«الگوهای موفق» در خانواده صمیمی عباس منش - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

4029 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 649 روز

    سلام به روی ماهتون استاد جانم

    سلام به خانم شایسته ی عزیز و سلام به دوستای هم فرکانسی خوبم

    استاد خییییلی خیییلی ازتون ممنونم بابت گذاشتن این فایل عالی و این کار زیبا

    نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم

    کامنتهای این فایل به اندازه صدها اموزش در من باورهای درست، احساس خوب، امید و توحید بوجود اورده

    اکثراشبها قبل خواب میام کامنتهای بچه هارو میخونم و وقتی موفقیت های بچه هارو میخونم اشکم درمیاد از شوق و خوشحالی و با این کامنتها من واقعا واقعا موفقیت برام باور پذیر شده با تمام وجودم ارامش دارم نگرانی ندارم که چی میشه چرا این خواسته م براورده نمیشه

    استاد میخوام از گذشته م بگم من یه زمانی که از خدا فاصله گرفته بودم و عامل موفقیت رو در خودم

    یا عوامل بیرون میدیدم خیلی سیلی ها از جهان خوردم خیلی اذیتی کشیدم خیلی غرورم شکست فقر رو با تمام وجود چه فقر مالی چه فقر روحی و احساسی ازهمه لحاظ فقر رو احساس کردم خورد شدن غرورمو استخوانهامو با تمام وجود حس کردم مچاله شدم به هر کس و ناکسی دست نیاز دراز میکردم منی که انقد غرور داشتم از بچگی یادم نمیاد یکبار به پدرم گفته باشم بهم پول بده ،یا درخواست چیزی کنم .حتی وقتی اصرار هم میکردبه اجبار هم از پدرم پول نمیگرفتم همیشه همه منو به غرور میشناختن اما انقد کم کم از خدا فاصله گرفته بودم انقد اوضاعم مخصوصا اون دوسه سال بیماری فراگیر انقد بد شده بود که محتاج هر بی سرو پایی بودم و کم کم عزت نفسم نابود شده بود افسردگی گرفته بودم استرس شدید گرفته بودم حالم خیلی بد بود هم جسمی هم بیشتر روحی و این استرس و افسردگی روی بدنمم تاثیر گذاشته بود تا دوسال تحت نظر روانپزشک بودم روزای می اومد از زور درد و تنهایی از زور بی کسی و فقر و احساس ضعف به تماااام معنا زار میزدم میگفتم خدایا فقط سلامتیمو بهم برگردون .

    بعداز دوسال که درمان کردم با درخواست خودم گفتم دکتر داروهامو قطع کرد رفتم دوباره سرکار خودمو روبه راه تر کردم اما هنوزم اون شکستگیه اون منه خمیده ای که کمرش از شکستگی غرور خم شده بود اون استرسه وجود داشت یه مدت کار کردم اما به دلایلی که به ارامش نمیرسیدم نمیدونستم از زندگی چی میخوام بدلیل دوبه شکی و سر هزار راهی موندن حالم خیلی بد بود اعصابم بهم ریخته بود داشتم بدتر میشدم کم کم دوباره به خودکشی و مردن فکر میکردم زندگیم پوچ و بی معنی بود هدفی نداشتم وقتی بچه م کوچکترین حرکتی میکرد مثل روانی ها میشدم اول اونو دعوا میکردم بعد پشیمون میشدم از خودم متنفر میشدم وخودمو میزدم میزدم میزدم و جیغ میزدم و گریه میکردم میگفتم خدایا خلاصم کن نمیخوام دیگه ادامه بدم به این زندگی

    بعد مدتی توی اینستا با پیجی اشنا شدم که راجب پنج صبح و معجزاتش صحبت میکرد و من یهو تو ذهنم جرقه زد که خواهرم یه کتاب بهم داده بود که پنج صبح توش بود و من فرصت نکرده بودم حتی نگاش کنم

    رفتم پیگیر شدم پیداش کردم دیدم اره اسمش کتاب باشگاه پنج صبحی هاس اون کتاب جرقه خوشبختی من بود نمیدونم قبل اون بود یا بعدش اما دیگه تصمیم گرفتم کارمو کنار بذارم تا بچه م پیشم باشه و خودمم تکلیفم مشخص بشه چی میخوام

    شروع کردم کتابو خوندن و نوشتن. خیلی زیبا بود مصادف شد با ماه رمضان و من بیدار میشدم سحری میخوردم نماز میخوندم و بعدش کتابو میخوندم کارهایی که میگفت انجام میدادم بعد شکر گذاری میکردم کم کم هدایت شدم به 28روز شکر گذاری و قدم به قدم انجام میدادم و چون پنج صبح بیدار میشدم به خیلی کارهای عقب افتاده میرسیدم و ارامشم بیشتر شده بود کمتر استرس داشتم بیشتر از زندگیم راضی بودم بعداینا هدایت شدم به پیج استادی که بعدا فهمیدم هنرجوی شماهم بوده و چون فالوش کردم پیج شما هم برام پیشنهاد شد من هم وارد کانال تلگرامتون شدم خیلی حرف هاتون به دلم نشست اولین فایلهایی که منو منقلب کرد اگه اشتباه نکنم فقط روی خدا حساب باز کن و نامه ی 31حضرت علی بود

    اونجا که گفتین اگه ادما دارن پشتتو خالی میکنن اگه

    تنها شدی اگه داری سختی میکشی (همچین مضمون هایی داشت اون فایل) بدون خدا دوست داره

    اونجا من یبار دیگه قلبم لرزید باتمام وجود گریه م گرفت و شروع کردم با خدا ارتباط گرفتن منظور خدا از اون همه سختی ها رو فهمیدم

    گفتم خدایا من اونهمه سیلی خوردم شکستم مچاله شدم ،نزدیکترین آدما که همیشه کنارم بودن پشتمو خالی کردن، تنهام گذاشتن تا من اینهمه بی کسی بکشم تا به اغوش تو پناه بیارم اون لحظه هایی که زار میزدم تو منو دراغوش گرفته بودی و بمن گفتی بنده ی من بست نیست اینهمه اذیتی وقتش نیس بیای طرف من؟تاکی باید سیلی بخوری تا بفهمی فقط منو داری ؟برگردو برا چیزی که ساخته شدی زندگی کن من اونجا خدا رو با تمام وجود حس کردم و پذیرفتم بندگیشو بکنم

    بعداز اون تصمیم‌گرفتم بخاطر اعتماد بنفسی که ازم خوردو خمیر شده دوره احساس لیاقتو بخرم اونموقع 500یا700بزور جورکردمو خریدمش اما بعد چند روز یهو تلنگر خوردم وقتی طرف بهم پیام داد برو تو کانال اموزش اد شو گفتم استاد که هی میگه برو سایت پس برم تو سایت و وقتی رفتم دیدم بله اون اقا کلاهبرداره و بهش گفتم و خلاصه گفت از این کلاس استفاده کن هروقت پولدار شدی وداشتی برو هزینه کاملشو بخودش بده گفتم نه این حرامه ومن با حرام به جایی نمیرسم که بتونم از خودش بخرم خلاصه کمی ناراحت شدم اما اومدم سایت و گفتم خدایا خیری توشه همینکه تورو پیدا کردم بسمه اومدم سایت و اول کتاب چگونه فکر خدارا‌بخوانیم رو با پول اولیه ای که هدیه خودتون بودو خریدم و بعد با فروش بیمه م دوره دوازده قدم رو خریدم درواقع من تکاملم رو طی کردم و خدا بهترینهارو سرراهم قرار داد

    استاد الان من قدم پنجم از دوازده قدم هستم

    قبلا وقتی ستاره قطبی رو مینوشتم شب اگه درخواستی انجام نشده بود ناراحت میشدم

    یا اگه کاری مینوشتم باید انجام بدم و وقت نمیشد انجامش بدم خیییلی استرسی میشدم به خودم بدو بیراه میگفتم اما حالا در ارامش کامل میگم در عوض امروز کلی بهتر از دیروز بودم عجله هیچ جای کار خدا و قران نیست پس کار شیطانه

    الان اگه دخترم کاری میکنه کمی عصبانی میشم اما کنترلم رو خودم خییییلی بهتر شده خیلی ارتباطم با شوهرم و دخترم خوب شده اوناهم بامن خیلی بهتر شدن

    دخترم قبلا اصلا بامن خوب نبود حتی نمیذاشت بوسش کنم اما الان گاهی میگه مامان دوست دارم

    و هرکاری میگم انجام میده

    الان امید به زندگیم خیییلی خوب شده هر شب با ستاره قطبی باحال خوب میخوابم و با حال خوب و سرحال بیدار میشم صبح تاشب دورتا دورم برگه و دفتره که دارم اموزش ها کامنتها و حتی فایلهای رایگان رو مینویسم و دفتر ها پر کردم

    الان اگه یه ناخواسته برام پیش میاد کنترلمو از دست نمیدم لرزش نمیگیرم حالم بد نمیشه اعصابم بهم نمیریزه ارامش دارم این برا من خییییییلی بزرگه ها بعنی کار خیلی بزرگی کردم کسیکه با کووووچکترین تلنگری از خود بی خود میشد توی مراسم ها تا ماه ها و سالها حالش بد میشد افسرده میشد کسیکه با کوچکترین اشتباهی یا حتی اگه کسی بمن حرف میزد و ناراحتم میکرد اگه یه مشتری قدرمو یا قدر کارمو نمیدونست انققققد خود خوری میکردم که ماه ها گریه ناراحتی بدوبیراه به خودم اما این ارامش یه معجزه س میدونید چرا؟

    چون میگم من از وجود خدام خدا درون منه من لایق خیلی چیزام خودمو لایق میدونم و میگم من باید تکاملمو طی کنم باید رو‌خودم کار کنم که دیگه اینجور افرادی جذب نکنم

    و‌خدارو هزار مرتبه شکر الان احساس لیاقت و عزت نفسم جوری بالا رفته که تک و توک مشتری های قدر نشناسم هم رفتن و همه ادمای بسیار عالی هستن

    صاحب خونه ها و صاحبکارهای من قبلا خیلی ضعیف بودن چون خودم جذبشون میکردم (من هر سال تو‌جابجایی بودم ارزو داشتم دوسال یه جا بمونم) اما حالا با ادمای بسیار حلال و خوش برخوردی در ارتباطم که‌واقعا وجدان دارن و بساز و خوبن

    من قبلا جرات نداشتن نرخ کارمو بالاتر ببرم اما الان با وجود همکار ها و صاحب کارهایی که انقد ازم تعریف میکنن و عوامل درونی خودم انقد احساس لیاقتم بالاتر رفته که هم نرخمو بیشتر کردم هم مشتری هام اکثرا راحت پول میدن

    سخت گیرترین مشتری ها تا میان پیشم ارامش دارن و اصلا سخت نمیگیرن و میگن اولین ارایشگری هستی که ازش راضی بودیم و من اون لحظه متوجه میشم چقد سخت گیر بودن اما خدا برای من ارامش رو بهشون میده اون خدای درونم

    از نظر مالی وضعم داره بهتر میشه و مثل قبل نیستم الان تا حد کمی دارم برا خودم خرج میکنم

    بخودم اهمیت میدم

    کارشوهرم خیلی بهتر شده درامدش خیلی بهتره و روش های پس انداز رو یاد گرفتم که از کمترین درامد حتی دومیلیون هم پس انداز داشته باشم

    الان مشتری های وی ای پی و عروسم بیشتر شده

    هر روز مشتری ها قدرمو بیشتر میدونن و مدام بهم گوشزد میکنن که بعد تو هیچ جا نمیتونیم بریم

    و حتی کساییکه براحتی پول نمیدادن الان راحت هر نرخی بگم قبول میکنن

    الان امیدم خیلی بیشتر شده و مخصوصا با این قدم پنج و این کامنتهای این فایل باور دارم که به زودی به خواسته هام میرسم و موفقیتهای خیلی زیادی خواهم داشت هرچند الان هم موفقم

    دیگه هر روز شکر گذاری میکنم و مبگم خدایا شکرت که ارزوهامو براورده نکردی و زنده موندم تا این روزهای زیبا رو ببینم و باتمام وجود حست کنم

    و این اموزشهارو مدیون خدا و استاد عزیزم هستم هر روز فرکانسم و مدارم بالاتر می‌ره واحساس خوشبختی میکنم

    مرسی ازتون استاد امیدوارم روزی برسه حضوری همه ی اینارو تعریف کنم و بگم این نتیجه ی اموزشهای خالصانه ی شماست استاد

    دوستون دارم

    برای همه دوستان هم ارزوی بهترین هارو دارم در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2532 روز

      سلام پریا جان

      ممنونم بابت کامنتت عالی بود خداروشکر در مداری قرار گرفتی که تونستی روی خودت و باورهات کار کنی و در جرگه هدایت شدگان هستی عزیزم چه باور نابی در مورد خدا ساختی بهت تبریک بابت این مسیر پر پیچ و خم آموزش های استاد با پشتکار و استمرار به ثمر میشینه امیدوارم بهترین ها نصیبت بشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زهرا مزرعه گفته:
      مدت عضویت: 778 روز

      سلام پریا جون امیدوارم همیشه خوب و موفق باشی.

      کامنت زیبات حال منو دگرگون کرد و منو به دورانی برد که تقریبا مثل گذشته شما بود.

      خیلی خوشحالم که در مدار درست قرار گرفتی و ارزو میکنم هر روزت بهتر از دیروزت باشه و شاهد موفقیت هات باشیم و خدا همیشه همراهت بوده و خواهد بود.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        پریا گفته:
        مدت عضویت: 649 روز

        سلام زهرای عزیز ممنون از اینکه کامنتمو خوندین

        و ممنون که پاسخ نوشتین و باعث شدین دوباره کامنتمو بخونم الان که کامنتتونو خوندم اومدم کامنت خودمو نگاه کردم

        و لذت بردم از این قوانین ثابت و ساده ی خداوند

        از وقتی اون کامنتو نوشتم تا الان که دارم این کامنت رو مینویسم هم کلی تغییر کردم

        الان دوباره کسب و کار خودمو دارم و مستقل شدم

        از جاهایی برام‌پول و مشتری میاد که کار هیچکس جز خدا نمیتونه باشه

        درخواست هام خیلی بیشتر پاسخ داده میشه

        نشخوار ذهنی به ندرت تو ذهنم میاد

        ارامشم عالی شده بیماری تاحد زیادی از زندگیم رفته

        ارامش و توکلم به خدا خیلی بیشتره

        مرسی که بیادم اوردی که از کجا رسیدم به اینجا تا سپاسگذاری بیشتری داشته باشم و البته این فایل عالی رو دوباره پیدا کردم تا کامنت هاشو بخونم میدونی کار خداست که هر سری به یه نفر میگه در جواب کامنت من کامنت بذاره که من بازم بیام الگوهای موفق رو ببینم و ایمانم قوی تر بشه و امروز تو فکر بودم که باید الگو‌هارو ببینم دوباره و خدا هم توی نشانه م اوردش هم توی کامنت شما برام الگوهارو اورد و شما دست خدا بودین برام

        براتون بهترین هارو میخوام مرسی از پیام قشنگتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          زهرا مزرعه گفته:
          مدت عضویت: 778 روز

          سلام قشنگم خیلی خوشحال شدم از کامنتتون که برام الگو هس که چقدر پیشرفت کردین.

          امروز که کامنتتون خوندم به زهرای 6 ماه پیش مقایسه میکردم که در ارامشم و کار پاره وقت پیدا کردم و از کاری که برام استرس داشت البته زیاد فعال نبودم بیخیال شدم که خداوند هذایتم کرد که بعد 16سال که دانشگاهم ادامه ندادم بخاطر باورهای محدودی که داشتم و چقدر ناراحت بودم رو دوباره میتونم ثبت نام کنم و ترسی نداشته باشم و معلمی رو دوست داشتم و خدا هدایتم کرد که تدریس رو با دخترم شروع کنم و معلم خصوصیش بشم و هدف اصلیم رو فهمیدم که تاسیس اموزشگاه هس رو با برداشتن قدم های کوچیک شروع کنم و میدونم خداوند حتما دستام میگیره و راهو بهم نشون میده.

          دوست عزیزم امیدوارم در پناه الله موفق باشی و هر روز شاهد بزات اتفاقات خوب باشی.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مهسا هاشمي گفته:
    مدت عضویت: 2596 روز

    سلام به همه دوستان و استاد عزیز

    من دیشب در این قسمت دیدگاه چندتا از عزیزان رو خوندم و احساسم این بود که من هنوز به نتیجه خاصی نرسیدم که بخوام با شما درمیون بذارم اما خوب که فکر کردم دیدم مسایلی که برای من اتفاق افتاده مخصوصا این اخیرا کلی نشانه هایی از طرف خداوند داشته که دوست دارم به شما بگم

    من تو خانواده ای بزرگ شدم که از لحاظ مالی معمولی بود ولی مادرم خیلی خیلی منفی نگر و بدبین هستند اما خوشبختانه و در کمال تعجب من اصلا اینطوری نیستم و حتی مادرم خیلی أوقات به همین خاطر من رو سرزنش کردند که تو خیلی خوشبینی و حواست نیست و….

    دیدگاه مادرم در مورد درس طوری بود که آدم فقط با درس خوندن میتونه به جایی برسه و من هم در دوره دبستان و راهنمایی و چندسال دبیرستان خیلی درس میخوندم و نمرات خیلی خوبی داشتم تا اینکه در سال پیش دانشگاهی که سال سرنوشت ساز بود من به دلایلی کلا درس خوندن رو گذاشتم کنار و توی همون سال فیلم راز رو دیدم و مطالب زیادی در مورد موفقیت می خوندم و به جای درس خوندن برای کنکور تو حال و هوای دیگه ای بودم ، با این حال کنکور دادم و منی که انتظار میرفت حداقل رشته های مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد قبول شم ، کاردانی رشته دبیری ریاضی دانشگاه آزاد مشهد قبول شدم . مادرم خیلی اصرار داشتند که نرم و بشینم درس بخونم برای سال آینده اما من اصلا حال و حوصله ای برای درس خوندن نداشتم. زمانی که کاردانی ام رو گرفتم با اصرار مادرم برای کارشناسی شرکت کردم اما تو این مدت فهمیده بودم که علاقه ای به این رشته ندارم برای همین پیش یک مشاور و روانشناس رفتم تا من رو راهنمایی کنه که درس مورد علاقه ام رو پیدا کنم و توی اون ادامه تحصیل بدم اما ایشون من رو راهنمایی درستی نکرد و من هم دیگه پیگیری نکردم و کارشناسی قبول شدم و دوباره ادامه دادم به کاری که دوسش نداشتم وقتی کارشناسی رو گرفتم جایی مشغول کار شدم بعد از چند سال ازدواج کردم و مادرم همچنان اصرار داشت من ارشد بخونم و بعد دکترا و استاد دانشگاه بشم اما من علاقه ای نداشتم و خودم هم گاهی این فکر اشتباه رو داشتم که من چون درسم رو ادامه ندادم دیگه به جای خاصی و موفقیت چشم گیری نمیرسم در این بین چندین کار عوض کردم و باز هم با رفتن به کلاس های اساتید مختلف سعی کردم بفهمم علاقه و استعداد من در چه کاری هست اما باز هم بینتیجه بود من این اواخر در حال کار در یک شرکت خصوصی بودم با درآمد خیلی کم!

    تا اینکه یه اتفاقی که به ظاهر شر دیده می شد کلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرد.

    من و همسرم دعوای شدیدی داشتیم تا جایی که همسرم گفت که باید جدا شیم ، تا قبل اون موضوع ما خیلی زندگی آرومی داشتیم و خیلی کم ناراحتی و

    دلخوری داشتیم .

    این مشکل حل شد اما باعث شد من یه تکونی بخورم و برم دنبال آگاهی های بیشتر در این مورد

    و یکی از دوستانم چند تا اساتید مختلف به من معرفی کرد من محصولات اون ها تهیه کردم و گوش دادم و محصولات دیگر أونها که در مورد ثروت بود رو هم تهیه کردم تو یکی از أونها اون آقای استاد از جناب عباس منش صحبت کرد و از ایشون تعریف کرد ، بعدا من اومدم سایت ایشون رو پیدا کردم و می خواستم محصولات رو تهیه کنم و دیدم قیمتها نسبتا بالاست و من اون پول رو نداشتم و فکر نمیکردم ایشون فایل های رایگان هم داشته باشند و در سایت هم جست و جویی نکردم و من همیشه توی زندگی از شرایطی که داشتم راضی نبودم و خودم رو لایق شرایط بهتر و کار بهتری می دونستم اما باور اشتباهم در مورد تحصیل باعث میشد که فکر کنم فقط با درس خوندن میشه تغییرش داد گاهی از ذهنم رد میشد که دوباره برم از صفر شروع کنم تو رشته دیگه ای کنکور بدم و… اما این مسیر خیلی طولانی و دشوار به ذهنم میرسید تا رسیدن به موفقیت در همین حین همسر من آزمونی جهت استخدام در یک اداره دولتی داده بود و قبول شده بود و جزو شرایط اون ها این بود که باید میرفتیم و شهر دیگه ای زندگی میکردیم حداقل برای چند سال .. من خیلی ناراحت بودم و دوست نداشتم خانوادم و کارم رو رها کنم

    تا اینکه یکی از دوستانم کلیپ تئوری سطل از استاد

    عباس منش رو برای من فرستادن اون رو گوش کردم و اتفاقا استاد توی اون فایل میگفتن برای موفقیت و کسب ثروت لازم نیست به شهر دیگه ای بری و با تغییر باورها در هر جایی میتونی موفق بشی اینو برای همسرم گذاشتم که شاید نظرش عوض بشه اما فایده ای نداشت.

    من چندین کتاب که اساتید دیگه معرفی کرده بودن خریده بودم که مطالعه کنم اما به خاطر مشغله زیادم فرصت نکرده بودم یا أونها رو نصفه ول کرده بودم اما واقعا دوست داشتم شرایط زندگیم رو تغییر بدم بالاخره شرایط طوری رقم خورد که من مجبور شدم کارم رو رها کنم و با همسرم به شهر دیگه ای بیام اول خیلی ناراحت بودم و سعی میکردم با بیرون رفتن یا فیلم دیدن سر خودم رو گرم کنم اما بعد با خودم فکر کردم که من می خواستم فایل های استاد رو گوش کنم و کتاب ها رو بخونم و فرصت نداشتم پس الان بهترین فرصت هست و باید استفاده کنم وقتی فایل های رایگان استاد رو دانلود کردم و گوش کردم توی یکی از فایل ها استاد گفتن وقتی شروع کنید و در راه درست قرار بگیرید امکان داره از کار قبلی اخراج بشید، و من دیدم حتما برای من لازم بوده که دیگه سر اون کار با اون حقوق نا چیز نرم تا بتونم کسب و کار مورد علاقه خودم رو راه بندازم و مورد دیگه ای که تو این جابه جایی پیش اومده بود من از خانوادم دور شده بودم و تفکر منفی مادرم رو خیلی کمتر میشنیدم و کم کم داشتم متوجه نشانه ها میشدم هر موقع هر سوالی برام پیش میومد توی فایل بعدی که از استاد میشنیدم به سوالم پاسخ داده میشد.

    من همیشه احساس گناه داشتم از اینکه اعمال مذهبی رو انجام نمیدم و احساس شرم ساری جلوی خداوند داشتم و حتی خواسته هایی که داشتم رو از خدا نمیخواستم و نگاهم این بود که اون جوابی به من نمیده وقتی فایل مصاحبه با من قسمت ۶ دیدگاه استاد رو در مورد خداوند شنیدم واقعا کیف کردم و به دلم نشست کم کم با گوش کردن بقیه فایل ها منم تصمیم گرفتم خودم قرآن رو بخونم و البته هنوز فقط سوره بقره رو خوندم اما خیلی خیلی احساس بهتر و معنوی تری دارم و خیلی خیلی سپاس گذار خداوند هستم به خاطر این حس و این آرامش و این هدایت.

    الان تقریبا دو هفته ای هست که من اصلا تلویزیون روشن نکردم و صبح ها که تنها هستم در حین کارهای خونه فقط فایل های استاد رو گوش میکنم .

    خیلی دوست داشتم بسته روانشناسی ثروت ١ رو بخرم اما پولم کم بود و حس درونیم بهم میگفت بسته عزت نفس رو تهیه کنم چندین بار می خواستم بخرم که باز با خودم میگفتم پولم برای خریدن بسته ثروت کمتر میشه و باز همون لحظه سعی میکردم این فکر رو از خودم دور کنم و به خودم می گفتم پول اون هم میرسه تا اینکه حرف استاد رو توی فایلی که در مورد دوره ١٢قدم بود شنیدم که گفتن توضیحات در مورد هر محصول رو گوش کنید و بعد هر چیزی حستون بهتون گفت انجام بدید و مطمئن تر شدم که باید به حسم اعتماد کنم اما باز هم تصمیمم رو عملی نکردم تا امروز یه فایلی در مورد عملی کردن تصمیم ها از استاد شنیدم و این باز خودش برای من یک نشونه بود .

    امروز حتما بسته رو خریداری میکنم قبلش دوست داشتم بیام و حرف هامو بگم. این روزها حس آرامش و شادی خیلی زیادی دارم خیلی خوشحالم که تنها و توی یک شهر دیگه هستم و به راحتی می تونم روی همه باورهام کار کنم . الان دیگه باورم عوض شده که تنها راه موفقیت درس نیست و هزاران راه برای موفقیت و بدست آوردن ثروت هست. دیروز فایل چگونه در یک سال درآمدمون رو سه برابر کنیم رو گوش کردم و نوشتم و امضا کردم که تا سال آینده حتما کاری رو شروع کنم و به درآمد برسم.

    اگر بخوام صحبت کنم هنوز خیلی حرف دارم که دوست دارم بگم اما شاید از حوصله شما خارج باشه.

    مطمئن هستم همگی با تغییر باورهامون می تونیم به همه آرزوهامون برسیم . ان شا الله

    از شما استاد عزیز هم به خاطر فایل های رایگان واقعا ممنونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
    • -
      کیمیا قاسم پور گفته:
      مدت عضویت: 3295 روز

      سلام عزیزم

      همیشه با خودم میگفتم چرا از اون شغل قبلی اومدم بیرون

      و فکر میکردم اشتباه کردم

      گاهی خودم یا دیگران رو سرزنش میکردم اما با حرف شما فهمیدم به فال نیک بگیریم و بدونیم برای ما خوب هست تا کسب و کار خودمون رو آغاز کنیم

      خداروشکر که نگرش زیبا رو به اشتراک گذاشتی

      در پناه الله یکتا شاد باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    علی دوستی گفته:
    مدت عضویت: 4153 روز

    سلام دوستان و هم فرکانسی های عزیز

    واقعیت خودم خیلی لذت نمی برم از اینکه پای یک پست اینترنتی بخوام پیام بگذارم. مگر اینکه واقعا اون پست بخواد یک مسئله ای از من را حل کنه. در این صورت هم تشکر میکنم و هم سوال می پرسم.

    از اینکه دوره های استاد عباس منش خیلی از مسائل ما را حل کرده و شکی نیست که در ادامه هم حل میکنه بخاطر همین من از ایشان و تیم شان تشکر و قدردانی میکنم.

    واقعیت اینه که من سال ها با مسائل موفقیت و قوانین آن آشنایی داشتم و شاید بیش از صد کتاب تو این زمینه مطالعه کرده بودم ولی صحبت های استاد عباسمنش خیلی به این مطالعات من هم جهت داد و هم عمق و هم وسیعتر کرد.یعنی دوره ها و آموزش های ایشون در سه بعد مختلف قابل بیان و دفاع کردن است و قطعا کسانی که استفاده درست و بجا کرده اند نتایج آن را دیده اند.

    بگذارید از خودم بگویم.

    در حوزه سلامتی معده درد یکی از مشکلات اصلی و اساسی من بود که در دوره های آفرینش با حذف خیلی از مصائبی که خودم با ذهنم ایجاد کرده بودم مسئله معده درد ابتدا کاهش و سپس با مراجعه به یک دکتر فوق تخصص که اتفاقا از دوستان قبلی ما بود و با زمان و هزینه یک دهم بقیه مراجعین مسئله معده درد من برای همیشه حل شد.

    در حوزه روابط نیز بشدت عالی شدم بطوری که تقریبا با هر کسی می توانم وارد رابطه عالی و قشنگ شوم.

    در حوزه سرمایه گذاری چند سرمایه گذاری انجام دادم که خدایا شکر سودهای میلیاردی برای من داشته است.

    تنها موردی که داشتم حوزه شغل و کسب و کار شخصی است که هنوز نمی توانم خود را در آن موفق بدانم.هرچند همین حالا مدیر عامل یکی از شرکت بزرگ هستم و درآمد من هم خیلی خوب است ولی هنوز در این حوزه خیلی جایی کار دارم و امیدوارم روزی از محل کسب وکار من به همه شما خدمت برسد‌.این تنها حوزه ای است که صد در صد در آن موفق نشده و فکر میکنم روزی نه چندان دور به موفقیت آن هم خواهم رسید و انشالله در همین جا برای شما خواهم نوشت.

    در پایان باز هم از استاد عباسمنش و گروه شان تقدیر و تشکر ویژه دارم.

    حق نگهدار همه شما عزیزان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  4. -
    شهرام خسروی گفته:
    مدت عضویت: 3707 روز

    من چند وقت بود که دچار بی پولی شدید شدم و اوضاع مالیم بد شد بسیار بد اخلاق و منفی نگر شده بودم ترس تمام وجودم رو هر روز بیشتر از روز قبل در بر میگرفت مرتب از خودم میپرسیدم که پس این پول کجاس.فک میکردم که باید ی چیزی یا روشی باشه که بشه پول دراورد قبلا دو بار رفتم پیش فال گیر.به هر کس میرسدم ناله میکردم و غر میزدم واز بخت بدم گله میکردم و اوناهم چون تو فرکانس اون موقع من بودن با من همنوا میشدن و من بیشتر نتیجه میگرفتم که همه بدبختن ولی حواسم به پول دارای دروبرم هم بود و میدیدم که هر سال یک خونه توپ میخرن شک کردم و فهمیدم که باید داستانی باشه در این عالم که من هنوز خبر ندارم شروع بهتحقیق کردم شش ماه که با استاد اشنا شدم وفایل های رایگان رو کلا گوش کردم و تقریبا نصف کتابهای صوتی رو هم خریدم و اونا روهم شخم زدم بلاخره دیروز قانون فرکانس را خریدم و تا الان 3 بار گوش دادم.من بغیر از بعد مالی که خیلی خیلی برام مهمه و تعهد دادم به خودم که بیلیارد بشم هنوز به نتیجه دلخواهم نرسیدم ولی الباقی زمینه ها نتایج عالی گرفتم که شامله:

    1-غیبت نمیکنم اصلا

    2-فحش نمیدم

    3-دروغ نمیگم

    4-تهمت نمیزنم

    5-تخریب نمیکنم وبجاش سازنده شدم و خوبی های دوستانم و فامیلم رو میبینم و بهشون میگم

    6-به خداوند رزاق بعنوان پدراسمانیم ایمان باور و توکل 100٪پیدا کردم

    7-بسیار بسیار شکرگذاری میکنم

    8-باور کردم که جهان پر از فراوانیه

    9-شش ماهه حتی یک قرص هم نخوردم هفته پیش ازمایش کامل دادم گفتن همه چیزت عالیه

    10-اتوماتیک با بعضی از دوستان و فامیل قطع ارتباط شده

    11-اصلا و ابدا بحث نمیکنم

    12-غر نمیزنم و اصلا شکایت نمیکنم

    13رفتارم با خانواده ام 180مثبت تر شده

    14-خیر خواه و کمک کننده شدم

    15-تمام زندگیم رو زوم کردم به پول دار شدن شدیدا تو کار تجسم خلاقم

    16-بغیر از برنامه هایورزشی اصلا تلویزیون نمیبینم بعد از کارم رزش میکنم کتاب یخونم و کارهای استاد روگوش میکنم.

    17-روزی دو بار به مدت 25 تا 30 دقیقه مراقبه میکنم

    18-فرشتگان اسمانی رو به اسم میشناسم و باهاشون رفیق شدم مثل:میکاییل .اریل شامیویل رافایل

    19-.به قانون توجه بسیار توجه می کنم و حواسم هست به حالمو فرکانسم( اتومایک شده)

    20-ترس هایم خیلی خیلی کم شده

    21-استاد رو خیلی دوست دارم که راه رو دوباره بمن نشون داد

    دوستتون دارم و براتون خیر و برکت از پدرم جان جانان الله تواتگر و مهربان بخشنده جوهره هوشمند خرد الهی در خواست میکنم

    شهرام خسروی از دبی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      آینا راداکبری گفته:
      مدت عضویت: 3670 روز

      سلام

      عالی بود

      عالی

      خنده در تامین شادی خودکفاست

      موجب خشنودی هــر مبتلاست

      خنده یک ورزش همانند شناست

      چون که بر افسردگی فرمانرواست

      خنده خوشحالی بی چون و چراست

      طالبش هم شاه است و هم گداست

      خنده های عاقلانه کم صداست

      چون بهین سنّت ز رسم انبیاست

      خنده چون آبی گوارا تشنه راست

      نیک نوشی ضدّ امراض و بلاست

      خنده ی آرام از شرم و حیاست

      خنده ی جاهل همیشه پرصداست

      خنده از روی رضا شکر خداست

      بلکه پایان تمـــام غصّه هاست

      خنده داروی امراض شماست

      حرف دشمن همچنان باد هواست

      خنده رویی شیوه ای از اولیاست

      پس جواب خنده رو صد مرحباست

      خنده در هنگامه ی مرگ هم بجاست

      سنّت جـمعی شــهید کـربلاست

      خنده بر لب های من زین ادّعاست

      جان و تن را سوی جنّت رهنماست

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سیدجلال میرضرابی گفته:
      مدت عضویت: 4114 روز

      سلام / ان شاالله بزودی بیلیونر شوید. ولی همین الانم به نظرمن خیلی چیزهایی بدست آورده ایدکه خیلی ها حاضرند میلیون میلیون خرج کنندتا بدست بیاورند.شاد وثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    هادی زارع گفته:
    مدت عضویت: 4068 روز

    داستان زندگی من بخش 6

    ????لطفا بخش های قبلی خوانده شود.

    الان که دارم داستان زندگی ام را مینویسم به یکی از بزرگترین درس های زندگی ام دست پیدا کردم.که چقدر زمان نسبی و فوق العاده هست. ما فقط باید روی باور هامون کار کنیم. من در سال 95 طی همین چند ماه به اندازه تمام زندگی ام پیشرفت کرده ام. پول بیشتر از همیشه وارد زندگی ام شده با وجود اینکه من اصلا کار نمیکنم.

    خدایاشکرت بابت زمان نسبی که در اختیار ما قرار داده ای.

    با محصول” تضاد” به این درک رسیدم که ما در دنیایی دوبعدی زندگی میکنیم که نمی توان بخش منفی را حذف کرد. یاد گرفتم که چیز های منفی برای هل دادن ما به سمت خوبیهاست و این را قبول کردم که مسائل منفی نعمت های زندگی هستند.(واقعا تجربه زندگی ام این موضوع را نشان میداد. اگر من دچار آن زندگی سخت و افسردگی نمیشدم هرگز جایگاهم اینجا نبود.) و چیز خیلی فوق العاده ای که یاد گرفتم این بود که امکان نداره که همه مثل هم فکر کنند و من دیگه تلاش برای راضی کردن دیگران برای پذیرش باور هایم نمیکردم.

    همان طور که نوشتم واقعا محصول عزت نفس از من انسان دیگری ساخت.از همان ابتدای سال فایل های صوتی آماده کرده بودم با صدای خودم و مدام به آنها گوش میدادم و هنوز هم گوش میدم. هر روز، از ابتدا دوماه اول سال کتاب “راهنمای درون” گوش میدادم و بعد از آن تا به الان “قانون جذب ثروت” را بارها و بارها گوش داده ام.کتاب “قانون جذب ثروت” از جری هیکس واقعا کتاب فوق العاده ای هست.باور های منو هر بار قوی و قوی تر میکند. انتخاب خودآگانه افکار راهی است که میشود با آن هر باوری ساخت.گفتن داستان های دلخواهم در زندگی موجب جذب قوی تر من شده و

    احساس عشق و تحسین و شکر گزاری هر روزم را زیبا کرده است.

    خداروشکر آزمون رانندگی قبول شدم در فروردین ماه، بقیه واحد های درسی ام را به راحتی پاس کردم و در کنکور سراسری تجربی 95 شرکت نکردم چون خارج از برنامه هایم بود.

    کتاب “رویاهایی که رویا نیستند” از استاد عباس منش خیلی ساده و قابل فهم قوانین را آموزش میده که ومن این کتاب را طی این مدت خوانده ام و این کتاب رو به شما توصیه میکنم.

    خداروشکر هزینه خرید جلسه1 و2 دوره هدف گزاری در هفته سوم خرداد برام فراهم شد،و تمرینات جلسه اول را انجام میدادم.( که یاد آوری دلیل موفقیت های گذشته بود.) با دیدن فایل رایگان “لگولند – هدف گزاری” در 30 خرداد موجب شد تا دوره ی هدف گزاری را کامل خریداری کنم که موجب تداوم گوش دادن به این دوره شد که اگر استاد اون فایل رایگان رو نمیذاشت فاصله زیادی بین تمارین آن میوفتاد.در جلسات 2و3 توجهم بر روی اهدافم بیشتر شد.علاوه بر اون فایل 3 منو به وضوح کامل درباره اهدافم رساند.تا آخر تیر همه جلسات آن را کار کردم. همگی فوق العاده بودند.انجام تمرینات آن جزو برنامه زندگی ام شده.

    من به سه هدف از پنج هدفی که انتخاب کرده بودم در کمترین زمان رسیدم و خیلی از این موضوع خوشحالم.

    انرژی بیشتری برای رسیدن به اهداف بزرگ ترم دارم.میتونم بگم که رسیدن به انها برام بدیهی شده.

    با تمرکز بیشتر فقط بر روی اولویتی خاص کار میکنم.

    باورم نسبت به دونیروی محرک زیادتر شده و با اهرم رنج و لذت یکی از بزرگترین عادت هایم را دوماه هست که شکسته ام.

    به جای سخت کار کردن و زجر کشیدن، هوشمندانه فعالیت میکنم.و این هوشمندانه کار کردن بیشتر نتیجه داده.

    کارآمد تر و فوق العاده تر شده ام بازدهی فعالیت هایم به مراتب بالاتر رفته.

    با تغییر باور هایم رسیدن به هر هدف خیلی برام آسان شده و اهدافم در حال حرکت به سمتم هستند.

    باورم نسبت به الهامات بیشتر شده و خیلی بیشتر از الهامات تا به حال بهره برده ام و میبرم…

    قبل از دیدن فایل رایگان “الگو برداری” داشتم روی باور هایم کار میکردم ، باورهایی که برای مهم ترین هدفم لازم بود، و هر روز زندگی نامه های افراد موفق را میخواندم. زندگی نامه های دانشمندان بزرگ. با دیدن فایل “الگو برداری” برای چندمین بار از اینکه فایل های رایگان دقیقا با زندگی ام مچ بود متحیر شدم و دیوانه وار روزانه بالای 10ساعت شروع به تفکر و نوشتن زندگی نامه ی خودم کردم.تا به خودم و دیگران کمک کنم. احساس فوق العاده ای دارم و خوشحالم که در مسیر درستی در حرکتم.

    خداروشکر میکنم که عضوی از این خانواده صمیمی هستم.من تقریبا تمام پستی و بلندی های زندگی ام را در این زندگی نامه ام نوشتم و از شما دعوت میکنم که مثل من دقیق بنویسید تا کمک بیشتری به هم کنیم. امیدوارم که به شما دوست عزیزی که وقت گذاشتی و داستان زندگی منو خوندی کمک کرده باشم تا اشتباهات منو تکرار نکنی و باور کنی که شرایط هرچه قدر سخت باشه میتونی ادامه بدی و تغییر کنی.. خداوند همیشه یارو یاور ماست فقط کافی که باور های خودمون رو تغییر بدیم و به الهاماتی که خداوند به ما میکنه عمل کنیم.

    منتظر اتفاقات خوب زندگی من باشید. اتفاقات فوق‌العاده ای در زندگی ام درحال اتفاق افتادن هست… من هم منتظر اتفاقات خوب زندگی شما هستم…

    ????با آرزوی موفقیت برای تک تک عزیزان????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
    • -
      هادی زارع گفته:
      مدت عضویت: 4068 روز

      سلام دوستان

      گفتم چند خط به داستان زندگی ام اضاف کنم خالی از لطف نیست.

      احساس و هماهنگی با روح یعنی سعادت یعنی خوشبختی، یعنی اجازه ورود به هر آنچه که خودآگاه یا ناخودآگاه درخواست کرده اید. من با هماهنگی با روحم بر موانعی عبور کردم که واقعا اگر غیر از این بود از همان اول دست از هدفم برمیداشتم و بدنبالش نمیرفتم. هر بار با احساس خوب به ایده ها و برنامه های بهتر رسیدم… تا الان هم در مسیر هدفم در حرکت هستم،اتفاقاتی برام پیش اومده شگفت انگیر در عین حال ساده و بدیهی با انسان هایی برخورد کردم که منو گام ها به هدفم نزدیک کرده اند….

      اگر وضعیت مالی خوبی ندارید که محصولات استاد رو تهیه کنید اشکال نداره از فایل های رایگان استفاده کنید محشر هستند. کتاب معجزه شکر گزاری از راندا برن و کتاب راهنمای درون از استر هیکس رت بار ها و بارها بخوانید نتایج آن در تمام ابعاد زندگی تان رخنه و همه چیز را دگر گون میکند….

      احساس خوب یعنی چنگ زدن به ریسمان الهی

      خداروشکر که عضو همچین خانواده ای هستم..

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    فاطمه محمودی گفته:
    مدت عضویت: 4322 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و همکارانشان و تمامی دوستان هم فرکانسی

    نحوه آشنایی من با سایت از اسفند سال 92 از طریق یکی از دوستان بود.خیلی بخاطر نمیاورم که دقیقا آن روز چه پیامی را آن دوستم ،که او نیز از طریق یکی دیگر از دوستانش برایش اس ام اس شده بود به من نشان داد.فقط کلیات موضوع قطعا راجب به موفقیت و اینگونه مسایل بوده که باعث توجه من گردید.

    از دوستم خواستم تا پیام را برایم بفرستتد.اس ام اس در گوشی من بود تا اینکه یک روز در فروردین ماه برای جستجو وارد سایت شدم و متوجه شدم که کارگاه هدفگذاری در آخر فروردین ماه قرار است تا برگزار شود.

    با دوستم که آن روز پیام را برایم فرستاده بود تماس گرفتم تا با هم در آن کارگاه شرکت کنیم.اما او خیلی رغبتی نشان نداد.چون احساس کردم به خاطر مبلغ ثبت نام از خودش بی میلی نشان داده ،تصمیم گرفتم کار ثبت نام برای دو نفر را انجام دهم و او را به همراهی و حضور در کنار خودم دعوت کنم.

    ما هر دو به کارگاه آمدیم و از حضور در آن دوره نیز فوق العاده لذت بردیم.و تا چند روز نیز با هم مدام راجب مسائلی که در آن جا آموزش دیده بودیم صحبت میکردیم.

    تا مدتی شرایط خوب بود اما با توجه به این موضوع که من متاسفانه در گذشته از نظر روابط همیشه دچار مشکل بودم و به قولی به روابط خود وابسته میشدم و همونطور که میدونیم براساس قوانین حاکم بر جهان وقتی به چیزی وابسته میشویم ،آن چیز به طور عجیب از ما فاصله میگیرد…من نیز به دلیل وابستگی بیش از حد، آن دوست را از زندگی خود دور کردم.(البته لازم است که بگویم من الان این قوانین را درک کرده ام و در آن زمانها اطلاعی از این قوانین نداشتم)

    من در گذشته همیشه بدترین روابط را تجربه میکردم.طوری که من حتی زندگی مشترکم را نیز از دست دادم و از همسرم جدا شدم.من همیشه در هر رابطه ای که وارد میشدم از نظر احساسی کاملا به طرف مقابل وابسته بودم.یعنی هر زمان که تو رابطه بودم به تنهایی مسافرت نمیرفتم.حتی اگر به اصرار والدین در جمعی حضور داشتم چه مهمانی و چه مسافرت ، تمام تمرکز و حواس من خارج از آن جمع بود.و به هیچ عنوان از بودن در آن مکان لذت نمیبردم به این دلیل که من فقط و فقط لذتها را به هنگام حضور آن فردی که با او در رابطه بودم میدیدم.(الان واقعا به نحوه تفکرات قدیمم خنده ام میگیرد…بهترین روزهای عمر من در گذشته به دلیل داشتن این دیدگاه و بدون لذت از بین رفت)

    من به دلیل باورهایی که درونم وجود داشت همیشه در رابطه دچار شک و ظن بودم که مبادا الان به من خیانت کنه یا الان کجاست و با دوستانش داره چکار میکنه و کلی از این دسته باورهای مشکل دار که به دلیل وضعیت جامعه و صحبت اطرافیان در من شکل گرفته بود و باعث بوجود آمدن مشکلات فراوانی در ذهن و جسم و روح و رابطه هایم میشد.(الان روی تمامی این باورها کار کرده و میکنم چون هنوز هم صد در صد نیستم)

    خوب برمیگردم به ادامه صحبتهایم …من از اون رابطه جدا شدم و کل زندگیم تحت تاثیر قرار گرفت…زیرا قبل از اینکه با اون فرد به مشکل بخورم ،از شغلم استعفا داده بودم و تصمیم داشتیم هر کدام با پس اندازی که داشتیم در بورس سرمایه گذاری کنیم و الی آخر….

    حال اون آدم رفته بود بخاطر ذهن غلط من و وابستگی هایم به او و ذهن بیمارگونه ام که همیشه پر از شک و خیانت بود.سال 93 من کلا زندگی نکردم و تا آخر سال درگیر مشکلات آن رابطه بودم…و همیشه به دلیل وابستگی بیش از حد من در روابط که دیگه واقعا به حد اعتیاد من نسبت به یک فرد ایجاد میشد،اون سال رو از دست دادم.بدون هیچ پیشرفتی و دستیابی به هدفهایی که در ابتدای سال پس از حضور در کارگاه هدف گذاری و با هزار شور و شوق تعیین کرده بودم.

    متاسفانه تا وقتی باورها رو تغییر ندیم باز هم هر رابطه جدیدی رو که اختیار کنیم با همان مشکلات قبل درگیر خواهیم بود..و من در سال 94 و با شروع یک رابطه دیگر…دوباره درگیر همان مسایل(وابستگی یا بهتر بگم اعتیاد به حضور اون آدمها در لحظه به لحظه زندگیم،شک، خیانت،….) که در روابط قبل داشتم شدم…و الان میدانم و فهمیده ام که من در گدشته چقدر اشتباه رفتار میکردم.و دوستان این رفتارها فقط و فقط به خاطر باورهای غلطی بود که در ذهن من از گذشته نهادینه شده بود.

    اواخر سال 94 بود که مثله همیشه به سایت سر زدم و متوجه شدم که استاد عزیز قرار هست یک محصولی با نام عشق و مودت تهیه کنند…با توجه به این که من همیشه در روابطم دچار شکست میشدم و این شکست متاسفانه تمام جوانب زندگی من رو تحت تاثیر خودش قرار میداد تصمیم گرفتم این محصول رو تهیه کنم تا بتونم خودم رو واقعا از وضعیت زندگی که داشتم نجات بدم.چون واقعا به احساس پوچی میرسیدم…من فوق العاده تو روابط احساساتی رفالر میکردم و خودم رو تمام و کمال غرق در اون رابطه میکردم و وقتی اون فرد میرفت من واقعا نابود میشدم و اشک و التماس تا اون آدم بمونه و خلاصه کلی مشکلات از این دسته.

    بعد از اینکه من محصول رو تهیه کردم شروع به انجام تمرینهایی که استاد در آن میگفتن که بیشتر آنها از بین بردن باورهای غلط و نادرست گذشته و ساختن باورهای جدید کردم.

    البته ناگفته نماند که استاد گفته بودن تا پایان این محصول و زمانی که استاد اعلام نکردن این محصول به اتمام رسیده، وارد رابطه جدید نشویم…اما من از سر کنجکاوی و این که بفهمم آیا باورهای جدیدکه ساختم جواب داده و من آیا بخش وابستگی و مسایل از این دست رو تونستم در خودم درست کنم یا نه،وارد یه رابطه جدید شدم.که اینجا از استاد عزیز که قطعا دارن الان این داستانم رو میخونن عذر خواهی میکنم.اما بله من موفق شدم و با توجه به حرفهای استادم که گفتن حتی اگه وارد رابطه جدید بشیم بخاطر افکار نادرستی که هنوز کامل نشدن اون رابطه قطعا باز هم رابطه غلطی خواهد بود…و بدلیل فرکانس فعلی ومشکل دار من هر آدمی الان وارد زندگیم بشه آدم اشتباهی خواهد بود…همین اتفاق افتاد و اون آدم ،آدم درستی نبود و رفت…ولی فهمیدم اون بخش در من جواب داد و اینبار من بدون وابستگی به اون فرد و اینکه زندگیم تحت تاثیر رفتنش قرار بگیره به زندگیم ادامه دادم و همچنان در حال درست کردن باقی افکار غلط خود در این بخش هستم.

    من هر روز بارها و بارها به فایلهای استاد گوش میدم و سعی در انجامشون دارم.

    من محصولات دیگر از جمله قانون آفرینش؛قانون تضاد،کتابهای معجزه سپاسگذاری،تند خوانی،و… تهیه کردم . اما تا زمانی که این مشکل بزرگ در من حل نشه سراغ باقی محصولات نمیروم.

    چون در گذشته این مشکل تمام جوانب زندگی من را تحت تاثیر قرار میداد و بنظزم با حل این موضوع تمام جوانب دیگر زندگی من تحت تاثیر فرار خواهد گرفت و رو به رشد خواهد بود.

    در پایان از تمام دوستانی که فرصت میگذارند و نوشته من را میخوانند سپاسگذارم

    ضمنا از همه عزیزانی که تجارب خودشون رو در این صفحه نوشتن و باعث کمک به دیگران و من شدند تشکر میکنم

    و در انتها نیز از استاد عزیز که این فرصت را برای ما بوجود آوردند ممنونم

    استاد عزیز بخاطر همه ی اطلاعات و کمکهایی که در سایت به ما روا داشتید،من همیشه و در همه لحظات زندگی برای شما و عزیزاتتان از خداوند خواهان سلامتی و شادی و موفقیت هستم

    به امید موفقیت تک تک اعضا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
    • -
      Ehsan گفته:
      مدت عضویت: 3849 روز

      سلام…

      عالی بود…

      از خداوند برایتان آرزوی بهترین ها را دارم.

      و از شما متشکرم که من را با استاد عباسمنش آشنا کردید…

      اون موقع درکی نداشتم چون در فرکانس نبودم ولی الان همان فرکانس باعث شد متن شما را پیدا کنم و بخوانم.

      تقریبا 3 سال از متن شما در سایت می گذرد. امیدوارم مطلب من را بخوانید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فاطمه محمودی گفته:
        مدت عضویت: 4322 روز

        سلام دوست عزیز

        ممنون از شما که زمان گذاشتید و این متن رو خوندید

        من هم برای شما و همه همراهان سایت استاد عزیزم آرزوی یک زندگی فوق العاده رو دارم.

        من فقط دستی از دستان خداوند بودم تا با این سایت آشنا بشید

        خداروشکر که در این مسیر و فرکانس قرار گرفتید و قطعا روزهای عالی در انتظار شماست

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          Ehsan گفته:
          مدت عضویت: 3849 روز

          ممنونم فاطمه جان…

          واقعا نمیدونم ازت چطوری تشکر کنم که منو با استاد عباسمنش آشنا کردی… و از استاد عزیز سپاسگزارم که منو با خدای مهربان آشنا کرد و آن عقاید پوچ و محدود کننده را در من از بین برد و باورهای مثبت در من ایجاد کرد.

          خدایا شکرت

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      عاشق خدا گفته:
      مدت عضویت: 3656 روز

      سلام

      به نام خدای عواطف

      خیلیییییییییییییییییییییی ممنونم از به اشتراک گذاشتن تجربه لحظه لحظه زندگیتون که مجانی در اختیار دوستان قرار دادید این مورد مشکل شما در خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی از دوستان وجود داره و این تجربه شما نشون دهنده اینه که واقعاً این باورها چقدر میتونه زندگیهارو بدون اینکه بدونیم چرا و چرا و چرا متزلزل و نابود میکنه در صورتی که با 3 ماه یا 6 ماه کار کردن روی اون باورها میشه عاشقانه تا آخر عمر زندگی کرد

      خدا رو هزاران مرتبه شکر که فهموند بهمون که توی این دنیا قانون چیه و چه کار باید بکنیم و مثل یه کلاف در هم پیچیده دور خودمون نمیچرخیم

      خیلیییییییییییییییی از صمیم قلب خوشحالم مشکلتون در حال رفع و رجوع هست و با تمام وجودم از خدای مهربونم جبران گذشته تون رو بهتر از چیزی که تصور میکنید براتون درخواست کردم انشاالله عاشقانه تا آخر عمر طوری زندگی کنید که اگه خدا گفت بیا برو بهشت جواب بدی که همن زندگی که توی دنیا بهم عطا کردی از بهشت زیباتر بود برام

      میسپارمتون به خدای نازنینم و فرشته های مهربونش

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2041 روز

    درود بر شما استاد عزیزم.

    خدا را شکر میکنم با شما استاد عزیزم در این مسیر زیبا، هم جهت شدم با جریان خداوند.

    خداروشکر میکنم که امروز هدایت شدم نام سعیده جان شهریاری را سرچ کنم در گوگل و این گونه هدایت شدم به این صفحه.

    من اینجا میخوام از نتایجم در این 3 سال اخیر بنویسم.

    نتایج من از لحاظ فرکانسی:

    به لطف خداوند یکتا در این 3 سال مهمترین موضوعی که خیلی رشد کردم، بحث توحید بوده است.

    همیشه وقتی تونستم باورهای ذهنم را با توحید و یکتا پرستی همسو کنم و همواره به این موضوع ایمان داشته باشم که:

    1. خداوند منشأ همه ی خوبی هاست.

    2. خداوند تنها فرمانروای کل جهان هست.

    3. خداوند نزدیک هست و همواره اجابت کننده ی تمام درخواست های من هست. اگر من هم همواره او را اجابت کنم.

    4.خداوند فاضل هست و بینهایت فراوانی نعمت و ثروت در این جهان قرار داده است که من به اونها دسترسی داشته باشم و رشد کنم.

    5. خداوند از جهان را مسخر من ساخته.

    6. خداوند از من بیشتر میخواهد من رشد کنم.

    7. خداوند انسانی را که بندگی او را بکند و از او بیشتر و بزرگتر بخواهد دوست دارد. خدا میگه ببین این بنده من چقدر به من ایمان داره که از من بیشتر میخواهد.

    8. خداوند همواره در حال اجابت درخواست های من هست.

    9. من به عنوان یک انسان وظیفه دارم بندگی خداوند را بکنم. بندگی یعنی همواره ایمان داشته باشم به تمام باورهای فوق، بندگی یعنی همواره قوانین، الطاف و فراوانی های خداوند را ذکر کنم و بیاد بیاورم. و همواره از خداوند بخواهم. بندگی یعنی شرک نوروزم و موحد باشم.

    10. و همواره ایمان داشته باشم الخیر فی ما وَقَع.

    و مجموع قوانین فوق به من کمک میکنه به احساس خوب برسم.

    این احساس خوب فرکانس منو بالا میبره. من نزدیک میشم به فرکانس خداوند که بالاترین فرکانس هست.

    و بهترین و بالاترین و نیک ترین روش برای رسیدن به احساس خوب دائمی، احساس سپاسگزاری واقعی است. یعنی وقتی بیاد میارم و سپاسگزاری میکنم بابت نعمت هایی که دارم، به احساس خوبی برسم. که چقدر خدا تا الان به من لطف داشته.

    به لطف خداوند در حال حاضر من در اکثر اوقات احساس خوبی دارم. این لطف الله یکتا بوده و هست.

    خداروشکر بینهایت بابت این لطف بی نظیرش.

    خداراشکر نتیجه من از لحاظ فرکانسی این هست:

    من در طول هفته ها روزها احساس بهتری دارم، نعمات را میبینم و سپاسگزاری میکنم. راحت تر میتونم از اطرافیانم تشکر کنم بخاطر الطافی که در حق من داشتند. راحت تر نعمت ها را دریافت میکنم. زندگی ام نرم تر و راحت تر میگذرد و من بیشتر میتونم سپاسگزار خداوند باشم.

    از لحاظ مالی:

    تغییرات با دوره روانشناسی ثروت 1 جدید شروع شد. هر بار الگوهای تکرار شونده مرا پائین و بالا برد.

    اما الان در مرحله ای هستم که اکثر اوقات روند رو به رشد هست. بازهم این الگوهای تکرار شونده وجود دارند. اما به مقدار 80 درصد به نسبت گذشته کاهش یافته و به لطف خداوند بیشتر و سریع تر کنترل می شود.

    از لحاظ روابط:

    به لطف خداوند و به لطف دوره هم جهت با جریان خداوند این موضوع به مقدار بسیار زیادی تغییر کرده است.

    یکی از بزرگترین شرک های من که اصلی ترین الگوی تکرار شونده ی من هست که جلوی رشد و پیشرفت مرا گرفته است. تاثیر عوامل بیرونی است.

    من با دوره های شما این باگ را شناختم. از پارسال شروع کردم کار کردن روی این باگ و به نسبت قبل پیشرفت چشم گیری در اصلاح این سد ذهنی داشته ام.

    بزرگترین الگوی تکرار شونده در زندگی ام این بود که من بخاطر دیگران نمی توانم رشد کنم. اما به لطف خداوند از وقتی شروع کردم روی خودم کار کنم، درب های رحمت الهی بروی من باز شد. این موضوع را مدیون آموزش های خالص شما در دوره های مختلف هستم.

    از لحاظ سلامتی:

    استاد 1 کلام میگم. منم به لطف الله یکتا وارد دوره قانون سلامتی شدم. از اون روز بینهایت بدن من تازه تر و قوی تر شد.

    تغییراتی در من ایجاد شد که قابل بیان نیست. همه اش لطف خداوند بود.

    در آخر میخوام یه موضوع را بیان کنم.

    من دارای سدهای ذهنی بیشماری بودم. سد های که باورهای ذهن نامیده میشود. این باورها جلوی حرکت مرا گرفته بود و مرا از خودم و از دیگران متنفر ساخته بود. به لطف الله یکتا الان به این میزان از رشد شخصیتی رسیدم که خودم را لایق میدونم. الان به این میزان از رشد رسیدم که حرکت میکنم و از نعمت ها بهره میبرم.

    استاد، بزرگ‌ترین رشد و پیشرفت من این بوده که قبول کردم مسئول تمام و صد درصد زندگی خودم هستم.

    باز هم می‌گم، من هنوز هم جای کار زیادی دارم.

    یعنی هنوز هم گاهی این موارد توی ذهنم میان: ترس از آینده، غصه خوردن برای گذشته،

    و یا ناخودآگاه، دیگران رو مسئول شرایط نازیبای زندگی خودم می‌دونم.

    اما در کل، وقتی با خودم تنها می‌شم — و من ساعات زیادی از روز رو با خودم تنها هستم —

    همش دارم به خودم می‌گم:

    آقاجون، تو مسئول صد درصد زندگی خودت هستی.

    تویی که زندگی خودت رو می‌سازی.

    تو با سپاسگزاری می‌تونی زندگی خودت رو بسازی.

    تو با کنترل و مراقبت از ورودی‌های ذهنت می‌تونی ذهنت رو تربیت کنی.

    تو با رشد، پیشرفت، و هماهنگی بین عصب و عضله‌ات،

    و با عمل کردن به باورهای جدید، می‌تونی زندگی خودت رو تغییر بدی.

    عمل کردن بر اساس باورهای جدید، همون چیزیه که زندگی رو می‌سازه.

    و بحمدالله، در این مدتی که دارم این کامنت رو می‌نویسم،

    رشد خیلی خیلی خیلی بهتری داشتم.

    عاشقتونم استاد، عاشقتونم.

    بی‌نهایت از شما سپاسگزارم.

    نمی‌دونم چطور این سپاسگزاری رو ادا کنم،

    چون واقعاً شرایطی که الان در زندگیم دارم،

    قابل قیاس نیست با شرایط گذشته‌ام.

    الان حدود دو سه ماهه که

    هر روز، شرایط زندگیم بهتر و بهتر می‌شه.

    ان‌شاءالله هر کجا که هستید، در پناه الله یکتا، شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    خدا نگهدارتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  8. -
    حامد گوهری گفته:
    مدت عضویت: 3042 روز

    با سلام و عرض ادب به دوستان گلم و استاد عزیزم ، بنده در همین چند ماه گذشته دیدگاه مثبتی به زندگی نداشتم و حتی همش به این فکر بودم که نکند در شغلم ورشکست شوم چون کاسبی ضعیف است، حدودا از 5 ماه پیش فایل های رایگان استاد را دانلود میکردم و استاد تمرین شکر گذاری را یاد میداد که صبح وقتی بلند میشویم بابت همه چی از خدا سپاس گذاری کنیم ، خودم هم باورم نمیشود که چه معجزاتی برایم اتفاق افتاد که باور کردن آنها برای خود منم سخت است چه برسه به دوستان ، بعد چند وقت روانشناسی ثروت 3 را تهیه کردم که الان خدا را کنار خودم احساس میکنم و به من الهام میکند که چه کار هایی را انجام دهم برای پیشرفت ، محکم و با ایمان قدم بر میدارم و قدم بعدی را به من می‌گوید ، تمرکز میکنم روی کسبم ایرادات مغازه ام را توانستم بگیرم ، خودم را لایق ثروت میدانم و الگوی من این همه آدمهایی هستند که به ثروت رسیده اند چون آنها رسیده اند پس من هم میتوانم، دیگر با تضاد ها به خودم ناسزا نمی‌گویم بلکه تضاد ها مرا به خواسته ام هدایت میکنند خواسته هایی که فاصله چندانی با آنها ندارم و کم کم قدم بر میدارم و تا الان بالای 15 تا موفقیت در این سه ماه داشتم و هر روز الهامات خداوند را که به کمکم آمدند یادداشت میکنم و موفقیت هایم را هر روز مینویسم و هر روز بابت اتفاق های زندگی ام از خداوند سپاس گذاری میکنم و روی کاغذ می‌آورم ،،،،از استاد عباس منش تشکر میکنم که من را به راه راست هدایت کرد و زندگی پر از نشاط را یادم داد و روز به روز به خواسته هایم میرسم یا بهشون نزدیک تر میشوم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  9. -
    مژگان جنوبی گفته:
    مدت عضویت: 2997 روز

    بنام خالق یکتا

    سلام استاد گرامی

    سلام به جمع صمیمی دوستان خوبم ، خیلی خیلی خوشحالم که موفق به خرید چندین محصول از سایت شدم اول قصد خرید فقط یکی از محصولات را داشتم وبا خودم گفتم من که اول با خودم مشکل دارم بهتره روی خودم کارکنم و خودمو بهتر بشناسم و عزت نفسم را تقویت کنم چون اصلا اعتماد به نفس ندارم و همیشه برایم مشکل ساز بوده ولی بعد چندین محصول دیگر را نیز خریداری کردم البته چون دم عید بود این پول رو برای کارای دیگه لازم داشتم ولی دل به دریا زدم و چند محصول با هم خریدم ولی دوستان باور نمی کنین کمتر از یک هفته دو برابر پولی که هزینه خرید کرده بودم به حسابم برگشت و این برای من معجزه بود ویک اتفاق عالی و بسیار خوشحالم از اینکه تصمیم درست وبموقع گرفتم و خدارو هزاران مرتبه شکر و سپاس میگم بابت وفور نعمت و فراوانی و ثروت و خزانه بیکرانش خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  10. -
    نرگس هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2982 روز

    سلاااااااااااام به همه

    چند روز پیش که داشتم عکسای گوشیمو خالی میکردم روی هارد کامپیوتر واقعا از ته قلبم احساس سپاسگزاری کردم

    طبیعت های فوق العاده ای که توش بودم و جنگل و دریا و مخصوصا یه عکس جاده که دو طرفش پر از درخته

    خیلی‌هاشون مخصوصا عکس جاده دقیقا مثل عکسی بود که من توی دریم بگردم داشتم

    من همه ی عمرم تا قبل از امسال توی تهران زندگی کردم پدرم اهل مسافرت نیست زیاد. به خاطر همین همه ی طبیعت و جنگلی که من میدیدم شاید سالی یبار در حد سه چهار روز بود.و اینکه به شدت هم پدرم سختگیر بود یعنی اجازه نمی‌داد تنها از خونه بیرون برم اصلا. من تقریبا نود و پنج درصد اوقات توی اتاقم بودم پنجره ی اتاقم یه منظره بود به شهر. قبلنا بهش میگفتم شهر مرده چون تنها رنگی که توش دیده می‌شد خاکستری ساختمونا بود و تنها نکته ی مثبتش آسمون بود عکسایی که دارم ازین صحنه تضاد این رنگ خاکستری در کنار آبی آسمون خیلی واضح و ملموسه ولی یادمه همون موقع هم وقتی کنار پنجره وایمیسادم تصور می‌کردم که روبه روم جنگله. من همیشه قوه ی تخلیم عالی بوده

    در نهایت این تضاد ها من پارسال که انتخاب رشته کردم یه دانشگاه عالی توی شمال قبول شدم و توی خابگاه زندگی میکنم

    جایی که به همه ی تضادهام پاسخ داده طبیعت سرسبز فوق العاده جنگل های بی‌نظیری که توی خود دانشگاه هست و دریایی که نزدیکمه و اون جاده ی فوق العاده که دو طرفش پر از درخته دقیقا همون جاده ایه که من هر روز ازش عبور میکنم و میرم دانشگاه (توی کارتون آن شرلی هم یه جاده مثل همون بود که آنه هروز ازش رد میشد میرفت مدرسه این ایده از اونجا توی ذهنم اومده بود)

    من الان آزادی بی نظیری دارم بعد از دانشگاه کلی توی جنگل برای خودم میگردم و سپاس گزاری میکنم و با خدا حرف میزنم و هر وقت دلم بخاد خیلی راحت دریا میرم و خودم تنهایی میرم خرید.

    کلی دوستای خوب توی خابگاه دارم و و توی محیط شاد خابگاه هستم و آخر هفته ها هم میام خونه و پیش خانوادم هستم

    واقعا هیچوقت فکر نمیکردم که انقدر ساده به خاسته ی من جواب داده بشه حتی موقع انتخاب رشته اصلا دقت نکرده بودم که بخام عمدا شمال رو انتخاب کنم

    واقعا خداروشکر خداروشکر خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای: