کلید اجابت دعاها - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

936 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    آگاهی این جلسه منطقی کردن خواسته بود .

    دقیقا مسئله ای که من دارم.البته نمیشه گفت پیشرفت نداشتم اما وقتی استاد میگن با این همه کار کردن هنوز بعضی اوقات مسئله دارن پس باید بیشتر توجه کنم تا از آگاهی‌های جلسه استفاده کنم.

    استاد مثال‌هایی از قرآن گفتن و آیه هایی که برای مخاطب منطقی کرده که به خواسته اش میرسه.

    چطوری به خواسته میرسیم؟با درخواست و ایمان

    درخواست که با توجه به برخورد به تضاد یا دیدن ایجاد میشه و این قسمت راحته.

    همه چیز در قسمت دوم نهفته است،یعنی ما باید بتوانیم ایمان خودمون رو نشون بدیم و در مدار دریافت قرار بگیریم.

    ایمان خودمون رو نشون بدیم به چه معناست؟

    یعنی اینکه اطمینان داشته باشیم به خواسته خودمون می‌رسیم .

    یعنی رها باشیم ،نگران نباشیم

    اینجا نقش کنترل ذهن پر رنگ میشه ،بدین معنی که ذهن میخاد شما رو از خواسته دور کنه و لذا نشدن ها و ناامیدی ها و ……میاره جلو و ما باید تلاش کنیم روی درخواست خودمون و پرورش اون بمونیم.

    حالا راههای کنترل ذهن چیه؟

    شکرگزاری ،صلاه،گفتگو با خدا،نوشتن و گفتن نتایج گذشته خودمان و دیگران،خواندن و درک قرآن و…

    پس اینجا نتیجه این شد که ما هر درخواستی داریم اجابت شده و از قبل وجود داره ،فقط ما خودمون رو در فرکانس دریافت نگه داریم.

    خیلی جالبه که استاد به روشنی دریافت کردن و گفتن که ایمان و یقین به این ایمان اصل کاره و ما رو توصیه به ایمان و عمل صالح میکنه.

    کار سختی نیست ولی برای من که ابتدای راه هستم وکلی باورهای ناجور تو ذهنم بوده بعضی اوقات شیطان زورش زیاد میشه.

    هر چی بتونم خودشناسی کنم و دلایل کارها رو بدونم و بدونم چرا انجام نمیدم و چرا انجام میدم ،بیشتر میتونم خودم رو مجاب به انجام تمرینات کنم.

    یکی از مسائل من مسئله مالیه ،من به فضل رب مهربان خودم مرحله ای از این مسئله رو حل کنم و درآمدی دارم و شرایطی که راحت‌تر روی خودم کار کنم.

    جلسه قبل خوشبینی بود ولی شیطان همش بد بینی رو القا میکنه و منو سمت خودش میبره و من هم با شکرگزاری سمتم رو عوض میکنم.

    اینجا به خودم میگم ابراهیم جان به وضعیت گذشته خودت نگاه کن از هر لحاظی رشد کردی و مهمتر و مهمتر آرامشی که داری انگار (البته واقعا)خدا داره همه چی رو برات ردیف میکنه انگار (البته واقعا)همه چی دست بدست هم داده تا تو در آرامش باشی تو احساس خوب داشته باشی تو ایمان داشته باشی تو روی خودت فقط کار کنی.ابراهیم جان حواست باشه شیطان از هر راهی میخاد وارد بشه ،روزنه براش نزار ،راهش گفتگو با خدا و شکرگزاری هست.از صبر و صلاه کمک بگیر.این دو بال پروازه.این دو هر روزنه ای رو برای ورود شیطان میبنده.

    ابرهیم جان ازت سپاسگزارم که داری افکارت رو متمرکز میکنه روی نیروی ایمان و باور به رب و اینکه خداوند همه چی رو برات خلق میکنه اگه بتونی تمرکز کنی و اگه بتونی توجه ات رو روی خواسته هات بزاری.

    ابراهیم دیگه سفارش نکنم،شکرگزار باش،ریز ترین نعمت‌ها رو ببین ،مرور کن رشد و نعمت این 3 ساله رو،از اونچه که خدا بهت داده بگو،بنویس،خودتو عادت بده به خوش بینی،شکرگزاری،تمام وقتت رو بزار روی تمرین و حل مسئله.

    یک نکته هم بهت بگم تمرکز همه چیه،یعنی تو وقتی داری به فایلها گوش میدی و میبینی ،فقط همین کار رو بکن ،با گوشیت بازی نکن .شیطان حواست رو پرت میکنه که خوب نشنوی،خوب نبینی.

    ابراهیم تو مخلوق خاص خدا هستی و خدا خیلی دوستت داره و از آسمون قشنگ مشخصی،نورانی.حتی خونه ات هم مشخصه نورانیه.آخه میدونی خدا و فرشته ها فقط آدمهای نورانی رو میبینن ،ممکنه کسی پول داشته باشه و نورانی باشه و بالعکس.

    یادت باشه وجود خودت ارزشمنده ،تو از درون ارزشمندی،وجودت ارزشمنده،درونت ارزشمنده،نورت ارزشمنده.

    لیاقت آدمها به داشتن نداشتن عوامل بیرونی نیست ،اتفاقا اون عوامل بیرونی بوجود اومدن چون تو خواستی.پس روی خواسته هات تمرکز بیشتری کن و ایمان بیار ایمان بیار هر چی خواستی بهت داده میشه.

    سپاسگزار استادم هستم با این فایل زیبا و آگاهی هایی که نور رو تو قلبم و وجودم زیادتر کرد.

    استاد شایسته عزیزم سپاسگزارم

    دوستان ارزشمندم سپاسگزارم

    خانم فرهادی عزیزم و ابراهیم فنی عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  2. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3411 روز

    به نام رب العالمین

    سلام به همه اهل بهشت

    الهه ام

    خداوندا سپاسگذارتم که هر لحظه درحال هدایتمی و ازت سپاسگذارم که من رو همراه استاد عباس منش کردی تا به تو برسم استاد عزیزم ازت بی نهایت سپاسگذارم که عمل گرایی واقعا ازت سپاسگذارم بابت هر لحظه عملگرا بودنت به الهامات خداوند تا خیر برسونی به من و به میلیون ها انسان دیگه عاشقتم

    دیروز فایل نشانه من قانون افرینش بود که واقعا بی نظیره و من دوست داشتم از اول ازبخش اول شروع کنم دوباره که احساسم فقط زوم کرده بود روی بخش دوم و قانون درخواست و با هر 5فایل فقط شگفت زده میشدم که اره دقیقا منم این مشکلم دارم منم همینم حتی نمیتونم خواسته هامو تجسم کنم و واقعا از ته دلم از خدا خواستم که کاش یه فایل جدید بیاد که مال زمان الان هم باشه که استاد واقعا بیشتر این موضوع رو باز کنند و دیشب همسرم گفت فایل جدید اومده و امروز با ارامش گوش دادم جواهراتی رو که از زبان استاد عشق میومد بیرون داستان پیامبران رو من عاشقشونم از بچگی عاشق کتاب هدیه ها بودم که وقتی در مورد پیامبر ها بود روح من پرواز میکرد و داستان زکریا و باور اینکه میشود خب من از همین باور قوی زکریا توسط همسر عزیزم که هنوز با استاد همراه نشده بودم استفاده کردم و جوابش شد عرفانی که 12 این ماه تولد 5سالگیشه و خدارو بابت این فرشته زمینیش سپاسگذارم و باور من این بود خدایی که به زکریای پیر و فرتوت بچه داده به من هم میده یا حتی حضرت مریم که خداوند با وجود باکرگی بهش بچه داده به من هم میده وواقعا همه چی باور های ماست استاد تمام فایل های دانلودی شما پیش نیاز تمام دوره های شما هستند و همه باهم تکمیل میشن واقعا میگم و دوره ثروت 1کاری بامن کرد تا جلسه 2هنگ کردم بابت باورهای مخربم که معلومه طرف من خرابه که فرستنده نمیتونه ثروت و نعمت و هرچی که می‌خوام رو به راحتی مثل سلیمان برچشم به هم زدن به من بده چون من از درون قطع شدم با منبع یعنی خداوند

    اما خدا شاهده با همون اندک کار کردن روی خودم به خواسته هایی رسیدم که تا پارسال برام ارزو بودند ارزو های محال و همین رسیدن به خواسته هام باعث شده که من بیشتر و بیشتر وقت بزارم روی خودم چون بیرون من وقتی عوض میشه که درون من عوض بشه واقعا باید درون ادم عوض بشه و استاد هر دوره شما گنج هایی هستند که واقعا نمیشه روشون قیمت گذاشت و استاد واقعا بهت افتخار میکنم مخصوصا در قانون سلامتی عملگرایی شما واقعا اونجا هویدا شد و نوش جانت و گوارای وجودت این بهشتی که خودت ساختی و از خداوند بابت وجود پربرکتت که از وقتی همراهتون شدم برکت رو به زندگی من اورده سپاسگذارم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    احمد فرهنگیان گفته:
    مدت عضویت: 2198 روز

    به نام خدای مهربان سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان خوبم و خانم شایسته نازنین

    استاد بابت این فایل ارزشمند بی نهایت سپاسگزارم و از خدا سپاسگزارم بابت تمام نعمت هایی که به زندگی من ارزانی داشته.

    قرآن کریم بهترین و بزرگترین دفترچه راهنمای زندگی با سعادت در دنیا و آخرت هست و ما چقدر میتونیم از این دریای بیکران مروارید صید کنیم و نوع استفاده از این کتاب راهنما رو هم مدیون استاد هستیم .

    باورسازی یعنی چی؟؟

    باورسازی یعنی منطق پیدا کردن برای امکان پذیر بودن خواسته ای که داریم.

    قانون ذهن چگونه است ؟

    ذهن فقط آنچه را میپذیرد و درراستایش قدم برمی‌دارد که برایش منطقی بشود به همین دلیل زمانی به خواسته ای میرسیم که رسیدن به اون خواسته برای ذهنمون منطقی بشود.

    باورسازی و تغییر شخصیت چگونه است؟؟

    باورسازی و تغییر شخصیت چیزی جدای از ایده هایی که اجرا میشود الهاماتی که جدی گرفته میشود ترس هایی که بر آن ها غلبه میشود و رفتارهای جدید منطبق بر باورهای قدرتمند کننده جدیدی که ایجاد میشود نیست و تکرارشان آنها را جایگزین عادت های رفتاری محدود کننده ی قبلی میکند باورساختن چیزی نیست جز وارونه ساختن عادت های رفتاری و نگرشی گذشته و برعکس آنها عمل کردن و در یک کلام ادب از که آموختی از بی ادبان را در عمل اجرا کردن.

    و با توضیحات عالی استاد در چند فایل قرآنی پرمفهوم و مهم چند روز اخیر و با مثال های قرآنی جذاب کاملا موضوعات بالا رو درک می‌کنیم

    میبینیم که موسی چطور با وارونه کردن باورهای منفی اش و جایگزینی اون ها با باورهای مثبت به خوبی از پس ماموریت سختش برمیاد

    میبینیم که چطور زکریا با اینکه منطق و شواهد خلاف خواسته اش بود اما برخلاف شواهد موجود عمل کرد و به خواسته اش رسید

    میبینیم که چطور خوشبین بودن در لحظات سخت و لحظاتی که همه چیز به ظاهر برخلاف میل بزوس هست اما اون میگه من ترجیح میدم خوشبین باشم و نتیجه هم این میشه که الان یکی از موفق ترین آدم های دنیاست.

    کلا به نظرم ذهن چیز عجیبیه استاد در جلسه اول قدم اول از دوره دوازده قدم جملات تکان دهنده ای میگه :

    تو ذهن نیستی تو ذهنیت نیستی تو حتی فکر هم نیستی تو ناظری ناظر بر همه این‌ها اما بیشتر افراد به هر دلیلی خودشون رو نه ذهن بلکه ذهنیت میدونن یعنی اون اطلاعاتی که توی ذهنشون وارد شده خودشون رو اون میدونن و فکر میکنن دیگه قادر به عوض کردن اون ها نیستن و به همون زندگی ادامه میدن همون ذهنیتی که بهش گفتن تو هیچی نمیشی و اون باور کرده و وقتی میخواد کاری رو شروع کنه میگه نه من از پسش برنمیام مثل موسی یا بهش گفتن از تو دیگه گذشته و نمیتونی و بهونه میاره مثل زکریا اما خدا میاد و به زیبایی در قرآن با آوردن منطق های قوی تموم این ذهنیت ها و این باورهای غلط رو درهم می‌شکنه اما چی میشه که ما بازهم با وجود این کتاب راهنمای واضح با وجود استاد عباس منش با آموزش های واضح بازهم فقط تعداد کمی از دوستان نتیجه میگیرن منظورم نتایج بزرگ و درخشان هست نه فقط دیدن نتایج کوچیک‌ اون هم بعد چندسال عضویت در سایت تنها دلیلش فقط و فقط عدم توانایی در کنترل ذهن هست اما کنترل ذهن چیه؟

    کنترل ذهن یعنی کنترل دیدن ها و شنیدن ها یعنی دقیقا یک مرحله قبل از باورسازی این همون جاییکه اکثر آدم ها از جمله خودم نتونستیم خوب از پسش بربیایم به این دلیل هنوز اون نتایجی که مدنظرمون هست رو نگرفتیم .

    اگه ما فقط همین آیه ی 186 سوره بقره رو درک و عمل کنیم هیچ خواسته ای نیست که نتونیم بهش برسیم…

    خدایی که میگه من نزدیکم و هر لحظه دارم درخواست بندگانم رو اجابت میکنم اما اون ها باید دریافت کنند …

    دریافت خواسته مرحله ای که همه توش مردود میشن خیلی جالبه خودمون درخواست میدیم بعد خدا هم همیشه اوکی میده بعد خودمون هم دریافت نمی‌کنیم چرا دریافت نمیکنیم؟

    چون ایمان نداریم

    چون باورهای غلط داریم

    چون محدودیت رو باور کردیم

    و همه ی این ها از همون دیدن ها و شنیدن ها شروع شد…

    در واقع من ازاین فایل ارزشمند این درس رو گرفتم که :

    «کلید اجابت دعاها»

    یعنی من باید باورهام رو تغییر بدم و راه تغییر باورها منطقی کردن امکان پذیر بودن خواسته هام هست و قبل از همه ی این کارها میام دیدن ها و شنیدن هام رو کنترل میکنم چطوری؟

    به جای وقت گذرانی در هر رسانه و شبکه اجتماعی میام فایل کمبود را باور نکن حتی اگر هاوکینگ آن را تایید کند رو هزاران بار میبینم و می‌شنوم

    به جای بحث کردن با دیگران که میگن توی این دوره زمونه دیگه نمیشه پولدار شد میگردم و میگردم و میگردم و آدم هایی رو پیدا میکنم که توی همین دوره زمونه پولدار شدن و اون ها رو میبینم و می‌شنوم

    به جای اینکه خودم رو سرزنش کنم میام و اتفاقاتی رو به یاد میارم که در ظاهر به ضرر من بود اما در نهایت به نفع من شد و این موضوع رو هزاران بار میبینم و می‌شنوم…

    و هزارتا کار دیگه …

    واینجاست که باورهام عوض میشه اونوقته که میتونم بگم آیه ی 186 سوره بقره رو درک کردم و دارم بهش عمل میکنم بعد خواهم دید که نتایج چطور از در و دیوار به زندگیم سرازیر میشه،قانون ساده است ما باور نمی‌کنیم ما بهش عمل نمی‌کنیم و میگیم مگه میشه با کنترل ذهن آدم به ثروت برسه نه آدم باید کارهای عجیب و غریب بکنه باید از دهنش آتیش بده بیرون باید 16 هزارساعت یوگا انجام بده تا شاید موفق بشه اما غافل از اینکه خدا میگه بابا خواسته ات پشت در فقط زحمت بکش در رو باز کن همین ولی ما باور نمی‌کنیم و در رو قفل کردیم و چندتا مبل هم گذاشتیم پشت در بعد میگیم نه خدا جواب نمیده قرآن جواب نمیده…

    کی گفته دوران جاهلیت تموم شده!!!!!!

    جاهلیت هنوز هم هست فقط رنگ و روش عوض شده!!!

    امیدوارم بتونم از این دوران جاهلیت خودم عبور کنم…

    ممنونم از استاد عزیزم بابت این فایل زیبا

    ممنون از بچه های سایت بابت کامنت های عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    علیرضا یعقوبی👑 گفته:
    مدت عضویت: 2577 روز

    سلام امروز 7ام ماه مبارک رمضان

    یه عادت خوبی که به خودم دادم هرجا فایلی از استاد ببینم حتما گوش میدم حتی اگه بی حوصله باشم خلاصه رفتم یوتیوب یهویی یک فایل استاد امد بالا برام طبق عادتم گفتم چون استاده ببینمش

    بعد برم دنبال اون کار که بخاطرش اومدم یوتیوب

    خلاصه فایل توحیدی بود که قبلا چندبار دیده بودم ولی گفتم اشکال نداره فایل طولانی بود ولی همون چند دقیقه اولش به عیب درونیم پی بردم با اینکه فایل تکراری بود و توحید و شرک رو درک کرده بودم ولی این شرک ها تو وجودم مخفی مونده بود

    شرک خفی داشتم که چقدر اوضاع اقتصادیم خوب میشد اگه فلان پارتی رو داشتم و یا اگه فلانی آشنای من بود و منو وساطت میکرد میتونستم با فلانی آشنا بشم برای ازدواج،

    خداوند لطف کرد منو به راه راست هدایت کرد

    که فهمیدم اینا شرکن که ناخواسته درگیرش بودم

    بقول استاد عباس منش چرا فکر میکنی خدا نمیتونه یسری کاراو برات انجام بده؟ این جمله طلاییش یادم آمد که همه چیز خداونده همه چیز توحیده

    بقیه کین، چرا فکر میکنم خداوند نمیتونه درهای نعمتش رو بروی من باز کنه و جریان ثروت بیاد تو زندگیم؟

    چرا فکر میکنم خداوند نمیتونه اون شخص که موردنظرمه رو برام اکی کنه؟

    فهمیدم تنها کسی که میتونه بمن کمک کنه فقط خداوند که همیشه دردسترسم بوده و هست ولی من نمیدیدم واای خدایا شکرت

    بعد دیدم هرنعمتی تو زندگیم دارم 0تا صدش رو خدا برام ساخت و من واقعا هیچی نداشتم

    و هر روز و هرشب به خودم میگم هرچی دارم از آن خداونده من هیچی از خودم ندارم.

    تصمیم گرفتم بیام سایت این ماه مبارک رو توحید کار کنم و اولین فایلی که دیدم این فایل استاد بود.

    عاشقتم استاد دستت رو میبوسم چون معلم منی

    ممنون از این فایل بی نظیر نیاز دارم بارها گوش کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    Shahla گفته:
    مدت عضویت: 2887 روز

    سلام استاد عزیزم.

    استاد شما واقعا خودتون اون لحظه ای که این فایل را آماده کردین (حتی بقیه فایلها ولی من الان فقط همین یکی را میخوام بگم) متوجه می‌شدین که چه آگاهی هایی را دارین مطرح میکنید؟!! مطمعنم خودتون بعد از اینکه این فایل را ضبط کردین، پس از شنیدن کلام خودتون شگفت زده شدین ازین همه آگاهی و هدایت خداوند که، خداوند از قلب و زبان شما جاری کرد برین جهان بی‌نظیرش. خدا گل افشانی کرد زمینیان را و خوش به سعادت کسیکه در مدار و فرکانس دریافت این همه آگاهی ناب قرار بگیره و من چقدرررر ر خوشبختم.

    استاد این همه آگاهی اصلا به هیچ عنوان نمیتونه از فکر یه انسان بربیاد، اگر تمام انسانها جمع میشدن و میخواستن فقط یکی ازین آگاهی ها را بگن، نمیتونستن.

    این آگاهی ها از منبع دیگه ای هستش و واااای من نمیدونم چی بگم چی بنویسم.

    استاد من مدتیه وقتی دقیق میشم تو پلن های خداوند یا وقتی ازش سوالی میپرسم و جوابهایی که بهم میده، تازه دارم یه کوچولو درک میکنم که وقتی تو قرآن اومده اگر میتوانید آیاتی شبیه این آیات بیاورین یا کتابی شبیه قرآن. دقیق نمیدونم استاد ولی یچیزی شبیه به این. یعنی چی و خدا واقعا چی گفته؟!!!!

    استاد شاید بیشتر از 7ماهه که خداوند یه وعده و بشارتی را بهم داده و من نتونستم باور کنم. درین مدت همش بخدا اقرار کردم خدایا نمیتونم باور کنم هدایتم کن تا باورم بشه، و هربار خداوند هدایتم می‌کرد، چندروزی اوکی بودم باز دوباره ناباوری به شکل دیگه درمورد اون بشارت خداوند میومد تو وجودم.

    باز هدایت میخواستم و بازم خدا باعشق راهنمایی و هدایت میکرده و…

    تااینکه دیروز و دیشب داشتم درباره همون وعده خودش و ناباوری خودم باز باهاش حرف میزدم و ازش طلب هدایت کردم، حتی درکنارش یه ترمز دیگه راهم متوجه شدم که همونموقع درباره اونم هدایت خواستم.

    دیشب داشتم همین فایلو گوش میدادم که خوابم برد.

    استاد بخدا حتی تو خواب من داشتم درین باره باخدا حرف میزدم و ازش سوال می‌پرسیدم. صبح به محض بیدار شدن، تو همون رختخوابم باز همین فایل را پلی کردم و بوم بوم جواب و هدایت بود که برام میومد ازطریق گفته های شما. جواب یکسری سوالاتم را گرفتم ولی میدونستم مونده تا درکش کنم ولی خوشحال بودم. از صبح تاالان که ساعت حدودای 3بعدازظهر هست بارها اون آگاهی ها و هدایت های صبح را باخودم مرور کردم، تکرار کردم، شکرگزاری کردم.

    تاالان که باز همین فایل را پلی کردم که بازم گوش بدم.

    استاد نمیدونید باهر کلمه که شما میگفتین یه دریچه از یه دنیای دیگه بروی من باز میشد، من شگفت زده میشدم. آگاهی تو آگاهی میومد. هنگ کردم. این فقط مربوط به شاید فقط 10 دقیقه اول فایل هست. استپ کردم.

    استاد من همیشه وقتی با خدا حرف میزنم و شروع میکنم از اولین هدایت‌های خداوند که خدا به وجودم جاری کرد و از اونموقع من یه سفر درونی را شروع کردم که از ابتدای سال 91 هست را مرور کردن و باخودم تکرار کردن، همیشه گوشیمو میزاشتم روی ضبط صدا چون همیشه وقتی اون آگاهی ها و هدایت ها را، راه میرفتم و تکرار میکردم، هدایت‌های خداوند بود که لابه لای، مرور هدایت‌های قبلی جاری میشد به وجودم و من تند تند با صدای بلند تکرارش میکردم که صدام ضبط بشه و یوقت فراموشم نشه، یوقتایی فقط فرصت میکردم یه کلمه از هرکدوم از هدایت ها را ضبط کنم چون شدید بود. یموقع هایی هم مثل الان اصلا اینقدر حجم اون آگاهی ها، بالاست که نمیشه هیچکاری کرد. فقط ماتم میبره، هنگ میکنم، بی‌حرکت متوقف میشم.تمام وجودم به هیجان درمیاد و میلرزه و…

    استاد اصلا نتونستم ادامش گوش بدم. یکم تو همین حالت موندم. بعد فقط خواستم بیام و برای شما بگم که چی شده.

    استاد، استاد نمیدونید چه حالی دارم. چه دریچه هایی از آگاهی و درک درمورد اون بشارتی که خدا بهم داده بود و من نمیتونستم باور کنم بروم باز شد.

    من حتی نمیتونم تعریف کنم که چی بود اون هدایت‌ها.

    نمیگم هر جمله شما، بلکه هر کلمه شما یه دریچه آگاهی بود بود برای من.

    تازه باید بشینم فقط همین ده دقیقه اول را بارها مرور کنم که تازه پله پله بفهمم خدا چی گفت بهم.

    استاد من هنگم، بهت زدم، شگفت زدم

    برام دعاکنید.

    چه جایگاهی دارین شما درین عالم، که این چنین وسیله میشین برای نشر این آگاهی ها برای زمینیان.

    دوستتون دارم

    درپناه خداباشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    سید علی قالیبافان گفته:
    مدت عضویت: 1987 روز

    دو اتفاق یکسان برای ذکریا و ابراهیم و نحوه تفاوت نگاهشان

    سوره: مریم –

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِبه نام خداوند رحمتگر مهربان کهیعص ﴿1﴾کاف‏ها یا عین صاد

    (1) ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَکَرِیَّا ﴿2﴾[این] یادى از رحمت پروردگار تو [در باره] بنده‏ اش زکریاست

    (2) إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاءً خَفِیًّا ﴿3﴾آنگاه که [زکریا] پروردگارش را آهسته ندا کرد

    (3) قَالَ رَبِّ إِنِّی وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّی وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَیْبًا وَلَمْ أَکُنْ بِدُعَائِکَ رَبِّ شَقِیًّا

    ﴿4﴾گفت پروردگارا من استخوانم سست گردیده و [موى] سرم از پیرى سپید گشته و اى پروردگار من هرگز در دعاى تو ناامید نبوده‏ ام

    (4) وَإِنِّی خِفْتُ الْمَوَالِیَ مِنْ وَرَائِی وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا فَهَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا

    ﴿5﴾و من پس از خویشتن از بستگانم بیمناکم و زنم نازاست پس از جانب خود ولى [و جانشینى] به من ببخش

    (5) یَرِثُنِی وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِیًّا

    ﴿6﴾که از من ارث برد و از خاندان یعقوب [نیز] ارث برد و او را اى پروردگار من پسندیده گردان

    (6) یَا زَکَرِیَّا إِنَّا نُبَشِّرُکَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ یَحْیَى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِیًّا

    ﴿7﴾اى زکریا ما تو را به پسرى که نامش یحیى است مژده مى‏ دهیم که قبلا همنامى براى او قرار نداده‏ ایم

    (7) قَالَ رَبِّ أَنَّى یَکُونُ لِی غُلَامٌ وَکَانَتِ امْرَأَتِی عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْکِبَرِ عِتِیًّا

    ﴿8﴾گفت پروردگارا چگونه مرا پسرى خواهد بود و حال آنکه زنم نازاست و من از سالخوردگى ناتوان شده‏ ام

    (8) قَالَ کَذَلِکَ قَالَ رَبُّکَ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُکَ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ تَکُ شَیْئًا

    ﴿9﴾[فرشته] گفت [فرمان] چنین است پروردگار تو گفته که این [کار] بر من آسان است و تو را در حالى که چیزى نبودى قبلا آفریده‏ ام

    (9) قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِی آیَهً قَالَ آیَتُکَ أَلَّا تُکَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَیَالٍ سَوِیًّا

    ﴿10﴾گفت پروردگارا نشانه‏ اى براى من قرار ده فرمود نشانه تو این است که سه شبانه [روز] با اینکه سالمى با مردم سخن نمى‏ گویى.

    سوره ذاریات

    هَلْ أَتَاکَ حَدِیثُ ضَیْفِ إِبْرَاهِیمَ الْمُکْرَمِینَ ﴿24﴾

    آیا خبر مهمانان ارجمند ابراهیم به تو رسید (24)

     

    إِذْ دَخَلُوا عَلَیْهِ فَقَالُوا سَلَامًا قَالَ سَلَامٌ قَوْمٌ مُنْکَرُونَ ﴿25﴾

    چون بر او درآمدند پس سلام گفتند گفت‏ سلام مردمى ناشناسید (25)

     

    فَرَاغَ إِلَى أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِینٍ ﴿26﴾

    پس آهسته به سوى زنش رفت و گوساله‏ اى فربه [و بریان] آورد (26)

     

    فَقَرَّبَهُ إِلَیْهِمْ قَالَ أَلَا تَأْکُلُونَ ﴿27﴾

    آن را به نزدیکشان برد [و] گفت مگر نمى ‏خورید (27)

     

    فَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِیفَهً قَالُوا لَا تَخَفْ وَبَشَّرُوهُ بِغُلَامٍ عَلِیمٍ ﴿28﴾

    و [در دلش] از آنان احساس ترسى کرد گفتند مترس و او را به پسرى دانا مژده دادند (28)

     

    فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِی صَرَّهٍ فَصَکَّتْ وَجْهَهَا وَقَالَتْ عَجُوزٌ عَقِیمٌ ﴿29﴾

    و زنش با فریادى [از شگفتى] سر رسید و بر چهره خود زد و گفت زنى پیر نازا [چگونه بزاید] (29)

     

    قَالُوا کَذَلِکِ قَالَ رَبُّکِ إِنَّهُ هُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ ﴿30﴾

    گفتند پروردگارت چنین فرموده است او خود حکیم داناست (30)

    در این دو سوره دو اتفاق تقریبا یکسان می افتد و تفاوت نگاه این دو بزرگوار برام جالب بود وقتی به ابراهیم خبر دادند که تو فرزند خواهی داشت همسرش متعجب شد و به صورتش زد باور نداشت به امکان پذیری این اتفاق و دلایلش رو گفت که پیر هست و این کار شدنی نیست ، فرستادگان گفتند پروردگارت اینطور گفته و او حکیم داناست ، برای زکریا نیز همینطور شد وقتی بهش گفته شد فرزند خواهی داشت باور نداشت و به زبان اورد چگونه فرزند خواهم داشت و حتی نشانه خواست اما واکنش حضرت ابراهیم برایم شگفتی بود ایشون هیچی نگفت که چطور و چگونه هیچ سوالی نکرد ، اینقدر ایمانشون قوی بود که لحظه ای به زبان نیاورد که چطور و چگونه میخواهد فرزند داشته باشد. حتی بعدشم که فرشتگان از عذاب نازل کردن میگن ایشون سخنی نمیگه در باب اینکه به چه صورت و چگونه ، منظورم اینه اینقدر قلبش این رو پذیرفته که میداند او میخواهد و میشود، او میخواهد و میشود ، او میخواهد و میشود. حد اعلای ایمان حد اعلای تقرب به رب حد اعلای بندگی ، که به این درجه از فرکانس فکری برسی.که خداوند در مورد حضرت ابراهیم میفرماید که پیرو ایین ابراهیم باشین که از مشرکان نبود واقعا همینطور هست ، تو این اتفاق یک کلمه شرک به زبان نیاورد. با قلبی باز پذیرفته که خداوند رب است. و خدا هم بهش بهترین درجه رو داد به این ایمان بهترین پاداش رو داد و او رو خلیل الله کرد. به خاطر این درجه کنترل فکری و تقوا.

    یه جمله ای رو استاد فرمودین در دوره روانشناسی ثروت 1 که برای ثروتمند شدن به جای اینکه چیزی رو یاد بگیرین باید یه چیزایی رو از یاد میبردین.

    به نظرم ساز و کار خداوندم به همین صورت هست باید افکاری که چگونه میشود و چطور میشود را از یاد ببریم. خداوند دوست ندارد کسی این سوال مسخره رو بپرسد ، بهش برمیخورد ، سوال پوچی هست و در شان رب نیست ، همونطور که فرشتگان موقع سجده به انسان گفتند که بر مخلوقی که خون میریزد و طغیان میکند سجده کنیم و خداوند گفت من میدانم انچه را که شما نمیدانین و با این سوال درجه شون اومد پایین و مقام ادم بالا رفت، این سوال خطرناکی هست ، سواله خوبی نیست.من به شخصه سال های ساله این شرکو دارم و از خدا میخوام منو رها کنه از این بند.اما ابراهیم نداشت نپرسید چرا سر اسماعیلو ببرم ، نپرسید چرا تنهاشون بزارم ، تو میخواهی من انجامش میدم با جون و دل و سوال نکرد که چرا انجامش بدم..تو میخواهی و من انجام میدم اینه بندگی.

    برای بندگی خداوند و سر سپرده بودن نیاز نیست چیزی رو یاد بگیریم اینو در سرشتمون داریم در روحمون داریم باید یه سری افکار چطور و چگونه و چرا رو از یاد ببریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  7. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2555 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام عرض می کنم خدمت همه

    من یه تحقیقی انجام دادم در مورد آیه سه سوره طلاق و دوست داشتم نتیجه تحقیقم رو اینجا هم قرار بدهم ، امیدوارم برای شما هم مفید واقع بشه

    من این موارد رو خیلی زیبا و خوش خط با چند رنگ خودکار مختلف روی کاغذ نوشتم ، چند لایه تا کردم و گذاشتم داخل کیف پولم که همیشه همراهم باشه و همیشه بخوانم و بهشون فکر کنم

    و خداوند روزی می دهد از جایی که فکر نمی کنی و هر کسی بر خدا توکل کند خدا برای او کافیست

    (این برداشت شخصی خودم هست برای مسئله‌ای که خودم در این روزها کمی ذهنم باهاش درگیر هست ، می نویسمش که برای شما هم الهام بخش باشه) یعنی ای مرد بزرگی (خطاب به خودم دارم حرف می‌زنم) که از دوستان و همکاران سابقت که هم مدار تو نبودن جدا شدی یادت باشه اگر بر خدا توکل کنی خدا برای تو کافیست

    (از اینجا به بعد تحقیقاتم در گوگل هستش)

    توکل یعنی چه؟ توکل در لغت یعنی اعتماد و تکیه کردن به خداوند و در اصطلاح یعنی اعتماد کردن به خدا و نشانه هایی که از سمت اوست و نا امید شدن از انسان و آنچه به دست اوست.

    معنی سُلطه: قدرت ، توانایی ، چیرگی – فرمانروایی.

    ایمان یعنی چه؟ ایمان از معنای لغوی تصدیق و اعتقاد قلبی به خداوند است ، ایمان باوری استوار و مستقل از خرد یا تجربه است.

    اعتقاد قلبی یعنی چه؟ اعتماد یا باور قلبی نسبت به یک موضوع یا حقیقت ، شوق عمل در آن را در انسان ایجاد می کند

    تصدیق یعنی چه؟ تصدیق حالتی است که من می پذیرم / قبول می کنم و تأیید می کنم

    در حقیقت فرمان خدا به تمام جهان نافذ است و خداوند برای هر چیزی قدر و اندازه ای مقرر کرده

    فرمان یک دستور رسمی است ، از سوی پادشاه صادر شده است

    نفوذ یعنی تأثیر داشتن در جایی یا تشکیلاتی

    ————————————

    نتیجه این جستجو و بررسی کردن مفاهیمی که در این آیه بیان شدند به من کمک می کنه که درک عمیق تری از این آیه داشته باشم

    در واقع من با ساده سازی همه چیز سعی می کنم اول بفهمم و بعد اون درک و فهمم رو روی کاغذ بیارم ، طی مدت زمانی مشخص اونقدر بخوانم و تکرار کنم ، که اتصالات جدید عصبی بین سلول های نورونی مغذم ایجاد بشه

    و آرام آرام این شکل فکری تبدیل بشه به ناخودآگاه من.

    در پناه حق شاد ، سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    دختر خدا گفته:
    مدت عضویت: 1177 روز

    به نام یگانه پروردگار جهانیان

    وعده های خداوند حتمی است

    اما چرا وعده ای که خداوند داده (وعده ی فزونی و …)برای ما اتفاق نمیوفته؟

    چون ما به شرایط فعلی نگاه میکنیم و میگیم خب اون رابطه،اون سطح از ازادی مالی و … اتفاق نمیوفته

    یک سری باورهای محدود کننده داریم که باعث میشه خواسته هامون محقق نشه

    اینجا مشکل از فرستنده نیست بلکه مشکل از گیرنده است

    کار کردن روی باور ها باید منجر شه به این که بگی امکان پذیر هس، میشود که شرایط تغییر کند و ثروت به‌ زندگی ات جاری شود

    هراندازه ک باور کنی شرایط و زندگیت بهتر میشه،به همون اندازه زندگیت بهتر میشه

    خداوند هس ک فرمانروایی میکنه

    وقتی دعا میکنیتو داری از کسی درخواست میکنی که هیچ محدودیتی در تواناییش نیست

    برای خودت تو ذهنت هر خواسته ای که داری رو ،امکان پذیر کن،منطق بیار برای ذهنت که میشود

    پس:

    بدان که از چه کسی داری درخواست میکنی،از خداوندی ک قدرتی بی انتها دارد

    منطقی کن برای ذهنت ک میشود

    یاداوری کن که کجاها خدا برا کارهای زیادی انجام داده

    سپاسگزار باش،یعنی به یاد بیار چ نعمتهایی بهت داده شده،یعنی باور ب امکان پذیر بودن خواسته ها

    همون خدایی ک این نعمت ها رو بهت داده،بقیه نعمت هایی ک میخوایی رو هم بهت میده

    تقوا داشته باش،کنترل ذهن

    سپاسگزاری دروازه ی دریافت نعمتهاست،چرا؟چون منطقی میکنه برات ک قبلا شده،بازم میشه،قبلا نعمتهای زیادی دریافت کردی باز هم دریافت خواهی کرد

    سپاسگزاری تمرکزت رو میبره روی تمرکز بر نعمتها،و دریافت بیشتر نعمتها

    خدا از جایی ک فکرشو نمیکنی بهت روزی میده؛اگر برخداوند توکل کنی خداوند برای تو کافیست

    خداوند بر همه چیز تواناست

    هنگامى که بندگان من،از تو درباره من سؤال کنند(بگو:)من نزدیکم،من همواره در حال اجابت درخواست کسانی هستم که درخواست میکنند

    پس اجابت کنید مرا و به من ایمان بیاورید،باشد ک رشد کنید

    (باور کن که خدا جواب میده)

    خداوند وعده ی فزونی و مغفرت میدهد

    پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که راضی بشی :)

    مقایسه کردن،احساس رضایت رو نابود میکنه ××

    با خودت صحبت کن راجع به نعمتهایی ک خداوند بهت داده

    و خوشبخت منم که تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    Shahla گفته:
    مدت عضویت: 2887 روز

    سلام استاد عزیزم.

    استاد مثل ارشمیدوس که گفت :یافتم یافتم!

    منم الان خواستم بهتون بگم :یافتم یافتم.

    اینکه چرا نمیتونستم باوجود این همه هدایت خداوند درباره وعده ای که بهم داده بود، بازم باور کنم.

    استاد باز الان داشتم این فایل را گوش میدادم و درحین گوش دادن، روند تحقق هدفم و جز به جزئش را داشتم مرور میکردم و یادآوری بخودم.(درواقع تلنگر خدا باعث مرورش شد)

    تااینکه یاد این افتادم که :یموقعی وقتی خداوند یه وعده درمورد تحقق هدفم بهم داد، بخدا گفتم خدایا من باور دارم که تو قدرتمندی و قادر به انجام هرکاری هستی ولی شک دارم به اینکه آیا واقعا برای من میخوای اینکارو انجام بدی؟!!

    استاد اونموقع نمیدونستم و متوجه نمی‌شدم ریشه این سوال و حرف من بخداوند، ریشه در عدم احساس لیاقت و شایستگی داشت.

    درواقع انگار اینجوری داشتم بخدا میگفتم که:خدایا آخه منکه لایقش نیستم مطمعنی واقعا برای من میخوای انجامش بدی؟!!

    تااینکه باهدایت خواستن از خداوند و سوال‌هایی که پشت سرهم ازش می‌پرسیدم، خداوند هدایتم کرد که ایراد کارم کجاست و به دنبالش با هدایت خودش خیلی خوب تونستم روی خودم کار کنم.

    استاد خداشاهده شبانه روز روی خودم کار کردم، حتی توی خواب هم داشتم باورهای جدید و هدایت‌های خداوند را تکرار میکردم و سوال می‌پرسیدم ازش.

    خلاصه گذشت تااین مدت حدودا 7 ماهه گذشته که خداوند بشارتی دوباره بهم داد درباره تحقق هدفم. و من باز نتونستم این بشارت را باور کنم. خیلی پیشش اقرار میکردم، خیلی هدایت میخواستم و هربار خدا هدایتم می‌کرد ولی باز نمیفهمیدم گیر کارم کجاست.

    تا الان که با یادآوری روندی که طی کردم و بحث لیاقت و شایستگی، اون ترمز موزی و مخفی خودشو نشون داد.

    چقدر صبح بخدا گفتم و براش نوشتم که خدایا منو هدایتم کن تا برام باورپذیر بشه بشارتت. و بازم خداوند مثل همیشه سورپرایزم کرد.

    استاد میدونید اون ترمز چی بود؟!!

    استاد باوجود اینکه خیلی روی بحث لیاقت و شایستگی در مورد دریافت هدفم کار کرده بودم ولی یه قسمتش مخفی مونده بود.

    استاد یک لحظه خدا هدایتم کرد و تلنگر را بهم زد که:، چرا نمیتونی باور کنی، چرا قدم هایی که برای تحقق هدفت برداشتی را نمیبینی، تلاشت را نمیبینی، از جاییکه شروع کردی را نمی بینی، اینهمه تلاش برای افزایش ظرف وجودت برای آماده و مهیا شدنت برای دریافت هدفت را نمیبینی و….

    وااای استاد درسته همین بود.

    من درواقع روی اون قسمت اینکه من لایق دریافت این هدفم هستم را خیلی خوب روش کار کردم و درواقع واقعا تکاملم را طی کردم و ظرف وجودمو گسترش دادم برای دریافت هدیه خداوند ولی اون قسمتی که باید برای عملکرد خودمم ارزش قائل بشم را نمیدیدم.

    استاد دیدم مدتیه خداوند به شکل های مختلف داره هدایتم میکنه که موفقیت هات، قدم هایی که برداشتی درین مسیر، دستاوردهات و…. مرور کن، بیاد بیار، تکرار کن، توجه کن، زوم کن روش،….

    ولی نمیفهمیدم چرا؟! فکر میکردم بخاطر اینه که متوجه بشم چقدر این مسائل تاثیر داره برای موفقیت بیشتر، نگو خدا داشته ترمزم را نشونم می‌داده.

    اون قسمت فایل که گفتین:پستچی میاد که بسته را بده ولی…

    دقیقا دیگه همه چیزو برام واضح کرد.

    که خدا بارها میخواسته تحقق اون بشارت را بهم بده و به عینیت دربیاد ولی تو وجود من چی می‌گذشته؟!! اینکه به پستچی میگم نه زوده، حالا برو تا من آمادگیشو پیدا کنم، منکه هیچکاری نکردم که آماده دریافتش باشم، منکه…..

    وااای استاد خدا چکار کرد بامن.

    این فایل شما و این همه آگاهی چکار کرد بامن.

    الهی صدها هزار مرتبه شکرت.

    حتی تو فایل امروز که روی سایت قرار دادین(چرا مرغ همسایه همیشه غازه؟) اونجا تو کامنتم نوشتم خدا مدتهاست به شکل های مختلف داره هدایتم میکنه و بهم تلنگر میزنه که دستاوردها، قدم ها و تمام تلاش، توانایی ها و…… بیاد بیار و تکرار کن. ولی نمیفهمیدم خدا داره ترمزم را بهم نشون میده.

    یعنی من چقدر خوشبختم بخاطر داشتن چنین خدایی.

    واای استاد جانم اون قسمت که میگفتین خدا میگه” امر من انجام میشه” همون موقع خدا داشت بهم میگفت اونچه که من بهت وعده دادم انجام میشه، انجام شده و همونموقع نشونم داد که من خودم بخاطر همین ترمز دارم پسش میزنم.

    خدایا شکرت، خدایاشکرت، خدایاشکرت.

    استاد دلم میخواد بزودی منم بشارت تحقق هدفم را بهتون بدم. درکوتاهترین زمان ممکن.

    استاد الان متوجه شدم چرا همون حدود 7ماه پیش و با اومدن این بشارت خداوند بهم واضح گفت برو از اول دوره عزت نفسو کار کن.

    یعنی ببینید چه خدای عاشق و مشتاقی که خودش میدونسته من نمیتونم این بشارتش را باور کنم و دلیلش را هم میدونسته و خودش زودتر هدایت‌هاش را شروع کرده بوده برام.

    وای خدای من،

    استاد مگه میشه شکر این همه عظمت و هدایت را بجا آورد؟!!! منکه نمیتونم. خیلی کم هستم برای شکرگزاری این حد از عشق و حمایت و هدایت.

    دوستتون دارم استاد

    درپناه خداوند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      کوثر احسانی تبار گفته:
      مدت عضویت: 2144 روز

      سلام به تو شهلا عزیزم

      وای خداوندا شکر،هزاران مرتبه شکر

      چقدررررررررررر عالی که به فایل تو هدایت شدم،و خداوند داشت از زبانتو پاسخ میداد.

      اجابت خداوند پشت دره ولی ما همش میگیم برو بعدا برو بعدا.

      تا اینکه با سختی جانانه ای در حالت دریافت قرار بگیریم تا لایق بشیم،افرین به تو یکی از درهای اگاهی رو باز کردی.

      واقعا از خداوند بابت اینکه از طریق کامنت تو با من حرف زد سپاس گزارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    رویا میانکاله گفته:
    مدت عضویت: 1315 روز

    بنام خالق زیبایی ها

    سلام استاد زیبا روی من

    استادم فقط اومدم تشکر کنم که دستی شدی من با خدام آشتی کردم.

    خدا هر لحظه کنارم بود من باهاش قهر کرده بود

    چقدر زندگیم با هماهنگی پیش میره این روزا و من درک میکنم.

    چند وقتیه نمازم ول کردم گفتم خدایا من میخوام بفهمم تو رو،هر وقت زمانش شد خودت منو ببر سمت نماز خوندن.

    من دوست دارم هر لحظه باهات حرف بزنم و نماز 3 گانه تم تایم دقیق برای سپاسگزاریم باش چقدر خدا دوستمون داره که نماز رو هم برای خودمون گذاشت که بگه اگه در طول روز به یادم نیستی من این نماز قرار دادم که بریم سمتش.

    استاد امروز صبح خونه پدرم بودم موقع نماز صبح بیدارم کرد گفت نماز بخون

    پاشدم مقاومت نکردم با عشق نماز خوندم اومدم پای سایت فایل جدید اومد چقدر سپاسگزاری کردم اون تایم نمیدونستم چی بنویسم چون هنوز کامنتی نیومده بود.

    بعد رفتم کامنت جلسه 5 دوره دستیابی به رویا رو خوندم کل کامنت تموم شد من تو دوره ها سعی میکنم کل کامنت ها رو هم بخونم.

    هنوز جلسه 6 گوش ندادم ولی نوشته مریم جانم خوندم با یک صفحه کامنت.

    تازه مشغول تمیز کردن خونه مادرم این فایل جدید پلی کردم به نصف نرسید مبهوت شدم

    که جلسه 6 دوره دستیابی به رویا دقیقا موضوعش مرتبط با این فایل

    اونجا گفتید چی میشه که ما خواسته بزرگ نداریم کوچیک میخوایم.

    گفتید چطور نتیجه یه بقال و فروشگاه زنجیره ای فرق داره در صورتی که هر دو یک کار انجام میدن

    بخاطر اینکه صاحب اون فروشگاه از خدا بزرگ خواسته ،خدا رو بزرگ دیده باور درستی داشته ربطی به کار فیزیکی نداره چون هر دو یک کار انجام میدن.

    و حضرت زکریا هم با اینکه سنش زیاد بوده زنش نازا بوده تا زمانی که باور نداشت نشد وقتی باورش نسبت به خدا تغییر میکنه میشه.

    من کامل گوش ندادم فقط اومدم بگم متشکرم از خدا شما،خودم،دوستان سایت همه و همه که من الان تو این نقطه باشم که احساس شعف داشته باشم

    استاد قشنگم من تو کامنت بچه ها خیلی خیلی دستاوردها کسب کردم.

    که همشون جز 7واسته هام بوده،ببین کار خدا رو ،من درخواست کردم خدا اولی منو تو این مسیر آورده ،بعد استاد عرشیانفر باهام آشنا کرده بعد با شما،بعد دوره ها رو خریدن گوش دادن،بعد کامنت نوشتن بعد خوندن کامنت بچه ها تا بهم جواب داد یعنی همه چیز تکاملی،اگه اون تایم من کامنت میخوندم درک نمیکردم ولی الان قشنگ میفهمم و چه خدای زیبای داریم ما.

    خدای من تو عشق ابدی منی

    تو روح و روان منی

    تو همه کس منی

    من تو این دنیا و اون دنیا فقط میخوام تو رو داشته باشم

    میخوام دستهام فقط رو به سوی تو دراز کنم

    میخوام سوت زنان با لذت به راحتی باورهای تغییر بدی روی دوش تو باشم تو زندگی ای که دارم لذت ببرم به راحتی به تک تک نعمت های که برام قرار دادی برسم

    من میخوام دائم ذکر تو رو لبام باش .

    عاشقتم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: