مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ (به ترتیب امتیاز)


سوالات:

  1. آیا خداوند فقط برای ما خیر می خواهد و فقط خوبی ها را وارد زندگی ما می کند؟
  2. شما باورهای توحیدی را چطور ساختید؟
  3. در آیه اذا سآلک عبادی انی شرط خداوند این است که به شرط اینکه شما هم من را اجابت کنید. ما چطور می توانیم خداوند را اجابت کنیم؟

مفاهمیمی که استاد عباس منش در این قسمت توضیح داده اند شامل:

  • چگونه در مدار خداوند قرار بگیریم؛
  • مفهوم «رابطه دوطرفه میان ما و خداوند» از طریق توضیح “سیستمی بودن رفتار خداوند”؛
  • تجربیاتی که “توحید را به عنوان تنها اصل”، به من شناساند؛
  • نحوه ساختن باورهای توحیدی؛
  • اولین قدم در مسیر توحید برای من، حساب نکردن روی آدمها بود و آرام آرام یاد گرفتم که چطور روی خداوند حساب کنم؛
  • مفهوم ایاک نعبد و ایاک نستعین؛
  • از آدمها تشکر کن اما روی یک فرد خاص حساب نکن؛
  • از آدمها تشکر کن اما اعتبار حضور آن فرد را به خداوند بده؛
  • ارتباط مستقیم بین شرک ورزیدن و دور شدن از نعمت ها؛
  • “درخواست های ما از خداوند”، از دیدگاه قانون فرکانس؛
  • نگاه سیستمی درباره «تغییر»؛
  • فارغ از اینکه چقدر تا کنون مسیر اشتباه را رفته ای، سیستم به محض تغییر مسیر، رفتار خود با تو را تغییر می دهد؛
  • توضیح سیستمی بودن رفتار خداوند از طریق توضیح آیه اذا سألک عبادی انی…؛
  • بارزترین ویژگی خداوند از نگاه آیه و اذا سآلک عبادی انی…؛

منابع کامل برای درک و اجرای بهتر آگاهی های این قسمت:

کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم

جلسات 9 و 10 دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها

بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم

“تفاوت یشا و یرید” در دوره قانون آفرینش | بخس دهم، کلید درک مفهوم سیستمی بودن رفتار خداوند است؛


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    609MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟
    40MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

627 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم رشیدی گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    به نام خدای مهربان

    نودویکمین تعهد

    وقتی ادم روی یه کسی به جز خداوند حساب میکنه حتما زمین میخوره این قانونه خداونده

    هرکسی به کسی بدی کنه تهمت بزنه تحقیر کنه غیبت کنه به خودش ضربه میزنه نه به اون طرف اینم قانونه خداونده

    ما یه رابطه ی دو طرفه داریم این نیست که من با کلامم بگم خدایا من اینارو میخوام اونم اجابت کنه من تغییر میدهم خودمو باورهامو افکارمو شخصیتمو عادت هامو جهان هم به تغییرات من پاسخ میده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2152 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربان که هر چه دارم از آن اوست

    خدا ره بینهایت شکر میکنم که کمک کرده به این مسیر ادامه بدم روی شخصیت ام کار کنم الاهی شکر ات

    آیا خداوند به شکل اتفاقات خوب یا بد وارد زندگی ما میشود؟

    جواب این است که خداوند هرگز اتفاقی را وارد زندگی ما نمیکند مگر اینکه ما فرکانس اش را فرستاده باشیم فردی که مدام افکار منفی ترس نگرانی عصبانیت دارد طبق قانون جهان اتفاقات بد و ناراحتی مشکلات بیشتر برایش رقم میزند برعکس آدم که احساس خوبی دارد توکل میکند فارغ از اینکه چه اتفاقی بیفتد احساس اش را خوب نگهمیدارد قطعا طبق قانون اتفاقات خوب را تجربه میکند کانون توجه ما اتفاقات را رقم میزند آیات اعراض نشان دهنده درستی این قانون که هر چه را دوست نداریم باید از آن اعراض کنیم

    نباید رو آدم ها حساب کنم هر وقت رو آدم ها حساب کنم مطمئن باشم که پشتم را خالی میکنند توکل فقد به خداوند ایاک نعبد و ایاک نستعین آدم ها دستان خدائند هستند ولی توکل ام فقد به خداوند باشد دستان خداوند به اشکال مختلف میتواند وجود داشته باشد به شکل ایده آدم های قویتر اینکه یک حرکتی برایم انجام اما به هیچ وجه نباید روی آدم خاصی حساب که اگر این کار را بکنم حتما زمین می خورم این قانون خداوند است به اندازه یی که انسانها شرک در وجود شان دارند به همان اندازه از خوشبختی دور می شوند افراد مذهبی اتفاقا مشکلات بیشتری دارند دلیل اش هم شرک است قدرت را به غیر خدا دادن

    ما چطور میتوانیم خداوند را اجابت کنیم؟ رفتار خداوند نسبت به ما بر اساس یک سیستم است خداوند طبق ورودی های ما افکار و باورهای ما به خواسته های ما پاسخ میدهد هر ورودی بدیم طبق همان خروجی را دریافت می کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟

    -خداوند عملکرد سیستمی دارد

    -خداوند به باورها و افکار ما پاسخ می دهد

    -خداوند هیچ اتفاقی را برای ما رقم نمی زند

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند

    -با داشتن باورها و افکار متفاوت به اتفاقات برچسب مثبت یا منفی می زنیم

    -اتفاقات نامناسب برای افراد در مدار مناسب خیر و اتفاقات مناسب برای افراد در مدار نامناسب شر می شود

    -همواره سعی کنیم خیریت را در پلن خداوند ببینیم

    -با داشتن احساس خوب اتفاقات خوب و با داشتن احساس بد اتفاقات بد را برای خود رقم می زنیم

    -همه ی ما ذاتا خداوند را در قلب خود احساس کرده و به او ایمان و باور داریم

    -با حساب نکردن بر روی افراد باورهای توحیدی را در ذهن خود ایجاد کنیم

    -افراد دستان خداوند برای کمک به ما هستند

    -تنها به خداوند نه دستان او وابسته شویم

    -شرک و حساب کردن بر روی افراد و سایر عوامل بیرونی باعث شکست و عدم موفقیت می شود

    -رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است

    -با داشتن باورها و افکار مناسب می توانیم در مدار خداوند قرار گیریم

    -اولین باور برای تحقق خواسته ها باور به نزدیک بودن خداوند است

    کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟

    -اینکه تنها بر هدایت های خداوند و قدرت او حساب باز کنیم

    -جایگاه افراد را در ذهن خود پایین آورده و جایگاه خداوند را بالا ببریم

    -خداوند به هیچ وجه اتفاقی را برای ما رقم نمی زند

    -اتفاقات به خودی خود خنثی هستند ما با باورها و افکارمان به آنها برچسب مثبت یا منفی می زنیم

    -اتفاقات برای افراد در مدار نامناسب شر و برای افراد در مدار مناسب خیر می شود

    -رابطه ی ما با خداوند دو طرفه است

    -خداوند طبق قانونمندی مانند آینه باورها و افکار ما را به ما باز می گرداند

    -آیه ی اذا سالک عبادی آیه ای بسیار خاص و متفاوت است

    -باور به نزدیک بودن خداوند باعث درخواست از او و تحقق خواسته ها می شود

    چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟

    -عملکرد خداوند را به شکل سیستمی در نظر گرفتن باعث شده بپذیریم خالق بی چون و چرای اتفاقات زندگی خود هستیم

    خداوند طبق قوانین بدون نقص باورها و افکار ما را به ما باز می گرداند

    اگر به دنبال نتایج متفاوت از گذشته هستیم باید بتوانیم ورودی های ذهن خود را تغییر داده تا خروجی های متفاوت دریافت کنیم

    بنابراین برای تحقق اهدافمان لازم است شبکه های اجتماعی فیلم سریال اخبار افراد نامناسب را به کلی از زندگی خود حذف کرده قدرت افراد را در ذهن خود پایین آورده آنها را دستی از دستان خداوند بدانیم تا بتوانیم نتایج نامناسب گذشته را تغییر دهیم

    باید بیشتر باور کنیم که خداوند هیچ اتفاقی را برای ما رقم نمی زند این ما هستیم که با افکار و باورهایمان به اتفاقات خنثی جهت مثبت و منفی می دهیم

    برنامه‌ی شخصی‌ِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل»‌ چیست؟

    -ایجاد باورهای توحیدی و حساب کردن تنها بر قدرت خداوند است

    در گذشته و حتی اکنون نیز افراد را مقصر و مسئول اتفاقات زندگی خود دانسته و مشرک بودیم اکنون با کار کردن بر دوره ی عشق و مودت بیشتر توانستیم با خداوند و خودمان به صلح و هماهنگی دست یافته و بدانیم دیگران هیچ تاثیری در زندگی ما نداشته همان گونه که ما نیز تاثیری در زندگی آنها نداریم

    ما با باورها و افکار خود اتفاقات زندگیمان را رقم می زنیم اگر بتوانیم قوانین خداوند را به درستی درک کرده و به آنها عمل کنیم فارغ از عوامل بیرونی قادر به خلق اتفاقات زندگی خود هستیم خداوند قدرت خلق زندگی دلخواه را تنها در دستان ما قرار داده است

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    مهناز وارسته پور گفته:
    مدت عضویت: 1715 روز

    سلام به استاد و مریم عزیزم

    مدتی بود احساس میکردم استپ کرده زندگیم فایلی گوش نمیدادم همیشه اول فایل رو گوش میدادم بعد یه چیزی پیش میومد نمیتونستم با تمرکز گوش بدم، فروش ندارم و به طور خلاصه اون احساس نزدیکی به خدای خودم رو نداشتم تا امروز صبح این فایل رو گوش دادم

    دو روزه تصمیم گرفتم که صبحا که از خواب بیدار میشم یه فایل از فایلهای توحیدی رو گوش بدم و برام جالب بود که فایل توحید عملی رو هم دارید آپدیت میکنید! بی نهایت سپاسگذارم که این دُرهای گرانبها رو رایگان و به عنوان هدیه در اختیار ما قرار دادین استاد

    امروز بعد از شنیدن این فایل رسیدم به اون احساس که خدا نزدیکه خداوند از رگ گردن به من نزدیکتره و آگاه بر همه چیز و باطن من،

    خیلی وقت بود از این احساس دور بودم و مقصرش هم خودم بودم استاد شما میگید همونطور که جسمتون نیاز به غذا داره روح هم نیاز داره واقعا همینه من باید هر روز روی خودم کار کنم و رها نکنم تا مدارم برای دریافت نعمتهای دنیا که خداوند مسخّر ما کرده بالا بره و بتونم دریافت کنم

    خدایا شکرت به امید دیدارتون استاد و مریم عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    پروانه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    میخوام تجربه سه یا چهار سالی که با شخص شما یعنی استاد عباسمنش آشنا شدم رو بنویسم تا بگوییم چقدر من به این قوانین ایمان دارم ویقین دارم که اگر طبق قوانین عمل کنی حتما نتیجه میگیری و اگر از مسیر خارج بشوی نتیجه معکوس میگیری

    من از وقتی که بچه بودم بدون توجه به قوانین و ناآگاه پر از انرژی مثبت بودم و دنبال کلی سوالات یعنی اینجوری بودم که اینو همه به من میگفتن تو کلام منفی نداری گذشت تا من در همون سن نوجوانی با اون پسری ازدواج کردم که هرشب تو رویاهام بود به خوبی و راحتی ولی از یک سری چیزها راضی نبودم کم کم که از این ازدواج گذشت متوجه شدم همسرم دائم در حال نالیدن از شرایط زندگی واوضاع مملکت هست چون هم بیکار بود و هم من با خانواده همسرم زندگی می‌کردیم ولی من از این اوضاع شاکی نبودم تازه فکر میکردم که چقدر همه چیز خوبه چون که در دوران مجردی و خانه پدرم اوضاع متشنج و دعوا و مشکلات مالی و غیره بود ولی با همه اینها من از محبت پدرم سرشار بودم احساس می‌کردم و میکنم که همه مشکلات خانواده ام از بی تدبیری مادرم و کمی هم پدرم بود که اونا هم تقصیری نداشتن ولی من عاشق پدرم بودم و بی محبت بزرگ نشدم البته که کمبودهایی بود ولی راضی بودم مثلا ما در خانه مان اتاق جدا نداشتیم وقتی من ازدواج کردم و در خانه پدر ومادر همسرم به ما یک اتاق دادن کلی ذوق کردم البته آنجا هم خانواده همسرم با برادراش و یک عروس دیگه بودیم اونجا هم سختی هایی داشت ولی من همیشه فکر میکردم همه چیز عالیه

    از آن زمان 20 سال گذشت و من تو یک دوره هایی نا آگاهانه در فرکانس های مثبت بودم و به هرچی فکر میکردم به دست می‌آوردیم و می‌دانم اینها نتیجه فرکانس های خودم بود چون مثلا وقتی به خانه ای که دوس داشتم و درذهن همه چیزشو تجسم کرده بودم خریدیم قرارداد اون خونه دقیقا روز تولدم بسته شدو چیزای دیگه

    ولی من با یک همسر با ذهن کاملا منطقی و منفی نگر و سوظنی وهمینطور خانواده اش زندگی میکردم البته که منم کمی شبیه اونا شده بودم دیگه کمتر رویا بافی میکردم و بلند پروازی نمیکردم چون باورهایم ضعیف شده بود دیگه حس کردم به هیچ کدوم از خواسته هام نمیرسم و دچار افسردگی و روزمرگی شدم این حالم ادامه داشت تا اینکه سال 95 یا 96 دخترعمه ام که از بچگی باهم بزرگ شده بودیم چندتا فایل از شما برای من فرستاد وکتاب کتاب روخوندم ولی فایل ها رو تقریبا چند ماه بعد گوش کردم خیلی حرفاتون رو دوس داشتم داشت چیزایی رو که دوس داشتم بشنوم و سوالایی که داشتم همه داشت مثل کلید قفل های مغزم و باز می‌کرد قبل از اینکه چیزی از شما بشنوم من قصد جدایی داشتم چون فکر میکردم که خودم اگر آزاد و رها باشم و دوباره روی چیزی تمرکز کنم به دستش میارم چون که همسرم کلا با نظرات من خیلی موافق نبود این قصد و داشتم ولی منتظر یه نیرویی بودم که منو از این همه وابستگی رها کنه تصمیمم رو گرفتم واز اون خونه که شرایطش هم معمولی بود ولی امنیت بود یعنی من اون مکان امن و ترک کردم که خودم برم دنبال خواسته هام من حدودا یک سالی هم بود که برای یک نفر کار می‌کردم من فایل های شمارو گوش میکردم و قوی تر میشدم بعد با یک دوست آشنا شدم یعنی همسایمون بود که اونم کلی از شما و پیشرفت درتمام مراحل زندگیتون واسم تعریف کرد و من بیشتر ایمانم به اینکه کار درستی کردم قوی تر می‌شد.بعد از اینکه خانه ای را که خودم ذره ذره همه چیزشو گرفته بودم ترک کردم و بدون ذره ای از چیزی رفتم خانه مادرم پدرم هم تازه یک سال بود که فوت شده بود ومن وارد خانه مادرم که باز پر از تشنج و سروصدا و یک برادر مصرف کننده به شدت توهمی شدم اون موقع دلم خوش بود که حداقل سر کار میروم ولی در محیط کارم هم کسی رو که خودم معرفی کرده بودم که برده بودمش سر کار نمیدونم که با صاحب کار من چیکار کرده بود که صاحب کارم با من بد برخورد میکردومن از اون کار اومدم بیرون وشش ماه در خانه مادرم بودم و از صبح تا شب فقط فایل های شمارو گوش میکردم به هرشکلی که بود از همسرم کمی پول گرفتم و یک خونه با وسایل جزئی در اطراف تهران اجاره کردم که فقط از خانه مادرم فرار کنم و به آرامش برسم اون موقع هم فقط به فایل های شما گوش میکردم البته با عرض معذرت باید بگم همون دختر عمه ام که این فایل ها رو به من داد از محصولات شما بود و من همش عذاب وجدان داشتم که چرا دارم گوش میدم ولی از طرفی هم تشنه شنیدن این گفته ها بودم آنقدر عادت کرده بودم به صداتون و حرفاتون اگه یک روز گوش نمیکردم حالم بد میشد و نا امیدی و یاس میومد سراغم که به نظرم اینم یه جور شرک هستش الان اینکه حال خوبم رو پیوند زده بودم به شنیدن فایل های شما آنقدر من همیشه هندزفری تو گوشم بود که اون موقع که میرفتم سر کار کارم طوری بود که با سه ساعت پرواز میرفتیم استانبول و بصورت مسافری بار می‌آوردیم من همش تو پرواز گوش میکردم به فایل ها که یک روز یکی ازدوستانم که آماده دریافت بود من می‌فهمیدم یکی از گوشی های هندز فری رو درآورد و کمی گوش کرد.بعد هر روز اصرار می‌کرد که من فایل ها رو واسش بفرستم ولی عذاب وجدان می‌گرفتم میگفتم من خودم با نارضایتی استاد دارم گوش میدم نباید این کارو کنم ولی یک روز همه فایل هارو پاک کردم که دیگه گوش نکنم منظورم اینه که خودم حالم بد بود که به این شکل گوش میکردم ولی به اصرار چن تا فایل واسش فرستادم

    اینم بگم بعد ازمدتی دختر عمه ام سایت شمارو هم بهم معرفی کرد ولی تو سایت میرفتم گاهی فقط خونه و زندگی و مدل زندگیتون رو نگاه میکردم اصلا حواسم نبود که اونجا هم فایل های دانلودی زیادی هست که بسیار عالی هستن

    خلاصه اینکه من خونه گرفتم وبه تنهایی زندگی میکردم ولی کار نداشتم و چن جا واسه کار رفتم ولی اصلا پولی توش نبود چون من یک زن خانه دار معمولی بودم که هیچ فن و حرفه ای بلد نبودم و هیچ مدرکی نداشتم و سنم هم برای استخدام بیشتر کارها بالا بود مدتی نگذشته بود و من با فایل های شما ایمان قوی پیدا کرده بودم که به راحتی پول وارد زندگیم میشه به راحتی و با آزادی زمان و مکان و چون خیلی ایمان داشتم این اتفاق افتادو من به راحتی سه یا چهار برابر اون موقع که برای کسی کار می‌کردم پول درمی‌آوردم برای اینکه سو تفاهم نشه یک کاری بود که خلاف عرف و شرع نبود و من خیلی ذوق زده و هیجان داشتم چون هم به آزادی رسیده بودم و هم اینکه درآمد خوبی داشتم وهم اینکه از محصول دوره سلامت شما استفاده کرده بودم بصورت غیر قانونی و به اندام ایده الم هم رسیده بودم همه چیز خوب بود و من ازبس که ذوق زده شده بودم در مورد کارم با همه صحبت میکردم و هرچی پول در می‌آوردم خرج مسافرت و خوردن و هرچیزی که از بچگی عقده شده بود واسم میخریدم و دیگه به فایل های شما گوش نمیکردم و اصلا یادم رفت همه چیزو

    منی که انقد روی خودم کار کرده بودم وتنهایی کشیده بودم راه رو برای آدمای نامناسب باز کردم و دیگه روی خودم کار نمیکردم و چون کارم یه طوری بود که همش تو خونه بودم فقط میخوردم و تحرکی نداشتم دوباره به وزن قبلی برگشتم و چون کارم هم با قوانین اپارتمان مغایرت داشت مجبور شدم بعد سه ماه کار کردن همه چیزو تعطیل کنم

    یعنی فقط سه ماه همه چیز خوب بود بعد همه چیز دوباره مثل اول شد ومن میدانم چرا اینجوری شد برای اینکه من با نارضایتی شما همه چیز رو درست کردم میدونی قانون عمل کرده بودولی یه چیز این وسط ایراد داشت این عمل مثل دزدی میمونه که دزدی با قوانین هم راستا نیست و من از شما معذرت میخوام ولی دوس داشتم این مطالب رو میگفتم چون من خودم تا اونجایی که تونستم سعی میکنم که درست زندکی کنم و خداروشکر زندگی خوبی دارم وهمه چیز همیشه همونطور که میخوام به راحتی اتفاق میفته حتی جدایی من به راحتی و با خشنودی هردومون اتفاق افتاد و چیزای دیگه ومن مدتی که کار نکردم و تنها شدم دوباره و میدونم که یار دوباره منو تنها کردم اون معبودی که همیشه منو دوست داره و به من گوشزد میکنه منو تنها کرد که باز تو خودم برم فکر کنم و به نتایجی برسم ومن سایت شمارو روی صفحه گوشیم داشتم ولی بهش دقت نکرده بودم وقتی مدتی تنها شدم و فرکانس و مدارم عوض شد من دوباره وارد سایت شدم و رفتم قسمت دانلودها و مثل یک تشنه ای که به آب گوارا رسیده باشه با جون و دل گوش میدم و گوش میدم و جانی تازه میگیرم یه جاهایی همینطوری اشک میریزم و ثانیه به ثانیه حالم بهتر میشه

    میخوام بگم که همین چهار روزی که صبح تا شب مستمر دارم به فایل ها گوش میدم هیچ جا نمیرم یه پیاده روی کوچیک میرم که باز هندزفری توگوشمه وبرمیگردم خونه نشانه ها و چیزایی میبینم که دیگه به یقین رسیدم که این قانون صد در صد کار میکنه و کار میکه و کار میکنه و خداروشاکر هستم که شما زبان پروردگارم هستید

    ودیگه با جون و دلم بدون هیچ نگرانی گوش می‌کنم من الان یک کار کوچیک واسه خودم راه انداختم و همه چیز دارم و یک خونه دارم که آرامش آسایش و امنیت دارم من خودم رو خوشبخت ترین زن دنیا میدونم چون که همه چیزو خودم به دست آوردم به راحتی و باحال خوب و میدونم خدایی دارم که اگر از مسیر خارج بشم دوباره منو بامهربونی برمیگردونه من برای این زندگی ام که خودم ساختمش یه جاهایی اذیت شدم ولی چون توکلم به خدا بوده همه چیز آسان اتفاق افتاده من چیزایی دیدم که آنقدر هیجان زده شدم ومطمنم و یقین دارم که با آمیزه های شما و توکل به خدایم همه چیز بهتر و بهتر میشه من ایمان دارم و من همه محصولات شمارو میخرم و به همه آرزوهای زیبایی که دارم میرسم وبزرگترین آرزویم این است که همیشه آگاه ودانا باشم و در مسیر خدا باشم الهی آمین

    برای شماهم همین آرزو را دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 916 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت و بی نهایت وهاب است

    شبتون استاد عزیز وخانم شایسته مهربان وهمه شما خانواده عزیزم بخیر وشادی وثروت وسراسر خوشبختی

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم که به یک مدار بالاتر مهاجرت کردم خدایا شکرت

    من یه درک خیلی عالی نصبت به یشا و یرید کردم بعد از اینکه از عقل کل پرسیدم این سوال رو خدایا شکرت

    وقتی من یه درخواست از الله مهربانم میکنم به من می‌دهد

    1_من باید از خود الله مهربان بخوام وتوکل وامید بهش داشته باشم وهمیشه الله مهربان رو کنار خودم ببینم در هرشرایطی که خدارو شکر امروز در عمل نشون دادم وتقوا پیشه کردم و کنترل ذهن انجام دادم که همین امروز خداوند جواب این تقوایی که در عمل انجام دادم را داد ومنو وارد دوره جدید کرد خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    2_هر اتفاقی که در مسیر خواسته من بیافتد در هر صورت به نفه منه و باید دوباره تقوا پیشه کنم و کنترل ذهن انجام بدم که خدارو شکر امروز باز در عمل انجام دادم

    3_در هر مکانی که در مسیرخواسته ام هستم به زیبایی ها توجه کنم چون طبق قانون به هر آنچه که توجه کنم الله مهربان از جنس همان خواسته وارد زندگی من می‌کند که باز به عینه دیرم امروز خدایا سپاسگزارم

    همیشه شکر گزاری کنم واز آنچه دارم شکر گزار الله مهربان باشم

    استاد فقط یک روز تقوا وکنترل ذهن انجام دادم رفتار دنیا بامن استاد عوض شد خدایا شکرت که سریع ال اعجابی خدایا شکرت

    استاد فهمیدم که این دنیا وهرانچه که در این دنیا هست خدا است الله هست ومن دیگه تا بتونم به این شکل دنیا رو میبینم از این زاویه دیدن این جهان خیلی شرایط زیباتری برای من به وجود آورده تو زندگیم خدایا شکرت

    وای چقدر زیبا گفت خداوند از زبان شما من خوب وبد شمارو الهام میکنم وهفت بار الله مهربان من قسم یاد کرده به اینکه من خیر وخوبیتونو الهام میکنم

    چقدر قشنگ گفتید که خداوند به زنبور عسل وحی کرد به مادر موسی وحی کرد این داره درک منو به خدای مهربانم به سیستمی بودنش بیشتر کرده اوو خدایا شکرت خدایا بی نهایت سپاسگزارم

    شکر که شخصیت منو امروز یک درجه بهتر کردی وظرف وجودمو بزرگتر کردی خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    رضیه واحداصل گفته:
    مدت عضویت: 1135 روز

    ب نام فروانروای جهانیان

    سلام ب استاد و مریم جان عزیزم

    سلام ب دوستان قشنگم

    استاد وقتی درمورد خدا و سیستمی ک دارم اونقدر آرامش همه ی وجودمو میگیره م انگار روحم و جسمی ندارم

    حس پرواز بهم دست میده سبک میشم

    حالم فوق العاده عالی میشه

    واقعا اگ درک کنیم این سیستم رو ک اسمشو خدا گذاشتیم

    همه ی کاراراحت و اسون میشه

    زندگی طعم خوبی میگیره

    مثل عسل شیرینه و فقط عشق و حال کنی و ب خدا تکیه کنی

    ینی بزرگی خدا حد نداره وقتی غرق میشم تو این فکر ک خدا چقدر بزرگه و این نظمی ک جهان داره و بدنمون چجوری داره کار میکنه واین قانونی ک بدون هیچ نقصی داره جواب میده

    هرفرکانسی ی جوابی داره

    اصلا دیوانه میشم ازاین همه عظمت ازاین همه توانایی ازاینهمه نظم

    خدایا نمیدونم چجوری ازت سپاسگذاری کنم

    فقط میگم کاش اینهمه سال ک عمر کردم زودتر پیدات میکردم

    زودتر میفهمیدمت

    حرف بقیه رو قبول نمیکردم

    حرف کسانی ک عمامه ب سر گذاشتن و ادای ادمای صالح رو درمیارن و کلی اراجیف تحویل ما میدادن

    ماهم قبول میکردیم چقدر میشد تو این سال ها من باهات عاشقی کنم و دنبال عشق تو وجود ادما نگردم

    ک منو بخوان عشقو من از تو میگرفتم مثل الان

    ک رفتار ادما اصلا برام مهم نیس ک چجوری باهام رفتار میکنن بااینکه وقتی از کسی انتظار نداشته باشی ناخودآگاه باهات خوب میشن

    اما من قبلا انتظار داشتم ادما بهم لبخند بزنن بامن و بقیه مهربون باشن

    اما الان اینارو من از تو میگیرم انرژی ک حالمو همیشه عالی نگهداشته

    و تمرکزم ب روی زیبایی های اطرافمه

    ب آسمون زیبات نگاه میکنم

    میگم حتی اگ اسمون خالی بود من هیچی نداشتم بازم حالم خوبه

    رو داشته هام حساب نمیکنم

    چون بارها و بارها تجربه کردم رو عقل خودم حساب کنم نمیتونه مثل فرمانروای من بهم خدمت کنه و کارمو راه بندازه

    خدایا ازت میخوام روز ب روز منو اگاهتر کنی

    ازت میخوام منو متوجه کنی ک چکارا میتونی بکنی

    چون قدرت دست توئه و بس

    خدایا ماهم مثل تو خالقیم چرا اینو زودتر نفهمیدم

    این اخلاق خداگونه درما وجود داشت و داره اما دریغ ازاینکه یکم تفکر و تعقل

    فقط تمرکزمون روی نماز بود ک مبادا وضوت اشتباه باشه موهات زده باشه بیرون

    قوزک پات معلوم باشه لاک داشته باشی

    بغیرازانگشت اولی و دومی ب زمین بخوره

    منم همیشه یادم میرفت چندرکعت نماز خوندم

    و باز ازاول و اجبار تو این کار

    اصلا حس خوبی نمیگرفتم

    چون موقع نماز فقط سوره هارو میخوندم و ن معنیشو میدونستم بااینکه عرب زبانم و تمرکزم اصلا ب نماز نبود فکرم همه جا بود همهجا میرفت بجز نماز

    اما الان میبینم با توجه ب نعماتت ک وارد زندگیم میکنی و سپاسگذاری ازت وتمرکز ب روی زیبایی ها چ تغیراتی تو زندگیم داره ایجاد میشه

    خداجونم ازت میخوام همه بخوان ک هدایت بشن

    مثل من و مثل دوستانی ک تو این سایتن

    مثل استادم ک مارو هم اگاه کرد

    ب خدایی ک کسی ازش نمیگفت بخدایی ک کسی صداشو نمیشنید

    ازخدا نمیخواستم ائمه رو واسطه میذاشتم برای خواسته هام ک اجابت بشن

    کلی قرآن میخوندم و ترجمه رو ن

    تمرکزم ب این بود مبادا اشتباه بخونی گناهه میری جهنم

    اوووو هرچی بگم کم گفتم

    خدارو هزاران بار شکر میکنم برای اینکه ازش هدایت خواستم و هدایتم کرد ب راحتی مث اب خوردن

    برای وجود استادم از خدا بینهایت سپاسگذارم

    دوستتون دارم

    درپناه الله مهربان و روزی رسان شادو خوشبخت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    قباد احتشام گفته:
    مدت عضویت: 252 روز

    به نام خدا

    آن‌چه من از این گام می‌فهمم این است که برچسب خوب یا بد بر اتفاقات و به طور کلی قضاوت و ارزیابی و ارزش‌گذاری مثبت و منفی بر رخ‌دادهای بیرونی، کار ذهن من است از افق محدود دیدگاه خودش. ولی اگر کمی افق دید ذهنی‌ام را بزرگ‌تر کنم، آن‌گاه به دو نکته پی خواهم برد:

    اول این که یک اتفاق خاص را، اعم از این که خوب ارزیابی شود یا بد، به عنوان معیار قضاوت خودم قرار ندهم؛ بلکه کل روند و سمت و سوی و جهت حرکتم و موقیعتی را که به سمت آن می‌روم را ببینم. ارزیابی خوب یا بد روی یک یا چند اتفاق، موجب انحراف ذهن و خروج از کنترل ذهن و شکسته شدن روند استمرارم برای تحقق خواسته‌هایم می‌شود.

    نکته دوم این که تمام اتفاقات و کل روند و جهت و موقعیتی که به سمت آن در حرکت هستم، توسط خود من و با فرکانس‌های من، با باورهای من، با اعمال و رفتار من و با اعراض من ایجاد می‌کنم و در حقیقت، من بازخورد خودم را از جهت باورهای قلبی و رفتارهای مبتنی بر آنها می‌بینم، اعم از این که آنها خواسته مطلوب من بوده یا نبوده باشند و برای من مفید و خوب بوده یا نبوده باشند.

    پس آن‌چه به من کمک و راهنمایی می‌کند این است که باورهای درست و قدرتمند بسازم و فرکانس‌های هم‌جهت با خواسته مطلوبم را ارسال کنم و هم‌جهت با همان باورها تلاش کنم. و آن‌چه به من کمک می‌کند که درستی باورها و فرکانس‌های مبتنی بر آن را در هر لحظه تشخیص دهم، احساس خوب یا بد من است: احساس خوب، یعنی باورهای درست و نتایج درست و احساس بد یعنی باورهای نادرست و نتایج نادرست.

    بزرگ‌ترین باور من باید یکتاپرستی و توحید باشد؛ یعنی من باید ضمن این که زندگی اجتماعی و تعامل و احترام با افراد را دارم، نباید روی هیچ فردی حساب باز کنم. من باید به خدا توکل کنم؛ یعنی فقط روی خدا حساب باز کنم و فقط از او بخواهم و نقطه اتکای من در هر زمینه‌ای فقط خدا باشد و باور داشته باشم که این خداست که با توانایی‌های بی‌نهایت خود و به اشکال و طرق مختلف، به من کمک می‌کند و من را هدایت می‌کند. اگر امید من به دیگران باشد، اگر چشم من به زبان و قول و وعده دیگران باشد، اگر گوش من به زبان و حرف‌های دیگران باشد، اگر روزی‌ام را از دست دیگران بخواهم، اگر احساس شادی و نشاط و آرامشم را از رفتار دیگران طلب کنم، اگر برای عزت و ثروت و سلامتی‌ام چشم امید به دیگران داشته باشم، آن‌گاه همه خداوندگار من خواهند بود به جز خود خداوند یکتا و من فرد مشرکی بیش نخواهم بود که به طور قطع از نعمت‌های خدا محروم خواهم ماند.

    من باید باور داشته باشم که خداوند تنها قدرت جهان است و این باور، باید عمیق و قلبی باشد و باید ظهور بیرونی داشته باشد و نه این که لق لقه زبانم باشد. رابطه من و هر فرد دیگری با خداوند، یک رابطه دوطرفه است. اراده خداوند پشت اراده من است. خداوند به من نعمت حیات و آزادی انتخاب داده و این من هستم که مسئول و پاسخگوی انتخاب‌هایم و اراده‌ام برای تحقق آنها هستم. خداوند مصلحت‌جوی من یا مسئول تحقق آرزوهای من نیست تا به زبان بگویم که من این آرزو را دارم و او بنا به مصلحت من محقق کند یا نکند. خداوند، آن خواسته‌ها و آرزوهای من را محقق می‌کند که من واقعاً با باورهای واقعی و قلبی و درونی خودم خواسته‌ام و بر اساس همان باورها، عمل کرده‌ام. خداوند به خوب و بد و فایده و بیهودگی و مثبت و منفی بودن خواست من وارد نمی‌شود؛ زیرا این کار، هم با مسئولیت من به عنوان انتخاب‌کننده و آفریننده زندگی خودم منافات دارد و هم با عدل الهی. خداوند تنها خالق این هستی و تنها قدرت جهان است و همه جا و همیشه حضور دارد؛ ولی مسئول انتخاب من، مسئول اعمال من یا مصلحت‌خواه من نیست، همان طور که بدخواه من نیز نیست و بجای من هم انتخاب نمی‌کند یا انتخاب خودش را به من تحمیل نمی‌کند. خداوند منشاء خیر و در عین حال، بی‌طرف است. شرّ از من به من می‌رسد: با باورهای نادرست، با اعمال نادرست با عدم اعراض از شیطان. این قانون جهان است و تنها شکلی از قانون است که می‌تواند منصفانه باشد. این من هستم که می‌توانم فارغ از گذشته یا وضعیت فعلی‌ام، فارغ از محیط زندگی‌ام، فارغ از اراده یا نیّت دیگران و فارغ از همه عوامل ریز و درشت دیگر، فقط و فقط با تغییر باورهایم و تلاش در جهت اصلاح و تقویت باورهایم و تلاش و اعمال فیزیکی هم‌جهت با باورهایم، می‌توانم به آن‌چه می‌خواهم برسم. این عدالت خداوند است که با این قانون، به هر کس این امکان را می‌دهد که در هر جایی که خودش می‌خواهد و خودش را لایق می‌داند و در جهت آن تلاش می‌کند، قرار گیرد. به قول مولانا:

    «این جهان کوه و است فعل ما ندا؛ سوی ما آید نداها را صدا».

    من باید از فرصتی که به نام زندگی به من داده شده استفاده کنم و با بکارگیری قوانین این جهان که همان مشیّت الهی است، آن‌چه را که در زندگی می‌خواهم و مایلم که تجربه کنم را بیافرینم و بدانم که خداوند همان را که من اراده کرده‌ام، اراده می‌کند و با موقعیت‌ها و شرایط و افراد و روش‌هایی که شاید من حتی ندانم و یا تصورش را هم نکرده باشم، خواسته من را محقق می‌کند. پس لزومی ندارد که به چطور و چگونه فکر یا تمرکز کنم؛ بلکه باید بر تداوم احساس خوب و استمرار در تلاش و اتکا و ایمان واقعی به خداوند و توکل به او و باورهای عمیق قلبی، اقدام کنم. «راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست».

    خداوندا من در این مسیر، فقط به تو ایمان دارم و فقط به تو توکل می‌کنم و فقط از تو یاری می‌جویم. خدایا به من بصیرتی بده تا بتوانم آن‌چه را برای من خیر است تشخیص دهم به من ایمانی بده که خودم را از غیر تو بی‌نیاز بدانم و به من توانی بده که بتوانم در جهت خواسته‌های قلبی‌ام عمل کنم و هر آن‌چه می‌خواهم را بسازم و ایجاد کنم؛ زیرا اول و آخر و ظاهر و باطن تویی و ایمان و توکل به تو را هم، تو به من دادی و این اراده تو بود که به خواست من برای فرصت تجربه زندگی جامه عمل پوشاند. پس ای آن که نور عشق به خودت را به من تاباندی و من را عاشق خودت کردی و من را از نیازم به خودت آگاه کردی، به خواست این مومن به خودت جامه عمل بپوشان و من را به مقام بندگی خودت برسان و من را به راه کسانی که به آنان نعمت دادی هدایت کن؛ زیرا تو منشاء عشق و مهربانی و نیکی هستی و دعوت خواهندگانت را می‌پذیری. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
      مدت عضویت: 978 روز

      برادر احتشام عزیز سلام باتوجه به مدت عضویتی که من از شما دوست توحیدی وعزیز میبینم چقدر زیبا چقدردلنشین چقدر عالی گفتی و نوشتین قطعا این الهامات خداوند عزیزبوده که این چنین قشنگ وشیبا نوشتی درود بر شما دوست گل من بسیار خوشحال شدم ازاین درک زیبا تون براتون آرزوی موفقیت دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    آبتین حسینی گفته:
    مدت عضویت: 4097 روز

    درود خداوند بر تو استاد عزیز

    کاملا با دیدگاه شما موافقم

    شما بی نظیری

    خانم شایسته چرا انرژی نداره؟

    انگار بی حاله اینجا

    استاد عاشقتم من

    چقدرم خوشتیپ شدی استاد ماشالله

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️👌🏻🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹👌🏻👌🏻🌹🌹🌹🌹👌🏻👌🏻👌🏻👌🏻

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1657 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش

    من هم تجربه مشابه دارم هر جا رو خودم وخدا حساب باز کردم جواب گرفتم وهر جا دیگران رو تو ذهنم بزرگ کردم وخواستم اونها کاری برام بکنن به در بسته خوردم وشوکه شدم

    این شرک مخفی اینقدر پاشنه اشیل بزرگی هست که به راحتی شناخته نمیشه ومنطقی که پشتشه خیلی بزرگه

    کلااین جور اموختیم که پارتی .روابط وپول همه کارها رو پیش میبره وتا وقتی که این باورهای اشتباه کنار نره توحیدی نمیشیم باید خیلی جدی انها را شناخت وباور توحیدی ساخت که خدا همه کاره س ودر مسیرش حرکت کرد وایمان داشت تا معجزات رخ بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: