مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟ - صفحه 1 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟609MB42 دقیقه
- فایل صوتی مصاحبه با استاد | منظور از"سیستمی بودن رفتار خداوند"، چیست؟40MB42 دقیقه













به نام فرمانروای آسمان ها و زمین
سلام به استاد عزیزم ومریم شایسته عزیزم
سلام به دوستانی که کامنت منومیخونند و در مسیر یادگرفت های بیشتر ودرک حقیقت هستند مثل من
چقدر جالب بود این قسمت. اصلا انگار برای حال و هوای این روزهایمنفایل ها داره میاد روی سایت.ممنون از دوستانی که سوالات خوب پرسیدند که باعث این همه گسترش و مرور آگاهی ها بشه تا به یاد بیاوریم حقیقت رو…
سوالی که پرسیده شده بود درمورد یک آیه بینظیر در قرآن
«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أجیب دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبوا لی وَ لْیؤْمِنوا بی لَعَلَّهمْ یَرْشدون»
این بود که:در مورد آیه بالا خداوند میگه به شرطی که شما هم منو اجابت کنید من شما رواجابت میکنم.
چطور میتونیم خداوند را اجابت کنیم؟ منطور این آیه ازاجابت کردن چیه؟
پاسخ سیدحسین عباسمنش:
رابطه ما با خداوند یک رابطه دوطـرفــه است.
استاد در ادامه گفتند که من یکسری مباحث رو در ایران شروع کردم که قبل از من کسی صحبت نکرده بودیا لااقل من نشنیده بودم.من اومدم درباره سیستمی بودن رفتار خداوند صحبت کردم. اینکه خداوند یــک انسـان نیست که بگیم یک آدمی هست که احساساتی میشه و دلش می سوزه برات. اغلب اینطور فکر می کنند که خدا یکنفری هست که اون بالا نشسته که هر وقت حال کنه به این میده و هر وقت حال نکنه نمیده. و این نگاه از نگاه انسانی ما میاد و کاملا اشتباه است.
———————————
این خطای شناختی رو همه ی ما بارها و بارها مرتکب میشیم چون ذهن مادی ما دوست داره برای درک کردن همه چیز رو در قالب و چهارچوب خودش بیاره تا براش قابل فهم بشه و واقعا نمیشه یک چیز غیر مادی رو در مادی به درستی درک وتوصیف کرد. پس ما همیشه باید حواس مون باشه و یادمون نره خدا مــادی نیست.خدا فراتر از مــاده و جــسـم هست. خدا چیزی فراتر از ذهن و عقل ماست و شاید فقط قلب و روح ما اونو میتونه تا حدی درک کنه.
در ادامه نگاه سیستمی داشتن بخدا و بررسی کلمات کلیدی قرآن استاد به یشا و یرید اشاره میکنند که میگن اینا از موضوع های مهمی در قرآن هستند. شئ: مشیـت خداوند هست ارادَ:خواسـت خداوند هست
استاد یک اشاره به اون زمانی که این ایده رو در سمینارهاشون مطرح میکردند.و بهش توهین میشده و یا برچسب وهابی بودن و …میشده رو گفتند. درس و نکته این داستان و حرف استاد بنظر من این بود: طبق قانون عمل و عس العمل، طبق قوانین ثابت الهی و سیستمی عمل کردن خدا، طبق قانون ارتعاش و فرکانس و جذب. هــر کسی بخواهد به کسی توهین کنه یا برچسب بزنه، در حقیقت داره به خودش ضــربه میزنه نه به اون شخص. ما تاثیری روی زندگی بقیه نداریم مگر اون شخص اجازه بده تا این صحبت ها روش تاثیر بذاره و وارد اون فرکانس بشه
—سیستمی بودن رفتار خداوند به این شکـله که: شما با توجه به افکارت، با توجه به باورهات، با توجه به رفتارت داری از خداوند نتیــجه میگیری. استاد مثال دوقلوهای یکسانی رو زدند با وجود در همه چیزی کسان بودن شون، خانواده و شرایط زندگی وحتی جسم شون امــا دونفر با این حد شباهت بــا نگاه و دیدگاه ونگرش متفاوت میتونند هرکدوم نتیجه های متفاوت بگیرند.
—-استاد برای باز شدن سیستمی عمل کردن جهان مثال آبمیوه گیری رو میزنند. آبمیوه گیری هم یک سیستم هست که بهش هر ورودی بدی همون خروجی رو بهت تحویل میده مثلا بهش سیب بدی بهت آب سیب تحویل میده. سیب بدیم آب هویج تحویل نمیگیریم چون سیستم بر اساس دریافت ورودی و طبق مکانیزمو قوانینی که داره فقط عمل میکنه نه اینمه دلش بسوزه بگه خب طفلی خیلی آب سیب خورد حالا یک لیوان آب هویج بهش تحویل بدم تا خوشحال بشه.
—-درخواســت ما به جهان درخواست کلامی نیست، درخواست فرکانسی هست. مثلا به خدا بگــیم خدا به ما پول بده بعد خدا هم بگــه چـشم. مــا باید باورهامون درباره پول عوض بشه تا رفتار جهان نسبت به ما عوض بشه و نتیجه تغییر کنه
تو آیـه بالا اولین باوری که خدا درباره خودش به ما یاد میده ایــنه من نزدیــکمچون هممــون فکر میکنیم خدا خیــلی دوره؛ اون بالا بلاهاست، ما کجا وخدا کجا….
استا در ادامه یاد یک خاطره ایی افتادند و وقتی تو حرف هاشون میگفتن خدا اینو به من گفت نسبت به این کلمه خیلی گارد بود و میگفتن مگر تو پیامبری،مگر تو از ائمه هستی، مگر خدا با تو حرف میزنه. و جواب بسیار منطقیو قابل تامل استاد این بوده که حدا به زنبـور ومادر موسی وحــی کرد مگر اونا پیامبر بودند.
خدا برای اینکه این آیه
فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا
سپس پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن الهام کرد (۸) سوره شمس
کلی قسم میخوره به خورشید به ماه به آسمان به زمین به روز به شب به نفس قسم میخوره و بعد میگه به اونا الهام کرد پرهیزکاری و پلیدی شون رو…(البته باید بیشتر درمورد واژه الهام در قران باید تحقیق کنم)
استاد در ادامه گفتن خدا رو فراموش میکنیم که دو حالت داره:
چه در دوره بدبختی که خدا رو فراموش میکنیم ومی رویم سراغ غیرخدا
چه دردوره غرور خدا رو فراموش میکنیم و فکرمیکنیم که خیلی دوره و عصــیان میکنیم ولی فقط بدونی خــیلی نـزدیـــکه نه عصیان گر میشی و حس گردن کلفتی میکنیم نه اینقدر بدبخت میشیم که بریم سراغ غیر خداچــون خدا خیلی نزدیکه به همه ی مــا. میدونیم که اگر از مسیر خارج بشیم با کسی تعارف نداره و هیچ رحم ومروتی درکار نیست. این نزدیک بودن این پیام رو از نطر استاد داره.
منم با این دیدگاه استاد موافقم و دلیل دیگه ایی که به ذهنم خودم برای نزدیک بودن خدا تو ذهنم دارم اینه که ما خودشیم، ما جزئی از خدا هستیم پس چون اینقدر خودش هستیم خطا بریم یا درست بریم. در جهت خدا باشیم یا خلاف جهت سریع جهان بازتابش رونشون میده که یکی از اون حسگرها همون قلب ماست و احساس ماست که نشون میده مادر جهت خداوند و اصل وجودی خودمون در حرکتیم یا در خلاف جهت اون….خیلی باید قلب مون رو پاک و زلال کنیم تا بشنویم تا ببینیم تا درک کنیم درمسیر خالق بی انتها بودن چه حسی داره.واقعا حس خوبیه. واقعا اون حس لذت بخش و فرح بخش و عمیقی در وجود همه ی ماست که باید سعی کنیم به اون حس برسیم بیشتر و بیشتر و اونوقت هست که میفهمیم خدا چقدر به ما نزدیکه و فکر نمیکنی بقیه هم از تو جدا هستند و حس یکی بودن خاصی بهت دست میده.خدایا ممنونم که مینویسم.این نزدیک بودن خیلی پیام داره خیلی…
خداوند میگه اُجیبُ مــن همواره در حـال اجابت کردن درخواست های شما هستم. خدایا ممنون. خدایا ازت با تمام قلبم سپاس گزارم که همواره در حال اجابت کردن هستی پس به من یاد بده که منم تو رو همواره اجابت کنم. منم درخواست کنم،دعاکننده باشم. همواره تو مسیر تو باشم و همواره بتو ایمان بیاورم همواره تو مدار تو باشم.
بله خدا جون به شیطان اجازه دادی تا بیاد آدم ها رو گمراه کنه امــابهش گفتی هـرگـز تسلطی بر بنـــدگان من نخواهی داشت
خدایا من به معنای واقعی کلمه بنده میخوام بنده تو باشم.عبد تو باشم. کسی باشم که داره بنــدگی اربابش رومیکنه.
خدایا کمکم کن تا در عمق جانم بنده بودن را یادبگیرم و همواره بنده تو باشم و تو و تنها تو ارباب تمام من باشی.خدایا تنها از تو یاری میجویم و تو را میپرستم پس منو جز بندگان مقرب خودت وبندگان صالحو شایسته خودت قرار بده چون من میخوام نه فقط زبونی که میخوام بارفتار و باورهام.
دوست نزدیکتر از من به من است وین عجبتر که من از وى دورم
خدایا منو به خودت نزدیک کن همواره و همیشه
سلام.
سلام به استاد عباسمنش
سلام به خانم شایسته
سلام به تویی که داری این کامنت رو میخونی،چه الآن، چه ده ها سال دیگه.
امروز 3 سال میگذره از روزی که اومدم تو این سایت و عضو شدم و مروری بر این سالها باعث میشه بدونم چه مسیری رو برم
روزای تلخ و سخت زیادی داشتم و از چه مسیری گذشتم…
روابط نابود با همسر سابقم
شرایط مالی افتضاح
اعتماد به نفس داغون
کلی آرزو که یکی یکی داشتن حسرت میشدن
و بینهایت راههای رفته و در های زده که هیچکدومشون منو به آرامش و به خواسته هام نرسوند.
ای رب العالمین تو بر قلمم جاری شو…
روزایی بود که بعد از کار وقتی میخواستم برم خونه ،حسه دانش آموزی رو داشتم که تکالیف ریاضی اش ر و انجام نداده و زنگ بعد باید بره سر کلاس ریاضی بشینه،همونقدر بلکه ده ها برابر بیشتر بی میل و رغبت برای رفتن به خونه ای چیزی جز احساس بد نبود بخاطر روابط نامناسب با همسر سابقم
روزایی بود که برای دیدنه پدر مادرم دلم تنگ میشد اما چون پول کرایه نداشتم نمیتونستم مسافت 2 ساعته رو برم ببینمشون و یک درد عمیق تو قلبم مینشست و سکوت میکردم
روزایی بود که با بیبیینهایت خوبی مورد تحقیر و تمسخر قرار میگرفتم و مسیر های اشتباه رو رفتم ،تا جایی که اینقدر دردسرو مشکل برای خانواده ام ایجاد کردم که پدرم بااارها و بااارها بهم میگفت خوشبحال فالی که بچه دار نشد
روزایی بود که منی که قلبم به نفس های پدرم وصل بود ،همون پدر بخاطر مشکلاتی که من داشتم میگفت کی میشه دیگه بمیرم راحت بشم!
روزایی بود که بخاطر نداشتن اعتماد به نفس یکی از همکارام تو صورتم نگاه میکرد و میگفت تو اگه مرد بودی نمیزاشتی ییک هر دقیقه برا پول بهت زنگ بزنه و جوب گوشیتو ندی و من چیزی جز سکوت نداشتم برای حرفش!
و دردهایی که از قلبم رفت اما همیشه تو ذهنم میمونه و من میدونم و خدایی که…
یک بیچاره ی تمام عیار بودم
وقتی میفهمی بیچاره یعنی چی که از چند زاویه مشکل سنگین داشته باشی وهیییچ تکیه گاهی نداشته باشی
تا اینکه چنگ زدم به ریسمانی که نمیدیدمش
اما چون راهی جز اون نمونده بود چسبیدم بهش
و اون ریسمون تنها کاری که برام انجام داد اوایلش آرامش قلب بود
احساس دلگرمی بود
احساس امنیت بود
احساس دلداری بود
چیزی که بیشتر از هر چیزی نیازش داشتم
کم کم اون ریسمون رو محکم تر گرفتم و برآب گرفتن اون ریسمون باید دستات خالی باشه چیزه دیگه ای تو دستات نباشه وگرنه اون ریسمون از دستت ول میشه و من هرآنچه که تو دستم بود از جمله امید به خانواده امید به عموم که قول شغل خوب بهم داده بود،از جمله همسر سابقم که تو چشمای خدا نگاه کرده بودم و به خدا گفتم که من این شخص رو بیشتر از تو دوست دارم
از جمله تفریحات و پسر عموها و…
کم کم قلبم و دستام به آرامش اون ریسمون عادت کرده بود،جوری که مثله نابینایی شده بودم که عصای سفید دستش بود،شبا موقع خواب بغلش میکرد و تا جایی که دیگه هیچ چیزی جز اون ریسمون رو نمیخواست تو دستاش بگیره.
من خدا رو محکم مغل کردم جوری که از ترس جدا شدن ازش و گمش کردن، هیچ کجا رو نگاه نمیکردم.
من عضو سایت استاد عباسمنش شدم.
میتونم قسم بخورم 50 ٪زمانم تو قسمت عقل کل بودم و سوال میپرسیدم،سوال میخوندم، و میخوندم و میخوندم…زندگیم شده بود سایت عباسمنش دات کام
تو اون روزا سال 99یه مشتری داشتم که 27 میلیون پول بیعانه ازش گرفتم و 6 ماه دووندمش و آخر سری گفت یا با دوستی بیا کارمو انجام بده یا حساب کتابمون با اسلحه است،و من مطمئن بودم که اگه کارش رو انجام ندم حرفش رو عملی میکنه
یه نگاه به خدا کردم و گفتم تو جوابش رو بده و 1 ساعت بعدش داداشم زنگ زد گفت از این لحظه به بعد طرف حساب اون آقا، منم!
من کارشو انجام میدم و تو فکر کن اصلا همچنین آدمی وجود نداره!
و بعد از چند ماه که از داداشم پرسیدم که چکار کردی گفت اینقدر باهامون صمیمی شد که زنگ میزنه میگه بیا پیشمون سر بزن ببینیمت.
روزها گذشت و من به اینکه اول کدوم یکی از مشکلاتم رو حل کنم فکر میکردم،چجوری همزمان هم مشکل مالی،روابط اعتماد به نفسم رو پیش ببرم تا اینکه استاد برای عید نوروز ففکنم سال 1400 یه فایل گذاشتن رو سایت و گفتن سالی 1 هدف یا نهایتا2 تا هدف رو انتخاب کنید و پیش ببرید و گفتم خدایا اول رو کدوم هدفم کار کنم گفت اول روی شغل دلخواهم تمرکز کن.
من از بچگی عاااااشق مذاب بودم
مینشستم آتشفشان هارو نگاه میکردم و کیییف میکردم
اون روزا تو شرکت فولاد خوزستان کارگر بودم، عموم قول داده بود که اگه گواهینامه لیفتراک بگیرم میبرم جایی که حقوقم 16 میلیون بشه،وقتی گواهینامه لیفتراک رو گرفتم گفت گواهینامه ی لودر رو بگیر این سری حتما میبرمت و برش دادم و کارت نباشه و وقتی گواهینامه ی لودر رو گرفتم و چند بار بهش زنگ زدم با حالت ناراحتی گفت من دیگه از اونجا رفتم خودت میدونی و من اونجا نیستم…
با زانو زمین خوردم و گفتم خدایا چکار کنم!؟
گفت بیا بغل خودم
هرچی میخوای به خودم بگو اونارو ولشون کن!
چیه!
چی میخوای!؟
گفتم میخوام راننده لودر بشم تا حقوقم بشه ماهیانه 16 میلیون و بعنوان نیروی مستمر استخدام بشم !
گفت چرا نمیخوای قراردادی بشی!؟
گفتم یعنی چی!؟
گفت ازم بخواه تا قراردادیت کنم تا حقوقت بجای 16 میلیون بشه 26 میلیون و سالانه!
اون زمان حقوقم 6 میلیون بود!
بهم گفت شرکت فولاد خوزستان زمینش ماله منه
خاک معدنش ماله منه !
مالکش منم!
من مدیر عامل شرکت فولاد خوزستانم.
من مسؤل استخدامشم!
من همه کاره ام نه عموت
نه مدیر عامل
زیاد ازم بخواه!
مگه شک داری به تواناییهام!
مگه فکر میکنی این چیزایی که بهت گفتم دروغه!
برو قرآن رو بخون!
دیدم تو قرآن نوشته
زمین و آسمان و هرآنچه که بین این دو هست مالکش خداست
ما میگیم باش و موجود میشود
دست من بالاترین دست هاست
من نزدیکم اجابت میکنم درخواست درخواست کننده را
ما از آنچه که در سینه دارید آگاهیم!
قلبم محکم شد!
بیل میزدم و اشک میریختم
راه میرفتم و اشک میریختم
حرف میخوردم قلبم رو به خدا وصل میکردم و اشک میریختم
مسخره ام میکردن بابت هدفم ولی من بغض میکردم و دلم برا خدا میسوخت میگفتم اینا نمیدونن که تو زورت بیشتر از آدماست!
اینا فکر میکنن این شرکت و این پولا و این زمین ماله آدماست!
میدونی چیه!
وقتی قلبت به خدا وصل بشه خدا چشمت رو باز میکنه
قلت رو باز میکنه
فهمت رو گسترش میده!
وقتی حاشیه هارو بزاری کنار و توحیدی بشی دنیا رو یه جور دیگه میبینی
از هر چیزی الهام میگیری
نمیدونم چقدر میتونی باور کنی حتی برنامه های تلوزیون چیزایی رو نشون میده که به تو انرژی و قدرت بده یا راه رو نشونت بده برای ادامه ی مسیرت
وقتی تماااامه قلبم توحیدی شد، و دستای خالیم رو جلوی خدا دراز کردم و زود دستامو جمع نکردم بزرگترین اتفاقی که قلبم رو محکم کرد افتاد!
فایل روزا در کلام هاوس…
اون فایلها مخصوصا فایل روزای عزیزم قلللللبم رو باز کرد بقدری من رو به مسیر امیدوار کرد که انگار دری از بهشت رو نشونم دادن و بعد از حدودا 6 ماه منی که حقوقم 6 میلیون بود،آرزوی حقوق 16 میلیونی رو داشتم حقوقم شد 26 میلیون با سالانه حدود 50 میلیون پاداش و قراردادی شدم!
بقدری این اتفاق بزرگ بود که هرررکس که من رو میدید تو فامیل حتی خانم هایی که نسبت دوری داشتن میگفتن کارت مبارک باشه!
اینقدر که واکنش داشت تو فامیل شغلم ،ازدواجم اونقدر واکنش نداشت!
و معجزه ی استخدامم رو تو یکی از فایلهای استاد کاااملا واضح نوشتم.
بعدش گفتم خدایا حالا روی چه مشکلی کارکنم!؟
گفت عزت نفس!
اما من اشتباه روی روابطم کار کردم و بعد از 2 سال که عمرم رو گذاشتم، وقتم رو گذاشتم و کلی زور زدم روابطم درست نشد که هیچ بدتر و بدتر هم شد یک جهههنمی که حتی خوشحالیه شغل جدیدم بهم لذت نداد!!!
تا اینکه فکنم پا سال یا امسال با شروع سال جدید اون تعهدی که باید میدادم رو دادم و شروع کردم روی اعتماد به نفسم کار کردن و خریدن دوره ی عزت نفس ،و باز هم طبق حرف قبلیم وقتی تو تمااامه تمرزکت رو بزاری روی یک موضوع، حاشیه هارو ناااابود کنی و بزاری کنار،جهان تو رو هل میده به سمت خواسته ات!
و معجزه ی بزرگ دوم رقم خورد:
دوره ی احساس لیاقت
استاد یه چیزی رو میخوام بگم و الان که دارم این حرف و میزنم خنده روی لبامه و یه معذرت خواهی بهت بدهکارم اما خداوکیلی من مقصر نیستم من به حرفت عمل کردم تقصیره همسر سابقم بود!!!
تو جمله ی اول فایل دوره ی احساس لیاقت شما بشدت تأکید دارید که هیییچ تصمیم بزرگی نگیرید تو این دوره تا زمانی که این دوره رو کامل کار کردید و طلاق و ازدواج و شراکت و…رو بزارید بعد از اتمام این دوره زود هیجان زده نشید!
اما اینقدر من با تمامه قلبم این دوره رو اجرا کردم تو زندگیم که در عرض 1 ماه کار کردن روی دوره به خدای واحد قسم همسری که میگفت مهریه ام رو ازن میگیرم و مگر اینکه جنازه ام رو از این خونه ببرن بیرون وگرنه من خونه مو ول نمیکنم. همون خانم خودش وسایلش رو جمع کرد و با پای های خودش بدونه اینکه ووووچکترین بحثی پیش بیاد رفت و رفت و رفت…
عااااح…
استاد عباسمنش عزیزم…
اون آدمی که چند خط اول از درداس و از مشکلاتش و از بیچارگی اش نوشتم الآن دیگه بیچاره نیست…
الآن پدرم میگه اگر میدونستم همه ی بچه هام مثله تو میشدن 10 تا بچه میوردم
الآن وقتی مادرم که از درد دستش گریه میکردو میگفت کاش دستم بشنکنه و گچش بگیرن از درد و رنگش زرد بود،بردمش دکتر و دکتر گفت 70 میلیون هزینه ی عملش هست و تا چند روز دیگه بیشتر اهواز نیستم میرم انگلستان،و پدرم و داداشم حسابشون خالی بود کارت عابر بانکم رو دادم دسته داداشم گفتم 100 میلیون موجودی داره همه رو هزینه کن واسه مامانم
الآن وقتی بابام میخواد ماشین بخره 20 میلیون پول بهش میدم دستش باشه و دستش خالی نباشه
الآن زنگ میزنم داداشم که اگه دستت خالیه بهم بگو و میرم 2 تا کارت عابر بانک بهش میدم میگم 60 میلیون موجو ی داره همه رو خالی کن دستت باشه
الآن پدرم رو میبرم فروشگاه فولاد میگم هررر لباسی که میخوای بردار
الآن خودم به طلبکارای گذشته که یادشون نیست که ازم پول میخوان زنگ میزنم میگم شماره حساب بفرستید پولاتون رو بدم
الآن هر ساعتی که بخوام برم استخر رایگانه،ورزش رایگانه دکتر 80٪رایگانه ورزشگاه رایگانه و…
الآن وقتی پدرم بخاطر کمر دردش اذیته 10 روز میبرمش اصفهان و شهرکرد پیشه بهترن دکترای ایران
الآن وقتی از شهرستان پیشه پدر مادرم برمیگردم دلشون تنگ میشه برام و زودی میان اهواز پیشم
یادمه بقدری بدم میومد از فضای خونه که بیشتر از حد مجاز میموندم اضافه کار، جوری که مسئولم تو بیسیم جلوی همه گفت خستگیت ماله اینه که بیش از حد میمونی سرکار اما الآن به سختی میمونم اضافه کار چون از اومدن تو خونه ای که تنهام لذت میبرم.
استاد عباسمنش این مسیر یک مسیر عجیبه
میای دنبال پول همسر خوب،و…اما خدا رو پیدا میکنی و اونوقت به همه چیز میرسی…
تو این 3 سال که تو این سایت بودم روزای سخت زیادی داشتم
روزایی که میبریدم و اما باید ادامه میدادم
روزایی که هیچ نوشته ای از بهتر شدنه شرایط نبود اما باید ادامه میدادم
روزایی که همه برخلاف اونچیزی که تو سایت گفته میشد رفتار میکردن و تو رو به شک مینداخت اما باید ادامه میدادم
روزایی که میگفتم خدا نکنه نتونه مشکلم رو حل کنه!؟
روزایی که شیطان میگفت خدا در مورد مسائل مالی میتونه کمک کنه اما در مورد روابطتت که چیزی تو قرآن نگفته اما من باید ادامه میدادم
خیلی از روزا ترسیدم
خیلی از روزا واکنش نشون دادم به اتفاقای اطرافم
من اگه بخوام مهترین عامل رسیدن به خواسته هامو بگم اولیش توحیده
دومیش کنترل ذهن و در احساس بد نموندنه
سومیش تو احساس خوب موندنه وه مهمترین ابزارش شکرگزاری و توجه به خوبیها و زیبایی هاست
چهارمیش هر روز مرور کردنه اهرم رنج و لذته
پنجمیش دوری کردن از حاشیه هاست
ششمین تمرکز 100٪روی اهدافه
هفتمیش استمرار و متعهد بودن روی مسیره
هشتمیش استفاده از الگو هاست
و گل سر سبد همه چیز، درک قانون احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب
احساس بد مساوی با اتفاقات بد
من دیروز رفتم مطب دکتر و به منشی گفتم این فاکتور ویزیت ماله پارساله لطفا برای امسال برام بنویسید،بعد با حالت عصبانیت و بد خلقی گفت نمیشه آقا!
نمیشه بعد واضح تر توضیح دادم باز برخورد مناسبی نداشت منم گفتن باشه خانم اصلا یه نوبت برام بزنید!
بعد با لحنی بد گفت شما برو اونور بشین تکلیفت رو با خودت مشخص کن چی میخوای!؟بعد یه خانم رو صدا زد شروع کرد به صحبت کردن با اون و گفتم خانم من فقط یه فاکتور ویزیت میخوام!بعد دستشو بلند کرد با حالتی که یعنی حرف نزن دادم با یکی دیگه حرف میزنم با حرف زدنش با اون خانم ادامه داد
ایییینو که گفت عصبانی شدم اما من وقتی عصبانی میشم سکوت میکنم و تو دلم گفتم تو با این قیافه ات خوبه دکتر نسدی خدا دیدت که یه کاره ات نکرد آدمه مزخرفت!
بعد از 10 ثانیه تو قلبم گفتم استپ! استپ!من شروع کردم تو همون چند لحظه احساسم رو کنترل کردن
من سکوت کردم و ایستادم همونجا کنار میز منشی بعد از 1 دقیقه که حرفاش با اون خانم تمام شد نگام نکرد گفت:
خوب آقا بفرما!
گفتم من یه ویزیت میخوام هزینه ی ویزیت هم تقدیمتون میکنم!
گفت ففققط فاکتور ویزیت بهت میدما!
نمیزارم بری داخل دکتر ببینت!
گفتم اشکال نداره من اصلا نمیخوام برم داخل فقط فاکتور رو میخوام
گفت باشه فاکتور رو برات مینویسم ولی بابد بمونی تا دکتر بیاد!
گفتم باشه میمونم منتظرشون.
دیدم فاکتور رو نوشت، دادش به همکارش گفت برو تو اتاق دکتر مهرش کن!
رفت تو اتاق دکتر مهرش کرد و اومد بهم دادش، خواستم برم با حالت مهربونی و یه لبخند گفت نمیخوای بری داخل دکتر ببینت!؟
گفتم نه نیاز نیست
گفت یعنی اصلا نمیخوای بری ببینی وضعیت زانوت چطوره!؟
(منتظر بود بگم باشه تا بفرستم داخل!!!)
گفتم نه خودم میدونم وضعم چطوره رباطم پاره است بعد با حالت اینکه بخواد بگه در هر صورت من در خدمتم،سرش رو کج کرد دستاشو به هم زد گفت باشه و بعدش با نهایت احترام خدافظی کردیم..حالا من چرا این مثال رو زدم!؟
چون چند ماه پیش یه فایلی از استاد دیدم در زمینه ی کنترل ذهن که رفتم بود بانک و تقریبا همچنین شرایطی براشون پیش اومده بود.
یعنی میخوام بگم اگر فایلی میبینیم ،زمانی دیدنه اون فایل ارزش داره که بتونیم تو شرایط مشابه اجراش کنیم تو زندگیمون.
در نهایت توی سومین سال حضورم تو این سایت قلبا از هر عزیزی که جواب سوالم رو داد برام دیدگاه نوشت تحسینم کرد،دعای خیر برام کرد،امتیاز داد و یا به اندازه ی سر سوزنی به رشد این سایت کمک کرد از قلبم تشکر میکنم، اینم بگم هممممه ی کامنتهایی که برام مینویسید رو میخونم اما توان پاسخ دادن به لطف شما رو ندارم تنها شکلی که میتونم محبتتون رو جبران کنم،رشد خودم و نوشتن تجربیاتم هست.
دوست دارم با قلب بزرگ قرمز…
سَلامٌ عَلى إِبْراهِیمَ «109» کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ «110» إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ «111»
درود و سلام بر ابراهیم. ما این گونه نیکوکاران را پاداش مىدهیم همانا او از بندگان مؤمن ماست.
سوره صافات
اقا ابراهیم خیلی دوست داریم
من یک سال و نیمه کامنت های توحیدی شما را مطالعه میکنم و ب دیگران بازگو میکنم که چطور استخدام شدی تو فولاد و کلی تحسینت کردم دمت گرم
این کامنت شما رو دیشب ساعت 2 خوندم و میخکوب رو صندلی شدم
نمیدونم چی شد قران و باز کردم این سوره اومد
==========================
سوره فتح
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
إِنَّا فَتَحْنَا لَکَ فَتْحًا مُبِینًا﴿١﴾
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
به راستی ما برای تو پیروزی آشکاری فراهم آوردیم؛ (1)
2
لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَمَا تَأَخَّرَ وَیُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَیَهْدِیَکَ صِرَاطًا مُسْتَقِیمًا ﴿٢﴾
تا خدا [با این پیروزی آشکار] آنچه را [به وسیله دشمنان از توطئه ها و موانع و مشکلات در راه پیشرفت دعوتت به اسلام] در گذشته پیش آمده و آینده پیش خواهد آمد از میان بردارد، و نعمتش را بر تو کامل کند، و به راهی راست راهنمایی ات نماید؛ (2)
3
وَیَنْصُرَکَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِیزًا ﴿٣﴾
و خدا تو را به نصرتی توانمندانه و شکست ناپذیر یاری دهد. (3)
4
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لِیَزْدَادُوا إِیمَانًا مَعَ إِیمَانِهِمْ ۗ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ وَکَانَ اللَّهُ عَلِیمًا حَکِیمًا ﴿۴﴾
اوست که آرامش را در دل های مؤمنان نازل کرد، تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید. و سپاهیان آسمان و زمین فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست؛ و خدا همواره دانا و حکیم است. (4)
الان دارم کامنت مینویسم طلوع خورشید و دارم میبینم
ب خالق روز و شب ب خالق خورشید و ماه قسم میخورم
یکی بهم گفت سوره فتح و بفرست ب ابراهیم زود باش زود باش
من نمیدونم ابراهیم جان چه خبره
اما یه امتیازی پیش اوس کریم داری آ خوش ب سعادتت برادر
امیدوارم با اون دلفین قشنگت شریک زندگی تو سوار کنی و لذت ببرید از نعمت های خداوند
هر جا هستی شاد و سبز و ثروتمند باشی
علی برزگر
1403/07/19
سلام به روی ماهت علی جانم.
نمیدونم چی بگم!
یه وقتایی یا اتفاقاتی میوفته که آدم نمیتونه حضمش کنه!
یعنی سختشه باور کنه!
من دو سه روزه ذهنم درگیره قضیه ی طلاق بود.
به هر حال آدم یه وقتایی تسلط روی ذهنش نداره، مخصوصا اینکه مورد تهمت قرار بگیره و ذهنم میگه که باید این کارو میکردی،یا اینکه اون حرف رو میزدی و…و میخواد خودش رو به دیگران ثابت کنه
اما سعی میکردم ذهنن رو آروم کنم و دو تا آیه همش تو قلبم میومد
1/دست خدا بالاترین دست هاست.
2/خداوند مکارترین مکاران است.
ذهنم خیلی اذیتم میکرد این چند روزه و در جواب نجواهای شیطان و اینکه تهمت های ناروایی بهم زده شد نگران بودم و میگفتم نکنه در آینده فلان موضوعی پیش بیاد،یا اینکه فکرم درگیر گذشته بود.
و حالا شما با این توضیحات که من دادم خدمتتون برید سوره ای که به قلبتون الهام شد که برام بفرستید رو دوباره بخونید.
وقتی میگم بعضی چیزا باورش یه مقدار سخته ،بخاطر اینکه که یه چیزی تو قلبم نگران کرده،بعد یکی دیگه دقیقا تو همون زمان،خدامیدونه از کجای کسور و با چه فاصلهی زمانی و مکانی ساعت 3 شب کلا خدا رو بهت میرسونه.
گفتی یه امتیازی پیش اس کریم داری اما منم بهت بگم علی جان ،خداکلام خودش رو به فرشته هاش میده که به دست بندگانش برسونه و تو دستی از دستهای خداوندی و به خودت افتخار کن!
هرکسی قلبش اونقدر باز نیست که کلام الله رو دریافت کنه!
چند روزه خدا هی بهم میگه سجده کن به درگاهم
در برابر من سجده کن
من قدرتمند ترین قدرتمندانم
نمیدونم چجوری بگم اما خیلی دوست دارم سجده کنم به درگاهش ،تا حالا اینقدر لذت بخش نبوده برام سجده کردن،یه ذوق خاصی دارم مثله ذوق رفتن با یک مسافرت بینظیر.
میدونی چیه!؟
آخه چطور ممکنه به خداوند ایمان نیاورد!؟
چطور ممکنه ازش فاصله گرفت!؟
اون با خنده و شوخی روز به برادرم گفتم به خدا قسم معجزات و اتفاقاتی که تو زندگی ما افتاد از حضرت ابراهیم و حضرت موسی بیشتر بود و بزرگتر بود!!!
اینجاست که من ایمانم قوی تر میشه به قرآن که میاد میگه:
ما از آنچه که در سینه دارید آگاهیم
و میاد یکی از سوره های قوت بخش قلب رو میگه به یک عزیزی که برات بفرسته و چندین قسم بخوره که بگه این سوره رو خدا بهم گفته برای ابراهیم بفرست.
علی جان قطعا حالی که دارم انرژیش به قلبت میرسه.
با قلبم دوست دارم
قَالَ هَلْ آمَنُکُمْ عَلَیْهِ إِلَّا کَمَا أَمِنْتُکُمْ عَلَىٰ أَخِیهِ مِنْ قَبْلُ ۖ فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
سوره یوسف 64
گفت: «آیا نسبت به او به شما اطمینان کنم همانگونه که نسبت به برادرش (یوسف) اطمینان کردم (و دیدید چه شد)؟! و (در هر حال،) خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است»
سلام بر دوست توحیدی و با عشق سایت بهشتی استاد آقا ابراهیم گل
برادر این ایه بالایی میدونی چی بود؟
اومدم کامنت و شروع کنم گفتم
خدای من یه ایه واسه اقا ابراهیم
میخوام
گفت استخاره من
این آیه سوره یوسف اومد
من نمیدونم قضییه این ایه با زندگی تو چیه اما میدونم
خداوند بهترین حافظ، و مهربانترین مهربانان است»
…………………………………….
آقا ابراهیم ممنونم بابت کامنت زیباتون و تشکر میکنم که منو دوباره هدایت کردی ب سوره فتح
چرا من دیروز این ایه هارو ندیده بودم الله اکبر الله اکبر
چندتا ایه دقیقا ب زندگی شما و زندگی من مربوط میشه
این ایه ها قشنگ دارن چشمک میزنند اینجا واست مینویسم
……………………………………..
یَدُ ٱللَّهِ فَوۡقَ أَیۡدِیهِمۡۚ
دست خدا بالای دست هایت
وَمَنۡ أَوۡفَىٰ بِمَا عَٰهَدَ عَلَیۡهُ ٱللَّهَ فَسَیُؤۡتِیهِ أَجۡرًا عَظِیمࣰا
کسى که به آنچه بر سر آن با خدا عهد بسته است وفادار بماند، پس به زودى [خدا] او را پاداش بزرگى خواهد داد
قُلۡ فَمَن یَمۡلِکُ لَکُم مِّنَ ٱللَّهِ شَیۡـًٔا إِنۡ أَرَادَ بِکُمۡ ضَرًّا أَوۡ أَرَادَ بِکُمۡ نَفۡعَۢاۚ بَلۡ کَانَ ٱللَّهُ بِمَا تَعۡمَلُونَ خَبِیرَۢا
بگو:اگر خدا بخواهد به شما آسیبى برساند یا بخواهد سودى برساند؛ چه کسى در برابر خدا براى شما اختیار چیزى را دارد؟ [هیچ کس] بلکه خداست که به آنچه عمل مىکنید آگاه است
…………...……...……..…….……
آقا ابراهیم من تا این جا تونستم سوره فتح و پیش برم
الله اکبر چقد آگاهی داشت چقد راحت ازش رد شدم ازت سپاسگزارم بابت این تلنگر ب موقع ات
دوباره با آیه های سوره فتح میام واست مینویسم
چون باعث میشه خودم قشنگ بفهمم بی نهایت سپاسگزارم ازت
تا یادم نرفته بگم
از استان قزوین شهرستان بویین زهرا روستای آراسنج پیام منو دریافت میکنی ب زودی میبینمت برادر عزیز
هوَ مَعَکُمْ أَیْنَ ما کُنْتُمْ
او با شماست هرجا که باشید
یا حق
20مهر1403
ساعت 23:52
سلام دوست عزیز
تکامل چیز عجیبیه نمیفهمیش ولی اروم اروم داره تغییرت میده, منم از عقل کل شروع کردم واقعا چقدر بحث مدارها عجیبه اون موقع اخرای سال 1400 بود و پشت میز کاراموزی بودم, مدارم اجازه نمیداد فایلهارو گوش بدم و پشت سیستم فقط عقل کل رو میخوندم و هربار اصلا شگفت زده میشدم, بعدش فایلهای هدیه, بعد شد تصویری سفر به امریکا, بعد عزت نفس, قدمها, پارسال دوره لیاقت و بعد یکسال عشق و مودت, خودمم موندم اصلا پول اینارو من قبلا نمیتونستم بهش فکر کنم ولی بقول خودت اون ریسمانه باعث شد نخوام به چیز دیگه ای فکر کنم ,اون ریسمانه وقتی بهش وصل میشی میگیره میکشدت بالا و میزارتت یه جای دیگه, یه جای بهتر به راحتترین شکل,
بارها اون ریسمان رو دیدم الانم هست, تا ولش میکنم میبینم دارم میفتم ته یه جهنمی که پر از درد و ناراحتیه ولی تا وصلش میشم منو میکشونه به سمت خودش, حتی نمیخواست خودمو بکشم بالا اون خودش اینکارو میکرد و فقط میگفت ولش نکن, انقدر از اون قعر میاره بالا که صدها کیلومتر ازش دور میشم و میبینم دورمو نور گرفته دیگه
چاره ای جز اون نیست
چیکار بلدن ادمها؟ اگه بلد بودند که جلو مردن خودشونو میگرفتند تا همیشه پادشاهیشون رو ادامه بدن, ولی حتی پادشاهها و سلطنتهاشون فانیه! در اخر فقط چندتا سنگ میمونه که شده محل بلیت فروشی برای یکساعت بازدید عموم
شاد باشی
سلام ب ابراهیم عزیز خوش انرژی سایت
این فایل نشانه ی امروزم بود
و کامنتت پاسخ سوالم
پیغامی ک دریافت کردم، باید باعشق ادامه بدم مسیر رو
چون قانون برای همه یکی هست و ثابت
خداوند همیشه پاسخ میده
قانون جواب میده چقد ایمانم و قوی تر کردی
مرسی ازت
این روزها هرجای سایت هدایت میشم کامنت های زیبا و پراز آرامشتو میبینم
اصن قلبم باز میشه اشکم جاری
وهی تحسینت میکنم
میگم دمت گرم ابراهیم
گل کاشتی
ببین زکیه عجب فرکانسش بالا رفته
این بخاطر استمرار در کار کردن روی باورها و شخصیت توحیدی قشنگه ابراهیم هست
آفررررین پسر
دمت گرم واقعا
عاشقتمممم
سپاسگزارم بخاطر اینکه اینقد عالی داری رو خودت کار میکنی
و چ ردپاهای زیبایی از خودت ثبت میکنی
و عجب الگوی فوق العاده ای هستی برای ما و ایمان مون و قوی تر میکنی ب این مسیر
ب قانون
ب خداوند
ب نیرویی ک هیچ برگی بدون اذنش از درخت نمی افته
و همه چی تحت سیطره و مالکیت ش هست
و مالک آسمانها و زمینه
و توانایی خلق زندگی رو داده دست خودمون
الهی صدهزار مرتبه شکرت
ب خدای بزرگ میسپارمت
و برات بهترینها رو از الله یکتا میخوام
و اینکه تولد سه سالگیت مبارک باشه ابراهیم جان:))
سلام به ابراهیم خلیل الله
عاقاااا من آخرش، بیناییم رو از دست میدم به خاطر اشکهایی که با کامنت های شما ریختم
امروز صبح که از خواب بیدار شدم متوجه شدم که حال روحیم اصلاااا خوب نیست، با همه کلی دعوا کردم
بعدش نشستم، پیش خودم گفتم چرا من اینهمه حالم بده
چرا من 13 سال از دیدن پدر و مادرم محروم شدم، نه اینکه فوت کرده باشن، نه، به خاطر مسائلی با هم ارتباط نداریم
چرا نباید اون نتایج دلخواه مالی رو بگیرم
ووووو
شیطان دست به کار شده بود.
گفتم دیگه فایل هم گوش نمیدم، کامنت هم نمیخونم
بعد از چند لحظه که به ناتوانی رسیدم، نمیدونم چطوری سر از این کامنت شما درآوردم
برای من شدید همون کور سوی امید در دل تاریکی های ذهن، دوباره انگار خدا دستم رو گرفت و از اون حال بد نجاتم داد
مرسی از شما که اینقدر زیبا، جز به جز واسمون می نویسید
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
دوستدار شما :سیما
ابراهیم عزیز سلام
خالصانه ترین سلامها نثارت ابراهیم جان
خدا قوتت بده
لذت بردم از داستان زندگیت هر چند مقداری از اون رو قبلا هم نوشته بودی و باز نوشتی که هم ایمان خودت قوی تر بشه و هم ایمان ما.
لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقى لا انْفِصامَ لَها وَ اللَّـهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
در قبول دین، اکراهی نیست. (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است. بنابر این، کسی که به طاغوت [= بت و شیطان، و هر موجود طغیانگر] کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره محکمی چنگ زده است، که گسستن برای آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست
بقره – 256
خوش بحالت که به دستگیره ای چنگ زدی و ریسمانی رو بدست گرفتی که غیر قابل نفوذه و هیچ کسی و هیچ چیزی بر او اثر نداره بلکه خودش اثر گزاره همه چیزه.
تحسینت میکنم هم در استمرار،هم در تمرکز،هم در عمل کردن و هم در توحیدی بودن
همه خیر و خوشی ها رو جذب کردی و برامون تعریف کردی ،الهی که هزاران برابر خیر و خوشی بر شما بباره.
من که خیلی خوشحال شدم از اینکه کارتهات پر پوله و به عزیزانت کمک میکنی و البته که قبلش برای خودت خرج کردی.
ابراهیم جان در پناه خدای رحمان شاد و تندرست باشی
به نام خداوند هدایتگر
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی
سلام به همه دوستان ارزشمندم
خدایا ازت سپاسگزارم که لایق شنیدن این آگاهی هستم
استاد مهم ترین درسی که ازتون یاد گرفتم و از همون اول تو زندگیم اجرا کردم این بود که فقط روی خدا حساب باز کنم
وقتی به مسائل و مشکلاتی که تو زندگی من و همسرم پیش اومد نگاه میکنم میبینم دلیلش این بود که ما رو آدم ها حساب باز میکردیم
اصلا یادمون رفته بود خدا هست
به جای اینکه از خدا بخوایم از غیر خدا کمک میخواستیم
من همیشه نمازم رو سر وقت میخوندم
تو اوج مسائل و مشکلاتمون من هرروز دعای توسل میخوندم و میگفتم خوب تاثیر داره خوب من دارم متوسل میشم به ائمه
ائمه از ما برتر هستند نزد خدا
کلی نذر میکردم که همه میگفتن کلی حاجت میگیری و از این حرفا
این روند سالها ادامه داشت
استاد یه روز دیگه انگار رسیدیم به بن بست و دیگه نمیدونستم چی کار کنم
استاد مثل حضرت موسی که دیگه خسته شد و نمیدونست چی کار کنه و گفت خدایا من تسلیمم
خدایا من به هر خیری که از تو برسه فقیرم
دقیقا منم گفتم خدایا من تسلیمم دیگه نمیدونم چی کار کنم فقط خودت ما رو از این وضعیت نجات بده
اون روز نقطه عطف زندگی ما بود
اون روز خدا با نشانه هایی که برام فرستاد قشنگ جواب من رو داد
یعنی همه چیز از زمانی شروع شد و تو زندگی ما تغییر کرد که من گفتم خدایا من تسلیمم و خدا کاملا با نشانه ای که برامون فرستاد بهم فهموند که
بنده من تو فقط از من بخواه
تو فقط رو من حساب باز کن نه آدمها
من خودم هدایتت میکنم
من خودم برات مشتری میشم
من خودم برات پول و ثروت میشم
من خودم برات اعتبار میشم
من خودم برات ایده میشم و میام تو کسب و کارت
من خودم برات صاحب خونه میشم
من نمیخوام بگم نماز خوبه یا بد بخونیم یا نخونیم
من فقط تجربه خودم و میگم که الان نه دیگه نماز میخونم نه دیگه دعای توسل میخونم نه دیگه شب قدر میرم کلی نذر و نیاز میکنم
به جاش هر لحظه هر ثانیه دارم با قلبم با تمام وجودم با تمام احساسم و با اعمالم میگم
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
خدایا همواره من را به راه راست هدایت کن
راه کسانی که به آنان نعمت داده ای نه کسانی که بر آنان غضب کرده ای و نه گمراهان
خدایا خودت بهترین انسانها و اوضاع و شرایط رو سر راه من قرار بده
من الان دارم با رفتارم به خدا نشون میدم
که خدایا من فقط رو خودت حساب میکنم
من فقط به خودت توکل میکنم
الان تقریبا دو سال و نیم از اون روز میگذره و هرروز و هرروز اوضاع زندگی ما از همه نظر داره بهتر میشه
قشنگ وجود خدا رو تو زندگی مون احساس میکنیم
الان تو کسب و کارمون اون آدم هایی که نباید باشن خود به خود میرن و خدا آدم های بهتر از اونا رو میاره برامون
مشتریا خودشون میان ما رو پیدا میکنن نیازی نداریم بریم کلی تبلیغ کنیم
اگه قرار باشه تو زندگی یا کارمون یه حرکتی انجام بشه خدا بارها از طریق نشانه ها بهمون میگه که الان وقت تغییره الان وقت حرکته
ما کلی کلاس بازار یابی میرفتیم و میدیم که اوضاع بهتر که نمیشه هیچ بدتر هم میشه
چون هیچ کسی مثل استاد به ما نگفت که بابا جان تا وقتی داری رو آدم ها حساب باز میکنی اوضاع زندگیت همینه
حالا هی بدو بدو کن
وقتی فقط به خدا توکل میکنی به قول استاد همه چیز تو زندگیت مثل ساعت کار میکنه
ما سپاسگزار انسانها هستیم ولی تو قلبمون از خدا سپاسگزاری میکنیم که این آدم رو سر راه ما قرار داد
وای استاد این مناجات ملاصدرا با صدای شما
چقدر زیباست
چقدر آرامش میده
چقدر ایمانت و قوی میکنه
بعضی شبا با این مناجات خوابم میبره
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیر زنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید از ناجوانمردیهــا ناراستی ها نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
سلام خانم ترحمی
فوق العاده بودکامنت زیباتون
من که اشکم دراومد
چه حس خوبی داشت جقدرانرژی گرفتم خدایاشکرت
خداروشکرمیکنم که باافرادی مثل شمادراین سایت بهشتی هستم
ازخدامیخوام که فقط ازاون کمک بخوام وبتونم باخدای خودم راحت باشم وازش زیاددرخواست کنم
چندوقت پیش دریک مهمونی بایکی ازاقواممون که خیلی ثروتمنده ودرامدماهیانش میلیاردیه وشاده وحالشم اکثرمواقع عالیه گفت ازدلایل موفقیتم این هست که ازخداوندزیاددرخواست میکنم میگفت ازخداکم نخواه زیادبخواه ودرخواست کن بعدمعجزاتومیبیتی وقتی که فقط روی اون حساب میکنی وبه اون وابسطه میشی میشی مثل استادعزیزمون وحتی خیلی بهترازهرجهت درزندگی
درپناه الله یکتاشادوسربلندوسعادتمندوثروتمنددردنیاواخرت باشید
احمدفردوسی
۱۴۰۱/۱/۲۶
فوق العاده بود وجواب تمام سوالات من بود ..درود خدابرشما ودرود خدابراستاد عباسمنش که میگوید کامنت بچه ها ازهمه کتابهای موفقیت دنیا پرارزش تراست .واقعا دوستان نکاتی میگویند بی نظییر هست ..خدایا شکرت بابت وجود دکترمهدی نظری ایلامی (مرد درختی ایران ) من رابا قوانین آگاه دهنده ات آشنا کرد بزرگمردی که راه سلامتی وثروت وبزرگ شدن رابه من نشان داد وتا اخرعمرمدیونش هستم وشاگرد ش کسی که بادستان حالی دراستان محروم ایلام برای نجات انسانها میجنگد. بزرگمرد گمنام وخستگی ناپذیر وشجاع ..خدایا شکرت برای استاد عباسمنش که قوانین آگاه دهنده ات رااموزش میدهد. خدایا شکرت برای بزرگ شدنم …هزاران مرتبه شکررررر
به به خانم مناترحمی
چقدر زیبا بودکامنت شما لدت بردم ازهرجمله و کلمه و حروفش ممنوم از دیدگاهتون که برای ما نوشتید و من لذت بردم
ازخداوندبراتون موفقیت روزافزون میخوام چقدر زیبا نوشتید توسل های بغیرازخدا و نذرو نیازها و اشکها و گریه ها بخیال اینکه ثواب هست و مارا بخدا نزدیک میکنه چقدر ما درشرک خفی و ظاهرا مقدس بودیم حتی مدتی پیش برای مشکلی خواهرشوهر من ختم و نذر برای قاسم سلیمانی پیشمهادداد که من واقعا فهمیدم چرا افرادمذهبی همیشه در سختیها غوطه ور هستند و هرروزی به یکی غیرازخدا متوسل میشن و هرروز بدبختی و فقرشون بیشتر میشه متشکرم ازخدا ی احدوواحد حاضروناظر
سلام به مونای عزیزم
چقدر ازخوندن کامنتت لذت بردم
چقدر قشنگ بود مناجات ملاصدرا که برامون نوشتی
خیلی برای شماوهمسرعزیزت خوشحالم که درمسیر موفقیت باقدرت پیش میرید
این عالیه که همسرت هم مسیر باشه باهات و باهم پیش برید الهی صدهزاربارشکر که دراین مسیرالهی باهم رشدمیکنید
ارزوی موفقیت روزافزون براتون دارم
عالی عالی، خوش به حالتون با این دید قوی و انشالا ماهم در این مسیر به افکار بزرگ میرسیم همراه با نتایج عملی ،از این جمله خیلی خوشم اومد که از انسانها سپاسگزاریم اما در دلمون شکرگزاری خدا رومیکنیم،مناجات ملاصدرا رو خیلی دوست داشتم… من هنوز نشنیدم ……
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ ﴿6٠غافر﴾
و پروردگارتان گفت: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم، آنان که از عبادت من تکبّر ورزند، به زودی خوار و رسوا به دوزخ درآیند.
اللَّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِتَسْکُنُوا فِیهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا ۚ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَشْکُرُونَ ﴿6١غافر﴾
خداست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید، و روز را روشن و بینش بخش قرار داد [تا در آن به کارهای لازم بپردازید]؛ بی تردید خدا نسبت به مردم دارای فضل و احسان است، ولی بیشتر مردم سپاس گزاری نمی کنند.
===================================
@اینو میدونم…میرسم به هرچی میخوام تنهایی!
میدونم موفقم…با انگیزم تو هرکاری
@میپرم بلند.. از رومانع از رو سنگ!
اگه توام به خدا اعتماد داریپس از مایی
@یه شات تلخ قهوه،شروع صبح شنبه!
بلند میکنم وزنه رو مهم نیست هرچقدره
@بزرگ مینویسم به نام خداروی تخته!
با برنامه ریزی میرم جلو تو طول و عرض هفته…
===================================
سلام به استاد عباس منش عزیزم،سلام به استاد شایسته ی مهربانم،مدیرکاروانِ هجرت کنندگان به مدار بالاتر،سلام به اعضای کاروانِ قشنگمون،بچه های متعهد و باحال و پر انرژی
الهی که حال دلتون عالی باشه،روی فرکانس توحید تنظیم باشید،سواری روی دوش خدا بهتون خووش بگذره و از مناظر اطراف لذت ببرید …
الهی صد هزار مرتبه شکر برای فرصت یک روز زندگی دیگه،روی کره ی زمین ،منظومه ی شمسی،یک گوشه ی پرتی از کهکشان راه شیری در مجاورت کهکشان آندرومدابه فاصله ی ٢.5 میلیون سال نوری :))))
راستی میدونستین ،بیشتر از 2000 میلیارد کهکشان در کائناتی که توسط بشر قابل مشاهده است، وجود داره ؟!؟!
اینجا خداوند متعال در قرآن چی میگه ؟!
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَکْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ ﴿5٧ غافر ﴾
همانا آفرینش آسمان ها و زمین از آفرینش انسان مهم تر است، ولی بیشتر مردم [به حقایق] معرفت و آگاهی ندارند.
خداوکیلی تو آسمون ها چه خبره ؟!حالا به نظرتون،تو این همه کهکشان که تازه تونستن کشف کنند، چندتا ستاره وجود داره ؟!
جواب یک عدد مطلقاً حیرتآور است. تقریباً 200 میلیارد تریلیون ستاره در کیهان وجود دارد. یا به بیان دیگر، 200 سکستیلیون (عددی با 21 صفر)، یعنی 200,000,000,000,000,000,000,000 ستاره.
کی میتونه تصورش رو بکنه این حجم از ستاره رو ؟!
ازووون سنگین تر،برام این آیه های سوره ی واقعه ست …
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧5﴾
پس به جایگاه ستارگان سوگند می خورم،
وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِیمٌ ﴿٧6﴾
و اگر بدانید بی تردید این سوگندی بس بزرگ است.
إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ ﴿٧٧﴾
که یقیناً این قرآن، قرآنی است ارجمند و باارزش؛
بعد یک انسان شریف با قلب سلیم،داره توی این فایل رایگان!!!!انقدر آگاهی های سنگین،شیرین و کاربردی از فقط یک آیه ی این کتاب مطهر میگه:
وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ﴿١٨6بقره﴾
هنگامی که بندگانم از تو درباره من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم، دعای دعا کننده را زمانی که مرا بخواند اجابت می کنم؛ پس باید دعوتم را بپذیرند و به من ایمان آورند، تا راه یابند(186)
من نمیدونم چند نفر میتونند درک کنند چقدر این فایل ها ارزشمنده،حتی خودمم نمیدونم تو مدار درک درستش هستم یا نه،ولی میدونم هربار که بهش گوش میدم چیز های جدیدی ازش میشنوم و یاد میگیرم.
استاد شایسته ازت سپاسگزارم که امروز هم مارو توی گام ٢٠ نگه داشتی،قلب سلیم شما هم متوجه ی ارزشمندی این آگاهی ها هست که بیشتر از یک روز نیاز به تعقل و تامل در درک صحبت های استاد جان داره….
یک چیزی رو امروز یادم اومد، احساس میکنم اون تیکه ی پاسخ استاد در مورد آیه ی ١٨6 بقره قبلا به صورت جدا بوده و الان با فایل های دیگه آپلود شده،چرا؟! بخاطر یک خاطره ی واضح و روشنی که ازش دارم …
سال اول دانشجویی من توی سایت بود،نه کسی رو بیرون از سایت میشناختم،نه انقدر نتایج بزرگ داشتم که منطق ذهنم رو سیراب کنم،هنوز تو icuکار میکردم،مدتی بود طبق الهاماتم تصمیم گرفته بودم بچه هارو بفرستم پیش پدر و مادرم …
اون روز شیفت عصر بودم ،صبح بعد نوشتن شکرگزاری،به خدا گفتم خدایا من میدونم تو هستی،من میدونم این مسیر درسته،من به استاد و آموزش هاش ایمان آوردم…اما میخوام یک نشونه ی واضح بهم بدی …میخوام قلبم رو محکم کنی،بعد زدم روی دکمه ی نشانه م و این فایل مصاحبه ی استاد در مورد آیه ١٨6 بقره اومد …
حتی یادمه تو آشپزخونه وایساده بودم وانقدر شنیدن این صحبت های استاد برای من سنگین بود که رنگم از رخساره پریده بود …قلبم تند تند میزد و اشکام سرازیر شده بود از این جواب واضح خداوند ….و خدا میدونه اون روز با چه عشقی رفتم سرکار و چه روز فوق العاده ای رو با نور خدا خلق کردم…
و به لطف الله…این مسیر ادامه دارد و ادامه دارد و ادامه دارد ….
الهی شکرت…خدایا شکرت ،برای همه ی هدایت هات،برای همه ی عظمتت،برای تموم این مسیری که با عشق شما طی شد،برای اینکه دست حمایتگر شما همیشه پشت سرم بود،برای اینکه هیچ لحظه ای منو تنها نزاشتی،برای اینکه حتی وقتی تو دل تاریکی بودم،تو کنارم موندی،خدایا ازت ممنونم برای این مدار آسون شدن برای آسونی ها،برای سرازیر شدن ثروت و نعمت در زندگیم به آسانی،برای بزرگتر شدن ظرف وجودیم،برای استمرار در مسیر درست،برای مهاجرت به سمت مدارهای بالاتر …خدایا برای همین جای زندگیم ازت بینهایت سپاسگزارم.
استاد عباس منش عزیزم،استاد شایسته جانم
من خودم به تنهایی دور سرتون میگردم و دیگه برنمیگردم :)باشه؟!
خداوند به شما طول عمر با عزت،معنویت های بیشتر و بیشتر،ثروت های پر برکت تر،خوشبختی های روز افزون عطا کند…
دوستون دارم از روشنی قلبم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان با بهترین نتایج توحیدی
قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان
از شمال ایران به شمال فلوریدا
زَعَمَ الَّذِینَ کَفَرُوا أَنْ لَنْ یُبْعَثُوا ۚ قُلْ بَلَىٰ وَرَبِّی لَتُبْعَثُنَّ ثُمَّ لَتُنَبَّؤُنَّ بِمَا عَمِلْتُمْ ۚ وَذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ
کافران پنداشتند [که پس از مرگ] هرگز برانگیخته نخواهند شد. بگو: آری سوگند به پروردگارم مسلماً برانگیخته خواهید شد، سپس شما را به آنچه انجام داده اید، خبر خواهند داد، و این بر خدا آسان است.
سلام و عرض ادب و احترام، محضر شاه دوخت موحد، سرزمین یکتا پرستان، واقعا که لذت بردم؛ از کامنت شما، تنها با 5 استار دادن نمی شود از شما تشکر کرد،
همیشه کامنت های شما را می خوانم، وهمواره شمارا تحسین کرده ام، آفرین گفتم و این کامنت شما باعث شد که برای شما خیلی کوتاه درحد مدار خودم بنویسم،
درین هیچ شکی نیست که مسیر مان درست، ولی نباید بازی ذهن را خورد که بهترین مسیر همین است وبس، چراکه خیلی ها بدون اطلاع ازین مسیر،و یا حتی بدون مرشد و رهنمائی همانند استاد مهربان مان، نه تنها که به هر خواسته ای که داشتند دست یافتند، که همواره، رو به رشد بوده اند، همیش آسان شده اند برای آسانی ها، همان هایکه همواره شاد هستند، همان هایکه هیچ مسئله در هستی، نمی تواند ایشان را از رسالت شان دور سازد، همان هایکه تحت تاثیر افراد قرار نمی گیرند.
من در سال 1394 با استاد در اوستان هرات افغانستان با استاد آشنا شدم، که شرایطم به حالتِ رسیده بود که اصلا نمی توانم بنویسم، یک کلمه به آخرش رسیده بودم،
بعد از دو یا سه ماه آشنائی با فایل های استاد، که سایت نبود و فقط چند فایل رایگان بود من وارد شغل مورد علاقه آنوقت ام شدم، از طریق آن سازمان به کشور های مختلف ازجمله ایران برای آموزش عازم شدم، من که شرایط خیلی سختی داشته ام، اما می خواستم که بیشتر و بیشتر رشد کنم، ادبیات انگلسی را به شفت شبانه ثبت نام کردم، و این شد رشته دوم من، بعدش در سال 2015 با نیروهای ناتو کارم را بشکل حرفه ای تری شروع کردم، به هرآنچه می خواستم رسیدم، ازدواج با کسیکه همیشه علاقمند چنین وصلتِ بودم، البته من خصوصیات فرد مورد نظرم را نوشته بودم، و خداوند این وصلت را بشکل معجزه واری برایم رقم زد، صاحب بهترین خانه شدم، تمام امکانات و تسهیلات زندگی را برایم تهیه کردم، درآمدم که در زمان آشنائی با استاد زیر صفر بود در ظرف کمتر از 3 سال رسید به معاش دالری، ومن جسورتر شده بودم، برای داشتن خواسته های بزرگ. اعتماد بنفس من همانند معاش و درآمدم درین زمان داشته ای بلند می رفته، تا اینکه روزی خود را در ترکیه دیدم، در دوره تحت نام Train the Trainer بعدش دوره های حرفه ای را در خصوص رشته ام به افراد زیادی تدریس کرده ام، من که تمام خصوصیات من همانند دختران فامیل من بود، در حالیکه من مرد بودم از سلام کردن به مردها ترس داشتم
خانم شهریاری می دانم که من به حق استاد کم لطفی می کنم، و این ذهن چموش نمی گذارد که من بیام، برای استادم از نتایجم سخن بگویم، اکنون درحالی این پیام را برای شما می نویسم که من همراه فامیل ام 3 سال می شود که هجرت کرده ام و فعلا در شهر Augsburg آلمان دارم زندگی می کنم،
من به تمام این خواسته هایم رسیدم، فقط از فایل های رایگان، البته که چند ماهی می شود دوره مبارک 12 قدم کار می کنم، و ان شاءالله فردا پس فردا قصد خرید دوره ثروت را دارم، اولش می خواستم که دوره سلامتی را خرید کنم، خداوند الهام کرد که باید دوره ثروت را خرید کنم،
من درین چند ماهیکه بیکار بودم، کُل وقتم را گذاشتم روی دوره 12 قدم، به گفته تان ثمره فعلی کارکردن روی خود را دریافت کردم، هرچی بعدش بیاید که حتمن هم چنین می شود آنها نتایج اکسترا است،
دوست دارم که فریاد بزنم، من که از اوستان هرات افغانستان توانستم به تک تک از خواسته هایم با هدایت های خدوند دسترسی داشته باشم، شرایط شما که اصلا با شرایط اون کشور داغون اصلا قابل مقایسه نیست، پس شما خیلی خیلی زودتر از من به خواسته های تان دسترسی پیدا خواهید کرد.
فقیر بودن و در فقر ماند تنها کار ذهن یک فرد است، واقیعت هستی چنین نیست، خداوند همواره برای همه کس خیر و خوبی را خواسته، ولی اگر من دارم فقیر بودن را تجربه می کنم، مشکل ازمن است نه از خداوند نه اینکه این جزء تقدیر من بوده.
خداوند ذات و نیروی است که همواره در حال ارسال و پخش نعمت است، این ذات و قدرت، نیرو و اراده اش کُل هستی را فراگرفته است، خداوند همواره همراه من است، وتحت هیچ شرایطی ترکم نمی کند،
خدای خوبم را شکر می گویم که من را به این مسیر هدایت کرد، بدون شک که این مسیر همان مسیر راست و مستقیم است، که نعمت های خداوند به اشکال مختلف وارد زندگی افراد موحد می شود.
شما هر روز دختران تان را به مدرسه می برید، از لحظه حرکت از خانه شما دارید به هدف تان که رسیدن به مدرسه است نزدیک می شوید، و درین هیچ شکی هم ندارید.
شاه دوخت موحد سرزمین یکتا پرستان “خانم شهریاری” شما که با این تعهد همه روزه دارید روی خود کار می کنید، شک نداشته باشید که حتمن هر روز و هروز و هر ساعت دارید به خواسته تان نزدیک و نزدیک تر می شود، درین اصلا جای شکی وجود ندارد..
من خیلی خیلی کم داخل سایت می نویسم، البته که مشکل زیاد از کمالگرائی من است.
نمی دانم چی حس باعث شد من اینقدر طولانی بنویسم، البته برای خودم خیلی نوشتم، من برای خود همواره می نویسم، ولی خیلی کم داخل سایت نوشته هایم را به اشتراک می گذارم.
شما را به نور آسمانها و زمین می سپارم، همان ذات و نیرویکه، قدرت اراده اش کُل هستی را فرا گرفته است،
الحی القیوم
سلام به برادر توحیدی و ارزشمندم آقا ذبیح
از شما و از قلب سلیم شما بابت تموم تحسین هاتون سپاسگزارم،این لطف و محبت شما،تجلی زیبایی های درون شماست…خیلی خیلی از خوندن موفقیت هاتون لذت بردم و خیلی تحسینتون کردم و دعا میکنم همیشه موفقیت هاتون روز افزون باشد ….الهی آمین.
خداروصدهزار مرتبه شکر که وارد دانشگاه مقدس دوازده قدم شدید،به عنوان یک دانشجوی کوچک که 3 سال به صورت مستمر در این دانشگاه در حال تحصیله،ورود شما رو به وادی مقدس طوی تبریک میگم و به شما این نوید رو میدم که به لطف الله و بعد از استمرار در مسیر دانشگاه دوازده قدم،کاملا درک می کنید آیا این مسیر،بهترین مسیر هست یا نه ….پاسخ این ادعا را به خداوند متعال واگذار میکنم و دعا میکنم هر روزتون پر از نور،پر از هدایت،پر از عشق ،پر از دسترسی به فرکانس خدا باشد…
وَیَزِیدُ اللَّهُ الَّذِینَ اهْتَدَوْا هُدًى ۗ وَالْبَاقِیَاتُ الصَّالِحَاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَوَابًا وَخَیْرٌ مَرَدًّا ﴿٧6مریم﴾
و آنان که هدایت یافته اند، خدا بر هدایتشان می افزاید، و اعمال شایسته پایدار نزد پروردگارت از جهت پاداش بهتر و از لحاظ بازدهی نیکوتر است.
با آرزوی بهترین ها برای شما،دست الله به همراهتون.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و همه دوستان عزیزم
خیلی خوشحالم امروز با یه احساس عالی از خواب بیدار شدم: اونجا که استاد میگن تصور کن تو خونه رویاهاتی، تصور کن عشق دلت با نوازش تورو از خواب بیدار میکنه، انگار امروز خدا با نوازش منو از خواب بیدار کرد: یه احساس فوق العاده ایی دارم، مثه آدمی که به تموم خواسته هاش رسیده و دیگه هیچ نگرانی نداره و آرامش تموم وجودش رو گرفته.
من هر چی مفهوم سیستمی بودن خدارو بهتر درک میکنم، هر چی تئوری مدارها رو بهتر درک میکنم، اصلا سبک زندگیم عوض میشه؛ یعنی این داستان مدارها، اینکه تموم اتفاقات زندگیم رو من با فرکانس هام خلق میکنم رو اونقدر تو وجودم نهادینه کردم که اگر دارم رانندگی میکنم و یه ماشینی میاد جلوم میپیچه؛ قلبم و مغزم سریع ارور میدن؛ به راننده فهوش نمیدن، دستمم رو بوق نمیره؛ میگم من بودم این راننده رو جذب کردم.
حالا این سبک فکریم در مورد هر شخص؛ چه غریبه و چه آشنا و هر چیزی همینطوریه؛ هر اتفاقی برام میوفته چه خوب و چه به قول استاد به ظاهر بد؛ من میرم سراغ خودم.
و این سبک فکری سبب شده؛ شرایط زندگیم از آسمون تا زمین تغییر کنه و بزرگترین تغییرش همین حال خوبیه که 4 خط بالاتر راجبش گفتم؛ حالم خوبه، حسم خوبه، خودم و خدامو دوست دارم، آرامش دارم، دیگه تو ذهنم جز خدا کسی بزرگ نیست، دیگه یه سری کارهای احساساتی انجام نمیدم برای درآمد بیشتر؛ چون خیالم راحته با این سیستم من به تموم خواسته هام میرسم.
نشونه هارو دارم میبینم؛ 2 روز قبل بود: استاد تو جلسه 3 از بخش 3 قانون آفرینش که در مورد تجسم هست فرمودن ماشین مورد علاقت رو تجسم کن؛ بعد برو نمایشگاه قیمت بگیر : اگه به آموزش های من ایمان داری باید این کار رو انجام بدی؛ منم کلا یه شخصیت برویی دارم، مغزم نوک میزنه اگه استاد یه تمرین عملی بده من انجام ندم: من رفتم نمایشگاه و با اعتماد به نفس بالا قیمت گرفتم؛ همون روز، همون روز رفتم پیش دوستم؛ دیدم یه پورش جلو مغازش بازه؛ بهم میگه داداش اینو نمیخوای برات بگیرم؟ داخلشو ببین چرمش اصل بوفالو هست؛ برو بشین پشتش ببین چطوره؛ کلا من عاشق ماشینای شاسی ام؛ درو باز کردم؛ چه چرم قهوه ایی زیبایی؛ رفتم پشتش نشستم؛ چه صندلی هیولای بزرگی، چه فرمون خفنی، با فرمونش ور رفتم؛ یه چندتا عکسم گرفتم برای تابلو و جعبه آرزوهام؛ اینا نشونه های کار کردن و ارسال فرکانس های مناسبه
آره روند زندگیم تو این چند سال بگونه ایی بود که نتیجش اینطوریه که همه فکر میکنن تو زندگیم معجزه رخ داد؛ انقدر همه چیز خوبه، آره تو این چند سال برا منم اتفاقات و شرایط به گونه ایی بود که من دوست نداشتم؛ اما من انگشت اشاره رو بردم سمت فرکانس هایی که فرستادم و انصافا خیلی خوب بحث اعراض رو رعایت کردم و گفتم این اومده منو رشد بده؛ اصلا آخرین اتفاق سال گذشته بوده که یه سری اتفاقات مالی ناجالب برام رخ داد؛ من تو 90 درصد مواقع حال خودم رو حفظ کردم، گفتم این موضوع اومده منو رشد بده و من امسال بهترین قرارداد کاری خودم رو بستم؛ ینی یه سری موارد رو رعایت کردم که قبلا رعایت نمیکردم که سبب شده الان چالشی بابت شرایط مالی کارم نداشته باشم؛ الان همه همکارام میگن ما تو کار با مسائل مالی مواجه اییم ولی من میگم تو کار تنها مسئله ایی که اصلا 1 درصد ذهنم درگیرش نیست؛ مسئله مالیه؛ اصلا روند فکریم در خصوص نحوه برخورد جهت مسائل مالی از ریشه تغییر کرده و میتونم بگم یه جهش خیلی بلندیه که تاثیرش در دراز مدت خودش رو خیلی بیشتر نشون میده
البته من الان دارم رو این باور کار میکنم؛ که زمانیکه همه چی خوبه من باید این تغییرات بنیادی رو انجام بدم که در حالتی که همه چی خوبه؛ شرایط رو باید خوب تر کرد
و تئوری مدارها؛ اونجا که استاد فرمودن؛ کلی مدار هست و خواسته و آرزوهای ما تو مدارهای گوناگون هستن؛ ما وقتی فرکانس مناسب برای خواستمون بفرستیم؛ اول وارد اون مدار میشیم که نشونش دیدن اون خواسته هست: مثلا من شبانه روز دارم ماشین مورد علاقه ام رو میبینم، بعد مدتی که نشونه خواسته ات رو دیدی به خواسته ات برخورد میکنی؛ اون فاصله ام با ایمان و با احساس خوب و با توکل و با آرامش پر میشه؛ البته من با این قانون هر 4 باری که ماشین خریدم از همین قانون استفاده کردم و ماشین آخری رو خیلی آگاهانه خلق کردم؛ من سال ها بود دوست داشتم این ماشینو بخرم و تو دفترم همیشه راجبش مینوشتم، میرفتم نمایشگاه( زمانی که هزارتومن پول نداشتم) تست میکردم ماشینو، پشتش مینشستم؛ هر روز تو خیابون میدیدمش، همه جا بود؛ تا اینکه بصورت معجزه آسا خریدمش؛ خب حالا میام از همین قانون دوباره استفاده میکنم برای رسیدن به ماشین رویاهای الانم
برا همینه همیشه میگم من رویای چند سال قبلمو دارم زندگی میکنم؛ خونه، ماشین، کار، شرایط مالی، رابطه عاطفی، جایگاه اجتمائی و رابطه ام با خدا، اندامم؛ دقیقا با جزئیات همون چیزایی بود که همین چند سال قبل بزرگترین رویاهای زندگیم بود؛ اونقدر بزرگ بود که میگفتم اگه یه دونشون رقم بخوره من دیگه هیچ خواسته ایی نخاهم داشت و خب این از زیبایی طبیعت انسانه که وقتی به خواسته اش میرسه؛ خواسته های بزرگتر خلق میشه و اگه این طبیعت زیبای انسان نبود که جهان انقدر رشد و پیشرفت نمیکرد.
من وقتی خودم رو برسی میکنم از خودم و ازعملکردم راضی ام؛ چرا که تموم مباحثی که استاد راجبشون صحبت میکنن من ازشون توزندگیم استفاده میکنم و نتیجه ام که مشخصه؛ بزرگترینشحال خوبمه، احساس خوبمه؛ اون خدایی هست که شناختمش و سیستم خدا رو درک کردم که اگه سیب بدم بهش بهم آب هویچ نمیده؛ یعنی میخام بگم این مثال و این تمثیل هایی که استاد میزنه حاصل کار کردن سال ها رو قانونه که خداوند همچین تمثیل رو به زبونشون میندازه؛ یعنی میخام بگم از این تمثیل واضح تر برای درک سیستمی بودن خداوند وجود نداره؛ از صمیم قلبم استاد عزیزماز شما سپاسگذارم که پا گذاشتین به این مسیر، درکشکردینو زندگیتون رو تغییر دادین و بعد اومدین؛ خالصانه و صادقانه این مفاهیم گرانبهایی که درک کردین در اختیار ما قرار دادین؛ اونم در قالب یه فایل هدیه؛ بنظرم هر کسی بشینه این فایل رو حسابی گوش بده و درک کنه: زندگیش از زمین تا آسمون تغییر میکنه؛ فقط همین فایل
از خانم شایسته هم صمیمانه تشکر و قدر دانی میکنم و از دوستای عزیزم بابت کامنت های فوق العاده ایی که مینویسن
خدایا شکرت
سلام به دوست خوبم افلاطون جان . امیدوارم همیشه حال دلت عالی باشه و همینطور با انرژی عالی واسمون بنویسی. خیلی خوشحالم واسه بودن در کنار دوستان نازنینی مثل شما .
من سعی میکنم هر روز فایل های استاد رو کار کنم و همیشه نوت برداری میکنم از فایل های استاد ولی تو دفترم اما با خوندن همیشگی کامنت دوستان بینظیری مثل شما من هم تصمیم گرفتم از امروز بیشتر از نتایجم با دوستانم به اشتراک بزارم و فعالیتم رو در سایت بیشتر کنم انشاالله .
تو این مدت که کمتر تو سایت فعالیت میکردم در حال بیشتر کردن مهارتم در کسب و کارم بودم و همچنان هستم . درامدم هر روز داره بهتر میشه و نشانه ها رو دارم میبینم خداروشکر . من تری دی ارتیست هستم و طراحی معماری تخصص من هست. وقتی غرق در کارم میشم وقت کم میارم خوشحال ترینم . اره افلاطون جان منم هر تضادی پیش بیاد تو کارم میگم قراره بیشتر یاد بگیرم قراره پیشرفت کنم و سعی میکنم ذهنم رو ارم کنم و اون موقع هست که هدایت خدا رو درک میکنم .فقط بایدحرکت کنم تا ایده نمایان بشه .
امروز صبح که یک صفحه قران برای هدایت امروزم باز کردم این ایه بود که خداوند به پیامبر می فرماید برای وحی قران عجله نکن و فقط بگو خداوندا دانش من را افزایش بده . من این درس رو گرفتم که من هم برای اگاهی بیشتر و برای دریافت بیشتر هدایت عجله نکنم و همیشه بگم خدایا اگاهی منو بیشتر کن خدایا درک منو از قوانین الهی و قدرت عمل کردن به اونها و توکلم به خودت رو بیشتر کن وگرنه من بی تو هیچم .
تئوری مدارها؛ اونجا که استاد فرمودن؛ کلی مدار هست و خواسته و آرزوهای ما تو مدارهای گوناگون هستن؛ ما وقتی فرکانس مناسب برای خواستمون بفرستیم؛ اول وارد اون مدار میشیم که نشونش دیدن اون خواسته هست: مثلا من شبانه روز دارم ماشین مورد علاقه ام رو میبینم، بعد مدتی که نشونه خواسته ات رو دیدی به خواسته ات برخورد میکنی؛ اون فاصله ام با ایمان و با احساس خوب و با توکل و با آرامش پر میشه؛ با خوندن کامنت شما یکبار دیگه این برای من یاداورری شد و ازت ممنونم .
چه عکس زیبایی برای اکانتتون گذاشتید عاالیه
ارزوی بهترین ها رو واستون دارم
سلام رویا جان
صمیمانه ازت تشکر میکنم بابت کامنت پر از انرژی مثبتی که برام فرستادی
خیلی بهت تبریک میگم و تحسینت میکنم که داری رو خودت کار میکنی، برای خودت ارزش قائلی بابت این وقت گرانبهایی که خداوند بهت هدیه داده داری به بهترین شکل ممکن استفاده میکنی: اینجا داری رو خودت کار میکنی تا یه ورژن بهتری از خودت بسازی
واقعا بهت تبریک میگم که کارت عشق وعلاقته، بهت تبریک میگم که رومهارتت کارمیکنی، بهت تبریک میگم بابت افزایش درامدت و اون هدایت قشنگت، خیلی به دلم نشست اون هدایت؛ یه نشونه زیبا بود برای من
اره من عاشق این عکس پروفایلمم؛ خیلی خیلی خیلی دوست دارم این عکسمو
بهترین هارواز صمیم قلبم برات آرزو دارم، بازم مرسی که برام نوشتی دوست خوبم
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی و خانم شایسته بزرگوار
بسیار خدارو شاکرم که موفقیت این نصیبم شد تا کامنت بنویسم و انرژی بسیار بالاشو دریافت کنم
در مورد بحث توحید من خیلی چک و لگد شرک رو خوردم و قبل از اینکه با شما آشنا بشم میگفتم طبیعیه ولی بعد از آشنایی با شما تازه دوزاریم جا افتاد که حسین داداش مسیرو اشتباه داری میری
جوری که الان خیلی وقتها به خودم همون لحظه میگم که حواست هست داری شرک میورزی و درجا بیخیال میشم و هنوز نیاز به تکامل دارم
توحید یه حس خیلی قشنگیه انگار تو بغل خدایی و بقول استاد رو دوش خدایی
در مورد بحث توحید اینو بگم که مثل بقیه قوانین دنیا نیاز به تکامل داره ووو باید ایمانتو نشون بدی تا به نتیجه برسی
من خیلی از آموزه های توحیدی استاد نتایج عجیب غریب گرفتم که چندتاشو براتون میگم
1. بیست و یکم دیماه 1401 بود و من دانشجوی ارشد روانشناسی یزد بودم و قرار بود روز سه شنبه از آمل برم یزد که چهارشنبه امتحان داشتم با یکی از دوستام هماهنگ کردم که باهم بریم یزد چون اون کامیون داشت و میخواست بره کرمان ،همه چی اوکی بود یه دفعه ای ساعت 4 غروب زنگ زد که من نمیتونم بیام خودت برو ، منم گفتم چقدر دیر گفتی ، خلاصه کلی زنگ زدم به همه ترمینال ها تا بتونم ماشین یزد یا تهران بگیرم که بخاطر شرایط بد هوا ماشین نبود ، خودمو رسوندم به پلیس راه شهرمون یک ساعت تو برف و سرما منتظر ماشین تهران بودم که ماشین اصلا نبود یه دفعه دیدم یه نفر اومد گفت بیا بالا بریم تهران دیدم همسایمونه گفتم خدارو شکر و سوار شدم بعد تا تهران فقط در مورد قوانین حرف زدیم ووو برای خودم هم تعجب بود چون همسایمون هم تو این وادی ها نبود ، نرسیده به تهران ماشینش خراب شد و کلی معطل شدیم تا ماشینش خوب بشه بالاخره به تهران رسیدیم (شاید یکم داستانم طولانی باشه ولی جذابه )
ساعت 1 شب من تو سه راه تهران پارس منتظر ماشین بودم تا برم ترمینال جنوب و ببینم ایا ماشین برای یزد هست یا اگر نبود برم قم و با دوستم برم یزد و ساعت 1:30 فردا امتحان ترم داشتم تو یزد
هر چی به اسنپ زنگ میزنم مشغوله و جواب نمیده و چندتا ماشین هم براشون دست تکون دادم تا وایستن که خبری نشد
یه دفعه دیدم یه پراید دنده عقب گرفت و گفت کجا میری گفتم ترمینال جنوب شیشه عقبش دودی بود و از جلو دیدم عقب نشسته هستن و من جلو سوار شدم و خوشحال از اینکه تو برف و سرما یه نفر منو سوار کرده و گفتم خدارو شکر
دو دقیقه که رفت ، من سرم کلاه بود یه دفعه ای دیدم از پشت کلاه سرم رو گرفتن و یه چاقو گذاشتن زیر گردنم و کل وسایلمو و همه دارو ندارمو گرفتن و دستمو زخمی کردن ( نمی خوام بیشتر توضیح بدم که انرژی منفی بشه ) و منو پیاده کردن
وای خدای من برف میومد و خیلی سرد بود من هیچی نداشتم فقط یه موبایل ساده تو جیب جلوی شلوارم بود که از اون خبر نداشتن وگرنه اونو هم میگرفتن
من فقط گریه میکردم و هق هق نفسم بند اومده بود و میگفتم خدایا من به هر خیری از طرف تو محتاجم من تسلیمم من در مانده ام کمکم کن
با گوشی ساده چند بار زنگ زدم اسنپ بعد از چند بار بالاخره اسنپ اومد و من سوار ماشین شدم
از اینجا حضور خداوند رو احساس کردم ::
راننده یک اقای با سن 50 سال بود و شرایط منو دید ازم پرسید چی شد من با گریه بهش گفتم
جوابی که به من داد خیلی جالب بود و گفت ببین این یه اتفاقه که برات افتاده مثل یه اتفاق از دست دادن یک عزیزه تو برای از دست دادن عزیز ناراحت میشی و سوگواری میکنی الانم سوگواریتو بکن و تمام قرار نیست تا مرز سکته خودتو ببری و نابود کنی آروم باش هر کمکی که میخوای من بهت میکنم اگه میخوای میبرمت بیمارستان یا هر جای که باید بری من بهش گفتم ممنون منو برسون ترمینال جنوب و من رفتم ترمینال اونجا با یه ماشین رفتم قم خونه دوستم
ساعت 5:30 صبح قم خونه دوستم رسیدم و دوستم منو دید ناراحت شد و گفت بزار برات غذا بیارم تا یکم جون بگیری تو همین حین
گوشیم زنگ خورد آقای فرهادی : گفتم خدای من این کیه ساعت 5 صبح بهم زنگ میزنه ، گفت من سروان کاویانپورم از کلانتری خیابان دماوند شما وسیله ای گم کردی ؟
گفتم اره داستان من سه ساعت پیش به اینصورت بود گفت ما دزدهای شما رو گرفتیم و از تلفن و مدارک داخل کیفتون بهتون زنگ زدیم بیا وسایلت رو فردا بگیر
من کاری نکردم برای بر طرف کردن این مشکل فقط توکل بود و هیچ ، وقتی توکل میکنم غیر ممکن ها ممکن میشه ووو همیشه به خدا میگم تو خدای غیر ممکن هایی و من برای ممکن ها گریه میکنم
((مهمترین چیزی که من از این داستان درس گرفتم این بود که استاد همیشه میگفت شما وقتی میگید خدایا من تسلیمم یا من به هر خیری از طرف تو محتاجم ورق رو برمیگردونید و وقتی میگی من تسلیمم باید رها کنی ووو بسپری به خدا ))
2.خرداد سال 1401 بود و من شیفت شب بودم و دوستم اومد بهم گفت حسین ایران خودرو ثبت نام میکنه اسم نمینویسی گفتم نه این ماشین هایی که هست رو دوست ندارم بعد دوستم گفت ماشین های شاسی هم داره خلاصه دوستم اصرار کرد و من هایما اسم نوشتم
قرعه کشی کردن هفته بعد و اسمم افتاد و بصورت پیش فروش بود 40 درصد پول رو دادم و مابقی پول موقع تحویل که بهمن ماه بود باید میدادیم و تو قرارداد قید شده بود قیمت ماشین به روز است
دو ماه گذشت و مرداد ماه هایما از 680 میلیون تومن که قرارداد ما بود شد 810 تومن و همه میومدن به من میگفتن حسین قیمت کارخونه هایما بالا رفت خبر داری من با یه لبخند چیزی نمی گفتم و درونم ترس زیادی داشتم که خدایا چیکار کنم
در همین حین خیلی متعهدانه فایل های استاد رو گوش میدادم و به خودم میگفتم حسین الان باید ایمان ابراهیمی تو نشون بدی چیه وا دادی این بود توکلت این بود توحیدت این بود شرک نورزیدنت این بود تسلیم بودنت ؟؟؟؟
گذشت تا آذر 1401 ینی چند ماه بعد قیمت ماشین شد 945 میلیون همه میگفتن ای حسین تو چقدر بد شانسی رفتی یه ماشین اسم نوشتی اخرش این شد که ینی طبق قرارداد من باید 800 میلیون دیگه پول میدادم و این مقدار نداشتم ووو کل پولم 409 میلیون تومن بود
بازم فقط راه میرفتم میگفت خدایا من تسلیمم من درمانده ام من فقیر توام دستمو بگیر شاید روزی سه ساعت راه میرفتم و کنترل ذهن میکردم که خدایا منو کمک کن
بعضی وقتها یه صداهایی میومد که وای من چه صدای دلنشینی بود تو گوشم میگفت حسین تو چیکار داری من درستش میکنم (موهای تنم الان سیخ شده ) من اشک میریختم
یه دفعه ای هدایتی زنگ زدم ایران خودرو گفتم تکلیف ما چی میشه ، گفتن شما همون مبلغ 680 رو باید بدید گفتم چرا
گفتن اقای خطیبی مدیر عامل ایران خودرو گفته افرادی که اردیبهشت1401 اسمشون هایما افتاد همون قیمت قدیمه ووو افزایش قیمت نمیخورن
واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی خدای من پشت تلفن داد زدم خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو دیگه کی هستی آخه مگه میشه مگه داریم ، ایران خودرو به اون عظمت مدیر عاملش به هر دلیلی بگه ما برای یکسریا افزایش قیمت نداریم ؟؟؟؟؟؟؟؟
وای خدای من اون روزی که رفتم ماشینو تحویل گرفتم پشت ماشین نشستم برچسب پشت فرمونشو انباکس کردم دوباره اون صدا اومد تو گوشم بهم گفت یادته بهت گفتم تو کاری نداشته باش حالا ایمان آوردی و منی که باز اشک میریختم
3.تیر ماه 1402 بود تو اتوبوس بودم و امتحان دانشگاه رو داده بودم و داشتم از یزد میومدم که داشتم با خدا صحبت میکردم که خدای خوبم من تسلیمتم من به هر خیری از طرف تو محتاجم منو دریاب منو هدایت کن
دو ساعت گذشت و من تو اتوبوس بودم و خوابم برد و (( تو خواب دیدم که تو خونه خاله ام هستم و دارم تو حیاط آشغالها رو جمع میکنم که یه دفعه ای دیدم دارم از زمین بلند میشم ترسیدم گفت ااااااا نکن کیه داره منو بلند میکنه کیه نکن میوفتم
همون جا تو خواب گفتم خدایا من به هر خیری از طرف تو محتاجم من تسلیمم من تسلیمم حالا پلاستیک آشغالها تو دستم بود یه دفعه ای اون صدا اومد تو گوشم بهم گفت آشغالها رو بنداز من آشغالها از دستم ول شد باز ترسم بیشتر شد و باز گفتم خدایا من تسلیمم چرا همچین شد باز اون صدا اومد بهم گفت اروم باشو و لذت ببر ))
واییی خدای من چقدر آرامش داشت این صدا ((الهی من قربون این صدا برم )) من وقتی این صدا بهم گفت اروم باش و لذت ببر فهمیدم خدای خوب منه و منو برد بالا و تو کل شهر گردوند و کل شهر زیر پای من بود و در آخر منو آروم آورد پایین ، چقدر لذت بخش بود خدارو صد هزار مرتبه شکر
خیلی طولانی شد امیدوارم همیشه در حال ریختن اشک شوق وصال یار باشید و زندگیتون پر از نور خدا باشه
استاد عزیزم عاشقتم که منو با خدای خوبم وصل کردی
سلام به شما دوست عزیز
داشتم همینطوری از کامنتها رد میشدم چشمم به کامنت شما افتاد و دیدم 98 نفر رأی دادند ، گفتم بزار اینو الان بخونم و وقتی کامنت زیباتونو خوندم انگار داشتید به من گوشزد میکردید. منیکه فقط حدود یک هفتست که یکی از ترمزهای ذهنمو شناسایی کردم که شرک بود و تنها یک هفته لیزری روی باورهای توحیدیم مدام کار کردم و حضور خود خدا رو تو زندگیم حس کردم . هفته پیش میخواستم خدا رو امتحان کنم و تو یه موضوع بهش توکل کردم و گفتم دیگه من نه به این موضوع کاری دارم و نه فکر میکنم خودت به بهترین شکل اعتمادمو جلب کن و برام حلش کن و اووووون برام حل کرد. گفتم دیگه بهت ایمان آوردم و میدونم که حواست بهم هست دیگه هرجا دو دل بودم ،بین دو راهی بودم ، نگران شدم ، استرس داشتم ، خواسته داشتم به خودت میگم. به همون عظمت و بزرگی خودش تو این یک هفته جوابمو داد و خواسته ای که داشتم درمورد پیدا شدن کارمناسب برای همسرم ،خدا از طریق دستان بینهایتش برامون جور کرد .منتها چون کار خارج از کشوره دیشب دلهره افتاد به جونم که من با پسرم که نوجوانه چجوری تو این مدت سر کنم. دیشب به خودش توکل کردم اما تا صبح نجواهای شیطان میومد سراغم و دوباره میگفتم من که به خودت واگذار کردم این موضوعو پس خیالم راحته. الان که این کامنت شما رو خوندم انگار دستی بودید از دستان خدا که عهدم با خدا رو مرتب به یادم بیارم.
خدایا من به هر خیری از جانب تومحتاجم و همیشه محتاجم و تسلیمم.
در پناه خدا باشید.
سلام و ارادت خدمت پونه خانم عزیز و یکتا پرست
خیلی خیلی خوشحالم که صحبت های من برای شما تلنگر بود تا با عهدی که با الله مهربان بستید یاد آور بشید و یک نشونه عالی و خوب
چیزی که من تو این مدتی که تو سایت بودم متوجه شدم این بود که حضور در سایت و دیدن فایل ها و کامنت خوندن و کامنت نوشتن خیلی کمک میکنه در روند تغییر باور ها ینی باید حتی وقت نداریم این کار ها رو انجام بدیم ووو ذهنمون رو بمباران کنیم اینجوری هم اون آرامش رو داری هم داری چراغ خاموش باورهاتو تغییر میدی
شما توجه کن که خیلی از دوستان موفق تو سایت هر روز در حال انجام این کار ها هستند
در مورد داستان توحید عرض کنم که نیاز به تکامل داره ووو وقتی ما تسلیم میشیم در مورد مسایل زندگی باید صبور باشیم ووو بگذاریم خداوند خودش کارهاشو انجام بده
در اخر ارزوی حال خوب براتون دارم ووو امیدوارم روی دوش خدا باشید
سلام ب دوست عزیز آقاحسین فرهادی.بسیار لذت بردم از تجربه های شیرینی ک برامون تعریف کردید.خیلی ممنونم ازینکه زحمت کشیدید و تایپ کردید این مطالب رو.چقدر عالی بود.چقدر لذت بردم. چ حس غریبی رو باخوندن کامنت شماتجربه کردم.امروز من هم حضور خداوند رو احساس کردم.چون دیشب براش نوشتم خداوندا من ب فلان چیز و فلان چیز نیاز دارم ولی هیچ پولی هم ندارم.تازه نمیدونم از این چیزایی ک میخام چ مقدار میخام.هم مقدارشو و هم پولشو خودت جفت و جور کن و وقتی خاستم برم پیش آقای فلانی ک سفارش کار بدم تو خودت پشت سرم بیا و خودت باهاش حرف بزن و خودت پول و همه چیو و هرچی ک خودت میدونیو اوکی کن و دقیقا امروز همین اتفاق +اتفاقهای قشنگ دیگه هم افتاد.شب ک از سرکار برگشتم و داشتم اتفاقها و کدهای امروزو ک نوشته بودم رو مرور میکردم تازه یکی یکی یادم میفتاد ک خدا کجاها برام شاهکار کرده و من اصلا حواسم نبوده و وقتی داشتم کدهارو مرور میکردم و سپاسگذاری میکردم و مینوشتم تازه یکی یکی اتفاقهای شیرین امروز یادم میفتاد ک متوجه میشدم جز با حضور خداوند امکان پذیر نبود.خدایا بینهایت شکرت. امروز چقدر بهم نزدیک بودی.چقدر هوامو داشتی.همیشه بهم نزدیکی و همیشه هوامو داشتی ولی من نابینا بودم.کمکم کن ازین ب بعد بیشتر ببینم و بیشتر بشنوم.کمکم کن بندگی اربابم رو ب بهترین شکل ممکن بکنم.جوری ک خودت کیف کنی.همین یاداوری های امشب هم همه از سر لطف و مرهمت تو بود وگرنه منکه فراموشکارم.سپاسگذارم خداجون بخاطر تمام نعمتهایی ک بهم دادی.سپاسگذارم برای این سایت و استادعباسمنش عزیز و سخاوتمند و خانم شایسته مهربان و سپاسگذارم بابت تک تک دوستان باعشقی ک بی منت تجاربشون رو در اختیار من میذارند تا ب رشد من کمک کنند.بازم ازتون ممنونم آقای فرهادی عزیز.خیر و برکت نصیب شما و تک تک لحظاتتون.
سلام خانم تیموری جان خیلی ارادت داریم
به به ماشاالله شما خودتون که یه پا ابراهیم موحد هستید و هر جا و هر کجا که لازم باشه از خدا دعوت کردید ووو به اصطلاح روی شونه خدا حرکت کردید تحسینتون میکنم که از این همه هوش و ذکاوتتون و تسلیم بودنتون و یک نکته بسیار مثبتی که داشتید این بوده که شب باز مرور کردید شاهکار های خدا رو و ایمانتون رو خیلی بالاتر بردید عالی بود و بقول استاد قلب من باز شد از این قسمت کامنتتون ، آدم وقتی حخیلی از این اتفاقات زندگیشو مرور میکنه واقعا به این قسمت از حرف خداوند مهربان پی میبره که من از رگ گردن به شما نزدیکترم
ینی آدم چشماش قلبی میشه از این همه لطف پروردگار ووو هیچ دغدغه ای نداره
خیلی خیلی ممنونم از شما که منت گذاشتید و برای من کامنت نوشتید آرزوی بهترینها در آغوش خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام آقای فرهادی عزیز
کامنت بسیار زیباتون را خوندم و اشک ریختم
تحسینتون میکنم به خاطر ایمانتون به خاطر اینکه امیدتون فقط به خداست و شرک ندارید
من هم چند شب پیش یه همچنین خوابی را دیدم
خیلی احساس خوبی داره
آقای فرهادی از خداوند موفقیت بیشتر و بیشترتون را درخواست میکنم
امیدوارم روز به روز توحیدی تر عمل کنید و نتیجه های عالی بگیرید
در پناه الله یکتا شادی و سلامتی و ثروت و آزادی داشته باشید
سلام فاطمه خانم دوست هم فرکانسی عزیز این نظر لطف شما به بنده است که با کامنت من اشک ریختید و لذت بردید این نشون دهنده در صلح بودن شما با خودتونه
در کنار شما دوستان خوب و عالی بودن و با فرکانس بالاس این سایت آدم به وجد میاد و لذت میبره و دست خودش نیست ناخودآگاه با خوندن کامنت ها اشک میریزه
منم شما رو تحسین میکنم که تو این سایت هستید و دارید روی افکار و باورهاتون کار میکنید
خدارو شاکرم که احساس خوب در آغوش خدا بودن رو تجربه کردید تو خواب خیلی حس خوبیه
آرزوی موفقیت های خیلی زیاد رو براتون دارم
همیشه شاد و توحیدی باشید
سلام به شما دوست عزیز آقا حسین عزیز
اومدم کامنت بخونم کامنت شما اولین کامنتی بود که خوندم و انقدر احساساتی شدم که اشک توو چشام جمع شد
چقدر اتفاقای توحیدیتون زیبا بود، چقدر لذت بردم ، چقدر آروم شدم ، چقدر خدارو در کامنتتون احساس کردم اونجایی که گفتین از کلانتری بهتون زنگ زدن ، واقعا آدم اگر تسلیم باشه آسان میشود برای آسانی ها
قشنگ روی شونه های خداوند نشستید
فوق العاده بود آفرین به شما با این حس توکلی که دارید
براتون آرزوی بهترینهارو میکنم
سلام به یاسمن عزیز خواهر توحیدی من
من عقیده ام اینه که هر کسی تو این سایت هست توحیدیه
واقعا تحسینتون میکنم که اینقدر تو صلح هستید با خودتون که با کامنت من اشک ریختید این نشون دهنده قلب پاک و صاف و صیقلی شما رو نشون میده
بله الله اکبر از توحید و تسلیم بودن وقتی تسلیم هستی دیگه از خیلی انرژی های منفی مثل غر زدن و …. به دور میشی وووو میگی خدا جونم هر چی تو گفتی
بعضی وقتها خودم به این اتفاقات فکر میکنم باورم نمیشه ووو این اتفاق رو صد ها بار برای خودم تکرار کردم تا ایمانم قوی تر بشه
این نظر لطف شماست به من که منو توحیدی میدونید
خیلی از شما ممنونم و از خدا بهترینها رو براتون خواستارم
سید حسین سلام
چقدر ازت خندیدم
مخصوصا وقتی برا ماشین به و اون رو میزدی
منم دقیقا چند سال پیش ک ماشینمو از دست دادم خار خفیف بودم برا ماشین به کس و ناکس رو میزدم
الانم ماشین ندارم برا رفتن سر کار اما یکی از همکارام شنبه عصر میاد دنبالم
چهارشنبه هم باهم برمیگردیم
در خونه سوارم میکنه و در خونه پیاده
چقدر خدا رو شاکرم بابت این همکار و وسیله رفت و آمد بدون یک ریال هزینه
کارت درست مشتی این داستان و گفتی
توخود منی و من او
سلام محسن جان ارادتمندم
اره روزهای سختی بود ولی الان وقتی بهش نگاه میکنم برام دیگه سختی نداره و ازشون گذشتم
یکی از چیزهایی که خیلی کمکم کرده تو تلگرام یک کانال برای خودم زدم و توی این کانال هر لحظه برای هر چیزی شکرگذاری میکنم از خدا ، بابت دوستام ، بابت شماها عزیزان و …
یکی از شکرگذاری هام اینه که تو سایت هستم ووو کلی چیز یاد میگیرم و زندگیم خیلی آسون شده
و این آسانی رو برای تو آرزومندم
بهترین ها رو برات آرزومندم
هر کجا کو بوی خدا می آید /
خلق بین که بی سر و پا می آید .
سلام حسین جان
خوبی داداش
خیلی از کامنت شما لذت بردم و کلی ازش انرژی گرفتم
هر چند این نوع مدد های الهی اصلا برام عجیب و غریب نیستند و به لطف و بخشش خدا همیشه امیدوار و باورمندم و هر کدوم از ما اگر به زندگیمون نگاه کنیم ممکنه نشونه هاش رو ببینیم و اگر توکل و خدا باوری حقیقی جزوی از زندگیمون باشه مطمئنا شدت ، کیفیت و کمیت این اتفاقات خدایی در زندگیمون خیلی بیشتر هم میشه.
حسین جان ؛ براتون بودن و موندن در بهترین احساس ها که همون احساس خوبه رو آرزو میکنم.
نفس می ندارم زد از شکر دوست / که شکری نیابم که در خورد اوست/
عطایست از او هر موی بر تنم /
چگونه به هر موی شکری کنم .
خدایا شکرت
سلام اسماعیل عزیزم
نظر لطف شماست به من و خیلی خیلی سپاسگزارم که برای من کامنت نوشتی و منو خیلی خوشحال کردی
من معتقدم که همه بچه های سایت این احساس ناب توحیدی و در آغوش خداوند بودن رو تجربه کردند یه جورایی و باهاش آشنا هستند و هر وقت که دلشون برای خدا جون تنگ میشه باهاش دردودل میکنن مثل شما که فرمودید با این احساس آشنا هستید ، اصلا اون لحظه ای که تسلیم میشی ووو از خدا کمک میگیری به نظر من میلیارد میلیارد میارزه و قابل قیمت گذاری نیست
ممنونم از شعر زیبایی که برای من نوشتید و منت گذاشتید بر من
آرزو میکنم که همیشه در آغوش خدا باشی و به همه آرزوهات برسی
به نام خدای قادر مطلق
سلام دوست عزیز
سید حسین جان
ازت متشکرم برای کامنتی که نوشتید که در چند ماه قبل نوشتید و امروز نشونه آیی شد برای واضح شدن هدایت من.
رفتم وضو گرفتم برای نوشتن.
الان که کامنتتون رو خوندم کلی اشک ریختم از شوق .
قبلاً این فایل رو گوش کرده بودم اونم چندین بار
اما امروز به حالی بودم
راستش دارم به کسب و کار جدیدی رو شروع میکنم که خدا خودش ایده و فکرش رو توی سرم انداخت و تقریباً به سالی هست که مقدماتی رو به صورت تکاملی فراهم داره میشه ،
که اون هم با دست خالی و با حمایت ها و هدایت های خودش که من هر لحظه اینو دارم می بینم.
خلاصه دیشب به دلم افتاد که در نوشتن صدومین کامنتم حتما اتفاق خوبی قراره برام بیفته و امروز به طور هدایتی رسیدم به دیدگاه شما دوست عزیز ، و این بهترین نشانه برای واضح شدن هدایت های خداوند و درست بودن مسیرم رو به من نشون داد
خدایا شکرت
من کارم رو به خدای غیر ممکن ها سپردم و دیگه هیچ ترس وغمی ندارم و میدونم هر جا از صمیم قلب بهش سپردم به بهترین شکل کارم درست شده .
مثه شما خیلی نمونه دارم برای گفتن.
به هر حال
خدایا شکرت.
بهتون تبریک میگم و تحسینتون میکنم که به زیبایی صدای خدا رو میشنوید و به الهامات عمل میکنید.
چقدر با خواندن کامنتون اشک شوق ریختم.
ما هم در شهر یزد زندگی می کنیم
خوشحال میشیم پذیرای دوست عزیز توحیدی مون باشیم
اگه دوست داشتین میتونید هماهنگ باشید و در خدمتتون باشیم.
در پناه نور و عشق خدا باشید.
استاد عباس منش عزیز و استاد شایسته بزرگوار سلام. این فایل رو مدتها پیش دیده بودم. ولی خب امروز دوشنبه ششم شهریور بازم نشانه ام شد.
(واج آرایی حرف ش داشت) و قسمت 23 رو که اولین فایل این سری از گفتگو هست رو باز کردم که بعد از نوشتن کامنت یکبار دیگه از ابتدا تا انتها ببینم.
دیروز رفته بودم توی ساحل بوشهر پیاده روی و یه کمی با خداوند گفتگو کردم. و ازش پرسیدم مگه غیر از اینه که استاد عباس منش هم ازت درخواست آزادی زمانی مالی و مکانی کرد و بهش دادی. طبق همین الگوی استادم؛ منم ازت درخواست کردم. چند بار هم درخواست کردم ولی هنوز هدایتی نفرمودی میشه یه کم واضح تر و به اندازه فهم من هدایت کنی. یهو یه حسی ، یه ندایی یه الهامی به قلبم شد.گفت حمید همین الانش تو نصف ماه رو آزادی زمانی داری ولی از زمانت به درستی استفاده نمیکنی. تو اگه ناگهانی به آزادی زمانی برسی به خودت آسیب جدی میزنی. این چیزی نیست که به یکباره به تو داده بشه. همه چیز تکامله… و بعدش به فکر فرو رفتم و دیدم آره چقدر درسته این موضوع ، آزادی زمانی باید به صورت تکاملی کسب بشه. همونجوری که استاد عباس منش از همون ابتدای شروع کارش توی دانشگاه بندرعباس و بعداً دوره های تندخوانی و بعداً تاسیس سایت و تا به امروز کار کرده. استاد از همون روز اول همه این آزادی ها رو نداشته. تکاملی و اکتسابی خلق شده.
من از همین آزادی زمانی نسبیم باید بتونم بهترین بهره رو ببرم. بعد به آزادی مالی فکر کردم. دیدم همین الانش حقوق ماهیانه من از خیلی از کارمندها و کارگرهای جامعه بیشتره. حتی از کارمندانی با تحصیلات بالا. ولی چی میشه اون آزادی مالی مورد نظر رو ندارم. دیدم یکیش همون موضوع دت فری بودن هست که استاد توی فایلهای نتایج آقای عطارروشن در موردش صحبت کردن. بقول استاد ظرف نعمت من و باورهای مالی من باید درست بشه، باید یاد بگیرم با پول دوست باشم. باید یاد بگیرم پول نعمت خداست و باور کنم ظرف دریافت نعمات هیچ ربطی به رشته شغلی ما نداره. آدمهایی رو دیدم و میشناسم که بیکار بیکارن، هیچ شغل و هنری ندارن. ولی بازم ظرف نعمت شون ورودی داره. آدمی رو میشناسم که چندین برابر من کار میکنه، آرامش منو نداره، و بعد از پایان شیفت 12 ساعته اش که میره خونه بازم حدود 5-6 ساعت توی بازارهای مالی و بورس و فارکس و ارز دیجیتال فعاله. شاید دو قرون دو زار بیشتر درآمد داشته باشه. ولی سلامتی و آرامش نداره اصلا. وقتی که یه کتاب دستشه داره میخونه، اگه کتاب رو ببنده ازش بپرسی چی خوندی یادش نمیاد. اینم آزادی مالی نیست. آزادی مالی یعنی ظرف نعمت انسان همیشه دریافت و ورودی داشته باشه. و این شدنیه، مثل سلیمان نبی، مثل استاد عباس منش. در مورد آزادی مکانی که بازم دیدم اون هم تکامله، من چقدر اهل سفر رفتن و خارج شدن از حریم امن خودم هستم. چند روز میتونم برم توی طبیعت بمونم؟ یا برم یه شهر دیگه مسافرت بدون اینکه چیدمان خاصی از قبل برای اقامت و هتل و … داشته باشم، دیدم اینها موضوعاتیه که استاد عباس منش هم بصورت تکاملی در خودش ایجاد کرده. استاد بارها میگه بسیاری از نقاط دیدنی طبیعی و شهرهای مختلف ایران از کوه و کویر و جزیره و دریا و جنگل و رودخانه همه رو رفته دیده و چرخیده و چند روز چند روز اقامت داشته. من اینکار رو نکردم، الان اگه یهویی یه تور گردشگری رایگان چند هفته ای هم بهم بدن که بهترین و دیدنی ترین و هیجان انگیز ترین نقاط دنیا رو بگردم بعد از یک هفته قاطی میکنم میگم منو برگردونین همون حاشیه امن خودم… آزادی مالی و زمانی و مکانی نمیتونه رخ بده برای کسی که امنیت براش در اولویته. باید مرحله به مرحله از این امنیت رها بشیم.
یادمه زمانی توی دوره آموزش نجات در ارتفاع بودیم، وقتی هارنس نجات رو پوشیده بودیم و با طناب و حمایت به تکیه گاه وصل بودیم و میومدیم لبه ارتفاع و از گارد عبور میکردیم که خودمون رو آویزون کنیم با اینکه نفرات قبل رو دیده بودیم، مربی هم بالای سرمون بود، دونه دونه کارها رو انجام میدادیم و کارابین ها رو میبستیم و قفل میکردیم(کاربین یه حلقه فلزی قابل باز شدن مخصوص نجات) میدونستیم الان باید وزنمون رو بندازیم روی طناب و بین زمین و هوا معلق باشیم ولی دستمون حاضر نبود باز بشه تا گارد لبه ارتفاع رو رها کنیم. انگار دست مون خارج از کنترل ما بود. دقیقاً این فرایند باز شدن دست چند ثانیه طول میکشید تا ذهن اعتماد کنه به تجهیزات و دست رو رها کنه. این موضوع برام خیلی عجیب بود. میگفتم چی میشه که الان من میدونم میخوام چیکار کنم ولی دستم یه کار دیگه میکنه؟؟ حکایت اون باورهای مخفی ماست که ما چیزی رو درخواست میکنیم ولی اونها یه کار دیگه میکنن. ما آزادی(مالی و مکانی و زمانی) رو درخواست میکنیم ولی چسبیدیم به امنیت (مالی و مکانی و زمانی).
در ادامه این گفتگو ها با خداوند متعال و فکرها و کندوکاو های ذهنی خودم نهایتاً امروز هدایت شدم به صفحه 341 قرآن که بشدت به دوستان پیشنهاد میکنم بخونید با عینک باورهای توحیدی بخونید. ببینید خداوند چه مثالهایی برامون میزنه. تا به اصل پی ببریم و حاشیه رو رها کنیم. اصل توحیده مابقی حاشیه است.
اینهایی که شما صاحب قدرت تصور شون میکنید یه مگس میتونن خلق کنن آیا …؟؟؟؟!! اگه یه مگس روی یه حبه قند بشینه و سهم خودشو برداره کسی میتونه چیزی که مگس خورده رو ازش پس بگیره؟؟؟؟!! سبحان الله… یاد کامنت خانم شهریاری افتادم. (فلانی ، کجا دنبال چی میگردی؟) اصل توحیده ، تو اومدی برای توحید، مابقی حاشیه است.
اییییییییییین همممممههههههه حرف زدم تازه برسم به اینجا…. (کلی ایموجی خنده و دست توی پیشونی ، خدااااایاااااااااا چرا منو اینقدر پرحرف خلق کردی؟؟) در ادامه هدایتم در مورد اصل و حاشیه و توحید هدایت شدم به این فایل بینظیر که انگار من از استاد عباس منش سوال پرسیده بودم و استاد مشخصاً میخواست فقط به حمید امیری جواب بده و نه بقیه دوستان سایت. این فایل کلی نکته طلایی داشت که الان میخوام برم پیاده روی باز باید بشنوم. و این آیه لذتبخش «وَ إذا سألکَ عبادی …» رو اگه هزار بار دیگه هم بخونم و هزار بار دیگه هم در موردش مطالعه کنم، و استاد در موردش صحبت کنه بازم از خوندن و شنیدنش ذوق زده میشم و باز هم مشتاق و مشتاق تر میشم بیشتر ازش بدونم. انگار یه گنجینه است. خدایی که به اندازه ظن و گمان ما بهمون نعمت و ثروت و آزادی و آرامش و روابط و امنیت و … میده. هر چیزی و هر جوری باورش کنی خداوند همون رو بهت هدیه میده. اگه شرایط خوب و عالیه یعنی خدا رو خوب و عالی باور کردی اگه نه برو باور خوب بساز. خداوند همیشه در بهترین و عالیترین سطح و شرایط به بندگانش نعمت و ثروت و روابط و آرامش و آزادی و امنیت عطا میکنه.
علیرغم اینکه استاد از نگاه سیستمی خداوند و نحوه عملکرد جهان هستی صحبت میکنه باز هم خداوند اینجا نگاه سیستمی رو کنار میذاره و از موضوع رحمت و مهربانیش با بندگانش حرف میزنه تا باورهای ما رو شکل بده.
این همون جمله و باور کلیدیه که استاد میگفت خداوند بیشتر از ما میخواد که ثروتمند باشیم. متنعم باشیم. چون اینجا هم قاعدتاً باید با نگاه سیستمی میگفت که ما همواره پاسخ میدم به درخواست بندگان. ولی 7 بار ضمیر مفرد رو آورده که از موضع رحمت و مهربانی و نزدیکی با انسان گفتگو کنه تا انسان سریعتر بپذیره و باور کنه که خداوند همواره پاسخ میده.
«وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»
ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﻢ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﻣﻦ ﺑﭙﺮﺳﻨﺪ ، [ ﺑﮕﻮ : ] ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻦ ﻧﺰﺩﻳﻜﻢ ، ﺩﻋﺎﻱ ﺩﻋﺎ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﺭﺍ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺮﺍ ﺑﺨﻮﺍﻧﺪ ﺍﺟﺎﺑﺖ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ; ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺩﻋﻮﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﭙﺬﻳﺮﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﻧﺪ ، ﺗﺎ [ ﺑﻪ ﺣﻖّ ﻭ ﺣﻘﻴﻘﺖ ] ﺭﺍﻩ ﻳﺎﺑﻨﺪ [ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﺍﻋﻠﻲ ﺑﺮﺳﻨﺪ ] .( بقره ١٨6)
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام جناب امیری
همیشه لذت میبرم از خوندن کامنتهاتون و از عمیق شدنتان توی قرآن ولی گاهی تو مدارس نیستم که براتون قدردانی بنویسم.
امروز مناجات خواجه عبدالله انصاری را که در فایل 203 سفر به دور آمریکا نوشته بودید خواندم بسیار لذت بردم.
از کنجکاویهای شما و کاوشگریهایتان که درباره فضا و همچنین طبیعت و گاهی در مورد شاخصهای ثروت مینویسید لذت میبرم
ممنون از تمام تلاشهاتون ممنون از تمام بهبودهاتون ممنون از تمام بهبود ورزیدنهایتون. ممنون که خالصانه تمام اطلاعات و تحقیقاتتون رو با ما به اشتراک میگذارید و ما رو هم در مناجاتهای توحیدیتون شریک میکنید.
مدار توحیدتون هر روز بالاتر
سلام به شما
عجب کامنت بی نظیری نوشتید. چه آگاهی نابی. داشتم کامنتتون رو میخوندم و یک لحظه از صندلی بلند شدم تا چای بریزم اما انگار اگاهی های کامنت شما در ذهنم جاری بود. یه سری چیزها سریع توی ذهنم رژه رفتند. بخشی از جملاتی که خانم اسکاول شین در کتابشون نوشته بودند و من نسخه ی صوتیش رو دارم، توی ذهنم پلی شد: در باتری اندیشه ی خود، جریانی دیگرگون را روشن کنید تا بی درنگ در جهان عینی نیز دگرگونی را به چشم ببینید. بعد یاد درخواست ازادی زمانی و مکانی خودم افتادم. خوب من فعلا مادر تمام وقت هستم و شغلی متاسفانه هنوز پیدا نکردم با وجود اینکه دوماهی میشه اپلای میکنم. توی این چند سالی که با استاد اشنا شدم این ارزوی داشتن ازادی زمانی و مکانی و مالی رو درخواست کردم بارها ازش، و امشب با این کامنت شما جواب گرفتم. به خودم گقتم بنده ی خدا، تو امروز همین زمانهایی هم که جسته و گریخته دخترت میرفت سراغ اسباب بازیاش و دورت نبود. رفتی یوتوب و بخش هایی از سریال فرندز رو دیدی و قاه قاه خندیدی و به پهنای صورت اشک ریختی از شدت خنده، اون وقت میگی ای کاش زمانم کامل ازاد بشه از صبح تا شب روی مهارتام کار کنم و از فایلهای استاد نوت برداری کنم و باورامو عوض کنم؟ خیلی راه داری نگار جان خیلی. اشکال نداره دوباره از فردا تلاش کن . تکاملت رو قشنگ طی کن که به خواستت برسی.
زنده باد
ممنونم ازتون.
سلام و درود به شما خواهر بزرگوار. امیدوارم که حالتون خوب و مثبت و توحیدی باشه و همواره بر مدار نور خداوند باشید.
از لطف شما سپاسگزارم که لطف کردین و برام پاسخ نوشتین.
بینهایت تحسینتون میکنم که اینقدر متعهد هستید برای کار کردن روی خودتون و تلاش مستمر برای رشد و بهبود. ازتون متشکرم که منو آوردین سراغ یکی از ردپاهای قدیمی خودم. شاید باورتون نشه با اینکه این کامنت و اون الهام رو هنوز یادمه ولی یه وقتایی میشه که دچار روزمرگی میشم و زمان هدر میدم. همین امروز صبح که از خواب دیر بیدار شدم اولین نکته ای که به ذهنم رسید همین بود. که تو داری آزادی زمانیت رو هدر میدی …
این موضوع واقعاً تعهد و تکامل نیاز داره. طبیعیه ما انسانیم و شیطان همواره در حال نجوا کردنه و ممکنه یه جاهایی از مسیر منحرف بشیم. دیدن سریال فرندز و خندیدن هم اشکالی نداره، مهم اینه که توی احساس خوب باشید ، پس به خودتون عذاب وجدان ندین، چون سریال فرندز برای تقویت زبان خیلی خوبه.
در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و تندرست باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام دوست عزیزم
چقد حس عالی گرفتم با کامنتت؛ دمت گرم
این فایل هدایت امروز من بود، چند وقتی هست که بهم الهام شده از کارمندی بیا بیرون و اتفاقا استعفامم نوشتم، و به مدیرم گفتم تا دو سه هفته دیگه میام که یه حسابدار پیدا کنی، البته نه هفته ای 5 روز، هفته ای 3،4 روز میام و اونم قبول کرد
خلاصه ته قلبم خیلی امید داشتم که قراره هدایت شم به ی شرایط عالی تر و هنوزم تین امید در من هست؛
و الان، الان ک کامنت شمارو خوندم منقلب شدم، اونجا که گفتی آزادی زمانی و مکانی و مالی هم تکامل میخواد؛ واقعا درست گفتی
من اگه الان به آزادی زمانی و مکانی برسم قطعا به خودم آسیب میزنم و همه وقتم به بطالت میره
باید تکاملم رو طی کنم؛
اتفاقا مدیر مالیمون گفت بمون من قحبت میکنم با مدیریت که شنبه ها نیایی، خب الان ک این کامنت رو خوندم با خودم گفتم آرزوووو شاید همینه، هدایت خدا این بوده که تو استعفا بدی و حالا هر سازی بزنی برقصن خخخخخ
چون تا استعفا دادم هم بهم پیشنهاد حقوق بالاتر دادن و هم تینکه قبول کردن تمام روزای هفته رو نرم
و خب الان با خوندم این کامنت این زنگ تو مغزم ب صدا در اومد ک شاید همینه هدایت رب العالمین که تو با تکامل به آزادی هایی که میخوایی برسی
آخ خدای مهربونم خدایی که همیشه همراهمی مثه یه چتر بالا سرم حست میکنم، وقتی به بزرگیت و مهربونیت و لحظه های ک تو زندگیم کنارم بودی فکر میکنم اشکم جاری میشه؛ درست مثل همین الان
خدایا چی میتونم بگم جز اینکه بگم شکرت
شکرت واسه بودنم در این مسیر
شکرت واسه این سایت و فایلاش و کامنت هاش
شکرت واسه اینک بهم قدرت درک الهاماتت رو دادی
خدایا هدایتم کن به راه راست راه کسانی که به ایشان نعمت دادی و نه راه گمراهان
دوست عزیزم موفق باشی
سلام درود
چقدر عالی واقعا لذت بردم ، چقدر مثالهای که زدید کاربردی بود ومکمل صحبتهای استاد درک وآگاهی من رو بالا تر برد از قانون فرکانس و تکامل وباورها
مطالب شما رو باید بارها وبارها بخونم تا ملکه ذهنم بشه
خداروشکر میکنم که به کامنت شما برخورد کردم ، باخودم عهد بستم که بازهم کامنتهای شما رو پیگر باشم
متوجه شدم که خیلی خوب مطالب استاد رو فرا گرفتین وجزء شاگرد زرنگای کلاس درس استاد هستین
حس ویه انرژی بهم میگه به زودی خبرهای خیلی عالی وفوق العاده ای ازشما ودستاوردتون میخونم ویه پیشرفت موشکی خواهید داشت که مثل بمب میترکونید
سلامت وشاد وثروت مند باشید
بازهم ممنون از کامنت عالی والهیتون ، بازهم مارو بهره مند کنید از آگاهیاتون
سلام و درود به شما خواهر بزرگوارم. از شما بینهایت سپاسگزارم. الهی که در عمل بتونم شاگرد خوبی برای استاد عباس منش باشم و اونقدری رشد و پیشرفت کنم که هر جا دلیل موفقیتم رو ازم بپرسن بگم برید توی سایت عباس منش دات کام و قبل از هر چیز با توحید آشنا بشید.
از شما بینهایت سپاسگزارم بخاطر دعای خیرتون و کامنت ارزشمندی که بهم هدیه دادین.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام آقا حمید
قطعاًکه با این باورهای توحیدی که واسه خودتون ساختین صد در صد،ایمان دارم که رشد وپیشرفت میکنیدوالگوی مناسبی میشین واسه ما
سپاسگزارم از اینکه اینقدر خوب روی خودتون کار کردین وبه این نقطه ی الهی رسیدین وسپاسگزارم که این آگاهی های نابتون رو کامنت میکنید تا ما هم بهرمند شویم وباید بهتون بگم اینقدر حرفاتون دلی وتوحیدی وزیباست که اگه ساعت ها بشینم کامنت شمارو بخونم اصلا متوجه زمان نمیشم
البته که خداوند شمارو پر حرف نیافریده بلکه زبون خداوند شدین برای رسوندن حرف های خداوند.
سپاسگزارم که قانون رو واسمون یادآوری کردین.
درپناه الله مهربون انشاالله شاهد آزادی مالی ومکانی وزمانیتون باشم.
سلام آقای امیری عزیز
چقدر همیشه از خوندن کامنتهاتون لذت میبرم و این بار هم بیشتر از هر بار، چون دقیقا چیزی که من مدتهاست از خداوند میپرسم رو جواب دادید.
منم دقیقا مثل شما، مدتهاست از خداوند این خواسته رو داشتم که به آزادی مالی، زمانی و مکانی برسم و کسب و کار خودم رو داشته باشم. اصلا هدف امسالم رو این موضوع قرار داده بودم. اما الان که نزدیک پایان ساله هنوز به این هدف نرسیدم یا شاید بهتر باشه بگم به شکلی که من میخواستم نرسیدم.
من از ابتدای امسال 2 روز در هفته سر کار میرفتم و باقیش رو به شکل دورکاری فعالیت کردم. اما چقدر از این شرایط استفاده کردم؟ چقدر رفتم بیرون و لذت بردم؟ من همیشه عاشق این بودم که تو آفتاب دم ظهر برم بیرون و چرخ بزنم. اما چند روزش رو به این شکل سپری کردم؟ فقط گفتم چقدر خوبه که زمانم دست خودمه اما موندم خونه و با استرس و عجله فقط یه سری کارهای روتین رو هر روز انجام دادم.
آزادی مالی که میخواستم، همین الانش من کلی پس انداز دارم اما چقدر تونستم از این پس انداز لذت ببرم که آزادی مالی بیشتری از خداوند میخوام. که چیکار کنم؟ که پول روی پول بذارم؟
به خدا بعضی وقتا بچه های سایت میان از نعمتهایی که دارن میگن، با خودم فکر میکنم تو که شرایطت به مراتب بهتره اما چقدر لذت بردی؟
همیشه فکر میکنم من در یک حالت عجله و اضطرار هستم و مثل زمانی که میخوام آمپول بزنم، خودمو سفت کردم و زندگی رو سخت گرفتم. الان باید وزنم رو بندازم روی طناب و بین زمین و هوا معلق باشم ولی دستم حاضر نیست باز بشه تا گارد لبه ارتفاع رو رها کنه! این توصیف خود خود منه!
همینه که من به آبمیوه گیری خیار میدم انتظار آب هلو دارم. رها نیستم و انتظار اون آزادی مالی و زمانی و مکانی استاد رو دارم.
خواستم بگم آقای امیری، فایل استاد یه طرف اما کامنت شما یک طرف دیگه. ممنونم که به حرف خدای درونتون عمل کردید و این کامنت رو نوشتید.
شاد و پیروز و رها باشید.
سلام و درود فراوان به شما خواهر بزرگوارم. الهی که حالتون عالی و مثبت باشه و همواره به هدایتهای رب العالمین متصل باشید.
خداوند از بینهایت طریق باهامون گفتگو میکنه و هدایت میفرسته.
اگه یه زمانی با صدای باد و خش خش برگهای درختان هدایت الهی رو دریافت کردین هیچ جای تعجب نیست. اگه از صدای آواز یه پرنده به مسیر جدیدی هدایت شدین اصلا جای تعجب نیست.
هدایت ها به بینهایت طریق بهمون میرسه.
یه وقتایی توی دفتر برای خداوند یه چیزایی مینویسم ، بعد حس میکنم یه جورایی طلبکارش هستم. (طلبکاری گستاخانه، نه طلب از روی بندگی و چشم امید به رحمتش) بعد میگم حمید حواست هست با کسی داری صحبت میکنی که همواره برات مهربان ترین بوده ، و هیچوقت بهت هیچ بدی نکرده ، ولی تو داری دق دلی اشتباهات خودت رو به خدا گلایه میکنی. بعدش به یاد میارم (یا بهتره بگم خودش بیادم میاره) که خود خدا بزرگترین نعمتیه که دارم. چقدر سپاسگزار بودم از اینکه خودش رو بهم عطا کرده. چه عذابی بدتر از اینکه خودش رو نداشته باشم؟؟
بقیه امکانات زندگی، آزادی زمانی ، آزادی و آرامش مالی، آزادی مکانی، آرامش و آسایش زندگی ، روابط سالم و توحیدی، سلامتی و حال خوب، همه و همه شاخه برگهای فرعیه. اصل خود خداست.
پیشنهاد میکنم یه نگاهی به آیه 10 سوره فاطر بیاندازید و قانون اون آیه رو بکشید بیرون و تا حدی که مقدور هست، به صورت تکاملی بهش عمل کنید.
«مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا ۚ إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ ۚ وَالَّذِینَ یَمْکُرُونَ السَّیِّئَاتِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ ۖ وَمَکْرُ أُولَٰئِکَ هُوَ یَبُورُ»
توی بخشی اول آیه میگه :
«مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا» (اگه کسی خواهان عزت باشه، همه مطلق عزتمندی از آن خداست)
توی بخش دوم آیه میگه:
«إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ» (کلمات و باورهای پاکیزه به سوی خداوند اوج میگیره و اعمال صالح و نیکو رو خودش بالا میبره)
اول بدونیم خواهان چی هستیم؟ اون ویژگی مثبتی که خواهانش هستیم، همه مطلق اون ویژگی از آن خداست. مهربانی باشه خداوند مهربانترین مهربانانه. اگه علم و آگاهی باشه ، اون علام الغیوبه، علیم بذات الصدوره ، سمیع بصیره، حکیم علیمه ؛ اگه عزتمندی رو بخوای، عزت همه از آن خداست، و او عزیز حکیمه. اگه ثروتمندی رو بخوای ، اون الغنی الحمید ه، اون خیرالرازقین ه ، اون الرحمن الرحیم ه ، اون مالک مطلق همه خزائن آسمانها و زمینه.
اگه نور رو بخواین ، خداوند نور مطلق آسمانها و زمینه.
هر چقدر به خود خداوند و باورهای توحیدی متصل باشیم، ویژگی های مثبت خودشون در ما پدیدار میشه. هر چقدر متواضع تر باشیم در پیشگاه خداوند ، عزتمندتر میشیم. حرف زدن درباره خداوند آرامش میده ، احساس خوب میده ، عزتمندی میده، ایمان رو افزایش میده، شجاعت حرکت کردن میده.
از خداوند میخوام همه مون رو توحیدی و خدایی کنه، اگه به تنه اصلی وصل باشیم ، از ثمرات شاخه های فرعی هم بهره میبریم.
پیشنهاد میکنم یه نگاهی به آیات 24 تا 27 سوره ابراهیم هم بیاندازید.
فقط میخواستم یه تشکر کنم بابت کامنتتون ، اینقدر طولانی شد. امیدوارم مایه آگاهی و هدایت خودم باشه و برای دوستانم هم مفید واقع بشه.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
«فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»
سلام آقای امیری عزیز
از کامنت و کلام پرمهرتون بسیار سپاسگزارم. کامنتتون رو چند بار خوندم و گذاشتم زمانی که بیشترین تمرکز رو دارم باز هم بررسیش کنم تا بتونم هدایتهای الله رو در لابه لای کلامتون درک کنم.
همین چند روزه که فقط کمی سعی کردم رها باشم و رو عقل ناقصم حساب نکنم و همیشه الگوها و قوانین انسانی رو مد نظر قرار ندم، معجزاتی رو دیدم که خودم باور نمیکنم. تازه من خودم رو حتی 1٪ هم رها نمیدونم.
وقتی داشتم با خواهرم صحبت میکردم که با هم در این مسیر همگام هستیم، متوجه شدیم هر دو این مشکل رو داریم که لذتهای دنیا رو حرام کردیم به خودمون و وقف کار شدیم. در حالی که کدوم تقلا و زور زدنی جواب داده برای کی؟ فقط همین هفته به یه ایده ساده ای که خدا بهم داده عمل کردم و نتایجی که تا این لحظه ازش گرفتم خیره کننده است. حالا من کی با عقل خودم میتونستم پیش بینی کنم که چنین کاری نتیجه میده؟ درست مثل ایده تندخوانی استاد.
پس باید به خودش وصل بشم، اونه که خیر و شرم رو به من الهام میکنه. اون ذات و وجودیه که میگه موجود باش و موجود میشود. اونه که اتصال بهش یعنی اتصال به تمام منابع، تمام پارتی های دنیا، تمام خیر و نیکی و اگه گزینه “خودم میدونم” رو تو مغزم غیر فعال کنم و فقط رو عقل خدا حساب کنم که نشونه اش میشه رها بودن و نگران نبودن، میتونم زندگی بهتر و شادتری رو تجربه کنم.
بازم ازتون ممنونم و امیدوارم شاد، پیروز و رها باشید در پناه الله یکتا.
به نام خدا
سلام حمید جان ، الان هدایت شدم به کامنت خوشکلت و لذت بردم ؛
خواستم ازت تشکر کنم بابت این دیدگاه قشنگت ؛ مخصوصا اون جمله که گفتی ما درخواست آزادی زمانی و مکانی و مالی داریم ولی چسبیدیم به امنیت زمانی و مکانی و مالی ؛
یا صحبت هات در مورد تکامل ازادی زمانی و مکانی و مالی واقعا عالی بود ؛ چون منم همین درخواست رو دارم ولی بخاطر باورهای خودم هنوز نتونستم کسبش کنم ؛
خیلی جالب در مورد تکامل اینموارد گفتی ، ازتممنونم داداش گلم ؛ موفق و شاد باشی عزیزم
سلام و درود به آقا مجتبی دوست عزیزم. خیلی ممنونم بخاطر پاسخ ارزشمندت که لطف کردی زمان گذاشتی و برام نوشتی.
ای کاش واقعاً بتونم به عمل بیارمشون. صرف گفتن این حرفها نیست. در مورد آزادی زمانی من هنوز موفق نبودم که زمانم رو بدرستی مدیریت کنم که وقتی زمانم آزاد هست تمرکز 100٪ بذارم روی آموزشها.
قطعا تمرکز 100٪ روی آموزشها بسیار بسیار نتیجه بخش خواهد بود و باورهای انسان رو به کلی عوض خواهد کرد. از شما بینهایت سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون که انگیزه شد یکبار دیگه کامنت خودم رو بخونم و هدایتها رو بیاد داشته باشم.
در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام ب حمید عزیز
بینهاااایت سپاسگدارم ک گفتگوی زیبات با خداوند رو برامون نوشتی
و چقدررررر جای فکرکردن داره
قانون تکامل
تکامل توی ازادی زمانی.مکانی و مالی
واقعاااا استاد این تکاملهارو طی کردن و 1شبه هیچی اتفاق نیافتاده
هرچند ک استاد بخاطر اهرم رنج و لذت فوق العاده ای ک تو ذهنشون ساختن همیشه از منطقه امن بیرون میرن و عاشق کشف خودشون و جهان اطرافشونه
و این بینهااااااااایت تاثیرگذاره
و برا همینه جایگاه استاد اونجاست ک همه چی رو باهم داره
استاد حتی تکامل مدیریت یک گروه و رهبری رو هم در دوران نوجوانی با بردن بچه ها ب کارخونه لی لی پوت و … و بچه های دانشگاه ب سفر و… طی کردن
ک الان شدن رهبر همچین گروه بزرگی
و چقدررررر کامنتتون عااالی بود و یادم انداخت تو هرچیزی باید تکامل طی کنم و مدیریت زمان مدیرین پول رو یاد بگیرم و پله پله پیشرفت کنم
واینکه نگاه زیبا ب درخواست کردن از خداوند واقعااااااااا جای روزها فکر کردن داره
و ایه زیبایی ک شما بهش اشاره کردید…
بینهاااااست سپاسگدارم بابت کامنت زیباتون
سلام و درود به خواهر بزرگوارم ، بینهایت از شما سپاسگزارم. امیدوارم که همیشه شاد و سلامت باشید ، خدا رو شاکرم که با کامنت شما هدایت شدم به خوندن مجدد کامنت خودم و بیاد آوردن تعهدم، که باید زمانم رو به شیوه ای مثبت و تمرکزی به کار بگیرم در راستای رسیدن به نتایج.
واقعاً حق با شماست چه مثالهای قشنگی زدین از زندگی و تکامل استاد، آره واقعاً همینطوره. استاد هم تکاملی همه این کارها رو با موفقیت به انجام رسوندن.
براتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم در پناه رب العالمین بینهایت متنعم و ثروتمند و سلامت باشید.
داداش گلم چقدر درست و بجا به کامنت شما هدایت شدم صفحه 341 قرآن چه شگفت انگیز بود درک من از این صفحه و کلام خدا چقدر تغییر کرده کاملا برام واضح و ملموس هست ظرف وجودی من هر دفعه داره بزرگ و بزرگتر میشه ممنون و سپاسگزارم از نوشته ای که در دوشنبه شش شهریور ثبت کردی و امروز چراغ راه من شد
سلام و درود فراوان به شما خواهر بزرگوارم.
ممنونم از شما و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمند تون. یه لحظه کنجکاو شدم که من اصلا چی نوشته بودم و رفتم دوباره کامنت خودمو خوندم، این کامنت رو شهریور نوشته بودم و دقیقاً اون روز رو یادمه. ولی تعجب میکنم از فراموشکاری انسان که چقدر راحت میتونه قوانین رو فراموش کنه.
من بعد از اون روز خیلی تلاش کردم اون آزادی زمانیم رو مدیریت کنم که زمانم رو هدر ندم. بارها دیدم وقتی زمان رو هدر میدم جهان من رو مشغول به کارهایی میکنه که منفعتش برای بقیه است ولی دوندگیش برای من، و این بشدت روی مخ منه. میدونم چون من نعمت زمانم رو کفران کردم جهان اینجوری منو به خدمت دیگری درمیاره تا حداقل مفید باشم.
یک میلیون بار باید برای خودم تکرار کنم، زمان نعمت خداست و من باید از ذره ذره اش استفاده مفید کنم.
بینهایت از شما سپاسگزارم بخاطر کامنت تون که انگیزه شد من یبار دیگه به ردپای گذشته خودم برگردم. در پناه رب العالمین همواره شادکام و ثروتمند و سلامت و موفق باشید.
سلام به استاد عزیزم ، به خانم شایسته گرامی و دوست داشتنی ام و به همه اعضای خانواده ام ☘
وای از این فایل و آگاهی های تموم نشدنی این فایل ،
این فایل و این گفتگو به اندازه یه محصول ارزش داشت ، این ۲۶ دقیقه ، ثانیه به ثانیه ش رو باید با طلا نوشت .
استاد عزیزم شما واقعاااااااا معرکه اید
تو این فایل از توحید عملی صحبت کردید ، از تشخیص اصل از فرع صحبت کردید ، همون مساله ای که تو همه اموزش هاتون ملاک قرار میدید برای اینکه به حاشیه پرداخته نشه ، همون دلیلی که باعث اختلاف شما و برتری شما از بقیه هست .
از ایمانی که عمل نیاورد صحبت کردید ، از در صلح بودن با خودمون صحبت کردید وقتی گفتید فارغ از اینکه چه گذشته ای داشتیم میتونیم از امروز رو باورهامون کار کنیم و به اندازه ایمانمون نتیجه بگیریم .
به راستی که همه ما میتونیم ” برنامه نویس زندگی خودمون باشیم ” با کد سازی های درست و شناسایی باورهای مخرب
یکبار دیگه به ما گفتید که خداوند ویژگی های انسانی نداره ،
چقدر زیبا شیوه درخواست کردن از این سیستم و این خداوند رو مطرح کردید .
همه ، همه ما به یک اندازه به خداوند دسترسی داریم و همه ما به همان اندازه ایمانمون به خداوند و این سیستم نتیجه میگریم .
تنها راه شناختن خداوند ، نگاه سیستمی به خداوند است.
خداوند یک انرژی است که تمام جهان از آن شکل گرفته است. تمام هستی از انرژیای پدید آمده که ما آن را خدا مینامیم.
دوباره به ما یادآوری کردید این مساله ای که باعث گمراهی خیلی از ماها شده بود و اینکه واژههای ان شاء الله و لو شاء الله ان یشاء الله همان قوانین بدون تغییر الهی یا مشیتها(سنت الهی هستند) و نه اینکه خداوند برای کسی بخواهد یا نخواهد .
خداوند هرگز از سنت خود عدول نمیکند ، حتی برای پیامبران .
میزان نعمتهایی که به زندگی ما وارد میشود، بر اساس یک سلسله قوانین است، نه بر اساس میزان ترحم و دلسوزیای که میتوانیم در خداوند ایجاد کنیم.
ما هرگز قادر به فریب این انرژی نیستیم. این انرژی قانونمند است. فقط و فقط در راستای قوانین خودش کار میکند.
هر زمان که تصمیم میگیریم باورهایمان را تغییر دهیم و در راستای سیدن به اهدافمان قدم برداریم ، فارغ از اینکه چه گذشته ای داشته ایم و چه فرکانس هایی را ارسال کرده بودیم در گذشته ، نتایج کم کم پدیدار میشود ، به همان اندازه ی تغییر باورها زندگی تغییر میکند .
و بصورت بسیار ساده :
اگر حالمان خوب باشد، آن قسمت از اتفاقات و شرایطی از این سیستم یا انرژی که خدا نامیدهایم را تجربه میکنیم که خوب است.
اگر احساس بدی داشته باشیم ، فارغ از اینکه چقدر نماز میخوانیم یا عبادت میکنیم یا حفظ ظواهر داریم احساسمان ما را در مدار و فرکانسی از این سیستم قرار میدهد تا با تجربهی ناخواستههای بیشتر، احساس بد بیشتری را تجربه کنید.
و کامنتم رو میخوام از دست نوشته ای از دکتر شریعتی در مورد قرآن به پایان برسونم
” قرآن کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است، و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست…
این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لای آن را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را _ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی به کار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و بادشانه و … شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد.
قرآن! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند می شود همه از هم می پرسند: ” چه کسی مرده است؟ ”
چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است
قرآن! من شرمنده توام اگر تو را از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام
یکی ذوق می کند که تو را بر روی برنج نوشته، یکی ذوق می کند که تو را فرش کرده، یکی ذوق می کند که تو را با طلا نوشته، یکی به خود می بالد که تو را در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … آیا واقعاً خدا تو را فرستاده تا موزه سازی کنیم؟
قرآن! من شرمنده توام اگر حتی آنان که تو را می خوانند و تو را می شنوند، آن چنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند. اگر چند آیه از تو را به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد می زنند: “احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن! من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه، خواندن تو آز آخر به اول، یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که تو را حفظ کرده اند، حفظ کنی، تا این چنین تو را اسباب مسابقات هوش نکنند.
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ می کنند، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است، که به صلیب جهالت کشیدیم
واقعا من شرمنده توام قران
آسیهی عزیزم، ســـــلام
اول، میخوام بخاطرِ آخرِ کامنتت ازت تشکر کنم و بگم که چندینبار خوندمش، عااااالی بود عاااااالی. چقدر از قلمِ دکتر علی شریعتی لذت می برم اما تنـــها کتابی که ازش خوندم، هبوط در کویر بود که دنیـایی بود برای خودش. ولی این قسمتی که از دکتر، درمورد قرآن نوشتی… وااای که چققققدر دقیق بود و عینِ حقیـقت!
و قسمت آخرش، در مورد این جمله که :« خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو ، آنان که وقتی تورا میخوانند چنان حظ میکنند، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است…» چقققدر چقققدر به قلبـم نشست، چقدر با تمام وجودم خواستم که منم، دلم رحلی باشه برای این «خواندنی»
ازت خــیلی خــیلی ممنونم به خاطر این حُسن انتخابت و ممنون برای دیدگاه خودت که نکته های عــالیِ این فایل رو، ثبت کردی. عاشـقتم🌹🌹🌹🌹
سلام حوری نازنین و بهشتی ام ❤
وای خدایا چقدددر خوشحاااالم که نظرت رو زیر کامنتم دیدم ، ینی برام خیلییییییییی خوشحال کننده بود که حوری جانم برام نوشته .
واقعا همیشه و همیشه تحسین میکردم و میکنم نظراتت رو چون واقعا بی نظیر مینویسی و همیشه بهترین دیدگاه ها رو ارائه میکنی .
واقعا دکتر شریعتی در دوره خودش انسان روشن و آگاهی بود که جلوتر از جامعه خودش در حرکت بود .
حوری عزیزم موفق ترین باشی تو زندگی ت ، الهی همیشه شادی و عشق تو زندگی ت جریان داشته باشه ، الهی ثروتمند و سلامت باشی همیشه کنار خونواده عزیزت و دختر نازنینت 😍😍😍😍
با لحن استاد بهت میگم : عااااشقتم ❤❤❤
سلام به شما دوست عباسمنشی ام
سلام به شما آسیه رمضانی عزیز
واقعا ممنونم از اینکه هستی، ممنونم از اینکه اینقدر زیبا نوشتی و چقدر به نکته های خوبی اشاره کردی واقعا تحسین ات میکنم برای این همه ایی که هستی.واقعا لذت بردم.
چقدر جالب بود که انتهای کامنتت متنی از دکتر شریعتی آوردی وانگار تلنگر و نشانه ایی برای من بود تا به خوندن قرآن بیشتر اهمیت بدم و تحقیق های قرانی ام را جدی تر انجام بدم تا شرمنده خودمو قرآن نباشم.
چقدر عالی بود این متن بخشی اش رواینجا مرور میکنم:
خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
آنان که وقتی تورا می خوانند چنان حظ می کنند، گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما با قرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است، که به صلیب جهالت کشیدیم
باشد ما هم جوری این کتاب مکتوب شده رو قرائت کنیم که فقط حظ ببریم از این همه صراحت و آگاهی.
برات از خداوند یکتا بهترین پیشرفت های درونی وبیرونی رو خواهانم.
ارادتمند شما فهیمه
سلام به فهمیه پژوهنده عزیزم 😍
بسیار بسیار سپاسگزارم که علاوه بر امتیاز نظر زیبات رو پای کامنتم دیدم .
قطعا حرفی که از دل بر بیاد ، لاجرم
بر دل میشینه و این قسمت مصاحبه استاد بسیار بسیار دلی بود و یه کلاس درس کامل بود ،وقتی تموم شد صحبتاشون تو دام میگفتم واااای ایکاش بیشتر صحبت میکردن .
مطمئنم شما هم همین حس رو داشتید .
تمام دوستانم ، همه افرادی که در جهت بهبود زندگی قدم برمیدارن خداوند هدایتگر و حمایتگر اصلی ما هست و برای ت فهیمه عزیزم آرامشی ازجنس ایمان و نور و شادی تمام نشدنی و عشق وثروت بی پایان رو از خداوند درخواست میکنم ،.
در پناه الله مهربانی ها باشی ❤
سلام عزیزم
بی نظیر بود واشکم رو درآورد
ازاینکه باعث شدید نگاهی متفاوت به قران داشته باشم سپاسگزارم
تامل وتفکر برای مهجور بودن قرآن درزندگیمون این نشانه ای بود که یادآوری کرد که ارزش کتابی به این عظمت رو ببینیم وواقعا هم درسته وقتی صدای قرآن میاد فکر میکنیم کسی مرده است این قلوب ماست که مرده اونها که رفته اند ونیازی ندارند این باور غلط ادامه داربوده از سالهای گذشته وپایانش برای من نشانه امروز که بیناشوم به این آگاهی ها
بهترینها روزی قلب مهربونت دوست توحیدی من
درپناه الله یکتا
سلام به دوست عزیزم
مریم جانم
بعد گذشت 1 و سال و نیم کامنتمو دوباره خوندم ، دوباره به این فایل هدایت شدم و دوباره نکات بهم یادآوری شده ، چقدر خوبه که هر چند وقت یکبار مسیری که طی کردیم و ردپایی ک گذاشتیم رو چک و مرور کنیم .
این فایل یکی از توحیدی ترین فایلای استاد عزیز هست که کلی درس و نکته توش نهفته و میشه باهاش به راحتی به درک و فهم جدیدی دست پیدا کنیم .
ممنون از اینکه کامنت منو خوندی و برام پیغام گذاشتی دوست نازنینم .
در پناه خداوند همیشه مهربان و همیشه محافظ باشی ، موفق ارین باشی دوست عباسمنشیِ من
به نام خدا
سلام اسیه جان
مرحبا و احسنت به این انتخاب متن که تکمیل کننده صحبت استاد بود
صحبت از دکتر شریعتی
خیلی عالی بود
آنجا که گفتی خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو
و آنجا که
قرآن من شرمنده تو هستم
واقعا چرا به قرآن فکر نکردیم
چرا بعضی وقتی از قرآن میگی
فقط میگن ما عرب نبستیم
ولی وقتی از مسیح میگیم صفحه ها میگن
انگار تو کدوم کشور بدنیا اومدن
که مسیح رو قبول دارن و قرآن را با عرب بودن می شناسند
چقدر قرآن ما شرمنده تو شدیم
خدایا ما را به درک زیبا تر قرآن و آشنایی با آگاهی های آن و عمل به آن ثابت قدم گردان
شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال
سلام زیبا جانم
هم خانواده ای و هم مسیر عزیزم
ممنون و قدردانم که کامنت منو خوندی و با سخاوت برام پیام پر مهر گذاشتی
دقیقا همینه که گفتی افراد به اصطلاح روشنفکر این زمونه وقتی اسم قران میاد یه برچسب میزنن که عربی هست و برای اعراب و برای ما پارسی زبان ها نیست ، در حالیکه این قران اگر بقول استاد بدون هیچ پیش فرض و پیش ذهنی خونده بشه برای تمام بشریت هست و مسائل توحیدی ش که برای تمام دوران ها هست .
چقدر خوبه که ما تو این دوران شاگرد استادی هستیم که خداوندگار تشخیص قانون و تفکیک اصل از فرع هست ، دنباله روی انسانی هستیم که اصل و اساس حرف ها و آموزه هاش از اولین روزهای تدریسش تا به امروز هیچ تغییری نکرده .
زیبای عزیزم امیدوارم که زندگی ت در عشق و برکت و آسایش و قلبت سراسر ارامش الهی باشه .
در پناه پروردگار همیشه مهربان باشی عزیزم .
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
سلام خدمت دوستان عزیزم
خـــدایا بینهایت سپاسگزارم ازت که هر چیزی رو به موقع یعنی دقیقا در زمان مناسب میذاری سر راهم
این فایل دقیقا در مورد دغدغه های ذهنی منه که چون در خانواده ی مذهبی زندگی میکنم و همون طور که میدونید بشدت نجواها آزار میده آدمو
همه بجای اینکه حتی ذره ای به فکر خودشون و عبادت خودشون باشن سرشون توی زندگی بقیه است
که کی چطوری عبادت میکنه
اصلا نمازی که خونده میشه هیچ حال خوبی نمیده به افراد حتی ذره ای درک نمیکنن که دارن چرا نماز میخونن
دید افراد از نماز
فکر میکنن نماز یه بار سنگینی مثل یه کامیون پر از بتن پشتشون بستن هی میخوان یه جوری از دست این بار خلاص بشن یعنی اینقدر سریع نماز رو میخونن که انگار یکی دنبالشون کرده
اون طوری که من دیدم توی زندگیم افراد نماز رو برای توجه به بخدا نمیخونن
برای توجه به خودشونم نمیخونن
برای جلب توجه دیگران میخونن که بقیه بهش بگن ایول فلانی اینقدر مومن و باخداست که پنج وقت نمازش رو قضا نمیکنه اینقدر دیدم اینجور افراد رو که اصلا حال آدم بد میشه بخاطر این طرز عبادت
منم قبلا در گمراهی بودم ولی بخاطر کسی عبادت نمیکردم حس میکردم که خدایی که میپرستم به من نزدیکه ولی نمیدونستم به چه صورت وقتی نماز میخوندم ساعتها میشستم با خدای خودم حرف میزدم و راز و نیاز میکردم نه اینکه فقط باری باشه و بخوام بذارمش زمین و تموم تا اذان دیگه خداحافظ
الان که ماه رمضان هم هست همه دنبال این هستن که کی روزه میگیره
کی میخوره
چرا میخوره
سحری میخوره یا نه
و خیلی چیزهایی که مردم دنبالشن و حتی اندازه ی ۱ درصد به فکر خودشون نیستن حتی ۱ درصد که بگه من این وسط خودم چطور عبادت میکنم و وصلم به خدا
اینایی که گفتم میبینم در خانواده ام و در بسیاری از افرادی که میبینم شاید خیلی از شمایی که کامنتم رو میخونید دیده باشید
انگار خدا وکالت تام داده این افراد که تو ببین چطوری زندگی میکنن بقیه
وقتی اینا رو میبینم همیشه آیه قرآن میاد به ذهنم که خدا میگه هیچ سنگین باری بار کس دیگه ای رو میتونه کم کنه آیه ی ۱۲۳سوره ی بقره
از وقتی که رها شدم از فرقها و در مسیر توحیدی هستم خیلی تغییرات در زندگیم ایجاد شده به لطف خدا
از یه آدم غمگین افسرده و همیشه مریض تبدیل شدم به یه آدم شاد و سالم و سرحال که هیچی نمیتونه حالش رو بد کنه و اصلا غریبه شده با اون آدم قبلی
دقیقا الان میفهمم که وقتی خدا میگه تنها با یاد خدا دلها آرام میگیرد یعنی چی
میدونم نیاز دارم که فقط روی خودم کار کنم که جدا بشم از افراد و شرایط ناخواسته ولی الانم نمیتونه کسی جلوی شادی و لذت منو بگیره
اوایل یادمه وقتی تازه وارد این مسیر شده بودم فکر میکردم همه مثل من تشنه ی این آگاهی های الهی هستن و میخواستم بع دید خودم بهشون کمک کنم و بیارمشون در این مسیر مثلا به مادرم به خواهرام به برادرم و دوستام ولی اصلا انگار کسی نمیشنید همونی که توی قرآن اومده دلهاشون مهر زده شده بود من فقط داشتم انرژیم رو هدر میدادم دلسوزی بی جا ولی خدا رو شکر زود رسیدم به اینکه من ناتوانم از تغییر بقیه رسیدم به اینکه این منم فقط که میتونم فقط خودم رو تغییر بدم بقیه تا نخوان نمیتونن چیزی بشنون
خدا همه چیزه
وقتی یکم درکم بیشتر میشه ازینکه خداوند همه چیزه اصلا جادویی حال و هوام تغییر میکنه
وقتی کتاب رویایی که رویا نیستن فصل۳ رو خوندم کلا ذهنیتم به زندگی عوض شد خیلی این کتاب بینظیر وقتی میخوندم فقط اشک میریختم از آگاهی های نابی که بهم داده میشد
آره استاد دقیقا درست میگه از دید بقیه دین به روش قرآنی یعنی کافر شدن نمیتونن درک بکنن دین یکتا پرستی رو هضمش خیلی سخت و سنگینه برای افرادی که مهر زده شده به گوشهاشون
دارم یاد میگیرم که در لحظه زندگی کنم و خیلی خیلی بهتر شدم از قبل و ذهنم کم کم داره عادت میکنه که از همین لحظه لذت ببر به بقیه اش ایمان داشته باشیم که مثال استاد از آبمیوه گیری برام روشن تر کرد این موضوع رو
کلام من برای ثروت یا هر چیزی هیچ تغییری نمیکنه باید باورش کنم ایمان داشته باشم خودم رو تغییر بدم دیدم رو زیباتر کنم
هر لحظه سپاسگزارم از خداوند که هدایتم کرده دراین مسیر توحیدی خیلی خوشحالم
اولی بار که توی فایلهای شما در مورد آیه ۱۸۶سوره ی بقره اینقدر حالم دگرگون شده بود اینقدر گریه کردم که نبودم روی زمین داشتم پرواز میکردم یعنی همیشه همینطوره هر موقع یه آگاهی جدید رو درک میکنم حس پرواز دارم
اولین بار که قرآن رو با معنی خوندم کل زندگیم زیر و رو شد
وقتی حسم یه چیزی رو بهم میگه که انجام بده و انجامش میدم بقیه باورشون نمیشه تعجب میکنن که مگه چطور ممکنه خواهرام همیشه یه کاری رو میخوان انجام بدن میگن بیا تو برامون انجام بده چون حس تو همیشه عالی جواب میده و من همون لحظه سپاسگزاری میکنم از خداوندم که اینقدر حالم خوبه و بهم گفته میشه و اینقدر وصلم به خدا که هر کاری میکنم درست انجام میشه
بگو خدا یگانه است
خدا بی نیاز است
ما نیازمندیم بهش در لحظه به لحظه زندگیمون
شبیه و مانندی ندارد
ولی ما میتونیم تقلب کنیم و خدا گونه رفتار کنیم تا جایی که میتونیم
فرزندی ندارد و فرزند کسی نیست
ولی همه چیز میشود همه کس را برای بنده خدا همه چیز میشود به شرط ایمان خداوند اجابت میکند
بنده ی خدا چقدر درک این کلمه عمیقه خدایا شکرت
بنده بودن بخدا مثل بند بودن جنین به مادره
بنده بودن بخدا مثل نفس و زنده بودن ماست
بنده بودن ما به خدا مثل درختیه که برای زندگی به ریشه اش نیاز داره
خدایا شکرت که اینقدر همه چیز به موقع رقم میخوره
سپاسگزارم از این فایل بینهایت عالی
آرزو میکنم که همیشه در احساس خدایی و توحیدی غرق باشید
آرزو میکنم که غرق باشید در درک آگاهی های الهی
عاشقتونم بینهایت
♥♥♥♥♥♥♥
آرزو دارم در سفر به دور آمریکا بهترین لذت های دنیا رو تجربه کنید در پناه خدا
سلام دوست عزیزم ،ترگس جان
چقدر کامنتت زیبا بود ، دو بار خوندم کامنتت رو و چقدر خوب با کلام شیوات نوشتی برامون
چقدر مثالهایی که از نماز و روزا افراد آوردی دقیق و درست بود ، دقیقا این افراد رو منم از نزدیک مشاهده میکنم .
چقدر تجربه حس و حالت خوبت برام قشنگ بود و اندوارم این حس و حال خوب برات سرآغاز تحولی عظین و رو به رشد تو زندگی ت باشه ،
چقدر قشنگ گفتی ” بنده بودن بخدا مثل بند بودن جنین به مادره ” خیلی خیلی زیبا توضیح دادی عزیزم
موفق باشی دوست عزیز و قشنگم ❤❤❤
سلام به شما دوست عباسمنشی ام
سلام به شما در مسیر توحید عزیز
واقعا زیبا نوشتی اونجایی که گفتی:
بنده بودن بخدا مثل بند بودن جنین به مادره
واقعا تحسین ات کردم.واقعا خیلی این جمله به دلم نشست
یا اونجایی که گفتی:
بنده بودن ما به خدا مثل درختیه که برای زندگی به ریشه اش نیاز داره
واقعا کامنت قابل تاملی رونوشته بودی. واقعا تحسین ات میکنم برای این همه تلاش هایی که در ذهن و درون خودت داری انجام میدی.واقعا ممنون از درک ها و حس های عالی ات و اینکه ازخودت اینطور ردپا میذاری ودر مسیر توحید هستی.واقعا چقدر حس کامنتت رو دوست داشتم واینکه برام جالبه امسال ماه رمضون من بجای دور کردن قران.البته سال ها پیش چندباری با معنی فارسی قران رو دور میکردم ماه رمضون ها و یکجورایی دیدگاه همه رو قبول نداشتم. اصلا دوست نداشتم تو جمع نماز بخونم در اتاقم رو میبستم موقع نماز خوندن(منظورم همون نمازی هست که برای مسلمان ها ایجاد کردند) جالبه امروز من همش رفتم تو کار آیه های صلاه و دلم میخواد خودم با قلبم درک کنم آیا چطوربخوانم وچه وقت. یا اینکه اصلا شاید نباید بخوان باید برپادارم صلاه رو به معنی واقعی کلمه به زبان قرآن و زبان خداوند.نه ترجمه ومعنی معادل عربی به فارسی. من ارادت خاصی در درونم به اقامه نماز برام ایجاد شد بعد یک اتفاق خاصی که در دبیرستان برام افتاد. اما الان چند وقتی هست برای اینکه حس گناه رو از خودم دور کنم و صرفا تقلید کننده نباشم خودم رو اجبار به بجا آوردن نماز نمیکنم اما راستش هنوز شکل بهتری جز این حالتی که یادگرفتم پیدا نکردم. مگر با توجه و شکرگزاری هام و همین که هرچی رو میبینم یاد خدا بیفتم و ناخودآگاه بغض شیرینی در گلوم جمع بشه و بگم خدایا شکرت که با منی و دروجود منی.
برام جالب بود که از نماز تو کامنتت گفته بودی با همزمانی امروزم بیشتر مصمم شدم تا تحقیقاتم رو کامل تر کنم.
برات از خداوند یکتا بهترین پیشرفت های درونی و بیرونی رو خواهانم
ارادتمندت فهیمه
سلام دوست نازنینم
چقدر زیبا اشاره کردی به این موضوعات و بحث نماز و خداوند و نزدیکی و اشاره ای به ایه 123 سوره مبارکه بقره
واقعا همینه خیلیا هستن به دلیل نداشتن دید سیستمی به خداوند فکر میکنند که خداوند همون سیروز ماه رمضان با ی دوربین وایساده
و به فرشته ها گفته شما هم مواظب باشید ببینم کی داره عبادت منو میکنه کی داره چی میخوره و بعد این سی روز دیگه این دوربین ها جمع میشه و روز از نو و روزی از نو
یا خوشبینانش این سیروزه خیلیا که دیگه دنبال اون سه شب هستند که الغوث الغوث کنند گناهانی که توی این یکسال انجام دادن با الفاظ عربی که هیچ درکی ازش ندارند و فقط بلغورش میکنن بخشیده بشه
واقعا من هم اینجوری بودم و میبینم که الان خداروشکر خیلی بهترم همیشه ی خدایا شکرت روی زبونم هست و با گفتن این کلمه یسری نعمتهایی که دارم توی ذهنم مرور میشه
و میبینم نتیجه این تکرار از اگاهی ها و ایمان رو در زندگیم
به جرات میتونم بگم که یکی از توحیدی ترین کارهای استاد عباسمنش همین فایله و بچه های قدم دوم میدونن و الان کاملا اون فایل قرانی این قدم رو درک میکنن
و چقدر استاد محکم در مورد خداوند صحبت کرد توی این فایل اونجا که با لحنی محکم و مصمم گفت الله و النورالسماوات و الارض خداوند همه چیزه در بعد مکان همه چیزه در بعد زمان و چقدر حال کردم با این کلمه
و چقدر زیبا میاد توضیح میده دیدگاه انسانی بنا بر احساسات اگر جای خدا بود و دیدگاه انرزی با این همه قدرت و عظمت و بزرگی که خیلی ساده میگه من نزدیکم
دوست عزیزم خیلی تشکر میکنم نمیدونم ولی ی حسی بهم گفت شما از خانواده استاد هستین و هرچقدر سعی کردم اینو نگم نتونستم ولی ما همه از خانواده استاد هستیم
هرکجا هستی در پناه الله یکتا شاد باشی
آفرین آفرین در مسیر توحید جان
چقدر لذت بردم از کامنت سرشار از خدااا (همه چیزای +)
چقدر خوشحالم برای هدایت به این کامنت فوق العاده زیبا و پر احساس و ساده.
خدایا شکرت واقعا به خاطر اینجا این بهشت, سایت. دنیایی که حال و هوای خاص منحصربه فرد خودشو داره و سپاس برای لحظه به لحظه زندگی در اینجا, آب تنی در اینجا … الهی شکرت
شکرت خدایا برای کامنت زیبای هم پاره و شکرت و شکرت برای آفرینش هم پاره ی در جستجوی تو, حق و حقیقتم.
چقدر این قسمت یگانه بود؛
بنده بودن بخدا مثل بند بودن جنین به مادره
بنده بودن بخدا مثل نفس و زنده بودن ماست
عاشقتم.
الهی که در نور خدا غرق شوی.
به نام رب العالمین
این فایل های مصاحبه با استاد مثل گنجینه ای گرا نهایت برای این سایت و برای همه بچه ها و چقدر من آگاهی گرفتم ازین فایل ها و بخدا بار ها و بار ها گوش کردم ولی باز هم وقتی دوباره گوش میکنم چیز های جدیدی میبینم و میشنوم خدایا شکرت
و تبریک میگم به شما دوست خوبم بابت این کامنت بی نظیر که رنگ و بوی خدایی داره واقعا احساس خیلی خوبی بهم دست داد چه جملات و کلمات زیبایی بکاربردین تحسینتون میکنم و این کلمات از دل میاد ن از زبان
و هرچه از دل بیاد بر دل نشیند خدایاشکرت بابت همه چیز
سلام عزیزم
عالی بود بی نهایت سپاسگزارم برای تشریح آیه ای که بیان کردی
مثالت برای بنده ی خدا وبندبودن زیبا بود
درختی که وصله به ریشه وبدون اون میمیره
ای کاش انقدر توحیدی بشیم که لحظه ای ازیادش غافل نباشیم
وبگیم خدای آنی وکمتراز آنی مارو به خودمون وانگذار تادرغفلت وبی خبری غرق بشیم ،نابود بشیم ،دوربشیم ازت
نماز میخوندم ولی غرق نبودم حالم خوب نبود ازترس بود از ناآگاهی از آموزش های غلط وباورهای خاک خورده
این آموزشها عبادته
این یادگیری هایی که حالت رو دگرگون میکنه باعث میشه تو به فکر فروبری دیدتو باورتو عوض کنی صلات نیس؟ وقتی باعث میشه توآدم بهتری بشی آرومتر ،صبورتر ،خوش قلبتر حواست به رفتارت به گفتارت هست
اینجا دانشگاه توحید ویکتاپرستی است
درجمع خوبان غرق شدن
افسانه سیمرغ رو الان بهتر میشه درک کرد هرکسی قدم میگذاره دراین مسیر دگرگون میشه وهرروز به این جمع افرادزیادی وارد میشن که یک چیز رو دریافت کنن خداوند وجهانش رو توحید وکتابش رو
استادعزیزم بی نهایت دوستتون دارم شما مسبب نوری هستید که دردلهامون روشن کردید تاباچشم دل ببینیم زیبایی هارو وتجربه کنیم بهترینهارو ومن بهترین بهترینهارو براتون آرزومندم
درپناه الله یکتا
سلام دوست عزیز،چقدر بنده بودن به خدا رو قشنگ توضیح دادی واقعا عالی بود
ممنون میشم بیای در مورد این جمله که گفتی
بنده بودن خدا مثل بند ناف جنین به مادره
بنده بودن خدا مثل نفس و زنده بودن ماست بیشتر صحبت کنی
و من رو راهنمایی کنی که چجوری یک بنده خوبی برای خدا بشم همونی که اون میخواد،ممنون
به نام خدای مهربان
سلام دوست عزیزم
سپاسگزارم از کامنتی که برام گذاشتین
و اما در مورد بنده بودن به خداوند
من درک خودم رو از این موضوع مینویسم
ببنید همون جور که در آیه ی دوم سوره ی توحید اومده خدا بی نیاز است و ماییم که بهش نیازمندیم و اون هیچی از ما نمیخواد
دو آیه ی بعدش گفته نه فرزندی دارد و نه فرزند کسی هست و هیچ شبیه و مانندی ندارد ولی چرا میگیم خداوند همه چیز میشود؟
چون دقیقا اون همه چیزه
هر جوری که ما بخوایم به همون شکل تغییر میکنه
تبدیل به آرامش میشه
تبدیل به زیبایی چهره میشه
تبدیل به عشق میشه
تبدیل به محبت میشه
تبدیل به شادی میشه
تبدیل به رفتارهای عالی میشه
ولی چجوری و برای چه کسانی؟
همون جوری که در چندین آیه خودش گفته الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات برای کسانی که ایمان آوردن و اعمال صالح داشتن
نه همه ی افراد
همه نمیتونن صدای خدا رو بشنون چون اینقدر درگیر روزمرگی ها شدن که بکل خدا رو فراموش کردن و غرق شدن در نیستی و کمبود و افکار بیمار افرادی که آرامش ندارن همش عصبی هستن و از زمین و زمان طلب کار این افراد شاید به شکل ظاهر مسلمان خودشون رو تصور میکنن ولی از درون مشرکترین افراد به خداوند هستن چرا؟
چون افرادی که بندگی خداوند رو میکنن آرامش درونی دارند
چون افرادی که بندگی خدا رو میکنند همیشه سلامت هستن
چون افرادی که بندگی خدا رو میکنند همیشه شاد هستن
چون افرادی که بندگی خدا رو میکنند با هیچ کسی بحث ندارن
چون افرادی که بندگی خدا رو میکنند فقط محتاج خودش هستن نه جامعه
چون افرادی که بندگی خدا میکنند به فراوانی ایمان دارند
چون افرادی که بندگی خدا رو میکنند از زیبایی های خالق شون لذت میبرن و تحسین میکنن و بی اعتنا از کنارشون گذر نمیکنن
اینا کسانی هستن که به غیب ایمان دارن
چرا خداوند همون اول قرآن گفته این کتاب فقط برای پرهیزگاران است
اجازه بدید سوره بقره رو تا چندتا آیه بازش کنیم با هم
سوره البقره
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
این کتابی است که شک در آن روا نیست راهنمای پرهیزگاران است (۲)
اینو با آموزه های استاد درک کردیم که هیچ شکی نیست توی قرآن و برای کسانی است که دوری میکنن از چیزهای ناخواسته و ناجالب که دقیقا همون کنترل ذهنه
همان کسانی که به غیب ایمان دارند و نماز را برپا میدارند و از آنچه روزیشان دادهایم، انفاق میکنند (۳)
و کسانی که به آنچه بر تو نازل شده است و آنچه پیش از تو فرود آمده است، ایمان دارند و هم آنان به آخرت ایقان دارند (۴)
اینان از جانب پروردگارشان از هدایتی برخوردارند و هم اینان رستگارانند (۵)
تا اینجا که واضح میتونیم درک کنیم
بی تردید برای کسانی که کافرند مساوی است چه بیمشان دهی یا بیمشان ندهی، ایمان نمی آورند. (۶)
اینجا دقیقا اشاره به افرادی داره که توی در و دیوارن هرچی هم بخوایم و زور بزنیم هیچ کاری نمیتونیم براشون بکنیم چون گیر کردن توی فرعیات
خدا بر دل ها و گوش هایشان مُهر نهاده، و بر چشم هایشان پرده ای، و برای آنان عذابی بزرگ است. (۷)
اینجا میبینید دقیقا تایید کننده آیاتی هست که تا اینجا گفته شده
و گروهی از مردم می گویند: ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم، در حالی که آنان مؤمن نیستند. (۸)
دقیقا مسلمانانی که فقط به اسم و ظاهر ادای مسلمانی دارند
می خواهند خدا و اهل ایمان را فریب دهند، در حالی که جز خودشان را فریب نمی دهند، ولی درک نمی کنند. (۹)
فکر میکنن با حفظ ظواهر میتونن افراد توحیدی و خدا رو فریب بدن ولی سخت در اشتباه هستن با مخ دارن میرن ته دره
در دلِ آنان بیماری است، پس خدا به کیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود، و برای آنان در برابر آنچه همواره دروغ میگفتند، عذابی دردناک است. (۱۰)
اینم جواب خداوند بهشون
چون به آنان گویند: در زمین فساد نکنید، می گویند: فقط ما اصلاح گریم! (۱۱)
اشاره به افرادی که بقیه رو نصیحت میکنن ولی از خودشون هیج عمل درستی نمیبینیم
آگاه باشید! یقیناً خود آنان فسادگرند، ولی درک نمی کنند. (۱۲)
اینم تایید کننده اش
چون به آنان گویند: ایمان آورید چنان که دیگر مردم ایمان آوردند می گویند: آیا ما هم مانند سبک مغزان ایمان آوریم؟! آگاه باشید! قطعاً اینان خود سبک مغزند، ولی آگاه نیستند. (۱۳)
وقتی بهشون از توحید و یکتا پرستی میگیم میخندن بهمون مسخره میکنن و فکر میکنن که دیوونه شدیم
و هنگامی که با اهل ایمان دیدار کنند، گویند: ما ایمان آوردیم و چون با شیطان هایشان خلوت گزینند، گویند: بدون شک ما با شماییم، جز این نیست که ما آنان را مسخره می کنیم. (۱۴)
خدا آنان را عذاب خواهد کرد، و آنان را در سرکشی وتجاوزشان مهلت می دهد سرگردان وحیران بمانند. (۱۵)
آنان کسانی هستند که گمراهی را به جای هدایت خریدند، پس تجارتشان سود نکرد و از راه یافتگان نبودند. (۱۶)
سرگذشت آنان مانند کسانی است که آتشی افروختند چون آتش پیرامونشان را روشن ساخت، خدا نورشان را خاموش کرد و آنان را در تاریکی هایی که مطلقاً نمی دیدند واگذاشت. (۱۷)
کر و لال و کورند، به این سبب آنان بازنمی گردند. (۱۸)
یا سرگذشت رگباری شدید از آسمان است که در آن تاریکی ها و رعد و برقی است،انگشتانشان را از صاعقه ها به خاطر بیم مرگ در گوش هایشان می گذارند و خدا به کافران احاطه دارد. (۱۹)
نزدیک است که آن برق چشم های آنان را برباید زمانی که آنان را روشنی دهد، در آن روشنی راه می روند و چون محیط را بر آنان تاریک کند، می ایستند و اگر خدا میخواست گوش و چشم آنان را نابود می کرد؛ زیرا خدا بر هر کاری تواناست. (۲۰)
حالا فهمیدید افرادی که بندگی خدا رو نمیکنند چکسانی هستن؟
بندگی به فیلم بازی کردن برای دیگران نیست
که برای خوشنودی بقیه کاری انجام بدیم
برای جلب توجه نماز بخونیم
برای جلب توجه قرآن بخونیم
برای جلب توجه روزه بگیریم
برای جلب توجه لباسهای آنچنانی بپوشیم
برای جلب توجه آرایش آنچنانی بکنیم
برای جلب توجه به دیگران کمک کنیم
…. و
کلی چیزی که برمیگرده به اینکه چیکار کنم که توجه دیگران رو به خودم جلب کنم دقیقا افرادیه که توی آیه ها مثال زده
اینا یعنی بندگی غیر خدا یعنی بندگی مردم و اگر کسی بهشون توجه نکنه شاید کارشون به افسردگی و عصبانیت کشیده بشه که خیلی افراد رو میبینم در طول روز چون خودمون هم قبل از ورودمون به این مسیر جزءی از همونا بودیم ولی به لطف خدای مهربان اون پرده رو تونستیم برداریم و بشنویم و باور کردیم یگانگی رب مون رو
که خداوند در آیه بعدی میگه
ای مردم! پروردگاراتان را که شما و پیشینیانتان را آفریده بندگی کنید تا به اطاعت از خدا و پرهیز از محرماتش آراسته شوید(۲۱)بقره
خدایا شکرت چقدر این آیه های پیام ها بهم آرامش میده و خوشحال تر میشم که در این مسیر هستم
دوست عزیز خداوند سالیان ساله که خدایی میکنه ما فقط چند ساله که بندگی میکنیم پس چرا بنده ی صالحش نباشیم؟
به چی این خدا شک میشه داشت؟
خدایی که کامل قوانینش رو گفته توی قرآن
نمیدونم چقدر کمک کردم تا درکتون بیشتر بشه از بندگی ولی کسی که نوشت من نبودم خدا بود چون سپردم که خودش جوابت رو بده
در پناه خدای مهربان باشید
♥♥♥♥♥
سلاااااااااام خدا جونم. ❤️
سلام دوست عزیز و گرامی من
چقدر زیبا و دلنشین بیان کردین
چقدر صحبتهاتون احساس نزدیک بودن خدارو میده
چقدر عالی به آدم این باورو میده که بله میشه تا این حد به خدای درونت نزدیک باشی و باهاش حرف بزنی و دردودل کنی.
دوست عزیز من تو این هفته برای بار دوم به این فایل هدایت شدم. وقتی نشانه هدایتم زدم دیدم دوباره فایل مصاحبه با استاد قسمت 26 اومد
. اول تعجب کردم باخودم گفتم منکه تا 2روز قبلم همین هدایتم بود گفتم لابد یه نکته های رو ندیدم یا نخوندم یا نشنیدم
گفتم خداجون خودت هدایتم کن چی میخای به من بگی ❤️
اومدم قسمت کامنتا هدایت شدم به کامنت شما دوست عزیز من. وای خدا چقدر زیبا و قشنگ و واضح خدای من از طریق کامنتتون با من صحبت کرد. اصلا زبونم بند اومده.
دوست عزیز من سپاسگزارم.
از خدای مهربانم براتون میخام که همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید
درپناه حق 💖💖
به نام ربّ
تنهـــــا قدرت جهـــــان
همه ستایش ها، مخصوص خدا، مالک و پروردگار جهانیان است
ســـلام
سلامی به زلالی اشکهایی که از عشق به خدای مهربان جاریست… واقعا آدم گاهی فکر میکنه خدا همه رو فراموش کرده و فقط داره به تو توجه میکنه! و چقدر قشنگ بهت ثابت میکنه که وقتی به «ایاک نعبد و ایاک نستعین» ایمان میاری ، راه رو برات باز می کنه و دستانش رو برای یاریت میفرسته و نشانهها… و نشانهها….
اصلا این قسمت از مصاحبه با استاد، فقط و فقط نشانهای بود برای من🥺 بخاطر تصمیمی که از دیشب گرفتم و از خدا خواستم کمکم کنه و این هم یاری دستانش! اونم به این واضحی و به این پر رنگی!!! تاحالا خیلی پیش اومده که یک تصمیمی گرفتم و بعدش نشونهها از چپ و راست اومدن و خدا از این طریق باهام حرف زده ولی هنوز خیلی احساساتی میشم، میگم آخه اونقدری که خدا حواسش به ما هست، آیا ما هم حواسمون بهش هست؟!!!
درست دیشب تصمیم گرفتم همه چی رو بگذارم کنار و تمرکزم رو بگذارم روی باورهای توحیدی که هـمـــه چیـــزه
دیروز دَمِ غروب که طبق معمول، کنار پنجره ایستاده بودم و به آسمانِ بیانتها خیره شده بودم داشتم فکر میکردم چه کار کنم که باورهای توحیدیم قـــویتر بشه و تمرکزم رو بگذارم روی کدوم دورهی استادم که از توحید و باورهای توحیدی بیشتر گفته باشه.
خب قاعدتا یاد دوره «جهانبینیتوحیدی» افتادم که از اسمش هم پیداست که درمورد چی هست و تصمیم گرفتم دوباره این دوره را تمرکزی شـروع کنم و همون لحظه به قلبم افتاد که در راستای کار کردن رو این دوره، قرآن رو هم شروع کنم به خوندن و یاد استاد عزیزم تو دورهی ۱۲قدم افتادم که گفته بودن همه باید حتما قرآن رو بخونن.
امروز صبح که اومدم سایت و به محض اینکه فایل جدید رو دیدم، اصلا موندم…..
اجــرای توحید در عمــــل
دقیقا خواستهی قلبی من بود که از دیشب به سینهام می کوبید و از من میخواست که خدا رو بیشتر یاد کنم و پررنگتر ببینم و کاری کنم. و اولین کلمات این فایل هم با صدای آشنای خانم شایستهی عزیزم شروع شد که: پرسیدند شما باورهای توحیدی رو چطور ساختید؟
نمیدونم چطور به قلبـتون الهام شد که بین فایلهای سفر به دور امریکا و جزایر دیدنیِ ایالت هاوایی، قسمتی از مصاحبه با استاد رو آپلود کردین ولی میدونم که این قسمت، به موقعترین جواب و نشانه برای من و برای چندین و چند نفر مثل من بوده،
که مسیر، همینه.
استادِ خوبم، همونطور که از تجربهتون گفتید، روی آدمها حساب نکردن، می تونه اولین قـدم به سمت توحید باشه
و بعدش کم کم متوجه میشیم که تنها کسی که میشه روش حساب کرد خداست چون تنهـــــا قدرت جهـــــان خداست.
اما از اینجا به بعد، خیلی بد میشه اگر فراموش کنیم و دوباره روی آدمهای زندگیمون حساب کنیم و اون وقته که شرایط برای زمین خوردنمون مهیا میشه چون روی هرکسی غیر خدا حساب کردن، شرک محسوب میشه و شرک هم که عامل تمام بدبختیهاست.
استاد، توی ایران، هنوز هم همون حالتی هست که شما بودین و دیدین. خیـلیها، امیدشون بیشتر به آدمها، امامان و ارواحِ فوتشده هست تا خدا
و تمام این شرک ها فقط بخاطر اینه که کسی واقعا نمیره دنبالش که فکــــــر کنه ببـینه حقیقت چیه، خدا چیه، مردم چیاند و اصلا خدا چی گفته!
به اینا باید فکر کرد. باید فکر کرد تا فهمید که مردم فقط دستان خدا هستند و خداست که همـــه چیـــزه.
وقتی تصمیم گرفتم برای توحیدیتر شدن روزی چند آیه بخونم، با خودم عهد بستم که این نباشه که فقط قرآن رو خونده باشم بلکه می خوام حسابی روی هر آیه، وقت بگذارم و بهش فکــر کنم که البته اهمیت این فکــــــر کردنه خیلی بیشتر از همینجوری خوندن و رد شدن هست. حتی این جمله رو خیلی شنیدیم که از پیامبر نقل شده: «یک ساعت تفکر، بهتر از هفتاد سال عبادت (بدون تفکر) است.» اما حتی به همین هم فکــــــر نکردیم!
اینــــــــهـمه خداوند، در چندین سوره از قرآن اشاره میکنه به این موضوع که آقـــا فکــــــر کنید، تدبــّــــــر کنید، تفکـّـــــــر کنید، تعقـّــــــــل کنید، اما چطور میشه که ما انقدر سرسری از این آیات میگذریم؟!
… انّ فى ذلک لَایت لقوم یَتَفکَّرون
قطعا در اینها، نشانه اى است برای مردمى که تفکر مى کنند.
…کذلک یُبَیّنُ الله لکم الأیت لَعلَّکم تعقلون
این گونه خداوند آیات را برای شما بیان میکند، باشد که بیندیشید!
…وتصریفِ الرّیحِ ءایت لقوم یعقلون
و در وزش بادها، نشانههای روشنی است برای گروهی که اهل تفکّرند!
…قد بَیَّنّا لکمُ الأیت لعلَّکم تعقلون
ما آیات را برای شما بیان کردیم، امید است که فکر و عقل را به کار بندید
…وتلک الامثلُ نَضرِبُها للنّاس لعلَّهم یتفَکَّرون
اینها مثالهایی است که برای مردم میزنیم، شاید در آن بیندیشید!
من یادمه وقتی برادر زادهام کوچیک بود، برادرم به من میگفت، بزرگترین و مهمترین چیزی که دارم به پسرم یاد میدم اینه که خودش بتونه فکر کنه و هیـچ حرفی رو همینطوری نپذیره و در مورد چیزی تعصب نداشته باشه.
اونموقع تعجب کردم که مگه فکر کردن هم یاد دادنیه! اما به مرور فهمیدم که نشستن و با خود «فکر کردن» درمورد همهی امور، چیزیه که خیـلیا بلد نیستند و خودمم بلد نبودم.
استاد، هر وقت این جمله رو میگید که: خداوند داره کارها رو انجام میده؛ یه حس بینظیری بهم دست میده، انگار تمام بنـــدهای وابستگیم، از زمین و زمان جدا میشه و تنــها به خدا وصـل میشه…. و یاد این بیت از شعر مولانا میافتم که میگه:
رفته رَهِ دُرُشت من
بارِ گران، زِ پشت من
دلبر بردبار من
آمده برده بارِ من 😍
خیلی باید تکرار کنم این حقیقتِ دلچسب رو که خدا داره کارها رو انجام میده و برای قویتر شدنِ این باور، باید خیلی بیشتر از اینا یاد خدا باشم، هر لحظه هرجا.
حضرت علی هم فرموده: « یاد خدا، روش پرهیزکاران است.»
پس اینم، یه راهشه. داشتم فکر میکردم چیکار کنم که دائما یاد خدا باشم، و بعد یادِ تنفّس و طپش قلبم افتادم که از بزرگترین معجزاتِ هر روز و هر لحظه هست و این، پررنگ ترین نشونهایه که نشون میده
خـدا هــــر لحظه با منــه، پس چـرا من با او نباشم
این یادخدا بودن: هم آرامش میاره، هم عزت نفس میاره، هم ثروت میاره، هم نعمت و هم سعادت.
دیگه از زندگی چی میخوام؟ دنبال هرچیزی که باشم، باید فقط به خدا وصل بشم.
و خودخدا هم به این کار امـر کرده…و اذکـروا الله کثیـرا…
و این نوید رو هم داده که: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. پس قطعاً با این روش ، پرهیزگارتر و موحدتر میشم و باورهای توحیدیم قویتر میشه.
استاد، به قول خودتون، شما تقریبا تو همهی دوره هاتون، بخشی رو درمورد باورهای توحیدی و ایمان به خدای یگانه صحبت کردید و حتی در دانلودیهایی که هدیه دادید در فایلهای توحید عملی هم، اختصاصی در موردش صحبت کردید که جا داره بینهایت، بینهایت ازتون تشکر کنم.
کاش این حرف ها رو فقط آگاهانه نزنم، بلکه در اعماق ناخودآگاهم هم تزریق بشه که: وقتی خـــــــدا هـسـت، نگاهت به هیــــــــچ بنی بشــــری نباشه و با تک تک سلولهام باورداشته باشم که
فقط و فقط و فقط خــــدا برایم کافیــست
و هــر چه خیر و نیکویی در زندگی هست فقط از خداست.
عاشقتونم استاد،
عاشقتونم که همیشه درمورد اصل، صحبت میکنید و اصـــل، جز این نیست که خـداست و دگر هیـــــچ
عاشقتونم
سلاااااام دختر توحیدی خداوند
میدونم که وقتی داشتی این کامنت رو تایپ میکردی وصل وصل بودی میدونم که خدا بهت گفت و تو نوشتی تحسینت میکنم هزار آفرین بهت میگم اول از همه بخاطر احساس نابی که با این کلمات به هرکسی که میخونه منتقل کردی و حالشو خوب کردی
دوم هم برای تصمیمت هم برای قطعه شعرت هم برای آیه های قرآنی که آوردی ممنونم ازت دوست خوبم زنده باشی و پراز توحید و یاد خدا آخه درستش همونه که گفتی :خـدا هــــر لحظه با منــه، پس چـرا من با او نباشم
این یادخدا بودن: هم آرامش میاره، هم عزت نفس میاره، هم ثروت میاره، هم نعمت و هم سعادت
سلام به دوست خوب و توحیدیم
ممنونم که برام کامنت گذاشتی و خوشحالم که این حس خوب و وصف نشدنی، انتقال پیدا کرده. وقتی این توحیدیتر شدن در کامنتم و تمام آیات قرآن و حتی اون بیت از شعر مولانا (که کاملا دیدِ توحیدی داره)، مورد توجهتون قرار گرفت، یاد کامنتی از خود شما افتادم
که برای استاد نوشته بودید: «از امشب تصمیم گرفتم فرزند توحیدی خداوند باشم» و این رو بعنوان عبارت تاکیدی خودتون انتخاب کردید. بنظرم تکرارِ این یک جمله هم، همون یادِ خدا بودن هست که خیلی در زندگی و در موحد شدن تاثیر میگذاره.
مطمئنم این حس خوبی که دارید، بخاطر همون تصمیمی بوده که گرفتید و من هم اینجا آیینهی شما میشم و هزاران آفرین به شما تقدیم میکنم، به فرزند توحیدی خدا🌹
سلام خانوم باختری عزیزم
خیلی کامنتت زیبا بود و به دلم نشست. من اگه پارسال کامتت رو میخوندم، قطعا حس و حال الان رو نداشتم و انگار روحم لطیف تر شده و حرف شما و استاد رو راحت تر میپذیرم و احساساتی میشم. وقتی داشتم کامنت شمارو میخوندم ب خدا میگفتم خدایا کمکم کن بیشتر بفهمم و درک کنم ک تو تنها قدرت در جهانی و تنها تورا بپرستم و ازت یاری بخوام. ترس رو نپذیرم پ عبد شیطان نشم. خیلیی کامنتتون قشنگ و توحیدی بود. اونجایی ک گفتین یاد تپش قلبم افتادم و گفتم خدا همیشع با منه چرا من باهاش نباشم؟ آه… حرفای این جنسی منو منقلب میکنه خداروشکر..ممنونم ازت عزیزم. امیدوارم خدا هرلحظه مارو ب راه راست هدایت کنه.
سلام فاطمه جان
ممنونم از بازخورد پر از مهرت عزیزم، چشمهای خداجوی زیبای شماست که کامنت رو زیبا می بینه. الهی شکر بخاطر بالاتر رفتن درک و مدار آگاهیت عزیزم، الهی شکر بخاطر لطیفتر شدن روح و احساسات قشنگت.
بخاطر این لطافت روح و حس توحیدیتر شدنت و اینکه حواست به تغییرات مثبت خودت هست کلی تحسینت میکنم عزیزم👏👏👏
درضمن، جمله ای که گفتی به قلبت اثر میگذاره رو زیاد بهش فکرکن❤️ عاشقتم🙏🌹
سلام عزیزم داشتم تفسیر کامنت شما از کامنت حوری عزیز رو میخوندم همسرم سرکار و من امشب با دخترم خونه تنها هستیم یکم ترسیده بودم از صداهایی که میومد یهو به خودم گفتم قدم اول رو بردار تا خدا به کمکت بیاد خدای خوبم رو صدا کردم و گفتم تا خدا هست نمیترسم و توجهم رفت سمت قلبم و طپش و ضربان قلبم که خدا اینجاست که الان این کامنت شما رو خوندم و حس کردم خدا جوابم رو داد که من هستم من هستم نترس
حوری عزیزم سلام
چقدر زیبا و زلال نوشتید ، پاکی و حس خوب نوشته ی شما به عمق قلبم رسید، ممنونم که در وصف این فایل بی نظیر استاد ، از توحید نوشتید ، ذهنم بعد خوندن نوشته شما پر از سکوت شد …
سبز باشید و لحظه هاتون مملو از نور و شادی و آرامش
سلام عاطی عزیزم
ممنون از دیدگاهی که برام نوشتی.
برای سکوتِ ذهنت که گفتی بعد از خوندن کامنت، ایجاد شد، خیلی خوشحال شدم چرا که شلوغی و سر و صدای ذهن باعث میشه صدای الهام خداوند رو نشنویم اما در سکوته که صدای الله بالا میره و ما بهتر درکش میکنیم و چقدر خوبه که در طول روز یا شب، دقایقی فقط توی سکوت بنشینیم و به صدای بلندِ سکوت، دل بسپریم😉
عاشقتم
سلام دوست عزیز
خیلی خوشحالم که در جمع شما حضور دارم، چقد تفکر به حرف های استاد از نگاه شما عمیق تره
واقعا عالی بود
هر سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند: تمام صحبتاتون تو قلبم نشست.
چه تفکر عمیقی دارین
چه نگاه زیبایی دارین
چه خواسته عالی دارین: میخواین توحیدی تر بشین
دوست عزیزم سلام
ممنون بخاطر دیدگاهی که نوشتید و ممنون بخاطر این نگاهِ تحسینگر. وقتی بازخوردی از دوستی می بینم که باعث شده به درون بریم و بیشتر درموردش فکر کنیم خیلی خوشحال میشم. و خدارو شکر که این صحبت ها به قلبتون نشست. این یعنی قلبمون چقدر آماده و تشنهی شنیدن درمورد معبودش هست و این موحد شدن، تماماً خواستهی قلب هست نه ذهن، پس به امید این که نور قلبهامون، راهگشای مسیر پیشِ رومون باشه🙏
عاشقتونم
سلاام امیدوارم عالی باشید
چه عکس پروفایل زیبایی دارین چه جمله ایی پشت عکستون نوشته عاشق این جمله ام( فقط به خدا توکل کن)
وقتی دیدم کل محصولات سایتو خریدین گفتم به به شماهم جز اون دسته از دوستانی هستین که تو این سایت کلی نتایج عالی گرفتین، آخه من فقط با فایل های رایگان کلی دستاورد داشتم،
کاش میشد میتونستم از تجربه شما استفاده کنم
خیلی خوشحالم که در جمع شما دوستان حضور دارم❤️
سلام دوست عزیزم
چقدر زیبا بود حال نابت موقع نوشتن همون طور که اول کامنتت گفتی زلال زلال
اشک از چشمم جاری شد با خوندن کامنتت
این فایل استاد خودش بینظیره و با خوندن آگاهی های شما دلچسب تر شد برام
بینهایت لذت بردم سپاسگزارم
هر خطش رو که میخوندم خدا رو سپاس میگفتم که هدایتم کرده در مسیر توحید و بهم قدرت داده تا ثابت قدم باشم و فقط و فقط عباسمنشی باشم و دنبال استاتید دیگه ای نباشم
خدایا شکرت بخاطر این مسیر زیبا
خدایا شکرت بخاطر این دوستان فوقالعاده
بهترین بهترینها رو براتون آرزو میکنم
ان شاءالله که همیشه در حال توحیدی غرق باشید
عاشقتونم بینهایت
♥♥♥♥♥♥♥
سلام نرگس جانم
ممنون از نگاهِ زیبـابیـن شما عزیزم و همینطور ممنون از قلمِ همیشه سبزت که بیوقفه، از عشق مینویسه❤️
عاشقتم عزیزم، همین که گفتی اشک از چشمت جاری شد، چشمهای منم دوباره بارونی شد، الهی که این اشکها همیشه از خوشحالی و از عشق به معبودمون باشه ، همون که حتی لحظهای نگاهش رو ازما نمیگیره.
وقتی سعی می کنیم بیشتر از قبل، یاد خدا باشیم و توحیدیتر زندگی کنیم، باتمام وجود به این موضوع پی میبریم که:
همه جا پر از حضور خداست…
طبیعیه که اشکهامون هم میلِ به خاک افتادن دارند… 🥺
نرگس عزیزم،
از دعای قشنگتم ممنونم. عاشقتم🌹🌹🌹🌹🌹
حوری عزیزم
منم امروز به طور کاملا هدایتی و معجزه آسا این فایل استاد رو که قبلا هم گوش داده بودم و به عمق مطالبش پی نبرده بودم هدایت شدم .خدا رو شکر برای آگاهی های هر روزم .با نوشته هاتون اشک ریختم و منقلب شدم چقدر خوب معنای توحید رو بازگو کردین با استفاده از آموخته های استاد عزیزمون .
جمله تون منو بهم ریخت که یادمون باشه خدا داره کارها رو انجام میده و اون شعر زیبا و به جا از حضرت مولانا
برقرار باشی تو این مسیر سبز عزیزم
استاد عاشقتوووووونم و هر روز بخاطر وجود شما و مریم عزیز خدا رو شکر میکنم .
سلام حوری جان
خداروشکر به کامنت پرمحتوی وزیبای شما هدایت شدم وقتی داشتم کامنتت رو میخوندم که نوشتی دیشب با خودم عهد کردم رو باورهای توحیدیم کار کنم گفتم چه جالب منم که دیشب همچین عهدی با خودم بستم بعد گفتم بزار تاریخش رو ببینم دیدم فروردین امساله والان آذر ماه است قطعا من الان باید کامنتتون رو میخوندم وراسخ تر بشم در عهدی که بستم خیلی ازت ممنون بهترینها را برات آرزو میکنم
سلام به حوری عزیز وخانواده عزیزم.چقدر خوب توضیح دادی وقتی آدم فقط رو خدا حساب کنه اونوقته که معجزه اتفاق می افته وخدا از طریق دستانش میاد به کمکت.این دیدگاه شما برام یه نشونه بود که چن وقته که دارم معنی قرآن رو میخونم البته با عجله که تموم کنم وبفهمم ولی با این صحبتای شما فهمیدم که عجله نکنم وآیه به آیه رو درک کنم ،مرسی دوست عزیز الهی که تو این مسیر روز به روز موفق تر وعالی تر بشیم خداوند همیشه یارت باشه تو این راه.
حوری عزیز سلام
چقدر لذت بردم از نوشته هاتون چقدر عمیق و پر از حس خوب بود وبا خوندنش آروم شدم. واقعا همینه فقط و فقط و فقط باید روی خودش حساب کرد.
اما نمیدونم چرا ما انسان ها اینو یادمون میره ک همه چیز خداست و همه چیز در سیطره مالکیت اوست. و باید اینو همیشه و دائم ب خودمون یادآوری کنیم، تکرار کنیم ک روی هیچ کس حساب باز نکنیم و اگه کسی برامون کاری انجام داد از اون تشکر بکنیم اما بدونیم ک اون دستی از دستان خداوند است.
هرجا هستید سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید ❤️
در پناه رب قدرتمند 🙏🏻🙏🏻
سلام حوری عزیز
سراسر صورتم مر از اشکه بقدری خوشحالم ک حد نداره قبل خوندن این متن شما داشتم تنها در کارگاهم قدم میزدم ب انچه خدا بهم داده فکر میکردم و ب این نتیجه رسیدم ک توحید و دیگر هیچ ،باور کنیم ما خود خداییم و نیاز ب هیچ کس و هیچ چیزی نداریم خودش راه رو برامون روشن و باز میکنه،من الان بهترین پمپ ایران رو میسازم با بهترین کیفیت بالاترین قیمت ممکن و نقدی باورتون نمیشه من یه روزی زنگ میزدم و التماس میکردم ازم پمپ بخرن،چقدر رشد کردم خدایا شکرت ،راضی ام ازت منو در بهشت خلق کردی
سلام دوست عزیزم
چه به موقع به کامنت شما هدایت شدم، من این فایل روچند روز پیش دیده بودم ولی درست امروز هدایت شدم به خوندن کامنت زیبای شما که با یه تضاد مواجه شده بودم و نجواهای ذهن داشت اذیتم میکرد و با اینکه همش این جمله استاد رو تکرار میکردم که هر اتفاقی که بیفته همون اتفاق خوبه ست، ولی ته دلم یه نگرانی بود که کامنت توحیدی شما دلمو قرص کرد بخصوص جمله : فقط و فقط فقط خدا برایم کافیست
انشالا در پناه خدا شاد و سعادتمند و موفق باشین
سلام سحر عزیزم
خدارو شکر به خاطر آروم شدنِ قلب نازنینت. هر جا که یاد خدا باشیم یعنی خـدا یاد ماست، برای همینه که وقتی یاد خدا هستیم و عبارات توحیدی رو با قلبـمون به یاد میاریم و تکــرار میکنیم، دلمون آروم میگیره. تحسینت میکنم عزیزم که در مواجهه با تضاد، به خوبی، کنترل ذهن کردی و اون جملهی جادوییِ «الخیر فی ما وقع» رو تکرار کردی و بنظرم تکرار همون جمله و باورش باعث شد که به این جمله هدایت بشی که فقط و فقط و فقط خــدا برایم کافیست…
باید با تمام وجود باور کنیم که خدا داره کارها رو انجام میده و با حس خوبِ رهایی، در رو برای مواهب و گشایشهای خداوند باز بگذاریم و سرنوشت تمام امور رو به خدای مهربون و قادر بسپریم.
و یک پیشنهاد هم دارم. این که اینطور وقتها که نجواها فرصت پیدا میکنند که جولون بِدَن، غیر از سایت و فایلهای توحیدی، تکرارِ آیه های توحیدی قرآن هم میتونه آبی بشه روی آتیش.
من چند تا از این آیه ها رو اینجا برات مینویسم برای احساس بهتر و قویتر شدن باورهای توحیدیمون.
🌹إِنَّمَا النَّجوىٰ مِنَ الشَّیطانِ لِیَحزُنَ الَّذینَ آمَنوا وَلَیسَ بِضارِّهِم شَیئًا إِلّا بِإِذنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ المُؤمِنونَ(مجادله۱۰)
نجوا تنها از سوی شیطان است؛ میخواهد با آن مؤمنان غمگین شوند؛ ولی نمی تواند هیچ گونه ضرری به آنها برساند جز بفرمان خدا؛ پس مؤمنان تنهـا بر خدا توکّل کنند.
🌹إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُوا وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(نحل۹۹)
یقیـناً او (شیطان و نجواهایش) بر کسـانی که ایمـــان آورده اند و همواره بر پروردگارشان توکل می کنند، تسلّطی ندارد.
🌹مَا عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ(نحل۹۶)
آنچه پیش شماست تمام مى شود و آنچه پیش خداست پایدار است و قطعا کسانى را که شکیبایى کردند به بهتر از آنچه عمل میکردند پاداش خواهیم داد.
🌹قُل لَن یُصیبَنا إِلّا ما کَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَولانا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ المُؤمِنونَ (توبه ۵۱)
بگـــو: هیــچ حادثهای برای ما رخ نمیدهـد، مگــر آنچـه خداوند برای ما نوشته و مقــرّر داشته است؛ او مولا (و سرپرست) ماست؛ و مؤمنان باید تنهــا بر خدا توکّل کنند.
🌹وَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفىٰ بِاللَّهِ وَکیلًا(احزاب۳)
و بر خدا توکّل کن، و همین بس که خداوند حافظ و مدافع (انسان) باشد
🌹وَدَعْ أَذَاهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا(احزاب۴۸)
و آزارشان را واگذار و بر خدا توکل کن، و کافی است که خدا نگهبان و کارساز (انسان) باشد.
🌹الَّذینَ صَبَروا وَعَلىٰ رَبِّهِم یَتَوَکَّلونَ(عنکبوت۵۹)
همانها که (در برابر مشکلات) صبـــر کردند و بر پروردگارشان توکّل میکنند.
🌹اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ المُؤمِنونَ(تغابن۱۳)
خداوند کسی است که هیــچ معبودی جـز او نیست، و مؤمنان باید فقـــط بر او توکل کنند.
🌹وَتَوَکَّلْ عَلَى الْحَیِّ الَّذِی لَا یَمُوتُ وَسَبِّحْ بِحَمْدِهِ …(فرقان۵۸)
و بر آن زنده ای که هرگز نمی میرد توکل کن، و او را همراه با ستایش، تسبیح بگوی…
🌹رَّبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ فَاتَّخِذْهُ وَکِیلًا (مزمل۹)
پروردگار مشرق و مغرب (است)، هیچ معبودی جز او نیست، پس او را وکیل و کارساز خود انتخاب کن.
🌹… أَوْ أَرَادَنِی بِرَحْمَهٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِکَاتُ رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِیَ اللَّهُ عَلَیْهِ یَتَوَکَّلُ الْمُتَوَکِّلُونَ(زمر ۳۸)
…یا اگر(خداوند) رحمتی را برای من بخواهد، آیا می توانند رحمتش را باز دارند؟ بگو: خدا مرا کافی است. توکل کنندگان فقط بر او توکل می کنند.
🌹وَما لَنا أَلّا نَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَد هَدانا سُبُلَنا وَلَنَصبِرَنَّ عَلىٰ ما آذَیتُمونا وَعَلَى اللَّهِ فَلیَتَوَکَّلِ المُتَوَکِّلونَ(ابراهیم۱۲)
و چـرا بر خــــدا توکّـل نکنیــم، با این که مـا را به راههـای (سعادت) رهبری کرده است؟! و ما بطور مسلّم در برابر آزارهای شما صبــــر خواهیم کرد و توکّل کنندگان، باید فقــط بر خدا توکّل کنند.»
🌹وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الْأَمْرُ کُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَکَّلْ عَلَیْهِ وَمَا رَبُّکَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (هود۱۲۳)
نهـان آسمان ها و زمین فقط در سیطره دانش خداست، همه کارها به او باز گردانده می شود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل داشته باش، و پروردگارت از آنچه انجام میدهید، بیخبر نیست.
🌹وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ(آلعمران۱۰۹)
که سرنوشت همهی کارها بدست خداست
🌹وَیَرزُقهُ مِن حَیثُ لا یَحتَسِبُ ۚ وَمَن یَتَوَکَّل عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمرِهِ ۚ قَد جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدرًا(طلاق۳)
و او را از جایی که گمان ندارد روزی میدهد؛ و هر کس بر خدا توکّل کند، کفایت امرش را میکند؛ خداوند فرمان خود را به انجام میرساند؛ و خدا برای هر چیزی اندازهای قرار داده است.
🌹وَ مَا اللَّهُ یُرِیدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِینَ(۱۰۸)
خداوند هیچ ستمى را بر جهانیان نمىخواهد
🌹ایّاکَ نَعْبُدُ وَ ایّاکَ نَسْتَعین(فاتحه۵)
فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری میخواهیم
🌹وَمَن یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (انفال۴۹)
هر کس بر خدا توکل کند (بیتردید پیروز میشود)؛ زیرا خدا توانای شکست ناپذیر و حکیم است.
🌹إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ (انفال۲)
مؤمنان حقیقی کسانی هستند که چون یاد خدا شود، دل هایشان(از عظمتش) لرزان میشود، وهنگامی که آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان می افزاید، و بر پروردگارشان توکل میکنند.
🌹إِن یَنصُرکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُم (آلعمران۱۰۸)
اگر خداوند شما را یاری کند، هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد.
🌹فَقُل حَسبِیَ اللَّهُ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ ۖ عَلَیهِ تَوَکَّلتُ ۖ وَهُوَ رَبُّ العَرشِ العَظیمِ(توبه۱۲۹)
پس(نگران مباش!) بگو: خداوند مرا کفایت میکند؛ هیچ معبودی جز او نیست؛ بر او توکّل کردم؛ و او صاحب عرش بزرگ است.
🌹فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا (نسا۸۱)
بنابراین از آنان روی برتاب، و بر خدا توکل کن؛ و کارساز بودنِ خدا (نسبت به امور بندگان) کافی است.
🌹وَلِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا (نساء۱۳۲)
و آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی خداست، و خدا بس کارساز است.
و این باور مهم رو در آیهی ۱۷۱ همین سوره هم تکرار میکنه:
آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است فقط در سیطره مالکیّت و فرمانروایی اوست، و خدا از نظر کارسازیِ (همه امور) کافیست.
و چقدر خداوند، این کلید رو درقرآن بهمون داده که قدرت تنها از آنِ خداست و خواسته که باور کنیم فقط و فقط و فقط خدا برای ما کافیست…
سلام به حوری جان عزیزم
چقدر حالم خوب شد وقتی این پاسخ پر از آگاهی و پر از آیات توحیدی رو دیدم و چقدر شکرگزار خداوندم که داره از طریق دستی از دستان توحیدیش این پیام های توحیدی رو به من میرسونه که دلمو قرص کنه و بگه نترس، من برای توکافی هستم، سپاسگزارم دوست عزیزم و سپاسگزار خداوندی که بنده ش رو به حال خودش رها نکرده و همیشه ان علینا للهدی رو به من یادآوری میکنه
در پناه خدا شاد و سربلند و توحیدی تر ار همیشه باشید
سلام خانم باختری عزیز
نشانہ این بار من این فایل بود دوبار گوش دادم حرفاشون این بار چقد برام اعتماد قلبی آورد
اومدم کامنتھا رو خوندم کامنت شیرین عزیز کہ واقعا اشکم درومد از حرفاش
در ادامہ کامنت شما رو کہ خوندم خیلی حس خوبی بھم دست داد چقد از حرفاتون انرژی گرفتم چقد خوب بہ جزعیات توجہ کردین و نوشتین مثال ھایی کہ آوردی چطور بتونیم ھمیشہ بہ یاد خدا باشیم
آیاتی کہ در مورد تفکر از قرآن آوردی ،( و در وزش بادھا نشانہ ھای روشنی است برای گروھی کہ تفکر میکنند)
خیلی منو بہ فکر واداشت
جملہ ای کہ پیامبر آوردی
واقعا ھمہ چیز (توحید)
این بار این ھدایت این کہ ھدایت شدم بہ این فایل مخصوصا کامنت شما کہ عالی توضیح دادین در مورد حرف ھای استاد ریزبینانہ در مورد توحید در ادامہ حرف ھای استاد
(ھمین الان کہ این کامنتو مینویسم صدای اذان و نام اللہ ھم تو گوشم خوندہ میشہ خدایا شکرت)
آرہ داشتم میگفتم این بار کہ ھدایت شدم بہ این نشانہ مخصوصا کامنت شما رو ھم کہ خوندم با نشانہ ھای قبلی خیلی فرق داشت خیلی بھم ایمان قلبی داد انقار خدا این بار باھام محکمتر صحبت کرد کہ ھمہ چیز ایمان ھمہ چیز توحید و توکل ھمیشہ بہ یادش باشم فقط رو خودش حساب کنم و خودش بقیہ کارھا رو انجام میدہ
چند تا سوال تو ذھنم بود کہ جوابشو گرفتم واقعا کار خدا قوانین خدا بی نقص و امروز چہ نشانہ ارزشمندی دریافت کردم خدایا ھزاران مرتبہ شکر
دلم نیومد نیامو از شما تشکر نکنم امروز واقعا یہ روز متفاوتی شد برام
خیلی خیلی از شما ممنونم کلی لذت بردم
امیدوارم ھمیشہ حال دلت عالی باشہ ،ھمیشہ خوشبخت باشی
با یاد خدادلها ارامش میابد
سلام دوست عزیزم
چ زیبا سخن گفتی
تحسین میکنم این قلم شیوا این احساس خداگونه شما رو ک از وصل بودن سرشار است
سپاس گزارم از شما دوستان هم فرکانسی عزیزم دراین سایت الهی
ازاستاد وخانم شایسته سپاس گزارم ک دستان خداوند هستند برای هدایت ما
خدایا شکرت برا فرکانس نوشتن و تحسین کردن و سپاسگزاری کردن
شادو سلامت وثروتمند دردنیا واخرت باشین
وخدایی ک بشدت کافی است
سلام حوری عزیزم
ممنون بابت نوشته ی زیبات
این فایل نشونه ی امروز من بود و من هدایت شدم به این پیام زیبای شما ،فقط و فقط خدا برای من کافیست چقدر این جمله رو دوست داشتم اگه این پیغام از خدا برای من نیس پس از چیه
خدا آنقدر زیبا هدایت میکنه و من بنده چقدر جاها شرک آلود رفتار میکنم،حوری نازنینم منم چند روزی هست قرآن رو شروع کردم به مطالعه قبلاً فک میکردم هر چقدر بیشتر بخونم ثواب بیشتری داره اما روزی دو صفحه میخونم و خودمو متعهد کردم فک کنم در مورد هر صفحه ای که میخونم ولی خیلی جاها بازم متوجه نمیشم و فک میکنم اشتباه فهمیدم موضوع رو ولی سعی میکنم ادامه بدم و میدونم خدا ی مهربونم هدایت میکنه و قدم به قدم باهامه
ممنونم ازت نازنین
دورد وخداقوت خدمت شما حوری خانوم. بسیار زیبا نوشتید و هرآنچه ازدل براید بردل نشیند. به نظر میاد شما مطالعه خوبی درباره قرآن کردید و چند آیه هم درباره تفکر کردن مثال زدید. خیلی خوبه که مطالعه دارید قران رو امیدوارم من هم بتونم که قران رو به خوبی بخونم ودرک کنم و عشق و نور رو درزندگی خودم و جهان اطرافم جاری کنم ،درپناه خداوند یکتا باشید
سلام به شما دوست عزیز
چقدر زیبا چقدر زیبا واقعأ هر وقتی که کامنت زیبای شمارو میخونم واقعأ حس حالم خوب میشه سپاس گذارم از شما واقعأ تحسین تون میکنم این کامنت شما در آرشیو علاقه مندی من هست واقعأ هر وقت میخونم لذت میبرم سپاس گذارم
سلام دوست عزیز چقد زیبا ودلنشین صحبت کردین واقعا توحید مهمترین اصل خوشبختی ورسیدن به سعادت هست من قبلا یک زن بی هدف که همه بدبختی هایم را به عوامل مختلفی مثل شوهر ،اجتماع وخیلی چیزا ربط میدادم ودر بدبختی ورنج زندگی میکردم تا خدا از طریق خواهر شوهرم مرا با استاد آشنا کرد نمیدانید پس از شنیدن فایلها و آشنا شدن با سایت عباس منش چقد از لحاظ روحی وروانی و مالی متحول شدم خدارو هزار مرتبه شکر بخاطر هدایتم به این مسیر سرشار از عشق ومعرفت الهی استاد جان ازتون بی نهایت سپاس گذارم
سلام دوست خوبم
وجود نازنین هایی چون شما برای
دانشجویان نوپایی چون من مایه ی قدرت و بسی امیدواری ست ، و ذهن منطقی من قانع میشود که آری میشود به چنین درکی از آموزه های استاد رسید که بتوان در وصف دوست اینگونه شیوا قلم زد .
دوست عزیز از کامنت زیبایتان لذت بردم و امیدوارم بنده هم چون شما با هر نفس کشیدن یاد خدا را بیاد بیارم .
اگر بشود ، چه شود .
یقینا در لحظه ی تایپ پر بودی از یاد خدا ، چشمت ، دستت ، حست ، عشقت …
اصلا خوده خدا بود که مینوشت ،
، کاش می شد بعضی حسو حال ها را مانند آهنگ
ظبط کرد و در موقع نیاز هر وقت که اراده میکردیم ،
گوششان بکنیم .
آرزو دارم همواره تو اون حال و هوا بمانید.
شاد و پیروز باشید .