اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی ممنون بابت این فایل واقعا آگاهی دهنده
تجربه هایی که دارم از بچگی رسیده و حتی موقعیت شهر که عوامل بیرونی مخصوصا مذهبی که به من رسیده و باور کردم در مورد شرایط مالی مخصوصا تو رسانه ملی هم میگفتن این بود که زیر گنبد امام حسین علیه السلام هر دعایی بکنی رد خور نداره و مستجاب میشه و این برا من که اصلا انجام نشد با این که چندین بار هم رفتم ولی خب اون خواسته انجام نشد حتی باز گفتن دعاهای مالی باید از امام جواد داشته باشی ولی بازم خب نشد
باور دیگه ای که در مورد سلامتی این بود که من خانوادگی سنگ کلیه داشتن تمام خانواده ام و حتی دایی هام و پدر بزرگم منم خب داشتم ولی از وقتی با استاد آشنا شدم و فایل باور ها رو گوش میدادم همه چی دست خودمه خیلی کار خاصی هم انجام ندادم با اینکه زمانی که سنگ داشتم انواع عرق ها جوشونده ها و اینا مصرف میکردم ولی اصلا درست نمی شد تا روزی که این باور رو تغییر دادم و از نزدیک به دوسال هست که با فایل های استاد آشنا شدم و تغییر دادم سنگی وجود نداره واقعا نیست بطور کامل نیست و خداروشکر راحت شدم
و حتی در مورد کرونا م واقعا تنها ادمی بودم تو خانوادم و حتی شهرم فکر کنم من واقعا باور نداشتم گفتم بابا اصلا کرونا وجود نداره اینا همش میخوان مردم رو گول بزنن و هیچ جا ماسک نمیزدم مگه جاهایی که زور بودن بعد واقعا هم نشد که حتی یک روز هم بگیرم یا دچارش بشم با اینکه داداشم گرفته بود طبق بازم آزمایش های اونا و اومد مغازم و چای هم خوردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد چون من باور نداشتم واین باور خیلی به من کمک کرد
بعد مورد بعدی که خیلی تو شهر ما خیلی میگفتن واقعا چون من و خانوادم یکمی باور کرده بودم براهمون نتایج مالی خوبی نداشتم اون این بود که اگه مسلمان ها کافر نمیشدند من ثروت اونقدر به کافر ها میدادم که حتی ناودون خونه های کافر ها رو از طلا میکردم از بس ثروت بهشون میدادم بعد خب این باور واقعا نه تنها کمک نمیکرد بلکه حتی من رو از ثروت دور میکرد بعد که هم از استاد هم قران خوندم بعد صفات بهشتی ها اینجوری بود که میگفتن این ها رو ما در دنیا هم داشتیم خونه هایی که نهر ها از زیرش جاری است بعد گفتم واویلا چقدر واقعا ما رو محدود میکردن و تو فقر قرار میدادن که مثلا با این بار ما مسلمانیم و با تغییر این دیدگاه میبینم که وضع مالیم داره تغییر میکنه
و کلا هم شهر هم خانوادم خب رفتن تو فرعیات واقعا درگیرمون کردن با فرعیات و خداروشکر میکنم من چون دنبال این آگاهی ها بودم خدا منو هدایت کرد به این سایت و این استاد آگاهی دهنده و واقعا زندگی من تبدیل شده به قبل و بعد از این آگاهی ها و چون واقعا من کامل باور کردم که این راهی هست که کمک میکنه و همیشه هر حرفی گفته میشه و میشنوم اول میسنجم اصلا به من کمک میکنه که باور کنم یا نه من رو از راه راست دور میکنه .
خیلی خوشحالم که یه فایل دیگه در مورد توحید درست کردین من خیلی این فایل هارو دوس دارم و اون اوایل خیلی باهاشون گریه کردم. با این فایل ها بود که من مفهوم اصلی توحید رو فهمیدم. قبل از اون برای من اگه خدارو یکی بدونی و به خداهای دیگه باور نداشته باشی همه چی حله. با شما که آشنا شدم و این فایل هارو دیدم فهمیدم که چقدر در اشتباهم.
یه باورهایی در مورد ما(کردها) هست که:ما همیشه بهمون ظلم میشه، کسی هوامونو نداره، همه باهامون دشمنن، همه میخوان ما بدبخت و ضعیف باشیم و … باورهایی از این دست که فکر کنم هر کس که باما بوده باشه تقریبا بدونن و باهاش آشنا باشن. نیاز به توضیح خاصی نداره که از همون اول دسته بزرگی از ما همیشه آواره بودن.چه گروه ها و حذب هایی تشکیل شد که حق کردهارو بگیرن.چه درخواست ها و توافق ها و اعتماد ها و … که همه آخرش به بدبختی کردها موجب شد. چقدر بزرگان حق بگیر کرد که در دوره های مختلف کشته شدن. منم تا قبل از آشنایی با استاد همین فکرو میکردم. با آشنا شدن با قوانین به فکر افتادم و دنبال کسایی بودم که خارج از این چهارچوب فکرین. کلی آدم موفق و آزاد و خوشحال کرد پیدا کردم که همه چیز در زندگی به نفعشون بوده.خیلی ها از دل همون تضادها به جاهای بزرگی رسیدن. همون اتفاق و افراد که باعث بدبختی خیلیا شد باعث موفقیت دسته ای شد ولی چه دسته ای؟ کسانی که دنبال مقصر نبودن، باور های گذشتهگان رو نپذیرفتن و باور های جدید و خوبی ساختن، شرایط بد رو نپذیرفتن و نادیده گرفتن و خدواند هم به جای درست خودشن هدایتشون کرد.
باور دیگه من در مورد خانمها لود که همه یه مشکلی دارن و نمیتونن وفادار باشن و حتی وقتی که با کسی دوست میشدم و همه چی خوب بود این نگاه بود که(حتی فکرشم نکن که این با بقیه فرق داره) و همش منتظر دروغی چیزی بودم و همیشه هم این اتفاق میفتاد. در آخر میگفتم: خدایی خوب دخترا رو میشناسی، دقیقا همونطوری بود که فکرشو میکردی
باور دیگه من این بود که جیب من سوراخه و پول توش نمیمونه و همیشه هرچقدر که کار میکردم حتی اگه چند برابر روز قبل جیبم سریع خالی میشد
باور دیگه در مورد سلامتی بود که من بدن ضعیفی دارم و خوب همشه هم مریض بودم. باورتون نمیشه تو تابستون سرماخوردگی میگرفتم
کسانی که از هر لحاظ بهتر از منن منو آدم حساب نمیکنن و همیشه هم نادیده گرفته میشدم. توسط کسانی که فکر میکردم از من بهترن
باور های نادرست زیادی در من وجود داشت و هنوزم دارن ولی به لطف خدا با استاد آشنا شدم و هر روز دارم روی خودم کار میکنم. خیلی حالم بهتره نسبت به قبل خیلی راضی ترم چون دارم این باور رو که میتونم زندگی خودم رو خلق کنم رو هر روز قویتر میکنم.
خدایا ازت سپاسگزارم که منو با قوانینت آشنا کرد
استاد عزیزم ازتون ممنونم که این فایل های فوق العاده رو برامون درست میکنین.در پناه الله یکتا️
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی دوست داشتنی و مهربان
سلام به دوستان همفرکانسی ام.
چقدر مبحث توحید شیرینه
خدایا شکرت سپاسگزارم ک من رو به سایت استاد هدایت کردید.
وقتی شرک داریم مگ میشه کاری کرد مادرم ،عموم سنگ کلیه دارن و این شده توی خانواده من ،ک همه ما به صورت ژنتیک باید اب زیاد بنوشیم تا سنگ کلیه نگیریم همین چند هفته پیش ک مامان سنگ شکن انجام دادن بهشون گفتم بیا فقط یکبار به حرفم اعتماد کن و باور کن هیچ دلیلی نداره ک کلیه ات سنگ بسازه این ک دکتر گفت فقط ی باوره بیا تغییرش بده و باور کن ک هیچ برگی به اذن خداوند به زمین نمی افته اما اونقدر نیاز به دیده شدن توی ایشون وجود داره نیاز به اینک براشون دلسوزی کنن و به قول استاد احساس قربانی شدن رو دوست دارن ک حتی حاضر نیستن ی مدت اینو تکرار کنن .
توحید یعنی اینک باور کنیم همه چیز در گرو قوانین خداوند است. یک انرژی قدرتمند ک ما رو خلق کرده و قدرت خلق زندگیمون رو به ما داده
پارسال چنین زمانی رو توی خونه بودیم تابستان گرم چقدر دوست داشتیم بیرون بریم از خونه اما از نظرشرایط مالی نمیشد
ارزو داشتیم ماشینمون بود ک میتونستیم شبها بریم بیرون و لذت ببریم
اما امسال به لطف الله یه ماشین توی پارکینگ خونه است ی ماشینم توی پارکینگ ایران خودرو و به یاری خداوند تا اخر ماه بهمون تحویل میدن.
حقوق همسرم بیشتر شده جوری ک دیگ نیازی نیست از کسی قرض بگیریم حتی اضافه هم میاد ک بتونیم بدهی هامون رو تسویه کنیم.
خدایا شکرت سپاسگزارم.
یادمه پارسال کلیپ فقط روی خدا حساب کن رو چند بار دیدم و به پهنای صورت اشک ریختم حتی الانم ک میبینم چنین احساسی دارم.
خدایا نگرانی چیه از چی نگرانی از بیماری بچت از تموم شدن پولهات
از تهدید بقیه نگرانی
از نتونستن ها نرسیدن ها نگرانی
خب عزیزم تو مشرکی
میترسی از چی میترسی
از اینک همسرت تنهات بذاره
از اینک خانوادت دوست نداشته باشن
از اینک بگن دیدی نتونست مهاجرت کنه
از اینک بگن دیدی اشتباه کرد
از چی میترسی از اینک بقیه برن برسن به رویاهاشون خانه دار بشن
اگر میترسی تو مشرکی
از همسرت میترسی
از پدرت میترسی
از رییست میترسی
از تهدید ها میترسی
ن من میخواهم توحیدی باشم من میخوام همیشه در پناه خدا باشم چه احساس فوق العاده ای هست ک خودت رو توی اغوش خدا احساس میکنی
چه احساس خوبی هست ک با چشمان خدا نگاه میکنی
با دستان خدا مینویسی
با لبهای خدا لبخند میزنی
با قلب خدا عشق میورزی
با توکل ب خدا امید داری
با حمایت خدا شجاعت داری
چقدر زیباست ک وقتی بچهام رو نگاه میکنم خداوند رو توی صورتهاشون میبینم
چقدر زیباست ک باور دارم خداوند حامی من هست و حتی توی ظهر گرما وسط بیابون ک ماشین خراب میشه دیگ نگران نیستم نگران گرمایی شدن بچها
نگران دیر رسیدنم
نگران سوختن پوستم توی افتاب
وقتی خداوند رو توی وجودت حس میکنی باور داری خیری برای تو هست شکر گزار ماشین سالمی باش ک خداوندبهتون داده
توحید یعنی قدرت مطلق خداست یعنی یدالله فوق ایدیهم
خدایا عاشقتم سپاسگزارم ازت
من چقدر مشرک بودم در گذشته
چقدر از همه ترسیدم
از پدر از همسر از حرف مردم از رییس از پلیس از بی پولی از تنهایی از شب میترسیدم
از همه چیز
الان دیگ میدونم همه چیز در گرو قدرت خداوندهست و هر اتفاقی ک برای من می افته فقط نتیجه کانون توجهم و باورهام هست
خدایا یاری ام کن ک بیشتر توحیدی بشم
خدایا چقدر لذت میبرم ک دوستان میان و با ایات قران کامنت میذارن چقدر دوست دارم انس با قران رو
امروز نشستم باورهای ذهنیم رو در خصوص قران نوشتم تا ببینم چرا اینقدر سخته برام دست ب قران شدن
دیدم وای من چقدر از قران میترسم از اینک بی وضو باشم
از اینک بدون غسل باشم …
چقدر میترسم نکنه قران رو کج بگیرم صاف نگیرم و عذاب بشم یعنی برای همه اینها باور بود توی ذهنم
من بیشتر از اونکه قران رو بخوام بخونم فقط دوست داشتم داشته باشم روی بلندی بذارم و ببوسم ک مبادا خدا ناراحت نشه و عذابم نکنه
استاد سپاسگزارم از شما ، شما به من ،خودم و خدای خودم رو شناساندید امیدوارم ک هر روز بیشتر توی این مسیر باشم .
دوستدارم بنویسم هم ردپایی میشه واسه خودم هم هر زمان کامنت میذارم ب طرز معجزه اسایی اون مشکلات حل میشن
سلام و عرض ادب خدمت دوست مهربانم استاد عزیزم پدر معنوی من، سلام به مریم شایسته عزیز،نتیجهای که من از توحید گرفتم رفع کینهها بوده، چرا؟ با خودم فکر کردم که اگر آدمی به من بدی کرده من قبلاً فرکانس بد فرستادم و این بنده خدا چارهای نداشته و واسطهای بوده که انعکاس ارتعاش من به جهان رو به من بفرسته پس برای همین نباید به او خرده گرفت و از کسی کینه به دل گرفت باید به درون مراجعه کرد باید صاف شد تصفیه شد پاک شد خالص شد و عوامل بیرونی رو بی تقصیر دونست من اگر فرکانس خوب بفرستم کائنات به اذن الله دستی میشه برای انعکاس فرکانس های خوب من،نتیجه بسیار درخشان دیگه خیال آسوده بوده نتایج عالی بوده چه در عرصه کار چه در عرصه روابط چه سلامتی و چه ارتباط با خداوند نتایج عالی و بینظیر بوده برای من از صمیم قلبم و از ته دلم عمیقاً ازتون سپاسگزارم آگاهی ها برای من به منزله بارش باران در کویر وجودم بوده من تجربه بسیار بدی از شرک داشتم و الان آگاهی ها خیلی کمکم میکنه توحید یعنی هماهنگی با انرژی مبدا، همه امور را وابسته فقط به یک قدرت به یک نیرو به ذات الله میدونی و از هر آنچه که در بیرون هست رها و آسودهای و با قدرت با جهاد اکبر ورژنی از خودت ارائه میدی که عالیه و تو رو ارتقا میده و کاری به عوامل بیرونی نداری با تمام وجودت متعهد هستی به اینکه یک انسان عالی باشی و روز به روز تکامل خودتو طی بکنی و وقتی که در واقع صدا و سیما رسانه های تصویری و صوتی از بد بودن اوضاع میگن تو فقط و فقط لبخند میزنی و با خودت میگی که خوشبختی من شادی من حال خوب من روحیه من هدیهای از جانب خداوند هست و من به قدرت مطلق متصلم و این خبرهای بد ذره تاثیر روی من نداره هماهنگی با انرژی مبدا یعنی خیالی آسوده ذهنی راحت و رها هماهنگی با انرژی مبدا یعنی احساس ارزشمندی احساس توانمندی احساس لیاقت و شایستگی یعنی خیرخواهی خوش قلبی یعنی من کاری ندارم که همسایه من چه دینی داره چه افکاری داره من با تمام جهان در صلحم مثل خداوند هر چیزی به صلاح جهانه همه چیز به نفع منه مسیر جهان مسیر خیر و تکامل و خوبیه مسیر جهان مسیر پیشرفت هر روزه بلکه هر لحظه است از خدا سپاسگزارم وقتی خودم رو با مهسا 10 سال قبل مقایسه میکنم میفهمم که خداوند چه لطفی به من کرده چه مرحمتی به من روا داشته سپاسگزارم از معبودم و از دستان معبودم که شما و مریم جان عزیز هستید، از شماها هم به عنوان دستان خداوند سپاسگزارم و امیدوارم که جهان برای شما عرصه تجلی و تحققه درخواست ها و آرزوها و رویاهاتون باشه چرا که جهان با وجود شما زیباتره و جهان با وجود شما جای بهتری برای زندگی هست الهی بسیار شکر عمیقا شکر اینقدر حالم خوبه اینقدر ناخودآگاه لبخند میزنم چی بهتر از این واقعاً وقتی به خدا وصلی هیچ چیزی نمیتونه تو رو غمگین کنه تو مقتدری هویت داری تو به خودت عشق میورزی به جهان عشق میورزی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
بسیار سپاسگزارم از رب العالمین، هر اتفاقی که میافته با خودت میگی این با اجازه خدا تو زندگی من محقق شده پس بهترینه به صلاح منه
من کاملا با حرفهاتون موافق هستم ، دقیقا من هم به همسرم همیشه میگم که ما باید اونجوری فک کنین که بهمون کمک کنه نه اینکه جامعه چی میگه . اما خودمم که این حرف ها رو میزنم ، باور 100 درصدی ندارم ، چون وقتی اینو نیفهمم که نتیجه نگرفتم .مثلا ، من از نوحواتی روی پاهام واریس دارم و یادنه از همون زمان میگفتن واریس ارثی هست و منم پذیرفتم و الان که 38 ساله هستم بازم همون باور رو دارم و همیشه میگم اره دیگه مامان و خاله ام هم دارن پس ازث هست. اما خودم می دونم که می تونم درمانش کنم و این اتفاق زمانی می افته که کاملا باور کنم . اما نمی دونم چطوری باور رو تقویت کنم و بپذیرم که می تونم بدن سالمی داشته باشم ، می تونم پای بدون واریس داشته باشم. ای کاش من هم بتونم به تمام آگاهی هام باور کامل داشته باشم و نتیجه بگیرم .مرسی از شما که ما رو راهنمایی میکنید.متشکرم
من پاشنه آشیلی که پیدا کردم این هست که من زبونی میگم همه چی را خدا میده و خدایا شکرت ولی باز هم مشرک هستم
یعنی میام فایل استاد را گوش می دهم یه کم فرکانس ام بالا میره بعد فکر می کنم دیگه فهمیدم دیگه می دونم دیگه ما که فهمیدیم دور روز بعد یه کم فرکانس ام پایینتر میاد دوباره شرک میاد گفت و گوها میان و همین طور ادامه
البته من سعی می کنم حتی یک درصد هم به آموزه ها عمل کنم
ولی مواظب باید باشم که شرک مخفی است خیلی هم مخفی است بیش از حد تصور مخفی است
حالا باید چیکار کنم ؟؟؟؟ بیشتر فایل ها را گوش کنم . اگر موقع گوش دادن زنگی در ذهنم به صدا در اومد فایل را استپ کنم فکر کنم عمل کنم در زندگیم همایش کنم گوش به حرف آدمهای قبلی که در زندگی بوده اند ندهم که این هم جهادی اکبر می خواهد و خداوند خودش باید کمک کنه تا بقیه فایل را گوش کنم و در زندگیم اجرایش کنم
من چند تا آیه از قرآن را روی کاغذ نوشته ام و روی میز گذاشته ام و سعی کنم یک آیه یک آیه درک کنم عملی کنم و هر روز آیه های بعدی را . البته اینجا در سایت خیلی خیلی توحیدی تر میشوم خدا را شکر و البته که به خودم و زندگیم بر می گرده و کمک کننده است ولی وقتی جلو چشمم باشه خیلی عالیه
خدایا کمک کن دستم را بگیر که تا می تونم شرک را از خودم دور کنم تا له تو نزدیک تر شوم
بنام خدا سلام استاد من امروز سرکارم و کلی هم کار دارم اما دوست داشتم کمی رشد کنم کمی پیشرفت کنم من یه اخلاق خیلی بدی تو رابطه دارم اینکه هرچقدرم رابط و کار میکنم دوره ها و حتی فایلهای رایگان میگم اگه کسی تو زندگیم هست باید مرتب چکش کنم تا حواسش باشه من هستم بدونه من تو زندگیشم خیانت نکنه یا اگه کسی کنارشه بفهمه ایشون کسی رو داره سمتش نره خودم برام جالب بود تو جمع یا جایی که هستم میدیدم به طرف زنگ میزنن یا اگه کسی هست سمتش نمیرفتم خلاصه که این الگو مرتب تکرار میشدتا اینکه طرف حتی جواب تلفن ام چند روز چند روز نمیداد همینقدر عادی خلاصه که از امروز تصمیم گرفتم دیگه این کارو انجام ندم روی خودم کار کنم این باورها رو بریزم دور و اینکه دست خدارو باز بزارم و اینها همه بخاطر این بود میگفتم طرف باید با من باشه چون از لحا مالی هست کمکم میکنه یه همچین باورهایی اخرشم با ناراحتی و تموم توقع ها بالا نمیدونم چرا هنوز این باورها رو نرختم دور که فقط خدا هست باید بهم بده با کلی از دستهای مهربونش و اینکه اینجاها هست هر موقع من روی کسی حساب باز میکنم به بن بست میخورم از همونی هم که خودم هستم میوفتم مهارتهام کمتر میشه زندگی کردن کلا فراموش میکنم تصمیم گرفتم بهتر و عالی تر برم جلو حداقل وارد گذشته و ادمهای گذشتم نشم چیزی که دیگه وجود نداره از زندگیم حذف کنم و این شده هدف امسالم میدونم یه کم دیر اومدم اهدافم رو نوشتم اما استاد امسال گفتن نگو فلان رابطه فلان خونه فلان ماشین بگو چقدر میتونم رو رفنتارم اخحلاقم زندگیم بهتر کار کنم روی مهارتهام تا بهتر شم بهترو بهترو و منم امسال تصمیم به بهتر بودنمه خدایا شکرت توحید عملی معجزه میکنه توزندگی
سلااااااام استاد، این فایلتون بهترین چیزی بود که من میتونستم بشنوم، من کل نابودی زندگیم به علت همین موضوعی هست که شما بیان کردید و به خوبی بازش کردید. من یک عمر با منطقی دونستن ضعف هام و ربط دادن ناتوانیم و ضعیف بودنم به ژنتیک و بدنم و غیر قابل درمان بودنش ربط دادم. من همیشه میخواستم عالی تلاش کنم روزی 18 ساعت تمرکزی تلاش کنم، ولی باور داشتم که من آدم ذاتا کم انرژی ای هستم، باور من اینه که من همش خوابم میاد، من نمیتونم زیاد مطالعه کنم، وقتی یکم مطالعه میکنم همش خوابم میگیره، وقتی یکم خونه رو مرتب میکنم و کار میکنم و بیرون میرم، خسته میشم و خوابم میاد، اگه یکم غذا بخورم، یکم برم مهمونی، یکم برم باشگاه و.. کل انرژیم تموم میشه، من باور دارم که ناتوانم، نمیتونم درس بخونم، نمیتونم تمرکز کنم، نمیتونم پیشرفت کنم چون بدنم ضعیف و کم انرژی هست. هر قدر هم غذای مقوی میخورم پر انرژی نمیشم. اصلا ذاتا سطح انرژی من بسیار پایین تر از دیگران هست و من مدام نیاز دارم بخوابم و چندین ساعت استراحت کنم. متاسفانه من باور دارم که من ذاتا آدم افسرده ای هستم. چون همه چیزی برای من برای چند ثانیه جذابیت داره، بعدش برام مسخره میشه، میگم خوب تلاش کنم بدستش بیارم که چی!.. اصلا ارزشِ هر چیزِ با ارزشی رو لگدمال میکنم. من ذاتا آدم عبوس و غمگینی هستم. من استعدا فوق العاده ای تو غمیگین شدن و غمگین ماندن دارم. من ناتوانم هیچ کاری از دستم بر نمیاد. چون توی تماااام طول عمرم نتونستم موفق بشم، نتونستم خواب آلودگیمو کنار بزارم، چون تمام طول عمرم، همش خسته و ناتوان و بی جون بودم، و خستگی و غم از چهرم مشخص بود. من ذاتا شاد نیستم، پر انرژی نیستم، پر هیجان نیستم، من میخوام نجات پیدا کنم، میخوام همه ی اینا رو برعکس کنم،میخوام برعکس این بشم. چیکار کنم؟؟؟. استاد من این فایلتون رو هزار بار گوش خواهم داد، چون دقیقا زدین تو خال. این ذاتی بودن غم و ناراحتی و کم انرژی بودن و ناتوان بودن و خوآب آلو بودنم، منو نابود کرده، میخوام حتی اگه کم انرژی بودنو ضعف بدنیم واقعیت هم داشته باشه، میخوام برعکسش باشم. استاد بازم از مثل این فایل بزارین. خیلی خیلی ممنونم. در پناه خدا باشید
درود به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربون ️ امیدوارم که در پناه یگانه رب به قول استاد عزیزم شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید . استاد چقدر این دعایی که همیشه برای ما میکنید زیباست و احساس آرامش خوبی به من میده. این دومین کامنتی هست که داخل سایت میزارم و دوره هایی که همسرم از پیج خودشون تهیه میکنند رو باهم میبینیم اما هنوز واقعا اون نتایج دلخواه رو نگرفتم به دلیل اینکه متعهدانه روی خودم کار نمیکردم همسرم خداروشکر خیلی از من بهتر روی خودش کار میکنه روی خیلی از ترسهاش پا گذاشت و وارد شغل مورد علاقه خودش شد بعد از سی و چهار سال . خدایا شکرت که لحظه به لحظه هدایت میکنی بنده هات رو .درسته که شاید هنوز باورهای ثروت جفتمون خیلی ضعیف هست اما خدا از طریق نشانه ها با ما صحبت میکنه. استاد چند روزی هست که من و همسرم شروع کردیم این بار واقعا متعهدانه قرآن رو بخونیم و وسط خواندن مدام رها نکنیم و بعد از چند روز نخواندن دوباره عادت بشه برامون نخوندنش و به همین راحتی رها بشه و از این نعمت بی بهره بمونیم. ما مدام داریم دنبال ترمز بزرگ خودمون برای خلق نشدن خواسته هامون و خلق نشدن ثروت بیشتر میگردیم و با هدایتهای روزانه از سایت شما مدام هدایت میشیم به بحثهای توحید عملی . همون شب که اومدیم بحث توحید عملی رو از ابتدای اون تو بخش دانلودها شروع کردیم و اون فایل فوق العاده دعای کمیل رو با توضیحات عالی شما گوش کردیم چقدر متحول شدیم. چقدر این فایل فوقالعادست استاد .تو این چند روز هر روز داریم گوش میدیم اون فایل توحیدی رو و هر بار بیشتر متوجه میشیم که چقدر باور توحیدی زیباست و ما چقدر غافلیم ازش . شرک واقعا خیلی مخفی هست و تو لفافه کار خودش رو میکنه. اون شب اول که فایل دعای کمیل و شعر خانم اعتصامی رو گوش کردیم بعدش چند صفحه قرآن رو خوندیم و خوابیدیم. همسرم خواب دید که داره قرآن میخونه و ی صدایی بهش گفته که صفحه آخری که خوندی رو دوباره بخون. صبح که بیدار شدیم بهم گفت و وقتی آیات اون صفحه آخر رو دوباره خوندیم برگشت به این معانی که خداوند تنها روزی دهنده هست و خلاصه کل اون صفحه از قرآن معنای توحید داشت. خیلییییی متحول شدم و مدام خداروشکر میکردم که حداقل داره ریشه اصلی کم پیشرفت کردنهامون رو بهمون میگه. ما میدونستیم که خیلی باید روی باورها کار کنیم اما اینکه باور توحیدیمون آنقدر ضعیف هست رو نمیدونستیم. خلاصه بعد از کلی سپاسگزاری من از خدا خواستم به من هم بگه که ترمزهای اصلی من که باعث میشه پیشرفت چندانی نکنم به غیر از مساله توحید چی هست ؟ استاد دو شب بعدش البته نزدیک صبح بود یا شایدم حدود پنج و شش صبح ی خوابی دیدم که یکی از آشناهام فوت کرده بود و توی خواب من انگار حس خیلی بدی هم نداشتم اما ی حسی تو خواب بهم میگفت نمیشه که باید خیلی خودتو ناراحت نشون بدی الان مردم میخوان بگن تو خیلی سنگدلی و بی احساسی و از این حرفها. تو خواب ی صدایی بهم میگفت بهنوش تو احساس قربانی بودن شرایط و حرف مردم رو زیاد داریا. تو کش و قوس با اون صدای درونم تو خواب بودم که پریدم .استاااااد خیلییییی حس عجیبی داشتم گفتم خدایا شکرت چقدرررررر تو سریع الاجابه هستی . چقدر راحت با بنده هات حرف میزنی چقدر راحت دعاشون رو اجابت میکنی و چقدر قشنگ تو قرآن فرمودی :
هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مىکنم، پس باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.
. الله اکبر. من دوتا ترمز اصلی دیگه خودم رو هم پیدا کردم . خدایا شکرت این واقعا برام عین این بود که تازه تورو پیدا کردیم و تو داری با ما صحبت میکنی. ترمزهایی به نام شرک ،حرف مردم، احساس قربانی شرایط بودن . استاد دقیقا درست بود اون روز خیلی با خودم فکر کردم داستان من این بود که من فارغ التحصیل رشته گرافیک هستم و بعد از دانشگاه به لطف خدا خیلی زود کار پیدا کرده بودم و نزدیک پنج سال تو زمینه طراحی مجلات تخصصی با دو تا نرم افزار اصلی گرافیک کار میکردم .شبها واقعا خسته میرسیدم خونه و خیلی چشمهام درد میگرفت تا اینکه رفتم پیش چشم پزشک و یک سری بررسی کرد و به من گفت تو سردرد شبه میگرن مادرزادی داری که دیگه نباید با کامپیوتر کار کنی و اگر کار کنی باید هر روز این سردردها رو به جون خودت بخری . من ی مدت دیگه هم کار کردم و بعد دیگه دیدم خیلی سختم هست و نمیتونم این درد رو هر روز تحمل کنم و کار گرافیک کامپیوتری رو رها کردم. بعد یکسال حدودا ازدواج کردم و سال اول ازدواج اصلا کار نکردم و بعدش کم کم گفتم خوب چه کار میتونم بکنم ؟ تنها کاری که میتونستم با توجه به تخصص خودم بکنم هنرهای دستی بود توی خونه کار هنری داتینگ و پرشنگ و رزین انجام میدادم اما فروش خوب نبود و جز چند نفری که آشنام بودن و اعضای خانواده مشتری دیگه ای نبود .همش به خدا میگفتم استاد عباسمنش میگن حرکت کن منم دارم حرکتی که از دستم برمیاد و با شرایط فعلی سازگار هست رو انجام میدم پس چرا پیج کاری من رشد نمیکنه و چرا مشتری زیادی برام نمیفرستی ؟ خلاصه که به جای خودم از خدا شاکی بودم و همش میگفتم کار تخصصی من که اونجوری شد کلی تو کار خودم برام ارزش قائل بودند و طراح اول شرکت بودم و هربار مدیر هنری ما مکان عوض میکرد و خودش شرکت میزد به من میگفت که من میخوام شما طراح شرکت من باشی و از این همه حس خوب اعتماد به نفس من رو رسوندی به اعتماد به نفس صفر . خلاصه که خیلی با خودمو خدا درگیر بودم به خصوص که کارهایی مثل منشی گری و بازاریابی و این جور چیزها رو هم اصلا دوست نداشتم که بخوام انجام بدم و پول بسازم و فکر میکردم فقط باید تو حیطه هنر کار کنم . من به رشتم علاقه زیادی داشتم اما کم کم این محدودیتها باعث شد که به مرحله تنفر از رشته خودم برسم .بعد از چند سال حدود چهارده سال بعد از فارغ التحصیل شدن هم زنگ زدم دانشگاه که مدرک اصلیم رو بگیرم و به من گفتن که باید حدود شصت میلیون پرداخت کنی چون برای دولت کار نکردی و سابقه بیمه نداری. (من اون پنج سال رو هم که کار کردم بیمه نداشتم) و چون دانشگاه سراسری درس خونده بودم باید انگار به دولت هزینه تحصیل پرداخت میکردم . این یکی دیگه برام خیلی دردآور تر بود همش نجوا داشتم که من با اون همه زحمتی که کشیدم شب بیداریهایی که کشیدم و فشارهایی که تحمل کردم چرا باید الان بخوام به دولت پول بدم که مدرک تحصیلیم رو بگیرم؟ من تلاش کردم که دانشگاه سراسری قبول شدم وگرنه میرفتم آزاد درس میخوندم و آنقدر هم به خودم سختی نمیدادم . خلاصه دیگه استاد اون روز نگم براتون که چقدر از زمین و زمان و مملکت و دولت وهمه شاکی بودم به خدا میگفتم من اون همه سختی کشیدم که سال آخر هنرستان دانشگاه قبول بشم رتبه من خیلی خوب شد تو دانشگاه اون همه چشم گذاشتم سردرد کشیدم من زانوهایم هم توی مسیر علاقه نابود کردم چون خیلی روی زانوهام مینشستم و زانوهام ساییدگی مفصل پیدا کرد و خلاصه استاد یک پکیج کامل بودم از احساس قربانی شدن توسط شرایط و ژنتیک و مملکت و ….
من از اون روز به بعد تصمیم گرفتم مسیر دوم علاقه خودم رو ادامه بدم گفتم باید تو این یکی خودم رو خوب گسترش بدم و دیگه هیچی نمیتونه جلوی پیشرفتم رو بگیره . شروع کردم به کسب اطلاعات از اینترنت و نوشتن و ثبت نام کلاس مرتبط با اون علاقه و از خدا خواستم که باید تو این مسیرهدایتم کنه و این بار من باید برای خودم آدم موفقی بشم درست مثل همون روزهایی که اونقدر پر اعتماد به نفس طراح موفقی بودم در حد خودم و خداوند کمک کرده بود تا به خواستم برسم . استاد وقتی اون خواب رو دیدم فهمیدم که این ترمز بزرگ منه که باید روش کار کنم و گرنه توی کار جدیدی هم که قراره واردش بشم از روزنه های دیگه رسوخ میکنه و جلوی پیشرفت رو میگیره. باید بتونم با تکامل این سه تا ترمز اصلی شرک، احساس قربانی شرایط و ژنتیک بودن و حرف مردم رو بردارم . از خدا میخوام که تو این مسیر خیلییییی بیشتر از قبل هدایتم کنه و کمک کنه که بتونم ترمزهام رو بردارم پام رو بزارم روی گاز موفقیت و به خواسته هام برسم. استاد عزیزم من زیاد اهل نوشتن تو سایت نیستم بیشتر فایل گوش میکنم و کامنت میخونم (و امان از این کامنت ها که دریایی از گنجهای الهی هستند که کلی خدا از طریق اینها هدایت میرسونه به بنده هاش )اما امروز انگار به نوشتن کامنت هدایت شدم . خواستم ازتون تشکر کنم که این فایلهای بی نظیر شما بود که دستی از خداوند شدید برای من و همسرم که بتونیم ریشه همه نرسیدن به خواسته هامون رو پیدا کنیم و من این جا به همه دوستان هم فرکانسی عرض میکنم که باید فایلهای توحید در عمل رو تک به تکشون رو با طلا نوشت . اگر از اول این فایلها رو گوش ندادید حتما از صفحه اول شروع کنید به گوش کردن این فایلهای بی نظیر . هر چقدر از زیبایی این فایلها بگم کم گفتم . البته که تک تک فایلهای شما بینظیر هستن استاد. ما دوره ثروت و دوازده قدم رو داریم و چون خیلی متعهدانه عمل نمیکردیم تصمیم گرفتیم دوازده قدم رو از اول شروع کنیم و متعهدانه اینبار با عمل به تمرینات جلو بریم. خیلی از شما و خانم شایسته عزیز سپاسگزارم واقعا که دستان لایقی هستید از طرف خدا برای همه ما. از نظر من هر انسانی لیاقت دست خداوند بودن رو نداره. شما بی شک به واسطه عمل به توحید به این مرحله رسیدید که توی زندگی خیلی از آدمها به لطف رب تاثیر مثبت زیادی گذاشتید.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت️
ازتون سپاسگزارم بابت تمام آگاهی های نابتون. دوستتون دارم و از خداوند هر لحظه طلب آگاهی بیشتر و توحید در عمل بیشتر میکنم ببخشید که کمی طولانی شد امیدوارم به زودی از موفقیتهای بزرگترمون براتون بنویسم
خدا مرا کفایت است که جز او خدایی نیست،من بر او توکل کرده ام و او رب عرش بزرگ است️
این حرف ها درباره ماتریکس و آلومیناتی از نظر من افرادی زدن که خودشون به هیچ جای نرسیده و به دنبال بهونه هستن یه چند وقته پیش هم یک فردی در ایران می گفت که برای رسیدن به موفقیت باید به جای وصل باشه فرقی هم نمی کنه در کجای دنیا باشی
بعد مجری پرسید که پس کریس رونالدو و مسی چطوری پس به موفقیت رسید گفتن اونا وصلن
یعنی اینجوری افراد برای خودشون بهونه میارن برای تلاش نکردن آخه چجوری این افراد وصلن که مسی از وسط زمین همرو دریبل می ده یا رونالدو دو متر می پره همچین آمادگی بدنی داره اون همه تلاش کنترل ذهن هیچی آخرش به این نتیجه میرسن که وصل هست که موفق شدن
یا یک خاطر از چشم زخم هم دارم که بنده خدای ماشین خرید ولی گواهی نامه هم نداشت بعد تو خیابون داشت می رفت با 160تاسرعت بعد سریع پیچ نتوانسته ماشین کنترل کنه چپ کرد بعد گفتیم چی شد چپ کردی گفت یه بنده خدایی هست میگن چشمش شور اون سر خیابون بود ماشین دید ماشین چپ کرد بعد من تو ذهنم فقط می خندیدم که بی احتیاطی خودشو چه جوری داره توجیح می کنه بعد یکم فکر کردم گفتم اگه به چشم خوب بابای من جز اولین نفرای بود که ماشین خرید تو روستامون پس چه جوری این فرد بابای من چشم نزده وچپ نکرده تا حالا دیدم بابای من همیشه درست رانندگی میکنه تنها دلیلش همینه .
یا خالم که خیلی به این دعا نویسی اعتقاد داره (من هر دوتا پدر بزرگم دعانویس بودن ببین چه خانوادهی با چه باورهای دارم ) همیشه بچه هاش مریض می شده بادکتر هم خوب نمی شدن تا دعا می گرفتن خوب می شدن بعد گفتم اگه اینجوری پس چرا ما هیچمون نمی شه با آینه همیشه از تو سوراخ های خونمون می دیدم که مثلاً کسی دعا گذاشته پس اگه اینجوری برای ما چرا اتفاقی نمی افته …
یا چند وقت پیش یه خانمی یه برنامه های رو می ساخت که چرا عمر ملکه انگلیس انقد طولانی و می گفت به این خاطر هست که ملکه انگلیس خون بچه می خوره و دیدم که ملکه انگلیس هم مرد
انسان ها کلن دوست دارن به داستان ساختن و ساخت باورهای که به اونها کمک نکنه اونها رو ضعیف تر کنه و خودشون یه جورایی قانع کنند که زندگی اونا دست خودشون نیست
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی ممنون بابت این فایل واقعا آگاهی دهنده
تجربه هایی که دارم از بچگی رسیده و حتی موقعیت شهر که عوامل بیرونی مخصوصا مذهبی که به من رسیده و باور کردم در مورد شرایط مالی مخصوصا تو رسانه ملی هم میگفتن این بود که زیر گنبد امام حسین علیه السلام هر دعایی بکنی رد خور نداره و مستجاب میشه و این برا من که اصلا انجام نشد با این که چندین بار هم رفتم ولی خب اون خواسته انجام نشد حتی باز گفتن دعاهای مالی باید از امام جواد داشته باشی ولی بازم خب نشد
باور دیگه ای که در مورد سلامتی این بود که من خانوادگی سنگ کلیه داشتن تمام خانواده ام و حتی دایی هام و پدر بزرگم منم خب داشتم ولی از وقتی با استاد آشنا شدم و فایل باور ها رو گوش میدادم همه چی دست خودمه خیلی کار خاصی هم انجام ندادم با اینکه زمانی که سنگ داشتم انواع عرق ها جوشونده ها و اینا مصرف میکردم ولی اصلا درست نمی شد تا روزی که این باور رو تغییر دادم و از نزدیک به دوسال هست که با فایل های استاد آشنا شدم و تغییر دادم سنگی وجود نداره واقعا نیست بطور کامل نیست و خداروشکر راحت شدم
و حتی در مورد کرونا م واقعا تنها ادمی بودم تو خانوادم و حتی شهرم فکر کنم من واقعا باور نداشتم گفتم بابا اصلا کرونا وجود نداره اینا همش میخوان مردم رو گول بزنن و هیچ جا ماسک نمیزدم مگه جاهایی که زور بودن بعد واقعا هم نشد که حتی یک روز هم بگیرم یا دچارش بشم با اینکه داداشم گرفته بود طبق بازم آزمایش های اونا و اومد مغازم و چای هم خوردیم و هیچ اتفاقی نیفتاد چون من باور نداشتم واین باور خیلی به من کمک کرد
بعد مورد بعدی که خیلی تو شهر ما خیلی میگفتن واقعا چون من و خانوادم یکمی باور کرده بودم براهمون نتایج مالی خوبی نداشتم اون این بود که اگه مسلمان ها کافر نمیشدند من ثروت اونقدر به کافر ها میدادم که حتی ناودون خونه های کافر ها رو از طلا میکردم از بس ثروت بهشون میدادم بعد خب این باور واقعا نه تنها کمک نمیکرد بلکه حتی من رو از ثروت دور میکرد بعد که هم از استاد هم قران خوندم بعد صفات بهشتی ها اینجوری بود که میگفتن این ها رو ما در دنیا هم داشتیم خونه هایی که نهر ها از زیرش جاری است بعد گفتم واویلا چقدر واقعا ما رو محدود میکردن و تو فقر قرار میدادن که مثلا با این بار ما مسلمانیم و با تغییر این دیدگاه میبینم که وضع مالیم داره تغییر میکنه
و کلا هم شهر هم خانوادم خب رفتن تو فرعیات واقعا درگیرمون کردن با فرعیات و خداروشکر میکنم من چون دنبال این آگاهی ها بودم خدا منو هدایت کرد به این سایت و این استاد آگاهی دهنده و واقعا زندگی من تبدیل شده به قبل و بعد از این آگاهی ها و چون واقعا من کامل باور کردم که این راهی هست که کمک میکنه و همیشه هر حرفی گفته میشه و میشنوم اول میسنجم اصلا به من کمک میکنه که باور کنم یا نه من رو از راه راست دور میکنه .
سلام به استاد و همه عزیران
خیلی خوشحالم که یه فایل دیگه در مورد توحید درست کردین من خیلی این فایل هارو دوس دارم و اون اوایل خیلی باهاشون گریه کردم. با این فایل ها بود که من مفهوم اصلی توحید رو فهمیدم. قبل از اون برای من اگه خدارو یکی بدونی و به خداهای دیگه باور نداشته باشی همه چی حله. با شما که آشنا شدم و این فایل هارو دیدم فهمیدم که چقدر در اشتباهم.
یه باورهایی در مورد ما(کردها) هست که:ما همیشه بهمون ظلم میشه، کسی هوامونو نداره، همه باهامون دشمنن، همه میخوان ما بدبخت و ضعیف باشیم و … باورهایی از این دست که فکر کنم هر کس که باما بوده باشه تقریبا بدونن و باهاش آشنا باشن. نیاز به توضیح خاصی نداره که از همون اول دسته بزرگی از ما همیشه آواره بودن.چه گروه ها و حذب هایی تشکیل شد که حق کردهارو بگیرن.چه درخواست ها و توافق ها و اعتماد ها و … که همه آخرش به بدبختی کردها موجب شد. چقدر بزرگان حق بگیر کرد که در دوره های مختلف کشته شدن. منم تا قبل از آشنایی با استاد همین فکرو میکردم. با آشنا شدن با قوانین به فکر افتادم و دنبال کسایی بودم که خارج از این چهارچوب فکرین. کلی آدم موفق و آزاد و خوشحال کرد پیدا کردم که همه چیز در زندگی به نفعشون بوده.خیلی ها از دل همون تضادها به جاهای بزرگی رسیدن. همون اتفاق و افراد که باعث بدبختی خیلیا شد باعث موفقیت دسته ای شد ولی چه دسته ای؟ کسانی که دنبال مقصر نبودن، باور های گذشتهگان رو نپذیرفتن و باور های جدید و خوبی ساختن، شرایط بد رو نپذیرفتن و نادیده گرفتن و خدواند هم به جای درست خودشن هدایتشون کرد.
باور دیگه من در مورد خانمها لود که همه یه مشکلی دارن و نمیتونن وفادار باشن و حتی وقتی که با کسی دوست میشدم و همه چی خوب بود این نگاه بود که(حتی فکرشم نکن که این با بقیه فرق داره) و همش منتظر دروغی چیزی بودم و همیشه هم این اتفاق میفتاد. در آخر میگفتم: خدایی خوب دخترا رو میشناسی، دقیقا همونطوری بود که فکرشو میکردی
باور دیگه من این بود که جیب من سوراخه و پول توش نمیمونه و همیشه هرچقدر که کار میکردم حتی اگه چند برابر روز قبل جیبم سریع خالی میشد
باور دیگه در مورد سلامتی بود که من بدن ضعیفی دارم و خوب همشه هم مریض بودم. باورتون نمیشه تو تابستون سرماخوردگی میگرفتم
کسانی که از هر لحاظ بهتر از منن منو آدم حساب نمیکنن و همیشه هم نادیده گرفته میشدم. توسط کسانی که فکر میکردم از من بهترن
باور های نادرست زیادی در من وجود داشت و هنوزم دارن ولی به لطف خدا با استاد آشنا شدم و هر روز دارم روی خودم کار میکنم. خیلی حالم بهتره نسبت به قبل خیلی راضی ترم چون دارم این باور رو که میتونم زندگی خودم رو خلق کنم رو هر روز قویتر میکنم.
خدایا ازت سپاسگزارم که منو با قوانینت آشنا کرد
استاد عزیزم ازتون ممنونم که این فایل های فوق العاده رو برامون درست میکنین.در پناه الله یکتا️
به نام الله مهربان
سلام استاد عزیزم و مریم بانوی دوست داشتنی و مهربان
سلام به دوستان همفرکانسی ام.
چقدر مبحث توحید شیرینه
خدایا شکرت سپاسگزارم ک من رو به سایت استاد هدایت کردید.
وقتی شرک داریم مگ میشه کاری کرد مادرم ،عموم سنگ کلیه دارن و این شده توی خانواده من ،ک همه ما به صورت ژنتیک باید اب زیاد بنوشیم تا سنگ کلیه نگیریم همین چند هفته پیش ک مامان سنگ شکن انجام دادن بهشون گفتم بیا فقط یکبار به حرفم اعتماد کن و باور کن هیچ دلیلی نداره ک کلیه ات سنگ بسازه این ک دکتر گفت فقط ی باوره بیا تغییرش بده و باور کن ک هیچ برگی به اذن خداوند به زمین نمی افته اما اونقدر نیاز به دیده شدن توی ایشون وجود داره نیاز به اینک براشون دلسوزی کنن و به قول استاد احساس قربانی شدن رو دوست دارن ک حتی حاضر نیستن ی مدت اینو تکرار کنن .
توحید یعنی اینک باور کنیم همه چیز در گرو قوانین خداوند است. یک انرژی قدرتمند ک ما رو خلق کرده و قدرت خلق زندگیمون رو به ما داده
پارسال چنین زمانی رو توی خونه بودیم تابستان گرم چقدر دوست داشتیم بیرون بریم از خونه اما از نظرشرایط مالی نمیشد
ارزو داشتیم ماشینمون بود ک میتونستیم شبها بریم بیرون و لذت ببریم
اما امسال به لطف الله یه ماشین توی پارکینگ خونه است ی ماشینم توی پارکینگ ایران خودرو و به یاری خداوند تا اخر ماه بهمون تحویل میدن.
حقوق همسرم بیشتر شده جوری ک دیگ نیازی نیست از کسی قرض بگیریم حتی اضافه هم میاد ک بتونیم بدهی هامون رو تسویه کنیم.
خدایا شکرت سپاسگزارم.
یادمه پارسال کلیپ فقط روی خدا حساب کن رو چند بار دیدم و به پهنای صورت اشک ریختم حتی الانم ک میبینم چنین احساسی دارم.
خدایا نگرانی چیه از چی نگرانی از بیماری بچت از تموم شدن پولهات
از تهدید بقیه نگرانی
از نتونستن ها نرسیدن ها نگرانی
خب عزیزم تو مشرکی
میترسی از چی میترسی
از اینک همسرت تنهات بذاره
از اینک خانوادت دوست نداشته باشن
از اینک بگن دیدی نتونست مهاجرت کنه
از اینک بگن دیدی اشتباه کرد
از چی میترسی از اینک بقیه برن برسن به رویاهاشون خانه دار بشن
اگر میترسی تو مشرکی
از همسرت میترسی
از پدرت میترسی
از رییست میترسی
از تهدید ها میترسی
ن من میخواهم توحیدی باشم من میخوام همیشه در پناه خدا باشم چه احساس فوق العاده ای هست ک خودت رو توی اغوش خدا احساس میکنی
چه احساس خوبی هست ک با چشمان خدا نگاه میکنی
با دستان خدا مینویسی
با لبهای خدا لبخند میزنی
با قلب خدا عشق میورزی
با توکل ب خدا امید داری
با حمایت خدا شجاعت داری
چقدر زیباست ک وقتی بچهام رو نگاه میکنم خداوند رو توی صورتهاشون میبینم
چقدر زیباست ک باور دارم خداوند حامی من هست و حتی توی ظهر گرما وسط بیابون ک ماشین خراب میشه دیگ نگران نیستم نگران گرمایی شدن بچها
نگران دیر رسیدنم
نگران سوختن پوستم توی افتاب
وقتی خداوند رو توی وجودت حس میکنی باور داری خیری برای تو هست شکر گزار ماشین سالمی باش ک خداوندبهتون داده
توحید یعنی قدرت مطلق خداست یعنی یدالله فوق ایدیهم
خدایا عاشقتم سپاسگزارم ازت
من چقدر مشرک بودم در گذشته
چقدر از همه ترسیدم
از پدر از همسر از حرف مردم از رییس از پلیس از بی پولی از تنهایی از شب میترسیدم
از همه چیز
الان دیگ میدونم همه چیز در گرو قدرت خداوندهست و هر اتفاقی ک برای من می افته فقط نتیجه کانون توجهم و باورهام هست
خدایا یاری ام کن ک بیشتر توحیدی بشم
خدایا چقدر لذت میبرم ک دوستان میان و با ایات قران کامنت میذارن چقدر دوست دارم انس با قران رو
امروز نشستم باورهای ذهنیم رو در خصوص قران نوشتم تا ببینم چرا اینقدر سخته برام دست ب قران شدن
دیدم وای من چقدر از قران میترسم از اینک بی وضو باشم
از اینک بدون غسل باشم …
چقدر میترسم نکنه قران رو کج بگیرم صاف نگیرم و عذاب بشم یعنی برای همه اینها باور بود توی ذهنم
من بیشتر از اونکه قران رو بخوام بخونم فقط دوست داشتم داشته باشم روی بلندی بذارم و ببوسم ک مبادا خدا ناراحت نشه و عذابم نکنه
استاد سپاسگزارم از شما ، شما به من ،خودم و خدای خودم رو شناساندید امیدوارم ک هر روز بیشتر توی این مسیر باشم .
دوستدارم بنویسم هم ردپایی میشه واسه خودم هم هر زمان کامنت میذارم ب طرز معجزه اسایی اون مشکلات حل میشن
در پناه الله شاد و سلامت و ثروتمند باشید.
سلام و عرض ادب خدمت دوست مهربانم استاد عزیزم پدر معنوی من، سلام به مریم شایسته عزیز،نتیجهای که من از توحید گرفتم رفع کینهها بوده، چرا؟ با خودم فکر کردم که اگر آدمی به من بدی کرده من قبلاً فرکانس بد فرستادم و این بنده خدا چارهای نداشته و واسطهای بوده که انعکاس ارتعاش من به جهان رو به من بفرسته پس برای همین نباید به او خرده گرفت و از کسی کینه به دل گرفت باید به درون مراجعه کرد باید صاف شد تصفیه شد پاک شد خالص شد و عوامل بیرونی رو بی تقصیر دونست من اگر فرکانس خوب بفرستم کائنات به اذن الله دستی میشه برای انعکاس فرکانس های خوب من،نتیجه بسیار درخشان دیگه خیال آسوده بوده نتایج عالی بوده چه در عرصه کار چه در عرصه روابط چه سلامتی و چه ارتباط با خداوند نتایج عالی و بینظیر بوده برای من از صمیم قلبم و از ته دلم عمیقاً ازتون سپاسگزارم آگاهی ها برای من به منزله بارش باران در کویر وجودم بوده من تجربه بسیار بدی از شرک داشتم و الان آگاهی ها خیلی کمکم میکنه توحید یعنی هماهنگی با انرژی مبدا، همه امور را وابسته فقط به یک قدرت به یک نیرو به ذات الله میدونی و از هر آنچه که در بیرون هست رها و آسودهای و با قدرت با جهاد اکبر ورژنی از خودت ارائه میدی که عالیه و تو رو ارتقا میده و کاری به عوامل بیرونی نداری با تمام وجودت متعهد هستی به اینکه یک انسان عالی باشی و روز به روز تکامل خودتو طی بکنی و وقتی که در واقع صدا و سیما رسانه های تصویری و صوتی از بد بودن اوضاع میگن تو فقط و فقط لبخند میزنی و با خودت میگی که خوشبختی من شادی من حال خوب من روحیه من هدیهای از جانب خداوند هست و من به قدرت مطلق متصلم و این خبرهای بد ذره تاثیر روی من نداره هماهنگی با انرژی مبدا یعنی خیالی آسوده ذهنی راحت و رها هماهنگی با انرژی مبدا یعنی احساس ارزشمندی احساس توانمندی احساس لیاقت و شایستگی یعنی خیرخواهی خوش قلبی یعنی من کاری ندارم که همسایه من چه دینی داره چه افکاری داره من با تمام جهان در صلحم مثل خداوند هر چیزی به صلاح جهانه همه چیز به نفع منه مسیر جهان مسیر خیر و تکامل و خوبیه مسیر جهان مسیر پیشرفت هر روزه بلکه هر لحظه است از خدا سپاسگزارم وقتی خودم رو با مهسا 10 سال قبل مقایسه میکنم میفهمم که خداوند چه لطفی به من کرده چه مرحمتی به من روا داشته سپاسگزارم از معبودم و از دستان معبودم که شما و مریم جان عزیز هستید، از شماها هم به عنوان دستان خداوند سپاسگزارم و امیدوارم که جهان برای شما عرصه تجلی و تحققه درخواست ها و آرزوها و رویاهاتون باشه چرا که جهان با وجود شما زیباتره و جهان با وجود شما جای بهتری برای زندگی هست الهی بسیار شکر عمیقا شکر اینقدر حالم خوبه اینقدر ناخودآگاه لبخند میزنم چی بهتر از این واقعاً وقتی به خدا وصلی هیچ چیزی نمیتونه تو رو غمگین کنه تو مقتدری هویت داری تو به خودت عشق میورزی به جهان عشق میورزی
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
بسیار سپاسگزارم از رب العالمین، هر اتفاقی که میافته با خودت میگی این با اجازه خدا تو زندگی من محقق شده پس بهترینه به صلاح منه
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
بوالعجب من عاشق این هر دو ضد
رشتهای بر گردنم افکنده دوست
میکشد آنجا که خاطرخواه اوست
رشته بر گردن نه از بی مهری است
رشته عشق است بر گردن نکوست
عاشقان از هرچه پیش آید خوشند
هرچه از نزدیک یار آید نکوست
سلام
من کاملا با حرفهاتون موافق هستم ، دقیقا من هم به همسرم همیشه میگم که ما باید اونجوری فک کنین که بهمون کمک کنه نه اینکه جامعه چی میگه . اما خودمم که این حرف ها رو میزنم ، باور 100 درصدی ندارم ، چون وقتی اینو نیفهمم که نتیجه نگرفتم .مثلا ، من از نوحواتی روی پاهام واریس دارم و یادنه از همون زمان میگفتن واریس ارثی هست و منم پذیرفتم و الان که 38 ساله هستم بازم همون باور رو دارم و همیشه میگم اره دیگه مامان و خاله ام هم دارن پس ازث هست. اما خودم می دونم که می تونم درمانش کنم و این اتفاق زمانی می افته که کاملا باور کنم . اما نمی دونم چطوری باور رو تقویت کنم و بپذیرم که می تونم بدن سالمی داشته باشم ، می تونم پای بدون واریس داشته باشم. ای کاش من هم بتونم به تمام آگاهی هام باور کامل داشته باشم و نتیجه بگیرم .مرسی از شما که ما رو راهنمایی میکنید.متشکرم
من پاشنه آشیلی که پیدا کردم این هست که من زبونی میگم همه چی را خدا میده و خدایا شکرت ولی باز هم مشرک هستم
یعنی میام فایل استاد را گوش می دهم یه کم فرکانس ام بالا میره بعد فکر می کنم دیگه فهمیدم دیگه می دونم دیگه ما که فهمیدیم دور روز بعد یه کم فرکانس ام پایینتر میاد دوباره شرک میاد گفت و گوها میان و همین طور ادامه
البته من سعی می کنم حتی یک درصد هم به آموزه ها عمل کنم
ولی مواظب باید باشم که شرک مخفی است خیلی هم مخفی است بیش از حد تصور مخفی است
حالا باید چیکار کنم ؟؟؟؟ بیشتر فایل ها را گوش کنم . اگر موقع گوش دادن زنگی در ذهنم به صدا در اومد فایل را استپ کنم فکر کنم عمل کنم در زندگیم همایش کنم گوش به حرف آدمهای قبلی که در زندگی بوده اند ندهم که این هم جهادی اکبر می خواهد و خداوند خودش باید کمک کنه تا بقیه فایل را گوش کنم و در زندگیم اجرایش کنم
من چند تا آیه از قرآن را روی کاغذ نوشته ام و روی میز گذاشته ام و سعی کنم یک آیه یک آیه درک کنم عملی کنم و هر روز آیه های بعدی را . البته اینجا در سایت خیلی خیلی توحیدی تر میشوم خدا را شکر و البته که به خودم و زندگیم بر می گرده و کمک کننده است ولی وقتی جلو چشمم باشه خیلی عالیه
خدایا کمک کن دستم را بگیر که تا می تونم شرک را از خودم دور کنم تا له تو نزدیک تر شوم
الهی به امید تو
بنام خدا سلام استاد من امروز سرکارم و کلی هم کار دارم اما دوست داشتم کمی رشد کنم کمی پیشرفت کنم من یه اخلاق خیلی بدی تو رابطه دارم اینکه هرچقدرم رابط و کار میکنم دوره ها و حتی فایلهای رایگان میگم اگه کسی تو زندگیم هست باید مرتب چکش کنم تا حواسش باشه من هستم بدونه من تو زندگیشم خیانت نکنه یا اگه کسی کنارشه بفهمه ایشون کسی رو داره سمتش نره خودم برام جالب بود تو جمع یا جایی که هستم میدیدم به طرف زنگ میزنن یا اگه کسی هست سمتش نمیرفتم خلاصه که این الگو مرتب تکرار میشدتا اینکه طرف حتی جواب تلفن ام چند روز چند روز نمیداد همینقدر عادی خلاصه که از امروز تصمیم گرفتم دیگه این کارو انجام ندم روی خودم کار کنم این باورها رو بریزم دور و اینکه دست خدارو باز بزارم و اینها همه بخاطر این بود میگفتم طرف باید با من باشه چون از لحا مالی هست کمکم میکنه یه همچین باورهایی اخرشم با ناراحتی و تموم توقع ها بالا نمیدونم چرا هنوز این باورها رو نرختم دور که فقط خدا هست باید بهم بده با کلی از دستهای مهربونش و اینکه اینجاها هست هر موقع من روی کسی حساب باز میکنم به بن بست میخورم از همونی هم که خودم هستم میوفتم مهارتهام کمتر میشه زندگی کردن کلا فراموش میکنم تصمیم گرفتم بهتر و عالی تر برم جلو حداقل وارد گذشته و ادمهای گذشتم نشم چیزی که دیگه وجود نداره از زندگیم حذف کنم و این شده هدف امسالم میدونم یه کم دیر اومدم اهدافم رو نوشتم اما استاد امسال گفتن نگو فلان رابطه فلان خونه فلان ماشین بگو چقدر میتونم رو رفنتارم اخحلاقم زندگیم بهتر کار کنم روی مهارتهام تا بهتر شم بهترو بهترو و منم امسال تصمیم به بهتر بودنمه خدایا شکرت توحید عملی معجزه میکنه توزندگی
بنام خدای بخشنده ی مهربان
سلااااااام استاد، این فایلتون بهترین چیزی بود که من میتونستم بشنوم، من کل نابودی زندگیم به علت همین موضوعی هست که شما بیان کردید و به خوبی بازش کردید. من یک عمر با منطقی دونستن ضعف هام و ربط دادن ناتوانیم و ضعیف بودنم به ژنتیک و بدنم و غیر قابل درمان بودنش ربط دادم. من همیشه میخواستم عالی تلاش کنم روزی 18 ساعت تمرکزی تلاش کنم، ولی باور داشتم که من آدم ذاتا کم انرژی ای هستم، باور من اینه که من همش خوابم میاد، من نمیتونم زیاد مطالعه کنم، وقتی یکم مطالعه میکنم همش خوابم میگیره، وقتی یکم خونه رو مرتب میکنم و کار میکنم و بیرون میرم، خسته میشم و خوابم میاد، اگه یکم غذا بخورم، یکم برم مهمونی، یکم برم باشگاه و.. کل انرژیم تموم میشه، من باور دارم که ناتوانم، نمیتونم درس بخونم، نمیتونم تمرکز کنم، نمیتونم پیشرفت کنم چون بدنم ضعیف و کم انرژی هست. هر قدر هم غذای مقوی میخورم پر انرژی نمیشم. اصلا ذاتا سطح انرژی من بسیار پایین تر از دیگران هست و من مدام نیاز دارم بخوابم و چندین ساعت استراحت کنم. متاسفانه من باور دارم که من ذاتا آدم افسرده ای هستم. چون همه چیزی برای من برای چند ثانیه جذابیت داره، بعدش برام مسخره میشه، میگم خوب تلاش کنم بدستش بیارم که چی!.. اصلا ارزشِ هر چیزِ با ارزشی رو لگدمال میکنم. من ذاتا آدم عبوس و غمگینی هستم. من استعدا فوق العاده ای تو غمیگین شدن و غمگین ماندن دارم. من ناتوانم هیچ کاری از دستم بر نمیاد. چون توی تماااام طول عمرم نتونستم موفق بشم، نتونستم خواب آلودگیمو کنار بزارم، چون تمام طول عمرم، همش خسته و ناتوان و بی جون بودم، و خستگی و غم از چهرم مشخص بود. من ذاتا شاد نیستم، پر انرژی نیستم، پر هیجان نیستم، من میخوام نجات پیدا کنم، میخوام همه ی اینا رو برعکس کنم،میخوام برعکس این بشم. چیکار کنم؟؟؟. استاد من این فایلتون رو هزار بار گوش خواهم داد، چون دقیقا زدین تو خال. این ذاتی بودن غم و ناراحتی و کم انرژی بودن و ناتوان بودن و خوآب آلو بودنم، منو نابود کرده، میخوام حتی اگه کم انرژی بودنو ضعف بدنیم واقعیت هم داشته باشه، میخوام برعکسش باشم. استاد بازم از مثل این فایل بزارین. خیلی خیلی ممنونم. در پناه خدا باشید
درود به استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته مهربون ️ امیدوارم که در پناه یگانه رب به قول استاد عزیزم شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید . استاد چقدر این دعایی که همیشه برای ما میکنید زیباست و احساس آرامش خوبی به من میده. این دومین کامنتی هست که داخل سایت میزارم و دوره هایی که همسرم از پیج خودشون تهیه میکنند رو باهم میبینیم اما هنوز واقعا اون نتایج دلخواه رو نگرفتم به دلیل اینکه متعهدانه روی خودم کار نمیکردم همسرم خداروشکر خیلی از من بهتر روی خودش کار میکنه روی خیلی از ترسهاش پا گذاشت و وارد شغل مورد علاقه خودش شد بعد از سی و چهار سال . خدایا شکرت که لحظه به لحظه هدایت میکنی بنده هات رو .درسته که شاید هنوز باورهای ثروت جفتمون خیلی ضعیف هست اما خدا از طریق نشانه ها با ما صحبت میکنه. استاد چند روزی هست که من و همسرم شروع کردیم این بار واقعا متعهدانه قرآن رو بخونیم و وسط خواندن مدام رها نکنیم و بعد از چند روز نخواندن دوباره عادت بشه برامون نخوندنش و به همین راحتی رها بشه و از این نعمت بی بهره بمونیم. ما مدام داریم دنبال ترمز بزرگ خودمون برای خلق نشدن خواسته هامون و خلق نشدن ثروت بیشتر میگردیم و با هدایتهای روزانه از سایت شما مدام هدایت میشیم به بحثهای توحید عملی . همون شب که اومدیم بحث توحید عملی رو از ابتدای اون تو بخش دانلودها شروع کردیم و اون فایل فوق العاده دعای کمیل رو با توضیحات عالی شما گوش کردیم چقدر متحول شدیم. چقدر این فایل فوقالعادست استاد .تو این چند روز هر روز داریم گوش میدیم اون فایل توحیدی رو و هر بار بیشتر متوجه میشیم که چقدر باور توحیدی زیباست و ما چقدر غافلیم ازش . شرک واقعا خیلی مخفی هست و تو لفافه کار خودش رو میکنه. اون شب اول که فایل دعای کمیل و شعر خانم اعتصامی رو گوش کردیم بعدش چند صفحه قرآن رو خوندیم و خوابیدیم. همسرم خواب دید که داره قرآن میخونه و ی صدایی بهش گفته که صفحه آخری که خوندی رو دوباره بخون. صبح که بیدار شدیم بهم گفت و وقتی آیات اون صفحه آخر رو دوباره خوندیم برگشت به این معانی که خداوند تنها روزی دهنده هست و خلاصه کل اون صفحه از قرآن معنای توحید داشت. خیلییییی متحول شدم و مدام خداروشکر میکردم که حداقل داره ریشه اصلی کم پیشرفت کردنهامون رو بهمون میگه. ما میدونستیم که خیلی باید روی باورها کار کنیم اما اینکه باور توحیدیمون آنقدر ضعیف هست رو نمیدونستیم. خلاصه بعد از کلی سپاسگزاری من از خدا خواستم به من هم بگه که ترمزهای اصلی من که باعث میشه پیشرفت چندانی نکنم به غیر از مساله توحید چی هست ؟ استاد دو شب بعدش البته نزدیک صبح بود یا شایدم حدود پنج و شش صبح ی خوابی دیدم که یکی از آشناهام فوت کرده بود و توی خواب من انگار حس خیلی بدی هم نداشتم اما ی حسی تو خواب بهم میگفت نمیشه که باید خیلی خودتو ناراحت نشون بدی الان مردم میخوان بگن تو خیلی سنگدلی و بی احساسی و از این حرفها. تو خواب ی صدایی بهم میگفت بهنوش تو احساس قربانی بودن شرایط و حرف مردم رو زیاد داریا. تو کش و قوس با اون صدای درونم تو خواب بودم که پریدم .استاااااد خیلییییی حس عجیبی داشتم گفتم خدایا شکرت چقدرررررر تو سریع الاجابه هستی . چقدر راحت با بنده هات حرف میزنی چقدر راحت دعاشون رو اجابت میکنی و چقدر قشنگ تو قرآن فرمودی :
هرگاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را به هنگامى که مرا بخواند اجابت مىکنم، پس باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.
. الله اکبر. من دوتا ترمز اصلی دیگه خودم رو هم پیدا کردم . خدایا شکرت این واقعا برام عین این بود که تازه تورو پیدا کردیم و تو داری با ما صحبت میکنی. ترمزهایی به نام شرک ،حرف مردم، احساس قربانی شرایط بودن . استاد دقیقا درست بود اون روز خیلی با خودم فکر کردم داستان من این بود که من فارغ التحصیل رشته گرافیک هستم و بعد از دانشگاه به لطف خدا خیلی زود کار پیدا کرده بودم و نزدیک پنج سال تو زمینه طراحی مجلات تخصصی با دو تا نرم افزار اصلی گرافیک کار میکردم .شبها واقعا خسته میرسیدم خونه و خیلی چشمهام درد میگرفت تا اینکه رفتم پیش چشم پزشک و یک سری بررسی کرد و به من گفت تو سردرد شبه میگرن مادرزادی داری که دیگه نباید با کامپیوتر کار کنی و اگر کار کنی باید هر روز این سردردها رو به جون خودت بخری . من ی مدت دیگه هم کار کردم و بعد دیگه دیدم خیلی سختم هست و نمیتونم این درد رو هر روز تحمل کنم و کار گرافیک کامپیوتری رو رها کردم. بعد یکسال حدودا ازدواج کردم و سال اول ازدواج اصلا کار نکردم و بعدش کم کم گفتم خوب چه کار میتونم بکنم ؟ تنها کاری که میتونستم با توجه به تخصص خودم بکنم هنرهای دستی بود توی خونه کار هنری داتینگ و پرشنگ و رزین انجام میدادم اما فروش خوب نبود و جز چند نفری که آشنام بودن و اعضای خانواده مشتری دیگه ای نبود .همش به خدا میگفتم استاد عباسمنش میگن حرکت کن منم دارم حرکتی که از دستم برمیاد و با شرایط فعلی سازگار هست رو انجام میدم پس چرا پیج کاری من رشد نمیکنه و چرا مشتری زیادی برام نمیفرستی ؟ خلاصه که به جای خودم از خدا شاکی بودم و همش میگفتم کار تخصصی من که اونجوری شد کلی تو کار خودم برام ارزش قائل بودند و طراح اول شرکت بودم و هربار مدیر هنری ما مکان عوض میکرد و خودش شرکت میزد به من میگفت که من میخوام شما طراح شرکت من باشی و از این همه حس خوب اعتماد به نفس من رو رسوندی به اعتماد به نفس صفر . خلاصه که خیلی با خودمو خدا درگیر بودم به خصوص که کارهایی مثل منشی گری و بازاریابی و این جور چیزها رو هم اصلا دوست نداشتم که بخوام انجام بدم و پول بسازم و فکر میکردم فقط باید تو حیطه هنر کار کنم . من به رشتم علاقه زیادی داشتم اما کم کم این محدودیتها باعث شد که به مرحله تنفر از رشته خودم برسم .بعد از چند سال حدود چهارده سال بعد از فارغ التحصیل شدن هم زنگ زدم دانشگاه که مدرک اصلیم رو بگیرم و به من گفتن که باید حدود شصت میلیون پرداخت کنی چون برای دولت کار نکردی و سابقه بیمه نداری. (من اون پنج سال رو هم که کار کردم بیمه نداشتم) و چون دانشگاه سراسری درس خونده بودم باید انگار به دولت هزینه تحصیل پرداخت میکردم . این یکی دیگه برام خیلی دردآور تر بود همش نجوا داشتم که من با اون همه زحمتی که کشیدم شب بیداریهایی که کشیدم و فشارهایی که تحمل کردم چرا باید الان بخوام به دولت پول بدم که مدرک تحصیلیم رو بگیرم؟ من تلاش کردم که دانشگاه سراسری قبول شدم وگرنه میرفتم آزاد درس میخوندم و آنقدر هم به خودم سختی نمیدادم . خلاصه دیگه استاد اون روز نگم براتون که چقدر از زمین و زمان و مملکت و دولت وهمه شاکی بودم به خدا میگفتم من اون همه سختی کشیدم که سال آخر هنرستان دانشگاه قبول بشم رتبه من خیلی خوب شد تو دانشگاه اون همه چشم گذاشتم سردرد کشیدم من زانوهایم هم توی مسیر علاقه نابود کردم چون خیلی روی زانوهام مینشستم و زانوهام ساییدگی مفصل پیدا کرد و خلاصه استاد یک پکیج کامل بودم از احساس قربانی شدن توسط شرایط و ژنتیک و مملکت و ….
من از اون روز به بعد تصمیم گرفتم مسیر دوم علاقه خودم رو ادامه بدم گفتم باید تو این یکی خودم رو خوب گسترش بدم و دیگه هیچی نمیتونه جلوی پیشرفتم رو بگیره . شروع کردم به کسب اطلاعات از اینترنت و نوشتن و ثبت نام کلاس مرتبط با اون علاقه و از خدا خواستم که باید تو این مسیرهدایتم کنه و این بار من باید برای خودم آدم موفقی بشم درست مثل همون روزهایی که اونقدر پر اعتماد به نفس طراح موفقی بودم در حد خودم و خداوند کمک کرده بود تا به خواستم برسم . استاد وقتی اون خواب رو دیدم فهمیدم که این ترمز بزرگ منه که باید روش کار کنم و گرنه توی کار جدیدی هم که قراره واردش بشم از روزنه های دیگه رسوخ میکنه و جلوی پیشرفت رو میگیره. باید بتونم با تکامل این سه تا ترمز اصلی شرک، احساس قربانی شرایط و ژنتیک بودن و حرف مردم رو بردارم . از خدا میخوام که تو این مسیر خیلییییی بیشتر از قبل هدایتم کنه و کمک کنه که بتونم ترمزهام رو بردارم پام رو بزارم روی گاز موفقیت و به خواسته هام برسم. استاد عزیزم من زیاد اهل نوشتن تو سایت نیستم بیشتر فایل گوش میکنم و کامنت میخونم (و امان از این کامنت ها که دریایی از گنجهای الهی هستند که کلی خدا از طریق اینها هدایت میرسونه به بنده هاش )اما امروز انگار به نوشتن کامنت هدایت شدم . خواستم ازتون تشکر کنم که این فایلهای بی نظیر شما بود که دستی از خداوند شدید برای من و همسرم که بتونیم ریشه همه نرسیدن به خواسته هامون رو پیدا کنیم و من این جا به همه دوستان هم فرکانسی عرض میکنم که باید فایلهای توحید در عمل رو تک به تکشون رو با طلا نوشت . اگر از اول این فایلها رو گوش ندادید حتما از صفحه اول شروع کنید به گوش کردن این فایلهای بی نظیر . هر چقدر از زیبایی این فایلها بگم کم گفتم . البته که تک تک فایلهای شما بینظیر هستن استاد. ما دوره ثروت و دوازده قدم رو داریم و چون خیلی متعهدانه عمل نمیکردیم تصمیم گرفتیم دوازده قدم رو از اول شروع کنیم و متعهدانه اینبار با عمل به تمرینات جلو بریم. خیلی از شما و خانم شایسته عزیز سپاسگزارم واقعا که دستان لایقی هستید از طرف خدا برای همه ما. از نظر من هر انسانی لیاقت دست خداوند بودن رو نداره. شما بی شک به واسطه عمل به توحید به این مرحله رسیدید که توی زندگی خیلی از آدمها به لطف رب تاثیر مثبت زیادی گذاشتید.
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت️
ازتون سپاسگزارم بابت تمام آگاهی های نابتون. دوستتون دارم و از خداوند هر لحظه طلب آگاهی بیشتر و توحید در عمل بیشتر میکنم ببخشید که کمی طولانی شد امیدوارم به زودی از موفقیتهای بزرگترمون براتون بنویسم
خدا مرا کفایت است که جز او خدایی نیست،من بر او توکل کرده ام و او رب عرش بزرگ است️
سلام به استاد عزیز ️️
این حرف ها درباره ماتریکس و آلومیناتی از نظر من افرادی زدن که خودشون به هیچ جای نرسیده و به دنبال بهونه هستن یه چند وقته پیش هم یک فردی در ایران می گفت که برای رسیدن به موفقیت باید به جای وصل باشه فرقی هم نمی کنه در کجای دنیا باشی
بعد مجری پرسید که پس کریس رونالدو و مسی چطوری پس به موفقیت رسید گفتن اونا وصلن
یعنی اینجوری افراد برای خودشون بهونه میارن برای تلاش نکردن آخه چجوری این افراد وصلن که مسی از وسط زمین همرو دریبل می ده یا رونالدو دو متر می پره همچین آمادگی بدنی داره اون همه تلاش کنترل ذهن هیچی آخرش به این نتیجه میرسن که وصل هست که موفق شدن
یا یک خاطر از چشم زخم هم دارم که بنده خدای ماشین خرید ولی گواهی نامه هم نداشت بعد تو خیابون داشت می رفت با 160تاسرعت بعد سریع پیچ نتوانسته ماشین کنترل کنه چپ کرد بعد گفتیم چی شد چپ کردی گفت یه بنده خدایی هست میگن چشمش شور اون سر خیابون بود ماشین دید ماشین چپ کرد بعد من تو ذهنم فقط می خندیدم که بی احتیاطی خودشو چه جوری داره توجیح می کنه بعد یکم فکر کردم گفتم اگه به چشم خوب بابای من جز اولین نفرای بود که ماشین خرید تو روستامون پس چه جوری این فرد بابای من چشم نزده وچپ نکرده تا حالا دیدم بابای من همیشه درست رانندگی میکنه تنها دلیلش همینه .
یا خالم که خیلی به این دعا نویسی اعتقاد داره (من هر دوتا پدر بزرگم دعانویس بودن ببین چه خانوادهی با چه باورهای دارم ) همیشه بچه هاش مریض می شده بادکتر هم خوب نمی شدن تا دعا می گرفتن خوب می شدن بعد گفتم اگه اینجوری پس چرا ما هیچمون نمی شه با آینه همیشه از تو سوراخ های خونمون می دیدم که مثلاً کسی دعا گذاشته پس اگه اینجوری برای ما چرا اتفاقی نمی افته …
یا چند وقت پیش یه خانمی یه برنامه های رو می ساخت که چرا عمر ملکه انگلیس انقد طولانی و می گفت به این خاطر هست که ملکه انگلیس خون بچه می خوره و دیدم که ملکه انگلیس هم مرد
انسان ها کلن دوست دارن به داستان ساختن و ساخت باورهای که به اونها کمک نکنه اونها رو ضعیف تر کنه و خودشون یه جورایی قانع کنند که زندگی اونا دست خودشون نیست
یا حق ️