«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4029 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فائزه مختاری گفته:
    مدت عضویت: 3777 روز

    سلام پر انرژی به همه ی دوستان عزیز و استاد گرامی:

    می خوام داستان زندگیمو قبل از اینکه با استاد آشنا بشم توسط نامزد عزیزم رو بهتون خلاصه بگم:

    من دانشجوی گرافیک هستم زمستون 93 بود که توسط یکی از استادام تو یک شرکت تبلیغاتی درجه یکی که تو شهرمون بود مشغول کار شدم یک ماه که گذشت یکی از همکارا به من پیشنهاد ازدواج دادند ولی من به دلایلی جواب منفی دادم و همکار عزیزم بیخیال نمیشد تا اینکه سال 94 به دلایلی باید از سرکارم بیرون میاومدم ،نمیدونم چیشد که دیگه باهم در ارتباط بودیم بالاخره بعد از چند ماهی من رضایت دادم واسه خواستگاری ؛و اومدن خواستگاری که خانواده ی من به دلایلی مخالفت کردند اون موقع حال دوتامون خوش نبودش یه روز به خدا گفتم که خودت کمکون کن ازش خواسام که راهیو نشونمون بده تا بتونیم به هدفمون برسیم بالاخره روزامون میگذشت که یک روز به لطف خدای مهربون نامزدم یه کیلیپ انگیزشی که از استاد بود بهم نشون داد انگاری یه جرقه ایی بود یه حال عالی بود که تا چند روز من فقط اون کیلیپ رو میدیدم تا اینکه تصمیم گرفتم سایت استاد و رو دیدم و تمام فایلهاشونو دانلود کردم و واقعا یه حس جدیدی رو داشتم به نامزدم که گفتم خیلی خوشش اومد و اونم انگیزه ایی براش شد تا بتونیم این راه جدیدو باهم ادامه بدیم خیلی امیدوار شده بودیم بد از چند ماهی باز اومدن خواستگاری و باز هم جواب منفی از طرف خانواده ی من ولی این دفعه امیدوار بودیم دیگه خیالمون راحت بودش تا اینکه نامزد من تصمیم میگره از کارش بیاد بیرون تا واسه خودش یه کاری داشته باشه حدود یه ماهی گذشت ولی هنوز نتونسته بود کاری رو پیدا کنه تا اینکه تصمیم گرفتیم قانون های آفرینشو خریداری کنیم خیلی دوتامون تلاش کردیم که باورهامون رو تغییر بدهیم و ذهنمون رو رهبری کنیم به لطف خدا اینحور هم شد و باز تصمیم گرفتیم روانشناسی ثروت 1 رو بخریم که واقعا مفید بودش و یه تحولی جدیدی در ذهنمون رخ داد ،به لطف خدا یه کاری رو پیدا کردش و حدود 2 ماه که نشد از اینکار اومدش بیرون همش میگفت حسم بهم میگه نباید تو اینکار باشم و این کار صرفا برای به دست اوردن تجربه برای من بود و منم همیشه حمایتش میکردم و پیشتیبانش بودمو هستم و کمکش میکردم بهش روحیه میدادم که میتونه موفق بشه دوتامون یجورایی به انرژی خیلی نیاز داشته بودیم گاهی وقتها یکیمون دلسرد میشد به این راه میگفتیم که راهمون درسته یا نه و شیطان تو دلمون شک مینداخت چون که هدف اصلی ما ازدواج و شغل پر در امد نامزدم هستش و چون هنوز بهش نرسیدیم این شکها گاهی اوقات به سراغمون می اومدش و این حال باعث میشد ما نشانه های کوچک زندگیمون رو فراموش کنیم خدا روشکر تو این مدت خیلی اتفاقات عالی رخ داده و نشانه های کوچکی اتفاق افتاده ولی گاهی اوقات شیطان بیکار نمیشینه و تلاش میکنه که ناامید کنه مارو ولی به لطف خدا موفق میشیم و هرروز با ایمان تر جلو میرویم و ما خدا رو وکیل خودمون دونستیم و بهش اعتماد کردیم و مطمئنیم که جوابمونو میده حقمونو میده بهمون و خداروشکر نامزدم کار مورد علاقشو پیدا کرده و داره به لطف خدا موفق میشه و همه چی درست میشه یه حسی هم به من و هم به نامزدم میگه که خیلی خیلی زود به هم میرسیم و یه عشق الهی رو ما داریم و خدارو سپاسگزارم که تو این مسیر قرار گرفتیم .

    واسمون با حال خوش دعا کنید ما که خیلی امید و ایمان محکمی داریم .

    موفق و شاد باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  2. -
    Reyhane AR گفته:
    مدت عضویت: 4005 روز

    به نام خدای بزرگ و مهربان.

    سلام استاد عزیز و بزرگوار. سلام دوستای خوبم. واقعا لذت میبرم از خوندن داستان موفقیت شماعزیزان و تجربه های عالی کسب میکنم.

    منم تو این یک سالی که با قوانین یکسان جهان آشنا شدم زندگیم در حالتغییر و ترقی شده. و اتفاقات خوب زیادی برام بوجود اومده. از خداوند بزرگ ممنون وسپاسگزارم به خاطر وجود استاد عزیزمون.

    استاد ازتون ممنون بی نهایت. شمایه مرد بزرگ هستید وقتی هر بار از تجربیاتتون صحبت میکنید من لذت میبرم. با تمام وجودم گوش میکنم و نعجب میکنم از این همه تلاش و پشتکار. درس هایی که از شما آموختم رو تو زندگیم اجرا میکنم. همه حرفاتتون درسته، به دل ادم میشینه چرا که صادقانه و با ایمان صحبت میکنید.

    من جزوه افرادی بودم که همیشه بین دو راهی زندگی میکردم و ترس هایی که در من بود نمیگذاشت که درست تصمیم بگیرم. ولی از وقتی که با شما آشنا شدم خیلی با اعتماد به نفس شدم، خیلی آروم شدم، دیگه حرف های دیگران برام اهمیتی نداره. منی که زندگی بر پای حرف دیگران میگذشت. چی بخرم برای خونم که اطرافیانم خوششون بیاد، چی بپوشم که اطرافیانم راضی باشن، چطور حرف بزنم، یا آیا جایی برم یا نرم که بقیه تایید کنن. به لطف خدای بزرگ و مهربونم و کمک های شما استاد خوبم دیگه حرف دیگرانی اهمیت نداره برام. من تغییراتم رو میبینم چرا که زندگیم روندش تغییر کرده. و دیگه خودم و اهدافم برام مهمه. همسرم،بچه هام، برام مهمن. دارم هر روز رو خودم و باورام کار میکنم. منی که خدا رو فقط نماز به نماز یاد میکردم. الان هر لحظه وجودش رو تو دلم حس میکنم. هر لحظه باهاش حرف میزنم و ازش راهنمایی میخوام و اونم با الهاماتش به دلم منو هدایت میکنه. دیگه اتفاقات هر لحظه زندگیم رو میفهمم که از کدوم فرکانسم به جهان پیش اومده. دیگه درک میکنم که خالق اتفاقات زندگم خودم هستم. قوی تر و با ایمان ترشدم، حالم عالی و بی نظیر. هر چند وقت یکبار مسافرت میرم. دارم پول دار میشم و برای چند سال دیگه نقشه های فوق الاده ای برای خودم و زندگیم دارم. خونمون رو داریم تغییر میدیم. و این اتفاق خیلی خوبیه چرا که ایمان دارم تغییر جا منو بیشتر تغییر خواهد داد و به اهدافم نزدیک تر خواهد کرد.

    من این حال خوب رو مدیون خدای مهربون و استاد خوبم

    هستم و هر روز شکرگزار هستم. خدایا دوستت دارم بی نهااااااااااایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
  3. -
    نگار ارجمند گفته:
    مدت عضویت: 4134 روز

    با عرض سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدرم

    استاد با اینکه مسابقه شما به اتمام رسیده است و بعلت درگیر بودن در آزمون نظام مهندسی فرصت نکردم در مسابقه شرکت کنم، اما دلم میخواهد تجربه ام را برایتان بنویسم تا هم از شما تشکر کنم و هم از خدا. البته تجربه من در زمینه موفقیت مالی نیست ولی خب بسیار شنیدنی است.

    من در یک روستای دور افتاده و در یک خانواده مذهبی بدنیا اومدم. از بچگی قوه تخیل و تجسم بسیار قوی ای داشتم اما تا همین 2 سال پیش که با سایت شما آشنا شدم نمیدونستم که این منم که اتفاقات خوب و بد زندگیم را رقم میزنم. در حالیکه قبلا فکر میکردم حس ششم قوی ای دارم و میتونم آینده رو پیشگویی کنم. بهر حال بگذریم.

    چون برادرم بسیار در درس خوندن کوشا بود و با تمام مشکلاتی که داشتیم تونست مهندسی برق قبول بشه ، من هم برادرمو الگوی خودم قرار دادم و گفتم من هم باید مهندسی برق قبول بشم. من تمام دوران تحصیلم بجز دوره ابتدایی رو در خوابگاههای شبانه روزی نمونه دولتی سپری کردم اما حتا لحظه ای یادم نمیاد که از اون شرایط سخت به درگاه خدا شکایت کرده باشم. همیشه هدفم جلوی چشمم بود و با تمام وجودم تلاش میکردم که قبول بشم. شرایط بسیار سختی داشتم . دوران راهنمایی رو در اتاقهای 30 نفره، دبیرستان رو در اتاقهای 20 نفره و دانشگاه هم در اتاق 6 نفره زندگی کردم. بعلت اینکه روستای ما نه تلفن داشت و نه جاده درست حسابی، ماشین هم خیلی اونجا رفت و آمد نمیکرد و من مجبور بودم از همان کلاس اول راهنمایی هر 2 ماه یکبار و حتا گاهی هر 3 ماه به خانواده ام سر بزنم و این منو خیلی مستقل بار آورد. بعلت نبود تلفن، خانواده من هم نمیتونستند با من در ارتباط باشن و خلاصه اینکه همیشه بی پول بودم و کار من این بود که از این دوستم پول قرض میکردم به اون یکی دوستم قرضشو پس میدادم.

    در تمام دوران تحصیلم تنها هدف و فکر و ذکرم قبولی در کنکور ورشته مهندسی برق بود خودمو تجسم میکردم که قبول شده ام و رتبه 1 کشور شده ام و با من مصاحبه میکنند و کلی ذوق میکردم . وقتی نتایج کنکور اومد و داییم به من مژدگانی داد که قبول شده ام من اصلا ذوق زده نشدم چون من از قبل میدونستم که قبول میشم. حالا درسته رتبه اول کشور نشدم اما رشته مهندسی برق دانشگاه دولتی رو قبول شدم و از خدا بسیار ممنونم.

    در دوران دانشگاه و البته قبل از اون در دبیرستان علاقه خاصی به کتابهای روانشناسی و کلا کار کردن بر روی ذهن داشتم و علاقه من طوری بود که تمام دوستانم وقتی میرفتن بیرون و یه کتاب جدید در همین زمینه توی کتابفروشیا میدیدن میومدن بمن میگفتن که فلان کتابم هست ها برو اونم بخون. و من وقتی کتابا رو میخوندم چنان غرق کتاب میشدم که همه بمن میگفتن ادم فک میکنه تو داری رمان میخونی.

    استاد شما در دوره عشق و مودت گفتین که ما میتونیم رفتار بقیه رو با خودمون کنترل کنیم. میخام بهتون بگم که من هم در دوران دانشگاه دقیقا کارای شما رو میکردم. ولی نمیدونستم که بخاطر افکارمه در حالیکه اون موقع فکر میکردم بخاطر جذابیت ظاهری و زیبایی چهره ام این قدرت رو دارم. قضیه از این قراره که در دوران دانشگاه، هر پسری رو که ازش خوشم میومد روش تمرکز میکردم و بی بروبرگرد اون پسرعاشقم میشد. ولی بخاطر افکار پوچ مذهبی ای که داشتم فکر میکردم هر نوع ارتباطی حتا حرف زدن با جنس مخالف حرامه و نخواستم با هیچ کدوم از اون پسرا دوست بشم وفقط اونا خودشونو به هر دری میزدن که به هر بهونه ای با من حرف بزنن اما من هرگز بهشون روی خوش نشون ندادم. این قضیه در مورد یکی از استادای مجردم هم صادق بود. البته الان که نزدیک 10 سال از اون روزها میگذره من متوجه شدم که بزرگترین اشتباه رو کردم و از قانون بر ضد خودم استفاده کردم. چون اون موقع که روی هر پسری تمرکز میکردم میدونستم که نمیخام نه باهاش دوست بشم و نه باهاش ازدواج کنم و فقط میخاستم یه جورایی با احساساتشون بازی کنم و اونا رو عاشق خودم کنم که بخودم قدرتمو ثابت کنم. (برای خودم واقعا متاسفم)

    دوران دانشگاه رو با بهترین معدل به پایان بردم. در دانشگاه همیشه برای ازدواجم تجسم میکردم و با خودم میگفتم شوهر من باید یه ادم کارشناس ارشد برق باشه خوش تیپ باشه و فوق العاده پولدار و با اخلاق و مهربون. و همیشه منتظر همچین کسی بودم و قلبم هم اطمینان میداد که این فرد حتما یه روزی وارد زندگیم میشه. وقتی دانشگام تموم شد و رفتم تهران تا در کنار برادرم مشغول به کار بشم، با همون فردی که منتظرش بودم آشنا شدم. ایشون دوست صمیمی برادرم بودند. وقتی در همون نگاه اول همدیگه رو ملاقات کردیم قلبم بمن گفت این همون کسیه که منتطرش بودی؛ با اینکه اصلا از میزان تحصیلاتش و ثروتش و خونوادش هیچی نمیدونستم. بعدا که بیشتر اشنا شدم دیدم تمام اون مشخصاتو داره .

    دوست برادرم، محمد در همون هفته اول آشناییمون منو از برادرم خواستگاری کرد. وقتی برادرم قضیه رو گفت بمن گفت ببین نکنه الان خودتو گم کنی و … من تو دلم به برادرم خندیدم و گفتم من منتظر همچین روزی بودم بعد تو الان بمن میگی خودتو گم نکنی!!!

    همون شبی که برادرم قضیه خواستگاری رو بمن گفت من در پوست خودم نمی گنجیدم و مطمان بودم که با همدیگه ازدواج می کنیم و شروع کردم به رویاپردازی و طوری تجسم میکردم که انگار واقعا ما با هم ازدواج کردیم. در همون موقع که داشتم تجسم میکردم ناگهان برادرم عطسه کرد. از زمان بچگیم مامانم و تمام فک و فامیل به این اعتقاد داشتند که وقتی داری در مورد انجام کاری حرف میزنی یا فکر میکنی و کسی در همون لحظه عطسه کنه ینی صبر اومده و اون کار اتفاق نمی افته.

    وقتی برادرم عطسه کرد دقیقا به همون اندازه ای که قبلش مطمان بودم منو محمد با هم ازدواج می کنیم، به همون اندازه مطمان شدم که ما با هم ازدواج نمی کنیم. از همون لحظه شروع کردم به گریه کردن و شکایت کردن به خدا که خدایا تو چرا آرزومو بمن نمیدی.

    بخاطر این اعتقاد مسخره، منم بخودم گفتم پس بزار هی منفی فکر کنم و هی بخودم بگم که منو محمد با هم ازدواج نمی کنیم تا دوباره یکی عطسه کنه و وقتی یکی عطسه کرد برعکسش اتفاق می افته و اونوقت ما با هم ازدواج می کنیم. و شروع کردم به تجسم کردن منفی و روز به روز افسرده تر شدم. این افسردگی بمدت 5 سال ادامه یافت. در این مدت خواستگارهای زیادی برام اومدن اما من از هر کی خوشم میومد یه اتفاقی میفتاد که نمیشد. و انقدر که به عطسه کردن فکر میکردم تمام زندگیم شده بود ترس از اینکه الان یکی عطسه میکنه و …

    در افسردگی کامل سیر میکردم و حتا به فکر خودکشی می افتادم گاهی. تا اینکه پاییز سال 93 به همکارم قول دادم که از این به بعد فقط و فقط مثبت فکر میکنم. یکماه به سختی فکرمو کنترل میکردم و هر وقت میخواستم شکایت کنم همکارم مچمو میگرفت و یاداوری میکرد که باید مثبت فکر کنی. بعد از یکماه همکارم یه فایلی رو بمن داد و گفت بیا این فایلو گوش بده در مورد ثروته ولی بدرد تو هم میخوره. اون فایل، قسمت اول فایل صوتی “چگونه در عرض یکسال درآمد خود را سه برابر کنیم” بود.

    من اون فایلو گوش دادم و نمیدونین چه انرژی ای گرفتم. با اشتیاق تمام اومدم دو تا قسمت بعدی و تمام فایلای رایگان رو هم دانلود کردم و صبح تا شب گوش میدادم. حرفای شما استاد بمن انرژی میداد و هر وقت میخاستم دوباره به افسردگی برگردم شور و حرارت کلام شما مانع میشد.

    من هر روز بارها و بارها فایلا رو گوش میدادم و بعدش دوره گام به گام تا استقلال مالی رو خریدم و همینطور کم کم تمام محصولات شما رو خریدم. وقتی در دوره هدفگذاری شما شرکت کردم در جلسه فکر کنم سوم گفتین که خواسته تان را با جزییات کامل بنویسید. منم شروع کردم به نوشتن در مورد ازدواج رویایی ای که آرزو داشتم. داشتم با خودم فکر میکردم که چی بنویسم ناخودآگاه فکرم رفت سراغ محمد. سریع بخودم گفتم با اون که نمیتونم ازدواج کنم اما ناگهان یه صدایی تو قلبم گفت چرا نشه. استاد نمیدونین وقتی اون صدا رو تو قلبم حس کردم موهای تنم سیخ شد… خدا داشت با من حرف میزد. من باورم نمیشد ناخودآگاه شروع کردم به گریه کردن و بخودم گفتم خدایا ینی میشه؟

    در هر صورت سال 94 هم سپری شد و من بارها و بارها هی بزور تجسم میکردم ولی خیلی زود عقلم مانع میشد و باز بخودم میگفتم نه نمیشه. سال 95 برای خودم هدفگذاری کردم که میخام یه ازدواج موفق داشته باشم اصلا هم مهم نیست که محمد باشه یا کس دیگه ای. اما خصوصیات موردنظرمو داشته باشه.

    اوایل سال 95 دوره عشق و مودت رو ثبت نام کردم و بعد از اون دوره نسبت به قبل خیلی بهتر میتونم تجسم کنم. و پیشرفت من در حدی است که وقتی تجسم میکنم عقلم دیگه مانع نمیشه اما هنوز هم باید فکرمو کنترل کنم چون تا حواسم ازش پرت میشه دوباره برمیگرده سراغ همون افکار مسموم و بیمارگونه دوره افسردگی.

    استاد بعد از تهیه دوره روانشناسی ثروت، بعد از 6 ماه یه شرکت ثبت کردم اما فعلا درآمد خاصی از شرکتم ندارم. تمام کارهای ثبت شرکت و حتا ایده آن خودبخود بمن نشان داده شد.

    ماه گذشته برادرم که دید شرکت ثبت کرده ام بمن گفت بیا برو دوره هایی که محمد برگزار میکنه رو شرکت کن چون در زمینه فعالیت شرکت توعه. من این رو یه نشونه میدونم شاید خدا داره به قولی که بمن داده بود عمل میکنه و داره شرایط رو طوری درست میکنه که منو محمد دوباره با هم ملاقات داشته باشیم البته نمیدونم شاید هم توهم زده ام. 2 هفته آینده قراره برم و اون دوره آموزشی رو شرکت کنم.

    استاد از شما بینهایت تشکر میکنم چون شما زندگیمو از لبه پرتگاه نجات دادین. کلام شما بمن قدرت و انرژی میداد تا این راه رو تا الان ادامه دادم و با توکل بر خدا تا ابد این راه را ادامه خواهم داد. از خدای بزرگم بی نهایت سپاسگزارم که منو با شما آشنا کرد. اما در این 7 سالی که از آشنایی منو محمد میگذره من با تمام وجودم به آیه” فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره” ایمان آوردم . چون تمام اون تجسمهای منفی که نادانسته در قبال دیگران میکردم به سر خودم اومد و من بارها و بارها از خدا طلب بخشش کردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      میلاد صمیمی گفته:
      مدت عضویت: 4033 روز

      سلام خانم ارجمند داستان شما به شدت من رو یاد یکی از اقواممون انداخت. دختر عموم. به طرز عجیبی حس کردم شما شباهت بسیار زیادی به دختر عموی من دارین آخه من خودم جزء کسایی بودم که عاشق دختر عموم شده بودم و اون مثل شما نه میخواست با کسی دوست باشه و نه با کسی ازدواج کنه. همزاد پنداری عجیبی با داستان شما کردم. ولی نظرم اینه که من هم از جنس دختر عموم بودم و هنوز هم کمتر ولی هستم که در مدارش قرار گرفتم و عاشقش شدم گرچه الان اصلا احساس عشقی بهش ندارم و فقط دوست دارم کمکش کنم. ولی الان میفهمم که من خدا رو اون موقع نداشتم و به جای وابسته بودن به خدا وابسته به بهده هاش میشدم. فکر میکنم شما هم مشکل من رو داشتید و معذرت میخوام دارید. به خدا وابسته باشید. هر موقع احساس علاقه شدید مثل وابستگی به کسی داشتید بدونید که ممکنه طرفتون رو یه مدت به دست بیارید ولی بعد حتما از دستش میدید میدونید چرا؟ چون وقتی به کسی وابسته میشید اولش برای هر دو نفر جذابه ولی بعدش چون آزادی شخص گرفته میشه اون هرگز حاضر نمیشه آزادیشو با همیشه در کنار شما بودن تعویض کنه. این رو از استاد یاد گرفتم. شما رو به خدا تو زندگیتون فقط به خدا وابسته بشید اون قدر وابسته که اگه نباشه بمیرید…

      پیروز و موفق باشید ممنون از داشتانی که نوشتید بسیار آموزنده بود برای من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    مائده پرهیزکاری گفته:
    مدت عضویت: 1175 روز

    سلام استاد. عزیزم

    من بعد از کنکورم دیگه هدف خاصی نداشتم با اینکه دانشگاه دولتی قبول شدم اما مدتی بعد. افسردگی گرفتم و سلامتیمم تحت تاثیر قرار گرف. وقتی با استفاده از فایلهای شما احساس گناه از خودم دور کردم و عزت نفسم زیاد شد و الان خیلی خیلی حال روحیم بهتره و سلامتیمو بدست آوردم.

    یه ماهی میشه که کار خودم شروع کردم و امیدوارم بتونم دوره هاتون تهیه کنم و به بقیه رویاهامم برسم. حال امروز من با پارسالم قابل مقایسه نیست. من با دیدن الگو هایی که تو سن کم موفقیت مالی بدست آوردن خیلی امکان پذیرتر دیدم ثروت رو. که یه دختر جوان چطور میتونه از شروع کنه و موفق شه . بخاطر همین باعث شد ایده هامو جدی بگیرم. امیدوارم بیام بازم از نتایج براتون بگم. استاد لطفا همین راه ادامه بدید عاشقتونم.️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  5. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3669 روز

    سلام

    من عاشق این قسمت از سایت هستم

    می خوانم گریه میکنم و لذت می برم

    همیشه احساس خوب= اتفاقات خوب

    خیلی همیشه شاکرم برای اینکه به آرزویم رسیدم که فکر خدارا بخوانم یعنی با تغییر نگاهمان به تواناییهایمان واقف می شویم

    جهان همواره رو به گسترش و پیشرفت وبهتر شدن

    هر چه موفق تر بشویم باز هم می توانیم موفق تر شویم چون همیشه باور ها قدرتمند کننده تر هستندوهمیشه می توانیم باورهای قدرتمند تر هم بسازیم چون برای باورهای قدرتمند کننده تر انتهایی نیست و همیشه بهترش هم هست

    یعنی همیشه ازاین بهتر هم میشه و چون جهان همیشه رو به بهتر شدن است

    این قدر این داستانها زیباست که خیلی جاها گریه میکنم و لذت می برم.

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا عاشقتم

    هر چقدر الگوهای خوب داشته باشیم بهتر میتوانیم باور سازی کنیم

    وقتی الگوهایی را پیدا کنیم که شده است و موفق شده است با همین شرایط پس ما هم این باور را پیدا میکنیم که ما هم میتوانیم ان توانسته است پس من هم می توانم. یعنی ذهنمان را میتوانیم مدیریت کنیم

    یکسره به خودم می گویم جهان هوشمند است همه چیز طبق قانونهای هوشمند عمل می کنند اگر بتوانم که فقط طبق قوانین حرکت کنم پس موفقیت من هم حتمی است و این هم طبق قانون است.

    هیچ چیزی کمتر از دیگری ندارم و این را باور کنم. و خدایی که توانسته است به آن فرد کمک کند و باورسازی خوبی دارد پس من هم می توانم. چون همه ما به به یک اندازه به خدا نزدیک هستیم

    بهترین خودت باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    ریحانه آهنکار گفته:
    مدت عضویت: 4339 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستان هم فرکانسی و عالی خودم!

    خدا قوت میگم به تک تکتون !

    واقعا از خوندن داستان زندگی و پیشرفتتون میتونم بگم بارها و بارها اشک شوق ریختم و برام جالبه که منی که در گذشته نسبت به موفقیت دیگران احساس حسادت و حسرت داشتم الان با خوندن موفقیت شما عزیزان نه تنها اشک شوق میریزم بلکه خدارو شکر می کنم به خاطر اینهمه نشونه قشنگ و اینهمه قوانین زیبایی که در جهان وضع کرده تا بتونیم زندگیمون رو خلق کنیم!

    داستان زندگی من خیلی طولانیه و الان واقعا زمانی برای نوشتنش ندارم.تو این یک هفته خیلی سعی کردم بنویسم اما متاسفانه زمان اجازه نداد اما وقت گذاشتم تا جاییکه می تونستم پیامها و داستانهای زیبای دوستان عزیزم رو خوندم و واقعا بهم انگیزه داد.

    داستانعای زیباتون انقدر بهم انگیزه داد که شاید روزی منم داستان زندگیمو به عنوان یک کتاب بنویسم و اعلام کنم در زندگی من از زمانیکه خدا هدایتم کرد و استاد عباس منش رو سر راهم قرار داد همه چیز عوض شد.

    میتونم بگم الان در آرامش به سر میبرم و تقریبا نیمی از رویاهام رو زندگی می کنم!

    من تمام دوره های استاد رو به جز روانشناسی ثروت دو تهیه کردم و البته اون رو هم تهیه خواهم کرد زمانیکه کار خودم رو راه بندازم

    الان دارم به شدت رو خودم و باورام کار میکنم و به جرات میگم تا به الان هر زمان با قدرت و بدون وقفه پیش رفتم نتیجه باورهامو تو زندگیم دیدم و هی بیشتر به خودم گفتم اینم یه موفقیت دیگه … پس مصمم تر برو جلو!

    الهی هممون با قدرت و ایمانی بدون تزلزل جلو بریم و از الگوهای معرکه ای مثل استاد و … الگو بگیریم و زندگیمون رو بسازیم!

    من از سال 86 با فیلم راز با قانون جذب آشنا شدم و شغل مورد علاقم رو که اون زمان همه می گفتن امکان نداره بتونی واردش بشی با این قانون جذب کردم اما بعد مدتی به خاطر یکسری مشکلات و مسایل خاصی که برام پیش اومد این قانون رو فراموش کردم و به این اعتقاد رسیدم این قانون تو دین و فرهنگ و سنتهای ما جواب نمیده…

    و کلا گذاشتمش کنار!

    تا روزیکه واقعا نمیدونم چطور و یادمه حالم خیلی بد بود با فایل گوگل و جهان هستی تو اینترنت آشنا شدم و حرفای استاد انقدر به دلم نشست که فورا دوره هدفگذاری رو تهیه کردم و یکماه بعد آفرینش رو و بعد زندگیم متحول شد.علت تاثیر فایلهای استاد در زندکی من به خاطر تلفیق قانون جذب و قران بود چون افراد زیادی هستند که در ایران از این قانون حرف میزنن اما کسی نیومده بود بگه قانون جذب هیچ منافاتی با قوانین و قران و سنتها و فرهنگ ما نداره

    من سال 93 با سایت استاد عباس منش آشنا شدم و اوایل مثل الان ایمان و باورام محکم نبود چون انقدر باور مخرب داشتم که نگو اما الان خدارو شکر به لطف خدا و دوره هلای استاد خیلی محکمتر و جسور تر شدم و دوسه تا کار بزرگ از نظر خودم که میترسیدم رو انجام دادم و تا الان موفق بودم.

    واقعا حالم خوبه و هرروز خدارو شکر می کنم به خاطر وجود خودش و قوانینش و وجود الگو و استاد خوبی مثل آقای عباس منش در زندگیم و دوستان عالی ای مثل شما!

    تک تکتون رو دوست دارم و خداروشکر که هستین و از نتایج عالیتون انرژی میگیرم.

    شاد و پایدار و موفق باشید و به قول استاد ثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      زینب سلمان زاده گفته:
      مدت عضویت: 2760 روز

      بنام خدایی که بشدت کافیست

      ریحانه عزیز، دوست ارزشمندم سلام

      قبل از هر چیزی حضورت در این مدار عالی رو که خیلی قبل تر از من اتفاق افتاده رو خییییلی بهت تبریک میگم و نوووووووووش وجودت باشه، این کامنتی که شما نوشتی سال 95 بوده،ز مانی که من تازه یک سال بعدش اصلا وارد این مسیر میشم که اونم هزاران درصد مسئولیتش به خودم برمیگرده

      اونجا که گفتی: منی که در گذشته نسبت به موفقیت دیگران احساس حسادت و حسرت داشتم؛ شبیه خییلی از ماهایی هست من جمله خودم اونم فقط بخاطر باورهای خودمون که صرفا دریافت کننده بودیم، باور کمبود چون همیشه به ما گفتن عجله کن، بدو، اگر الان ازدواج نکنی، اگر الان به فلان نقطه نرسی، اگر الان اگر الان ، دییییگه از دستت میره، انگاری که خداوند یه چند تا دونه نعمت داره فقط که اونم تاس یمندازه هر کی رو عشقش بکشه هیمنطوری الکی چون دوست داشته بهش میده و دیگه به بقیه چیزی نمیرسه یا فوقش ته مونده ها میرسه ولی وقتی به خودمون اومدیم و دیدیم بابا عزیز من تو فقط روی خودت کار کن، تو فقط فکر و ذهنت خودت باشه، خودت رو بخواه (بقول استاد اصلا خودخواهی کلمه بدی نیست اگر بهش فکر کنیم ولی اینقدر اتوماتیک وار فقط پذیرفتیم که دیگه اصلا فکر نمی کنیم) خلاصه ایییینقدر خداوند بهت میده اگر خودش رو باور کنی، رب العالمینی که بهت میگه بابا من آسمانها و زمین رو مسخر تو کردم، تو دنبال یچ هستی آخه؟ خلاصه یک رزق بی حسابی بهمون میده که از بی نهایت بودن و هر روز بیشتر شدن نتونیم بشماریم، اییینقدری که بشیم: لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ

      ریحانه عزیز، دوست ارزشمندم نوووووووش وجودت باشه تمام نعمت ها و ثروت هایی که تا حالا خلق کردی و ادامه ها داره

      منم شما رو خییلی دوست درام دوست ارزشمندم😍

      هر لحظه تون توحیدی تر و ثروتمندتر

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        ریحانه آهنکار گفته:
        مدت عضویت: 4339 روز

        زینب جانم سلام

        امیدوارم که این روزها حسابی خوب باشی و هر روز در مسیر موفقیت پیس بری

        واقعا مقایسه کردن خودمون با دیگران و اینکه احساس کمبود و خسران داشته باشیم ، همش از عدم عزت نفس و باور کمبوده و این بدترین فرکانسه و باعث میشه اون حسادتها و حسرتها کمبود بیشتری رو تو زندگیمون نشونمون بده ،

        قبل تر و بعدتر مهم نیس ، هر کدوممون هر زمان نیاز به ندایت داشتیم خدا هدایتمون کرده ،

        مطمئنم اگر مثل استاد جهاد اکبروار عمل کنیم ما هم همون نتایج رو خواهیم گرفت

        موفق و پایدار باشی دوست خوبم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          زینب سلمان زاده گفته:
          مدت عضویت: 2760 روز

          ریحانه جون بازم سلااااااااااااام😍

          آره همینه که گفتی مقایسه از کمبود میاد، چون داریم به نداشته ها توجه میکنیم و هر چی این توجه رو بیشتر تغذیه کنیم بیشتر زندگی اش میکنیم ولی ما برعکسش رو عمل میکنیم چون آگاهی های نابی رو نوش جون کردیم چون میدونیم به هر چی توجه میکنیم با تکرار و تکرار میشه باور و یه تجربه در زندگی مون، ما خوشحال میشیم برای دیگران برای نعمت ها و ثروتهایی که دراند چون میدونیم ما هم خیییییییلی راحت میتونیم داشته باشیم و حتی خیلی بیشترش

          خدایا شکرت که هر روز داریم توحیدی تر و ثروتمندتر میشیم

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4206 روز

      دوست خوبم ریحانه آهنکار سلام و سپاس

      احساس خیلی زیبایی دارید و بدانید احساس خوب = اتفاقات خوب

      اتفاقات بس زیبا و دلپذیر در انتظارتان است آن ها را به گرمی در آغوش بگیرید.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Beniey گفته:
    مدت عضویت: 3774 روز

    با درود

    بنیامین یوسفی هستم 15 ساله از پاسارگاد. من تا قبل از اینکه با گروه عباس منش آشنا بشم از نظر تحصیلی در وضعیت خوبی بودم اما از نظر روحی و احساسی وضع بدی داشتم در اون زمان با آنتونی رابینز آشنا شدم و یکی از کتاب های آنتونی رابینز را تهیه کردم و شروع به مطالعه کردم در اون زمان یکی از ویدیو های استاد عباس منش که درباره تندخوانی بود را نگاه کردم و استاد توی اون ویدیو بسیار حرف های جالبی زدن و من هم تحت تاثیر قرار گرفتم و از همون روز عضو سایت عباس منش شدم و شروع به استفاده از فایل های رایگان کردم. روزانه چندین بار به فایل های استاد گوش می دادم البته در ماه های اول تغییر چندانی در خودم ندیدم. در ماه های آخر سال 94 من به طور اتفاقی با قانون جذب آشنا شدم و یه سری اطلاعات کم درباره قانون جذب پیدا کردم . من شورع به هدف گذاری کردم و یه سری اهداف کوتاه مدت برای خودم تعیین کردم. با استفاده از کتاب آنتونی رابینز تونستم یک سری اهداف خیلی بزرگ برای خودم تعیین کردم. هر روز میدیدم که دارم به اهداف نزدیک تر میشم.داستان موفقیت من در زندگی از ماه خرداد 95 شروع شد من در اون زمان قسمتی از کتاب تونی رابینز که درباره تغییر باور ها بود را مطالعه کردم و شروع کردم به نوشتن باور هایی که میخواستم داشته باشم. چند وقت بعد من تونستم کتاب راز اثر راندا برن را تهیه و شروع به مطالعه کردم و تونستم به طور کامل قانون جذب را یاد بگیرم و از اون استفاده کنم بعد از یادگیری قانون جذب من با قسمت عقل کل سایت عباس منش آشنا شدم و در عقل کل به سوال های دوستان پاسخ می دادم و زمانی که پاسخ های دیگر دوستان را می خواندم ساز و کار جهان را بیشتر یاد گرفتم و شروع به تغییر تمام باور هام کردم و تونستم سریع باور هامو تغییر بدم و از همه نظر در زندگی پیشرفت کردم و بعد از اون با گوش دادن به فایل های جدید استاد تونستم به طور کامل به یک خودشناسی برسم و راه های موفقیت را پیدا کنم و خدا را شکر الان هم که دارم برای شما این متن را می نویسم بسیار احساس خوبی دارم و احساس میکنم که انسان موفقی هستم. با تشکر از استاد عباس منش و اعضای سایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    لیلا شب خیز گفته:
    مدت عضویت: 3764 روز

    ????????????????????????????????????????

    خداوند مهربانم امروز آمده ام به جای دفتر سپاسگزاریم اینجا برایت نامه بنویسم ,و سپاسگزار الطافت باشم و برایم یاد آوری شود از کجا به کجا رسیده ام

    ????????????????????????????????

    خدایا یادم هست زمانی که فرزندم به شدت بیمار شده بود ، سرفه های شدیدی می زد و من به خاطر نداشتن پول توان خرید داروهایش را نداشتم و درحالی بود که تمام پزشکان رای به بستری شدنش می دادند و معتقد بودند ریه اش آسیب دیده است و من از فقر از شب تا صبح کنار بستر فرزندم گریستم

    و امروزم را ببین که چگونه فرزندم سالم و با بدن قوی و استوار مقابلم راه می رود و می خندد و بازی می کند

    پس خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ????????????????????????????????????????????

    خدایا یادم هست زمانی که به خاطر ناراحتی های روحی پدرم ، هیچ لذتی از دوران کودکی و نوجوانی ام نبردم نه تفریحی و نه شادی و نه مسافرتی و فقط صدای فریاد ها را می شنیدم

    خداوندا امروزم را ببین که پدرم برای یک دقیقه دیدن من لحظه شماری می کند و امروز به سفر های رویایی ام می روم

    پس خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ????????????????????????????????????????

    خدا یادم هست روزی که مهمان به خانه ی ما آمد و هیچ وسیله ای برای پذیرایی از آن ها نداشتیم و به نان شب مان محتاج بودیم و چه قدر آن روزها همه ما را به خاطر بی کفایتی مان تحقیر می کردند

    تازه اگر مذهبی بودند می گفتند هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند

    خداوندا امروزم را ببین که آن قدر برکت و فراوانی به زندگیم نازل کرده ای که از وفور نعمت آن ها را به همسایه ها می بخشم

    پس خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ????????????????????????????????????????????

    خدایا یادم هست زمانی که طلبکاران پاشنه ی در خانه مان را از جا درآورده بودند و حکم جلب شوهرم را گرفته بودند و از ترس مثل بید می لرزیدیم

    خداوندا امروزم را ببین که هیچکدام از آن ها را نمی بینم و به چه راحتی قرض هایم در حال پرداخت است و چگونه مشتریان عالی به سمت کسب و کار شوهرم جذب می شوند

    پس خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ????????????????????????????????????????

    خدایا یادم هست تحقیرها و توهین ها و تمسخرهای اطرافیانم و آنان که می گفتند این که دم از خدا می زند ببینید زندگیش به کجا کشیده شده است

    خداوندا امروزم را ببین که چگونه دوستانم مرا تحسین می کنند و آفرین می گویند و از شنیدن موفقیت هایم اشک شوق می ریزند و در پوست خود نمی گنجند

    پس خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    ????????????????????????????????????????

    خداوندا یادم هست زمانی را که آرزو داشتم و لحظه شماری می کردم تا یکی از فایل های قانون‌آفرینش استاد عباس منش بزرگوارم را داشته باشم و دست یابی به بسته روانشناسی ثروت ایشان ، در خواب هم برایم غیر قابل باور بود

    خداوندا امروزم را ببین که اکثر فایل های ایشان را تهیه کرده ام و مدام به آن ها گوش می دهم

    ????????????????????????????????????

    خدایا امروزم هیچ نسبتی با دیروزم ندارد ،

    امروز تو را می بینم و دیروز بندگانت را می دیدم

    امروز تو عزتم دادی و نامم را بالا بردی

    امروز از هیچ برایم همه چیز را هست کردی

    امروز دستان قدرتمند تو را باور دارم

    امروز شماره حساب بانکی ام فقط به دست توست

    امروز خداوندا تو را با تمام وجودم احساس می کنم

    فقط و فقط باورت کردم و به تو ایمان حقیقی آوردم

    همه چیز در تو ای خداوند مهربانم حل می شود ، اصلا دیگر مشکلی نیست که با تو آسان نشود

    پس باز هم خداوند مهربانم ، ای یکتای بی همتا ، ای همه ی هستی من ، ای تمام وجودم از صمیم قلب و تمام اعضا و جوارح بدنم و تمام سلول سلول بدنم تو را می ستاید و می گوید

    خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
    • -
      علی جوان گفته:
      مدت عضویت: 4206 روز

      خانم شب خیز خواهر گرامی والله خیلی عجیب است زندگی من و شما مثل یک سیبی است که از وسط به دو نیم شده است. می خواستم بنویسم گفتم نکنند بگویند از شما کپ زده ام.

      باورم نمی شود اینقدر شباهت. مریضی فرزند و طلبکار و معافیت بنده و همسرتان و مهمان و سرزنش به خاطر ایمان و …

      من هم اکثر محصولات را به لطف استاد عباس منش که واقعا روزی با حسرت به آن ها نگاه می کردم حالا دارم و در پوست خودم نمی گنجم و شروع به جذب بسته ثروت کرده ام وقتی آن را به دست آوردم می گویم چه وضعیتی داشتم و حالا چه شده.

      خوشحالم که موفقیتی که در آینده می خواهم به دست بیاورد اکنون در شما می بینم و شما یک الگوی خوب و انگیزه ای عالی جهت رشد و موفقیت همه عزیزان خصوصا بنده هستید.

      از صمیم قلب برای شما و همسر و فرزندانتان دعا می کنم.

      هر چی آرزوی خوبه مال تو …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        لیلا شب خیز گفته:
        مدت عضویت: 3764 روز

        آقای جوان برادر ارجمندم بسیاری از مواقع به این می اندیشم که چه شد که خداوند اینگونه ما را به راه راست هدایت کرد و اصلا بین این همه از بندگان چنین استادی را برای ما برگزید البته که زندگی همه ی ما به نوعی شبیه هم است زیرا همین تضادها ما را متوجه خواسته هایمان کرد و از این حیث بسیار از خداوند مهربانم سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      امیر علوی گفته:
      مدت عضویت: 3901 روز

      سلام و درود بر خانم شبخیز عزیز

      بسیار عالی مثل همیشه…

      من از شما نحوه سپاس گزاری درست رو یاد می گیرم و به همین خاطر از شما ممنونم…

      بار خدایا و معبودا، به خاطر قرار داشتن تو یه همچین فضایی که سرشار از آگاهیه از تو سپاس گزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      hayat husaini گفته:
      مدت عضویت: 3827 روز

      سلام

      خانوم شب خیز از یگانی پرستی ک بهش رسیدی خیلی ب من انگیزه شوق داد چقدر ب وضوح بیان کردی.

      ایمان و توحیدپرستی حضرت ابراهیم خلیلالله را برایت آرزو دارم ک برسی انشالا و همینطور دوباره در آینده با ماه در میان بگزاری توفیقات و فضل الاهی همراهت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      عاشق خدا گفته:
      مدت عضویت: 3655 روز

      سلام خدای نازنینم که خانوم شبخیز رو از زیباترین احساسات و ایمان آفریدی

      چیزی برای گفتن ندارم

      تنها اشکهایم به جای زبانم آنچه را در قلبم میگذرد به زیباترین احساس بیان میکند

      خدایااااااااااااااااااا به وسعت رحیمیتت شکرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      فاروق رحمان نژاد گفته:
      مدت عضویت: 3857 روز

      سلام خانم شبخیز

      یه مدتیه درگیر کارام بودم و یادم رفته بود این شکرگذاری ها را و ازاینکه به یادم انداختین بسیار سپاسگذارم و اینکه اعتراف کنم خیلی تحت تاثیر این جمله ها قرار گرفتم.ممنون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      احمدرضا کریمیان گفته:
      مدت عضویت: 4271 روز

      به نام الله رزاق وهاب

      سلامی گرم به شما خانم شب خیز

      مثل همیشه عالی ودرجه یک بود.

      بسیار به شما برای کسب این همه موفقیت وتغییر در زندگیتان تبریک می گویم.

      با خواندن متن شما بسیار به احساس خوبی رسیدم.

      با آرزوی موفقیت وشادکامی در تمام جنبه های زندگی.

      در پناه خداوند باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    محمدرضا روحی گفته:
    مدت عضویت: 1636 روز

    به نام هدایت الله

    سلام خدمت استاد و خانم شایسته و همه دوستان سایت عباس منش

    خدا را شکرت این فایل ایمان من را با هر بار گوش کردن زیاد می‌کند و در راستای هدف خودم به آنچه که تا الان برداشت کردم برسم از آنجایی که در سال 1400 من با استاد از طریق برادرم آشنا شدم اتفاقات ریز و درشت زیادی در زندگی من رخ داده من با برادرم اوایل با اکانت اون شروع کردم به خرید دوره عزت نفس و قانون آفرینش که در محصول اعتماد به نفس با کار کردن روی این فایل ارزشمند زندگی برای من چرخه آن روان‌تر شد کاری که سه سال آرامش و آسایش را از من گرفته بود آن را با کمک تمرینات استاد انجام دادم و اون اعتماد به نفس من را در زندگی بیشتر کرد و کم کم همه کارها را با آمادگی کامل انجام می‌دادم اما محصول قانون آفرینش نگاه زندگی را برای من قشنگ‌تر و عالی‌تر کرد و به زیبایی‌های بیشتری با توجه به آنچه خداوند خلق کرده به من نشان داد تا استفاده کنم اما از یه جایی به بعد با اکانت خودم توانستم ثروت یک را خریداری کنم تمام ترمزهایی که باعث می‌شد من به جلو پیشرفت نکنم آن را شناسایی کردم و ظرف وجودیم را آرام آرام با تکامل زیاد کردم و هنوز هم جای خیلی زیادی دارد که روی خودم و باورهایم کار کنم

    اما محصول ارزشمند 12 قدم که از همون اول با خرید این دوره شیوه زندگی معجزات و نگاه من را نسبت به خداوند و خودشناسی و قرآن خواندن را به من نشان داد خدا می‌داند که از وقتی این محصول رو تهیه کردم به چه نتیجه‌های خوبی رسیدم اول اینکه خالق زندگی خودم هستم و هر اتفاقات خوب و بدی که می‌افتد به خاطر افکار و باورهایم است خدا را شکر می‌کنم در قدم 4 هستم و با عشق تمام تمریناتی که استاد گفتن را مو به مو انجام می‌دهم و این محصول از من یک آدم دیگه درست کرد که خودم هم مبهوت ماندم و از استاد سپاسگزارم تمام زحمت‌هایی که برای این فایل‌ها و محصولات انجام می‌دهند تا آگاهی‌های ما و به خواسته‌هایمان دسترسی پیدا کنیم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  10. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    سلام استاد عزیز

    من سعید هستم و حدود شش ماه است که در سایت بطور فعال در حال فعالیت کردن هستم

    یکی از دوره هایی که من شرکت کردم دوره قانون سلامتی بود

    بخاطر شیوه ناصحیح تغذیه و غذا خوردنم وزن من به 80 کیلو گرم رسیده بود

    اطرف پهلوها و شکمم کلی چربی جمع شده بود و حالت زشتی را به بدنم داده بود

    تمام پیراهن هایم برایم تنگ شده بود و دکمه های آن در حال از هم باز شدن بودند

    شلوار هایم بسته نمی شدند و به زور کمربند آنها را می بستم

    هر جلسه را یک هفته زمان می گذاشتم و دو الی سه بار آنها را گوش می دادم

    خوب اوایل کمی سخت بود برایم و مشکلاتی هم داشت چرا که می خواستم شیوه ناصحیح تغذیه خودم را اصولی کنم

    به هر حال به پشتکار و تعهدی که در ابتدای دوره به خودم دادم اکنون یک بدن ایده عال با وزن ثابت 65 کیلو گرم دارم که هرکس که من را می بیند سبب می شود با دیدن من تعجب کند

    حس و حالم فوق العاده شده است

    دیگر اندامم را از دیگران پنهان نمی کنم

    یک جورایی اعتماد به نفس من هم بالاتر رفته است

    این دوره برای من درس زندگی هم داشت

    تا جاییکه الان هر کاری که می خواهم انجام بدهم و ذهنم مقاومت می کند به خودم یادآور می شوم که ببین سعید تو توانستی به بهترین حال ممکن دوره سلامتی را پشت سر بگذاری و به آن چیزی که علاقه داری برسی

    پس می توانی به این هدف خودت هم برسی

    فقط باید تمرکز کنی و تلاش خودت را بگذاری روی آن

    به همین راحتی

    وقتی توانستی قبلا انجام بدهی اکنون هم می توانی انجام بدهی

    این برای من یک الگوی عالی شده است در زندگی و کسب و کارم و تلاش برای رسیدن به اهدافم

    ممنون از استاد عزیز

    سپاس از خدای فراوانی ها

    اما با شروع این دوره به این دوره هدایت شدم و شروع کردم قدم به قدم و مو به مو تمرین های استاد را انجام دادن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2549 روز

      به نام خداوند توانا و مهربان

      درود بر شما آقا سعید

      دوست عزیز و هم فرکانسی من

      بهتون تبریک میگم به خاطر استمرار و تعهدی که برای استفاده از دوره قانون سلامتی به خرج دادین

      و شکل جدید فیزیکی ، سلامتی و اعتماد به نفس بیشترتون مبارکتون باشه

      خیلی زیبا نوشته بودید و از قانون پس میشود هم خیلی خوب دارید استفاده می کنید

      ممنونم به خاطر دیدگاه ارزشمندتون

      شما رو به خداوند توانا و قدرتمند می سپارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      محمد حسین تجلی گفته:
      مدت عضویت: 2549 روز

      به نام خداوند توانا و مهربان

      درود بر شما آقا سعید

      دوست عزیز و هم فرکانسی من

      بهتون تبریک میگم به خاطر استمرار و تعهدی که برای استفاده از دوره قانون سلامتی به خرج دادین

      و شکل جدید فیزیکی ، سلامتی و اعتماد به نفس بیشترتون مبارکتون باشه

      خیلی زیبا نوشته بودید و از قانون پس میشود هم خیلی خوب دارید استفاده می کنید

      ممنونم به خاطر دیدگاه ارزشمندتون

      در پناه خداوند مهربان و توانا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت