اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یه درود فراوان هم به استاد عزیزم و مریم بانو دوست داشتنی
اول بگم که من خیلی کم کامنت میزارم بزارید پای بیمعرفتیم
چون اینقدر زندگیم از روزی که اومدم تو سایت و دوره هارو خریدم تغییر کرده که خداشاهده نمیتونم بنویسم و من کلا نوشتاریم ضعیفه
اما چرا اومدم الان دارم کامنت میزارم دلیل داره :
من از زمانی که جدی البته مثلا جدی به قول خودمون رو باورهام کار کردم تا الان درامدم از ماهی 10 ملیون شده تقریبا ماهی یکو پونصد خب ماشین نداشتم الان 3 تا دارم .20 تا پرسنل دارم خونه دارم هرچی که میخواستم و دارم
حالا چرا اول کامنت گفتم مثلا داشتم رو باورهام کار میکردم
چون تازه بعد گذشت یه مدت تقریبا زیاد تازه الان فهمیدم اینکه استاد میگه شما خالق هستین ینی چی
اینکه شما با میتونین ثروت خلق کنین با مار کمتر ینی چی.ارامش ینی چی و تازه اینارو اونم یه کوچولو درک کردم
و این و فهمیدم که حتی کار کردن رو باورهام اگر مثل کار کردن عملی باشه و یدی باشه اصلا جواب نمیده.
شاید شده من تو این چند روز یه فایل 1 ساعته رو گوش کردم .نوشتم .احساس کردم .و این. نتیجش صدبرابر زمانی بوده که از صبح فقط گوش میدادم و مینوشتم و از سر نیاز بود.
نیاز به هر چیزی ازش دورت میکنه اینا تجربه منه.
تازه دارم میفهمم رهایی ینی چی
عزیزانم.
تنها و تنها احساس خوب.ارامش.
و دیدن ایندتون شمارو به همه چی میرسونه .
تو این چندروز که من یه تیک تو مغزم خوردو کلا همه چیز و از نو با یه شرایط جدید شروع کردم انگار متولد شدم و جالب اینه که هدفهام خیلی بزگتر شدن و به هدفهای قبلیم میخندم.
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،
زندگی موهبتی الهی است جهان در هماهنگی کامل است.
هرچیزی با هر چیز دیگر سازگار و هماهنگ است
معجزه ای است شگرف، بسیار عظیم، بی کران، نا محدود، که هر چیزی با چیزهای دیگر سازگار و هماهنگ است؛
به گونه ای کامل
فقط انسان استثناست..
انسان تنها گاو پیشانی سفید هستی است.
به این دلیل انسان تافته ای جدا بافته است که به او موهبتی عظیم اعطا شده. #موهبت_خودآگاهی
انسان میتواند دراین مورد تصمیم بگیرد که:
آیا با هستی سازگار باشد یا نه
انسان حق انتخاب دارد
آزادی انسان موهبتی عظیم است اما او میتواند ازآن سو استفاده کند. همان گونه که میلیون ها نفر در حال سو استفاده از آن هستند. اینان راه ناسازگاری با هستی را برگزیده اند.
تصمیم گرفته اند باهستی مخالفت ورزند و با آن جدال کنند
از این رو آشکارا در درد و رنج گرفتارند.
تو نمی توانی با کل بجنگی. کل بسیار پهناور و عظیم است. جدال تو همچون جدال قطره با دریاست.
کاری است احمقانه، بسیار احمقانه.
اما انسان های بسیاری این راه را برگزیده اند.
“خود” قطره ای کوچک است که باخدا درجنگ است و می کوشد جهان را تسخیر کند!
پیش از آنکه شادمانی رخ بنماید،
تو باید چون یک صخره یک پارچه شده باشی
انسانها چون شن هستند، هزاران تکه کوچک و درهم بر هم انسانها یکی نیستند
و شادمانی فقط زمانی رخ می نماید که تو یکی شده باشی
و گرنه شلوغی درون تو همچنان سر و صدا، کشمکش، تنش و نگرانی ایجاد خواهد کرد
لازم است همه این ازدحام به چیزی واحد تبدیل شود
زمانی که این یکپارچگی اتفاق افتد. پیامد آن، شادمانی رخ می نمایاند
شادمانی پیامد یکپارچه شدن درون است، و صخره مظهر یکپارچگی است
خداروشکر که از روح خود در من دمید و من ارزشمند شدم و قدرت خلق زندگیم رو با اهرم رنج و لذت بدست آوردم
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم
خداروشکر بخاطر نعمت هایی که در زندگیم دارم، از جمله استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیز ، سایت ، و دوستان عزیزم،کامنت ها ، و این فایلهای گرانقدر که اصلا نمیدونم چطور میشه سپاسگزار این فایلها بود ،تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که تک تک کلمات استاد رو تلاش کنم که اجرا و عملی کنم
چند وقت بود که سوالاتی ذهنم رو مشغول کرده بود
اینکه خدایا چطور تو میخوای واقعا من رو به خواسته ام برسونی ؟ هی از خودم سوال میکردم، التبه نه به صورت زبانی ، چون زبانی روم نمیشه ،از خدا سوال بپرسم چون فک میکنم یه وقت اگر به زبون بیارم سنگم میکنه
به صورت فکری، اون اون ته ذهن
چرا این سوال پیش اومد برام ؟ قبلا که اصلا فکرشم نمیکردم که انقد بخوام و بتونم به خدا نزدیک بشم که ازش سوال هم بپرسم ، چه برسه به درخواست
تمام درخواست هام هم همش از روی عادت یا تیکه پرونی بود
یعنی زبونم یه چیزی میگفت و دلم یه چیز دیگه بود ،و درون ذهنم یه چیز دیگه
تا اینکه به صورت تعهدی دوره ثروت رو شروع کردم و الان جلسه دوم هستم ، در این مدت اتفاقات زیادی رو از لحاظ درونی تجربه کردم
و هی من رو خودم کار میکنم و میبینم که اون چیزی که من فک میکردم نشد ولی باز ادامه میدم و میدادم ، و این سوال ذهنم رو مشغول کرد که خدایا چطور تو با شرایط الانم میتونی من رو به اون خواسته ای که به نظر با این شرایط غیر ممکنه برآورده کنی
اینها بود در ذهن من
امروز پنجشنبه صبح که رفتم سر کار به یه تظاد به ظاهر بد جر و بحثی خوردم که خیلی از لحاظ احساسی بهم ریختم و مایی که قرار بود تا ساعت 5 بعد از ظهر باشیم نتونستم وای سم و ساعت 10 اومدم بیرون
ولی دائم به خودم میگفتم که باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم
تا اینکه گفتم خدیا چکار کنم که گفت برو فایلی که امروز صبح امد رو گوش کن
و وقتی که شروع کردم به گوش دادن یه حس عجیبی من رو فرا گرفت
دیدم که دقیقا همون چیزیه که دقیقا در این لحظه من میخواستم
و این برداشت ها روداشتم
متوجه شدم که سپاسگزاری یعنی چی؟ یعنی اینکه من بیاد بیارم نعمت هایی که در گذشته نداشتم و الان دارم و خداوند بهم داده و از اون استفاده کنم و بگم که خدایا همونطور که اونهارو به من دادی اینها رو هم که میخوام بهم میدی
متوجه شدم که ، یعنی قبلا فک میکردم که سپاسگزاری یعنی همین که چارتا ورد بگی که روزت رو شب کنی و هیچ استفاده ای در زندگی روزمره نداره
ولی امروز درک کردم که همین سپاسگزاری یه اهرمی هست یه وسیله ای هست برای استفاده من در زندگی روزمره برای رسیدن به خواسته هام
من فک میکردم که سپاسگزاری یعنی اینکه خدا احتیاج داره به من یا اینکه من باید بگم که اگر نگم خدا سنگم میکنه
من فک میکردم که سپاسگزاری یعنی یه وظیفه که باید انجامش بدی وگرنه که از درگاه خداوند رانده میشی
ولی الان فهمیدم که سپاسگزاری وسیله ای ذهنی هست برای استفاده از نعمت های گذشته برای رسیدن به نعمت های آینده
من فهمیدم که سپاسگزاری یه حسه ،که باید از اون استفاده کنی که به خواسته ات برسی
من فهمیدم که سپاسگزاری یه کلیده برای اینکه ازش استفاده کنی که بتونی از قدرت ذهنت ، از اهرم رنج و لذت استفاده کنی که به خواسته ات برسی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه فریضه دینیه که اگر انجامش ندی میری جهنم و به زور هم که شده باید انجام بدی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه اجباری از سمت خداونده که گفته که حالا که من این چیزها رو دادم شما باید انجامش بدید که خمس مالت رو داده باشی یا زکات علمت رو داده باشی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه کار بیهوده ایه که افتاده گردنم
فک نمیکردم که سپاسگزاری یه فرکانسه ، یه یادآوری ذهنیه
یعنی خود اون کار، یا عملی که باعث میشه تو فک کنی به گذشته و یاد نعمت های گذشته ات بیفتی میشه سپاسگزاری
چه بدونی که داری سپاسگزاری میکنی و چه ندونی
همین که من صبح که به تظاد سنگینی خوردم و سعی کردم که آموزه ها و آگاهی ها رو به یاد بیارم سپاسگزاری کردم
همین که من میخوام و خواستم که تغییر بدم ذهنم رو و درک بیشتری از آگاهی ها داشته باشم سپاسگزاری کردم
هنوز که دارم این رو مینویسم مقاومت رو حس میکنم ، این نشون میده که باید تکرار بشه برام
ولی درکی که الان داشتم رو قبلا نداشتم و فک میکردم که سپاسگزاری هی باید بگم خدایا شکرت فلان چیز رو دارم و خدایا شکرت که بهمان چیز رو دارم
این خوبه ومشکلی درش نیست
ولی چون دیدگاه من نسبت به سپاسگزاری تا الان ایراد داشت نمیتونستم ازش استفاده کنم
الان برام روش شد که چرا قبلا هی شروع میکردم به سپاسگزاری نوشتن و احساس میکردم که دارم کار بیهوده میکنم
یعنی این می اومد تو ذهنم که خب اوکی ، گیرم که خداروشکر برای داشتن این لپ تاپ ، این به چه دردی میخوره
یعنی الان تازه دارم متوجه میشم ، از زمانی که با استاد هستم و مخصوصا این فایل که و همه فایلها که تازه دارم متوجه میشم که همه اون چیزهایی که تا الان شنیدم و دیدم و خوندم همش اشتباه بوده
من همش فک میکردم که همه این چیزها برای آخرت هست و اصلا برای استفاده در زندگی عادی نیست
همش فک میکردم که مثلا زبان یه وسیله کاربردیه برای ارتباط با آدمها و کسب درآمد و زندگی بهتر و لذت بخش تر و کلی چیز دیگه و آدم خوشش میاد که بره یاد بگیره
یا خودکار برای نوشتن که دلیل اینکه آدم میره میخره همون نوشتنه است
ولی هیچ وقت فک نکردم که سپاسگزاری به چه دردی میخوره همش میگفتم من این دنیام هشتم گرو نه هست و حالا بیام وقتم و الکی بزارم یه چارتا ورد بگم و هی بگم خدیا شکرت خدایا شکرت
احساس پیرمرد بودن داشتم ،چون همش دیده بودم که پیرمرد پیر زنها یه تسبی گرفتن دستشون و هی میگن که خدیا شکرت و خدیا شکرت
ولی الان احساس میکنم یه ابزار دارم مثل همون زبان
مثل لپتاپ مثل ماشین مثل خودکار مثل همه وسیله هایی که هر کدومشون دارن یه کاری برام انجام میدن
و حس میکنم که سپاسگزاری که میشه همون یادآوری نعمت های گذشته برای اینکه تورو از حالت ناسپاسی خارج کنه و به حالت سپاسگزاری که حالت حس خوب هست برسونه که بتونی هدایت رو دراون لحظه دریافت کنی و کار احمقانه ای در حین دعوا انجام ندی یا از اون تضاد به نفع خودت استفاده کنی
من امروز که صبح جر وبحث شدیدی در گرفت یه لحظه دیدم که ذهنم داره نسبت به اون آدم تنفر پیدا میکنه چون ذهنم داشت کلمه های خاصی رو به یادم می اورد که باعث میشد که من از اون آدم بدم بیاد و حتی دست به کارهای احمقانه ای بزنم
ولی فقط با به یاد آوری این جمله که این ها تضاد هست و از طرف دستان خداوند برای رشد و پیشرفت من هست
و اینکه این ها واکنش جهان به فرکانسهای من هست چرا باید از واکنش فرکناسهای خودم ناراحت باشم
فقط همین فکر باعث شد از حالت عصبانیت و خشم به حالت احساس خوب برسم فقط در کسری از ثانیه و این باعث شد که بتونم ذهنم رو کنترل کنم و درگیرنشم و الان واقعا خوشحالم و راضیم و احساسم خوبه که خیلی خوب به لطف خدا تونستم که ذهنم رو کنترل کنم
و اون موقع نمیدونستم که دارم از وسیله سپاسگزاری استفاده میکنم به نفع خودم برای این دنیام برای این لحظه از زندگیم برای رسیدن به خواسته هام
چون من الان در مسیر هستم ،من در مقصد نیستم ،همه چیز در مسیر من هست پس با این ابزارها من فقط اصلاح مسیر میکنم
دوباره اومدم تا روی این فایل عزیز کامنت بگذارم. هنوزم هرروز دارم یکی دو صفحه از کامنت های این فایل رو میخونم و واقعا ای کاش زمان و امکانش رو داشتم که تمام کامنت های دوستان در تمام فایلهای دانلودی رو می تونستم بخونم. این فایل و کامنت هاش واقعا جواهرند.
– خدایا قدرت تو بی نهایته. دستت هم بالاتر از همه ی دست هاست. پس برات هیچ کار خاصی نداره که همه ی خواسته های ریز و درشت من و تمام کاینات رو براورده کنی.
– خودت گفتی دعای دعا کننده رو اجابت میکنم. پس من خیالم راحت که هرچی میخوام براورده میشه. و اینجوری نیست که درست نباشه خواسته م، لایق نباشم،صلاح و .. نباشه، کار خاصی براش انجام نداده باشم، یا گناه کرده باشم و لایق نباشم، یا بی عرضه باشم، یا توی قد و قواره و اندازه ی من نباشه این خواسته، قانون اینه که هرچی بخوام بهم میدی. این یه فکت هست! پس این قسمتم حله.
– من فقط باید درخواستامو بهت بدم و واقعا فقط از خودت بخوام نه کس دیگه. و منتظر باشم که بهم اعطا کنی .
– وظیفه ی من اینه که حسمو خوب نگه دارم . چون وقتی حسم خوب باشه راه رو برای دریافت الهامات خداوند باز میکنم
– برای حس خوب داشتن باید سپاس گزارنعمت هایی که تا به حال بهم دادی باشم همیشه . در نتیجه توجه ام میره سمت داشته هام. باید مدام به خودم خواسته های براورده شده در طول زندگیم رو یاداوری کنم چون اینکار از یک طرف باعث میشه احساسم خوبو خوبتر باشه همیشه و در نتیجه ظرف وجودیم بزرگتر بشه و نعمتهای بیشتری رو به زندگیم سرازیر کنم، از طرف دیگه هم بیشتر باورم میشه که براورده شدن خواسته هام توسط تو امکان پذیره، چون وقتی یادم بیارم که فلان خواسته ی به ظاهر محالم رو براورده کردی و حتی بهترش رو بهم دادی، براورده شدن خواسته های فعلیم هم امکان پذیرتر بنظر میان تو ذهنم، میتونم داشتنشون رو تجسم کنم و قدم قدمخدا هدایتم میکنه تا به خواسته م برسم.
– واقعا برای تویی که تمام ستاره ها، سیارات، کهکشانها، زمین ، و آسمان رو خلق کردی و فرمانروای همه چیز و همه کس هستی، چه کاری داره که کانالهای یوتوب منو به درامد ثابت برسونی، بهم شغلی بدی عالی به شیوه ای عالی با خدمتی عالی و برای پاداشی عالی به همراه آزادی کامل زمانی و مکانی و سلامتی کامل و روابط عالی، شغلی که عاشقشم
فکر میکنم یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من باشه، یک عمری با نمیشه و نمیتونی محاصره بودیم
من ماموریت هستم و قرار بود بیشتر بمونم، گفتم بزار تستش کنم این فایل رو، فقط تا دقیقه 18 گوش داده بودم و متن فایل رو خونده بودم ، تیکه های آخر متن رو چندین بار با منطق های مختلف برا خودم تکرار کردمو خواسته ام این بود که ماموریتم تموم بشه و با عشقم بریم گشت و گذار ،
یه کم بعدش گوشیم زنگ خورد، مدیرم بود دیدم هیچی نمیگه، بعد گفت کارم داشتی زنگ زدی، گفتم خودت زنگ زدی که
گفت اشتباهی دستم خورده، و بعد گفت شنبه عصر جایگزین میاد برات و برو خونه!
مات و مبهوت از سرعت اجابت موندم
خودش بهم گفته بود تو فعلا اینجا می مونی تا آخرش
حالا دارم یه خواسته دیگه که ظاهر شرایط غیر قابل تغییر هست رو منطقی میکنم، انشالله که اوکی میشه.
تازه به ثانیه 45 این فایل رسیدم و شروع کردم به کامنت نوشتن و اشکام داره میریزه به خاطر احساس خوشحالی و سپاسگزاری از خداوند که این فایل رو برام فرستاده.
همینطور که این فایل رو دانلود و پلی کردم داره باهام صحبت می کنه و بهم میگه این فایل رو برای تو آماده کردم. این کلام استاد نیست این کلام منه و با تمام وجودت هرچی که می شنوی رو باور کن و بهش عمل کن
امروز خیلی روز جالبیه. سناریوم از صبح تا الان شاید بیش از 70 80 درصدش اتفاق افتاد و یکیش هم این بود که «امروز حالم عالی بود و من رو به فایلی فوق العاده هدایت کردی» و وسط کارهام بودم که یهو به دلم افتاد بیام توی سایت و اومدم و
این فایل بی نظیر رو دیدم و شک ندارم این رو خداوند برای من آماده کرده. وااااای بی نهایت سپاسگزارم
ما از خداوند یک درخواستی رو داریم و یک سری باورهایی رو داریم که این درخواست نمی تونه اجابت بشه
مشکل از طرف خداوند نیست مشکل از طرف ماست
وعده های خداوند حتمیه وعده فزونی سلامت فتح پیروزی همه وعده های خداوند حتمی است
تو رابطه ما با خداوند همواره مشکل با گیرنده است
جالبه که چند وقت پیش وقتی توی دوره قانون آفرینش گفتین که برین دنبال ریشه یشا و یرید توی قرآن بگردین و این کار رو کردم دقیقا به آیه های حضرت ذکریا و حضرت مریم برخورد کردم که چطور خداوند کارهای نشد رو براشون انجام میده و از یشا استفاده می کنه که بگه وقتی فرکانست تنظیم شده همه چیز برات درست میشه و چقدر دوست داشتم که بیشتر راجع به این موضوع بدونم و الان دارم بهترین ها رو راجع بهش می شنوم. یعنی همین فایل همین گفتار شما استاد برای اینقدر منطق ایجاد کرده که ببین چطور خدا داره به هر خواسته ات در هر لحظه پاسخ میده که دارم دیوانه میشم از خوشحالی
منم که باید باور کنم خواسته ام اجابت میشه. اگر باور کنم پذیرای اون هستم و وارد زندگیم میشه وگرنه خودم هستم که جلوی ورودش رو می گیرم و وقتی یه خواسته کوچیک من اجابت میشه باعث میشه که انرژی بگیرم برای اینکه خواسته یه ذره بزرگ ترم هم میشه و برام منطقی بشه.
دقیقا مثل امروز که سناریوم کم کم داره اتفاق میفته و جالبه اتفاقاتی که امروز نوشته بودم از کوچیک میره تا بزرگ و داره همین طور اتفاق میفته پشت هم و واقعا چقدر منطقی
واااااای استاد شما توی دقیقه 11 در مورد مهاجرت صحبت می کنید، خواسته ای که دقیقا من دارم و خدا لحظه به لحظه این فایل بیشتر داره به من نشون میده که من این فایل رو برای هدایت تو دارم. سپاسگزارم واقعا
این روز ها بر طبق هدایت هایی که شدم و بخصوص دوره قانون آفرینش بخش دو که قانون درخواست هست من رو در این زمینه خیلی هدایت کرد اینه که من اصلا دارخواست نداشتم از خدا. هر جا هم درخواستی اومد و بهم داده شد ناآگاهانه و با تضاد ها بوده بیشتر و تا تحت فشار قرار نمی گرفتم درخواست نمی کردم از خدا
این روز ها خداوند من رو به چندین و چند فایل هدایت کرد و من به این نتیجه رسیدم که باورهای مخرب جلوی درخواست کردن من رو می گیره. وقتی باور دارم نمیشه دیگه توی ذهنم نمی سازمش و از اونجایی که قانون جهان اینه که جهان انرژیه و افکار من هم انرژیه و انرژی های مشابه میرن پیش همدیگه من اصلا درخواست نمی کنم و فکر نمی کنم و توی ذهنم خواسته ام رو نمی سازم تا انرژی های مشابه برن پیش هم و جهان مسیر رو برام هموار کنه تا به خواسته ام برسم.
جالب اینجاست پریروز هدایت شدم به قدم 6 قسمت 1 و سوالی که پرسیدین این بود
اگر به خداوند اعتماد می کردی که هدایتت می کنه به سمت خواسته ای که می خوای چه کارهایی رو انجام میدادی که اگر اعتماد نمی کردی انجام نمی دادی.
و من اولین جوابم این بود: خواستم رو می خواستم. مثل وقتایی که به یه تضاد میخورم و توی ذهنم حل شدنش رو تجسم می کنم خواسته ام رو هم همونطور صبح و شب تجسم می کردم
از وقتی این آگاهی ها شروع کرد به گفته شدن بهم من دارم یکسره از خدا می خوام و دارم می بینم که چطور داره اجابت میشه و نشانه های جهانی میاد و دقیقا این فایل الان هم یکی از همین درخواست های اجابت شده است.
«چرا فکر می کنی منی که تورو از هیچ خلق کردم نمی تونم یه فرزندی هم به تو بدم»
وای این فایل دیوارنه کننده است قرآن دیوانه کننده ست. واقعا نمی دونم چی بگم. یعنی تکرار همین منطق انگار کافیه برای رسیدن به همه خواسته ها. مگه خداوند من رو از هیچ خلق نکرده. جالبه که خدا از کلمه هین استفاده کرده برای اینکه به حضرت ذکریا بگه این کار برای من راحته. میگه این کار خیلی خیلی خیلی برای من آسونه. خدایا صد هزار مرتبه شکرت. ممنونم که داری بهم نشون میدی اینو که بخوام از تو فقط بخوام و بسازم و بدونم تویی که من رو از هیچ خلق کردی انجام خواسته های من برات هینِ
امکان پذیر بودن اجابت دعا مهم ترین تیکه است. اگر برای ذهنمون منطقی نباشه ما دریافت نمی کنیم خواسته هامون رو. ما از لحاظ فرکانسی، فرکانسی رو که داریم ارسال می کنیم با فرکانسی که خداوند داره اجابت می کنه درخواست رو هم فرکانس نیست.
خداوند بی نهایت رحمن رحیم وهاب رزاقه غفوره و مشکل از طرف خداوند نیست، مشکل از ماست که این رو باور نمی کنیم و ذهنمون اجازه نمیده حتی بهش فکر کنیم.
خیلی از ما نمی تونیم به خیلی از خواسته هامون فکر کنیم حتی برای یک دقیقه
«به این حرف من فکر کنید. به محض اینکه به یک خواسته ای فکر می کنید همون لحظه ذهنمون میاد 500 تا دلیل میاره که این خواسته اصلا نمی تونه اجابت بشه و بنابراین بهش فکرم نکن. به یاد بیارید موقعی که یه خواسته ای در دلتون متولد شد چطور ذهنتون در نطفه خفه اش کرد و حتی اجازه نداد رویا پردازی کنی در موردش، حتی اجازه نداد توی ذهنت تخیلش کنی و همون لحظه گفت این کار ها اصلا جواب نمیده چرا داری وقت و انرژی خودت رو طلف می کنی با شرایط تو نمیشه»
وای وای وای من الان دارم فکر می کنم چرا این همه مدت خواسته هام رو توی ذهنم نمی ساختم. چرا آگاهانه هر روز این کار رو نمی کردم در حالی که واقعا با تخیل کردن خواسته هام تا الان به کلی از خواسته هام رسیدم و خدارو صد هزار مرتبه شکر که دارم این ها رو می شنوم
ما باید بدونیم کار مغز اینه که میگه نمیشه و باید بتونیم یه راهی پیدا کنیم که با سیستمی که خود ذهن کار می کنه خلع سلاحش کنیم و یه ذره بتونیم منطقش رو بشکونیم بتونیم یه ذره مقاومتش رو بشکونیم می تونیم بریم سراغ پیشروی بیشتر توی ذهن.
واقعا من یه دنیا مثال از زندگی خودم دارم که شده. یه عالمه خواسته های بزرگ برای من از هیچ خلق شده فقط وقتی تجسمش کردم. دست خالی فقط تجسم کردم و خواسته ام به واقعیت زندگیم تبدیل شد و واقعا به راحتی میشه. من خودم بهترین مثال برای منطقی کردن رسیدن به خیلی از خواسته هایی هستم که الان می خوام.
مغز میگه نمیشه؟ من بیام بگم دیدم که میشه.
«همون موقع هم ذهنم میگفت نمیشه ولی من ادامه دادم و شد»
قدرت خداوند رو یادآوری کنیم و باور کنیم میشود.
باور امکان پذیر بودن رسیدن به خواسته ها
امکان پذیر بودن و اتفاق افتادن به صورت بدیهی من رو یاد قانون سلامتی می ندازه که بعد از منطقی شدن قانون سلامتی از چه راه آسون و بدیهی به اون سرعت لاغری و خوش هیکلی اتفاق افتاد و چقدر آسان و منطقی بود و هر خواسته ای میتونه همین قدر منتقی در زندگی آدم متجلی بشه
مهمه که یادآوری کنیم که خداوند کارها رو برامون انجام داد که ایمانمون قوی تر بشه که ذهنمون رو بتونیم جلوش رو بگیریم و منطقی کنیم برای ذهنمون.
واقعا چقدر راحت می تونیم بشینیم و یادآوری کنیم برای خودمون که خدا چقدر کارها رو انجام داده. بخوام بنویسم می تونم صفحه ها بنویسم فقط از چیزایی که یادمه و شک ندارم دها برابرم خدا کارایی کرده برام که من اصلا یادم نمیاد.
ازدواجی که بی نهایت راحت رقم خورد به خاطر اومدن بیماری کرونا
همون شرایط باعث شد مدیر فروش شم
همون شرایط باعث شد خونه بخرم
شرایطی که به ظاهر برای تمام جهان بد بود برای من شرایط بهشتی بود
خدایی که از هیچ با دست خالی فقط با تجسم برام تو سن 19 سالگی ماشین گرفت وقتی حتی گواهینامه نداشتم
خونم رو اجاره داد
خونم رو بازسازی کرد
گوشی آیفون می خواستم یعنی یه مسیری اتفاق افتاد که به راحتی شد
دوباره مدل بالاتر خواستم دوباره به راحتی شد
الانم دوباره مدل بالاتر میخوام و حتما میشه
خواستم کتاب بنویسم شد
خواستم لاغر و خوش اندام باشم به لطف خدا با قانون سلامتی به راحتی شد
خواستم از شرکت بیام بیرون و کسب و کار خودم رو داشته باشم و شد
خواستم برم کربلا شد
خواستم برم سفر شد
خواستم جشن عروسی بگیرم شد
خواستم دفتر کار داشته باشم شد
خواستم پس انداز دلاری داشته باشم شد
خواستم گردنبند طلا داشته باشم شد
خواستم درآمد آسون تر و آسون تر داشته باشم شد شد شد
هر چی خواستم شد و این همه دیدم شده و باز ذهنم میاد با نمیشه هاش جلوم رو می گیره. وای خدایا من باید صبح تا شب از تو بخوام و منطقی کنم وقتی تو هر چی می خوام رو به من دادی به راحتی به راحتی به راحتی. تازه این ها بیشتر مثال مالیه. بی نهایت چیزا بوده دوست داشتم یاد بگیرم. دوست داشتم ببینم دوست داشتم یکی بیاد دوست داشتم یه اتفاقی بیقته و شده. واقعا همه چیز رو خدا به آسونی انجام داده
سپاسگزاری یعنی به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم یا در حال دریافتش هستیم
به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم یعنی امکان پذیر بودن دریافت نعمت ها
به یاد آوردن نعمت هایی که خداوند در گذشته به ما داده و یا داره به ما میده به ما کمک می کنه ذهن منطقی ما رو خلع سلاح می کنه که باور کنیم که همون خدایی که این نعمت ها رو به من داده و داره میده می تواند نعمت های دیگه رو هم به ما بده.
خدایا شکرت یعنی باور پذیر کردن اینقدر راحته؟ من که خیلی وقتا سپاسگزاری می کنم و میشینم مینوسیم یعنی دارم این کار رو می کنم. چقدر جالب الان با این منطق چقدر هدفمند می تونم سپاسگزاری کنم. چقدر سپاسگزار تر میشم. چقدر سپاسگزاری برام لذت بخش تر میشه. خدایا صد هزار مرتبه شکرت اصلا فکر شنیدن این آگاهی ها رو هم نمی کردم سپاسگزارم استاد بی نظیرم
باید به این فکر کنیم که خداوند از جایی که فکرش رو نمی کنی به تو نعمت می دهد
همین الان که این رو شنیدم یاد یه خاطره ای افتادم خیلی شیرین
یادمه اون زمان که شرکت کار می کردم و ویزیتور بودم (آخرین ماه ها بود) تصمیم گرفته بودم آخر سال از شرکت در بیام و می خواستم تا قبلش تموم وام هام رو که صفر کنم. وقتی تصمیم در اومدن از شرکت گرفته بودم بهم الهام شده بود که باید روزه پول بگیری و دیگه به حقوقی که از شرکت در میاری دست نزنی و از جای دیگه پول در بیاری. این موضوع باعث شده بود که شروع کنم به پول در آوردن از طراحی سایت. تازه اولاش بود شاید همون هفته اول دوم که این کار رو شروع کرده بودم. یکی دو تا مشتری برام اومده بود ولی هنوز پولی نگرفته بودم و پولام تموم شده بود. ظهر بود یادمه توی پمپ بنزین شفت بودم و آخرین پولی که توی کارتم بود رو بنزین زدم. عاجز عاجز. همش تجسم می کردم که ظهر دست پر می رم خونه (باید گوشت و مرغ می گرفتم برای ناهار) ولی راستش اونقدر هم امیدوار نبودم. دقیقا چیزی که تجسم می کردم رو همین الان می بینم توی ذهنم
یادمه گفتم خدایا من دیگه نمی دونم من کاری که تو گفتی رو کردم من دیگه عاجزم. تو امروز من رو مهمون کن.
از در پمپ بنزین اومدم بیرون و یهو پول به حسابم واریز شد و یکی از مشتری هام زنگ زد و گفت من می خوام چند تا بنر طراحی کنم اینو ریختم تو برام طراحی کن!!!!!!!!! یه کار بی ربط بود اصلا به کار من ولی خیلی خوشحال قبول کردم و دقیقا اون روز صحنه ای که تجسم می کردم اتفاق افتاد و من ظهر یه جوری دست پر رفتم خونه که نتونم در رو با دستام به راحتی باز کنم. واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر. خدا از جایی بهم نعمت داد که فکرشم نمی کردم.
و سوره ضحی
چقدر جالب این خاطره ای که تعریف کردم دقیقا یادمه اون روز صبح سوره ضحی رو داشتم گوش می کردم و کلی اشک ریخته بودم و وقتی این اتفاق افتاده بود به خودم گفتم دیدی خدا فراموشت نکرده بود.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که هر لحظه و هر ثانیه با من هستی و داری هدایتم می کنی و بهم میگی.
خدایا همون طور که بارها عاجزانه از تو در خواست کردم دوباره عاجزانه از تو درخواست می کنم کمکم کنی که بتونم نعمت هات رو همیشه به یاد خودم بیارم تا رشد کنم. خدایا هدایتم کن دستم رو بگیر تا همیشه بتونم به نعمت هایی که بهم دادی و داری بهم میدی آگاه باشم
خدایا هزاران مرتبه شکرت
استاد واقعا از شما ممنونم که این آگاهی های بی نظیر رو به ما هدیه دادین خدارو هزاران مرتبه شکر
خدایا تو بهترین خدای منی که هر لحظه منو هدایت میکنی چون بهت ایمان دارم
استاد بابت این فایلهای رایگان و مفیدتون ممنونم که تمام انرژیتون رو برای این فایلها میذارین تا هدایت و الهام خداوند رو به ما برسونین متشکرم
ممنونم از همه دوستان عزیزم که با انرژی و حال خوبشون با احساسه فوقالعاده شون میان و مینویسن خداوند هم هدایتشون میکنه تا بنویسن اونم به چه قشنگی تمام
استاد عزیزم ازتون متشکرم که به من هدیه دادین به خاطر فعال بودنم در سایت خیلی خوشحال شدم ولی استاد جانم هنوز پولی به اون اندازه ندارم که بتونم خرید کنم همین امشب از خدا خواستم که به من از هر طریقی که خودش میدونه پولشو برسونه تا یه محصول رو بخرم شکرت سپاسگزارتم
اتفاقات خوبه امروزمو میخوام باهاتون به اشتراک بذارم
خب دوستان عزیزم کلا من خرید کردن رو دوست دارم امروز هم به لطف خدای مهربانم رفتیم برای خرید جهیزیه دخترم مشهد
وای وای این پاساژها پر از فراوانی بود پر از وسایل شیک و نو و تازه و درخشان و خوشگل و شیک چقدر شکر گزاری کردم به درگاه خداوند
بخدا معجزه بود ما رو به بهترین مغازهها با انسانهای خوش اخلاق و با قیمت مناسب هدایت کرد خب کار خودش بود من ایمان دارم و گرنه من کاری نمیتونستم بکنم من توانایی ندارم خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم
و به سلامتی خریدها رو انجام دادیم و برگشتیم و تا الان ومیدونم تا روزهای آینده حالمون و احساسمون خوب و عالیه
و اگر در مسیر درست باشیم خداوند دستانشو میفرسته به کمکمون و هدایت میکند
هم جای پارک برامون پیدا میکنه هم به پولمون برکت میده یعنی یه جورایی همه چیز ها رو برامون میچینه
خدایا من لایق تمام خوبیها و زیباییها هستم
خدایا کمکم کن تا بتونم ظرف وجودمو بزرگتر کنم
خدایا کمکم کن تا بتونم هر روز مدارمو بالاتر ببرم
استاد بی نهایت دوستت دارم ممنونتم چقدر شما خوبی چقدر مهربونی چقدر سخاوتمندی چقدر بخشنده ای خدایا برای این سایت وجود این دو استاد عزیز و گرانبها شکرت سپاسگزارتم
سلام ودرود بر استاد عزیزم و خانم شایسته ودوستان من یک تجربه خیلی خوب دارم از درخواست از خداوند که به راحتی برام انجام شد سال 94 میخواستم که بازنشستگی پیش از موعد بگیرم وتصمیم گرفتم روز آخر پرکردن فرم رفتم علیرغم مخالفت های همکاران و مدیرم و خیلی ها که میگفتن خسته میشی حالا بمون سال دیگه حقوق ها اضافه میشه ولی من میخواستم این کار انجام بدم و آزادتر باشم برای مسافرت و گردش با اینکه از نظر منطقی اصلا درست نبود من به خدا گفتم ورفتم فرم پر کردم درحالی که اصلا شرایط دریافت این هم نداشتم هم سنم کم بود هم مجرد بودم یعنی از نظر بقیه هیچ گونه شرایطی برام مهیا نبود من فقط با خدا صحبت کردم وگفتم اگر خوبه برام خودت درستش کن به خداوندی خودش قسم که من فقط فرم پر کردم و خودش کارها برام انجام داد هنوز هم که چند سال گذشته خیلی از همکارها زنگ میزنن بهم بگو نو چه طوری بازنشستگی گرفتی و من میگم خداوند کار من درست کرد و اونها جالب که تعجب میکنن و میگن خدا که سرجاش ولی تو چیکار کردی پارتی داشتی و من فقط لبخند میزنم من الانم داشتم این فایل برای چندمین بار گوش میدادم و مینوشتم یاد این کاری که خدا برام انجام داد افتادم و برای خودم نوشتم و خواستم دوستانم هم بخونن با خودم گفتم چه جوری شد که این کار راحت بدون ذره ای تقلا برات انجام شد و من متوجه شدم که من قدم اول برداشتم و فرم پر کردم و سپردم به خداوند و از ته قلبم رهاش کردم همه میگفتن چرا نمیری دنبال نامه ات چرا بی خیالی مدیرم هر روز تهدیدم میکرد که اگر جواب درخواستت نیاد من نگهت نمیدارم منم گفتم باشه اشکال نداره میرم یه مدرسه دیگه و پی گیرم نشدم جالب اینجاست که این نامه دو جا باید امضا میشد و هر دوبار یکی اداره خودم و بعد اداره کل راحت درخواستم موافقت شد باهاش چیزی که همه دنبالشن با هزار جور گواهی پزشکی نمیتونن خداوند برای من انجام داد واقعا الان داشتم به خودم میگفتم که اگر تو مسایل دیگه ام همین جور اعتماد کنم و نترسم نگران نباشم حل میشه والبته که به قول استاد یاذاوری کارهایی که غیر ممکن بود خداوند انجام داده هزار بار برای خودم تکرار کنم بازم کمه هدفم از نوشتن این کامنت یادآوری به خودم بود اول بعد هم شاید قوت قلبی باشه برای دوستان عزیزم که با خوندنش کمکی بهشون کرده باشم
خداوندا صد هزار مرتبه سپاسگزارم بابت استاد واین فایل بینظیرشون چقدر به این فایل نیاز داشتم برای یاد آوری
من در سن چهل سالگی با استاد وبسایت بینظیرشون آشنا شدم توسط یکی از عزیزانم وبسیار خوشحال وسپاسگزارم
من بااینکه به نظر خودم آدم بسیار متدینی بودم که نه تنها واجبات بلکه سعی میکردم مستحبات را هم انجام بدمولی راضینبودم اهمش نگران ومیترسیدم که کم عبادت کرده باشم یا درست انجام نداده باشم خلاصه همش نگران جهنمی بودم که شاید منم عضوش باشم واز خدا یه موجود ترسناک و بدون رحم برای خودم ساخته بودم که همش مواظبه که من خطای بکنم ومنو مجازات بکنهواز لحاظ مالی هیچ شغلی نداشتم چون خیلی باورای محدود کننده داشتم که من نمیتونم وتا آخر عمرم باید وابسطه همسرم باشم ولی به لطف خداوند وآموزه های استاد عزیز من تونستم خودمو باور کنم وامید بگیرم و دنبال شغلی برای خودم بگردم ویه مهارتی که توش خوب بودم را ادامه دادم والان کارم را حدود دوسه ساله شروع کردم وبه لطف خداوند روز به روز در کارم پیشرفت دارم طوری که زیاد وقت نمیکنم بیام وکامنت بذارم ولی همچنان در حین کار کردن فایل گوش میدم وبا خداوندجدیدم حرف میزنم وباهاش لذت میبرم وفهمیدم که من اون چهل سال عمرم را اصلا خداوندم تنها فرمانروای قدرتمندم را نشناخته بودم ،استاد من مدیون شما هستم چون خداوند را آنچنان که هست به ما معرفی میکنیدوباهاش دلگرمیم چقدر حالم خوبه چقدر شکر گزارتر شدم وچقد آرامتر وراضیتر شدم از زندگی وبودن در این دنیای زیبا ،لذتی را تجربه میکنم هر چه بیشتر خداوند مهربانم را میشناسم که توی چندین سال نماز خوندنام پیدا نکردم استادبچه هام چقدر سپاسگزارشدن وقتی سپاسگزاریهای من را میبینند ومن واقعا تغییر را در زندگیم با تمام وجودم احساس میکنم از وقتی فایلها روگوش میدم
از شما استاد عزیز وخانم شایسته نازنین بسیار سپاسگزارم بابت تمام تلاشاتون برای کمک به من وافراد ی مثل من که از تاریکی به سمت نور به لطف خداوند هدایتمون میکنید ،ممنون ممنون ممنون
میخواستم این کامنت داخل دوره قانون آفرینش بزارم اما دستم خورد اومد این صفحه
من حدود 3 سال پیش داخل یک شرکت کار میکردم حدودا 3تومن حقوقم بودم حتی از قانون کار اون موقع هم کمتر
ولی خیلی خیلی سایت دنبال میکردم هر روز فایل ها رایگان شما رو گوش میکردم و به شدت برام با ارزش بود. یادمه نوشته بودم روکاغذ حقوقم بشه 7 تومن و اون بزرگ ترین رویا من بود و الان شرکت خودمو دارم کمترین حقوقی ک میدم 7 تومن چندین تا نیرو دارم ازدواج کردم رابطه خیلی عالی دارم
خداروشکر و سپاس فراوان از شما از خانم شایسته که فایل ها سفر دور آمریکا و زندگی در بهشت رایگان در اختیار ما دادین من هزارتا جذب با اون فایل ها داشتم.
درود به خانواده صمیمی و دوست داشتنی عباسمنش .
یه درود فراوان هم به استاد عزیزم و مریم بانو دوست داشتنی
اول بگم که من خیلی کم کامنت میزارم بزارید پای بیمعرفتیم
چون اینقدر زندگیم از روزی که اومدم تو سایت و دوره هارو خریدم تغییر کرده که خداشاهده نمیتونم بنویسم و من کلا نوشتاریم ضعیفه
اما چرا اومدم الان دارم کامنت میزارم دلیل داره :
من از زمانی که جدی البته مثلا جدی به قول خودمون رو باورهام کار کردم تا الان درامدم از ماهی 10 ملیون شده تقریبا ماهی یکو پونصد خب ماشین نداشتم الان 3 تا دارم .20 تا پرسنل دارم خونه دارم هرچی که میخواستم و دارم
حالا چرا اول کامنت گفتم مثلا داشتم رو باورهام کار میکردم
چون تازه بعد گذشت یه مدت تقریبا زیاد تازه الان فهمیدم اینکه استاد میگه شما خالق هستین ینی چی
اینکه شما با میتونین ثروت خلق کنین با مار کمتر ینی چی.ارامش ینی چی و تازه اینارو اونم یه کوچولو درک کردم
ینی تاالان بااینکه خیلی درک نکرده بودم اینقدر نتایج گرفتم
و این و فهمیدم که حتی کار کردن رو باورهام اگر مثل کار کردن عملی باشه و یدی باشه اصلا جواب نمیده.
شاید شده من تو این چند روز یه فایل 1 ساعته رو گوش کردم .نوشتم .احساس کردم .و این. نتیجش صدبرابر زمانی بوده که از صبح فقط گوش میدادم و مینوشتم و از سر نیاز بود.
نیاز به هر چیزی ازش دورت میکنه اینا تجربه منه.
تازه دارم میفهمم رهایی ینی چی
عزیزانم.
تنها و تنها احساس خوب.ارامش.
و دیدن ایندتون شمارو به همه چی میرسونه .
تو این چندروز که من یه تیک تو مغزم خوردو کلا همه چیز و از نو با یه شرایط جدید شروع کردم انگار متولد شدم و جالب اینه که هدفهام خیلی بزگتر شدن و به هدفهای قبلیم میخندم.
استاد دوستت دارم .
الهی همیشه پربرکت روزی فراوان داشته باشین
به نام خدایی که مرا انسان آفرید،سلام بر استاد عباسمنش عزیز،
زندگی موهبتی الهی است جهان در هماهنگی کامل است.
هرچیزی با هر چیز دیگر سازگار و هماهنگ است
معجزه ای است شگرف، بسیار عظیم، بی کران، نا محدود، که هر چیزی با چیزهای دیگر سازگار و هماهنگ است؛
به گونه ای کامل
فقط انسان استثناست..
انسان تنها گاو پیشانی سفید هستی است.
به این دلیل انسان تافته ای جدا بافته است که به او موهبتی عظیم اعطا شده. #موهبت_خودآگاهی
انسان میتواند دراین مورد تصمیم بگیرد که:
آیا با هستی سازگار باشد یا نه
انسان حق انتخاب دارد
آزادی انسان موهبتی عظیم است اما او میتواند ازآن سو استفاده کند. همان گونه که میلیون ها نفر در حال سو استفاده از آن هستند. اینان راه ناسازگاری با هستی را برگزیده اند.
تصمیم گرفته اند باهستی مخالفت ورزند و با آن جدال کنند
از این رو آشکارا در درد و رنج گرفتارند.
تو نمی توانی با کل بجنگی. کل بسیار پهناور و عظیم است. جدال تو همچون جدال قطره با دریاست.
کاری است احمقانه، بسیار احمقانه.
اما انسان های بسیاری این راه را برگزیده اند.
“خود” قطره ای کوچک است که باخدا درجنگ است و می کوشد جهان را تسخیر کند!
پیش از آنکه شادمانی رخ بنماید،
تو باید چون یک صخره یک پارچه شده باشی
انسانها چون شن هستند، هزاران تکه کوچک و درهم بر هم انسانها یکی نیستند
و شادمانی فقط زمانی رخ می نماید که تو یکی شده باشی
و گرنه شلوغی درون تو همچنان سر و صدا، کشمکش، تنش و نگرانی ایجاد خواهد کرد
لازم است همه این ازدحام به چیزی واحد تبدیل شود
زمانی که این یکپارچگی اتفاق افتد. پیامد آن، شادمانی رخ می نمایاند
شادمانی پیامد یکپارچه شدن درون است، و صخره مظهر یکپارچگی است
به نام خدای مهربان سلام
خداروشکر که از روح خود در من دمید و من ارزشمند شدم و قدرت خلق زندگیم رو با اهرم رنج و لذت بدست آوردم
استاد عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم
خداروشکر بخاطر نعمت هایی که در زندگیم دارم، از جمله استاد عزیزم ، خانم شایسته عزیز ، سایت ، و دوستان عزیزم،کامنت ها ، و این فایلهای گرانقدر که اصلا نمیدونم چطور میشه سپاسگزار این فایلها بود ،تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه که تک تک کلمات استاد رو تلاش کنم که اجرا و عملی کنم
چند وقت بود که سوالاتی ذهنم رو مشغول کرده بود
اینکه خدایا چطور تو میخوای واقعا من رو به خواسته ام برسونی ؟ هی از خودم سوال میکردم، التبه نه به صورت زبانی ، چون زبانی روم نمیشه ،از خدا سوال بپرسم چون فک میکنم یه وقت اگر به زبون بیارم سنگم میکنه
به صورت فکری، اون اون ته ذهن
چرا این سوال پیش اومد برام ؟ قبلا که اصلا فکرشم نمیکردم که انقد بخوام و بتونم به خدا نزدیک بشم که ازش سوال هم بپرسم ، چه برسه به درخواست
تمام درخواست هام هم همش از روی عادت یا تیکه پرونی بود
یعنی زبونم یه چیزی میگفت و دلم یه چیز دیگه بود ،و درون ذهنم یه چیز دیگه
تا اینکه به صورت تعهدی دوره ثروت رو شروع کردم و الان جلسه دوم هستم ، در این مدت اتفاقات زیادی رو از لحاظ درونی تجربه کردم
و هی من رو خودم کار میکنم و میبینم که اون چیزی که من فک میکردم نشد ولی باز ادامه میدم و میدادم ، و این سوال ذهنم رو مشغول کرد که خدایا چطور تو با شرایط الانم میتونی من رو به اون خواسته ای که به نظر با این شرایط غیر ممکنه برآورده کنی
اینها بود در ذهن من
امروز پنجشنبه صبح که رفتم سر کار به یه تظاد به ظاهر بد جر و بحثی خوردم که خیلی از لحاظ احساسی بهم ریختم و مایی که قرار بود تا ساعت 5 بعد از ظهر باشیم نتونستم وای سم و ساعت 10 اومدم بیرون
ولی دائم به خودم میگفتم که باید بتونم ذهنم رو کنترل کنم
تا اینکه گفتم خدیا چکار کنم که گفت برو فایلی که امروز صبح امد رو گوش کن
و وقتی که شروع کردم به گوش دادن یه حس عجیبی من رو فرا گرفت
دیدم که دقیقا همون چیزیه که دقیقا در این لحظه من میخواستم
و این برداشت ها روداشتم
متوجه شدم که سپاسگزاری یعنی چی؟ یعنی اینکه من بیاد بیارم نعمت هایی که در گذشته نداشتم و الان دارم و خداوند بهم داده و از اون استفاده کنم و بگم که خدایا همونطور که اونهارو به من دادی اینها رو هم که میخوام بهم میدی
متوجه شدم که ، یعنی قبلا فک میکردم که سپاسگزاری یعنی همین که چارتا ورد بگی که روزت رو شب کنی و هیچ استفاده ای در زندگی روزمره نداره
ولی امروز درک کردم که همین سپاسگزاری یه اهرمی هست یه وسیله ای هست برای استفاده من در زندگی روزمره برای رسیدن به خواسته هام
من فک میکردم که سپاسگزاری یعنی اینکه خدا احتیاج داره به من یا اینکه من باید بگم که اگر نگم خدا سنگم میکنه
من فک میکردم که سپاسگزاری یعنی یه وظیفه که باید انجامش بدی وگرنه که از درگاه خداوند رانده میشی
ولی الان فهمیدم که سپاسگزاری وسیله ای ذهنی هست برای استفاده از نعمت های گذشته برای رسیدن به نعمت های آینده
من فهمیدم که سپاسگزاری یه حسه ،که باید از اون استفاده کنی که به خواسته ات برسی
من فهمیدم که سپاسگزاری یه کلیده برای اینکه ازش استفاده کنی که بتونی از قدرت ذهنت ، از اهرم رنج و لذت استفاده کنی که به خواسته ات برسی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه فریضه دینیه که اگر انجامش ندی میری جهنم و به زور هم که شده باید انجام بدی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه اجباری از سمت خداونده که گفته که حالا که من این چیزها رو دادم شما باید انجامش بدید که خمس مالت رو داده باشی یا زکات علمت رو داده باشی
من فک میکردم که سپاسگزاری یه کار بیهوده ایه که افتاده گردنم
فک نمیکردم که سپاسگزاری یه فرکانسه ، یه یادآوری ذهنیه
یعنی خود اون کار، یا عملی که باعث میشه تو فک کنی به گذشته و یاد نعمت های گذشته ات بیفتی میشه سپاسگزاری
چه بدونی که داری سپاسگزاری میکنی و چه ندونی
همین که من صبح که به تظاد سنگینی خوردم و سعی کردم که آموزه ها و آگاهی ها رو به یاد بیارم سپاسگزاری کردم
همین که من میخوام و خواستم که تغییر بدم ذهنم رو و درک بیشتری از آگاهی ها داشته باشم سپاسگزاری کردم
هنوز که دارم این رو مینویسم مقاومت رو حس میکنم ، این نشون میده که باید تکرار بشه برام
ولی درکی که الان داشتم رو قبلا نداشتم و فک میکردم که سپاسگزاری هی باید بگم خدایا شکرت فلان چیز رو دارم و خدایا شکرت که بهمان چیز رو دارم
این خوبه ومشکلی درش نیست
ولی چون دیدگاه من نسبت به سپاسگزاری تا الان ایراد داشت نمیتونستم ازش استفاده کنم
الان برام روش شد که چرا قبلا هی شروع میکردم به سپاسگزاری نوشتن و احساس میکردم که دارم کار بیهوده میکنم
یعنی این می اومد تو ذهنم که خب اوکی ، گیرم که خداروشکر برای داشتن این لپ تاپ ، این به چه دردی میخوره
یعنی الان تازه دارم متوجه میشم ، از زمانی که با استاد هستم و مخصوصا این فایل که و همه فایلها که تازه دارم متوجه میشم که همه اون چیزهایی که تا الان شنیدم و دیدم و خوندم همش اشتباه بوده
من همش فک میکردم که همه این چیزها برای آخرت هست و اصلا برای استفاده در زندگی عادی نیست
همش فک میکردم که مثلا زبان یه وسیله کاربردیه برای ارتباط با آدمها و کسب درآمد و زندگی بهتر و لذت بخش تر و کلی چیز دیگه و آدم خوشش میاد که بره یاد بگیره
یا خودکار برای نوشتن که دلیل اینکه آدم میره میخره همون نوشتنه است
ولی هیچ وقت فک نکردم که سپاسگزاری به چه دردی میخوره همش میگفتم من این دنیام هشتم گرو نه هست و حالا بیام وقتم و الکی بزارم یه چارتا ورد بگم و هی بگم خدیا شکرت خدایا شکرت
احساس پیرمرد بودن داشتم ،چون همش دیده بودم که پیرمرد پیر زنها یه تسبی گرفتن دستشون و هی میگن که خدیا شکرت و خدیا شکرت
ولی الان احساس میکنم یه ابزار دارم مثل همون زبان
مثل لپتاپ مثل ماشین مثل خودکار مثل همه وسیله هایی که هر کدومشون دارن یه کاری برام انجام میدن
و حس میکنم که سپاسگزاری که میشه همون یادآوری نعمت های گذشته برای اینکه تورو از حالت ناسپاسی خارج کنه و به حالت سپاسگزاری که حالت حس خوب هست برسونه که بتونی هدایت رو دراون لحظه دریافت کنی و کار احمقانه ای در حین دعوا انجام ندی یا از اون تضاد به نفع خودت استفاده کنی
من امروز که صبح جر وبحث شدیدی در گرفت یه لحظه دیدم که ذهنم داره نسبت به اون آدم تنفر پیدا میکنه چون ذهنم داشت کلمه های خاصی رو به یادم می اورد که باعث میشد که من از اون آدم بدم بیاد و حتی دست به کارهای احمقانه ای بزنم
ولی فقط با به یاد آوری این جمله که این ها تضاد هست و از طرف دستان خداوند برای رشد و پیشرفت من هست
و اینکه این ها واکنش جهان به فرکانسهای من هست چرا باید از واکنش فرکناسهای خودم ناراحت باشم
فقط همین فکر باعث شد از حالت عصبانیت و خشم به حالت احساس خوب برسم فقط در کسری از ثانیه و این باعث شد که بتونم ذهنم رو کنترل کنم و درگیرنشم و الان واقعا خوشحالم و راضیم و احساسم خوبه که خیلی خوب به لطف خدا تونستم که ذهنم رو کنترل کنم
و اون موقع نمیدونستم که دارم از وسیله سپاسگزاری استفاده میکنم به نفع خودم برای این دنیام برای این لحظه از زندگیم برای رسیدن به خواسته هام
چون من الان در مسیر هستم ،من در مقصد نیستم ،همه چیز در مسیر من هست پس با این ابزارها من فقط اصلاح مسیر میکنم
خدایا شکرت
سپاسگزارم
سلام دوباره
دوباره اومدم تا روی این فایل عزیز کامنت بگذارم. هنوزم هرروز دارم یکی دو صفحه از کامنت های این فایل رو میخونم و واقعا ای کاش زمان و امکانش رو داشتم که تمام کامنت های دوستان در تمام فایلهای دانلودی رو می تونستم بخونم. این فایل و کامنت هاش واقعا جواهرند.
– خدایا قدرت تو بی نهایته. دستت هم بالاتر از همه ی دست هاست. پس برات هیچ کار خاصی نداره که همه ی خواسته های ریز و درشت من و تمام کاینات رو براورده کنی.
– خودت گفتی دعای دعا کننده رو اجابت میکنم. پس من خیالم راحت که هرچی میخوام براورده میشه. و اینجوری نیست که درست نباشه خواسته م، لایق نباشم،صلاح و .. نباشه، کار خاصی براش انجام نداده باشم، یا گناه کرده باشم و لایق نباشم، یا بی عرضه باشم، یا توی قد و قواره و اندازه ی من نباشه این خواسته، قانون اینه که هرچی بخوام بهم میدی. این یه فکت هست! پس این قسمتم حله.
– من فقط باید درخواستامو بهت بدم و واقعا فقط از خودت بخوام نه کس دیگه. و منتظر باشم که بهم اعطا کنی .
– وظیفه ی من اینه که حسمو خوب نگه دارم . چون وقتی حسم خوب باشه راه رو برای دریافت الهامات خداوند باز میکنم
– برای حس خوب داشتن باید سپاس گزارنعمت هایی که تا به حال بهم دادی باشم همیشه . در نتیجه توجه ام میره سمت داشته هام. باید مدام به خودم خواسته های براورده شده در طول زندگیم رو یاداوری کنم چون اینکار از یک طرف باعث میشه احساسم خوبو خوبتر باشه همیشه و در نتیجه ظرف وجودیم بزرگتر بشه و نعمتهای بیشتری رو به زندگیم سرازیر کنم، از طرف دیگه هم بیشتر باورم میشه که براورده شدن خواسته هام توسط تو امکان پذیره، چون وقتی یادم بیارم که فلان خواسته ی به ظاهر محالم رو براورده کردی و حتی بهترش رو بهم دادی، براورده شدن خواسته های فعلیم هم امکان پذیرتر بنظر میان تو ذهنم، میتونم داشتنشون رو تجسم کنم و قدم قدمخدا هدایتم میکنه تا به خواسته م برسم.
– واقعا برای تویی که تمام ستاره ها، سیارات، کهکشانها، زمین ، و آسمان رو خلق کردی و فرمانروای همه چیز و همه کس هستی، چه کاری داره که کانالهای یوتوب منو به درامد ثابت برسونی، بهم شغلی بدی عالی به شیوه ای عالی با خدمتی عالی و برای پاداشی عالی به همراه آزادی کامل زمانی و مکانی و سلامتی کامل و روابط عالی، شغلی که عاشقشم
سلام ودرود
فکر میکنم یکی از بزرگترین پاشنه های آشیل من باشه، یک عمری با نمیشه و نمیتونی محاصره بودیم
من ماموریت هستم و قرار بود بیشتر بمونم، گفتم بزار تستش کنم این فایل رو، فقط تا دقیقه 18 گوش داده بودم و متن فایل رو خونده بودم ، تیکه های آخر متن رو چندین بار با منطق های مختلف برا خودم تکرار کردمو خواسته ام این بود که ماموریتم تموم بشه و با عشقم بریم گشت و گذار ،
یه کم بعدش گوشیم زنگ خورد، مدیرم بود دیدم هیچی نمیگه، بعد گفت کارم داشتی زنگ زدی، گفتم خودت زنگ زدی که
گفت اشتباهی دستم خورده، و بعد گفت شنبه عصر جایگزین میاد برات و برو خونه!
مات و مبهوت از سرعت اجابت موندم
خودش بهم گفته بود تو فعلا اینجا می مونی تا آخرش
حالا دارم یه خواسته دیگه که ظاهر شرایط غیر قابل تغییر هست رو منطقی میکنم، انشالله که اوکی میشه.
سلام به استاد بی نظیرم
تازه به ثانیه 45 این فایل رسیدم و شروع کردم به کامنت نوشتن و اشکام داره میریزه به خاطر احساس خوشحالی و سپاسگزاری از خداوند که این فایل رو برام فرستاده.
همینطور که این فایل رو دانلود و پلی کردم داره باهام صحبت می کنه و بهم میگه این فایل رو برای تو آماده کردم. این کلام استاد نیست این کلام منه و با تمام وجودت هرچی که می شنوی رو باور کن و بهش عمل کن
امروز خیلی روز جالبیه. سناریوم از صبح تا الان شاید بیش از 70 80 درصدش اتفاق افتاد و یکیش هم این بود که «امروز حالم عالی بود و من رو به فایلی فوق العاده هدایت کردی» و وسط کارهام بودم که یهو به دلم افتاد بیام توی سایت و اومدم و
این فایل بی نظیر رو دیدم و شک ندارم این رو خداوند برای من آماده کرده. وااااای بی نهایت سپاسگزارم
ما از خداوند یک درخواستی رو داریم و یک سری باورهایی رو داریم که این درخواست نمی تونه اجابت بشه
مشکل از طرف خداوند نیست مشکل از طرف ماست
وعده های خداوند حتمیه وعده فزونی سلامت فتح پیروزی همه وعده های خداوند حتمی است
تو رابطه ما با خداوند همواره مشکل با گیرنده است
جالبه که چند وقت پیش وقتی توی دوره قانون آفرینش گفتین که برین دنبال ریشه یشا و یرید توی قرآن بگردین و این کار رو کردم دقیقا به آیه های حضرت ذکریا و حضرت مریم برخورد کردم که چطور خداوند کارهای نشد رو براشون انجام میده و از یشا استفاده می کنه که بگه وقتی فرکانست تنظیم شده همه چیز برات درست میشه و چقدر دوست داشتم که بیشتر راجع به این موضوع بدونم و الان دارم بهترین ها رو راجع بهش می شنوم. یعنی همین فایل همین گفتار شما استاد برای اینقدر منطق ایجاد کرده که ببین چطور خدا داره به هر خواسته ات در هر لحظه پاسخ میده که دارم دیوانه میشم از خوشحالی
منم که باید باور کنم خواسته ام اجابت میشه. اگر باور کنم پذیرای اون هستم و وارد زندگیم میشه وگرنه خودم هستم که جلوی ورودش رو می گیرم و وقتی یه خواسته کوچیک من اجابت میشه باعث میشه که انرژی بگیرم برای اینکه خواسته یه ذره بزرگ ترم هم میشه و برام منطقی بشه.
دقیقا مثل امروز که سناریوم کم کم داره اتفاق میفته و جالبه اتفاقاتی که امروز نوشته بودم از کوچیک میره تا بزرگ و داره همین طور اتفاق میفته پشت هم و واقعا چقدر منطقی
واااااای استاد شما توی دقیقه 11 در مورد مهاجرت صحبت می کنید، خواسته ای که دقیقا من دارم و خدا لحظه به لحظه این فایل بیشتر داره به من نشون میده که من این فایل رو برای هدایت تو دارم. سپاسگزارم واقعا
این روز ها بر طبق هدایت هایی که شدم و بخصوص دوره قانون آفرینش بخش دو که قانون درخواست هست من رو در این زمینه خیلی هدایت کرد اینه که من اصلا دارخواست نداشتم از خدا. هر جا هم درخواستی اومد و بهم داده شد ناآگاهانه و با تضاد ها بوده بیشتر و تا تحت فشار قرار نمی گرفتم درخواست نمی کردم از خدا
این روز ها خداوند من رو به چندین و چند فایل هدایت کرد و من به این نتیجه رسیدم که باورهای مخرب جلوی درخواست کردن من رو می گیره. وقتی باور دارم نمیشه دیگه توی ذهنم نمی سازمش و از اونجایی که قانون جهان اینه که جهان انرژیه و افکار من هم انرژیه و انرژی های مشابه میرن پیش همدیگه من اصلا درخواست نمی کنم و فکر نمی کنم و توی ذهنم خواسته ام رو نمی سازم تا انرژی های مشابه برن پیش هم و جهان مسیر رو برام هموار کنه تا به خواسته ام برسم.
جالب اینجاست پریروز هدایت شدم به قدم 6 قسمت 1 و سوالی که پرسیدین این بود
اگر به خداوند اعتماد می کردی که هدایتت می کنه به سمت خواسته ای که می خوای چه کارهایی رو انجام میدادی که اگر اعتماد نمی کردی انجام نمی دادی.
و من اولین جوابم این بود: خواستم رو می خواستم. مثل وقتایی که به یه تضاد میخورم و توی ذهنم حل شدنش رو تجسم می کنم خواسته ام رو هم همونطور صبح و شب تجسم می کردم
از وقتی این آگاهی ها شروع کرد به گفته شدن بهم من دارم یکسره از خدا می خوام و دارم می بینم که چطور داره اجابت میشه و نشانه های جهانی میاد و دقیقا این فایل الان هم یکی از همین درخواست های اجابت شده است.
«چرا فکر می کنی منی که تورو از هیچ خلق کردم نمی تونم یه فرزندی هم به تو بدم»
وای این فایل دیوارنه کننده است قرآن دیوانه کننده ست. واقعا نمی دونم چی بگم. یعنی تکرار همین منطق انگار کافیه برای رسیدن به همه خواسته ها. مگه خداوند من رو از هیچ خلق نکرده. جالبه که خدا از کلمه هین استفاده کرده برای اینکه به حضرت ذکریا بگه این کار برای من راحته. میگه این کار خیلی خیلی خیلی برای من آسونه. خدایا صد هزار مرتبه شکرت. ممنونم که داری بهم نشون میدی اینو که بخوام از تو فقط بخوام و بسازم و بدونم تویی که من رو از هیچ خلق کردی انجام خواسته های من برات هینِ
امکان پذیر بودن اجابت دعا مهم ترین تیکه است. اگر برای ذهنمون منطقی نباشه ما دریافت نمی کنیم خواسته هامون رو. ما از لحاظ فرکانسی، فرکانسی رو که داریم ارسال می کنیم با فرکانسی که خداوند داره اجابت می کنه درخواست رو هم فرکانس نیست.
خداوند بی نهایت رحمن رحیم وهاب رزاقه غفوره و مشکل از طرف خداوند نیست، مشکل از ماست که این رو باور نمی کنیم و ذهنمون اجازه نمیده حتی بهش فکر کنیم.
خیلی از ما نمی تونیم به خیلی از خواسته هامون فکر کنیم حتی برای یک دقیقه
«به این حرف من فکر کنید. به محض اینکه به یک خواسته ای فکر می کنید همون لحظه ذهنمون میاد 500 تا دلیل میاره که این خواسته اصلا نمی تونه اجابت بشه و بنابراین بهش فکرم نکن. به یاد بیارید موقعی که یه خواسته ای در دلتون متولد شد چطور ذهنتون در نطفه خفه اش کرد و حتی اجازه نداد رویا پردازی کنی در موردش، حتی اجازه نداد توی ذهنت تخیلش کنی و همون لحظه گفت این کار ها اصلا جواب نمیده چرا داری وقت و انرژی خودت رو طلف می کنی با شرایط تو نمیشه»
وای وای وای من الان دارم فکر می کنم چرا این همه مدت خواسته هام رو توی ذهنم نمی ساختم. چرا آگاهانه هر روز این کار رو نمی کردم در حالی که واقعا با تخیل کردن خواسته هام تا الان به کلی از خواسته هام رسیدم و خدارو صد هزار مرتبه شکر که دارم این ها رو می شنوم
ما باید بدونیم کار مغز اینه که میگه نمیشه و باید بتونیم یه راهی پیدا کنیم که با سیستمی که خود ذهن کار می کنه خلع سلاحش کنیم و یه ذره بتونیم منطقش رو بشکونیم بتونیم یه ذره مقاومتش رو بشکونیم می تونیم بریم سراغ پیشروی بیشتر توی ذهن.
واقعا من یه دنیا مثال از زندگی خودم دارم که شده. یه عالمه خواسته های بزرگ برای من از هیچ خلق شده فقط وقتی تجسمش کردم. دست خالی فقط تجسم کردم و خواسته ام به واقعیت زندگیم تبدیل شد و واقعا به راحتی میشه. من خودم بهترین مثال برای منطقی کردن رسیدن به خیلی از خواسته هایی هستم که الان می خوام.
مغز میگه نمیشه؟ من بیام بگم دیدم که میشه.
«همون موقع هم ذهنم میگفت نمیشه ولی من ادامه دادم و شد»
قدرت خداوند رو یادآوری کنیم و باور کنیم میشود.
باور امکان پذیر بودن رسیدن به خواسته ها
امکان پذیر بودن و اتفاق افتادن به صورت بدیهی من رو یاد قانون سلامتی می ندازه که بعد از منطقی شدن قانون سلامتی از چه راه آسون و بدیهی به اون سرعت لاغری و خوش هیکلی اتفاق افتاد و چقدر آسان و منطقی بود و هر خواسته ای میتونه همین قدر منتقی در زندگی آدم متجلی بشه
مهمه که یادآوری کنیم که خداوند کارها رو برامون انجام داد که ایمانمون قوی تر بشه که ذهنمون رو بتونیم جلوش رو بگیریم و منطقی کنیم برای ذهنمون.
واقعا چقدر راحت می تونیم بشینیم و یادآوری کنیم برای خودمون که خدا چقدر کارها رو انجام داده. بخوام بنویسم می تونم صفحه ها بنویسم فقط از چیزایی که یادمه و شک ندارم دها برابرم خدا کارایی کرده برام که من اصلا یادم نمیاد.
ازدواجی که بی نهایت راحت رقم خورد به خاطر اومدن بیماری کرونا
همون شرایط باعث شد مدیر فروش شم
همون شرایط باعث شد خونه بخرم
شرایطی که به ظاهر برای تمام جهان بد بود برای من شرایط بهشتی بود
خدایی که از هیچ با دست خالی فقط با تجسم برام تو سن 19 سالگی ماشین گرفت وقتی حتی گواهینامه نداشتم
خونم رو اجاره داد
خونم رو بازسازی کرد
گوشی آیفون می خواستم یعنی یه مسیری اتفاق افتاد که به راحتی شد
دوباره مدل بالاتر خواستم دوباره به راحتی شد
الانم دوباره مدل بالاتر میخوام و حتما میشه
خواستم کتاب بنویسم شد
خواستم لاغر و خوش اندام باشم به لطف خدا با قانون سلامتی به راحتی شد
خواستم از شرکت بیام بیرون و کسب و کار خودم رو داشته باشم و شد
خواستم برم کربلا شد
خواستم برم سفر شد
خواستم جشن عروسی بگیرم شد
خواستم دفتر کار داشته باشم شد
خواستم پس انداز دلاری داشته باشم شد
خواستم گردنبند طلا داشته باشم شد
خواستم درآمد آسون تر و آسون تر داشته باشم شد شد شد
هر چی خواستم شد و این همه دیدم شده و باز ذهنم میاد با نمیشه هاش جلوم رو می گیره. وای خدایا من باید صبح تا شب از تو بخوام و منطقی کنم وقتی تو هر چی می خوام رو به من دادی به راحتی به راحتی به راحتی. تازه این ها بیشتر مثال مالیه. بی نهایت چیزا بوده دوست داشتم یاد بگیرم. دوست داشتم ببینم دوست داشتم یکی بیاد دوست داشتم یه اتفاقی بیقته و شده. واقعا همه چیز رو خدا به آسونی انجام داده
سپاسگزاری یعنی به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم یا در حال دریافتش هستیم
به یاد آوردن نعمت هایی که دریافت کردیم یعنی امکان پذیر بودن دریافت نعمت ها
به یاد آوردن نعمت هایی که خداوند در گذشته به ما داده و یا داره به ما میده به ما کمک می کنه ذهن منطقی ما رو خلع سلاح می کنه که باور کنیم که همون خدایی که این نعمت ها رو به من داده و داره میده می تواند نعمت های دیگه رو هم به ما بده.
خدایا شکرت یعنی باور پذیر کردن اینقدر راحته؟ من که خیلی وقتا سپاسگزاری می کنم و میشینم مینوسیم یعنی دارم این کار رو می کنم. چقدر جالب الان با این منطق چقدر هدفمند می تونم سپاسگزاری کنم. چقدر سپاسگزار تر میشم. چقدر سپاسگزاری برام لذت بخش تر میشه. خدایا صد هزار مرتبه شکرت اصلا فکر شنیدن این آگاهی ها رو هم نمی کردم سپاسگزارم استاد بی نظیرم
باید به این فکر کنیم که خداوند از جایی که فکرش رو نمی کنی به تو نعمت می دهد
همین الان که این رو شنیدم یاد یه خاطره ای افتادم خیلی شیرین
یادمه اون زمان که شرکت کار می کردم و ویزیتور بودم (آخرین ماه ها بود) تصمیم گرفته بودم آخر سال از شرکت در بیام و می خواستم تا قبلش تموم وام هام رو که صفر کنم. وقتی تصمیم در اومدن از شرکت گرفته بودم بهم الهام شده بود که باید روزه پول بگیری و دیگه به حقوقی که از شرکت در میاری دست نزنی و از جای دیگه پول در بیاری. این موضوع باعث شده بود که شروع کنم به پول در آوردن از طراحی سایت. تازه اولاش بود شاید همون هفته اول دوم که این کار رو شروع کرده بودم. یکی دو تا مشتری برام اومده بود ولی هنوز پولی نگرفته بودم و پولام تموم شده بود. ظهر بود یادمه توی پمپ بنزین شفت بودم و آخرین پولی که توی کارتم بود رو بنزین زدم. عاجز عاجز. همش تجسم می کردم که ظهر دست پر می رم خونه (باید گوشت و مرغ می گرفتم برای ناهار) ولی راستش اونقدر هم امیدوار نبودم. دقیقا چیزی که تجسم می کردم رو همین الان می بینم توی ذهنم
یادمه گفتم خدایا من دیگه نمی دونم من کاری که تو گفتی رو کردم من دیگه عاجزم. تو امروز من رو مهمون کن.
از در پمپ بنزین اومدم بیرون و یهو پول به حسابم واریز شد و یکی از مشتری هام زنگ زد و گفت من می خوام چند تا بنر طراحی کنم اینو ریختم تو برام طراحی کن!!!!!!!!! یه کار بی ربط بود اصلا به کار من ولی خیلی خوشحال قبول کردم و دقیقا اون روز صحنه ای که تجسم می کردم اتفاق افتاد و من ظهر یه جوری دست پر رفتم خونه که نتونم در رو با دستام به راحتی باز کنم. واقعا خدارو صد هزار مرتبه شکر. خدا از جایی بهم نعمت داد که فکرشم نمی کردم.
و سوره ضحی
چقدر جالب این خاطره ای که تعریف کردم دقیقا یادمه اون روز صبح سوره ضحی رو داشتم گوش می کردم و کلی اشک ریخته بودم و وقتی این اتفاق افتاده بود به خودم گفتم دیدی خدا فراموشت نکرده بود.
خدایا صد هزار مرتبه شکرت که هر لحظه و هر ثانیه با من هستی و داری هدایتم می کنی و بهم میگی.
خدایا همون طور که بارها عاجزانه از تو در خواست کردم دوباره عاجزانه از تو درخواست می کنم کمکم کنی که بتونم نعمت هات رو همیشه به یاد خودم بیارم تا رشد کنم. خدایا هدایتم کن دستم رو بگیر تا همیشه بتونم به نعمت هایی که بهم دادی و داری بهم میدی آگاه باشم
خدایا هزاران مرتبه شکرت
استاد واقعا از شما ممنونم که این آگاهی های بی نظیر رو به ما هدیه دادین خدارو هزاران مرتبه شکر
به نام خداوند مهربانم
سلام استاد عزیزم سلام مریم جانم
خدایا تو بهترین خدای منی که هر لحظه منو هدایت میکنی چون بهت ایمان دارم
استاد بابت این فایلهای رایگان و مفیدتون ممنونم که تمام انرژیتون رو برای این فایلها میذارین تا هدایت و الهام خداوند رو به ما برسونین متشکرم
ممنونم از همه دوستان عزیزم که با انرژی و حال خوبشون با احساسه فوقالعاده شون میان و مینویسن خداوند هم هدایتشون میکنه تا بنویسن اونم به چه قشنگی تمام
استاد عزیزم ازتون متشکرم که به من هدیه دادین به خاطر فعال بودنم در سایت خیلی خوشحال شدم ولی استاد جانم هنوز پولی به اون اندازه ندارم که بتونم خرید کنم همین امشب از خدا خواستم که به من از هر طریقی که خودش میدونه پولشو برسونه تا یه محصول رو بخرم شکرت سپاسگزارتم
اتفاقات خوبه امروزمو میخوام باهاتون به اشتراک بذارم
خب دوستان عزیزم کلا من خرید کردن رو دوست دارم امروز هم به لطف خدای مهربانم رفتیم برای خرید جهیزیه دخترم مشهد
وای وای این پاساژها پر از فراوانی بود پر از وسایل شیک و نو و تازه و درخشان و خوشگل و شیک چقدر شکر گزاری کردم به درگاه خداوند
بخدا معجزه بود ما رو به بهترین مغازهها با انسانهای خوش اخلاق و با قیمت مناسب هدایت کرد خب کار خودش بود من ایمان دارم و گرنه من کاری نمیتونستم بکنم من توانایی ندارم خدایا ممنونتم شکرت سپاسگزارتم
و به سلامتی خریدها رو انجام دادیم و برگشتیم و تا الان ومیدونم تا روزهای آینده حالمون و احساسمون خوب و عالیه
و اگر در مسیر درست باشیم خداوند دستانشو میفرسته به کمکمون و هدایت میکند
هم جای پارک برامون پیدا میکنه هم به پولمون برکت میده یعنی یه جورایی همه چیز ها رو برامون میچینه
خدایا من لایق تمام خوبیها و زیباییها هستم
خدایا کمکم کن تا بتونم ظرف وجودمو بزرگتر کنم
خدایا کمکم کن تا بتونم هر روز مدارمو بالاتر ببرم
استاد بی نهایت دوستت دارم ممنونتم چقدر شما خوبی چقدر مهربونی چقدر سخاوتمندی چقدر بخشنده ای خدایا برای این سایت وجود این دو استاد عزیز و گرانبها شکرت سپاسگزارتم
یاحق دوستتون دارم
سلام ودرود بر استاد عزیزم و خانم شایسته ودوستان من یک تجربه خیلی خوب دارم از درخواست از خداوند که به راحتی برام انجام شد سال 94 میخواستم که بازنشستگی پیش از موعد بگیرم وتصمیم گرفتم روز آخر پرکردن فرم رفتم علیرغم مخالفت های همکاران و مدیرم و خیلی ها که میگفتن خسته میشی حالا بمون سال دیگه حقوق ها اضافه میشه ولی من میخواستم این کار انجام بدم و آزادتر باشم برای مسافرت و گردش با اینکه از نظر منطقی اصلا درست نبود من به خدا گفتم ورفتم فرم پر کردم درحالی که اصلا شرایط دریافت این هم نداشتم هم سنم کم بود هم مجرد بودم یعنی از نظر بقیه هیچ گونه شرایطی برام مهیا نبود من فقط با خدا صحبت کردم وگفتم اگر خوبه برام خودت درستش کن به خداوندی خودش قسم که من فقط فرم پر کردم و خودش کارها برام انجام داد هنوز هم که چند سال گذشته خیلی از همکارها زنگ میزنن بهم بگو نو چه طوری بازنشستگی گرفتی و من میگم خداوند کار من درست کرد و اونها جالب که تعجب میکنن و میگن خدا که سرجاش ولی تو چیکار کردی پارتی داشتی و من فقط لبخند میزنم من الانم داشتم این فایل برای چندمین بار گوش میدادم و مینوشتم یاد این کاری که خدا برام انجام داد افتادم و برای خودم نوشتم و خواستم دوستانم هم بخونن با خودم گفتم چه جوری شد که این کار راحت بدون ذره ای تقلا برات انجام شد و من متوجه شدم که من قدم اول برداشتم و فرم پر کردم و سپردم به خداوند و از ته قلبم رهاش کردم همه میگفتن چرا نمیری دنبال نامه ات چرا بی خیالی مدیرم هر روز تهدیدم میکرد که اگر جواب درخواستت نیاد من نگهت نمیدارم منم گفتم باشه اشکال نداره میرم یه مدرسه دیگه و پی گیرم نشدم جالب اینجاست که این نامه دو جا باید امضا میشد و هر دوبار یکی اداره خودم و بعد اداره کل راحت درخواستم موافقت شد باهاش چیزی که همه دنبالشن با هزار جور گواهی پزشکی نمیتونن خداوند برای من انجام داد واقعا الان داشتم به خودم میگفتم که اگر تو مسایل دیگه ام همین جور اعتماد کنم و نترسم نگران نباشم حل میشه والبته که به قول استاد یاذاوری کارهایی که غیر ممکن بود خداوند انجام داده هزار بار برای خودم تکرار کنم بازم کمه هدفم از نوشتن این کامنت یادآوری به خودم بود اول بعد هم شاید قوت قلبی باشه برای دوستان عزیزم که با خوندنش کمکی بهشون کرده باشم
خدایا تنها تو را میپرستم وتنها از تو یاری می جویم
بنام الله یکتا
سلام خدمت استاد عزیزم وتمام همفرکانسیهای عزیزم
خداوندا صد هزار مرتبه سپاسگزارم بابت استاد واین فایل بینظیرشون چقدر به این فایل نیاز داشتم برای یاد آوری
من در سن چهل سالگی با استاد وبسایت بینظیرشون آشنا شدم توسط یکی از عزیزانم وبسیار خوشحال وسپاسگزارم
من بااینکه به نظر خودم آدم بسیار متدینی بودم که نه تنها واجبات بلکه سعی میکردم مستحبات را هم انجام بدمولی راضینبودم اهمش نگران ومیترسیدم که کم عبادت کرده باشم یا درست انجام نداده باشم خلاصه همش نگران جهنمی بودم که شاید منم عضوش باشم واز خدا یه موجود ترسناک و بدون رحم برای خودم ساخته بودم که همش مواظبه که من خطای بکنم ومنو مجازات بکنهواز لحاظ مالی هیچ شغلی نداشتم چون خیلی باورای محدود کننده داشتم که من نمیتونم وتا آخر عمرم باید وابسطه همسرم باشم ولی به لطف خداوند وآموزه های استاد عزیز من تونستم خودمو باور کنم وامید بگیرم و دنبال شغلی برای خودم بگردم ویه مهارتی که توش خوب بودم را ادامه دادم والان کارم را حدود دوسه ساله شروع کردم وبه لطف خداوند روز به روز در کارم پیشرفت دارم طوری که زیاد وقت نمیکنم بیام وکامنت بذارم ولی همچنان در حین کار کردن فایل گوش میدم وبا خداوندجدیدم حرف میزنم وباهاش لذت میبرم وفهمیدم که من اون چهل سال عمرم را اصلا خداوندم تنها فرمانروای قدرتمندم را نشناخته بودم ،استاد من مدیون شما هستم چون خداوند را آنچنان که هست به ما معرفی میکنیدوباهاش دلگرمیم چقدر حالم خوبه چقدر شکر گزارتر شدم وچقد آرامتر وراضیتر شدم از زندگی وبودن در این دنیای زیبا ،لذتی را تجربه میکنم هر چه بیشتر خداوند مهربانم را میشناسم که توی چندین سال نماز خوندنام پیدا نکردم استادبچه هام چقدر سپاسگزارشدن وقتی سپاسگزاریهای من را میبینند ومن واقعا تغییر را در زندگیم با تمام وجودم احساس میکنم از وقتی فایلها روگوش میدم
از شما استاد عزیز وخانم شایسته نازنین بسیار سپاسگزارم بابت تمام تلاشاتون برای کمک به من وافراد ی مثل من که از تاریکی به سمت نور به لطف خداوند هدایتمون میکنید ،ممنون ممنون ممنون
سلام استاد عزیز وخانم مریم شایسته عزیز
میخواستم این کامنت داخل دوره قانون آفرینش بزارم اما دستم خورد اومد این صفحه
من حدود 3 سال پیش داخل یک شرکت کار میکردم حدودا 3تومن حقوقم بودم حتی از قانون کار اون موقع هم کمتر
ولی خیلی خیلی سایت دنبال میکردم هر روز فایل ها رایگان شما رو گوش میکردم و به شدت برام با ارزش بود. یادمه نوشته بودم روکاغذ حقوقم بشه 7 تومن و اون بزرگ ترین رویا من بود و الان شرکت خودمو دارم کمترین حقوقی ک میدم 7 تومن چندین تا نیرو دارم ازدواج کردم رابطه خیلی عالی دارم
خداروشکر و سپاس فراوان از شما از خانم شایسته که فایل ها سفر دور آمریکا و زندگی در بهشت رایگان در اختیار ما دادین من هزارتا جذب با اون فایل ها داشتم.
سلام رکسانا جان
ممنون میشم بیشتر از اینکه چطور هدایت شدی به تاسیس شرکت خودت برامون توضیح بدی
من مدت هاست به فکر راه اندازی کسب و کار خودم هستم
اما هنوز هدایت نشدم
خداروشکر تا الان نتایج فوق العاده ای داشتم ازعوض کردن شهر و کشورم گرفته تا محل کارم و همکارام و راحت تر شدن کارم و بیشتر شدن حقوقم
اماااا هنوز برای دولت کار میکنم
قبلا برای دولت ایران بود
الان برای بیمارستان بخش دولتی انگلیس
و هنوز به داشتن کار خودم هدایت نشدم و ترس زیاد دارم
ممنون میشم بگی که چطور هدایت شدی و چطور به ترس هات غلبه کردی
سپاس فراوان
درپناه حق