی مختلف که در زمانهای استراحت کلاس عین بنز فروش رفت ورونمائی از روانشناسی ثروت که 1200000 قیمتش بود.وقتی استاد درس میداد از لحنش باور ثروتمند میبارید واعلام کردند 150 برابر افزایش درآمدشون رو ومن ظرف 2سال به چشم دیدم.از سایت سر کلاس صحبت کردند وگفتند در کمتر از 7ماه خواهید دید سایت مارو که چی میشه وعینااا شد.متوسط 3دقیقه یکبار اس ام بانک وکلیک ودانلود…کارگاه دوبی 10 میلیونی ومحصول ثروت و ….که همه عین فیلم گذشت از جلو چشمم.وبعد از اون هم کارگاهها ومحصولات هدف واعتماد بنفس همه دانلودی وبا بازدید خرید نجومی تا اروپا وامریکا رفتن استادکه در حدی که بهشون پیام دادم استاد شما هیچ کاری نکنی فقط عکس وفیلم از زندگی شخصیت بگذاری رو باور آدم تاثیر میگذاره.به عینه دیدن روند زندگی استاد هر دفعه که فایل گوش میدم از جلو چشمام میگذره عین فیلم تاثیرش رو باورم حیرت انگیز وامیدوارم به شماهم کمک کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
      • -
        وهاب زندیان گفته:
        مدت عضویت: 4228 روز

        بله کاملا درسته من با یکی از اساتید که صحبت میکردم میگفت استاد عباسمنش خیلی جسورانه عمل میکنه من شخصا علت پیشرف استاد رو در این جسارت وحرکت روبه جلو میدونم که البته از ایمان سرچشمه میگیره وبرای من بسیار مهم واساسیه ویکی از برنامه های زندگیم حرکتهای سریع رو به جلو به سبک استاد عباسمنش هست.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس‌منش گفته:
      مدت عضویت: 4331 روز

      سلام دوست گرامی

      استاد عباس منش در دوره های مختلف، جزئیاتی از برهه های مختلف زندگی شان را تعریف و مراحل آن را تجزبه و تحلیل کرده اند

      حتی در فایلهای رایگانِ زیادی بخش هایی از داستان زندگی خود را تعریف کرده اند که فکر نمی کنم الان فردی از کاربران، داستان زندگیِ ایشان را نداند.

      موفق و سلامت باشید

      شایسته – مدیر فروش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        رسول عباسی گفته:
        مدت عضویت: 4299 روز

        با سلام دوباره خدمت تمام دوستان و مدیریت محترم فروش سایت

        بنده با وجود اینکه تقریبا از اعضای قدیمی سایت هستم و تمامی دانلودهای رایگان(حتی فایلهایی که قبلا روی سایت بوده و الان نیست) را استفاده کردم و به دقت گوش داده ام اما متاسفانه به موضوعی که اشاره شد اصلا برخورد نکرده ام .

        واستاد عزیز در این مورد فقط به کلی گویی اشاره داشته اند نه جزییات ! و اصلا اشاره ای به اینکه در مراحل و قدم های اولیه حین راننده تاکسی بودن چه اتفاقاتی به وقوع پیوست و یا اولین نشانه ها چه چیزهایی بودند , نداشته اند .

        حتی در دوره افرینش هم ,بنده چنین چیزی را ندیدم !

        و فکر میکنم اگر فایلی در همین ضمینه درست بشود بسیار عالی و راهگشا خواهد بود برای همه و خصوصا برای اعضای جدید سایت .

        اینکه فردی تازه وارد خیلی زود با “راز تغییر درون و متقابلا عوض شدن شرایط بیرون” اشنا بشود به نظرم بسیار عالی و محرک خواهد بود .

        با تشکر

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    کیمیا صادر گفته:
    مدت عضویت: 3850 روز

    سلام به همه عشقولی ها

    بچه ها من 27 سالمه و فوق لیسانس ادبیات انگلیسی دارم. شاید دستاوردهام به نظرشما کوچیک بیاد چون به لحاظ روحی از زیر 0 شروع کردم و اینکه ما تازه 1 هفته س که بسته روانشناسی 1رو گرفتیم و اینا فقط با فایل های رایگانه. دوستون دارم و امیدوارم کمکتونه کنه:

    در خانواده ای بزرگ شدم که همیشه خدا پدر و مادرم درحال جنگ بودن. همیشه تهدید طلاق رو حس میکردم. گاهی تا پای طلاق میرفتن ولی بعد دوباره بیخیال میشدن. منو دوس داشتن ولی گاهی بخاطر نفرتشون از هم دیگه هرطور میخواستن باهام حرف میزدن. یادمه 20 میگرفتم بچگی میبردم نشون بابام بدم که اخماشو وا کنم میگرف پرتش میکرد اونور میگف اینا برا من مهم نیس. مهم اینه ببینم آینده چیکاره میشی… مخت کار میکنه یا نه؟تا همین الانشم به نظرش یه آدم پخمه ام. بابام آدم تحصیلکرده ای یه . مادرم هم همینطور ولی گاهی مطمعن میشدم ازم متنفرن. من خیلی کوچیک بودم و یه خرس سفید داشتم همه حرفامو به اون میگفتم. تا اینکه 11 سالم شد بخاطر مشکل استرس و تریکوتیلومانیا باید دارو مصرف میکردم. یادمه اونموقع دکترم به پدرمادرم خیلی گوشزد کرد که رفتارشونو اصلاح کنن ولی نشد.تا 23 سالگی هرشب گریه میکردم هر شب هر شب… تا اینکه با شوهر الانم آشنا شدم. بابام خیلی راضی نبود ولی وقتی شوهرم 1 سال اصرار کرد اونم راضی شد. اون موقع ها هیچ حسی نداشتم فقط میخواستم از اون جهنم فرار کنم. یادمه وقتی فقط 2 هفته از عروسی میگذشت یهو یادم افتاد 2هفته س دیگه شبا میخوابم و گریه نمیکنم. منتها مشکلی که بود اقتصاد بود. مشکلی که بابام بهم گوشزد کرده بود ولی من به اشتباه فکر میکردم مهم نیس. برا همین یه روزتو اینترنت دنبال مطلب افزایش درامد بودم که با این سایت آشنا شدم. در آمدم هر ماه حدود 400 تومن بود چون فکر میکردم خیلی لازم نیس ولی الا 2 تومن شده خدا روشکر. ایشاللا بیشتر هم میشه

    اوایل ازدواجم موضوع این بود که با وجود اینکه ما مشکل اقتصادی نداشتیم…ولی من رفاه اقتصادی سابق رو هم نداشتم. تا چند ماه اصلا داغون بودم. حس میکردم تو زندگیم حماقت کردم.. حس میکردم همه از من جلوترن.. و یا درحال پیشرفتن وفقط من پسرفت کردم. وحشتناک بود. دیگه نسبت به شوهرم هیچ حسی نداشتم چون فکر میکردم تقصیر اونه که دیگه نمیتونم برم مسافرتهایی که دوس دارم. یا ماشین مورد علاقه مو داشته باشم. نسبت به محبتهاش کور شده بودم نمیدیدم هر لحظه آرزو میکنه من خوشحال باشم.انگار نه انگار که یه موقع همدیگه رو دوس داشتیم. همون موقع با این سایت آشنا شدم

    تکنیکهایی که ازشون استفاده کردم سوالات صبحگاهی بود اینطوری که هرروز نعمتهامو میشمردم. اینکه مثلا شوهرم هرروز بدنبال خوشحال کردن منه.. و اینکه من به عشقم رسیدم…و قیافه هردومون خوبه…یا امشب شام میریم بیرون.. یا اینکه دیروز فلانی بهم لیخندی یه پهنای صورتش زد.. یا هرچیز کوچیک دیگه ای

    اروم آروم تصمیم گرفتم دوستای مثبت اندیش پیدا کنم و به قضیه طوری نگاه کنم که انگار یه فرصته.. با خودم گفتم اگه این مشکل رو بوجود اوردم خودم هم باید حلش کنم. گفتم اگه مثل دخترای دیگه شوهرم پولدار نیس.. پس خودم پولدار میشم. الان خیلی آروم آروم دارم پیشرفت میکنم. .فعلا درآمدم رو 4 برابر قبل کردم و برا بیشتر کردنش یه برنامه 4ماهه دارم. قراره یه طرح کاملا جدید ارائه کنم که برا صحبتهای اولیه ش رفتم با رئیسم حرف زدم. چندروز دیگه قراره برم جلسه هیات مدیره از طرحم دفاع کنم در حالیکه قبلا سایه هرکدومو میدیدم میلرزیدم از پرستیژشون.. روابطم با شوهرم حتی گرمتر از زمان دوستیمون شده و ایشون رو هم با سایت اشنا کردم. اونم اوایل مقاومت میکرد ولی الان که دیده درامد من بیشتر از درآمد خودش شده تازه هفته پیش بهم گفت چندتا از فایلهای استادو براش زاپیا کنم.

    الان خوشحالم از اینکه این تضاد در زندگی من بوجود اومد چون فعلا تو فامیلمون تنها دختری هستم که این مبلغ درامد رو دارم. تازه داره بیشتر هم میشه. چه بسا اگه اینطوری ازدواج نمیکردم یه دختر خانه دار یا نهایتا کارمند با درآمد معمولی میشدم.

    یه لیست از نعمتهام نوشتم. مثلا خانواده خوب. یا همسر خوب.. و یه غذای خوب و هوای خوب. همه شون نعمته که وقتی بهشون فکر میکنی سرشار از حس نشاط و سپاسگذاری میشی

    من قبل ازدواجم هرگز سوار اتوبوس نشده بودم ولی بعد با خودم گفتم خب چه خوووووب این یه فرصته دوستای جدید پیدا کنم و آدمها روببینم.

    من یه فولدر درست کنم تو گوشیم یه اسم موفقیتهای 95 وتقریبا هرچند شب یه بار بازش میکردم و اضافه میکردم که مثلا امروز جای فلان همکارم رفتم سر کار و فلان مبلغ رو درآوردم یا مثلا امروز فلانی بهم گفت چقد این مانتو بهت میاد… کوچکترین چیزهارو نوشتم و هر وقت دلم میگرف میرفتم میخوندمش و زیر یه دیقه وقتی هنوز به اخر لیست نرسیدم یه لبخند گنده مینشست رو صورتم. بعضی ها رو با اندکی دخل و تصرف کپی کردم این پایین:

    یکی از ترسهام که گذاشتم کنار قطع رابطه با همکارم بود که همسایه مون هم هست. یکسره غیبت همکارای دیگه و فک وفامیلاشو میکرد. چندبار گفتم بهش خیلی دوستانه که ببین پشت سر ملت حرف نزن… ولی تغییر رفتار نمیداد. من کلی رو خودم کار میکردم هرروز ولی بعد که از خونه میزدم بیرون برم سر کاراجبارا باهاش هم مسیر بودم و شروع میکرد غر غر کردن و همه بافته هامو پنبه میکرد. باور اشتباهم این بود که فکر میکردم تنها راه ندیدنش عوض کردن خونه مونه. ولی یه روز جراتشو پیدت کردم بهش گفتم ببین من دیگه نمیخوام باهات هم مسیر باشم. از فردا با آژانس میرم. دیگه هم توضیح اضافی ندادم. 10 روز نگذشت. دوستای خیلی جدید و متبت بین پیدا کردم برا ناهار دعوت کردم خونه مون. معرکه بود.خییلی عالی بود. یه باور اشتباه دیگه م این بود که همیشه استرس داشتم اگه دوستام بیان خونه مون همش از دکوراسیونش ایراد بگیرن ولی امروز دیدم اصلا اینطوری نبود. خیلی خیلی هم تعریف کردن در حدی که خیلی جدی بهم میگفتن سفارش دکوراسیون قبول میکنی؟ خوشحالم که دوستای خوب پیدا کردم. اوایل باورم این بود همه دوستام به من حسادت میکنن یا همش میخوان کله پام کنن ولی الان هر لحظه میتونم 1000تا دوس خوب پیدا کنم که به هیچکدوم هم وابسته نیستم.

    یه ترس دیگه م رفتن به شعبه مرکزی و مدیریت محل کارم بود که خیلی عالی غلبه کردم بهش. این ترس فقط برا من نبود. همه همکارام کلاهشونم بیفته اونجا ترجیحا اون طرفا آفتابی نمیشم. خیلی خوشحالم که امروز(5تیرماه) با رییسمون حرف زدم ????. رفتم پیشش وایسادم پیشنهادمو گفتم. گف حتما ازش وقت بگیرم. اسمم هم دوبار پرسید. اوایل موقع دیدنش دست و پام میلرزید متل بقیه.

    ولی من 2تا پروپوزال نوشتم برا بهبود روند کاری. رفتم جلوی هیات مدیره ازش دفاع کردم. الانم قراره خبرم کنن. اگه قبول نکنن هم ناراحت نمیشم چون مهم غلبه به ترسم بود.

    اوایل همیشه نگران فکر مردم در مورد خودم بودم در حدی که یادمه وقتی دانشگاه سر کلاس حرف میزدم از همونجا سرجام حتی برا 1دقیقه. متلا سوال استاد رو جواب میدادم زود میدویدم بعد کلاس از دوستم میپرسیدم ببین من حرف زدم چطور به نظر اومدم سر کلاس….. اون بیچاره هم همش میگف من چه میدونم….چه گیری دادی… ولی الان اصلا برام مهم نیس و هرروز همه دارن ازم تعریف میکنن. اوایل همیشه میگفتم این شهر جای من نیس. همکارام ازم متنفرن. میخوان سر به تنم نباشه ولی بعدنا با گوش کردن فایل ها شروع کردم پشت سرشون خوبی گفنم یا یه لیست از نکات متبتشون نوشتم. یواش یواش تو حوزه روابط خیلی پیشرفت کردم درحدی که الان همکارام میگن اگه یه روز نیای کسل میشیم.

    خرداد. امروز ماندانا بهم گف: ” ازت خیلی خوشم میاد خیلی پر انرژی میای تو????”

    .9مرداد .امروز نازی و ساناز گفتن کیمیا آخرشه. خیلی باحاله.????

    13مرداد. وارد اتاق شدم سلام کردم همه پا شدن. گفت برا این سلام بایدم پا شیم

    فاطمه گفت تو خیلی باحالی????

    2مرداد. زهرا گف مامانم خیلی دوست داره. منم گفتم منم مامانتو دوس دارم.

    همیشه از رقصیدن تو جمع مختلط میترسیدم و وحشت داشتم ولی 13به در امسال برای بار اول اینکارو کردم بدون هیچ استرسی.

    کنترل زندگی . احساسمو دست خودم گرفتم. قبلا که جعفر اخم میکرد کلی کلافه میشدم ولی امروز بیتفاوت رفتم کتاب خوندم خودش حالشو خوب کرد ????

    امروز 15 خرداد بود. این روزا چندتا از باورهای محدودکننده مو کشف کردم:

    1. اینکه خودمو میزدم به خنگی بعد به قضیه نگاه میکردم ببینم راه حل منطقیش به اندازه کافی تابلو هست یا نه. بعد یه انتخاب غلط میکردم یا تو اون موضوع یا در حالت گسترده تر و تو موضوعات دیگه. فهمیدم باید عینک یه آدم smart رو بزنم که میتونه آینده رو پیش بینی کنه. با این نگاه به خودم میتونم IQ و eq رو در خودم افزایش بدم

    2. فهمیدم نگاهم به مسائل آلوده به نگاه یه آدم بدبین و بدجنسه که قادره از هر رویداد بی معنی یه تراژدی بسازه با مهارتی که به هرکسی که بعدها تعریف میکردم اونرو وادار به فریاد و تعجب میکردم درحالیکه گاهی حتی درقلب خودم هم میدونستم موضوع اصلا اینطور نبوده. باید خودمو اصلاح کنم و ماسک یه ادم سالم، موفق، ثروتمند و پیروز رو بزنم و بعد با دیگران صحبت کنم

    3. فهمیدم حالت default نگاهم به غریبه ها، آدمهای تو خیابون، اتوبوس یا هرجایی آلوده به ترس و گاهی نفرته. درحالیکه باید با همه در صلح باشم. همه رو دوست داشته باشم. خودم رو هم دوست داشته باشم. چون همه ما پاره ای از خداییم.

    4.سر کار خیلی خوش میگذره.. داشتم فکر میکردم من قبلا هیچ تعریفی از خوش گذرونی نداشتم ولی الان تقریبا هروزم رو دارم ازش پر میکنم

    امروز پنجشنبه. اولش ندیدم پور ایرانو، رفتم. یه لحظه یادم افتاد اونه. قبلنا اچیلماخ میکردم. ولی امروز برگشتم خیلی شیک سلام کردم. احوالپرسی کردم????

    خدایا خیلی خوشحالم از این روزنه ها که نشونم میده زندگیم تمام و کمال دست خودمه.

    امشب میریم مهمونی… شبی یه که مدتها آرزوشو داشتم… مطمئنم کلی خوش میگذره

    دیروز با سوپروایزر کلی صمیمی حرف زدیم.منو خیلی دوس داره.. گفت مانتو سرمه ای م خیلی بهم میاد.

    قرار بود اگه أضافه بر حقوقمون تا اخر ماه 800تومن در آریم مهمونی بدیم ولی 1،300 اومد دستمون????(به نظرم دلیل رسیدن به این خواسته م این بود که از وقوعش مطمئن بودم. همیشه موقع فکر کردن بهش خوشحال و پر انرژی بودم. عاشق تجسم کردنش بودم.)

    امروز و دیروز 2تا درخواست کردم از دوستام و هردو با کمال میل قبول کردن. خوشحالم

    تازگی ها فهمیدم موقع تاکسی سوار شدن اگه یه آقا پیشم باشه پاهامو خیلی محکم منقبض میکنم ولی الان میخوام یاد بگیرم خیلی راحت و ریلکش بشینم و اگه نزدیک شد خیلی راحت و ساده و مؤدبانه خواهش کنم اونورتر بره

    امروز 6مرداد افتتاحیه شعبه جدید بود. رفتم به رییس تبریک گفتم. اینبار هم بدون لرزش.

    همیشه مدرسه یا دانشگاه ارزو داشتم که 20 بشم ولی هیچوقت نمیتونستم. همیشه 19٫5 یا 19 میشدم. گاهی کتابارو 6-7 بار میخوندم ولی نمیشد. ولی این ترم سر کلاس فرانسه 100 شدم. باورم نمیکردم استرس نداشتن اینهمه تاتیر داشته باشه. خیلی خوشحالم. نمره ای که همیشه آرزو شو داشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    رئیس قبیله گفته:
    مدت عضویت: 3623 روز

    با سلام خدمت تمامی هم فرکانسی ها و هم مداری های خوبم /خیلی خوشحال شدم که شنیدم که استاد تو شهری که دارم زندگی میکنم (بندرعباس) بوده و کار کرده اوایل فکر میکردم که دروغه ولی از وقتی که محل کارشون رو گفتن(کشتی سازی و برق)فهمیدم که به طوره کامل درسته…خیلی خیلی خوشحال و خوشبختم که با شما هستم و خدارو سپاس گذارم که خدا عمری به من داد تا بتونم از قانونی که خودش وصف کرده اشنابشم و اون رو تو زندگیم اجراش کنم …والا من هنوز به موفقیت ان چنانی نرسیدم ولی ایمان دارم و حسی درونم فریاد میزنه که میرسم و دارم نتایجش رو میبینم و دارم احساسش میکنم…خدارو شکر

    والا از وقتی که با استاد اشناشدم جوری سخنرانی هاشو گوش میکنم که دارم مثله ایشون حرف میزنم

    ارزو میکنم هرکجا که هستید شاد سالم ثروتمند سعادتمند در دنیا و اخرت باشید…دسته حق نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: