اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
کنترل ذهنم خیلی سخت شده بود و نمیتونستم راحت و آروم باشم
تا جایی که اینترنت جواب میداد وارد سایت شدم و مطالبی رو خوندم
من در تمام طول دیشب از خداوند درخواستی رو داشتم اما برآورده شدنش برای ذهنم منطقی نبود
دیشب گفتم خدایا به من نشونه بده
خواستم قرآن رو بخونم دیدم نرم افزارش به خاطر تغییرات گوشیم پاک شده
رفتم توی اپ استور نرم افزارش رو دانلود کنم که توی تبلیغاتش این آیه رو دیدم:
“الذین یومنون بالغیب”
قلبم کمی آروم شد اما باز هم مطمئن نبودم از طرف خداست
نرم افزار رو دانلود کردم و واردش شدم
ترجمه ی سوره ی حمد رو خوندم و قرآن رو ورق زدم
در صفحه ی بعد که سوره ی بقره بود اولین چیزی که خودش رو توی چشم من بزرگ نشون داد این آیه بود:
“الذین یومنون بالغیب”!
گفتم خدایا تو چند دقیقه پیش بهم گفتی به غیب ایمان بیارم ولی من نفهمیدم
الان دوباره بهم گفتی که من خیالم راحت شه خودت بودی که این نشونه رو بهم دادی
سپاسگزارم
بعد به خودم یادآوری کردم که سر شب به قلبم افتاد که من و همسرم و فرزندم تحت حفاظت کامل خداوند هستیم
خودمون رو توی یک گوی میدیدم که مثل حائل بین ما و اتفاقات ناخوشایند قرار داره و هیچ گزندی به ما نمیرسه و ما در امانیم
مثل یک حجابی که کسی نمیبینه اما هست و حفاظت میکنه
بعد کمی قرآن خوندم اما باز هم دیدم خوابم نمیبره
گفتم به جای تلاش بیهوده برای خوابیدن، بلند شم برم بیرون از اتاق و از فایل های روی سایت استفاده کنم
چون شنیدن مطالب خیلی برای من تاثیر بیشتری داره تا صرفا خوندنشون و همچنین صدا و لحن بیان استاد عزیزم هم بسیار زیاد به قلبم مینشینه
اولین فایلی که به ذهنم رسید ببینم همین فایل بود
فایل رو پلی کردم و خدای من! چقدر قلبم آروم شد!
چقدر حالم خوب شد
عجب درس هایی از این اتفاقات گرفتم
منی که همیشه توی ذهنم شرک ورزیدن دیگران رو سرزنش میکردم، حالا با یک اتفاق به ظاهر ناجالب که تاثیری هم روی زندگی من نذاشته، به این شدت ترسیدم و تا صبح نخوابیدم!
خدایا من چقدر جای کار دارم!
چقدر ذهن من عقب تر از اون جاییه که فکر میکردم!
چقدر من دهن بین هستم و هر چیزی که دیگران میگن به سرعت روی فرکانسم اثر میذاره!
آدم باید ایمانش رو در شرایط بحرانی نشون بده و من تازه فهمیدم چیزی که فکر میکردم ایمانه، فقط احساس امنیت از خوب بودن اوضاع بوده و اگر اوضاع کمی پیچیده بشه من اصلا فرد با ایمانی نیستم!
خدای من این چه درس بزرگی بود برای من!
منی که صبح تا شب توی ذهنم شرک ورزیدن دیگران رو سرزنش میکردم، حالا خودم گرفتار شرک شدم و باور نمیکنم خداوند همچین قدرتی داره و میتونه از ما محافظت کنه
با این که این همه بهم نشونه داده باز هم قدرتش رو کمتر از قدرت یک انسان اونور دنیا میبینم و میگم نمیتونه کمکم کنه!
خدایا من یک عالِم بی عمل هستم و گفتن این حرف برای من خیلی دردناکه چون فکر میکردم خیلی بیشتر از این ها بهت نزدیکم
اما حالا میفهمم همش حرف بوده و عمل هیچ!
خدایا من رو به خاطر شرک ورزی عظیمم ببخش و به راه راست هدایت کن که اگه تو دستم رو نگیری به بی راهه میرم
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم
خدایا من اجابتت کردم که اجابتم کنی
توی این فکرها بودم که دخترم یه لحظه از خواب بیدار شد و با صدایی که از سر بی پناهی میومد به زبون خودش من رو صدا زد و گفت: ما ما…ما ما
سریع فایل رو قطع کردم و رفتم پیشش گفتم جان مامان…مامان اینجاست
و با همین حرفم دخترم آروم شد و دوباره خوابید
یکم بالا سر تختش ایستادم و دوباره خداوند با من صحبت کرد
به قلبم گفت:
جان خدا…خدا اینجاست…آروم باش
تو مثل یک بچه ی کوچک و بی پناهی و من هم مثل یک والد توانمند و مقتدر
من از تو مراقبت میکنم
همونطور که از همسرت و از فرزندت مراقبت میکنم
من این فرزند رو به تو دادم
تو از من درخواست یک فرزند دختر کردی و من گفتم چشم
بهم گفتی زیبا باشه و حالا هر جا که میری همه محو تماشاش میشن و به هم نشونش میدن و قربون صدقه اش میرن
روی هر دو گونه اش چال گذاشتم که به زیباییش اضافه کنه و این در حالیه که تو از من چال گونه نخواسته بودی، ولی من از فضل بی کرانم زیبایی بیشتری به فرزندت بخشیدم چون من وهاب و توانمندم
ازم خواستی آروم و بی دردسر باشه و حالا میبینی که چقدر دختر خوب و آروم و بی حاشیه ایه و خودش داره بزرگ میشه
تو هر چیزی که از من درخواست کرده بودی رو برات اجابت کردم
چطور فکر میکنی نمیتونم این درخواستت رو اجابت کنم؟
چطور فکر میکنی نمیتونم از تو و همسرت و فرزندت محافظت کنم؟
مگه من تو رو به همسرت نرسوندم در حالی که همه با ازدواجتون مخالف بودن؟
آیا کسی تونست خلاف میل تو کاری انجام بده؟
نه!
چون تو در اون زمان فقط به من توکل کردی و من هم راه رو جوری برات باز کردم که بعد از ازدواج همه متوجه شدن همسرت پسر خوبیه و تو در کنارش خوشبختی
همین هم باعث شد بعضی از افراد به خاطر مقاومتشون برای ازدواج شما دوتا، بیان و ازت عذرخواهی کنن و اعتراف کنن که این پسر، پسر خیلی خوبیه
چرا یادت رفته اون زمان هایی که در زندگی مشترکت همیشه جنگ اعصاب داشتی ولی الان فقط عشق و دوستی و مهر و صفا در دل شما دو نفر موج میزنه؟ چرا یادت رفته که من چطور دل شما دو نفر رو برای هم نرم کردم و شما رو با شخصیت های بهتری به سمت هم سوق دادم؟
من اون زمانی که تو از قانون آگاهی نداشتی راه رو برات باز کردم
تو اون موقع نمی ترسیدی و قلبت امن و آروم بود و مطمئن بودی به خواسته ات میرسی
چطور شده حالا که از قانون آگاهی انقدر میترسی؟
چرا به خودت یادآوری نمیکنی اون زمان هایی رو که از لحاظ سلامت جسمی و روحی حال خوشی نداشتی، اما من کمکت کردم و حالا به جایی رسیدی که هم تمام سلول های بدنت سالمن و هم حال روحیت انقدر عالیه؟ یادت رفته هفته ای سه الی چهار روز سردرد داشتی؟ کجا رفت اون درد قلبت؟ چی شد اون لرزش دست و بدنت؟ نامنظم بودن عادت های ماهانه ات چطور درست شد؟ اون هم در صورتی که دکتری با اون سابقه و تجربه و تبحر، بهت گفته بود باید تا ابد قرص بخوری، اما تو با خوردن چهل روز سیاه دونه و عسل و بدون حتی یک قرص، به صورت کامل درمان شدی؟ تو حتی به خاطر این حد از تنظیم بودن تونستی خودت جنسیت فرزندت رو تعیین کنی! کی کمکت کرد؟ چه کسی راه رو برات باز کرد و بهت این آگاهی و علم رو داد؟
چرا یادت رفته؟ اون زمانی که ازم درخواست یک کار با حقوق و درآمد بالا داشتی رو یادت رفته؟ در عین حال میخواستی آزادی زمانی و مکانی هم داشته باشی که بتونی هر وقت خواستی بری پیش خانواده ات. این من بودم که سر راهت یک کار آنلاین، مرتبط با رشته و علاقه ات، با درآمد بسیار فوق العاده قرار دادم. تو از یه مدت دیگه مشغول به انجام دادن کاری میشی که سال ها آرزوت بود و اصلا فکر هم نمیکردی همچین کاری برای تو وجود داشته باشه. اما زمانی که ارده ات رو نشون دادی و تسلیم من شدی و برای پیشرفت قدم برداشتی و مهارت هات رو در زمینه ی علاقه ات تقویت کردی، من بیشتر از اون چیزی که ازم خواسته بودی بهت کمک کردم.
چطور میتونی بگی این کار رو نمیتونم برات انجام بدم؟
چطور میتونی این همه الطافی که من بهت داشتم رو فراموش کنی
چطور میتونی این قدرت بی کران من رو فراموش کنی و از یک انسان بترسی!
تو به غیر از من از هیچکس نباید بترسی
فلا تخشوهم، واخشونی
به یاد بیار ای فرزند کوچک بی پناه من
من به تو پناه دادم
من به تو از فضل بی کرانم نعمت بخشیدم
من به تو زندگی بسیار زیبایی عطا کردم
رابطه ی لذت بخشی که در کنار همسرت داری رو من بهت دادم
فرزند نازنینت رو من بهت دادم
آرامش زندگیت رو من بهت دادم
سلامتیت رو من بهت دادم
من قدرتم رو در تک تک لحظه های زندگیت جاری کردم
هرگز این ها رو فراموش نکن و سپاسگزار من باش که قدرت دست منه نه غیر من
منم که فرمانروا هستم نه غیر من
منم که امر میکنم به بود و نبود نه غیر من
منم که تمام کیهان رو رهبری میکنم نه غیر من
فلا تخشوهم، واخشونی
پروردگار و رب تو من هستم نه یک انسان
منم که قدرت برترم
پس از کسی غیر از من نترس و در هر شرایطی ایمانت رو حفظ کن
چون من همیشه برای تو بهترین ها رو رقم زدم و رقم خواهم زد
خداروشکر میکنم که امروز خدای مهربونم هدایتم کرد به کامنت شما
ازتون ممنونم بخاطر این کامنت زیبا و توحیدی خیلی بهم آرامش داد
واقعا این روزا در شرایطی که قرار گرفتیم شرایطی هست که باید ایمان خودمون و در عمل نشون بدیم
من وقتی اضطراب میاد سراغ قلبم به خودم یهو میام و میگم اگر داری میترسی اگر نگرانی یعنی داری شرک میورزی یعنی داری قدرت و به غیرخدا میدی و منتظر اتفاقات ناگوار باید باشم
همین و هی باخودم تکرار میکنم و میگم خدایا هدایتم کن بتونم ایمانم و توی این شرایط حساس حفظ کنم
خدایا مارا به راه راست یه راه آنانی که نعمت دادی هدایت کن نه راه گمراهان
خیلی لذت بردم اشک تو چشام جمع شد اون قسمتی که استاد گفتند خدا به پیامبر میفرمایید شرایط تورو بهتر میکنیم و اوضاع قبل خودت را به یاد بیار به یاد اوضاع قبل خودم افتادم الان که فکر میکنم هیچ ربطی به اون آدم گذشته ندارم و باورم نمیشه همه اون مسائلی که داشتم که فکر میکردم امکان نداره حل شوند کامل حل شده و من اصلا اونارو فراموش کرده بودم اونم فقط با گوش دادن به فایل ها الان میفهمم که اگه واقعا به قوانین عمل کنم میتونم چه نتایج بزرگی بگیرم
بنظر من کامل ترین مبحث در این سایت و چیزی که خیلی برام جالب هست و درک کردم قانون مدار هاست همچنین جمله احساس خوب = اتفاقات خوب
هرچی جلوتر میرم و بیشتر درک میکنم بهتر متوجه میشم که فقط همین یک جمله برای سعادت من در دنیا و آخرت و رسیدن به هرچیزی ک میخوام برسم کافی هست احساس خوب = اتفاقات خوب
امکان نداره ما باور ها و نجواهای شیطان در ذهن داشته باشیم توکل نداشته باشیم مسیر اشتباه بریم و احساس خوبی داشته باشیم
تنها زمانی حس خوبی پیدا میکنیم که باور های الهی در وجودمون باشه وقتی که همه چیز امکان پذیر میدونیم و مسیر سادگی رو پیش میبریم
قانون مدارهارو دوست دارم اینجا برای خودم دوباره بنویسم و کسی هم که این کامنت منو میخونه ازش استفاده ببره انشالله
خداوند و هرچیزی که در این جهان هست انرژی هست یعنی هر اتفاقی هر جسمی هرچیزی که وجود داره از انرژی هست همچین هر چیزی که بخواییم بوجود بیاریم از قرار گرفتن همین انرژی ها کنار هم بوجود میاد بنظر من چون پایه آن انرژی هست
خداوند انرژی هست و این جهان رو طبق سیستم و قوانین مشخص اداره میکنه یعنی خداوند اومده قوانین ثابتی وضع کرده و تمام جهان طبق همون قوانین پیش میره برای همین که میگن خداوند عدالت داره و عادل هست چون همه چیز طبق اون سیستم هست و هیچ دخالت احساس دلسوزی یا هرچیز دیگه وجود نداره چون همه انسان ها به یک اندازه به این قوانین دسترسی دارند چون همه میتونن ازش استفاده کنند و همچین هیچکس در زندگی بقیه دخالتی نداره هرکسی شرایط خودش رو خلق میکنه و همه ما انسان ها خالق هستیم
حالا این سیستم چطوریه؟ این سیستم بنظر من همون قانون مدارهاس یعنی جهان تشکل شده از مدار هایی که در هر مدار انرژی های همجنس وجود دارند مثلا ثروت در یک مدار سلامتی در یک مدار و باید به این نکته توجه داشت که همه چی از قبل در جهان وجود داره سلامتی ثروت و همه اتفاقاتی که میخواییم همچین اتفاقی که دوست نداریم وجود دارند و در مدار های خود قرار دارند
حالا وقتی من به چیزی فکر میکنم یا باوری داریم درباره یک چیز (باور فکری هست که هزاران بار تکرار شده و هربار در حال تولید فکر هایی بر اساس اون باور ) یا چیزی میبینم میشنویم یا میگیم در حال حس کردن هستیم یعنی یک احساسی داریم این احساس یک انرژی داره و یک فرکانسی رو میفرسته به جهان به اون قسمت مدار ها
فرکانس ها و انرژی های همجنس همدیگر را جذب میکنند یعنی فرض کنید این فکر شما که یک احساس به همراه داره یک نور یک مسیر وصل میکنه ب اون مدار که پر از احساس هایی از همین جنس هست ولی این احساس به تنهایی کافی نیست باید اونقدر تکرار بشه و ادامه بدیم به اون فکر و ایجاد اون احساس تا این مسیر قدرتمند شود و ما بتونیم وارد اون مدار شویم و اون اتفاق حالا سلامتی هست ثروت هست دیدار یک دوست یا هرچیزی که هست تجربه کنیم
برای همین هست که تصور و تجسم باعث بوجود اومدن اون خواسته میشه البته چیزی که مهمه و مشخص میکنه دقیقا فرکانس ما چیست احساسه اگه تصور کنی و احساس اون لحظه رو داشته باشی به همون مدار متصل و اون اتفاق برات میفته
این روند و مدار همیشه وجود داره دقت خیلی بالایی داره هیچ خطایی نداره و برای همه خواسته ها چه خوب چه بد داره عمل میکنه و مهم نیست که منو تو بخواییم یا نه اگاهانه باشه یا ناآگاهانه این قانون داره عمل میکنه
ولی خیلی قدرتمند میشیم وقتی که آگاهانه از این قانون استفاده کنیم
در این صورت در هر لحظه آروم هستیم و آرامش داریم همیشه احساس خوبی داریم
هر لحظه سعی میکنیم جوری به جهان نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بده
و وقتی اتفاق بدی تجربه میکنیم میدونیم که با توجه کردن به اون فقط در حال گسترش آن هستیم و داریم به جهان این پیغام ارسال میکنیم که من این احساس که الان تجربه میکنم رو بیشتر میخوام منو وارد مداری کن که بیشتر این حس تجربه کنم
البته باید توجه کنیم که این یک روند یعنی در صورتی بوجود میاره که همواره اون احساس داشته باشیم
یعنی وقتی احساس بدی داری نباید نگران باشی که اتفاق بدی بوجود میاری درصورتی بوجود میاد که ادامه بدی به داشتن این احساس پس بهترین کار اینه که در همون زمان متوقفش کنی و سعی کنی نگاه و دید بهتری که احساس بهتری بهت میده رو داشته باشی
همچین هیچوقت عجله نکنیم و فقط همیشه سعی کنیم احساس بهتری نسبت به قبل داشته باشیم نسبت به دیروز خود شادتر باشیم جهان راحت تر بگیریم آروم تر باشیم
استاد خیلی ازت سپاسگزارم از خدا که شمارو در مسیر ما قرار داده خدایا شکرت
این فایل به همراه جلسه 1 و2 احساس لیاقت را میتوانم 6 ماه مداوم هر روز گوش کنم و درس هایش هر روز برایم تازه باشند.
برای خودم مینویسم تا مرور کنم توانایی خداوند و لطفی که پروردگارم به من داشته است و التیام بخش قلبم باشد.
خودم رو تحسین میکنم برای اجرای قانون سلامتی ؛ تقوایی که هر کسی قادر به انجامش نیست و پاداشش داشتن زیبایی پوستی که هر روز روشن تر و شفاف تر میشود مشکلاتی که ناخواسته به دلیل رعایت نکردم نوع درست رژیم غذایی برایم خودم ساخته بودم مثل درد معده که الان به طور کامل حل شده است
وقتی از خداوند رحمان درخواست زیبایی بیشتر به طور طبیعی کردم نه تنها مرا به این قانون هدایت کرد و زیبایی بیشتر نصیبم کرد بلکه سلامتی را تمام کمال به من هدیه داد.
چند وقت قبل در محل کارم همکارم به من گفت تو چیکار میکنی که هر روز زیباتر میشوی؟ و گفت لابد کرم و محصولات ارایشی خیلی خوب و گرانی استفاده میکنی؟
در جواب گفتم من تنها یک ضد افتاب دارم همین!
باورش برایشان سخت بود چون که انها کلی کرم ارایشی و سنگین دارند
البته که خرید ان ضد افتاب امریکایی که از دبی وارد میشود هم هدایتی بود از جانب پروردگارم و به نظرم در بهتر شدن پوستم نقش داشته
اما دوستان و همکارانم فکر میکنن محصولات زیاد ارایشی دارم و انواع کرم ها و …استفاده میکنم
هربار که به نعمت زیبایی ام فکر میکنم قند در دلم اب میشود که لطف پروردگارم به من بزرگ بود که هم مرا زیبا افرید و هم به زیبایی بیشتر هدایت کرد.
به طوری که دیگران باورشان نمیشود برای من فرقی ندارد من قصد سرکار رفتن را داشته باشم یا قصد مهمانی رفتن یا حتی دعوت به جشن عروسی من کلا یک ضد افتاب دارم همین!
و ارایش من کلا همه جا یکیست.
چند وقت قبل خاله ام مهمان منزل ما بود و به علت اینکه در استان دیگر زندگی میکنند چند ماه بود مرا ندیده بود
گفت تو انگار روز به روز به دوران نوجوانی برمیگردی !
اینها را با خودم مرور میکنم که مبادا در زمره انسان های کفور قرار بگیرم و ناخواسته ناسپاسی کنم و فراموش کنم که خداوند به من لطف داشته
این لطف خداوند من است که هر لحظه سپاسگزارش هستم .
وقتی از خداوند درخواست زیبایی داری بی شک خداوند نه تنها زیبایی بلکه سلامتی را به راحتی به شما میدهد
قانون درخواست از خداوند است و لطف و مهر پرودگارم
انا علینا للهدی و چه زیبا مرا هدایت کرد.
این فایل را تا الان هزار بار گوش کردم اما سیر نمیشوم
استاد برای من صحبت کردید برای من انگار آن قران باز شد تا از زبان شما به من بگوید تا بشنوم داستان زیبای زکریا و سوره ی مریم .
داستان زکریا و خواسته اش؛ زمانی که خواسته ای داری اما شرایط را مناسب نمیبینی
مشکل ما انسان ها فراموشکاریمان هست ما فراموش میکنیم از فرمانروای کیهان درخواست داریم یادمان میرود که چه قدرتی دارد
مدتیست برای تقویت ایمانم کلیپ های کیهان و نجوم را نگاه میکنم
راستش از عظمت خداوند خوف میکنم
وقتی میبینم که تعداد تیلیاردی کهکشان ها سرم پایین میرود در برابر عظمتش کم می اورم به هیچ بودنم پی میبرم
اما دلم قرص و محکم میشود که پرودگاری دارم که زورش به همه چیز میرسد
فیزیکی و غیرفیزیکی هم ندارد جاندار و غیر جاندار ندارد الماس و طلا و خاک برایش فرق نداره هر انچه من میخوام به راحتی میتواند بدهد.
من این روزها بیشتر فهوحسبه اون را میبینم
تمام اتفاق های اطرافم گویای حس ارزشمندی من است ادماها به طرز عجیبی اطرافم مهربان و مودب شدند.
وقتی به مریم س و یوسف س فکر میکنم میبینم که چه زیبایی مثال پاکدامنی خداوند هستند یکی برای زنان و دیگری برای مردان
و بعد لایق داشتن پسری ان هم مانند عیسی مسیح و دومی لایق شدن برای عزیز شدن مصر و حکومت کردن برا کشوری ان هم کشور مصر دران زمان که نماد قدرت بود.
مریم در تصوراتشم هم نبود که پسری داشته باشد مثل عیسی مسیح
و یوسف از اعماق چاه تصور حکومت بر مصر را نداشت
اما در فرکانس درست هم فرکانس با بزرگان میشوی و لایق معجزه های الهی میشوی.
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدایا شکرت امروز هم در مدار شنیدن موضوعات قرآنی قرار گرفتم و چقدر حال دلم خوب شد از این کلام الله که استاد خوب توضیح دادند و با شنیدن خواندن قرآن درک من روز بیشتر و بالاتر میرود و باورهای محدود کننده من قویتر میشود
اگر باورهای محدود کننده را با این مفاهیمها قرآنی برای خودمان بهبود ببخشیم اجابت کردن خداوند برای ما با پذیرفتن و منطقی کردن ذهنمان شدنی است و هر چیزی را برای رسیدن آن امکانپذیر میباشد به شرطی که باور کنیم تا این خواستههای ما با هدایت الله اتفاق و شرایط را برای ما رقم میزند و همیشه میتوانیم اوضاع را تغییر دهیم و ثروت و نعمت را باور کنیم که میتوانیم به آن برسیم
چون در مورد خالق وقتی حرف میزنیم که ویژگیهای فرمانروایی و کل جهان هستی را در اختیار دارد پس به این باور میرسم که اجابت کردن درخواستها برای او پذیرفتنی و منطقی کردن برای ذهنم میباشد اما باید در مسیر دریافت خواستههامون قرار بگیریم و خداوند بینهایت مهربان و رزاق و رحیم است برای من و اگر به جایی نرسم و مشکل داشته باشم میدانم که از ذهنم است که مقاومت در مورد کمبودها به ما میگویدمنطق ساختن برای امکان پذیر بودن یک خواسته اصل و اساس آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1 است. چون تنها زمانی ما در مدار دریافت خواسته های خود قرار می گیریم که داشتن آن خواسته برای ذهن ما منطقی شود. وقتی در مدار درست زندگی باشیم شرایط آدمها و ثروت و نعمت وارد زندگی ما میشود و هر کس به خدا توکل کند از جایی که فکرش هم نمیکند روزی به ما میدهد و خداوند برای ما کافیست
استاد از شما بسیار سپاسگزارم بابت مفاهیم و درک مباحث قرآنی و همچنین از دوستان خوبم و منتظر کامنت خوبشان که با کلام قرآنی آنها سایت و روحمان و نوشتهها عطرگین باشد تا انرژی شوق و شور زیادی را دریافت کنیم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
هر سه کلمه به تنهایی عالی هستن . حالا کنار هم اومدن دیگه هیچی. این فایل برای من مصادف با جلسه 4 قدم 2 هست و جالبه که موضوع هر دو یکی ست.(اشاره به آگاهی های دوره ثروت شده)
ثروت به قول یه دوست عزیزی که دیگه توزندگیم نیست و براش آرزوی سلامتی مضاعف دارم میگفت:
اصلا بگو پول همینجوری تو دهنت آب میشه اینقدر شیرینه . چقدر هم خودشون ثروتمند بودن . درسته.
Anyway
امروز خیلی تمرکز کردم بر نعمتها نتایج یا دستاوردهایی که طی این 4 سال کار کردن با استاد جان کسب کردم .
خدایا هزاران بار شکرت چقدر من عوض شدم.
چقدر لذت بردم که به صورت کلی شمردم و نوشتم.
خدایا میدونی چیه این خوشبختی بی نهایتههههههههههه
پس منم بی نهایت و تا ابد دوست دارم .
فقط توجه به نکات مثبت کلبه شادی خودش هزاران هزار نکته داره . همسایه های شریف و توحیدی که اونجا هستن . کلید خونه رو میخوان تا کارهامو انجام بدن . منی که مردی همراهم نیست به جز برادر بیمارم خدا اونقدر مرد پاک و شریف و مهربان برام می فرسته که هیچ نگرانی از کارهای اون خونه ندارم .
پیرمرد بسیار بسیار توحیدی که به خدا نور از صورتش میباره به من که حجابم به سلیقه خودمه و موهای قشنگ بلندم همیشه در معرض دید هست میگه :
دخترم حواسم بهت هست گاهی نمیای ببینمت و سلام و علیکی بکنیم .
به خدا شبیه فرشته هاست
فرشته ها روی زمین هم هستن دیگه .
امروز تو جاده که می آمدم و فایل رو گوش میدادم و وصل کردم به بلوتوث مروارید که راحتتر بشنوم و مامان هم خواست گوش کنه ، توی مسیر چندین چند لونه پرنده دیدم که روی درختهای خشک تو ارتفاع با چوب خشک درست کرده بودن .
چقدر لذت بردم از این صحنه . پر از امید و شادی بود برام این صحنه و یاد این جمله در ذهنم مرور شد : همیشه تو دل زمستون یه بهاری متولد میشه .
وقتی داخل خونه جاروبرقی قدیمی خونه اصلی مون رو روشن کردم تا فرش ها رو تمیز کنم باورم نشد که موتور جاروبرقی چطور به پاهام گرما دادن و حال دلم رو شادتر کردن . انگار همه وسایل مثل آدمها مراقبم بودن از طرف خدا
خدایا دوستت دارم
برکات این فایل خیلی خیلی زیاده .
میخوام بازهم بهش گوش بدم.
همین الان باران رحمت الهی تو شهر من چنان داره میباره و صدای زیبایی داره که دلم نمیخواد برم بخوابم .
دختر زیبا توصیه میکنم حتما کامنتی که اینجا نوشتی رو دوباره بخون ،اینقدر گرمای فرکانس سپاسگزاریت زیاد بود که تا کیلومترها بر قلب من نور تابید درست مثل جارو برقی قدیمی مامان جونت
خیلی زیبا نوشتی و باورهای قشنگی راجب ثروت و اینکه به نقل از دوست قدیمیت گفتی که پول مثل نقل میمونه که به محض گذاشتن توی دهنت آب میشه ،این جمله چقدر خوبه و قشنگ حس کردم ومقاومت خودمو با این موضوع که پول چیز خوبی نیست برعکس چیزی که استاد دارن آموزش میدن و ما برای اولین بار این جمله متفاوت از استاد شنیدیم که معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن
من باید روی این موضوع خیلی بیشتر کار کنم ،با اینکه الان حسم به پول خیلی خیلی بهتر شده ولی هنوز این باورهای کهنه ای که به ذهن ما دادن مقاومت ایجاد میکنه توی ذهنم
دقیقا رفتم کامنتم رو مجدد خوندم و حس و حال اون روز عالی دوباره زنده شد . شکر خدا روزهام در مجموع عالی هستن . در کل عالی هستن شکر خدا .
این هفته تولد من هست .
کامنت شما دقیقا مثل یه کادوی تولد دلچسب هست برام .
من از شما ممنونم که واقعا خوشحالم کردید.
اصلا آقا بگید پول من دوستت دارم .
بسیار بسیار بچه خوب و حرف گوش کنی هست. خودش پرواز میکنه میاد سمتتون وقتی بفهمه که دوسش دارید .
پول
من واقعا دوسش دارم
میدونید چرا ؟
چون عشق اول و آخرم خداست و اون صاحب همه نعمتها و ثروتهاست چه به شکل پول و مادیات و چه غیر مادی و معنوی و دقیقا میخواد منم در نهایت خوشبختی باشم و دربهشت زندگی کنم.
البته اینجا اشاره مستقیم به پول هست. نمیدونم دوره روانشناسی ثروت رو دارید یا نه . به نظرم از بهترین دوره های استاد جانم هستن.
من نتایج خوبی گرفتم .
انشاالله بعد از اتمام دوره جدیدشون که تازه لانچ شده و همینطور قدمها و خلق یکی دیگه از خواسته های اصلی ام ، دوباره ثروت رو کار خواهم کرد .
اینجا بهترین جای دنیاست .
هر چقدر درش وقت می گذرونم موفق تر میشم .
سه روز دیگه 42 ساله میشم ولی قرار هست عزیزانم برام شمع 24 روشن بکنن
تولد شما مبارک باشه ایشاله که سالیان سال با شجاعت و لذت و شادی زندگی کنید و هر سالتون پر برکت تر از سال گذشتتون باشه
تو یکی از کامنتهای 12 قدم یکی از دوستان کامنت گذاشته بود دیگه از مر رسی ندارم و مثل گذشته ای که همش درگیر ترسهای واهی بودم نیستم چون معنی زندگی رو بهتر درک کردم و میدونم زندگی کردن نه به معنی بیشتر زنده موندن بلکه به معنی استفاده با لذت و شادی از این لحظات ..ایشون توی کامنتشون خیلی زیبا گفتن بزرگ ترس من زندگی رو با تمام وجود زندگی نکردن نه فرا رسیدن مرگ
دوره 12 قدم بی نهایت عالی و معنای روان شدن چرخ زندگی رو خیلی آسون به ما یاد میده ..هر چی بیشتر میگذره بیشتر متوجه میشم که یک مسیر بیشتر در این دنیا وجود نداره اونم خیرو شادی و لذت بردن .اگه ما الان در شرایطی هستیم که در مدار خوبی ها نیستیم به این معنای که ما از مسیر خارج شدیم ما از نور دور شدیم و هر چقدر دور تر بشیم به تاریکی که مدار پایین نزدیک تر میشیم ..وقتی از استاد میشنیدم روان شدن چرخ زندگی همیشه دنبال یه فرمول عجیب بودم که استاد استفاده کردن و به این نتایج رسیدن ولی هر چقدر بیشتر کار کردم دیدم که وقتی من در مدار سپاسگزاری هستم برای نعمتهای که دارم از فرزند زیبایی که خداوند بهم عطا کرده و بچشمم میبینم یک انسان کوچولو هر روز داره سلول به سلول بدنش رشد میکنه و بزرگتر میشه .از سلامتی که به خودم عطا کرده که به لطف خدا 4 ساله تنم سلامته .از خوابی که دیگه مثل گذشتم نیست یه خواب آروم دارم .از مشتریان بی نظیری که هر روز به کسب کارم اضافه میشن و بهم برکت میدن و بی نهایت نعمتهای که هر روزه وارد زندگیم میشه …تازه بعد از این همه نعمت یادم میاد که استاد منظورشون چی بوده از روان شدن چرخ زندگی
وقتی من طبق اصولی که استاد توی دورهاشون میگن پیش میرم و بجای قرض و قسط و برده پول بودن روی تواناییهای خودم با توکل به خدا حساب میگنم معلومه کرده شخصیت من هر روز بزرگتر میشه و وقتی نتایج میاد و شادی من بیشتر میشه وسپاسگزار تر میشم و دیگه میشم ارباب پول ….این میشه روان شدن چرخ زندگی
هر چقدر از استاد تشکر کنم بابت این دورها بازم کمه
کار که استاد انجام دادن هیچ جا نمیشه پیدا کرد ..این سایت الهی خودش همه چیزو به وضوح نشون میده .اخه کجای دنیا میشه این همه دوستان بی نظیر مثل شما لیلی خانوم پیدا کنم .دوستانی که سراسر عشق و رحمت هستن .حتی ابراز عشقشون هم بی ریا هست
سپاسگزارم از شما لیلی زیبا که صب منو نورانی کردین با این کامنت پر برکتتون .هر روز دارین زیباتر و جوان تر میشید .ما دانشجوهای استاد از وقتی که با این سایت آشنا شدیم دوباره متولد شدیم و زندگیمون هیچ ربطی به گذشتمون نداره
واقعا توصیف دوستمون از مرگ و زندگی بینظیر بود . ممنون که برام نوشتید .
من قبلا چون از زندگی خسته بودم مرگ رو دوست داشتم ولی الان مرگ رو دوست دارم چون میدونم قراره تا ابدددددد شاد و راحت زندگی کنم بدون ترس های قبلی ام .
بدون ترس از تنهایی بدون ترس از قضاوت بدون ترس از تاریکی های روح بدون ترس از دست دادن بدون بدون بدون…..
چون این ترسها رو تا حد واقعا زیادی تو وجودم از بین بردم .
الان هر چی هست آرامش و آرامش و حضور خداست و صد البته شوق ادامه مسیر . شوقی که میگه آفرین آفرین ادامه بده قله بعدی نزدیکه . ببین رسیدی تازه یه قله بعد از اون هم هست .
خدایا شکرت .
خیلی ممنونم که دوباره برام نوشتید و از روان شدن چرخ زندگی تون گفتید . عالیه دوست عزیز عالی . انشاالله همینطور هر روزتون هر لحظه تون در مدار آسانی ها باشه .
نه 42 نه 24 . شما درست گفتی میخوام شمع 4 سالگی روشن کنم چون از وقتی وارد سایت شدم زندگی ام عوض شد و تازه به معنی واقعی کلمه دارم زندگی میکنم .
به خدای قدرتمند مهربانم می سپارمتون . کوچولوی عزیزتون رو از طرف من ببوسید .
پس وقتی استمرار استمرار استمرار احساس خوب داشته باشیم ،میرسیم به نتیجه خوب.
در واقع همون حالت طبیعی که در طبیعت اتفاق افتاده و می افتد ،برای خواسته هامان هم اتفاق می افتد و لاجرم صاحب خواسته ها میشویم.
شکرگزار خدا هستم که در چنین سایتی و در محضر چنین استادی هستم.افتخارم اینه در کنار شما اعضای محترم بهشت هستم و برای خودم و شما آرزوی روزهای روشن تر دارم.
من امروز برای بار دوم این فایل رو مرور کردم از روی یاد داشت هام و به درک خیلی بهتری نسبت به دفعه اول رسیدم.حالا میگم چرا.
من مدتی میشه یه خواسته ای دارم و خیلی براش اشتباق دارم و دوست دارم بهش برسم.
این اشتباق باعث شده خیلی بخوام زود بهش برسم و هر وقت با خودم میگم تا فلان موقع بهش برسم، ذهنم شروع میکنه به نجوا کردن و آوردن دلایلی که نمیتونه این اتفاق بیوفته.
البته یه نکته ای بگم که میدونم نباید برای خواسته ها زمان تعیین کنیم ولی خب اینم خودش یه خواستس و از لحاظ تکاملی هم ازش دور نیستم اما ذهنم بازم نجوا میکنه.
حالا ازونجایی که اتفاقا مدتیه خیلی درکم از احساس و کانون توجه و قانون بهتر شده، حواسم بیشتر جمع اینه که احساسم نسبت به خواستم نباید بد بشه. اخیرا که خودم و احساساتمو بررسی میکنم میبینم وقتی به این خواستم فکر میکنم یهو کلی نجوا میان و من احساسم بد میشه و تهش رسیدن به خواسته برام “باور ناپذیر” میشه.
امروز داشتم فکر میکردم که باید برای این نجوا ها دلیل منطقی بیارم و هدایت شدم که برم سراغ دفتر یادداشت هام برم و هدایت شدم به این فایل فوقالعاده.
و دیدم استاد یه نمونه خیلی منطقی(چی میتونه منطقی تر از باور های توحیدی و قرآن باشه؟) برامون گفتن.
خلاصه اومدم طبق فایل تک تک باورهای توحیدی که خدا گفته رو نوشتم
ـمن رب هستم
ـمن میگویم باش و میشود
ـتو را از هیچ خلق کردیم
ـدر جنگ 1 به 10 پیروزتان کردم
ـراهی پیش پایت میگذاریم
ـاز جایی که گمان نمیبری به تو روزی میدهیم
ـخداوند برای تو کافیست
ـشما را پس از مرگ زنده میکنیم مانند طبیعت
ـخداوند بر همه چیز تواناست
ـمن نزدیکم
ـمن اجابت میکنم
ـپروردگارت هرگز تو را ترک نکرده
ـآینده تو درخشانتر از گذشته خواهد شد
ـآنقدر به تو میدهیم تا راضی باشی
ـوقتی یتیم بودی به تو پناه دادیم
ـوقتی گمراه بودی هدایتت کردیم
ـوقتی نیازمند بودی تو را غنی کردیم.
و اومدم خواستم رو از این باور های قوی گذروندم، و آخرش دیدم تک تک نجوا ها اروم شدن و اون خواسته برام خیلی طبیعی شد، خیلی آرام شدم و امیدوار.
از این فایل یاد گرفتم که میتونم از 2 تا ابزار برای اروم کردن نجواها استفاده کنم.
1ـ توکل 2ـ شکرگذاری
همچنین
*خودم رو مقایسه نکنم
*ورودی هام رو کنترل کنم
*با دلایل منطقی نجوا های ذهن رو خاموش کنم.
————–
خیلی ممنونم استاد
مرور این فایل خودش یه هدایت و قدم بزرگ بود برای رسیدن به خواسته ها.
من در شب قدر از خدا نشانه میخواستم و خداوند متعال منو به این فایل استاد هدایت کرد..
من الان میفهمم که خودم با باورهای محدودم جلوی نعمتهای خدا رو گرفتم ..چون اکثر اوقات نگران این بودم نکنه نشه ..من که سنم بالا رفته دیگه نمیشه و همیشه نگران بودم ..
امشب به این نتیجه رسیدم که خدا ،خدای ناممکن هاست خدایی که به حضرت مریم که دختر باکره ای بود فرزندی عطا کرد آیا این قدرت رو نداره که به من بهترین همسر رو نصیب کنه که در کنارش احساس آرامش و خوشبختی کنم ..
من باور محدود سنم رو با این باور که خداوند قدرت هر کاری رو داره و اصلا برای خدا کاری نداره که تو این سن همسری عالی نصیبم کنه عوض کردم ..خدایی که به حضرت زکریا در سن پیری فرزند سالم و صالحی عطا کرد مطمئنم که به من هم همسری عالی نصیبم میکنه که اطرافیان با دیدن همسر عالی من به قدرت خدا پی میبرن ..همون طوری که خدا همیشه به من لطف داشته و نعمتهای فراوانی داده ایمان دارم که به زودی بهترین همسر رو هم نصیبم میکنه ..شاید باورتون نشه من تا همین امشب همش نگران بودم و استرس داشتم و همش خودم رو بخاطر موقعیتهای گذشته سرزنش میکردم که چرا خواستگارهای گذشته رو رد کردم ..اما امشب به بیخیالی مطلق رسیدم و خودم رو به خدا سپردم و ایمان دارم که خداوند منتظره منو خوشحال کنه و همیشه بهترین ها رو برای من میخواد..
خدایا صدهزار مرتبه شکر بخاطر این آگاهی های ناب و بخاطر استاد عزیزم
وااای استاد روانشناسی ثروت 1 فوق العاده س اینقد دلم میخواد از اول گوش کنم باز خیلی دلم اگاهی هاشو خواست اما الان احساس لیاقت هدایت شدم که بارها گوشش کنم
واااای چه اگاهی های خفنی واقعا داره روانشناسی ثروت 1 همش لذته همش همش حاله خوب مثله همه ی دوره هاتون من واقعا عاشقه روانشناسی ثروت 1 همش و همه ی جلساتش معجزه س
من هنوز این فایل رو فرصت نکردم ببینم چون فعلا دوره ی احساس لیاقتم ولی تا گذاشتین رو سایت و دیدم حاله خوبی که اصلا از اسمش کلید اجابت دعاها و واقعا گفتم ارمغان این دقیقا یه نشونه هست و امروز منتظر معجزه های عالی باش پس بیشتر رو خودت کار کن
موقعه آفم از کار کردن رو دوره ها بخصوص دوره ی احساس لیاقت میام حتما میبینم و کامنت میزارم با عشق
سلام به خانواده عزیزم و استاد عزیزم پیام آور زمانم
استاد جان این یک فایل به تنهایی یک دوره بینظیر هست برام ،چرا اینقدر این آگاهیها ناب بودن برام ،مگه من چه کار کردم که برای اربابم اینقدر لایق بودم که تو مدار شنیدن و درک این حرف ها بودم ،الهی یا رب العالمینم هزاران بار شکرت
اربابم در هر لحظه داره من و هدایت میکنه ،برای هزارمین بار به یادم آورد که اتفاقی که برای حضرت زکریا رخ داد برای من هم افتاد،من نازا نبودم اما همسرم به شدت از بچه متنفر بود ،من از خداوند درخواست کردم که کاری کنه که همسرم به بچه علاقمند بشه و خودمون صاحب فرزند بشیم،جالب اینه که دقیقا از خدا دوقلوی یک جنس میخواستم ،یا هر دو دختر یا هردو دختر ،به خداوندی خدا قسم خداوند به آسانی به ما دوقلوی دختر عطا کرد که همسرم جونش و براشون میده و بی نهایت دوستشون داره ،در اوج بی پولی در کمال ناباوری بدون اینکه تحت نظر متخصص زنان باشم دوران بارداری و به سلامت گذروندم ،فقط یکبار به دستور مامای بهداشت در چهارماهگی سونوگرافی دادم که فهمیدم بچه هام دوقلو هستن ،به لطف الله هر دو در ماه هشتم بارداری با وجود اینکه هردو کامل و سالم و 2 کیلو بودن به روش طبیعی به دنیا اومدن،معجزه ای که تمام پزشکان و پرستاران اون بخش حیرت زده بودن و تمام بیمارا و همراهاشون اون شب برام دعا میکردن ،پرستارا همگی خدارو شکر میکردن که یه دوقلو به دنیا اومدن که هم خودشون و هم مادرشون کاملا سالمن و میگفتن امشب شب فوق العاده ایه برامون ( اینا رو فردای روز زایمانم داخل بخش همراهای بیمارا برام تعریف میکردن ) و فقط من ماجرای این معجزه رو میدونستم ،الان دخترام 14 سالشونه و بسسسسسیاااار زیبا و عاقل و بینظیر هستن ، و من هربار بهشون نگاه میکنم اربابم و و قدرت بی انتهاش و میبینم و سجده شکر به جا میارم.
من طعم این مدل اجابت و به شیرینی بی حد و حساب چشیدم .
استاد جان شما قبلا گفته بودید 60 مرتبه قرآن و به صورتهای مختلف مطالعه کردید ،اما چرا این آگاهی رو باید الان فایل میکردید ؟در حالی که دارم روزهایی رو میگذرونم که خداوند از هرچیزی که میخوام بهترینش و بهم میده ،خیلی بیشتر از درخواستم ،دو ماه پیش خونه ای میخواستم کمی بزرگتر از اونی که داخلش هستم ،راضی بودم که از طبقه سوم یک طبقه پایینتره ،از 70 متر رسیده به 90 متر ،حد اقل کابینتهاش سالم و جدید هستن ،اما خونه ای قسمتم کرد که 130 متره ،آشپزخانه ای بززززرگ پر از کابینتهای خوشگل ،پنجره بزرگ تو آشپز خونه و پذیرایی ،طبقه اول ،آسانسور دار ،صاحبخانه ای بییینهایت محترم و دلسوز و البته جدی ،لپ تاپ میخواستم و داشتم ذره ذره پول تو جیبی هام و جمع میکردم که یه دونه ساده شو بخرم که باهاش طراحی سایت انجام بدم و پول در بیارم ،و همزمان از اربابم شغل پر درآمد میخواستم و درآمد ماهانه 30 میلیون و تو دفتر آرزوهام نوشته بودم ،این وسط نجواهای ذهنم میگفت مگه میشه تو با این پول لپ تاپ بخری ،شغل کجا بود تو که نمیتونی جایی کار کنی اینقدر درآمد داشته باشی ،اما من میگفتم خدا بزرگه خودش برام درستش میکنه ،من دانشجوی دوره بینظیر قانون آفرینش هستم ،با اینکه اصلا رو دوره ها کار نکردم و دوره رو فقط به صورت صوتی موقع کارهای خونه گوش کردم همون صحبتها تو ذهنم بودن که استاد میگه هروقت ذهنتون گف تو زشتی بگو نه من خوشگلم ،گفت تو کم هوشی بگو نه من باهوشم ،طبق این صحبتها اجرا کردم ،باورکردنی نیست که همسرم یکهفته ست بهم گفته میخواد برام یه کامپیوتر خیلی قوی بخره و کارهای میکس آتلیه مون و به من بسپاره و بابت هر میکس بهم یکمیلیون تومان دستمزد میده ،مگه میشه آخه ؟ بله میشه ،اربابی دارم که میگه عزیز قشنگم چی میخوای ،منم بهش میگم ،اونم میگه باشه عزیز دلم ،بنده قشنگم بسپار به من تو کاریت نباشه بهترینش و برات دارم ،خدایا هزاران بار شکرت ،استاد حان من هم صاحب شغل پر درآمد شدم ( البته باید تکاملم و طی کنم )و هم صاحب یک کامپیوتر 100 میلیون تومانی ،استاد جان از روزی که این فایل ناب و گوش کردم اصلا یه آرامشیییییی دارم که نمیتونم وصف کنم ،انگار ماشینم داخل پارکینگه ،انگار خونه دلخواهم سند خورده به نامم و قراره چند روز دیگه بهم تحویل بدن ،انگار آب ریختید رو آتیش دلم ، از اربابم هزاران بار ممنونم و تشکر میکنم به خاطر این نظم و قوانین بدون تغییرش ، الهی هزاران بار شکر به درگاهت
کامنت زیبات پر از باورهای قشنگ و قدرتمند بود با هر بار خوندن کامنتت بیاد خودم و خواستهای از خداوند داشتم و برام به راحتی اجابت کرد افتادم .آدم وقتی نتایج شما رو میخونه و تایید میشه براش قانون ثابت خداوند چقدر دلگرم میشه ،با هر بار خوندن نتایجت مخصوصا داشتن دوقلوهات و سپاسگزار بودنت براش اشک شوق توی چشمای من جمع شد و قلبم نورانی شد ،هم حالم خیلی خوب شد و هم احساس عالی پیدا کردم که باعث مشتری از درو دیوار سالنم وارد بشه و احساسم بهتر و بهتر شد و بقول خانوم شایسته عزیز همش سود سود شد .
ازتون بی نهایت سپاسگزارم که نتایجت رو با ما به اشتراک گذاشتی
سلام خدمت شما آقا محمد بزرگوار ،مرسی بابت تحسینتون ،به نظر من اینجا یه دانشگاهه که به لطف الله یکتا و خود دانشجو ها میتونن استاد هم باشن و به هم با بازگو کردن تجربه هاشون قانون جهان و یاد بدن ،من هم کامنتای دوستان خیلی درس زندگی میگیرم ،خیلی بالا و پایین میشم ،حرفا و قانون یادم میره و مجدد یادم میاد ،و از استاد عباسمنش عزیز خیلی تشکر میکنم که همچین فضای پاک و پر از معنویت و در اختیارمون قرار داده ،آقا محمد انشاالله که پرروزی باشید ،ممنونم از توجهتون .
جالبه که خیلی وقت پیش من این کامنت نوشته بودم در جواب به شما و الان این رزق اول صب نصیب من شد بعد از مدتها ،الان دانشجو دوره هم جهت با مدار خداوند هستم و کلی اتفاقات قشنگ این روزا برام اتفاق افتاده ،انشاله که شما رو هم در این دوره ببینم و از وجود پر برکتتون استفاده کنیم
دوست عزیزم وقتی صحبت از دوقلوها کردید بی اختیار چهره مسر زیبامو بیاد آوردم ،خندهای قشنگش و شیطون بازیهاش ،قطعا درک میکنید وقتی خداوند هدیه زیبایی مثل فرزند نصیب ما میکنه در مقابل قدرتش و اینکه معحزه ای مثل داشتن فرزند رو فقط میشه از خداوند طلب کرد و با بیاد آوردن این نعمت متواضع تر میشیم در برابر خداوند
من هر وقت با تمرکز به داشتن نعمتی مثل فرزند فکر کردم دیگه تمام نعمتهام برام دست یافتنی شدن ،آخه خدایی که از یک سلول همچین موجود زنده ای خلق میکنه نمیتونه بقیه خواستهانونم بهمون عطا کنه ،خدایی که خودش وعده داده ما رو قبل از اومدن به این دنیا ،خدایی که قبل از اینکه به این دنیا بیام دو فرشته مثل پدر و مادر از قبل آماده خدمت به ما کرده
مروارید عزیز خیلی خوشحال شدم از دیدن کامنت بی نظیرت و باز با خوندن کامنتت قلبم باز شد و لذت بردم
از خداوند برات طلب گشایش بیشتر در کسب کارت دارم و انشاله که همیشه خوش خبر باشی برای ما
سلام به همه ی عزیزان
دیشب به خاطر یه سری مسائل تا صبح خوابم نبرد
کنترل ذهنم خیلی سخت شده بود و نمیتونستم راحت و آروم باشم
تا جایی که اینترنت جواب میداد وارد سایت شدم و مطالبی رو خوندم
من در تمام طول دیشب از خداوند درخواستی رو داشتم اما برآورده شدنش برای ذهنم منطقی نبود
دیشب گفتم خدایا به من نشونه بده
خواستم قرآن رو بخونم دیدم نرم افزارش به خاطر تغییرات گوشیم پاک شده
رفتم توی اپ استور نرم افزارش رو دانلود کنم که توی تبلیغاتش این آیه رو دیدم:
“الذین یومنون بالغیب”
قلبم کمی آروم شد اما باز هم مطمئن نبودم از طرف خداست
نرم افزار رو دانلود کردم و واردش شدم
ترجمه ی سوره ی حمد رو خوندم و قرآن رو ورق زدم
در صفحه ی بعد که سوره ی بقره بود اولین چیزی که خودش رو توی چشم من بزرگ نشون داد این آیه بود:
“الذین یومنون بالغیب”!
گفتم خدایا تو چند دقیقه پیش بهم گفتی به غیب ایمان بیارم ولی من نفهمیدم
الان دوباره بهم گفتی که من خیالم راحت شه خودت بودی که این نشونه رو بهم دادی
سپاسگزارم
بعد به خودم یادآوری کردم که سر شب به قلبم افتاد که من و همسرم و فرزندم تحت حفاظت کامل خداوند هستیم
خودمون رو توی یک گوی میدیدم که مثل حائل بین ما و اتفاقات ناخوشایند قرار داره و هیچ گزندی به ما نمیرسه و ما در امانیم
مثل یک حجابی که کسی نمیبینه اما هست و حفاظت میکنه
بعد کمی قرآن خوندم اما باز هم دیدم خوابم نمیبره
گفتم به جای تلاش بیهوده برای خوابیدن، بلند شم برم بیرون از اتاق و از فایل های روی سایت استفاده کنم
چون شنیدن مطالب خیلی برای من تاثیر بیشتری داره تا صرفا خوندنشون و همچنین صدا و لحن بیان استاد عزیزم هم بسیار زیاد به قلبم مینشینه
اولین فایلی که به ذهنم رسید ببینم همین فایل بود
فایل رو پلی کردم و خدای من! چقدر قلبم آروم شد!
چقدر حالم خوب شد
عجب درس هایی از این اتفاقات گرفتم
منی که همیشه توی ذهنم شرک ورزیدن دیگران رو سرزنش میکردم، حالا با یک اتفاق به ظاهر ناجالب که تاثیری هم روی زندگی من نذاشته، به این شدت ترسیدم و تا صبح نخوابیدم!
خدایا من چقدر جای کار دارم!
چقدر ذهن من عقب تر از اون جاییه که فکر میکردم!
چقدر من دهن بین هستم و هر چیزی که دیگران میگن به سرعت روی فرکانسم اثر میذاره!
آدم باید ایمانش رو در شرایط بحرانی نشون بده و من تازه فهمیدم چیزی که فکر میکردم ایمانه، فقط احساس امنیت از خوب بودن اوضاع بوده و اگر اوضاع کمی پیچیده بشه من اصلا فرد با ایمانی نیستم!
خدای من این چه درس بزرگی بود برای من!
منی که صبح تا شب توی ذهنم شرک ورزیدن دیگران رو سرزنش میکردم، حالا خودم گرفتار شرک شدم و باور نمیکنم خداوند همچین قدرتی داره و میتونه از ما محافظت کنه
با این که این همه بهم نشونه داده باز هم قدرتش رو کمتر از قدرت یک انسان اونور دنیا میبینم و میگم نمیتونه کمکم کنه!
خدایا من یک عالِم بی عمل هستم و گفتن این حرف برای من خیلی دردناکه چون فکر میکردم خیلی بیشتر از این ها بهت نزدیکم
اما حالا میفهمم همش حرف بوده و عمل هیچ!
خدایا من رو به خاطر شرک ورزی عظیمم ببخش و به راه راست هدایت کن که اگه تو دستم رو نگیری به بی راهه میرم
خدایا من به هر خیری که از تو به من برسه فقیرم
خدایا من اجابتت کردم که اجابتم کنی
توی این فکرها بودم که دخترم یه لحظه از خواب بیدار شد و با صدایی که از سر بی پناهی میومد به زبون خودش من رو صدا زد و گفت: ما ما…ما ما
سریع فایل رو قطع کردم و رفتم پیشش گفتم جان مامان…مامان اینجاست
و با همین حرفم دخترم آروم شد و دوباره خوابید
یکم بالا سر تختش ایستادم و دوباره خداوند با من صحبت کرد
به قلبم گفت:
جان خدا…خدا اینجاست…آروم باش
تو مثل یک بچه ی کوچک و بی پناهی و من هم مثل یک والد توانمند و مقتدر
من از تو مراقبت میکنم
همونطور که از همسرت و از فرزندت مراقبت میکنم
من این فرزند رو به تو دادم
تو از من درخواست یک فرزند دختر کردی و من گفتم چشم
بهم گفتی زیبا باشه و حالا هر جا که میری همه محو تماشاش میشن و به هم نشونش میدن و قربون صدقه اش میرن
روی هر دو گونه اش چال گذاشتم که به زیباییش اضافه کنه و این در حالیه که تو از من چال گونه نخواسته بودی، ولی من از فضل بی کرانم زیبایی بیشتری به فرزندت بخشیدم چون من وهاب و توانمندم
ازم خواستی آروم و بی دردسر باشه و حالا میبینی که چقدر دختر خوب و آروم و بی حاشیه ایه و خودش داره بزرگ میشه
تو هر چیزی که از من درخواست کرده بودی رو برات اجابت کردم
چطور فکر میکنی نمیتونم این درخواستت رو اجابت کنم؟
چطور فکر میکنی نمیتونم از تو و همسرت و فرزندت محافظت کنم؟
مگه من تو رو به همسرت نرسوندم در حالی که همه با ازدواجتون مخالف بودن؟
آیا کسی تونست خلاف میل تو کاری انجام بده؟
نه!
چون تو در اون زمان فقط به من توکل کردی و من هم راه رو جوری برات باز کردم که بعد از ازدواج همه متوجه شدن همسرت پسر خوبیه و تو در کنارش خوشبختی
همین هم باعث شد بعضی از افراد به خاطر مقاومتشون برای ازدواج شما دوتا، بیان و ازت عذرخواهی کنن و اعتراف کنن که این پسر، پسر خیلی خوبیه
چرا یادت رفته اون زمان هایی که در زندگی مشترکت همیشه جنگ اعصاب داشتی ولی الان فقط عشق و دوستی و مهر و صفا در دل شما دو نفر موج میزنه؟ چرا یادت رفته که من چطور دل شما دو نفر رو برای هم نرم کردم و شما رو با شخصیت های بهتری به سمت هم سوق دادم؟
من اون زمانی که تو از قانون آگاهی نداشتی راه رو برات باز کردم
تو اون موقع نمی ترسیدی و قلبت امن و آروم بود و مطمئن بودی به خواسته ات میرسی
چطور شده حالا که از قانون آگاهی انقدر میترسی؟
چرا به خودت یادآوری نمیکنی اون زمان هایی رو که از لحاظ سلامت جسمی و روحی حال خوشی نداشتی، اما من کمکت کردم و حالا به جایی رسیدی که هم تمام سلول های بدنت سالمن و هم حال روحیت انقدر عالیه؟ یادت رفته هفته ای سه الی چهار روز سردرد داشتی؟ کجا رفت اون درد قلبت؟ چی شد اون لرزش دست و بدنت؟ نامنظم بودن عادت های ماهانه ات چطور درست شد؟ اون هم در صورتی که دکتری با اون سابقه و تجربه و تبحر، بهت گفته بود باید تا ابد قرص بخوری، اما تو با خوردن چهل روز سیاه دونه و عسل و بدون حتی یک قرص، به صورت کامل درمان شدی؟ تو حتی به خاطر این حد از تنظیم بودن تونستی خودت جنسیت فرزندت رو تعیین کنی! کی کمکت کرد؟ چه کسی راه رو برات باز کرد و بهت این آگاهی و علم رو داد؟
چرا یادت رفته؟ اون زمانی که ازم درخواست یک کار با حقوق و درآمد بالا داشتی رو یادت رفته؟ در عین حال میخواستی آزادی زمانی و مکانی هم داشته باشی که بتونی هر وقت خواستی بری پیش خانواده ات. این من بودم که سر راهت یک کار آنلاین، مرتبط با رشته و علاقه ات، با درآمد بسیار فوق العاده قرار دادم. تو از یه مدت دیگه مشغول به انجام دادن کاری میشی که سال ها آرزوت بود و اصلا فکر هم نمیکردی همچین کاری برای تو وجود داشته باشه. اما زمانی که ارده ات رو نشون دادی و تسلیم من شدی و برای پیشرفت قدم برداشتی و مهارت هات رو در زمینه ی علاقه ات تقویت کردی، من بیشتر از اون چیزی که ازم خواسته بودی بهت کمک کردم.
چطور میتونی بگی این کار رو نمیتونم برات انجام بدم؟
چطور میتونی این همه الطافی که من بهت داشتم رو فراموش کنی
چطور میتونی این قدرت بی کران من رو فراموش کنی و از یک انسان بترسی!
تو به غیر از من از هیچکس نباید بترسی
فلا تخشوهم، واخشونی
به یاد بیار ای فرزند کوچک بی پناه من
من به تو پناه دادم
من به تو از فضل بی کرانم نعمت بخشیدم
من به تو زندگی بسیار زیبایی عطا کردم
رابطه ی لذت بخشی که در کنار همسرت داری رو من بهت دادم
فرزند نازنینت رو من بهت دادم
آرامش زندگیت رو من بهت دادم
سلامتیت رو من بهت دادم
من قدرتم رو در تک تک لحظه های زندگیت جاری کردم
هرگز این ها رو فراموش نکن و سپاسگزار من باش که قدرت دست منه نه غیر من
منم که فرمانروا هستم نه غیر من
منم که امر میکنم به بود و نبود نه غیر من
منم که تمام کیهان رو رهبری میکنم نه غیر من
فلا تخشوهم، واخشونی
پروردگار و رب تو من هستم نه یک انسان
منم که قدرت برترم
پس از کسی غیر از من نترس و در هر شرایطی ایمانت رو حفظ کن
چون من همیشه برای تو بهترین ها رو رقم زدم و رقم خواهم زد
سلام به دوست عزیزم
خداروشکر میکنم که امروز خدای مهربونم هدایتم کرد به کامنت شما
ازتون ممنونم بخاطر این کامنت زیبا و توحیدی خیلی بهم آرامش داد
واقعا این روزا در شرایطی که قرار گرفتیم شرایطی هست که باید ایمان خودمون و در عمل نشون بدیم
من وقتی اضطراب میاد سراغ قلبم به خودم یهو میام و میگم اگر داری میترسی اگر نگرانی یعنی داری شرک میورزی یعنی داری قدرت و به غیرخدا میدی و منتظر اتفاقات ناگوار باید باشم
همین و هی باخودم تکرار میکنم و میگم خدایا هدایتم کن بتونم ایمانم و توی این شرایط حساس حفظ کنم
خدایا مارا به راه راست یه راه آنانی که نعمت دادی هدایت کن نه راه گمراهان
سلام انشالله همیشه شاد و سلامت باشید
خیلی لذت بردم اشک تو چشام جمع شد اون قسمتی که استاد گفتند خدا به پیامبر میفرمایید شرایط تورو بهتر میکنیم و اوضاع قبل خودت را به یاد بیار به یاد اوضاع قبل خودم افتادم الان که فکر میکنم هیچ ربطی به اون آدم گذشته ندارم و باورم نمیشه همه اون مسائلی که داشتم که فکر میکردم امکان نداره حل شوند کامل حل شده و من اصلا اونارو فراموش کرده بودم اونم فقط با گوش دادن به فایل ها الان میفهمم که اگه واقعا به قوانین عمل کنم میتونم چه نتایج بزرگی بگیرم
بنظر من کامل ترین مبحث در این سایت و چیزی که خیلی برام جالب هست و درک کردم قانون مدار هاست همچنین جمله احساس خوب = اتفاقات خوب
هرچی جلوتر میرم و بیشتر درک میکنم بهتر متوجه میشم که فقط همین یک جمله برای سعادت من در دنیا و آخرت و رسیدن به هرچیزی ک میخوام برسم کافی هست احساس خوب = اتفاقات خوب
امکان نداره ما باور ها و نجواهای شیطان در ذهن داشته باشیم توکل نداشته باشیم مسیر اشتباه بریم و احساس خوبی داشته باشیم
تنها زمانی حس خوبی پیدا میکنیم که باور های الهی در وجودمون باشه وقتی که همه چیز امکان پذیر میدونیم و مسیر سادگی رو پیش میبریم
قانون مدارهارو دوست دارم اینجا برای خودم دوباره بنویسم و کسی هم که این کامنت منو میخونه ازش استفاده ببره انشالله
خداوند و هرچیزی که در این جهان هست انرژی هست یعنی هر اتفاقی هر جسمی هرچیزی که وجود داره از انرژی هست همچین هر چیزی که بخواییم بوجود بیاریم از قرار گرفتن همین انرژی ها کنار هم بوجود میاد بنظر من چون پایه آن انرژی هست
خداوند انرژی هست و این جهان رو طبق سیستم و قوانین مشخص اداره میکنه یعنی خداوند اومده قوانین ثابتی وضع کرده و تمام جهان طبق همون قوانین پیش میره برای همین که میگن خداوند عدالت داره و عادل هست چون همه چیز طبق اون سیستم هست و هیچ دخالت احساس دلسوزی یا هرچیز دیگه وجود نداره چون همه انسان ها به یک اندازه به این قوانین دسترسی دارند چون همه میتونن ازش استفاده کنند و همچین هیچکس در زندگی بقیه دخالتی نداره هرکسی شرایط خودش رو خلق میکنه و همه ما انسان ها خالق هستیم
حالا این سیستم چطوریه؟ این سیستم بنظر من همون قانون مدارهاس یعنی جهان تشکل شده از مدار هایی که در هر مدار انرژی های همجنس وجود دارند مثلا ثروت در یک مدار سلامتی در یک مدار و باید به این نکته توجه داشت که همه چی از قبل در جهان وجود داره سلامتی ثروت و همه اتفاقاتی که میخواییم همچین اتفاقی که دوست نداریم وجود دارند و در مدار های خود قرار دارند
حالا وقتی من به چیزی فکر میکنم یا باوری داریم درباره یک چیز (باور فکری هست که هزاران بار تکرار شده و هربار در حال تولید فکر هایی بر اساس اون باور ) یا چیزی میبینم میشنویم یا میگیم در حال حس کردن هستیم یعنی یک احساسی داریم این احساس یک انرژی داره و یک فرکانسی رو میفرسته به جهان به اون قسمت مدار ها
فرکانس ها و انرژی های همجنس همدیگر را جذب میکنند یعنی فرض کنید این فکر شما که یک احساس به همراه داره یک نور یک مسیر وصل میکنه ب اون مدار که پر از احساس هایی از همین جنس هست ولی این احساس به تنهایی کافی نیست باید اونقدر تکرار بشه و ادامه بدیم به اون فکر و ایجاد اون احساس تا این مسیر قدرتمند شود و ما بتونیم وارد اون مدار شویم و اون اتفاق حالا سلامتی هست ثروت هست دیدار یک دوست یا هرچیزی که هست تجربه کنیم
برای همین هست که تصور و تجسم باعث بوجود اومدن اون خواسته میشه البته چیزی که مهمه و مشخص میکنه دقیقا فرکانس ما چیست احساسه اگه تصور کنی و احساس اون لحظه رو داشته باشی به همون مدار متصل و اون اتفاق برات میفته
این روند و مدار همیشه وجود داره دقت خیلی بالایی داره هیچ خطایی نداره و برای همه خواسته ها چه خوب چه بد داره عمل میکنه و مهم نیست که منو تو بخواییم یا نه اگاهانه باشه یا ناآگاهانه این قانون داره عمل میکنه
ولی خیلی قدرتمند میشیم وقتی که آگاهانه از این قانون استفاده کنیم
در این صورت در هر لحظه آروم هستیم و آرامش داریم همیشه احساس خوبی داریم
هر لحظه سعی میکنیم جوری به جهان نگاه کنیم که به ما احساس بهتری بده
و وقتی اتفاق بدی تجربه میکنیم میدونیم که با توجه کردن به اون فقط در حال گسترش آن هستیم و داریم به جهان این پیغام ارسال میکنیم که من این احساس که الان تجربه میکنم رو بیشتر میخوام منو وارد مداری کن که بیشتر این حس تجربه کنم
البته باید توجه کنیم که این یک روند یعنی در صورتی بوجود میاره که همواره اون احساس داشته باشیم
یعنی وقتی احساس بدی داری نباید نگران باشی که اتفاق بدی بوجود میاری درصورتی بوجود میاد که ادامه بدی به داشتن این احساس پس بهترین کار اینه که در همون زمان متوقفش کنی و سعی کنی نگاه و دید بهتری که احساس بهتری بهت میده رو داشته باشی
همچین هیچوقت عجله نکنیم و فقط همیشه سعی کنیم احساس بهتری نسبت به قبل داشته باشیم نسبت به دیروز خود شادتر باشیم جهان راحت تر بگیریم آروم تر باشیم
استاد خیلی ازت سپاسگزارم از خدا که شمارو در مسیر ما قرار داده خدایا شکرت
به نام فرمانروای وهابم
سلام و عرض ادب
چقدر این فایل را دوست دارم
این فایل به همراه جلسه 1 و2 احساس لیاقت را میتوانم 6 ماه مداوم هر روز گوش کنم و درس هایش هر روز برایم تازه باشند.
برای خودم مینویسم تا مرور کنم توانایی خداوند و لطفی که پروردگارم به من داشته است و التیام بخش قلبم باشد.
خودم رو تحسین میکنم برای اجرای قانون سلامتی ؛ تقوایی که هر کسی قادر به انجامش نیست و پاداشش داشتن زیبایی پوستی که هر روز روشن تر و شفاف تر میشود مشکلاتی که ناخواسته به دلیل رعایت نکردم نوع درست رژیم غذایی برایم خودم ساخته بودم مثل درد معده که الان به طور کامل حل شده است
وقتی از خداوند رحمان درخواست زیبایی بیشتر به طور طبیعی کردم نه تنها مرا به این قانون هدایت کرد و زیبایی بیشتر نصیبم کرد بلکه سلامتی را تمام کمال به من هدیه داد.
چند وقت قبل در محل کارم همکارم به من گفت تو چیکار میکنی که هر روز زیباتر میشوی؟ و گفت لابد کرم و محصولات ارایشی خیلی خوب و گرانی استفاده میکنی؟
در جواب گفتم من تنها یک ضد افتاب دارم همین!
باورش برایشان سخت بود چون که انها کلی کرم ارایشی و سنگین دارند
البته که خرید ان ضد افتاب امریکایی که از دبی وارد میشود هم هدایتی بود از جانب پروردگارم و به نظرم در بهتر شدن پوستم نقش داشته
اما دوستان و همکارانم فکر میکنن محصولات زیاد ارایشی دارم و انواع کرم ها و …استفاده میکنم
هربار که به نعمت زیبایی ام فکر میکنم قند در دلم اب میشود که لطف پروردگارم به من بزرگ بود که هم مرا زیبا افرید و هم به زیبایی بیشتر هدایت کرد.
به طوری که دیگران باورشان نمیشود برای من فرقی ندارد من قصد سرکار رفتن را داشته باشم یا قصد مهمانی رفتن یا حتی دعوت به جشن عروسی من کلا یک ضد افتاب دارم همین!
و ارایش من کلا همه جا یکیست.
چند وقت قبل خاله ام مهمان منزل ما بود و به علت اینکه در استان دیگر زندگی میکنند چند ماه بود مرا ندیده بود
گفت تو انگار روز به روز به دوران نوجوانی برمیگردی !
اینها را با خودم مرور میکنم که مبادا در زمره انسان های کفور قرار بگیرم و ناخواسته ناسپاسی کنم و فراموش کنم که خداوند به من لطف داشته
این لطف خداوند من است که هر لحظه سپاسگزارش هستم .
وقتی از خداوند درخواست زیبایی داری بی شک خداوند نه تنها زیبایی بلکه سلامتی را به راحتی به شما میدهد
قانون درخواست از خداوند است و لطف و مهر پرودگارم
انا علینا للهدی و چه زیبا مرا هدایت کرد.
این فایل را تا الان هزار بار گوش کردم اما سیر نمیشوم
استاد برای من صحبت کردید برای من انگار آن قران باز شد تا از زبان شما به من بگوید تا بشنوم داستان زیبای زکریا و سوره ی مریم .
داستان زکریا و خواسته اش؛ زمانی که خواسته ای داری اما شرایط را مناسب نمیبینی
مشکل ما انسان ها فراموشکاریمان هست ما فراموش میکنیم از فرمانروای کیهان درخواست داریم یادمان میرود که چه قدرتی دارد
مدتیست برای تقویت ایمانم کلیپ های کیهان و نجوم را نگاه میکنم
راستش از عظمت خداوند خوف میکنم
وقتی میبینم که تعداد تیلیاردی کهکشان ها سرم پایین میرود در برابر عظمتش کم می اورم به هیچ بودنم پی میبرم
اما دلم قرص و محکم میشود که پرودگاری دارم که زورش به همه چیز میرسد
فیزیکی و غیرفیزیکی هم ندارد جاندار و غیر جاندار ندارد الماس و طلا و خاک برایش فرق نداره هر انچه من میخوام به راحتی میتواند بدهد.
من این روزها بیشتر فهوحسبه اون را میبینم
تمام اتفاق های اطرافم گویای حس ارزشمندی من است ادماها به طرز عجیبی اطرافم مهربان و مودب شدند.
وقتی به مریم س و یوسف س فکر میکنم میبینم که چه زیبایی مثال پاکدامنی خداوند هستند یکی برای زنان و دیگری برای مردان
و بعد لایق داشتن پسری ان هم مانند عیسی مسیح و دومی لایق شدن برای عزیز شدن مصر و حکومت کردن برا کشوری ان هم کشور مصر دران زمان که نماد قدرت بود.
مریم در تصوراتشم هم نبود که پسری داشته باشد مثل عیسی مسیح
و یوسف از اعماق چاه تصور حکومت بر مصر را نداشت
اما در فرکانس درست هم فرکانس با بزرگان میشوی و لایق معجزه های الهی میشوی.
در پناه خداوند مهربان باشید.
به نام هدایت الله
خداوندا هر آنچه که دارم از آن توست
با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه دوستان خوبم در این سایت الهی
خدایا شکرت امروز هم در مدار شنیدن موضوعات قرآنی قرار گرفتم و چقدر حال دلم خوب شد از این کلام الله که استاد خوب توضیح دادند و با شنیدن خواندن قرآن درک من روز بیشتر و بالاتر میرود و باورهای محدود کننده من قویتر میشود
اگر باورهای محدود کننده را با این مفاهیمها قرآنی برای خودمان بهبود ببخشیم اجابت کردن خداوند برای ما با پذیرفتن و منطقی کردن ذهنمان شدنی است و هر چیزی را برای رسیدن آن امکانپذیر میباشد به شرطی که باور کنیم تا این خواستههای ما با هدایت الله اتفاق و شرایط را برای ما رقم میزند و همیشه میتوانیم اوضاع را تغییر دهیم و ثروت و نعمت را باور کنیم که میتوانیم به آن برسیم
چون در مورد خالق وقتی حرف میزنیم که ویژگیهای فرمانروایی و کل جهان هستی را در اختیار دارد پس به این باور میرسم که اجابت کردن درخواستها برای او پذیرفتنی و منطقی کردن برای ذهنم میباشد اما باید در مسیر دریافت خواستههامون قرار بگیریم و خداوند بینهایت مهربان و رزاق و رحیم است برای من و اگر به جایی نرسم و مشکل داشته باشم میدانم که از ذهنم است که مقاومت در مورد کمبودها به ما میگویدمنطق ساختن برای امکان پذیر بودن یک خواسته اصل و اساس آموزه های دوره روانشناسی ثروت 1 است. چون تنها زمانی ما در مدار دریافت خواسته های خود قرار می گیریم که داشتن آن خواسته برای ذهن ما منطقی شود. وقتی در مدار درست زندگی باشیم شرایط آدمها و ثروت و نعمت وارد زندگی ما میشود و هر کس به خدا توکل کند از جایی که فکرش هم نمیکند روزی به ما میدهد و خداوند برای ما کافیست
استاد از شما بسیار سپاسگزارم بابت مفاهیم و درک مباحث قرآنی و همچنین از دوستان خوبم و منتظر کامنت خوبشان که با کلام قرآنی آنها سایت و روحمان و نوشتهها عطرگین باشد تا انرژی شوق و شور زیادی را دریافت کنیم
در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید انشاالله
سلام استاد عزیزم
سلام مریم جانم
فقط دوبار این فایل رو گوش دادم .
فکر میکنم جا داره 20 بار گوش بدم حتما .
فقط عنوانش دل آدمو میبره دیگه چه برسه به محتواش .
کلید
استجابت
دعا
هر سه کلمه به تنهایی عالی هستن . حالا کنار هم اومدن دیگه هیچی. این فایل برای من مصادف با جلسه 4 قدم 2 هست و جالبه که موضوع هر دو یکی ست.(اشاره به آگاهی های دوره ثروت شده)
ثروت به قول یه دوست عزیزی که دیگه توزندگیم نیست و براش آرزوی سلامتی مضاعف دارم میگفت:
اصلا بگو پول همینجوری تو دهنت آب میشه اینقدر شیرینه . چقدر هم خودشون ثروتمند بودن . درسته.
Anyway
امروز خیلی تمرکز کردم بر نعمتها نتایج یا دستاوردهایی که طی این 4 سال کار کردن با استاد جان کسب کردم .
خدایا هزاران بار شکرت چقدر من عوض شدم.
چقدر لذت بردم که به صورت کلی شمردم و نوشتم.
خدایا میدونی چیه این خوشبختی بی نهایتههههههههههه
پس منم بی نهایت و تا ابد دوست دارم .
فقط توجه به نکات مثبت کلبه شادی خودش هزاران هزار نکته داره . همسایه های شریف و توحیدی که اونجا هستن . کلید خونه رو میخوان تا کارهامو انجام بدن . منی که مردی همراهم نیست به جز برادر بیمارم خدا اونقدر مرد پاک و شریف و مهربان برام می فرسته که هیچ نگرانی از کارهای اون خونه ندارم .
پیرمرد بسیار بسیار توحیدی که به خدا نور از صورتش میباره به من که حجابم به سلیقه خودمه و موهای قشنگ بلندم همیشه در معرض دید هست میگه :
دخترم حواسم بهت هست گاهی نمیای ببینمت و سلام و علیکی بکنیم .
به خدا شبیه فرشته هاست
فرشته ها روی زمین هم هستن دیگه .
امروز تو جاده که می آمدم و فایل رو گوش میدادم و وصل کردم به بلوتوث مروارید که راحتتر بشنوم و مامان هم خواست گوش کنه ، توی مسیر چندین چند لونه پرنده دیدم که روی درختهای خشک تو ارتفاع با چوب خشک درست کرده بودن .
چقدر لذت بردم از این صحنه . پر از امید و شادی بود برام این صحنه و یاد این جمله در ذهنم مرور شد : همیشه تو دل زمستون یه بهاری متولد میشه .
وقتی داخل خونه جاروبرقی قدیمی خونه اصلی مون رو روشن کردم تا فرش ها رو تمیز کنم باورم نشد که موتور جاروبرقی چطور به پاهام گرما دادن و حال دلم رو شادتر کردن . انگار همه وسایل مثل آدمها مراقبم بودن از طرف خدا
خدایا دوستت دارم
برکات این فایل خیلی خیلی زیاده .
میخوام بازهم بهش گوش بدم.
همین الان باران رحمت الهی تو شهر من چنان داره میباره و صدای زیبایی داره که دلم نمیخواد برم بخوابم .
خدایا هزاران بار شکرت
سلام لیلی خانوم عزیز و زیبا
دختر زیبا توصیه میکنم حتما کامنتی که اینجا نوشتی رو دوباره بخون ،اینقدر گرمای فرکانس سپاسگزاریت زیاد بود که تا کیلومترها بر قلب من نور تابید درست مثل جارو برقی قدیمی مامان جونت
خیلی زیبا نوشتی و باورهای قشنگی راجب ثروت و اینکه به نقل از دوست قدیمیت گفتی که پول مثل نقل میمونه که به محض گذاشتن توی دهنت آب میشه ،این جمله چقدر خوبه و قشنگ حس کردم ومقاومت خودمو با این موضوع که پول چیز خوبی نیست برعکس چیزی که استاد دارن آموزش میدن و ما برای اولین بار این جمله متفاوت از استاد شنیدیم که معنوی ترین کار دنیا ثروتمند شدن
من باید روی این موضوع خیلی بیشتر کار کنم ،با اینکه الان حسم به پول خیلی خیلی بهتر شده ولی هنوز این باورهای کهنه ای که به ذهن ما دادن مقاومت ایجاد میکنه توی ذهنم
سپاسگذارم ازتون برای گرمایی که به قلبم دادی
شادو خرم ثروتمند باشی
سلام دوست عزیز
محمد جان
آقا عجب نقطه آبی پرنور و برکتی فرستادید.
دقیقا رفتم کامنتم رو مجدد خوندم و حس و حال اون روز عالی دوباره زنده شد . شکر خدا روزهام در مجموع عالی هستن . در کل عالی هستن شکر خدا .
این هفته تولد من هست .
کامنت شما دقیقا مثل یه کادوی تولد دلچسب هست برام .
من از شما ممنونم که واقعا خوشحالم کردید.
اصلا آقا بگید پول من دوستت دارم .
بسیار بسیار بچه خوب و حرف گوش کنی هست. خودش پرواز میکنه میاد سمتتون وقتی بفهمه که دوسش دارید .
پول
من واقعا دوسش دارم
میدونید چرا ؟
چون عشق اول و آخرم خداست و اون صاحب همه نعمتها و ثروتهاست چه به شکل پول و مادیات و چه غیر مادی و معنوی و دقیقا میخواد منم در نهایت خوشبختی باشم و دربهشت زندگی کنم.
البته اینجا اشاره مستقیم به پول هست. نمیدونم دوره روانشناسی ثروت رو دارید یا نه . به نظرم از بهترین دوره های استاد جانم هستن.
من نتایج خوبی گرفتم .
انشاالله بعد از اتمام دوره جدیدشون که تازه لانچ شده و همینطور قدمها و خلق یکی دیگه از خواسته های اصلی ام ، دوباره ثروت رو کار خواهم کرد .
اینجا بهترین جای دنیاست .
هر چقدر درش وقت می گذرونم موفق تر میشم .
سه روز دیگه 42 ساله میشم ولی قرار هست عزیزانم برام شمع 24 روشن بکنن
خیلی خوشحالم کردید .
به خدای مهربان قدرتمندم می سپارمتون
سلام لیلی عزیز
تولد شما مبارک باشه ایشاله که سالیان سال با شجاعت و لذت و شادی زندگی کنید و هر سالتون پر برکت تر از سال گذشتتون باشه
تو یکی از کامنتهای 12 قدم یکی از دوستان کامنت گذاشته بود دیگه از مر رسی ندارم و مثل گذشته ای که همش درگیر ترسهای واهی بودم نیستم چون معنی زندگی رو بهتر درک کردم و میدونم زندگی کردن نه به معنی بیشتر زنده موندن بلکه به معنی استفاده با لذت و شادی از این لحظات ..ایشون توی کامنتشون خیلی زیبا گفتن بزرگ ترس من زندگی رو با تمام وجود زندگی نکردن نه فرا رسیدن مرگ
دوره 12 قدم بی نهایت عالی و معنای روان شدن چرخ زندگی رو خیلی آسون به ما یاد میده ..هر چی بیشتر میگذره بیشتر متوجه میشم که یک مسیر بیشتر در این دنیا وجود نداره اونم خیرو شادی و لذت بردن .اگه ما الان در شرایطی هستیم که در مدار خوبی ها نیستیم به این معنای که ما از مسیر خارج شدیم ما از نور دور شدیم و هر چقدر دور تر بشیم به تاریکی که مدار پایین نزدیک تر میشیم ..وقتی از استاد میشنیدم روان شدن چرخ زندگی همیشه دنبال یه فرمول عجیب بودم که استاد استفاده کردن و به این نتایج رسیدن ولی هر چقدر بیشتر کار کردم دیدم که وقتی من در مدار سپاسگزاری هستم برای نعمتهای که دارم از فرزند زیبایی که خداوند بهم عطا کرده و بچشمم میبینم یک انسان کوچولو هر روز داره سلول به سلول بدنش رشد میکنه و بزرگتر میشه .از سلامتی که به خودم عطا کرده که به لطف خدا 4 ساله تنم سلامته .از خوابی که دیگه مثل گذشتم نیست یه خواب آروم دارم .از مشتریان بی نظیری که هر روز به کسب کارم اضافه میشن و بهم برکت میدن و بی نهایت نعمتهای که هر روزه وارد زندگیم میشه …تازه بعد از این همه نعمت یادم میاد که استاد منظورشون چی بوده از روان شدن چرخ زندگی
وقتی من طبق اصولی که استاد توی دورهاشون میگن پیش میرم و بجای قرض و قسط و برده پول بودن روی تواناییهای خودم با توکل به خدا حساب میگنم معلومه کرده شخصیت من هر روز بزرگتر میشه و وقتی نتایج میاد و شادی من بیشتر میشه وسپاسگزار تر میشم و دیگه میشم ارباب پول ….این میشه روان شدن چرخ زندگی
هر چقدر از استاد تشکر کنم بابت این دورها بازم کمه
کار که استاد انجام دادن هیچ جا نمیشه پیدا کرد ..این سایت الهی خودش همه چیزو به وضوح نشون میده .اخه کجای دنیا میشه این همه دوستان بی نظیر مثل شما لیلی خانوم پیدا کنم .دوستانی که سراسر عشق و رحمت هستن .حتی ابراز عشقشون هم بی ریا هست
سپاسگزارم از شما لیلی زیبا که صب منو نورانی کردین با این کامنت پر برکتتون .هر روز دارین زیباتر و جوان تر میشید .ما دانشجوهای استاد از وقتی که با این سایت آشنا شدیم دوباره متولد شدیم و زندگیمون هیچ ربطی به گذشتمون نداره
در پناه الله یکتا شادو خرم باشی عزیزم
سلام دوباره محمد جان
واقعا توصیف دوستمون از مرگ و زندگی بینظیر بود . ممنون که برام نوشتید .
من قبلا چون از زندگی خسته بودم مرگ رو دوست داشتم ولی الان مرگ رو دوست دارم چون میدونم قراره تا ابدددددد شاد و راحت زندگی کنم بدون ترس های قبلی ام .
بدون ترس از تنهایی بدون ترس از قضاوت بدون ترس از تاریکی های روح بدون ترس از دست دادن بدون بدون بدون…..
چون این ترسها رو تا حد واقعا زیادی تو وجودم از بین بردم .
الان هر چی هست آرامش و آرامش و حضور خداست و صد البته شوق ادامه مسیر . شوقی که میگه آفرین آفرین ادامه بده قله بعدی نزدیکه . ببین رسیدی تازه یه قله بعد از اون هم هست .
خدایا شکرت .
خیلی ممنونم که دوباره برام نوشتید و از روان شدن چرخ زندگی تون گفتید . عالیه دوست عزیز عالی . انشاالله همینطور هر روزتون هر لحظه تون در مدار آسانی ها باشه .
نه 42 نه 24 . شما درست گفتی میخوام شمع 4 سالگی روشن کنم چون از وقتی وارد سایت شدم زندگی ام عوض شد و تازه به معنی واقعی کلمه دارم زندگی میکنم .
به خدای قدرتمند مهربانم می سپارمتون . کوچولوی عزیزتون رو از طرف من ببوسید .
(بچه کلا یه نعمت کاملا خاص و متفاوته به نظرمن)
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
جلسه 8 دوره دستیابی رو امروز مرور کردم ،در مورد باور سازی بود و چقدر با این فایل منطبق بود.
اصلا با کسی کار نداریم ،خودمونیم و خدای خودمون.
ما میگیم و او انجام میدهد.
ما فقط نیاز داریم اون صدای نجوای ذهنی رو کم کنیم.
تمام طبیعت تمام آفریده ها خود بخود کارها رو انجام میدن تمام اتوماتیک.
ما هم اتوماتیم،توسط افکار میسازیم.اما تمام مشکل ما شیطان است و وسوسه هایش.
اگر بیاییم دور ذهنمون رو یه خط قرمز بکشیم و ورود شیطان رو ممنوع کنیم ،بر طبق باورهامون همون اتفاق می افته
اما مسئله را با کنترل ذهن حل میکنیم. ورودیها رو کنترل میکنیم،روی خواسته ها،داشته ها توجه میکنیم.
شکرگزاری میکنیم و سپاسگزار میشویم. عشق میورزیم و احساس خوب داریم.احساس خوب احساس خوب احساس خوب احساس خوب احساس خوب احساس خوب
پس وقتی استمرار استمرار استمرار احساس خوب داشته باشیم ،میرسیم به نتیجه خوب.
در واقع همون حالت طبیعی که در طبیعت اتفاق افتاده و می افتد ،برای خواسته هامان هم اتفاق می افتد و لاجرم صاحب خواسته ها میشویم.
شکرگزار خدا هستم که در چنین سایتی و در محضر چنین استادی هستم.افتخارم اینه در کنار شما اعضای محترم بهشت هستم و برای خودم و شما آرزوی روزهای روشن تر دارم.
خدا نگهدارمون
استاد جان،استاد شایسته عزیز،سپاسسسسسسگزارررررم
به نام خدا
سلام.
من امروز برای بار دوم این فایل رو مرور کردم از روی یاد داشت هام و به درک خیلی بهتری نسبت به دفعه اول رسیدم.حالا میگم چرا.
من مدتی میشه یه خواسته ای دارم و خیلی براش اشتباق دارم و دوست دارم بهش برسم.
این اشتباق باعث شده خیلی بخوام زود بهش برسم و هر وقت با خودم میگم تا فلان موقع بهش برسم، ذهنم شروع میکنه به نجوا کردن و آوردن دلایلی که نمیتونه این اتفاق بیوفته.
البته یه نکته ای بگم که میدونم نباید برای خواسته ها زمان تعیین کنیم ولی خب اینم خودش یه خواستس و از لحاظ تکاملی هم ازش دور نیستم اما ذهنم بازم نجوا میکنه.
حالا ازونجایی که اتفاقا مدتیه خیلی درکم از احساس و کانون توجه و قانون بهتر شده، حواسم بیشتر جمع اینه که احساسم نسبت به خواستم نباید بد بشه. اخیرا که خودم و احساساتمو بررسی میکنم میبینم وقتی به این خواستم فکر میکنم یهو کلی نجوا میان و من احساسم بد میشه و تهش رسیدن به خواسته برام “باور ناپذیر” میشه.
امروز داشتم فکر میکردم که باید برای این نجوا ها دلیل منطقی بیارم و هدایت شدم که برم سراغ دفتر یادداشت هام برم و هدایت شدم به این فایل فوقالعاده.
و دیدم استاد یه نمونه خیلی منطقی(چی میتونه منطقی تر از باور های توحیدی و قرآن باشه؟) برامون گفتن.
خلاصه اومدم طبق فایل تک تک باورهای توحیدی که خدا گفته رو نوشتم
ـمن رب هستم
ـمن میگویم باش و میشود
ـتو را از هیچ خلق کردیم
ـدر جنگ 1 به 10 پیروزتان کردم
ـراهی پیش پایت میگذاریم
ـاز جایی که گمان نمیبری به تو روزی میدهیم
ـخداوند برای تو کافیست
ـشما را پس از مرگ زنده میکنیم مانند طبیعت
ـخداوند بر همه چیز تواناست
ـمن نزدیکم
ـمن اجابت میکنم
ـپروردگارت هرگز تو را ترک نکرده
ـآینده تو درخشانتر از گذشته خواهد شد
ـآنقدر به تو میدهیم تا راضی باشی
ـوقتی یتیم بودی به تو پناه دادیم
ـوقتی گمراه بودی هدایتت کردیم
ـوقتی نیازمند بودی تو را غنی کردیم.
و اومدم خواستم رو از این باور های قوی گذروندم، و آخرش دیدم تک تک نجوا ها اروم شدن و اون خواسته برام خیلی طبیعی شد، خیلی آرام شدم و امیدوار.
از این فایل یاد گرفتم که میتونم از 2 تا ابزار برای اروم کردن نجواها استفاده کنم.
1ـ توکل 2ـ شکرگذاری
همچنین
*خودم رو مقایسه نکنم
*ورودی هام رو کنترل کنم
*با دلایل منطقی نجوا های ذهن رو خاموش کنم.
————–
خیلی ممنونم استاد
مرور این فایل خودش یه هدایت و قدم بزرگ بود برای رسیدن به خواسته ها.
خدایا شکرت که ما رو هدایت میکنی.
شاد و ثروتمند باشید
به نام خدایی که فرمانروا و ارباب کل جهان هستیه
من در شب قدر از خدا نشانه میخواستم و خداوند متعال منو به این فایل استاد هدایت کرد..
من الان میفهمم که خودم با باورهای محدودم جلوی نعمتهای خدا رو گرفتم ..چون اکثر اوقات نگران این بودم نکنه نشه ..من که سنم بالا رفته دیگه نمیشه و همیشه نگران بودم ..
امشب به این نتیجه رسیدم که خدا ،خدای ناممکن هاست خدایی که به حضرت مریم که دختر باکره ای بود فرزندی عطا کرد آیا این قدرت رو نداره که به من بهترین همسر رو نصیب کنه که در کنارش احساس آرامش و خوشبختی کنم ..
من باور محدود سنم رو با این باور که خداوند قدرت هر کاری رو داره و اصلا برای خدا کاری نداره که تو این سن همسری عالی نصیبم کنه عوض کردم ..خدایی که به حضرت زکریا در سن پیری فرزند سالم و صالحی عطا کرد مطمئنم که به من هم همسری عالی نصیبم میکنه که اطرافیان با دیدن همسر عالی من به قدرت خدا پی میبرن ..همون طوری که خدا همیشه به من لطف داشته و نعمتهای فراوانی داده ایمان دارم که به زودی بهترین همسر رو هم نصیبم میکنه ..شاید باورتون نشه من تا همین امشب همش نگران بودم و استرس داشتم و همش خودم رو بخاطر موقعیتهای گذشته سرزنش میکردم که چرا خواستگارهای گذشته رو رد کردم ..اما امشب به بیخیالی مطلق رسیدم و خودم رو به خدا سپردم و ایمان دارم که خداوند منتظره منو خوشحال کنه و همیشه بهترین ها رو برای من میخواد..
خدایا صدهزار مرتبه شکر بخاطر این آگاهی های ناب و بخاطر استاد عزیزم
درپناه خدا شاد و سعادتمند باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم تا ابد
وااای استاد روانشناسی ثروت 1 فوق العاده س اینقد دلم میخواد از اول گوش کنم باز خیلی دلم اگاهی هاشو خواست اما الان احساس لیاقت هدایت شدم که بارها گوشش کنم
واااای چه اگاهی های خفنی واقعا داره روانشناسی ثروت 1 همش لذته همش همش حاله خوب مثله همه ی دوره هاتون من واقعا عاشقه روانشناسی ثروت 1 همش و همه ی جلساتش معجزه س
من هنوز این فایل رو فرصت نکردم ببینم چون فعلا دوره ی احساس لیاقتم ولی تا گذاشتین رو سایت و دیدم حاله خوبی که اصلا از اسمش کلید اجابت دعاها و واقعا گفتم ارمغان این دقیقا یه نشونه هست و امروز منتظر معجزه های عالی باش پس بیشتر رو خودت کار کن
موقعه آفم از کار کردن رو دوره ها بخصوص دوره ی احساس لیاقت میام حتما میبینم و کامنت میزارم با عشق
استاد و مریم جون عشق عاشقتونم
فعلا
در پناه الله یکتا باشین
به نام اربابم ،به نام پادشاه عالم
سلام به خانواده عزیزم و استاد عزیزم پیام آور زمانم
استاد جان این یک فایل به تنهایی یک دوره بینظیر هست برام ،چرا اینقدر این آگاهیها ناب بودن برام ،مگه من چه کار کردم که برای اربابم اینقدر لایق بودم که تو مدار شنیدن و درک این حرف ها بودم ،الهی یا رب العالمینم هزاران بار شکرت
اربابم در هر لحظه داره من و هدایت میکنه ،برای هزارمین بار به یادم آورد که اتفاقی که برای حضرت زکریا رخ داد برای من هم افتاد،من نازا نبودم اما همسرم به شدت از بچه متنفر بود ،من از خداوند درخواست کردم که کاری کنه که همسرم به بچه علاقمند بشه و خودمون صاحب فرزند بشیم،جالب اینه که دقیقا از خدا دوقلوی یک جنس میخواستم ،یا هر دو دختر یا هردو دختر ،به خداوندی خدا قسم خداوند به آسانی به ما دوقلوی دختر عطا کرد که همسرم جونش و براشون میده و بی نهایت دوستشون داره ،در اوج بی پولی در کمال ناباوری بدون اینکه تحت نظر متخصص زنان باشم دوران بارداری و به سلامت گذروندم ،فقط یکبار به دستور مامای بهداشت در چهارماهگی سونوگرافی دادم که فهمیدم بچه هام دوقلو هستن ،به لطف الله هر دو در ماه هشتم بارداری با وجود اینکه هردو کامل و سالم و 2 کیلو بودن به روش طبیعی به دنیا اومدن،معجزه ای که تمام پزشکان و پرستاران اون بخش حیرت زده بودن و تمام بیمارا و همراهاشون اون شب برام دعا میکردن ،پرستارا همگی خدارو شکر میکردن که یه دوقلو به دنیا اومدن که هم خودشون و هم مادرشون کاملا سالمن و میگفتن امشب شب فوق العاده ایه برامون ( اینا رو فردای روز زایمانم داخل بخش همراهای بیمارا برام تعریف میکردن ) و فقط من ماجرای این معجزه رو میدونستم ،الان دخترام 14 سالشونه و بسسسسسیاااار زیبا و عاقل و بینظیر هستن ، و من هربار بهشون نگاه میکنم اربابم و و قدرت بی انتهاش و میبینم و سجده شکر به جا میارم.
من طعم این مدل اجابت و به شیرینی بی حد و حساب چشیدم .
استاد جان شما قبلا گفته بودید 60 مرتبه قرآن و به صورتهای مختلف مطالعه کردید ،اما چرا این آگاهی رو باید الان فایل میکردید ؟در حالی که دارم روزهایی رو میگذرونم که خداوند از هرچیزی که میخوام بهترینش و بهم میده ،خیلی بیشتر از درخواستم ،دو ماه پیش خونه ای میخواستم کمی بزرگتر از اونی که داخلش هستم ،راضی بودم که از طبقه سوم یک طبقه پایینتره ،از 70 متر رسیده به 90 متر ،حد اقل کابینتهاش سالم و جدید هستن ،اما خونه ای قسمتم کرد که 130 متره ،آشپزخانه ای بززززرگ پر از کابینتهای خوشگل ،پنجره بزرگ تو آشپز خونه و پذیرایی ،طبقه اول ،آسانسور دار ،صاحبخانه ای بییینهایت محترم و دلسوز و البته جدی ،لپ تاپ میخواستم و داشتم ذره ذره پول تو جیبی هام و جمع میکردم که یه دونه ساده شو بخرم که باهاش طراحی سایت انجام بدم و پول در بیارم ،و همزمان از اربابم شغل پر درآمد میخواستم و درآمد ماهانه 30 میلیون و تو دفتر آرزوهام نوشته بودم ،این وسط نجواهای ذهنم میگفت مگه میشه تو با این پول لپ تاپ بخری ،شغل کجا بود تو که نمیتونی جایی کار کنی اینقدر درآمد داشته باشی ،اما من میگفتم خدا بزرگه خودش برام درستش میکنه ،من دانشجوی دوره بینظیر قانون آفرینش هستم ،با اینکه اصلا رو دوره ها کار نکردم و دوره رو فقط به صورت صوتی موقع کارهای خونه گوش کردم همون صحبتها تو ذهنم بودن که استاد میگه هروقت ذهنتون گف تو زشتی بگو نه من خوشگلم ،گفت تو کم هوشی بگو نه من باهوشم ،طبق این صحبتها اجرا کردم ،باورکردنی نیست که همسرم یکهفته ست بهم گفته میخواد برام یه کامپیوتر خیلی قوی بخره و کارهای میکس آتلیه مون و به من بسپاره و بابت هر میکس بهم یکمیلیون تومان دستمزد میده ،مگه میشه آخه ؟ بله میشه ،اربابی دارم که میگه عزیز قشنگم چی میخوای ،منم بهش میگم ،اونم میگه باشه عزیز دلم ،بنده قشنگم بسپار به من تو کاریت نباشه بهترینش و برات دارم ،خدایا هزاران بار شکرت ،استاد حان من هم صاحب شغل پر درآمد شدم ( البته باید تکاملم و طی کنم )و هم صاحب یک کامپیوتر 100 میلیون تومانی ،استاد جان از روزی که این فایل ناب و گوش کردم اصلا یه آرامشیییییی دارم که نمیتونم وصف کنم ،انگار ماشینم داخل پارکینگه ،انگار خونه دلخواهم سند خورده به نامم و قراره چند روز دیگه بهم تحویل بدن ،انگار آب ریختید رو آتیش دلم ، از اربابم هزاران بار ممنونم و تشکر میکنم به خاطر این نظم و قوانین بدون تغییرش ، الهی هزاران بار شکر به درگاهت
سلام به خانوم مرواید عزیز
کامنت زیبات پر از باورهای قشنگ و قدرتمند بود با هر بار خوندن کامنتت بیاد خودم و خواستهای از خداوند داشتم و برام به راحتی اجابت کرد افتادم .آدم وقتی نتایج شما رو میخونه و تایید میشه براش قانون ثابت خداوند چقدر دلگرم میشه ،با هر بار خوندن نتایجت مخصوصا داشتن دوقلوهات و سپاسگزار بودنت براش اشک شوق توی چشمای من جمع شد و قلبم نورانی شد ،هم حالم خیلی خوب شد و هم احساس عالی پیدا کردم که باعث مشتری از درو دیوار سالنم وارد بشه و احساسم بهتر و بهتر شد و بقول خانوم شایسته عزیز همش سود سود شد .
ازتون بی نهایت سپاسگزارم که نتایجت رو با ما به اشتراک گذاشتی
از خداوند برات طلب آرامش بی نهایت دارم
سلام خدمت شما آقا محمد بزرگوار ،مرسی بابت تحسینتون ،به نظر من اینجا یه دانشگاهه که به لطف الله یکتا و خود دانشجو ها میتونن استاد هم باشن و به هم با بازگو کردن تجربه هاشون قانون جهان و یاد بدن ،من هم کامنتای دوستان خیلی درس زندگی میگیرم ،خیلی بالا و پایین میشم ،حرفا و قانون یادم میره و مجدد یادم میاد ،و از استاد عباسمنش عزیز خیلی تشکر میکنم که همچین فضای پاک و پر از معنویت و در اختیارمون قرار داده ،آقا محمد انشاالله که پرروزی باشید ،ممنونم از توجهتون .
سلام مروارید خانوم عزیز
جالبه که خیلی وقت پیش من این کامنت نوشته بودم در جواب به شما و الان این رزق اول صب نصیب من شد بعد از مدتها ،الان دانشجو دوره هم جهت با مدار خداوند هستم و کلی اتفاقات قشنگ این روزا برام اتفاق افتاده ،انشاله که شما رو هم در این دوره ببینم و از وجود پر برکتتون استفاده کنیم
دوست عزیزم وقتی صحبت از دوقلوها کردید بی اختیار چهره مسر زیبامو بیاد آوردم ،خندهای قشنگش و شیطون بازیهاش ،قطعا درک میکنید وقتی خداوند هدیه زیبایی مثل فرزند نصیب ما میکنه در مقابل قدرتش و اینکه معحزه ای مثل داشتن فرزند رو فقط میشه از خداوند طلب کرد و با بیاد آوردن این نعمت متواضع تر میشیم در برابر خداوند
من هر وقت با تمرکز به داشتن نعمتی مثل فرزند فکر کردم دیگه تمام نعمتهام برام دست یافتنی شدن ،آخه خدایی که از یک سلول همچین موجود زنده ای خلق میکنه نمیتونه بقیه خواستهانونم بهمون عطا کنه ،خدایی که خودش وعده داده ما رو قبل از اومدن به این دنیا ،خدایی که قبل از اینکه به این دنیا بیام دو فرشته مثل پدر و مادر از قبل آماده خدمت به ما کرده
مروارید عزیز خیلی خوشحال شدم از دیدن کامنت بی نظیرت و باز با خوندن کامنتت قلبم باز شد و لذت بردم
از خداوند برات طلب گشایش بیشتر در کسب کارت دارم و انشاله که همیشه خوش خبر باشی برای ما
خودت و تمام خانوادتو در پناه الله یکتا میسپارم