این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نظراتتون فوق العاده بود و در بعضی از متن ها واقعا گریه ام میگرفت و اینکه باعث انقلاب بزرگی درون من شد.
به نفرات برنده تبریک میگم و از شرح زندگی و موفقیتشون و همچنین بقیه دوستان تشکر میکنم چون به من خیلی خیلی کمک کرد و بعضی از نکات برای من فراموش نشدنی هستش.
و اما…
من تا 16 سالگی تک فرزند بودم یادمه پدر مادرم از کودکی به خرید عادتم می دادن و حتی یادم هستش که هنوز کامل نمیتونستم حرف بزنم مادرم روی برگه خریداشو مینوشت ومن براش خرید میکردم از نان و میوه بگیر تا چیزای دیگه…
اتفاقات زیادی برای من در کودکی افتاد که به لطف تنها حافظم خدای بزرگم به بهترین مسیر ختم شد مشکلاتی که فقط فقط خدای بزرگ میتونست حلش کنه یادمه برای پدرم اتفاقی افتاده بود که حتی فامیل ها هیچ کاری نکردند ولی خدا از جایی کمک کرد که اصلا فکرشم نمیکردیم این دوران گذشت تا اینکه از تهران به شهرستان سبزوار آمدیم و در کلاس چهارم ابتدایی یادمه توی ماه دوم مدرسه بودم که بخاطر قد بلندتر بودن از بقیه برای تیم بسکتبال مدرسه انتخاب شدم و تمرینات اولیه از مدرسه شروع کردم چون شروع خوبی رو انجام دادم در مسابقات مدرسه همراه تیم رفتم و مقام آوردیم بعد بخاطر پیشرفتم وارد تیم شهرستان شدم و مقام اول کسب کردیم و دوباره بخاطر پیشرفتی که توی این چند ماه داشتم برای مسابقات کشوری هم انتخاب شدم و مقام اول آوردیم یادمه هیچ وقت توی بازی ها نا امید نبودم و حتی اگه یکی از دوستام حرف از نا امیدی میزد صحبت میکردم و امدوارش میکردم یادمه توی فینال همین سال که با تهران بود یکی از دوستام توی اون شرایط حساس بازی حرف از نا امیدی زد که نمیدونم متاسفانه یا خوشبختانه من با سیلی زدن بهش گفتم دیگه حرف از شکست نزن .
همیشه امیدوار بودم و تمام تلاشمو میکردم بهترین باشم نکته بسیار جالبی که با نوشتن این زندگی بدست آوردم این بود که
{{{{ ببینید توی سال اول وارد شدن به رشته بسکتبال تا مرحله کشوری رفتم یعنی یک مرحله قبل تیم ملی و هدفم از این حرف ان هستش که واقعا میشه توی یه بازه نه خیلی طولانی وحتی سریع به چیزی که میخوای برسی و این مثال عینی خودم هستش }}}}}}}}}}}
سال بعد هم تا کشوری رفتم و برای تیم ملی انتخاب شدم ولی بخاطر اینکه من از شهرستان بودم از مرکز استان فقط بچه های مرکز استان میفرستادن تیم ملی وحتی به جای من یکی دیگه رو میفرستادن. ضمنا من تو سال پنجم ابتدایی بود که دوچرخه دار شدم نه اینکه وضع مالیم خوب نباشه نه مادر پدرم اینجوری میخواستن حتی من توی 18 سالگی به لپ تاپ رسیدم با اینکه تک بچه بودم در آن دوران.
و اما بقیه زندگی…
در اول راهنمایی تا مسابقات کشوری رفتم دوباره ولی چون مربی ام به من گفت مهرداد تو میتونی دوسال دیگه شرکت کنی تو رو از تیم خط میزنم ولی بچه های دیگه که سال اولشون هست و دیگه توی این سن نمیتونن وارد مسابقات بشن اونارو برای مسابقات میبریم من ناراحت نشدم چون تا لحظه قبل مسابقات با تیم بودم وپیشرفتی که از تمرین ها باید کسب میکردم را کسب کردم دوباره در سال دوم راهنمایی تا کشوری آمدم و همزمان برای باشگاه فرش مشهد هم انتخاب شدم یادمه مربی باشگاهم به من گفت یه تستی هستش قراره بگیریم اسم تو رو هم رد کردیم ببینیم چیکار میکنی جالبیش اینجاست که من تمرین خاصی نداشتم و فقط تمرین من موقع مسابقات بود ولی بچه های مشهد یک روز در میان یا بعضا هر روز تمرین داشتن با مربی های حرفه ایی هیچی دیگه من قبل تستم رفتم حرم امام رضا جای بعضیاتون خالی چون مسیر نزدیک هستش پیش امام رضا میرم و درخواست کردم به حق امام رضا از خدا که کمکم کنه و سپردم به خودش ولی با تمرینی که از قبل داشتم تونستم توی تست باشگاه نفر اول بشم و ادامه بدم این مسیر بسکتبال مسیری که با پیشرفت خیلی زیادی همراه شد در همان سال دوم راهنمایی تا مسابقات کشوری رفتیم ولی پنجم شدیم سال سوم راهنمایی هم به همین صورت تا کشوری رفتیم و چون در باشگاه هم تمرین میکردم با سطح بالایی ها چون مربی ام بعضی اوقات من با بزرگسالان تمرین میداد و سطحش بالا بود من به درجه بالایی رسیدم جوری که هم کاپیتان بودم وهم برای تیم ملی انتخاب شدم گرچه سالهای پیش هم انتخاب شدم ولی امسال دیگه زنگ زدن و گفتن 5شنبه حرکت کن بیا فدراسیون من که پر از امید و شادی و نشاط بودم و بسیار زیاد تصور از آینده میکردم در روز سه شنبه با من تماس گرفتن که متولد چه ماهی هستی و من گفتم 19/07 / 72 که گفتن شرمنده اگه برج 10 میبودی شما برای انتخابی تیم ملی قرار میگرفتی نکته اینجاست که من از سال چهارم ابتدایی تا اون سال یعنی سوم راهنمایی هر سال تا کشوری میرفتم و سابقه من ثبت میشد و خیلی معلوم بود که دوباره من رو جا زدن و پارتی بازی که من دیگه از اون سال از بسکتبال زده شدم طوری که در مدت 3 الی 4 ماه تا مسابقات اول دبیرستانم طوری به صورت روانی زده شدم که توی این 4 ماه اضافه وزن پیدا کردم و بهم ریختم و آمادگیم از دست دادم ولی توی مسابقات شهرستان شرکت کردم با اینکه برای کشوری هم انتخاب شدم دیگه نرفتم ولی بخاطر سابقه عالی که داشتم من رو برای سوپر لیگ انتخاب کردم من وارد تیم شدم ولی با صحنه ایی رو به رو شدم که بر زدگی من از بسکت تاثیر زیادی گذاشت و اون این بود که همون بچه هایی که من سال پیش کاپیتانشون بودم داشتن فیکس بازی میکردن و من ذخیره بودم باور کنید داشتم از دست سرر مربی آتیش میگرفتم و توی هر بازی فقط 2 الی3 دقیقه من بازی میداد جوری شد که من دیگه حتی نمیتونستم مثل قبل اگر روزنه ایی بین دفاع ایجاد میشد حمله میکردم دیگه اون جرئت نداشتم تا اینکه من به طور کل به هم ریختم و تصمیم گرفتن دنبال چیزی باشم که از سال اول راهنمایی هدفم بود واون این بود که توی یه مسیر علمی وارد بشم و به درجه آخر اون علم برسم و بتونم با علمم تا میتونم به مردم جهان کمک کنم {{{{{ طی فکر هایی که قبلا کردم فکر میکنم چون من فرکانس این هدف از اول راهنمایی میفرستادم جهان هستی این اتفاق برای من قرار داد تا از بسکت دور بشم وبه سمت هدفم برم }}}}}}}}}}}} ودر ضمن اینو بگم که توی این چند سال هرچه از خدا خواستم به من داد و توکل و حواسم فقط به اون بود که پیشرفت کردم و جالب اینجاست که بعد از چند سالی که دیگه از موفقیت های ورزشم دور شدم تا با استاد آشنا شدم دیدم بیشتر قانون هایی که استاد برای عزت نفس و پیشرفت میگن من در زمان بسکتم انجام میدادم و همونا باعث پیشرفت من میشده و هم اکنون با نگاه به گذشته و یادگرفتن از اون موقع برای حالم استفاده میکنم.
و تا اینکه وارد درس شدم ولی چون بخاطر بسکت از درسم زده بودم پایه ضعیفی داشتم و چون معدلم ضعیف بود و حتی در سوم دبیرستان من تجدیدی آوردم و برای پیش دانشگاهی همزمان برای درس در یه مدرسه دیگه بودم و برای امتحان دادن در مدرسه بزرگسالان و جوری شده بود که نه اعتماد به نفسی داشتم و نه انگیزش ایی برای هدفم ، طوری که از اون سال اول راهنمایی تا دوم دبیرستان من مجلات موفقت میخوندم در مورد پیشرفت درسی تحقیق میکردم ولی با نتایج سال سوم دبیرستان و بعد پیش دانشگاهی دیگر اعتماد به نفسی نداشتم هر کی هر رشته ایی که میگفتن خوبه میگفم پس خوبه بریم و جالب اینکه من خیلی جراحی مغز یا قلب دوست داشتم ولی در ریاضی ادامه دادم.
دیگه خسته بودم و شده بودم مثل یه روح گم گشته از اون ور فشار کنکور و از اون ور سردرگمی خودم جوری که سال اول وایستادم تا رشته ایی که دوست دارم پیدا کنم بعد شرکت کنم و به لطف کتاب فیزیک با استاد عزیز دکتر شهریاری و پروفسور حسابی(قوانین جهان هستی) آشنا شدم و نزدیک 6 ماه در این رشته جست و جو کردم و بعد از اینکه فهمیدم تو چه رشته ایی باید باشم نشستم برای سال دوم کنکور دادم گرچه من میتونستم وارد بانک بشم خیلی راحت ولی تصمیم گرفتم دنبال هدف خودم باشم و تو سال دومی که شروع به خوندن کردم بهترین تجربه من از زندگی بود تجربه ایی که با هیچ چیز نمیشه عوضش کرد از کمک خداوند بگیر تا بالا و پایین شدن مسر هدفم خیلی سختی توی اون یک سال کشیدم چون اولین باری هم بود که به طور جدی و قاطعانه داشتم در س میخوندم ولی چون خیلی از مسائل ذهن و تئوری یادگیری و خواندن نمیدانستم و همچنین برنامه ریزی درست من با آزمون و خطا وارد دانشگاه شدم ولی کلی تجربه کسب کردم در این یک سال اما من تونستم به لطف خدای بزرگ و مهربونم معاف از سربازی بشم و این معافیت من کلی داستان زیبا داره که من همیشه خیالم از سربازی راحت بود نه به این خاطر که پدرم جانباز بود نه یه حس درونی از بچگی داشتم و همچین حسی هم از پول دارم که ثروتمند خواهم بود و کشف کننده در علمی که میخوام.
جالبه که برای سربازیم هیچکسی جز خدای خودم به من کمک نکرد حتی به پدرم که میگفتم من کنکور دارم توی کارای اداری معافیت کمکم کنه قبول نکرد و گفت خودت باید کاراشو بکنی که بهترین حرف زد چون خیلی تجربه کسب کردم و فهمیدم برای رسیدم به هرچی فقط خودت هستی و خدای خودت و منم که زندگیمو میسازم نه کس دیگه ایی و خیلی از قانون هارو که استاد عزیز میگه من با نگاه به گذشته میبینم که انجام دادم و کلی یاد میگیرم.
در این قضیه سربازی سماجت و امید داشتنم واقعا جای شکر داره البته این معافیت از اینجا شروع شد که من چون قبلا فرکانسشو فرستاده بودم و در مدارش بودم اینو با اطلاع دادن یکی از اقوام به من برگردوند چونکه قرار بود توی اون سال 25 در صد ها هم مشمول معافیت باشن و اگه این کارو نمیکردم دیگه نمیتونستم معافیت بگیرم و جالب اینجاست من حتی به آموزشی رفتن هم فکر نمیکردم و آموزشی هم زمان من حذف شد و آموزشی هم نرفتم و…
در اون یکسال کنکور من با دوستان فوق العاده ایی آشنا شدم و روابط بسیار عالی داشتم ولی بخاطر فشار کنکور خیلی زود توی خونه اعصبانی میشدم و تا یک روز توی افکار منفی بودم تا اینکه با افراد انگیزشی در مورد کنکور آشنا شدم و چیزایی یادگرفتم و … تا اینکه روز کنکو رسید و منم بعد از عید کلا روزی یک ساعت خونده بودم بخاطر نحوه اشتباه خوندم در قبل عید و کنکور دادم و نتیجش امد و بعد انتخاب رشته و من از یک تا 70 فقط فیزیک زدم و تونستم روزانه دانشگاه صنعتی قبول بشم که همش لطف خدا بود ، من وارد دانشگاه شدم یادمه وقتی در شاهرود قبول شدم حس خیلی بدی داشتم به شاهرود و دانشگاهش وقتی هم وارد دانشگاهش شدم بخاطر افکار منفی که نسبت به دانشگاه شهر داشتم هر روز به سمتم اتفاقات منفی جذب میشد جوری که داشتم دیگه روانی میشدم تا اینکه تونستم مهمانی بگیرم به دانشگاه شهر خودم انگار یه آزادی به من داده بودن و توی ترم سوم که توی دانشگاه شهرم بودم با کلیپ انگیزشی استاد عزیز عباس منش آشنا شدم وجالب اینجاست که برای بار اول که دوستم کلیپشو گذاشت گفتم این کافر از خدا بی خبر کیه دیگه ولی بعد کهع به دقت گوش کردم وارد سایت شدم و با دنیای جدید و تغییر باور های غلط آشنا شدم البته اینو بگم که توی این سه ترم مهمانی مشروط شدم ولی به لطف خدای عزیزم که استاد برام قرار داد تونستم عزت نفس و اعتماد به نفسمو پیدا کنم و بقیه ترم هامو با معدل بهتر و بهتر و بهر بگذرونم یادمه اول کلیپ انگیزشی دیدم و بعد در مورد حضرت ابر اهیم و یکی دیگه که یادم نیست و بعدش عزت نفس استاد گرفتم و این دوره منو متحول کرد و تغییر بسیاری داد بعد کلیپ دستور العمل ثروت اندرویدی استاد دیم که خیلی عالی بود و باعث شد من دارای درآمد بشم چیزی که اصلا فکرشو نمیکردم و جوری شد که من فقط با دیدن کلیپ های رایگان به درآمد 2 میلیون در ماه برسم ولی چون توی بعضی از قسمت ها کامل عمل نکردم درآمدم نزول کرد و به یک و خورده ایی رسید ولی همین تا الان ثابت مونده البته این در آمد توی 9 ماه اتفاق افتاد تا رسید به 2 میلیون
چیز دیگه ایی که من از همین فایل های رایگان کسب کردم روابط بسیار عالی و اخلاق خیلی بهتر واقعا اخلاقم بهتر شد و سلامتی چونکه من همیشه توی زمستون و تابستون سرماخورده و در حال آمپول زدن بودم جوری که داشتم دیگه عادت میکردم ولی با توصیه های استاد من توی سلامتی شروع به کار کردم و به جرئت میتونم بگم به جز یک مورد من توی این یک سال گذشته تا الان من همواره سلامت بودم وخدارو شاکرم و از استاد عزیز ممنونم .
نکته دیگه ایی هم بود که الان یادم افتاد این بود که بعد از سه ترم مشروطی وقتی به دانشگاه قبلیم برگشتم من رو قبول نمیکردن چونکه ریز نمرات براشون نفرستاده بودم و حکم اخراج من دادن با گرفتن حکم اخراج ذهن من بمبارون تمام حرفای استاد در کلیپ فوق العاده (( فقط روی خدا حساب باز کن )) شد و بعد از یک هفته تلاش برای کمسیون و موافقت با درس خوندنم که کارکنان آموزش کل دانشگاه میگفتن نمیشه پیگیرش نباش چون هرروز سماجت و امید من براشون حیرت آور بود تا اینکه بدون هیچ گونه پارتی و داشتن خدای عزیز و حل گشایم و البته کلیپ عالی استاد تونستم امضا مدیر کل آموزش برای ادامه تحصیل بگیرم که کارکنان آموزش وقتی نامه موافقت من دیدن گفتن چجوری آخه؟؟ مگه میشه؟؟ پارتیت کی بوده؟؟؟؟؟؟؟ که من با خودم میگفتم فقط خدا.
این مسیر زندگیم بالا و پایین های زیاد خودشو داشت که من قسمتیشو براتون نوشتم ولی چرا من با گوش دادن تقریبا به 70 درصد کلیپ ها و دیدن این همه اتفاق به صورت جدی به حرفای استاد عمل نکردم این بود که یکی از حاشیه امن خودم بیرون نیومده بودم ، دیگر اینکه هر بار شروع میکردم وسطا کنار میذاشتم و دوباره انجام میدادم و قطع میکردم ، تمرین نکردن و تنبلی.
ولی این بار با خوندم متن های شما عزیزان انقلابی درونی و بزرگ در من ایجاد شد که با داشتن دوره هدف گذاری و فایل های پولی دیگه این مسیری که باید بهش برسم شروع کنم و تا زمانی دیگه از موفقیت های بسیارم براتون بنویسم
متن های شما دوستانم خیلی چیزارو برای من روشن کرد و مسیر جدیدی برای من آماده شده و همه این ها بخاطر لطف و هدایت هدایت هدایت خدای مهربونم بوده که فقط سپاسگزارشم و بتونم هرچه سریعتر به سپاسگزارانه زیستن برسم.
آرزوی خوشبختی و شادی و خنده و ثروت و سعادت در دنیا آخرت براتون دارم
دوستون دارم و دوباره بایت نظراتتون ممنونم و به برندگان عزیزم تبریک میگم.
ان شاء الله این نوشته ام مورد رضایت خدای مهربون و بخشنه ام باشه و هدایتی برای کسانی که میخوان.
مهرداد مرادی ، 22 ساله ، متولد تهران
دانشجوی شاد و خلاق خندان
واقعا خندانم همیشه میخندم خیلی هم میخندم
یه بار استادم گفت آقای مرادی شما به ترک دیوار هم میخندی))))))))))))))))))))))
آقای مرادی دوست گرامی بی نهایت از خوندن متن زیبایی که نوشته بودید و داستان زندگی تون لذت بردم، از این به بعد هروقت روی دیوار یه ترکی ببینم به یاد روحیه ی شاد شما میخندم هههههههه ان شاالله همیشه شادو موفق و ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند باشین
دیروز اتفاقی افتاد که به وضوح مشاهده کردم که دخترم توانست با تغییر باورهاش چیزی را که مسجل شده و ثابت شده بود تغییر دهد.
———————————–
دخترم از کودکی 18 ترم است که در کانون زبان ایران در حال تحصیل زبان انگلیسی می باشد و در این مدت تمام کلاس هایش را روزهای دوشنبه و پنج شنبه گرفته است به خاطر زمان مناسب و همکلاسی بودن با دوستانش.
این ترم تا آمدیم از طریق سامانه کانون انتخاب کلاس کنیم متوجه شدیم ظرفیت کلاس مورد نظر تکمیل شده است برای دخترم خیلی سخت بود اشک هایش در چشم های زیبایش جمع شده بود چون کلاس های دیگر هم زمان خوبی نداشتند و هم با دوستانش نبود.
زنگ زدیم کانون هر چی اصرار کردیم قبول نکردند که کلاس دخترم را تغییر دهند و بالاخره دخترم تسلیم شد و قبول کرد.
یکدفعه به ذهنم رسید و گفتم دخترم بیا از قانون جذب استفاده کن برای تغییر کلاست.
اولش کمی مقاومت کرد و گفت نمی شود تا حالا صابقه نداشته آخه کانون خیلی مقرراتی است.
ولی بالاخره برای اینکه به خودش هم ثابت بشه که قانون جذب عمل می کنه یا نه شروع کرد خودش را تصور کردن که سر همان ساعت به کلاس می رود و با دوستاش در همان کلاس درس می خواند و برنامه درسیش را هم آورد و با خودکار ساعتش را تغییر داد و …..
جالب این جاست که چند روز انجام داد و دیگه انجام نداد در حقیقت یادش رفت انجام بدهد.
———————————–
« دیروز مورخ 1395/05/27 »
ساعت 3 و نیم بعد ظهر غیر منتظره کانون زنگ زد منزل ما و گفت که کلاسی را که ثبت نام کرده اید کنسل شده است و یکی از این دو کلاس را می توانید انتخاب کنید دخترم زبانش بند شده بود من گوشی را گرفتم و همان ساعت همیشگی را به او گفتم و او هم قبول کرد و ثبت شد.
به همین راحتی…..
و آن لحظه بود که دخترم این حدیث شریف را توانست با کمک آموزه های استاد گلم عباس منش در زندگی خودش تفسیر کند.
« الدعاء یرد القضاء ولو ابرم ابراما »
ترجمه : دعا قضاء و قدر را برمی گرداند حتی اگر آن قضاء و قدر بسیار بسیار محکم شده باشد.
یعنی اگر گمان کنیم 100% کار از کار گذشته است باز هم می شود ورق رابرگرداند.
و من فهمیدم درخواست های ما همان دعاهای ما هستند.
دعا = درخواست.
———————————–
خدایا با تمام وجود سپاسگزارم هم از تو و هم از بنده مخلصت سید حسین عباس منش.
من قبل از خواندن نظر شما فکر می کردم که قبل از این که اتفاقی بیفتد میتوان آن را به جهت دلخواه هدایت کرد ولی بعد از رخ دادن چیزی دیگر نمی شود آن را تغییر داد.ولی با خواندن نظر شما دیدگاهم عوض شد.
واقعا خوش به حال دخترتان که همچین پدر عالم به قوانین الهی دارد.
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گرامی و خانواده صمیمی عباسمنش
میخوام چگونگی آشناییم رو با استاد توضیح بدم و نتیجه هایی که گرفتم رو بنویسم
من الان یه جوون 20 ساله ام و خیلی خوشحالم که توی این سن به این اگاهی ها رسیدم و خدا رو شکر میکنم که منو هدایت میکنه
راستش من از 4 سال پیش با قانون راز اشنا شدم و چون ادم کنجکاوی بودم شروع به تست کردم و نتیجه های کوچیکی گرفتم و بعدش کتاب راز رو جذب کردم و با مطالعه اون کم کم و با گذشت زمان که درک بهتری از قانون راز کسب کردم نتیجه هام بزرگتر شد و دانشگاه ،لپتاپ ،رابطه و خیلی چیز های دیگه که اون موقع میخاستم رو جذب کردم
داستان از جایی شروع شد که وقتی دانشجوی ترم 1 مهندسی کامپیوتر بودم یعنی 1 سال پیش و از روی حس کنجکاوی که داشتم و علاقه ی شدید به کامپیوتر به همین دلیل خیلی زیاد دنبال کانال های تلگرامی در مورد اموزش برنامه نویسی و کامپیوتر و هک و امنیت و … بودم و چندین کانال در این مورد داشتم.
یه روز یکی پکیج روانشناسی ثروت 1 از استاد عباسمنش رو به صورت رایگان به من داد،راستش اون موقع من استاد رو نمیشناختم و تنها چیزی که باعث شد اون فایل رو یه جا ذخیره کنم واسه خودم تا بعدا دانلودش کنم قیمت بالای اون بود که حدود 4 میلیون تومن بود.
من اون فایل رو ذخیره کردم ولی من به نوعی بکاپ داشتم از اون فایل،یه شب تصمیم گرفتم دانلودش کنم و ببینم این استاد عباسمنش کیه و چی میگه،خلاصه دانلودش کردم و بازش کردم.
یه قسمت دیدم و فهمیدم که وقتمو هدر میکنم،گذاشتمش کنار.
چند هفته بعد که داشتم سیستمم رو پاکسازی میکردم بازم چشمم به اون دوره افتاد بازم بازش کردم و این بار با دقت بیشتر نگاه کردم ،حرف های خوبی بود ولی واقعا چیزی نمیفهمیدم که منظور استاد چیه ؟چرا ؟چطور؟
چند روز نگاه کردم و رسیدم به جایی که استاد به خوبی توضیح میداد و میگفت قضیه چیه،کمی درک کرده بودم ،کمی اگاهی کسب کرده بودم،کم کم خوشم میومد ،کم کم با نتیجه هایی که گرفته بودم مطابقت میدادمش و میدیدم اره درسته، همینیه که استاد میگه.
خلاصه نگاه میکردم روزی 1 قسمت ولی یه چیزی ازارم میداد و اون حرف های استاد در مورد این بود که اگه این فایل رایگان به دستت رسیده حرامه و نتیجه نخواهی گرفت. سعی میکردم اون جا هایی که استاد در مورد این موضوع حرف میزد رو بزنم جلو و نشنوم ولی نه نمیشد نمیشد نمیشد همش توی ذهنم بود.
پس از چند رور بازم بی خیالش شدم.
پس از چند هفته بازم رفتم سراغش، حرف هاش جالب بود.
شاید حدود 2 ماه به صورت دست و پا شکسته هفته ای یکبار یکی از قسمت هاشو دیدم و وقتی موضوع باور هارو درک کردم و فهمیدم که قضیه چیه هر روز به این نتیجه می رسیدم که من نتیجه نخواهم گرفت چون پولی واسه این پکیج ندادم و هر روز این باور توی ذهنم قوی تر میشد و نمیتونستم جلوی رشد کردنش رو بگیرم.
رسیدم به جایی که واقعا و به طور واضح درک کردم حرف های استاد رو و موضوع باور هارو به صورت کامل فهمیدم .
یه روز نشستم با خودم فکر کردم که از اونجایی که من به هرچی باور داشته باشم توی زندگیم به وجود میاد پس چون من این باور رو دارم که چون پولی بابت این پکیج پرداخت نکردم بنابراین هیچ نتیجه ای نخواهم گرفت و فهمیدم که با این باور هرگز موفق نخواهم شد پس باید یه فکری کنم.
تصمیم گرفتم یه قولی به خودم بدم
با خودم گفتم دوره رو نگاه میکنم و هروقت پولدار شدم میام 10 برابر پولش رو پرداخت میکنم و روی یه کاغذ نوشتم و امضا زدم زیرش و تعهد دادم.
شروع کردم با دقت نگاه کردن تک تک قسمت ها ولی انگار هرچی نگاه میکردم چیزی وارد مغزم نمیشد و انگار چیزی نمیفهمیدم و یا شرایطی پیش میومد که نتونم دوره رو نگاه کنم یا کار هایی پیش میومد که تمرین هاشو عمل نکنم ،خلاصه کائنات کاری میکردن که من نتونم از این دوره سودی بدست بیارم ولی من اون موقع نمیدونستم که چرا این اتفاقات میوفته که نمیتونم دوره رو با دقت نگاه کنم. یه روز تصمیم گرفتم به استاد ایمیل بزنم و موضوع رو تعریف کنم و ایمیل زدم نوشتم که قضیه چی بود و نوشتم اجازه بدید از دوره استفاده کنم و بعد از کسب موفقیت میام 10 برابر قیمت رو پرداخت میکنم و …
یه جواب منطقی گرفتم از گروه تحقیقاتی عباسمنش
نمیدونم دقیقا کدوم یکی از بچه های سایت بود که جواب داده بود و اسمشون رو یادم نیست ولی به من یه جواب داد که زندگیم رو متحول کرد و هرجا هست امیدوارم همیشه به خواسته هاش برسه.
نوشته بود وقتی هزینه ی یه دوره یا هرچی رو پرداخت نکنی ،اولا چون هزینه ای ندادی، به تمرین هاش و گفته هاش عمل نمیکنی،دوما شرایطی واست پیش میاد که اگه بخوای عمل کنی هم نتونی عمل کنی و حواست پرت بشه.
و توضیحات زیاد در چند ده سطر نوشته بودن و وقتی اون ایمیل طلایی رو خوندم فهمیدم قضیه چی بود،تازه فهمیدم چرا شرایطی پیش میومد که نمیتونستم به فایل ها نگاه کنم و تمرین هاشو عمل کنم.
تازه فهمیدم چرا وقتی داشتم دوره رو میدیدم یهو یکی به من زنگ میزد و ساعت ها مشغول حرف زدن و چت کردن با این و اون میشدم و نمیتونستم دوره رو نگاه کنم.
تازه قدرت باور هارو درک کرده بودم.
با اون جوابی که گرفته بودم همه چی واسم واضح شده بود همه چی حتی چیزایی که قبلا داشتم و چون رایگان رسیده بود دستم فهمیدم که چون پولی بابتش پرداخت نکرده بودم ازش استفاده نمیکردم.
همون لحظه رفتم سراغ لپتاپم و دوره روانشناسی ثروت 1 رو از هارد شیفت دیلیت کردم و هم از تلگرامم پاک کردم که بعدا نرم دوباره دانلودش کنم. و تا الان خدا رو شکر همه ی انچه که از اون دوره یاد گرفته بودم رو فراموش کردم و چون این ساز و کار دنیاست و واقعا چیزی از اون دوره یادم نمیاد.اگه شما هم این دوره رو به صورت رایگان دریافت کردید، باور کنید نتیجه نخواهید گرفت ،بخدا شرایطی پیش میاد واستون که نتونید نتیجه ای بگیرید ،بهتره هزینشو پرداخت کنید و یا اگه مثل من وضعیت مالیتون بد بود و نتونستید هزینشو پرداخت کنید ،برید سراغ فایل های رایگان خیلی خیلی نتیجه های بهتری خواهید گرفت.
اون روز واسم روز بزرگی بود تصمیم گرفتم عوض شم با باور هایی که کمابیش یه چیزایی راجع بهشون بلد بودم.
اومدم سراغ سایت و فایل های رایگان، دو سه تا فایل دانلود کردم نگاه کردم بعد از مدتی فراموششون کردم و سست شدم بعد از چند هفته بازم برگشتم سراغ سایت و از اونجایی که اینترنت نامحدود گرفته بودم و چون هزینه داده بودم واسش و چون ادم به هرچی هزینه بده ازش استفاده میکنه پس دونه به دونه ی فایل های رایگان رو هم تصویری هم صوتی دانلود کردم و هرچی توی آرشیو به صورت رایگان بود رو دانلود کردم.
حدود 3 ماه میشه که همه ی فایل های رایگان رو دارم و هر وقت که بتونم نگاه میکنم .
یه مدت عجله داشتم که همه ی فایل هارو ببینم و اگاهی هامو زیاد کنم ولی فهمیدم که اگاهی داشتن به من هیچ کمکی نخواهد کرد و باید عمل کنم پس تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع به نگاه کردن فایل ها کنم با انجام به گفته شده های توی فایل و عمل کردن به دونسته هام.
الان حدود 1 ماه میشه که به طور جدی بیشتر تایم های روز و شبم رو میرم سراغ فایل های رایگان استاد و نگاه میکنم و مهمتر اینکه عمل میکنم و البته نتیجه های خوبی هم گرفتم مثل کسب درامد در زمان تحصیل و خیلی چیزایی دیگه. بهتره بگم تا عمل نکنید نتیجه نمیگیرید به خدا تا عمل نکید نتیجه نمیگیرید.
بازم خدا رو شکر میکنم که من رو با استاد اشنا کرد و البته میدونم این به خاطر خاسته ی خودم واسه تغییر زندگیم از 4 سال پیش بود و شرایطی به وجود اومد که من با استاد و این گروه و شما دوستان گرامی اشنا بشم و از این بابت خیلی خوشحالم.
الان واقعا قدرت باور هارو کرد کردم ،الان میفهمم که این اتفاقاتی که برای من پیش اومد تا بیام سراغ فایل های رایگان به خاطر باور های استاد بوده و استاد همیشه میگه اگه باور هات درست باشه دنیا کاری میکنه کسانی که میخوان به تو ضرر برسونن باعث سود رسوندن به تو میشن و من این موضوع رو کامل درک کردم و دیدم که اون کانال که میخاست به استاد ضرر برسونه درواقع باعث شد که به استاد سود برسونه و من رو با استاد اشنا کرد و من رو متحول کرد. شاید خیلی از شما هم مثل من باشید و از این طریق با استاد اشنا شدید. و البته واقعا خوشحالم که با استاد توی سن جوونیم اشنا شدم.
بازم از استاد محترم دوست داشتنی سپاسگذارم که واقعا منو متحول کرد و باعث شد به خیلی از اگاهی ها برسم و باور کنم که میشه به خدا میشه ،و همچنین از استاد میخوام منو ببخشه که اون دوره رو باز کرده بودم ،هرچند که من خودم ،خودم رو بخشیدم و احساس گناه نمیکنم و اگه اون فایل رو باز نمیکردم شاید الان اینجا نبودم و اصلا با استاد اشنا نمیشدم ،ولی امیدوارم استاد هم منو ببخشه.
خیلی مشتاقم که فایل های رایگان رو نگاه کنم خداوکیلی اینقد زیادن که نمیشه و واقعا خیلی کمک کننده و کامل هستن و نتیجه دهنده و پر از نکته های مفید ، مطمعنم با همین فایل های رایگان به جایی میرسم که همه ی دوره استاد رو تهیه میکنم و پله های موفقیت رو یکی پس از دیگری طی میکنم و ایندمو اونطور که دلم میخواد میسازم،مطمعنم که میتونم.
استاد خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم دمت گرم واقعا دمت گرم که اگاهم کردی. امیدوارم هر روز نتیجه های بیشتری کسب کنی و خیلی خیلی بری بالاتر تا ما باورمون قوی تر بشه و باور کنیم که میشود.
خیلی دوستتون دارم بچه ها ،امیدوارم به هرچی میخواهید برسید و دنیاتونو اونجور که دوس دارید بسازید.
اول از همه اینکه خیلی جدی تصمیم گرفتید فیلهای رایگان را گوش کنید تا ب حقایق برسید …
و اینکه بدون پرداخت هزینه هیچ فایلی رو گوش نکنید …. احسنت بر شما ک زیباترین مسیر را برای تحول زندگیتان انتخاب کردین …. انشاااالله ک نتایج های عظیمی در راه است
یه مدت عجله داشتم که همه ی فایل هارو ببینم و اگاهی هامو زیاد کنم ولی فهمیدم که اگاهی داشتن به من هیچ کمکی نخواهد کرد و باید عمل کنم پس تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع به نگاه کردن فایل ها کنم با انجام به گفته شده های توی فایل و عمل کردن به دونسته هام.
آنچه که استاد عزیز در این فایل گفتند بسیار نکته بسیار عالی بود
داشتن الگو
آنهم الگوهای موفق و عالی
آنهم الگوهایی که با پشتکار عالی و با توکل به خدای مهربان توانستند که موفق بشوند
اینها همه انگیزه است و در جهت موفق شدن بسیار عالی است
چرا که ذهن منطقی به خود می گوید که اینها توانسته اند پس من هم می توانم به این موفقیت ها و اهد اف خودم برسم
نوع نگرش این الگوها به مشکلات و سختی ها
نوع برخورد آنها به تضاد ها
پس آنها توانسته اند من هم می توانم
آنها به آرزوها و خواسته های خودشان رسیده اند پس من هم می توانم به اهداف خودم دست پیدا کنم
چقدر این نکته عالی بود و استاد نکاتی را در همین فایل های بظاهر رایگان می گویند که عمل کردن به همین نکات خود برای خودش یک دوره است و باعث رشد و پیشرفت می شود
چقدر عالی است که من با مطالعه الگوها به جایی برسم که در درون خودم به این احساس برسم که می توانم و به اهداف خودم خواهم رسید
این حس وقتیکه که در درون من ایجاد بشود برای من عالی است و عامل موفقیت من خواهد بود
به همین راحتی است وقتی فلان نفر که در هر کجای این کره خاکی که بخواهد باشد به یک موفقیت دست پیدا کرده است پس من هم می توانم به آن خواسته و به آن هدف برسم
با ساختن الگوهای عالی و با باور کردن به این موضوع که من می توانم و خواهم توانست
خدای مهربان هم کمک من است و او هم به من کمک خواهد کرد
توانایی کنترل کردن ذهن یکی از مهمترین نکات و درس هایی است که می توان در این فایل یاد گرفتم و به آن توجه داشت
کسانی هستند که از موفقیت دیگران خوشحال و خوشنود نمی شوند و دوست ندارند که خوشحالی و شادی ما را ببیند
اینجا این ما هستیم که با توانایی کنترل ذهن خودم و تمرکز بر روی نکات مثبت خودم و اطراف خودم بتوانم به بهترین دستاوردها برسم
یک نکته
به این ایمان و این امید برسم که می توانم به این موفقیت برسم و آنوقت من بی شک موفق خواهم بود و موفقیت در دستهای من خواهد بود
یک درس عالی
کسانی که چشم دیدن من را ندارند
من باید از این نوع نگاه آنها برای خودم انگیزه بگیرم و اگر کسی از من حسودی می کند از او قدرت بگیرم و برای خودم این را بسازم که چه چیزی در درون من است که سبب می شود دیگران اینگونه به م حسادت کنند
من باید بتوانم آدم های موفق را تحسین کنم و این شهامت می خواد و این کار من را به جلو می برد و سبب می شود که حال خوب و احساس خوب را به جهان صادر کنم و این همان دریافت موفقیت ها و رمز و راز پیروزی است
یاد بگیرم که دیگران را تحسین کنم
نکات مثبت آنها را ببینم
و این برای من کلی فایده دارد چرا که احساس من را خوب می کند
سبب می شود که فرکانس خوب به جهان صادر کنم و این تحسین کردم برای من این را دارد که شرایط و اتفاقات خوب را وارد زندگی من می کند
توجه من روی هر چیزی که باشد همان چیز برای من رخ می دهد
همان چیز برای من اتفاق می افتد که در ذهن و فکر خودم به آن فکر می کنم
احساس گناه بدترین نوع و حالتی است که همیشه باعث روند رکود در ما می شود و باید همیشه عملکرد خودمان را رو به بهبود قرار بدهیم
تکیه کردن روی خودم و فقط و فقط روی خودم حساب باز کردن این مهمترین درس برای من امروز بود
و این را باید یاد بگیرم که هر روز بهتر از روز خودم باشم و در این مسیر حال خودم را خوب نگه دارم و از مسیر حرکت و پیروزی خودم لذت ببرم
احساس لذت داشتن
حال خوب داشتن
نگاه خودم را به دیگران ندوزم
و هرگز نگاهم به دیگران نباشد
این مهمترین درس هایی بود که من امروز از این فایل عالی یاد گرفتم
بعضی وقت ها احساس می کنم استاد خیلی مظلومه و کسی وجود نازنینش را درک نمی کنه.
هر وقت یکی از شاهکارهایش را به ما ارزانی می دارد و در پایان می فرماید: “دوستان موفقیت های خودتون را هر چند کوچک باشند روی سایت بگذارید بخدا اول به خودتون کمک کرده اید” قلبم درد می گیره احساس استاد را که چقدر برای ما دل می سوزاند را با اعماق وجودم درک می کنم و فقط می توانم بگویم فدات همین.?
احساس می کنم بعضی از دوستان منتظر یه موفقیت خیلی مهم هستند تا در سایت برای دوستان قابل ارائه باشه. چند وقت پیش هم یکی از دوستان غیر مستقیم به بیان موفقیت های جزئی بنده که ارائه می کنم خرده گرفتند ولی …
مثلا چرا نباید این تجربه را با دوستان گلم در میان بگذارم که :
چند روز پیش نیاز مبرم به 600 هزار تومان پول داشتم و قرار بود یکی از دانش آموزانم مبلغ چند جلسه کلاس خصوصی که پیش من اومده بود را به حسابم واریز کنه و به جای 300 هزار تومان اشتباهی 600 هزار تومان واریز کرده بود و پس از اینکه بهش گفتم گفت اشکال نداره باشه خدمتتون برای کلاس های بعدی.
یا چرا نباید بگم که :
وقتی داشتیم آلبوم عکس های قدیمی را برگ می زدیم یهویی چند تا تراول خوشکل که گذاشته بودیم برای روز مبادا و یادمون رفته بود را دیدیم و هم یه خاطره زیبا برامون زنده شد و هم نیازی از ما مرتفع.
آیا این ها نشانه نیست؟
آیا این ها جوانه های همان ریشه های جنگل موفقیت نیست که استاد در فصل 6 کتاب «رویاهایی که رویا نیستند» گفتتند؟
برای ما نباید مهم باشه کسی باور کنه یا نه. کسی لایک کنه یا نه. کسی تحسین کنه یا نه. کسی خرده بگیره یا نه. تازه امکان داره عزیزی راهنمایی کنه که خیلی راهگشا باشه و ما به آن نکته توجه نداشتیم.
شاید خیلی از دوستان باشند که همین موفقیت ها را داشته باشند ولی یا آن ها را نبینند و یا فکر می کنند خیلی کوچکند و قابل اعتنا و قابل ارائه نیستند.
عزیزان باور کنید با بیان این موفقیت های کوچک اول به خودتون کمک کرده اید. به من که خیلی کمک کرده؟
به همه دوستانی که آرزوی دیدن استاد را دارند و در نظراتشون مرتب از جملاتی استفاده می کنند مثل : «ای کاش می شد ببینمتون» یا «ای کاش می شد بیایین ایران» یا «بالاخره میام پیشت» و … میگم بخدا استاد همین جاست تو قلب هامون تو ذهنمون وقتی یه جایی گیر می کنیم و جمله ای از استاد یادمون میاد و با عمل به آن موفق می شویم و خدا را از داشتنش سپاسگزاری می کنیم یعنی استاد کنارمون ایستاده…
بهترین سپاسگزاری از استاد عمل به راهنمایی هاشون است و بدانیم هیچ چیزی به اندازه موفقیت هامون و بیان موفقیت هامون برای ایشان لذت بخش نیست.
سلام دوستان و زحمت کشان سایت گروه تحقیقاتی عباس منش
اقای علی جوان دوست عزیز چقدر خوب گفتید که با تایید نشانه های کوچک کم کم نتایج بزرگ میشوند و مغز ما اینجوری در طول روز میگرده برا ما اتفاقاتی جور کنه که ما دوباره خوشحال بشیم و تایید شون کنیم به همین ترتیب نتایج بزرگ میشوند که برای خود من هم همین اتفاق خدایا شکر هر روز در حال افتادن هست حتی استاد در بسته روانشناسی ثروت اشاره کردند که چراغ راهنما هم که سبز شد براتون تایید کنید حتی اگه به یک غذای فکر کردی و اتفاقا رفتی خونه دیدی همون غذا را همسرت یا مادرت درست کردند تایید کنید و با این روش هر روز ایمان ما به این قوانیین بیشتر میشه و متوجه خواهیم شد که تمام زندگیمون را خودمان داریم خلق میکنیم و هیچ چیز تصادفی نیست من از تمام دوستانی که هر روز در این قسمت سایت موفقیتها و ایده هاشون را میذارند سپاسگذارم و نمیدانید که چقدر این بخشو دوست دارم چون بلافاصله که برای شما دلم تنگ میشه هر جا باشم میام تو این قسمت نظرات دوستان گلم را میخانم چون مشتاق موفقیت شما و خودم هستم
استاد عزیزم آقای جوان به درستی که شما عمق مطلب را ادا کردید. این نشان از فهم عمیق شما از حضور در این جمع و فواید حضور در اینجا را دارد. یاد یکی از کامتهای شما برای خودم افتادم که فرمودید:
پیامبر(ص) فرمود: «قرآن ظاهر و باطنی دارد، و باطن آن هم باطنی دارد، تا هفت باطن». و «هفتاد باطن» و «هفتصد باطن» و «هفتاد هزار باطن»
به درستی که شما باطن حضور در این جمع را میفهمید و این نشانه ایست برای آنان که فکر میکنند حضور در این جمع و بیان موفقیتها بی معناست…
چقدر شادمان هستم از حضور شما در جمع دوستان و درک متقابلی که از هم داریم.
و سپاسگزارم از شما چون از زمانی که حضور خود را در سایت پر رنگ تر کردید مطالب خیلی مفید و ارزنده ای را از شما دوست گرانقدر آموختم و امروز چه زیبا روایات زیر را در قالب کلمات یادآور شدید :
– «پیامبر اعظم : ید اللَّه على الجماعه (نهج الفصاحه ص 800) ترجمه : دست محبت الهی بر سر جماعت است»
– «پیامبر اعظم : ید اللَّه مع الجماعه (نهج الفصاحه ص 45) ترجمه : امداد الهی با جماعت است»
قرآن مداوم در سوره الرحمن می فرماید ، کدام نعمت پروردگار را تکذیب می کنید ، فرمایش زیبای شما بیانگر فهم و درک عمیق شما از آیات قرآن است ، کلامتان الهیست و وجودتان موجب رحمت و برکت ، در خدا شاد و پیروز باشید
– یاد زوج های مومنی افتادم که اوایل زندگی چقدر همه چیز برایشان زیبا است و چقدر خدا را مهربان می یابند و تمام آنچه را که دارند هر چند اندک، نعمت هایی می بینند که از جانب خداوند مهربان ارزانی آن ها شده است. چون شادی آن ها الهی است.
– شما مرا یاد قسم های قرآنی انداختید که خدا در قرآن هم به انجیر قسم یاد می کند و هم به خورشید و این بیانگر آن است که هیچ نعمتی از دیدگاه خداوند کوچک نیست و با توجه به اینکه موفقیت ها هم نعمت هایی از جانب پروردگار هستند بنابر این کوچک و بزرگ، مهم و غیر مهم ندارند و باید بابت همه آن ها سپاسگزار باشیم.
آقای ستاره شما و دیگر دوستان عزیز به بنده خیلی لطف دارید و سپاسگزار تمام مهربانی های شما هستم و خدا را بابت داشتن دوستان خوب و شایسته ای چون شما بزرگواران شاکرم.
دوست خوبم بسیار سپاسگزارم که با درک بالا و دید زیباتون مارو از نظرات بسیار تامل بارانگیزتون بهرمند میکنید, خیلی خوش حالم که نظرات شمارو میخونم و از موافقت تک تک شما عزیزان کلی انگیزه میگیرم
تبریک دوست خوبم….واقعا با حرف شما موافقم ….من کلمه (ای کاش )کلا از ذهنم پاک کردم و میدونم هرچی بخوام خیلی راحت بدست میارم به همه پیشنهاد میکنم بی خیال این کلمه بشن
حضرت امام رضا فرمود: گمان خود را به خداوند متعال نیکو و خوب قرار بده. هرکس که به خداوند گمان خوب و نیکو داشته باشد، خداوند هم بر طبق همان گمان خوب و حُسن ظن با او عمل و رفتار میکند.
پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز میفروشند رفت…
مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیرم.
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری!
مدیر با ناراحتی گفت: تنها یک مشتری…؟ بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: 134,999٫50 دلار
مدیر فریاد کشید: 134,999٫50 دلار ؟
مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟
گفت: خلیج پشتی
من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم!
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟
که گفت: هوندا سیویک.
من هم یک بلیزر دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید…
مدیر میگه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی؟
میگه نه، اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه!
و حدود 9 ماه هست ک بطور مداوم دوره های شما رو گوش میدهم و نتیجه خیلی زیاد در توسعه فردی من داشته،
من هوم دیزاینر هستم و دستسازه های هنری بسیار خلافانه برای همه نوع فضا میسازم،
و روزایی ک شروع کردم اصلا اعتماد بنفس نداشتم و با خودم میگفتم کی اینارو میخره و استفاده میکنه، ولی با دیدن الگوهایی در این زمینه ک چقدر برای هنر و اثارشون ارزش قائل هستند و شوروم های خیلی ارزشمند برای اثارشون برگزار میکنند،باعث شد ب خودم یه تلنگر بزنم ک تو هم دستسازه ها و اثارت خیلی با ارزش هستند و خیلی با کیفیت و خلاقانه میسازی پس شروع کن ب عشق ورزیدن ب کارات،
و الان با اعتماد بنفس، کارم و اثارم رو برای بقیه پرزنت میکنم و از زمانی ک ارزش قائل شدم برای بیزنسم،دستسازه های خلاقانه تر میسازم،و ایده های و الهامات زیادی دریافت میکنم ک خیلی وقتا اشک تو چشام جمع میشه بخاطر اینهمه قشنگی ک اطرافم و در کارم میبینمممنونم استاد بابت دوره های خفنی ک برگزار میکنید
حدودا یک ماه پیش شهر را به منطقه هایی جهت سرکشی تقسیم کردند و بنده و چند نفر از همکاران عزیزم را مسئول منطقه ای کردند من طبق جلسه دوم قانون آفرینش که استاد قانون درخواست را تشریح و تبیین کردند درخواست کردم که مرا در لیست فلان منطقه قرار دهند ولی قبول نکردند و گفتند که از قبل مشخص شده است و در شما پارامترهایی هست که ما مخصوصا نام شما را در این منطقه نوشته ایم.
علی الظاهر نمی شد کاری کرد ولی من تسلیم نشدم و از لحاظ ذهنی نپذیرفتم و شروع کردم به تصور کار در منطقه ای که مد نظرم بود و جذب آن …
حتی چند نوبت به آن منطقه رفتم و خود را در خیابان های آن منطقه می دیدم که در حال خدمت هستم.
روزی که قرار بود کارت های ما را تحویل دهند و مشغول کار شویم کارت همه را دادند به جز من چون کارتی برای من صادر نشده بود.
همه تعجب کردند جز من !!!!
چون یقین داشتم که قانون عمل کرده است.
گفتند باید مراجعه کنی مرکز و علت را جویا شوی.
مراجعه کردم وقتی به مسئول مربوطه گفتم که کارت برای من صادر نشده چشم هایش گرد شد و گفت که امکان نداره و با تعجب چند بار سیستم را چک کرد و گفت موردی نبوده است که کارت چاپ نشود احتمالا فراموش شده است چون مطمئنم که در لیست منطقه مورد نظر نام شما بود.
چشم هایش از تعجب گردتر شد وقتی که دید نام من تو لیست آن منطقه هم ثبت نشده است در حقیقت در هیچ منطقه ای ثبت نشده بود و مرتب می گفت چنین چیزی امکان نداره چون ما لیست همه را از روی کامپیوتر چاپ کردیم چطور شده نمی دانم؟
ولی من که می دانستم قضیه چیست در پوست خودم نمی گنجیدم و با آرامش و ثبات عجیبی که مرا یاد کوه های بزرگ می انداخت نظاره گر بودم ….. نمی دانم چه بگویم قابل وصف نیست.
جالب تر اینکه که گفت آقای جوان کدام منطقه می خواهی بری؟ من هم بدون معطلی و با قدرت گفتم فلان منطقه و خیلی آرام تو سیستم تغییرات را اعمال کرد و کارت مرا هم چاپ کرد.
———————————–
خدایا با تمام وجود سپاسگزارم هم از تو و دهم از بنده مخلصت سید حسین عباس منش.
آقای جوان برادر بزرگوارم سلام بنده همیشه در پیام های ارسالی ام برای شما ذکر کرده بودم که مطمعنم شما بی نهایت موفق می شوید ، زیرا لیاقتی که در شما خداوند می بیند غیر از این نیست در خدا شاد و پیروز باشید
جناب صمیم عزیز خیلی زیبا توصیف کردید و این تعبیر برای بنده خیلی دلچسب بود. در عکس شما اخلاصی موج می زند که همیشه به بنده آرامش می دهد. همیشه دعا گوی شما هستم.
وقتی ما از قوانین الهی استفاده نماییم می توانیم غیر ممکن ها را ممکن نماییم وشما دارید این کار را به نحو احسن انجام می دهید.دارید چیزهایی که در باور اکثر افراد نمی گنجد را انجام می دهید.
خودم هم در ابتدا باور نمی کردم و ذهن استدلالی بنده همیشه توجیهی برای این اتفاق ها داشت ولی اکنون با آموزه های استاد عباس منش با قدرت و ایمان و بدون تردید منتظر اتفاق های خوب هستم.
یادم نمیره تا چندین سال بعد از ازدواجمون (در حدود 6 سال پیش) هنوز ماشین لباسشویی نداشتیم و شستن لباس ها با دست یک ساعت و نیم طول می کشید چه خودم می شستم یا همسرم.
چند سالی به همین منوال گذشت و ما هیچ تلاشی برای خرید لباسشویی نمی کردیم چون افکار ما روی نداری و فقر تنظیم شده بود و هر وقت اسم لباسشویی میومد می گفتیم ما که نداریم یه لباسشویی تمام اتوماتیک بخریم.
استاد عباس منش آن زمان کجا بودی که بهمون بگی اینقدر کمال گرا نباشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می تونستیم یه لباسشویی معمولی بخریم ولی مگر کمال گرایی می گذاشت می گفتیم یا تمام اتوماتیک یا هیچ!
یه روزی از همان روزهای سخت اومدم خونه دیدم دست های گل خانمم نسبت به پودر حساسیت نشان داده و قرمز شده و نگم بهتره (الآن هم دارم اشک میریزم)
نمی دونم چطوری تو دلم داد زدم خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا ولی اگر میشد شنید فکر کنم مثل یه بمب هسته ای فرکانس داشت.
مدتی بعد دقیقا ایام عید نوروز رفتیم خونه یکی از همکارها. گفت که یه لباسشویی تمام اتوماتیک داره و چون بچه کوچیک داره لباسشویی دوقلو براش بهتره این رو می خواد بفروشه گفتم چند گفت 100 هزار تومان آره درست شنیدید 100 هزار تومان گفتم چرا اینقدر ارزون گفت بابا کسی نمی خرش به هر کی میگیم فکر می کنه مشکلی داره یا خرابه بخدا ماشین لباسشویی هیچ چیزش نیست.
خلاصه ما هم فردا ماشین گرفتیم و بردیمش خونه و دیدیم واقعا سالمه و خیلی هم خوبه.
و فهمیدم خدا اون ماشن لباسشویی را برای ما کنار گذاشته بود چون هیچ کسی حاضر نشده بود اون رو بخره فقط منتظر بود که من با تمام وجود از او بخوام و صداش بزنم که
آقای جوان برادر ارزشمندم سلام… مطمئنا تمام اتفاقات زیبای زندگی شما بخاطر همین احساسات خالص و خدایی در وجود شماست که این اشکها، لبخندها و دوست داشتنها را بوجود می آورد. عزت شما نشان از خلوص شماست… خداوندا عطا کن به بنده خالصت آنچه را که در دل درخواست دارد… انک انت الوهاب….
سلام به استاد و دوستان پر انرژی ام.
نظراتتون فوق العاده بود و در بعضی از متن ها واقعا گریه ام میگرفت و اینکه باعث انقلاب بزرگی درون من شد.
به نفرات برنده تبریک میگم و از شرح زندگی و موفقیتشون و همچنین بقیه دوستان تشکر میکنم چون به من خیلی خیلی کمک کرد و بعضی از نکات برای من فراموش نشدنی هستش.
و اما…
من تا 16 سالگی تک فرزند بودم یادمه پدر مادرم از کودکی به خرید عادتم می دادن و حتی یادم هستش که هنوز کامل نمیتونستم حرف بزنم مادرم روی برگه خریداشو مینوشت ومن براش خرید میکردم از نان و میوه بگیر تا چیزای دیگه…
اتفاقات زیادی برای من در کودکی افتاد که به لطف تنها حافظم خدای بزرگم به بهترین مسیر ختم شد مشکلاتی که فقط فقط خدای بزرگ میتونست حلش کنه یادمه برای پدرم اتفاقی افتاده بود که حتی فامیل ها هیچ کاری نکردند ولی خدا از جایی کمک کرد که اصلا فکرشم نمیکردیم این دوران گذشت تا اینکه از تهران به شهرستان سبزوار آمدیم و در کلاس چهارم ابتدایی یادمه توی ماه دوم مدرسه بودم که بخاطر قد بلندتر بودن از بقیه برای تیم بسکتبال مدرسه انتخاب شدم و تمرینات اولیه از مدرسه شروع کردم چون شروع خوبی رو انجام دادم در مسابقات مدرسه همراه تیم رفتم و مقام آوردیم بعد بخاطر پیشرفتم وارد تیم شهرستان شدم و مقام اول کسب کردیم و دوباره بخاطر پیشرفتی که توی این چند ماه داشتم برای مسابقات کشوری هم انتخاب شدم و مقام اول آوردیم یادمه هیچ وقت توی بازی ها نا امید نبودم و حتی اگه یکی از دوستام حرف از نا امیدی میزد صحبت میکردم و امدوارش میکردم یادمه توی فینال همین سال که با تهران بود یکی از دوستام توی اون شرایط حساس بازی حرف از نا امیدی زد که نمیدونم متاسفانه یا خوشبختانه من با سیلی زدن بهش گفتم دیگه حرف از شکست نزن .
همیشه امیدوار بودم و تمام تلاشمو میکردم بهترین باشم نکته بسیار جالبی که با نوشتن این زندگی بدست آوردم این بود که
{{{{ ببینید توی سال اول وارد شدن به رشته بسکتبال تا مرحله کشوری رفتم یعنی یک مرحله قبل تیم ملی و هدفم از این حرف ان هستش که واقعا میشه توی یه بازه نه خیلی طولانی وحتی سریع به چیزی که میخوای برسی و این مثال عینی خودم هستش }}}}}}}}}}}
سال بعد هم تا کشوری رفتم و برای تیم ملی انتخاب شدم ولی بخاطر اینکه من از شهرستان بودم از مرکز استان فقط بچه های مرکز استان میفرستادن تیم ملی وحتی به جای من یکی دیگه رو میفرستادن. ضمنا من تو سال پنجم ابتدایی بود که دوچرخه دار شدم نه اینکه وضع مالیم خوب نباشه نه مادر پدرم اینجوری میخواستن حتی من توی 18 سالگی به لپ تاپ رسیدم با اینکه تک بچه بودم در آن دوران.
و اما بقیه زندگی…
در اول راهنمایی تا مسابقات کشوری رفتم دوباره ولی چون مربی ام به من گفت مهرداد تو میتونی دوسال دیگه شرکت کنی تو رو از تیم خط میزنم ولی بچه های دیگه که سال اولشون هست و دیگه توی این سن نمیتونن وارد مسابقات بشن اونارو برای مسابقات میبریم من ناراحت نشدم چون تا لحظه قبل مسابقات با تیم بودم وپیشرفتی که از تمرین ها باید کسب میکردم را کسب کردم دوباره در سال دوم راهنمایی تا کشوری آمدم و همزمان برای باشگاه فرش مشهد هم انتخاب شدم یادمه مربی باشگاهم به من گفت یه تستی هستش قراره بگیریم اسم تو رو هم رد کردیم ببینیم چیکار میکنی جالبیش اینجاست که من تمرین خاصی نداشتم و فقط تمرین من موقع مسابقات بود ولی بچه های مشهد یک روز در میان یا بعضا هر روز تمرین داشتن با مربی های حرفه ایی هیچی دیگه من قبل تستم رفتم حرم امام رضا جای بعضیاتون خالی چون مسیر نزدیک هستش پیش امام رضا میرم و درخواست کردم به حق امام رضا از خدا که کمکم کنه و سپردم به خودش ولی با تمرینی که از قبل داشتم تونستم توی تست باشگاه نفر اول بشم و ادامه بدم این مسیر بسکتبال مسیری که با پیشرفت خیلی زیادی همراه شد در همان سال دوم راهنمایی تا مسابقات کشوری رفتیم ولی پنجم شدیم سال سوم راهنمایی هم به همین صورت تا کشوری رفتیم و چون در باشگاه هم تمرین میکردم با سطح بالایی ها چون مربی ام بعضی اوقات من با بزرگسالان تمرین میداد و سطحش بالا بود من به درجه بالایی رسیدم جوری که هم کاپیتان بودم وهم برای تیم ملی انتخاب شدم گرچه سالهای پیش هم انتخاب شدم ولی امسال دیگه زنگ زدن و گفتن 5شنبه حرکت کن بیا فدراسیون من که پر از امید و شادی و نشاط بودم و بسیار زیاد تصور از آینده میکردم در روز سه شنبه با من تماس گرفتن که متولد چه ماهی هستی و من گفتم 19/07 / 72 که گفتن شرمنده اگه برج 10 میبودی شما برای انتخابی تیم ملی قرار میگرفتی نکته اینجاست که من از سال چهارم ابتدایی تا اون سال یعنی سوم راهنمایی هر سال تا کشوری میرفتم و سابقه من ثبت میشد و خیلی معلوم بود که دوباره من رو جا زدن و پارتی بازی که من دیگه از اون سال از بسکتبال زده شدم طوری که در مدت 3 الی 4 ماه تا مسابقات اول دبیرستانم طوری به صورت روانی زده شدم که توی این 4 ماه اضافه وزن پیدا کردم و بهم ریختم و آمادگیم از دست دادم ولی توی مسابقات شهرستان شرکت کردم با اینکه برای کشوری هم انتخاب شدم دیگه نرفتم ولی بخاطر سابقه عالی که داشتم من رو برای سوپر لیگ انتخاب کردم من وارد تیم شدم ولی با صحنه ایی رو به رو شدم که بر زدگی من از بسکت تاثیر زیادی گذاشت و اون این بود که همون بچه هایی که من سال پیش کاپیتانشون بودم داشتن فیکس بازی میکردن و من ذخیره بودم باور کنید داشتم از دست سرر مربی آتیش میگرفتم و توی هر بازی فقط 2 الی3 دقیقه من بازی میداد جوری شد که من دیگه حتی نمیتونستم مثل قبل اگر روزنه ایی بین دفاع ایجاد میشد حمله میکردم دیگه اون جرئت نداشتم تا اینکه من به طور کل به هم ریختم و تصمیم گرفتن دنبال چیزی باشم که از سال اول راهنمایی هدفم بود واون این بود که توی یه مسیر علمی وارد بشم و به درجه آخر اون علم برسم و بتونم با علمم تا میتونم به مردم جهان کمک کنم {{{{{ طی فکر هایی که قبلا کردم فکر میکنم چون من فرکانس این هدف از اول راهنمایی میفرستادم جهان هستی این اتفاق برای من قرار داد تا از بسکت دور بشم وبه سمت هدفم برم }}}}}}}}}}}} ودر ضمن اینو بگم که توی این چند سال هرچه از خدا خواستم به من داد و توکل و حواسم فقط به اون بود که پیشرفت کردم و جالب اینجاست که بعد از چند سالی که دیگه از موفقیت های ورزشم دور شدم تا با استاد آشنا شدم دیدم بیشتر قانون هایی که استاد برای عزت نفس و پیشرفت میگن من در زمان بسکتم انجام میدادم و همونا باعث پیشرفت من میشده و هم اکنون با نگاه به گذشته و یادگرفتن از اون موقع برای حالم استفاده میکنم.
و تا اینکه وارد درس شدم ولی چون بخاطر بسکت از درسم زده بودم پایه ضعیفی داشتم و چون معدلم ضعیف بود و حتی در سوم دبیرستان من تجدیدی آوردم و برای پیش دانشگاهی همزمان برای درس در یه مدرسه دیگه بودم و برای امتحان دادن در مدرسه بزرگسالان و جوری شده بود که نه اعتماد به نفسی داشتم و نه انگیزش ایی برای هدفم ، طوری که از اون سال اول راهنمایی تا دوم دبیرستان من مجلات موفقت میخوندم در مورد پیشرفت درسی تحقیق میکردم ولی با نتایج سال سوم دبیرستان و بعد پیش دانشگاهی دیگر اعتماد به نفسی نداشتم هر کی هر رشته ایی که میگفتن خوبه میگفم پس خوبه بریم و جالب اینکه من خیلی جراحی مغز یا قلب دوست داشتم ولی در ریاضی ادامه دادم.
دیگه خسته بودم و شده بودم مثل یه روح گم گشته از اون ور فشار کنکور و از اون ور سردرگمی خودم جوری که سال اول وایستادم تا رشته ایی که دوست دارم پیدا کنم بعد شرکت کنم و به لطف کتاب فیزیک با استاد عزیز دکتر شهریاری و پروفسور حسابی(قوانین جهان هستی) آشنا شدم و نزدیک 6 ماه در این رشته جست و جو کردم و بعد از اینکه فهمیدم تو چه رشته ایی باید باشم نشستم برای سال دوم کنکور دادم گرچه من میتونستم وارد بانک بشم خیلی راحت ولی تصمیم گرفتم دنبال هدف خودم باشم و تو سال دومی که شروع به خوندن کردم بهترین تجربه من از زندگی بود تجربه ایی که با هیچ چیز نمیشه عوضش کرد از کمک خداوند بگیر تا بالا و پایین شدن مسر هدفم خیلی سختی توی اون یک سال کشیدم چون اولین باری هم بود که به طور جدی و قاطعانه داشتم در س میخوندم ولی چون خیلی از مسائل ذهن و تئوری یادگیری و خواندن نمیدانستم و همچنین برنامه ریزی درست من با آزمون و خطا وارد دانشگاه شدم ولی کلی تجربه کسب کردم در این یک سال اما من تونستم به لطف خدای بزرگ و مهربونم معاف از سربازی بشم و این معافیت من کلی داستان زیبا داره که من همیشه خیالم از سربازی راحت بود نه به این خاطر که پدرم جانباز بود نه یه حس درونی از بچگی داشتم و همچین حسی هم از پول دارم که ثروتمند خواهم بود و کشف کننده در علمی که میخوام.
جالبه که برای سربازیم هیچکسی جز خدای خودم به من کمک نکرد حتی به پدرم که میگفتم من کنکور دارم توی کارای اداری معافیت کمکم کنه قبول نکرد و گفت خودت باید کاراشو بکنی که بهترین حرف زد چون خیلی تجربه کسب کردم و فهمیدم برای رسیدم به هرچی فقط خودت هستی و خدای خودت و منم که زندگیمو میسازم نه کس دیگه ایی و خیلی از قانون هارو که استاد عزیز میگه من با نگاه به گذشته میبینم که انجام دادم و کلی یاد میگیرم.
در این قضیه سربازی سماجت و امید داشتنم واقعا جای شکر داره البته این معافیت از اینجا شروع شد که من چون قبلا فرکانسشو فرستاده بودم و در مدارش بودم اینو با اطلاع دادن یکی از اقوام به من برگردوند چونکه قرار بود توی اون سال 25 در صد ها هم مشمول معافیت باشن و اگه این کارو نمیکردم دیگه نمیتونستم معافیت بگیرم و جالب اینجاست من حتی به آموزشی رفتن هم فکر نمیکردم و آموزشی هم زمان من حذف شد و آموزشی هم نرفتم و…
در اون یکسال کنکور من با دوستان فوق العاده ایی آشنا شدم و روابط بسیار عالی داشتم ولی بخاطر فشار کنکور خیلی زود توی خونه اعصبانی میشدم و تا یک روز توی افکار منفی بودم تا اینکه با افراد انگیزشی در مورد کنکور آشنا شدم و چیزایی یادگرفتم و … تا اینکه روز کنکو رسید و منم بعد از عید کلا روزی یک ساعت خونده بودم بخاطر نحوه اشتباه خوندم در قبل عید و کنکور دادم و نتیجش امد و بعد انتخاب رشته و من از یک تا 70 فقط فیزیک زدم و تونستم روزانه دانشگاه صنعتی قبول بشم که همش لطف خدا بود ، من وارد دانشگاه شدم یادمه وقتی در شاهرود قبول شدم حس خیلی بدی داشتم به شاهرود و دانشگاهش وقتی هم وارد دانشگاهش شدم بخاطر افکار منفی که نسبت به دانشگاه شهر داشتم هر روز به سمتم اتفاقات منفی جذب میشد جوری که داشتم دیگه روانی میشدم تا اینکه تونستم مهمانی بگیرم به دانشگاه شهر خودم انگار یه آزادی به من داده بودن و توی ترم سوم که توی دانشگاه شهرم بودم با کلیپ انگیزشی استاد عزیز عباس منش آشنا شدم وجالب اینجاست که برای بار اول که دوستم کلیپشو گذاشت گفتم این کافر از خدا بی خبر کیه دیگه ولی بعد کهع به دقت گوش کردم وارد سایت شدم و با دنیای جدید و تغییر باور های غلط آشنا شدم البته اینو بگم که توی این سه ترم مهمانی مشروط شدم ولی به لطف خدای عزیزم که استاد برام قرار داد تونستم عزت نفس و اعتماد به نفسمو پیدا کنم و بقیه ترم هامو با معدل بهتر و بهتر و بهر بگذرونم یادمه اول کلیپ انگیزشی دیدم و بعد در مورد حضرت ابر اهیم و یکی دیگه که یادم نیست و بعدش عزت نفس استاد گرفتم و این دوره منو متحول کرد و تغییر بسیاری داد بعد کلیپ دستور العمل ثروت اندرویدی استاد دیم که خیلی عالی بود و باعث شد من دارای درآمد بشم چیزی که اصلا فکرشو نمیکردم و جوری شد که من فقط با دیدن کلیپ های رایگان به درآمد 2 میلیون در ماه برسم ولی چون توی بعضی از قسمت ها کامل عمل نکردم درآمدم نزول کرد و به یک و خورده ایی رسید ولی همین تا الان ثابت مونده البته این در آمد توی 9 ماه اتفاق افتاد تا رسید به 2 میلیون
چیز دیگه ایی که من از همین فایل های رایگان کسب کردم روابط بسیار عالی و اخلاق خیلی بهتر واقعا اخلاقم بهتر شد و سلامتی چونکه من همیشه توی زمستون و تابستون سرماخورده و در حال آمپول زدن بودم جوری که داشتم دیگه عادت میکردم ولی با توصیه های استاد من توی سلامتی شروع به کار کردم و به جرئت میتونم بگم به جز یک مورد من توی این یک سال گذشته تا الان من همواره سلامت بودم وخدارو شاکرم و از استاد عزیز ممنونم .
نکته دیگه ایی هم بود که الان یادم افتاد این بود که بعد از سه ترم مشروطی وقتی به دانشگاه قبلیم برگشتم من رو قبول نمیکردن چونکه ریز نمرات براشون نفرستاده بودم و حکم اخراج من دادن با گرفتن حکم اخراج ذهن من بمبارون تمام حرفای استاد در کلیپ فوق العاده (( فقط روی خدا حساب باز کن )) شد و بعد از یک هفته تلاش برای کمسیون و موافقت با درس خوندنم که کارکنان آموزش کل دانشگاه میگفتن نمیشه پیگیرش نباش چون هرروز سماجت و امید من براشون حیرت آور بود تا اینکه بدون هیچ گونه پارتی و داشتن خدای عزیز و حل گشایم و البته کلیپ عالی استاد تونستم امضا مدیر کل آموزش برای ادامه تحصیل بگیرم که کارکنان آموزش وقتی نامه موافقت من دیدن گفتن چجوری آخه؟؟ مگه میشه؟؟ پارتیت کی بوده؟؟؟؟؟؟؟ که من با خودم میگفتم فقط خدا.
این مسیر زندگیم بالا و پایین های زیاد خودشو داشت که من قسمتیشو براتون نوشتم ولی چرا من با گوش دادن تقریبا به 70 درصد کلیپ ها و دیدن این همه اتفاق به صورت جدی به حرفای استاد عمل نکردم این بود که یکی از حاشیه امن خودم بیرون نیومده بودم ، دیگر اینکه هر بار شروع میکردم وسطا کنار میذاشتم و دوباره انجام میدادم و قطع میکردم ، تمرین نکردن و تنبلی.
ولی این بار با خوندم متن های شما عزیزان انقلابی درونی و بزرگ در من ایجاد شد که با داشتن دوره هدف گذاری و فایل های پولی دیگه این مسیری که باید بهش برسم شروع کنم و تا زمانی دیگه از موفقیت های بسیارم براتون بنویسم
متن های شما دوستانم خیلی چیزارو برای من روشن کرد و مسیر جدیدی برای من آماده شده و همه این ها بخاطر لطف و هدایت هدایت هدایت خدای مهربونم بوده که فقط سپاسگزارشم و بتونم هرچه سریعتر به سپاسگزارانه زیستن برسم.
آرزوی خوشبختی و شادی و خنده و ثروت و سعادت در دنیا آخرت براتون دارم
دوستون دارم و دوباره بایت نظراتتون ممنونم و به برندگان عزیزم تبریک میگم.
ان شاء الله این نوشته ام مورد رضایت خدای مهربون و بخشنه ام باشه و هدایتی برای کسانی که میخوان.
مهرداد مرادی ، 22 ساله ، متولد تهران
دانشجوی شاد و خلاق خندان
واقعا خندانم همیشه میخندم خیلی هم میخندم
یه بار استادم گفت آقای مرادی شما به ترک دیوار هم میخندی))))))))))))))))))))))
خندون باشین .
ساعت 4:28 بامداد
سلام دوست خوبم
پیشرفت شما عالی بود و همینطور پشتکار شما، خیلی از داستان موفقیت شما روحیه گرفتم حتماً به موفقیت های بیشتری دست پیدا کردین برلی شما آرزوی موفقیت دارم
هرچه آرزوی خوبه مال تو ….
آقای مرادی دوست گرامی بی نهایت از خوندن متن زیبایی که نوشته بودید و داستان زندگی تون لذت بردم، از این به بعد هروقت روی دیوار یه ترکی ببینم به یاد روحیه ی شاد شما میخندم هههههههه ان شاالله همیشه شادو موفق و ثروتمند و خوشبخت و سعادتمند باشین
سلم به دوست عزیزم م کریم فر
همشیه خندان باشید :)))))))))))))))))))))))))))
همیشه شاد باشید
همیشه سربلند باشید
و ثروتمند و با آرامش باشید در پناه لطف خدا.
به نام خداوند موفق و ثروتمند
———————————–
دیروز اتفاقی افتاد که به وضوح مشاهده کردم که دخترم توانست با تغییر باورهاش چیزی را که مسجل شده و ثابت شده بود تغییر دهد.
———————————–
دخترم از کودکی 18 ترم است که در کانون زبان ایران در حال تحصیل زبان انگلیسی می باشد و در این مدت تمام کلاس هایش را روزهای دوشنبه و پنج شنبه گرفته است به خاطر زمان مناسب و همکلاسی بودن با دوستانش.
این ترم تا آمدیم از طریق سامانه کانون انتخاب کلاس کنیم متوجه شدیم ظرفیت کلاس مورد نظر تکمیل شده است برای دخترم خیلی سخت بود اشک هایش در چشم های زیبایش جمع شده بود چون کلاس های دیگر هم زمان خوبی نداشتند و هم با دوستانش نبود.
زنگ زدیم کانون هر چی اصرار کردیم قبول نکردند که کلاس دخترم را تغییر دهند و بالاخره دخترم تسلیم شد و قبول کرد.
یکدفعه به ذهنم رسید و گفتم دخترم بیا از قانون جذب استفاده کن برای تغییر کلاست.
اولش کمی مقاومت کرد و گفت نمی شود تا حالا صابقه نداشته آخه کانون خیلی مقرراتی است.
ولی بالاخره برای اینکه به خودش هم ثابت بشه که قانون جذب عمل می کنه یا نه شروع کرد خودش را تصور کردن که سر همان ساعت به کلاس می رود و با دوستاش در همان کلاس درس می خواند و برنامه درسیش را هم آورد و با خودکار ساعتش را تغییر داد و …..
جالب این جاست که چند روز انجام داد و دیگه انجام نداد در حقیقت یادش رفت انجام بدهد.
———————————–
« دیروز مورخ 1395/05/27 »
ساعت 3 و نیم بعد ظهر غیر منتظره کانون زنگ زد منزل ما و گفت که کلاسی را که ثبت نام کرده اید کنسل شده است و یکی از این دو کلاس را می توانید انتخاب کنید دخترم زبانش بند شده بود من گوشی را گرفتم و همان ساعت همیشگی را به او گفتم و او هم قبول کرد و ثبت شد.
به همین راحتی…..
و آن لحظه بود که دخترم این حدیث شریف را توانست با کمک آموزه های استاد گلم عباس منش در زندگی خودش تفسیر کند.
« الدعاء یرد القضاء ولو ابرم ابراما »
ترجمه : دعا قضاء و قدر را برمی گرداند حتی اگر آن قضاء و قدر بسیار بسیار محکم شده باشد.
یعنی اگر گمان کنیم 100% کار از کار گذشته است باز هم می شود ورق رابرگرداند.
و من فهمیدم درخواست های ما همان دعاهای ما هستند.
دعا = درخواست.
———————————–
خدایا با تمام وجود سپاسگزارم هم از تو و هم از بنده مخلصت سید حسین عباس منش.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
ممنونم ارمان جان عزیز.
??????
بسم الله الرحمن الرحیم
سلامی گرم به شما آقای جوان
من قبل از خواندن نظر شما فکر می کردم که قبل از این که اتفاقی بیفتد میتوان آن را به جهت دلخواه هدایت کرد ولی بعد از رخ دادن چیزی دیگر نمی شود آن را تغییر داد.ولی با خواندن نظر شما دیدگاهم عوض شد.
واقعا خوش به حال دخترتان که همچین پدر عالم به قوانین الهی دارد.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای شما دوست عزیز.
احمدرضا جان چقدر «بسم الله الرحمن الرحیم» شما آرام بخش است.
دقیقا همینطور است و به خاطر همین قدرت تغییر سرنوشت است که خدا در توبه را باز گذاشته است و امیدبخش ترین آیه را در قرآن اینچنین فرموده است که :
«یا عبادی الذین أسرفوا علی أنفسهم لا تقنطوا من رحمه الله إنّ الله یغفر الذنوب جمیعاً (سوره زمر، آیه 53)»
ترجمه : بگو ای بندگانم که بر خود اسراف و ستم کرده اید ! از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را می آمرزد.»
همه چیز در دستان ماست فقط باید با قدرت و اخلاص درخواست نماییم تا او اجابت کند.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
تبریک به شما و دختر عزیزتان که در این سن و سال پدری فرهیخته او را راهنمایی میکند.
جناب صمیم عزیز از لطف و محبت همیشگی شما سپاسگزارم.
همیشه برای شما دوست گرامی دعا می کنم و آرزوی بهترین ها را برای شما از خداوند موفق و ثروتمند خواستارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان دوست بزرگوار سلام
تازه این اولین مقدمات پیروزی های شما و خانواده ی عزیز شماست ، به قول معروف سالی که نکوست از بهارش پیداست ،
از قول بنده به دختر دلبندتان تبریک بگویید که در سنین جوانی خدا و قوانینش را شناختند
ممنونم خانم شب خیز عزیز
از اینکه به بنده و خانواده ام روحیه می دهید سپاسگزارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان گرامی و خانواده صمیمی عباسمنش
میخوام چگونگی آشناییم رو با استاد توضیح بدم و نتیجه هایی که گرفتم رو بنویسم
من الان یه جوون 20 ساله ام و خیلی خوشحالم که توی این سن به این اگاهی ها رسیدم و خدا رو شکر میکنم که منو هدایت میکنه
راستش من از 4 سال پیش با قانون راز اشنا شدم و چون ادم کنجکاوی بودم شروع به تست کردم و نتیجه های کوچیکی گرفتم و بعدش کتاب راز رو جذب کردم و با مطالعه اون کم کم و با گذشت زمان که درک بهتری از قانون راز کسب کردم نتیجه هام بزرگتر شد و دانشگاه ،لپتاپ ،رابطه و خیلی چیز های دیگه که اون موقع میخاستم رو جذب کردم
داستان از جایی شروع شد که وقتی دانشجوی ترم 1 مهندسی کامپیوتر بودم یعنی 1 سال پیش و از روی حس کنجکاوی که داشتم و علاقه ی شدید به کامپیوتر به همین دلیل خیلی زیاد دنبال کانال های تلگرامی در مورد اموزش برنامه نویسی و کامپیوتر و هک و امنیت و … بودم و چندین کانال در این مورد داشتم.
یه روز یکی پکیج روانشناسی ثروت 1 از استاد عباسمنش رو به صورت رایگان به من داد،راستش اون موقع من استاد رو نمیشناختم و تنها چیزی که باعث شد اون فایل رو یه جا ذخیره کنم واسه خودم تا بعدا دانلودش کنم قیمت بالای اون بود که حدود 4 میلیون تومن بود.
من اون فایل رو ذخیره کردم ولی من به نوعی بکاپ داشتم از اون فایل،یه شب تصمیم گرفتم دانلودش کنم و ببینم این استاد عباسمنش کیه و چی میگه،خلاصه دانلودش کردم و بازش کردم.
یه قسمت دیدم و فهمیدم که وقتمو هدر میکنم،گذاشتمش کنار.
چند هفته بعد که داشتم سیستمم رو پاکسازی میکردم بازم چشمم به اون دوره افتاد بازم بازش کردم و این بار با دقت بیشتر نگاه کردم ،حرف های خوبی بود ولی واقعا چیزی نمیفهمیدم که منظور استاد چیه ؟چرا ؟چطور؟
چند روز نگاه کردم و رسیدم به جایی که استاد به خوبی توضیح میداد و میگفت قضیه چیه،کمی درک کرده بودم ،کمی اگاهی کسب کرده بودم،کم کم خوشم میومد ،کم کم با نتیجه هایی که گرفته بودم مطابقت میدادمش و میدیدم اره درسته، همینیه که استاد میگه.
خلاصه نگاه میکردم روزی 1 قسمت ولی یه چیزی ازارم میداد و اون حرف های استاد در مورد این بود که اگه این فایل رایگان به دستت رسیده حرامه و نتیجه نخواهی گرفت. سعی میکردم اون جا هایی که استاد در مورد این موضوع حرف میزد رو بزنم جلو و نشنوم ولی نه نمیشد نمیشد نمیشد همش توی ذهنم بود.
پس از چند رور بازم بی خیالش شدم.
پس از چند هفته بازم رفتم سراغش، حرف هاش جالب بود.
شاید حدود 2 ماه به صورت دست و پا شکسته هفته ای یکبار یکی از قسمت هاشو دیدم و وقتی موضوع باور هارو درک کردم و فهمیدم که قضیه چیه هر روز به این نتیجه می رسیدم که من نتیجه نخواهم گرفت چون پولی واسه این پکیج ندادم و هر روز این باور توی ذهنم قوی تر میشد و نمیتونستم جلوی رشد کردنش رو بگیرم.
رسیدم به جایی که واقعا و به طور واضح درک کردم حرف های استاد رو و موضوع باور هارو به صورت کامل فهمیدم .
یه روز نشستم با خودم فکر کردم که از اونجایی که من به هرچی باور داشته باشم توی زندگیم به وجود میاد پس چون من این باور رو دارم که چون پولی بابت این پکیج پرداخت نکردم بنابراین هیچ نتیجه ای نخواهم گرفت و فهمیدم که با این باور هرگز موفق نخواهم شد پس باید یه فکری کنم.
تصمیم گرفتم یه قولی به خودم بدم
با خودم گفتم دوره رو نگاه میکنم و هروقت پولدار شدم میام 10 برابر پولش رو پرداخت میکنم و روی یه کاغذ نوشتم و امضا زدم زیرش و تعهد دادم.
شروع کردم با دقت نگاه کردن تک تک قسمت ها ولی انگار هرچی نگاه میکردم چیزی وارد مغزم نمیشد و انگار چیزی نمیفهمیدم و یا شرایطی پیش میومد که نتونم دوره رو نگاه کنم یا کار هایی پیش میومد که تمرین هاشو عمل نکنم ،خلاصه کائنات کاری میکردن که من نتونم از این دوره سودی بدست بیارم ولی من اون موقع نمیدونستم که چرا این اتفاقات میوفته که نمیتونم دوره رو با دقت نگاه کنم. یه روز تصمیم گرفتم به استاد ایمیل بزنم و موضوع رو تعریف کنم و ایمیل زدم نوشتم که قضیه چی بود و نوشتم اجازه بدید از دوره استفاده کنم و بعد از کسب موفقیت میام 10 برابر قیمت رو پرداخت میکنم و …
یه جواب منطقی گرفتم از گروه تحقیقاتی عباسمنش
نمیدونم دقیقا کدوم یکی از بچه های سایت بود که جواب داده بود و اسمشون رو یادم نیست ولی به من یه جواب داد که زندگیم رو متحول کرد و هرجا هست امیدوارم همیشه به خواسته هاش برسه.
نوشته بود وقتی هزینه ی یه دوره یا هرچی رو پرداخت نکنی ،اولا چون هزینه ای ندادی، به تمرین هاش و گفته هاش عمل نمیکنی،دوما شرایطی واست پیش میاد که اگه بخوای عمل کنی هم نتونی عمل کنی و حواست پرت بشه.
و توضیحات زیاد در چند ده سطر نوشته بودن و وقتی اون ایمیل طلایی رو خوندم فهمیدم قضیه چی بود،تازه فهمیدم چرا شرایطی پیش میومد که نمیتونستم به فایل ها نگاه کنم و تمرین هاشو عمل کنم.
تازه فهمیدم چرا وقتی داشتم دوره رو میدیدم یهو یکی به من زنگ میزد و ساعت ها مشغول حرف زدن و چت کردن با این و اون میشدم و نمیتونستم دوره رو نگاه کنم.
تازه قدرت باور هارو درک کرده بودم.
با اون جوابی که گرفته بودم همه چی واسم واضح شده بود همه چی حتی چیزایی که قبلا داشتم و چون رایگان رسیده بود دستم فهمیدم که چون پولی بابتش پرداخت نکرده بودم ازش استفاده نمیکردم.
همون لحظه رفتم سراغ لپتاپم و دوره روانشناسی ثروت 1 رو از هارد شیفت دیلیت کردم و هم از تلگرامم پاک کردم که بعدا نرم دوباره دانلودش کنم. و تا الان خدا رو شکر همه ی انچه که از اون دوره یاد گرفته بودم رو فراموش کردم و چون این ساز و کار دنیاست و واقعا چیزی از اون دوره یادم نمیاد.اگه شما هم این دوره رو به صورت رایگان دریافت کردید، باور کنید نتیجه نخواهید گرفت ،بخدا شرایطی پیش میاد واستون که نتونید نتیجه ای بگیرید ،بهتره هزینشو پرداخت کنید و یا اگه مثل من وضعیت مالیتون بد بود و نتونستید هزینشو پرداخت کنید ،برید سراغ فایل های رایگان خیلی خیلی نتیجه های بهتری خواهید گرفت.
اون روز واسم روز بزرگی بود تصمیم گرفتم عوض شم با باور هایی که کمابیش یه چیزایی راجع بهشون بلد بودم.
اومدم سراغ سایت و فایل های رایگان، دو سه تا فایل دانلود کردم نگاه کردم بعد از مدتی فراموششون کردم و سست شدم بعد از چند هفته بازم برگشتم سراغ سایت و از اونجایی که اینترنت نامحدود گرفته بودم و چون هزینه داده بودم واسش و چون ادم به هرچی هزینه بده ازش استفاده میکنه پس دونه به دونه ی فایل های رایگان رو هم تصویری هم صوتی دانلود کردم و هرچی توی آرشیو به صورت رایگان بود رو دانلود کردم.
حدود 3 ماه میشه که همه ی فایل های رایگان رو دارم و هر وقت که بتونم نگاه میکنم .
یه مدت عجله داشتم که همه ی فایل هارو ببینم و اگاهی هامو زیاد کنم ولی فهمیدم که اگاهی داشتن به من هیچ کمکی نخواهد کرد و باید عمل کنم پس تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع به نگاه کردن فایل ها کنم با انجام به گفته شده های توی فایل و عمل کردن به دونسته هام.
الان حدود 1 ماه میشه که به طور جدی بیشتر تایم های روز و شبم رو میرم سراغ فایل های رایگان استاد و نگاه میکنم و مهمتر اینکه عمل میکنم و البته نتیجه های خوبی هم گرفتم مثل کسب درامد در زمان تحصیل و خیلی چیزایی دیگه. بهتره بگم تا عمل نکنید نتیجه نمیگیرید به خدا تا عمل نکید نتیجه نمیگیرید.
بازم خدا رو شکر میکنم که من رو با استاد اشنا کرد و البته میدونم این به خاطر خاسته ی خودم واسه تغییر زندگیم از 4 سال پیش بود و شرایطی به وجود اومد که من با استاد و این گروه و شما دوستان گرامی اشنا بشم و از این بابت خیلی خوشحالم.
الان واقعا قدرت باور هارو کرد کردم ،الان میفهمم که این اتفاقاتی که برای من پیش اومد تا بیام سراغ فایل های رایگان به خاطر باور های استاد بوده و استاد همیشه میگه اگه باور هات درست باشه دنیا کاری میکنه کسانی که میخوان به تو ضرر برسونن باعث سود رسوندن به تو میشن و من این موضوع رو کامل درک کردم و دیدم که اون کانال که میخاست به استاد ضرر برسونه درواقع باعث شد که به استاد سود برسونه و من رو با استاد اشنا کرد و من رو متحول کرد. شاید خیلی از شما هم مثل من باشید و از این طریق با استاد اشنا شدید. و البته واقعا خوشحالم که با استاد توی سن جوونیم اشنا شدم.
بازم از استاد محترم دوست داشتنی سپاسگذارم که واقعا منو متحول کرد و باعث شد به خیلی از اگاهی ها برسم و باور کنم که میشه به خدا میشه ،و همچنین از استاد میخوام منو ببخشه که اون دوره رو باز کرده بودم ،هرچند که من خودم ،خودم رو بخشیدم و احساس گناه نمیکنم و اگه اون فایل رو باز نمیکردم شاید الان اینجا نبودم و اصلا با استاد اشنا نمیشدم ،ولی امیدوارم استاد هم منو ببخشه.
خیلی مشتاقم که فایل های رایگان رو نگاه کنم خداوکیلی اینقد زیادن که نمیشه و واقعا خیلی کمک کننده و کامل هستن و نتیجه دهنده و پر از نکته های مفید ، مطمعنم با همین فایل های رایگان به جایی میرسم که همه ی دوره استاد رو تهیه میکنم و پله های موفقیت رو یکی پس از دیگری طی میکنم و ایندمو اونطور که دلم میخواد میسازم،مطمعنم که میتونم.
استاد خیلی دوست دارم خیلی دوست دارم دمت گرم واقعا دمت گرم که اگاهم کردی. امیدوارم هر روز نتیجه های بیشتری کسب کنی و خیلی خیلی بری بالاتر تا ما باورمون قوی تر بشه و باور کنیم که میشود.
خیلی دوستتون دارم بچه ها ،امیدوارم به هرچی میخواهید برسید و دنیاتونو اونجور که دوس دارید بسازید.
خدانگهدار همتون.
سلام جناب گنجی پی عزیز ….
اول از همه اینکه خیلی جدی تصمیم گرفتید فیلهای رایگان را گوش کنید تا ب حقایق برسید …
و اینکه بدون پرداخت هزینه هیچ فایلی رو گوش نکنید …. احسنت بر شما ک زیباترین مسیر را برای تحول زندگیتان انتخاب کردین …. انشاااالله ک نتایج های عظیمی در راه است
موفق و پیروز باشید
سلام
عالی بود از این قسمت خیلی خوشم اومد که گفتین:
یه مدت عجله داشتم که همه ی فایل هارو ببینم و اگاهی هامو زیاد کنم ولی فهمیدم که اگاهی داشتن به من هیچ کمکی نخواهد کرد و باید عمل کنم پس تصمیم گرفتم دوباره از اول شروع به نگاه کردن فایل ها کنم با انجام به گفته شده های توی فایل و عمل کردن به دونسته هام.
سلام استاد عزیز
سلام بر دوستان خوبم در این پیج فوق العاده
آنچه که استاد عزیز در این فایل گفتند بسیار نکته بسیار عالی بود
داشتن الگو
آنهم الگوهای موفق و عالی
آنهم الگوهایی که با پشتکار عالی و با توکل به خدای مهربان توانستند که موفق بشوند
اینها همه انگیزه است و در جهت موفق شدن بسیار عالی است
چرا که ذهن منطقی به خود می گوید که اینها توانسته اند پس من هم می توانم به این موفقیت ها و اهد اف خودم برسم
نوع نگرش این الگوها به مشکلات و سختی ها
نوع برخورد آنها به تضاد ها
پس آنها توانسته اند من هم می توانم
آنها به آرزوها و خواسته های خودشان رسیده اند پس من هم می توانم به اهداف خودم دست پیدا کنم
چقدر این نکته عالی بود و استاد نکاتی را در همین فایل های بظاهر رایگان می گویند که عمل کردن به همین نکات خود برای خودش یک دوره است و باعث رشد و پیشرفت می شود
چقدر عالی است که من با مطالعه الگوها به جایی برسم که در درون خودم به این احساس برسم که می توانم و به اهداف خودم خواهم رسید
این حس وقتیکه که در درون من ایجاد بشود برای من عالی است و عامل موفقیت من خواهد بود
به همین راحتی است وقتی فلان نفر که در هر کجای این کره خاکی که بخواهد باشد به یک موفقیت دست پیدا کرده است پس من هم می توانم به آن خواسته و به آن هدف برسم
با ساختن الگوهای عالی و با باور کردن به این موضوع که من می توانم و خواهم توانست
خدای مهربان هم کمک من است و او هم به من کمک خواهد کرد
ایمان به خدای مهربان
اعتماد داشتن به دستهای او
می توانم به خواسته ها و اهداف خودم برسم
سپاس از خدای فروانی ها
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
توانایی کنترل کردن ذهن یکی از مهمترین نکات و درس هایی است که می توان در این فایل یاد گرفتم و به آن توجه داشت
کسانی هستند که از موفقیت دیگران خوشحال و خوشنود نمی شوند و دوست ندارند که خوشحالی و شادی ما را ببیند
اینجا این ما هستیم که با توانایی کنترل ذهن خودم و تمرکز بر روی نکات مثبت خودم و اطراف خودم بتوانم به بهترین دستاوردها برسم
یک نکته
به این ایمان و این امید برسم که می توانم به این موفقیت برسم و آنوقت من بی شک موفق خواهم بود و موفقیت در دستهای من خواهد بود
یک درس عالی
کسانی که چشم دیدن من را ندارند
من باید از این نوع نگاه آنها برای خودم انگیزه بگیرم و اگر کسی از من حسودی می کند از او قدرت بگیرم و برای خودم این را بسازم که چه چیزی در درون من است که سبب می شود دیگران اینگونه به م حسادت کنند
من باید بتوانم آدم های موفق را تحسین کنم و این شهامت می خواد و این کار من را به جلو می برد و سبب می شود که حال خوب و احساس خوب را به جهان صادر کنم و این همان دریافت موفقیت ها و رمز و راز پیروزی است
یاد بگیرم که دیگران را تحسین کنم
نکات مثبت آنها را ببینم
و این برای من کلی فایده دارد چرا که احساس من را خوب می کند
سبب می شود که فرکانس خوب به جهان صادر کنم و این تحسین کردم برای من این را دارد که شرایط و اتفاقات خوب را وارد زندگی من می کند
توجه من روی هر چیزی که باشد همان چیز برای من رخ می دهد
همان چیز برای من اتفاق می افتد که در ذهن و فکر خودم به آن فکر می کنم
احساس گناه بدترین نوع و حالتی است که همیشه باعث روند رکود در ما می شود و باید همیشه عملکرد خودمان را رو به بهبود قرار بدهیم
تکیه کردن روی خودم و فقط و فقط روی خودم حساب باز کردن این مهمترین درس برای من امروز بود
و این را باید یاد بگیرم که هر روز بهتر از روز خودم باشم و در این مسیر حال خودم را خوب نگه دارم و از مسیر حرکت و پیروزی خودم لذت ببرم
احساس لذت داشتن
حال خوب داشتن
نگاه خودم را به دیگران ندوزم
و هرگز نگاهم به دیگران نباشد
این مهمترین درس هایی بود که من امروز از این فایل عالی یاد گرفتم
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای زیبایی ها
سپاس از خدای فراوانی ها
بعضی وقت ها احساس می کنم استاد خیلی مظلومه و کسی وجود نازنینش را درک نمی کنه.
هر وقت یکی از شاهکارهایش را به ما ارزانی می دارد و در پایان می فرماید: “دوستان موفقیت های خودتون را هر چند کوچک باشند روی سایت بگذارید بخدا اول به خودتون کمک کرده اید” قلبم درد می گیره احساس استاد را که چقدر برای ما دل می سوزاند را با اعماق وجودم درک می کنم و فقط می توانم بگویم فدات همین.?
احساس می کنم بعضی از دوستان منتظر یه موفقیت خیلی مهم هستند تا در سایت برای دوستان قابل ارائه باشه. چند وقت پیش هم یکی از دوستان غیر مستقیم به بیان موفقیت های جزئی بنده که ارائه می کنم خرده گرفتند ولی …
مثلا چرا نباید این تجربه را با دوستان گلم در میان بگذارم که :
چند روز پیش نیاز مبرم به 600 هزار تومان پول داشتم و قرار بود یکی از دانش آموزانم مبلغ چند جلسه کلاس خصوصی که پیش من اومده بود را به حسابم واریز کنه و به جای 300 هزار تومان اشتباهی 600 هزار تومان واریز کرده بود و پس از اینکه بهش گفتم گفت اشکال نداره باشه خدمتتون برای کلاس های بعدی.
یا چرا نباید بگم که :
وقتی داشتیم آلبوم عکس های قدیمی را برگ می زدیم یهویی چند تا تراول خوشکل که گذاشته بودیم برای روز مبادا و یادمون رفته بود را دیدیم و هم یه خاطره زیبا برامون زنده شد و هم نیازی از ما مرتفع.
آیا این ها نشانه نیست؟
آیا این ها جوانه های همان ریشه های جنگل موفقیت نیست که استاد در فصل 6 کتاب «رویاهایی که رویا نیستند» گفتتند؟
برای ما نباید مهم باشه کسی باور کنه یا نه. کسی لایک کنه یا نه. کسی تحسین کنه یا نه. کسی خرده بگیره یا نه. تازه امکان داره عزیزی راهنمایی کنه که خیلی راهگشا باشه و ما به آن نکته توجه نداشتیم.
شاید خیلی از دوستان باشند که همین موفقیت ها را داشته باشند ولی یا آن ها را نبینند و یا فکر می کنند خیلی کوچکند و قابل اعتنا و قابل ارائه نیستند.
عزیزان باور کنید با بیان این موفقیت های کوچک اول به خودتون کمک کرده اید. به من که خیلی کمک کرده؟
به همه دوستانی که آرزوی دیدن استاد را دارند و در نظراتشون مرتب از جملاتی استفاده می کنند مثل : «ای کاش می شد ببینمتون» یا «ای کاش می شد بیایین ایران» یا «بالاخره میام پیشت» و … میگم بخدا استاد همین جاست تو قلب هامون تو ذهنمون وقتی یه جایی گیر می کنیم و جمله ای از استاد یادمون میاد و با عمل به آن موفق می شویم و خدا را از داشتنش سپاسگزاری می کنیم یعنی استاد کنارمون ایستاده…
بهترین سپاسگزاری از استاد عمل به راهنمایی هاشون است و بدانیم هیچ چیزی به اندازه موفقیت هامون و بیان موفقیت هامون برای ایشان لذت بخش نیست.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام دوستان و زحمت کشان سایت گروه تحقیقاتی عباس منش
اقای علی جوان دوست عزیز چقدر خوب گفتید که با تایید نشانه های کوچک کم کم نتایج بزرگ میشوند و مغز ما اینجوری در طول روز میگرده برا ما اتفاقاتی جور کنه که ما دوباره خوشحال بشیم و تایید شون کنیم به همین ترتیب نتایج بزرگ میشوند که برای خود من هم همین اتفاق خدایا شکر هر روز در حال افتادن هست حتی استاد در بسته روانشناسی ثروت اشاره کردند که چراغ راهنما هم که سبز شد براتون تایید کنید حتی اگه به یک غذای فکر کردی و اتفاقا رفتی خونه دیدی همون غذا را همسرت یا مادرت درست کردند تایید کنید و با این روش هر روز ایمان ما به این قوانیین بیشتر میشه و متوجه خواهیم شد که تمام زندگیمون را خودمان داریم خلق میکنیم و هیچ چیز تصادفی نیست من از تمام دوستانی که هر روز در این قسمت سایت موفقیتها و ایده هاشون را میذارند سپاسگذارم و نمیدانید که چقدر این بخشو دوست دارم چون بلافاصله که برای شما دلم تنگ میشه هر جا باشم میام تو این قسمت نظرات دوستان گلم را میخانم چون مشتاق موفقیت شما و خودم هستم
*جناب سبزوار شکر سلام و سپاس
حضور شما دوست بسیار فهیم و فرهیخته در این خانواده صمیمی افتخار ماست.
بصیرت شما قابل تحسین است و همراهی شما دوست عزیز موجب دلگرمی…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
جنای سبزوار شکر سلام و سپاس
حضور شما دوست بسیار فهیم و فرهیخته در این خانواده صمیمی افتخار ماست.
بصیرت شما قابل تحسین است و همراهی شما دوست عزیز موجب دلگرمی…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
استاد عزیزم آقای جوان به درستی که شما عمق مطلب را ادا کردید. این نشان از فهم عمیق شما از حضور در این جمع و فواید حضور در اینجا را دارد. یاد یکی از کامتهای شما برای خودم افتادم که فرمودید:
پیامبر(ص) فرمود: «قرآن ظاهر و باطنی دارد، و باطن آن هم باطنی دارد، تا هفت باطن». و «هفتاد باطن» و «هفتصد باطن» و «هفتاد هزار باطن»
به درستی که شما باطن حضور در این جمع را میفهمید و این نشانه ایست برای آنان که فکر میکنند حضور در این جمع و بیان موفقیتها بی معناست…
شاد و پیروز و برقرار باشید…
چقدر شادمان هستم از حضور شما در جمع دوستان و درک متقابلی که از هم داریم.
و سپاسگزارم از شما چون از زمانی که حضور خود را در سایت پر رنگ تر کردید مطالب خیلی مفید و ارزنده ای را از شما دوست گرانقدر آموختم و امروز چه زیبا روایات زیر را در قالب کلمات یادآور شدید :
– «پیامبر اعظم : ید اللَّه على الجماعه (نهج الفصاحه ص 800) ترجمه : دست محبت الهی بر سر جماعت است»
– «پیامبر اعظم : ید اللَّه مع الجماعه (نهج الفصاحه ص 45) ترجمه : امداد الهی با جماعت است»
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان برادر ارجمندم سلام
قرآن مداوم در سوره الرحمن می فرماید ، کدام نعمت پروردگار را تکذیب می کنید ، فرمایش زیبای شما بیانگر فهم و درک عمیق شما از آیات قرآن است ، کلامتان الهیست و وجودتان موجب رحمت و برکت ، در خدا شاد و پیروز باشید
خانم شبخیز عزیز سلام
از ارتباط زیبای این مطلب با عروس قرآن سپاسگزارم.
– یاد زوج های مومنی افتادم که اوایل زندگی چقدر همه چیز برایشان زیبا است و چقدر خدا را مهربان می یابند و تمام آنچه را که دارند هر چند اندک، نعمت هایی می بینند که از جانب خداوند مهربان ارزانی آن ها شده است. چون شادی آن ها الهی است.
– شما مرا یاد قسم های قرآنی انداختید که خدا در قرآن هم به انجیر قسم یاد می کند و هم به خورشید و این بیانگر آن است که هیچ نعمتی از دیدگاه خداوند کوچک نیست و با توجه به اینکه موفقیت ها هم نعمت هایی از جانب پروردگار هستند بنابر این کوچک و بزرگ، مهم و غیر مهم ندارند و باید بابت همه آن ها سپاسگزار باشیم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
چه تعبیر زیبایی به کار بردید لذت بردم…
جناب صمیمی یاد این آیات افتادم تقدیم به روح متعالی شما :
«فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ ؛ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ . سوره زلزال آیه : 7 و 8
ترجمه :پس هر که هموزن ذرّه ای نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید و هر که هموزن ذرّه ای بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید.»
هیچ عملی بلکه هیچ ذره ای در این دنیا برای خداوند کوچک نیست و از دید مهربان او خارج نیست.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
واقعا شما
علی اقا
فوق العاده اید
چقدر زیباست کلام تون واقعا شاکر رب را که چنین زیبا افریده اش را هدایت میکند
الهی شکر الهی شکر
لطفا ادامه بدید داستان های موفقیتتون رو
آقای ستاره شما و دیگر دوستان عزیز به بنده خیلی لطف دارید و سپاسگزار تمام مهربانی های شما هستم و خدا را بابت داشتن دوستان خوب و شایسته ای چون شما بزرگواران شاکرم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
دوست خوبم بسیار سپاسگزارم که با درک بالا و دید زیباتون مارو از نظرات بسیار تامل بارانگیزتون بهرمند میکنید, خیلی خوش حالم که نظرات شمارو میخونم و از موافقت تک تک شما عزیزان کلی انگیزه میگیرم
بسیار سپاسگزار حضور گرم تمامی عزیزان هستم
روزهای بهتر و عالی همیشه پذیرای شما دوستان عزیزم
دوست خوبم جناب سیلانی سلام و سپاس
از لطف شما بی نهایت سپاسگزارم. حقیقت امر این است که تک تک دوستانی که در این سایت ارزشمند هستند، بی نظیرند و قابل تحسین.
خوشحال می شویم ما را هم در تجریبات خود شریک نمایید.
همراهی شما دوست عزیز موجب دلگرمی ماست …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام آقای جوان دوست عزیزم
من به شخصه از تک تک موفقیت های شما چه بزرگ و چه کوچک انرژی میگیرم. ممنونم که انها را با ما به اشتراک میگذارید.
آقای زارع عزیز همیشه به جوانانی که خودشان زندگی خودشان را تعریف می کنند می بالم و شما مصداق ارزنده ای برای همه ما دوستان هستید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
تبریک دوست خوبم….واقعا با حرف شما موافقم ….من کلمه (ای کاش )کلا از ذهنم پاک کردم و میدونم هرچی بخوام خیلی راحت بدست میارم به همه پیشنهاد میکنم بی خیال این کلمه بشن
ارمان جان تذکر خیلی به جایی بود. سپاسگزارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
جناب اقای جوان سلام
داستانهای موفقیت شما بسیار ارزشمند هستند و بدانید همیشه کسانی هستند که متاقند هر روز بیشتر و بیشتر در مورد روزگار خوش این روزهایتان بدانند و بخوانند
این مطالبی که مینویسید نشانگر زلالی قلب شماست که هر روز بیش از روز پیش نشانه های خداوند را درک میکند ، به خرده گرفتنهای دیگران توجه نکنید
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد
واقعا چرا باید یکنفر همین الان اشتباهی مبلغ کلاسهای خصوصی را اشتباها دو برابر واریز کند ؟ چرا قبلا اینطور نمیشد ؟ کجای این حقیقت خرد و کوچک است ؟
سخاوت خداوند کی میتواند کوچک و ناچیز باشد ؟ انهایی که این بخشش را کوچک میبینند در اصل سخاوتمندی و کرم خداوند را کم و بی مقدار میبینند
من ایمان دارم اگر شما 600 میلیون هم میخواستید با این درکی که از قوانین یافته اید انرا دریافت میکردید
من که از خواندن حقایق شیرین زندگی شما لذت میبرم و هر روز منتظر اتفاقات بهتر هستم
خانم اقبال عزیز سلام و سپاس
از اینکه با سخنان خود به بنده و دیگر دوستان انرژی می دهید سپاسگزارم.
سخنان دلگرم کننده شما و صحبت از بخشش خداوند مرا یاد سخن زیبای امام رضا انداخت که چقدر قوانین الهی در آن موج می زند.
تقدیم به قلب سخاوتمند شما دوستان عزیز :
رُوِیَ عَن اَبی الحسَنِ الرِّضا عَلَیهِ السَّلامُ قالَ: اَحسِنِ الظَّنَّ بِاللهِ فَاِنَّ مَن حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللهِ کانَ اللهُ عِندَ ظَنِّهِ (بحار الانوار، جلد 75، صفحه 342)
حضرت امام رضا فرمود: گمان خود را به خداوند متعال نیکو و خوب قرار بده. هرکس که به خداوند گمان خوب و نیکو داشته باشد، خداوند هم بر طبق همان گمان خوب و حُسن ظن با او عمل و رفتار میکند.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
پسری برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از فروشگاههای بزرگ که همه چیز میفروشند رفت…
مدیر فروشگاه به او گفت: یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم میگیرم.
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری!
مدیر با ناراحتی گفت: تنها یک مشتری…؟ بی تجربه ترین متقاضیان کار در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند. حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: 134,999٫50 دلار
مدیر فریاد کشید: 134,999٫50 دلار ؟
مگه چی فروختی؟
پسر گفت: اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. بعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟
گفت: خلیج پشتی
من هم گفتم پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم!
بعد پرسیدم ماشینتان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟
که گفت: هوندا سیویک.
من هم یک بلیزر دبلیو دی4 به او پیشنهاد دادم که او هم خرید…
مدیر میگه اون اومده بود قلاب ماهیگیری بخره تو بهش قایق و بلیزر فروختی؟
میگه نه، اومده بود قرص سردرد بخره من بهش پیشنهاد کردم بره ماهیگیری برای سردردش خوبه!
و این سرنوشت انسانهای بزرگ و نابغه است.
“کارل استوارت”
صاحب بزرگترین هایپر مارکتهای بزرگ دنیا.
کوبیدی تو وسط خال خیلی از این داستان واقعی خوشم اومد فوق هوشمندانه
خیلی عالی بود حال کردم
رفتم تو داستان
میدونی انگار که خدا با ما هم یه جورایی شبیه به همین کار میکنه
دنبال پول یا رابطه یا ورزش میریم ولی بعدا یه چیز خیلی گنده ای رو میفهمیم
اینجوریه
سلام دوستم
ممنون میشم یه بار دیگه مثالت رو توضیح بدی
دوست دارم برداشتت رو بدونم و حس میکنم برای دیگر دوستان هم باید مفید باشه
با سپاس از شما
در پناه الله
داستان آموزنده ای بود واقعا بعضی وقت ها یه چیزایی تو زندگی مهمه که فکرش رو هم نمیکنیم.ممنونم دوست عزیز
سلام استاد عزیزم
من شقایق هستم متولد 75
من از طریق همسرم با دورههای شما اشنا شدم
و حدود 9 ماه هست ک بطور مداوم دوره های شما رو گوش میدهم و نتیجه خیلی زیاد در توسعه فردی من داشته،
من هوم دیزاینر هستم و دستسازه های هنری بسیار خلافانه برای همه نوع فضا میسازم،
و روزایی ک شروع کردم اصلا اعتماد بنفس نداشتم و با خودم میگفتم کی اینارو میخره و استفاده میکنه، ولی با دیدن الگوهایی در این زمینه ک چقدر برای هنر و اثارشون ارزش قائل هستند و شوروم های خیلی ارزشمند برای اثارشون برگزار میکنند،باعث شد ب خودم یه تلنگر بزنم ک تو هم دستسازه ها و اثارت خیلی با ارزش هستند و خیلی با کیفیت و خلاقانه میسازی پس شروع کن ب عشق ورزیدن ب کارات،
و الان با اعتماد بنفس، کارم و اثارم رو برای بقیه پرزنت میکنم و از زمانی ک ارزش قائل شدم برای بیزنسم،دستسازه های خلاقانه تر میسازم،و ایده های و الهامات زیادی دریافت میکنم ک خیلی وقتا اشک تو چشام جمع میشه بخاطر اینهمه قشنگی ک اطرافم و در کارم میبینمممنونم استاد بابت دوره های خفنی ک برگزار میکنید
به نام خداوند موفق و ثروتمند
———————————–
حدودا یک ماه پیش شهر را به منطقه هایی جهت سرکشی تقسیم کردند و بنده و چند نفر از همکاران عزیزم را مسئول منطقه ای کردند من طبق جلسه دوم قانون آفرینش که استاد قانون درخواست را تشریح و تبیین کردند درخواست کردم که مرا در لیست فلان منطقه قرار دهند ولی قبول نکردند و گفتند که از قبل مشخص شده است و در شما پارامترهایی هست که ما مخصوصا نام شما را در این منطقه نوشته ایم.
علی الظاهر نمی شد کاری کرد ولی من تسلیم نشدم و از لحاظ ذهنی نپذیرفتم و شروع کردم به تصور کار در منطقه ای که مد نظرم بود و جذب آن …
حتی چند نوبت به آن منطقه رفتم و خود را در خیابان های آن منطقه می دیدم که در حال خدمت هستم.
روزی که قرار بود کارت های ما را تحویل دهند و مشغول کار شویم کارت همه را دادند به جز من چون کارتی برای من صادر نشده بود.
همه تعجب کردند جز من !!!!
چون یقین داشتم که قانون عمل کرده است.
گفتند باید مراجعه کنی مرکز و علت را جویا شوی.
مراجعه کردم وقتی به مسئول مربوطه گفتم که کارت برای من صادر نشده چشم هایش گرد شد و گفت که امکان نداره و با تعجب چند بار سیستم را چک کرد و گفت موردی نبوده است که کارت چاپ نشود احتمالا فراموش شده است چون مطمئنم که در لیست منطقه مورد نظر نام شما بود.
چشم هایش از تعجب گردتر شد وقتی که دید نام من تو لیست آن منطقه هم ثبت نشده است در حقیقت در هیچ منطقه ای ثبت نشده بود و مرتب می گفت چنین چیزی امکان نداره چون ما لیست همه را از روی کامپیوتر چاپ کردیم چطور شده نمی دانم؟
ولی من که می دانستم قضیه چیست در پوست خودم نمی گنجیدم و با آرامش و ثبات عجیبی که مرا یاد کوه های بزرگ می انداخت نظاره گر بودم ….. نمی دانم چه بگویم قابل وصف نیست.
جالب تر اینکه که گفت آقای جوان کدام منطقه می خواهی بری؟ من هم بدون معطلی و با قدرت گفتم فلان منطقه و خیلی آرام تو سیستم تغییرات را اعمال کرد و کارت مرا هم چاپ کرد.
———————————–
خدایا با تمام وجود سپاسگزارم هم از تو و دهم از بنده مخلصت سید حسین عباس منش.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
آقای جوان برادر بزرگوارم سلام بنده همیشه در پیام های ارسالی ام برای شما ذکر کرده بودم که مطمعنم شما بی نهایت موفق می شوید ، زیرا لیاقتی که در شما خداوند می بیند غیر از این نیست در خدا شاد و پیروز باشید
همکار گرامی خانم شب خیز سلام و سپاس
از نصایح شما همیشه به بنده احساس دلگرمی و پیروزی منتقل می شود. سپاسگزارم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
برادر گرامی آقای جوان سلام.
توصیف شما از ایستادن همانند کوه و نظاره کردن در حین آرامش نشون میده که یه بنده ای که قدرت رو به خدا داده چه شکلیه… منتظر موفقیتهای بیشتر شما هستم.
جناب صمیم عزیز خیلی زیبا توصیف کردید و این تعبیر برای بنده خیلی دلچسب بود. در عکس شما اخلاصی موج می زند که همیشه به بنده آرامش می دهد. همیشه دعا گوی شما هستم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام آقای جوان
واقعا لذت بردم. شاد و موفق باشید…
سپاسگزارم جناب زارع عزیز دوست خوبم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
به نام الله یکتا وبی همتا
سلام به شما آقای جوان عزیز
وقتی ما از قوانین الهی استفاده نماییم می توانیم غیر ممکن ها را ممکن نماییم وشما دارید این کار را به نحو احسن انجام می دهید.دارید چیزهایی که در باور اکثر افراد نمی گنجد را انجام می دهید.
انشاءالله روز به روز موفقیت هایتان افزون باد.
جناب کریمیان از توجه شما دوست خوبم سپاسگزارم.
خودم هم در ابتدا باور نمی کردم و ذهن استدلالی بنده همیشه توجیهی برای این اتفاق ها داشت ولی اکنون با آموزه های استاد عباس منش با قدرت و ایمان و بدون تردید منتظر اتفاق های خوب هستم.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
انشالا که همیشه موفق باشی دوست عزیز
ارمان جان سپاسگزارم همچنین برای شما دوست گرامی.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
یادم نمیره تا چندین سال بعد از ازدواجمون (در حدود 6 سال پیش) هنوز ماشین لباسشویی نداشتیم و شستن لباس ها با دست یک ساعت و نیم طول می کشید چه خودم می شستم یا همسرم.
چند سالی به همین منوال گذشت و ما هیچ تلاشی برای خرید لباسشویی نمی کردیم چون افکار ما روی نداری و فقر تنظیم شده بود و هر وقت اسم لباسشویی میومد می گفتیم ما که نداریم یه لباسشویی تمام اتوماتیک بخریم.
استاد عباس منش آن زمان کجا بودی که بهمون بگی اینقدر کمال گرا نباشیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
می تونستیم یه لباسشویی معمولی بخریم ولی مگر کمال گرایی می گذاشت می گفتیم یا تمام اتوماتیک یا هیچ!
یه روزی از همان روزهای سخت اومدم خونه دیدم دست های گل خانمم نسبت به پودر حساسیت نشان داده و قرمز شده و نگم بهتره (الآن هم دارم اشک میریزم)
نمی دونم چطوری تو دلم داد زدم خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا ولی اگر میشد شنید فکر کنم مثل یه بمب هسته ای فرکانس داشت.
مدتی بعد دقیقا ایام عید نوروز رفتیم خونه یکی از همکارها. گفت که یه لباسشویی تمام اتوماتیک داره و چون بچه کوچیک داره لباسشویی دوقلو براش بهتره این رو می خواد بفروشه گفتم چند گفت 100 هزار تومان آره درست شنیدید 100 هزار تومان گفتم چرا اینقدر ارزون گفت بابا کسی نمی خرش به هر کی میگیم فکر می کنه مشکلی داره یا خرابه بخدا ماشین لباسشویی هیچ چیزش نیست.
خلاصه ما هم فردا ماشین گرفتیم و بردیمش خونه و دیدیم واقعا سالمه و خیلی هم خوبه.
و فهمیدم خدا اون ماشن لباسشویی را برای ما کنار گذاشته بود چون هیچ کسی حاضر نشده بود اون رو بخره فقط منتظر بود که من با تمام وجود از او بخوام و صداش بزنم که
خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا …
هر چـــــــــــــــــی آرزوی خـــــــــــــــــــــــوبه مـــــــــــــال تـــــــــــــــــــــو …
سلام دوستم
با خوندن کامنتت یاد خاطره خودم افتادم
یک لباس زمستونی برای خودم انتخاب کردم و فروشنده آشنا بود و گفتم نگه داره فردا بخرم ازش
اما فردا خریده بودنش!
همون یکی رو هم داشت فقط!
من کلی گریه کردم خخخ?
و به جاش لباسی خریدم که خوشگل بود اما به اندازه اون یکی دوسش نداشتم
تا اینکه چند روز بعد دوباره رفتم
و گفت مشتری این شنل رو پس اورده!
اگر میخای ببرش و مقداری از پولش دادم و بقیش گفت بعدا بیار اشکال نداره
وقتی گریه میکردم خبر نداشتم خدا میخاد دوتا بهم بده?
اون موقع حس کردم کار خدا هست
اینجوری خدا رو بیشتر حس کردم
و فهمیدم برای چیزهای کوچولو ناراحت نشم و بخندم
خداروشکر
در پناه الله یکتا ثروتمند و شاد باشی
آقای جوان عزیزم سلام
بهای این تجربه باارزش ناراحتی شما و دستان پر مهر همسرتون بوده قطعا این یکی خیلی خاصه, خوشحالم همسر فوق العاده ای دارید البته شما هم خیلی خوبید.
اقا علی
این خلوص نیت اون موقع تون رو ماهم متوجه شدیم اون خدا گفتنتون رو ماهم حس کردیم
خیلی لحظه های نابی هست
آقای جوان برادر ارزشمندم سلام… مطمئنا تمام اتفاقات زیبای زندگی شما بخاطر همین احساسات خالص و خدایی در وجود شماست که این اشکها، لبخندها و دوست داشتنها را بوجود می آورد. عزت شما نشان از خلوص شماست… خداوندا عطا کن به بنده خالصت آنچه را که در دل درخواست دارد… انک انت الوهاب….