پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 32


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهران بنی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1453 روز

    باید فقط روی خودمون تمرکز کنیم و بقیه مسائل را به قانون کارما واگذار کنیم

    قطعا قانون کارما گریبانشان را خواهد گرفت، افرادی هستند که شک میکنند به قوانین کائنات و میگویند ما فقط روی خودمان کار کنیم و قدرتهای ظالم هر کار دلشان خواست روی سیاره زمین انجام دهند؟ به همین خاطر خداوند قانون کارما را بوجود آورده و در قران گفته به اندازه ذره ای خوبی یا بدی کنید به شما برمیگردد و با وجود این قانون ما نباید خودمان بر علیه ظلم برخیزیم چون در قانون کارمای خداوند دخالت کرده ایم، باید اجازه دهیم خداوند افراد ظالم را به هر طریقی که خودش میداند به سزای اعمالشان برساند و نباید در کار خداوند دخالت کنیم،به همین خاطر خداوند می‌فرماید شما فقط باید مسئول زندگی خودتان باشید چون قانون کارما کار خودش را به طور دقیق انجام میدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    ثريا حشمتي گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    سلام

    هدایت و موضوع رها بودن

    چیزی که من بعد از اشنایی بااستاد با این مفاهیم اشنا شدم و چققدر دلم اروم میشه وقتی که میدونم

    نیروی برتری هست که میتونم تو هرررر زمینه ای بهش

    تکیه کنم

    اعتماد کنم

    بسپارم بهش

    بهم ایده بده

    مسیر راه بده

    همزمانی هارو معجزه وار برام پیش بیاره

    ومن فقط

    یه کار انجام بدم

    اونم

    لذت بردن و ارامش داشتنه

    ولی واقعااا

    چقدر تونستم این وظیفه خودمو انجام بدم ؟؟؟

    خیلی وقتا خوب وخیلی وقتا اسیر ذهن و نجواهاش شدم

    اسیر برنامه ریزیاش شدم و خواستم خودم وارد عمل شم و مدیریت کنم

    ولی

    بی نهااااایت مثال دارم که همزمانی هایی رخ داد

    هدایتهایی کرد این خدا منو

    که در این کامنت نمیگنجه بگم

    ولی تو دفترهام بیش از یکسال میشه که تمام این هدایتها رو مینویسم و خدا وکیلی این تمرین رو با تعهد انجام دادم تا به الان

    از این مثالهایی که این اواخر بیاددارم مینویسم

    تو این روزای اشفته ی ایران

    قسم میخورم شایددر کل نیم ساعت هم نشده کلا که من

    چیزی به گوشم خورده باشه،یا یه خبری،یا کلیپی دیده یا شنیده باشم

    انصافاااا خوب کنترل ذهن داشتم والبته این روند تکاملی بوده که الان به این حد رسیده

    حذف کامل تی وی ،دی اکتیو کردن پیج اینستام ،کمتر با همکارام معاشرت کردن و تو خلوت فقط روی خودم کار کردن،تو سایت بودن و روی مسیر علاقم زمان گذاشتن و حالا اگه بالا پایین هم داشتم ولی اکثرا روند صعودی بوده تو این دو سالی که با استاد اشنا شدم

    حتی نت من اون روزای ابتدایی این قضایای ایران وصل نمیشد و از دوستان و همکاران پیگیر شدم و اونا ازاین مسایل خبر داشتن

    ولی نمیدونستن که فیلتر شده و من حتی گوشیم رو بردم موبایل فروشی و دفتر خدماتی و ،..دو روز پیگیر بودم😂😂

    خلاصه بعدا که برا همه فیلتر شد کلی به من خندیدن که از دنیا بی خبری🤣

    من فقط پیج کاری دارم تو اینستا که اونجا هم دیدم خیلی از اونایی که فالو کردم که همگی تو زمینه کاریم هستن،مطالب غیر مرتبط و این قضایا رو میذارن بدون استثنا میوت کردم و میشه گفت هیچ ورودی ذهنی نداشتم

    من همون اوایل مهر رفتم ولیعصر تبریز و با ماشینم رستوران رفتم دو جا برای خریدرفتم و بااااور کنید

    انگااار هیچ خبری نبود فقط دوتا پلیس خروجی یه مرکز خرید دیدم

    والسلام

    ینی کاملااااا تغییر مدارم رو درک کردم

    چیزی که تجربه دوستم بود که دکتر رفته بود تبریز و چقدر درگیر اغتشاشات و گاز اشک اور و این مسایل شده بود

    و من فقط ارامش رو تجربه کردم

    شهر خودمون هم کوچیکه و هیچ خبری نیست

    پاداش خدا داده شد

    و تو این اوضاع برام یه مسافرت بصورت جادوییی فراهم کرد

    من اومدم تو یه دفتر هر چیزی که خواسته قلبیم بود نوشتم

    نوشتم دوست دارم یه چمدون بخرم

    نوشتم گوشی ١۴پرو داشته باشم

    نوشتم دوست دارم تو این پاییز یه مسافرت تجربه کنم که درختان پاییزی و ابرهای پفکی و اسمون ابی رو ببینم

    من کمتر از یک ماه بود که این خواسته هام و خیلی از ارزوهای ریز و درشتم که به ذهنم میرسید رو نوشتم

    باور کنید

    خدا جوری برنامه هارو جلو برد که به خیلیاش رسیدم

    گوشیم بیشتر از ده روز بود اصلا با فیلترشکن هم وصل نمیشد و نتش اصلا به سختی وصل میشد که این تضاد باعث شد یه جورایی من که درخواست گوشی داده بودم و

    منتظر بودم ورژن جدید ایفون بیاد

    این تضاد منو هل داد که اقدام کنم و وقتی رفتم بخرم باور کنید سپردم به خدا و قبلش یکم اطلاعات بدست اوردم ولی زیاد قیمتها رو چک نمیکردم و میگفتم حتما ۶۵-٧٠ میشه

    ولی ته دلم دوست داشتم که ١۴پرومکس داشته باشم ولی صب که میرفتم گفتم خدایا خودت یه کاری بکن البته رها بودم

    خدای من باورم نمیشد قیمت کردم دیدم زیاد تفاوتی با ١٣پرو نداره و بعدا قراره بابت ریجستری اقدام کنم که این باعث شد من دقیقا اون مبلغی که تو ذهنم بود ١۴پرو مکس بخرم

    انقققققدر خداروشکر کردم

    که خدا میگه تو بخاه کاری نداشته باش

    کی فکرشو میکرد با قیمت مناسب بتونم بخرم

    همون روز چمدون هم خریدم

    گفتم خدایا من خریدم تو سفرش رو جور کن

    هم دلم سفر خارجی میخاد هم یه سفر تو پاییز

    باور کنید من ٨ابان اینارو خریدم و خیلی ذوق داشتم از معجزات خدا

    یادمه ١١ابان زن داداشم شب اس داد که اکی هستی مامان و بابات رو بردار بیا قزوین بریم دو روز چالوس!!

    الله اکبر!

    هنوز هیچ اتفاقی رخ نداده بود ولی من شب از فرط شکر گزاری نمیدونستم بخابم

    فقط بخاطر این سریع الاجابه بودن خدای مهربانم❤️

    خلاصه

    من اینو نشونه دونستم و خانوادم اکی نبودن برن ولی من گفتم میرم با داداشم اینا باهم میریم

    من کارمندم و برنامه ماهانه ما اول ماه نوشته میشه

    و لی بصورت کاملا معجزه وار برنامه کشیکام جوری بود که فقط یه روز تعویض میکردم براحتی میتونستم برم

    نمیدونید بابت این قضیه هم چقدرخدارو شکر کردم که بفکر راحتی منه (حتی یه روز قبل با خیال راحت اماده شدم،روزی هم که رسیدم خونه استراحت کردم و فرداش رفتم کشیک)

    من رفتم قزوین و صب زود راهی چالوس شدیم

    من همش قبل از رفتن میگفتم وای الان داداش و زن داداشم مدام میخان راجب این مسایل ایران حرف بزنن و اصلا دوست نداشتم

    ولی گفتم من اعراض میکنم،و گفتم ثریا مدارت عوض شده شاید اصلا اونها هم ببینن تو بی خبری ادامه ندن

    بطور معجزه وار باور کنید داداش وزن داداشم خیییلی کم راجب این قضایا حرف زدن و حتی از بی خبر بودن من خیلی تعجب کردن !!

    !و اونا هم بصورت معجزه وار

    فقط هی به محیط اطرافمون توجه میکردیم و اونا هم مث من مدام میگفتن خدایا شکرت وبابت طلوع زیبا،درختا،کوهها،جاده بی نظیر،و…ذوق میکردیم

    این بار برخلاف دفعات قبل جالبه که داداشم اینا هم بدون رزور ویلا راهی سفر شدن !الله اکبر!

    رفتیم اونجا و قصد داشتیم ویلای استخر دار بگیریم و خدا به یه ویلای خوب هدایت کرد و خیلی هم معطل نشدیم وبا قیمت عالی

    اینم دلم نمیاد نگم

    🙈🙈

    من نزدیک روزای پریودیم بود و انقدر منظم هست که میگفتم حتما پریود میشم و نمیتونم از استخر استفاده کنم

    هر طور حساب میکردم میافتاددقیقا به روزایی که ویلا بودیم

    ولی هر بار حسم رو خوب کردم

    گفتم ثریا

    مگه هورمونها توسط خدا کار نمیکنن؟؟

    مگه خدا اجابت نکرد این درخواستت رو ؟

    ایا قدرت نداره هورمونهات رو هدایت کنه که دیرتر پریود بشی؟؟

    البته که خدا میتونه

    و با ذووووق بی نهایتی که برای استخر داشتم و از طرفی نجواها که نمیتونم استفاده کنم

    ولی با این جملات حسم رو خوب نگه داشتم و رها بودم

    گفتم نهایتش از طبیعت لذت میبرم بی خیال

    الله اکبر

    با وجود علایم و حساب کتاب زمان پریودی من ،اون سه روز که ویلا بودیم ،من تونستم از استخر استفاده کنم

    و دقیقاااااا شبی که رسیدیم خونه من پریود شدم 🙈

    دیگه نمیدونستم ججوری از خدا شکر گزاری کنم

    فقط بارها و بارها یاداور شدم به خودم و مبهوت معجزه خدا شدم

    تو استخر روی اب اروم تو تنهایی دراز میکشیدم و بابت تمام این اتفاقات شکر میکردم

    مگفتم ببین خییلیا درگیر حواشی هستن تو این روزا،تو ثریا خییلی از این مسایل خبر نداری و کنترل ذهن کردی و ذره ای حتی از سر کنجکاوی پیگیری نکردی و حتی مث سابق نخواستی از این قوانین که استاد میگه به کسی چیزی بگی

    بحثی کنی موعظه کنی

    وببین تو رو خدا کجا اورده ❤️

    زیر اب تجسم خواسته هام رو میکردم و میگفتم اگه انقدر هدایتی و نرم و سریع و راحت به خیلی از ارزوهات رسیدی به بقیه ارزوهات هم میرسی و ساعتها با لذت این تجسم رو انجام میدادم

    اینم بگم که با کار کردن روی عزت نفس

    با کلی هیجان و بدون ترس

    رفتم زیپ لاین و پل معلق رو تجربه کردم

    یه ذره ترس اومد ولی مدام

    گفتم من در مدار خوبیها هستم هیچی نمیشه

    خوب اگه هـیچی نمیشه دیگه ترس برا چی ؟؟

    روی پل معلق عمدا پایین رو نگاه میکردم

    حتی ترانه میخودنم که دوتا دختر که جلوتر از من میرفتن و ترس داشتن میگفتن اواز میخونی ما بیشتر حرص میخوریم و میترسیم

    شروع کردم نوحه خوندم کلی خندیدن 🤣

    گفتم خوب چیکار کنم خوبه نوحه ؟؟

    نتیجه این مدت کار کردن روی خودم اینجا در عمل خودشو نشون داد

    کاش میشد ویس فرستاد که کلللی از این هدایتهای خدا رو با جزییات مث استاد و مریم که یه ساعت تو این فایل حرف زدن ادم صحبت کنه

    از خرید ماشینم

    از مسافرت هایی که ججوری جور شدن

    مکانهایی که خدا هدایت کرد

    از مسیر علاقم که خدا هدایتم کرد

    از ایده هایی که موقع انجام کارم هدایتم میکنه و بهم میگه

    وووو

    از خیییییلی اتفاقات

    واقعا با تایپ کردن حق مطلب ادا نمیشه

    اخه ججوری بشه که

    پسر برادرم مریض بشه و زن داداشم بهش قول بده اگه داروهاتو بخوری میبرم شمال ویلای استخر دار

    ججوری بشه که مث اب خوردن شیفتای من اکی باشه برا رفتنم (باور کنید اگه یه هفته دیرتر یا زودتر میرفتن من نمیتونستم چون فشرده بود کشیکام)

    چجوری خدا هورمونهای منو هدایت کنه که روزای که ویلا بودیم پریود نشم🤣(این یه مورد واقعاااا یه معجزه س )

    چجوری بشه که حتی با نگرانی و مخالفت بابام که الان اغتشاش هست نرید ولی خدا جوری اکی کنه که بتونیم در ارامش بریم و برگردیم

    چجوری بشه که اون روزایی که شمال بودیم هوا بی نظیر باشه با نم نم بارون صبحگاهی و بقیه روز هوای عالی

    خدایاااا

    هدایتهات بوده

    هست

    خواهد بود

    خدایااااا عاشقتم که همواره منو هدایت میکنی

    حتی من ایمان خیلی قوی نشون نمیدم

    ولی تو

    مداااااااام

    دستم رو میگیری و میاری تو صراط مستقیم

    که فقط توش نعمت هست

    قاصرم از سپاسگذاریت 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    الهه سوادکوهی گفته:
    مدت عضویت: 3083 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام استاد جان دل سلام مریم جان عشق

    اصلا نمیتونم ازین فایل دل بکنم

    از دیروز چندین و چندبار بهش گوش دادم

    دیروز داستان هدایتم رو به ایده شغلی الهیم کامنت نوشتم زیر این فایل

    ولی دلم میخواد یکبار دیگه کامنت بذارم و احساسم رو بهتون بگم

    استااااد این فایل چی بووووود

    واقعاااا میگن هر آنچه از دل بر بیاد بر دل میشینه

    هرچند تمام فایلهای شما الهامیه و از دل مهربون و خداییتون میاد ولی این دیگه آخرش بود این دیگه خیلی خالص بود و دقیقا به قول خودتون انقدر اون فضا ملکوتی و زیبا بود ک شما تو اون فضا به صلح بیشتری با خودتون رسیدید و به منبع خیلی بیشتر نزدیک شدید و تئوری مدارها یادم میاد انگار ک اینجا شما به اون مرکزه به اون منبعه به خورشید درونتون خیلی خیلی نزدیک تر بودید و این حرارت عشق و الهامات الهی بود ک اینطور ب قلب ما نشست

    خدایا شکرت

    امروز داشتم ب مادرم میگفتم استاد عباسمنش پیامبر ماست

    مگه پیامبر چه ویژگی هایی داره؟؟

    تسلیمه یکتاپرسته الگوست و به حرفایی ک میزنه اول خودش عمل میکنه و نتایجش خداگونه ست

    خب استاد هم همین ویژگی ها رو دارن و چقدررررررررر من خوشحال و خوشبختم ک با شما آشنا شدم و در مسیر قانون قدم برمیدارم

    امروز عصر در بهترین ساعتی ک دیگه خورشید داشت غروب میکرد هدایت شدم ک برم پیاده روی و رفتم و چقدررر فرکانس هوا عااااااااالی و خدایی بود نه سرد بود نه گرم بود انگار اردیبهشت بود!

    و من ۱ ساعت پیاده روی کردم و اولش داشتم این فایل رو گوش میدادم

    بعد استاپ کردم و شروع کردم به صحبت با خدا

    مرتب ازش طلب هدایت کردم برای تماااام زندگیم برای تمام خواسته هام

    بهش گفتم من خودمو با تک تک سلولهام تسلیم خواست و ارده تو میکنم. تو کمکم کن قلبمو باز کن برای شنیدن و دریافت الهامات و هدایتها و نشانه هات

    بهش گفتم اگه استاد هدایت شده و بهش ایده های ناب دادی در تمام زندگیش ک اینطور نتایج درخشانی گرفته و الگوی میلیون ها نفر شده پس برای منم میشه منم ازت هدایت میخوام

    و آسمووون چقدر زیبا بود انقدر رویایی بود ک وقتی داشتم با خدا صحبت میکردم و آسمون رو میدیدم چندین بار اشک شوق ب چشمم اومد

    و چقدر سپاسگزاری میکردم ازش بابت حضور شما استادِ جااانم استاد عشقم

    استاد چقدر ازتون ممنونم ک این فایلهای هدایتی رو برامون ضبط میکنید ک ارزش هزاران بار گوش دادن رو دارن

    همین الان اومدم این فایل رو ادیت کردم و قسمتهاییش ک برام خیلی بیشتر الهام بخش رو جدا کردم و در قالب یک فایل بی نظیر گذاشتم تو پوشه برگزیده های استاد عباسمنش

    و میخوام هزاران بار بهش گوش بدم تا در عمق جانم رسوخ کنه و باور کنم ک هدایت الهی یعنی چی

    باور کنم ک باید تسلیم باشم و سر سپرده تا کلام الله رو بهتر بشنوم و بهش عمل کنم

    وای مریم جااان چقدر شما فوق العاده ای چقدر بی نظیری چقدر شاگرد اول این کلاس الهی هستی انقدر ک زیبا داری ب قانون عمل میکنی و الحق که شایسته بودن در کنار استاد هستی و شما استاد عزیزم چقدر لایقید برای بودن در کنار زنی از جنس خدیجه از جنس فاطمه از جنس خدااااا

    استاد من واقعا به خودم افتخار کردم تو این مدت مخصوصا بعد از شنیدن این فایل از اینکه چقدر خوب تونستم تو این مدت ذهنم رو کنترل کنم ورودیهامو کنترل کنم و با اینکه یکی دو بار در موقعیتی بودم ک مستونست ب راحتی ذهن من به سمت این اتفاقات منفی منحرف کنه ولی بازم سربلند ازش بیرون اومدم و از خودم راضی بودم و از خدا میخوام بهم کمک کنه در تمام زندگیم حتی بهتر از این بتونم تقوا داشته باشم

    من حتی در این مدت دو ماهه برای فیلتر کردن ورودیهام حتی یکبار توی اینستا نرفتم و هیچ تلاشی نکردم برای وصل شدن به فضای مجازی با اینکه تا قبلش من پیج کاری داشتم و هر روز روزی چندین بار توی اینستا پست و استوری میذاشتم

    اما خیلی راضیم ازین بابت

    و خیلی بیشتر باعث شد ک من توحیدی تر بشم و باور کردم ک خدا قرار نیست فقط از طریق پیجم برام مشتری بفرسته و هزارن راه وجود داره و نتیجش رو هم دیدم ک چقدر مثبت بود واقعا خدایا شکرت

    تمام فضاهای مجازی رو از گوشیم پاک کردم و با تمام تمرکز دارم روی دوره ثروت ۱ و البته فایلهای توحید عملی کار میکنم ک این فایل هم گل سر سبد توحید شد برام واقعا خدایا شکرت چند روزه ک همش دارم ریشه تسلیم رو در قرآن سرچ میکنم و مینویسم و از خدا میخوام ک تسلیم تر باشم و اونوقت دیروز شما این فایل هدایتی بی نظیر رو در مورد توحید و تسلیم و هدایت گذاشتین ک چقدرررر ب موقع بود برام

    استادم من دارم تلاش میکنم ک به آموزه های گهربار شما عمل کنم و به میزانی ک دارم در این مسیر قانون و یکتاپرستی قدم برمیدارم و عمل میکنم دارم نتایج فوق العادش رو میبینم از آرامش قلبی از سلامتی از دوستان فوق العاده و جدیدی ک دارن ب زندگیم میان از دیدن روابط زیبا از جشن و دورهمی های خوبی ک دعوت میشم از ایده های شغلی و ثروت و درامد و خریدهای خوب واقعا خدایا شکرت

    استاد اون صحبت مریم جان و تایید شما در مورد اینکه وقتی با محیطی یا جمعی هم فرکانس نیستی هرچقدرم بخوای ک اونجا باشی جهان این اجازه رو نمیده، من همین ۱۰ روز پیش تجربش کردم وقتی با تمام وجودم میخواستم توی یه دورهمی شمال با جنعی از دوستان شرکت کنم و حتی هزینشم پرداخت کرده بودم و محل اقامت رزرو کرده بودم ولی انقدر مقاومت و وابستگی و خیلی شرک تو وجودم نسبت به یه سری مسائل بود و از طرفی خواسته قلبیم تو یه سری موضوعات با این خواسته رفتن به این دورهمی متضاد بود ک جهان اجازه نداد برم و دقیقا شبی ک قرار بود صبحش دوستام بیان اصفهان دنبالم و باهاشون برم، شرایط ب شکلی پیش رفت ک منصرف شدم ولی

    ولی درست ۳ روز بعدش به یه دورهمی دیگه ای با یه سری از دوستان خیییییلی شاد خیلی ثروتمند خیلی با ایمان خیلی ناب هدایت شدم ک ۲ روز باهاشون خوش گذروندم و چقدر باوراای خوبی ازشون گرفتم و چقدررررررر خاطرات خوشی بود ک هنوز ک هنوزه دارم خوبیهای اون آدما رو با خودم مرور میکنم و فقط خوبی ازشون یادمه

    واقعا خدارو شکر برای این قوانین ثابت و بدون تغییرش….

    من عاشقتونم و خیییییییییلی مشتاقانه منتظرم ک ایران ببینمتون و مخصوصا به همراه مریم جانم

    .

    با عشق

    الهه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    فهیمه مقاتلی گفته:
    مدت عضویت: 2801 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و تمام دوستان عزیز الهی من در این سایت بهشتی

    خدایا شکرت چطور شکرت کنم که منو در مدار شنیدن این فایل قرار دادی

    استاد جون با این فایل چکار کردین با ما، گریه هامون بند نمیاد دوست داشتم هزاران بار این فایل رو نگاه کنم بعد کامنت بزارم ولی الان اینقدر احساسم عالیه احساس لطیف شدن قلبم میکنم که باید می‌نوشتم

    استاد جون با همون آیه سوره حمد ابتدای فایل فهمیدم این فایل از اون فایل های خدایی که خداوند از زبان شما با ما حرف میزند

    خداوندا بهم کمک کن همیشه در این حس خوب در این حس نزدیکی با تو بمونم خداوندا این حسی که از نزدیک بودن با تو دارم دلم نمی‌خواهد با هیچی تو دنیا عوض کنم خدایا دوست دارم

    خدایا ایمانم رو اینقدر قوی کن که همیشه از تو هدایت بخواهم خدایا میخواهم به جایی برسم که برای هر چی از تو هدایت بخواهم وقتی در مورد هدایت می‌نوشتم یاد سپیده جان میفتم که در گفتگو با استاد در کلاب هوس گفته بود به درکی از هدایت رسیده که برای آب خوردن هم از خدا هدایت می‌خواهد خدایا منم دوست دارم این تجربه رو داشته باشم خدایا میدونم تو سمت خودت رو درست انجام میدی به خواسته های من جواب میدی من باید ایمانم درست کنم من باید باورت کنم من باید ازت بخوام خدایا خودت کمکم کن روی ایمانم بهتر کار کنم

    خدایا میشه کمکم کنی حس خوبی که از این فایل گرفتم همیشه در این حس خوب بمونم همیشه قلبم لبریز از احساس خوب و نزدیکی به تو باشه

    خدایا این فایل کلمات توهه کمکم کن بتونم هزاران بار گوش کنم تا بتونم درکش کنم

    استاد این همزمانی های که برای شما اتفاق افتاده کمک خدا به شما و ما بوده که هم شما و هم ما بچه های سایت بتونیم بهتر تمرکزم بزاریم روی زیبایی ها و جهان هم لاجرم ما رو به زیبایی های بیشتر هدایت میکنه

    استاد جونم باور میکنید یک روز قبل از گزاشتن این فایل من و خواهرم و دوست عزیز و الهی من الهه جان که از بچه های فعال عباس منشی هست اومد شهرمون تا با هم در مورد فراوانی و زیبایی ها صحبت کنیم و حرف در مورد شما شد گفتیم یعنی ممکنه یه روز استاد بیاد ایران ولی یه حسی بهمون میگفت شما هرگز نمیاین چون مدار شما با جامعه ایران فرق داره

    استاد جون خوب شد الان نیومدیم ایران چون من الان نتایج بزرگ نگرفتم و نمیتونستم به دیدن شما بیام از الان دیگه یه تلنگری به من زده شد که با جدیدی بیشتر روی خودم کار کنم تا من هم در مدار شما بیام و بتونم بیام آمریکا به دیدن شما

    ممنونم بابت آهنگ زیبای انتها فایل از شوق و بزرگی خدا فقط اشک ریختم

    ممنونم استاد جون بخاطر دست خدا شدی برای ما تا بیشتر از خداوند هدایت بخواهیم، خدا منتظر ماست فقط من باید برم سمتش تا اون دستم رو بگیره و خدا رو سپاس گذارم که در مدار شنیدن این فایل بودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2557 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدالله رب العالمین

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    الصراط الذین انعمت علیهم

    غیر المغضوب علیهم

    والضالین

    سلام به استاد عزیز و تسلیم

    سلام به بانوی شایسته

    و سلام به خونواده قشنگ همفرکانسیم

    خدا رو سپاسگزارم که تو این روزهای ابری

    حس و حالمون بارونی و بهاریه خدایا شکرت…

    هفته ای که گذشت هفته ای فوق جادویی بود برام با اتفاقات نابییی که افتاد

    لحظه لحظه هفته گذشته رو حس کردم

    لذتتتتت بردم

    اشک ریختم

    خداروشکرررر کردم

    سجده کردم

    و رسیدممم به حرفهای ناب استادم …

    غربال میشید از بدنه جامعه که حس و حال خوبی ندارن هدایت میشید به جا و مکانی که پر از زیباییه شادی و حس خوبه

    خدای مننننن چکار کردی با من …

    درخواست داده بودم دو سه ماه پیش به یه حرفه زیبا و حال خوب کن و از هفته گذشته خیلیییی هدایتی مشغول شدم که لحظه لحظه ش حس خوبه شادیه لذته خدایا عاشقتم که اینقدر عاشقانه به بنده هات نگاه میکنی

    عاشقانه میگی دستتو فقط بذار تو دستم و غمی نداشته باش میبرمت به زیبا تر ازونجایی که تصور میکردی …

    اتفاقات عالی که داره یکی یکی میوفته مصمم ترم کرده تا همین اعراض رو تو جنبه های دیگه زندگیم هم انجام بدم چون نتیجه ش رو لمس کردم فوق‌العاده ست.. و جواب میده برای هر ناخواسته‌ای مهم نیست چیه کافیه اعراض کنی عکس العملی انجام ندی و حالتو خوب نگه داری و توجه تمرکزت روی خودت و خواسته هات باشه ینیییی همین خودش رمز و راز خوشبختیه…

    همین مورد که میشه مهمترین رکن زندگی

    که میشه کنترل ذهن

    میشه تقوا

    بدون چون چرا عملی کنیم تو زندگیمون چیزی نیست که بخوایم و نشه …

    خدایا شکرت

    ازت سپاسگزارم بنده صالح خدا برای درک و عمل اشاعه این اصل

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند سلامت باشید🌺🥰🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    سمیه رستگاری فر گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    سلام استادعزیزم و خانم شایسته ی عشق

    واقعا نمیدونم چطور سپاسگزاری کنم بابت این فایل بسیار معنوی،

    این فایل ارزش هزاربار شنیدن رو داره فوق العاده بود

    استاد میخام از همزمانی های این مدت بگم که اصلا بهش فکر نکرده بودم ولی با مرور لیست هدایت الله و همزمانی های شما یکی یکی یادم اومدن و واقعا از ته قلبم احساس خوبی پیدا کردم

    تقریبا یک ماه قبل از اتفاقات ایران اینستاگراممو بستم و گفتم فقط میخام تمرکز بزارم روی خودم چون خودم خیلی مهمترم،و ارتباطاتمو با دوستام خیلی کم کردم تا بخام لیزری روی خودم تمرکز کنم

    استاد من تا چندوقت پیش خبری ازین اتفاقات نداشتم یک سفر فوق العاده به شمال با فضای خوب و ساحلی که انقد سکوت داشت و خلوت بود فقط قدم میزدمو اشک میریختم و خداروسپاسگزاری میکردم انگار فقط من بودمو خدا

    استاد هرلحظه تو سفر به خواهرم میگفتم هدایتی میریم جلو و تجربه ی خیلی خوبی میشد اصلا قابل وصف نیست گفتنش

    وقتی برگشتم گفتن چطور تو این شرایط جرات کردی سفر بری گفتم چه شرایطی😄

    بعدش هدایت شدم به سمتی که بیماری که سالها داشتم با کمک الله و کاملا هدایتی توسط یک پزشک درمان شدم😭 اونم در مشهد که دوباره انقد حرم خلوت بود فقط میشد با خودت خلوت کنی و بارها ثروتی که اونجا بود رو تحسین میکردم

    و بعدش در شرایطی که همه ناله میکردن کسب و کار خودمو شروع کردم بااینکه ترسیدم میگفتم اگ نتونم از پسش بربیام چی ولی انجامش دادم و به لطف خدای بزرگ درآمد روزانه و روبه رشد دارم

    وقتی یک روز بخاطر کاری که داشتم وارد اینستاگرام شدم دیدم دوستای قانون جذبی من که سالها روی خودشون کار کرده بودن چطور درگیر شدن و چقد منفی شدن در لحظه دوباره بستم و گفتم استاد گفته با هیچکس بحث نکن ملاغلط گیر بقیه نباش تو خودتو درست کن و هرروز دارم شکرگزاری میکنم که چقد خدا قشنگ هدایتم کرد که ازین فضا دور باشم

    استاد بعضی حرفاتون قلاب شده به ذهنم،وقتی یک ایده اومد سراغم که خیلی بزرگ بود و من سرمایه کافی نداشتم و باید تقریبا ۲میلیارد وام برمیداشتم من با خودم گفتم استاد گفته با چیزی که داری شروع کن و همه ی کارها به یک اندازه قدرت ثروت آفرینی دارند فقط باید علاقه داشته باشی

    استاد انقد با این فایل خندیدم و ذوق کردمو اشک ریختم حد نداره،سرچ کردم و چندتا از شگفت انگیزترین جاهای دنیارو نوشتم تا حتما ببینمشون اگه شما تونستید چرا من نتونم؟!

    نکته ای که باید میفهمیدم و خیلی برام پیش پاافتاده بود اینک من همین چیزای ساده رو تحسین نمیکردم فقط رد میشدم تحسین کردنو ازتون یاد گرفتم

    استاد خیلی عاشقتونم خدا میدونه وقتی گفتین واسه سمینار میخاستین ایران بیاین چقد ذوق کردم

    من مشتاقانه منتظر دیدن شما و مریم عزیزم که الگوی منه هستم،دوستتون دارم ❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    اکرم پیشه ور گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    به نام خدای الحمدلله به نام انک انت الوهاب

    سلام بر استاد بزرگوارم و مریم شایسته ی سپاسگزاریهای ما همسفران

    با دیدن این شنهای سفید بی مثال این نفمت بی حساب این روحانیت و تخیل به تصویر کشیده بی اختیار این شعر به ذهنم می آید:

    پیش از اینها فکر می کردم خدا

    خانه ای دارد کنار ابر ها

    مثل قصر پادشاه قصه ها

    خشتی از الماس، خشتی از طلا

    پایه های برجش از عاج و بلور

    بر سر تختی نشسته با غرور

    ماه برق کوچکی از از تاج او

    هر ستاره پولکی از تاج او

    اطلس پیراهن او آسمان

    نقش  روی دامن او  کهکشان

    رعد و برق شب طنین خنده اش

    سیل و طوفان نعره ی توفنده اش

    دکمه ی پیراهن او، آفتاب

    برق تیر و خنجر او، ماهتاب

    هیچ کس از جای او آگاه نیست

    هیچ کس را در حضورش راه نیست

    پیش از اینها خاطرم دلگیر  بود

    از خدا  در ذهنم این تصویربود

    آن خدا بی رحم بود و خشمگین

    خانه اش در آسمان دور از زمین

    بود، اما در میان ما نبود

    مهربان و ساده و زیبا نبود

    در دل او دوستی جایی نداشت

    مهربانی هیچ معنایی نداشت

    … هر چه می پرسیدم از خود از خدا

    از زمین از آسمان از ابرها

    زود  می گفتند: این کار خداست

    پرس و جو از کار او کاری خطاست

    هر چه می پرسی جوابش آتش است

    آب اگر خوردی جوابش آتش است

    تا ببندی چشم کورت می کند

    تا شدی نزدیک دورت می کند

    کج گشودی دست، سنگت می کند

    کج نهادی پای  لنگت می کند

    تا خطا کردی عذابت می دهد

    در میان آتش آبت می کند

    با همین قصه دلم مشغول بود

    خواب هایم خواب  دیو و غول  بود

    خواب می دیدم که غرق آتشم

    در دهان شعله های سرکشم

    در دهان اژدهایی خشمگین

    بر سرم باران گرز آتشین

    محو می شد نعره هایم بی صدا

    در طنین خنده ی خشم خدا…

    نیت من در نماز و در دعا

    ترس بود و وحشت از خشم خدا

    هر چه می کردم همه از ترس بود

    مثل از بر کردن یک درس بود ..

    مثل تمرین  حساب و هندسه

    مثل تنبیه مدیر مدرسه

    تلخ، مثل خنده ای بی حوصله

    سخت، مثل حل صد ها مسئله

    مثل تکلیف ریاضی سخت بود

    مثل صرف فعل ماضی سخت بود

    تا که یک شب دست در دست پدر

    راه افتادم به قصد یک سفر

    در میان راه، در یک روستا

    خانه ای دیدیم، خوب و آشنا

    زود  پرسیدم: پدر! اینجا کجاست؟

    گفت: اینجا، خانه ی خوب خداست!

    گفت: اینجا می‌شود یک لحظه ماند

    گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند

    با وضویی دست و رویی تازه کرد

    با دل خود، گفتگویی تازه کرد

    گفتمش پس آن خدای خشمگین

    خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟

    گفت :آری خانه ی او بی ریاست

    فرش هایش از گلیم و بوریاست

    مهربان و ساده و بی کینه است

    مثل نوری در دل آیینه است

    عادت او نیست خشم و دشمنی

    نام  او نور و نشانش روشنی

    خشم، نامی از نشانی های اوست

    حالتی از مهربانی های اوست

    قهر او از آشتی شیرین تر است

    مثل قهر مهربان مادر است

    دوستی را دوست معنی می دهد

    قهر هم با دوست معنی می دهد

    هیچ کس با دشمن خود قهر نیست

    قهر او هم یک نشان از دوستی است

    تازه فهمیدم خدایم این خداست

    این خدای مهربان و آشناست

    دوستی از من به من نزدیک تر

    از رگ گردن به من نزدیک تر!

    آن خدای پیش از این را باد برد

    نام او راهم دلم از یاد برد

    آن خدا مثل خیال و خواب بود

    چون حبابی نقش روی آب بود

    می توانم بعد از این با این خدا

    دوست باشم دوست، پاک و بی ریا

    می توان با این خدا پرواز کرد

    سفره ی دل را برایش باز کرد

    می توان در باره ی گل حرف زد

    صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

    چکه چکه  مثل باران  راز گفت

    با دو قطره صد هزاران  راز گفت

    می توان  با او صمیمی حرف زد

    مثل یاران قدیمی حرف زد

    می توان تصنیفی از پرواز خواند

    با الفبای سکوت آواز خواند

    می توان مثل علف ها حرف زد

    با زبانی بی الفبا حرف زد

    می توان در باره ی هر چیز گفت

    می توان شعری خیال انگیز گفت

    مثل این شعر روان و آشنا:

    پیش از اینها فکر می کردم خدا …

    تا که چیزی حدود ۱۰۰۰ روز پیش با استاد عباسمنش اگاهم راه افتادیم ب سوی خدای بزرگ و شناخت قانون و اکنون نزدیک به ۱۰۰۰ روز است پراز آگاهی و جدا از نرم جامعه

    هرروز پدیده همزمانی را تجربه میکنم

    قسم به خدا که عالیترینها را تجربه میکنم

    سپاسگزارم خدای افریننده ستاره قطبی خدای استاد خدای شایسته ترین مریم ما خدای من خدا ی حشرست خدا ی سنارست خدا من خدا تو خدا همه

    الحمدلله رب العالمییین🌹🌹🌹🌹🌹🎯🎯🎯

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    بر بلندای آسمان گفته:
    مدت عضویت: 2217 روز

    سلام استاد قشنگم و مریم جانم

    وای که چقدر دیدن این صحنه زیبا بود… من وقتی دیدم این فایلو گذاشتید و وقتی اول فایل رو یکم دیدم، یکم دورو اطرافم شلوغ بود و تمرکز نداشتم، اما خیلی دلم میخواست حالا که این صحنه رویایی و روحانیه من هم یه حای خلوت باشم و تمرکزی این فایلو نگاه کنم واین شد که الان این فایلو دیدم و چقدررررر لذت بخش بود، چقدر از ته قلبم دوست داشتم که منم اونجا بودم رو ی اون شنای نرم راه میرفتم و به دوردستها میرفتم و با خدای خودم حرف میزدم و عشق میکردم… شکرت خدای من… تو که انقدر چیزای زیبا و فوق العاده خلق کردی پس خودت چقدر میتونی زیبا باشی… میخوام که خودت هدایتم کنی به سمت زندکی بهتر و با ارامش یه زندگی که توش از نظر زمان و مکان ازاد باشم ولذت ببرم. این مدتی که این اتفاقات افتاد و به قول شما همه فقط درباره ی این چیزا حرف میزدن، منو همسرم گفتیم ما نباید بهش توجه کنیم، خدا میدونه که چقدر تا الان سخت بوده وقتی همه ی نزدیکانت که مجبوری در کنارشون باشی درمورد نازیبایی ها حرف میزنن اما تا جایی که تونستیم از این فضاها دوری کردیم و سعی کردیم روزهای تعطیل بیرون شهر بریم و تو طبیعت یه جای دنج پیدا کنیم و فقط زیبایی ببینیم، واقعا کنترل ذهن کار سختیه و تعهد جانانه میخواد و کار هرکسی نیست، ولی خوب تا اینجای کار سعی کردیم فقط به چیزای مثبت فکر کنیم و خداروشکر هم موفق بودیم تا حد زیادی. ممنونم استاد به خاطر این فایل عالی و حس و حالی که باهامون درمیون گذاشتید. این یه فایلی بود که واقعا بهش احتیاج داشتم🤗

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محسن شیرازی گفته:
    مدت عضویت: 1747 روز

    به نام الله

    به عنوان کسی که تا الان چند تا از محصولات سید عزیز رو خریداری کرده و متعهدانه در زندگیش به کار بسته و نتایج شگفت انگیزش رو دیده دلم میخواد یه نکته رو بگم.

    بخدا قسم سید تو تمام فایل‌های رایگانش هم تمام حقایقی رو که منجر به به یک زندگی سراسر نعمت و ثروت میشه گفته. بدون ذره‌ای خساست. سید جان دلم میخواد یه چیزی رو بگم. شما تاثیرگذارترین فرد زندگی من هستین

    نزدیک به سه سال پیش ساعت ۳ شب اولین فایل شما رو دیدم. به رویاهات باور داشته باش (نسخه اول). و از اون شب تا الان به جرات میگم تقریبا هیچ روزی نبوده که فایل‌های شما رو نبینم و گوش ندم و متعهدانه عمل نکنم. و به چنان مسیری هدایت شدم که اگر خود خدا هم همون شب میگفت اگر هر روز روی خودت کار کنی سه سال دیگه این دستاوردها رو داری باور نمیکردم. و الان مصمم‌تر و هیجان انگیز‌تر از همیشه میخوام همین مسیر رو ادامه بدم. اما امشب بعد از دیدن این فایل یه شیوه بهتر هم یاد گرفتم: رو عقل‌ت حساب نکن و خودت رو کامل رها کن و فقط بگو که چی میخوای.

    سید جان از سه سال پیش بعد از شروع فرایند کنترل ورودی‌های ذهنم نتایج شروع شد. حتی یک ریال هم اون موقع درآمد نداشتم. اما به طرز عجیبی هدایت شدم به مهاجرت به تهران و یه شغل با حقوق و مزایای عالی که زندگیم رو به کلی متحول کرد. کلی سپاسگزار خداوند شدم و بینهایت لذت بردم. بعد گفتم سید بیزنس خودش رو داره. سید آزادی داره. آزادی مالی، زمانی و مکانی. من چرا نداشته باشم. با این خواسته هدایت شدم به دوره روانشناسی ۱ و ۲. به کار گیری آگاهی‌های این دو دوره باعث شد برم سمت بیزنس خودم. یه بیزنس کاملا آنلاین تو حوزه آموزش زبان کاملا با متد طراحی شده توسط خودم که درآمدش حتی از شغل اولم هم که به خاطرش به تهران مهاجرت کردم بیشتره. آره درسته از کارمندی اومدم بیرون و الان به آزادی زمانی و مکانی رسیدم و حساب بانکی‌م خوب پر شده. ۷ روز هفته و ۲۴ ساعت شبانه روز در اختیار خودم هست و از هر جایی با لپ تاپم میتونم کار کنم. الهی صد هزار مرتبه شکر به خاطر هدایتش. دلم میخواد به اندازه شما و حتی بیشتر از شما ثروتمند بشم.

    سید جان تو قانون تکامل رو یادم دادی. گفتی اگه بهش پایبند باشی و عجله نکنی زجر نمیکشی. عمل کردم و زجر نکشیدم. سه سال هست که شب‌ها در اوج آرامش می‌خوابم و صبح‌ها در اوج شادی بیدار میشم با کلی هیجان که برنامه‌هام رو پیش ببرم. یادم دادی که بیخیال بورس و ارز دیجیتال و تغییر دولت‌ها و دل بستن به هر چیزی غیر از الله و نیروهای درونی که بهم هدیه داده بشم.

    سید جان ختم کلام. شما یه روی دیگه زندگی رو نشونم دادین. تا قبلا از شما ندیده بودم کسی حرف از امید و حال خوب همیشگی بزنه. ندیده بودم کسی حرف از فراوانی بزنه. ندیده بودم کسی حرف از هدایت الله بزنه. ندیده بودم کسی حرف از الهی بودن ثروت بزنه. اولین نفر شما بودین. تا قبل از این نمیدونستم اصلا میشه اینجوری هم زندگی کرد.

    و همینجا اعلام میکنم که در آینده‌ای نزدیک با هدایت الله مهربانم و بدون حساب کردن روی عقل و ذهنم هدایت میشم به آمریکا و میام توی همین مکان زیبا (white sand national park) و به یاد میارم که استادم توی این فایل یه نکته طلایی دیگه رو یادم داد:

    روی عقل‌ت حساب نکن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      اکرم هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 1724 روز

      بنام خداوند مهربان

      سلام و درود خدا برشما

      از روی دیگه ی زندگی گفتین و اینکه به لطف خداوند بهش دست پیدا کردین

      بینهایت خداروشکر میکنم و به شما تبریک میگم و تایید میکنم

      منم دقیقا واقفم به اینکه یه روی دیگه ای هم از زندگی هست

      یه جاده فوق العاده زیبا و مستقیم با هم مسیرهای شاد و شکرگزار

      به امید خدا هدفم ورود به این صراط مستقیمه

      جوری که دیگه هیچ ربطی به گذشتم نداشته باشم

      و ایمان بیارم به رب

      و بهش اعتماد کنم

      و قلبمو مطمئن کنه

      و تسلیم بشم

      و زندگی کنم این فرصت بی مثال و گرانبهای زندگانی در این جهان زیبا رو

      مرسی از شما که متعهد شدین

      مرسی از شما که موفق شدین

      و توی مسیر اصلی اومدین

      و نوشتین نتایجتونو تا ایمان ما رو بیافزایید

      در پناه فرمانروای کائنات سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    زیبا و محمد گفته:
    مدت عضویت: 2573 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان سلام استاد عزیزم من زیبا هستم

    خدای من چقدر این فایل با روح و روان من بازی کرد و اشک ریختم بابت خداوند که طبق وعده اش همیشه همراه ماست و از رگ گردن به ما نزدیک تره و وظیفه ی خودش دونسته که مار و هدایت کنه به سمت خواسته هامون و کانون توجه مون(یعنی خوب و بدی در جهان وجود نداره و میگه فرمان بردارم سرورم به هر سمتی که تو میخوای بری چه خوبی و چه بدی)

    مخصوصا اهنگ اخر فایل که فوق العاده تاثیر گذار بود و خیلی حس و حال منو مغلوب کرد و احساس گشایش توی قلبم داشتم

    .قبل از اینکه از داستان هدایت صحبت کنم دوست دارم این نکته رو بگم من تا بحال انسانی راستگو تر از شما استاد عزیزم توی زندگیمم ندیدم کسی که این همه فایل از زندگی و تجارب شخصی اش روی سایته و حتی یک مورد تناقض هم ازش ندیدم هرچییییزی بگه باور میکنم با تمام وجودممممم

    به خدا باور کردم که برفه :) :)

    یعنی اگر اول کار کاپشن و کفش پاتون میبود دیگههههههههه باور نمیکردم که برف نیست

    .خب

    میخوام داستان هدایت خودمون رو بنویسم و امیدوارم برای دوستان همفرکانسی هم الهام بخش باشه

    استاد عزیزم من و همسرم یه کار فوق العاده داشتیم با درامد عالی ولی طبق اموزش هایی که از شما دیده بودیم اون کار رو رها کردیم و قرار شد که بریم دنبال کار مورد علاقه مون

    و گفتیم اجازه بدیم که هدایت بشیم( که این هم تکاملی بهش رسیدیم و برای این کار اماده شدیم و قانون تکامل از اون مباحثی هست که من فکر میکنم خیلی خوب روش کار کردیم و سعی میکنیم در زندگی بهش عمل کنیم و هرکاری میخوام انجام بدم اول با این قانون میسنجم و به خاطر همین موضوع تا به حال تجربه هیچ شکستی نداشتیم توی این ۳ سال و نیمی که با شما هستیم )

    در همین راستا نشانه هایی به ما گفت که باید از شیراز مهاجرت کنید تهران به این دلایل

    ۱- تا هم ورودی هامون رو کنترل کنیم و

    ۲-هم روی باور هامون کار کنیم

    ۳- روی عزت نفس و اعتماد به نفس کار کنیم ( توی این مورد هم من فوق العاده رشد کردیم و عالی شدیم ولی هنوووز خیلی جای کار داریم )

    ۴- دوست های جدید پیدا کنیم و…

    و ماهم به حرفش گوش دادیم و عمل کردیم( میدونید ما از زمانی نتیجه گرفتیم که حرف های قشنگ زدن رو گذاشتیم کار و با اگاهی ها زندگی کردیم ،بهشون عمل کردیم و زندگیمون دگرکون شد )

    قدم بعدی که به ما گفته شد این بود که هرکدوممون توی حوزه مورد علاقه خودمون فعالیت توی اینستا رو شروع کنیم(چیزی که با داشته های اون موقع به ذهنمون میرسید )

    و ما هدف گذاری کردیم و پلن براش نوشتیم و قرار بود از اول مهر که جمعه هم بود شروع کنیم ولی دقیقااااا یک شب قبلش اینستا فیلتر شد و خب خیلی تو ذوقی خوردیم ( واقعیتش ما هم فکر نمیکردیم این قدر این جریانات طولانی بشه )

    به همدیگه گفتیم این یک نشانه است پس بیا طبق قانون حال خوب اتفاقات خوب تمرکز کنیم بر زیبایی ها و حال خودمون رو خوب نگه داریم

    و واقعیت اینه با باورهای خوبی که ما ساختیم نباید هم هدایت میشیدم به سمت اینستا و این قانون برامون مرور شد که با باور های بد هرکاااااری کنی بدبخت میشی دست به طلا بزنی خاکستر میشه و برعکسش با باور های خوب دست به خاکستر بزنی طلا میشه

    فردا صبحش رفتیم پیاده روی و همونجا در عرض ۲۰ دقیقه تصمیم گرفتیم بریم مسافرت تا هم حال و هوایی عوض کرده باشیم هم بر زیبایی ها تمرکز کنیم و هم اینکه تا زمانی که برگردیم احتمالا شرایط بهتر میشه و بعد هدایت میشیم

    برگشتیم خونه و راهی سفر به ترکیه شدیم تا مرز رازی با ماشین خودمون رانندگی کردیم و زمینی از مرز خارج شدیم،

    چند روز شهر وان موندیم و چند شهر دیگه ترکیه سفر کردیم و در طول سفر بدون داشتن مقصد مشخص دقیقا مثل شما استاد عزیزم شهر به شهر هدایت میشیدیم و یکی از بهترین سفر های زندیگمون بود که ۱۴ روز طول کشید به شهر های وان ،کاپادوکیا، انتالیا،استانبول رفتیم !

    توی همین سفر یه هتل خیلی خوب برای ۲ شب توی انتالیا گرفته بودیم که فوق العاده بود شب اول که خیلی بهمون حال داده بود گفتیم بیا ۲ شب بیشتر بمونیم و باید اینترنتی رزرو میکردیم و همسرم ۲ بار اقدام کرد و پرداخت موفقیت امیز نبود و من بهش گفتیم ببین یه بار دیگه بزن اگر نشد یعنی ما نباید بمونیم و بار سوم هم نشد !

    و اتفاقی که افتاد شب دوم من حالم خیلی بد شد چون توی دوره قانون سلامتی هستیم و اونجا هم سعی کردیم که غذای مناسب بخوریم ولی واقعا کیفیت گوشت ها و روغن و .. مشخص نبود و بدن من به خاطر سلامتی که داشت خیلی سریع واکنش نشون داد و بهم گفت که مسیر اشتباهه همونجا تصمیم گرفتم هیچی نخورم -که از نعمت های دوره سلامتی هست-

    و ما روز بعد اون هتل پنج ستاره یوآل با همه امکاناتو غذای های سلف سرویسش رو ترک کردیم که کمتر در معرض ورودی های نامناسب قرار بگیریم

    اگر ما هزینه میکردیم و هتل رو برای ۲ شب دیگه بوک میکردیم عملا نمیتونستیم هیچ استفاده ای بکنیم چون حال من خیلی بد شده بود و بوی غذا های اونجا که به مشامم میخورد حالم بد میشد و به خاطر همین قضیه حتی نمیتونستم از استخرو بقیه امکانات استفاده کنم و بهمون خوش نمیگذشت و باید همش تو اتاق میخوابیدم (من به مدت ۵ روز هیچی نخوردم بعد اون تا بدنم پاک سازی کنه و اصلا بدنم هم هیچی دلش نمیکشید و انگار دوست داشت خودشو پاک سازی کنه )

    توی سفر به طور دائمی حالمون خیلی خوب بود و موقع برگشت هم از مرز تا تهران فقط صحبت میکردیم و لذت میبردیم و زیبایی ها رو تحسین میکردیم حدود ۱۰ ساعت مسیر اصلا متوجه نشدیم چطوری گذشت (استاد مطمعنم خیلی خوب جنس حرف های منو میفهمد )

    توی مسیر به همسرم گفتم ببین ما هدایت میشیم به جای بهتری از اینستا که جنس ادم هاش فرق داشته باشه مثل استادمون و مشتری اماده بیاد سمتمون و خداروشکر هدایت شدیم به این سمت که برای خودمون سایت داشته باشیمو الان تمرکزی داریم روی این قضیه کار میکنیم شاید روزی حدود ۱۷-۱۸ ساعت

    چون عاشق این کار جدیدمون هستیم و خسته نمیشیم و براش انرژی و خلاقیت داریم

    و طبق وعده خداوند در طول مسیر هم راه های بعدی بهمون گفته میشه و وظیفه ما فقط لذت بردنه ( اینها دیگه برامون در حد حرف نیست باهاشون زندگی میکنم و عمل میکنیم عمل میکنیم و عمل میکینم )

    هر روز صبح میریم پیاده روی و اونجا هرکس یعنی هرررکسی که ما رو میبینه میپرسه چطور ؟ چطور اینقدر همیشه حالتون خوبه و انرژی تون بالاست ؟

    و ما خودمون درک نمیکنیم و بهم نگاه میکنیم و میخندیم میگیم مگه غیر از این هم میتونه باشه ؟

    و حتی عضویتمون توی همین باشگاه هم هدایتی بود

    که یک باشگاه فوق العاده برای پیاده روی هست که فقط افراد ثروتمند با ذهن ثروتمند میان اونجا ورزش کنن

    که همه ادم حسابی هستن و موفق و ثروتمند

    این باشگاه از ۶ صبح تا ۱۲ شب یکسره بازه و افراد میان برای ورزش و پیاده روی و ما به صورت هدایتی زمانی رو برای این کار انتخاب کردیم که ،افرادی که میان همه بسییییار ثروتمند و موفق و صاحب شغل های خوب هستن با فرکانس ها خوب (هم فرکانس ها همیگرو جذب میکنن)

    یک بار عصر به اون باشگاه رفتیم و خیلی زود متوجه شدیم جنس ادم های عصر خیلی فرق داره و اصلا با ما جور نیست( افراد بدون هدف و منفی گرا)

    و همین باشگاه انگار که ایران نیست (منظورم نارضایتی عمومی هست )و همه خوشحال و عالی همه احساس ها خووووووب و اینه مفهوم هدایت که ما به جایی هدایت شدیم که همه دنبال هدف و دیدن زیبایی ها هستن هرکس به روش خودش

    تمومی نداره جریان هدایت ها کل زتدگیمون هدایته این ها فقط بخش کوچیکی از هدایت های ماست توی این ۲ ماه که ساکن تهران شدیم و البته عمل کردیم به هدایت ها و به نشانه ها توجه کردیم تا باهمون صحبت کنن

    اگر بخوام همه هدایت ها رو بنویسم باید کتاب بنویسم

    و در اخر اینکه

    من در این عمر ۲۸ ساله خودم هییییییچ زمانی از زندگیم اینقدر احساس رضایت و خوشبختی نداشتم هییییچ وقت

    دارم توی رویایی ترین روزهای زندگی،زندگی میکنم و همه اینها رو اول مدیون خدا و بعد مدیون شما استاد عزیزم هستم

    ممنونم از شما و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: