«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 32 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4029 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم طغیانی گفته:
    مدت عضویت: 4098 روز

    سلام سلامی به لطافت گلها ی بهاری به گرمی آفتاب زمستان بعد از یک روز بارانی به بوی خوش خاک بعد از نم نم بارون. ..

    وعرض خدا قوت خدمت تمامی دوستان عزیز در خانواده ی صمیمی عباسمنش. ..

    جا داره موفقیت تمامی دوستان راتبریک بگویم واز استاد عزیزم یک تشکر ویژه برای کمک به دوستان برای این همه رشد وپیشرفت را داشته باشم.

    دوستان واستاد مبارکتان باد این همه موفقیت که لایقش بوده ایم.

    استاد گرامی می دانم که چه حس وصف ناپذیریست وقتی نظرات دوستان را می خوانید واز اینکه توانسته آید به این همه آدم کمک کنید به وجد می آیید ومطمئنم این روزها برای همه ی مان به یاد ماندنیست مخصوصا شما که مثل باغبانی هستید که باغتان ثمر داده آن هم چه میوه هایی!!!!!!!

    من خانمی دیپلمه 36 ساله هستم.

    وقتی نتایج دوستان را میخواندم ومیخوانم میبینم نتایجی که دوستان از صفر یاحتی زیر صفر گرفته اند در مقابل نتیجه ای که من گرفته ام بسیار بزرگ است قصد اینکه داستان پیشرفت خودم را بنویسم نداشتم ولی به قول دوستان حیفم آمد در این کتاب بزرگ سهمی نداشته باشم….

    من سال 93 در کلاسهای قانون جذب در شهر خودم شرکت کردم و از شنیدن حرفهایی که الان میبینم چقدر کم و ناقص در مورد قانون جذب صحبت میکردند به وجد می آمدم و میدیدم زندگی من چقدر باقانون پیش میرفته بدون اینکه این قانون را بلد باشم …بعد از شرکت در آن کلاسها دچار تضاد شدید شدم مثلا :من میگفتم وقتی اتفاق بدی برایمان پیش می آید حتما میخواسته جلو ی اتفاق بزرگتری را بگیرد وحال خودم را خوب میکردم ولی در انجا به من گفتند مگر خدا نمیتواند با اتفاق خوب جلوی اتفاق بد را بگیرد واین ذهن مرا بسیار درگیر کرده بود و حالم را هم بد.در صورتی که استاد همان فکری که من داشتم بیان میکنند تغییر نگاه برای داشتن احساس خوب..ویا سوالات دیگه ای که با جوابشان ابهامات من بیشتر میشد. از طرفی یقین داشتم قانون جواب میدهد واز طرف دیگر ترس اینکه مبادا مغایر با دین و خدا باشد و من خودم را همه کاره بدانم. نتایجی که از قانون میگرفتم خیلی جالب بود ولی به خاطر ترس غرور بین دو راهی استفاده ی آگاهانه از قانون ویا کنار گذاشتن آن بودم واز خدا می خواستم اگر این قانون از طرف اوست که هست واز آنجا که همه چیز در قرآن گفته شده پس از این قانون هم باید نشانه ای باشد.

    حس میکردم این همان راهی که مدتها به دنبالش میگشتم.تا اینکه هر روز وشب در اینترنت به دنبال سایتی ،فایلی،نمیدانم چیزی که جواب سوالم را بدهد میگشتم خیلی از سایت‌هایی که قانون جذب رابیان میکردند را گشتم ولی باز جواب سوال من نبود تااینکه شب 5شنبه ای بود نمیدانم کجا ولی فکر میکنم اپارات بود فایل قانون جذب وقران استاد را دانلود کردم از خوشحالی در پوست خودم نمی گنجید که خدایاشکرت چه خوب جواب سوالم را دادی وصبح جمعه آن فایل را به همراه شوهرم گوش کردیم وکم کم تمام فایلهای رایگان را دانلود میکردم وگوش میدادیم وهر روز در خانه ی ما صحبت از استاد بود و قانون فرزند 3 ساله ام راه میرفت و میگفت عباسمنش دات آی آر. ما برای شنیدن فایلهای استاد یک تلوزیون ال ای دی هوشمند خریدیم همچنین یک پیرینتر که بتوانیم مقالات را چاپ کنیم و پول هرکدام به راحتی جور شد واین به دلیل استفاده از قانون و لطف خدا بود….آرامشم بیشتر شده بود اعتمادم به خدا بیشتر شده بود تااینکه دوره ی افرینش شروع شد و چون پول خرید فایلها را نداشتیم فقط به خلاصه ی جلسات اکتفا میکردم وخیلی از باورها ی غلط خودم را میشناختم تااینکه با شرکت در مسابقه ای که سر کار شوهرم بود نفر اول استان شدم وبا جایزه ی آن توانستم دوتا از فایلهای افرینش رابخرم پول بقیه ی فایلها هم به راحتی برایمان جور میشد واین نتیجه ی تغییر باورهایم بود ولی هنوز بااینکه نتایج را میدیدم باز مردد بودم تااینکه بایک استاد اخلاق صحبت کردم وقتی تایید کرد که تمامی کاینات دارای فرکانس هستند جواب بسیاری از سوالهایم را گرفتم دلم قرص تر شد و مصمم تر برای ادامه ی مسیر..به قدری از استاد وحرفهایش میگفتم که همه مشتاق شنیدن بودند( البته ناگفته نماند فن بیان خیلی خوبی دارم )واین خصوصیت باعث میشد سخنان استاد را جذاب تر بیان کنم.بعد از مدتی برای فامیل 5 جلسه از قانون آفرینش را گذاشتم البته 15 جلسه ی 4 ساعته.ونتایجی که میگرفتند بسیار عالی بود.آرامشم به حدی شده بود که در سفرها دیگر ترس نداشتم چون خودم وخانواده وماشینمان را به دستان امن خداوند سپرده بودم. در یکی از سفرهایم به کردستان و مریوان و پاوه مااز زیبایی مسیر میگفتیم وخواهرم از وحشتناک بودن مسیر کوهستانی حرف میزد تفاوت از کجاتا کجا واین آرامش وصف ناپذیر است ..خلاصه تر کنم سال 94 در دوره ی آنلاین هدفگذاری شرکت کردیم اهداف من :کیف پر از تراوال..خانه ی بزرگ …داشتن کارخانه ی طلا سازی..هدفگذاری را تمام کردیم شوهرم بدنبال شغل دوم بود تا درآمدمان بیشتر شود معاملات ماشین..خرید وفروش قراضه.ولی هیچکدام حتی یک معامله هم نشد تااینکه به پیشنهاد یکی از همکارانش مغازه ی طلا فروشی شراکتی راه بیندازند ولی من اولا با مغازه ی طلا فروشی و دوما شراکت مخالف بودم ولی شوهرم بامشورت یکی از اقوام که در بوشهر طلافروشی داشت وتشویق ایشان در تصمیم خود مصمم شد ولی من همچنان مخالف در همین حین بود که سر دفترم قسمت هدفگذاری رفتم در کمال تعجب دیدم به کیف پر از تراوال هر چند یکبار رسیده ام.و هدف دیگرم داشتن کارخانه ی طلا! !!!!!!!! خدایا چه میبینم چطور کائنات را رهبری کردی تامارا به هدفمان برسانند بدون اینکه ما یادمان باشد هزاران مرتبه شکرت پس بنویس تااتفاق بیفتد.مقاومتها را کنار گذاشتم وشروع به تشویق شوهرم کردم تمام کارهایی اداری را خودم انجام میدادم در طی مسیر تمام کارها خیلی جالب وشگفت انگیز انجام میشد که مجالی برای بیان آن نیست مثال:آماده شدن شیشه ی ضد گلوله نزدیک عیدروز جمعه که تعجب فروشنده را هم برانگیخت.وخیلی اتفاقات دیگر که انگار همه چیز دست در دست هم داده بود تارا به هدفمان برساند ..تا. 94٫12٫5 مغازه را باز کردیم به لطف خدا.در ضمن ماهیچ سابقه ی کاری نداشتیم.فقط باتوکل وایمان به خدا و قوانینش شروع وادامه میدهیم..خدایاهزاران مرتبه شکرت..

    مهمترین چیزی که من در این مسیر بدست اوردم خانواده ی صمیمی وبزرگ به سرپرستی استاد عباسمنش است که با خواندن نظرات تک تک آنها انرژی میگیرم.

    ممنون از تمامی دوستانی که باچشمان زیبایشآن نظر مرا خواندند هر چند خلاصه بود ولی تغییر باورهای زیادی مرا در این مسیر کمک کرد که آن را مدیون تمرینها ی استاد عزیزم هستم. برای همه ی شما آرزوی خوشبختی میکنم در پناه خداوند مهربان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    علی جوان گفته:
    مدت عضویت: 4206 روز

    سلام دوستان موفق و ثروتمند

    ???????????

    نظر خانم شب خیز مرا یاد خاطره ای انداخت مربوط به خیلی سال پیش که در آن خیلی زیبا یکی از آیات الهی متجلی شده بود. تقدیم به شما …

    چند دفعه که رفته بودم پمپ بنزین نزدیک خانه ام که به تازگی اسباب کشی کرده بودیم ، با کارگر آن جا آشنا شده بودم و یواش یواش رفیق شدیم.

    یه روز دیدمش خیلی خوشحال بود بهش گفتم ها مهدی چی شده خیلی خوشحالی؟ گفت خدا بهم به دختر داده اسمش گذاشتم ریماس. گفتم ریماس یعنی چی؟ گفت یعنی درخشان مثل آب الماس.

    خلاصه خیلی بهش تبریک گفتم و گفتم خدا رحمتش را بهت ارزانی کرده است چون از قدیم میگن دختر رحمت خداست و پسر نعمت خدا و ده هزار تومان بهش هدیه دادم. خیلی جا خورد می گفت تو تنها مشتری هستی که باهام با احترام رفتار می کنی و خیلی خوشحال شد و خیلی تشکر کرد.

    نگاه به ساعتم کردم دیدم نزدیک اذان مغرب بود مستقیم رفتم مسجد محل.

    بعد از نماز یکی از بچه ها اومد و یه پاکت نامه داد بهم و گفت این هم حق الزحمه کلاس های قرآن.

    آخه چند وقت پیش یه دوره آموزش کلاس روخوانی و تجوید برای بچه های مسجد گذاشته بودن که من هم افتخار داشتم به عنوان معلم درخدمتشون باشم.

    گفتم نه من که فی سبیل الله اومده بودم بالاخره با اصرار قبول کردم.

    بعد که اومدم خونه پاکت رو که باز کردم به نظرتون چقدر تو پاکت بود. آفرین دقیقا 10 برابر یعنی 100 هزار تومان.

    و این آیه اومد تو ذهنم که :

    «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلا یُجْزی‏ إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ (انعام/60)

    ترجمه : هر کس کار نیکى بیاورد، 10 برابر آن پاداش‌ خواهد داشت، و هر کس کار بدى بیاورد، جز مانند آن جزا نیابد و بر آنان ستم نرود.»

    ———

    یک ساعت هم طول نکشید …

    چقدر خدا و حضورش و قوانینش را دیده ایم اما متوجه نشدیم نمی دانم! به راستی چقدر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    خدایا غفلت هایمان را به توجه و حضور مبدل فرما و ما را جزء هدایت شوندگان و بندگان مخلص خود قرار بده آنانکه نه ترسی بر آن ها هست و نه اندوهی.آمیـــــــــــــن …

    هر چی آرزوی خوبه مال تو ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 4068 روز

      سلام خدمت دوست عزیزم آقای جوان

      دلم برای خواندن نظرات زیبای شما تنگ شده بود.

      خیلی ممنونم که با اشتراک این نظر بهم یاد دادید تا بیشتر ببخشم.دوستتون دارم و بهترین هارو برای شما آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 4068 روز

      سلام خدمت دوست عزیز و گلم آقای جوان

      دلم برای خواندن نظرات زیبای شما تنگ شده بود.

      خیلی ممنونم که با اشتراک این نظر بهم یاد دادید تا بیشتر ببخشم.دوستتون دارم و بهترین هارو برای شما آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1810 روز

      سلام و احترام و محبت

      خدمت شما آقای جوان

      نمیدونید دیدن هربار اسم شما علی جوان بالای کامنتا چه حس نابی رو در من بیدار میکنه

      قلبم بهم گفت که ازتون همینجا تشکر کنم برای این همه احساس خوب …

      روح و قلب من این روح دریایی شما رو حس میکنه و تحسین تون میکنه

      ان شاالله که در هر کجا هستید سالم و تندرست باشید

      الان معجزه ی نوشتن درک میکنم که استاد این همه تاکید دارن چرا که یک کامنت شما سال‌های قبل الان حس بی نظیری رو بیدار کرده که اصلا نمیدونم اسمش رو چی بگذارم ..

      فقط میتونم بگم خدا سپاس گزارم

      استاد عباس منش سپاس گزارم

      دوست نازنین آقای جوان سپاس گزارم

      جان و دل تون سلامت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    صفا فاضل گفته:
    مدت عضویت: 4327 روز

    سلام به همه ی عزیزان دل

    نفس به نفس خداروشاکرم بابت دوستان مهربان ودوست داشتنی چون شما عزیزان جان

    ممنونم که هستید ووجودتان مایه آرامش

    درود خدابرروح پاک وخداییتان

    وسپاسگذارلطفتان که این چند سطرنوشته را مهمان چشمان زیبا وپر محبتتان می کنید

    متن آقای زارع وآقای معموری وخانم میر گلم راکه خواندم بیاد موفقیت های خودم و دوستم افتادم که قلبم گفت بنویس

    من ودوستم همزمان با آقای عباس منش آشنا شدیم زمانی که ایشان یک کارمند رسمی بود ومن یک دانشجوی ارشد ،بعداز گوش دادن ودیدن سی دی قانون جذب( اونموقه سایت الان نبود )یک انفجار بزرگی در ما ایجاد شد .

    ایشان مغازه شیرینی فروشی کوچکی هم داشتن که بعداز ظهرها مدیریت میکردن ،بعداز آشنایی با این قوانین کم کم ایشان تصمیم گرفتند که استعفا بدهند وبه کار شیرینی پزی خود متمرکز شوند وآن را وسعت دهند چون واقعا به این کار علاقه داشتند اما باور اینکه در این کار پول نیست و عدم اعتماد به خدا تا آنموقه آن را وسعت نداده بودند ،بگم که همه به دوستم میگفتن این کار تو دیوانگیه محض، تو مسئول مالی، با حقوق ثابت ،با بیمه و…..وخلاصه همه مخالف بودن همه، اما دوستم تصمیم گرفت بین ترس وایمان ،ایمان را انتخاب کند وبه خدا اعتماد کندو استععفا بدهد.

    بعد از استعفا دادن ایشان به کمک ومنت خداوند الان شعبه دوم قنادی ویک کارگاه بزرگ شیرینی پزی راه اندازی کردند

    والان هشت ماه از استعفا دادن ایشان میگذرد و همه دوستان وهمکاران به ایشان غبطه میخورند ومیگویند واقعا کارخوب ودرست تو کردی وآزاد شدی واقعا خوش بحالت.

    داستان زندگی دوستم واین پروسه ای که طی کرد مرا یاد داستان زندگی آن موجودی می اندازد که آقای ریچارد باخ در کتاب پنداربیان کردن،بهای رهایی آرامش و درآرامش حضور خدا…

    والان وقتی به هشت ماه قبل نگاه میکنم وآرامش وآزادی وعلاقه وافر دوستم را دراین کار میبینم به خودم وبه ایشان میگم که این یک جهاد اکبر بود در حینی که می ترسیدی وهمه مخالف بودن اقدام کردی و فقط به اعتماد واتکا خدا در این مسیر قدم گذاشتی واین آرامش بهای همان اعتمادبه آن قدرت مطلق وصاحب ومالک اصلیمان است.

    در این مسیر آنقدر معجزات دیدیم که خدا میداند ،ومن واهی بودن ترس را با همه ی وجودم لمس کردم وخدا میداند که که فقط از تجربه های ایشان من چقدر قدرت گرفتم

    تا جایی که اوایل من وقتی با این آموزه ها آشنا شدم از ارشدشیمی انصراف دادم وتصمیم گرفتم دوباره در کنکورشرکت کنم این بار به نیت رشته پزشکی ،بعد از یک سال واندی قبول شدم .

    در همین زمانها بود که دوره عزت نفس استاد ومسیر تحول دوستم را همراهی میکردم واینجا بود که متوجه یک باورنادرست وبهتراست بگویم شرک آمیزی در وجودم شدم

    از آنجایی که در این مدت طبق آموزه های استاد به این نتیجه رسیده بودم هرجا به ترس یا باور ضعیف کننده ای که میرسیدم باتمام قدرت روش کار میکردم ودر دلش میرفتم وخودم بمباران میکردم همین که متوجه این باورشرک آمیز شدم تصمیم گرفتم با قدرت واردش بشم وفقط از خودش خواستم که کمکم کنه وفرمان قلبم رودر دست بگیره.

    باور ضعیف کننده که مرا به سمت این رشته سوق داده بود برمن واقف شد که این رشته ودانشگاه را بخاطر اینکه سر زبانهاست ودر اجتماع پرستیژدیگه ای داردورشته ای است که در آن پوله واحترام وقدرت وووووووووو……انتخاب کرده بودم

    و این رشته ودانشگاه را بخاطر علاقه واعتمادبخدایم انتخاب نکرده بودم

    برای اینکه بیشتر برام ثابت بشه که این راه ،راه من نیست چون همه ی وجودم این رافریاد میزد که این راهی نیست که باآن به من برسی صفا واز آنجایی که من مطیع ندای قلبم هستم چون واقعا به من آرامش میده ومرا هدایت می کنه تصمیم گرفتم چند روز بادوستانم در محیط بیمارستان سر کنم وهمین جا بود که نشانه ها رابه وضوح هرچه تمام تر دیدم و به ندای قلبم بیشتر از قبل ایمان ویقین آوردم ،واو راست میگفت این راه من نبود برای رسیدن به خدا ،ودر کمال ناباوری همه وارد دانشگاه ورشته نشدم.

    واین بزرگترین نقطه عطف زندگیم بود وبرای اینکه با تمام قدرت روی خودم کار کنم چون تا اینجا من متوجه باور شده بودم اما کاملا برطرف نشده بود که ، به همین دلیل تقریبا دوماه درجایی که فقط من وخدا بودیم رفتم واین هم پیشنهاد قلبم بود ،وبعدازاین دوره واین موضوع زندگی من زیر رو شد

    نعمت وآرامش وثروت از آسمان وزمین بر من می بارد شاید کسی باور نکند اما دیگه برای من قابل باوره ومیدانم از کجا آب میخوره

    الان جوری شده که خیلی از خواسته هام فقط از قلبم میگذرونم وبرای من به وجود میاد حتی به زبان هم نمی آورم واین موجب شکر گزاری من از تنها قدرت این کاینات شده ،آن قدر زندگیم ،خودم آرامشم ومهم تر از همه ایمانم تغییر کرده که نمیدانم چه بنویسم.

    واقعا نمیدانم چگونه سپاسگذاری کنم از خدایم،

    به خدایم میگویم خود شاهد باش که اشک هایم جای زبان با تو حرف میزند

    وودراین حال عجیب نام شما دوستان عزیزم واستاد ارزشمندم هم بر زبانم جاری می شود..

    از این حا ل وهوا نوشتن برایم آسان نیست اما چه کنم که فرمان قلبم است وخدا میداند.

    ممنون از نگاه پرمهرتان که براین نوشته افتاد

    دوستتان دارم وخدارا برایتان آرزومندم.

    الهی که همه ی او شوید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      آلما میر گفته:
      مدت عضویت: 3667 روز

      دوست عزیزم سلام

      وقتی محبت خداوند در دلی خانه کرد, آن دل محبت همه ی کسانی را که رنگ و نشانی از او دارند, در خود می یابد و به مقداری که این رنگ و نشان بیشتر و قوی تر باشد , علاقه و محبت نیز فزون تر می شود.

      متن شما خیلی به دلم نشست و اون احساسی که موقع نوشتن داشتید بمن منتقل شد , پر از عشق و محبت و خلوص نیت عالی بود , لطفا بیشتر نظر بزارید وقتی اینقدر خوبید :-)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      ابراهیم خدایجو گفته:
      مدت عضویت: 4201 روز

      سلام صفا فاضل عزیز و گرامی…. خیلی خوب و عالی صفا دادین روح و قلب تون رو… تبریک فراوان…

      بسیار تجارب بزرگی بود و من به شخصه یاد گرفتم…

      آفرین بر حال خوب دل شما…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4033 روز

      صفا فاضل دوست عزیز و ارزشمندم سلام. إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّـهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ به درستی کسانی که میگویند که رب ما الله است و سپس استقامت میکنند، نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند.

      به درستی که شما در دل گفتید که رب شما الله است و در این مدت طولانی هم بر این جمله خود استقامت کردید، پس شجاعت و شادی نتیجه اعمال شما طبق وعده خداوند است. انک لا تخلف المیعاد…

      مسلمانیتان مبارکتان باد…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      راضیه راضیه گفته:
      مدت عضویت: 3758 روز

      سلام دوست عزیز ، چقدر کار خوبی کردید که از موفقیت هاتون نوشتید و بهتون تبریک می گممممم ، چقدر خوشحالم از بودن در این سایت و خوندن نظرات شما دوستان عزیزم که کلی بهم انرژی ، ایمان و باور میده

      موفق و شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    علی جوان گفته:
    مدت عضویت: 4206 روز

    دوستان گلم بالاخره اولین رکورد مالی خود را زدم و درآمدم را 3 برابر کردم

    ?????????????????????????????

    بنده هیچ گاه به شانس اعتقادی نداشتم و به آیات زیر ایمان راسخ داشتم :

    «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ ﴿٣٩﴾ وَأَنَّ سَعْیَهُ سَوْفَ یُرَىٰ ﴿4٠﴾ (سوره نجم)

    ترجمه : و اینکه براى انسان جز حاصل تلاش او نیست.(39)و نتیجه‌ کوشش او به زودى دیده خواهد شد.(40)»

    ایمان داشتم و می دانستم باید سرنوشت خودم را خودم بنویسم چرا که انسان آزاد آفریده شده است و این بزرگترین نشانه برای سیستم جزا و کیفر و بهشت و جهنم است.

    همیشه از همان دوران نوجوانی زندگی ام را خودم تعریف می کردم و از همان نوجوانی شروع به حرکت کردم و زیاد کتاب می خواندم و به آموزش خیلی علاقه مند بودم، کلاس های موفقیت زیاد رفتم و کتاب در این زمینه زیاد خواندم اما هیچکدام آرامش را به من هدیه نمی دادند چون می دانستم بنابر این آیه :

    «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَّعَ إِیمَانِهِمْ ۗ وَلِلَّـهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّـهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ()

    ترجمه : اوست آن کس که در دلهاى مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانى بر ایمان خود بیفزایند. و سپاهیان آسمانها و زمین از آن خداست، و خدا همواره داناى سنجیده‌کار است.»

    نشانه ایمان آرامش درونی است و چون من آرامش مطلوب خودم را احساس نمی کنم این نتیجه را می گرفتم که در موضوع ایمان هنوز نیازمند هستم.

    ولی نمی دانستم که این آرامش را چگونه ایجاد نمایم.

    این بود که به طور خیلی اتفاقی در کلاس ثروت یکی از همین اساتید موفقیت با نام استاد عباس منش آشنا شدم و ابتدا با فایل چگونه درآمد خود را دی یک سال 3 برابر کنیم شروع کردم.

    می توانید گوشه ای از زندگی مرا و چگونگی آشنایی با استاد را در لینک زیر مطالعه بفرمایید:

    https://abasmanesh.com/fa/a-reference-book-of-the-successful-models/comment-page-6/#comment-151817

    در طول 2 سال که از عضویتم در سایت می گذشت فقط فایل ها را دانلود می کردم و مرتبا گوش می دادم و نظرات دوستان را مطالعه می کردم و اولین نظر خودم را برای بررسی “کارتون درون بیرون” با سید میکائیل عباس منش در 18 آبان 1394 نوشتم به شرح زیر آن هم در پاسخ به یکی از دوستان که حس درونی خودم بود:

    «سلام بر همه عاشقان راه موفقیت

    دقیقا همینطوره باورتون نمیشه من هم هر روز ایمیلم را باز می کنم تا ببینم از سایت استاد عباس منش پیامی اومده یا نه.

    این آخرین سایتی بود که در زمینه موفقیت پیدا کردم و پاگیرم کرد. چرا؟ چون هم در چهره استاد و هم در صحبت هاشون اخلاص دیده میشه و به حرف هایی که می زنند اول خودشون عمل می کنند و این همون رازی هست که همه ما را شیفته کرده است.

    آنچه که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.»

    —————————————-

    به همین منوال ادامه دادم تا دومین نظر خودم را برای نابرابری ثروت در جهان – قسمت اول و در 12 اردیبهشت 1395 نوشتم به شرح زیر:

    «سلام بر همه دوستان خوش فکر

    ببینید دوستان گلم برای پولدار شدن یا به عبارت کامل تر برای رسیدن به موفقیت اصلا مهم نیست که چه کسی هستی یا کجای زندگی با چه امکاناتی هستی. موفقیت ما به هیچ کسی و هیچ قانونی و هیچ محیطی و هیچ کشوری و یا پولدار بودن و یا فقیر بودن افراد و میزان آن ها بستگی نداره.

    فقط و فقط به خودمون بستگی داره.

    اگر کسی پله های ترقی را طی نمیکنه چون خودش قدمی به سوی موفقیت بر نمیداره.

    اینکه نمیشه و نمیگذارن و امکانات نیست و از این قبیل حرف ها همه بهانه است.

    شعر حافط هم دقیقا همین را میگه: « میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز »

    دقیقا مثل یک انسان چاق میمونه که رزیم غذاییش اشتباهه و تقصیر را گردن خوشمره بودن غذا و … می اندازه. بعد آرزو میکنه لاغر بشه بدون رژیم غذایی صحیح.

    آره دوستان ماها فقط آرزو می کنیم.

    راستی میدونید فرق بین آرزو و هدف چیه؟ اگر میدونستیم تمام مشکلاتمون حل میشد.

    در حقیقت هدف به آرزویی میگن که برای رسیدن به آن برنامه ریزی میکنیم و به سمتش حرکت میکنیم.

    به قول حافط ما باید با هدفمون یک رابطه عاشق و معشوق داشته باشیم تا بهش برسیم.

    خیلی از ماها فقط آرزو میکنیم و هیچ هدفی در زندگی نداریم.

    یا از اول فقط آرزو داریم یا اینکه هدف داریم ولی بعد که شرایط رسیدن بهش کمی سخت شد آن را رها میکنیم تا تبدیل به آرزو بشه.

    در تمام قرآن اگر بگردید برای رسیدن به خدا و موفقیت هیچ گاه از موانع حرفی به میان نیومده و فقط از طرز فکر انسان (ایمان) و حرکت او (عمل) صحبت به میان اومده.

    به طور مثال سیمای خوشبختی(موفقیت) را در سوره : الرعد آیه : 29 اینگونه بیان میکنه:

    « الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبی لهم و حسن مآب»

    « کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند، شادکام و نیک فرجام هستند.»

    ویا در سوره غافر آیه60 میفرماید:

    « وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ »

    «و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم»

    خیلی جالبه و وقتی می پرسیم چرا داعاهای ما مستجاب نمیشه اهل فن میگن چون عمل شما د راستای تحقق خواسته های شما نیست.

    یعنی باید طرز فکر انسان (ایمان) و حرکت او (عمل) در یک راستا باشد و کاری هم به شرایط ندارد.

    این همه چیزی بود که من از استاد بزرگوارم عباسمنش یاد گرفتم و روز به روز هم در حال تغییر و به طبع پیشرفت هستم.

    ای کاش میشد این خانم های توی فیلم را یه جوری با سایت عباسمنش آشنا میکردیم.

    ای کاش …»

    —————————————-

    و این بود شروع به همکاری من با سایت که در حدود دو سال بعد از عضویتم صورت پذیرفت.

    بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که برای پیشرفت بیشتر باید یکی از محصولات استاد را تهیه نمایم پس همت کرده و با هر سختی بود محصول «عزت نفس» استاد را تهیه کردم که اینجا بود که دنیایی از وجود خودم که برایم ناشناخته مانده بود را کشف کردم در حقیقت خودم را کشف کردم بااین محصول تغییر باورهای من و قدرتمند شدنم سیر صعودی به خود گرفت و عطش عجیبی در وجود من نسبت به تهیه دیگر محصولات استاد جوانه زد .

    تحقق اولین آرزوی خودم را بعد از 20 سال مدیون محصول عزت نفس استاد می دانم که می توانید در لینک زیر آن را مطالعه بفرمایید :

    —————————————-

    در مسابقات سایت برنده نمی شدم و این معیاری بود برای اینکه بدانم که با آموزه های استاد چقدر فاصله دارم.

    بعد تلاش فراوان در تغییر باورها ابتدا در مسابقه عقل کل یک بار برنده شدم که می توانید روند رو به رشدم را از لینک زیر مطالعه نمایید :

    https://abasmanesh.com/fa/a-reference-book-of-the-successful-models/comment-page-4/#comment-153709

    و بعد هم در مسابقه «یک کتاب مرجع از الگوهای موفق، در خانواده “گروه تحقیقاتی عباس منش”» با کرم استاد و دوستان عزیز برنده شدم و خیلی از محصولات استاد، که روزها و ساعت ها در آرزوی آن ها بودم و آن ها را جذب می کردم را تهیه کردم که می توانید روند رو به رشدم را از لینک زیر مطالعه کنید :

    https://abasmanesh.com/fa/a-reference-book-of-the-successful-models/comment-page-3/#comment-153709

    ولی چون عقیده دارم همیشه تو زندگی مثل یه تانک حرکت کنم تا هیچ چیزی نتواند جلوی مرا بگیر نه مثل بعضی ها که عشق سرعت هستند و مثل هواپیما حرکت می کنند و با برخورد با یک پرنده سرنگون می شوند بنابر این با وسوسه ی گوش دادن به صحبت های استاد بدون اجرای تمرین ها مبارزه می کردم.

    در این مدت با خودم و باورهایم خیلی کلنجار رفتم و آخرش به این نتیجه رسیدم که این طوری فایده ای ندارد یا زنگی زنگ یا رومی روم.

    به خودم گفتم تا بر علیه باورهای خودت انقلاب نکنی چیزی تغییر نمی کند.

    زندگی خود را هرس کردم به شکل زیر :

    – عضویت خودم را از تمام سایت های مختلف حذف کردم.

    – عضویت خودم را از تمام رسانه های اجتماعی حذف کردم.

    – موبایلم را خاموش کردم و موبایل معمولی و قدیمی که داشتم را به دست گرفتم.

    – تمام مواردی را که از طریق آن ها امرار معاش می کردم، بستم و فقط به حقوق معلمی بسنده کردم.

    – رادیو و تلویزیون را بر خود حرام کردم و تنها چیزی که گوش های مرا در تمام این مدت نوازش می کرد صدای دلنشین استاد بود.

    – تمام تمرین های استاد را در فایل های رایگان با جان و دل انجام می دادم.

    – با تمام اطرافیانی که همسو و هم فرکانسم نبودند چه در فامیل و چه در دوستان و … ارتباط خود را قطع کردم.

    – چون محور صحبت های استاد احساس خوب و سپاسگزاری بود فقط روی این دو مورد تمرکز کردم.

    – راه را برای دیدن و شنیدن و هر چیزی که مرا به این دو مورد احساس خوب و سپاسگزاری رهنمون می ساخت باز کردم و با تمام وجود از داشتن احساس خوبم سپاسگزار بودم.

    به طور مثال از آهنگ ها فقط این 3 آهنگ زیر را گوش می دادم :

    1- یه روز خوب از پیام صالحی

    2 – خدا همین حوالیه از حامد همایون

    3 – دوست دارم زندگی رو از سیروان خسروی

    و از کتاب ها فقط کتاب های صوتی سایت استاد عباس منش …

    وقتی با محصول قانون آفرینش آشنا شدم یه جورایی از پاسخ های خودم در عقل کل شرمنده شدم چون بر اساس تجربیات خودم بود نه بر اساس قانون و به خودم قول دادم که تا بر قانون مسلط نشدم در عقل کل پاسخ ندهم و این کار را هم کردم و فقط به خواندن پاسخ دوستان بسنده کردم.

    —————————————-

    چون شاخ و برگ زندگیم را کاملا زده بودم خیلی بهتر و آسان تر می توانستم بر دارایی ها و قابلیت ها و پارامترهای خودم برای موفقیت تمرکز کنم.

    پس به جای وام و کمک دیگران به آنچه که خود داشتم تمرکز کردم و توانستم علاوه بر حقوق معلمی مبلغ 700 هزار تومان به درآمدم اضافه کنم که می توانید داستان آن را از لینک زیر مطالعه کنید :

    (دوستانی که می گویند کارمند هستند و راهی نیست که درآمدشان افزایش پیدا کند چون حقوقشان ثابت است، حتما مطالعه کنند)

    https://abasmanesh.com/fa/a-reference-book-of-the-successful-models/comment-page-5/#comment-160747

    بعد تمرکز خود را گذاشتم روی شاگردان خصوصی در منزل.

    قبلا هر دانش آموزی می آمد با هر سطح علمی او را می پذیرفتم ولی از این به بعد برای خودم تعیین کردم که به چه نوع دانش آموزانی تدریس کنم و برای خودم در طول هفته سقف مالی تعیین کردم و گفتم که باید به این درآمد در طول هفته برسم.

    از زمانی که استاد فایل «ما خالقِ شرایطِ خود هستیم» را ارائه دادند یک انفجاری در درآمدم رخ داد :

    1 – به طور ناگهانی مدیرمان تصمیم گرفت حقوقم را زیاد کند.

    2 – چند دانش آموز به سرویسم اضافه شد.

    3 – علاوه بر شرایطی که گذاشتم برای کلاس های خصوصی که گمان می رفت تعداد آن ها کم شود ولی با توصیه های دیگر همکاران به دانش آموزان دیگر به طور چشم گیری زیاد شدند که الآن دیگه وقت ندارم و زمان یک ماهه به آن ها می دهم.

    ولی فعلا در حال صاف کردن بدهی هایمان هستیم إن شاءالله خبر تمام شدن آن ها را هم به شما خواهم داد؟

    —————————————-

    یک امتحان!!!

    محصول جدید استاد یعنی «دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها» که آمد وقتی استاد تاکید کردند مورد نیاز همه است خیلی دوست داشتم آن را تهیه نمایم ولی مبلغی که در دستم بود کم بود دوباره به امکاناتی که داشتم نگاه کردم دیدم مسابقه عقل کل می تواند این کسری را جبران نماید ولی 2 روز بیشتر فرصت ندارم به تخفیفی که در نظر گرفته شده بود.

    بنابر این علی رقم میل باطنی در مسابقه عقل کل شرکت کردم ولی سعی کردم جواب های خوبی بدهم. خیلی سخت بود 185 پاسخ در 2 روز آن هم جواب هایی باشد که با وسواس و قوانین بدهی.

    بالاخره از کرم استاد جایزه 300 هزار تومانی را بردم ولی همین که آمدم اقدام کنم برای خرید، یکی از بستگان گفت که برای تولد دخترش قول داده بود برایش گوشواره بخرد ولی مشکلی برایش پیش آمده و نمی تواند به قولش عمل کند و از من مساعدت می خواست.

    به خودم گفتم این هم امتحان الهی بسم الله …

    و اینطور بود که بنده محصول را نتوانستم در موعد مقرر تخفیف تهیه کنم.

    ولی وقتی گوشواره ها را دیدم که بر گوش های خانم کوچولو برق می زدند انگار دنیا را با تمام محصولاتش به من هدیه دادند.

    —————————————-

    بنده فقط با جلسه اول و دوم و سوم قانون آفرینش و دوره هدفگذاری و دوره عزت نفس به این نتایج رسیدم.

    روش من هم این گونه بود که نکته های مهم را یادداشت می کردم و تمام جزوات PDF را هم چاپ می کردم تا آن ها را علاوه بر گوش دادن بارها و بارها بخوانم و …

    ما که رفتیم برای 6 برابر ….

    از استاد عزیز و بهتر از جانم سید حسین عباس منش و تمام عوامل سایت خصوصا خانم فرهادی عزیز و همه دوستان عزیزم در سایت که با حسن برخود و توصیه های خودشان راه را برای بنده روشن نمودند کمال تشکر و قدردانی را دارم و برای همه آرزوی موفقیت و رسیدن به آرزوها را آرزومندم.

    خدایا سپاسگزارم هم از تو و هم از بنده مخلصت «سید حسین عباس مشن»

    هر چی آرزوی خوبه مال تو …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4206 روز

      *نکته خیلی مهم و جالب که خودم بعدا متوجه شدم اینجاست که از لحظه استارت یعنی لحظه ای که بر علیه باورهای خودم انقلاب کردم و تمام و کمال، خودم را به آموزه های استاد سپردم تا رسیدن به این سقف مالی دقیقا 6 الی 7 ماه طول کشید همان چیزی که استاد فرموده بودند.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3764 روز

      آقای جوان برادر ارجمندم سلام ، وقت شما به خیر و شادی

      چند روزی است که مدام نام شما از مقابل خاطرم می گذرد ، با خودم فکر کردم حتما آقای جوان ، عجیب به خدا نزدیک شده است که تا یاد خدا را از ذهن می گذرانم نام ایشان به خاطرم می آید ، جای شما اگر چه در دوره ی جدید استاد سبز است اما برای شما که خوب به سایر محصولات استاد گوش می دهید و عامل به فرامین خداوند هستید و به لطف پروردگار سایر محصولات با ارزش استاد را دارید خود خدا چراغ سبز را همواره به شما نشان می دهد ، چه قدر خوشحالم که موفقیت های پی در پی شما را می بینم ، امروز که در سایت نظر جدید شما را خواندم خدا می داند که برایم بهترین روز دنیا بود

      چه قدر لذت بردم از این همه تعهد شما به انجام عمل صالح ،و به حقیقت خدا بهشت را به اهل تقوا نزدیک می گرداند

      از قول من به هم همسر بزرگوارتان و فرزندان عزیزتان سلام برسانید ،

      و اهل بهشت با همسر و فرزندانشان بر تخت های بهشتی تکیه زنند

      همواره در خدا شاد ، پیروز و سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        عرض ادب دارم خدمت همکار گرامی خانم شب خیز عزیز

        از اینکه شما و جناب صمیمی مرا در دوره جدید استاد یاد کردید بسیار سپاسگزارم نمی دانید چقدر دلگرم شدم.

        خدا شاهد است بنده هم از شنیدن موفقیت دوستان آنچنان به وجد می آیم که گویا خودم به آن موفقیت رسیده ام.

        آن زمان که می گفتید آنقدر از آسمان داره نعمت های خدا بر شما می باره که نمی دانید چه کنید. من هم خیلی دوست داشتم به مقام لیطمئن قلبی برسم و الآن که خودم هم دارم موقیت مشابه را تجربه می کنم در پوست خودم نمی گنجم و آن را برای همه دوستان آرزومندم.

        بهترین ها برای شما …

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4033 روز

      دوست و برادر عزیزم آقای جوان سلام… خیلی خوشحالم که خبر سه برابر شدن درآمد شما را شنیدم. خیلی خوشحال شدم اما تعجب نکردم… موفقیت از آن شماست. تعجبی ندارد… داستان نتوانستن خرید محصول جدید استاد خیلی جالب بود. تلاش و عظم شما برای بدست آوردن مبلغ محصول واقعا ستودنیست. خسته نباشید… و حکمت بخشش پول شما به دوستتان…. قطعا خداوند بی نهایت دست برای یاری به بندگانش دارد شاید محصول جدید استاد این دست برای شما نبوده ولی خبر خوب اینکه بی نهایت دست وجود دارد. آقای جوان من خودم تصمیم به خرید محصول نداشتم به طرز معجزه آسایی خواب دیدم که محصول را بخرم و خریدم و هم اکنون چنان مطالب مطرح شده در آن بر من اثر گذاشته که واقعا وقت برای انجام کارهایم کم می آورم. من از طریق محصول هدایت میشوم و شما از بی نهایت طرق دیگر. مهم این است که خدا هست و هدایتگری میکند… برایتان آرزوی موفقیت و خبر های خوب دارم….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        جناب صمیمی عزیز سلام و سپاس

        چقدر خوب و زیبا می توانید احساس آرامش را به دیگران انتقال دهید و امید را در دل ها زنده کنید و این نشان از سیر زیبای شما به سمت کمال و جمال است. مبارکتان باشد.

        همین طور است که فرمودید راه های بی شماری وجود دارد تا انسان ها بتوانند به مقصودشان برسند و این هم نشان از برکت و وفور الهی است که شما برادر عزیزم آن را با جان و دل درک کرده اید.

        از قرابت با شما دوستان الهی که در قرب الهی مسکن دارید بسیار مسرور و مفتخرم.

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      امیر علوی گفته:
      مدت عضویت: 3901 روز

      سلام به آقای جوان دوست عزیز و همیشه مثبت هم خونواده ی خودم

      خدا می دونه من خیلی دوست داشتم که شما رو در دوره ی دستیابی به آرزوها ببینم.

      همون ابتدا هم در بخش نظرات هم نام شما دوست عزیزم رو آوردم. ولی مطمئن هستم که خیریتی درش بوده.

      و “الخیر فی ما وقع”

      و الان هم خیلی خیلی خوشحالم که خبر خیلی خوب موفقیتتون رو دیدم. باور کنین از دیدن موفقیت دوستانم خیلی خیلی خوشحال و پرشور می شم. مخصوصا اگه این دوست آقای جوان عزیزمون باشه…

      آرزو می کنم همیشه دنیاتون شاد و پر از اتفاقات خوب و نشونه های عالی باشه…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        دوست خوب و مهربانم امیر جان سلام و سپاس فراوان

        خدا می داند بنده هم خیلی دوست داشتم در جمع دوستان باشم ولی به همان اندازه که به خداوند نزدیکیم به نعمت های او هم نزدیکیم فعلا از لحاظ ذهنی دوره را خریداری نمودم و از نظرات شما دوستان گلم بهره مند می شوم.

        وقتی به بالای سرم می نگرم هزاران دست مهربان می بینم که دوستانه، با جان و دل آماده کمک به دیگران هستند و شما هم یکی از این خوبان هستید که در قلب ما جای دارید.

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      فهیمه نوبهار گفته:
      مدت عضویت: 4217 روز

      سلام خدمت آقای جوان عزیز

      خیلی دنبال نظراتتون در دوره دستیابی عملی به رویا ها گشتم تا اینکه کامنت اقای صمیمی رو خوندم و به این قسمت اومدم و بسیار بسیار خدا رو شکر کردم

      از اتفاقات خوبی که براتون افتاده از صمیم قلبم شاد و خوشحال شدم که کلمات قادر نیست شادی منو وصف کنه امیدوارم هر لحظه باران رحمت الهی به روی زندگی شما بباره و همچنان شما و خانواده محترمتون هر لحظه در وجد و سرور الهی باشین امین دعا میکنم با افری که جدیدا استاد گذاشتند بتونید در دوره شرکت کنید .

      هدایت و حمایت الهی همیشه شامل حالتون باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        سرکار خانم فهیمه نوبهار دوست گرامی سلام و سپاس

        از لطف شما بسیار سپاسگزارم.

        به حقیقت تحسین شایسته کسانی است که قلبی آکنده از خلوص نیت دارند به روشنی آفتاب و هدایت شده هستند به سرزمین الهی که شما مصداق بارز آن هستید.گوارای وجود پر مهرتان ..

        هر چی آرزوی خوبه مال تو ..

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 4068 روز

      دوست عزیزم آقای جوان سلام امیدوارم که حال و احساستون عالی باشه

      موفقیت شما رو تبریک میگم. هر موقع جایی کلمه دوست خوب به گوشم میرسه به یاد شما می افتم. به خودم میگم آفرین دوستای فوق العاده ای داری. چون واقعا از شما و دیگر دوستان تاثیر گرفتم، چیز های زیادی تا به حال یاد گرفتم.

      شما معلم عشق هستید و بنده مقرب خدا.

      منتظر خبر های فوق العاده و درآمد های بیشتر از شما هستم.??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 4068 روز

      دوست عزیزم آقای جوان سلام امیدوارم که حال و احساستون عالی باشه

      موفقیت شما رو تبریک میگم. هر موقع جایی کلمه دوست خوب به گوشم میرسه به یاد شما می افتم. به خودم میگم آفرین دوستای فوق العاده ای داری. چون واقعا از شما و دیگر دوستان تاثیر گرفتم، چیز های زیادی تا به حال یاد گرفتم.

      شما معلم عشق و بنده ی مقرب خدا هستید

      منتظر خبر های فوق العاده و درآمد های بیشتر از شما هستم.??

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        خدمت دوست خوب و فعال در عرصه موفقیت و انرژی مثبت خودم سلام

        از لطف شما بسیار سپاسگزارم. در حقیقت از خوبی شماست که خوبیم و از شادی شماست که شادیم.

        عشق و خدا دوستی شما همیشه بنده را به سپاسگزاری وا داشته چرا که بدون تعارف میگم بهترین دوستان جهان اینجا جمعند و شما هم یکی از بهترین ها…

        شاد باشید …

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      fatemeh jahed گفته:
      مدت عضویت: 3101 روز

      احسنت بر شما چ لذت بخش و دلنشین بود مطالبتون … بسیار عاااااااااااااااالی ?

      نمیدانم

      ازخوشحالی چ بگویم آقای جوان عزیز

      دمتووووون گرم ک با تمام قدرت پیش رفتین

      و نتایج های عالی و فوق العاده ای دریافت کردین

      .انشااااااالله ک همیشه غرق خوشحالی ،سلامتی و ثروت باشید موفق ، شاد و ثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهدی حردانی گفته:
      مدت عضویت: 3590 روز

      آقای جوان سلام

      موفقیت شما را به شما تبریک میگم و از خدا برای شما توفیق می خواهم.با عرض معذرت به نظر من شما نباید در اون لحظه کمک می کردید شما باید اول به فکر خودتون و آینده خودتون باشید من فکر میکنم شما باید بیشتر روی عزت نفس خودتون کار کنید. هر کسی خدایی دارد.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        دوست عزیز جناب حردانی سلام

        لطفا نظر بنده را در لینک زیر مطالعه نمایید و دست خدا و عمل به قوانینش را در بخشش سخاوتمندانه مشاهده نمایید :

        https://abasmanesh.com/fa/a-reference-book-of-the-successful-models/comment-page-61/#comment-186379

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        علی جوان گفته:
        مدت عضویت: 4206 روز

        دوست خوبم مهدی حردانی سلام و سپاس

        از صراحت بیان شما خوشحالم و امیدوارم همه دوستان هم به راحتی سوالات خود را بیان نمایند تا شبهه ای باقی نماند.

        در پاسخ شما دوست عزیز باید گفت :

        – درست است هر کسی خدایی دارد ولی همان خدا هم باید از طریق واسطه، جهان را گسترش دهد اگر در مشیت خدا کمک به این فرد بود یعنی با توجه به قوانین الهی آن شخص استحقاق کمک را داشت به او کمک می رسید حال از جانب بنده یا فرد دیگری یا از تلاش خودش چرا که خدا مستقیما اقدام نمی کند.

        – اگر ایثار و از خود گذشتگی به معنای بالابردن دیگران به قیمت از بین بردن خود و کم دیدن خود باشد این یعنی کمبود عزت نفس که اصلا کار درستی نیست بلکه خدا در جای جای قرآن می فرماید از مازاد دارائی هایتان کمک کنید و بنده هم چنین کردم و از خودم نکندم تا به دیگران بدهم و چون برای خودم ارزش قائل بودم چنین کاری را کردم در اوج عزت نفس و اعتماد به نفس.

        – بنده به فراوانی نعمت ایمان کامل دارم و چون می دانم در مدار درستی هستم پس یقین دارم که هر زمان که اراده کنم می توانم هر چیزی را با هر مبلغی از خداوند بخواهم و او هم صد در صد اجابت خواهد کرد.

        – بنده به محصول «دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها» احساس نیاز مبرم نمی کردم و از طرفی هم محصولات بسیار ناب و ارزشمندی از استاد عباس منش دارم که هنوز گوش نداده ام پس به دنبال افزایش اطلاعات خود نیستم بلکه در تلاشم تا با تغییر باورهایم به زندگی خودم عمق ببخشم.

        – بعضی از افراد از روی ضعف می بخشند و هزار خواسته پشت آن از خداوند دارند ولی بنده در قدرت و سلامت کامل و تسلط مالی بخشیدم بدون چشم داشت پس فرکانس ارسالی من به جهان هستی مثبت بوده است و طبق سخن خداوند و قانون جذب مطمئن هستم چند برابر آن به زندگی من برخواهد گشت.

        هر چی آرزوی خوبه مال تو …

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1704 روز

      سلام اقای جوان

      دراون کامنتی که از معجزه ی گوشواره ها گفتید برای شما کامنت گذاشتم که متاسفانه ثبت نشد ،بعد از ان در ۲ کامنت دیگر به ان موضوع اشاره کردید و من بعد از هربار بایاداوری این معجزه و این وامی که شما به خدا دادید و خدا طبق قول خودش دوبرابرش را به شما داده اشک ریختم و چقدر این ایه در ذهنم تکرار شد

      الیس الله بکاف عبده

      برای تمام موفقیتهاتون تبریک میگم وارزوی پیشرفت روز افزون دارم برای شما ودیگر دوستانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    هادی زارع گفته:
    مدت عضویت: 4068 روز

    سلام خدمت دوستان عزیز میخواستم یکی از نتایجی که از فصل5 کتاب “رویاهایی که رویا نیستند” را براتون به اشتراک بزارم. داستان غلبه بر یکی از بزرگترین ترس های زندگی ام.

    من فرد خیلی ترسویی بودم از بچگی. از تاریکی و تنهایی خیلی میترسیدم… البته تقصیری نداشتم از بس داستان های جن و روح برام تعریف کرده بودند این جوری شده بودم…

    وقتی برای اولین بار داستان ترس و ایمان را از زبان استاد عباس منش شنیدم که میگفت “اگه وارد ترس هات با ایمان وارد بشی محو میشوند”، وارد ترس هام میشدم مثل راه رفتن در دل شب در خیابون خلوت یا خراب کردن تمام پل های پشت سرم برای رسیدن به اهدافم و نابود کردن نگرانی ها با ایمان….وقتی فصل 5 کتاب رویاهایی که رویا نیستند را خواندم. انصافا خیلی تحت تاثیرش قرار گرفتم.مو به تنم سیخ شد.

    یک هفته بعد از خواندن این فصل به زادگاه پدرو مادرم(که یک روستا در استان فارس هست)رفتم و تصمیم گرفتم که بعد از نیمه شب به قبرستان بروم.

    درست عصرِ روزِ قبل از رفتنم به قبرستان برای کمک بیشتر به خودم برای عملی کردن این تصمیم فصل5 رو یک بار دیگه خوندم. دوباره مو به تنم سیخ شد..با خوندن برخی از جملات آن انگار خداوند مستقیم با من سخن میگفت. خیلی احساس خوبی به من داد. در حین خواندن آن یک جمله بصورت الهام گونه به من گفته شد “هدفی به ظاهر غیر معقول برای خودت اتنخاب کرده ای پس کارهایی که از نظر مردم غیر معقول هست انجام بده.” این جمله موجب شد که بر سر حرفم بیشتر وایسم و تصمیم رفتن به قبرستان رو عملی کنم.

    همان طور که گفتم من خیلی آدم ترسویی بودم.همیشه از حیاط بزرگ و تاریک خانه پدر بزرگم در شب میترسیدم. دسشویی در آخر حیاط داشت که فاصله 50 متری آن تا خونه رو من همیشه با ترس و وحشت با سرعت می پیمودم. همیشه داخل خونمون همیشه در تاریکی شب منتظر آمدن جن ها بودم.

    ساعت 10 شب با موتور رفتم کنار قبرستان ببینم و وانمود کنم انسان شجاعی هستم. موتورم رو خاموش کردم یک دقیقه وایسادم ترس همه وجودم رو فرا گرفت.قبرستان تاریک بود و فقط یه لامپ با نور زرد وسط آن روشن بود. باد می وزید و درختان بزرگ قبرستان رو تکان میداد. دَرِ زنگ زده ی قبرستان با هر تکون خوردن صدایی میداد که منو بیشتر یاد فیلم ها و داستان های ترسناک میانداخت.( به یاد داستانی که پدر بزرگم و اهالی اون منطقه میگفتن که سالها پیش یک نفر یه جن رو دیوار قبرستون دیده و وحشت کرده و دیوونه شده. یا داستان مردی که نیمه شب سلام یک جن نکرده و جن کاری با مرد کرده که از ترس مرده و کلی داستان های دیگه افتادم)موتور سیکلتم رو روشن کردم و هراسان گاز میدادم و از قبرستان دور شدم و به خونه پدر بزرگم برگشتم. این قدر ترسیده بودم که احساس میکردم جن ها دارن بهم نگاه میکنن و منتظر ظاهر شدن یکی از آنها بودم.

    یکی دوساعت بعد با خودم گفتم که من باید هر جور شده امشب به قبرستان برم. فایل رایگان ترس و ایمان رو هم نگاه کردم که خیلی بهم روحیه داد.نیم شب فرا رسیده بود و وقتش بود که تصمیم را عملی کنم. برای سنجش دوباره ترسم رفتم در همون حیاطی که گفتم. چنان ترسیده بودم که بدنم به لرزه افتاد و توحم زده بودم و اشیاء داخل حیاط رو به شکل وحشتناک میدیدم.دوباره برگشتم به داخل خونه…همه خوابیده بودند…رفتم تو یه اتاق که کسی نبود شروع کردم با خودم حرف زدن. یه حسی میگفت اگه بری قبرستان ایست قلبی میکنی همون جا میمیری از وحشت.یه حسی میگفت مگه خدارو باور نداری مگه همیشه نمیگی تنها فرمانروای جهان خدا هست پس چرا میترسی.یه حسی میگفت اون بیرون پر از سگ وحشی و شغال هست. یه حسی بهم امید میداد میگفت الان وقتشه ایمانت رو نشون بدی.

    یک ساعت با خودم حرف میزدم و آخر با خودم گفتم اگه ایست قلبی کنم و بمیرم بهتر از این هست که خدارو باور نداشته باشم. مرگ با ایمان بهتر از زنده بودن با ترس هست.اگه میخوام به اهدافم برسم باید وارد قبرستان بشم. از جام بلند شدم و لباس گرم پوشیدم. ساعت 1:30 بود. رفتم تو حیاط دیدم که ترسم محو شده. به خودم امیدوار شدم یکی دو دقیقه تو حیاط نشستم.یه حسی میگفت یالا برو دیگه داری چیکار میکنی. از در خونونه اومدم بیرون درو زدم به هم. همین که نگاه به سمت چپم کردم یه سگ دیدم.اصلا ازش نترسیدم(با اینکه قبلا هم از حیوانات مثل سگ و گربه میترسیدم.با دیدن گربه در تاریکی فکر میکردم یک جن هست که به صورت گربه در اومده. )دست برای سگه بلند کردم یه چند لحظه نگام کرد بعد راهشو گرفت و رفت. منم راهمو گرفتم و به سمت قبرستان رفتم.فاصله قبرستان تا خونه پدربزرگم کم تر از 5 دقیقه راه بود. وقتی دیوار های قبرستان رو دیدم کمی ترسیدم ولی انگار یه نیرویی هلم میداد به جلو. تا اینکه وارد قبرستان شدم. صدای سگ ها از باغ ها و زمین های اطراف قبرستون میومد.خیلی صداشون زیاد بود انگار با همدیگه یا با شغال ها داشتن دعوا میکردم. از در قبرستون که وارد شدم با صدای بلند به مرده ها سلام کردم. یه آرامش عجیبی را در وجودم حس کردم. آرامش سر تا پامو فراگرفته بود. ترس برام بی معنی و خنده دار بود.سرشار از احساس شکرگزاری شده بودم. احساس بی نظیری داشتم و خداوند را با صدای بلند شکر میکردم.بابت ایمان قدرتمندی که بهم داده بود. روی قبر پدر بزرگ پدری ام نشستم و براش فاتحه خودم.بعد اهدافم را برای مرده ها با صدای بلند گفتم.اهنگ شادی پخش کردم با مرده ها گوش دادم. مدتی در قبرستون چرخ زدم و بدون هیچ ترسی به خونه برگشتم.آن شب تا صبح از خوشحالی خوابم نبرد..

    امیدوارم که لذت برده باشید. دوستان باور کنید که با ایمان همه ترس ها محو میشوند.

    از هرچی میترسید وارد آن شوید.

    من از همین جا شما رو به چالش قبرستان در نیمه شب دعوت میکنم.خیلی جالب هست و خیلی هم حال میده.

    ?با آرزوی موفقیت و شادی و ثروت و ایمان بیشتر برای عزیزان?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4206 روز

      دوست خوبم هادی زارع سلام و سپاس

      شجاعت شما قابل تحسین و تقدیر است بنده که خیلی لذت بردم.

      ایمان دارم که آن شب فرشته ها با شما بودند و همه برای شما دعا کردند و با آرامشی که به دست آوردید در حقیقت خدا را در درون خود احساس کردید این سعادت نصیب هر کسی نمی شود. مبارک مبارک مبارک.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4033 روز

      دوست عزیز سلام.

      واقعا کاری که شما انجام دادید مصداق عملی و بارز غلبه بر ترس و جایگزینی اون با ایمان بوده. صمیمانه به شما تبریک میگم و امیدوارم در این مسیر پیوسته رو به جلو حرکت کنید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      احمدرضا کریمیان گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام به شما آقای زارع

      بسیار به شما تبریک می گویم که توانستید با ایمان بر ترس هایتان قدم بگذارید وآنها را در هم بشکنید.

      آدم های موفق کارهایی را می کنند که آدم های غیر موفق حاضر نیستند انجام دهند.شما کاری کردید که خیلی ها حاضر نیستند انجام دهند پس نتایجی خواهید گرفت که خیلی ها نمی گیرند.

      با آرزوی موفقیت وشادکامی برای شما دوست عزیز.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      لیلا شب خیز گفته:
      مدت عضویت: 3764 روز

      آقای زارع دوست عزیز سلام

      به شما تبریک می گویم و شجاعت شما را تحسین می کنم ، آفرین بر ایمان قلبی شما و قرآن می فرماید:

      آنان که گفتند پروردگار ما خدای یکتاست و بر این سخن پایدار و ثابت ماندند هیچ غمی از گذشته و هیچ ترسی از آینده نداشته باشند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        هادی زارع گفته:
        مدت عضویت: 4068 روز

        سلام خانم شب خیر ?

        خیلی مشتکرم بابت وقتی که میگذارید و بابت امید و انرژی که به اعضای خانواده میدهید،هم در این صفحه و هم صفحات دیگه شاهد کامنت های روحیه دهنده شما بوده ام.و همچینین در عقل کل مثل بقیه دوستان سنگ تموم گذاشته اید.

        من خیلی انسان خوشبختی هستم که دوستی مثل شما دارم.و عضو این خانواده هستم.

        براتون شادی، ثروت و موفیقت بیشتر آرزومندم???

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3887 روز

    سال ۹۷ و ۹۸

    اینم نتایج‌

    خرید گوشی اس ۹

    راه اندازی کسب کار خودم و خیلی اتفاقات خوب دیگه

    ??من کارم تو عید شروع کردم خیلی می ترسیدم گاهی وقتا از کاری که کرده بودم پشیمون بودم نجوا میومد توی ذهنم می گفت که بر شکست میشی آبروت میره خیلی سخت بود کنترل این نجوا ها

    خیلی ترسیده بودم

    خلاصه پدر و داداشم دنبال مغازه خوب برای اجاره می گشتن ولی من ایمان داشتم که خدا هدایتم میکنه بجای درست بعد ۲ هفته یه مغازه خوب پیدا کردن

    ?استفاده از اینترنت ??

    بعد این سوال اومد توی ذهنم جنس ها از کجا بخریم که دستان خداوند کمک کرد که پسر داییم یه فروشنده خوب معرفی کرد و دباره دستان خداوند کمک کرد به گروهی هدایت شدیم که تمام فروشنده ها ی که مربوط به کارم بود اونجا بودن

    ?حالا مرحله بعدی مشتری?

    خداوند همواره پاسخ میده فقط انسان نباید عجول باشه

    من تا یک ماه اول چندتا مشتری بیشتر نداشتم دستان خداوند و باور های من باعث شد که همکارانم قطعات که لازم دارن از من بخرن باعث شد ایمانم بیشتر بشه

    ولی نجواهای شیطان بعضی موقع ها میومد میگفت برو تبلیغ کن دقیقا بعد از دو روز استاد فایلی در مورد تبلیغات گذاشت و در مورد اون توضیح داد من بعد از چندبار گوش دادن دیگه تبلیغ نکردم شاید فقط ۳ بار تبلیغ زدم توی برنامه دیوار

    دستان خداوند باعث جذب مشتری برای کسب کار من و آدم ها برای من تبلیغ میکردن چون من خیلی روی کیفیت محصولاتم و خدماتم حساس هستم و مشتری های من بازم بیشتر شدن و خیلی اتفاقات خوب دیگه

    ?? یه شرایط بسیار عالی برای من فراهم شده اگر من میخواستم با تبلیغ و زنگ‌ زدن ای شرایط فراهم کنم هزار سال طول می کشید طرف خودش زنگ میزنه میگه میخوام سرویس دستگاه بانک ها به شما بدم از خوشحالی نمیدونستم چکار کنم فقط به خودم گفتم این حاصل ایمان به خدا و باورهای درسته

    ?دباره یک از مشتریانی که تو مغازه ای که قبلا کار میکردیم به شماره داداشم زنگ زد گفت پرینتر من خرابه بیا درستش کنید من این پرینتر درست کردم و این بنده خدا پرینتر سوزنی آورد گفت درستش کنید و منم هیچ وقت این نوع پرینتر تعمیر نکرده بودم با ایمان شروع کردم گاهی نجواهای شیطان میومد ولی به خودم گفتم خدا کمک میکنه وقتی استاد عباسمنش میتونه کاری که بلد نیست به بهترین شکل انجام بده منم میتونم (الگو)

    بعد از ۲ روز به راحتی تونستم بیشتر خطای این نوع دستگاه بفهمم و تعمیر کنم و خیلی اتفاقات خوب دیگه و….

    ?به سایتی هدایت شدم که جنس های با کیفیت تو حوزه کسب کارم با قیمت فوق العاده پایین نسبت به بازار ارائه میده و من همیشه نسبت به همکارانم جنس ها به قیمت خیلی پایین میخرم و این یعنی سود خالص?

    تمرین که خیلی روی من جواب داد نوشتن در مورد فراوانی و احساس لیاقت و توانمندی های خودم و ایمان به هدایت خداوند

    خدا میدونه که معجزه میکنه این تمرین

    سپاس استاد عزیز و خانم شایسته

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    فرزانه علیان گفته:
    مدت عضویت: 2162 روز

    به نام الله مهربان

    سلام

    خدایا شکرت که به این فایل هدایتم کردی

    خدایا شکرت که درس های بیشتری یادگرفتم

    خدایا شکرت که عضو این خانواده صمیمی هستم

    یکی از مهم ترین عواملی که باعث میشه ما به موفقیت برسیم الگوبرداشتن از افراد موفق هست.

    وقتی ما باورهای افراد موفق رو در ذهنمون ایجاد میکنیم

    وقتی نگاهمون مثل نگاه اونها به زندگی باشه

    وقتی مثل اونها حرکت کنیم و قدم برداریم

    وقتی مثل اونها ایمانمون رو عملی کنیم

    وقتی قوانین رو بدونیم و در زندگیمون اجرا کنیم

    به باور و ایمانی میرسیم که ۱۰۰درصد میشه که موفق شد

    وقتی اونها تونستن پس منم میتونم که موفق بشم۱۰۰درصد میتونم چون منم مثل اونها هستم هیچی کمتر ندارم منم دارم روی باورهام کار میکنم و ذهنیتم رو تغییر میدم و مغز ثروتساز میسازم پس چرا نتونم؟خداوند هدایتم میکنه پس می شود…

    افراد موفق هم توی زندگی با مسائل و مشکلات زیادی برخورد کردند..اما ازشون پل ساختن و درس گرفتن و مسائل رو به نقطه ای برای پرش خودشون تبدیل کردن. با نگاهی مثبت به مسائل نگاه کردن تا تونستن حل کنن. در لحظه ی برخورد با مسائل قائدتا احساسشون بد شده اما تمام تلاششون رو کردن که توی اون حال نباشن و بیان بیرون و خودشون رو خوب کنن احساسشون رو تغییر بدن. بنظرم این هم فاکتور مهمی هست برای رسیدن به موفقیت که باید یاد بگیرم و با قدرت بیشتری انجامش بدم..خدایاشکرت

    بقول استاد، موفقیت رویای دور از دسترس نیست! وقتی باور کنی که میشود، برات رقم میخوره..

    خدارو صدهزار مرتبه شکر از زمانی که با این قانون آشنا شدم، ۱۸۰ درجه تغییر کردم و یک فرزانه ی دیگه از من ساخته شده.

    آرامشی که در زندگیم دارم باعث تعجب همه ی آدمای اطرافمه.

    احساس خوبی که در زندگیم دارم اتفاقات خوب زیادی رو برام بوجود آورده..اما باید تلاش کنم که در شرایط به ظاهر سخت هم حالم رو خوب نگهدارم.

    پول و ثروتی که برام جاری میشه بواسطه ی فایلهایی هست که گوش میدم و کار کردن روی باورهای ثروتسازم.

    سلامتی و تندرستی کاملی که دارم بخاطر سپاسگزاری از عالی کار کردن اعضای بدنمه و بی توجهی به بیماری.

    هر روز به زیبایی های فراوون و فوق العاده ای هدایت میشم که بخاطر تحسین کردن و توجه بر اونهاست و البته تمرکز بر فایلهای زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا.

    میتونم ذهنم رو کنترل کنم و افسارش رو بدست بگیرم تا منحرفم نکنه از این مسیر الهی و زیبا.

    در حوزه ی روابط خیلی پیشرفت کردم و رابطم با افراد خانوادم و اطرافیانم کاملا تغییر کرده اما باید خیلی بیشتر روی خودم کارکنم‌.

    خداوند خواسته هام رو یکی یکی برام تیک میزنه و سوپرایزم میکنه و من با تمام وجودم سپاسگزارشم.

    تونستم از خودم یک شخصیت تحسینگر بسازم و هرچیز زیبا و مثبتی رو تحسین کنم و احساس خوب رو به دیگران منتقل کنم و چندبرابرش رو در زندگیم ببینم.

    و هزاران اتفاق خوب دیگه ای که بواسطه ی آشنایی من با قانون و این سایته و البته کار کردن روی خودم

    توی این۳سال انگار فرزانه ی جدید متولد شد انگار خدا منو یبار دیگه از نو ساخت

    و من سعی میکنم برای خودم یادآوری کنم تا فراموش نکنم و هرلحظه سپاسگزار الله یکتا باشم

    خدایا شکرت که مرا انسان آفریدی

    استاد عزیزم سپاسگزارم که دست خدا شدی برام

    عاشق همتونم♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2519 روز

      با سلام خدمت دوست عزیزم فرزانه علیان که امروز به کامنت زیبا و پر محتوای شما در این بخش هدایت شدم .

      در مورد الگو برداری از افراد موفق هست که باعث موفقیت شما در حوزه هایی در زمینه ثروت ساختن و سلامتی و تندرستی و روابط بود که وقتی خواندم فهمیدم که چقدر قشنگ روی خودتون کار کردید و به نتایج خوبی هم رسیدید و از اینکه با کنترل ذهن نسبت به ورودی های حواس تون انجام دادید و با دیدن فایل های زندگی در بهشت و سریال سفر به دور آمریکا و از اینکه از خودتون شخصیت تحسینگری ساختین تحسین تون می کنم و بهتون تبریک میگم..

      و از اینکه روی خود سازی خودتون تمرکز داشتید و نتایج تون رو گفتید و کامنت گذاشتید ممنون و سپاسگذارم براتون نور و عشق رو آرزو میکنم

      ممنون و سپاسگذارم

      🙋‍♀️🙏🙏🙏👏👏👏👏🥀🌲🌳🧚‍♀️🧚‍♀️🧚‍♀️👑👑👑

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        فرزانه علیان گفته:
        مدت عضویت: 2162 روز

        رویای عزیزم سلام

        خداروشکر که به کامنتم هدایت شدی و دست خداوند شدم برات برای انتقال درس های الهی و احساس خوب.

        خوشحالم که تونستم با نتایجم و کامنت هام به شما کمک کنم.

        خداروشکر که عضو سایتی هستم که محیطی کاملا مناسبه و اعضاش میتونن تعاملی مناسب و مثبت باهمدیگه داشته باشن.

        از این کامنتم ۴ ماه میگذره و الان که این ردپارو دوباره خوندم، دیدم چقدر فرق کردم با ۴ ماه پیش! چقدر نتایجم بیشتر شده.

        اون موقع فکرمیکردم در حوزه ی سلامتی و روابط خیلی خوبم اما الان خیلی بهتر از قبل شدم. خداوند به جاهایی هدایتم کرد که سبک غذایی خودم رو عوض کنم و باعث ایجاد سلامتی بیشتر و تناسب اندام بیشتری در من شد.

        خداوند به افرادی هدایتم کرد که هر روز ازشون درس میگیرم و در کنارشون خوشحالم. منو با کسی هم فرکانس کرد که بابت وجودش هر روز از خدای مهربونم سپاسگزارم

        و خیلی چیزهای دیگه خیلی هدایت های دیگه که از اون موقع تا الان فرق کرده و میدونم که بیشتر هم میشه. چون اگر ما در این مسیر ثابت قدم باشیم و هر روز عملگراتر باشیم نتایج خودشونو نشون میدن. به میزانی که قوانین رو در زندگیمون استفاده کنیم نتیجه میگیرم.

        ما خالق زندگی خودمون هستیم پس میتونیم بهترین و زیباترین ها رو برای خودمون خلق کنیم.

        رویا جان کامنت های نابت رو میخونم و لذت میبرم.

        خداروشکر برای وجود تک تک شما هم فرکانسی های نازنینم در این سایت الهی

        مرسی که نوشتی و حس خوبت رو بهم منتقل کردی

        در پناه قدرتمند خدا بهترین ها برات رقم بخوره

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    احمد رضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2292 روز

    سلام استاد و خانواده عزیزم

    من از بچگی میپرسیدم چجوریه طرف کلی چادر و ریش داره ولی نون شب نداره ولی طرف کلی بی حجاب و کلی بی ایمانی داره به نظر من ولی همیشه ثروت ک سلامتی داره یه روز داشتم تو چهارباغ میرفتم دوستم گفت د مغازه خالم بیا بریم کتاب فروشی بود تا خواستیم بیایم بیروون گفتم خانم شما کتاب در مورد قانون جذب ندارین گفت چرا این هست اسم کتاب دولت عشق بود خواندم و تا تمام شد تو تلگرام زدم یه کانال اومد بالا واردش شدم عضو شدم چنتا متن و فیلم ها رو دیدم برخورد کردم به یه موزیک که نوشته بود خدای درون استاد عباسمنش گوش دادم انگار با کل ویس ها فرق داشت انگار یه آرامش خاصی توش بود

    گوش میدادم و هر روز گوش میدادم

    تو رابطه پر تنش بودم خیلی عذاب میکشیدم

    یه روز تو اون کانال ویس اومد که نظر عباسمنش در مورد رابطه ها

    گوش دادم گفت بچه ها ما باید یاد بگیریم روی خودمون کار کنیم باید نظر مون بزاریم روی نکات مثبت منم شروع کردم به این کار باور نمیکنین هر روز دعوا ها کمتر میشد هر روز آروم تر میشدیم تا جایی که فهمیدم دیگه نمیخاد با من باشه و خودش گفت تموم من تو تموم این مدت تمرکزم روی زیبایی های دنیا و اون فرد بود و هدایت شدم به فرد بهتر و زیبایی های بیشتر الان هم قانون برای رسیدن به خواسته ها همونه مثل قانونی که برای تشکیل یه اتم هست همون قانون برای تشکیل یه کهکشان تو فضا هست پس فقط باید قانون درست تر و بهتر انجام‌ بدیم

    ممنون از استاد و خانم شایسته 💛❤😎

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  9. -
    فائزه م گفته:
    مدت عضویت: 1739 روز

    با سلام ‌‌..بنده هم میخوام از نتایج بگم .هم مروری بشه واسه خودم هم باورهای دوستان تقویت بشه و استفاده کنن ازش

    من ی آدم خیلی افسرده و گوشه گیر بودم .هر شب با گریه میخوابیدم و تنها مشکل و بزرگترین مشکل من این بود ک علاقه زیادی ب ورزش داشتم و خونواده اجازه نمیدادن ادامه بدم .با اینکه استعداد داشتم و خیلی زود پیشرفت میکردم

    خلاصه چون من همیشه حالم بد بود و با حال بد از خدا میخواستم هیچ وقت اوضاع تغییر نمی کرد . تازه بدترم میشد .

    دیگ واقعا بعد چند سال تلاش و قایمکی رفتن و …خسته شدم

    کامل رهاش کردم و فک نمیکردم بهش

    بعد ی مدت نمیدونم چیشد ک دوباره رفتم سراغش. البته اینبار شرایط یکم بهتر شده بود.

    (دقیقا زمانی ک من خواستمو رها کرده بودم)اینجاست ک میگن ب خواستتون نچسبید و از زندگی لذت ببرید

    در همین حین من با بحث های انگیزشی و اینا آشنا شدم و هروز شکرگزاری انجام میدادم و واقعا حالم از درون عالی شد

    دیگ اون آدم افسرده و غمگین نبودم

    البته هنوزم اون مشکل رو داشتم

    هنوزم محدود بودم

    ولی سعی میکردم از زندگیم لذت ببرم

    تا اینک با سایت استاد آشنا شدم و فایل های رایگانشون رو گوش میدادم

    از فایل های رایگان هم خیییلی نتیجه گرفتم

    واسه اولین بار بعد چن سال رفتم مسابقات کشوری

    حال دلم عالی شد

    آرامش داشتم

    شاد بودم

    زندگی خوب بود

    خیلی دوس داشتم از محصولات خریداری کنم

    اما چون شاغل نیستم یکم سخت بود واسم

    یادمه قبل عید ۴۰۱ .استاد ی لایو گذاشتن و گفتن اهداف و خواسته های سال جدید رو تو ی دفتر یادداشت کنید

    یکی از خواسته هام خرید دوره ۱۲ قدم استاد بود

    نوشتمش

    تو همون ۱۰ _۱۲ روز اول خریداریش کردم

    تازه همراه با دوره عزت نفس

    خیلی خوشحال بودم

    تو همون نیمه اول ماه ب چنتا از خواسته هایی ک نوشته بودم رسیدم

    (و بازم اینجاست ک میگن و قسم ب قلم)واقعا قدرت نوشتن هزار برابر بیشتر از لفظِ

    خلاصه دوره ۱۲ قدم و عزت نفس رو استارت زدم

    و تو همون ماه اول یکی از جلساتش این بود ک میگف برید تو دل ترساتون و کاری رو ک خیلی وقته ب تعویق انداختین رو انجام بدین

    منم چون رو خودم کار کرده بودم و همیشه ب خودم می گفتم قدرت برتر خداست .بنده هاشم از خودش قدرت میگیرن. من نباید قدرت رو بدم ب بنده خدا

    هیچکس نمیتونه کوچکترین تاثیری تو زندگی من داشته باشه و ‌….

    دیگه گفتم وقتشه ک تو عمل نشون بدم

    نزدیک مسابقات جام رمضان بود و هنوز ی نفر تو خانواده محدودم میکرد.

    البته من میدونستم ک فرکانس و باور خودم این محدودیت رو ب وجود آورده بود

    خلاصه رفتم تو دل ترسم و بهش گفتم ک مسابقات داریم و ازش خواستم منو ببره

    یکم استرس داشتم ولی قبلش باز اون حرفارو با خودم تکرار کردم و حسم خوب شد و با حس خوب ب طرف گفتم و طرفم اصلا مخالفت نکرد و من مسابقات رو شرکت کردم

    واقعا از همه نظر من نتیجه گرفتم تو زندگیم

    هم از فایل های رایگان

    هم محصولات

    واقعا ارزش فایل های رایگان هم خیلی زیاده

    حتی بیشتر از محصولات

    فک نکنیم چون رایگانه نتیجه نمی گیریم

    الان واقعا از زندگیم راضی ام

    از تک تک لحظاتم لذت میبرم

    شادم

    آرامش دارم

    خوشحالم

    خوشبختم

    فقط اینک دوس دارم شاغل شم

    ک مطمعنم اینم خیلی زود اوکی میشه

    فقط باید رو خودم کار کنم و پاشنه آشیلم رو پیدا کنم

    و همینطور در روابط

    بهترین آدما میان سمتم

    اما نمیدونم چ باور و فرکانسی دارم ک بعد ی ماه

    اون رابطه قط‌میشه

    همه رو هم خودم قط میکنم و ادامه نمیدم

    رو این موضوع هم باید کار کنم

    خلاصه اگر ما بریم تو دل ترسمون و یه قدم برداریم

    ب خدا قسم درها ب رومون باز میشه و قدم بعدی بهمون گفته میشه

    ب همین راحتی

    فقط کافیه با ایمان و توکل بریم جلو

    منتظر باشید خیلی زود میام و از نتایج جدیدم میگم بهتون

    خدانگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  10. -
    پروانه پرستویی گفته:
    مدت عضویت: 3594 روز

    سلام دوستای گلم از خدا برا همتون موفقیت بیشترو میخوام من تازه با این سایت آشنا شدم ولی توی یکماه بسته دوره افرینش وعشق ومودتش رو خریدم اولش با دانلود چند فایل رایگان شروع واقعا استاد عباس منش به همه سوالایی که از بچگی تو ذهنم درمورد قرآن وخدا ومذهب بود جواب دادن و الان دارم خودم تو قرآن تحقیق میکنم وترجمه های با تعصب رو کنار گذاشتم وچون عربیم تقریبا بد نیست با تحقیق وموشکافی در قرآن به نتایج خوبی دارم میرسم من از خدا خواسته بودم هدایتم کنه واون اینکارو کرد اون فوقا العاده زیبای زندگی منه باورکنید دوستان من دنبال حقایق که میگردم قبل ا. درخواست از خدا به نتیجه نمیرسم همین که ولعم برای خواستن زیاد میشه خیلی راحت جلوی راهم راه حل میاد خیلی راحتتر از اونیکه فکرشو بکنم ومن افسردگی داشتم ولی طی یکماه حالم فوقالعاده عالی شده من قبلا خوابم زیاد بود ولی الآن دلم میخواد تا جایی که میتونم بیدار باشم پوستمم سه سال درگیر یه مشکل خاص بود هیچ کس وهیچ چیز به درمانم جواب نمیداد ولی الآن فوقالعاده داره روند بهبودش رو طی میکنه ومطمنم روز به روز دارم بهتر میشم از استاد عزیزم آقای عباسمنش خیلی سپاسگزارم که خدا با کلام شیرینش منو هدایت کرد وبه لطف خدا تو این راه دارم پیش میرم هدفهای بزرگی برا خودم تعیین کردم وامید زیادی به خدای خودم دارم که منو تو رسیدن به همشون یاری میکنه مطمئنم که براستی به قول خودش اون برای ما کافیه وکفی بالله وکیلا

    بخدا بچه ها دیگه منتظرنیستم وقتی کار خوبی برا کسی انجام میدم کسی برام دعاکنه چون میدونم با نیت خیرم دعای خودم از بی همتایی که از رگ گردن به ما نزدیکتره. بسه و من قبلا تو حرم امام رضا یا امامزاده ها میرفتم دوست داشتم فقط بخاطر خوب بودنشون بهشون سلام ودرود بفرستم وحاجت رو ترجیح میدادم از خدا بخوام یا اگه دارم بهشون حاجتمو میگم بهشون بگم برامن از خدا بخواین ولی الآن زیارتشونو فقط وفقط برای سلام فرستادن به انسانهای بزرگوار میخوام چون میدونم طبق قانون جذب درود وسلام من بر بنده های خوب خدا برای من خوبی بیشتری رو جذب میکنه من از غیبت نمیتونستم با هیچ باور مذهبیی دست بکشم ولی الآن که فهمیدم چقدر برام بدیها رو جذب میکرده از غیبت وهر چی غیبته فراریم تو بعضی موارد حسادت داشتم ولی حالا رو خودم دارم کار میکنم که برا بقیه موفقیت بیشترو بخوام وتحسینشون کنم خدایا شکرت که منو تو مسیر مستقیم هدایت قراردادی

    بچه ها کتاب استر هیکس موجود درسایت وکتاب از خدا بخواه به تو میدهد که بازم از استر هیکسه حتما کنار فایلهای استاد بخونید فوق العاده مؤثره.

    براهمتون آرزوی موفقیت روز افزون میکنم

    برا استاد عزیزمم آقای عباسمنش آرزوی شادی، ثروت وموفقیت بیشتر وبیشتر میکنم الهی پولا برکت بشه به جونتون وعمرتون خدا خیرتون بده که تعصب رو از ذهن ها دور میکنید به نظر من همین امر به معروف مؤثر ونهی از منکره که قرآن کارو بهش دعوت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای: