اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد چقدر شما ساده این قانون رو توضیح میدید چقدر ساده و قابل درک چقدر عالی توضیح میدید برعکس تمامی اساتید دنیا
که یک لقمه روهزاران بار میچرخونن و میزارن تو دهن
شما لایق استاد بودن هستید
و حلالتون باشه تمامی هزینه هایی که بابت دوره دریافت میکنید حلالت باشه مرد از شیر مادر حلال تره
خوب( یکی از باور هایی که من الان تو خودم پیدا کردم و هر بار دارم ازش ضربه میخورم رو پیدا کردم ک الان چند وقت هست باعث. شدع که من راکت باشم و هیج تکونی نتونم از جام بخورم
من همیشه در شهرستان ها کار میکردم و فقط برای مرخصی میومدم خونه
و باورم این بود که من تو خونه آرامش ندارم بخاطر پدرم واس من بهتره که من برم شهرستان کار کنم تو خونه آرامش ندارم تا وقتی که شبا میام خونه نمیتونم درست حسابی کار کنم
و همین باور باعث شده الان که مدت هاست خونه هستم و چند وقتی هست علاقه پیدا کردم به غذاها و محبت های مادرم و هرچقدر دنبال کاری میگردم ک این امکان رو داشته باشه برم صب کار کنم و شب بیام خونه پیدا نمیکنم در حالیک اطراف خانه ما پر از کارخانه ها و شرکت هاست تازه میفهمم چرا نمیشه
در حالیک من اگر جوری کار کنم که بتونم کنار خانوادم هم باشم خیلی سریع تر پیشرفت میکنم منی که اگه شهرستان کار میکردم خودم لباس هامو با دست میشستم ولی تو خونه مادرم زحمت میکشه بدون اینک من بگم لباس هارو میندازه لباسشویی و من نیازی نیست وقتم رو برای لباس شستن بزارم اون زمانی رو که میزارم رو لباس شستن میزارم روی کار کردن فایل ها روی باورهام
من شهرستان که کار میکردم خودن باید صبحونه خودم رو حاظر میکردم ولی تو خونمون صبح به محض اینک چشمامو باز میکنم صبحونه امادس ی دوش میگیرم مثل شاه بعد میام سر سفره چای آماده صبحونه آماده چقدر منطقیه
شهرستان که مار میکردم نصف درامدم خرج خوراکی و جای خوابم میشد
ولی وقتی خونه هستم تمامی درامدم صرف پیشرفتم میشه صرف گسترش کارم میشه
اون خرج ها قطع میشه چون تمامی هزینه هارو پدرم پرداخت میکنه قبض اب، برق، گاز خوراکی غذا و همه چیز
این همه نعمت داشتم و تا الان استفاده نمیکردم الکی داشتم پول هامو خرج چه کارهایی میکردم من
تازگی دوره کشف قوانین رو خریداری کردم و تازه میفهمم اونجایی که استاد میگه
( اگر باورهاتو عوض کنی همون دلایلی که فک میکنی عامل بدبختی تو میشه عامل خوشبختی تو )
وای خدای من الان چقدر قشنگ تر تونستم این موضوع رو درکش کنم
و یک چیز جالبه دیگ من اصلا قرار نبود در مورد این موضوع کامنت کنم فقط میخواستم یک کامنتی گذاشته باشم خیلی کم پیش میاد کامنت بزارم
ولی حالا میفهمم چرا استاد میگه کامنت بزارید کامنتت های بقیع رو هزاران بار بخونید
بزارید باورهاتون بریزه بیرون با نوشتن
وقتی من شذوع کردم به نوشتن کامنت ابن صحبت ها و این باور از وجودم اومد که اره من این باور رو دارم و انگار دستانم خودش داشت این هارو مینوشت
از این به بعد بابت هر فایلی کامنت خواهم گذاشت چون حالا دلیل اینک استاد تاکید دارند رو خوندن کامنت بچه ها رو میفهمم
خدایا شکرت بابت تمومی این آگاهی های نابی که به من میدی
خدایا شکرت که قدرت خلق زندگیمو دادی دیت خودم
استاد عزیزم ممنونم از آگاهی هایی که در اختیار ما میدین تا ما هم بتونیم با استفاده از اونها کنترل زندگیمون رو در دست بگیریم
اتفاقا دیشب یه بحثی بین منو همسرم ایجاد شد که اگ رویای قبل بودم کلی بحث میکردم کلی دنبال دلیل میگشتم تا چند روز تو قیافه بودم زندگی برای خودم و خانواده زهرمار میکردم البته بحث جدی هم هست که یه جوری تکرار میشه هر چند وقت یکبار.
ولی دیشب رفتم تو حیاط رو به آسمون کلی با خدا حرف زدم گفتم اگ این الگو داره تکرار میشه برای باور اشتباه خودم .من خودم مسئول تموم اتفاق ها میدونم و این باور های اشتباه میزارم کنار .به خدا گفتم من دربرابر تو ضعیفم ،میدونم این بحث ها یه درسی داره که باید یاد بگیرم خلاصه کلی حرف زدم تا نزدیک صبح بیدار بودم .و اینم بگم که از خدا خواستم منو اروم کنه در صورتی که قبلا از خدا میخواستم همسرم یا شرایط تغییر کنه ولی دیشب با کار کردن تو دوره ها و باورخوبی که ایجاد کردم که اگ شرایط هر طوری باش من اروم باشم به زیبایی توجه کنم بابت تنها چیزی که هر لحظه سپاسگزاری میکنم اینکه خدا همیشه با منه عاشق منه دوست داره من پیشرفت کنم حتما همه چیز عالی پیش میره وقتی صبح بیدار شدم یه جور خاصی قلبم اروم بود انگار هیچ ناراحتی از همسرم تو دلم نبود خیلی راحت برخورد کردم دیدم همسرم برگشت بهم میگ تو منو سوپرایز کردی تو چقد تغییر کردی من عاشقتم .به همین خوبی عالی پیش رفت .و بعد اینکه رفت سرکار چقد سپاسگزاری کردم و به خودم افتخار کردم چقد عاشق تر شدم نسبت به خدا.
انقد تو این مدت خدا سوپرایز کرده حتی تو اوج حال بد اینم ته ذهنم یا اینطور بگم دلیل منطقی برای ذهن دارم که همه چیز به نفع من پیش میره و خدا کمکم میکنه.
الان شاید بگم 90 درصد اینکه روی کسی حساب باز کنم اون فقط خداست …
اگرچه انسانیم و گاهی وقتا در برابر این همه خوبی خدا ناشکری میکنم ولی خیلی زود برمیگردم شاید در عرض چند دقیقه .
استاد حتی بودن شما برای من حکم یه پیامبر داره من از بچگی همش از خدا میخواستم که یکی باش مثل پیامبر و امامان اون دوره کمکمون کنه با دلیل و منطق توضیح بده و این باور داشتم که باید بهش برسم تا اینکه شما رو پیدا کردم خیلی ازتون ممنونم
من عاشق خدا شدم خدا تو این مسیر برام پدر مادر همسر خواهر برادر رفیق عشق ….شد .
زندگی من قبل از دریافت این آگاهیها واومدن به سایت پر از شرک بود در حالی که فکر می کردم یه مسلمان وشیعه واقعی هستم نمازهای سر موقع نماز شب خوندن قران که فقط خوندن کلمات بود ودر کلاسهای قران شنیده بودم این کلمات خوندنشون وبه زبان اوردنشون هم دارای اعجاز هست وحتی نگاه کردن به کلماتش هم ثواب داره وخوندن نمازهایی که همه جا بودم جز در محضر خدا.
وفرداش هر کاری می خواستم انجام بدم دنبال پارتی واشنا بودم دنبال گرفتن وام ورو انداختن به ریس بانک وکارمندها .
شب وروز خدارو به خیال خودم می خوندم اما بعد قدرت رو در دست همه کس وهمه چیز می دادم جز خدا.
از چشم زخم وحسادت دیگران می ترسیدم وهر اتفاق بدی رو به شوم بودن به چشم به حسادت ربط می دادم.
همه زندگیم شرک بود در حالی که فکر می کردم یه خداپرست ویکتاپرست هستم.
هر وقت هم مشکلاتم بیشتر وبیشتر می شد به درگاه خدا گله وشکایت می کردم که چرا کمکم نمی کنی.
هر وقت خودم وخانواده ام مریض می شدیم ترس ونگرانی وجودم رو می گرفت ودست به دامان امامزاده ها ونذر ونیاز می شدم و از انها می خواستم حالا که آبرودار نزد خدا هستند من رو شفاعت کنند تا خدا من سر تا پا گناه رو ببخشه.
الان وقتی به اون افکار فکر می کنم باورم نمی شه این افکار شرک آلود برای من بوده و من غرق در شرک بودم.
اما وقتی به سایت اومدم وشما از مسول بودن ما در برابر زندگیمون گفتید از خالق بودنمون از اینکه هیچ کس قادر نیست زره ای زندگی ما رو رقم بزنه یا تغییر بده مگر اینکه ما بهش قدرت بدیم حتی خداوند هم اختیار زندگیمون رو به خودمون به افکار وباورهامون داده وبه هر سمتی که بخواهیم بریم هدایتمون می کنه.
این ما هستین که زندگیمون رو می سازیم نه چشم وحسادت مردم نه ژن وگذشته ما نه پدر ومادر ما از هر جا که تصمیم به تغییر بگیریم زندگیمون تغییر می کنه .
دیگه وقتی توی مغازه مشتری می یاد فکر نمی کنم اون داره روزی بهم می ده بلکه این خداست که دستانش رو فرستاده تا بهم روزی برسونه.
هر وقت مشتری نبود می گم خدا از بی نهایت راه روزی می رسونه قرار نیست فقط با راهی که من فکر می کنم بهم روزی برسونه.
اگر بیمار شدم یا بیماری دیدم در موردش حرف نمی زنم سعی می کنم به قسمتهای سالم بدنم توجه کنم وفایلهای ارامش در پرتو آگاهی رو گوش بدم وبه خودم بگم بدن من قادر هست هر چند وقت یکبار خودش رو از نو بسازه.
من اگر مواظبت کنم بر بدنم وباورهای سلامتی رو داشته باشم می تونم در سلامت کامل زندگی کنم.
ولی با شنیدن حرفهای شما با ساختن باورهای درست در مورد خدا در مورد شنیدن اینکه خدا فقط خالق نیست او رب هست کسی که همه قدرتها در اختیارش هست او برام پارتی می شه برام آشنا می شه برام روزی بی حساب می فرسته وقتی خدا رو دارم چیزی کم ندارم.
کافیه مسولیت خودم رو قبول کنم بدونم خدا آنچیزی رو برام رقم می زنه که من بخوام فراوانی رو باور کنم ثروت در جهان هر روز بیشتر وبیشتر می شه باور کنم من قادرم هر روز سالم وسالمتر وشادتر وشادتر باشم.
هیچ چیز در زندگیم اثر نداره .
فقط خدا خدا خدا وقدرت باورها وفرکانسهای خودم.
استاد خواست وتونست زندگیش رو در تمام ابعاد تغییر بده والگو بشه برای ما.
پس می شه رها شد از باورهای غلط که زندگی ما رو در دست دیگران قرار می ده وزندگی رو انجور که ما دوست داریم رقم زد.
خدا پرستی این طور برای ما جا افتاده بود که زبانی بگیم خدا را می پرستیم ونماز هم باید میخواندیم و مثلا،در شرایط سخت به خدا توکل می کردیم ،،
ولی بعداً فهمیدیم بابا ،،اصلا خدا شناسی این نیست خدا شناسی یعنی خود شناسی،،،واینکه به عوامل بیرونی قدرت ندهیم واین فقط در عمل رخ میدهد که منشا اون بر میگرده به افکارمون،که چه باورهایی داریم آیا پدر و مادر را مسعول،اتفاقات زندگیمان میدانستیم ،،یا دولت ،،یا اوضاع اقتصادی، یا ژنتیک،،وهزاران فکر مخرب دیگه
که باید شناسایی کنیم که چرا
پیشرفت نکردیم
به آن افکار در ذهن قدرت دادیم
تنها قدرتی که درون ما درست عمل میکند
نیروی بینهایتی است که این جهان را اداره میکند
همان نیروی عظیمی که این بدن را ساخته است
آن وقت ما این مدرک اصل (همین بدن)را رها کردیم که چه قدر خارق العاده ساخته شده و چسبیدیم به فرع
وچه قدر ساده از کنار این عظمت بینهایت(بدن)عبور میکنیم
و چسبیدیم به ذهن استدلالی مون
و این نیروی عظیم را دودستی تقدیم ذهن استدلالی(باورهای محدود ومخرب) کردیم و
ذهن محدود و بسته ی ما لحظه به لحظه داره برامون تصمیم گیری میکنه
به قول استاد حتی اگه درصد کمی به قدرت ژنتیک یا عوامل بیرونی دهیم مغزمان (ذهن)این قابلیت را دارد که از کاه کوه میسازد
وبه نظر من
ومانع سعی و تلاش وپیشرفت ما میشود وحس قربانی بودن به ما دست میدهد
پس همان درصد ناچیز را هم اصلا در نظر نمیگیریم،،،چون در مقابل عظمتی که قدرت درونمان دارد بسیار ناچیز است
این توجه ماست که چیز ها را بزرگ میکند
چطور متوجه نمیشویم که این قدرت درون است که از کاه کوه میسازد پس چرا بیاییم به باورهای مخرب توجه کنیم وآن را بزرگ کنیم
خوب این نیروی لایزال توجه را صرف باورهای درست کنیم
استاد مثال بسیار زیبایی زدند در مورد دوقلوها
که هر حرفی و هر باوری و تحلیلی کسی داشت قبول نکنیم گفتند چرا دوقلوهایی که شرایط یکسان دارند نتایج یکسان نمیگیرند؟؟؟
متوجه میشویم حتی دانشمند هم که باشی اگه باورهای مخرب داشته باشی ،بی چاره میشی
استاد جان حقیقت این هست که من به عنوان یک فرد مذهبی اولین بار توحید رو از شما یاد گرفتم مخصوصا فایل رابطه مابا انرژی ای که خدا نامیده ایم، اونجا که میفرمایید: اون خودشه، همه چی خودشه. آه که چقدر روحم از شدت شوق و ذوق به پرواز درمیاد. استاد جان در موردتاثیر عوامل بیرونی من به این حد از یقین رسیدم با آگاهی هایی که از شما گرفتم که هیچ عامل بیرونی، هیچ و هیچ و هیچ عامل بیرونی در زندگی من مطلقا اثری نداره جز به خواست و اجازه خودم. ولی استاد جان من یه گیر ذهنی به عبارتی یه نجوای ذهنی شیطانی دارم که در گوشم زمزمه میکنه که اگر خود خدا برات محدودیت گذاشته باشه چی، و میگه اگر تو خلق میکنی پس آیه 223 سوره بقره و آیه 34 سوره نسا چی میگن؟
خب به عنوان یک خانم که میخوام ازدواج دلخواهم روخلق کنم این نجواها قدرت عمل رو ازمن میگیره
البته باید بگم منظورم ازین دو آیه، ترجمه و تفسیر متداولشون هست نه حقیقت امر که قطعا باید متفاوت باشه.
وقتی این نجواها به ذهنم میاد، صحبتهای توحیدی شما نجاتم میده که اون خودشه وقتی همه چی رب هست وبا من فقط و فقط براساس خواسته های فرکانسیم رفتار میکنه، پس هر ترس و غمی ناشی از برداشت اشتباه و غیر توحیدی ازین آیات یا هر آیه دیگری عین شرک هست، عین شرک.
استاد جانم چقدر دلم میخواد شما راجع به این دوتا آیه برداشت توحیدیتون که همان حقیقت قصد رب سبحان هست روبفرمایید
قوام کلمه ای عربی هست که به معنای نگه داشتن هستش.در قرآن آیه قوام المسجد نیز داریم.یعنی نگه دارنده ی مسجد.
این آیه تاکید داره بر درک تفاوت ذاتی زن و مرد نه از حیث کرامت انسانی
ازین حیث که مردان بخاطر شرایط ذاتی و فیزیکیشون وظیفه حماایت و نگهداری از خانواده رو دارن و مناسبترن برای تامین معاش و الزامات زندگی
حال اینکه زنان بخاطر لطافت درونی مناسبترن برای حفظ کانون گرم خانواده و فرزند پروری
به هیچ عنوان منظور از قوام تسلط و اجازه مالکیت یا برتری مرد بر زن نیست
هم زن و هم مرد دارای کرامات انسانی یکسان هستند و هر دو فرصت رشد و بالندگی یکسان دارند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد
حضور و همراهی زن و مرد با توامان شدن این تفاوت های ذاتی در کنار هم در اوج اختیار و حقوق انسانی طرفین موجب داشتن خانواده ای کامل و روابطی عالی میشود
حال رسیدن به این درک که برای اثبات توانایی های خود دست از جنگ با ذات لطیف خود برای اثباتش به دیگران برداریم چه بسا لذت زندگی صدچندان میشود.
متاسفانه در عصر حاضر با بازی با کلماتی چون فمینیست برداشت های اشتباه فکری ازین جهت که زن آزاد است که هر کار بخواهد بکند یا واژگانی چون استقلال باعث نزاعی درونی برای جنس لطیف زن شده است.
قدم برداشتن در مسیر اهداف و امیال و خواسته هایمان چه ارتباطی به تلاش برای اثبات توانمندیمان یا اینکه ما از پس خودمان بر می آییم دارد
پر واضح است که از پس خودمان و ده ها و صدها و حتی هزاران قبیله بر می آییم
اما این برآمدن برای دل خودمان است یا اثبات توانمندیمان به دیگران
مردان درونا و ذاتا حمایت کردن و تامین کردن را دوست دارند و زنان زنانگی و حمایت فکری و روانی و تربیت را
ما برای لذت بردن از زندگی و رشد و بالندگی آمدیم نه برای اثبات خودمان به کسی
مردان موحد و با تقوا هرگز زیر بار کنترل احدی حتی همسر خود نمیروند چون هم سو با افکار الهیشان نیست زیرا که ایمان دارند تنها کسی را که میتوانند کنترل کنند خودشان و افکارشان است و همینطور زن مومن و موحد و با تقوا نیاز به کنترل همسرش ندارد چون او میداند که آنقدر ارزشمند است که شکی در این ارزشمند بودنش او را به کنترل همسر سوق نمیدهد
بدون وابستگی در کنار هم اما با عشق پاک مامنی الهی به اسم خانواده یا هر چیز که این مفهوم الهی را دارد به دور از هر اسم و قالبی با توجه به درک تفاوت های زیبای یکدیگر برای رشد هم و زندگیشان قدم برمی دارند
آنجا که جسارت و مردانگی میطلبد حضور مرد پر رنگ میشود و آنجا که لطافت و نرمی میطلبد مدیریت زن نمود پیدا میکند در کمال همراهی هم فکری و احترام و لذت بردن از این تفاوت های یکدیگر که لذت زندگی را صدچندان میکند
حال آنکه لطافت زن برای مرد زیبا و دلبرانه است و مردانگی مرد برای زن جذاب و دلگرم کننده
پاسخت به این سوال دوستمون آنقدر زیبا بود که دلم نیومد که نیام و تحسینت نکنم و به افتخارت پا نشم و یه کف مرتب برات نزنم. وقتی که داشتم کامنتت رو می خوندم نمی دونم چرا یه لحظه انگار داشتم تصور می کردم که در یک محیط باز که فلاسفه یونان با همدیگه بحث می کردند انگار نشسته ام و شما روی سن نیمدایره شکلی دارید قدم میزنید و با شور و اشتیاق این سوال رو برای ما و حضاری که نشستیم توضیح می دین. دلیلش رو از خودتون نپرسین چون خودمم نمی دونم
خواهر عزیزم وقتی که سوال نسیبه جان را خواندم اصلا وسوسه نشدم که برم آیاتی رو که اشاره کردند رو بخونم تا بفهمم از چه زاویه ای ایشون داره به مسئله نگاه میکنه! دلیلش رو وقتی از خودم سوال کردم به این پاسخ رسیدم که دلیلش تکامله! هر چقدر بیشتر تکامل پیدا می کنیم، کمتر از این سوالات برامون پیش میاد. چرا؟ چون بهتر متوجه میشیم که اصل چیه و فرع چیه!
از آموزش های استاد عزیزمون یاد گرفتم که در هر زمینه ای دنبال اصل باشم نه فرع. از آموزش های استاد عزیزمون یاد گرفتم که هر باوری که داره بهم کمک میکنه رو فالو کنم و هر باوری که کمکی بهم نمیکنه را آنفالو! و این همان چیزی است که استاد برای فهم قرآن ما رو به اون ارجاع میدن یعنی آیه 7 سوره آل عمران که استاد آن رو کلید درک و فهم قرآن می دونند. خیلی از این سوالات بر میگرده به نگاه و باورهایی که در ما نسبت به خداوند و قرآن ساخته اند. برای همینست که افراد موحد یکتا پرست مثل ابراهیم اسوه و الگو معرفی میشن بسیار کم و تا دلمان بخواهد در زندگی مشرکیم! خواهر عزیز اگه اگه این کامنت رو میخونی میخوام بگم که هر باوری که به تو احساس خوبی میده و تو رو قویتر میکنه آنرا کلام خدا بدون و هر کلامی که تو را تضعیف میکنه و بهت احساس بدی میده رو خطاب به خودت تلقی نکن حتی اگر گفتند کلام خداست! زیرا ما خدا رو آنگونه که شایسته است نشناختیم و همه مشکلات و گرفتاری ها و غم ها و غصه های ما از دور بودن از همین منشآ و منبع هستی نشات می گیره.برای همینست که خداوند مومنان را کسانی خطاب می کند که نه ترسی دارند و نه غمی! روزگارتان توحیدی. یا حق
چه زیبا مثال زدید چه زییا تحسینم کردید و چقدر لذت بخش به دلم نشست
واای منو یونانو فلاسفه و سخنرانیم روی سن
دل انگیز و دل پذیر و پر از هیجان بود
ممنوونتم برادر جانم برای مهر عظیمت
دقیقااااا همین گونه است که فرمودید.با تمام وجوودم سپاسگزار وجود نازنینتان هستم که به زیبایی برایم متذکر شدید.به گوش جان میسپااارمش.
حقیقتا من آن شب رویایی به صورتی اتفاقی به این کامنت هدایت شدم.ابتدا برای پیدا کردن یکی از سوالهایم در عقل کل چرخ میزدم که با سوال این دوسته عزیزمون در اونجا که به نحو دیگه ای مطرح شده بود مواجه شدم اما گذر کردم و بعد به اینجا هدایت شدم و دیدم بعد از چند وقت هنوز این سوال برایشان مطرح بوده و حل نشده.حقیقتش من آنقدر کنجکاو نبودم که حتی یک بار هم تا به کنون سراغ فهمیدن چرایی این آیه رفته باشم.در واقع به همان سبک و سیاق و فرمول خودم هرچه که به کارم بیاید را میپذیرم.اما مدتی بود که این آیه ذهنم را درگیر کرده بود و نمیدانییید که چه انقلابی در من به وجود آورد وقتی بطنش را فهمیدم.
آن نیمه شب آماده بودم که بخوابم و ازین کامنت گذر کردم اما پروردگار گفت بنویس.گفتم من که چیزی نمیدانم به حدی که ذهن پرسشگرم قانع شود جستجویی کردم چه بنویسسم؟گفت میگویم بنویس تو قرار نیست چیزی از خودت بگویی من بر تو جاری میکنم.
خدای من گواهه که من در ابتدای شروع به نوشتن هیچ نمیدونستم که به چه سمت و سویی میره.چون من هیچ دانشی نسبت به قرآن ندارم.
اما بی وقفه آمد و من فقط تایپ کردم.
نمیگویم کامنت من هست میگویم کامنت اوووست.
من گاهی در حین نوشتن کامنت این حس را که تنها واسطه ام برای بیان را حس میکنم اما این کامنت واقعاا متفااوت از هر کدوم بود برای من.خلوصش را در لحظه فهمیدم.
وقتی برای عشق جانم روز بعدشم خواندمش هر دو حیرت زده بودیم و انصافا نتوانستم اعتبارش را به خودم بدهم
نمیداانم نمیداااانم من پرسش هایی در ذهنم بود و به حد درکم خدا اینگونه بر من جاری کرد.
من برای سوالی دیگر رفته بودم اما گویا به نحوی ریشه ای خدا مغز مرا جراحی کرد و در واقع این مسیرهای اخیرم برای درخواست هدایتش هست که هر بار گوشه ای را ترمیم میکند.
من از وقتی دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردم تمام زندگیم زیر و رو شد
من اون دوره رو خریدم که از طریق پول همه زندگی رو درست کنم اما فهمیدم همه چیز درست بود و من بودم که باید خودم رو درست میکردم
استاد ازت ممنونم
یادمه اون زمان خیلی نگران تاثیر پدرم در ازدواج کردنم بودم
انقدرررر نظر و تاثیر ایشون رو مهم میدونستم که باااااور کرده بودم هرگز نمیتونم با کسی که خودم دوست دارم ازدواج کنم و حتما اون شخص باید مورد تایید پدرم باشه
بادمه بعد از شنیدن اون حلسه از روانشناسی ثروت 1، به خودم کفتم کیانا اینکه این باورت رو عوض کنی «یکی از راه های ازدواج موفق نیست» این «تنها راهه»
برای همین خیلیییی با انگیزه شروع کردم و شرک به خداوند رو از زندگیم پاک کردم
هر رووووز که بیدار میشم (حتی همین الان) با خودم میگم و یاد آوری میکنم که «یک قدرت در جهان هست و اون قدرت خداونده، هیچکس یه اندازه پشیزی قدرت نداره که بخواد از من چیزی رو بگیره، فقط خدا و خودم»
این جمله رو هم از خودتون یاد گرفتم ولی انقدددر تکرار کردم که حفظ شدم
استاد این رو مینویسم تا اگر بقیه هم در مسیر هستن بدونن که چطور کار میکنه…
از اون روز به بعد کم کم نشانه ها شروع به اومدن کردن، مثلا به روز پدرم (بدون هیچ دلیلی) بهم گفت زندگیت دست خودته هرکاری به صلاحته انجام بده اما مسئولیتش با خودته، یا مثلا دخالت و تحکمش در تمام امور زندگی من (آرام آرام) کم شد…و یادمه حتی خیلی نگران روز خاستگاری و اینا بودم:))) ولی به طرز عجیبی پدرم اون روز خونسرد و آروم بود و فقط همه چیز همونطوری پیشرفت که من میخواستم.
من با اون کسی که دوست داشتم ازدواج کردم خیلی وقته… و یه زندگی فوق العاده لذت بخش دارم.
ازتون ممنونم استاد برای این نگاهی که بهمون دادی
چون این نگاه فقط مربوط به یک مسأله نمیشه
این نگاه در تمااااام ابعاد و جنبه های زندگی ریشه میکنه،
توی کسب و کار ، توی روابط عاطفی ، توی روابط اجتماعی … اگه این ذهنیت باشه که کس دیگری یا عامل دیگری تاثیر گذاره ، تا همیشه توی همه مسائل گیر میکنی…
دوستای عزیزی که این کامنت رو میخونین، من به هر آنچه که خواستم در زندگیم رسیدم و دارم همچنان میرسم چون هر روز خواسته ها با ما رشد میکنن
اما من هر روووووز روی باورهام کار میکنم
هر روز این باور مهم رو با خودم یاداوری میکنم
اگه میتونین حتما دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کنین چون این دوره دستور العملی برای هممممممه ی مسائل زندگیه. استاد درباره ثروت مثال میزنن اما شما مثالها رو در تمام جنبه ها میتونین استفاده کنین
استاد عزیزم از خدا میخوام هر جای این دنیا که هستی، به اندازه ی خوشحالی و شادی ای که به همه ما بخشیدی بهت خوشحالی و شادی بده
مخصوصا، جمله ایی که نوشته اید، که هیچ چیز در مقابل خدا پشیزی ارزش ندارند، و خدا و خودم مسیر زندگی را تعیین میکنم
جالبه که امروز ساعت 1.30 صبح من پشت فرمون عین همین جمله می گفتم و وقتی در متن زیبای شما هم این جمله الهی گونه را دیدم خیلی دلم آروم شد، که مسیر درست همینی که هست، وتوحید یعنی این،
بسیار سپاسگزارم از پافشاریتون روی اون تغییر باور و حصول نتیجه عالی در زندگی،
و تشکر قدردان استاد بی نظیرمون که این راه اصیل را برای ما نشان داد،
چقدر خوشحالیم که در یک مسیر هستیم، و استاد عزیز، الهامات خودش را برای می می بخشد
و من مطمئنم از این بخشش، میلیونها بار بازم دریافت خواهد کرد،
بنام رب جلیل و بنام خداوندی ک هر آنچه داریم و هستیم از اوست
سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی مهربان و خانواده بزرگ عباسمنش
این فایل هدایتی امشب من بود و خدارو صد هزار مرتبه شکر برای هدایت به این مسیر زیبا
و خدایا شکرت برای این تابلو نقاشی شگفت انگیز پرادایس زیبا،هر بار این تصاویر زیبا و واقعا رویایی ک شاید تو کتابا و تخیلات ازش شنیده بودم،ی خونه چوبی زیبا وسط یک دریاچه زلال در دل جنگل سرسبز زیر آسمون زیبای خدا و هر بار ک میبینم تحسین میکنم این همه زیبایی و عظمت رو و این نقاشی زیبای پروردگار،اونقدر محو دیدن این زیبایی ها میشم ک حس میکنم الان وسط این منظره زیبا و چشم نوازم،واقعا زندگی در بهشت برازنده این پرادایس زیباست خدایا شکرت خدایا شکرت
و اما امان از شرک ک ریشه همه بدبختی های ماست ،قدرت رو از خدا میگیریم و میدیم ب غیر خدا میدیم و همیشه سرمون پیش غیر خدا کجه ک برامون کاری کنه،به فلان کارمند بانک و ریس ک وام جور کنه برامون ،به ریس و فلان آدم ک کاری برامون دست و پا کنه وووو…امان از ما که بیشتر عمرمون رو از خدا غافلیم و خودمون رو زرنگ میبینیم و حلال همه مسایل،هر چی برمیگردم ب قبل بیشتر احساس شرمندگی میکنم پیش خدای خودم آخرین بارش همین امروز که برا انجام شدن کارم ب چند نفر خواهش و تمنا وغافل از خدایی ک همه امور م دست اونه و بی اذن اون و خواست اون نخواهد شد،و چقدر من فراموشکارم،امشب با خودم به فکر فرو رفتم و گفتم به خودم ک تو فکر میکنی همه چی رو سپردی بخدا و فقط در کلامه در عمل ک میشه همه رو قدرت میدی به همه جز اونی ک باید بهش تکیه و توکل کنی ،و چقدر خودم رو میگم هنوز کار دارم با خودم و طبق روال هر روز و شب اومدم سراغ نشانه روزانه و این فایل زیبا و تلنگر به موقع،باز هم شاکر خداوندم که گرچه فراموشکارم ولی او درست جایی باید، به جای مچگیری دستم رو میگیره و میاردم تو مسیر درست، خدایا شکرت که هستی و خدایا شکرت بخاطر وجود استاد عزیزم و سایت پر از آگاهی های نابش ،
درمورد خودم باید بگم و به قول استاد خودافشایی کنم اینکه فکر میکنم من مفاهیم رو خوب میدونم
تا حدودی عمل هم میکنم اما باید بگم که قطعا درست و کامل عمل نمیکنم باید بگم شعار دادن من(برای خودم) خیلی بیشتر از عمل کردن منه
که اگر عمل به گفته ها خوب بود قطعا نتیجه من دلخواه من بود. باید بگم که نتیجه گرفتم، از قبل بهتر هم شدم، ولی برای تداوم بیشتر باید بهتر و با تداوم بیشتر عمل کنم
البته از قبل هم من آدمی نبودم که قدرت رو به هرکسی بدم و بترسم، مشکل من قطعا شجاعت کامل نداشتن برای تغییره
من تقریبا در همه زمینه ها از روابط، معنویت، قانون سلامتی و… نتیجه های خوبی گرفتم، اما نتیجه ای که میخوام در بخش مالی هست که قطعا باورها و ترمزهای زیادی دارم که علیرغم اینکه بهتر شده، اما خیلی با آنچه که من دنبالشم فاصله داره.
حتما باورهای شرک آلود هم در ریشه های فکری من هست که هنوز جهش بلندم رو شروع نکردم
ولی اینجا به خودم تعهد میدم روش کار کنم و این قله رو هم فتح کنم
چون به قول استاد اصول موفقیت در همه زمینه ها ثابته و اصلا پیچیده نیست فقط باید با تداوم و ثبات قدم و توکل ادامه داد و به قول استاد قانون تصاعد که وارد عمل بشه و momentum شروع بشه
اون وقت همه چیز لذتبخش میشه و مثل جاده جنگلی که استاد در قدم اول توصیف کرد
همه چیز به طور طبیعی وارد زندگی ما میشه
سپاسگزارم استاد بابت همه چیزهایی که یادم دادی
من از اینجا بیشتر برای تعهد دادن به خودم استفاده کردم و از این بابت عذرخواهی میکنم
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
دقیقا استاد چیقدر عالی گفتید که این افراد که بنام دانشمندان ی تصمیم رو میگیره بعد 99 درصد مردم مثل گوسفند اون رو باور میکنه بدونه این که کمی فکر کنه که بابا این افراد از کجاه این حرف ها رو در آوردند که مردم به این راحتی اجازه میدن که این حرف ها وارد ذهنشون بشه.
ما خودت مون خلق زندگی مون هستیم چی باور کنیم یا نه نکنیم در هر صورت حق با ماهست وما نتیجه باور های مان رو میگیریم. خداوند ما رو جانشین خودتش در روی زمین قرار داده پس چطور هست که یک فردی ی چیزی رو میگه همه بدنبال اون فرد میدون و بدونه این که کمی فکر .این حرف ها برای ما چی باوری میسازه.
تشکر استاد بابت این فایل عالی .
انشاالله که همه شاد و سلامت و ثروتمند در پناه حق باشین
سلام به استاد توحیدی که من را روز به روز اگاهی مرا درباره توحید بالاتر می بره من در کودکی خیلی با خدا حرف میزدم وباورم همیشه این بود که در همه جا مرا مبینه نظاره گر منه وهر چی بزگتر شدم عوامل بیرونی مرا از او بیشتر جدا کرد همیشه توحید در نظرم بود ولی کم رنگ به او میسپرم ولی پس می گر فتم وبه خودم میگفتم ببینم کسی دارم تو اداره مثلا فلان جای کاری برامون بکنه وایمانم سست بود به یاری خدا واستاد عزیز در سن 62 سالگی باورهای توحید ی من زیاد شد وروز به روز بهاین باور می رسم که هیچ بیماری ارثی نبست وخود ساخت دست بشر است با افکار وباورهای اشتباه خدا را شکر بعد این که عضو خانواده عباس منش شدم بعد از ده سال داروها را کاملا کنار گذاشتم واین باور توحیدی در من ساخته شد که دیگر دیابتی وجود ندارد از صمیم قلب دوستتون دارم شاد موفق وپیروز سعادتمند در دنیا و اخرت وعاشق همیشگی شما
سلام به استاد عشق
سلام خانوم شایسته عزیز
و سلام به تمامی دوستانم
استاد چقدر شما ساده این قانون رو توضیح میدید چقدر ساده و قابل درک چقدر عالی توضیح میدید برعکس تمامی اساتید دنیا
که یک لقمه روهزاران بار میچرخونن و میزارن تو دهن
شما لایق استاد بودن هستید
و حلالتون باشه تمامی هزینه هایی که بابت دوره دریافت میکنید حلالت باشه مرد از شیر مادر حلال تره
خوب( یکی از باور هایی که من الان تو خودم پیدا کردم و هر بار دارم ازش ضربه میخورم رو پیدا کردم ک الان چند وقت هست باعث. شدع که من راکت باشم و هیج تکونی نتونم از جام بخورم
من همیشه در شهرستان ها کار میکردم و فقط برای مرخصی میومدم خونه
و باورم این بود که من تو خونه آرامش ندارم بخاطر پدرم واس من بهتره که من برم شهرستان کار کنم تو خونه آرامش ندارم تا وقتی که شبا میام خونه نمیتونم درست حسابی کار کنم
و همین باور باعث شده الان که مدت هاست خونه هستم و چند وقتی هست علاقه پیدا کردم به غذاها و محبت های مادرم و هرچقدر دنبال کاری میگردم ک این امکان رو داشته باشه برم صب کار کنم و شب بیام خونه پیدا نمیکنم در حالیک اطراف خانه ما پر از کارخانه ها و شرکت هاست تازه میفهمم چرا نمیشه
در حالیک من اگر جوری کار کنم که بتونم کنار خانوادم هم باشم خیلی سریع تر پیشرفت میکنم منی که اگه شهرستان کار میکردم خودم لباس هامو با دست میشستم ولی تو خونه مادرم زحمت میکشه بدون اینک من بگم لباس هارو میندازه لباسشویی و من نیازی نیست وقتم رو برای لباس شستن بزارم اون زمانی رو که میزارم رو لباس شستن میزارم روی کار کردن فایل ها روی باورهام
من شهرستان که کار میکردم خودن باید صبحونه خودم رو حاظر میکردم ولی تو خونمون صبح به محض اینک چشمامو باز میکنم صبحونه امادس ی دوش میگیرم مثل شاه بعد میام سر سفره چای آماده صبحونه آماده چقدر منطقیه
شهرستان که مار میکردم نصف درامدم خرج خوراکی و جای خوابم میشد
ولی وقتی خونه هستم تمامی درامدم صرف پیشرفتم میشه صرف گسترش کارم میشه
اون خرج ها قطع میشه چون تمامی هزینه هارو پدرم پرداخت میکنه قبض اب، برق، گاز خوراکی غذا و همه چیز
این همه نعمت داشتم و تا الان استفاده نمیکردم الکی داشتم پول هامو خرج چه کارهایی میکردم من
تازگی دوره کشف قوانین رو خریداری کردم و تازه میفهمم اونجایی که استاد میگه
( اگر باورهاتو عوض کنی همون دلایلی که فک میکنی عامل بدبختی تو میشه عامل خوشبختی تو )
وای خدای من الان چقدر قشنگ تر تونستم این موضوع رو درکش کنم
و یک چیز جالبه دیگ من اصلا قرار نبود در مورد این موضوع کامنت کنم فقط میخواستم یک کامنتی گذاشته باشم خیلی کم پیش میاد کامنت بزارم
ولی حالا میفهمم چرا استاد میگه کامنت بزارید کامنتت های بقیع رو هزاران بار بخونید
بزارید باورهاتون بریزه بیرون با نوشتن
وقتی من شذوع کردم به نوشتن کامنت ابن صحبت ها و این باور از وجودم اومد که اره من این باور رو دارم و انگار دستانم خودش داشت این هارو مینوشت
از این به بعد بابت هر فایلی کامنت خواهم گذاشت چون حالا دلیل اینک استاد تاکید دارند رو خوندن کامنت بچه ها رو میفهمم
خدایا شکرت بابت تمومی این آگاهی های نابی که به من میدی
خدایا شکرت که قدرت خلق زندگیمو دادی دیت خودم
استاد عزیزم ممنونم از آگاهی هایی که در اختیار ما میدین تا ما هم بتونیم با استفاده از اونها کنترل زندگیمون رو در دست بگیریم
سپاس گذارم
به نام خالق زیبایی ها
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین
و همچنین دوستان هم فرکانسی
استاد من تازه این فایل گوش دادم و چقد به موقع .
اتفاقا دیشب یه بحثی بین منو همسرم ایجاد شد که اگ رویای قبل بودم کلی بحث میکردم کلی دنبال دلیل میگشتم تا چند روز تو قیافه بودم زندگی برای خودم و خانواده زهرمار میکردم البته بحث جدی هم هست که یه جوری تکرار میشه هر چند وقت یکبار.
ولی دیشب رفتم تو حیاط رو به آسمون کلی با خدا حرف زدم گفتم اگ این الگو داره تکرار میشه برای باور اشتباه خودم .من خودم مسئول تموم اتفاق ها میدونم و این باور های اشتباه میزارم کنار .به خدا گفتم من دربرابر تو ضعیفم ،میدونم این بحث ها یه درسی داره که باید یاد بگیرم خلاصه کلی حرف زدم تا نزدیک صبح بیدار بودم .و اینم بگم که از خدا خواستم منو اروم کنه در صورتی که قبلا از خدا میخواستم همسرم یا شرایط تغییر کنه ولی دیشب با کار کردن تو دوره ها و باورخوبی که ایجاد کردم که اگ شرایط هر طوری باش من اروم باشم به زیبایی توجه کنم بابت تنها چیزی که هر لحظه سپاسگزاری میکنم اینکه خدا همیشه با منه عاشق منه دوست داره من پیشرفت کنم حتما همه چیز عالی پیش میره وقتی صبح بیدار شدم یه جور خاصی قلبم اروم بود انگار هیچ ناراحتی از همسرم تو دلم نبود خیلی راحت برخورد کردم دیدم همسرم برگشت بهم میگ تو منو سوپرایز کردی تو چقد تغییر کردی من عاشقتم .به همین خوبی عالی پیش رفت .و بعد اینکه رفت سرکار چقد سپاسگزاری کردم و به خودم افتخار کردم چقد عاشق تر شدم نسبت به خدا.
انقد تو این مدت خدا سوپرایز کرده حتی تو اوج حال بد اینم ته ذهنم یا اینطور بگم دلیل منطقی برای ذهن دارم که همه چیز به نفع من پیش میره و خدا کمکم میکنه.
الان شاید بگم 90 درصد اینکه روی کسی حساب باز کنم اون فقط خداست …
اگرچه انسانیم و گاهی وقتا در برابر این همه خوبی خدا ناشکری میکنم ولی خیلی زود برمیگردم شاید در عرض چند دقیقه .
استاد حتی بودن شما برای من حکم یه پیامبر داره من از بچگی همش از خدا میخواستم که یکی باش مثل پیامبر و امامان اون دوره کمکمون کنه با دلیل و منطق توضیح بده و این باور داشتم که باید بهش برسم تا اینکه شما رو پیدا کردم خیلی ازتون ممنونم
من عاشق خدا شدم خدا تو این مسیر برام پدر مادر همسر خواهر برادر رفیق عشق ….شد .
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به استاد ومریم عزیز.
زندگی من قبل از دریافت این آگاهیها واومدن به سایت پر از شرک بود در حالی که فکر می کردم یه مسلمان وشیعه واقعی هستم نمازهای سر موقع نماز شب خوندن قران که فقط خوندن کلمات بود ودر کلاسهای قران شنیده بودم این کلمات خوندنشون وبه زبان اوردنشون هم دارای اعجاز هست وحتی نگاه کردن به کلماتش هم ثواب داره وخوندن نمازهایی که همه جا بودم جز در محضر خدا.
وفرداش هر کاری می خواستم انجام بدم دنبال پارتی واشنا بودم دنبال گرفتن وام ورو انداختن به ریس بانک وکارمندها .
شب وروز خدارو به خیال خودم می خوندم اما بعد قدرت رو در دست همه کس وهمه چیز می دادم جز خدا.
از چشم زخم وحسادت دیگران می ترسیدم وهر اتفاق بدی رو به شوم بودن به چشم به حسادت ربط می دادم.
همه زندگیم شرک بود در حالی که فکر می کردم یه خداپرست ویکتاپرست هستم.
هر وقت هم مشکلاتم بیشتر وبیشتر می شد به درگاه خدا گله وشکایت می کردم که چرا کمکم نمی کنی.
هر وقت خودم وخانواده ام مریض می شدیم ترس ونگرانی وجودم رو می گرفت ودست به دامان امامزاده ها ونذر ونیاز می شدم و از انها می خواستم حالا که آبرودار نزد خدا هستند من رو شفاعت کنند تا خدا من سر تا پا گناه رو ببخشه.
الان وقتی به اون افکار فکر می کنم باورم نمی شه این افکار شرک آلود برای من بوده و من غرق در شرک بودم.
اما وقتی به سایت اومدم وشما از مسول بودن ما در برابر زندگیمون گفتید از خالق بودنمون از اینکه هیچ کس قادر نیست زره ای زندگی ما رو رقم بزنه یا تغییر بده مگر اینکه ما بهش قدرت بدیم حتی خداوند هم اختیار زندگیمون رو به خودمون به افکار وباورهامون داده وبه هر سمتی که بخواهیم بریم هدایتمون می کنه.
این ما هستین که زندگیمون رو می سازیم نه چشم وحسادت مردم نه ژن وگذشته ما نه پدر ومادر ما از هر جا که تصمیم به تغییر بگیریم زندگیمون تغییر می کنه .
دیگه وقتی توی مغازه مشتری می یاد فکر نمی کنم اون داره روزی بهم می ده بلکه این خداست که دستانش رو فرستاده تا بهم روزی برسونه.
هر وقت مشتری نبود می گم خدا از بی نهایت راه روزی می رسونه قرار نیست فقط با راهی که من فکر می کنم بهم روزی برسونه.
اگر بیمار شدم یا بیماری دیدم در موردش حرف نمی زنم سعی می کنم به قسمتهای سالم بدنم توجه کنم وفایلهای ارامش در پرتو آگاهی رو گوش بدم وبه خودم بگم بدن من قادر هست هر چند وقت یکبار خودش رو از نو بسازه.
من اگر مواظبت کنم بر بدنم وباورهای سلامتی رو داشته باشم می تونم در سلامت کامل زندگی کنم.
ولی با شنیدن حرفهای شما با ساختن باورهای درست در مورد خدا در مورد شنیدن اینکه خدا فقط خالق نیست او رب هست کسی که همه قدرتها در اختیارش هست او برام پارتی می شه برام آشنا می شه برام روزی بی حساب می فرسته وقتی خدا رو دارم چیزی کم ندارم.
کافیه مسولیت خودم رو قبول کنم بدونم خدا آنچیزی رو برام رقم می زنه که من بخوام فراوانی رو باور کنم ثروت در جهان هر روز بیشتر وبیشتر می شه باور کنم من قادرم هر روز سالم وسالمتر وشادتر وشادتر باشم.
هیچ چیز در زندگیم اثر نداره .
فقط خدا خدا خدا وقدرت باورها وفرکانسهای خودم.
استاد خواست وتونست زندگیش رو در تمام ابعاد تغییر بده والگو بشه برای ما.
پس می شه رها شد از باورهای غلط که زندگی ما رو در دست دیگران قرار می ده وزندگی رو انجور که ما دوست داریم رقم زد.
خدایا شکرت شکرت شکرت.
استاد متشکرم.
در پناه خدا.
سلام وآرزوی سلامتی برای وارستگان وهدایت یافتگان
خدا پرستی این طور برای ما جا افتاده بود که زبانی بگیم خدا را می پرستیم ونماز هم باید میخواندیم و مثلا،در شرایط سخت به خدا توکل می کردیم ،،
ولی بعداً فهمیدیم بابا ،،اصلا خدا شناسی این نیست خدا شناسی یعنی خود شناسی،،،واینکه به عوامل بیرونی قدرت ندهیم واین فقط در عمل رخ میدهد که منشا اون بر میگرده به افکارمون،که چه باورهایی داریم آیا پدر و مادر را مسعول،اتفاقات زندگیمان میدانستیم ،،یا دولت ،،یا اوضاع اقتصادی، یا ژنتیک،،وهزاران فکر مخرب دیگه
که باید شناسایی کنیم که چرا
پیشرفت نکردیم
به آن افکار در ذهن قدرت دادیم
تنها قدرتی که درون ما درست عمل میکند
نیروی بینهایتی است که این جهان را اداره میکند
همان نیروی عظیمی که این بدن را ساخته است
آن وقت ما این مدرک اصل (همین بدن)را رها کردیم که چه قدر خارق العاده ساخته شده و چسبیدیم به فرع
وچه قدر ساده از کنار این عظمت بینهایت(بدن)عبور میکنیم
و چسبیدیم به ذهن استدلالی مون
و این نیروی عظیم را دودستی تقدیم ذهن استدلالی(باورهای محدود ومخرب) کردیم و
ذهن محدود و بسته ی ما لحظه به لحظه داره برامون تصمیم گیری میکنه
به قول استاد حتی اگه درصد کمی به قدرت ژنتیک یا عوامل بیرونی دهیم مغزمان (ذهن)این قابلیت را دارد که از کاه کوه میسازد
وبه نظر من
ومانع سعی و تلاش وپیشرفت ما میشود وحس قربانی بودن به ما دست میدهد
پس همان درصد ناچیز را هم اصلا در نظر نمیگیریم،،،چون در مقابل عظمتی که قدرت درونمان دارد بسیار ناچیز است
این توجه ماست که چیز ها را بزرگ میکند
چطور متوجه نمیشویم که این قدرت درون است که از کاه کوه میسازد پس چرا بیاییم به باورهای مخرب توجه کنیم وآن را بزرگ کنیم
خوب این نیروی لایزال توجه را صرف باورهای درست کنیم
استاد مثال بسیار زیبایی زدند در مورد دوقلوها
که هر حرفی و هر باوری و تحلیلی کسی داشت قبول نکنیم گفتند چرا دوقلوهایی که شرایط یکسان دارند نتایج یکسان نمیگیرند؟؟؟
متوجه میشویم حتی دانشمند هم که باشی اگه باورهای مخرب داشته باشی ،بی چاره میشی
با تشکر و سپاس فراوان
سلام استاد عباسمنش نازنینم و خانم شایسته عزیزدلم
استاد جان حقیقت این هست که من به عنوان یک فرد مذهبی اولین بار توحید رو از شما یاد گرفتم مخصوصا فایل رابطه مابا انرژی ای که خدا نامیده ایم، اونجا که میفرمایید: اون خودشه، همه چی خودشه. آه که چقدر روحم از شدت شوق و ذوق به پرواز درمیاد. استاد جان در موردتاثیر عوامل بیرونی من به این حد از یقین رسیدم با آگاهی هایی که از شما گرفتم که هیچ عامل بیرونی، هیچ و هیچ و هیچ عامل بیرونی در زندگی من مطلقا اثری نداره جز به خواست و اجازه خودم. ولی استاد جان من یه گیر ذهنی به عبارتی یه نجوای ذهنی شیطانی دارم که در گوشم زمزمه میکنه که اگر خود خدا برات محدودیت گذاشته باشه چی، و میگه اگر تو خلق میکنی پس آیه 223 سوره بقره و آیه 34 سوره نسا چی میگن؟
خب به عنوان یک خانم که میخوام ازدواج دلخواهم روخلق کنم این نجواها قدرت عمل رو ازمن میگیره
البته باید بگم منظورم ازین دو آیه، ترجمه و تفسیر متداولشون هست نه حقیقت امر که قطعا باید متفاوت باشه.
وقتی این نجواها به ذهنم میاد، صحبتهای توحیدی شما نجاتم میده که اون خودشه وقتی همه چی رب هست وبا من فقط و فقط براساس خواسته های فرکانسیم رفتار میکنه، پس هر ترس و غمی ناشی از برداشت اشتباه و غیر توحیدی ازین آیات یا هر آیه دیگری عین شرک هست، عین شرک.
استاد جانم چقدر دلم میخواد شما راجع به این دوتا آیه برداشت توحیدیتون که همان حقیقت قصد رب سبحان هست روبفرمایید
عاشقانه شما و خانم شایسته نازنینم رو دوست دارم
درود و سلام دوسته الهی من
الرجال قوامون علی النسا
قوام کلمه ای عربی هست که به معنای نگه داشتن هستش.در قرآن آیه قوام المسجد نیز داریم.یعنی نگه دارنده ی مسجد.
این آیه تاکید داره بر درک تفاوت ذاتی زن و مرد نه از حیث کرامت انسانی
ازین حیث که مردان بخاطر شرایط ذاتی و فیزیکیشون وظیفه حماایت و نگهداری از خانواده رو دارن و مناسبترن برای تامین معاش و الزامات زندگی
حال اینکه زنان بخاطر لطافت درونی مناسبترن برای حفظ کانون گرم خانواده و فرزند پروری
به هیچ عنوان منظور از قوام تسلط و اجازه مالکیت یا برتری مرد بر زن نیست
هم زن و هم مرد دارای کرامات انسانی یکسان هستند و هر دو فرصت رشد و بالندگی یکسان دارند و هیچ یک بر دیگری برتری ندارد
حضور و همراهی زن و مرد با توامان شدن این تفاوت های ذاتی در کنار هم در اوج اختیار و حقوق انسانی طرفین موجب داشتن خانواده ای کامل و روابطی عالی میشود
حال رسیدن به این درک که برای اثبات توانایی های خود دست از جنگ با ذات لطیف خود برای اثباتش به دیگران برداریم چه بسا لذت زندگی صدچندان میشود.
متاسفانه در عصر حاضر با بازی با کلماتی چون فمینیست برداشت های اشتباه فکری ازین جهت که زن آزاد است که هر کار بخواهد بکند یا واژگانی چون استقلال باعث نزاعی درونی برای جنس لطیف زن شده است.
قدم برداشتن در مسیر اهداف و امیال و خواسته هایمان چه ارتباطی به تلاش برای اثبات توانمندیمان یا اینکه ما از پس خودمان بر می آییم دارد
پر واضح است که از پس خودمان و ده ها و صدها و حتی هزاران قبیله بر می آییم
اما این برآمدن برای دل خودمان است یا اثبات توانمندیمان به دیگران
مردان درونا و ذاتا حمایت کردن و تامین کردن را دوست دارند و زنان زنانگی و حمایت فکری و روانی و تربیت را
ما برای لذت بردن از زندگی و رشد و بالندگی آمدیم نه برای اثبات خودمان به کسی
مردان موحد و با تقوا هرگز زیر بار کنترل احدی حتی همسر خود نمیروند چون هم سو با افکار الهیشان نیست زیرا که ایمان دارند تنها کسی را که میتوانند کنترل کنند خودشان و افکارشان است و همینطور زن مومن و موحد و با تقوا نیاز به کنترل همسرش ندارد چون او میداند که آنقدر ارزشمند است که شکی در این ارزشمند بودنش او را به کنترل همسر سوق نمیدهد
بدون وابستگی در کنار هم اما با عشق پاک مامنی الهی به اسم خانواده یا هر چیز که این مفهوم الهی را دارد به دور از هر اسم و قالبی با توجه به درک تفاوت های زیبای یکدیگر برای رشد هم و زندگیشان قدم برمی دارند
آنجا که جسارت و مردانگی میطلبد حضور مرد پر رنگ میشود و آنجا که لطافت و نرمی میطلبد مدیریت زن نمود پیدا میکند در کمال همراهی هم فکری و احترام و لذت بردن از این تفاوت های یکدیگر که لذت زندگی را صدچندان میکند
حال آنکه لطافت زن برای مرد زیبا و دلبرانه است و مردانگی مرد برای زن جذاب و دلگرم کننده
در پناه حق باشید
سلام و درود خداوند بر نگین عزیزم
پاسخت به این سوال دوستمون آنقدر زیبا بود که دلم نیومد که نیام و تحسینت نکنم و به افتخارت پا نشم و یه کف مرتب برات نزنم. وقتی که داشتم کامنتت رو می خوندم نمی دونم چرا یه لحظه انگار داشتم تصور می کردم که در یک محیط باز که فلاسفه یونان با همدیگه بحث می کردند انگار نشسته ام و شما روی سن نیمدایره شکلی دارید قدم میزنید و با شور و اشتیاق این سوال رو برای ما و حضاری که نشستیم توضیح می دین. دلیلش رو از خودتون نپرسین چون خودمم نمی دونم
خواهر عزیزم وقتی که سوال نسیبه جان را خواندم اصلا وسوسه نشدم که برم آیاتی رو که اشاره کردند رو بخونم تا بفهمم از چه زاویه ای ایشون داره به مسئله نگاه میکنه! دلیلش رو وقتی از خودم سوال کردم به این پاسخ رسیدم که دلیلش تکامله! هر چقدر بیشتر تکامل پیدا می کنیم، کمتر از این سوالات برامون پیش میاد. چرا؟ چون بهتر متوجه میشیم که اصل چیه و فرع چیه!
از آموزش های استاد عزیزمون یاد گرفتم که در هر زمینه ای دنبال اصل باشم نه فرع. از آموزش های استاد عزیزمون یاد گرفتم که هر باوری که داره بهم کمک میکنه رو فالو کنم و هر باوری که کمکی بهم نمیکنه را آنفالو! و این همان چیزی است که استاد برای فهم قرآن ما رو به اون ارجاع میدن یعنی آیه 7 سوره آل عمران که استاد آن رو کلید درک و فهم قرآن می دونند. خیلی از این سوالات بر میگرده به نگاه و باورهایی که در ما نسبت به خداوند و قرآن ساخته اند. برای همینست که افراد موحد یکتا پرست مثل ابراهیم اسوه و الگو معرفی میشن بسیار کم و تا دلمان بخواهد در زندگی مشرکیم! خواهر عزیز اگه اگه این کامنت رو میخونی میخوام بگم که هر باوری که به تو احساس خوبی میده و تو رو قویتر میکنه آنرا کلام خدا بدون و هر کلامی که تو را تضعیف میکنه و بهت احساس بدی میده رو خطاب به خودت تلقی نکن حتی اگر گفتند کلام خداست! زیرا ما خدا رو آنگونه که شایسته است نشناختیم و همه مشکلات و گرفتاری ها و غم ها و غصه های ما از دور بودن از همین منشآ و منبع هستی نشات می گیره.برای همینست که خداوند مومنان را کسانی خطاب می کند که نه ترسی دارند و نه غمی! روزگارتان توحیدی. یا حق
درود و سلام نازنین برادرم
سپاااس و تشکر من از صمیم قلبم را پذیرا باااشید
چه زیبا مثال زدید چه زییا تحسینم کردید و چقدر لذت بخش به دلم نشست
واای منو یونانو فلاسفه و سخنرانیم روی سن
دل انگیز و دل پذیر و پر از هیجان بود
ممنوونتم برادر جانم برای مهر عظیمت
دقیقااااا همین گونه است که فرمودید.با تمام وجوودم سپاسگزار وجود نازنینتان هستم که به زیبایی برایم متذکر شدید.به گوش جان میسپااارمش.
حقیقتا من آن شب رویایی به صورتی اتفاقی به این کامنت هدایت شدم.ابتدا برای پیدا کردن یکی از سوالهایم در عقل کل چرخ میزدم که با سوال این دوسته عزیزمون در اونجا که به نحو دیگه ای مطرح شده بود مواجه شدم اما گذر کردم و بعد به اینجا هدایت شدم و دیدم بعد از چند وقت هنوز این سوال برایشان مطرح بوده و حل نشده.حقیقتش من آنقدر کنجکاو نبودم که حتی یک بار هم تا به کنون سراغ فهمیدن چرایی این آیه رفته باشم.در واقع به همان سبک و سیاق و فرمول خودم هرچه که به کارم بیاید را میپذیرم.اما مدتی بود که این آیه ذهنم را درگیر کرده بود و نمیدانییید که چه انقلابی در من به وجود آورد وقتی بطنش را فهمیدم.
آن نیمه شب آماده بودم که بخوابم و ازین کامنت گذر کردم اما پروردگار گفت بنویس.گفتم من که چیزی نمیدانم به حدی که ذهن پرسشگرم قانع شود جستجویی کردم چه بنویسسم؟گفت میگویم بنویس تو قرار نیست چیزی از خودت بگویی من بر تو جاری میکنم.
خدای من گواهه که من در ابتدای شروع به نوشتن هیچ نمیدونستم که به چه سمت و سویی میره.چون من هیچ دانشی نسبت به قرآن ندارم.
اما بی وقفه آمد و من فقط تایپ کردم.
نمیگویم کامنت من هست میگویم کامنت اوووست.
من گاهی در حین نوشتن کامنت این حس را که تنها واسطه ام برای بیان را حس میکنم اما این کامنت واقعاا متفااوت از هر کدوم بود برای من.خلوصش را در لحظه فهمیدم.
وقتی برای عشق جانم روز بعدشم خواندمش هر دو حیرت زده بودیم و انصافا نتوانستم اعتبارش را به خودم بدهم
نمیداانم نمیداااانم من پرسش هایی در ذهنم بود و به حد درکم خدا اینگونه بر من جاری کرد.
من برای سوالی دیگر رفته بودم اما گویا به نحوی ریشه ای خدا مغز مرا جراحی کرد و در واقع این مسیرهای اخیرم برای درخواست هدایتش هست که هر بار گوشه ای را ترمیم میکند.
خدارا شاااکرم سپاسگزارم
وجود الهی و ارزشمندتون رو تحسین و قدردانی میکنم
در پناه حق باااشید
سلام به استاد عزیزم و مریم جان مهربونم
چقدر قشنگ میگین استاد
چقدر این صحبت ها توی عمل درستن
من از وقتی دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کردم تمام زندگیم زیر و رو شد
من اون دوره رو خریدم که از طریق پول همه زندگی رو درست کنم اما فهمیدم همه چیز درست بود و من بودم که باید خودم رو درست میکردم
استاد ازت ممنونم
یادمه اون زمان خیلی نگران تاثیر پدرم در ازدواج کردنم بودم
انقدرررر نظر و تاثیر ایشون رو مهم میدونستم که باااااور کرده بودم هرگز نمیتونم با کسی که خودم دوست دارم ازدواج کنم و حتما اون شخص باید مورد تایید پدرم باشه
بادمه بعد از شنیدن اون حلسه از روانشناسی ثروت 1، به خودم کفتم کیانا اینکه این باورت رو عوض کنی «یکی از راه های ازدواج موفق نیست» این «تنها راهه»
برای همین خیلیییی با انگیزه شروع کردم و شرک به خداوند رو از زندگیم پاک کردم
هر رووووز که بیدار میشم (حتی همین الان) با خودم میگم و یاد آوری میکنم که «یک قدرت در جهان هست و اون قدرت خداونده، هیچکس یه اندازه پشیزی قدرت نداره که بخواد از من چیزی رو بگیره، فقط خدا و خودم»
این جمله رو هم از خودتون یاد گرفتم ولی انقدددر تکرار کردم که حفظ شدم
استاد این رو مینویسم تا اگر بقیه هم در مسیر هستن بدونن که چطور کار میکنه…
از اون روز به بعد کم کم نشانه ها شروع به اومدن کردن، مثلا به روز پدرم (بدون هیچ دلیلی) بهم گفت زندگیت دست خودته هرکاری به صلاحته انجام بده اما مسئولیتش با خودته، یا مثلا دخالت و تحکمش در تمام امور زندگی من (آرام آرام) کم شد…و یادمه حتی خیلی نگران روز خاستگاری و اینا بودم:))) ولی به طرز عجیبی پدرم اون روز خونسرد و آروم بود و فقط همه چیز همونطوری پیشرفت که من میخواستم.
من با اون کسی که دوست داشتم ازدواج کردم خیلی وقته… و یه زندگی فوق العاده لذت بخش دارم.
ازتون ممنونم استاد برای این نگاهی که بهمون دادی
چون این نگاه فقط مربوط به یک مسأله نمیشه
این نگاه در تمااااام ابعاد و جنبه های زندگی ریشه میکنه،
توی کسب و کار ، توی روابط عاطفی ، توی روابط اجتماعی … اگه این ذهنیت باشه که کس دیگری یا عامل دیگری تاثیر گذاره ، تا همیشه توی همه مسائل گیر میکنی…
دوستای عزیزی که این کامنت رو میخونین، من به هر آنچه که خواستم در زندگیم رسیدم و دارم همچنان میرسم چون هر روز خواسته ها با ما رشد میکنن
اما من هر روووووز روی باورهام کار میکنم
هر روز این باور مهم رو با خودم یاداوری میکنم
اگه میتونین حتما دوره روانشناسی ثروت یک رو تهیه کنین چون این دوره دستور العملی برای هممممممه ی مسائل زندگیه. استاد درباره ثروت مثال میزنن اما شما مثالها رو در تمام جنبه ها میتونین استفاده کنین
استاد عزیزم از خدا میخوام هر جای این دنیا که هستی، به اندازه ی خوشحالی و شادی ای که به همه ما بخشیدی بهت خوشحالی و شادی بده
ارادتمند شما
کیانا بهشتی
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
سلام به کیانای عزیزم خیلی لذت بردم از توضیحات قشنگ و آگاهی بخشت .
وای چقدر زیبا بیان کردی
یک قدر ت در جهان هست و اون قدرت خداونده هیچکسی به اندازه پشیزی قدرت نداره که بخواد از من چیزی را بگیره
فقط خدااااا و خودم
این جمله را خداونداز طریقه شما به من گفت و من بینهایت لذت بردم
کیاناعزیزم خیلی ممنون و سپاسگزارم
وبینهایت از خدای بینهایت بخشنده ام ممنون وسپاسگذار که اینقدر زیبا با بندهاش حرف میزنه
شکرت شکرت شکرت
سلام
هم خانواده عزیز
از متن زیبا و پر محتوای شما بسیار لذت بردم،
مخصوصا، جمله ایی که نوشته اید، که هیچ چیز در مقابل خدا پشیزی ارزش ندارند، و خدا و خودم مسیر زندگی را تعیین میکنم
جالبه که امروز ساعت 1.30 صبح من پشت فرمون عین همین جمله می گفتم و وقتی در متن زیبای شما هم این جمله الهی گونه را دیدم خیلی دلم آروم شد، که مسیر درست همینی که هست، وتوحید یعنی این،
بسیار سپاسگزارم از پافشاریتون روی اون تغییر باور و حصول نتیجه عالی در زندگی،
و تشکر قدردان استاد بی نظیرمون که این راه اصیل را برای ما نشان داد،
چقدر خوشحالیم که در یک مسیر هستیم، و استاد عزیز، الهامات خودش را برای می می بخشد
و من مطمئنم از این بخشش، میلیونها بار بازم دریافت خواهد کرد،
درود بر شما
بنام رب جلیل و بنام خداوندی ک هر آنچه داریم و هستیم از اوست
سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانوی مهربان و خانواده بزرگ عباسمنش
این فایل هدایتی امشب من بود و خدارو صد هزار مرتبه شکر برای هدایت به این مسیر زیبا
و خدایا شکرت برای این تابلو نقاشی شگفت انگیز پرادایس زیبا،هر بار این تصاویر زیبا و واقعا رویایی ک شاید تو کتابا و تخیلات ازش شنیده بودم،ی خونه چوبی زیبا وسط یک دریاچه زلال در دل جنگل سرسبز زیر آسمون زیبای خدا و هر بار ک میبینم تحسین میکنم این همه زیبایی و عظمت رو و این نقاشی زیبای پروردگار،اونقدر محو دیدن این زیبایی ها میشم ک حس میکنم الان وسط این منظره زیبا و چشم نوازم،واقعا زندگی در بهشت برازنده این پرادایس زیباست خدایا شکرت خدایا شکرت
و اما امان از شرک ک ریشه همه بدبختی های ماست ،قدرت رو از خدا میگیریم و میدیم ب غیر خدا میدیم و همیشه سرمون پیش غیر خدا کجه ک برامون کاری کنه،به فلان کارمند بانک و ریس ک وام جور کنه برامون ،به ریس و فلان آدم ک کاری برامون دست و پا کنه وووو…امان از ما که بیشتر عمرمون رو از خدا غافلیم و خودمون رو زرنگ میبینیم و حلال همه مسایل،هر چی برمیگردم ب قبل بیشتر احساس شرمندگی میکنم پیش خدای خودم آخرین بارش همین امروز که برا انجام شدن کارم ب چند نفر خواهش و تمنا وغافل از خدایی ک همه امور م دست اونه و بی اذن اون و خواست اون نخواهد شد،و چقدر من فراموشکارم،امشب با خودم به فکر فرو رفتم و گفتم به خودم ک تو فکر میکنی همه چی رو سپردی بخدا و فقط در کلامه در عمل ک میشه همه رو قدرت میدی به همه جز اونی ک باید بهش تکیه و توکل کنی ،و چقدر خودم رو میگم هنوز کار دارم با خودم و طبق روال هر روز و شب اومدم سراغ نشانه روزانه و این فایل زیبا و تلنگر به موقع،باز هم شاکر خداوندم که گرچه فراموشکارم ولی او درست جایی باید، به جای مچگیری دستم رو میگیره و میاردم تو مسیر درست، خدایا شکرت که هستی و خدایا شکرت بخاطر وجود استاد عزیزم و سایت پر از آگاهی های نابش ،
خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز و همه دوستان سایت
درمورد خودم باید بگم و به قول استاد خودافشایی کنم اینکه فکر میکنم من مفاهیم رو خوب میدونم
تا حدودی عمل هم میکنم اما باید بگم که قطعا درست و کامل عمل نمیکنم باید بگم شعار دادن من(برای خودم) خیلی بیشتر از عمل کردن منه
که اگر عمل به گفته ها خوب بود قطعا نتیجه من دلخواه من بود. باید بگم که نتیجه گرفتم، از قبل بهتر هم شدم، ولی برای تداوم بیشتر باید بهتر و با تداوم بیشتر عمل کنم
البته از قبل هم من آدمی نبودم که قدرت رو به هرکسی بدم و بترسم، مشکل من قطعا شجاعت کامل نداشتن برای تغییره
من تقریبا در همه زمینه ها از روابط، معنویت، قانون سلامتی و… نتیجه های خوبی گرفتم، اما نتیجه ای که میخوام در بخش مالی هست که قطعا باورها و ترمزهای زیادی دارم که علیرغم اینکه بهتر شده، اما خیلی با آنچه که من دنبالشم فاصله داره.
حتما باورهای شرک آلود هم در ریشه های فکری من هست که هنوز جهش بلندم رو شروع نکردم
ولی اینجا به خودم تعهد میدم روش کار کنم و این قله رو هم فتح کنم
چون به قول استاد اصول موفقیت در همه زمینه ها ثابته و اصلا پیچیده نیست فقط باید با تداوم و ثبات قدم و توکل ادامه داد و به قول استاد قانون تصاعد که وارد عمل بشه و momentum شروع بشه
اون وقت همه چیز لذتبخش میشه و مثل جاده جنگلی که استاد در قدم اول توصیف کرد
همه چیز به طور طبیعی وارد زندگی ما میشه
سپاسگزارم استاد بابت همه چیزهایی که یادم دادی
من از اینجا بیشتر برای تعهد دادن به خودم استفاده کردم و از این بابت عذرخواهی میکنم
بنام خداوندی بخشنده و مهربان
سلام استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
دقیقا استاد چیقدر عالی گفتید که این افراد که بنام دانشمندان ی تصمیم رو میگیره بعد 99 درصد مردم مثل گوسفند اون رو باور میکنه بدونه این که کمی فکر کنه که بابا این افراد از کجاه این حرف ها رو در آوردند که مردم به این راحتی اجازه میدن که این حرف ها وارد ذهنشون بشه.
ما خودت مون خلق زندگی مون هستیم چی باور کنیم یا نه نکنیم در هر صورت حق با ماهست وما نتیجه باور های مان رو میگیریم. خداوند ما رو جانشین خودتش در روی زمین قرار داده پس چطور هست که یک فردی ی چیزی رو میگه همه بدنبال اون فرد میدون و بدونه این که کمی فکر .این حرف ها برای ما چی باوری میسازه.
تشکر استاد بابت این فایل عالی .
انشاالله که همه شاد و سلامت و ثروتمند در پناه حق باشین
سلام به استاد توحیدی که من را روز به روز اگاهی مرا درباره توحید بالاتر می بره من در کودکی خیلی با خدا حرف میزدم وباورم همیشه این بود که در همه جا مرا مبینه نظاره گر منه وهر چی بزگتر شدم عوامل بیرونی مرا از او بیشتر جدا کرد همیشه توحید در نظرم بود ولی کم رنگ به او میسپرم ولی پس می گر فتم وبه خودم میگفتم ببینم کسی دارم تو اداره مثلا فلان جای کاری برامون بکنه وایمانم سست بود به یاری خدا واستاد عزیز در سن 62 سالگی باورهای توحید ی من زیاد شد وروز به روز بهاین باور می رسم که هیچ بیماری ارثی نبست وخود ساخت دست بشر است با افکار وباورهای اشتباه خدا را شکر بعد این که عضو خانواده عباس منش شدم بعد از ده سال داروها را کاملا کنار گذاشتم واین باور توحیدی در من ساخته شد که دیگر دیابتی وجود ندارد از صمیم قلب دوستتون دارم شاد موفق وپیروز سعادتمند در دنیا و اخرت وعاشق همیشگی شما