رابطه خداوند و ثروت در ذهن - صفحه 29


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    252MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی رابطه خداوند و ثروت در ذهن
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1017 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد صادق خرمی گفته:
    مدت عضویت: 717 روز

    سلام

    متشکر از استاد بابت این فایل زیبا که خودش یه دوره و پیش زمینه ای هست برای دوره های ثروت1 و 2 و 3

    اول از همه درمورد ثروت و احساس گناه بگم من خودم همیشه وقتی پول زیاد میساختم احساس گناه داشتم من مثل استاد از سن کم شروع کردم به پول ساختن و یادم میاد هر وقت پوله زیاد میساختم و به اطرافیانم میگفتم اینقدر پول ساختم میگفتن به کسی نگو چشمت میزنن و من میدیدم هروقت پول زیاد میسازم از یه طریق ناجوری پولم رو ازدس میدم که نمیخام اون ها رو باز گو کنم ولی بعد از مدتی ناخودآگاه این باور رو گرفته بودم که اگر مردم ببین ماشین نو یا تمیز دارم و یا درآمدم زیاده چشمم میزنن ولی الان متوجه شدم که اون باوره رابطه ی خدا و ثروت که توی ذهنم مشکل داشته باعث از بین رفتن پولم میشده

    من توی یه خانواده ی مذهبی بزرگ شدم همیشه میگفتن ببین فلانی پول نداره ولی خدارو داره یا پول نداره ولی شب سرش رو راحت میذاره روبالش میخوابه،یا اگر پول نداره ولی در عوض دلش خوشه و خوشحاله

    ولی من هیچوقت فکر نکردم که اگر سرش رو میزاره روبالش و راحت خوابش میبره بخاطره اون کاره طاقت فرسایی هست که از صبح انجام میدداده و یا برای فرار از مشکلات میگیره میخوابه

    بس که توی فیلمای ایرانی ثروت مند ها رو به شکل خلاف کار نشون میدادن و قاچاقچی

    من فکر میکردم که اگر پول دار بشم خداروفراموش میکنم یا خوانوادم از هم میپاشن یا میرم به زنم خیانت میکنم و هزار تا چرت و پرت دیگه،ولی از روزی که فهمیدم ثروت و خدا مکمل هم هستن و در یک راستا برام منطقی شد که درست ثرومند دزد هم داریم ولی ثروت مند خییر،درستکار،صادق،خانواده دار،وفادار،مهربان و باخدا هم داریم

    وقتی به روند استاد عباسمنش و فایلهای اولین ایشان نگاه میکنم برام منطقی میشه که استاد پی موفقیت خودش رو روی راستی بنا کرد و الان هرچی پیش میره و ثروتش بیشتر میشه این راستی و صداقت توی وجود نازنین استاد پررنگ تر و قوی تر میشه و میشه مصداق این جمله ی طلایی که استاد گفت (ثروت مثل ذره بین میمونه اون چیزی که هستیم رو بیشتر نشون میده)

    همیشه فکر میکردم اون ثروت مند هایی خوبن که پول هاشون رو میبخشن و به مردم کمک میکنن و خیریه میزن و خودشون ساده زندگی میکنن

    توی فیلم هاهمیشه می دیدم که آخرش میگفتن فلان ثروت مند وصییت کرده که بعد مرگم پولهام رو بدین به فقرا یا خرج فلان کاره خیر کنید و من از این کار خوشحال میشدم و الان فهمیدم که از باور مخرب ذهنی ام بوده که فکر میکردم اگر ثروتشو نبخشه پولش حروم میشه و میره جهنم ولی اگر ببخشه میره توی بهشت کناره خدا میشینه هه

    یه چیز دیگه یادم میاد که هروقت توی دهمون از کناره کسی رد میشدم و براش بوق نمی زدم یا کم محلیش میکردم این صدا میومد دیدی داری پولدار میشی و خودتو گم میکنی و مغرور میشی در صورتی که ربطی نداشت و فقط حوصله نداشتم و یا خودم رو کمتر از اون میدیدم بخاطر کمبود عزت نفس

    ما هر وقت میخاستیم غذای خوب بخوریم مامانم یجوری غذا به همسایه هامیداد و میگفت بوش رو شنیدن و گناه دارن که دس آخر به خودمون کم میرسید و سیر نمیخوردیم از غذایی که دوست داشتیم و همین باعث شده الان که خودم خونه دارم و قتی غذایی درس میکنیم که همسایه ها متوجه میشن ،اگر بهشون غذا ندم احساس گناه میگیرم و یا وقتی خانوادم با موتور توی گرما و سرما میرفتن و میومدن و من ماشین داشتم احساس،گناه میکردم و دلم میسوخت براشون

    همیشه ته ذهنم بودکه اگر ثروت مند بشم خییر میشم و خیریه و مدرسه میسازم و خودم رو لایق استفاده ازش،نمیدیدم و فکر میکردم اگر ببخشم پولم حلال میشه و لایق استفاده از،ثروتم میشم اونم به مقدار کم نه زیاد چون ماله فقیرا هست

    واین جمله ای خدایا به من ثروت بده تا به بقیه کمک کنم سه تا باور مشکل داره داره

    1 من خودم رو لایق ثروت خواستن از خدا نمیدونم و میخام از این طریق از خدا ثروت بگیرم که هم لایق باشم و هم ثروتم حلال باشه

    2

    این که میگی بقیه از خدا دورن یا بلد نیستن از خدا درخواست کنن و یا خدا ناعادله و ناعادلانه ثروت رو تقسیم کرده

    3 چیزه خوبی نیست که ثروت رو برای خودم بخوام واگر ثروت رو برای خودم بخوام آدم بدی هستم و ولی اگر برای بقیه بخوام اشکالی نداره

    و در آخر جمله ی زیبای استاد که گفت ثروت که ابزاریه که کمک میکنه به غیر از خدا باج ندم و من رو به خدا نزدیکتر میکنه

    خیلی این فایل زیبا بود با وجود این که قبلا هم درموردش صحبت شده بود ولی تکرار قانون همیشه لذت بخشه اونم از زبان شیرین استاد که هرچی پر تر میشن شمرده تر و رسا تر صحبت میکنن

    خدایا عاشقتم که من رو به این مسیر زیبا هدایت کردی

    استاد و خانم شایسته ی مهربان ازتون سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
    • -
      فاطمه گفته:
      مدت عضویت: 1163 روز

      سلام محمد صادق جان

      از خوندن کامنتت لذت بردم و یاد حرفای خانواده ام افتادم

      که پدرم همیشه میگفت غذایی که میخوری بوش رو همسایه ها نفهمن چون گناه داره و دلشون میخواد

      یا اینکه یادمه هر وقت مثلا مهمون میومد و ممکن بود غذا کم بیاد مادرم خودش نمیخورد یا ما بچه ها رو تو یه اتاق جمع میکرد که کمتر بخوریم ولی مهمون بیشتر بخوره و در اخر هم کلی از غذای اونا میموند و میریختن بیرون و الان این رفتار اینجوریه که من ناخوداگاه بقیه رو لایق تر میدونم

      چند روز پیش داشتم کوکو سبزی درست میکردم و یه چند تاییش وا رفت کاملا ناخوداگاه ذهنم گفت خب اینارو خودم میخورم اون سالما رو میدم به دخترم

      انقدر که اینو از مادرم شنیده بودم

      همون لحظه که فهمیدم ذهنم چی گفته سریعا گفتم چرا خودم خوبا رو نخورم مگه من چیم کمتره چرا همیشه من باید اخرین نفر باشم!!

      چون دوره احساس لیاقت رو کار کردم خیلی زود مچ نجواها رو میگیرم

      واقعا تموم رفتارایی که دیدم حرفایی که شنیدم باورای منو ساخته بودن

      احساس بی ارزشی

      عدم لیاقت

      خوب نبودنه پول

      کمبود که دیگه نگو

      با اینکه استاد همیشه میگه پول ساختن یه علمه

      من درکش نمیکردم

      تا اینکه این چند وقت که دارم تمرکزی رو باورای ثروتم کار میکنم و فهمیدم اره پول میخوای علمشو یاد بگیر

      دقیقا مثل یه ادمی که میخواد دکتر بشه و مهم نیس از کجا اومده؛ شخصیتش چطوره؛ خانواده اش چطور بودن و هزارتا عامل بیرونی دیگه

      اگه میخواد دکتر بشه باید بره درسشو بخونه و بره تو اون رشته و همین

      منم میخوام ثروتمند بشم

      باید بفهمم باورام چیه و درستشون کنم

      اینکه چند سالمه

      از کجا اومدم

      چه شخصیتی دارم

      کارم چیه

      زنم یا مرد

      یا هیچ عامل بیرونی دیگه ای ربطی به ثروت نداره

      اخه من یه مدت این مدلی شده بودم که خب میخوام ثروتمند باشم نباید مغرور باشم

      نباید عصبانی بشم

      مثلا یه موقع مغرور میشدم که خب خیلی برای همه پیش میاد ذهنم میگفت ببین مغرور شدی دیگه ثروتمند نمیشی و اینجوری خودمو از همه چی دور کرده بودم

      و این مدت فهمیدم چقدر کمال گرا شده بودم تو این قضیه

      بخدا مغرور هم باشی ثروتنمد میشی

      عصبانی هم باشی ثروتمند میشی

      ولی خب ثروت ادمو مهربونتر میکنه

      با حوصله تر میکنه

      آرومتر میکنه

      یعنی حتی شکرگذار هم نباشی ولی علم ثروتمند شدنو بدونی ثروتمند میشی مثل قارون

      البته که اون راه هم درست نیس ولی اینو به خودم میگم بابا انقدر صفر و یک نباش

      بهرحال من انسانم گاهی یادم میره و اینا ربطی به ثروت نداره

      و البته هر چی درامدم بیشتر شده انصافا به خدا نزدیکتر شدم

      ممنون بابت کامنتت که باعث شد منم اینارو بنویسم

      موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محمد صادق خرمی گفته:
        مدت عضویت: 717 روز

        سلام خدمت شما دوست عزیز

        ممنونم از بازخورد زیباتون

        و خداروشکر که با همین کامنت نوشتنمون و تعامل کردن به هم میتونیم کمک کنیم و به پیشرفت جهان کمک کنیم

        ممنون از استاد عزیزم برای ساختن این فضای فرکانسی زیبا

        درمورد غذا مادر من هم همیشه اینجوری بود و من خودم هم ناخود آگاه این رفتار رو گرفته بودم و انجام میدادم

        مثلا توی خونه از دستمال کاغذی استفاده نمیکردم واز دستمال قابل شستشو استفاده میکردم تا دستمال دورتر تموم بشه ،در عین حالی که همسرم عین بارون بهاری هی استفاده میکرد و میریخت بیرون ولی من میگفتم نه نمیخاد دستمال کاغذی

        یا موقع خرید سعی میکردم لباس هاو اجناس ارزونتر بخرم تا برای خرید های خونه و خرید های همسرم پول بمونه

        یا قبل ازدواجم خیلی از مواقع خودم پول نیاز داشتم ولی میومدم پولم رو به افراد نیازمند میبخشیدم یا قرض میدادم و خودم نیازمند اون پول میشدم و تازه افتخار هم میکردم که اینجوری به بخدا نزدیکترم

        اما حالا دیگه نه خیلی وقته تصمیم گرفتم تا زمانی که خودم پر و غنی نشدم بزل و بخشش نکنم و تا وقتی من خودم پر نباشم اون بخشش از سره عشق و دوستی نیست بلکه میخام شو اف کنم واز سره ترحم و نیازه

        و درمورد ثروت چند روز پیش عزیزم یه سوال از چت جیپیتی پرسید درمورد ثروت مند شدن یه جواب زیبا رو دریافت کرد و اونم این بود که من اگر ثروت مند بشم به خدا نزدیکتر میشم یا دور تر ؟و چت جی پی تی جواب داد که ثروت واقعی یک لایه نازک روی هسته ی آرام و اصیل من است ،این پول هوییت من را تغییر نمیدهد بلکه فضای امنی برای شکوفایی همان کسی است که اکنون هستم

        یعنی همون حرف استاد که ثروت مثل ذره بین عمل میکنه و فقط شخصییت تورو پررنگترمیکنه

        خدارو شکر به لطف آموزه های استاد من خیلی از سوراخ های ظرفم کمتر شده و از پولم لذت میبرم و زمان بیشتری پول در حسابم میمونه

        بازم ممنون از بازخوردتون

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    پریا گفته:
    مدت عضویت: 693 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیز

    میشه لطفا یه فایل در مورد اوضاع اخیر ایران درست کنید باورهایی رو بگید ک آروممون کنه؟ حرفای شما همیشه آرامش بخشه لطفا اگه میشه یه چیزی بگید ترسمون کمتر بشه

    میدونم ایمان به خدا جواب سوال منه اما اگه با صدای شما بشنومش بیشتر روم تاثیر میزازه اگر امکانش هست این لطف رو به من و هرکسی ک مثل من حرفای شما رو خیلی قبول داره بکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      بانوی اردیبهشت گفته:
      مدت عضویت: 1300 روز

      سلام دوست عزیزم

      جالبه که بگم امشب با خوندن کامنت های دوستان یاد فایلهایی افتادم که قبلا از استاد یا اساتید خارجی شنیده بودم و اون هم این بود که ما در جهان فرکانس ها داریم زندگی میکنیم و هر چیزی که برامون پیش میاد نتیجه افکار و فرکانس خودمونه ،اگه ما فرکانس خودمون را ببریم بالا افکار و اتفاقاتی که فقط توی فرکانس های پایین هستند اصلا نمیتونن به ما برسند یا به ما آسیب بزنند چون انگار توی دوتا سیاره مختلف داریم زندگی میکنیم .تئوری مدارها را که گوش میکنیم میفهمیم هر اتفاقی توی یک مدار داره میفته و برای یک سری آدم که توی همون مدارند چه اتفاقهای سراسر خوب و چه اتفاقهای سراسر بد .پس اول از همه سعی کنید خودتون را آرام کنید با هرروشی که بلد هستید و بعد اصلا اصلا اخبار گوش ندین ، من خودم حتی تلفن هام را که میدونم الان میخوان راجع به این اوضاع باهام حرف بزنند را جواب نمیدم.یه کار خوب دیگه که میتونی انجام بدین اینه که فایلهای توحید عملی استاد را گوش کنید مخصوصا من خودم از شنیدن توحید عملی 6 بسیار بسیار لذت میبرم و آرام میشم

      امیدوارم بتونید استفاده کنید و عمل کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      فاطمه آزاد گفته:
      مدت عضویت: 1423 روز

      سلام دوست عزیز

      اول از خدا بخواید باهاتون حرف بزنه و قلبتون آروم کنه

      و بعد کامنتهای همین قسمت شروع کنید به خوندن واقعا خیلی آرامش بخش و کمک کننده هست

      و به قول استاد امیدوارم که در پناه الله یکتا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  3. -
    مصطفی خدابخشی گفته:
    مدت عضویت: 2329 روز

    بنام خداوند مهربان

    سلام به خانواده صمیمی عباسمنش

    خداوند رو شاکریم که یک بار دیگه راهنمای ما شد تا در صراط مستقیم بمونیم. خدارو شکر بخاطر این فایل.

    باید بگم چون استاد روی خودش کار میکنه، یه پیشفرضی ایجاد میشه که دیگران هم همونطور، مثل خودش فکر میکنن. اما وقتی با الگوهای جامعه روبرو میشی، تازه متوجه میشی دیگران در مدارهای خیلی متفاوت تری هستن.

    واقعیتش برای من جالب بود که چند روز پیش جلسه 3-8 دوره 12 قدم رو گوش میدادم که موضوع ثروت رو کار میکردیم و یه سری نکات خوب نوشته شد که من به مهم‌ترینش اشاره میکنم که ربط داره به موضوع ثروت.

    ما تو کودکی و دبستان، پیشواهای دینی مون رو اینطور شناختیم که اونا هر کسی رو که میبینن، بهش یه چیزی میبخشن و خودشون یه تیکه حصیر زیرانداز دارن، یه لباس ساده دارن، یه تیکه نون جو میخورن و….

    من تو اون کامنت هم گفتم، دلیل پشت این کارهاست که مهمه! نه اینکه ما هم بریم همون کارا رو انجام بدیم، در حالی که آماده نشدیم. یعنی چی آماده نشدیم؟ یعنی گذر نکرده باشیم…

    یه نکته ظریفی هست، یه اعتدالی هست که ان شالله خدا هدایت کنه درست توضیحش بدم و البته که بتونم عمل هم بکنم.

    ببینید وقتی ما از بیرون یه فردی رو میبینیم، طبیعتا دوست داریم مثل اون بشیم… تو اون مثالی که گفتم ما تو مدرسه شنیده بودیم پیشوای دینی ما ساده زندگی میکرده و به همه کمک میکرده… آیا ما مسیری که طی کرده رو دیدیم؟ خیر ندیدیم… ما فقط صحنه آخری رو دیدیم که ایشون کمک میکرده و ما هم بدون اینکه اصلا ثروتی بدست آورده باشیم، میخوایم به جایگاه اونا برسیم… یعنی چی؟ یعنی اینکه خودت محتاج باشی، کلی محتاج باشی بعد بیای کلی هم بخشش کنی… (کاری که من میکردم و روز به روز بر فقر خودم می‌افزودم.) این خیلی نکته ظریفیه! ماها فکر نمیکنیم که آقا منننننن اول باید ثروتمند بشم، بعد از مازاد ثروتم میبخشم.

    ما موجوداتی هستیم که متاسفانه چشم‌هامون گولمون میزنه… یعنی بارها و بارها شده من با چشم سر یه تصمیمی گرفتم و ضرر کردم، بعد با چشم دل دیدم و استفاده بردم.

    حالا تو هر قومی این داستان چشم‌ها کار میکنه، یکی بودا رو میبینه، یکی مادر ترزا، یکی گاندی رو و همه میخوان مثل اونا بشن… حالا فلانی چجوری بوده؟ خب ظاهرش اینجوری بوده، لباس ساده داشته… دلیل آقا دلیل بیارید…. طرف چرا رسیده به لباس ساده؟

    الان استاد چرا با آروی نمیاد؟ چرا با کت و شلوار نمیاد، چرا با هواپیما نمیاد؟ چرا با یه تراک ساده؟ چرا با صندل؟ چرا با یه تیشرت؟

    چون رسیده به سادگی….

    چون گذر کرده…

    من نمیدونم چرا پیشوایان دینی ما مثلا نون ساده میخوردن… الان شما دیدی استاد گفت من 5 روزه هیچی جز آب نخوردم… دلیل پشتش چیه؟

    طرف گذر کرده…

    میگفتن زیرانداز پیامبر یه تیکه حصیر بوده… ولی دلیل پشتش رو نگفتن… ماهم فکر میکردیم اونا فقیر بودن و آدم‌هایی که به خدا وصلن، فقیرن پس فقر خوبه…

    من یه خاطره‌ای رو بگم…

    چند روز پیش رفتیم کوهنوردی… من همیشه هرجا میرم کلا یه کیف دارم. توش زیرانداز یه نفره هست… آب هست، یه غذا ساده و یه مشت تخمه… کلا هیچ گونه بیسکوئیت و پفک و… ندارم و اصلا خوشمم نمیاد. اما تو سفر میدیدم کسایی که 10 تا وسیله با خودشون میارن و نمیتونن بیان بالا…

    میخوام بگم یکی از دلایل اینکه من ساده سفر میکنم، به این خاطره که میخوام راحت هر جایی برم… میتونمم 2 تا کوله بردارم با کلی تجهیزات ولی انتخابم بار کمتره…

    اما اگه یکی از بیرون نگاه کنه ممکنم هست بگه من فقیرم و چیزی ندارم.. اشکال نداره… من با همون یه کیف ساده آزادترم تا همه جای کوه رو بگردم… من اومدم اکسپلور کنم… ولی بقیه انگار میان که فقط اسنک‌هاشون رو بخورن.

    من خونه که بیام یخچال خونه پر از هر غذایی هست… ولی اونی که قسمت کوه من رو ببینه… یا کسی که زندگی الان استاد رو ببینه… یا کسی که زندگی پیشوایان ما رو دیده که گفته یا شیر یا نمک…. این قضاوت رو کرده که نباید ثروت داشت… نباید نعمت داشت… باید ساده زیست و اصلا نعمت داشتن متضاده با معنویت…. با خداوند….

    من خیلی با خارجی‌ها ارتباط نداشتم ولی تو فیلم‌هاشون میبینم میگن

    you can’t have your cake and eat it too..

    یه چیزی تو مایه‌های یا خدا یا خرما خودمونه… اونا هم یه همچین نگاه یا توهمی دارن و نشون میده نسل آدمیزاد یه همچین باوری رو پرورش میده…

    مثلا تو انجیل من خونده بودم عیسی از این دیار به دیاری میرفت و مردم رو به خدا دعوت میکرد…

    خب چطور یه آدم میتونه از یه شهری به شهر دیگه بره، اونم زمانی که هیچ ماشین و جاده‌ای نبوده؟ راه حل ساده‌اش چیه؟

    اینکه آدم کوله‌بار سبکتری داشته باشه دیگه… اما آدم‌هایی که این رو دیدن… اومدن گفتن مثلا لباس عیسی اینطوری بوده‌، فلان بوده… هیچی نداشته، زندگی ساده داشته… (البته این تئوری و نظر شخصی منه ولی بنظرم توجیه مناسبیه)

    یه سخنران امریکایی بود میگفت من اگه یه ورکشاپ راجع به سکس بزارم، برام راحت‌تره تا اینکه یه ورکشاپ راجع به ثروت بزارم… چون مردم ثروت رو قبول نمیکنن… میگفت اصلا باور نمیکنن برای همه هست… منظورش به گمانم همین مسیحی‌ها بود.

    مثال کیک استاد خیلی بجا بود… اینکه اگر من از این کیک بیشتر بردارم، از سهم یکی دیگه کمتر میشه و شاید اصلا سهم یکی کلا خورده بشه… ولی

    🟢 ثروت هر لحظه داره خلق میشه واقعا…

    درسته ما نمیبینیم ولی این نیرویی که ما رو خلق کرده و به اینجا رسونده، این قدرت رو داره تا تمامی نیازهای دیگرمون رو هم بده…

    ما نقطه‌ای در مقابل این عظمت کیهان/خداوند نیستیم… و با همین محدودیت خودمون نمیتونیم بزرگی و عظمت این آفریدگار creator رو درک کنیم… چه برسه که درک کنیم ثروت از کجا میاد… مگه درک میکنیم که غذا چطور هضم میشه؟ درک نمیکنیم، نمیکنیم تا زمانی که یه مشکل اساسی تو هضم غذامون پیدا میکنیم… اونوقت میگیم خدایا برگردیم به همون روزایی که معده‌ام درست کار میکرد… پول نخواستم

    (البته اگر برای پول تقلا کنی، میافتی به مسیری که بلا سرت بیاد ولی اگه دنبال ثروت از راه درستش بری، هم سلامتی‌تو داری و هم پول و ثروت بهت داده میشه.)

    خلاصه باگ‌ها زیاده… امیدوارم باقی عمرم رو بتونم خوب این علف‌های هرز رو ریشه‌کن کنم و جاش باورهای قدرتمندکننده‌ای بکارم.

    از وقتی روی قانون کار کردم، نتایج خیلی بهتر شده ولی میخوام خیلی بهتر بشه تا بعد راجع بهش صحبت کنم. ولی اینقدری بزرگ شده که بفهمم دلیلش همین استمرار من بوده… و البته که لطف خدای مهربان.

    راجع به افراد مذهبی، من چندین نفر رو سراغ دارم… که میتونم چی بگم… قسم بخورم چکار کنم که ادم درستکارتر از اون‌ها وجود نداره ولی بخاطر باورهای اشتباه‌شون بلاها سرشون میاد‌ها… یکی‌شون آخرین بار که دیدمش از داربست پرت شده بود… یه بار دیگه طرف با ماشین 4 تا معلق زده بود و… اینا چیزایی هست که من خبر دارم… چون خیلی وقته ندیدمش… بچه‌ها راجع به فیلم سینمایی صحبت نمیکنم.. راجع به یه آدم فوق‌العاده نازنین و شریفی صحبت میکنم که اینطوری بلا سرش میاد… من یه مدت باهاشون کار میکردم و چه انسان عزیزی بود… ولی باورهاش ایراد داشت… خیلی هم مذهبی بود… بخدا نمازش درست،(درست منظورم اون چیزیه که تو جامعه درست تعریف شده) نذری بده، کاراش رو فوق استاندارد انجام میداد، جنس خوب بخر بزن…فلان کن…. ولی چی بگم…. باورا ایراد داشت دیگه… منم تو زندگی شخصیش که نبودم… تو زندگی کاریش میدیدم هر آدم نامناسبی رو میاورد سرکار و یجورایی میخواست حالا… بهش کار بده و هواشو داشته باشه.. که استاد تو قدم 8 گمونم گفت اگر دور و برت رو با آدم‌های ضعیف پر کنی، خودت ضعیف میشی…

    اون زمان، دوست‌مون یکی از بزرگترین پروژه‌های ساختمانی شهر دستش بودا… ولی هر روز میگفت من از اینکار بجای سود، ضرر کردم… اون ماشینی که باهاش چندتا ملق زد، چند میلیون اون زمان داد تا درستش کنن…

    یکی دیگه از دوستان، من تلفن دفترش دستم بود و یه سری کارها رو انجام میدادم، هر چند روز یه سری افراد تماس میگرفتن که حاجی قرار بوده سر برج کمک کنن، کی کمک رو واریز میکنن؟

    اونم یه آدم مذهبی درستکار بود، ولی بیزنس خودش هر از گاهی لنگ پول میشد، مجبور بود با چک و چونه قیمت‌ها رو بیاره به سمت خودش…

    من خودم که خیلیییی کار دارم… چند روز پیش یه عزیزی از من پول خواست… خیلی هم رو درواسی داشتم ولی بهرحال ردش کردم… اما نتونستم با عذاب وجدانش کنار بیام.. یه یک روزی طول کشید… ولی بخودم یادآوری میکنم اگر تو کمک کنی، اون ادم سفت نمیشه ‌که ایرادهای خودش رو پیدا کنه…. همه ماها به یه اندازه به خدا نزدیکیم و باید یاد بگیریم مسئولیت تصمیم‌هامون رو بپذیریم و باورهامون رو بهتر کنیم. باید یاد بگیریم تصمیم احساسی راجع به پول نگیریم، و با پول دوست بشیم.

    باور فراوانی، اونم بخاطر شکل مذهبی که تو ذهنم بسته شده، جای کار داره… دارم روش کار میکنم… مثلا الگوهای بچه‌ها رو نوشتم و آخرش که همه رو گذاشتم کنار هم، بهم گفته شد وقتی اینهمه هست، برو جمع کن! وقتی ایییینهمه نعمت گذاشته شده چرا تو نداشته باشی؟ میشه! برای اینهمه آدم شده! پس برای من هم میشود…

    امیدوارم این باورهای زشت رو پاک کنیم:

    1. باور به اینکه خدا و ثروت متضاد هم هستن.

    2. باور به اینکه اگر من پول بیشتر داشته باشم، از پول دیگران کم میشه.

    🟢 ثروت، همون خود خود خود خداسسست.

    ولی ما چون موجوداتی هستیم که هی داستان رو 2 قطبی میکنیم، (چون تو دنیای 2 قطبی زندگی میکنیم.) میایم داستان ثروت و خدا رو هم از هم جدا میکنیم، چرا این کار رو میکنیم؟

    چون تو بچگی بهمون گفتن: یا علم، یا ثروت…. یا خرما یا خدا….

    ما هم این داستان یا این یا اون رو ادامه دادیم…

    ولی واقعیت اینه که خدا همون قطب مثبته هست، شیطان هم قطب منفیه!

    خدا > قطب مثبت > ثروت

    شیطان > قطب منفی > فقر

    و تو هر چقدر به سمت ثروت بری… (ثروت! نه فقط اسکناس و پول) هر چقدر به سمت ثروت بری، خداگونه‌تر میشوی! به قول استاد تنها راه، تنهااااااااا راه بهشت، تنها راه رستگاری، تنها راه خدا، اینه که ثروتمند بشی!

    در پناه الله مهربان، ثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 76 رای:
    • -
      رضا صفا گفته:
      مدت عضویت: 940 روز

      سلام آقای خدابخشی

      این بخش از صحبت شما خیلی تاثیر داشت:

      الان استاد چرا با آروی نمیاد؟ چرا با کت و شلوار نمیاد، چرا با هواپیما نمیاد؟ چرا با یه تراک ساده؟ چرا با صندل؟ چرا با یه تیشرت؟

      چون رسیده به سادگی….

      چون گذر کرده…

      واقعا از مثالی که زدین استفاده کردم و کامل درک کردم چون خودم کوه نوردم

      از شما سپاس گزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آیسو گفته:
    مدت عضویت: 562 روز

    ꧂ وَمَن کانَ فی هٰذِهِ أَعمىٰ فَهُوَ فِی الآخِرَهِ أَعمىٰ وَأَضَلُّ سَبیلًا ꧁

    و هر که در این دنیا کور [دل‌] باشد در آخرت هم کور و گمراه‌تر خواهد بود‌.

    سوره اسراء آیه 72

    سلام به استاد بی نظیر و دانای من

    خداروشکر میکنم که توی اون حال و هوای معنوی، شما بازم به فکر مایی، شکر میکنم همچین فردی رو برای استادی انتخاب کردم…

    استاد بودن برازنده شماست.

    هدایت، کلمه ای بود که برای اولین بار اینکه چطور کاربردی توی زندگیم ازش استفاده کنم رو از شما یاد گرفتم، اینکه خدایا هدایتم کن از کدوم راه برم؟ هدایتم کن بفهمم برای پژوهشن الان باید چیکار کنم؟ قدم بعدی کارم تو بگو؟ هدایتم کن الان چی بگم و خدایا زبان من شو و جاری شو..

    خداروشکر که خدا قلبم رو باز کرد، خداروشکر هدایت رو بر من جاری کرد، خدایا شکرت در این سایتم و الان دارم مینویسن، خدایا شکرت برای اینکه لایق دریافت آگاهی ها هستم…

    روزم رو با مدیتیشن صدای شما آغاز کردم قلبم پر از نور و عشق بود، دیروز هم تمام مدت داشتم کامنت میخوندم که ذهنم رو کنترل کنم و احساسم رو خوب نگه دارم

    آخه از شما آموختم که احساس خوب یعنی قدم برداشتن در مسیر خواسته‌ها…

    استاد قشنگ من، من خیلی باور کمبود داشتم، هنوزم دارماااا.. ولی دارم روش کار میکنم اولا به شدت مقاومت داشتم که حتی روش کار کنم اگر فراوانی میدیدم نمیتونستم تمرکزم رو بذارم روش انقدر من باور کمبود داشتم و انقدر که فاصلم حتی با فرکانس کار کردن روی این باور فاصله داشت

    آره استاد منم بچه بودم پاک کن که میخریدم دور جلدش رو چسب میزدم مبادا که جلدش تموم شه یا خراب بشه…

    مادرم همیشه چیزای خوب را یجا دیگه نگه میداشت میگف برای مهموناست، یا اینکه تموم میشه…

    اصلا یه چیز خوب داشتم سعی میکردم تو تنهایی ازش استفاده کنم مبادا دیگران از من بخوانش ، چه خوراکی چه وسایل خوبی که داشتم!

    اگر یه نفر موفق میشد اولش من یکم ناراحت میشدم … ولی الان این بزرگترین تغییر وحودی منه که از موفقیت بقیه خوشحال میشم، دوست دارم پیشرفت کنن اگر ازم کمک بخوان با جون و دل کمک میکنم، به خودم میگم اکه فلانی تونست توام میتونی، اگه اون با این شرایط به دست آورد توام میتونی … استاد خوبم بهم یاد دادین که خودم با بقیه مقایسه نکنم تا در دام این مقایسه و باور کمبود نیفتم

    قبل اینکه یه میوه رو بخورم فکر میکنم مثلا چند روز پیش یجایی مهمونی بودم و برامون از درختای حیاطشون که ماشالله هزار ماشالله چقدر درخت و میوه و فراوانی بود که حد نداشت، صاحب خونه یه ظرف گوجه سبز چید و آورد اون درخت حداقل 2000 تا گوجه سبز داشت و هر یه دونه گوجه سبزش میتونه باعث ایجاد یه درخت 2000تایی دیگه بشه، جهان همینه پر از فراوانیه …

    چقدر از این مثال ها اطرافم هست…

    همین الان یادم افتاد که هرچقدر من تو بچگی باور کمبود داشتم، خواهرم که بچه آخره اصلا اینجوری نیست، اصلا به اون چیزایی ک من تو سن خواهرم بودم فکر میکردم بهشون ، فکر نمیکنه و چقدر راحت هرجیزی که میخواد براش فراهم میشه، فراوانی اول در ذهن منه بعد که باورش رو به اندازه کافی کار کنم در زندگیم فراوانی جاری میشه، استاد این نکته برای من میلیون دلاری ارزش داشت… این نکته ایمان منو قوی تر کرد، این نکته ذهن منو منسجم تر کرد ، این نکته حال منو بهتر کرد

    خداروشکر برای قوانین خداوند که همیشه همینن ک هیچ وقت تغییری نخواهد کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  5. -
    مهدی قربانی گفته:
    مدت عضویت: 553 روز

    خدایا شکرت به خاطر اینکه هدایت شدم به فایل زیبا تاثیر گزار این کامنت رو در حالی،می نویسم وقتی از خداوند خواستم خدایا در چه مسیری می توانم در مسیر خیر تو قدم بردرم که هدایت شدم به فایل طبق نشانه های خداوند این نشانه رو از خداوند دریافت کردم که تنها با ثروتمند شدن هست که می توان در مسیر خیر خداوند قدم برداشت واین راه های قبلن فکر کردم می تونه مرا به خداوند متصل کنه هیچکدومشون نتونست این کار رو برای من بکنه وقتی به ذهنم خودم نگاه میکنم با تلاش های زیادی که برای ثروتمند شدن کردم کلی باورهای مخرب در ذهنم نسبت به ثروت وثروتمندان از گذشته داشتم ودارم وقتی از خداوند با دل جون درخواست کردم خدایا من می خواهم تمام تجربیات گذشته تمام تصمیات گذشته تمام باورهای مخرب گذشته از ذهنم پاک کنم وگوش بدم به هدایت تو وعمل کنم به مسیری هدایت شدم که اصلن فکرشو هم نمی کردم به مسیر ثروتمند شدن همیشه فکر می کردم با کمک کردن به ادم ضعیف ودلسوزی با اونا دیگه خداوند مرا می بخشه واز گناهان من در میگذره به خاطر همین عمری تمام توجه رو انداختم سر ادم های ضعیف و کمک کردن به اونها وپیدا کردن راهی برای برطرف کردن خطاهای گذشته ومتوجه شدم چقدر از روی ترس واجبار من بخشیدم وبه این خاطر با این شکل بخشیدن هیچ کمکی به من نشد همون باورها واحساحسات گذشته رو تجربه وتکرار می کردم وتکرار این تجربیان باعث می شود به تکرار زندگی گذشته یعنی عمری هست که در این مسیر در حال رفت برگشت هستم واز این طرف کلی باورهای خراب در مورد ثروتمند شدن که اگه من ثروت بشم بچه هام خراب میشن همسرم خراب میشه خودم فساد کشیده می شوم ویا ادم طمعه خواری می شوم واز چشم های ادم می اوفتم یا اگر از من پولی بخواد من نتونم بدم ادمی بدی می شوم وباورهای که در گذشته در مورد یک سری ادم ها ثروتنمد توی فامیل داشتم که همه از بدیشون صحبت می کردن چرا با این پول کمکی به کسی نمیکن چون فکر می کردم ثرومند بشود دیگه باید این تعهد بده که دیگران کمک کنه این نوع باورها باعث بدبین شدن من نسبت به ادم ها ثروتمند شده بود ویاد کلی باور مخرب در سر من هست که دیگران فرهنگ مذهب شنیده بودم که ترمزهای شده بودن برای ثروتمند شدن من واز اون ور کلی اروزی که برای هدایه که دوست داشتم از اعماق وجودم ببخشم وحس،خودم رو خوب کنم باید داشته باشم وببخشم که احساحس کمبود نکنم وخدایا شکرت هیچ کسی بهتر استاد نیست که انقدر باور مالی درست رو ذهنش،ساخته واین همه نتیجه مالی درست رو گرفته واینقدر اعتماد بنفس داره ثروت باعث میشه اون زندگی دلخواه رو بسازی،توی ذهنت تو رابطه تاثیر میگزاره ثروت توی روح روان انسان تاثیر میگزاره ثروت هست که باعث ارامش،روح می شود باعثبه وجود اومدن معنویت وشکل گرفتن خدای حقیقی،در ذهنت می شود وخدایا شکرت خدای حقیقی،یعنی ثرومند شدن ثروت هست که باعث دیدن زیبا ها خیلی تاثیر گزاری حس شادی،ثروت باعث شکور بودن تو می شود که موضوع اصلی،من شاکر بودن در مورد خداوند هست همین اصل باعث می شود من هیچ وقت از خداوند خودم جدا نشوم ومسیر درستی وراستی رو بهتر پیدا کنم همیشه چیزی،که داشتم به خاطر حس دلسوزی که داشتم همیشه اون دیگران قایم می کردم که نکنه احساحس اونا بد بشود والان دارم متوجه می شوم چه اشتباهی کردم وکه خواسته با دیدن به وجودمیاد فکر می کردم اگر این کار کنم ادم خوبی هستم پیش خداوند وهمیشه فکر می کردم تجملات خوب نیست وچون من گفته بودن پیامبران ادم ضعیف وفقیری بودن به این خاطر همش تصور این بود ادم فقیر ادم با ایمان تر هستند وخداوند دلش بیشتر سمت ادم فقیر هست بد متوجه شدم اصلن اینطور میگه میشه کسی خداوند رو داشته باشه بعد فقیر وضعیف هم باشه اتفاقن فقر نتیجه بی ایمانی انسان هست به همین خاطر ایمان دارم به وعده ای خداوند بهم داده به خاطر خودم ولیاقت خودم برای ثروتمند شدن چون همش عمری که اشتباه فکر میکنم در مورد ثروت فکر میکنم وهمیشه ثروت رو یا برای کمک به دیگران می خواستم یا برای خانواداه ام وهیچ یا برای رقابت وثبات کردن خودم ولی،الان متوجه شدم که ثروت رو فقط برای خودم خدام می خوام خدای درونم در مسیر رشد یکتا پرستیم برای عشق برای حال خوب برای خرید چیزی که دوست شون داشتم لذت بردن از بهترینها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    زهرا جوهری گفته:
    مدت عضویت: 2190 روز

    به نام خداوند بخشنده ومهربان

    سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم

    خداوند روسپاسگزارم که درک وشنیدن آگاهی های این فایل رو با نوشتن وتمرکز بیشترم برام لذت بخش کرد

    سپاس گزار شما استاد بزرگوار هستم که کمکمون میکنین بهتر خودمون وباورهامون ونتایجی که خلق میکنیم با شنیدن این آگاهی ها بشناسیم وسپاسگزار تر باشیم

    دقیقا نگاه اینکه خداوندا به من ثروت بیشتر بده تابه دیگران خدمت کنم بخصوص در مورد خانواده واطرافیانم در من وجود داره ،،،،ووقتی اوضاع مالی ام بهتر میشه همراه با باور احساس گناهی که من دارم ولذت میبرم وبقیه ندارند،،،شرایط مالی من رو تغییر میده وکم کم نشونه هایی که دارم از جیب می‌خورم وپس اندازم بیشتر نمیشه بهم هشدار میده که دارم مسیر رو اشتباه میرم

    ودوباره میام با دقت فایلها رو گوش میکنم ومینویسم وبه روندی که طی میکنم آگاهتر میشم ،،،ومجدد تغییرات مالی واتفاقات خوب وارتباطات بهتر ونعمت بیشتر رو دریافت میکنم وبعد با احساس گناه وعذاب وجدان این سیکل معیوب تکرار میشه

    این فایل رو باید بارها وبارها گوش کنم واین دو باور محدود کننده‌ای که باور کمبود رو تقویت می‌کنند وهمه ناشی از عدم احساس لیاقت دریافت نعمت ورفاه وثروت بیشتر هست رو با احساسی که دارم آگاهانه بپیذیرم وریشه ای تر حلش کنم

    حتی بارها بدنبال بهبود شرایط مالی ام احساس خوبی که در دورهمی ها ومهمونی ها بدنبال هزینه کردن برای بقیه داشتم ،،این باور که خداوند به من داده ومن هم به بقیه می‌بخشم اینقدر قوی‌ بوده وهست که امکانات وشرایط مکانی بهتر برای زندگی وماشین بهتر را با عذاب وجدان استفاده می‌کنم ومیبینم که کم کم شرایط تغییر میکنه وحتی کامنت گذاشتن وتعهدم برای مستمر نوشتن تمرین ستاره قطبی وتیک زدن شبانه مثل قبل با شوق وذوق نیست،،چون احساس خوب من بدنبال دریافت نعمت بیشتر ورفاه بیشتر برای بقیه هست وبرای خودم رفاه وثروت ونعمت بیشتر را با احساس گناه وعذاب وجدان میخام وبه گفته استاد وقتی برای بقیه هزینه کنم احساسم خوب میشه ولی سیر نزولی رخ میده چون روی این باور زوم میکنم وناسپاسی میکنم،چون تمرکزم روی نعمتها وداشته هام با این باورهای محدودکننده کمتر میشه

    ووقتی شرایطم به سمت وضعیت مالی بقیه افت میکنه ناخودآگاه احساس راحتی میکنم که بقیه خودشون رو با من مقایسه نمی‌کنند و من حق کسی رو پایمال نکردم واین پاشنه آشیل من برای عدم دریافت ثروت ونعمت خداونده که‌ از راههای مختلف میخاد بهم بده ولی من در مدار دریافتش نیستم

    استاد عزیز حتی برای استفاده از فایلها ،،که اکثر محصولات را خریدم،،با همین باور که من دارم وبقیه ندارند که بخرند،احساس‌ گناهش نمیذاره درست استفاده کنم با اینکه روزانه هر جور شده فایلهای متعدد رو گوش میکنم،،ولی عذاب وجدان اینکه من دارم ولی اونها شرایط خریدش رو ندارند نمیذاره درست عمل کنم( در صورتیکه در واقعیت این طور نیست وهر کسی که در مدار باشه هم آگاهی ها رو دریافت میکنه وهم عمل میکنه ونتیجه میگیره)یا ممکنه بقیه درخواست کنند که براشون توضیح بدم یا فایل بفرستم ومثل خودم اونها هم اهل عمل نیستند اون طور که نتیجه مستمر رخ بده،،،ومکرر باید به خودم یادآوری کنم که تا دیدگاهم وباورم تغییر نکنه نتیجه همینه که هست مگر اینکه نگاهم رو تغییر بدم وروی احساس لیاقتم بیشتر تمرکز کنم وعملگراتر باشم

    سلامت وشادوسربلند وسپاسگزار باشیم در این مسیر زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  7. -
    مرضیه لقایی گفته:
    مدت عضویت: 1693 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و مریم خانوم شایسته

    من وقتی هدایت شدم به این فایل همین که عنوان فایل را دیدم (رابطه خداوند و ثروت در ذهن) گفتم این فایل مال منه. حالا میخوام تجربه خودم را درمورد مباحثی که استاد در این فایل ارزشمند مطرح کردند، بیان کنم.

    استاد من تا جلسه 21 دوره ثروت 1 پیش رفتم و بعد احساس کردم نیاز دارم به دوره شیوه حل مسائل زندگی. دوره ای که 2 سال پیش خریده بودم و روش کار کرده بودم و بارها معجزه اش را دیده بودم. بعد از مرور مجدد آگاهی‌های دوره شیوه حل مسائل، تصمیم گرفتم از ابتدا به صورت جدیتر روی باورهای ثروتم کار کنم. یعنی به این نتیجه رسیدم که مسئله من عدم استقلال مالی و مکانی هست و برای محقق کردن این خواسته باید روی آگاهی‌های خالص دوره ثروت 1 کار کنم. الان دقیقا 21 روز هست که دوره ثروت 1 را مجددا شروع کردم. ولی اینبار با دو شرط؛

    1. حتما باید از هر جلسه نکته برداری کنم و دریافتی که از هر جلسه دارم را بنویسم حتی شده یک پاراگراف.

    2. حتما باید یک تمرین در راستای درک بهتر آگاهی های اون جلسه انجام بدم. تا زمانی که تمرین را انجام ندم، حق ندارم برم جلسه بعد.

    الان که هدایت شدم به این فایل فوق‌العاده، دیدم نکاتی که استاد میگن دقیقاً بخشی از آگاهی‌های جلسه 1 و 2 دوره ثروت 1 هست و الان میخوام اون تمرینی که بعد از گوش دادن چندین باره این دو جلسه، برای خودم ساختم را اینجا ثبت کنم؛

    استاد توی جلسه دوم درمورد این صحبت میکنن که چرا اصلاً خوبه که ما ثروتمند باشیم؟ و اینجا این باور محدودکننده را مطرح میکنن که توی ذهن خیلی از افراد، ثروتمند شدن مترادف هست با رنج، غرور، ظلم، خودخواهی، دور شدن از خدا و فقر مساوی است با شرافت و انسانیت و مهربانی و نزدیکی به خدا و معنویت. دفعه اولی که اینها را شنیدم به خودم گفتم من که این باور ندارم. اما اینبار گفتم بیا امتحان کنیم، ببینم منم این باور دارم یا نه. برای اینکه اینو بفهمم از خودم پرسیدم؛

    • مرضیه ثروت و ثروتمند بودن تو ذهن تو چه معنایی داره؟

    • وقتی به ثروت فکر میکنی چه تصویری توی ذهنت تداعی میشه؟

    • چشماتو ببند و تجسم کن ثروتی را که میخوای تجربه کنی، اونجا چه احساسی داری؟ کیا را اونجا میبینی؟ داری چیکار میکنی؟ موقع این تجسم چه گفتگوهایی توی ذهنت مرور میشه؟

    • به یاد خودت بیار واکنش‌های خودت را وقتی با نمادهای ثروت در طی فعالیت‌های روزانه ات مواجه میشی یا وقتی با آدمهای ثروتمند مواجه میشی. توی این موقعیت‌ها چی میگی درمورد اون آدمها؟ چطوری قضاوت‌شون میکنی؟ چه پیشفرض‌هایی درموردشون داری؟ چقدر باهاشون راحتی؟ چقدر نسبت بهشون گارد و مقاومت داری؟

    خلاصه سوالهایی از این دست را گذاشتم جلوم و شروع کردم به نوشتن. وقتی نوشتم به اینها رسیدم؛

    • اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که آدمهای ثروتمند، آدمهای کثیفی هستند. کسانی که ثروتمند میشن خودشون را گم میکنن، میرن دنبال کارهای کثیف و ناپسند. دنبال روابط غیرمتعهدانه و نامشروع، دنبال مواد، الکل، بی بند و بار میشن، به خانواده شون خیانت میکنن، خانواده شون را فراموش میکنن و غرق میشن توی کارهایی که اونها را از روابط رضایت بخش و سالم و البته از خدا و معنویت دور میکنه.

    • دومین چیز این بود که اگر آدمی پول نداشته باشه و بعد پول بدست بیاره یا پولی بسازه تبدیل میشه به یک آدم تازه به دوران رسیده که حالا میخواد عقده‌های هزارساله اش را جبران کنه. بقیه را تحقیر میکنه یا به دید حقارت به دیگران نگاه میکنه. آدمهای ثروتمند ی مشت آدمهای فخرفروشی هستند که فقط میخوان اموال و دارایی شون را به رخ بقیه بکشن و اگر ثروتشون را ازشون بگیری هیچی نیستن و توخالی و پوچ ان. یعنی ناخودآگاه این باور دارم که آدمهای ثروتمند خودشون لیاقت و توانایی خلق ثروت را نداشتن و هر کسی به ثروت رسیده از ی طریقی پول بهش رسیده مثلاً ارث، خانواده، شانس و… . یعنی ناخودآگاه ثروتمندا را آدمهای بی عرضه ای میدونم که توانایی خلق ثروت را ندارن. درحالی که من بارها از استاد شنیده بودم که حلال‌ترین، پایدارترین و پاک‌ترین ثروت‌ها متعلق به کسانی است که از طریق حل یک مسئله به ثروت رسیدن و هر چقدر شما مسئله مهمتری را حل کنی و مسئله آدمهای بیشتری را حل کنی، به ثروت بیشتری میرسی. اما اینو فقط شنیده بودم، درکی ازش نداشتم و باورهام کاملاً متضاد بود با این طرز تفکر.

    برای از بین بردن این باورهای سمی چیکار کردم؟

    به خودم گفتم مگه قانون اصلی قانون ارتعاش نیست؟ مگه این جهان بر پایه انرژی و فرکانس نیست؟ خب اگر پولی به صورت پایدار و پاک وارد زندگی یک نفری میشه، حتما اون آدم در اون مدار بوده و حتماً انرژی اش با انرژی ثروت یکی بوده که داره اینو تجربه میکنه. و البته که اون فرد لیاقت اش را داشته. چرا لیاقت اش را داشته؟ چون ما داریم از ثروت پایدار صحبت میکنیم، ثروتی که حاصل حل مسئله هست و به یاد خودم آوردم آدمهایی که با حل مسائل به ثروت رسیدن. حتی به خودم گفتم توی حل مسئله قرار نیست شق القمر کنی یا ایده خاص و عجیبی را به جهان عرضه کنی. فقط کافیه فرآیندها را ساده‌تر، ارزان‌تر، بهتر و راحتتر کنی. به خودم گفتم خلیل رفعتی را به یاد خودت بیار که با درست کردن آبمیوه، ثروت میلیون دلاری ساخته. بنابراین هر آدمی هر حدی از ثروت را که تجربه میکنه، طبق قانون فرکانس حتماً لیاقت و شایستگی اش را داشته. حتی در راستای تثبیت این باور یک آقایی را برای خودم مثال زدم که به شدت ثروتمندِ، چندین بیزینس موفق داره، بسیار آدم سالمی، ورزشکارِ، توی سن 68 سالگی به اندازه یک جوان بیست ساله سالمه و ساعتها میتونه ورزش کنه، بدن بسیار قدرتمند و عضلانی داره، کیلومترها میتونه پیاده روی کنه، روابط دوستانه و خانوادگی نزدیک و همراه با عشق و دوستی داره. چقدر از ثروت‌اش درست استفاده میکنه، چقدر سفرهای تفریحی و بیزینسی میره، چقدر با خودش در صلحِ، میتونه ساعتها مدیتیشن کنه، با خودش خلوت کنه، با خودش وقت بگذرونه و خلاصه زندگی اش در تمام ابعاد زیباست و خواستنیه و سرشار از نعمت و ثروت و فراوانیه. پس میشود، پس امکانپذیر است. میشه هم ثروتمند بود هم فعال و پویا و خلاق بود هم ورزشکار و سالم بود هم روابط خوبی داشته هم با خودت در صلح باشی هم با جهان و هم رابطه خیلی خوبی با خدای خودت داشته باشی.

    با مرور این الگو به خودم یادآوری کردم؛ همه آدمهای ثروتمند فوق العاده شریف و با صداقت و با اخلاق و سالم و در صلح و متعهد و توانا هستند.

    بعد از خودم پرسیدم؛ چرا اصلاً من ثروت را از معنویت جدا میکنم؟ ثروت یعنی نعمت. مگر باور نداری که همه این جهان را خدا آفریده و خداوندِ یکتا، فرمانروای این جهان هست. بنابراین هر آنچه از نعمت و ثروت و پول و فراوانی و عشق و شادی و حال خوب و سلامتی و رضایت و روابط عالی در این جهان هست همه شون از سمت خداست. خود خدا میگه هر چی خوبی بهتون میرسه از سمت منه و هر بدی بهتون میرسه از سمت خودتونه (آیه 79 سوره نساء). در واقع خداوند سرمنشاء هر خیر و نیکی که در این جهان هست. خداوند پاکی مطلقِ، خدا دانای مطلقِ، خدا فرمانروای مطلقِ، خدا حاکم مطلقِ، خدا صداقت مطلقِ، خدا صلحِ مطلقِ، خدا خالق مطلقِ، خدا ارزش مطلقِ، خدا شرافت مطلقِ. خدا منبع رزقِ، منبع فضلِ، منبع علمِ، منبع آگاهیِ، منبعِ نعمتِ، منبع ایده هاست، منبعِ خلقِ. پس قاعدتاً خدایی که منبعِ مطلقِ ثروته نمیتونه با ثروت منافاتی داشته باشه. نه تنها منافات و تضادی نداره، بلکه کاملاً قرینِ. همونه. اصلا جدا نیست. مگه ماده اس که جدا باشه. عین ماهیت و موجویت اش یکیِ. پس این باور را برای خودم ساختم؛

    خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر می‌شوم. خدایی تر می‌شوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.

    اینجا میخوام دو نکته را هم اضافه کنم؛

    اول اینکه تو روزهایی که داشتم این باورهای اشتباه را کشف میکردم، آهنگ تیتراژ یک سریال تلویزیونی توی مغزم پِلی میشد؛ میشه خدا را حس کرد تو لحظه های ساده/ تو اضطراب عشق و گناه بی اراده. اسم سریال میوه ممنوعه بود و توی ماه رمضون پخش میشد. داستان یک پیرمرد ثروتمند و باخدا و خانواده دوست که با ورود یک دختری توی زندگی اش، همه اعتبار و ثروت و معنویتی که سالها ساخته را از دست میده. اینو گفتم که بگم مغز و ذهن ما در این حد هوشمندِ و در این حد توی ذهن ارتباط ها دقیق و ظریف برقرار میشه.

    دوم اینکه درمورد این باور که من ثروت را میخوام برای کمک و خدمت به مردم، استاد ی فایلی دارن با عنوان؛ حذف ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت. این فایل هم آگاهی‌های نابی میده درمورد این باور که من درمورد ثروتمند شدن احساس گناه دارم و اون را کثیف میدونم و با بخشش میخوام ثروتم را پاک کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 36 رای:
    • -
      Nafis گفته:
      مدت عضویت: 1351 روز

      سلام دوست خوبم

      مرضیه جان

      لذت بردم از خوندن کامنت قشنگت که موشکافانه و دقیق ذهن را بررسی کردی و راه کار ارائه دادی

      تحسینتون می کنم برای درک و اشراف خوبی که به این مسئله پیدا کردید

      این مسئله معنویت در تقابل ثروت مشکل همه ماست

      منم مثل بقیه اولش،که این صحبت ها را از استاد شنیدم ،گفتم نه! من که این باور ها را ندارم بعد هر چی جلوتر رفتن هرچی بیشتر گوش دادم هرچی خودم را کنکاش کردم دیدم اتفاقا دارم ! خیلی هم قوی دارم

      حتی روز قبلی که استاد این فایل را بگذارن سر همین دو راهی مونده بودم و از خدا خواستم بهم جواب بده کدوم راه درسته چون یک عمر ،آدم هایی که تو ذهنمون، تو زندگیمون مظهر خدا بودن تارک دنیا بودن .

      و این برداشت اشتباه را تو ذهنم جا گذاشتن .

      بعد خوندن کامنت دوستان یک سوال دیگر برام ایجاد شده بود که چطور تو ذهنم پول دار شدن را مساوی با وظیفه الهی و شرعی خودم کنم

      پول نداشتن را عذاب دنیا و آخرت کنم و پول دار شدن را پاداش دنیا و آخرت

      که با این جمله شما مواجه شدم

      (خداوند عینِ ثروت و فراوانی و نعمتِ و ثروت و فروانی و نعمت عین خداست. چون اینها با هم قرین هستند و یکی هستند پس هر چقدر ثروتمندتر شوم نزد خدا محبوبتر می‌شوم. خدایی تر می‌شوم. من با هر قدمی که برای ثروتمند شدن برمیدارم به خدا تعهدم را برای نزدیکی بهش، ثابت میکنم. بهش نشون میدم که من دارم در راستای اتصال به منبع و نزدیکی به خودش و قدم برداشتن در راهش، اقدام میکنم.)

      به قول استاد ثروت لازمه توحیدی شدن است.

      دوست دارم کامنت تون را بارها بخونم

      سوالها و تجسمات را با خودم انجام بدهم ، ممنون که تمرینات و آگاهی هاتون را به اشتراک گذاشتید.

      هر روزتون توحیدی تر متصل تر و با ایمان تر نسبت به روز قبل

      در آغوش نور رب العالمین

      دوست مهربانم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    محمد عموری گفته:
    مدت عضویت: 1157 روز

    14 ژوئن 2025

    ساعت 12:49 ظهر

    تذکر دوباره به خودم و شاید سایر دوستان

    بسم الله الرحمن الرحیم

    قبل از هر چیز یکبار دیگه عید سعید قربان که همین چند روز پیش بود رو دوباره خدمت همه عزیزان تبریک عرض میکنم و آرزو میکنم که همه ی روزهاتون بندگی خداوند باشه. همه ی روزهاتون توحید باشه. همه ی روزهاتون اتصال به منبع باشه و لذت ببرید از عشق بازی با معبود.

    مطلبی که میخوام عرض کنم مربوط میشه به یادآوری یک اصل خیلی خیلی خیلی مهم از آموزش های استاد عزیزمون. اصلی که رعایت کردنش باعث سعادت میشه. اصلی که رعایت کردنش انسان رو به مدارهای خیلی خیلی بالاتری میرسونه. اصلی که اگر اون رو از فرع تشخیص بدیم و رعایتش کنیم، هر آنچه خوبی هست وارد زندگیمون میشه و اون چیزی نیست جز :

    کنترل ورودی های ذهن

    اما چرا امروز میخوام در مورد کنترل ورودی ها بنویسم ؟

    پاسخ برمیگرده به اتفاقاتی که توی 24 ساعت گذشته رخ داده. خب همه ما خبر داریم از اون چیزی که رخ داده. استاد همیشه به ما یاد دادن که از اخبار دوری کنیم و فکر میکنم برای همه ما این روزها روزهای بزرگ و محل آزمون هست. محل آزمون برای اینکه ببینیم آیا ما در عمل آموزش ها رو اجرا میکنیم یا نه. محل آزمون که ببینیم آیا ایمان ما واقعیه یا حرف مفت. محل آزمون که ببینیم چقدر میتونیم کنترل ذهن داشته باشیم ؟!

    من مطمئنم اون افرادی که در آینده به پیشرفت های خیلی خیلی بزرگ میرسن، همون هایی هستن که امروز و در این شرایط اجازه ندادن ورودی منفی وارد ذهنشون بشه و اتفاقا توی همچین امتحان هایی با قدرت بیشتر از ذهنشون مراقبت کردن. اون افراد پاداش های بزرگی بدست میارن چون از امتحانات سربلند بیرون اومدن. اون افراد توی همچین روزهایی فاصله خودشون رو با بقیه کیلومترها جدا میکنن و استاد عباسمنش خودش یکی از همین افراد هست. ایشون توی یکی از دوره هاشون در مورد اتفاقات سال 88 و توجه نکردنشون به اون رخدادها در حالی که توی خیابون از کنارشون میگذشتن گفتن و امروز ما دوباره توی وضعیت مشابهی هستیم. توی همچین اوضاعی هست که آدم ها الک میشن. اونایی دستچین میشن که توی همچین روزهایی با قدرت و ایمان بیشتر روی کنترل ذهنشون باقی موندن و پاداش های خداوند نصیب اونها خواهد شد.

    از صبح امروز به شخصه تصمیم گرفتم با قدرت بیشتری خودم رو به فایلها و آموزش های استاد بچسبونم تا جزو اون دسته ای نباشم که در وقت امتحان اوضاع از دستشون خارج میشه و کنترل ذهنشون رو از دست میدن.

    خدای بزرگ رو شاکرم برای بودن در این مسیر

    در پناه خدای بزرگ و رحمن باشید

    پایان : 1:23 ظهر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
  9. -
    شاهرخ گفته:
    مدت عضویت: 2681 روز

    سلام عرض ادب،

    میخواستم یک نکته ای که شاید مربوط به موضوع بحث نیست بگم، و این کامنت دوستانه که پر از الگو های عالی، حس خوب، امید به آینده نزدیک هستش،

    یعنی لازم نیست برای پیدا کردن الگو هر باور دربدر گوگل و وبلاگها و پیچهای انگیزشی باشیم،

    فقط کافیه یه باوری که فکر میکنیم توش ایراد داریمو در بخش سرچ دانلودها بگردیم پیداش کنیم توضیحات استاد و یا خانم شایسته را بخونیم فایل را چند بار بشنویم و بعدش بریم سراغ کامنتها ،

    فقط کافیه هفت یا عشتا کامنتو بخونی خود به خود الگو جدید خیلی برامون شفاف میشه و راحتر میتونیم روش کار کنیم

    خیلی خیلی از کانتها لذت میبرم، شاید نتونم برای همه دوستان پاسخ بزارم ولی اعتیاد پیدا کردم به خوندن کامنتها عزیزانم و حس خوبی که همراهش میاد،

    تشکر میکنم از تمامی اعضای خانواده عزبزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  10. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2092 روز

    سلام استاد عزیزم

    بزرگترین مانع ذهنی بنده در بحث ثروت، اینه که صلاح نیست، فعلا زمانش نرسیده، و اگر شایستگیشو داشته باشم خداوند به بینهایت طریق به روش هایی برای کسب درآمد هدایتم میکنه

    و مثل سیمان این باور به مغزم چسبیده

    زمانی این موضوع سخت تر میشه که به خاطر اشتغالات روزانه، گاهی از ذکر خداوند فاصله میگیرم و از سختی قلبم و پایین اومدن سطح فرکانسیم، متوجه میشم که از خدای درونم غافل شدم، اما همینجا شیطان وارد عمل میشه و القا میکنه که ببین با همین شرایط، تو اینجوری از محبوبت غافل میشی، اگر ثروت پ کسب و کار هم بهش ضمیمه بشه که وابیلا!! و بهم القا میکنه تو میخ اسبهات به دله!! پس همون بهتر که ثروتمند نشی!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
    • -
      الهام حامد گفته:
      مدت عضویت: 3146 روز

      سلام حسین آقای عزیز

      وقتی استاد این فایل رو گذاشت درست روز قبلش من آخرین کامنت شما رو در جلسه 14 هم جهت با جریان خداوند رو خونده بودم و وقتی استاد این فایل رو گذاشت یاد شما افتادم و توی دلم گفتم خداوند به قلب استاد انداخت تا در این مورد صحبت کنه و به نظرم این فایل جایزه خدا برای شماست به خاطر اون حجم از تعهدی هست که شما برای تغییر کردنتون دارین و انقدر با شدت و حدت دارین روی خودتون کار میکنید و این فایل به نظرم پاسخ خداوند به این حد از تعهد شماست، میدونید اون موقع که اون دیدگاه شما رو خوندم خواستم بهتون پیشنهاد بدم که دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه کنید تا موانع ذهنیتون برای دریافت ثروت رو برطرف کنید اما بنا به دلایلی اون موقع ننوشتم، و بعدش خدا انقدر زیبا این جملات توحیدی رو بر زبان استاد توحیدی عزیزمون استاد عباس منش جاری میکنه، استاد در این فایل خیلی سخاوتمندانه تعدادی از باورهایی که در دوره ثروت 1 توضیح دادن رو انقدر زیبا و شیوا میگن و این فایل واقعا یکی از جلسات ثروت 1 هست،

      براتون آرزوی خیر و برکت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        حسین و نرگس گفته:
        مدت عضویت: 2092 روز

        سلام به شما خواهر عزیزم و ممنونم از کامنت شما که مایه روشنی چشم من شد، همون شب که استاد این فایل رو گذاشتن، قبل از اینکه حتی پلی کنم، به خانمم گفتم نرگس این فایلو استاد واس من گذاشته، بخاطر اینکه اصلا قرار بود فیلمهای سفر به دور آمریکا ادامه پیدا کنه و دوره هم جهت هم به موازات اون در جریان بود، چی شد که استاد عزیزم یهو اومده در مورد این موضوع که بزرگترین پاشنه آشیل منه صحبت کرده، واقعا صحبت شما رو تصدیق میکنم و این فایلو لطف و عنایت خداوند و نشانه بزرگواری و سخاوت استاد میدونم و ان شاالله خودم رو به تهیه این دوره در زمان مقتضی ملزم میدونم..از شما ممنونم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: