این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://www.tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2016/08/عکس-سایت-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2016-08-21 12:20:202020-08-22 21:46:45«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سلام فراوان خدمت اقای عباس منش ودوستان هم فرکانس ثروتمند.
حدود یکسال پیش بود که به دلیل درامد ناچیز وشرایط سخت وطاقت فرسای زندگی تصمیم به فرار از کشور را گرفتم به طوری که به هیچ وجه ممکن نتوانم دوباره به کشور برگردم.با ان حال اول قصد نقد کردن کل دارایی و سپرده کردن ان برای خانواده ام گرقتم تا در نبود من انها به جز از خداوند مهربان محتاج شخص دیگری نباشند.
تا اینکه سراغ یکی از دوستان بسیار صمیمی ام رفتم و به او گفتم که می خواهم این کار را انجام دهم .
ولی دوستم با این تصمیم من مخالفت نمود ویک فلش مموری به من داد وگفت نکات وقواعد ومطالب ان را به دقت پس از گوش دادن ودیدن مو به مو اجرا کن و تمرین کن اگر تا 2یا3ماه جوابی از جهان نگرفتی تصمیمت را عملی ساز.
محتویات ان فلش مموری هیچ چیز نبود جز فایلهای استاد عزیز عباس منش(یک گنج بزرگ داخل ان بود. )بعد از مدتی زندگی من صد در صد تغیر کرد .
و من قصد شرکت در سمینار ها ودوره های عباس منش را گرفتم ولی متاسفانه استاد از کشور رفته بودند ولی من نا امید نشدم و با تمام قدرت وتمرکز زیاد نکات کلیدی بسته روانشناسی ثروت را اجرا کردمو باورهایم را تغیر دادم.باورهایی از قبیل کار نیست پول کم شده رکود اقتصادی است خداوند ثروت مندان را دوست ندارد واز این قبیل باورهای اشتباه ومحدود کننده .
از ان پس من که هرشب شیفته تلوزیون بودم وفیلمهای تلوزیون را زیاد تماشا میکردم به جای ان شروع به مطالعه کتابهایی از قبیل به سوی کامیابی غول درون بیندیشید وثروتمند شوید جادوی فکر بزرگ و غیره……نمودم جالب توجه است که من تا ان مدت حتی نمی دانستم ضمیر خدادگاه ونا خدا گاه چی هست و چکاری انجام میدهد.
تا اینکه با تغیر باور هایم هر روز زندگی من بهتر و بهتر میشد وبا افراد خوبی شریک میشدم ودر امدم بهتر وبهتر میشد.ولی با ان همه هنوز رویای من عملی نشده بود اما بدون هیچگونه نگرانی به خداوند بزرگ و ربوبیت ان ایمان داشتم و میدانستم وباور داشتم که با تلاش وایمان به خداند به رویایم که ساخت وتولید قطعات کامیون های جدید (ولو)بود خواهم رسید
تا اینکه با تلاش وپشتکار فراوان استفاده نمودن از نکات کلیدی اقای عباس منش بالاخره پس از تلاش فراوان پشت سر گذاشتن شکستها وسختیها به خواسته خود رسیدم .
به راستی که موفقیت در حیاط خلوت منزل شما کمین کرده است.
به راستی که ثروتمند بودن با شکوه است.
به راستی که خداوند ثروتمندان را دوست دارد.
بنده در طول این دوران فایل های بسیار زیادی از استاد عباس منش را گوش کردم و
باورهای محدود کننده خود را تغیر دادم.
و با پشت سر نهادن دوره های پیشرفته NLPضمیر نا خدا گاه را برنامه ریزی کردم که انسان موفقی باشم.
ودر پایان با یاری خداوند مهربان که اقای عباس منش را سر راه من قرار داد وزندگی من را تغیر داد ارزوی موفقیت روز افزون تمام شمادوستان و مردم ایران وداشتن احساسی بسیار عالی و فکری عاری از هر گونه منفی نگری و فقر نگری را برای کلیه هموطنان عزیزم از خداوند مهربان و وهاب را خواستارم.
من از اول زندگیم بگم که با مشکلات زیادی بزرگ شدم در سن 7سالگی پدرم رو ازدست دادم و از اون به بعد مسیر زندگیم خیلی تغییر کرد و همیشه دچار مشکلات اقتصادی بودم.وهیچ وقت پول وی زندگی آروم را نداشتم.اما یه چیزی در درونم به هم الهام میدادم که تو باید پیش رفت کنی و باید یه راهی باشه که موفقیت رو از آن خودم کنم شغلهایی مختلف و کار کردن زیاد رو سالها امتحان کردم وهمیشه دنبال ی راه بهتر برای پیشرفت بودم .از جمله کار های که انجام دادم کار گردی تو گرمای خوزستان جوشکاری فیتری تو پالایشگاه راننده جرثقیل و بعد از ازدواج تاکسی خریدم گفتم که مخوام شغل ثابت داشته باشم 7سالگی این کار ادامه داشت اما با یه درآمد کم وه همه آرزوهام داشتن از بین میرم دوباره به فکر تغییر شغل افتادم اومدم ونمایشگاه اتومبیل با شراکت شروع کردم و بعد از یک سال متوجه شدم که دارم تمام دارایم رو از دست میدم یه رو که خیلی حالم بد بود از خونه زدم بیرون بی هدف به جاده زدم و رفتم به شهری که یه به یه غریبه تو یه چای خونه بر خوردم با اون کمی صحبت کردم واون یه کلی از سایت عباس منش واسم فرستاد همون جرقه امید رو بهم بر گردوند و از اون روز تو زندگیم اتفاقات قشنگ در حال رخ دادنه من به آرامش خواصی رسیدم و هر روز دارم تاثیر شاد بودن امید داشتن ونگاه سیستمی رو تو زندگیم دارم بیشتر احساس میکنم واتفاقا ت خوب رو دارم به کمک فرکانسها مثبت بیشتر وبیشتر تجربه میکنم .من تا الان نتونستم بسته ثروت رو بخرم .ولی امید دارم که این اتفاق به زود ی واسم رخ میده و حتما به دستش میارم.تو این یکسای که به صحبتهای استاد گوش میکنم بسیار امید وار ومحکم شدم و میدونم که همه چیز به خودم بستگی داره و یک تصمیم بسیار مهم گرفتم و اون این که با توکل به خدا مخوام یه کسب جدید بدون شرک تو شهر دیگه که 1000کیلومتر از شهر خودم فاصله دارد رو شروع کنم این بزرگترین تغییر تغییر واسه منه و میدونم که سر بلند از اون بیرون میام. میدونم که از من حرکت و از خدا برکت میاد .خودم و زندگیم رو میسپارم دست خدا واین امید خداوند. شروع میکنم.واز خداوند وشما بابت این همه مهر ومحبت تشکر میکنم.شاد باشیییییییییید.
امیدوارم که من دارم این مطلب می نویسم حتماً به خواسته ات رسیدی و موفقعیت های بیشتری بدست آوردی امیدوارم بیشتر از موفقیت های شما بشنوم و خوشحال میشم که تجربه هات در این سایت به اشتراک بگذارید
امروز میخوام داستان هفته گذشته خودم رو براتون نقل کنم
من هفته پیش دوباره تصمیم گرفتم که در بخش عقل کل حضور پر رنگتری داشته باشم و سعی کنم حالا که حداقل 10 بار هر دوره از قانون افرینش رو گوش کردم و سپاسگزاری کردم و …. با نتایجم پاسخهای بهتری به سوالات بدم و برنده بشم تا بتونم محصول عزت نفس رو خریدای کنم چون فکر میکنم هنوز هم تو این مبحث مسئله دارم و موفقیت و شادی دیگران از موفقیت و شادی خودم برام مهمتره ، پس هنوز عزت نفس کافی ندارم
روز دوشنبه هفته قبل موفق شدم سوالهایی رو با تمام وجود پاسخ بدم و روز سه شنبه صبح زود بیدار شدم که وارد سایت بشم ولی دیدم یک طرف صورت فرزندم خیلی ورم داره و قیافش خیلی داره تغییر میکنه ناراحت و کسل و…
تنها بودم و همسرم در مسافرت کاری بود سریع اماده شدم و فرزندم رو رسوندم دکتر
ایشون معاینه کردو گفت عفونت گوش هست ولی ممکنه بعد از 48 ساعت حتی با مصرف دارو بدتر بشه که این خیلی خطرناکه و اگر اینطور شد باید دوباره توسط پزشک چک بشه تمام این 48 ساعت به سپاسگذاری از خداوند بخاطر سلامتی فرزندم گذشت اما…
او بدتر شد و روز پنجشنبه سمت چپ صورتش کاملا پف کرده و تغییر شکل یافته بود نگاهش که میکردم جگرم تکه میشد او درد میکشید و مدام گریه میکرد و پزشک تشخیص داد که باید در بیمارستان بستری شود .. ناگهان دنیا روی سرم خراب شد حالم دگرگون شد و شروع به گریه کردم اوضاع وخیم بود و من واقعا بیتاب شده بودم
وسایل لازم را بسرعت از خانه برداشتم و راهی بیمارستان شدم
کارهای بستری انجام شد و وارد اتاقی شدم که یک کودک بیمار دیگر هم انجا بو د ، تخت خالی دیگری هم نزدیک ما قرار داشت ، معادله های ذهنم بهم ریخته بود و دنبال دلیل میگشتم در همین حالت گیجی بودم که بیمار دیگری بهمرا مادرش وارد اتاق شد و در تخت بغل ما جا گرفت
خیلی سریع وسایلشان را داخل کمد گذاشتند و تنها یک کتاب را برای مطالعه بروی تخت قرار دادند . انگار بخاطر من اینکار را میکردند خداوند از طریق انها مرا مجددا یاد تمرینات روزانه ام انداخت و فهماند که باید ایمان داشته باشی در هر شری خیری نهفته است
کتاب انها ” کتاب معجزه سپاسگزاری راندا برن ” بود که من فایل صوتیش را مدتی پیش از همین سایت تهیه کرده بود … قلبم به تپش افتاد : خدایا تو با من چه میکنی ؟
چرا باید بیمار بغل تخت ما این کتاب را اینجا بیاورد و از این همه وسیله انرا روی تخت و پیش چشمان من قرار دهد ! باور کنید فرزندم ارام شد و با اشاره به ما فهماند که میخواهد با ان کتاب بازی کند و خانم محترم تخت بغلی ان کتاب را سریع به فرزندم داد بدون اینکه از پاره شدن و خراب شدنش نگران شود و فرزندم مدتها با ان بازی کرد و دائم می خندید ، حالم بهتر شد ، همانجا دوباره خودم را جمع و جور کردم و اینها را نشانه دیدم و جالب است بدانید با ان حال نگران من دفتر سپاسگزاریم را بهمراه خودکار مخصوصم بهمراه وسایلم به بیمارستان برده بودم و شروع کردم به نوشتن ادامه سپاسگذاریهایم …
خدایا شکرت که بدون حضور همسرم براحتی و بسرعت پذیرش شدم
خدایا شکرت که هم اتاقیهای خوب و هم فرکانسی دارم
خدایا شکرت که تعطیلات خوبی اینجا خواهیم داشت و …..
کم کم مادران دیگر بهمراه بچه های گلشان که هر یک بدلیلی در بیمارستان بودند وارد اتاق شدند و با هم اشنا شدند ، ما اتاق نسبتا بزرگی داشتیم که بسیار دلباز و نورگیر بود
جو خیلی دوستانه و صمیمی بود انگار به پیک نیک امده بودیم شاید باور نکنید پنجشنبه و جمعه ای که در بیمارستان گذشت را هیچگاه فراموش نخواهم کرد . شبها بچه ها نا آرامتر بودند و بیشتر صدای گریه ناله شنیده میشد ، ناخوداگاه به فکرمان رسید که مراسم جشن و سروری بر پا کنیم و تولد سوری برای همه بچه ها بگیریم ، برقها را خاموش کردیم و از اسباب بازی یکی از بچه های بیمار که رقص نور زیبایی داشت استفاده کردیم تا فضا را قشنگتر کنیم و با شادی همه مادران بطور دست جمعی شعر و ترانه خواندیم و دست زدیم و پایکوبی کردیم !!!
و پسر یکساله من با انهمه آنجیو کت و سرم و … که به دستش وصل بود کلی بالا و پایین کرد و رقصید ، بچه های نازنین دیگر هم همینطور
من عاشق همه اون بچه های گل و دوست داشتنی شدم
انقدر شادی کردیم که برای پرستارها هم عجیب بود و جالب اینکه حتی یک اخطار هم از سرپرستار و رئیس بخش و .. نگرفتیم تازه از ما کیک تولد هم خواستند !!!
و فردای انروز قرار بود پزشک به من اعلام کند که فرزندم باید دقیقا چند روز در بیمارستان تحت مراقبت باشد اما ما مرخص شدیم .. آن خانم محترم گفت از بس فرزندت شادی کرد و خندید عفونت گوشش خوب شد و من دیدم که شادی و احساس خوب معجزه میکند
همانموقع سر صحبت را باز کردم و از فرکانس و احساس خوب و .. گفتم دیدم ایشان و یک خانم دیگر که در اتاق ما بودند هم به این قوانین اعتقاد دارند و پیگیر هستند
من از سایت استاد و اتفاقات عجیب زندگیم پس از اشنایی با این قوانین گفتم و انها مشتاقانه از من ادرس سایت را درخواست کردند و من با اشتیاق و کمال میل انرا در اختیارشان گذاشتم و قرار شد هر سوالی هم داشتند از من بپرسند تا راهنماییشان کنم
همه مادران روحیه شان عوض شده بود و همانجا قرار شد گروهی در تلگرام تشکیل دهیم و برای همیشه با هم در ارتباط باشیم و از حال عزیزانمان با خبر شویم من هفته پیش دوستانی از ایلام ، کرمانشاه ، اراک و … پیدا کردم که همه شان برایم عزیزند و تا امروز با خبر شدم همه به لطف خدا پس از ما مرخص شده اند و اخرین فرد هم که دختر خانم 9-10 ساله در حال شیمی درمانی بود بهبود یافته و امروز مرخص شده ، همه انها روحیه خوبی داشتند و در یک فرکانس بودند ، همه دوست داشتنی و با ایمان
هم اتاقیهایم عاشق فرزندم شده بودند و در نگهداری از او بسیار کمکم کردند انهمه فرکانس مثبت و عشق که در بخش اطفال جریان داشت موجب شفای بچه ها شد وقتی روز شنبه مرخص شدم دلم میخواست مدیریت اجازه میداد در بیمارستان بمانم تا زمانیکه همه دوستانم مرخص شوند اما تعداد بیماران انقدر زیاد بود که تخت خالی وجود نداشت
به خانه برگشتم و از جریانات بیمارستان انقدر با هیجان برای مادرم تعریف کردم و متوجه شدم که چقدر با تعجب مرا مینگرد شاید پیش خودش میگفت دخترم دیوانه شده که در بیمارستان بوده و انقدر خوشحال و شاد بوده
و امروز دوشنبه است و همسرم یک ساعتی هست که از سفر برگشته من هنوز داستان را برایش تعریف نکرده ام ، این متن را نوشتم که هم شما بخوانید و هم همسرم تا یکبار دیگر ببیند که معجزه سپاسگزاری چگونه حتی بیمارستان را برای ما به محل شادی و تفریح و پیک نیک تبدیل میکند ، خداروشکر فرزندم خوب شده و با دیدن عکسهای دوستان جدیدش در تلگرام کلی ذوق میکند و دست میزند
خلاصه من موفق نشدم در مسابقه عقل کل هفته گذشته شرکت کنم اما کلی به ایمانم و دانسته هایم از تاثیرات سپاسگزاری و داشتن احساس خوب اضافه شد
شما در مسابقه عقل کل عالم هستی نفر اول شدید ، جایزه ی شما دریافت رحمت خداوند بوده که فقط شایسته بهترین بندگان اوست ، آفرین بر ایمان قوی شما ، خیلی انرژی گرفتم
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ. پروردگارتان اعلام کرد اگر شکر گزاری کنید شما را می افزایم و اگر ناسپاسی کنید عذاب من شدید خواهد بود (ابراهیم 7)
شما دستور خداوند را اجرا کردید. از داستان شما تعجب نمیکنم ولی بسیار خوشحالم…
همان صفحه ای که شب اول در بیمارستان نوشته بودم نوشته بودم” خدایا شکرت که پسرم کاملا بهبود یافته و ما خوشحال و خندان روز شنبه از بیمارستان مرخص میشویم” و انرا برای دوستان جدیدم ارسال کردم
خیلی مشتاقم که نامشان را بعنوان اعضای جدید در این سایت ببینم
اشکانی که از دیدگانم جاری شد گویای احوال درونم هست
خدارو شکرررررررررررررررررررررررررررر که فرزندان همگی شفا یافتن و خدارو هزاران بار شکر که قوانین مستحکم و خلل ناپذیری در جهان حاکم کرده که میشه روشون حساب کرد
من چنان عشق وصف ناپذیری به کودکان و نوزادان دارم که دوست دارم ساعتها بدون اینکه گذر زمان رو حس کنم از تک تک حرکات و رفتارهاشون وجودشون زیباییهاشون مست باشم روح خداوند خالص و بدون هیچ تغییری آنچنان که در عالم معنا و غیب وجود داره روی زمین در کودکان تجلی پیدا کرده و خدارو شکرررررررررررررر میکنم که انسانها نوزاد به دنیا میان و به یکباره انسانهای بالغ وارد این دنیا نمیشن فرض کنید دنیای بدون کودکان چه دنیایی بود و خدا چقدر دوسمون داره که این روح های لطیف و خالص رو به ما انسانهای بالغ هدیه داده که از وجودشون غرق در شادی و شعف میشیم حرکاتشون رفارهاشون حرفهاشون نوع دیدگاهشون نوع نگرششون به دنیا خالصه همونجوریه که خدا دوست داره و آینه تمام نمای خدا هستن که روی زمین متجلی شدن شفاف و زیبا و عاری از هر نازیبایی هستن همنشینی باهاشون روح آدم رو صیقل میده به یه دیدگاه خالص و پاک میرسی و حال خوش عمیقی پیدا میکنیم و در لحظه حال لذتبخشترین احساسها رو با کودکان تجربه میکنیم که هم جنس احساسهای آسمونیه چون کودکان هنوز هم جنس دنیایی هستن که ازش به این دنیا اومدن و اون احساس ناب رو به وجود ما هدیه میکنن توصیفش سخته اما احتمالا همه درکی از این موضوع دارید و تجربه هایی دارید که چقدر زیباست با کودکان بودن
خدا همه کودکان دنیا رو به سلامت بداره و به والدینشون احساسی پاک و زیبا عطا کنه که با فرکانسهای زیبا باعث سلامتی فرزندانشون بشن و با حضور این فرشته های آسمونی زندگیشون تبدیل به بهشتی بر روی زمین بشه
با بچه ها میشه همیشه شاد بود همیشهههههههههههههههههه در هر وضعیتی احساس خوب داشت و قانون اینه
احساس خوب = اتفاق خوب
و بچه ها هدیه های اسمونی از جانب خدا هستن برای جاری کردن احساس خوب و شادی خالص و نابی که ما ادم بزرگا گاهی فراموشش میکنیم ویا کاملا از یاد بردیم
اجرای قوانین و نگاه توحیدی و کنترل ذهن شما فوق العادس و داستانی که تعریف کردین تمام آموزه های استاد رو دربرداشت. واقعا شگفت زده شدم از اینهمه عشقی که در داستان شما موج میزنه و قدرت ماورایی ما مخلوقات استثنایی رو نشون میده…
تبریک ستاره خانم. تبریک به ایمان راسخ تون.
آفرین به درس توحیدی که به ما دادید.
آفرین به نگاه زیبای شکرگذار وارتون که در سختی و تنهایی تونستید بخوبی افکار خودتون رو کنترل کنید و خداوند متعال رو صدهزاربار شکر که چشمان تیز بینی دارید که علی رغم شرایط سخت باز تونستید این فرصت را ببینید که میشه با تغییر فرکانس و دیدگاه شرایط رو به نوع دلخواه تغییر داد
با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام مخاطبان سایت عباسمنش…پیشنهاد میکنم حتما داستان موفقیت من رو بخونید…..
پویا هستم 28 سالمه و دارای مدرک لیسانس معماری …من از 12 سالگی شدیدا به دنبال استقلال مالی و کسب ثروت بودم…بسیار رویا پرداز بودم و همیشه خودمو در آینده ای عالی میدیدم…انقدر رویا پرداز بودم که وقتی در خیابون راه می رفتم احساس میکردم همه دارن تشویقم میکنند…..
در 15 سالگی پدرم فوت کردو از لحاظ روحی خیلی افت کردم من موندم با مادرم و 2 خواهر بزرگتر از خودم …از پدرم فقط یک حقوق مستمری مانده بود و بس…مستجر بودیم و شرایط سختی رو داشتیم و مادرم با تمام نداری به طرز فوق العاده ای به لحاظ مالی و عاطفی شرایط رو مدیریت میکرد….تا اینکه خودم تصمیم گرفتم از یه جایی شروع کنم و برم دنبال رویاهام…دیپلم گرفتم و هم فکر کار بودم هم فکر ادامه تحصیل…….
حدودا از 18 سالگی در یک فروشگاه لباس آقایان مشغول به کار شدم….اولین تجربه کارم بودو خیلی واسم جذاب بود که خودم پول در میارم…فوق العاده خوب کار میکردمو صاحب کارم خیلی ازم راضی بود…یادمه یه روز که صاحب کارم نبود تونستم 3 میلیون به تنهایی در یک مغازه 45 متری که تک فروشی بود اونم در سال 88 جنس فروختم …!!! فردای اون روز که صاحب کارم اومد متعجب شد و بهم گفت پویا گل کاشتی….جوری کار میکردم که انگار مغازه خودمه….
حدود 2 سال به عنوان فروشنده اونجا مشغول بودم …تا اینکه تصمیم گرفتم هر جوری که شده از اونجا بیام بیرون و واسه خودم یک کاریو راه اندازی کنم…..
اینم بگم که در کارم به طرز فوق العاده ای جدی و با صداقت بودم …وقتی به صاحب کارم گفتم میخوام برم قبول نکرد و بهم پیشنهاد حقوق بیشتری داد اما من قبول نکردم و فقط به موفقیت فکر میکردم وقتی صاحب کارم فهمید که من به هیچ پیشنهادی جز پیشرفت قانع نیستم بهم پیشنهاد شراکت داد و واقعا متعجبم کرد…!!!
این اتفاق بینظیری بود واسم و شروعی فوق العاده….استارت این شراکت مربوط به سال 88 بودو من کلی ذوق داشتم و اینم بگم که اون موقع هیچی از قوانین نمیدونستم و الان فهمیدم که ارسال فرکانس های مثبتم باعث این اتفاق شده بود…در اولین ماه شروع شراکتم 3 میلیون تومان سهم من شد که در زمان خودش و برای یک جوان 20 ساله پول خوبی بود…..
روزای عالی رو داشتم تجربه میکردم و تقریبا همه چی واسم فوق العاده بود…درآمدم هر ماه بیشتر و بیشتر میشد …ماه دوم بیشتر…ماه سوم بازم بیشتر….و تقریبا به لحاظ مالی دیگه نگرانی نداشتم…دیگه طعم لذت رو داشتم میچشیدم ماشین صفر کیلومتر…سفرای خارجی…رستوران گردی لوکس…لوازم لوکس موبایل ..ساعت و….این اتفاقات طی 3 سال افتاد دیگه یه مغازه جواب نمیدادو تصمیم گرفتیم یک شعبه جدید و بزرگتر تاسیس کنیم…
به لطف خدا یه جای خیلی خوب بهمون پیشنهاد شد و قراردادشو بستیم…حدود 100 میلیون تومان دکور زدیم و شدیم بهترین فروشگاه شیک منطقه….هر روز فروشمون بهتر میشد و در منطقه رقیبی نداشتیم…خودمم به هر لحاظ در اوج بودم…به جایی رسیده بودم که در دوست و فامیل همه جا صحبت از من بود و همه به عنوان یک الگوی خوب و کسی که بدون داشتن سرمایه به جایی رسیده بود ازم یاد میکردن….
تا اینکه از 2 سال پیش هزینه کرایه مغازه و دیگر هزینه هامون 2 برابر شد و در مقابلش فروشمون بیشتر از نصف افت کرد و شدیدا رفتیم در رکود …هر چی توی این چند سال جمع کرده بودیم مجبور شدیم برای نگه داشتن کارمون تزریق سرمایه کنیم و خیلی ضرر دادیم…و اما نحوه آشناییم با سایت عباسمش..
سال 93 یکی از اقوام که میدید من عاشق پیشرفتم فایل انگیزشی باید از خودمون سعوال کنیم رو واسم فرستاد..زود رفتم توی سایت عباسمنش و واقعا از دیدن این همه آدم هم فرکانسی خودم جا خوردم..زود چند تا فایل رایگان دانلود کردم و واقعا لذت بردم …اما انقدر بی حوصله بودم دیگه دنبال نکردم…
تا اینکه عید 95 محصول آفرینش رو کامل خریداری کردم و شروع کردم به گوش دادن و تمرین کردن……واااااااایییییی…..خیلی خلاصه بگم که یک انفجاری از موفقیت و اتفاقات عالی در حال وقوع بود…روابطم…درآمدم….ارتباطم با خدا و بنده هاش …..همه و همه به سطح عالی رسید و خداوند رو شاکرم که منو در این مسیر قرار داد…به همه دوستانی که طالب تغییر واقعی هستند پیشنهاد میکنم این محصول رو تهیه کنند….
ممنونم از شما علی آقای عزیز که با حوصله نظرات رو مطالعه میکنید…امیدوارم هر چه زودتر این محصول رو تهیه کنید…البته شما در همین حالت هم بی نظیرید….شاد و پیروز باشید……..
از خداوند میخام که در هر کجا که هستید سالم و سلامت باشید و بهترین نصیب قلب بزرگتون💐💐💐💐💐💐💐
چند روزی هست که من با دقت و تمرکز و با عشششششق دارم کامنت های این پست رو میخونم و خدا شاهده الان درک میکنم که وقتی دوستان میگفتن خانواده ی صمیمی عباس منش یعنی چه
واقعا فضای گرم و صمیمی درست مثل یک خانواده
من از صفحه ی ۸۰ شروع کردم و الان به ۵۸ رسیدم
و یک سری از دوستان با کامنت هاشون درهایی از آگاهی رو برای من باز کردند که هر لحظه شکر گزارم مثل کامنت های آقای علی جوان
بی نظییییییییر بود و بازهم سپاس گزارم همین طور بقیه دوستا خانم لیلا شبخیر آلما میر و هادی زارع میلاد صمیمی آرمان مشایخ و خیلی های دیگه که حضور ذهن ندارم
اما باز هم صمیمانه میخام تشکر کنم برای کامنت های نورانی تون
در همین چند روز من احساس میکنم قانون رو درست درک کردم و نشانه هایی میبینم که وقتی بهشون فکر میکنم در کمتر از ثانیه میتونم بگم همشون نتیجه ی اعتماد من به خداوند هست
شاید خیللللی کوچیک باشن اما واقعا در ذهن و قلب من آن قدرررررر بزرگ شدن که فقط میتونم بگم خدایا شکرت خدایا عاشقتم
نمیدونم کامنت کدام یک از دوستان بود اما محتواش این بود:
رسالت ما از آمدن به این دنیای مادی این است که یادبگیریم در این دنیا چطور به خداوند اعتماد کنیم 🌹
هربار که به این جمله فکر میکنم مثل یک پروانه سبک و رها میشوم
استاد عباسمنش نازنین خانم شایسته خوش صدا
خانم فرهادی عزیز آقای ابراهیم بزرگوار و تک تک شما دوستانِ جاااااان برای داشتن شماها از خداوند سپاس گزارم بی نهایت
یکی از مهمترین عوامل موفق که افراد میتونن خیلی موفق بشن چیه ؟
اینه که افراد خیلی خوب میتونن از افراد موفق الگو برداری کنن . و اگر آدم بتونه از افراد موفق خوب الگو برداری کنه یعنی بتونه باورهای اونارو در ذهنش ایجاد کنه ، نگاهی که اینا به مسائل و موانع دارن رو ایجاد کنه در ذهنش و اون جاه طلبی و اهداف بسیار بسیار بزرگی که در ذهنشون ایجاد کردن تا بهشون انگیزه بده اون فرد هم میتونه به همین سرعت به همین موفقیت های بزرگ برسه .
استاد میگه : من هم زمانی که خودم رو شناختم و تصمیم گرفتم بیام روی خودم و باورهام کار کنم تشنه ی کتابهایی بودم که داستان زندگی افراد موفق بود . مثل کنراد هیلتون ، هنری فورد ، جف بزوس و … هر کسی در هر حوضه ای بسیار موفق شده و به شدت علاقه داشتم مطالعه کنم در مورد افراد موفق و نحوه ی برخورد این افراد با مسائل و مشکلات . و حتی فیلمهایی که میدیدم اونایی بود که در مورد زندگی افراد موفق بود و اینا بود که به من ذهنیت خوب داد . و هر بار که این کتاب هارو میخوندم بیشتر باور میکردم که میشود . یعنی این ذهنیت رو ایجاد میکرد که میشه ، اینا تونستن تو هم میتونی . مثلا میومدم نحوه ی برخورد این افراد رو با مسائل و مشکلاتی که براشون پیش میومده بررسی میکردم که اغلب هم مشکلات بزرگی بوده . و اینا امدن این مسائل رو با صبر ، با ایمان ، با راه حل های خلاقانه حل کردن و از حل این مسائل برای پروازشون به سمت موفقیت استفاده کردن . و هر بار خوندن این مطالب در من این باور ایجاد میکرد که میشود و اونها تونستن ، خواستن ، بزرگ فکر کردن ، باور هاشون رو تغییر دادن ، نگرششون رو تغییر دادن نسبت به آدم های دیگه ، مثل بقیه فکر نکردن و مثل بقیه عمل نکردن به همین دلیل نتایج بزرگ گرفتن و اگر اونا تونستن تو هم میتونی .
توی بررسی این افراد خیلی خیلی به این فکر میکردم که این افراد بدون پول ، بدون سرمایه اولیه ، بدون پارتی ، بدون اینکه بگی ارثیه ی خاصی بهشون رسیده ، و فقط به خاطر شور و اشتیاق عالی و پشتکار عالی نتیجه میگرفتن . و با طی کردن تکاملشون به این همه موفقیت رسیدن و چیزهایی که میتونست هر کسی رو از موفقیت دور کنه و اینا ازش موفقیت ساخته بودن و همیه اینا به من اعتماد به نفس بیشتر میداد ، قدرت بیشتر میداد ، و ایمان این رو میداد که میشود و بعد از یه مدت به ایمان رسیده بودم که من صد در صد به موفقیت میرسم با اینکه هیچ نشونه ای نبود و شرایطم سخت بود در همه موارد .
باور : پیدا کردن الگوهای موفق و مناسب قدرت باورهارو به شدت افزایش میده .
منطق : وقتی من در حال برسی فردی باشم که بسیار موفق هست و نگاه متفاوتی به مسائل داره و باورهای قوی داره به شدت بر ذهن من و رفتار من تاثیر میزاره و باعث میشه که من هم وارد مدارهای بالاتری بشم و اگر تعداد این افراد زیاد بشه تاثیرش هم به همین مقدار زیاد میشه و اگر مدام ذهن با این الگوها محاصره بشه نتیجه این میشه که ساختار ذهن ما هم دقیقا مشابه این افراد میشه و نتیجه این میشه که موفقیت ها پشت هم به وجود میاد . و برعکس وقتی ورودی های ذهن پر بشه از الگوهای نامناسب و باورهای تضعیف کننده اون اتفاقی که میفته اینه که انسان میل به حرکت نداره و در نتیجه هیچ نتیجه ای هم رخ نمیده و نه تنها شرایط در همونجا نمیمونه بلکه شرایط بدتر و بدتر هم میشه .
استاد میگه : از طریق این کتاب ها و فیلم ها انقدر من این اطلاعاترو میخوندم که انگار با اون افراد زندگی کردم و انگار صدها بار با اونها کار کردم و ازشون تاثیر گرفتم .
در یک کلام من باور کردم این چیزی نیست که رویای غیر قابل دسترس باشه برای من .
نکته : اگر ذهن ما فقط بتونه اینو بپذیره که ما میتونیم کارهای بزرگ انجام بدیم و امکان پذیر هست و بدیهیه و صد در صد خدا میخواد و کمکش میکنه تا نتیجه بگیره هیچ چیز نمیتونه جلوشو بگیره .
استاد میگه : من در کارم با مسائل بزرگ و جدی روبرو شدم که با یاد آوریه مسائلی که الگوهای من حل کرده بودن حلشون کرده بودم .
باور کنیم همه ی ما از یک سیستم عصبی داریم استفاده میکنیم و اون خدای که کیهان رو داره هدایت میکنه به یک اندازه به همه ی ما نزدیکه و اگر کسی تونسته زندگیشو هر طور که دوست داشته خلق کنه باور کن که تو هم میتونی . به همون اندازه و حتی بیشتر .
استاد میگه : پیدا کردن این الگوها در روزهای سخت بسیار به من کمک کرد در روزهایی که واقعا کار من سخت بود روزهایی که شرایط کار شرایط مالی شرایط عاطفی بسیار سخت بود و یکی از چیزهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که اون افراد هم تونستن از مسائلشون عبور کنن . وقتی من به یاد اوردم با چه باورهایی مشکلاتم رو حل کردم خیلی راحت تر تونستم با مشکلات جدید روبرو بشم .
مثلا اگر ما به یاد بیاریم با چه روشی تونستیم تو کنکور به نتیجه برسیم با چه باورهایی با چه عملکردی میتونیم از همون استفاده کنیم و در کارهای جدید هم به نتیجه برسیم .
تمام .
در پناه الله مهربان شاد ، سالم ، ثروتمند ، و خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدا نگهدار .
سلام به بردار امیر حسین و این کامنت فشنگ و زیباشون …
اونقدر برام تاثیرگذار بود که باعث شد بخوام ذخیرش کنم تا باز هم در اینده چندین بار بخونم …
حرف های و کلیدواژه های لستاد رو خیلی خوب توی کامنتتون گنجانده بودید …
ازتون ممنونم ….
و این قسمت که از استاد نوشته بودید رو خیلی دوست داشتم …
.
.
.
پیدا کردن این الگوها در روزهای سخت بسیار به من کمک کرد در روزهایی که واقعا کار من سخت بود روزهایی که شرایط کار شرایط مالی شرایط عاطفی بسیار سخت بود و یکی از چیزهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که اون افراد هم تونستن از مسائلشون عبور کنن . وقتی من به یاد اوردم با چه باورهایی مشکلاتم رو حل کردم خیلی راحت تر تونستم با مشکلات جدید روبرو بشم .
واقعا این متن رو خودمم هر بار میخونم احساس میکنم در مدار آگاهی عالی بودم و این نوشته ها به خودم هم بسیار کمک میکنه در واقع هر چقدر توی این فضا میمونی تمرین میکنی فکر میکنی ادامه میدی خداوند درهای آگاهی رو به شکل های مختلف به روت باز میکنه و به شکل های مختلف باورتو قوی میکنه .
از خداوند ممنونم که من و شما و دوستان خوبم رو در مسیر رشد و آگاهی قرار داده
امیدوارم خیلی برات این سبک از زندگی مهم شده باشه و خیلی روی نوع نگاهت به زندگی نوع افکاری که در ذهنت هست کار کنی و همیشه سعی کنی افکار بد رو از خودت دور کنی و هر چقدر میتونی افکاری رو که بهت احساس خوبی میدرو جابزاری
الگو برداری از افراد موفق هم یکی از روشهای ایجاد باورهای قدرت مند کننده به جای باورهای ضعیف کننده و محدود کننده هست .
یادت باشه هر چقدر افکار خوب داشته باشی شجاع تر ، قوی تر ، مصمم تر ، با اراده تر ، عملگرا تر ، توحیدی تر ، موفق تر هستی و لذت بیشتری از زندگی میبری
هر چقدر هم که افکارت خوب نباشن : ترسو تر ، ضعیف تر ، بی اراده تر ، افسرده تر ، ناکارامد تر میشی .
یه نکته بسیار مهم دیگه که میتونه زندگیت رو تغییر بده قدرت سپاسگذاری هست این کار به شدت توجه تورو میبره روی چیزهای مثبت و نگاه تور به زندگی تغییر میده . توضیحات بیشتر رو امیدوارم با تحقیق در مورد این موضوع به شدت مهم به دست بیاری
برات بهترین آرزو هارو دارم و امیدوارم همیشه بدرخشی
در پناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت و ثروتند در دنیا آخرت باشی .
من به تازگی با این الگو و فرایند آشنا شدم و قدم برداشتم ، اما طی همین مدت کوتاه اتفاق های برای من افتاده که در باور هیچکس نمیگنجد ، در های برای من باز شده که با هیچ فرمولی قابل محاسبه نیست ، با وجود اینکه تنها 2 ماه هست که ایمان آوردم و تسلیم شدهام اما نتایج شگفت انگیزی گرفتم ، سعی میکنم که هر روز و هر لحظه تو برنامه باشم ، چون تازه داره موتورم روشن میشه و گرم میشه ، تازه داره زندگی حال میده ، احساس میکنم خدا ایستاده و میگه تو آرزو کن تا من برآورده کنم ، به امید روزی که اهداف ام محقق بشه و با دوستان به اشتراک بگذارم
– داستانی که برایم اتفاق افتاد داستان مهاجرتمان به کوالالامپور است.شرایطم قبل از تصمیم به مهاجرت این بود که چند ماه اجاره خانه معوقه داشتم و قرارداد اجاره ام تمام شده بود و باید خانه را تخلیه میکردم و با آن پول پیش خانه مناسب دیگری در تهران گیرم نمی آمد.این بود تصمیم به مهاجرت گرفتم
– از طریق فایلهای صوتی چگونه درآمد خود را یکساله 3 برابر کنید با سایت آشنا شدم. در این فایلها نکات جالبی بود که وقتی در ایران بودم ظرف چند ماه درآمدم دوبرابر شد ولی ساعات کارم نصف شد و درکل عایدی ام همان بود و نصف روزهای هفته به کارهای عقب افتاده و مطالعاتم میپرداختم.(کارم برنامه نویسی است و لیسانس نرم افزار دارم)
-فایلهای 1و 2 عزت نفس و نیز کتاب صوتی راهنمای درون را از سایت گوش داده ام و نیز بسیاری از فایلهای رایگان را.
-تغییری که داشتم در مورد باور روزی ام بود که مطمٔن بودم میرسد و با ترساندن صاحبخانه و اطرافیان احساس وادادن و کمبود نکردم و کمبود را باور نکردم بلکه از درون میدانستم فقط باور آنهاست که بیان میکنند.
-پس تصمیم گرفتن ببینم که محل ایده آل زندگی ام کجاست.به فکر ساحل شنی سفید افتادم و بعد از کمی جستجو در اینترنت کشور مالز ی را یافتم
-مهمترین ایده ام برای این تصمیم این بود که اگر کاری که به نظر سخت می آید را بر راکد ماندن ترجیح دهم موفقیت بسویم سرازیر خواهد شد.
-پس دو رزومه به دو شرکت که از طریق سایت آشنا شده بودم تا بتوانم خانه ای برای اجاره پیدا کنم و بعد از یکماه هم حقوقم دقیقا سه برابر دریافتی ایرانم میشد(البته ساعتهای کارم در ایران کمتربود)
-الان شش ماه است در کواالالامپور زندگی با استانداردهای بالاتر از تهران و آرامش بالا را تجربه میکنم.همکاران فوق العاده خوبی دارم و احساس رضایت و شکرگذاری دارم
بنام خداوند عزیز و حکیم من 33 سالمه و در آذر ماه سال 1393 با این سایت وقتی که داشتم تو اینترنت در مورد روشهای موفقیت جستجو میکردم آشنا شدم .من دارای تحصیلات لیسانس در رشته الهیات از دانشگاه آزاد هستم و دارای پروانه وکالت پایه یک دادگستری هستم. در سال 1392 موفق به گرفتن پروانه وکالت دادذگستری شدم و چون از لحاظ مالی هیچ سرمایه ای نداشتم و تنها یک فارغ التحصیل که پروانه وکالت داره و هیچ آشنا و دوستی که بتونم پیشش کار وکالت رو یاد بگیرم. پس با داشتن پروانه وکالت فقط یه بیکار بودم (همین) و به همین خاطر قربانی فردی شدم که وی در کمین وکلای جوانی بود که با داشتن روابط خودش در دادگستری (چون خودش پروانه وکالت نداشت و به اصطلاح کار چاق کن بود) و فقط پول و رابطه داشت و از مدرک و پروانه وکالت وکلای جوان بی پول سو استفاده کنه و متاسفانه من هم یکی از اون موارد بودم و قربانی شدم و بعد از چند نمونه کار متوجه این موضوع شدم و با وی قطع رابطه کردم و تو روحیه کاری من تاثیر بدی گذاشت و دید منو به این حرفه بکلی تغییر داد و من از از این حرفه به این دلیل و دلایل دیگه بدم اومد و تصمیم گرفتم برای مدتی نزد یکی از اقوامم در حرفه ای دیگه کارگری کنم و از اون محیط مسموم فاصله بگیرم و آرامشی همراه با کسب درامد داشته باشم و این اتفاق در مهر ماه 93 بوقوع پیوست.
دوماه بعد با سایت آشنا شدم و با فایلهای رایگان خیلی انرژی گرفتم و خیلی دوست داشتم که بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم ولی پولشو نداشتم و تشنه این بودم که اونو تهیه کنم تا اینکه یه روز توی انبار متوجه مبلغی پول (دقیقا هزینه خرید بسته روانشناسی ثروت) شدم و واقعا شگفت زده شده بودم چون کسی حتی از موضوع آشنایی من با سایت عباسمنش و قیمت خرید بسته و خلاصه این مباحث اطلاعی نداشت . چند روزی اطلاع رسانی کردم که شاید صاحب اصلی پول پیدا بشه ولی انگار پول صاحبی نداشت و از طرف خدا اومده بود تا من بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم یک هفته بعد به دفتر مرکزی گروه تحقسقاتی عباسمنش در تهران مراجعه کردم و بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کردم و ذوق عجیبی داشتم و خیلی خیلی خوشحال بودم.
با انجام تمرینات بسته روانشناسی ثروت و فایلهای رایگان سایت موفقیت های عظیمی در زندگی من شکل گرفت.خلاصهای از موفقیت های کسب شده من از طریق آشنایی با سایت بدین طریق است:
1-ترک عادت هر روز رفتن من به امامزاده ای در شهرمان (حدود 7 سال) طوری ککه اگه یه روز اونجا نمی رفتم اعتماد بنفسی نداش
تم و احساس میکردم بدبیاری میارم.که با تماشای فایل های رایگان این عادتم ترک شد.(فایل (شعری از پابلو نرودا) و فایل ( نوشته هایی از ملاصدرا)
2-ترک رابطه با دوستی که سال ها با وی دوست بودم ولی همیشه از ابتدای دوستیمان احساس میکردم که وی استقلال من را به خطر انداخته و به نوعی من برده وی شده ام و اختلاف سلیقه های بنیادین با هم داشتیم و از این دوستی عذاب میکشیدیم چون وی از لحاظ مالی از من خیلی غنی تر بود و تحصیلات بالاتری داشت و روابط قوی تری رو دارا بود من احساس میکردم که توسط وی می توانم به شغل خوب و درامد بالایی برسم ولی در چندین سال رفاقتمان اثری از آن را مشاهده نکردم و مدام وعده و وعید می داد . تا اینکه یک روز به دلیل یک اختلاف . او تصمیم گرفت که دوستیمان قطع شود و من یکدفعه احساس کردم بی یاور و بلی پناه شده ام و بشدت نگران آینده ام شدم طوری که تمام شب رو ناخود آگاه گریه میکردم و یکدفعه بهم الهام شد که فایل رایگانی از استاد بدین مضمون که (فقط روی خدا حساب باز کن) رو نگاه کنم چون قبلا اونو دیده بودم و با تماشای اون فایل آروم گرفتم و چندین بار اونو نگاه کردم طوری شد که بهم الهام شد که دیگه روی احدی حساب باز نکنم و فقط روی خدا حساب باز کنم و دیگه اون رابطه رو فراموش کردم و آرامشی در من حاصل شد.
3- دربسته روانشناسی ثروت توسط فایل اهرم رنج و لذت من عادت های بد زیادی مثل سیگار کشیدن حتی بصورت تفننی و عادات ناپسند دیگه ای رو که داشتمو ترک کردم.
و با هر بار نگاه کردن هر فایلی ار بسته روانشناسی ثروت باور های جدید در من تقویت میشود و انرژی میگیرم طوری که در مدت یکسال آشنایی با بسته موفقیت های کاری بسیار خوبی در حرفه خودم در من شکل گرفت و قبول دارم که بعضی از موفقیت ها و به عبارتی موفقیت کلی در من نیاز به گکذشت زمان دارد طوری که هم اکنون من تازه متوجه برخی از حرف های استاد در بسته روانشناسی ثروت می شوم و قبلا فقط اونهارو میشنیدم ولی نه به این عمیقی که الان اونارو درک میکنم و با تمام جود اونارو پذیرفته ام مثل اینکه :دنبال عشقت برو شده هر کاری باشه و به حرف مردم و یا به باکلاس بودن شغلم توجهی نکنم .اگه دوسش ندارم و ازش لذتی نمی برم بزارمش کنار . و یاد گرفتم که برای رسیدن به موفقیت باید کمی صبر کنم .
من دو سال و نیم پیش دنبال تغییرات بزرگی تو زندگیم بودم ، دانشجو مهندسی مکانیک بیرجند بودم ، در کنارش کارگری میکردم ک پول دربیارم ، یهروز تصمیم قاطعانه گرفتم ک عوض بشم ، تو آپارات دنبال کلیپ میگشتم که با سایتتون آشنا شدم ، اون موقع کلیپ (چگونه در عرض یک سال درآمد خود را سه برابر کنیم ؟) یادمه خرداد ماه 93 بود نوشتم که خرداد 94 باید بالایه 10 میلیون درآمد داشته باشم ، بنا به یه سرس اتفاقات دقیقا درآمدم شد 10٫500٫000 تومان ، و اونجا اومدم بسته هارو خریداری کردم و الان تونستم به درآمد 40٫000٫000 در ماه برسم ،
واقعا تاثیر گذار ترین فرد زندگیم بودین ، یه روزایی از رادیو موفقیت کلیپ صوتی میگرفتم و گوش میدادم همه مسخرم میکردن ولی الان تونستم به همشون کمک کنم …
تونستم bmw بخرم ولی من کارگر بودم
تونستم واسه بابام ماشین بخرم
تونستم واسه مادرم ماهیانه 10٫000٫000 بفرستم
تونستم واسه خواهرام کلی کار انجام بدم
من از این سایت فهمیدم خیلی قدرت دارم و تونستم به خیلیها بفهمونم که چقدر قدرت دارن …
یک تصمیم ، یک تغییر ، خدا میرسونه …
اتفاقات خوبی در راه است …
استاد بعد از خدا و خودم زندگیمو مدیونت هستم … بی نهایت سپاس
سلام آقای میرزایی …گفتید بیرجند دانشجو بودید …آخه من هم ساکن این شهر کویری ام… خیلی احساس خوبی بهم داد…و بیشتر از اینکه به این موفقیت رسیدید…از این کامنت شما 7 سال میگذره امیدوارم موفقیت ها تون بیشتر شده باشه و در مدار ثروت بیشتر شادی و سلامتی و کلی اتفاقات خوب رسیده باشید
سلام به شما دوست هم فرکانسی ام. من بینهایت خوشحالم وتحسین میکنم این موفقیت هاتون رو منم آرزومه که کلی اتفاقات خوب برای مادر وپدرم رقم بزنم وحالشون روخوب کنم که به زودی محقق میشه ان شاالله
با سلام فراوان خدمت اقای عباس منش ودوستان هم فرکانس ثروتمند.
حدود یکسال پیش بود که به دلیل درامد ناچیز وشرایط سخت وطاقت فرسای زندگی تصمیم به فرار از کشور را گرفتم به طوری که به هیچ وجه ممکن نتوانم دوباره به کشور برگردم.با ان حال اول قصد نقد کردن کل دارایی و سپرده کردن ان برای خانواده ام گرقتم تا در نبود من انها به جز از خداوند مهربان محتاج شخص دیگری نباشند.
تا اینکه سراغ یکی از دوستان بسیار صمیمی ام رفتم و به او گفتم که می خواهم این کار را انجام دهم .
ولی دوستم با این تصمیم من مخالفت نمود ویک فلش مموری به من داد وگفت نکات وقواعد ومطالب ان را به دقت پس از گوش دادن ودیدن مو به مو اجرا کن و تمرین کن اگر تا 2یا3ماه جوابی از جهان نگرفتی تصمیمت را عملی ساز.
محتویات ان فلش مموری هیچ چیز نبود جز فایلهای استاد عزیز عباس منش(یک گنج بزرگ داخل ان بود. )بعد از مدتی زندگی من صد در صد تغیر کرد .
و من قصد شرکت در سمینار ها ودوره های عباس منش را گرفتم ولی متاسفانه استاد از کشور رفته بودند ولی من نا امید نشدم و با تمام قدرت وتمرکز زیاد نکات کلیدی بسته روانشناسی ثروت را اجرا کردمو باورهایم را تغیر دادم.باورهایی از قبیل کار نیست پول کم شده رکود اقتصادی است خداوند ثروت مندان را دوست ندارد واز این قبیل باورهای اشتباه ومحدود کننده .
از ان پس من که هرشب شیفته تلوزیون بودم وفیلمهای تلوزیون را زیاد تماشا میکردم به جای ان شروع به مطالعه کتابهایی از قبیل به سوی کامیابی غول درون بیندیشید وثروتمند شوید جادوی فکر بزرگ و غیره……نمودم جالب توجه است که من تا ان مدت حتی نمی دانستم ضمیر خدادگاه ونا خدا گاه چی هست و چکاری انجام میدهد.
تا اینکه با تغیر باور هایم هر روز زندگی من بهتر و بهتر میشد وبا افراد خوبی شریک میشدم ودر امدم بهتر وبهتر میشد.ولی با ان همه هنوز رویای من عملی نشده بود اما بدون هیچگونه نگرانی به خداوند بزرگ و ربوبیت ان ایمان داشتم و میدانستم وباور داشتم که با تلاش وایمان به خداند به رویایم که ساخت وتولید قطعات کامیون های جدید (ولو)بود خواهم رسید
تا اینکه با تلاش وپشتکار فراوان استفاده نمودن از نکات کلیدی اقای عباس منش بالاخره پس از تلاش فراوان پشت سر گذاشتن شکستها وسختیها به خواسته خود رسیدم .
به راستی که موفقیت در حیاط خلوت منزل شما کمین کرده است.
به راستی که ثروتمند بودن با شکوه است.
به راستی که خداوند ثروتمندان را دوست دارد.
بنده در طول این دوران فایل های بسیار زیادی از استاد عباس منش را گوش کردم و
باورهای محدود کننده خود را تغیر دادم.
و با پشت سر نهادن دوره های پیشرفته NLPضمیر نا خدا گاه را برنامه ریزی کردم که انسان موفقی باشم.
ودر پایان با یاری خداوند مهربان که اقای عباس منش را سر راه من قرار داد وزندگی من را تغیر داد ارزوی موفقیت روز افزون تمام شمادوستان و مردم ایران وداشتن احساسی بسیار عالی و فکری عاری از هر گونه منفی نگری و فقر نگری را برای کلیه هموطنان عزیزم از خداوند مهربان و وهاب را خواستارم.
با تشکر فراوان از گروه تحقیقاتی عباس منش.
دوست خوبم مهدی طالبی سلام و سپاس
براستی شما به گنج درونتان دست یافته اید. مبارک باشد.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
سلام آقا مهدی
تبریک تبریک تبریک
با سلام
مهدی جان عالی بود
تبریک و خدا قوت
سلام
باسپاس و درود بر استاد عباس منش ودوستان همراه .
من از اول زندگیم بگم که با مشکلات زیادی بزرگ شدم در سن 7سالگی پدرم رو ازدست دادم و از اون به بعد مسیر زندگیم خیلی تغییر کرد و همیشه دچار مشکلات اقتصادی بودم.وهیچ وقت پول وی زندگی آروم را نداشتم.اما یه چیزی در درونم به هم الهام میدادم که تو باید پیش رفت کنی و باید یه راهی باشه که موفقیت رو از آن خودم کنم شغلهایی مختلف و کار کردن زیاد رو سالها امتحان کردم وهمیشه دنبال ی راه بهتر برای پیشرفت بودم .از جمله کار های که انجام دادم کار گردی تو گرمای خوزستان جوشکاری فیتری تو پالایشگاه راننده جرثقیل و بعد از ازدواج تاکسی خریدم گفتم که مخوام شغل ثابت داشته باشم 7سالگی این کار ادامه داشت اما با یه درآمد کم وه همه آرزوهام داشتن از بین میرم دوباره به فکر تغییر شغل افتادم اومدم ونمایشگاه اتومبیل با شراکت شروع کردم و بعد از یک سال متوجه شدم که دارم تمام دارایم رو از دست میدم یه رو که خیلی حالم بد بود از خونه زدم بیرون بی هدف به جاده زدم و رفتم به شهری که یه به یه غریبه تو یه چای خونه بر خوردم با اون کمی صحبت کردم واون یه کلی از سایت عباس منش واسم فرستاد همون جرقه امید رو بهم بر گردوند و از اون روز تو زندگیم اتفاقات قشنگ در حال رخ دادنه من به آرامش خواصی رسیدم و هر روز دارم تاثیر شاد بودن امید داشتن ونگاه سیستمی رو تو زندگیم دارم بیشتر احساس میکنم واتفاقا ت خوب رو دارم به کمک فرکانسها مثبت بیشتر وبیشتر تجربه میکنم .من تا الان نتونستم بسته ثروت رو بخرم .ولی امید دارم که این اتفاق به زود ی واسم رخ میده و حتما به دستش میارم.تو این یکسای که به صحبتهای استاد گوش میکنم بسیار امید وار ومحکم شدم و میدونم که همه چیز به خودم بستگی داره و یک تصمیم بسیار مهم گرفتم و اون این که با توکل به خدا مخوام یه کسب جدید بدون شرک تو شهر دیگه که 1000کیلومتر از شهر خودم فاصله دارد رو شروع کنم این بزرگترین تغییر تغییر واسه منه و میدونم که سر بلند از اون بیرون میام. میدونم که از من حرکت و از خدا برکت میاد .خودم و زندگیم رو میسپارم دست خدا واین امید خداوند. شروع میکنم.واز خداوند وشما بابت این همه مهر ومحبت تشکر میکنم.شاد باشیییییییییید.
دوست خوبم سید حمید هاشمی سلام و سپاس
آغوش خدا همیشه به رویت باز بوده است فقط باید با یک باور خیلی خوب که همین الآن هم آن را داری بروی به سویش …
موفقیت در همین نزدیکی ها است قدمی همت …
به دنیای حرکت و تلاش خوش آمدی …
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
با انرژی مثبت عزیز کاملا موافقم .شما قطعا را موفقیت را پیدا کرده اید.
دوست عزیز قطعا راه موفقیت را پیدا کرده اید
سلام دوست عزیز
امیدوارم که من دارم این مطلب می نویسم حتماً به خواسته ات رسیدی و موفقعیت های بیشتری بدست آوردی امیدوارم بیشتر از موفقیت های شما بشنوم و خوشحال میشم که تجربه هات در این سایت به اشتراک بگذارید
سلام دوستان گلم
امروز میخوام داستان هفته گذشته خودم رو براتون نقل کنم
من هفته پیش دوباره تصمیم گرفتم که در بخش عقل کل حضور پر رنگتری داشته باشم و سعی کنم حالا که حداقل 10 بار هر دوره از قانون افرینش رو گوش کردم و سپاسگزاری کردم و …. با نتایجم پاسخهای بهتری به سوالات بدم و برنده بشم تا بتونم محصول عزت نفس رو خریدای کنم چون فکر میکنم هنوز هم تو این مبحث مسئله دارم و موفقیت و شادی دیگران از موفقیت و شادی خودم برام مهمتره ، پس هنوز عزت نفس کافی ندارم
روز دوشنبه هفته قبل موفق شدم سوالهایی رو با تمام وجود پاسخ بدم و روز سه شنبه صبح زود بیدار شدم که وارد سایت بشم ولی دیدم یک طرف صورت فرزندم خیلی ورم داره و قیافش خیلی داره تغییر میکنه ناراحت و کسل و…
تنها بودم و همسرم در مسافرت کاری بود سریع اماده شدم و فرزندم رو رسوندم دکتر
ایشون معاینه کردو گفت عفونت گوش هست ولی ممکنه بعد از 48 ساعت حتی با مصرف دارو بدتر بشه که این خیلی خطرناکه و اگر اینطور شد باید دوباره توسط پزشک چک بشه تمام این 48 ساعت به سپاسگذاری از خداوند بخاطر سلامتی فرزندم گذشت اما…
او بدتر شد و روز پنجشنبه سمت چپ صورتش کاملا پف کرده و تغییر شکل یافته بود نگاهش که میکردم جگرم تکه میشد او درد میکشید و مدام گریه میکرد و پزشک تشخیص داد که باید در بیمارستان بستری شود .. ناگهان دنیا روی سرم خراب شد حالم دگرگون شد و شروع به گریه کردم اوضاع وخیم بود و من واقعا بیتاب شده بودم
وسایل لازم را بسرعت از خانه برداشتم و راهی بیمارستان شدم
کارهای بستری انجام شد و وارد اتاقی شدم که یک کودک بیمار دیگر هم انجا بو د ، تخت خالی دیگری هم نزدیک ما قرار داشت ، معادله های ذهنم بهم ریخته بود و دنبال دلیل میگشتم در همین حالت گیجی بودم که بیمار دیگری بهمرا مادرش وارد اتاق شد و در تخت بغل ما جا گرفت
خیلی سریع وسایلشان را داخل کمد گذاشتند و تنها یک کتاب را برای مطالعه بروی تخت قرار دادند . انگار بخاطر من اینکار را میکردند خداوند از طریق انها مرا مجددا یاد تمرینات روزانه ام انداخت و فهماند که باید ایمان داشته باشی در هر شری خیری نهفته است
کتاب انها ” کتاب معجزه سپاسگزاری راندا برن ” بود که من فایل صوتیش را مدتی پیش از همین سایت تهیه کرده بود … قلبم به تپش افتاد : خدایا تو با من چه میکنی ؟
چرا باید بیمار بغل تخت ما این کتاب را اینجا بیاورد و از این همه وسیله انرا روی تخت و پیش چشمان من قرار دهد ! باور کنید فرزندم ارام شد و با اشاره به ما فهماند که میخواهد با ان کتاب بازی کند و خانم محترم تخت بغلی ان کتاب را سریع به فرزندم داد بدون اینکه از پاره شدن و خراب شدنش نگران شود و فرزندم مدتها با ان بازی کرد و دائم می خندید ، حالم بهتر شد ، همانجا دوباره خودم را جمع و جور کردم و اینها را نشانه دیدم و جالب است بدانید با ان حال نگران من دفتر سپاسگزاریم را بهمراه خودکار مخصوصم بهمراه وسایلم به بیمارستان برده بودم و شروع کردم به نوشتن ادامه سپاسگذاریهایم …
خدایا شکرت که بدون حضور همسرم براحتی و بسرعت پذیرش شدم
خدایا شکرت که هم اتاقیهای خوب و هم فرکانسی دارم
خدایا شکرت که تعطیلات خوبی اینجا خواهیم داشت و …..
کم کم مادران دیگر بهمراه بچه های گلشان که هر یک بدلیلی در بیمارستان بودند وارد اتاق شدند و با هم اشنا شدند ، ما اتاق نسبتا بزرگی داشتیم که بسیار دلباز و نورگیر بود
جو خیلی دوستانه و صمیمی بود انگار به پیک نیک امده بودیم شاید باور نکنید پنجشنبه و جمعه ای که در بیمارستان گذشت را هیچگاه فراموش نخواهم کرد . شبها بچه ها نا آرامتر بودند و بیشتر صدای گریه ناله شنیده میشد ، ناخوداگاه به فکرمان رسید که مراسم جشن و سروری بر پا کنیم و تولد سوری برای همه بچه ها بگیریم ، برقها را خاموش کردیم و از اسباب بازی یکی از بچه های بیمار که رقص نور زیبایی داشت استفاده کردیم تا فضا را قشنگتر کنیم و با شادی همه مادران بطور دست جمعی شعر و ترانه خواندیم و دست زدیم و پایکوبی کردیم !!!
و پسر یکساله من با انهمه آنجیو کت و سرم و … که به دستش وصل بود کلی بالا و پایین کرد و رقصید ، بچه های نازنین دیگر هم همینطور
من عاشق همه اون بچه های گل و دوست داشتنی شدم
انقدر شادی کردیم که برای پرستارها هم عجیب بود و جالب اینکه حتی یک اخطار هم از سرپرستار و رئیس بخش و .. نگرفتیم تازه از ما کیک تولد هم خواستند !!!
و فردای انروز قرار بود پزشک به من اعلام کند که فرزندم باید دقیقا چند روز در بیمارستان تحت مراقبت باشد اما ما مرخص شدیم .. آن خانم محترم گفت از بس فرزندت شادی کرد و خندید عفونت گوشش خوب شد و من دیدم که شادی و احساس خوب معجزه میکند
همانموقع سر صحبت را باز کردم و از فرکانس و احساس خوب و .. گفتم دیدم ایشان و یک خانم دیگر که در اتاق ما بودند هم به این قوانین اعتقاد دارند و پیگیر هستند
من از سایت استاد و اتفاقات عجیب زندگیم پس از اشنایی با این قوانین گفتم و انها مشتاقانه از من ادرس سایت را درخواست کردند و من با اشتیاق و کمال میل انرا در اختیارشان گذاشتم و قرار شد هر سوالی هم داشتند از من بپرسند تا راهنماییشان کنم
همه مادران روحیه شان عوض شده بود و همانجا قرار شد گروهی در تلگرام تشکیل دهیم و برای همیشه با هم در ارتباط باشیم و از حال عزیزانمان با خبر شویم من هفته پیش دوستانی از ایلام ، کرمانشاه ، اراک و … پیدا کردم که همه شان برایم عزیزند و تا امروز با خبر شدم همه به لطف خدا پس از ما مرخص شده اند و اخرین فرد هم که دختر خانم 9-10 ساله در حال شیمی درمانی بود بهبود یافته و امروز مرخص شده ، همه انها روحیه خوبی داشتند و در یک فرکانس بودند ، همه دوست داشتنی و با ایمان
هم اتاقیهایم عاشق فرزندم شده بودند و در نگهداری از او بسیار کمکم کردند انهمه فرکانس مثبت و عشق که در بخش اطفال جریان داشت موجب شفای بچه ها شد وقتی روز شنبه مرخص شدم دلم میخواست مدیریت اجازه میداد در بیمارستان بمانم تا زمانیکه همه دوستانم مرخص شوند اما تعداد بیماران انقدر زیاد بود که تخت خالی وجود نداشت
به خانه برگشتم و از جریانات بیمارستان انقدر با هیجان برای مادرم تعریف کردم و متوجه شدم که چقدر با تعجب مرا مینگرد شاید پیش خودش میگفت دخترم دیوانه شده که در بیمارستان بوده و انقدر خوشحال و شاد بوده
و امروز دوشنبه است و همسرم یک ساعتی هست که از سفر برگشته من هنوز داستان را برایش تعریف نکرده ام ، این متن را نوشتم که هم شما بخوانید و هم همسرم تا یکبار دیگر ببیند که معجزه سپاسگزاری چگونه حتی بیمارستان را برای ما به محل شادی و تفریح و پیک نیک تبدیل میکند ، خداروشکر فرزندم خوب شده و با دیدن عکسهای دوستان جدیدش در تلگرام کلی ذوق میکند و دست میزند
خلاصه من موفق نشدم در مسابقه عقل کل هفته گذشته شرکت کنم اما کلی به ایمانم و دانسته هایم از تاثیرات سپاسگزاری و داشتن احساس خوب اضافه شد
خدایا شکرت که تو همیشه حواست به همه چیز هست
ستاره جان دوست خوب و عزیزم سلام
شما در مسابقه عقل کل عالم هستی نفر اول شدید ، جایزه ی شما دریافت رحمت خداوند بوده که فقط شایسته بهترین بندگان اوست ، آفرین بر ایمان قوی شما ، خیلی انرژی گرفتم
سلام به دوست عزیزی که قدمهای بلندش در راه موفقیت زبانزد خاص و عام شده است
خانم شبخیز ممنونم که خوشحالم کردید و داستانم را خواندید
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ ۖ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ. پروردگارتان اعلام کرد اگر شکر گزاری کنید شما را می افزایم و اگر ناسپاسی کنید عذاب من شدید خواهد بود (ابراهیم 7)
شما دستور خداوند را اجرا کردید. از داستان شما تعجب نمیکنم ولی بسیار خوشحالم…
سلام اقای صمیمی
وقعا قدرتی در سپاسگذاری هست که وصف نشدنی است
امروز از یک صفحه از دفتر سپاسگذاریم عکس گرفتم
همان صفحه ای که شب اول در بیمارستان نوشته بودم نوشته بودم” خدایا شکرت که پسرم کاملا بهبود یافته و ما خوشحال و خندان روز شنبه از بیمارستان مرخص میشویم” و انرا برای دوستان جدیدم ارسال کردم
خیلی مشتاقم که نامشان را بعنوان اعضای جدید در این سایت ببینم
خانم اقبال سلام و سپاس
نمی دانم چه بگویم اشک از دیدگانم سرازیر شد نمی دانم دلیلش چه بود از سر شوق بود یا ناراحتی نمی دانم…
شما تمام آموزه های استاد عباس منش را در بیمارستان متجلی کردید. شما مثل یک فرشته مهربان بودید برای تمام کودکان آنجا.
خدا در بهشت به شما قصری می دهد پر از اسباب بازی های زیبا و تمام کودکانی که در بهشت هستند دورتان را گرفته و با ترنم فرشتگان پای کوبی خواهید کرد…
این تمام حسی بود که دارم نمی دانم چطور نوشتم ولی نوشتم…
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
اقای جوان از شما هم ممنونم
امروز از حال همه دوستان جدیدم خبردار شدم
همه انها ابراز دلتنگی میکردند
خدا را شکر کردم که همه حاشان خوب بود
عکسهایی از بچه های نازنینشان برایم ارسال کردند مثل فرشته های اسمان بودند
سلام خانم اقبال گرامی
اشکانی که از دیدگانم جاری شد گویای احوال درونم هست
خدارو شکرررررررررررررررررررررررررررر که فرزندان همگی شفا یافتن و خدارو هزاران بار شکر که قوانین مستحکم و خلل ناپذیری در جهان حاکم کرده که میشه روشون حساب کرد
من چنان عشق وصف ناپذیری به کودکان و نوزادان دارم که دوست دارم ساعتها بدون اینکه گذر زمان رو حس کنم از تک تک حرکات و رفتارهاشون وجودشون زیباییهاشون مست باشم روح خداوند خالص و بدون هیچ تغییری آنچنان که در عالم معنا و غیب وجود داره روی زمین در کودکان تجلی پیدا کرده و خدارو شکرررررررررررررر میکنم که انسانها نوزاد به دنیا میان و به یکباره انسانهای بالغ وارد این دنیا نمیشن فرض کنید دنیای بدون کودکان چه دنیایی بود و خدا چقدر دوسمون داره که این روح های لطیف و خالص رو به ما انسانهای بالغ هدیه داده که از وجودشون غرق در شادی و شعف میشیم حرکاتشون رفارهاشون حرفهاشون نوع دیدگاهشون نوع نگرششون به دنیا خالصه همونجوریه که خدا دوست داره و آینه تمام نمای خدا هستن که روی زمین متجلی شدن شفاف و زیبا و عاری از هر نازیبایی هستن همنشینی باهاشون روح آدم رو صیقل میده به یه دیدگاه خالص و پاک میرسی و حال خوش عمیقی پیدا میکنیم و در لحظه حال لذتبخشترین احساسها رو با کودکان تجربه میکنیم که هم جنس احساسهای آسمونیه چون کودکان هنوز هم جنس دنیایی هستن که ازش به این دنیا اومدن و اون احساس ناب رو به وجود ما هدیه میکنن توصیفش سخته اما احتمالا همه درکی از این موضوع دارید و تجربه هایی دارید که چقدر زیباست با کودکان بودن
خدا همه کودکان دنیا رو به سلامت بداره و به والدینشون احساسی پاک و زیبا عطا کنه که با فرکانسهای زیبا باعث سلامتی فرزندانشون بشن و با حضور این فرشته های آسمونی زندگیشون تبدیل به بهشتی بر روی زمین بشه
با بچه ها میشه همیشه شاد بود همیشهههههههههههههههههه در هر وضعیتی احساس خوب داشت و قانون اینه
احساس خوب = اتفاق خوب
و بچه ها هدیه های اسمونی از جانب خدا هستن برای جاری کردن احساس خوب و شادی خالص و نابی که ما ادم بزرگا گاهی فراموشش میکنیم ویا کاملا از یاد بردیم
خدای کودکان زیبا شکررررررررررررررررررررررت
سلام خانم اقبال
این چقدر خوب هست به قدرت شکر گزاری و شادی پی برده اید و در مدار من هستید.
چه خوب میشد اگر مادران همگی شکر گزار بودند آنوقت بچه ها هم از آنها یاد میگرفتند و زندگی شان از همان دوران فوق العاده میشد.
آرزوی بهترین ها رو برای شما مادر مهربان دارم.
سلام اقای زارع
بزرگترین سپاسگذاری من هدایت شدنم به این سایت و داشتن استادی بزرگوار و همراهانی صمیمی و مخلص مثل شماست
فتبارک الله احسن الخالقین…👏👏👏
درود خداوند بر بندگان پاکش…
عالی بود، عالییییییی.
اجرای قوانین و نگاه توحیدی و کنترل ذهن شما فوق العادس و داستانی که تعریف کردین تمام آموزه های استاد رو دربرداشت. واقعا شگفت زده شدم از اینهمه عشقی که در داستان شما موج میزنه و قدرت ماورایی ما مخلوقات استثنایی رو نشون میده…
تبریک ستاره خانم. تبریک به ایمان راسخ تون.
آفرین به درس توحیدی که به ما دادید.
آفرین به نگاه زیبای شکرگذار وارتون که در سختی و تنهایی تونستید بخوبی افکار خودتون رو کنترل کنید و خداوند متعال رو صدهزاربار شکر که چشمان تیز بینی دارید که علی رغم شرایط سخت باز تونستید این فرصت را ببینید که میشه با تغییر فرکانس و دیدگاه شرایط رو به نوع دلخواه تغییر داد
دوست عزیزم ، ستاره جان از صمیم قلبم بهتون تبریک میگم بابت امید و انرژی فوق العادتون . همیشه شاد و موفق باشید
سپاسگذارم دوست گرامی
قدردان پیغام زیبایتان هستم
با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام مخاطبان سایت عباسمنش…پیشنهاد میکنم حتما داستان موفقیت من رو بخونید…..
پویا هستم 28 سالمه و دارای مدرک لیسانس معماری …من از 12 سالگی شدیدا به دنبال استقلال مالی و کسب ثروت بودم…بسیار رویا پرداز بودم و همیشه خودمو در آینده ای عالی میدیدم…انقدر رویا پرداز بودم که وقتی در خیابون راه می رفتم احساس میکردم همه دارن تشویقم میکنند…..
در 15 سالگی پدرم فوت کردو از لحاظ روحی خیلی افت کردم من موندم با مادرم و 2 خواهر بزرگتر از خودم …از پدرم فقط یک حقوق مستمری مانده بود و بس…مستجر بودیم و شرایط سختی رو داشتیم و مادرم با تمام نداری به طرز فوق العاده ای به لحاظ مالی و عاطفی شرایط رو مدیریت میکرد….تا اینکه خودم تصمیم گرفتم از یه جایی شروع کنم و برم دنبال رویاهام…دیپلم گرفتم و هم فکر کار بودم هم فکر ادامه تحصیل…….
حدودا از 18 سالگی در یک فروشگاه لباس آقایان مشغول به کار شدم….اولین تجربه کارم بودو خیلی واسم جذاب بود که خودم پول در میارم…فوق العاده خوب کار میکردمو صاحب کارم خیلی ازم راضی بود…یادمه یه روز که صاحب کارم نبود تونستم 3 میلیون به تنهایی در یک مغازه 45 متری که تک فروشی بود اونم در سال 88 جنس فروختم …!!! فردای اون روز که صاحب کارم اومد متعجب شد و بهم گفت پویا گل کاشتی….جوری کار میکردم که انگار مغازه خودمه….
حدود 2 سال به عنوان فروشنده اونجا مشغول بودم …تا اینکه تصمیم گرفتم هر جوری که شده از اونجا بیام بیرون و واسه خودم یک کاریو راه اندازی کنم…..
اینم بگم که در کارم به طرز فوق العاده ای جدی و با صداقت بودم …وقتی به صاحب کارم گفتم میخوام برم قبول نکرد و بهم پیشنهاد حقوق بیشتری داد اما من قبول نکردم و فقط به موفقیت فکر میکردم وقتی صاحب کارم فهمید که من به هیچ پیشنهادی جز پیشرفت قانع نیستم بهم پیشنهاد شراکت داد و واقعا متعجبم کرد…!!!
این اتفاق بینظیری بود واسم و شروعی فوق العاده….استارت این شراکت مربوط به سال 88 بودو من کلی ذوق داشتم و اینم بگم که اون موقع هیچی از قوانین نمیدونستم و الان فهمیدم که ارسال فرکانس های مثبتم باعث این اتفاق شده بود…در اولین ماه شروع شراکتم 3 میلیون تومان سهم من شد که در زمان خودش و برای یک جوان 20 ساله پول خوبی بود…..
روزای عالی رو داشتم تجربه میکردم و تقریبا همه چی واسم فوق العاده بود…درآمدم هر ماه بیشتر و بیشتر میشد …ماه دوم بیشتر…ماه سوم بازم بیشتر….و تقریبا به لحاظ مالی دیگه نگرانی نداشتم…دیگه طعم لذت رو داشتم میچشیدم ماشین صفر کیلومتر…سفرای خارجی…رستوران گردی لوکس…لوازم لوکس موبایل ..ساعت و….این اتفاقات طی 3 سال افتاد دیگه یه مغازه جواب نمیدادو تصمیم گرفتیم یک شعبه جدید و بزرگتر تاسیس کنیم…
به لطف خدا یه جای خیلی خوب بهمون پیشنهاد شد و قراردادشو بستیم…حدود 100 میلیون تومان دکور زدیم و شدیم بهترین فروشگاه شیک منطقه….هر روز فروشمون بهتر میشد و در منطقه رقیبی نداشتیم…خودمم به هر لحاظ در اوج بودم…به جایی رسیده بودم که در دوست و فامیل همه جا صحبت از من بود و همه به عنوان یک الگوی خوب و کسی که بدون داشتن سرمایه به جایی رسیده بود ازم یاد میکردن….
تا اینکه از 2 سال پیش هزینه کرایه مغازه و دیگر هزینه هامون 2 برابر شد و در مقابلش فروشمون بیشتر از نصف افت کرد و شدیدا رفتیم در رکود …هر چی توی این چند سال جمع کرده بودیم مجبور شدیم برای نگه داشتن کارمون تزریق سرمایه کنیم و خیلی ضرر دادیم…و اما نحوه آشناییم با سایت عباسمش..
سال 93 یکی از اقوام که میدید من عاشق پیشرفتم فایل انگیزشی باید از خودمون سعوال کنیم رو واسم فرستاد..زود رفتم توی سایت عباسمنش و واقعا از دیدن این همه آدم هم فرکانسی خودم جا خوردم..زود چند تا فایل رایگان دانلود کردم و واقعا لذت بردم …اما انقدر بی حوصله بودم دیگه دنبال نکردم…
تا اینکه عید 95 محصول آفرینش رو کامل خریداری کردم و شروع کردم به گوش دادن و تمرین کردن……واااااااایییییی…..خیلی خلاصه بگم که یک انفجاری از موفقیت و اتفاقات عالی در حال وقوع بود…روابطم…درآمدم….ارتباطم با خدا و بنده هاش …..همه و همه به سطح عالی رسید و خداوند رو شاکرم که منو در این مسیر قرار داد…به همه دوستانی که طالب تغییر واقعی هستند پیشنهاد میکنم این محصول رو تهیه کنند….
شادو سلامت و ثروتمند باشید…………………………………
آقای پویا حقیقی سلام ، زندگیتان پر باشد از معجزه های خداوند عالی بود
با سلام خدمت شما خانم شبخیز…ممنونم از توجهتون…شما یکی از فعال ترین کاربران سایت هستید…تبریک میگم خدمتتون با آرزوی موفقیت.
دوست خوبم پویا حقایقی سلام وسپاس
خیلی عالی بود چه اعتماد به نفسی خیلی لذت بردیم آقا.
دعا کن من هم محصول قانون آفرینش را تهیه کنم چون عاشقشم.
چشم انداز زندگی شما افق های بی کران را نشانه گرفته است. موفق باشید.
هر چی آرزوی خوبه مال تو …
ممنونم از شما علی آقای عزیز که با حوصله نظرات رو مطالعه میکنید…امیدوارم هر چه زودتر این محصول رو تهیه کنید…البته شما در همین حالت هم بی نظیرید….شاد و پیروز باشید……..
سلام و هزاران درود و عشق و محبت
به تک تک دوستان عزیزم
بی نهایت خوشحالم
بی نهایت سپاس گزارم
از خوندن کامنت های شما دوستان نازنین
از خداوند میخام که در هر کجا که هستید سالم و سلامت باشید و بهترین نصیب قلب بزرگتون💐💐💐💐💐💐💐
چند روزی هست که من با دقت و تمرکز و با عشششششق دارم کامنت های این پست رو میخونم و خدا شاهده الان درک میکنم که وقتی دوستان میگفتن خانواده ی صمیمی عباس منش یعنی چه
واقعا فضای گرم و صمیمی درست مثل یک خانواده
من از صفحه ی ۸۰ شروع کردم و الان به ۵۸ رسیدم
و یک سری از دوستان با کامنت هاشون درهایی از آگاهی رو برای من باز کردند که هر لحظه شکر گزارم مثل کامنت های آقای علی جوان
بی نظییییییییر بود و بازهم سپاس گزارم همین طور بقیه دوستا خانم لیلا شبخیر آلما میر و هادی زارع میلاد صمیمی آرمان مشایخ و خیلی های دیگه که حضور ذهن ندارم
اما باز هم صمیمانه میخام تشکر کنم برای کامنت های نورانی تون
در همین چند روز من احساس میکنم قانون رو درست درک کردم و نشانه هایی میبینم که وقتی بهشون فکر میکنم در کمتر از ثانیه میتونم بگم همشون نتیجه ی اعتماد من به خداوند هست
شاید خیللللی کوچیک باشن اما واقعا در ذهن و قلب من آن قدرررررر بزرگ شدن که فقط میتونم بگم خدایا شکرت خدایا عاشقتم
نمیدونم کامنت کدام یک از دوستان بود اما محتواش این بود:
رسالت ما از آمدن به این دنیای مادی این است که یادبگیریم در این دنیا چطور به خداوند اعتماد کنیم 🌹
هربار که به این جمله فکر میکنم مثل یک پروانه سبک و رها میشوم
استاد عباسمنش نازنین خانم شایسته خوش صدا
خانم فرهادی عزیز آقای ابراهیم بزرگوار و تک تک شما دوستانِ جاااااان برای داشتن شماها از خداوند سپاس گزارم بی نهایت
جان و دلِ تون سلامت ❤️
به نام خدای مهربان
سلام به شما دوستان خوبم
الگو های موفق در خانواده ی صمیمی عباس منش .
یکی از مهمترین عوامل موفق که افراد میتونن خیلی موفق بشن چیه ؟
اینه که افراد خیلی خوب میتونن از افراد موفق الگو برداری کنن . و اگر آدم بتونه از افراد موفق خوب الگو برداری کنه یعنی بتونه باورهای اونارو در ذهنش ایجاد کنه ، نگاهی که اینا به مسائل و موانع دارن رو ایجاد کنه در ذهنش و اون جاه طلبی و اهداف بسیار بسیار بزرگی که در ذهنشون ایجاد کردن تا بهشون انگیزه بده اون فرد هم میتونه به همین سرعت به همین موفقیت های بزرگ برسه .
استاد میگه : من هم زمانی که خودم رو شناختم و تصمیم گرفتم بیام روی خودم و باورهام کار کنم تشنه ی کتابهایی بودم که داستان زندگی افراد موفق بود . مثل کنراد هیلتون ، هنری فورد ، جف بزوس و … هر کسی در هر حوضه ای بسیار موفق شده و به شدت علاقه داشتم مطالعه کنم در مورد افراد موفق و نحوه ی برخورد این افراد با مسائل و مشکلات . و حتی فیلمهایی که میدیدم اونایی بود که در مورد زندگی افراد موفق بود و اینا بود که به من ذهنیت خوب داد . و هر بار که این کتاب هارو میخوندم بیشتر باور میکردم که میشود . یعنی این ذهنیت رو ایجاد میکرد که میشه ، اینا تونستن تو هم میتونی . مثلا میومدم نحوه ی برخورد این افراد رو با مسائل و مشکلاتی که براشون پیش میومده بررسی میکردم که اغلب هم مشکلات بزرگی بوده . و اینا امدن این مسائل رو با صبر ، با ایمان ، با راه حل های خلاقانه حل کردن و از حل این مسائل برای پروازشون به سمت موفقیت استفاده کردن . و هر بار خوندن این مطالب در من این باور ایجاد میکرد که میشود و اونها تونستن ، خواستن ، بزرگ فکر کردن ، باور هاشون رو تغییر دادن ، نگرششون رو تغییر دادن نسبت به آدم های دیگه ، مثل بقیه فکر نکردن و مثل بقیه عمل نکردن به همین دلیل نتایج بزرگ گرفتن و اگر اونا تونستن تو هم میتونی .
توی بررسی این افراد خیلی خیلی به این فکر میکردم که این افراد بدون پول ، بدون سرمایه اولیه ، بدون پارتی ، بدون اینکه بگی ارثیه ی خاصی بهشون رسیده ، و فقط به خاطر شور و اشتیاق عالی و پشتکار عالی نتیجه میگرفتن . و با طی کردن تکاملشون به این همه موفقیت رسیدن و چیزهایی که میتونست هر کسی رو از موفقیت دور کنه و اینا ازش موفقیت ساخته بودن و همیه اینا به من اعتماد به نفس بیشتر میداد ، قدرت بیشتر میداد ، و ایمان این رو میداد که میشود و بعد از یه مدت به ایمان رسیده بودم که من صد در صد به موفقیت میرسم با اینکه هیچ نشونه ای نبود و شرایطم سخت بود در همه موارد .
باور : پیدا کردن الگوهای موفق و مناسب قدرت باورهارو به شدت افزایش میده .
منطق : وقتی من در حال برسی فردی باشم که بسیار موفق هست و نگاه متفاوتی به مسائل داره و باورهای قوی داره به شدت بر ذهن من و رفتار من تاثیر میزاره و باعث میشه که من هم وارد مدارهای بالاتری بشم و اگر تعداد این افراد زیاد بشه تاثیرش هم به همین مقدار زیاد میشه و اگر مدام ذهن با این الگوها محاصره بشه نتیجه این میشه که ساختار ذهن ما هم دقیقا مشابه این افراد میشه و نتیجه این میشه که موفقیت ها پشت هم به وجود میاد . و برعکس وقتی ورودی های ذهن پر بشه از الگوهای نامناسب و باورهای تضعیف کننده اون اتفاقی که میفته اینه که انسان میل به حرکت نداره و در نتیجه هیچ نتیجه ای هم رخ نمیده و نه تنها شرایط در همونجا نمیمونه بلکه شرایط بدتر و بدتر هم میشه .
استاد میگه : از طریق این کتاب ها و فیلم ها انقدر من این اطلاعاترو میخوندم که انگار با اون افراد زندگی کردم و انگار صدها بار با اونها کار کردم و ازشون تاثیر گرفتم .
در یک کلام من باور کردم این چیزی نیست که رویای غیر قابل دسترس باشه برای من .
نکته : اگر ذهن ما فقط بتونه اینو بپذیره که ما میتونیم کارهای بزرگ انجام بدیم و امکان پذیر هست و بدیهیه و صد در صد خدا میخواد و کمکش میکنه تا نتیجه بگیره هیچ چیز نمیتونه جلوشو بگیره .
استاد میگه : من در کارم با مسائل بزرگ و جدی روبرو شدم که با یاد آوریه مسائلی که الگوهای من حل کرده بودن حلشون کرده بودم .
باور کنیم همه ی ما از یک سیستم عصبی داریم استفاده میکنیم و اون خدای که کیهان رو داره هدایت میکنه به یک اندازه به همه ی ما نزدیکه و اگر کسی تونسته زندگیشو هر طور که دوست داشته خلق کنه باور کن که تو هم میتونی . به همون اندازه و حتی بیشتر .
استاد میگه : پیدا کردن این الگوها در روزهای سخت بسیار به من کمک کرد در روزهایی که واقعا کار من سخت بود روزهایی که شرایط کار شرایط مالی شرایط عاطفی بسیار سخت بود و یکی از چیزهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که اون افراد هم تونستن از مسائلشون عبور کنن . وقتی من به یاد اوردم با چه باورهایی مشکلاتم رو حل کردم خیلی راحت تر تونستم با مشکلات جدید روبرو بشم .
مثلا اگر ما به یاد بیاریم با چه روشی تونستیم تو کنکور به نتیجه برسیم با چه باورهایی با چه عملکردی میتونیم از همون استفاده کنیم و در کارهای جدید هم به نتیجه برسیم .
تمام .
در پناه الله مهربان شاد ، سالم ، ثروتمند ، و خوشبخت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدا نگهدار .
به نام خداایی که هرچه دارم از اوست
سلام به بردار امیر حسین و این کامنت فشنگ و زیباشون …
اونقدر برام تاثیرگذار بود که باعث شد بخوام ذخیرش کنم تا باز هم در اینده چندین بار بخونم …
حرف های و کلیدواژه های لستاد رو خیلی خوب توی کامنتتون گنجانده بودید …
ازتون ممنونم ….
و این قسمت که از استاد نوشته بودید رو خیلی دوست داشتم …
.
.
.
پیدا کردن این الگوها در روزهای سخت بسیار به من کمک کرد در روزهایی که واقعا کار من سخت بود روزهایی که شرایط کار شرایط مالی شرایط عاطفی بسیار سخت بود و یکی از چیزهایی که خیلی به من کمک کرد این بود که اون افراد هم تونستن از مسائلشون عبور کنن . وقتی من به یاد اوردم با چه باورهایی مشکلاتم رو حل کردم خیلی راحت تر تونستم با مشکلات جدید روبرو بشم .
.
.
ممنونم ازتون …
منتظر نتایج فوق العادتون هستم …
سلام ملیکا جان امیدوارم شاد سلامت باشی
ممنونم از پیام قشنک و ابراز لطفی که داشتی
واقعا این متن رو خودمم هر بار میخونم احساس میکنم در مدار آگاهی عالی بودم و این نوشته ها به خودم هم بسیار کمک میکنه در واقع هر چقدر توی این فضا میمونی تمرین میکنی فکر میکنی ادامه میدی خداوند درهای آگاهی رو به شکل های مختلف به روت باز میکنه و به شکل های مختلف باورتو قوی میکنه .
از خداوند ممنونم که من و شما و دوستان خوبم رو در مسیر رشد و آگاهی قرار داده
امیدوارم خیلی برات این سبک از زندگی مهم شده باشه و خیلی روی نوع نگاهت به زندگی نوع افکاری که در ذهنت هست کار کنی و همیشه سعی کنی افکار بد رو از خودت دور کنی و هر چقدر میتونی افکاری رو که بهت احساس خوبی میدرو جابزاری
الگو برداری از افراد موفق هم یکی از روشهای ایجاد باورهای قدرت مند کننده به جای باورهای ضعیف کننده و محدود کننده هست .
یادت باشه هر چقدر افکار خوب داشته باشی شجاع تر ، قوی تر ، مصمم تر ، با اراده تر ، عملگرا تر ، توحیدی تر ، موفق تر هستی و لذت بیشتری از زندگی میبری
هر چقدر هم که افکارت خوب نباشن : ترسو تر ، ضعیف تر ، بی اراده تر ، افسرده تر ، ناکارامد تر میشی .
یه نکته بسیار مهم دیگه که میتونه زندگیت رو تغییر بده قدرت سپاسگذاری هست این کار به شدت توجه تورو میبره روی چیزهای مثبت و نگاه تور به زندگی تغییر میده . توضیحات بیشتر رو امیدوارم با تحقیق در مورد این موضوع به شدت مهم به دست بیاری
برات بهترین آرزو هارو دارم و امیدوارم همیشه بدرخشی
در پناه الله یکتا شاد و سالم و سلامت و ثروتند در دنیا آخرت باشی .
سلام بر استاد عشق
من به تازگی با این الگو و فرایند آشنا شدم و قدم برداشتم ، اما طی همین مدت کوتاه اتفاق های برای من افتاده که در باور هیچکس نمیگنجد ، در های برای من باز شده که با هیچ فرمولی قابل محاسبه نیست ، با وجود اینکه تنها 2 ماه هست که ایمان آوردم و تسلیم شدهام اما نتایج شگفت انگیزی گرفتم ، سعی میکنم که هر روز و هر لحظه تو برنامه باشم ، چون تازه داره موتورم روشن میشه و گرم میشه ، تازه داره زندگی حال میده ، احساس میکنم خدا ایستاده و میگه تو آرزو کن تا من برآورده کنم ، به امید روزی که اهداف ام محقق بشه و با دوستان به اشتراک بگذارم
– داستانی که برایم اتفاق افتاد داستان مهاجرتمان به کوالالامپور است.شرایطم قبل از تصمیم به مهاجرت این بود که چند ماه اجاره خانه معوقه داشتم و قرارداد اجاره ام تمام شده بود و باید خانه را تخلیه میکردم و با آن پول پیش خانه مناسب دیگری در تهران گیرم نمی آمد.این بود تصمیم به مهاجرت گرفتم
– از طریق فایلهای صوتی چگونه درآمد خود را یکساله 3 برابر کنید با سایت آشنا شدم. در این فایلها نکات جالبی بود که وقتی در ایران بودم ظرف چند ماه درآمدم دوبرابر شد ولی ساعات کارم نصف شد و درکل عایدی ام همان بود و نصف روزهای هفته به کارهای عقب افتاده و مطالعاتم میپرداختم.(کارم برنامه نویسی است و لیسانس نرم افزار دارم)
-فایلهای 1و 2 عزت نفس و نیز کتاب صوتی راهنمای درون را از سایت گوش داده ام و نیز بسیاری از فایلهای رایگان را.
-تغییری که داشتم در مورد باور روزی ام بود که مطمٔن بودم میرسد و با ترساندن صاحبخانه و اطرافیان احساس وادادن و کمبود نکردم و کمبود را باور نکردم بلکه از درون میدانستم فقط باور آنهاست که بیان میکنند.
-پس تصمیم گرفتن ببینم که محل ایده آل زندگی ام کجاست.به فکر ساحل شنی سفید افتادم و بعد از کمی جستجو در اینترنت کشور مالز ی را یافتم
-مهمترین ایده ام برای این تصمیم این بود که اگر کاری که به نظر سخت می آید را بر راکد ماندن ترجیح دهم موفقیت بسویم سرازیر خواهد شد.
-پس دو رزومه به دو شرکت که از طریق سایت آشنا شده بودم تا بتوانم خانه ای برای اجاره پیدا کنم و بعد از یکماه هم حقوقم دقیقا سه برابر دریافتی ایرانم میشد(البته ساعتهای کارم در ایران کمتربود)
-الان شش ماه است در کواالالامپور زندگی با استانداردهای بالاتر از تهران و آرامش بالا را تجربه میکنم.همکاران فوق العاده خوبی دارم و احساس رضایت و شکرگذاری دارم
نیما جان خیلی نوشته ات مینیمال و دلچسب بود. آدم احساس می کنه که چقدر موفقیت رو می شه به سادگی به دست آورد.
شاد باشی دوست من
بنام خداوند عزیز و حکیم من 33 سالمه و در آذر ماه سال 1393 با این سایت وقتی که داشتم تو اینترنت در مورد روشهای موفقیت جستجو میکردم آشنا شدم .من دارای تحصیلات لیسانس در رشته الهیات از دانشگاه آزاد هستم و دارای پروانه وکالت پایه یک دادگستری هستم. در سال 1392 موفق به گرفتن پروانه وکالت دادذگستری شدم و چون از لحاظ مالی هیچ سرمایه ای نداشتم و تنها یک فارغ التحصیل که پروانه وکالت داره و هیچ آشنا و دوستی که بتونم پیشش کار وکالت رو یاد بگیرم. پس با داشتن پروانه وکالت فقط یه بیکار بودم (همین) و به همین خاطر قربانی فردی شدم که وی در کمین وکلای جوانی بود که با داشتن روابط خودش در دادگستری (چون خودش پروانه وکالت نداشت و به اصطلاح کار چاق کن بود) و فقط پول و رابطه داشت و از مدرک و پروانه وکالت وکلای جوان بی پول سو استفاده کنه و متاسفانه من هم یکی از اون موارد بودم و قربانی شدم و بعد از چند نمونه کار متوجه این موضوع شدم و با وی قطع رابطه کردم و تو روحیه کاری من تاثیر بدی گذاشت و دید منو به این حرفه بکلی تغییر داد و من از از این حرفه به این دلیل و دلایل دیگه بدم اومد و تصمیم گرفتم برای مدتی نزد یکی از اقوامم در حرفه ای دیگه کارگری کنم و از اون محیط مسموم فاصله بگیرم و آرامشی همراه با کسب درامد داشته باشم و این اتفاق در مهر ماه 93 بوقوع پیوست.
دوماه بعد با سایت آشنا شدم و با فایلهای رایگان خیلی انرژی گرفتم و خیلی دوست داشتم که بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم ولی پولشو نداشتم و تشنه این بودم که اونو تهیه کنم تا اینکه یه روز توی انبار متوجه مبلغی پول (دقیقا هزینه خرید بسته روانشناسی ثروت) شدم و واقعا شگفت زده شده بودم چون کسی حتی از موضوع آشنایی من با سایت عباسمنش و قیمت خرید بسته و خلاصه این مباحث اطلاعی نداشت . چند روزی اطلاع رسانی کردم که شاید صاحب اصلی پول پیدا بشه ولی انگار پول صاحبی نداشت و از طرف خدا اومده بود تا من بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کنم یک هفته بعد به دفتر مرکزی گروه تحقسقاتی عباسمنش در تهران مراجعه کردم و بسته روانشناسی ثروت رو تهیه کردم و ذوق عجیبی داشتم و خیلی خیلی خوشحال بودم.
با انجام تمرینات بسته روانشناسی ثروت و فایلهای رایگان سایت موفقیت های عظیمی در زندگی من شکل گرفت.خلاصهای از موفقیت های کسب شده من از طریق آشنایی با سایت بدین طریق است:
1-ترک عادت هر روز رفتن من به امامزاده ای در شهرمان (حدود 7 سال) طوری ککه اگه یه روز اونجا نمی رفتم اعتماد بنفسی نداش
تم و احساس میکردم بدبیاری میارم.که با تماشای فایل های رایگان این عادتم ترک شد.(فایل (شعری از پابلو نرودا) و فایل ( نوشته هایی از ملاصدرا)
2-ترک رابطه با دوستی که سال ها با وی دوست بودم ولی همیشه از ابتدای دوستیمان احساس میکردم که وی استقلال من را به خطر انداخته و به نوعی من برده وی شده ام و اختلاف سلیقه های بنیادین با هم داشتیم و از این دوستی عذاب میکشیدیم چون وی از لحاظ مالی از من خیلی غنی تر بود و تحصیلات بالاتری داشت و روابط قوی تری رو دارا بود من احساس میکردم که توسط وی می توانم به شغل خوب و درامد بالایی برسم ولی در چندین سال رفاقتمان اثری از آن را مشاهده نکردم و مدام وعده و وعید می داد . تا اینکه یک روز به دلیل یک اختلاف . او تصمیم گرفت که دوستیمان قطع شود و من یکدفعه احساس کردم بی یاور و بلی پناه شده ام و بشدت نگران آینده ام شدم طوری که تمام شب رو ناخود آگاه گریه میکردم و یکدفعه بهم الهام شد که فایل رایگانی از استاد بدین مضمون که (فقط روی خدا حساب باز کن) رو نگاه کنم چون قبلا اونو دیده بودم و با تماشای اون فایل آروم گرفتم و چندین بار اونو نگاه کردم طوری شد که بهم الهام شد که دیگه روی احدی حساب باز نکنم و فقط روی خدا حساب باز کنم و دیگه اون رابطه رو فراموش کردم و آرامشی در من حاصل شد.
3- دربسته روانشناسی ثروت توسط فایل اهرم رنج و لذت من عادت های بد زیادی مثل سیگار کشیدن حتی بصورت تفننی و عادات ناپسند دیگه ای رو که داشتمو ترک کردم.
و با هر بار نگاه کردن هر فایلی ار بسته روانشناسی ثروت باور های جدید در من تقویت میشود و انرژی میگیرم طوری که در مدت یکسال آشنایی با بسته موفقیت های کاری بسیار خوبی در حرفه خودم در من شکل گرفت و قبول دارم که بعضی از موفقیت ها و به عبارتی موفقیت کلی در من نیاز به گکذشت زمان دارد طوری که هم اکنون من تازه متوجه برخی از حرف های استاد در بسته روانشناسی ثروت می شوم و قبلا فقط اونهارو میشنیدم ولی نه به این عمیقی که الان اونارو درک میکنم و با تمام جود اونارو پذیرفته ام مثل اینکه :دنبال عشقت برو شده هر کاری باشه و به حرف مردم و یا به باکلاس بودن شغلم توجهی نکنم .اگه دوسش ندارم و ازش لذتی نمی برم بزارمش کنار . و یاد گرفتم که برای رسیدن به موفقیت باید کمی صبر کنم .
خداحفظت کنه استاد…
سلام محمد جان، خدا رو شکر که در مسیر موفقیت قرار گرفته ای. امیدوارم در هر کاری که هستی پیروز باشی.
یکی از شماها
محمدحسین
دوستان سلام
یاران سلام
خوبان سلام
من دو سال و نیم پیش دنبال تغییرات بزرگی تو زندگیم بودم ، دانشجو مهندسی مکانیک بیرجند بودم ، در کنارش کارگری میکردم ک پول دربیارم ، یهروز تصمیم قاطعانه گرفتم ک عوض بشم ، تو آپارات دنبال کلیپ میگشتم که با سایتتون آشنا شدم ، اون موقع کلیپ (چگونه در عرض یک سال درآمد خود را سه برابر کنیم ؟) یادمه خرداد ماه 93 بود نوشتم که خرداد 94 باید بالایه 10 میلیون درآمد داشته باشم ، بنا به یه سرس اتفاقات دقیقا درآمدم شد 10٫500٫000 تومان ، و اونجا اومدم بسته هارو خریداری کردم و الان تونستم به درآمد 40٫000٫000 در ماه برسم ،
واقعا تاثیر گذار ترین فرد زندگیم بودین ، یه روزایی از رادیو موفقیت کلیپ صوتی میگرفتم و گوش میدادم همه مسخرم میکردن ولی الان تونستم به همشون کمک کنم …
تونستم bmw بخرم ولی من کارگر بودم
تونستم واسه بابام ماشین بخرم
تونستم واسه مادرم ماهیانه 10٫000٫000 بفرستم
تونستم واسه خواهرام کلی کار انجام بدم
من از این سایت فهمیدم خیلی قدرت دارم و تونستم به خیلیها بفهمونم که چقدر قدرت دارن …
یک تصمیم ، یک تغییر ، خدا میرسونه …
اتفاقات خوبی در راه است …
استاد بعد از خدا و خودم زندگیمو مدیونت هستم … بی نهایت سپاس
سلام آقای میرزایی …گفتید بیرجند دانشجو بودید …آخه من هم ساکن این شهر کویری ام… خیلی احساس خوبی بهم داد…و بیشتر از اینکه به این موفقیت رسیدید…از این کامنت شما 7 سال میگذره امیدوارم موفقیت ها تون بیشتر شده باشه و در مدار ثروت بیشتر شادی و سلامتی و کلی اتفاقات خوب رسیده باشید
سلام دوست عزیزم
خیلی خوشحال شدم از نتایجی که گرفتید.
خداروشکر میکنم هر بار با خوندن نظرات مطمئن تر میشوم که راهم درست هست.
سلام به آقای میرزایی عزیز .اگر لطف کنید وداستان زندگی خود را در این قسمت به اشتراک بگذارید بسیار ممنون می شوم.سپاس
سلام به شما دوست گرامی اقای میرزایی
هزاران افرین و احسنت به شما
چقدر از خوندن داستانتون خوشحال شدم باور کنید خیلی خیلی به وجد اومدم
شما تو این مدت کوتاه تونستید به درامد ماهی 40 میلیون برسید عالییییییه افرین به شما
ماشین مورد علاقه من و رویای همیشگیم BMW هست وقتی دیدم شما نوشتید که شما هم اون رو خریدید احساس کردم خودم خریدمش
برای من این یه نشانه است وقتی یه هم فرکانس مثل شما ماشینی که من عاشقشم رو خریده پس من هم میتونم
خدایا شکرت
امیدوارم هزاران برابر درامد فعلیتون رو در ماههای اینده بدست بیارید
لطفا
استاد تعهد میدم نزارم این زنجیره خوشبختی به من ختم بشه ….
جناب اقای میرزایی
من خیلی مشتاقم کمی بیشتر راجع به جزئیات مسیری که طی کردید بدونم البته اگر مایل باشید اون رو مطرح کنید
خدا رو شکر
الهییییییی هزار میلیارد بارشکر
سلام به شما دوست هم فرکانسی ام. من بینهایت خوشحالم وتحسین میکنم این موفقیت هاتون رو منم آرزومه که کلی اتفاقات خوب برای مادر وپدرم رقم بزنم وحالشون روخوب کنم که به زودی محقق میشه ان شاالله
ممنونم که حال دلم رو خوب کردین